اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان و هم فرکانسی های گلم ..
جعفرمحمودی هستم البته خیلی وقته عضو سایت هستم و گاهی اوقات مشارکت میکردم تااینکه موبایلم و مدارکم گم شد و متاسفانه ایمیل روهم فراموش کرده بودم و با ایمیل جدید وارد شدم.
استادجانم، تمام درجا زدن و دنده عقب رفتن من همه عمرم بابت این تصمیماتی بود که بخاطر احساساتم گرفتم و یه ضعف خیلی خیلی بزرگ در من بود و من غافل ازین که چرا تصمیمات من انقد نتیجه های بدی داره و چققدر که من سر احساساتم درمعاملات اعتمادکردمو تصمیم اشتباه گرفتم تااینکه یه فایل رایگان از شما دیدم فکر میکنم این بود که (چرا به کبوترها غذا نباید غذا بدهیم) اون فایل دیدگاه احساساتی منو به کل زندگی عوض کرد و باعث شد هدایت بشم به پندها و سخنان طلائی شما در این زمینه درفایل های بینهایت تاثیرگزار،،یه نکته جالب بگم که به هدایت الله و لطف شما و خانم شایسته هروقت من بایه سوال بزرگ تو زندگیم مواجه میشم و وارد سایت میشم شما به طرز معجزه آسایی در مورد اون فایل گذاشتید و چققدخداوند بخشنده و هدایتگرِ، استاد عزیزترازجانم من وقتی احساساتی میشم چه احساس خشم و چه ترس و هراحساسی که سراغم میاد فقط اون لحظه باتمام وجودم یه نفس عمیق میکشم و میگم خدای مهربونم تو خالق من و این احساساتی من تماما تسلیم توام منو درآغوشت بگیر و آرومم کن و درذهنم تصور میکنم تو آغوش خدام و مثل یه نوزاد تو بغلش چشامو بستم و اونم داره نوازشم میکنه و بهم میگه که چه راهی درسته و چه راهی درست نیست …
استاد وقتی ازین شرایط فارغ میشم درست واسه چندلحظه فک میکنم دوباره متولدشدم و چقققققد ازتون ممنونم که منو باخدای خودم آشنا کردین و اون خدائی که ازش میترسیدم رو ازم گرفتین …
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم مریم شایسته گرامی
این داستان عواقب تصمیمات احساسی
اول با یک نقل قولی از استاد مدیتیشنم آغاز میکنم
ایشون میگفتن وقتی ما روی خودمون کار میکنیم ، به این معنی نیست که دیگه هیچ مشکلی و ناراحتی ای برامون پیش نمیاد بلکه به این معنی هست که تایمی که ما در اون مشکل یا ناراحتی می مونیم کوتاه میشه
انقدر این حرف استادم برام اهمیت داشت و بخشی از وجود من رو ساخت که خیلی جاها میگمش
من از خودم بگم که قبلا قبلانا خیلی زیاد تصمیمات احساسی میگرفتم …هم توی ناراحتی هم توی شرایط عاطفی
میتونم بگم بیشتر توی شرایط عاطفی تصمیماتی گرفتم و دلسوزی هایی کردم برای بعضیا که تا مدت ها توی ذهنم بود …و چون تا قبل از آشنایی با آموزش های شما نمیدونستم که نباید این کار رو بکنم همیشه توقع داشتم که افراد یادشون باشه من چه کاری براشون کردم
نمیخواستم برام کاری انجام بدن فقط میخواستم یادشون باشه اون کار من رو
خوب این کار از چند جنبه مشکل ساز بود
اول اینکه ذهن من همیشه در حالتی بود که من خیلی آدم عالی ای هستم و نیاز نیست برای عالی تر شدن کاری انجام بدم
دوم اینکه ، چون همیشه کارهایی که از روی احساس برای دیگران میکردم کارهای بزرگی بودن، خوب اونا هم بهم هی میگفتن کارهام رو … نتیجه این شده بود که ، من خودم رو محق میدونستم که در جاهای دیگری هم اظهار نظر کنم
در جاهایی که مثلا میدیدم اطرافیانم یک رفتار اشتباهی دارن
سومین ضررش این بود که،چون دوست داشتم همیشه همه کارهای من رو یادشون باشه و خوب خیلی ها بعد از یک مدتی یادشون میره
من خودمو کم میدیدم…هی توی ذهنم همه رو محاکمه میکردم … تا جایی که تا همین 4 سال پیش فکر میکردم من کامل نیستم
چرا؟
چون قبلا یه عالمه سر اینکه یه کاری واسه یکی کرده بودم و کسی از نظر من قدرشو نمی دونست
پس من فکر میکردم من کارم کوچیک و بی ارزش بوده
در اصل ، من فکر نمیکردم ذهنم اینطوری بهم میگفت…اگر ما بدونیم که یک کاری بد هست و ما رو اذیت میکنه که اون کار رو نمی کنیم…ما اگر ببینیم توی یک لیوان آب مگس افتاده هیچوقت اون آب رو نمیخوریم
پس نظر من اینه که تا مادامیکه فردی روی شناخت خودش کار نکنه ، اون شخص در بدن خودش حاکم نیست ، انرژی های دیگری بدن اون و زندگی اون رو اداره می کنن
گذشت و گذشت تا من با سایت استاد عباس منش آشنا شدم
آموزش دیدم و فهمیدم که محبت کردن به دیگران در جایی که من از خودم بزنم …از راحتیم بزنم ..از خیلی چیزایی که دوست دارم داشته باشم بزنم و به کسی دیگر خدمت کنم نه تنها خوب نیست بلکه شرک هم هست
چون رضایت اون فرد برام مهمه که دارم از همه چیزم میزنم تا اون راضی باشه…پس این شرک محسوب میشه
با شنیدن این درس ها از استاد عباس منش عزیز من رو با اون شخصیتی که سالها از خودم ساخته بودم در هم شکست..
خشم کل وجودم رو گرفت
احساس پوچی کردم
چیزی که سالها از همه چیزم براش زده بودم رو باید خورد میکردم میریختم زیر پام تا بتونم خود واقعیم رو پیدا کنم
حرف های استاد رو باور کردم
دیگه اون آدم سابق نبودم
دیگه تصمیمات احساسی رو کم کردم
خیلی سعی کردم در زمان های مشابه که شاید میخواستم تصمیم احساسی بگیرم به خودم میگفتم…به یاد بیار تنها قدرت این جهان یکیه
و یواش یواش تونستم این تصمیمات احساسی رو کم کنم
خیلی کم
میتونم بگم به لطف الله در سه سال گذشته توی سایت بودم عصبانی شدم ولی خیلی کم…اون عصبانیتی که تصمیم غیرعقلانی توش بگیرم شاید دو بار یا سه بار بوده در طول این سه سال
بعدش چیکار کردم ؟
سعی کردم کمتر خودمو سرزش کنم
یکی از راههای که خیلی خیلی به من کمک کرد…مدیتیشن بود و هست
تمرین نفس های متنوعی که از استادم یاد گرفتم بسیار بسیار بسیار به من کمک کرده
بخشی از آرامش امروزم رو مدیون اون استادم هستم
یکی از کارهای دیگری که باز استاد مدیتیشنم یادم داده اینه که سرم رو مثل کاسه بلوری ببینم …به اینصورت که تا فکری واردش میشه نگاهش کنم و ببینم آیا فکری هست که من دوسش
داشته باشم یا نه …که این کار هم انقدر قویه که فقط باید انجامش بدید تا متوجه قدرتش بشید… خیلی مواقع که فکری میاد که شاید منجر به تصمیم احساسی بشه دو تا درس میاد توی ذهنم یکی اینکه فکر رو نگاهش کنم …یکی اینکه استاد عباس منش عزیز میگن که شما به هر دلیلی احساستون بد بشه انگار دستتون رو کردید توی پریز برق…اصلا مهم نیست چه دلیلی دارید برای حال بدتون
یک تکنیک دیگه که در مواقع احساسی خیلی کارساز هست اینه که چشمم رو میبندم و نقطه شروع اون فکر رو سعی میکنم پیدا کنم و ببینمش و به طرز معجزه آسایی اصلا نمیتونم دیگه اون فکر یا احساس رو ببینم در ذهنم
باز هم از تکنیک های معلم مدیتیشن دیگرم هست
من این تکنیک ها رو مدیون اساتید عرفان و مدیتیشنم هستم
خیلی زیادن که دیگه پر گویی میشه و از حوصله این بحث خارج هست
دوش آب سرد در مواقعی که احساس میکنم انرژی های سنگین روم هست بسیار جوابه برام
شنیدن صدای طبیعت موقع نفس های عمیق …بیشتر صدای آب برکه ..همیشه از یوتیوب میزارم پخش بشه …
یا صدای سوختن چوب در شومینه بسیار اثر بخش هست برای من همیشه از یوتیوب میزارم پخش بشه ..
پیاده روی زمان هایی که نمیتونم یک تصمیمی رو بگیرم بسیار به من کمک کرده…
در کل چیزی که یاد گرفتم و خودم رو شناختم اینه که نزارم به اون نقطه برسم که دیگه نتونم جلوش رو بگیرم …در واقع قبل از اینکه ماشه احساسم کشیده بشه براش فکری میکنم
یکی از کارهای که در هنگام به هم ریختگی ذهنم انجام میدم و جلوگیری می کنه از قلیان احساسم اینکه سریع خونه رو تمیز میکنم …به هم ریختگی خونه هم یکی از دلایلی هست که ذهن من رو مشوش میکنه
در آخر اینکه به نظرم کامنت های این فایل یک تراپی باشه و باید همیشه بهش سر بزنیم
موجی از طوفان مغزی در راهه با کامنت ها
استاد سپاس بی کران از شما به خاطر تهیه این فایل ها با این پشتوانه قوی تجربی برای سوال مطرح کردن
در درجه اول من تو تمام مشکلات زندگیم سعی می کنم که اول خدا رو در نظر بگیرم و بیشتر اوقات وقتی که از خدا کمک میگیرم تو هر مسئله ای منو کمک و مسائل رو حل میکنه به و راهکارهای جلوی پای من میزاره که به راحتی این مسئله را پشت سر میذارم و امروز با شنیدن این فایل می بینم که باز هم اولین کاری که ما باید تو مشکلات انجام بدیم اینکه به خدا توکل کنیم و وقتی که به خدا توکل می کنیم نفس عمیق میاد پیاده روی میاد دوش آب سرد میاد مدیتیشن میاد تلویزیون دیدن میاد گیم بازی کردن میاد حتی با آرامش کامل میری و مثلاً بچه لج بازتو آروم می کنی همسرتو آروم می کنی البته از خود شما یاد گرفتن این کار رو که در درجه اول خدا را مد نظر خودم قرار بدم و هر موقع خداوند رو مد نظر قرار دادم راهکارهای فوقالعادهای جلو پای من گذاشت شک نکنید اگر به خدا توکل کنید تو بدترین شرایط زندگیتون راهکار های مشتی و باحالی در اختیارمون میزاره
حالا در مورد مشکل خودم که چند وقت پیش برام به وجود آمد و اصلاً تو اون دوره خدا رو نمی شناختم و بعد از اینکه با شما آشنا شدم تازه خدا وارد زندگی من شد
دورهای مشکلات مالی برام به وجود آمد و بعد از اینکه مشکلات مالی برام به وجود آمد تمام تلاش خودم کردم که از راههای مختلف مشکلات خودمو حل کنم اما متاسفانه چون خدا را مد نظر خودم قرار نداده بودم به فکر این افتادم که یک قطعه زمین خوب و در حال پیشرفت خودم رو بزارم برای فروش درسته تو اون زمان مشکلات منو برطرف کرد ولی اگر خدا رو می شناختم از خدام کمک می گرفتم راهکارهای قشنگتری جلوی پای من می گذاشت که واسه یک مقدار کم بدهیم زمین به اون فوق العاده ای رو نمی فروختم اما باز هم اون اتفاق زندگیم شک ندارم به نفع من بود و درس های زیادی یاد گرفتم بعد از اون قضیه که اگر مشکلی داری یه مقدار فکر کن و از او کمک بخواه و بعد مشکل خودتو حل کن الان که دیگه تو آسمونا در حال حرکت هستم خدایی دارم منو دوش میگیره از سربالاییها بالا میبره خدایی دارم که دستور میدم میگه چشم و اطاعت میکنه و تمام خواسته های خودمو بهش میگم اون میگه چشم گاهی اوقاتم هم حس می کنم من خدا هستم و اون بنده دستور میدم بهش اونم کارا رو انجام میده اونم خوشگل
من خدا را شکر می کنم که با شما آشنا شدم و شک نکنید به زودی منو از نزدیک خواهی دید و شما را در آغوش می کشم و اشک شوق میریزم به خاطر دست خدا بودنت روی زمین عشق میکنم
و همیشه زمان هایی که شما دارید لذت می برید از طبیعت زیبا ماشین زیبا دوستای زیبا با اشک میگم باید این آدم لذت ببره باید این آدم عشق کنه لایق این لذت بردن و عشق کردن هست
استاد این لحظه که این پیام و نوشتم تو چشمام اشک جمع شده امیدوارم تو چشمای شما هم اشک جمع بشه چون همیشه اشک منو در میاری از خوشحالی
چون لذت های بهم دادی شک ندارم لذت هایی که داری میبری به خاطر لذت های که به ما دادی
استاد عاشقتم زندگیمو مدیون شما هستم و تمام زیبایی هایی که تو این جهان هستی خلق می کنم و کارهای خیری که تو این جهان انجام میدم تو حساب شما هم نوشته میشه شکل ندارم و همیشه تو خیلی از شرایط زندگیم و طبیعت های زیبایی که میبینم به یاد شما هستم و لذت میبرم از این جهان هستی و افتخار می کنم که استادی مثل شما دارم
خدایا سپاسگزارم بابت تک تک سلول های بدنم عاشقتم استاد
من به شخصه بارها و بارها وارد یک شرایط احساسی شدید شدم (مثبت یا منفی )
قبل از اینکه با خانواده و سایت عباس منش آشنا شوم مانند برگی در باد بودم ، ذهن و باروهایم من را به هر سو می بردند بعضی مواقع خشم خودم را نسبت به افراد بروز می دادم زیرا احساس می کردم ظلمی به من شده و من مظلوم واقع شدم و در مواردی هم بروز نمی دادم و کینه ای عمیق در من ایجاد می کرد.
داستان به این جا خلاصه نمی شود شرایط احساسی من به خشم خلاصه نمی شد بلکه بخش کوچکی از ضرباتی که به خودم زدم از روی خشم بود،من هیچ کنترلی بر ذهن خود نداشتم و تمام احساسات را در بالا ترین سطح تجربه می کردم مانند ترس،تنبلی و هم جهت شدن با اکثریت جامعه….
برای مثال من رشته دبیرستانم بدون آگاهی کامل انتخاب کردم زیرا برایم نظر دیگران خیلی مهم بود و تقریبا از خودم هیچ نظری نداشتم حتی یک لباس را بدون تایید دیگران نمی گرفتم اما این تصمیم اشتباه آنقدر نتیجه اش برایم سخت بود که بعداز آن زندگی ام به کل عوض شد و تقریباً در تمام مراحل تنها مشاور هایم خداوند و افراد متخصص در آن زمینه بودند
من در سال های اخیر دبیرستان با فایل های شما به واسطه پدرم آشنا شدم و متوجه شدم ما در زندگی هم اختیار داریم و هم اجبار!!!!!
یعنی چی؟ یعنی اینکه ما اختیار داریم که هر جوری فکر کنیم هر چیزی رو باور کنیم ولی ما مجبوریم که حاصل اون نوع خاص دیدگاه یا باور یا جهان بینی رو برداشت کنیم
من با گوشدادن به فایل های هدیه و خواندن کتاب های پندآموز شما متوجه یک طرز نگاه شدمکنترل ذهن
من تا اون لحظه هیچ شناختی به رفتارهای خودم نداشتم و موفقیتی خاصی هم کسب نکرده بودم پس تمرینی برای خودم تدارک دیدم : این تمرین به این صورت بود که من یک دفتر داشتم و هر لحظه رفتار های خودم رو در مواجه با یک موضوع خاص یادشت می کردم اون اوایل متوجه رفتار نادرستم می شدم اما سر منشأ آن را پیدا نمی کردم اما با مرور زمان با شنیدن فایل های هدیه و محصولات شما تونستم سر منشأ این رفتار ها را پیدا کنم
یکی از بهترین روش ها برای من پیادهروی و استفاده از اهرم رنج و لذت است یعنی در هنگامه پیاده روی به خودم یادآوری می کنم که اگر من در شرایط احساسی شدید تصمیم اشتباهی بگیرم چه عواقبی برای من دربر خواهد داشت و از طرفی یک تصمیم یا یک الهام درست چه در هایی برایم باز می کند
من وقتی به یاد میارم که در تصمیم های بزرگ یا مشکلاتی که از من بسیار بزرگ تر بوده اند چه کار کرده ام یادم از یک جلسه از دوره دوازده قدم می افتند که استاد عزیز می گوید باید اون مشکل را فراموش کرد و تمرکز خودتان را روی چیزی بزارید که حال شما را بهتر کند.
استاد بزرگوار از شما بابت نکات مهمی که هر دفعه به ما یادآوری میکنید سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز هم که زحمت فیلم بردای به این شکل رو میکشن سپاسگزارم خدا قوت . سلامت و شاد باشید در پناه خدای مهربان .
در مورد تجربه خودم بگم که چند ماه پیش همراه با نوسانات طلا وسکه اطرافیانم تحریکم کردن که چندتا سکه داری بفروش دوباره بعد که ارزون شد بخر (البته خودمم بی میل نبودم ) ولی مدام نگران بودم که بعد چی میشه اگه ضرر کردم چی ؟ و بالاخره از روی ترس و عدم باور فراوانی که همیشه استاد میگن ثروت و فراوانی همیشه هست و نباید نگران چیزی باشیم من از قانون سر پیچی کردم.
فروختن همان و گران تر شدن روز به روز طلا همان و این کار من که نتیجه تصمیم نادرستم در شرایط احساسی بود باعث ضررم شد .
البته دیگه بهش فکر نمیکنم و حتی یه وقتایی با خودم میگم ببین این یعنی قانون دقیق و عالی کار میکنه ضرر کردم ولی درس بزرگی گرفتم وقتی باورام در مورد فراوانی درست باشه هیچ وقت حرص و طمع سراغم نمیاد که بخوام همچی ریسکی کنم .
هر روز به خودم یادآوری میکنم که نعمت های خداوند به بی نهایت طریق به زندگی من وارد میشن من به این دنیا آمده ام که ثروتمند و خوشبخت باشم پس فکر و احساسم هم باید همسو با قانون باشه .
در مورد راه کارهای که استاد گفتن در موقع درگیر شدن با احساسات منفی برای من پیاده روی و گوش کردن به فایل های استاد خیلی موثر بوده ( من فایل های منتخبی از استاد در موقعی که دارم راه میرم با هدفون گوش میکنم خیلی حس لذت بخشیه پیشنهاد میکنم امتحان کنید ) مواقعی هم که اعصبانی هستم چند تا نفس عمیق که میکشم خیلی آروم تر میشم و مسلما در شریط بهتری میتونم تصمیم بگیرم .
این روشها خیلی ساده هستن و اگه هر کدام از ما مقید به انجامشون باشیم نتایج بزرگی توی زندگیمون دارن به قول استاد وقتی توی این مسیر زیبا روی خودمون کار میکنیم و تغییر میکنیم ( سیر تکاملمون طی میشه ) بعد چند سال وقتی به عقب و گذشتمون فکر میکنیم اصلا باورمون نمیشه که من همون آدم سابق هستم چقدر بهتر شدم .
خدایا برای همه تغییرات مثبتی که داشتم و باور دارم که آینده درخشانی در انتظارم است هزاران بار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
هزاران بار شکر خدا که انسان بزرگ و نکته سنجی چون شما که هر چیزی دست مایه است برایش که با استفاده از آن اذهان مارو و مسیری که در اون هستیم رو روشنتر و شناخت مارو نسبت به خود و دنیای پیرامون مون بیشتر کند.
سپاس از مریم عزیز که در مسیرها و شرایط آب و هوایی متفاوت آنقدر بی نقص و عالی از استاد فیلم تهیه می کنند انصافا کار هرکسی نیست که آنقدر بامهارت قاب فیلم رو حفظ کنه و به دستهاش هم در طول فیلم برداری استراحت نده . سپاس فراوان.
من سعی ام براین بوده که در شرایط خیلی احساسی چه شادی چه عصبانیت یانارحتی و …… واکنشهایی غلو شده از خودم نشون ندم تا بتونم قضیه رو مدیریت کنم در شرایط بد با سکوت و در شرایط خوب با شادی معقول واکنش نشون میدم.
چراکه هیجانات کنترل نشده خودش عامل تصمیمات عجولانه و عملکرد اشتباه میشه که چون از عقل منطقی برنیامدند بعد مارو شدیداً دچار پشیمانی میکنه.ضمن اینکه فکر میکنم بروز احساسات غلو شده که برای جلب توجه دیگران هست خودش از عزت نفس پایین سرمیزنه.
درمواقعی که فکر میکنم با حرف یا عمل یاقضاوتی درخقم بی انصافی شده سکوت میکنم تا بعد تصمیم درستی بگیرم تا حرف و حرکتی نکنم که بعد خجالت زده بشم که از خودم خاطرات بدی در ذهن بقیه رقم نزنم که معقول رفتار کردن آمیخته باشخصیتم بشه که احساسات بد به حس بد قبلی که برون وارد شده اضافه بشه که بارم سبک تر باشه ناراحت تر بتونم از اون احساس بد قبلی دربیام که راه های ارتباط رو با واکنش های تند نبودم که فرصت جبران به طرف مقابلم بدم که الگویی برای خونسردی باشم برای اطرافیان خودم که به خودم ثابت کنم که کسی که در مسیر درسته به خودش اجازه نمیده شرایط بیرونی و اطرافیان بر احساسات و عملکردش تسلط دارند و…….
مجموعه ای از این دلایل ملکه ذهنم شده و اجازه واکنشهای تند و احساسی رو بهم نامیده
در شرایط احساسی خوب هم درجا قول جشن و شیرینی نمیدم دیگران رو در شادی خودم شریک میکنم ولی به خودم فشار مالی یا ….. وارد نمیکنم
باهراونچه در توانم هست شادی خودم رو بادیگرون حتما تقسیم میکنم حالا بسته به شرایط یا باتماس و اطلاع یا باشام و شیرینی به عزیزترین های زندگیم و ….
بطور کلی سکوت و واکنش نشون ندادن در شرایط احساسی بد و در حال و هوای بد نمودن
و واکنشهای معقول در شرایط احساسی خیلی خوب با رویکرد تفکر و تصور و تجسم نتیجه تصمیم و واکنش احساسی به من در زندگی کمک زیادی کرده تا شخصیتی خونسرد محترم شاد و آرامی داشته باشم.
صدالبته که در این مسیر از اشتباه مبرا نبودم و در لحظات احساسی شاد قول و قرارهای بزرگتر از حد تعهدم دادم
و در شرایط ناراحتی هم واکنشهایی که تامدتها عامل سرزنشهای طولانی مدام بوده هم انجام دادم ولی همین سرخوردگی ها و خود سرزنشی ها در زمانیکه دیگه آبها از آسیاب می افتاد اهرم رنجی برای من بودند که تلاشم رو در مسیری که در موردش صحبت کردم دوچندان کردم.
خداوند مهربان پشت و پناه همه شما در مسیر رشد باشد.
با سلام به استاد عباس منش خوشتیپ و خوش رنگ سلام به خانم شایسته با تصاویر رویایی وانرژی تمام نشدنی
سلام به همه دوستان خوب هم فرکانسی با تجربه خوبشون
و سلام آخر به بهشت روی زمین پرادایس دوست داشتنی با دریاچه و درختان و چمن های خدایی
استاد بی نظیر بود این فایل چقدر خود خودم بودم خدایا شکرت هدایت شدم به این مدار فرکانسی این فایل که سرتاسر آگاهی بود
اما در مورد فایل این جلسه پربار که انصافاً چرخ دنده های من رو خیلی نرم کرد این بود که احساسات زندگیمو چه در روابط در تصمیمات و کار به هر چیزی که اون لحظه نمی توانیم خودمان را کنترل کنم این باعث می شود که به من ضربه بدی بزند استاد من تو این همه سال تا قبل از آشنایی با این سایت در زندگی من تماماً احساساتی برخورد میکردم چون اصلاً کنترل ذهن روی خودم نداشتم و خودم را اصلاً نمی شناختم و این ترس ها باعث می شود که من عواقب بدی و نامناسبی در زندگی خود داشته باشم مثلا در روابط حرفهایی میزدم از روی احساسات و زود عصبانی میشدم و این باعث میشد که از همدیگر سرد بشویم و روابط ایدهآلی نداشته باشیم یا مثلا به کسی قول چیزی رو میدادم از روی احساسات و نمی توانستم از عهده اون بر بیام و آن طرف با شخصی از من دلگیرمیشد و روابط را با من کات می کرد یا مثلاً من یادم هست همه می گفتند دلار و سکه بخرید و من تو اوج گرانی آنها را خریدم و تو ارزونی سکه و دلار ها را فروختم به خاطر احساسی فکر کردن و از ضربه های زیادی این هیجان زده من باعث میشد که آن پس انداز را هم کاملاً خرج کنم مثلاً من قبلا 200 میلیون داشتم اگر کسی می آمد به من می گفت فلان هتل و رستوران هر کسی نمی تواند برود و از ما بهتران میرود من با هیجان زده و احساسات خودم و بدون فکر کردن میگفتم که من میتوانم و کلی هزینه میکردم فقط این به خاطر این است که من میتوانم بهترین جاها را بروم و خرج کنم و پس انداز 200 میلیون من هم در عرض سه ماه تمام شد و این روند ادامه داشت و هیچ راهکاری اصلا نداشتم چون خودم را نمی شناختم و غلبه بر نفس خود نداشتم فقط تحت تاثیر قرار می گرفتم اگرچه صدمه و آسیب و نتیجه ناخوشایندی داشتم اما درس نمی گرفتم و تکرار تکرار می کردم هر دفعه
اما با آشنا شدن در سایت عباس منش توانستم تا حدودی این شرایط احساسی را کنترل کنم و چقدر هم موفق شدم و لذت بردم مثلا اگر فردی در مورد چیزی صحبت می کرد که هر کس نمی تواند برود مثل رستوران یا هتل من در مورد اون اصلاً نظر نمی دادم ودهان خودم را می بستم و بهش میگفتم بعدا جواب میدهم وقتی که مکالمه تمام شدمیرفتم بیرون نفس عمیق میکشیدم و تمام ذهن خودم را روی بازی با موبایل مشغول میکردم و بعد از ساعاتی یا روز های بعد به اون میگفتم که پول ندارم یا موقعیت آن را ندارم خیلی راحت میگفتم اماشاید طرف این فشار را می آورد برای من که بریم اما من جواب خودم یک کلمه است که نمی توانم شرمنده و این باعث می شد عزت نفس من بالاتر برود و تصمیم عاقلانه تری بگیرم که منجر به احساس خوب آرامش عالی داشته باشم
الان ذهن خودم را می توانم آرام کنم با آموزه هایی که در این جلسه یا فایل ها و یا محصولات دارم تصمیم عاقلانه ای میگیرم چیزی که به من خیلی جواب میدهد اول سایت رفتن و سر زدن به فایل ها و90 درصد خواندن کامنتهای دوستان که چقدر به من و ذهن من کمک و آرام میکند و بعد بازی کردن با موبایل و سعی میکنم به چیزی فکر نکنم تا ذهن من بتواند درست کار کند یا نفس عمیق چند بار می کشم تا ذهن من بتواند اکسیژن لازم را دریافت کنند و در بعضی از موارد پیاده روی است که آن چیز یا حرف وقتی دور شوم و راه بروم دیگر احساسی رفتار نمیکنم و تجربه بعد برای من شکرگزاری است که همینجوری بی دلیل شکر گذاری میکنم واز خدا می خواهم به من کمک کند یا مسیر درست و تصمیم درست را در زندگی خود بگیرم
چون من به خدا اعتماد دارم
با سپاس بیکران از استاد عزیزم که چقدر بی نظیر بود این فایل میشه ساعت ها در مورد ش صحبت کرد
و منتظر تجربه خوب تک تک دوستان با دید ونگاه وان سطح از آگاهی هاشون هستم تا درک من را بالاتر ببرد و بتوانم در زندگی خود بهترین تصمیم را ارائه بدم با آرزوی سلامتی و تندرستی و سعادت همه دوستان
در پناه الله یکتا شاد پیروز و ثروتمند باشید انشاالله
اول اینکه از وقتیکه من قدم اول رو خریدم شمل دیگه فایل به زبان انگلیسی نزاشتین و دارین هر روز فایلهای جدیدی با محتوای ؛
خودشناسی
سپلسگزاری
تمرکزبرنکات مثبت
تمرکز برزیبایی ها و…..
میزارین که همزمان شده با کار کردن من در قدم اول یعنی این فایلها یه مکملی شده برای من که مطالبی که توی اون جلسات میگین قشنگ بشینه توی وجودم و چقدر درکم رو بهتر کنه از قوانین واقعا این فایلهاهمزمان با قدم ها اصلاااا
دیگه …… چی بگم!!!!
واقعا ازتون سپاسگزارم بابت تهیه و تولید این فایلها..
دوم اینکه بابااااااا چرا این پردایس اینقدر زیباتر شده!!!!
نمیدونم شایدم نگاه منه که تغیر کرده….
همش حواسم پرت میشه استاد میره روی زیبایی های بی نطیر پردایس….
فایل صوتی رو دانلود کردم باید برم بارها گوش کنم ….
استاد من دارم روی خودشناسی کار میکنم توی قدم اول گیرکردم اونجا و حالاحالاهاااااا
نمیتونم بیام بیرون…..
آخ که این احساسی تصمیم گرفتن و احساساتی شدن چه هاااااا که بامن نکرده!!!!
کسایکه منو میشناسن اگه ازشون بپرسین یکی از ویژگی هامو بگن !
بی برو برگرد میگن من خیییییلی احساساتی هستم و عمل میکنم بقول خودشون جو گیر میشم!!!
پاشنه ی اشیلمه!
ولی انصافا از وقتی قدم اول رو اومدم دارم نرم و ارم اصلا میبینم باچشام که ویژگی هام داره کم کم خییییلی اروم کمرنگ میشه و دارم میبینم که چقدر بهتر از قبل دارم توی اون شرایط ذهنم رو کنترل میکنم…
فت و فراون براتون مثال دارم استاد از احساسی تصمیم گرفتن و عصبی شدن در لحظه و،،،،،
ضربه هایی بهم زده استاد که (یک موردش همش میومد توی ذهنم وقتی فایل رو میدیدم!دیگه بزرگترینش بوده !!!خیلی شخصیه نمیخام تعریفش کنم)
الان بعد از 15 سال هنوز دارم ترکش هاشو میخورم استاد!!!!
بخاطر احساساتی شدنم و عصبانییت شدید و ….
امااااااااااا
یه خبر خوبم دارم !اینایکه گفتم مال گذشته ی من بوده ..
من به لطف آموزشهای شما خییییییییییییییلی تغیر کردم..خوشحالم….
وقتی فایل رو میدیدم چیزایکه باعث خشم زیادمیشه رو من همش میومد توی ذهنم میدیدم که خدارو شکر همش مال قبل آشنایی با شما بوده و من یعنی اون منه قبلی اینجوری بوده..
نمیگم الان عالی شدمااااا نه اصلا همه ی اون احساسات میاد اما درجه ی شدتش خییییلی کمتر شده!!!
و نکته ی مهمش اینه که من خییییییییلی بهتر ،
هر روز بهتر از دیروزم میتونم ذهنم رو کنترل کنم.
فقط میخاستم بگم خییییلی شدید بوده این احساساتی شدنم.
درمورد سوالتون هم :
قبلا که قاطی میکردمو احساسی میشدم کع اصلاااااا هیچی دیگه دادمیزدمو بحث میکردمو.اولین نشونه ی جسمی ش هم برای من این بود که قلبم درد میکرد خییییییلی بد بود…
تنها چیزیکه اون لحطه درونم وجود نداشت فکر کردن بودخخخ
اماااا الان وقتی احساساتی میشم (اینایکه دارم میگم نسبت به اونموقع س هاااا دارم خودمو با خودم مقایسه میکنم)
اول بخودم میگم الان باید ذهنمو بتونم کنترل کنم..
بعصی وقتام قبل از اینکه اینو بگم یه عصبانیت و احساساتی کوچیکی نسبت به قبل میشم بعد یادم میاد از قانون…
خدا پشت وپناهت استادعزیز: من تازه وارد سایت شما شدم تازه دارم فیلم های دانلودی رو نگاه میکنم به لطف خدای مهربان که همیشه هواسش به من هست همه چیز زندگیم خوبه فقط از لحاظ مالی یه کم مشکل دارم فقط نمیدونم گیرش کجاست ولی امیدوارم که اونم درست میشه خداروسپاسگزام باشما اشنا شدم من از یه فایل داخل اینستاگرام شروع شد ولی الان تعهد دادم به خودم نه تلویزیون و… نگاه نمیکنم حتی اینستا هم پاک کردم عاشقتم استاد جان
بنام خالق هستی
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان و هم فرکانسی های گلم ..
جعفرمحمودی هستم البته خیلی وقته عضو سایت هستم و گاهی اوقات مشارکت میکردم تااینکه موبایلم و مدارکم گم شد و متاسفانه ایمیل روهم فراموش کرده بودم و با ایمیل جدید وارد شدم.
استادجانم، تمام درجا زدن و دنده عقب رفتن من همه عمرم بابت این تصمیماتی بود که بخاطر احساساتم گرفتم و یه ضعف خیلی خیلی بزرگ در من بود و من غافل ازین که چرا تصمیمات من انقد نتیجه های بدی داره و چققدر که من سر احساساتم درمعاملات اعتمادکردمو تصمیم اشتباه گرفتم تااینکه یه فایل رایگان از شما دیدم فکر میکنم این بود که (چرا به کبوترها غذا نباید غذا بدهیم) اون فایل دیدگاه احساساتی منو به کل زندگی عوض کرد و باعث شد هدایت بشم به پندها و سخنان طلائی شما در این زمینه درفایل های بینهایت تاثیرگزار،،یه نکته جالب بگم که به هدایت الله و لطف شما و خانم شایسته هروقت من بایه سوال بزرگ تو زندگیم مواجه میشم و وارد سایت میشم شما به طرز معجزه آسایی در مورد اون فایل گذاشتید و چققدخداوند بخشنده و هدایتگرِ، استاد عزیزترازجانم من وقتی احساساتی میشم چه احساس خشم و چه ترس و هراحساسی که سراغم میاد فقط اون لحظه باتمام وجودم یه نفس عمیق میکشم و میگم خدای مهربونم تو خالق من و این احساساتی من تماما تسلیم توام منو درآغوشت بگیر و آرومم کن و درذهنم تصور میکنم تو آغوش خدام و مثل یه نوزاد تو بغلش چشامو بستم و اونم داره نوازشم میکنه و بهم میگه که چه راهی درسته و چه راهی درست نیست …
استاد وقتی ازین شرایط فارغ میشم درست واسه چندلحظه فک میکنم دوباره متولدشدم و چقققققد ازتون ممنونم که منو باخدای خودم آشنا کردین و اون خدائی که ازش میترسیدم رو ازم گرفتین …
عاشقانه دوستتون دارم و قلبم میتپه واسه همتون ..
عاقبتتون بخیرو خوشی و شادی ️️️
به نام خدای هدایتگرم
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم مریم شایسته گرامی
این داستان عواقب تصمیمات احساسی
اول با یک نقل قولی از استاد مدیتیشنم آغاز میکنم
ایشون میگفتن وقتی ما روی خودمون کار میکنیم ، به این معنی نیست که دیگه هیچ مشکلی و ناراحتی ای برامون پیش نمیاد بلکه به این معنی هست که تایمی که ما در اون مشکل یا ناراحتی می مونیم کوتاه میشه
انقدر این حرف استادم برام اهمیت داشت و بخشی از وجود من رو ساخت که خیلی جاها میگمش
من از خودم بگم که قبلا قبلانا خیلی زیاد تصمیمات احساسی میگرفتم …هم توی ناراحتی هم توی شرایط عاطفی
میتونم بگم بیشتر توی شرایط عاطفی تصمیماتی گرفتم و دلسوزی هایی کردم برای بعضیا که تا مدت ها توی ذهنم بود …و چون تا قبل از آشنایی با آموزش های شما نمیدونستم که نباید این کار رو بکنم همیشه توقع داشتم که افراد یادشون باشه من چه کاری براشون کردم
نمیخواستم برام کاری انجام بدن فقط میخواستم یادشون باشه اون کار من رو
خوب این کار از چند جنبه مشکل ساز بود
اول اینکه ذهن من همیشه در حالتی بود که من خیلی آدم عالی ای هستم و نیاز نیست برای عالی تر شدن کاری انجام بدم
دوم اینکه ، چون همیشه کارهایی که از روی احساس برای دیگران میکردم کارهای بزرگی بودن، خوب اونا هم بهم هی میگفتن کارهام رو … نتیجه این شده بود که ، من خودم رو محق میدونستم که در جاهای دیگری هم اظهار نظر کنم
در جاهایی که مثلا میدیدم اطرافیانم یک رفتار اشتباهی دارن
سومین ضررش این بود که،چون دوست داشتم همیشه همه کارهای من رو یادشون باشه و خوب خیلی ها بعد از یک مدتی یادشون میره
من خودمو کم میدیدم…هی توی ذهنم همه رو محاکمه میکردم … تا جایی که تا همین 4 سال پیش فکر میکردم من کامل نیستم
چرا؟
چون قبلا یه عالمه سر اینکه یه کاری واسه یکی کرده بودم و کسی از نظر من قدرشو نمی دونست
پس من فکر میکردم من کارم کوچیک و بی ارزش بوده
در اصل ، من فکر نمیکردم ذهنم اینطوری بهم میگفت…اگر ما بدونیم که یک کاری بد هست و ما رو اذیت میکنه که اون کار رو نمی کنیم…ما اگر ببینیم توی یک لیوان آب مگس افتاده هیچوقت اون آب رو نمیخوریم
پس نظر من اینه که تا مادامیکه فردی روی شناخت خودش کار نکنه ، اون شخص در بدن خودش حاکم نیست ، انرژی های دیگری بدن اون و زندگی اون رو اداره می کنن
گذشت و گذشت تا من با سایت استاد عباس منش آشنا شدم
آموزش دیدم و فهمیدم که محبت کردن به دیگران در جایی که من از خودم بزنم …از راحتیم بزنم ..از خیلی چیزایی که دوست دارم داشته باشم بزنم و به کسی دیگر خدمت کنم نه تنها خوب نیست بلکه شرک هم هست
چون رضایت اون فرد برام مهمه که دارم از همه چیزم میزنم تا اون راضی باشه…پس این شرک محسوب میشه
با شنیدن این درس ها از استاد عباس منش عزیز من رو با اون شخصیتی که سالها از خودم ساخته بودم در هم شکست..
خشم کل وجودم رو گرفت
احساس پوچی کردم
چیزی که سالها از همه چیزم براش زده بودم رو باید خورد میکردم میریختم زیر پام تا بتونم خود واقعیم رو پیدا کنم
حرف های استاد رو باور کردم
دیگه اون آدم سابق نبودم
دیگه تصمیمات احساسی رو کم کردم
خیلی سعی کردم در زمان های مشابه که شاید میخواستم تصمیم احساسی بگیرم به خودم میگفتم…به یاد بیار تنها قدرت این جهان یکیه
و یواش یواش تونستم این تصمیمات احساسی رو کم کنم
خیلی کم
میتونم بگم به لطف الله در سه سال گذشته توی سایت بودم عصبانی شدم ولی خیلی کم…اون عصبانیتی که تصمیم غیرعقلانی توش بگیرم شاید دو بار یا سه بار بوده در طول این سه سال
بعدش چیکار کردم ؟
سعی کردم کمتر خودمو سرزش کنم
یکی از راههای که خیلی خیلی به من کمک کرد…مدیتیشن بود و هست
تمرین نفس های متنوعی که از استادم یاد گرفتم بسیار بسیار بسیار به من کمک کرده
بخشی از آرامش امروزم رو مدیون اون استادم هستم
یکی از کارهای دیگری که باز استاد مدیتیشنم یادم داده اینه که سرم رو مثل کاسه بلوری ببینم …به اینصورت که تا فکری واردش میشه نگاهش کنم و ببینم آیا فکری هست که من دوسش
داشته باشم یا نه …که این کار هم انقدر قویه که فقط باید انجامش بدید تا متوجه قدرتش بشید… خیلی مواقع که فکری میاد که شاید منجر به تصمیم احساسی بشه دو تا درس میاد توی ذهنم یکی اینکه فکر رو نگاهش کنم …یکی اینکه استاد عباس منش عزیز میگن که شما به هر دلیلی احساستون بد بشه انگار دستتون رو کردید توی پریز برق…اصلا مهم نیست چه دلیلی دارید برای حال بدتون
یک تکنیک دیگه که در مواقع احساسی خیلی کارساز هست اینه که چشمم رو میبندم و نقطه شروع اون فکر رو سعی میکنم پیدا کنم و ببینمش و به طرز معجزه آسایی اصلا نمیتونم دیگه اون فکر یا احساس رو ببینم در ذهنم
باز هم از تکنیک های معلم مدیتیشن دیگرم هست
من این تکنیک ها رو مدیون اساتید عرفان و مدیتیشنم هستم
خیلی زیادن که دیگه پر گویی میشه و از حوصله این بحث خارج هست
دوش آب سرد در مواقعی که احساس میکنم انرژی های سنگین روم هست بسیار جوابه برام
شنیدن صدای طبیعت موقع نفس های عمیق …بیشتر صدای آب برکه ..همیشه از یوتیوب میزارم پخش بشه …
یا صدای سوختن چوب در شومینه بسیار اثر بخش هست برای من همیشه از یوتیوب میزارم پخش بشه ..
پیاده روی زمان هایی که نمیتونم یک تصمیمی رو بگیرم بسیار به من کمک کرده…
در کل چیزی که یاد گرفتم و خودم رو شناختم اینه که نزارم به اون نقطه برسم که دیگه نتونم جلوش رو بگیرم …در واقع قبل از اینکه ماشه احساسم کشیده بشه براش فکری میکنم
یکی از کارهای که در هنگام به هم ریختگی ذهنم انجام میدم و جلوگیری می کنه از قلیان احساسم اینکه سریع خونه رو تمیز میکنم …به هم ریختگی خونه هم یکی از دلایلی هست که ذهن من رو مشوش میکنه
در آخر اینکه به نظرم کامنت های این فایل یک تراپی باشه و باید همیشه بهش سر بزنیم
موجی از طوفان مغزی در راهه با کامنت ها
استاد سپاس بی کران از شما به خاطر تهیه این فایل ها با این پشتوانه قوی تجربی برای سوال مطرح کردن
از خانم شایسته زیبا هم کمال تشکر رو دارم
دلم برای صورت ماهش تنگ شده
با سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانوم محترم
در درجه اول من تو تمام مشکلات زندگیم سعی می کنم که اول خدا رو در نظر بگیرم و بیشتر اوقات وقتی که از خدا کمک میگیرم تو هر مسئله ای منو کمک و مسائل رو حل میکنه به و راهکارهای جلوی پای من میزاره که به راحتی این مسئله را پشت سر میذارم و امروز با شنیدن این فایل می بینم که باز هم اولین کاری که ما باید تو مشکلات انجام بدیم اینکه به خدا توکل کنیم و وقتی که به خدا توکل می کنیم نفس عمیق میاد پیاده روی میاد دوش آب سرد میاد مدیتیشن میاد تلویزیون دیدن میاد گیم بازی کردن میاد حتی با آرامش کامل میری و مثلاً بچه لج بازتو آروم می کنی همسرتو آروم می کنی البته از خود شما یاد گرفتن این کار رو که در درجه اول خدا را مد نظر خودم قرار بدم و هر موقع خداوند رو مد نظر قرار دادم راهکارهای فوقالعادهای جلو پای من گذاشت شک نکنید اگر به خدا توکل کنید تو بدترین شرایط زندگیتون راهکار های مشتی و باحالی در اختیارمون میزاره
حالا در مورد مشکل خودم که چند وقت پیش برام به وجود آمد و اصلاً تو اون دوره خدا رو نمی شناختم و بعد از اینکه با شما آشنا شدم تازه خدا وارد زندگی من شد
دورهای مشکلات مالی برام به وجود آمد و بعد از اینکه مشکلات مالی برام به وجود آمد تمام تلاش خودم کردم که از راههای مختلف مشکلات خودمو حل کنم اما متاسفانه چون خدا را مد نظر خودم قرار نداده بودم به فکر این افتادم که یک قطعه زمین خوب و در حال پیشرفت خودم رو بزارم برای فروش درسته تو اون زمان مشکلات منو برطرف کرد ولی اگر خدا رو می شناختم از خدام کمک می گرفتم راهکارهای قشنگتری جلوی پای من می گذاشت که واسه یک مقدار کم بدهیم زمین به اون فوق العاده ای رو نمی فروختم اما باز هم اون اتفاق زندگیم شک ندارم به نفع من بود و درس های زیادی یاد گرفتم بعد از اون قضیه که اگر مشکلی داری یه مقدار فکر کن و از او کمک بخواه و بعد مشکل خودتو حل کن الان که دیگه تو آسمونا در حال حرکت هستم خدایی دارم منو دوش میگیره از سربالاییها بالا میبره خدایی دارم که دستور میدم میگه چشم و اطاعت میکنه و تمام خواسته های خودمو بهش میگم اون میگه چشم گاهی اوقاتم هم حس می کنم من خدا هستم و اون بنده دستور میدم بهش اونم کارا رو انجام میده اونم خوشگل
من خدا را شکر می کنم که با شما آشنا شدم و شک نکنید به زودی منو از نزدیک خواهی دید و شما را در آغوش می کشم و اشک شوق میریزم به خاطر دست خدا بودنت روی زمین عشق میکنم
و همیشه زمان هایی که شما دارید لذت می برید از طبیعت زیبا ماشین زیبا دوستای زیبا با اشک میگم باید این آدم لذت ببره باید این آدم عشق کنه لایق این لذت بردن و عشق کردن هست
استاد این لحظه که این پیام و نوشتم تو چشمام اشک جمع شده امیدوارم تو چشمای شما هم اشک جمع بشه چون همیشه اشک منو در میاری از خوشحالی
چون لذت های بهم دادی شک ندارم لذت هایی که داری میبری به خاطر لذت های که به ما دادی
استاد عاشقتم زندگیمو مدیون شما هستم و تمام زیبایی هایی که تو این جهان هستی خلق می کنم و کارهای خیری که تو این جهان انجام میدم تو حساب شما هم نوشته میشه شکل ندارم و همیشه تو خیلی از شرایط زندگیم و طبیعت های زیبایی که میبینم به یاد شما هستم و لذت میبرم از این جهان هستی و افتخار می کنم که استادی مثل شما دارم
خدایا سپاسگزارم بابت تک تک سلول های بدنم عاشقتم استاد
به نام خداوند جان و خرد
درود بر استاد عزیزم و خانواده بزرگ عباس منش
چقدر این فایل فوقالعاده بود.
من به شخصه بارها و بارها وارد یک شرایط احساسی شدید شدم (مثبت یا منفی )
قبل از اینکه با خانواده و سایت عباس منش آشنا شوم مانند برگی در باد بودم ، ذهن و باروهایم من را به هر سو می بردند بعضی مواقع خشم خودم را نسبت به افراد بروز می دادم زیرا احساس می کردم ظلمی به من شده و من مظلوم واقع شدم و در مواردی هم بروز نمی دادم و کینه ای عمیق در من ایجاد می کرد.
داستان به این جا خلاصه نمی شود شرایط احساسی من به خشم خلاصه نمی شد بلکه بخش کوچکی از ضرباتی که به خودم زدم از روی خشم بود،من هیچ کنترلی بر ذهن خود نداشتم و تمام احساسات را در بالا ترین سطح تجربه می کردم مانند ترس،تنبلی و هم جهت شدن با اکثریت جامعه….
برای مثال من رشته دبیرستانم بدون آگاهی کامل انتخاب کردم زیرا برایم نظر دیگران خیلی مهم بود و تقریبا از خودم هیچ نظری نداشتم حتی یک لباس را بدون تایید دیگران نمی گرفتم اما این تصمیم اشتباه آنقدر نتیجه اش برایم سخت بود که بعداز آن زندگی ام به کل عوض شد و تقریباً در تمام مراحل تنها مشاور هایم خداوند و افراد متخصص در آن زمینه بودند
من در سال های اخیر دبیرستان با فایل های شما به واسطه پدرم آشنا شدم و متوجه شدم ما در زندگی هم اختیار داریم و هم اجبار!!!!!
یعنی چی؟ یعنی اینکه ما اختیار داریم که هر جوری فکر کنیم هر چیزی رو باور کنیم ولی ما مجبوریم که حاصل اون نوع خاص دیدگاه یا باور یا جهان بینی رو برداشت کنیم
من با گوشدادن به فایل های هدیه و خواندن کتاب های پندآموز شما متوجه یک طرز نگاه شدمکنترل ذهن
من تا اون لحظه هیچ شناختی به رفتارهای خودم نداشتم و موفقیتی خاصی هم کسب نکرده بودم پس تمرینی برای خودم تدارک دیدم : این تمرین به این صورت بود که من یک دفتر داشتم و هر لحظه رفتار های خودم رو در مواجه با یک موضوع خاص یادشت می کردم اون اوایل متوجه رفتار نادرستم می شدم اما سر منشأ آن را پیدا نمی کردم اما با مرور زمان با شنیدن فایل های هدیه و محصولات شما تونستم سر منشأ این رفتار ها را پیدا کنم
یکی از بهترین روش ها برای من پیادهروی و استفاده از اهرم رنج و لذت است یعنی در هنگامه پیاده روی به خودم یادآوری می کنم که اگر من در شرایط احساسی شدید تصمیم اشتباهی بگیرم چه عواقبی برای من دربر خواهد داشت و از طرفی یک تصمیم یا یک الهام درست چه در هایی برایم باز می کند
من وقتی به یاد میارم که در تصمیم های بزرگ یا مشکلاتی که از من بسیار بزرگ تر بوده اند چه کار کرده ام یادم از یک جلسه از دوره دوازده قدم می افتند که استاد عزیز می گوید باید اون مشکل را فراموش کرد و تمرکز خودتان را روی چیزی بزارید که حال شما را بهتر کند.
لا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم
سلام استاد عزیزم ، مریم خانم و تمامی دوستانم
استاد بزرگوار از شما بابت نکات مهمی که هر دفعه به ما یادآوری میکنید سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز هم که زحمت فیلم بردای به این شکل رو میکشن سپاسگزارم خدا قوت . سلامت و شاد باشید در پناه خدای مهربان .
در مورد تجربه خودم بگم که چند ماه پیش همراه با نوسانات طلا وسکه اطرافیانم تحریکم کردن که چندتا سکه داری بفروش دوباره بعد که ارزون شد بخر (البته خودمم بی میل نبودم ) ولی مدام نگران بودم که بعد چی میشه اگه ضرر کردم چی ؟ و بالاخره از روی ترس و عدم باور فراوانی که همیشه استاد میگن ثروت و فراوانی همیشه هست و نباید نگران چیزی باشیم من از قانون سر پیچی کردم.
فروختن همان و گران تر شدن روز به روز طلا همان و این کار من که نتیجه تصمیم نادرستم در شرایط احساسی بود باعث ضررم شد .
البته دیگه بهش فکر نمیکنم و حتی یه وقتایی با خودم میگم ببین این یعنی قانون دقیق و عالی کار میکنه ضرر کردم ولی درس بزرگی گرفتم وقتی باورام در مورد فراوانی درست باشه هیچ وقت حرص و طمع سراغم نمیاد که بخوام همچی ریسکی کنم .
هر روز به خودم یادآوری میکنم که نعمت های خداوند به بی نهایت طریق به زندگی من وارد میشن من به این دنیا آمده ام که ثروتمند و خوشبخت باشم پس فکر و احساسم هم باید همسو با قانون باشه .
در مورد راه کارهای که استاد گفتن در موقع درگیر شدن با احساسات منفی برای من پیاده روی و گوش کردن به فایل های استاد خیلی موثر بوده ( من فایل های منتخبی از استاد در موقعی که دارم راه میرم با هدفون گوش میکنم خیلی حس لذت بخشیه پیشنهاد میکنم امتحان کنید ) مواقعی هم که اعصبانی هستم چند تا نفس عمیق که میکشم خیلی آروم تر میشم و مسلما در شریط بهتری میتونم تصمیم بگیرم .
این روشها خیلی ساده هستن و اگه هر کدام از ما مقید به انجامشون باشیم نتایج بزرگی توی زندگیمون دارن به قول استاد وقتی توی این مسیر زیبا روی خودمون کار میکنیم و تغییر میکنیم ( سیر تکاملمون طی میشه ) بعد چند سال وقتی به عقب و گذشتمون فکر میکنیم اصلا باورمون نمیشه که من همون آدم سابق هستم چقدر بهتر شدم .
خدایا برای همه تغییرات مثبتی که داشتم و باور دارم که آینده درخشانی در انتظارم است هزاران بار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
شاااد و عااالی باشید در پناه خدای مهربان .
باسلام خدمت استاد و مریم عزیز
هزاران بار شکر خدا که انسان بزرگ و نکته سنجی چون شما که هر چیزی دست مایه است برایش که با استفاده از آن اذهان مارو و مسیری که در اون هستیم رو روشنتر و شناخت مارو نسبت به خود و دنیای پیرامون مون بیشتر کند.
سپاس از مریم عزیز که در مسیرها و شرایط آب و هوایی متفاوت آنقدر بی نقص و عالی از استاد فیلم تهیه می کنند انصافا کار هرکسی نیست که آنقدر بامهارت قاب فیلم رو حفظ کنه و به دستهاش هم در طول فیلم برداری استراحت نده . سپاس فراوان.
من سعی ام براین بوده که در شرایط خیلی احساسی چه شادی چه عصبانیت یانارحتی و …… واکنشهایی غلو شده از خودم نشون ندم تا بتونم قضیه رو مدیریت کنم در شرایط بد با سکوت و در شرایط خوب با شادی معقول واکنش نشون میدم.
چراکه هیجانات کنترل نشده خودش عامل تصمیمات عجولانه و عملکرد اشتباه میشه که چون از عقل منطقی برنیامدند بعد مارو شدیداً دچار پشیمانی میکنه.ضمن اینکه فکر میکنم بروز احساسات غلو شده که برای جلب توجه دیگران هست خودش از عزت نفس پایین سرمیزنه.
درمواقعی که فکر میکنم با حرف یا عمل یاقضاوتی درخقم بی انصافی شده سکوت میکنم تا بعد تصمیم درستی بگیرم تا حرف و حرکتی نکنم که بعد خجالت زده بشم که از خودم خاطرات بدی در ذهن بقیه رقم نزنم که معقول رفتار کردن آمیخته باشخصیتم بشه که احساسات بد به حس بد قبلی که برون وارد شده اضافه بشه که بارم سبک تر باشه ناراحت تر بتونم از اون احساس بد قبلی دربیام که راه های ارتباط رو با واکنش های تند نبودم که فرصت جبران به طرف مقابلم بدم که الگویی برای خونسردی باشم برای اطرافیان خودم که به خودم ثابت کنم که کسی که در مسیر درسته به خودش اجازه نمیده شرایط بیرونی و اطرافیان بر احساسات و عملکردش تسلط دارند و…….
مجموعه ای از این دلایل ملکه ذهنم شده و اجازه واکنشهای تند و احساسی رو بهم نامیده
در شرایط احساسی خوب هم درجا قول جشن و شیرینی نمیدم دیگران رو در شادی خودم شریک میکنم ولی به خودم فشار مالی یا ….. وارد نمیکنم
باهراونچه در توانم هست شادی خودم رو بادیگرون حتما تقسیم میکنم حالا بسته به شرایط یا باتماس و اطلاع یا باشام و شیرینی به عزیزترین های زندگیم و ….
بطور کلی سکوت و واکنش نشون ندادن در شرایط احساسی بد و در حال و هوای بد نمودن
و واکنشهای معقول در شرایط احساسی خیلی خوب با رویکرد تفکر و تصور و تجسم نتیجه تصمیم و واکنش احساسی به من در زندگی کمک زیادی کرده تا شخصیتی خونسرد محترم شاد و آرامی داشته باشم.
صدالبته که در این مسیر از اشتباه مبرا نبودم و در لحظات احساسی شاد قول و قرارهای بزرگتر از حد تعهدم دادم
و در شرایط ناراحتی هم واکنشهایی که تامدتها عامل سرزنشهای طولانی مدام بوده هم انجام دادم ولی همین سرخوردگی ها و خود سرزنشی ها در زمانیکه دیگه آبها از آسیاب می افتاد اهرم رنجی برای من بودند که تلاشم رو در مسیری که در موردش صحبت کردم دوچندان کردم.
خداوند مهربان پشت و پناه همه شما در مسیر رشد باشد.
به نام پروردگار نور و زیبایی
با سلام به استاد عباس منش خوشتیپ و خوش رنگ سلام به خانم شایسته با تصاویر رویایی وانرژی تمام نشدنی
سلام به همه دوستان خوب هم فرکانسی با تجربه خوبشون
و سلام آخر به بهشت روی زمین پرادایس دوست داشتنی با دریاچه و درختان و چمن های خدایی
استاد بی نظیر بود این فایل چقدر خود خودم بودم خدایا شکرت هدایت شدم به این مدار فرکانسی این فایل که سرتاسر آگاهی بود
اما در مورد فایل این جلسه پربار که انصافاً چرخ دنده های من رو خیلی نرم کرد این بود که احساسات زندگیمو چه در روابط در تصمیمات و کار به هر چیزی که اون لحظه نمی توانیم خودمان را کنترل کنم این باعث می شود که به من ضربه بدی بزند استاد من تو این همه سال تا قبل از آشنایی با این سایت در زندگی من تماماً احساساتی برخورد میکردم چون اصلاً کنترل ذهن روی خودم نداشتم و خودم را اصلاً نمی شناختم و این ترس ها باعث می شود که من عواقب بدی و نامناسبی در زندگی خود داشته باشم مثلا در روابط حرفهایی میزدم از روی احساسات و زود عصبانی میشدم و این باعث میشد که از همدیگر سرد بشویم و روابط ایدهآلی نداشته باشیم یا مثلا به کسی قول چیزی رو میدادم از روی احساسات و نمی توانستم از عهده اون بر بیام و آن طرف با شخصی از من دلگیرمیشد و روابط را با من کات می کرد یا مثلاً من یادم هست همه می گفتند دلار و سکه بخرید و من تو اوج گرانی آنها را خریدم و تو ارزونی سکه و دلار ها را فروختم به خاطر احساسی فکر کردن و از ضربه های زیادی این هیجان زده من باعث میشد که آن پس انداز را هم کاملاً خرج کنم مثلاً من قبلا 200 میلیون داشتم اگر کسی می آمد به من می گفت فلان هتل و رستوران هر کسی نمی تواند برود و از ما بهتران میرود من با هیجان زده و احساسات خودم و بدون فکر کردن میگفتم که من میتوانم و کلی هزینه میکردم فقط این به خاطر این است که من میتوانم بهترین جاها را بروم و خرج کنم و پس انداز 200 میلیون من هم در عرض سه ماه تمام شد و این روند ادامه داشت و هیچ راهکاری اصلا نداشتم چون خودم را نمی شناختم و غلبه بر نفس خود نداشتم فقط تحت تاثیر قرار می گرفتم اگرچه صدمه و آسیب و نتیجه ناخوشایندی داشتم اما درس نمی گرفتم و تکرار تکرار می کردم هر دفعه
اما با آشنا شدن در سایت عباس منش توانستم تا حدودی این شرایط احساسی را کنترل کنم و چقدر هم موفق شدم و لذت بردم مثلا اگر فردی در مورد چیزی صحبت می کرد که هر کس نمی تواند برود مثل رستوران یا هتل من در مورد اون اصلاً نظر نمی دادم ودهان خودم را می بستم و بهش میگفتم بعدا جواب میدهم وقتی که مکالمه تمام شدمیرفتم بیرون نفس عمیق میکشیدم و تمام ذهن خودم را روی بازی با موبایل مشغول میکردم و بعد از ساعاتی یا روز های بعد به اون میگفتم که پول ندارم یا موقعیت آن را ندارم خیلی راحت میگفتم اماشاید طرف این فشار را می آورد برای من که بریم اما من جواب خودم یک کلمه است که نمی توانم شرمنده و این باعث می شد عزت نفس من بالاتر برود و تصمیم عاقلانه تری بگیرم که منجر به احساس خوب آرامش عالی داشته باشم
الان ذهن خودم را می توانم آرام کنم با آموزه هایی که در این جلسه یا فایل ها و یا محصولات دارم تصمیم عاقلانه ای میگیرم چیزی که به من خیلی جواب میدهد اول سایت رفتن و سر زدن به فایل ها و90 درصد خواندن کامنتهای دوستان که چقدر به من و ذهن من کمک و آرام میکند و بعد بازی کردن با موبایل و سعی میکنم به چیزی فکر نکنم تا ذهن من بتواند درست کار کند یا نفس عمیق چند بار می کشم تا ذهن من بتواند اکسیژن لازم را دریافت کنند و در بعضی از موارد پیاده روی است که آن چیز یا حرف وقتی دور شوم و راه بروم دیگر احساسی رفتار نمیکنم و تجربه بعد برای من شکرگزاری است که همینجوری بی دلیل شکر گذاری میکنم واز خدا می خواهم به من کمک کند یا مسیر درست و تصمیم درست را در زندگی خود بگیرم
چون من به خدا اعتماد دارم
با سپاس بیکران از استاد عزیزم که چقدر بی نظیر بود این فایل میشه ساعت ها در مورد ش صحبت کرد
و منتظر تجربه خوب تک تک دوستان با دید ونگاه وان سطح از آگاهی هاشون هستم تا درک من را بالاتر ببرد و بتوانم در زندگی خود بهترین تصمیم را ارائه بدم با آرزوی سلامتی و تندرستی و سعادت همه دوستان
در پناه الله یکتا شاد پیروز و ثروتمند باشید انشاالله
بنام خدا
سلام بر استادعزیزم
سلام بر خانوم شایسته عزیزو هم فرکانسی های عزیز
جواب سوال اول
تصمیماتی که بر اساس احساسات گرفتم وچیزی جز پشیمانی نداشت
اما درسی بزرگی به من داد وراههای بزرگی در این مسیر یاد گرفتم
مثلا در اداره مون یه سری حق وحقوقمون رو نمیدادن
من باتندی به معاون گفتم کار نمیکنم تاوقتی که حق من رو بدین
که این موضوع باعث اخراج من شد
درصورتی که به شیوه دیگه ای هم میتونستم
بگم که نتیجه یقینا بهتر میشد
یا اینکه خودم رو متعهد میکردم برای یه شغل که عاشقش هستم
(که خداروشکر دارم این کاررو میکنم واون 1ماهی که بیرون بودم
کلی ایده گرفتم
براساس احساس ترس یه تصمیم اقتصادی گرفتم
وزمینی خریدم
که اگر با حوصله وعجله نبود یقینا یه زمین ایده ال
میخریدم
ودرمورد سوال دوم
خیلی اوقات پیش اومده مثلا یه همکار بخاطر فشار کاری یه سری جملاتی گفته که هرکسی بود واکنش نشون میداد
که من واکنش نشون ندادم
واون باعث شد که رابطه مون بسیار نزدیکتر ودوستانتر بشه
ونکته مهم ظرف وجودم بزرگتر بشه
درصورتی در گذشته نسبت به اینجور رفتارها رفتار تندتر رو انجام میدادم
وجواب سوال سوم اینکه
من یکی از بهترین روشهای که روی من جواب داده
همون لحظه تجسم لبخند استاد عباسمنش
یعنی یه آرامشی میده که نگو ونپرس
یا مثلا پیش خودم میگم فکر کن استاد پیشت وقراره رفتارهاتون ببینه
تو شاگرد استاد هستی وقراره بهترینها رو رقم بزنی
دوش آب سرد وقدم زدن هم بسیار لذت بخشه
وکلی برام تاثیر گذار بوده
خیلی خیلی ممنونم از استاد عزیزم
وخانوم شایسته عزیز بابت به اشتراک گذاشتن این آگاهی های ناب
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استادعزیز
و دوستان گلم
استاد دارین چکار میکنین!!!!
من دارم ازین همزمانی ها دیونه میشم بخداااااا
اول اینکه از وقتیکه من قدم اول رو خریدم شمل دیگه فایل به زبان انگلیسی نزاشتین و دارین هر روز فایلهای جدیدی با محتوای ؛
خودشناسی
سپلسگزاری
تمرکزبرنکات مثبت
تمرکز برزیبایی ها و…..
میزارین که همزمان شده با کار کردن من در قدم اول یعنی این فایلها یه مکملی شده برای من که مطالبی که توی اون جلسات میگین قشنگ بشینه توی وجودم و چقدر درکم رو بهتر کنه از قوانین واقعا این فایلهاهمزمان با قدم ها اصلاااا
دیگه …… چی بگم!!!!
واقعا ازتون سپاسگزارم بابت تهیه و تولید این فایلها..
دوم اینکه بابااااااا چرا این پردایس اینقدر زیباتر شده!!!!
نمیدونم شایدم نگاه منه که تغیر کرده….
همش حواسم پرت میشه استاد میره روی زیبایی های بی نطیر پردایس….
فایل صوتی رو دانلود کردم باید برم بارها گوش کنم ….
استاد من دارم روی خودشناسی کار میکنم توی قدم اول گیرکردم اونجا و حالاحالاهاااااا
نمیتونم بیام بیرون…..
آخ که این احساسی تصمیم گرفتن و احساساتی شدن چه هاااااا که بامن نکرده!!!!
کسایکه منو میشناسن اگه ازشون بپرسین یکی از ویژگی هامو بگن !
بی برو برگرد میگن من خیییییلی احساساتی هستم و عمل میکنم بقول خودشون جو گیر میشم!!!
پاشنه ی اشیلمه!
ولی انصافا از وقتی قدم اول رو اومدم دارم نرم و ارم اصلا میبینم باچشام که ویژگی هام داره کم کم خییییلی اروم کمرنگ میشه و دارم میبینم که چقدر بهتر از قبل دارم توی اون شرایط ذهنم رو کنترل میکنم…
فت و فراون براتون مثال دارم استاد از احساسی تصمیم گرفتن و عصبی شدن در لحظه و،،،،،
ضربه هایی بهم زده استاد که (یک موردش همش میومد توی ذهنم وقتی فایل رو میدیدم!دیگه بزرگترینش بوده !!!خیلی شخصیه نمیخام تعریفش کنم)
الان بعد از 15 سال هنوز دارم ترکش هاشو میخورم استاد!!!!
بخاطر احساساتی شدنم و عصبانییت شدید و ….
امااااااااااا
یه خبر خوبم دارم !اینایکه گفتم مال گذشته ی من بوده ..
من به لطف آموزشهای شما خییییییییییییییلی تغیر کردم..خوشحالم….
وقتی فایل رو میدیدم چیزایکه باعث خشم زیادمیشه رو من همش میومد توی ذهنم میدیدم که خدارو شکر همش مال قبل آشنایی با شما بوده و من یعنی اون منه قبلی اینجوری بوده..
نمیگم الان عالی شدمااااا نه اصلا همه ی اون احساسات میاد اما درجه ی شدتش خییییلی کمتر شده!!!
و نکته ی مهمش اینه که من خییییییییلی بهتر ،
هر روز بهتر از دیروزم میتونم ذهنم رو کنترل کنم.
فقط میخاستم بگم خییییلی شدید بوده این احساساتی شدنم.
درمورد سوالتون هم :
قبلا که قاطی میکردمو احساسی میشدم کع اصلاااااا هیچی دیگه دادمیزدمو بحث میکردمو.اولین نشونه ی جسمی ش هم برای من این بود که قلبم درد میکرد خییییییلی بد بود…
تنها چیزیکه اون لحطه درونم وجود نداشت فکر کردن بودخخخ
اماااا الان وقتی احساساتی میشم (اینایکه دارم میگم نسبت به اونموقع س هاااا دارم خودمو با خودم مقایسه میکنم)
اول بخودم میگم الان باید ذهنمو بتونم کنترل کنم..
بعصی وقتام قبل از اینکه اینو بگم یه عصبانیت و احساساتی کوچیکی نسبت به قبل میشم بعد یادم میاد از قانون…
اولش نمیشه استاد …خییییلی سخته آروم نمیشم نجواها شدت میگیرن بخودم فرصت میدم،
نفس میکشمو تلاش میکنم اروم بشم
هرچه بیشتر تمرین کردم بهتر شدم استاد..البته که هنوز خیییییلی جای کار دارم
مشکلم این بود که من توی اون شرایط (کلا ادم آرومی هستم،فیزیکی که اصلااااادرگیری نداشتم)اماااااااکلامی تا دلتون بخاد خخخخ
من باید زبانم رو کنترل میکردم که حرف نزنم!!
اولین چیزیکه بخودم میگم جمله ی معروف شماست استاد که الان باید ذیپ دهنتو ببندی!
یه مورد دیگه که خیییلی بمن کمک میکنه و دوست دارم تنهابودنه در اون لحظه اصلااااا نمیخام هیچکسی رو ببینم …تا اروم نشدم…
روشی هم که خیلی دوست دارم چن کلامی هستم حرف زدن با خودمه…
ینی دوست دارم تنهای تنهاباشمو فقط با خودم حرف بزنم….
روشهایکه شما گفتین خییییلی عالی بود استاد
من بیشترین ارتباطم راه رفتن و با خودم صحبت کردنه
دوش آب سرد بعدیشه
طبیعت هم که اگه بتونم برم عالیه اونم جایکه هیچکس نباشه و خلوت خلوت باشه..
استاد من الان یجوری شدم که فقط یه چیزی رو دوست دارم ..
که از سرو ته همه ی کارام بزنم بیام فقط توی سایت و جلسات قدم رو گوش بدم و بنویسم و برم به درون خودم…
در حال حاصر این کار لذت بخش ترین کاره برام..
وقتی پردایس زیبارو میدیدم بخودم گفتم وااااااااای چه حالی میده یه جایی مث پردایس باشم الان برم توی غار تنهایی خودم و حالا حالاهاااا بیرون نیام ازش…خخخ
دارم همینکارم میکنم مثلا هرجایکه قراربوده برم بهونه میارم که نرم و فقط توی خونه باشم و کار کنم روی جلسات..
بچه هام دیگه شاکی شدن که ما رو ببر بیرون دیگه…خخخخ
طبیعت رو خیییلی دوست دارم ولی چن شهر بزرگی زندگی میکنم شلوعه تمرکزم رو از دست میدم واسه همین ترجیح میدم توی خونه باشم.
یه دفتر دارم بنام تصمیمات از پیش تعین شده..
باید یکسری برم بهش بزنمو این مورد رو قبلا نوشتم اما یاد اوریش کنم برای خودم که یادم نره توی اون لحطات بحرانی..
استاد دارم نرم و اروم به سبک شخصی خودم میرسم قدم به قدم در تمام جنبه هلی زندگیم..
استاد وقتی برای اولین بار دفترمو برداشتم که راجع به سبک شخصی خودم بنویسم هیچی نتونستم بنویسم !!خخخ
اما بمرور فهمیدم من واقعا چیا رو دوست دارمو میخام همون خودشناسیه دیگه…
الان بیشتر از یکساله که لباس پوشیدنم دیزاین و وسایل خونم رو دارم دقیقا طبق سبک شخصی خودم میچینم و میخرم.
و اینم از تغیرات بزرگ من بوده..
چن مث چکاپ فرکانسی که درموردخودشناسی یا نوشتن آرزوهااا و اهداف که اول اصلا هیچی نمیدونستم و نتونستم چیزی بنویسم!!
ولی خدارو شکر توی سبک شخصی به جاهای خوبی رسیدم..
خوب دیگه برم فایل صوتی رو گوش بدم و نت بردارم که بشدت این فایل مرتبطه با خودشناسی قدم اول…
سپاسگزارم
خدا پشت وپناهت استادعزیز: من تازه وارد سایت شما شدم تازه دارم فیلم های دانلودی رو نگاه میکنم به لطف خدای مهربان که همیشه هواسش به من هست همه چیز زندگیم خوبه فقط از لحاظ مالی یه کم مشکل دارم فقط نمیدونم گیرش کجاست ولی امیدوارم که اونم درست میشه خداروسپاسگزام باشما اشنا شدم من از یه فایل داخل اینستاگرام شروع شد ولی الان تعهد دادم به خودم نه تلویزیون و… نگاه نمیکنم حتی اینستا هم پاک کردم عاشقتم استاد جان