این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-22.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-09-12 13:15:272020-08-22 01:48:58زیبایی ها را ببینیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چند روز پیش یه در خواست از خدا کردم و ازش خواستم خدایا من دوست دارم اینطوری که دوست دارم بشه و اگه نشد هم اشکالی نداره و به خواستم نمی چسبم و اجازه میدم تو هدایتم کنی چون جهان ، جهان باورهاست و جهان به افکار من پاسخ میده و اگر من با خواستم هم فرکانس باشم پس رخ میده .
اگر نشد نمیگم چرا نشد. چون من دارم خلق میکنم جهان اطرافم را .
امروز با یک تماس خیلی راحت به خواستم رسید . خدایا شکرت .
امروز متوجه یه زیبایی شدم . یه بخشی از خیابون محله نیاز به آسفالت داشت و امروز دیدم چه آسفالتی خوبی شده و گفتم خدایا شکرت اینجا آسفالت کردن .
خدایا شکرت برای نعمت راحتی و روانی خیابون .
امروز یک بنر داخل شهر دیدم از یه دختری که مقام دوم استعدادهای در خشان در سطح کشور کسب کرده بود و چقدر هم چهره زیبایی
داشت خیلی تحسینش کردم . خدایا شکرت
برای حضور این دختر توانمند و بااستعداد .
خدایا شکرت .
چند لحظه بعدش هم یه ماشین گذر موقت دیدم که خیلی خفن و بزرگ و باحال و لوکس بود و اصلاً نتونستم برند ماشین بخونم .
شاسی خوشگل و هیولایی بود .
خدایا شکرت میتونم زیبایی های اطرافم را ببینم
خدایا شکرت که هر روز داری منو به ثروت و نعمت و فراوانی بیشتری هدایت میکنی .
خدایا شکرت برای خلق روزی زیبا و پر از خیر و برکت .
امروز خدا برای من شاهکار کرد.
امروز بعد از گوش کردن گام 10 و نوشتن کامنت این بخش هدایت شدم به جلسه 10 احساس لیاقت و خودشناسی بیشتر و اینکه متوجه رشد
شخصیتم در این قسمت شدم خدایا شکرت و درست بعد از گوش کردن این جلسه و کامنت نوشتن ، هدایت شدم به یوتیوب و اولین پستی که برای من ظاهر شد ، پست فاطمه جان که در مورد لیاقت بود و حسابی سوپرایز شدم و وقتی اومدم لایک فرستادم برای فاطمه
عزیزم، لایک من 10امی لایک شد و همون موقع
روی پست فاطمه برای من برگه های رنگی
ظاهر شد و برام پیام تبریک اومد . خیلی ذوق کردم و همون لحظه با قلبم احساس کردم که این پیام لیاقت از طرف خدا به وسیله هایکوی
زیبای فاطمه برای منه . قشنگ احساس کردم از طرف خدا جام لیافت گرفتم . چقدر حس خوبیه
من هیچ شناخت و آشنایی با قوانین یوتیوب و کار کردن این برنامه ندارم ولی این حرکت امروز
خدایا شکرت امروز همراه اول و بانک پاسارگاد تولدمو تبریک گفتن.
فقط نمیدونم چرا بانک ملت یادش رفت! خخخ
تازه همراه اولم 3 تا منو هدیه گذاشته که یکیشو به دلخواه انتخاب کنم.
یکیش تماس نامحدود یک روزه است.
اصلا دیگه برام خیلی عجیبه که بخوام به این گزینه حتی فکر کنم.
یادم میاد دوران جاهلیتم.
دوران قبل از اشنایی با استادم.
نزدیک به 545 روز پیش…
دورانی که میومدم از ایرانسل با یه مبلغ کم بسته مکالمه ماهانه طولااانی میخریدم.
اصلا یه جورایی نامحدود محسوب میشد.
و هر روز به خواهرهام زنگ میزدم.
تازه اصرار هم داشتم که مامانم هم خط ایرانسل بگیره تا بتونم بهش زنگ بزنم و طولانی صحبت کنیم.
اما الان…
الان دیگه اصلا اشتیاق ندارم به کسی زنگ بزنم و طولانی صحبت کنم.
حتی با خانواده ام.
الان نهایت با خواهرها و مادرم نهایت 5 دقیقه یا زیاد زیادش بشه 10 دقیقه صحبت کنیم اونم بیشتر حال و احوال پرسی خودمون و بچه هامونه!
اونم بیشتر تماس از سمت اونهاست تا من!
اونم خییلی تلاش میکنم که از ناخواسته ها نگم و اگر صحبتی از سمت اونها بشه که باب میلم نباشه،گوشی رو از گوشم دور میکنم تا نشنوم و فقط چند ثانیه یک بار گوشی رو میارم جلو دهنم یه صدایی از خودم در میارم تا نفهمن به حرفشون گوش نمیدم.
البته که از وقتی با استاد اشنا شدم اطرافیان به خصوص مادرم فهمیدن که من اصلا گوش شنوایی برای شنیدن درد و دلها و صحبت از ناخواسته ها ندارم!
به خاطر همینم بنده خدا خیلی رعایت میکنه.
بعضی وقتا هم از خواهرم میشنوم که مادرم پشت سرم گفته که اصلا پیش سعیده نمیشه حرفی بزنی.
اصلا به حرفت گوش نمیده.
و این باعث خوشحالی منه.
البته به هیچ وجه بی احترامی به کسی نمیکنم.
هر وقت مادرم تماس میگیره بهش میگم سلاااااام زیباترین مادر دنیااااااا.
فقط در جواب صحبتهایی که باب میلم نیست میگم بیخیال،ولش کن،به ما چه.
خدایا شکرت به خاطر یاداوری این تغییر در سالروز تولدم.
خدایا شکرت برای فلفل دلمه های خوش رنگ و زیبا و خوشمزه که وارد زندگیم کردی .
خدایا شکرت برای فلش آهنگهای شادی که تو ماشین گوش میدم .
خدایا شکرت برای گام 10 پروژه تغییر را در آغوش بگیر .
دیروز هدایت شدم به خرید یه پایه خوب و محکم برای کیبورد . خدارا شکر خریدمش . خیلی ذوق دارم که شروع کنم و یادش بگیرم . یکسری برنامه هم ریختم در گوشی که با استفاده از آنها میخوام شروع کنم . خدایا شکرت برای نعمت زیبای کیبورد . خدایا شکرت برای پایه مناسبی که براش تهیه کردم .
همسایه های نوری عزیزم امشب دلم پر از حس قشنگ شد و گفتم این حس رو با شما شریک بشم
چند روز پیش بعد از خونهتکونی کلی لباس از خودم، همسرم و دخترا جمع کردم که بدم به مامان تا اگه کسی رو میشناسه، بهشون بده. امشب رفتیم خونشون تا لباسها رو برسونم.
تلویزیونشون روشن بود، شبکه جمفود یه مسابقه شیرینیپزی پخش میکرد.
یه خانوم سیاهپوست بین چند تا شرکتکننده سفیدپوست بود، پر از انرژی، لبخند و حال خوب
یه جا گفت: خدایا خودت کمکم کن، من هیچی بلد نیستم.
قرار بود عکس خودشونو با کاکائو روی آبنبات بکشن زمانشونم خیلی کم بود.
آخر مسابقه، وقتی داورا مزه رو تست کردن، با اینکه آبنباتش خندهدارترین ظاهر رو داشت . اما طعمش بینظیر بود و اون خانوم جایزهی کلاه طلایی رو گرفت
اون لحظه دلم لرزید… گفتم ببین خدا چجوری جواب دلی که بهش توکل کرده رو میده
با خودم گفتم: خدایاااا، چه شاهکاری کردی براش
بعدش نشستیم با مامان و بابا چای خوردیم و حرف زدیم…
با خودم گفتم قبلاً همیشه تلویزیونشون روی اخبار بود و اعصابم داغون میشد، اما امشب پر از لبخند و زیبایی بود
اون لحظه یاد جملهی استاد افتادم:
وقتی در مدار زیباییها باشی، زشتیها دیگه بهت دسترسی ندارن
و من فقط گفتم:
هذا من فضل ربی…
خدایا شکرت که یادم دادی زیباییها رو ببینم حتی توی یه مسابقه ساده شیرینیپزی
سلام و سلامتی به استاد عزیزم، دوستان هم فرکانسی ام که چه سعادتی است که خدا جون من رو تو این محیط قرار داده ….. الهی شکر
@@ زیبایی های این روزهای شیما بانو:
»» به لطف خدا به سفر رودبار هدایت شدیم و هم به یک سری کارها در انجا رسیدگی کردیم و هم کلی تفریح در انجا خداجون برامون جور کرد ….
»» الان فصل زیتون چینی از درخت ها برای روغن گیری است …. چه بار زیتون فراوانی امسال خدا جون جور کرده …. برای اولین بار در این زمان ما اونجا بودیم و از نزدیک این کار رو مشاهده کردیم و یک روز کنار مادرشوهر، پدر شوهر و برادر شوهر در باغ کمک ان ها بودیم و کلی تجربه کسب کردیم ….
»» من هم که باید از کارخانه روغن تهیه میکردم برای فروش هر ساله ام …. خدا جون هم این کار رو برامون سبک و اسان کرد …
»» برای حمل دبه های بیست لیتری روغن، ادم های مهربان جور کرد و کمک کردند …
»» همچنین در زمان تهران رسیدن هم برادرم را روزی کرد که کمکمان کند و ازش خیلی ممنون شدم …
»» در انجا یک روز شب نشینی رفتیم پیش خانواده مهربون برادر شوهرم که یک دفعه شوکه شدم از مهربونی شان … جاریم برام یک هدیه دستگاه air frier خریده بود و خیلی شرمنده ام کرد .. بدون مناسبت … اصلا باورم نمیشد …. کلی تشکر کردم و خوشحالی ام را بروز دادم …..من هم سوغاتی های چین رو بهشون دادم …
»» هفته پیش قبل رفتن به چین، دچار بیاری شدم که توان رفتن به دکتر را هم نداشتم و علی هم استخر داشت که باید می رفت حتما …. خدا جون بردارم را روزیم کرد که من را ببرد دکتر و علی رو هم زحمت کشید برد استخر و اورد و دکتر دو روز استراحت برام نوشت و کلی در خانه استراحت کردم ….
»» در رودبار به طبیعت بام رودبار در دارستان که برادر شوهرم در انجا کلبه دارد، دعوت شدیم برای ناهار فسنجان با مرغ محلی و آش بعدازظهر با سبزی محلی …. چایی آتیشی هم که دور آتش در شب جزو تفریحات اصلی مان است در انجا …
»» دیدن طلوع ماه در آسمان دارستان که زیبایی اش حد نداشت…
»» شرکت در کلاس نجوم در محل کارم که خیلی جالب و جذاب و آموزنده است …
»» دیدن مطالب بسیار جالب و جذاب و توحیدی از دوستان عزیزم در یوتیوب …
»» اتمام کامل دوره هم جهت با جریان خدا جون که تعهد نت برداری و حداقل یک کامنت نوشتن برای هر جلسه را به انجام رساندم به لطف خدا جون ….که البته ارزش بارها گوش دادن دارد
»» شروع دوره لیاقت که قبل ها تا جلسه 4 رفته بودم و اما نصفه کاره مانده بود و من از ابتدا شروعش کرده ام به امید خدا ….
»» بودن در این سایت الهی که همیشه شکر گزارش هستم ….
سلام.
الهی شکر برای روز پر برکت و رزقی که تا الان گذروندم.
حافظ عسلی لالا کرد منم رفتم سراغِ دفترم، و بعد هم اومدم اینجا واسه نوشتن از قشنگی هام.
الهی شکرت.
امروز، مشغولِ یه چالش بودم، و این سوال که کارم درسته یا نه…
نشانه روزانه رو زدم.
فایلی اومد که شنیدنش و کامنت نوشتن داخلش، باعث شد ذهنم بهتر خودشو آروم کنه.
موقع کامنت نوشتن تو صفحه همون فایل، راهکار خوبی رسید دستم برای بهبودم.
معجزه ی سکوت
هیچی نگفتن.
تو ذهنم و روی زبونم، سکوت کردن.
الهی شکر برای نعمت سکوت.
و البته خودمو تحسین میکنم برای یه پله صعود در زمینه عزت نفس و ارزشمندیِ درونم.
امروز رزق های فراوانی از دوستانم دریافت کردم و بسیار خوشحالم. الحمدالله.
الهی شکر که میتونم صداشونو بشنوم.
پیام هاشونو بخونم.
تصویرشوتو ببینم.
الهی شکر برای گفتگوهامون.
قبل از گردش مادر پسری، از حافظ پرسیدم سه چرخه سواری یا پیاده روی؟
خندید.
منم گفتم باشه بیرون رفتیم هدایت میشیم.
جلوی در به نتیجه رسیدیم پیاده روی.
قدم زدیم با انتخابِ مسیر، توسط اقا حافظ.
مسیر جدید رو هم تست کردیم.
موقعی که اومدیم خونه، اشاره کرد به پایین پله ها که سه چرخه اش اونجاست.
فهمیدم دوست داره اینم تجربه کنه، با عشق سه چرخه شو اوردم و یه گشت و تفریح با سه چرخه رو هم تجربه کردیم و لذت بردیم.
امروز هم تو گردش، کلی قشنگی دیدیم و تجربه کردیم.
به خودم گفتم ببین، وقتی تو از خونه بیرون میای، حرکت میکنی برای تعییر و بهبود، جایزه ات اینه قشنگی های فراوان و متنوعی رو تجربه کنی.
الهی شکر.
پشت شیشه ی یه ماشین جمله ی قشنگی دیدم:
کوچکِ خدا باش، و بزرگِ هر که مقابلِ خداست.
امروز نهار خوشمزه ای پختم.
مزه ی خوشِ غذا هم رزق خداست، از فضلِ خودشه انقدر غذا بهم مزه میده.
ایده ی بهبودهای امروزم رو دریافت کردم و اجرا کردم.
الهی شکرت برای این قرارِ روزانه با خدای مهربانم.
خدا میگه من به چی نیاز دارم برای بهبود خودم و زندگی، منم به لطف خودش اجرا میکنم.
پایان هر روز کلی کیف میکنم برای عزت نفسم که داره رشد میکنه.
برای اعتماد به نفسم که داره رشد میکنه.
برای ارزشمندیِ درونم، که داره بیدارتر میشه.
الحمدالله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
بنام خداوند بخشنده و مهربان
هذا من فصل ربی
خدایا شکرت برای خلق خواستم .
چند روز پیش یه در خواست از خدا کردم و ازش خواستم خدایا من دوست دارم اینطوری که دوست دارم بشه و اگه نشد هم اشکالی نداره و به خواستم نمی چسبم و اجازه میدم تو هدایتم کنی چون جهان ، جهان باورهاست و جهان به افکار من پاسخ میده و اگر من با خواستم هم فرکانس باشم پس رخ میده .
اگر نشد نمیگم چرا نشد. چون من دارم خلق میکنم جهان اطرافم را .
امروز با یک تماس خیلی راحت به خواستم رسید . خدایا شکرت .
امروز متوجه یه زیبایی شدم . یه بخشی از خیابون محله نیاز به آسفالت داشت و امروز دیدم چه آسفالتی خوبی شده و گفتم خدایا شکرت اینجا آسفالت کردن .
خدایا شکرت برای نعمت راحتی و روانی خیابون .
امروز یک بنر داخل شهر دیدم از یه دختری که مقام دوم استعدادهای در خشان در سطح کشور کسب کرده بود و چقدر هم چهره زیبایی
داشت خیلی تحسینش کردم . خدایا شکرت
برای حضور این دختر توانمند و بااستعداد .
خدایا شکرت .
چند لحظه بعدش هم یه ماشین گذر موقت دیدم که خیلی خفن و بزرگ و باحال و لوکس بود و اصلاً نتونستم برند ماشین بخونم .
شاسی خوشگل و هیولایی بود .
خدایا شکرت میتونم زیبایی های اطرافم را ببینم
خدایا شکرت که هر روز داری منو به ثروت و نعمت و فراوانی بیشتری هدایت میکنی .
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
بنام خداوند بخشنده و مهربان
هذا من فضل ربی
خدایا شکرت برای خلق روزی زیبا و پر از خیر و برکت .
امروز خدا برای من شاهکار کرد.
امروز بعد از گوش کردن گام 10 و نوشتن کامنت این بخش هدایت شدم به جلسه 10 احساس لیاقت و خودشناسی بیشتر و اینکه متوجه رشد
شخصیتم در این قسمت شدم خدایا شکرت و درست بعد از گوش کردن این جلسه و کامنت نوشتن ، هدایت شدم به یوتیوب و اولین پستی که برای من ظاهر شد ، پست فاطمه جان که در مورد لیاقت بود و حسابی سوپرایز شدم و وقتی اومدم لایک فرستادم برای فاطمه
عزیزم، لایک من 10امی لایک شد و همون موقع
روی پست فاطمه برای من برگه های رنگی
ظاهر شد و برام پیام تبریک اومد . خیلی ذوق کردم و همون لحظه با قلبم احساس کردم که این پیام لیاقت از طرف خدا به وسیله هایکوی
زیبای فاطمه برای منه . قشنگ احساس کردم از طرف خدا جام لیافت گرفتم . چقدر حس خوبیه
من هیچ شناخت و آشنایی با قوانین یوتیوب و کار کردن این برنامه ندارم ولی این حرکت امروز
منو خیلی سوپرایز کرد.
خدایا شکرت برای زیبایی های زندگیم .
خدایا شکرت برای حضور دوستانم در زندگیم .
خدایا شکرت امروز همراه اول و بانک پاسارگاد تولدمو تبریک گفتن.
فقط نمیدونم چرا بانک ملت یادش رفت! خخخ
تازه همراه اولم 3 تا منو هدیه گذاشته که یکیشو به دلخواه انتخاب کنم.
یکیش تماس نامحدود یک روزه است.
اصلا دیگه برام خیلی عجیبه که بخوام به این گزینه حتی فکر کنم.
یادم میاد دوران جاهلیتم.
دوران قبل از اشنایی با استادم.
نزدیک به 545 روز پیش…
دورانی که میومدم از ایرانسل با یه مبلغ کم بسته مکالمه ماهانه طولااانی میخریدم.
اصلا یه جورایی نامحدود محسوب میشد.
و هر روز به خواهرهام زنگ میزدم.
تازه اصرار هم داشتم که مامانم هم خط ایرانسل بگیره تا بتونم بهش زنگ بزنم و طولانی صحبت کنیم.
اما الان…
الان دیگه اصلا اشتیاق ندارم به کسی زنگ بزنم و طولانی صحبت کنم.
حتی با خانواده ام.
الان نهایت با خواهرها و مادرم نهایت 5 دقیقه یا زیاد زیادش بشه 10 دقیقه صحبت کنیم اونم بیشتر حال و احوال پرسی خودمون و بچه هامونه!
اونم بیشتر تماس از سمت اونهاست تا من!
اونم خییلی تلاش میکنم که از ناخواسته ها نگم و اگر صحبتی از سمت اونها بشه که باب میلم نباشه،گوشی رو از گوشم دور میکنم تا نشنوم و فقط چند ثانیه یک بار گوشی رو میارم جلو دهنم یه صدایی از خودم در میارم تا نفهمن به حرفشون گوش نمیدم.
البته که از وقتی با استاد اشنا شدم اطرافیان به خصوص مادرم فهمیدن که من اصلا گوش شنوایی برای شنیدن درد و دلها و صحبت از ناخواسته ها ندارم!
به خاطر همینم بنده خدا خیلی رعایت میکنه.
بعضی وقتا هم از خواهرم میشنوم که مادرم پشت سرم گفته که اصلا پیش سعیده نمیشه حرفی بزنی.
اصلا به حرفت گوش نمیده.
و این باعث خوشحالی منه.
البته به هیچ وجه بی احترامی به کسی نمیکنم.
هر وقت مادرم تماس میگیره بهش میگم سلاااااام زیباترین مادر دنیااااااا.
فقط در جواب صحبتهایی که باب میلم نیست میگم بیخیال،ولش کن،به ما چه.
خدایا شکرت به خاطر یاداوری این تغییر در سالروز تولدم.
الحمدلله رب العالمین.
بنام خداوند بخشنده و مهربان
خدایا از هر خیری از تو به من برسد من فقیرم .
خدایا شکرت برای زیبایی های زندگیم .
خدایا شکرت برای پیام قشنگی که ار فاطمه جان محرمی دریافت کردم . خدایا شکرت
برای رزقی که دریافت کردم . فاطمه جانم سپاسگزارت هستم برای پیام عشقی که برام نوشتی .
خدایا شکرت برای شعرهای زیبای فاطمه جانم که روح منو جلا میده . خدایا شکرت برای دوستان موفقی که دارم .
خدایا شکرت هر روز شاهد پیشرفت و موفقیت دوستانم هستم .
خدایا شکرت برای ویدیوهای سمانه جانم که
باعشق نگاه میکنم و لذت میبرم .
دیروز هدایت شدم برای گذاشتن کارهای خودم در کانال یوتیوب .
خیلی برای این کار مقاومت داشتم ولی انجامش دادم .
وقتی اولین پست را گذاشتم دیدم دانلودنمیشه
هر کاری کردم دانلود نشد و پیام خطا زد به خودم گفتم الخیر فی ما وقع .
اومدم و چند تا عکس فقط آپلود کردم روی کانال و از خدا هدایت خواستم .
ولی همین چند تا عکس هم برای من خیلی راضی کننده بود . برای منی که اصلاً در هیچ فضای مجازی فعالیت نداشتم و ندارم .
ذهنم هنوز مقاومت داره ولی خودم سپردم به خدا .
خدایا شکرت برای دیدن و شنیدن موفقیتهای دوستانم در سایت و بیرون سایت .
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا
بنام خداوند بخشنده و مهربان
خدایا هر چه دارم از آن توست و تو به من دادی .
سلام
خدایا شکرت برای امروز زیبا .
خدایا شکرت برای آسمان زیبا
خدایا شکرت برای خواب کامل و با کیفیت .
خدایا شکرت برای فلفل دلمه های خوش رنگ و زیبا و خوشمزه که وارد زندگیم کردی .
خدایا شکرت برای فلش آهنگهای شادی که تو ماشین گوش میدم .
خدایا شکرت برای گام 10 پروژه تغییر را در آغوش بگیر .
دیروز هدایت شدم به خرید یه پایه خوب و محکم برای کیبورد . خدارا شکر خریدمش . خیلی ذوق دارم که شروع کنم و یادش بگیرم . یکسری برنامه هم ریختم در گوشی که با استفاده از آنها میخوام شروع کنم . خدایا شکرت برای نعمت زیبای کیبورد . خدایا شکرت برای پایه مناسبی که براش تهیه کردم .
خدایا سپاسگزار تو هستم برای تمام
زیبایی های زندگیم .
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا
به نام خدای زیبایی ها
سلام دوستای گلم
خدایا شکرت برای داشتن دوستان خوب توی این فایل زیبایی ها
واقعاً چقدر زیباست آدم دوستایی داشته باشه که ندیدی شون ولی چقد میشناسی شون و حس خوب می گیری ازشون و تازه اگه چند روز کامنت نذارن دلت براشون تنگ بشه
دوستای گلم تو این زیبایی ها ،
از صمیم قلب دوستتون دارم و دلم برای دیدنتون
پر میکشه.
خدایا شکرت برای وجود پر مهرتون
سعیده جان خاجوئی که چن روز بود اینجا غایب بود
براش خیلی دعا کردم در سلامتی باشه و خدا رو شکر که حالش خوبه و یه سری به دوستان زده و
خدایا شکرت که وحید جان هم حالش خوب شده
امروز مثه روزای دیگه ی خدا
بازم برام قشنگ بود
چون من فشنگی ها رو می سازم
خدایا شکرت که قدرت خلق زندگی رو بهم دادی
چه نعمت بزرگیه واقعاً خدایا شکرت
همسرم گفت حالا که قراره سارا جانم رو برسونم
بیا با هم بریم اگه خریدی هم داشتی انجام میدی
خدایا شکرت
من که از خدام بود
تو ستاره قطبی هم نوشته بودم امروز میخوام برم بیرون و تفریح کنم و خوش باشم
بعدش رفتیم یه بوستان بسیار زیبا که اهدایی یه خیر به نام آقای ناجی که قبلاً خونه بوده
یه خونه بزرگ که در زمان پهلوی ساخته شده یه ساختمون خیلی بزرگ با پنجره های چوبی و شیشه های رنگی وسط حیاط
حیاط هم آنقدر بزرگ با درختان انار و توت سفید که خیلی تنومند بودن و یه حوض سیصد متری در وسط حیاط که درختان سرو زیبا در دو طرفش
که عکسشون توی آب افتاده بود
یه بچه گربه سیاه خوشگل هم داشت از حوض آب می خورد.
صندلیهای چوبی بسیار زیبا در دو طرف حوض
که جون میداد برای نشستن و مراقبه .
و در آخر باغ هم جا برای تفریح و وسایل بازی و پارک بچهها بود
که البته این ساعت خلوت بود
و
آهنگ سنتی بسیار زیبا که از بلند گوهای باغ با صدای ملایم پخش میشد
و
وزش نسیم خنک و رقص برگ درختان صنوبر و ریزش آهسته آهسته اونا
و
حس نزدیکی من به خدا
وای خدای من
خدایا شکرت
نهار رو هم از بیرون خریدیم و همون جا خوردیم
یه ساعتی هم که همسرم رفت و
من اونجا بودم و با خدای خودم لذت بردم از بودن باهاش
خدایا شکرت از بودن با خودت
خدایا شکرت برای خرید میوه های رنگارنگ پاییز
خدایا شکرت از بودن در کنار همسرم
خدایا شکرت از عکسهای قشنگی که گرفتم
قبلاً از خودم عکس نمی گرفتم
فکر کنم برا خودم ارزش قائل نبودم
ولی حالا با عشق از خودم عکس می گیرم
حالا یکی رو سر فرصت میذارم پروفایل صفحه ام .
خدایا شکرت برای گوشی با کیفیت و خوبم
خدایا شکرت برای گارد زیبایی که براش خریدم
رنگ قرمز که خیلی دوس دارم
وقتی خواستم بخرم تو دلم گفتم خدا کنه قرمز داشته باشه
خدایا شکرت
که در لحظه پاسخ میدی
خدایا هزاران سپاس
و در آخر هم که رفتیم دوقلو های قشنگم رو از دانشگاه برداشتیم و اومدیم خونه.
در پناه نور و عشق خدا باشید.
سلام به همگی
قلبهاتون پر از عشق خداا
همسایه های نوری عزیزم امشب دلم پر از حس قشنگ شد و گفتم این حس رو با شما شریک بشم
چند روز پیش بعد از خونهتکونی کلی لباس از خودم، همسرم و دخترا جمع کردم که بدم به مامان تا اگه کسی رو میشناسه، بهشون بده. امشب رفتیم خونشون تا لباسها رو برسونم.
تلویزیونشون روشن بود، شبکه جمفود یه مسابقه شیرینیپزی پخش میکرد.
یه خانوم سیاهپوست بین چند تا شرکتکننده سفیدپوست بود، پر از انرژی، لبخند و حال خوب
یه جا گفت: خدایا خودت کمکم کن، من هیچی بلد نیستم.
قرار بود عکس خودشونو با کاکائو روی آبنبات بکشن زمانشونم خیلی کم بود.
آخر مسابقه، وقتی داورا مزه رو تست کردن، با اینکه آبنباتش خندهدارترین ظاهر رو داشت . اما طعمش بینظیر بود و اون خانوم جایزهی کلاه طلایی رو گرفت
اون لحظه دلم لرزید… گفتم ببین خدا چجوری جواب دلی که بهش توکل کرده رو میده
با خودم گفتم: خدایاااا، چه شاهکاری کردی براش
بعدش نشستیم با مامان و بابا چای خوردیم و حرف زدیم…
با خودم گفتم قبلاً همیشه تلویزیونشون روی اخبار بود و اعصابم داغون میشد، اما امشب پر از لبخند و زیبایی بود
اون لحظه یاد جملهی استاد افتادم:
وقتی در مدار زیباییها باشی، زشتیها دیگه بهت دسترسی ندارن
و من فقط گفتم:
هذا من فضل ربی…
خدایا شکرت که یادم دادی زیباییها رو ببینم حتی توی یه مسابقه ساده شیرینیپزی
سلام و سلامتی به استاد عزیزم، دوستان هم فرکانسی ام که چه سعادتی است که خدا جون من رو تو این محیط قرار داده ….. الهی شکر
@@ زیبایی های این روزهای شیما بانو:
»» به لطف خدا به سفر رودبار هدایت شدیم و هم به یک سری کارها در انجا رسیدگی کردیم و هم کلی تفریح در انجا خداجون برامون جور کرد ….
»» الان فصل زیتون چینی از درخت ها برای روغن گیری است …. چه بار زیتون فراوانی امسال خدا جون جور کرده …. برای اولین بار در این زمان ما اونجا بودیم و از نزدیک این کار رو مشاهده کردیم و یک روز کنار مادرشوهر، پدر شوهر و برادر شوهر در باغ کمک ان ها بودیم و کلی تجربه کسب کردیم ….
»» من هم که باید از کارخانه روغن تهیه میکردم برای فروش هر ساله ام …. خدا جون هم این کار رو برامون سبک و اسان کرد …
»» برای حمل دبه های بیست لیتری روغن، ادم های مهربان جور کرد و کمک کردند …
»» همچنین در زمان تهران رسیدن هم برادرم را روزی کرد که کمکمان کند و ازش خیلی ممنون شدم …
»» در انجا یک روز شب نشینی رفتیم پیش خانواده مهربون برادر شوهرم که یک دفعه شوکه شدم از مهربونی شان … جاریم برام یک هدیه دستگاه air frier خریده بود و خیلی شرمنده ام کرد .. بدون مناسبت … اصلا باورم نمیشد …. کلی تشکر کردم و خوشحالی ام را بروز دادم …..من هم سوغاتی های چین رو بهشون دادم …
»» هفته پیش قبل رفتن به چین، دچار بیاری شدم که توان رفتن به دکتر را هم نداشتم و علی هم استخر داشت که باید می رفت حتما …. خدا جون بردارم را روزیم کرد که من را ببرد دکتر و علی رو هم زحمت کشید برد استخر و اورد و دکتر دو روز استراحت برام نوشت و کلی در خانه استراحت کردم ….
»» در رودبار به طبیعت بام رودبار در دارستان که برادر شوهرم در انجا کلبه دارد، دعوت شدیم برای ناهار فسنجان با مرغ محلی و آش بعدازظهر با سبزی محلی …. چایی آتیشی هم که دور آتش در شب جزو تفریحات اصلی مان است در انجا …
»» دیدن طلوع ماه در آسمان دارستان که زیبایی اش حد نداشت…
»» شرکت در کلاس نجوم در محل کارم که خیلی جالب و جذاب و آموزنده است …
»» دیدن مطالب بسیار جالب و جذاب و توحیدی از دوستان عزیزم در یوتیوب …
»» اتمام کامل دوره هم جهت با جریان خدا جون که تعهد نت برداری و حداقل یک کامنت نوشتن برای هر جلسه را به انجام رساندم به لطف خدا جون ….که البته ارزش بارها گوش دادن دارد
»» شروع دوره لیاقت که قبل ها تا جلسه 4 رفته بودم و اما نصفه کاره مانده بود و من از ابتدا شروعش کرده ام به امید خدا ….
»» بودن در این سایت الهی که همیشه شکر گزارش هستم ….
در پناه حق تعالی
شیما بانو
سلام شیما جانم.
چقدر کیف کردم از خوندنِ دونه به دونه قشنگی های زندگیت.
الهی شکر برای همه ی رزق هات.
محصولتون پربرکت، دلتون شاد، تنتون سلامت.
خیلی خوشحال میشم که هر بار کامنت های قشنگتو اینجا میخونم.
خیلی لذت بخشه خوندن و تجسمِ قشنگی های زندگیِ بقیه ی دوستان.
ممنونم ازت برای محبت و توجهت به کانالم.
قدردان احساسِ خوب و قلبِ مهربانت هستم همیشه.
دوستت دارم.
در پناه خدا باشی خودت و علی جان و همه ی عزیزانت.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
🟠خدایا خیلی ازت ممنونم برای روزِ پر از رزق و برکت و نعمتی که سپری کردم.
🟠الهی شکرت که دقت داشتم به رزق هام، خبرهای خوبی که شنیدم، سورپرایزهایی که شدم و …
🟠امروز همسرم محبت کرد و پاور بانکمو برد مغازه که ببرن برای تعمیرش.
متوجه شدیم پاور بانک سالمه و فقط سیمش خرابه.
خیلی ذوق کردم و امروز بعد مدتها ازش استفاده کردم.
🟠هاپو (چراغ خواب حافظ) از دیشب، بعد از شارژش، روشن نمیشد.
ناراحت نشدم و کنترل ذهن کردم.
امروز بازش کردم، بُردش رو دیدم، و متوجه شدم سیمی که به منبع تغذیه اش وصله، لحیمش جدا شده.
ایده اومد اول لِنت بزنم، اگه جواب نداد فوقش با هویه جانم درستش میکنم، قلع (سیم لحیم) هم خونه داشتیم.
الحمدالله روش اسانتر جواب داد و با همون چسب لنت، مسیله حل شد.
( من تا کاردانی الکترونیک خوندم، برای همین لحیم کاری رو تجربه کردم و هویه خونه داریم، همچنین کنجکاو بودم مدار چراغ خواب رو ببینم)
🟠سمانه جانم
احسنت که با هدایت خدا، چراغ خواب حافظ رو درست کردی.
چون حافظ خیلی هاپوشو دوست داره.
شب ها هم تا بخوابه گاهی براش روشن میکنیم.
الهی شکر که هاپو برگشت به خانواده.
🟠الهی شکر برای پاسخ هایی که از دوستان دریافت کردم.
🟠الهی شکر برای رزقی که از طریق ایمیل و واتس اپم دریافت کردم.
🟠الهی شکر برای ترشی خوشمزه ای که مامانم بهمون هدیه داد.
🟠الهی شکر برای خریدهای امروزِ همسرم.
🟠الهی شکر برای اینکه خواهرم امروز اومد خونه مون.
🟠الهی شکر برای خبر خوشی که خواهرم داد و رزقی که وارد زندگیش شده.
🟠الهی شکر تونستم کمکش کنم و مسایلی که با موبایلش داشت رو حل کنم.
🟠الهی شکر برای گردش مادر پسری مون، در کنار خواهرم.
🟠الهی شکر برای سلامتی مون.
🟠الهی شکر برای تماسِ حاج خانم، همسایه ی نازنینمون، امشب باهام.
خیلی حاج خانم رو دوست دارم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت