عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 29


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رسول علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2946 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم دوست داشتنی و مهربان که پا به پای استاد دور دریاچه را موبایل به دست طی می کند و موجبات گسترش نوا و نفس گرم استاد دلمان می شود تا هر آنچه در هر لحظه برایش الهام شده را به گوش افرادی که نیاز به شنیدن و هدایت شدن دارند برسانند ️

    درود به شما عزیزان و یاوران زیبای خداوند در هدایت من و دوستانم هر قدر سپاسگزاری کنم از شما حق مطلب را نمی توانم ادا کنم پس میرم سراغ ادا کردن حق شاگردی ام و پاسخ دادن به دو سوال استاد ،چون میدانم شاگرد حرف شنو بودن بهترین سپاسگزاری برای استاد هست

    سوال اول که من چه روشی را در لحظات احساسی برای رد شدن از نقطه اکستریم احساسات انجام میدم

    این هست که چون ذهن ریاضیاتی من بسیار فعال هست و از بچگی موقع خستگی از مشق نوشتن و درس حفظ کردن ،با حل کردن مسأله های پیچیده ریاضی و لذت بردن از حل کردنشان می تونستم خستگی هام رو برطرف کنم

    الان هم که چهل و دو سالم هست مواقع قلیان احساسات سعی میکنم حرف نزنم چون درجه احساساتم چه عصبانیت باشه و چه ناراحتی باشه و چه ترس معمولاً زمانیکه حرف میزنم چند برابر میشه پس سعی میکنم روزه سکوت چند ساعتی بگیرم و برای برطرف شدن و فروکش کردن احساساتم حل کردن سخت ترین جدول های سودوکو یا هر بازی که نیاز به چالش کشیدن زیاد ذهنم باشه خیلی برام جواب میده چون بیشترین لذت را در حل مسایل و معما های پیچیده می برم هر چه سوال سخت تر لذت هم بیشتر

    البته یکی از روش‌هایی که استاد فرمودند را ناخودآگاه زمانهایی که تو ویلا باغ پدر خانومم هستم و به شرایط احساسی شدید میرسم و می بینم که استخر را تازه از آب سرد چاه پر کرده ،شیرجه زدن تو استخر آب سرد را هم چند بار امتحان کردم و بسیار جواب میده طوریکه بمدت طولانی تو استخر آب سرد می مونم طوریکه دیگه سردی آب را حس نمیکنم و می‌خوابم روی آب و فقط به زیبایی‌های آسمان خیره میشم

    برای سوال دوم به یاری خداوند می‌خوام خودافشایی از یه سلسله تصمیمات اشتباه برای خودم بکنم شاید به درد دوستان هم بخورد و اون هم برمیگرده به پنج سال پیش که از ترس رکود بازار مسکن خونه نوساز و شخصی سازی که خودم با ریزه کاری های فراوان و به سلیقه خودم ساخته بودم را فروختم چون میخواستم یه پروژه ای را شروع کنم بخاطر باور غلط اینکه بدون سرمایه اولیه نمیشه شروع کرد تصمیم هیجانی و احساسی گرفتم و خونه ایی که توش زندگی میکردم را فروختم و رفتم اجاره نشینی ،و شاید باورتون نشه شاید تا الان که دارم این کامنت را می نویسم نتونستم خونه ای در حد اون را بخرم و حتماً فکر می کنید که اون پروژه حتماً خیلی سود آور شده ،نه اصلأ ،چرا؟

    چونکه گفتم اولش وقتی کنترل رو احساسات را نداشته باشی فرقی نمیکنه برای قانون تا چه زمانی این کنترل نداشتن رو ادامه بدید تا هر زمانی باشه روند تصمیمات اشتباه و سلسله وار بودنشان ادامه پیدا می‌کنه تا زمانیکه الان من صاحب یک ملک هفت طبقه تجاری مسکونی با نزدیک به دویست متر تجاری در بهترین نقطه شهر که کل ملک سند بنام من هست اما تقریبا کسی نمونده در دور و اطرافیان که پولش در این پروژه شریک نکرده باشم و حساب کنید آخرش را بگم کل ملکی که بنام من هست و هنوز تفکیک نشده و پایان کار نگرفته و قیمت الانش شاید بالای چهل میلیارد تومن برسه کل سهم من فقط دو سه میلیارد هست و بقیه اش بقول استاد تبدیل شده به گاری با چرخ زنگ زده که بستم به خودم و دارم یک شیب تند را میکشم و البته ظاهر بیرونی اش این هست که دلیل اصلیش برمیگرده به باورهای زنگ زده مخرب ام که درونم هستند و به یاری خداوند دارم رویشان کار میکنم تا هر روز نسبت به روز قبل روان تر و روان تر کنم و به کمک بهبود گرایی بتونم زندگی تازه ایی را به خودم و خانواده ام هدیه بدم

    باور کنید در تک تک لحظات رو مثالهایی که استاد می‌زدند از عجله و ترس و تصمیم احساسی ،میدیم که من در طول این پنج سال یه پکیج کامل از تمام اون تصمیمات احساسی را داشتم و البته خدا رو شکر میکنم که یکسالی میشه با دوره روانشناسی ثروت دو (البته توضیح بدم چون اسیر کمال گرایی بودم و هستم نتونستم دوره روانشناسی ثروت را کار کنم و فقط خریدمش) و قانون سلامتی تونستم این روند را به ثبات برسونم و از سقوط بیشتر جلوگیری کنم

    و البته هزاران هزار بار بخاطر دوره واقعاً عالیییییی و بینظیر شیوه حل مسایل که همون لحظه اول که اومد رو سایت خریدم تونستم کسب و کار مورد علاقه ام در نتورک مارکتینگ را که نزدیک یکسال پیش استارت زده بودم و راکد مونده بود را چنان پیش ببرم که خودم در عجب موندم چقدر می تونه هدایت خدا دقیق و بموقع باشه

    باور کنید این دوره شیوه حل مسایل چنان پازل‌های را برام کنار هم می چینه که من خودم بدون آگاهیهای این دوره و بخصوص تمرینات آخرش که بنظرم یه کارگاه تمام عیار انسان تراشی هست تا صد سال هم نمی تونستم همچین تغییراتی را تو خودم و زندگیم بدم

    بسیار از شما دو انسان و استادان شریف سپاسگزارم که هدایت‌های پروردگارمان را به این زیبایی انتشار و گسترش می دهید از راه دور دستان شما را که معتقدم دستان زیبای خداوند هست را می بوسم و امیدوارم در بتوانم از نزدیک ادای دین کنم و دستانتان را ببوسم و شما را در آغوش بگیرم به امید آن روز ️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    اکبر محمدیاری گفته:
    مدت عضویت: 3097 روز

    خدا قوت خدمت استاد عزیز و دوست داشتنی ممنونم بابت موضوعی که انتخاب کردید و مادامکه به فکر رشت و پیشرفت ما هستید . من در شرایط بد اساسی قرار داشتم که با تصمیمات عجولانه مشکلاتی را به بار آوردم که کار به دادسرا و چه جاهای که فرکرشو نکنید کشیده

    و به لطف پروردگار و آموزه های که از فایلهای رایگان و دوره های شما داشتم و اینکه هر لحظه روی خودم کار می کنم و خدا را شکر مادام در حال رشد و پیشرفتم خیلی عالی هستم .

    و در شرایط احساسی بد خیلی راحت تر از قبل با قدرت پرسیدن سوالاتی که اگر با این شرایط احساسی بد این کار را بکنم چه بلای سرم میاد و اگر احاسم را خوب کنم چه نتیجه مثبتی را تجربه می کنم.

    و خدا را شکر مادام دیدم نسبت به جهان اطرافم بهتر شده و می شود

    منونم از خانمشایسته نازنین که با فیلم برداریهای بی نظیری که انجام میدن مادام به رشد و پیشرفت سایت و ما کمک می کنند

    و ممنون از دوستانی که با مطالعه وگذاشتن نظرات مفید و ارزنده به رشد و پیشرفت مان کمک می کنند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    امیر آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    به نام خدای مهربان و اجابت کننده درخاست ها

    سلام به استاد و مریم عزیز چه خبر خوبی فایل جدید با این قاب زیبا اندام فوق العاده تیشرت زرد زیبا خدای من پردایس چقد زیباست دریاچه مثل اینه صاف زلال درختان زیبا با برگهای زیبا تر چمن های سرسبز زیبا خونه چوبی روی اب اب به زلالی تمیزی درختان قد کشیده زیبا چقد مسیر پیاده روی زیبایی خدای من رنگ بهشت بی نظیر چقد خوشحال شدم شنیدم زندگی در بهشت ادامه خواهد داشت چه خبر عالی چقد اندامتون عالی شده تحسینتون میکنم

    و اینکه در حال حرکت هستید هر روز فایل کار جدید حرکت جدید همیشه در حال رشد و حرکت کردن این عادت بی نظیر با این حد از پیشرفت در زندگی بازم شور اشتیاق فایل جدید زیبا کردن جهان خودتون و جهان ما عشق به کار واقعی

    و سپاس از مریم عزیز برای این سبک جدید از ویدیو گرفتن بازی جذاب لیورپول تاتنهام که دیدم

    نکات مهم فایل عواقب تصمیمات احساسی در لحظه که کلوپ احساسی شده ادم بتونه خودشو کنترل کنه واقعن یه جامپ بزرگه

    =تصمیماتی که از روی احساسات میگیریم ترس هست و ضربه مالی یابهمون ضربه میزنه که در محیط کاری یا هر چیزی تصمیم اشتباه است

    =باید یاد بگیریم هیچ‌ تصمیمیو در شرایط احساسی بد نگیریم باید ازش بگذاریم و زمان همه چیز درست میکنه

    =اول باید خودمون بشناسیم که وقتی احساسی میشیم احتمال اشتباه خیلی زیاده

    =وقتی که احساسات شدید میشه تصمیم نگیریم و خودمونو اروم‌ کنیم نفس عمیق بکشیم بیست بار تا عصبانیت کمتر بشه

    =باید یاد بگیریم وقتی در احساس بد هستم شرایط احساسی هستیم اصلن تصمیم نگیریم

    =احساس بد و احساس خشم باعث اتفاغات بد میشه و در لحظه باعث اتفاغ بد میشه

    =با هر منطقی عصبانی بشیم در مسیر نادرست هستیم

    =باید بدونیم در احساس بد نمونیم چون در احساس بد بمونیم تصمیمات بد میگیریم

    ببین ذهن ثروتمند و ثروت ساز باشه به ماترادزی میگه مازراتی عاشق این ذهنتنونم اصلن ارزومو ذهنم این باشه

    چقد تعصب و احساس داشتم به طرفداری از فوتبال و چقد احساست الکی عصبی شدن خداروشکر بیشتر از 95درصد با اموزشهای شما احساسات فوتبالیم گذاشتم کنار یا احساسات مذهبی قومیتی شهر کشور نمیدونم واقعن حافظم یاری نمیده ولی میدونم الان خیلی از نشری انرژی هارو کنار گذاشتم و اتفاغات شرایط زندگیمو دادم دست احساس خوب و سعس میکنم احساس خوب بمونه و در احساس خوب تصمیم های خوب و شرایط خوب رخ میده همیشه

    عصبی شدن اگه ی نوع احساس بشه تصمیمات بشدت اشتباهی داره و دارم تلاش میکنم تا بهتر بشم که خدارو شکر عصابنیتم نسبت به قبل یک درصد شایدم کمتر اصان چرا باید الکی عصبی بشم

    روش هایی که تا الان احساسمو کنترل کردم

    پیاده روی راه خوبی بوده برام

    برای کنترل عصبانیت دیدن فایل و کامنت گذاشتن

    دوش تا حالا تجربه نکردن

    ولی متسفانه یا خوشبختانه فیلم کمدی میبینم ارومم میکنه

    کل همیشه سعیم اینه در احساس خوب بمونم

    روش های کنترل احساسات

    1 نفس عمیق

    2پیاده روی

    3دوش اب سرد

    4 احساس بد یعنی دستمون توی اتیش با هر دلیلی دستمون میسوزه

    5بودن با حیوانات و نعمت های و دیدن نعمت های خداوند باعث کنترل احساس بد میشه

    این روش ها عالی بود و عمل خواهم کرد

    سپاسگذاری برای این نکات ها و کلیدهای که توی این فایل گفتین

    آرزوی سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم براتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    آرمین اصغری گفته:
    مدت عضویت: 2610 روز

    بنام خدا

    سلام بر استادعزیزم

    سلام بر خانوم شایسته عزیزو هم فرکانسی های عزیز

    جواب سوال اول

    تصمیماتی که بر اساس احساسات گرفتم وچیزی جز پشیمانی نداشت

    اما درسی بزرگی به من داد وراههای بزرگی در این مسیر یاد گرفتم

    مثلا در اداره مون یه سری حق وحقوقمون رو نمیدادن

    من باتندی به معاون گفتم کار نمیکنم تاوقتی که حق من رو بدین

    که این موضوع باعث اخراج من شد

    درصورتی که به شیوه دیگه ای هم میتونستم

    بگم که نتیجه یقینا بهتر میشد

    یا اینکه خودم رو متعهد میکردم برای یه شغل که عاشقش هستم

    (که خداروشکر دارم این کاررو میکنم واون 1ماهی که بیرون بودم

    کلی ایده گرفتم

    براساس احساس ترس یه تصمیم اقتصادی گرفتم

    وزمینی خریدم

    که اگر با حوصله وعجله نبود یقینا یه زمین ایده ال

    میخریدم

    ودرمورد سوال دوم

    خیلی اوقات پیش اومده مثلا یه همکار بخاطر فشار کاری یه سری جملاتی گفته که هرکسی بود واکنش نشون میداد

    که من واکنش نشون ندادم

    واون باعث شد که رابطه مون بسیار نزدیکتر ودوستانتر بشه

    ونکته مهم ظرف وجودم بزرگتر بشه

    درصورتی در گذشته نسبت به اینجور رفتارها رفتار تندتر رو انجام میدادم

    وجواب سوال سوم اینکه

    من یکی از بهترین روشهای که روی من جواب داده

    همون لحظه تجسم لبخند استاد عباسمنش

    یعنی یه آرامشی میده که نگو ونپرس

    یا مثلا پیش خودم میگم فکر کن استاد پیشت وقراره رفتارهاتون ببینه

    تو شاگرد استاد هستی وقراره بهترینها رو رقم بزنی

    دوش آب سرد وقدم زدن هم بسیار لذت بخشه

    وکلی برام تاثیر گذار بوده

    خیلی خیلی ممنونم از استاد عزیزم

    وخانوم شایسته عزیز بابت به اشتراک گذاشتن این آگاهی های ناب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    به نام پروردگار نور و زیبایی

    با سلام به استاد عباس منش خوشتیپ و خوش رنگ سلام به خانم شایسته با تصاویر رویایی وانرژی تمام نشدنی

    سلام به همه دوستان خوب هم فرکانسی با تجربه خوبشون

    و سلام آخر به بهشت روی زمین پرادایس دوست داشتنی با دریاچه و درختان و چمن های خدایی

    استاد بی نظیر بود این فایل چقدر خود خودم بودم خدایا شکرت هدایت شدم به این مدار فرکانسی این فایل که سرتاسر آگاهی بود

    اما در مورد فایل این جلسه پربار که انصافاً چرخ دنده های من رو خیلی نرم کرد این بود که احساسات زندگیمو چه در روابط در تصمیمات و کار به هر چیزی که اون لحظه نمی توانیم خودمان را کنترل کنم این باعث می شود که به من ضربه بدی بزند استاد من تو این همه سال تا قبل از آشنایی با این سایت در زندگی من تماماً احساساتی برخورد می‌کردم چون اصلاً کنترل ذهن روی خودم نداشتم و خودم را اصلاً نمی شناختم و این ترس ها باعث می شود که من عواقب بدی و نامناسبی در زندگی خود داشته باشم مثلا در روابط حرفهایی میزدم از روی احساسات و زود عصبانی میشدم و این باعث می‌شد که از همدیگر سرد بشویم و روابط ایده‌آلی نداشته باشیم یا مثلا به کسی قول چیزی رو میدادم از روی احساسات و نمی توانستم از عهده اون بر بیام و آن طرف با شخصی از من دلگیرمیشد و روابط را با من کات می کرد یا مثلاً من یادم هست همه می گفتند دلار و سکه بخرید و من تو اوج گرانی آنها را خریدم و تو ارزونی سکه و دلار ها را فروختم به خاطر احساسی فکر کردن و از ضربه های زیادی این هیجان زده من باعث می‌شد که آن پس انداز را هم کاملاً خرج کنم مثلاً من قبلا 200 میلیون داشتم اگر کسی می آمد به من می گفت فلان هتل و رستوران هر کسی نمی تواند برود و از ما بهتران میرود من با هیجان زده و احساسات خودم و بدون فکر کردن می‌گفتم که من میتوانم و کلی هزینه میکردم فقط این به خاطر این است که من میتوانم بهترین جاها را بروم و خرج کنم و پس انداز 200 میلیون من هم در عرض سه ماه تمام شد و این روند ادامه داشت و هیچ راهکاری اصلا نداشتم چون خودم را نمی شناختم و غلبه بر نفس خود نداشتم فقط تحت تاثیر قرار می گرفتم اگرچه صدمه و آسیب و نتیجه ناخوشایندی داشتم اما درس نمی گرفتم و تکرار تکرار می کردم هر دفعه

    اما با آشنا شدن در سایت عباس منش توانستم تا حدودی این شرایط احساسی را کنترل کنم و چقدر هم موفق شدم و لذت بردم مثلا اگر فردی در مورد چیزی صحبت می کرد که هر کس نمی تواند برود مثل رستوران یا هتل من در مورد اون اصلاً نظر نمی دادم ودهان خودم را می بستم و بهش میگفتم بعدا جواب میدهم وقتی که مکالمه تمام شدمیرفتم بیرون نفس عمیق میکشیدم و تمام ذهن خودم را روی بازی با موبایل مشغول‌ میکردم و بعد از ساعاتی یا روز های بعد به اون میگفتم که پول ندارم یا موقعیت آن را ندارم خیلی راحت میگفتم اماشاید طرف این فشار را می آورد برای من که بریم اما من جواب خودم یک کلمه است که نمی توانم شرمنده و این باعث می شد عزت نفس من بالاتر برود و تصمیم عاقلانه تری بگیرم که منجر به احساس خوب آرامش عالی داشته باشم

    الان ذهن خودم را می توانم آرام کنم با آموزه هایی که در این جلسه یا فایل ها و یا محصولات دارم تصمیم عاقلانه ای میگیرم چیزی که به من خیلی جواب می‌دهد اول سایت رفتن و سر زدن به فایل ها و90 درصد خواندن کامنتهای دوستان که چقدر به من و ذهن من کمک و آرام می‌کند و بعد بازی کردن با موبایل و سعی می‌کنم به چیزی فکر نکنم تا ذهن من بتواند درست کار کند یا نفس عمیق چند بار می کشم تا ذهن من بتواند اکسیژن لازم را دریافت کنند و در بعضی از موارد پیاده روی است که آن چیز یا حرف وقتی دور شوم و راه بروم دیگر احساسی رفتار نمیکنم و تجربه بعد برای من شکرگزاری است که همینجوری بی دلیل شکر گذاری میکنم واز خدا می خواهم به من کمک کند یا مسیر درست و تصمیم درست را در زندگی خود بگیرم

    چون من به خدا اعتماد دارم

    با سپاس بیکران از استاد عزیزم که چقدر بی نظیر بود این فایل میشه ساعت ها در مورد ش صحبت کرد

    و منتظر تجربه خوب تک تک دوستان با دید ونگاه وان سطح از آگاهی هاشون هستم تا درک من را بالاتر ببرد و بتوانم در زندگی خود بهترین تصمیم را ارائه بدم با آرزوی سلامتی و تندرستی و سعادت همه دوستان

    در پناه الله یکتا شاد پیروز و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مریم جوان گفته:
    مدت عضویت: 1577 روز

    بنام الله یکتا

    سلام استاد جان

    چقدر تصویر زمینه زیباست ، چقدر پرادایس زیبا شده

    اکثر ما فکر میکنیم که عدم کنترل احساسات فقط در مورد خشم بما ضربه میزنه و از توجه به زمانیکه در احساس شادی و لذت بینهایت هستیم و ضربه هایی که بما میزنه غافل هستیم از تصمیم به ازدواج با فرد نامناسب با ما ، از قولهایی که انجام دادنش از توان ما خارج هست ، از بعهده گرفتن وظایف و مسئولیتهایی که باعث ضررهای غیرقابل جبران میشه

    دقیقا بابت این تصمیمات نابجا و احساسی چقدر ضربه خوردم و عدم کنترل احساسات من در همه ابعاد هست چه در هنگام خشم چه شادی

    و همیشه پدر ، مادر ، خواهر برادر و پسرم همیشه از واکنشهای من ترس داشتن و قبل از گفتن مسائل سفره نذر میکردن

    مواردیکه در هنگام خشم بمن آسیب وارد کردن بشرح زیر است :

    ضررهای سلامتی :

    اولین ضربه رو آدم به سلامتی خودش میزنه و اولین واکنش رو بدن نشون میده قبل از ورود به این سایت و عدم کنترل رفتار و ذهن سریعا واکنش نشون میدادم که نتیجه آن سردردهای همیشگی ، لرزش دست ، سوزش استخوانهای بدنم ، سرگیجه های مداوم و موارد بیشمار که بعد از شروع 12 قدم که اولین گام من در این سایت بود کم کم به آرامش رسیدم و توانستم تا حدودی آرام شوم و هر چه پیش رفتیم آرامتر شدم ، با قانون سلامتی بقایای باقیمانده در جسم من کامل از بین رفت

    ضررهای مالی :

    و اکثرا این هیجانات مسائل مالی پیش میاره که قابل جبران نیست یا خسارتی که وارد میکنه خیلی عمیق است

    که همیشه با پشیمانی همراه است

    ضررهای اجتماعی :

    وقتی در این شرایط هستیم ناخواسته یا رفتاری انجام میدهیم یا سخنانی میگوییم که موجب دلخوری افراد میشود علی الخصوص عزیزانمان یا کلا روابط از بین میرود و گاهی حتی خود ما از یادآوری اون نوع حرکت و اون نوع کلام پیش خودمون شرمسار میشویم

    و متاسفانه ضررهای بسیار زیادی بابت این مساله داده ام که مهمترین آن ” زمــان ” است که هیچ جایگزینی ندارد

    در این قضیه من ید طولانی دارم و در تمرین اهرم رنج و لذت در دوره شیوه حل مسائل من تاثیر عدم کنترل و کنترل احساساتم رو بعنوان تمرین انجام دادم و الان آگاهانه سعی میکنم حتما قبل از هر تصمیمی مکث کنم

    و در بیشتر مواقع سعی میکنم از محیط دور بشم و پیاده روی خیلی بهم کمک میکنه و خیـــــــلی خیــــــلی زیاد آشنایی با شما و صحبتهای شما بمن کمک کرده که قبل از تصمیمات منطقی تر عمل کنم و زمانیکه در این فایل صحبت میکردید دیدم چه ضررهایی از من دور شده و خدا رو شکر که با شماآشنا شدم

    و تقریبا بعد از آشنایی با شما و سایت خیلی بهتر شدم و خیلی سعی کردم همیشه ی ذره بیشتر فکر کنم و تا جاییکه میتونم احساسم رو کنترل کنم

    و الان به جرات میتونم بگم ی آدم دیگه ای هستم که گاهی خودم تعجب میکنم البته هنوز خیلی کار دارم و میدونم باید خیلی رو خودم کار کنم و هنوزم گاهی نمیتونم کنترل داشته باشم

    در پناه الله یکتا بهترین ها در زندگی شما و تمام دوستانم جاری باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    الینا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1404 روز

    سلام به همه دوستان .

    پیشنهاد های من=

    1_گوش کردن موسیقی ارامش بخش،شاد

    2_مدیتیشن

    3_شکر گزاری کردن

    4_گفت و گو کردن با خودم اینکه حتی اگر بد ترین اتفاق هم بیوفتد اگر من بتونم ذهنم را کنترل کنم برای من خیر پیش میرود .

    5_دوش گرفتن و زیر اب شکر گزاری کردن

    6_دیدن سریال های استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    Ehsan Moqadam گفته:
    مدت عضویت: 2179 روز

    به نام خالق عشق و زیبایی

    درود و خداقوت به استاد عزیزم که همیشه من را سورپرایز میکنه. از اینکه هربار یک موضوع مهم را به‌شیوه‌ای بی‌نظیر و فوق‌العاده کاربردی بیان میکنه و بانو شایسته نازنین که همواره همراه استاد هستند و همه دوستان بزرگوار خودم در این جمع الهی

    با تمام وجودم از خدای مهربان برای هدایت به‌سمت شما و این آگاهی‌ها و از شما برای نشر این آگاهی‌ها سپاس‌گزارم.

    من خودم در مورد این موضوع استاد بزرگ تصمیمات احساسی بودم که به‌‌لطف خدا و آموزه‌های شما، به‌خصوص در دوره 12قدم و علی‌الخصوص قدم 7 به بعد، خیلی خیلی بهتر شدم در این زمینه. یعنی وقتی داشتم فکر می‌کردم به موضوع پرسش‌های شما و پاسخی که خودم داشتم درباره خودم بهش فکر می‌کردم، خندم گرفته بود که من چه آدمی بودم و الان خودم را خیلی تحسین می‌کنم از اینکه تونستم ازون شخصیت زودرنج و احساسی بی‌منطق، تبدیل بشم به فردی که میتونه احساسات خودش راکنترل کنه و تصمیمات بهتری بگیره.

    قبل ازینکه بخوام به پرسش‌ها پاسخ بدم چند مورد را ذکر می‌کنم که برای خودم یادآوری بشه و به‌نظرم خیلی مهمه. من تو کار خودم استادی که داشتم باوجود تمام محاسنی که داشت، بسیار در تصمیم‌گیری احساسی عمل می‌کرد و من همیشه در ذهن خودم و با یکی از همکارانم در رابطه باهاش صحبت می‌کردم. بعد که خودم کسب‌وکار شخصی خودم را راه‌اندازی کردم، متوجه شدم که من هم دقیقاً همان رفتارها را دارم در کار خودم پیاده می‌کنم؛ یعنی خیلی زود احساسی می‌شم، اگر چیزی روی مخم باشه خیلی سریع واکنش نشون میدم که این برای من و به‌ویژه در کارم یه فاجعه است، چون قشنگ میتونه جریان کار را تغییر بده. که یک روز یکی از همکارم اومد گفت آقا برای چی تو داری انقدر سریع تصمیم می‌گیری و تصمیم‌های هیجانی می‌گیری. از اون موقع من اومدم با خودم فکر کردم و بررسی کردم که من همیشه از این اخلاق استادم فراری بودم و حالا دارم دقیقاً همان اخلاق را در کارم پیاده می‌کنم. این موضوع هم خیلی بهم کمک کرد که قانون را بهتر درک کنم، که مهم نیست ما از چیزی خوشمون میاد یا نه، وقتی داریم بهش توجه می‌کنیم، داریم دعوتش می‌کنیم؛ حالا این میتونه در قالب انتقاد باشه یا در قالب تحسین، انتخاب ماست که می‌خواهیم کدامش را در زندگی داشته باشیم و بعد که یکم بیشتر دقت کردم، دیدم اتفاقاً افراد بیشتری با این خصوصیت مشترک در زندگیم دارم، یعنی با نبودن استاد این مسئله نه‌‍‌تنها در زندگی من برطرف نشد، بلکه باعث گسترشش هم شد که از اون موقع به بعد اومدم به کمک اهرم رنج‌ولذت، اولاً انتقاد کردن را از زندگیم حذف کردم و دوماً هیجانی تصمیم گرفتن را، یعنی با خودم هی تکرار می‌کردم که یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت افراد کنترل هیجانات و احساساتشونه و وقتی که تو نتونی این کار را انجام بدی، یعنی آدم موفقی نیستی و دلیل اینکه افرادی که باوجود توانایی‌ها و استعدادهای عالی نمی‌توانند در سطح بهتری باشند، اینکه نمی‌توانند احساساتشون را کنترل کنند و دقیقاً اومدم مثال آوردم از مسی و رونالدو، از ایلان ماسک تو شرایط مختلف و به‌طورمثال در معارفه سایبرتراک، از ترامپ، از پژمان جمشیدی که اصلاً یکی از الگوهای ویژه من تو این زمینه است، از پیامبر و حضرت علی، از موسی در جهت مثبت و منفیش، یعنی جایی که تونست احساستش را کنترل کنه و جایی که نتونست این کار را انجام بده، از اون کاپیتان کشتی و کشتی‌گیر ایرانی که در فیلم امریکن رستلر در دوازده قدم مثال زدید، از آقای خمینی و خودم که چه جاهایی تونستم احساساتم را کنترل کنم و چه جاهایی نتونستم و نتیجه منفیش را دیدم و به‌این‌طریق برای ذهنم خودم منطقی کردم که این عادت باید حذف بشه و مهارت کنترل هیجانات و احساسات روش کار بشه.

    به‌نظرم کنترل هیجانات به‌ویژه در شرایط سخت، خیلی ریشه داره در توکل. یعنی یکی از ملاک‌هایی که برای خودم ساختم اینکه در این شرایط چقدر می‌تونم توکل کنم به خدا که همه‌چیز درست میشه و به‌یاد بیارم گذرا بود دنیا را و اینکه این هر حالت احساسی چه خوب چه بد، حتماً گذراست و همین فکر کردن به این موضوع من را آرام میکنه.

    یکی از جاهایی که خیلی خوب تونستم این کار را انجام بدم در زمان فوت یکی از اعضای بسیار نزدیک خانوادم بود که دقیقاً زمانی که این اتفاق افتاد من یه نیم‌ساعتی را پیاده‌روی کردم و با خودم تکرار می‌کردم که آقا کسانی که بتونند در شرایطی که مصیبتی بهشون وارد میشه خودشون را کنترل کنند و به‌یاد بیارند که همه ما از خداییم و باز به‌سوی خدا بازمی‌گردیم، خداوند بر ایشان صلوات میفرسته و این دسته از افراد کسانی هستند که رستگار هستند؛ خودم را آروم کردم و تونستم خیلی‌خوب هم خودم و هم سایر اعضای خانوادم را کنترل کنم و بهشون آرامش بدم، نه اینکه من بخوام به‌زور این کار را انجام بدم، انقدر خودم آرام شده بودم که اون‌ها از آرامش من حالشون خوب شد که خوب این خودش یه نکته بسیار مهمه.

    اما جاهایی هم بوده که نتونستم این کار را انجام بدم به‌ویژه در کسب‌وکار خودم که قشنگ میدیدم چقدر داره بهم لطمه میزنه و اومدم اساسی رفتم سراغش و بهترش کردم.

    یه مورد دیگه‌ای که به‌یاد میارم این بود که از فرمانده خودم که اتفاقاً ارتباط خیلی خوبی هم با هم داشتیم، درخواست مرخصی کردم و نه‌تنها با درخواست مرخصیم موافقت نکرد، بلکه کاری را به من محول کرد که خوب برام خیلی سخت بود انجامش. اما همان موقع من به خودم گفتم ببین تو دوتا انتخاب داری، یا بری باهاش دعوا کنی که 100% ضرر میکنی یا اینکه آرام بشی و هر تصمیمی بخوای بگیری زمانی بگیری که آرام هستی. فکر کنم یک ساعت بعد خود فرمانده اومد با لحنی خیلی صمیمی ازم تشکر کرد و بهم گفت هرچند مدت که خواستی میتونی بری و من خیلی خودم را تحسین کردم که تونستم خودم را کنترل بکنم.

    یا همین چند روز پیش تو شرایطی قرار گرفتم که باید یک تصمیم مهم برای زندگیم می‌گرفتم و انقدر این موضوع ذهن من را مشغول کرده بود که اجازه نمی‌داد کار دیگه‌ای انجام بدم و با خودم گفتم که باید بتونی به خودت مسلط بشی و تصمیم درست بگیری و بعد به‌یاد آوردم که مگر تو هدفت از داشتن این موضوع رسیدن به حال خوب نیست پس به‌یاد داشته باش که وقتی نتونی احساساتت را کنترل کنی نه‌تنها این موضوع به تو کمکی نمیکنه، بلکه باعث میشه اتفاقات نامناسبی برات بیفته، چون قانون میگه احساس خوب=اتفاقات خوب و من به این قانون ایمان دارم و این قانون را ملاک هر فکر و تصمیم‌گیری خودم سعی می‌کنم قرار بدم.

    علاوه‌بر کارهایی که استاد بهش اشاره کردند، یکی از کارهایی که به من خیلی کمک می‌کنه در کنترل احساسات، دیدن و سرگرم کردن خودم با بچه‌هاست، بچه‌ها خیلی خیلی بهشون علاقه دارم و خیلی خیلی بهم آرامش میدن. اگر بچه‌های فامیل باشن میرم پیش اون‌ها و اگر هم نه، میرم تو پارک‌هایی که مخصوص بچه‌هاست و می‌شینم نگاهشون میکنم. بچه‌ها به‌شدت طبق قانون عمل می‌کنند. ممکنه در لحظه عصبانی بشند، حتی گریه هم بکنند، اما امکان نداره تو اون احساس بمونند؛ یعنی می‌بینی یه بچه‌‌ای یه موضوعی براش پیش میاد، شروع میکنه به زجه زدن اما 30 ثانیه بعد داره قه‌قه می‌خنده. این خیلی به من کمک کرده تو کنترل این موضوع. نوزادا که دیگه عاشقشونم.

    یه کار خیلی خیلی خوبی که تو شرایط دیگه واقعاً حاد انجام میدم، یعنی انقدر احساسات و نجواها زیاد میشه که به حد تسلیم میرسم اینکه میرم می‌خوابم. خواب فوق‌العادست. یعنی تیر آخر من همیشه خواب بوده. به‌شدت تأثیرگذاره. حالا اگر ذهنتون خیلی درگیر میشه که خوابتون نمیبره گوش دادن به قرآن و موسیقی‌های ملایم هم خیلی خیلی تأثیرگذاره.

    خوردن قهوه و آب هم که یکم خنک باشه در شرایط حساس میتونه خیلی برام کارا باشه اما کاراترینش با اختلاف به‌یادآوری گذرا بودن دنیا و مرگ هستش. یعنی انگار در زمان خیلی کوتاهی فروکش میکنه همه چی.

    شاید فکر کنید از نگاه قانون این کار جالب نباشه اما اگر زمانی خیلی همه چیز داره فشار میاره خوبه که آگاهانه به قبرستان‌ها رفت و دید که درنهایت سرانجام همه ما در دنیای مادی مرگه، پس نیازی نیست انقدر به‌خودمون سخت بگیریم.

    یکی از نکات مهم به‌صلح رسیدن با خودمون و پذیرش خطاهای خودمون و احساس گناه نداشتن درباره خودمونه.

    همه ما این اخلاق را داریم، اما هزارتا اخلاق خوب دیگه هم داریم. اگر بخوایم همش به خودمون سخت بگیریم و خیلی احساس گناه داشته باشیم درباره این موضوع، نه‌تنها این مسئله و هر مسئله دیگه درست نمیشه، بلکه باعث میشه اون خطا و اشتباه را بارها و بارها و مهلک‌تر از قبل هم انجام بدیم.

    پس هر اصلاحی که قراره انجام باشه، باید با آرامش و در به صلح رسیدن با خود انجام بشه، چون اگر ما بخوایم در این مورد هم احساسی تصمیم بگیریم، باز منجر به اشتباه دیگه می‌شیم و به‌قول خانم شایسته به جایی برسیم که به‌جای اینکه به خودمون شک کنیم به قانون شک می‌کنیم.

    به دوستان عزیزم ورزش کردن و فعالیت فیزیکی داشتن را هم به‌شدت توصیه می‌کنم. حالا یا آروم یا خیلی سنگین که این به روحیه خودتون بستگی و من از جفتش استفاده می‌کنم. ذهن، روح و جسم ما در دنیای مادی به همدیگر مرتبط هستند و زمانی ما به احساس شادی واقعی خواهیم رسید که همه این ابعاد با هم در تعادل باشند و زمانی که یک بخش تعادل خودش را از دست میده می‌تونیم با کمک گرفتن از بخش‌های دیگه دوباره خودمون را به حالت تعادل برسونیم. به‌شخصه برای خودم ورزش یوگا بسیار کمک کرده که انسان آرام‌تری باشم. پیاده‌روی و شنا هم بسیار برام تأثیرگذاره. کلاً آب خاصیت فرکانسی فوق‌العاده‌ای داره، به‌دلیل اینکه بخش عمده‌ای از بدن ما از آبه وقتی که در مجاورت آب قرار می‌گیریم، حالا یه به‌وسیله نوشیدن یا به‌وسیله لمس کردن، دوباره به حالت تعادل خودمون نزدیک می‌شیم. رقصیدن و موزیک شاد هم معحجزه میکنه.

    اگر شرایط سفر باشه، این مورد هم به من به‌شخصه خیلی کمک کرده و اصلاً کلاً مدارم را عوض میکنه سفر کردن، به‌ویژه رفتن به طبیعت، سکوت و تنهایی.

    من خودم عاشق گل و گیاه و نگهداریشون هستم. این کار بسیار کمک میکنه که آروم‌تر بشیم. اگر خیلی حوصله نگهداری هم ندارید می‌تونید فقط بهشون آب بدید. اصلاً فوق‌العادست نتیجه این کار.

    یکی از کارهای خیلی آرامش‌بخش دیگه غذا دادن به حیوانات و موجودات دیگست. این کار بسیار کاربردی و تأثیرگذاره.

    اگر اهل موسیقی هستید، گوش دادن و نواختن ساز هم خیلی میتونه کاربردی باشه.

    و در آخر یکی از مهم‌ترین کارهایی که خیلی خیلی خیلی من را آروم مینکه سجده کردن و تسلیم شدن در برابر خداونده. به‌شکل حیرت‌انگیزی این کار به من آرامش میده و هروقت که این کار را انجام میدم، تصمیماتی می‌گیرم که اصلاً به‌قول استاد گیم چنجر میشه. با خودم میگم که خدایا من نمیدونم. من ناتوانم. خودت کمکم کن. تو وعده دادی که هدایتم میکنی، پس من را به‌سمت حال بهتر و زندگی بهتر هدایت کن. الخیر فی ما وقع.

    تکرار این گفت‌وگوها و آیات مهمی مثل آیه فوق و یا آیاتی مثل عسی ان تکرهو شیئی و هو خیر لکم و یا آیاتی که موسی، یونس و پیامبرانی که در حالت تسلیم رو به‌سوی خدا کردند و ازش کمک خواستند و یادآوری جریان هدایت و بررسی مفاهیم حزن، قلب و هدایت در قرآن هم واقعاً معجزه میکنه.

    یه نکته دیگه هم که به من خیلی کمک کرده درک قانون تکامل درباره این موضوعه. یعنی انتظار خودمون را از خودمون کم کنیم و نخواهیم که یکدفعه از حالت احساسی شدید به حالت آرامش برسیم و با یکبار انجام دادن این‌ها تفاوت خیلی محسوس احساس کنیم. همه این موارد زمانی باعث میشه که تبدیل به یک عادت و مهارت بشه که قانون تکامل را بتوانیم دربارش رعایت کنیم.

    برای دوستان عزیزی که دوست دارند بیشتر در این مورد اطلاعات داشته باشند و بهتر روی خودشون کار کنند دوره‌های دوازده قدم، شیوه حل مسائل و راهنمای عملی دستیابی به آرزوها و همینطور دوره ارزش تضاد که خودم تا اینجا ازشون استفاده کردم خیلی مفید میتونه باشه و کمکتون میکنه.

    باز هم سپاس‌گزار استاد هستم که بار دیگه باعث شد خودم را شخم بزنم و به خودشناسی و درک عمیق‌تری از خودم و جهان برسم و بتوانم سمت خودم را بهتر از قبل انجام بدم، چون به‌اندازه‌ای که ما سمت خودمون را بهتر می‌کنیم خداوند هم سمت خودش را بهتر انجام میده و این یک قانون مهمه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
    • -
      سلیمان رفیعی گفته:
      مدت عضویت: 1638 روز

      سلام بر آقا احساس خوش تیپ ، خوش هیکل و خوش استیل ،خوش خنده ،

      آقا نکات و روش های که گفتی عاااالی بودن ، سپاسگزارم ازت

      درباره تایید صحبت هات می‌خوام به ورزش کردن که اشاره کردید بگم که آقا خیلییییییی خوب من ده روزی هست شروع کردم آموزش والیبال دیدن وقتی میری تو اون محیط بچه های ورزشکار تو اون تایم به هیچی هیچی فکر نمیکنی فقط تمرکزتدروی ورزش کردن و اینقدررررر انرژی میگری که ، واقعا عالی ورزش

      و اما درباره رسیدگی به گل و گیاه بگم که من مغازه گلفروشی دارم فقط ام آپارتمانی اینقدررررررر لذت میده وقتی وارد گلفروشی میشم به گلها میرسم آب میدم اینقدرررررر انرژی مثبت و حال خوب میده ، چند وقت پیش ها یه مقاله انگلیسی نوشته بود الان تو انگلستان دکتر های روانشناس گل به بیمارهاشون تجویز میکنن، چند وقت پیش ها یه خانومی امد مغازم گفت دکتر گفته باید تو خونه گل داشته باشم تا روحیه ام عوض بشه ،

      همه همه راهکارهات عالی بود احسان جان ،

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      محمد حسین تجلی گفته:
      مدت عضویت: 2478 روز

      به نام یگانه خالق هستی

      سلام به شما آقای مقدم عزیز

      خداوند مهربان رو شاکرم به خاطر دوستان آگاه پ ارزشمندی همچون شما

      خداوند مهربان رو شاکرم که دسترسی دارم به این آگاهی ها و جزو بندگان هدایت شده خداوند هستم

      خداوند مهربان رو شاکرم که هدایت شدم به این دیدگاه بیییی نهایت زیبا و پررررر از آگاهی

      دقیقاً احساسی که نسبت به این دیدگاه داشتم اینه که خلاصه شده‌ی یک کتاب بسیار پر تیراژ و پر فروش رو خواندم

      خیلی خیلی ممنونم که اینقدر عالی وقت گذاشتید و این محتوای خوب رو به نگارش در آوردید

      نکات خیلی جالبی در گوش من زنگ میزد

      مثلاً: گوش زد کردن قانون تکامل در شرایط حاد… اینکه نخواهم به یه چشم به هم زدن در عرض چند ثانیه حالم خوب بشه

      مثلاً ورزش کردن در شرایط ذهنی نا مناسب

      مثلاً رفتن در آب

      به شدت آب رو دوست دارم

      حالا اگر رودخونه باشه چه بهتر ، اکر اون در دسترس نبود، استخر… ، اگر استخر هم در دسترس نبود دوش آب سرد

      من واقعاً از آب آرامش غیر قابل توصیفی رو دریافت می کنم

      در مورد موضوع مسافرت رفتن هم کاملاً موافقم

      خودم به شخصه تجربه کردم وقتی که مسافرت میرم چقدررر بزرگتر میشم تجربیات فوق‌العاده کسب می کنم و تا مدت ها پس از سفر به خاطرات خوب سفرم فکر می کنم و اون ها رو برای خودم بازگو می کنم و احساس خوبی رو تجربه می کنم

      در آخر بازم تشکر می کنم بابت دیدگاه پر از حس خوب شما و برای شما از خداوند مهربان و تونا آرامش روز افزون را خواستارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فری گفته:
    مدت عضویت: 1533 روز

    سلام به استاد عزیز و مهربانم

    سلام دوستان خوبم

    من ی تجربه ای که از تصمیمات احساسی داشتم تو روابطم بوده

    من کلن ادم احساساتی هستم

    و این یکی از پاشنه های اشیلمه

    من چون خیلی کم توجهی دیدم و کلن همیشه تو سرم میزدن و تحقیرم میکردن و بشدت نیاز به توجه داشتم

    و وقتی به ی سنی رسیدم شروع کردم به ارتباط برقرار کردن با پسر و دخترای مجازی

    و همینجوری ی پسری رو باهاش اشنا شدم ک کمی بهم محبت کرد و من وابسته طرف شدم و بعد از ی مدت پسرع منو ول کرد و بشدت داغون شدم

    و بازم دوباره با ی پسر دیگه که ازون بیشتر بم محبت میکرد و دیگه خیلییی بهش وابسته شدم ک هنوزم آثارش هست و دارم رو خودم کار میکنم

    و این احساسات یروز در من قلبه کرد و با پسری ک باهم بودیم بخاطر خیانتی ک بهم کرده بود فش دادم و گوشیو قط کردم تقریبا نیم ساعت بعدش به قدری پشیمون بودم ک بسیار احساس بدی بهم دست داد

    چون اونموقع دیگه منو اون اقا پسر باهم نبودیم فقد گاهی بخاطر وابستگیی که هردومون داریم باهم حرف میزنیم و چت میکردیم و فقد هم دیگه رو حرص میدادیم خخخخ

    بعد از اون دیگه تصمیم گرفتم که این قضیه رو از اصل و ریشه درستش کنم و همه برنامه هامو حذف کردم

    الان حدود 10روز بیشتره ک اینقدر از لحاظ احساسی بهتر شدم که دارم فکر میکنم که اگه ی ماه بگذرع چقد حالم بهتر میشه و وابستگیم کمتر شده

    و این که بارها تواین ده روز احساساتی شدم که برم و بهش پیام بدم ولی خودمو اروم کردم و الان خیلییی خوشحالم ک تونستم خودمو کنترل کنم

    خدایا به من قدرت تصمیم گیریه بسیار بده که با احساسم تصمیم نگیرم و واستم اروم شم

    خدایا شکرت برای همه چیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    مرجان مسعودی گفته:
    مدت عضویت: 1762 روز

    باسلام خدمت استاد و مریم عزیز

    هزاران بار شکر خدا که انسان بزرگ و نکته سنجی چون شما که هر چیزی دست مایه است برایش که با استفاده از آن اذهان مارو و مسیری که در اون هستیم رو روشنتر و شناخت مارو نسبت به خود و دنیای پیرامون مون بیشتر کند.

    سپاس از مریم عزیز که در مسیرها و شرایط آب و هوایی متفاوت آنقدر بی نقص و عالی از استاد فیلم تهیه می کنند انصافا کار هرکسی نیست که آنقدر بامهارت قاب فیلم رو حفظ کنه و به دستهاش هم در طول فیلم برداری استراحت نده . سپاس فراوان.

    من سعی ام براین بوده که در شرایط خیلی احساسی چه شادی چه عصبانیت یانارحتی و …… واکنشهایی غلو شده از خودم نشون ندم تا بتونم قضیه رو مدیریت کنم در شرایط بد با سکوت و در شرایط خوب با شادی معقول واکنش نشون میدم.

    چراکه هیجانات کنترل نشده خودش عامل تصمیمات عجولانه و عملکرد اشتباه میشه که چون از عقل منطقی برنیامدند بعد مارو شدیداً دچار پشیمانی می‌کنه.ضمن اینکه فکر میکنم بروز احساسات غلو شده که برای جلب توجه دیگران هست خودش از عزت نفس پایین سرمیزنه.

    درمواقعی که فکر میکنم با حرف یا عمل یاقضاوتی درخقم بی انصافی شده سکوت میکنم تا بعد تصمیم درستی بگیرم تا حرف و حرکتی نکنم که بعد خجالت زده بشم که از خودم خاطرات بدی در ذهن بقیه رقم نزنم که معقول رفتار کردن آمیخته باشخصیتم بشه که احساسات بد به حس بد قبلی که برون وارد شده اضافه بشه که بارم سبک تر باشه ناراحت تر بتونم از اون احساس بد قبلی دربیام که راه های ارتباط رو با واکنش های تند نبودم که فرصت جبران به طرف مقابلم بدم که الگویی برای خونسردی باشم برای اطرافیان خودم که به خودم ثابت کنم که کسی که در مسیر درسته به خودش اجازه نمیده شرایط بیرونی و اطرافیان بر احساسات و عملکردش تسلط دارند و…….

    مجموعه ای از این دلایل ملکه ذهنم شده و اجازه واکنشهای تند و احساسی رو بهم نامیده

    در شرایط احساسی خوب هم درجا قول جشن و شیرینی نمی‌دم دیگران رو در شادی خودم شریک میکنم ولی به خودم فشار مالی یا ….. وارد نمیکنم

    باهراونچه در توانم هست شادی خودم رو بادیگرون حتما تقسیم میکنم حالا بسته به شرایط یا باتماس و اطلاع یا باشام و شیرینی به عزیزترین های زندگیم و ….

    بطور کلی سکوت و واکنش نشون ندادن در شرایط احساسی بد و در حال و هوای بد نمودن

    و واکنشهای معقول در شرایط احساسی خیلی خوب با رویکرد تفکر و تصور و تجسم نتیجه تصمیم و واکنش احساسی به من در زندگی کمک زیادی کرده تا شخصیتی خونسرد محترم شاد و آرامی داشته باشم.

    صدالبته که در این مسیر از اشتباه مبرا نبودم و در لحظات احساسی شاد قول و قرارهای بزرگتر از حد تعهدم دادم

    و در شرایط ناراحتی هم واکنشهایی که تامدتها عامل سرزنشهای طولانی مدام بوده هم انجام دادم ولی همین سرخوردگی ها و خود سرزنشی ها در زمانیکه دیگه آبها از آسیاب می افتاد اهرم رنجی برای من بودند که تلاشم رو در مسیری که در موردش صحبت کردم دوچندان کردم.

    خداوند مهربان پشت و پناه همه شما در مسیر رشد باشد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: