عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام بر استاد نازنین

    سلام بر همگی دوستان عالی من

    نکته های جالبی استاد فرمودند

    اول از همه اینکه دعاهای من در حق دیگران هیچ تاثیری ندارد

    حرف های من در سرنوشت دیگران هیچ نقشی نخواهد داشت

    از همه مهمتر اینکه من خودم هستم و خودم فقط که می توانم در سرنوشت خودم تاثیر داشته باشم و اینکه من خودم خالق شرایط خودم هستم

    احساس خوب تجربه کنم

    امید داشته باشم

    ایمان داشته باشم

    همیشه چیز های خوب و کارهای خوب در زندگی خودم تجربه می کند

    بر عکس آن هم صادق است

    توجه بر بدی ها و غیر ناخواسته ها سبب می شود که اتفاقات بد وارد زندگی من بشود

    وقتی که من خودم خالق زندگی و سرنوشت خودم هستم

    پس بهتر است از حال تصمیم بگیرم و تعهد بدهم به خودم که به نکات مثبت توجه کنم

    حالم را همیشه خوب نگه دارم

    و از خودم و زندگی خودم و لحظات خودم لذت ببرم

    شاد باشم و با شادی زندگی کنم

    ممنون استاد جان از این فایل بی نظیر

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    علی لکیان گفته:
    مدت عضویت: 1801 روز

    25 دقیقه فایل رایگان استاد = بیش از صد تا کتاب روانشناسی بازار های مالی

    خب دوستان عزیزم من در بازار های مالی مشغول به فعالیت هستم الان 5 ساله و کنترل احساسات در معامله در بازار های مالی 60 درصد موفقیته و شما اگر نتونید احساساتتون رو کنترل کنید بهترین اقتصاددان دنیا هم که باشید ضررده خواهید بود

    تجربه من از کنترل نکردن احساسات:

    توی بازار های مالی مسئله ای هست به نام مدیریت سرمایه مثلا میگی من نهایت 5 درصد از این سهم میخرم و یک سری مقررات برای خودت مشخص میکنی یه بار یادم میاد که یک سهمی رو 5 درصد خریدم و ضرر کردم و برای انتقام گرفتن از بازار 30 درصد سرمایم رو از همون سهم خریدم و بعد 30 درصد هم ضرر شد

    و بعد از اون باز هم برای انتقام که الان کل سرمایم رو همون سهم رو میخرم و جبران تمام ضرر ها و حتی سود میکنم ازش کل سرمایم رو وارد سهم کردم و جالبه بدونید کل سرمایم رو از دست دادم

    تمام این اتفاقات در دو سه روز افتاد و من کل سرمایه زندگیم رو از دست دادم که خب البته اوایل کارم بود

    تمریناتی که من برای کنترل احساسات انجام میدهم:

    مثلا یه ایکس باکس جدید میاد و من خیلی خیلی ذوق دارم که بخرمش پولشم دارم و آنلاین سفارش میدم مثلا میگه زودترین زمان 3 روز دیگس من میگم نه 10 روز دیگه بهم تحویل بدین

    یا مثلا یه غذایی که خیلی خیلی دوست دارم رو مادرم برام درست کرده کشیده و گذاشته جلوی من مثلا من با اینکه خیلی دوست دارم همون موقع اون غذا رو بخورم ده دقیقه صبر میکنم و بعد میخورم

    دوش آب سرد معجزه میکنه برای من

    یا اگر خیلی اوضاع بد باشه به حدی که الان سریع باید تصمیم بگیرم و در احساسات هم قرار گرفتم از خونه میزنم بیرون و میدوم به حدی که نفسم بالا نیاد

    یا یه چیزی رو فهمیدم خیلی ذوق دارم به دوستم برم بگم 10 روز صبر میکنم بعد میگم

    دوستان نقطه قوت من کنترل احساسات و هیجاناتمه ولی هر تصمیمی که با احساسات گرفته بشه چه احساسات خیلی خوب چه احساسات خیلی بد باعث ضرر من میشه بخاطر همین روزهایی که میفهمم که در احساساتم قرار گرفتم هیچ معامله ای انجام نمیدم در اون روز چون ضررده میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    احمد رضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    سلام بر استاد عزیز و مریم خانم

    استادم خیلی خوب بود این فایل

    چند ماه پیش در بانک بودم و عجله داشتم شماره من ۲۴۰ بود و شماره بانک ۱۷۸ بود تا برگه رو دیدم گفتم اه خیلی باید منتظر بمونم که ولی گفتم باید توکل کنم به خودش گفتم خودت هدایتم کن تا زود کارم تموم شه تابه محض اینکه اینو گفتم رفتم سراغ متصدی بانک گفتم برگه واریز میخام متصدی برگه رو پرت کرد و افتاد رو زمین تا اومدم بردارم استاد یه برگه شماره بانک دیدم شمارش ۱۸۲ بود استاد الانم داره بدنم‌مور مور میشه اصلا تا برداشتم فقط سکوت کرده بودم و هیچی نمیگفتم یاد حرف شما افتادم که گفتی از جایی که به ذهنت نمیرسه بهت میرسونه استاد عزیزم چقدر این قوانین ثابت اند چقدر ثابت اند و خوب الان دارم خواسته جدیدم رو میدم برای مهاجرت به کشور ترکیه و قوانین رو اجرا میکنم که بهش برسم

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای اینکه قوانیت ثابت اند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1155 روز

    درودبه استادعزیزم ومریم جونم

    وهمه دوستان عالیم

    خدایاشکرت بابت یک روزعالی ،طلایی وبی نظیر

    که بادیدن روی استادم وتیپ فوق‌العاده شان که

    باطبیعت زیبا،ست شده اندشروع شدولطف مریم

    مهربان بابت فیلم گرفتن، بی نهایت سپاسگزارم

    همین دیروزعصربودکه باعزیزدلم سرساختمان‌ رفته

    تابرای سفارش تیرچه اندازه گیری کنیم که یک

    مرتبه‌ متوجه نشدم بایدمترراکجای دیوارقراردهم و

    صدای ایشان کمی بالارفت وخودم متعجب شدم

    ولی خداروشکر میکنم که خیلی ریلکس وآرام به

    کارم ادامه دادم وباخداصحبت میکردم وکلا ازذهنم

    رفت وسوارماشین شدیم ومن به عزیزدلم گفتم که

    عزیزم یک لحظه احساس کردم عصبی شدی

    وصدات بالا رفت آیاموضوعی پیش اومده بودو

    گفتند نه چطوروگفتم مسئله رو،بعدگفت ناراحت

    شدی گفتم نه عزیزم فقط عنوان کردم که هم خودم

    رهاشوم وذهنم درگیرنباشدهم شماعلت روبهم بگید

    وخداشاهده که آن قدرمن باآرامش موضوع رو

    مطرح کردم که چقدرمعذرت خواهی کردوچقدر

    خندیدیم وبعدهم که به لطف خداوندخانه آمدیم

    مرابوسیدوگفت مهری جان بازهم عذر می خوام

    وهمدیگررودرآغوش گرفته وبه زندگیمان بالذت

    ادامه دادیم ….

    همه چیزرفتاروعکس العمل خودمان به هرچیزی

    است بایددرلحظه ازتمام آگاهی هایم استفاده

    کنم برای حال عالی خودم ، حال عالی راراحت

    به دست نیاورده ام که بامسئله ای هرچه که

    می خواهدباشدهمه قابل حل است،که راحت

    ازدست بدهم ،حال عالی ناموس من است ومن

    حتی بزرگ روی کاغذرنگی نوشته وروی یخچال

    عزیزم زده ام ،بایدعمل کنم به رهنمودهای استادم

    وگرنه درزمان خوشی که همه چیزعالیست درلحظه

    بایدهوشیارباشم که چه رفتاروعملی بایددرمواجه

    باهرشخصی داشته باشم ،بعضی وقتهاسکوت،

    بعضی وقتهامحیط راعوض کردن ،دیدن آسمان،

    هندزفری گذاشتن ودیدن نشانه روزانه ات ،مثل

    دیروزکه برای کارکارشناسی به اداره ای باعزیزدلم

    رفته بودیم وهمه اعتراض وفحش وبدوبیراه به

    همه مسئولین وبه خودشان ومن رفتم یه گوشه

    دنج وبه لطف خداوندواستادعزیرم هندزفری

    گذاشتم

    ونشانه روزانه ام راگوش دادم وبعد هم 100نفرجلو

    مابودندوانگار5نفرشدند چون یانبودندیاکارشان

    زودانجام می شدوخداروشکرکردم وبعدهم سوار

    ماشین شدیم ورقص کنان به سمت خانه زیبایمان

    راهی شدیم.

    استادهمه چیزراازشماآرام آرام یادگرفته واین

    روندهرلحظه وهرنفس ادامه داردبایدآرامش

    خودم رادرهرشرایطی حفظ کنم بایدیادبگیرم که

    احساساتم رامدیریت بهینه کنم بایدهرنفس خدارو

    شاکروسپاسگزارباشم واین برایم نهایت آرامش رابه

    همراه داردووقتی ازاومی خواهم به زیبایی راهکار

    رابه قلبم جاری می کندخدایاوجودت راسپاس……

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی

    بدرخشید، دوستتون دارم وممنونم بابت همه چیز

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    Nastaran گفته:
    مدت عضویت: 1422 روز

    سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم

    خیلی جالبه که من چند روز متوالی هست که دارم به این فکر میکنم که خداکنه اگر چیزی شد من عصبانی نشم و تصمیمی نگیرم و یا حرفی نزنم که پشیمون شم ..

    اخه دیدم هم‌در مورد خودم و هم در مورد دیگران که چطور روابطشونو با یک حرف در زمان عصبی شدن خیلی بد میشه

    یا یک تصمیم در زمان احساسات عصبی شدید چطور اونها رو عقب میندازه از کارهاشون ، علایقشون ، و نتایج دلخواهشون

    و همینطور از بچگی از اخلاق جوگیری که در زمان شادی قول و قرار های عجیب و غریب میدن و حرف های کمتر زده شده میزنن ، خوشم نمیومد

    و خودمو خیلی کنترل میکنم در زمان که خیلییی شاد هستم تصمیمی نمی گیرم چون دیدم که موجب پشیمانی شدید من شده ‌

    خلاصه ایندفعه فکر میکردم درمورد کنترل احساسات در زمان خشم که دیدم این فایل بی نظیر رو گذاشتین تو سایت

    خیلی سپاسگزارم واقعا برای همچین فایل

    تصمیمم در مرحله ی اول برای خودم اینه که این فایلو بارها و بارها گوش بدم

    و باور کنم که میتونم در زمان خشم خودمو کنترل کنم

    و لیاقتشو دارم که حتی زمانی که خشمگین و ناراحت میشم ، تصمیمات اشتباهی نگیرم

    و من میتونم که خودمو اروم کنم و بهترین تصمیمات و راه حل رو در زمان ارامش بگیرم

    مرحله ی بعد تصمیم دارم که بارها و بارها در روزها با خودم تکرار و تکرار کنم

    که اگر من تصمیمی بگیرم وقتی که احساساتم اینقدر شدیده ‌

    هر تصمیمی بگیرم 100 درصد پشیمون میشم

    هر تصمیمی

    وقتی اینو بارها و بارها با خودم تکرار کنم

    تو ذهنم یادم میمونه که اگر احساسات شدیدی در من اتفاق افتاد

    فورا بتونم به راهکارها عمل کنم

    من تا چندین ماه به جز راهکار استفاده از محتوای این سایت بی نظیر ، راهکار دیگه ای رو عمل نمی کردم

    و واقعا خدا میدونه از چقدررر تصمیمات اشتباه ، حرف های نابجا و فرکانس های نادرست جلوگیری کردم

    و حتی اینقدر ذهن من اروم میشد و در فرکانس ارامش و شادی میرفت که بعد از مدتی من میتونستم به بهترین راه حل ها و حل مسئله دست پیدا کنم

    و واقعا ممنونم برای محتوای های فوق العاده این سایت

    و راهکاری دیگه ای که انجام دادم قران باز کردنه

    خدا همیشه حرف حق و منطقی داره که منو اروم کنه

    و این کار به شدت بهم ارامش میده و ذهنمو اماده دریافت راه حل میکنه

    یکی از کارهایی که زیاد انجام میدم در حوضه مورد علاقم فیلم عکس و ایده دیدن هستش

    منو تو دنیای دیگه ای میبره و شاد و خوشحالم میکنه

    و همینطور فیلم بچه ها رو دیدن ، زمانی که بچه ای در دسترس نیست خیلی خیلی حالمو خوب میکنه و به دنیایی دیگه ای میبره

    فیلم از طبیعت دیدن با صدای اهنگ اروم خیلی منو اروم میکنه

    اگر شرایطش باشه خوابیدن هم برای من جواب میده

    و وقتی بیدار میشی کلن به تصمیمات در زمان عصبانیت و خشم که میخواستی انجام بدی، میخندی..

    کار دیگه ای که انجام میدم رفتن به جاهایی که دوست دارم و ارامش و احساس شادی بهم میده هست

    همیشه اینکار جواب میده و خیلی خیلی اروم و سرحالم میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1397 روز

    سلام به استادعزیزم ودوستای گلم .نظارت بر،ورودیهای ذهن ،چیزی بودکه هیچ وقت بطوری که استادتودوره هاش توضیح داده بودبه گوشم نخورده بود.این ذهنیت قشنگ را ازاستادیادگرفتم .هیچ وقت یادم نمیادکه من به مشکلی یاموردناجالبی بربخورم وتواون لحظه ذهنم راآروم کنم .همیشه توشرایط بدمنم بدعمل میکردم تازه خودم باخشم وعصبانیت دامن میزدم ،فک میکردم الان طبیعیه وحق دارم الان عصبانی باشم ،کسی هم جرات نداره چیزی بهم بگه .خداروشکراون روزا،واون حالهاخیلی خیلی کمترشده ،واقعن به ندرت پیش میادمثل گذشته عمل کنم .تازه الان متوجه میشم دلیل این همه اشتباهات واتفاقات بدچی بوده ،چرابه هردلیلی ازکسی ناراحت می شدم چراسرهرچیزی انقدرنجیده خاطرمیشدم البته وردی منفی به ذهن دلایلهای بی نهایت زیادی میتونه داشته باشه ولی من ازاستادیادگرفتم به هردلیلی چه منطقی چ غیرمنطقی ،نبایدمن توحال بدبمونم وذهنم درگیرافکار منفی بشه این یه سمی هستش که خودم واردذهنم می کنم وهیچ وقت باعث پاک شدن یاآرام شدن من نشده ،پس چرامثل دیوانه هاوقتی که راه چاره رایادگرفتم ذهنم رانتونم کنترل کنم ،بایدبتونم چون شدنیه فقط تمرین وتکرارلازمه تابیاموزم تمرکزم رابه چیزهای دیگه معطوف کنم باکنترل ذهنم وورودیهای سالم ومثبت به ذهنم میتونم آرامش بگیرم وباحس خوبم اتفاقات خوب دیگه ای رارقم بزنم .به عینه دیدم این روندچقدمعجزه آفرینه.خداخیرت بده عباس منش ،دمتم گرم توتنهاکسی هستی که به خاطرباورم به تجربه هاش باعث پیشرفت ورشداخلاقیم شده ،دوستت دارم هرجاهستی خوش باشی الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    فائزه مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1281 روز

    سلاممم به استاد مهربونم و دوست داشتی و خانم شایسته عزیزم و گروه بزرگ استاد عباس منش

    فایل فوق العاده ای بود کنترول ذهن=تقوا یعنی همه چیز .️

    من خودم وقتی میخوام ذهنم کنترول کنم و توی شرایط به ظاهر بد تصمیم نگیرم دوست دارم پیاده روی کنم یا با دوستام تلفنی صحبت کنم با بنویسم این کارا باعث میشه ذهنم به سمت دیگه هدایت بشه️

    فایل های استاد مربوط به اون مسله ام یا کلید روی نشانه در سایت فوق العاده است این نشانه ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام بر استاد عزیز

    سلام بر دوستان خوبم

    برای بار دوم است که در حال شنیدن این فایل عالی هستم

    هرچه بیشتر گوش می دهم بیشتر پی به ترمزهای ذهنی خودم می برم

    هر چه بیشتر گوش می دهم بیشتر می فهمم که چقدر احساسی و شتاب زده عمل می کردم

    در سر کار خودم آنقدر ها تحت احساسات خودم قرار می گرفتم که عصبی می شدم و بعد می دیدم که دست به چه کارهایی می‌زدم

    نیرو را اخراج می کردم

    جریمه نقدی می کردم

    و فرمان هایی می دادم که واقعا در نهایت به ضررم تمام می شد

    حتی در کسب و کار خودم هم هر بار عصبی میشدم و شتابزده عمل می کردم آنوقت کل پول و سرمایه ام از دستم می رفت

    یادم می آید که در روابط خودم با دوستانم وقتی که عصبانی می شدم و تحت هیجانات خودم حرفی می زدم

    بعد بین من و دوستم کدورت ایجاد می شد و هنوز هم که هست باز دوست م در مورد آن حرف من را خجالت زده می کرد

    این ها همگی بخش کوچکی از احساسی عمل کردن من است

    واقعا صحبت های استاد برای من خیلی جای تعمل و تفکر دارد

    ممنونم از استاد بخاطر این فایل عالی

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2166 روز

    به نام الله هدایتگرم❤️

    نشونه امروز من این فایل بود❤️

    نکات مهم:

    ❤️هرچیزی که اسم طنز داشته باشه ،صرفا بخاطر اسمش نمیشه گفت خوبه و حس خوب ایجاد میکنه

    بیشتر موضوعات طنز به مشکلات جامعه اشاره میکنه

    مثل تمام فیلم و‌سریال های صدا و سیما که مشکلات جامعه رو در قالب طنز تلخ ،مطرح میکنه

    .

    ❤️ حتی لطیفه هایی که در جاهای مختلف میخونیم و میشنویم در عمق ،به مشکلات اشاره میکنه و ضمیرناخودآگاه ما اونها رو دریافت میکنه

    ❤️چندسال پیش یک گروه واتساپی داشتیم بچه هایی که تازه با قانون جذب آشناشده بودیم اونجا تبادل نظر میکردیم،ی اقایی توی اون گروه بودن که هراز گاهی جوک‌و مطالب ب ظاهر خنده دار ،ارسال میکردن،

    اونموقع کسی به من نگفته بود این طنزها خوب نیست اما احساس میکردم وقتی به جوکها و لطیفه ها میخندم این خنده واقعی نیست و تهش یک تلخی داره و منو یاد مشکلاتم میندازه.

    از همون موقع سعی کردم جوکها رو کمتر بخونم و به اون آقا گفتم لطفا در گروه جوک نذارید.

    ❤️دوسه سال پیش ،دوسه قسمت از برنامه دورهمی مهران مدیری رو نگاه کردم چون خیلیها ازش تعریف میکردن اما با دیدن همون چند قسمت احساسم بهم ریخته بود

    چون خنده های واقعی درکار نبود ،

    و مردم فقط به مشکلاتی که در قالب طنز مطرح میشد میخندیدن و این خنده بخاطر تایید مشکلات بود .

    .

    ❤️ واقعا باید حواسمون جمع باشه برنامه ها و مطالب مختلفی هستند که باعث توجه ما به روی مشکلات میشن

    ❤️اما اگر تلویزیون و اخبار رو از زندگیمون خارج کنیم کمک خیلی بزرگی به خودمون میکنیم چون دیگه باورهای مخرب رو تغذیه نمیکنیم.

    ❤️شنیدن موسیقی های غمگین هم مثل همین مطالب طنز تلخ هستند ادم با گوش کردنشون فکر میکنه خودش تو اون فضا بوده و تجربه کرده😑یکی از خواننده هایی که من خیلی قشنگ با آهنگاش تو فضای غم میرفتم مرتضی پاشایی خدابیامرز بود،من تا صداشو میشنیدم گریه م میگرفت و اینچنین برای خودم حس بد میخریدم.اما خب از یکجایی به بعد که یادم نمیاد چه موقع بود آهنگای غمگین دیگه گوش نکردم.

    ❤️الان که این فایل و گوش کردم متوجه شدم من یکسری باور و فکر منفی نسبت به پسران پیدا کردم که از خوندن جوکها و نگاه کردن ب یکسری سریال ها اون فکرها بوجود اومده که باعث شده من به کمتر پسری اعتماد کنم .

    البته چندوقته ورودی منفی به ذهنم نمیدم اما خب میخام بگم تاثیر این فیلم و‌سریالا چقدر میتونه زجرآور باشه.

    .

    ❤️ما میتونیم سریالهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت و سریال تمرکز بر نکات مثبت رو جایگزین برنامه های تلویزیونی کنیم البته که تمام فایلهای این سایت عالیه

    ❤️خدایاشکرت که بهم یادآوری کردی حواسم به ورودی هام باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      رامین خطی گفته:
      مدت عضویت: 1686 روز

      سلام دوست عزیز وقت بخیر

      داشتم کامنت های این فایلرو میخوندم چون چند وقتی ک دارم روی کنترل ورودی ها و احساس خوب تمرکز میکنم و منم مثل شما بودم و اهنگ های غمگین گوش میدادم پاشایی و خراطها و همش برام سوال بود ک چرا احساسم همیشه داغونه و از وقتی ک با قانون اشنا شدم دلیلشو فهمیدم و مثال شما منو یاد چند سال قبل انداخت ک اینارو گوش میدادم

      پیشنهاد خوبی هم دادین و واقعا فایلهای سفر ب دور امریکا و تمرکز رو نکات مثبت معجزه میکنه و زود حس و حالتو عالی میکنه

      تشکر از شما

      شادوسلامت و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مریم رضائی گفته:
    مدت عضویت: 1572 روز

    سلام استاد عزیز

    من کلا زیاد عصبانی نمیشم و خیلی خوب همه احساساتم رو کنترل میکنم حتی احساس شادی و خوشحالی و ذوق زدگی رو بسیار خوب معمولا مدیریت میکنم، حتی وقتی اطرافیانم تحت تاثیر احساساتشون تصمیم میگیرند خیلی راحت تشخیص میدم که این تصمیم احساسیه و نتیجه خوبی نداره گاهیم تذکر میدم اما چون نتیجه ای نداره بیخیال رفتار دیگران شدم خیلی وقته اما در روابطم با پسرم همه چیز فرق میکنه من گاهی تا حد انفجار عصبانی میشم راهکاری که برای مدیریت خشمم بکار میگیرم و خیلی آرومم میکنه اینه که در مرحله اول هیچ کاری نکنم نه حرفی نه اقدامی بعد از خودم یه سوال میپرسم دلیل این حد عصبانیت من چیه؟ آیا واقعا برای مثال کثیف شدن فرش منو انقد ناراحت کرد یا چون تذکر داده بودم و پسرم به حرف من اهمیت نداد؟یا اصلا بخاطر یه موضوع دیگه ای از قبل ناراحت بودم که اصلا ربطی به رفتار پسرم نداشت اینجوری دلیل اصلی ناراحتیمو پیدا میکنم بعد یه فکر بهتر جایگزین میکنم مثلا فرش با یه دستمال خیلی راحت پاک میشه و دلیل اینکه پسرم فرشو کثیف کرده عصبانی کردن من نبوده و بعد به جای داد و فریاد و دعوا به پسرم میگم که من خیلی ناراحت شدم که فرش کثیف شده و باید یه فکری بکنه که دفعه بعد مثلا خواست آبمیوه بخوره رو فرش نریزه و این روش خیلی بمن کمک میکنه که آروم بشم و کاری نکنم که بعدا پشیمون بشم و نه خودم و نه پسرم هیچ کدوم آسیب نبینیم.

    باتشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      سایه گفته:
      مدت عضویت: 1678 روز

      سلام دوست عزیز همفرکانسی.

      خدایا شکرت که همیشه و هر لحظه در حال صحبت کردن و اگاه کردن ماست .

      امروز داشتم با پسرم درس کارمیکردم و بسیار مراقب بودم که عصبانی نشم .

      الان که اومدم کامنت بخونم ،کامنت شما اولین بود و راه کار شما بسیار به من کمک کرد که دلیل این خشم رو بدونم و به خودم میگم آیا این موضوع که بابتش عصبانی شدی تا یکسال دیگه اهمیت داره ؟

      با جوابی که بخودم میدم به ارامش میرسم .

      سپاسگزارم بابت کامنت عالیتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مریم رضائی گفته:
        مدت عضویت: 1572 روز

        سلام بر شما دوست عزیز

        خیلی خوشحالم که این راه حل به شما هم کمک کرده امیدوارم همواره در مسیر فرزندپروری پرحوصله و با انرژی باشیم و بتونیم احساساتمونو مدیریت کنیم روابط خوبی داشته باشیم و از نقش والد فرزندی لذت ببریم و تاثیر مثبتی بر روان فرزندانمان بگذاریم که حداقل اونا با باورهای درستی بزرگ بشوند و نیاز کمتری به این همه تلاش برای به صلح رسیدن با خودشون و بقیه داشته باشند و از همین اول با اعتماد بنفس بار بیایند درسته که جامعه نقش بسیار زیادی روی باورهای بچه هامون داره اما بنظر من مهمترین جایی که بچه ها مخصوصا قبل از 7 سالگی باورهاشون ساخته میشه و شخصیتشون شکل میگیره خانه و خانواده است پس خیلی مهمه که ما درست رفتار کنیم که اونا هم درست رفتار کنند ما درست احساسات و هیجاناتمون رو مدیریت و ابراز کنیم تا اونام یاد بگیرند درست مدیرتش کنند خیلی از شما ممنونم که انقد نسبت به رفتارتون و کنترل خشمتون حساس هستید و به روان فرزندتون و خودتون اهمیت میدید و امیدوارم که اول مراقب خودمون باشیم بعدم فرزندانمون و بقیه افرادی که باهاشون در ارتباطیم.

        سپاسگزارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      خوشبخت ترینم گفته:
      مدت عضویت: 1042 روز

      سلام دوست عزیز منم منم سعی میکنم زیاد عصبانی نشم اما یه وقتایی تو برخورد با دخترم خیلی جاها تونستم خودم رو کنترل کنم و افکارم و افسارم رو دست خداوند بدم اما متاسفانه یه جاهایی هم نه نتونستم که از خداوند کمک میخوام هدایتم کنه و بتونم خودم رو کنترل کنم و تحت تاثیر احساسات قرار نگیرم و به خودم بگم آیا این کار دختر من سال بعد این موقع اهمیت داره؟ موفق باشی دوست خوبم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: