تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 26


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1277 روز

    به نام خداوند هدایتگر و مهربان

    الهی شکرت که هر لحظه داری هدایتم میکنی و هدایت من رو به عهده گرفتی

    خوشحالم که دارم به توصیه استاد عمل میکنم و کامنت می نویسم

    تو این فایل نکته های ناب زیادی یاد گرفتم مثلاً یکی از اون نکته ها که تو گوشم زنگ زد این بود که

    «تضاد به‌وجود می‌آید تا شما پیشرفت کنید.» اگر خودت «در حالِ پیشرفت» باشی، تضادِ خاصی به‌وجود نمی‌آید.

    چقدر زندگی نرم و روان میشه اگر دائماً از خودم بپرسم چطور از این بهتر بشم چطور رابطم قشنگ تر و رویایی تر بشه چطور آدم های اطرافم با کیفیت تر بشن،چطور درآمدم بیشتر بشه چطور کارها راحت تر با درآمد بیشتر انجام بشه و…

    جالبه که در پاسخ به این سوال نیاز نیست بریم دنیا رو تغییر بدیم نیاز نیست خودمون به زور آدم های اطرافمون رو عوض کنیم

    فقط کافیه از درون خودمون تغییراتی رو به وجود بیاریم ،شخصیت خودمون رو بهبود بدیم باورها و نگرش خودمون رو غنی تر و هماهنگ تر با روحمون کنیم

    چون بیرون ما هرآنچه که در بیرون میبینیم آیینه درون خود ماست…

    وقتی این رو یاد بگیرم که تضاد ها اومدن تا من رو رشد بدن خیلی بهتر میتونم تو ناخواسته های زندگیم دقیق بشم

    مثلاً چند وقتی هست که به تضاد هایی درباره خونه ای که شش ساله توش زندگی میکنم برخوردم و نشانه های میاد و هربار پررنگ تر میشه و من مطمئن تر میشم که خداوند میخواد از این خونه جا به جا بشم و به خونه بهتری برم

    هر زمان که احساس خوبی دارم نشانه هایی از شکل گیری مومنتوم این خواسته میبینم و هدایت میشم که قدم هایی انجام بدم

    مثلاً یکی از هدایت ها این بود که بارِت رو سبک کن و بهم الهام شد که برم انباری و کمد و چمدان ها که پر از وسایل اضافی هست رو خالی کنم و وسایل اضافی رو از خونه خارج کنم ،به لطف الله به این قدم از هدایت عمل کردم و منتظر قدم های بعدی هستم که جلو برم

    درسته به ظاهر شرایط جا به جایی نداریم اما خداوند بارها بهم ثابت کرده تو کار خدا نشد وجود نداره فقط کافیه از خودش بخوام و بهش اعتماد کنم احساسم رو خوب نگه دارم ذوق و شوق داشته باشم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    بقیه کارها رو اون جان جانان انجام میده …

    همین الان توی پارکی نشستم و دارم کامنت می‌نویسم که یکسال تو خیابون روبروی این پارک میرفتم و می اومدم تو سرما و گرما تا آزمون شهری رانندگی رو قبول بشم

    چه روز ها که راه میرفتم فایل گوش میدادم تا کنترل ذهن کنم و استرس نگیرم تا خوب آزمون بدم اما نمیشد که نمیشد تا رسید به جایی که واقعا از هربار رد شدن هربار اصرار کردن به همسرم که بریم تمرین کنیم خسته شدم و از تمام وجودم از خدا خواستم که تو نجاتم بده من خسته شدم و فردای اون روز که آزمون داشتم معجزه اتفاق افتاد و به عجیب ترین شکل ممکن قبول شدم که هنوز هم باورم نمیشه که خداوند به راحتی قلب افسر رو برام نرم کرد و به راحتی قبول شدم

    چه خوب میشه قبل از زجر کشیدن از همون اول از خودش بخوام به خودش اعتماد کنم و می‌دونم که هربار بهتر عمل میکنم هربار دارم توحیدی تر میشم هربار وجود خداوند رو در لحضه هام بیشتر میبینم

    یه روزی تو دلم برای کنترل کردن ذهنم میگفتم منم مثل تمام این خانم های که دارن تنهایی رانندگی میکنن میام و تو همین خیابون میرونم

    و امروز تو خونه به خدا گفتم خدایا تو بگو کجا برم و خداوند هدایتگر کرد بیام این پارک و جمله خودم رو به یادم آورد و گفت دیدی اجابت شدی دیدی فقط بعد از چهار ماه از گواهینامه گرفتنت ماشین خودت رو خریدی و الان تنهایی اومدی تو همین خیابون که یکسال کارتکس به دست وایمیستادی

    خدا جونم چطوری از تشکر کنم تو بودی که هدایتم کردی تغییر کنم بهتر بشم منی که یه روزی آرزوم این بود که همسرم راضی بشه و اجازه بده که برم گواهینامه ثبت نام کنم تو هدایت کردی دل هارو برام نرم کردی شرایط رو جور کردی که هم ثبت نام کردم هم همسرم که مخالف صد در صد رانندگی کردنم بود و می‌گفت زن رانندگی نمیکنه خودش منو میبرد تمرین رانندگی خودش منو میبرد آزمون بدم

    خدایا تو هدایتی کردی آزمون هارو قبول بشم کارتم رو بگیرم فقط چهار ماه بعدش با یک هدایت ناب کمک کردی ماشین خودم رو بخرم تو هدایت کردی که برم تو دل ترس هام و تنهایی رانندگی کنم

    خدایا من هربار که تنهایی میرم جایی و برمی‌گردم فقط و فقط تو رو میبینم که ماشین رو کنترل میکنی جاده ها و ماشین ها رو برای من سرد و سلامت میکنی ، درست طبق آیه ای که برام به عنوان نشانه آوردی که گفته بودی« ما به آتش گفتیم بر ابراهیم سرد و سلامت باش»

    خدایا بی نهایت ازت ممنونم اصلا وقتی همینطوری فکر میکنم که کجاها هدایت کردی کجاها حمایت و حفاظت و اجابت و کفایت کردی باید تا صبح بنویسم …

    کلام رو کوتاه میکنم و امیدم به خداست که در مسیر درست ثابت قدم نگهم داره چون که من به هر خبری از جانب او فقیرم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فرزانه خانزاده گفته:
    مدت عضویت: 930 روز

    به نام الله و سلام

    خدایا بی نهایت شکر برای هدایت من به این فرکانس و مدار ارزشمند الهی و عطای قدرت اشتیاق و درک برای رشد و تغییر

    در جواب سوال اول از چهار سوال میتونم بگم در مورد مراسم عروسی بود که دعوت شده بودم و چون متفاوت با عروسیهایی بود که تا به الان رفته بودم هیچ لباس مناسبی برای رفتن به اونجا نداشتم در زندگی یاد گرفتم که از کسی هم لباس امانت نگیرم و سختم بود که این کارو بکنم یکی دو سالی هست که با مشکلات مالی و بدهی روبرو هستیم و چقدر این نشانه هر روز داره به شکلهای مختلف پررنگ تر میشه

    من از حدود 4 5 سال پیش تحت شرایط وحشتناکی که توش قرار گرفتم متوجه شدم از احساس لیاقت و عزت نفس به شدت پایینی برخوردارم و ضعف های شخصیتی و روحی زیادی دارم با هدایت خداوند و درخواست قلبی که از او داشتم شروع کردم به کار کردن روی خودم و اجرای هر آنچه که متفاوت با الان من بود طی مسیر حس کردم استقلال مالی داشتن خیلی میتونه به تقویت عزت نفسم کمک کنه من محدودیتهای زیادی در زندگیم داشتم بخصوص از سمت همسرم اما روزها در این فکر بودم که چه کاری میتونه برای شرایط الان من مناسب باشه طی این روزها به دلم افتاد که کم کم باید روی افکار همسرمم کار کنم و بتونم کم کم راضیش کنم که مشکلی با کار کردن من نداشته باشه تا اینکه بعد حدود یه سال بعد من به مطلبی هدایت شدم که گفته بود اگر نتونین از استعدادهایی که خداوند بهتون داده استفاده کنین این یه جور خیانت به خود و ناشکری در مقابل خداونده این جمله جرقه ای رو در ذهنم انداخت من استعداد هنری خوبی دارم اما هیچوقت زمینه شو یا حتی اشتیاقی برای رشدش نداشتم باز به این فکر افتادم که خدایا چه کاری میتونم انجام بدم که با کمترین هزینه و سرمایه و تو خونه باشه با توجه به اینکه من بچه ی کوچیک هم دارم ،تا اینکه یه روز که داشتم یه فیلم خارجی میدیدم چشمم افتاد به حلقه ی گلی که روی در خونشون نصب کرده بودند و دلم مشتاق شد که من هم برای خونم تهیه کنم اما هر قدر تو مراکز خرید شهرمون گشتم پیدا نکردم به خودم گفتم چرا نتونم خودم درست کنم؟!شروع کردم به تهیه ی متریال و متوجه شدم که کلی در هزینه ی خرید هم اینجوری صرفه جویی میشه

    من اولین حلقه ی گل رو برای خونم درست کردم و نمیدونم چطور شد که مشتاق شدم این کار رو پی بگیرم هر چند باز محدودیتهایی داشتم اما با لطف خداوند و رساندن دستهای بی نظیرش من تونستم این کاررو به مقدار زیاد بسازم و بفروشم با اینکه سودش برام کم بود اما باز به قانون تکامل و لطف خداوند اعتماد کردم و ادامه دادم من تا به حال هر سه دوره ایکه از آقای عباس منش تهیه کردمو با همین سودیکه کردم هست،مقداری پس انداز داشتم و میخواستم دوره ی جدیدی رو از سایت بخرم،به خاطر نیازم به لباس و چندتا چیز دیگه از همسرم درخواست کردم تا پولی رو بهم بده اما در کمال تعجب اون شروع به بهانه آوردن کرد و حاظر به دادن نشد،من یکی از باورهای محدودکننده ای که داشتم این بود که همسر من مسئول تامین نیازهای مالی منه ولی داشتم روش کار میکردم که اصلاحش کنم ،از همسرم چندین بار پول درخواست کردم اما نشد،این تضاد عجیب بود برام اما به خودم گفتم این یه چیزی میخواد بهم بگه، با هر بار درخواست انگار درخواست دوباره سختتر میشد برام و حس کردم داره به عزت نفسم آسیب میزنه،به خودم گفتم کی گفته فقط همسرم مسئول تامین منه در ضمن من با همون پس اندازی همکه دارم میتونم کارمو راه بندازم فکر نکنم خدا هم خوشش بیاد من مثل گداها هی درخواستمو تکرار کنم در حالیکه بی نیازم،من هر قدر که به آگاهی های جدید نیاز دارم به لذت و شادی هم نیاز دارم و نمیزارم این کمبود من باعث نرفتنن به عروسی بشه،تازه من چرا باید بترسم وقتی خداوند وعده ی فراوانی داده و همونطور که با لطف خدا تونستم این پس انداز رو داشته باشم اونم من پس باز هم میتونم و من اگر نیاز به آگاهی های جدیدی داشته باشم قطعا خداوند به من خواهد داد که اون بهترین روزی

    رسان و هدایت کننده ست ،دیگه از همسرم درخواست نکردم رفتم و با پولیکه داشتم بدون هیچ ترسی هر آنچه رو که نیاز داشتم خریدم و حتی لازم نشد که به خاطر مراعات حال همسرم از بعضی از چیزهایی که میخواستم بگذرم یا بعضی از حرفهارو که با هر درخواستم از همسرم میشنیدم دیگه نشنیدم و خیلز از گفتگوهای ذهنی مخرب دو از خودم دور کردم و من هر قدر نشانه های تغییر وضعیت مالیمون بیشتر میشه بیشتر تر مشتاق میشم که دنبال یه مسیر درآمد بهتر باشم و هر روز به این موضوع فکر میکنم و خدایا خودت مزدونی با شرایطیکه دارم تنها امیدم تویی

    من انشالله جواب سوالهای بعدی رو هم کامنت خواهم کرد امیدوارم این مطالب نور بشه به جان کسانیکه بهش احتیاج دارن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    یاسمین گفته:
    مدت عضویت: 937 روز

    سلام

    درمورد وابسته بودن به پدر:

    من 25 سالمه و همیشه به دنبال تغییر شرایط مالی ام بودم با اینکه در شرایط خوبی زندگی میکنم

    18 سالم بود بیزنس انلاین راه اندازه کردم و توش خیلی موفق شده بودم اولش پدرم مقاومت داشت که من خرجتو میدم چه نیازی داری؟ اما من به حرفش گوش ندادم و ادامه دادم و جزو بهترین برندها شده بودم طی دو سال

    یا وقتی کافه قنادی ام رو خواستم افتتاح کنم با مقاومت شدید مادرم روبرو شدم اما اینکارو کردم ، کلی تجربه بدست آوردم، کلی اعتماد به نفسم بالا رفت، کلی چیزای جدید یاد گرفتم جوری که الان ترسی ندارم بخوام بیزنس جدیدی رو شروع کنم ، با مردم کشور دیگه ارتباط گرفتم و …

    ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1558 روز

    بنام خدای هدایتگرم

    خدایا هرآنچه در زندگی دارم تو به من دادی و همه از آن توست

    من تو هر زمینه ای از زندگیم جز یک دسته بودم

    در حوزه مالی و درآمد جز دسته دوم بودم انقدر چک و لگد خوردم تا آخرین لحظه خدا نجاتم داد

    فقط چون تکامل نمیخاستم طی کنم و یک شبه پولدار بشم و البته هیچ کاری هم نکنم، با کج فهمی شدید ک دقیق یادم نیست ک فایل های رایگان گوش مرده بودم یا ن ک فکر میکنم فقط عضو سایت شده بودم و صحبت های دیگران ک به نقل قول میکردن از استاد هست شنیده بودم و فکر میکردم راه یاد گرفتم الان بعد از کلی فشار روحی و عصبی کم کم دارم روی کسب و کارم خودم تمرکزی کار میکنم و کم کم داره درآمد بیشتر میشه البته ترمزهای زیادی دارم ک باید برش دارم

    2)در حوزه سلامتی با اینکه ورزشکار بودم هیکل ورزشی داشتم اما بعد از ازدواج کم کم ورزش گذاشتم کنار و رژیم بد غذایی دست گرفتم تا جایی ک از وزن 65_70 کیلو رسیدم بالای 100کیلو

    بی انرژی بودم، خروپف و… تا اونجا تصمیم گرفتم تو دوره سلامتی شرکت کنم و وزنم کم کنم قبا از اینکه داستان عوض بشه، کامل اجرا نکردم اما تا حدودی موفق بودم چون وزنم رسیده به 80 و سایز پیراهنم از 2XL رسیده به L خداروشکر میکنم

    خداوند واقعا منو دوست داشت و هدایتم کرد تا با استاد و قوانین جهان آشنا بشم و بقول سوره الم نشرح لک صدرک ،،بار سنگینی از روی دوشم برداشت ک کمرم شکونده بود

    هنوزم به هر خیری از سمت خودش محتاجم

    در پناه آله یکتا شاد ،سالم و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    Ocean گفته:
    مدت عضویت: 561 روز

    سلام بر استاد عزیزم و بانو شایسته

    چقدر این فایل آگاهی داشت…

    گاهی یک باور اشتباهی داریم و اتفاقا فکر می‌کنیم که بسیار درست است و یکی از این باور ها بعد از گوش دادن به این فایل برام آشکار شد.

    من هم به این موضوع علاقه داشتم که باید از صفر شروع کنم، بدون کمکی از طرف دیگران و الان متوجه شدم که اگر خداوند دستانش رو برای من قرار داده و پدر مادرم با عشق بهم کمک می‌کنند چرا بخوام به خودم سختی بدهم؟ چرا فکر میکنم اونی موفقه که با سختی خودش بار همه چی رو به دوش کشیده و همه کار رو خودش کرده؟

    چه بهتر که از این فرصت استفاده کنم تا انرژیم را در مکان درست قرار دهم و به موفقیت های بزرگ تر برسم، به جای آنکه بخواهم کمکی نگیرم و یا به تنهایی از پس همه چی بربیایم، از این فرصت و نعمتی که خداوند بهم داده کمال استفاده رو ببرم و آن را بال پروازم کنم، اگر هرچه بخواهم برام فراهم می‌کنند پس بگویم من اگر قرار بود این را خودم خلق کنم باید زمان و انرژی میگذاشتم پس حالا که این را به راحتی دارم سپاسگزار خداوندی هستم که این نعمت را به من داده و سپاسگزار پدر و مادرم و حالا از این وقت و انرژی که سیو کردم به بهترین شکل استفاده میکنم و ارزش می‌آفرینم و به این شکل میتونم تصاعدی پیش برم.

    لازم نیست خودم رو به بقیه اثبات کنم، می‌توانم بگویم «بله من با کمک پدر و مادرم به این نقطه رسیدم، من از فرصت و نعمتی که خداوند بهم هدیه داده به درستی استفاده کردم تا به موفقیت برسم نه برای کارهای پوچ و بیهوده».

    خداوند من را لایق این راحتی و آرامش و نعمت دانسته چون می‌داند من توانایی و پتانسیل بالایی دارم پس باید از آن در جهت کارهایی با ارزش بالاتر استفاده کنم.

    خودم را بهبود میدهم، حواسم هست با این انرژی و فرصتی که خداوند بهم هدیه داده چطور رفتار میکنم و از آن در جهت انجام چه کاری بهره می‌برم و اینگونه همواره پیشرفت میکنم.

    به آنچه که در اطرافم رایج است توجهی نمیکنم و آن سطح بالای خود را می‌بینم که به چه موقعیت و درجه‌ای رسیده و قادر به انجام چه کارهایی است و به تفکر رایج مردم دچار نمیشوم و میدانم برای خدایی که تمام کهکشان ها را اداره می‌کند و هیچ خطایی رخ نمی‌دهد هیچ ناممکنی وجود ندارد و ناممکن فقط در ذهن من است و هرآنچه که آرزویش را دارم ممکن است، به قولی هیچ گوسفندی خواب پرواز نمی‌بیند پس اگر آرزویی درونم خلق شده، امکان و شرایط محقق شدن آن در بیرون نیز وجود دارد و باید هر روز به این گلدان آرزوهایم آب بدهم تا درگیر روزمره و زندگی در سطح پایین نشوم و بدانم همه چیز خداوند است و می‌تواند به هرشکلی برای من تغییر کند، هیچ قانون و روالی وجود ندارد، اگر برای بقیه به یک شکل خاصی بوده برای من می‌تواند متفاوت باشد چون من خدایم را به شکل متفاوتی باور کردم.

    سپاسگزارم بابت این آگاهی های ناب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زینب بچای نصاری گفته:
    مدت عضویت: 1336 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربونم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم

    استاد عزیزم دلم واقعا براتون تنگ شده بود

    امروز گوشیم و که روشن کردم و بعد از شنیدن فایل شکرگزاری و شنیدن صدای شما

    من چندین سال پیش فایلهای گفتگو با دوستان را دانلود کردم و مخصوصا اون فایلی که رزا خانم میاد صحبت میکنه را شاید صد بار

    شنیدم و همیشه برام تازگی داشت و داره

    امروز هم قبل از سایت دیدم باز این فایلها اومد

    و بعد اومدم تو سایت دیدم پروژه ی جدیده

    و گریم گرفت و خدا را شکر کردم خدایا ممنونم

    خدایا شکرت بابت استاد عزیزم و این سایت پر از برکت و احساس عالی

    خدایا شکرت شکرت شکرت

    من استاد گام به گام با شمام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1194 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که قدرت خلق زندگیم را به دستانه خودم داده به ذهن و باروها و افکارم داده تا بتوانم با استفاده و ساخت قوانین در زندگی روز مره ام به بهتربنها برسم الهی تو را قدرتت و نیرویت و جهانت و قوانین ثابتت را شکر میگویم سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان توحیدیم استاد و مریم جانم دوستتون دارم بی نهایت

    که هر روز با عشق برای ما این آگاهی‌های ناب رو به اشتراک میذارین و همانطور که خودتون به درک رسیدن و دارین از زندگی هر روزتون بهتربن لذتها رو میبرین میخواین ماهم رشد کنیم و لذت ببریم چون حقه ماست و طعبیی ست که بهترینها رو بسازیم برای خودمون وجهان هم به توجه و فرکانس ما پاسخ میده

    استاد عزیزم از دیروز که این پروژه جدید رو رو متنشو خوندم و کامنته دوستانم رو دوسه مرتبه خوندم فهمیدم عدم احساسه لیاقت و عدم خود ارزشمندی درونی دارم و تعهد دادم و از خدا کمک خواستم هدایتم کنه تا بهبود بدم و رشد کنم

    امروز رفتم گوجه فرنگی بخرم دیدم یه گوشه گوجه گذاشته یکم قیمت مناسب ولی مثل اون گوجه های بالا خوب نیست گرفتم و تو راه برگشت یهو یادم اومد من تعهد دادم برای خودم ارزش قائل باشم پس چرا گوجه له و زخمی گرفتم

    سریع برگشتم و گفتم میخوام از اون گوجه های خوبتون بردارم و از خودم راضی شدم که طبق قانون جلو رفتم

    دوباره اومدم ناهار درست کنم دیدم برنج مونده دیروز و دو روز پیش مونده گفتم گرم کنم کنار غذا خودم بخورم باز یادم اومد چرا برای خودم ارزش قائل نیستم غذای تازه چرا نخورم کیفیت این غذای مونده پایبن اومده و سریع ریختم تو پلاستیک و برای مرغهای همسایه بردم

    و امروز زیر تعهدم نزدم و هواس جمع کار هامو انجام دادم ان شالله جهان هم پاسخ عالی و مثبت به من می‌دهد به شرطی که این مسیر رو با کنترل ذهن عالی ادامه بدم من میتونم تواناییشو دارم واینا هنوز اوله راهست و این بهبودهای کوچک و پشت سر هم نتایج بزرگ رو در بر داره

    استاد اینم از کنترل ذهن امروزم خودمو تحسین میکنم ایول کبری جونم مرحبا

    خدایا ممنونم برای هدایت و اینکه هواست به منه و صدامو میشنوی

    در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    فروغ جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1748 روز

    به نام خداوند مهربان و قانونمند

    سلام به استاد عزیز و مریم بانو و دوستان هم مسیر

    استاد این دوره خیلی عالی هست و من این یک ماه اخیر به شدت کمبودش حس می کردم سپاسگزارم از تنها قدرت جهان هستی خداوند که من رو در این مسیر زیبا و کاربردی قرار داد.

    من قبلا فایل های گفتگو با استاد شنیده بودم ، الان عالی شده و سریع میره سراغ اصل مطلب استاد عزیز از زحماتتون ممنونم .

    وقتی که گفتین انسان ها 4 تا گروه هستن منو به فکر فرو بردین که خودم رو کاوش کنم فهمیدم قبل از اینکه با شما و این مباحث آشنا بشم صراحتا جزو دسته 4 بودم جهان باید منو له می کرد میکشت تا من خودم رو یه تکونی بدم تازه با گیجی و سردرگمی شروع کنم .

    ولی از وقتی دوره های شما کار می کنم به مرور زمان گوشم تیز تر شده و نشانه ها رو پر رنگ تر دریافت می کنم و از نشانه ها ایده میگیرم.

    همین الان هم به یه تضاد مالی بر خوردم که جهان یه سیلی بهم زد و گفت این شغلی که داری آینده ای نداره حتی به زور مخارج روزانه ات را تامین میکنه باید حرکت کنی و الان من جزو دسته ی دوم هستم اونقدر اوضاعم بد نیست ولی اگر حرکت نکنم روز به روز بدتر میشه .

    و از این نقطه شروع کنم .

    آقا بهنام عزیز داستان خیلی جالبی داشتن و من هم تقریبا شرایط زندگیم مثل شروع کار ایشون هست درآمد ثابت و تضمین شده کار ثابت و …. که به قول ایشون خانواده پسند ولی خودم راضی نیستم و میخواهم پیشرفت های بیشتری داشته باشم که از ایشون انگیزه می گیرم.

    مثال آقا راستین عزیز هم در مورد من تا حدودی صدق می کند خانواده ما به شدت حمایتگر فرزندان هستن به طوری که مامانم همیشه میگه وقتی بچه آوردی وظیفته تا آخر عمر حواست بهش باشه و تامین کنی بدون اینکه چیزی بگم در همه موارد و هر درخواستی داشته باشم قبول می کنن ولی این یک سال اخیر تلاشم رو کردم که مستقل تر عمل کنم و دستم تو جیب خودم باشه و الهامات جالبی خداوند بهم میکنه و مدام هم تکرار میکنه که وقتی خودت درآمد داشته باشی و مستقل باشی قدرت اختیار داری هر کاری دوست داشته باشی انجام میدی و خیلی لذت بخشه منم دارم در این راه پیشرفت های خوبی می کنم .

    مثال خیلی خوبی که من قبل از اینکه جهان بهم چک و لگد شدی بزنه حرکت کردم بحث اضافه وزن بود دیدم حالم خوب نیست اصلا نمیتونم با این اندام کنار بیام همون شب یه رژیم آنلاین تاپ گرفتم و گفتم گذشته ها گذشته از الان زندگیت رو بساز و از خرداد ماه تا الان ده کیلو کم کردم هنوز ادامه دارد نذاشتم کامل خورد بشم حرکت کردم و خیلی از این تصمیم راضی هستم و هیچ زجری در این راه میکشیدم لذت بخش بود و حدود یک ماه هست در کنارش ورزش های اصلاحی آنلاین هم انجام میدم که نتایج بهتری برسم و اندام رویایی خودم رو بسازم .

    خیلی خوشحالم با این کارم در این مورد جزو دسته دوم در این موضوع قرار گرفتم .

    امسال میخوام شخصیتم بسازم دوره احساس لیاقت هم حتما در کنار این دوره کار می کنم تا نتایج چند برابر بشه .

    استاد عزیز برای اینکه راهنمای عالی در این راه هستی و دستان خداوند در این مسیر از شما سپاسگزارم انشالله از این دوره نتایج عالی بگیرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سمیرا فدائی تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 1326 روز

    با سلام به استاد و مریم عزیزم ، و تمامی دوستان گلم .

    میخوام یک مثالی بزنم از زندگیم که در شرایط مناسبی تصمیم به یک تغییر در زندگیم گرفتم که تمام نزدیکان و خانوادم خیلی شگفت زده شدند و براساس موقعیت خوبی که از همه نظر من داشتم ، به نظر دیگران داشتم دیوانگی میکردم ، سالها پیش من با موقعیت کاری خیلی خوب و داشتن یک زندگی مجردی خیلی خوب و درآمد عالی من خیلی اتفاقی با یک پسری آشنا شدم و کمتر از یکماه تصمیم گرفتیم که این دوستی رو تبدیل کنیم به زندگی مشترک ، حالا چرا این موضوع برا دیکران غبر قابل قبول بود و مخالف بودن ، چون عملا من انقدر از همه نظر در رفاه و آسایش بودم و آزادی داشتم و خیلی هم سریع در شغلم پله های ترقی رو بالا میرفتم و نظر همه این بود که زندگی مشترک جلوی رشدت رو میگیره ، حتی موقعیت داشتم که مهاجرت کنم و اصن زمزمه مهاحرت من بود که یهو یکی از راه رسید و من خواستم بجای مجرد بودن و اون عشق حالی که دوستان و‌خانواده در شرایط زندگی من می دیدند و رها کنم و وارد یک زندگی مشترک با فردی بشم که اون زمان به قول داداشم حداقل تفاوت اینه که درآمدت دوسه برابر اون پسره . خلاصه که من دوسه ماه دیگه هم با اون عزیز ارتباط دوستانم رو ادامه دادم و هرچی جلوتر رفتم دیدم بودن ما دوتا کنار هم قسنگترین اتفاق زندگیمونه و فارق از مخالفت دیگران با یک جشن نامزدی یهویی وارد زندگی مشترک شدیم که الان هشت سال ازاون تصمیم میگذره و انقدر این زندگی عاشقانه است ، انقدر پر از آرامش و درک متقابل و احترام و رفاقته که هیچ کلامی نمیتونه توصیفش کنه و اگر من بگم ما طی این هست سال حتی یکبار هم دعوا نکردیم و همیشه اگه اختلاف نظری هم بوده با حرف و احترام حلش کردیم کسی باورش نمیشه و جدای از اون در کامنت قبل که معرفی شروع این دوره بود گفتم من یک اتفاق ناخواسته ای برام افتاد که مدتی رو درگیر یک فلج موقت شدم و این پسر جوری همراه و همدم من بود که من باره ها از لطف بی نهایتش به من ، از کارهایی که واقعا از خود گذشتگی مطلق میخواد تا ینفر برای دیگری انجام بده ، لخطه به لحظه کنارم بود و به قول معروف احازه نداد آب تو دل من تکون بخوره ، خودم شگفت زده شدم و مدام فکر میکنم این عشق این مراقبها انگار خدا به این پسر گفته تو دست منی ها باید اینجوری رفتار کنی ، باید فلان کار رو فلان تایم انجام بدی تا به بهترین نحو این دوران سپری بشه و…. آره چند سال پیش همه چی خوب بود ، ولی به قشنگی این زندگی که کنار این عشق دارم که نبود ، زندگیم پر از نور عشق شد ، زندگیم پر از خاطرات همدلی و همقدمی و‌رفاقت با کسی شد که الان هر کسی تو فک و فامیل و دوست آشنا میخواد مثال یه رابطه خوب رو بزنه از ما حرف میزنند ، هر کسی دختر دم بخت داره دعاشون اینه خدا کنه که یکی مثل عزیز دلم با این حجم از مهربونی و‌درک و‌شعور را برا دخترشون بیاد .و خلاصه که من سالهاست مست این عشق دارم لذت میبرم .

    یک مثال دیگر هم دارم از اینکه نشانه هایی برای تغییر دیدم و قبل اینکه چک و لگد بزنه جهان بهم با جسارت تغییر دادم مسیرم رو و بعد کلی اتفاقات عالی افتاد .

    سالها پیش که من شروع کردم وارد بازار کار شدم ، سرگردون و حیران از فروشندگی کار کردم تا منشی بودن ولی هیچکدوم از اون کارا گویا آینده درخشانی من درش نمیدیدم و هر چندماه یکبار هم محبور میشدم محیط کارمو عوض کنم ، با خودم فکر کردم آخه ته این کارها مگه قراره چی بشه ، یه نون بخور و نمیر . تصمیم گرفتم کاری یا فنی رو یاد بگیرم که همیشه و هر جای جهان هستم بتونم ازش کسب درآمد کنم . وارد کار دیزاین داخلی شدم ، سه ماه تمام وقت گذاشتم و زیر و‌بم کار رو بدون یک ریال دریافتی بطور عملی نه آمادمیک ، یاد گرفتم و نه تنها پولی نمیگرفتم که خیلی هم برای اون شخصی که کسب و کار برای اون بود کار میکردم تا بتونم همه چیو یاد بگیرم ، بعد از سه ماه همون مجموعه از من خواستند که براشون کار کنم ولی انصافا حقوق بالایی پیشنهاد ندادن ولی باز من قبول کردم تا بتونم کمی حرفه ای تر شوم و چندماه بعد بقدری من حرفه ای شدم که حتی اطلاعات ، نحوه فروش و سفارش گیری و سفارش کار به شرکت ها از مدیریت اون مجموعه هم حرفه ای تر عمل میکردم ، و انقدری بین همکاران دیگر مجموعه ها اسم من سر زبان ها بود که همه خواستار همکاری باهام بودند و کمتر از یکسال این من بودم که مبلغ حقوقم را تعیین میکردم ، این من بودم که ساعت کاری و شرایط همکاری رو میذاشتم و تا روزی که توی اون شغل کار کردم ، گاهی درآمد من بیشتر از صاحب مجموعه میشد ، حتی با یکی از دوستان شراکتی محموعه ای راه اندازی کردم و واقعا رشد عالی کردم . درسته که چند ساله دیگه اون کار رو انجام نمیدم ولی یادگیری اون حرفه در سراسر جهان برای من موقعیت شغلی ایحاد میکنه و علاوه بر کسب درآمد های خوبی که داشتم عزت نفس و توانمندی من رو بالاتر برده .

    مرسی ازتون استاد با فکر کردن و یادآوری دستاوردها و تغییراتمون چقدر حس ارزشمندی و خوب به ما داده میشه و چقدر عزت نفس مون بالاتر میره چقدر دیدگاهمون نسبت به ارزشمندی هامون بالاتر میره . بینهایت از آموزش هاتون سپاسگذارم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2484 روز

    پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»قسمت 1

    درود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته ی نازنینم

    و دوستان همراه در پروژه ی «تغییر را در آغوش بگیر!!!

    موضوع این قسمت: قدرت بهبودهای کوچک اما دائمی

    استاد جان قبل از آشنایی من با شما و این سایت و این آگاهی ها من جزو گروه و دسته ی دوم بودم …

    یعنی در اون دوران تضادهای ورشکستگی های مالی به دیگر تضادهای دیگر هم سرازیر شدن مثلا تضاد در سلامتی و تندرستی .. تضاد در روابط خانوادگی .. تضاد در روابط با اطرافیان و دوستان .. تضاد در عزت نفس و احساس لیاقت و کلا متلاشی شده بودم ..

    همش ناسپاسی و ناشکری و غر زدن و رفتار و اعمال نادرست زودرنج . حق بجانب . مقصر دانستن همه کس و همه چیز بجز خودم … ندیدن نعمت ها و توجه به ناخواسته ها و نداشته ها و .. توجه نکردن به داشته هام .. به هیچ عنوان هیچ نکته ی مثبت و زیبایی در هیچ یک از جنبه های زندگیم را نمی‌دیدم و کلا آنقدر در مسیر نادرست ادامه دادم و ناسپاسی کردم که شد آنچه که نباید میشد و من دقیقا همان آدمی هستم که در دسته ی دوم قرار دارم

    یعنی همان آدمی که از خودم و زندگی و مسیرم خسته شده بودم و از خداوند طلب کمک کردم با اینکه قبل ترش یک آگاهی های از قانون جذب داشتم کتاب قانون توانگری رو خوانده بودم و یا چهار اثر از اسکاویل شین .. دولت عشق … بعدش از کامل های تلگرامی به اساتید مختلفی هدایت شدم و همچنین مدیتیشن هایی که اینها نقطه ی عطف من برای یک شروع جدید بمسیر جدید و تکامل تجربه های من بودند ..!!!! اما باز هم راه درست رو تشخیص نمی‌دادم چون هیچ دانش و آگاهی عمیق و درست و مناسبی نداشتم و تازه داشتم تکاملم را شروع میکردم.. چون واقعا میخواستم تغییر کنم ..‌ میخواستم زندگی مو تغییر بدم .. میخواستم خودمو نجات بدم … میخواستم راهی پیدا کنم و به هر ریسمانی چنگ می انداختم تا بلکه طناب نجات من از دل آن دره های تاریکی باشد هر چند خیلی خسته و دل شکسته و نامید و نگران بودم و هر لحظه نامید میشدم و به انتهای خط فکر میکردم ولی معجزه های خداوند کار خودشو کردم منو به طناب مسیر الهی ام گره زد و راه مسیر درست رو بهم نشان داد خدایااا هزاران هزار بار شکرگذار نور هدایت بخش الهی ام هستم خدایااا شکرت

    و شما استاد عزیزم درست گفتید من همان آدمی هستم که لحظه ی آخری بودم که تازه میخواستم بیدار شوم و از از دست خودم و زمینگیر شدنم به ستوه آمده بودم و راه نجاتی از خداوند طلب کردم و .. چون من از خط قرمز و اون نقطه ی فاجعه هم چند صد متر اونور تر هم عبور کرده بودم …

    بله …درسته … استاد عزیزم !!! شما درست گفتید: اینکه :اما همان لحظه آخر بیدار می‌شوند و آغاز می‌کنند به تغییر دادنِ زندگی. که البته تغییر در آن مرحله، بسیار زمان‌بر و انرژی‌بر است.

    البته باز هم خدا رو شکر میکنم که خداوند درخواست منو اجابت کرد و دست منو گرفت و صاف آورد در مسیر مکتب توحیدی استاد عباسمنش توحیدی ..

    استاد جان من خودم را تشخیص دادم و فهمیدم جزو کدام دسته بودم و برای بهبودی مسیر زندگیم دارم تلاش مداوم میکنم و شکر خدا سعی میکنم تمام آموزش های شما رو دنبال کنم و و مهمتر از همه عملگرا باشم و از زوایای قانونمندی این سیستم به مسیرم توجه کنم و بطور مداوم قانون را برای خودم تکرار و تکرار و تمرین کنم

    و الان بعد از چندین و چند سال در این مسیر و آموزش های این سایت ارزشمند هستم شکر خدا هر روز بیشتر با این مباحث آشنا شدم و فهمیدم که باید هر روز مثل یک باغبان از این مسیرم محافظت و مواظبت کنم و خدا رو شکر هر روز بیشتر از هر وقت دیگه ای فهمیدم که زندگیم رو به بهبودی حرکت می‌کند .. بیشتر از همیشه به نشانه ها و هدایت ها و تضادهای زندگیم توجه میکنم و بقول معروف گوش بزنگ نشانه های خداوند هستم و الان دقیقا با یک سری تضادهای دیگر فهمیدم که زمان تغییر و تحولات جدید من فرا رسیده و باید از یک سری قید و بندها خودم را رها کنم .. در واقع این تضادها آمدند که مرا برای تغییر و تحولات جدیدم آماده ام کنند !!!! انگار دیگه از تضادها ترسی ندارم !!!! انگار قشنگ باهاشون رفیق شدم !!!! انگار بهم گفتند دیگه وقتشه !!! دیگه از این مرحله هم باید عبور کنی !!!! انگار بهم گفتند خواسته ی جدیدتو شنیدیم و فهمیدیم و الان موقع اش فرا رسیده … بخدا آنقدر در دل و قلبم هیجان دارم که نمی‌دونم چطوری بیان کنم !!!

    فقط به قلبم الهام شده که داره اتفاقات خوبی میوفته !!!

    اینقدر این الهام در قلبم قوی شده که هر لحظه از خواب بیدار میشم از خدا میپرسم امروز همان روزی است که با معجزات دلچسب سوپرایزم میکنی

    یعنی تا این حد هیجان دارم

    البته احساسم خیلی خوب هست ولی چون از پشت پرده ی صحنه و پلن های خداوند اطلاعی ندارم و نمی‌دونم قراره چه چیزی رو باید تجربه کنم چشم براه هستم ولی می‌دونم خداوند بهترین ها رو برام چیده مان و برنامه ریزی کرده …

    از اینکه همیشه خداوند همواره حامی من بوده هیچ شکی ندارم و مطمعن هستم که با اعلام آمادگی برای این تغییر تحول بزرگ دارم ذهن رو برای هماهنگی با روح مقدس الهی ام هماهنگ میکنم و در این پروژه ی جدید ردپایی به یادگار میگذارم که دارم برای رشد و پیشرفت و بهبودی بیشتر برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهایم با جریان خداوند هماهنگ و هم جهت میشوم !!! الهی آمین

    خدایاااا شکرت

    خدایاااا سپاسگزارم

    خدا رو شکر من هم این شیوه ی تکامل استاد رو در دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دارم تجربه میکنم که بتونم زندگی مو آنطوری که دوست دارم خلق کنم و با توجه به قانون تکامل در مدار آموزش ها و این آگاهی ها هدایت شدم تا بتونم مومنتوم مثبت خواسته هامو بسمت یک جریان پایدار و نتایج خوب طی کنم

    و این قانون تکامل برای دریافت این آگاهی ها و آموزش ها در این سایت ارزشمند از فایل های دانلودی و ارزشمند استاد عباسمنش برای من شروع شد و البته برای من چندین و چند سال طول کشید تا توانستم وارد یک دوره ی خوب و عالی از محصولات این سایت یعنی دوره ی هم جهت با جریان خداوند شوم و این هم پاداشی بود که خداوند توسط دستی از دستان سخاوتمند خداوند به من داده شده خدایااا شکرت

    وقتی من کارهایم رو بدست خداوند بسپارم و صبوری کنم آنوقت به بهترین شکل کارها بر من آسان و سهل می‌شود . راه حل های آسان پیدایشان می‌شود و همیشه در مدار زمان درست و مناسب جادویی و در مکان درست و مناسب جادویی و در شرایط و اوضاع و موقعیت و روابط های درست و مناسب جادویی هدایت میشوم تا بهترین اتفاقات و همزمانی های رو تجربه کنم و این همان قانون تکاملی است که سبب خیر و برکت برای بهبودی روز افزونم شده و باید همیشه بخودم یادآوری کنم که چیده مان و برنامه ریزی های خداوند همیشه بهترین پلن و بهترین هماهنگ کننده ی کارها و امورات زندگی من است پس باید برای هیچ کاری عجله نکنم و از مسیر زندگیم لذت ببرم تا هدایت های خداوند مسیرمو صاف و هموار کند در جهت رسیدن به خواسته ها و آرزوهایم..

    خدایاااا شکرت که با شروع این پروژه ی جدید برای خودشناسی و خودسازی و خداشناسی و برای بهبودی و رشد و پیشرفت بیشتر روی طول موج مومنتوم مثبت هستم و هم اکنون در حال دریافت سیگنال نکات مثبت برای تحسین های بیشتری همچنین یک چکاب فرکانسی

    هستم

    یعنی بازم دارم با تکرار و تکرار و تمرین های مستمر و مداوم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا می‌دونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست

    خدایاااا کمکم کن تا برای شروع تلاش و عملکرد و تعهدم در این پروژه جدید به بهبودی بیشتری در تمام جنبه های زندگیم هدایت شوم و در پایان هر روزم شکر گذار فضل و کرم الهی زندگیم باشم…

    و همچنین با اتمام موفقیت آمیز کارها و برنامه ها و امورات هر روزم در این پروژه

    پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»قسمت 1 روند تکامل و بهبودی را در تمام ابعاد زندگیم تجربه کنم و کامنت های دوستان رو بخونم و از تجربیات دوستانم انگیزه بگیرم و استفاده کنم و کامنت بنویسم !!!

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را بسمت بهبودی بیشتر و آسانتر و و زیباتر

    لذت بخش تر کن

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: