این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-22.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-09-12 13:15:272020-08-22 01:48:58زیبایی ها را ببینیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت معجزاتی که لحظه لحظه امروز به لطفت در وجود و زندگیم جاری کرده بودی عاشقتم که عاشقمی
خدایا من به هر خیری که از جانب تو برسد فقیرم و تنها نیازمند تو هستم ای وهابم
سلاااامی با تمام عشق و حالِ عالیم به دوستانِ گلم
خدایاشکرت بابت بیداری یک صبح دیگرو هدیه یک روز زیبای دیگر
دیدن روی ماه عزیزدلم و
سلامتی جسم و جان و روح و روان مان و قدرت و توانایی در بدن فوق هوشمندمان و انجام کارهای مان باعشق
خدایاشکرت بابت دیدن زیبایی هایت در زمین و آسمان پرعظمتت و فراوانی در همه چیز
خدایاشکرت بابت باران پرخیروبرکتت که شروع به باریدن کرده و چقدر نعمت بی نظیریه
خدایاشکرت بابت لطف و محبّت دوستانِ مهربونم سیده سعیده جان،سعیده خاجوئی جان و سمانه جانِ صوفی که برایم کامنت نوشته بودن با دستانِ سخاوتمندشون ،قربون اون دستاتون که من هم باعشق بوسیدم اون دستانی رو که خداوند به زیبایی آفرید
خدایاشکرت بابت خریدهای پرخیروبرکت امروز برای خانه بهشتی و قهوه خانه پرخیروبرکتت
خدایاشکرت بابت ناهاری که با حضورِ همیشگی ات و هدایت های زیبایت پختم لذیذ و خوشمزه شد و در سفره پرخیروبرکتت با مصطفی جان نوش جان کردیم و دو مرتبه مصطفی گفت دستات رو بیار تا ببوسم و گفت این دستان بوسیدن داره ،هرچند به لطف خداوند کارِ هرروزش هست و
این را خوب می دانم خدایا
همه لطف و مهربونی های خودته ممنون و سپاسگزارم
خدایاشکرت بابت خواب بعد ناهار و بیداری عالی مان
خدایاشکرت بابت انجام مدیتیشن عالی امروزم و انجام ورزش عضلانی ام با عشقت
خدایاشکرت بابت تک تک وسایل و امکانات عالی و باکیفیت و پرخیروبرکتت
خدایاشکرت که هر چه نیاز دارم به من عطا کرده ای و بابت سلول به سلول داشته های مادی و معنوی ات ،شکرت
خدایاشکرت بابت آهنگ گذاشتن و رقصیدن و عروس هلندی زیبایم هم با من می رقصید ،خداااایا چه ها که نیافریده ای ای جذّاب دوست داشتنی
مهربون ،سخاوتمند ،روزی رسانِ بی حساب ،
همه چیز خودت هستی جاااااانم
خدایی ات را سپاس ای ربّ العالمین ،
چقدر با تو بودن زیباست
در هر کجا که باشم با توکل به اسم اعظمت و ایمانی که در قلبم نهادینه کرده ای ،هر ناممکنی را ممکن
می دانم و تمام تجربه هایم این را فریاد
می زنند ،خدایاشکرت
خدایاشکرت بابت زیبایی های زندگیه دوستانِ بهشتی ام و رزق و روزی های پرخیروبرکتت در زندگیه توحیدیرشان و خوشحالی شان و
لذّت بردن هایشان و……
خدایاشکرت بابت چای که مصطفی جان برایم لطف کرد همین الان از قهوه خانه پرخیروبرکتت آورد.
شکر که امروز هم همسرم زودتر از من بیدار شد و چایی دم کرد.
ازت ممنونم که امروز با کارت همسرم خرید کردم.
الحمدلله رب العالمین.
خدایا شکرت به خاطر آسمان آفتابی صبح و آسمان ابری ظهر.
شکرت به خاطر نور گرمابخش خورشید.
خدایا شکر که امروز همسرم سفره ناهارشو جمع کرد ظرفها رو آورد اشپزخونه.
خدایا شکرت امروز هم پدر و مادرم رو دیدم و پدرم باعشق برام از درخت حیاط دوتا نارنج چید.
خدایا شکرت مادرم کلی سبزی خورشت پاک کرده بود و شسته بود گفت خورد و سرخ کردم به تو هم میدم.
همیشه خودش سبزی میخره،پاک میکنه،سرخ میکنه،بسته بندی میکنه و بعد تقربیا نصفشو میده به من.
هذا من فضل ربی.
امروز هم برام کلم بروکلی خریده بود و با یه کاهو بهم داد.
خدایا شکرت به خاطر اش رشته ای که مادرم پخته بود و برای همسرم هم اوردم.
چقدر خوشحالم که تونستم اش رشته و لبو رو نخورم.
و چقدر خوشم میاد وقتی یک بار به مامانم میگم نمیخورم بهم احترام میگذاره و دیگه اصرار به خوردن نمیکنه.
خدا رو شکر امشب مامانم 50 هزارتومن هدیه داد وحید جانم و وحید با خوشحالی گفت امروز 60هزار تومن بستنی خرید کردم و الان50تومنش برگشت.
خدا رو شکر داداشم وحید جانم رو برد براش هات داگ خرید برای امیرعلی هم فلافل.
و چقدر بچه ها خوشحال شدن.
منم از فرصت استفاده کردم گفتم میخوام برم پیاده روی که مامانم با عشق گفت منم میام.
خدا رو شکر که خواهرم فریده جان یه کارتون خرما بهم هدیه داد و به امیرعلی جانم گفته بود شماره کارتت رو بده برات 200تومن واریز کنم.
خدایا شکرت که خواهری به این مهربونی و بخشندگی دارم.
خدایا شکرت امروز رانندگی زیر بارون روزیم کردی.
چقدر رانندگی زیر بارون کیف میده.
امروز خاله همسرم تماس گرفت و گفت میخواد فردا صبح برام بادمجون و گوجه بفرسته از روستا.
الحمد لله رب العالمین.
خداوندا هر آنچه دارم از تو دارم.
هر چه دارم تو به من دادی.
خدایا مگه میتونه اتفاقی باشه که وقتی ماشین همسرم دست من باشه خاموش نشه و من در آرامش برسم خونه ولی دقیقا پشت سر من همسرم سوار بشه و ماشین شب و توی سرما زیر بارون خاموش بشه؟!
دیشب فایل اول پروژه ی جدید سایت، درک عمیقتر قوانین خداوند، رو بارها شنیدم و بعد خوابم برد.
صبح که بیدار شدم کامنت نوشتم، ایمیلمو باز کردم عکس قشنگ شیما جان و پسر نازنینش رو دیدم.
یه عالمه تو دفترم نوشتم.
ستاره قطبی و سپاس گزاری نوشتم.
صحبت های تحلیلی و صمیمانه با خودم نوشتم.
خدا از طریق خودم، در مورد بهبودم باهام صحبت کرد.
چند مورد رو بهم گفت تا انجام بدم و شروع کردم به انجامشون تا الان.
مفاهیمی رو بهم یاداوری کرد، که خیلی حالمو خوب و خوبتر کرد.
خدا، بهبودهای منو بهم یاداوری کرد.
روشِ ایجادِ بهبودهای جدید رو بهم گفت.
بهم گفت: موفقیت انجامِ درست یه کار هست، برای یه بار یا چند بار
و باعث شد بهتر قدردان خودم باشم.
کارهای درستم رو نادیده نگیرم، و کم نبینم.
باعث شد خودمو تشویق کنم برای حتی یک بار انجامِ درستِ یه کار.
بهم گفت: بهبود، همون تغییر هست.
و به یادم اورد من نسبت به قبل چقدر واکنشم نسبت به تغییر بهتر شده.
چقدر واکنشم نسبت به چالش ها بهتر شده.
چقدر آرومتر و آگاه تر شدم به خودم و رفتارهام.
فهمیدم من با تمرینِ بهبودگرایی، طی این سال ها با درس های استاد، تونستم علاوه بر درمانِ تدریجیِ کمال گراییم، ارتباطم با تغییر کردن رو رفته رفته بهتر کنم.
فهمیدم من قبلا اینطوری که الان با تغییر راحت تر شدم، نبودم.
و این خودش یه نتیجه و موفقیته.
بهم گفت: موفقیت فقط رسیدن به نتیجه نیست.
موفقیت فقط به سرانجام و به انتها رسوندنِ یه هدف نیست.
موفقیت میتونه خودِ اقدامِ اول باشه.
میتونه اقدامِ دوم باشه و …
شاید من بعضی کارها رو به انتها نرسونده باشم، اما همینکه آغازش کردم، خودش یه مدل موفقیته.
چون من خودمو بهتر حس کردم تو هر بار و هر اقدامی که انجام دادم.
شاید فقط یک بار انجام یه کار، خودش یه هدف بوده برای تمرینِ جسارت و شجاعتم.
بله، امروز روز شگفت انگیزی رو آغاز کردم.
و تو همون لحظات اولیه، چند تا از ستاره قطبی هام تیک خوردن.
یه نشونه ی ثروت (پول) هم اومد سر راهم که سورپرایز شدم.
خدایِ عزیزم
ازت ممنونم که خودت شرایط رو برام آسان کردی که در بهترین حالت، با زیباترین حس، بنویسم و شادیمو چند برابر کردی.
الحمدالله برای همه چیز.
رزق های قشنگ دریافت کردم از دوستانم و بسیار سپاس گزارم.
خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم که در لحظه جواب میدی.
در لحظه پاداش میدی.
دیشب یه حرف نادلخواه از امیرعلی شنیدم که نذاشتم احساسم بدبشه و جوابی ندادم و بلافاصله بعدش رفت اب خورد و بدون اینکه بگم برای منم اب اورد گفت با خودم گفتم شاید تشنت باشه.
این اولین پاداش.
بلافاصله بعد، وحید که دراز کشیده بود بخوابه(بدون اینکه از حرفی که امیرعلی زده بود اطلاع داشته باشه) نشست و بی مقدمه گفت داداش باورت نمیشه مامان چقدر مهربونه.
وقتی میترسیدم برم دستشویی برام می ایستاد.
وقتی مریض بودم بهم دارو میداد،حوله گرم میکرد میذاشت روی گوشم،بهم غذا میداد…
این مادر بهترین مادر دنیاست.
خدای من.
آخه چه میکنی تو؟
اینه پاداش کنترل ذهن.
باید قدردانی رو از بچم یاد بگیرم.
حتی به خاطر دارو دادن بهش موقع بیماری هم تشکر میکنه.
اگر یه نصف شب براش آب ببرم هم همون موقع هم فرداش چندبار یادآوری و تشکر میکنه.
هذا من فضل ربی.
خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم.
هرچه دارم تو به من داده ای.
خدایا ازت سپاسگزارم که هر ثانیه با دیدن فرزندانم شاد میشم.
هر لحظه احساس میکنم جوانتر و شادتر و سرحال تر میشم.
خداوندا تو نعمتت را بر من تمام کرده ای.
خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم هر چه دارم تو به من داده ای.
ای خدای وهابم
بی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت معجزاتی که لحظه لحظه امروز به لطفت در وجود و زندگیم جاری کرده بودی عاشقتم که عاشقمی
خدایا من به هر خیری که از جانب تو برسد فقیرم و تنها نیازمند تو هستم ای وهابم
سلاااامی با تمام عشق و حالِ عالیم به دوستانِ گلم
خدایاشکرت بابت بیداری یک صبح دیگرو هدیه یک روز زیبای دیگر
دیدن روی ماه عزیزدلم و
سلامتی جسم و جان و روح و روان مان و قدرت و توانایی در بدن فوق هوشمندمان و انجام کارهای مان باعشق
خدایاشکرت بابت دیدن زیبایی هایت در زمین و آسمان پرعظمتت و فراوانی در همه چیز
خدایاشکرت بابت باران پرخیروبرکتت که شروع به باریدن کرده و چقدر نعمت بی نظیریه
خدایاشکرت بابت لطف و محبّت دوستانِ مهربونم سیده سعیده جان،سعیده خاجوئی جان و سمانه جانِ صوفی که برایم کامنت نوشته بودن با دستانِ سخاوتمندشون ،قربون اون دستاتون که من هم باعشق بوسیدم اون دستانی رو که خداوند به زیبایی آفرید
خدایاشکرت بابت خریدهای پرخیروبرکت امروز برای خانه بهشتی و قهوه خانه پرخیروبرکتت
خدایاشکرت بابت ناهاری که با حضورِ همیشگی ات و هدایت های زیبایت پختم لذیذ و خوشمزه شد و در سفره پرخیروبرکتت با مصطفی جان نوش جان کردیم و دو مرتبه مصطفی گفت دستات رو بیار تا ببوسم و گفت این دستان بوسیدن داره ،هرچند به لطف خداوند کارِ هرروزش هست و
این را خوب می دانم خدایا
همه لطف و مهربونی های خودته ممنون و سپاسگزارم
خدایاشکرت بابت خواب بعد ناهار و بیداری عالی مان
خدایاشکرت بابت انجام مدیتیشن عالی امروزم و انجام ورزش عضلانی ام با عشقت
خدایاشکرت بابت تک تک وسایل و امکانات عالی و باکیفیت و پرخیروبرکتت
خدایاشکرت که هر چه نیاز دارم به من عطا کرده ای و بابت سلول به سلول داشته های مادی و معنوی ات ،شکرت
خدایاشکرت بابت آهنگ گذاشتن و رقصیدن و عروس هلندی زیبایم هم با من می رقصید ،خداااایا چه ها که نیافریده ای ای جذّاب دوست داشتنی
مهربون ،سخاوتمند ،روزی رسانِ بی حساب ،
همه چیز خودت هستی جاااااانم
خدایی ات را سپاس ای ربّ العالمین ،
چقدر با تو بودن زیباست
در هر کجا که باشم با توکل به اسم اعظمت و ایمانی که در قلبم نهادینه کرده ای ،هر ناممکنی را ممکن
می دانم و تمام تجربه هایم این را فریاد
می زنند ،خدایاشکرت
خدایاشکرت بابت زیبایی های زندگیه دوستانِ بهشتی ام و رزق و روزی های پرخیروبرکتت در زندگیه توحیدیرشان و خوشحالی شان و
لذّت بردن هایشان و……
خدایاشکرت بابت چای که مصطفی جان برایم لطف کرد همین الان از قهوه خانه پرخیروبرکتت آورد.
خدایاشکرت بابت مشتریانِ عالی که
روزی مان می گردانی .
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
امروز پنجشنبه.
خدایا ازت ممنونم که یک روز دیگه هم بهم هدیه دادی.
شکر که امروز هم همسرم زودتر از من بیدار شد و چایی دم کرد.
ازت ممنونم که امروز با کارت همسرم خرید کردم.
الحمدلله رب العالمین.
خدایا شکرت به خاطر آسمان آفتابی صبح و آسمان ابری ظهر.
شکرت به خاطر نور گرمابخش خورشید.
خدایا شکر که امروز همسرم سفره ناهارشو جمع کرد ظرفها رو آورد اشپزخونه.
خدایا شکرت امروز هم پدر و مادرم رو دیدم و پدرم باعشق برام از درخت حیاط دوتا نارنج چید.
خدایا شکرت مادرم کلی سبزی خورشت پاک کرده بود و شسته بود گفت خورد و سرخ کردم به تو هم میدم.
همیشه خودش سبزی میخره،پاک میکنه،سرخ میکنه،بسته بندی میکنه و بعد تقربیا نصفشو میده به من.
هذا من فضل ربی.
امروز هم برام کلم بروکلی خریده بود و با یه کاهو بهم داد.
خدایا شکرت به خاطر اش رشته ای که مادرم پخته بود و برای همسرم هم اوردم.
چقدر خوشحالم که تونستم اش رشته و لبو رو نخورم.
و چقدر خوشم میاد وقتی یک بار به مامانم میگم نمیخورم بهم احترام میگذاره و دیگه اصرار به خوردن نمیکنه.
خدا رو شکر امشب مامانم 50 هزارتومن هدیه داد وحید جانم و وحید با خوشحالی گفت امروز 60هزار تومن بستنی خرید کردم و الان50تومنش برگشت.
خدا رو شکر داداشم وحید جانم رو برد براش هات داگ خرید برای امیرعلی هم فلافل.
و چقدر بچه ها خوشحال شدن.
منم از فرصت استفاده کردم گفتم میخوام برم پیاده روی که مامانم با عشق گفت منم میام.
خدا رو شکر که خواهرم فریده جان یه کارتون خرما بهم هدیه داد و به امیرعلی جانم گفته بود شماره کارتت رو بده برات 200تومن واریز کنم.
خدایا شکرت که خواهری به این مهربونی و بخشندگی دارم.
خدایا شکرت امروز رانندگی زیر بارون روزیم کردی.
چقدر رانندگی زیر بارون کیف میده.
امروز خاله همسرم تماس گرفت و گفت میخواد فردا صبح برام بادمجون و گوجه بفرسته از روستا.
الحمد لله رب العالمین.
خداوندا هر آنچه دارم از تو دارم.
هر چه دارم تو به من دادی.
خدایا مگه میتونه اتفاقی باشه که وقتی ماشین همسرم دست من باشه خاموش نشه و من در آرامش برسم خونه ولی دقیقا پشت سر من همسرم سوار بشه و ماشین شب و توی سرما زیر بارون خاموش بشه؟!
و الان نزدیک به2 ساعته که نتونسته روشن کنه.
خدایا هر آنچه دارم از تو دارم.
ممنون که هوامو داری.
سلام.
دیشب، زود خوابیدم و صبح خیلی زود بیدار شدم.
الحمدالله برای این رزقِ زیبا.
دیشب فایل اول پروژه ی جدید سایت، درک عمیقتر قوانین خداوند، رو بارها شنیدم و بعد خوابم برد.
صبح که بیدار شدم کامنت نوشتم، ایمیلمو باز کردم عکس قشنگ شیما جان و پسر نازنینش رو دیدم.
یه عالمه تو دفترم نوشتم.
ستاره قطبی و سپاس گزاری نوشتم.
صحبت های تحلیلی و صمیمانه با خودم نوشتم.
خدا از طریق خودم، در مورد بهبودم باهام صحبت کرد.
چند مورد رو بهم گفت تا انجام بدم و شروع کردم به انجامشون تا الان.
مفاهیمی رو بهم یاداوری کرد، که خیلی حالمو خوب و خوبتر کرد.
خدا، بهبودهای منو بهم یاداوری کرد.
روشِ ایجادِ بهبودهای جدید رو بهم گفت.
بهم گفت: موفقیت انجامِ درست یه کار هست، برای یه بار یا چند بار
و باعث شد بهتر قدردان خودم باشم.
کارهای درستم رو نادیده نگیرم، و کم نبینم.
باعث شد خودمو تشویق کنم برای حتی یک بار انجامِ درستِ یه کار.
بهم گفت: بهبود، همون تغییر هست.
و به یادم اورد من نسبت به قبل چقدر واکنشم نسبت به تغییر بهتر شده.
چقدر واکنشم نسبت به چالش ها بهتر شده.
چقدر آرومتر و آگاه تر شدم به خودم و رفتارهام.
فهمیدم من با تمرینِ بهبودگرایی، طی این سال ها با درس های استاد، تونستم علاوه بر درمانِ تدریجیِ کمال گراییم، ارتباطم با تغییر کردن رو رفته رفته بهتر کنم.
فهمیدم من قبلا اینطوری که الان با تغییر راحت تر شدم، نبودم.
و این خودش یه نتیجه و موفقیته.
بهم گفت: موفقیت فقط رسیدن به نتیجه نیست.
موفقیت فقط به سرانجام و به انتها رسوندنِ یه هدف نیست.
موفقیت میتونه خودِ اقدامِ اول باشه.
میتونه اقدامِ دوم باشه و …
شاید من بعضی کارها رو به انتها نرسونده باشم، اما همینکه آغازش کردم، خودش یه مدل موفقیته.
چون من خودمو بهتر حس کردم تو هر بار و هر اقدامی که انجام دادم.
شاید فقط یک بار انجام یه کار، خودش یه هدف بوده برای تمرینِ جسارت و شجاعتم.
بله، امروز روز شگفت انگیزی رو آغاز کردم.
و تو همون لحظات اولیه، چند تا از ستاره قطبی هام تیک خوردن.
یه نشونه ی ثروت (پول) هم اومد سر راهم که سورپرایز شدم.
خدایِ عزیزم
ازت ممنونم که خودت شرایط رو برام آسان کردی که در بهترین حالت، با زیباترین حس، بنویسم و شادیمو چند برابر کردی.
الحمدالله برای همه چیز.
رزق های قشنگ دریافت کردم از دوستانم و بسیار سپاس گزارم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
خدایا ازت متشکررررم برای هدیه دادن یک روز زیبای دیگه به من.
خدایا خودت میدونی من نمیتونم شکر بی نهایت نعمتی که به من دادی رو به جا بیارم.
نعمت هایی که بهم دادی بی نهایتن اما من محدودم.
خدایا شکرت امسال هم مثل پارسال کارهای تمدید پروانه ام رو خودم با گوشی انجام دادم و نرفتم کافی نت.
این یعنی ثروت.
یعنی پیشرفت.
چون قبلا این جور کارها اینقدرررر در ذهنم بزرگ بود که اصلا تصورشم نمیکردم بتونم خودم انجام بدم.
الحمدلله رب العالمین.
خدایا سپاسگزارم بابت اینکه هزینه ی تمدید رو در کارتم قرار دادی.
شکر گزاری یعنی اینکه الان من بی نهایت خوشحال باشم که تونستم هزینه تمدید رو پرداخت کنم و کفر یعنی من بخوام غمگین بشم که پولم کم شد بابت هزینه تمدید.
و حربه شیطان کفر و ناسپاسیه.
و من نمیخوام تو دسته شیطان باشم.
خدایا بی نهایت شکر.
خدایا شکرت همیشه دستانت رو برای کمک کردن به من میفرستی.
امروز هم مثل سری قبل که اومده بودم مرکز یکی از نازنین دستانت رو فرستادی که با عشق برای تمدید راهنمایی ام کرد.
و منم با عشق ازش تشکر کردم.
و توی ذهنم اعتبارش رو دادم به خودت.
ممنون که هوامو داری.
حتی وقتی توی سایت بودم و یه کم گیر کردم تو دلم گفتم کاری که آسان انجام بشه یعنی خداوند داره انجامش میده.
گفتم خدایا خودت درستش کن.تا اینجاش انجام شده نمیخوام برای ادامه اش برم کافی نت.
یکی از گزینه ها کار نمیکرد.
ایده(الهام خداوند)اومد دستم رو روی اون گزینه فشار بدم و نگه دارم.
نگه که داشتم یه لیست اومد که یکیش زده بود ورود با کروم.
و جواب خداوند این بود!
با مرورگر کروم وارد شو.
و مسئله به ساده ترین شکل ممکن حل شد.
به قول استاد،هدایت ها همیشه وجود دارند.
مانند بارش باران همواره درحال باریدن هستند.
این ما هستیم که در مدار دریافت باشیم یا نه.
ان مع العسر یسری.
با هر سختی آسانی هست.
جواب هر مسئله در خود اون وجود داره.
هر مسئله ای راه حل داره.
نه تنها یک راه حل بلکه بی نهایت راه حل.
اون هم راه حل های بی نهایت آسان.
استاد عزیزم ازت متشکرم به خاطر این آگاهی ها.
سلام.
دوست دارم از قشنگی های زندگیم بنویسم.
خدایا همه شون رو تو بهم دادی، ممنونم ازت.
🟣جمله ی زیبایی که تو یه برنامه شنیدم:
من این نعمت رو دارم. (مثلا صورتی زیبا، دستپخت خوب و …)
این نعمت رو کی بهت داده؟
خدا
این سوال جواب ها باعث میشه کمتر به درگاه خدا مغرور بشیم.
الهی شکر برای شنیدنِ این یاداوریِ مهم.
🟣یه جمله ی قشنگِ دیگه از زبانِ یه مجریِ خانم:
هر چی میخوایم رو از خودِ خدا بخوایم.
🟣یکی از اشکارترین رزق هام، افزایشِ رزق های مادی و معنوی ام هست.
اینکه به لطف خدا، تمرین مستمر دارم روی سپاس گزاری و توجه به رزق های متنوعم با جزییات، و پاسخی کاملا منطبق بر قانون دریافت میکنم:
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
🟣حافظ عسلی خیلی قشنگ میگه:
مامان
بابا
نه
آب
داغ
فدات بشم که انقدر قشنگ صحبت میکنی.
سپاس گزارم از الله قشنگم بابت کلمه های قشنگی که حافظ جانم میگه.
الهی شکر.
🟣یکی از ثابت ترین درخواست های ستاره قطبیم اینه که سورپرایز شم، خبر خوب دریافت کنم.
هر روز تیک میخوره و کلی ذوق میکنم.
یکی دیگه اش اینه که رزق های متنوع مادی و معنوی داشته باشم و سپاس گزارشون باشم.
اینم تیک میخوره الهی شکر.
🟣بهم ثابت شده که:
شرایط تاثیری در رزق و روزی که خدا به ما میرسونه نداره…
الحمدالله.
🟣پاداشِ کنترل ذهن و اعراض از ناخواسته ها، و توجه به خواسته ها= آرامش
خدایا شکرت برای آرامشم.
خدایا شکرت برای مدار امنیتی که داخلشم.
خدایا شکرت برای سلامتی خودم و عزیزانم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
هدایت شدیم به خرید از فروشگاهی که کالایی رو با قیمت بسیار مناسب عرضه میکرد.
بسیار سپاس گزارم از این رزقمون.
الهی شکر.
یه روزی بود که آرزوم بود حافظ منو صدا کنه مامان…
الان دارم آرزومو زندگی میکنم.
بی نهایت بار الهی شکر.
تو زمینه تحلیل خودم و رفتارهام خیلی پیشرفت دارم.
الهی شکرت فراوان.
خیلی کیف میده تو گفتگوهای مکتوبم با خودم، علت احساس و رفتارم رو ریشهیابی میکنم.
این درمان بسیار ارزشمندیه برام.
خبرِ بالا اومدن سایت رو توسط دو دوست قشنگم (سعیده جان شهریاری و فاطمه جان محرمی) دریافت کردم پیامکی.
چند تا قشنگی داره این ماجرا:
وقتی که پیامک دوباره فعال شد، تونستم با دوستان قشنگم مجدد ارتباط بگیرم.
و این از دلم رد شده بود که امیدوارم هر وقت سایت بالا اومد، سعیده جان و فاطمه جان اگه متوجه شدن بهم اطلاع بدن.
ولی چیزی به خودشون نگفتم و تو دلِ خودم بود.
بعد دقیقا صبح 4 بهمن، پیامکِ این خبر خوش رو توسط همین دو عزیز دریافت کردم.
حقیقتا سورپرایز شدم از اینکه چیزی که در دلم بود، اجابت شد بدونِ اینکه حتی بگم.
قشنگیِ بعدیش خودِ وصل شدن به سایت بود.
دیدنِ صفحه ی سایت بود.
صفحه ای که بارها چکش کردم تو این 16 روز و باز نمیشد برام.
و سرانجام این رزق هم دریافت شد.
الهی شکر برای رزقِ دوستانِ خوب.
الهی شکر برای دسترسی به سایت.
سعیده جانم (خاجویی) برام یه ویدیو فرستاد از لحظه ای که یه عالمه پرنده در حال پرواز بودن.
تو ویدیو خودِ قشنگ و پسرهای دسته گلش هم بودن.
بسیار سورپرایز شدم، خوشحال شدم.
الهی شکر برای رزق قشنگم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
خداوندا ازت سپاسگزارم بابت اییییین همه اتفاقات خوبی که رگباری هر روز برام رقم میزنی.
واقعا اینقدر اتفاقای خوب زیادن که حتی نمیشه همه اش رو به یاد آورد.
دیروز چون خواهرم اومده بود شیراز از صبح تا شب خونه مادرم بودم و برادرهام هم با خانواده هاشون اومدن.
یکی از خواهرهام جهرمه،یکیش هم تهران.
هر وقت هر کدومشون میان،همه اعضای خانواده برای دیدنشون میان خونه پدرم.
چقدر خوبه که خانواده صمیمی دارم و همه باهم درصلح هستیم.
و خونه پدرم شده محل دیدار های دسته جمعیمون.
الحمدلله رب العالمین.
خدا رو شکر دیروز صبح توی یه مهد کودکی جشن نیمه شعبان بود و دسته جمعی با مادر و خواهرهام رفتیم و ناهار هم دادن.
میخوام از تغییراتم بگم.
دیروز زن داداشهام و خواهرم داشتن در مورد رنگ مو و دستمزد ارایشگر و انواع روش های رنگ کردن مو صحبت میکردن.و اینکه میخوان برای عید موهاشون رو رنگ کنن.
متوجه شدم که من نه تنها علاقه ای به حرف زدن در این خصوص ندارم حتی شنیدن این صحبت ها هم برام لذتبخش نیست.
و از دور که صحبت هاشون رو میشنیدم تنها چیزی که میومد توی ذهنم این بود که من موهای مشکی خودم رو به هر رنگی ترجیح میدم.
اینکه من با همین موهام زیبا هستم.
نمیخوام دیگران رو قضاوت کنم یا اینکه فکر کنم من از بقیه بالاترم فقط میخوام تغییرات خودم رو مکتوب کنم.
خدا رو شکر.
تقریبا دو سال پیش ابروهام رو فیبروز کردم.
اون موقع هنوز با استاد آشنا نبودم.
که اگر آشنا شده بودم احتمالا این کار رو نمیکردم و ابروهای طبیعی خودم رو قبول داشتم.
امروز صبح خواهرم سارا بهم زنگ زد گفت سعیده یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟
گفت سعیده ابروهات رو خیلی بد برات فیبروز کرده.
گفت هزینه اش رو من میدم برو ریموو کن.
منم بدون اینکه ذره ای احساسم بد بشه یا بخوام توضیح اضافه بدم یا دفاع کنم فقط یه جمله جواب دادم:
باشه حالا یه کاریش میکنم!
خیلی برام جالب بود که از انتقادش حسم بد نشد.
نپریدم جلو اینه دوباره ابروهام رو چک کنم.
اصلا فکر نکردم زشت شدم.
نرفتم توی فکر.
تازه تو دلم این احساس اومد که چه خواهر خوبی دارم که میگه هزینه اش رو خودم میدم.
و چقدر خوشحالم که نظر خواهرم در مورد ابروهام منو به هم نریخت.
نظر خودم مهمه و من فعلا با همین ابروها راضی و خوشحالم و بعدا شاید نظرم تغییر کرد.
نا خودآگاه خیلی کم حرف تر از قبل شدم.
حرف اضافه کمتر میزنم.
میذارم دیگران خودشون تصمیم بگیرن.
کمتر دخالت میکنم.
دیروز موقع اتمام جشن سارا بهم گفت به نظرت زنگ بزنم مهدی(داداشم) بیاد دنبالمون؟!
ناخوداگاه بهش گفتم نمیدونم هر طور خودت میدونی.
و قشنگ احساس کردم خواهرم از جوابم تعجب کرد.
چیزی نگفت ولی یکی دو ثانیه تو صورتم خیره شد.
واقعا دست خودم نبود.
نمیتونستم نظری بدم.
ولی برای اون جواب اینجوری عجیب بود.
شاید دلش میخواست تاییدش کنم بگم آره زنگ بزن تا بیاد.
ولی به هر حال دیگه نمیتونم خودم نباشم.
خود من اون لحظه اصلا نظری نداشت.
خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم
هرچه دارم تو به من داده ای.
خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم که در لحظه جواب میدی.
در لحظه پاداش میدی.
دیشب یه حرف نادلخواه از امیرعلی شنیدم که نذاشتم احساسم بدبشه و جوابی ندادم و بلافاصله بعدش رفت اب خورد و بدون اینکه بگم برای منم اب اورد گفت با خودم گفتم شاید تشنت باشه.
این اولین پاداش.
بلافاصله بعد، وحید که دراز کشیده بود بخوابه(بدون اینکه از حرفی که امیرعلی زده بود اطلاع داشته باشه) نشست و بی مقدمه گفت داداش باورت نمیشه مامان چقدر مهربونه.
وقتی میترسیدم برم دستشویی برام می ایستاد.
وقتی مریض بودم بهم دارو میداد،حوله گرم میکرد میذاشت روی گوشم،بهم غذا میداد…
این مادر بهترین مادر دنیاست.
خدای من.
آخه چه میکنی تو؟
اینه پاداش کنترل ذهن.
باید قدردانی رو از بچم یاد بگیرم.
حتی به خاطر دارو دادن بهش موقع بیماری هم تشکر میکنه.
اگر یه نصف شب براش آب ببرم هم همون موقع هم فرداش چندبار یادآوری و تشکر میکنه.
هذا من فضل ربی.
خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم.
هرچه دارم تو به من داده ای.
خدایا ازت سپاسگزارم که هر ثانیه با دیدن فرزندانم شاد میشم.
هر لحظه احساس میکنم جوانتر و شادتر و سرحال تر میشم.
خداوندا تو نعمتت را بر من تمام کرده ای.
خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم هر چه دارم تو به من داده ای.
سلام.
قرعه ی تحسین کردنِ الان، به نام خودم افتاده و میخوام از خودم بنویسم:
(کامنتِ اول)
سمانه جانِ صوفی:
دختر، همسر و مامانِ کافی و خوبی هستم، الهی شکر.
دست خط قشنگی دارم، الهی شکر.
دستپختم خوبه، الهی شکر.
صدای قشنگ و گرمی دارم، الهی شکر.
خوب و باتمرکز صحبت می کنم در حیطه ی علاقه ام، الهی شکر.
در زمینه ی کارهای کامپیوتری و موبایل مهارت دارم، الهی شکر.
در زمینه ی بانکداری اینترنتی مهارت دارم، الهی شکر.
مهربونم، الهی شکر.
خوش انرژی و خنده رو هستم، الهی شکر.
نمرات خوبی داشتم زمان تحصیلاتم، الهی شکر.
تو رشته ی الکترونیک و گرافیک خوب و موفق بودم، الهی شکر.
مرتب و منطمم، الهی شکر.
با خودم با عطوفت برخورد میکنم، الهی شکر.
خودمو کمتر از قبل سرزنش می کنم، الهی شکر.
روی بهبودگراییم کار میکنم و نتیجه هاشو میبینم، الهی شکر.
زیبایی ها رو حس میکنم و تحسینشون میکنم، الهی شکر.
خودم هستم و اَدا ندارم، الهی شکر.
صادق و راستگو هستم، الهی شکر.
ساده و بی حاشیه ام، الهی شکر.
دخترِ قوی هستم، الهی شکر.
متمرکز در مسیر رشد و خودشناسی و خداشناسی تلاش و تمرین میکنم، الهی شکر.
تو انتخاب دفتر و لوازم التحریر خوش سلیقه ام، الهی شکر.
در زمینه اوریگامی مهارت و تخصص دارم، الهی شکر.
در زمینه سازماندهی وسایل خوبم، الهی شکر.
تو تنهایی به رفتارها و افکارم فکر میکنم، الهی شکر.
اهلِ سپاس گزاری و تحسین هستم، الهی شکر.
آشغال روی زمین نمیریزم، الهی شکر.
کمک میکنم به بقیه در حیطه ی مهارت و توانم با عشق، الهی شکر.
خنده ی قشنگی دارم، الهی شکر.
اراده ی خوبی دارم، الهی شکر.
ذهنِ هنرمند و لطیفی دارم، الهی شکر.
به نسبتِ خوبی مسیولیت پذیرم، الهی شکر.
رابطه ام با بچه ها خوبه، الهی شکر.
حوصله ام برای صحبت و مشغول شدن با بچه ها خوبه، الهی شکر.
برای بهبودهام، ارزش و احترام قایلم، الهی شکر.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
امروز مکالمه ی جذابی داشتیم با مامانم در حیطه ی نگاهِ توحیدی داشتن به مقوله ی کمک کردن به بقیه.
نکات مهمی یاداوری شد برام.
الهی شکر.
امروز هوا بسیار عالیه، باد میاد، درخت ها رو تکون میده.
الهی شکر.
5 تا کبوتر قشنگ پشت لبه ی پنجره ی آشپزخونه دیدم.
الهی شکر.
دفترم گم شده بود، از خدا هدایت خواستم.
خودمو دعوت به آرامش و رهایی کردم.
بعدش هدایت شدم به پاسخ.
الهی شکر.
امروز واسه خودم در مورد درس ها و تجربه های زندگیم نوشتم.
اینکه هیچ شکستی وجود نداره.
هر تجربه نشون میده چه روشی جواب میده، چه روشی جواب نمیده.
تضادها و چالش هام کمکم کردن درس هایی رو که بلد نبودم یاد بگیرم، چه با ناراحتی و چک و لگد، چه با آرامش.
الهی شکر.
دو تا نکته ی جذاب خوندم تو کامنت های بچه ها:
کامنتِ سعیده جانم (رضایی):
مسئولیت اشتباه خودمو بپذیرم که منم که دارم وجه نادلخواه اون سه نفر مد نظرم رو برانگیخته میکنم.
حتما که این نکته باگ های خودمو بهم معرفی کرده، ممنونم از سعیده جانم برای کامنت کاربردی و خوبش.
کامنتِ مینو جان:
برای جذب پول و ثروت هم باید دلمون از هر کینه و کدورتی پاک باشه.
الهی شکر برای این رزق های جذاب.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت