تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 28


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اسما نظریان گفته:
    مدت عضویت: 1377 روز

    سلام به استاد قشنگم و دوستان بهشتی ام !

    خوشحالم که خدا فرصتی داد که بتونم این فایل بی نظیر رو گوش بدم

    از آقا راستین عزیزم تشکر میکنم که یه الگوی عالی برای مثال من بود

    وقتی ایشون شروع کردن به استارت کارشون

    من دقیقا رفتم 4 سال پیش یعنی 18 سالگیم تا قبل ار 18 سالگی بنده در ناز و نعمت ترین حالت ممکن بودم همیشه پول بود روابط عالی و لقمه آماده (چون ما از نظر مالی ب لطف خدا و بعدش پدرم همیشه در رفاه بودیم خدایاشکر )تا اینکه گذشت و من تصمیم گرفتم که یک سال استراحت کنم برای دانشگاه و سال بعدش بخونم ! و همش یه چیزی تو ذهنم بود که اسما تپ باید از خودت یه کار حدا داشته باشی ! با اینکه مشکلی نداشتم که هیچ در رفاه هم بودم ولی این موضوع مثل خوره به جون من افتاده بود و من هنوزم تو این راه نیومده بودم ! و تصمیم گرفتم که زندگی مو از اینی که هست بهتر کنم ! که هدایت شدم به یه شخصی که مثل شما فایل های انگیزشی و … میزاشت و در کنارش یکی از دوره های شما رو که با خواهرم خریده بودم کار نیکردم ولی چون تو مدار شما و صحبت هاتون نبودم خیلی حواسم به گفته هاتون نبود ولی اون خانم خدایاشکر خیلی به من کمک گرد و همیشه ازشون تشکر میکنم و من بعدش هدایت شدم به سایت و شما و ادامه مسیر

    یادمه اون روزا همش میگفتم اسما باید پول در بیاری باید کار کتی و… یهو یه شب که خابیدم و صبح بیدار شدم اصلا نمیدونم چجوری بابام گفت اسما تو دیگه 18 سالت شده و باید دستت تو جیب خودت باشه ! نمیدونم چرا از همون موقع یه حس بد قربانی بودن افتاد به جونم که این که وظیفشه این که باید پول منو بده و … با وجود غر غر های فراوان من ولی من بازم دنبال کار بودم ک خدا هدایتم کرد که با ابجیم کار کنم ( ایشون تولیدی سوسیس و کالباس داشت و کارش تو بندر یکی از بهترین تولیدی ها بود تو زمان خپدش ) من از اوتجا شروع کردم به ساختن خودم و زندگی خودم اینا باورتون نمیشه در کنار کار فیزیکی من کار ذهنی هم انجام میدادم انقد اوضاع مالیم عالی شده بود که هر چی رو که بگید برای خودم خریداری کردم

    از اپل واچ که اولین کادو خودم از درآمد خودم بود از کفش کیف لباس های فراوان وسایل برای اتاقم کادو های فراوان برای خونوادم و… و اون زمان تصمیم داشتم دختری باشن تو خونپاده که ثروتمنده و اینطور هن شد به لطف خدا روز به روز وضعیت مالیم کشید بالا که یادمه اون موقع من میلیونی کار کردم و تو حسابم بود فکر کنید حالا یه دختر 18 ساله انقد پیشرفت های عالی تا اینکه تو به تله ایی افتادم به نام بدیهی شدن نعمات الهی که بهم داده شده

    وقتی کم کم برام بدیهی شد و بابتش اون قد زیاد سپاسگذار نبودم خیلی شیک و مجلسی کارم و از دست دادم

    اینجا میرسیم به اون دسته که رکب میخورن و تا آخر میرن ولی باز یه امیدی ته دلشون هست ! استاد من 2 یا 3 سال درگیر ثبات مالی شده بودم یعنی شرایط مالیم افت پیدا کرد و ثابت سده بود و اصلا بالا نمیومد بدترین شرایط زندگیم بود ! از طرفی روابطم افت کرد و همه چی کلا خراب شد ولی هنوز اونقدی خراب نبود که من برم به سمت زمین و یه شب باز از خدا خواستم که خدایا خودت یه بار دیگه دست منو بگیر

    من نمیدونم چطوری و چگونه باشه ولی از تپ میخام که کمکم کنی !

    اولین بمبی که اتفاق افتاد خیلی اتفاقی از سمت مدرسه ایی ک درس میخوندم گفتن بیا بزای تدریس ! و من هم‌ن لحظه فهمیدم بعله این هدایت خداست

    حالا این مدرسه رفتن منم انقد معجزه بود مه من برا هر کسی تعریف نیکنم میگه چجوری تو رو راه دادن چون مدرک نیاز داره یا یه ورزشی که توش مهارت داری نیاز داره ولی من چون خدا حامی من بود حتی خودمم هنوز نتونستم هضمش کنم

    و بعدش که هدایت شدم به دوره اخساس لیاقت استاد که من استارت این دوره رو تو تیر ماه زدم !

    فکر کنید حالا من از سال 1401 تا 1403همه زندگیم استپ بود ولی تا خواستم از خدا خدا قشنگ بهم کمک کرد !

    خب بگذریم بریم جلوتر دیدم که بعله با بالا رفتن لیاقت من اتفاقات عجیبی که اصلا ندیدم و تجربه نکردم

    مثلا مثل احترام فراوان و زیادی که آدما بهم داشتن !

    هدیه های فراوانی ک دریافت کردم

    حتی شغلی که باید میرفتم و رسالتم بود هدایت شدم و مدرکش و گرفتم و مهم تر از همه هدایت شدم به یه باشگاه و مدیر باشگاه عالی که کار کنم باهاشون !

    هدایت شدم به یه سری آدمای عالی تو زندگیم که دستانی از خدا بودن برای من و…

    اصلا زندگی این 1 سال چیزایی رو بهم نشون داد که من موندم توش واقعا چون تو این سه سال هنیشه میگفتم کاش برگردم 18 سالگی خوب بود و… ولی هی همش به چیزی میگفت که شاید اگر بگذره و بهتر بشی حتی از 18 سالگی هم بیشتر بهت خوش بگذره و اینطور شد و من الان درآمدم به لطف خدا بهتر و بهتر شد و الان حتی به یه مدرسه جدیدی هدایت شدم که انقد سیستم های آموزشی شون آدماشون حقوقش عالیع که دقیقا چیزی که میخاستم من بود !

    ولی الان یع چیزی که هست به لطف خدا از دسته بک و دو رد کردم و رسیدم به دسته سه که آدمایی که با تضاد اولی سریع میرن برای تغییر ولی این روزا برای روند و رشد مالیم شدم اون دسته آدمای چهارم که الان اوضاع به ظاهر خوبه ولی بازم میخام بهتر و بیشتر بشه !

    استاد باورتون نمیشه من از همون آخرای 403 که رفتم سر کار دیگه از پدرم نه توقعی بزای پول داشتم و نه پولی گرفتم البته که قبلش هم هیچی نمیگرفتم فقط چ‌ن سر کاری نبودم پدرم گفتش که من یه وقتایی در حد اینکه نیاز داری بهت پولی. و میدم

    ولی الان خیلی وقته پولی نگرفتم مگر اینکه یه وقتی خودش دلی چیزی رو بهم بدع !! که همونم دستی از سمت خدا میبینم و ردش نمیکنم

    چقد خوشحالم که تونستم این کامنت و بزارم چون میدونم بعد ها که برگردم و بخونم باز باور هام قوی تر میشن

    عاشقتوتم و دوستون دارم

    دومین رد پای اسما

    1404/7/26

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1695 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام وعرض احترام حضور استاد عزیزم وبقیه دوستانم

    استاد ازتون بسیاار سپاسگزارم برای تمامی چیزهایی که تا به حال ازتون آموختم ومعجزاتشو در زندگیم دیدم از جمله قانون سلامتی که بدن من رو کاملا ریکاوری کرد وبرگشت به تنظیمات کارخانه والان بعضی وقتها که ناخنکی میزنم به چیزهایی که نباید بخورم به طور باور نکردنی بدنم فیدبک میده ومن رو متوجه اشتباهم میکنه ومن سریع استوپ میزنم ومیفهمم مسیرم اشتباهه وبه دوستانی که این دوره را نخریدن توصیه میکنم حتتتتتما دروه قانون سلامتی رو بخرن وببینن چه معجزاتی داره روی بدنشون.

    مثلا وقتی کربوهیدراتم زیاد میشه پشت پلکم پف میکنه وخیلی زود میفهمم از دوره خارج شدم وقطعش میکنم وبعد از دوروز دوباره پلکم پفش میخوابه.

    دوره قانون سلامتی خشکی وترکهای کف پای من رو خوب کرد .خواب من رو تنظیم کرد.ریزش موهام قطع شد.پوستم روشنتر شد.حتی وقتی پای من با شیشه بریده شد وکمی کلویید ایجاد شد این کلوییدها به طور باورنکردنی داره خود به خود از بین میبره واین بسیار عجیب بوده برام که بدون لیزر کلویید یا گوشت اضافه در حال از بین رفته وتناسب اندام همیشگی که دیگه اوجشه.

    استاد واقعا دمتون گرم خییییلی ممنونم که قانون سلامتی رو به من آموختین.

    من 3 ماه اول بدون کوچکترین تقلبی قانون سلامتی رو رعایت کردم اما بعدش گاهی تقلب میکنم وبعد پشیمون میشم با یه چک از کائنات.بلاخره انسانه دیگه پاشنه آشیل داره .

    اما درمورد دوره عزت نفس من تمرین هواپیما رو نتونستم انجام بدم چون اون غذایی که در هواپیما سرو میشه کاملا مغایر با قانون سلامتی ومن دیدم وقتی حتی اون یه دونه غذا رو نخوردم چجوری دوباره سفارش بدم؟وراستشو بخواین این بهانه بود چون حتی اگر اون روهم خورده بودم خیلی خجالت میکشم بگم دوباره برام غذا بیارین بنابراین هنوز در این زمینه میلنگم.

    درمورد دوره 12 قدم بگم که اینقددددددر خوب بود ودر طول دوره من اینقدر شاد بودم ومعجزه میدیدم که برای همه عجیب بود پشت هم هدیه میگرفتم وبزگترین هدیم 100 میلیون پول ورفتن به دانشگاه در رشته مورد علاقم .

    بعد از اون دوره قانون آفرینش بود که به نظرمن این دوره همنیازه دوره 12 قدم هستش واگر این دو باهم کار بشه نتایج انفجاری بالا میره ومن در شروعش هستم واز نتایجم بعدا حتما رد پامیزارم.

    ولی استاد در مورد این پروژه جدید وفایلی که گوش کردم در مورد حمایت نکردن بی موقع از فرزندان برای من یک سوال بسیار بزرگی پیش اومده .در دوره 12 قدم شما فرمودین ما قدرت خوشبخت کردن وحتی بدبخت کردن کسی رو نداریم نقطه سرخط واین نقطه سرخط یعنی این یک قانون است.

    استاد بنابراین ما حتی اگر از کسی حمایت کنیم یا حمایتمون رو از اون طرف قطع کنیم باز نمیتونیم اون طرف رو خوشبخت یا بدبخت کنیم چون برگی بدون اراده خداوند بر زمین نمیافته .پس چرا شما میگین که من حمایتهامو از فرزندم قطع کردم که اون بتونه خودش پیشرفت کنه؟ یا اون آقا چطور حمایت نکردن پدرش باعث شد که اون پیشرفت کنه؟ ومثالهایی رو دیدم که حمایت خانواده ازشون قطع شده وبه فنا رفتن .

    پس این نمیتونه نوعی شرک باشه ؟که من نوعی بیام بگم که حمایته من یا عدم حمایت من به کسی کمک میکنه ؟

    از طرفی وقتی کسی پاشنه آشیلش فرزندش باشه واین قطع حمایت از فرزندش واقعا حالشو خراب کنه ویک خود درگیری در درون خودش ایجاد بشه واحساس غم درونش شکل بگیره وحال خودش بد بشه این حزن واندوه فرکانسهای خودش رو خراب میکنه واین شروع اتفاقات بد میشه براش.

    من واقعا ساعتها به این مسئله فکر کردم ونتونستم جوابی پیدا کنم .لطفا راهنماییم کنین

    بازهم ازتون سپاسگزارم برای سایت ودوره ها وآموزشهای بی نظیرتون .از تیم حرفه ایتون هم ممنونم واز همه دوستانی که نظر من رو میخونن وخداوند رو شاکر وسپاسگزارم که من رو در مسیر هدایت مستقیم قرا داد .

    آرزوی بهترینهای رو دارم برای همه عزیزان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1098 روز

    به نام خدایی که در همین نزدیکیست

    به نام خدای عشق،

    به نام خدای دوست داشتن

    وبه نام خدای مهربانی

    سلام ودرود براستادعزیزم وهمراهان خوبم در این پروژه بی نظیر

    استاد تجربه من از تغییر کردن قبل از چکش خوردن مربوط میشه به همین چند روز اخیر.

    مدتی بود درامدم پایین اومده بود،

    دیگه مثل اول به خودم اهمیت نمیدادم ،هرغذایی جلوم میزاشتن ،با اینکه میدونستم برام ضرر داره میخوردم.پیاده روی رو راحت کنار گذاشتم.

    وکلی نشانه های دیگه.

    وقتی اوضاع رو دیدم گفتم باید یه کاری بکنم ،باید ببینم اشکال کارم کجاست ،چرا اوضاع دیگه رو به جلو پیش نمیره.

    از خدا هدایت خواستم که راهشو بهم نشون بده .

    فرداش بود که نشانه ها از راه رسیدن و متوجه شدم که باید دوباره روی احساس لیاقتم کار کنم .

    من هرچه نتیجه گرفتم بعداز این دوره بوده و نتایج پررنگتر شدن .گفتم اره خودشه

    باید دوباره این دوره رو استارت بزنم.

    توی همین چند روزه که روی این دوره ام کلی نتایج اومده که حالمو عالی کردن .

    استاد میتونم به وضوح بگم قبل از اشنایی من با شما انقدر چک و لگد از جهان خوردم که دیگه وقتی قانون رو بهتر یاد گرفتم شاخک هام رو تیز کردم که نشانه رو ببینم و دنبالشون کنم .

    خیلی ذوق دارم برای این پروژه.

    مطمئنم ترکیبش با دوره ی احساس لیاقت یک ترکیب بی نظیره.

    بی نهایت ازتون سپاسگذارم استاد دوست داشتنی من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    ســــــمـــــیـــه گفته:
    مدت عضویت: 1754 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربانم

    خدایا هرآنچه که دارم از آن توست.

    با سلام به استاد عزیزم

    چقدر خوشحالم که وارد این پروژه شدم . من به شدت احتیاج دارم که بیشتر و بیشتر روی .بهبود شخصیتم در زمینه‌ی روابط کار کنم .

    استاد وقتی ،در خودم جستجو کردم من اغلب جزوه دسته ی هستم که اونقدر چک و لگد های جهان رو میخوره که دیگه یک جایی شروع به تغییر میکنه.

    و این تغییر بسیار بسیار سخت و زمان بر .

    در زمینه ی روابط اونقدر چک و لگد .خوردم چند سال پیش . از نبود عزت نفس و احساس بی ارزش فراوان. در روابطم مدام تحقیر میشدم و لی همچنان ادامه میدادم . و با این باور اشتباه که ادم مناسب برای روابط نیست. ادامه میدادم و بی نهایت تحقیر میشدم . اونقدری ادامه‌دادم. و نفهمیدم که مسیرم درست نیست تا این که به یکی از بزرگترین تضادهای زندگیم برخوردم.

    و از اونجا بود که خدا شما رو سر راهم قرار داد و وارد مسیر خود شناسی شدم .

    و هنوز که هنوز در حال بهبود دادن خودم در زمینه ی روابط هستم و خیلی جای کار دارم تا بتونم تغییر ی که می‌خوام داشته باشم .

    در زمینه ی سلامتی خدا رو شکر ، هزاران بار شکر ،زمانی که دیدم کم کم داره. انرژی جسمانیم کم میشه . مدام خسته ام . اندامم داره تغییر می‌کنه و کلی عوارض دیگه .

    خداوند. هدایتم کرد به دوره شگفت‌انگیز سلامتی .

    و قبل از شروع بیماری .

    خودم رو تغییر دادم . و بسیار بسیار راضی هستم . .

    و الان یکی از بزرگترین اهدافم تو ابن پروژه. که میدونم بایدو باید خودم رو درش بهبود بدم . و مدتی که دارم بهش فکر می‌کنم

    .

    بهبود روابطم با پسرم

    که خیلی خیلی دارم تو این زمینه چک و لگد میخورم . ولی بهبود دائمی در خودم ایجاد نکردم .

    و امیدوارم با تمرکز روی این دوره ،بتونم این رابطه رو بهبود بدم .

    در زمینه ی مالی

    من یه خانم خانه دار هستم . که مدتی دوره روانشناسی ثروت رو شروع کردم . و با ابن که از نظر مالی همسرم نیازهای من رو تامین می‌کنه .

    ولی تصمیم گرفتم که خودم مستقل بشم . چون می‌دونم که خیلی خیلی اعتماد به نفسم هم بالاتر می‌ره وقتی دستم تو جیب خودم باشه .

    و اونجایی که گفتین از ،هر جایی که میتونی شروع کن .

    فقط شروع کنید و بیکار نباشید . هدایت میشی.

    من قدم اول و برداشتم و خدا هدایتم کرد.

    و الان حدود یک ماهی هست که وارد یه شغلی شدم و اولین حقوقم رو که گرفتم . خیلی خیلی هیجان داشتم .و

    اطمینان دارم که قدم به قدم هدایت میشم و درها یکی یکی به روم باز میشه.

    استاد بی نهایت از خداوند سپاسگزارم .برای این که

    شما رو در مسیر زندگی من قرارداد.‌

    من هیچ ربطی به آدم چند سال پیشم ندارم . و می‌دونم که هر روز میتونم بهتر و بهتر بشم .

    چقدر زندگی برام روانتر و زیباتر شده

    چقدر آرامشم بیشتر شده .

    خدایا شکررررررررررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    معصومه حقانی گفته:
    مدت عضویت: 2040 روز

    با عرض سلام وادب واحترام خدمت استاد عزیز ومریم جان. وسایر دوستان هم مسیر.

    خدا را هزاران بار شکر که جایی که فکر می‌کنیم دیگه امیدی نیست وهمه چی تمام شده مثل یه نوری تو تاریکی سوسو میکنه. وهر چه بیشتر بهش نزدیک بشیم دنیا مون روشن تر میشه.

    استاد جان ممنون از شروع این دوره ی به شدت تأثیر گزار.

    در مورد دسته بندی که انجام دادید من جزءکسانی بودم که گاهی وقتی جهان یه تلنگر بهم می زد. ورها. می کرد. چند وقت بعد محکم تر میزد. هر چی دردش بیشتر می شد ناسپاس تر می شدم وبی ایمان تر.

    من تو زندگی همیشه باور داشتم که آدم خوش شانسی هستم. تو روابط با همه خوب بودم ولی تو زندگی زناشویی مشکل داشتم. احساس قربانی شدن خیلی در من قوی بود.

    وقتی بحثی بینمون در می گرفت و عصبانی وناراحت می شدم به شدت نفرین می کردم. وانتظار داشتم طرف مقابلم آسیب ببینه. یعنی یه جورایی آه من بگیردش.

    یادمه یه روز که با همسرم حسابی بحثمون شده بود وروابط شکر آب شده بود. رفتم نشستم توی حیاط وبا صدا گریه کردم وبه پهنای صورتم اشک می ریختم.

    یادم میاد که روز عاشورایی بود. تازه یادمه که بد جوری نفرینش کرده بودم که اگه خدا خداست وقدرت داره باید تا شب دستت بشکنه. (شکلک خنده)

    واقعا چقدر نادان بودم. بعدش هم گفتم اگر امام حسین واقعا میتونه کاری بکنه باید جوابتو بده وگرنه دیگه هیچ وقت براش گریه نمی کنم.(به خیال خودم امام حسین دوست داشت من براش گریه کنم.)

    وای که یادم میفته چه باور های مسخره ای تو ذهن ما کرده بودند. خدایا شکرت که آگاهم کردی.

    جونم براتون بگه اون روز با همین منوال قهر وگریه گذشت واز اونجایی که همسرم خیلی زود پشیمون میشد وهمیشه خودش پیش قدم برای آشتی می شد. تا فرداش آشتی کردیم. جالبه که وقتی آشتی می کردیم می گفتم خدایا فعلا ولش کن. حالا نمیخواد دستش رو بشکنی. بزار اگه دوباره اذیتم کرد بهت میگم.

    فردای اون روز دوست عزیزم سعیده جان اومد اهواز تونستم ببینمش. از اونجا که مدتی بود با سایت استاد آشنا شده بود. متوجه شد حال درونیم خرابه وصورتم را با سیلی سرخ نگه داشتم.

    ازم بپرسید چیزی شده؟ منم که درونم پر بود ناخواسته گریه م گرفت وبهش گفتم سعیده جان دیگه خستم. چرا هر کاری میکنم همه چی خراب میشه. چرا همسرم خوبی داره ولی مرتب برای من روابط بد تکرار میشه. یه الگوی تکراری مرتب برام اتفاق میفته. یه روز خوب و ودو روز دعوا. سه روز خوب ویه روز دعوا.

    دیگه کم آوردم.

    سعیده جان یک کلمه جواب داد. گفت اعراض کن.

    از اونجایی که با قرآن هم آشنا بودم تعجب کردم گفتم یعنی چی؟

    گفت به ناخواسته ها توجه نکن.

    یادمه فایل ظلم در قرآن استاد رو برام فرستاد. گفت بعدا گوش بده.

    بعد گفت میخوای با استاد من آشنا بشی.

    گفتم بله میخوام.

    کمتر از یک دقیقه در حد چند ثانیه زمان برد تا عضو سایت شدم.

    بعد بهم گفت احتمالا خیلی آماده بودی که تونستی به سرعت به این سایت وارد بشی.

    خلاصه رفتم خونه وفایل رو پلی کردم وگوش کردم واشک ریختم واشک ریختم واحساس کردم دنیای درون وبیرونم روشن شد. قلبم باز شد.

    بعد از اون فایل مرتب توی سایت پلاس بودم وفایل پشت فایل پلی می کردم وهر روز حالم بهتر می شد.

    تقریبا یک سالی با فایل های رایگان گذروندم. به خدا می گفتم یعنی میشه منم بتونم از محصولات استاد استفاده کنم.

    شکر خدای مهربان که ایده هایی بهم داد وکسب وکار خونگی راه انداختم وتونستم پول بسازم واز فایل های آفرینش شروع کردم یه خریدن. پول هاش معجزه وار می رسید.

    بعد از 10 قسمت آفرینش رفتم سراغ 12 قدم. بعد تضاد وصلح با خود. ووو

    تو همه چی تقریبا خوب شده بودم. روابطه خیلی بهتر شده بود ولی هنوز یه ترمز هایی داشتم. دعوا ها چند ماه یه بار شده بود خیلی کم تر از قبل.

    بعد هدایت شدم به دوره ی بی نظیر عشق ومودت در روابط.

    تقریبا یک سالی می شد که دوستم می گفت دوره ی روابط رو بگیر. میگفتم هنوز زوده.

    پولش رو نتونسته بودم هنوز بسازم.

    وقتی دیدم هنوز مشکلات کم وبیش هست یا هم شراکتی خریدیم وشروع کردبم. بعد از اون دوره روابط عالی شد.

    یه سالی گذشت وفایل گذاشتم کنار ورفتم سراغ فایل های دیگه. تقریبا دیگه مثل قبل روی روابط کار نمی کردم. دوباره اوضاع خراب شد.

    دوباره هدایت شدم به فایل روابط.

    میخوام بگم تا ول کنی بر می گردی سرخط دوباره. از اول.

    الان شکر خدا همه چی عالیه. خیلی بهتر از قبل. الان خواسته ی قلبیم فایل احساس لیاقت وکشف قوانین زندگیه که هنوز نتونستم پولش رو بسازم.

    یه جورایی کسب وکار خونگی رو گذاشتم کنار. چون دیگه راضیم نمی کرد. فعلا منتظر ایده های جدیدی هستم که خدای مهربان بهم بده.

    دوست دارم آنقدر پول از خودم داشته باشم که پشت سرهم دوره های استاد رو بخرم.

    روانشناسی ثروت یک هم عالی بود. باید روش کار کنم تا برسم به دوره های بعدی ثروت.

    فعلا با فایل هم جهت حال می کنم وبا خدایم عشق بازی می کنم توکل می کنم و ایمان دارم که هر چیزی به موقع ش می رسه.

    استاد جان بابت حضور شما در زندگیم از خدای مهربانم بی نهایت سپاس گزارم. قلب من به عشق فایل های شما می تپه. وروز هام رو به امید گشتن در سایت سپری می کنم. از خدای مهربان میخوام سایه ی شما سالیان سال بالای سر ما دانش جویان باشه وهر روز بیشتر ازقبل شاهد آگاهی های ناب تون باشیم.

    تو اولین فرصت دوباره روی فایل عزت نفس کار می کنم تا لایق بشم برای خرید دوره های بعد.

    در پناه خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1899 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    باران :

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته نازنینم و همه دوستان در این سایت الهی.

    استاد ممنونم ازتون بابت این پروژه و همچنین خانوم شایسته عزیز .

    من قبل اشنایی با شما استاد بشدت منفی بودم همیشه گریه میکردم احساس میکردم تمام آدما به من ظلم میکنن من مظلومم بهدحال خودم گریه میکردم ،روابطم با اطرافیان اصلا خوب نبود ،وابستگی شدید به ایوب جانم داشتم ،دوست داشتم همه برام دلسوزی کنن از لحاظ مالی اصلا خوب نبودیم ،انواع بیماری ها رو من میگرفتم بدون استثنا من سالی نزدیک 10بار سرما میخوردم ،کمر دردای خیلی وحشتناک و خلاصه بگم داغون بودم.تا اینکه احساس کردم این وضعیت من غیر عادیه چرا بعضی آدما همیشه شادن ،روابطشون عالیه و…من مشکل دارم تا اینکه یه شب قران خوندم و گریه میکردم نزدیک چند ساعت با خدا حرف زدم گفتم خدایا من این اوضاع رو دوست ندارم یا منو بکش یا تغییر کنم دقیقا همین حرفو زدم به الله قسم از شدت گریه رو سجاده خوابم برده بود تا صبح بیدارشدم یکم گیج بودم چرا اینجام رفتم صورتمو شستم اومدم نگای گوشیم کردم،به صورت خیییلی اتفاقی کلیپ انگیزشی شمارو دیدم گوش دادم بالای 20بار یه حس عالی داشتم احساس کردم دوباره متولد شدم ایوب جان چون قبل من تو این مسیر بود همیشه هم درمورد شما با من صحبت میکرد من در مدار این حرفا نبودم به ایوب جانم زنگ زدم گفتم من چجور فایل های بیشتر استاد و‌گوش بدم تعجب کرد گفت تو میخوای فایل استاد گوش بدی گفتم اره خیلی خوشحال شد آدرس سایت و بهم داد منم شروع کردم مرتب فایل های دانلودی گوش دادم تغییرات من شروع شد ،دوره 12قدم که نگم براتون معجزه کرد برامون اوضاع مالی عالی ،روابطمون عالی ،سلامتی عالی ،واییی استاد من روزی هزاران مرتبه خداروشکر میکنم که در مسیراین آگاهی های شما قرار گرفتم من قشنگ چک و لگدها رو خوردم بعد دیگه شروع کردم به تغییر اساسی و از این بابت خوشحالم که خدا کمکم کرد ،اگه اون مسیر قبلی میرفتم احتمالا الان اون دنیا بدون لذت و طعم چشیدن نعمت های این دنیای زیبا بودم ،و مطمئنا اون دنیام و جام خوب نبود ،خدا خیییلی هوامو داشت و داره ،انشالله این مسیر زیبا رو با قدرت زیاد و انگیزه و تلاش برا تغییر اساسی خودم ادامه بدم به امید خدا و آموزش های استاد عزیزم .

    در پناه الله مهربان باشید .

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    رضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 514 روز

    ب نام پروردگار یکتا

    سلام حدمت همه عزیزای دل استاد نازنین خانم شایسته دوست داشتی و کل تیم عباسمنش و دانشجوهای سایت

    چیزی ک میخوام مثال بزنم برمیگرده ب سال98 سالی ک تازه سربازیمو تموم کرده بودم

    وارد حرفه نصب درب ضد سرقت شدم چون خواهرهام توی فروشش بودند و و داماد بزرگمون هم قبلا نصاب بود و من رفتم پیشم یکی از شاگردهاش ک استاد کار بود اون موقع 5 روز شاکردی کردم ک بحث کرونا پیش اومده بود دیگ نرفتم شب عید بود یادمه دقیقا توی دفتر خواهرم بود مشتریشون میخواست کارش قبل تحویل سال جمع بشه و نصاب هاهم میگفتن وقت نداریم استاد کار من با18 ماه شاگردی خوشحال بود کارو یادگرفته ب خداوندی خدا یه صدایی توی گوشم گفت ب آبجیت بگو میخوای من برم گفت میتونی گفتم اخرش اینه ک یه درب خراب میکنم با ابزار قرضی و 13هزار تومن پول ک از حقوق سربازی برام مونده بود رفتم 9 هزارتومن دادم پیج و 4 هزارتومن جاش موند رفتم خیلی اذیت شدم و میگفتم درست میشه پول نهارمو قرض گرفتم و نهارخوردم خداوند دستاشو ب کمکم فرستاد و یادمه روز دوم و من کارو تموم کردم با هر دردسری ک بود 500 هزار تومن کار کردم بشدت هیجان زده بودم برای منی ک اولین بارم بود ایتقدر درامد داشتم و تشنه کار شدم و ادامه دادم تا بعد چند مهارت پیدا کردم ک رسید ب جایی ک سال 99من روزی 1میلیون 1 میلیون خورده کار میکردم و یه رویای بزرگتر گدشه ذهنم بود خداوند از دستانش منو هدایت کرد سریه ساختمان دیگ برادر مالک ساختمان ک بامن تعریف میکرد و بحث رو هدف شد گفت تو برای الان درامدت خوبه ولس تا موقعی ک کار کنی درامد داری و دیدم راست میگه

    تصمیم گرفتم وارد حرفه دروپنجره بشم استاد باورتون نمیشه خداوند چه همزمانی های رو برام رقم و با پول نصاب لب تاپ گرفتمو رفتم جلوی حتی توی درب وپنجره هم من یه کوچولو از کلیت کار آموزش دیدم و باز شروع کردم 1 1 سال خورده بعدش ب لطف پروردگار من خودم تولیدی زدم واون سال در سن 23 سالگی من اولین پروانه کسبم رو گرفتم و جز جوان ترین کار افرین استاد بودم و رفتیم اون کاروهم بدون مهارت با جسارت و ازمون خطا یاد گرفتم با هدایت های خداوند و 2 سال هم تولیدی داشتمب درامد ماهی 200.300میلیون رسیدم یل چندتا نیروی تولید و هرچقدر ب خود واقعیم نزدیکتر شدم دیدم این باور داشتم ک میتونم کارهای بزرگتر بکنم و چند روز بعد از اشنایی با شنا ک حدود1 سال پیش بود کارگاهو جمع کردم درکمترین زمان ممکن پل های پشت سرم روخراب کزدم دستگاه هارو قروختم چون ضعف شخصیتی زیادی داشتم دارم روی خودم کار میکنم و بقول استیو جابز مطمعنم این رزومه من اتصال نقطه ها بوده و جزئی از مسیر من بود خداوند بمن فهموند ک میتونم در مقیاس خیلی بزرگتر کارمو شروع من فهمیدم رسالت من کارآفرینی هست و شروع دوباره رو دادم ب خدا و الان تمرکزی رو شخصیتم کار میکنم

    I just trust god

    ب امید ساختن روزهای بهتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    مطهره یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 687 روز

    به نام خدایی که همواره هدایتمون میکنه…

    سلام به استاد عباسمنش عزیز واستاد شایسته جان

    اول ازهمه از تلاش سخاوتمندانه ی شما برای بهبود همیشگی این سایت بهشتی ممنونم

    مدتهاست که منتظر این پروژه هستم و امیدوارم که از این نعمت الهی بیشترین بهره رو ببرم

    این فایل رو من بارها و بارها قبل هم گوش داده بودم

    اما این بار خداشاهده که بهترین بهره رو ازش بردم

    استاد جان چند وقته که یک مسئله ذهنم رو درگیر کرده بود

    و جواب سوالم دقیقا همین فایل بود

    مسئله این بود که من همیشه از پذیرفتن حمایتها وکمکهای مالی پدرم فرار میکردم

    بارها وبارها موقعیت هایی بود که پدرم عاشقانه دوست داشت به من کمک کنه و منتظر بود که من ازش درخواست کنم و حتی گاها خودش به من میگفت اگر پولی لازم داری به من بگو اگر کمکی از دست من برمیاد به من بگو…

    و من هم به خوبی میدونستم که اگر ازش پول بگیرم میتونم خیلی راحت تر و باسرعت بیشتری پیش برم

    اما همیشه ته دلم ناراضی بود

    همیشه یک احساس بدی همراه با قبول ‌کردن این تقاضا بود

    اون حس بد به من میگفت اینکه نشد تلاش

    اینکه نشد نتیجه !!!اگه تو بخوای با پول وکمک پدرت به نتیجه برسی هیچ فایده ای نداره چون تو باید خودت تنهایی تلاش کنی اگر بقیه حالا حتی اگر پدر، همسر،یا هرکسی کمکی بهت بکنه که تلاش تو ارزشی نداره !!!!

    تو باید خودت تنهایی به اون قله ی موفقیت یا اون هدفی ک تعیین کردی یا هرچیزی برسی

    انگار یجورایی ذهن من این مسئله رو یک جور تقلب کردن میدونست ویکجورایی احساس گناه هم چاشنی ماجرا بود که تو که کاری نکردی تو که زحمتی نکشیدی پس این دستاورد هیچ ارزشی نداره حتی با احساس گناه هم همراه بود

    وقتی خیلی عمیق بهش فکر کردم فهمیدم که ابشخورش این فکره که چون تو زحمتی نکشیدی و درواقع چون تو زجری نکشیدی و داری خیلی اسون به اون خواسته ت میرسی اون خواسته اصلا ارزشی نخواهد داشت

    همون مساله که شما میگید استاد اگر یه چیزی راحت به دست بیاد انگار یه جای کار ایراد داره !!!!

    من احساس کردم این مساله در وجود من دقیقا با همین ترمز

    به مشکل خورده بود

    ذهن من میگه تو باید تنهایی با زجررررر با خواسته ت برسی

    و اگر کسی در این مسیر کمکت کرد اون دستاورد دیگه هیچ ارزشی نخواهد داشت

    حالا من با این منطق ک ادمها دستان خداوند هستند واین کمک در واقع از سمت خداونده، ذهنم رو اروم میکردم

    اینکه در حقیقت من وقتی از خداوند طلب کمک وهدایت میکنم به قول شما ،

    خدا که خودش نمیاد کمکت خدا ادم میفرسته!!! خدا که یک کیسه پول نمیندازه پایین خدا یک نفر رو میفرسته کمک مالی بهت بکنه

    تو از خدا درخواست کمک کردی خداهم برات کمک فرستاده

    حالا اون کمک میتونه پدرت باشه برادرت باشه همسر یا دوستت باشه تو باید بلد باشی این نعمت رو بپذیری

    جلسه ی 9 عزت نفس میگه :

    میگه وقتی خدا کسی رو برای کمک به تو میفرسته

    تو باید بلد باشی اون نعمت رو بپذیری وهم از اون فرد سپاسگزار باشی و هم از خدا سپاسگزاری کنی!!!

    من تو این مساله خیلی مشکل داشت ذهنم

    وهرگز نمیتونه بپذیره که بابا طبیعی اینه که کارها راحت پیش بره

    طبیعی اینه که تو راحت به خواسته هات برسی

    چطوری؟؟؟اینطوری که خدا دستانش رو به کمک تو میفرسته :)

    اوایل منطق ذهنم این بود که نه من باید مسئولیت تصمیمات خودم رو برعهده بگیرم و اگر با کوچکترین مسئله مالی کمک مالی پدرم رو قبول کنم هیچوقت نمیتونم روی پای خودم بایستم هر وقت عرصه برمن تنگ میشد مدام به خودم میگفتم این که بخوای از پدرت کمک بگیری این که نشد راه حل توباید یاد بگیری خودت پول بسازی این طور کمک گرفتن درست نیست این کار ادم ضعیف هاست!!

    اما به قول شما من کم کم ازین ور خر افتادم

    و اصلا یادم رفت که این ها نعمت خداوند برای منه

    این افراد دستان خداوند هستند

    تو باید بلد باشی این نعمتها رو ببینی دریافت کنی و سپاسگزارشون باشی حتی…

    چقدر این جمله به دلم نشست

    ما میتونیم ازین ثروت پدران مون به عنوان بال پرواز استفاده کنیم مثل دونالد ترامپ

    خدارو شکر برای این درک بهتر

    خدا رو شکر برای این رزق پربرکت

    خدارو شکر برای یک پله پیشرفت

    خدارو شکر برای شروع این مسیر پرازبرکت

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1521 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوندی که اجازه تغییر کردن و به من میدهد،

    خدای من شکرت که منم جزو اون افرادی هستم که میتونم با گوش دادن فایل های شما انگیزه بگیرم و تغییر کنم ، رشد کنم، خدایاشکرت که توی این فایل شنیدم که بچه ها ، دوستان عزیزم چطوری رشد کردند و پیشرفت کردن و با خوشحالی و شادی از رشد حرف میزنند ، خدایاشکرت هزاران بار …

    این ها داره به من ثابت میکنه که آره منم میتونم ، منم میتونم رشد و تغییر کنم منم میتونم درآمد بالارو تجربه کنم منم میتونم پیشرفت شغلی داشته باشم،منم میتونم معروف بشم ، نامبر وان شهر و کشورم بشم، حتی نامبر وان دنیا بشم ،چرا که نه چرا برای بعضی از ادم ها شده ؟

    چطور میشه یکی بشه علی دایی؟

    یکی بشه کریستین رونالدو‌؟

    یکی حتی بشه رییس جمهور ؟

    همیشه به این فکر میکنم که یک نفر چطور میتونه روی باورهاش کار کنه که هدف گذاری زندگیش بشه رییس جمهور ؟؟؟ و بهش برسه؟

    خدای من الان شرایط مالیم خوب نیست همش سینوسی بالا پایین میره ولی این باورو دارم که منم میتونم

    ،

    این گفته استاد خیلی خوبه که میگن خودتو بشناس،

    جهان اگه پیشرفت کنی دوست داره و اگه رشد نکنی حذفت میکنه من خودم همیشه این مثالو میزنم ،

    امیدوارم که با عمل کردن به این پروژه ای که تازه شروعش کردیم بتونم موفق تر عمل کنم و بالاتر برم و رشد کنم ، از همه چیز مهم تر اینکه اول کار باید هر لحظه از شرایطم سپاسگذار باشم ،

    خدایاشکرت برای هرچیزی که الان دارم برای شرایطم برای امکانات اطرافم ، برای نعمت هایی که توی زندگی و سر سفرمون داریم هزاران بار شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    Serveh گفته:
    مدت عضویت: 1228 روز

    به نام خالق مهربانم

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه همکلاسی های خوبم تو مسیر تغییر و رشد

    استاد ممنون بخاطر استارت این پروژه زیبا و ارزشی که برای ما قائل شدین

    دلم میخواد اینجا در مورد تغییری که الان بهش نیاز دارم بنویسم

    من نیاز دارم از درونم به آرامش و یه جور سکون و صلح با خودم برسم ، اینکه مدام توی عجله نباشم و ازین شاخه به اون شاخه نپرم ، آروم و قرار بگیرم و درون خودم مستقر بشم

    خیلی این مسیر قشنگه و زیبایی زیادی داره ،ولی وقتی آروم باشی ، وقتی نگران چیزی نباشی وقتی حالت از درون خوب باشه

    تغییر و رشد خیلی عالیه ولی باید متوجه باشیم عطش تغییر تبدیل به عجله و رقابت نشه چون در این صورت مسیر بر عکس میشه ، تلاش ما نتیجه عکس میده

    هر کسی خودش بهتر از همه میدونه الان نیاز اساسی زندگیش چیه و باید رو کدوم قسمت متمرکز بشه ، آره چون تمرکز مهمه ، چیزی که من درک نکردم و انگار نمیخواستم درکش کنم ، دلم میخواست زندگیم به یک باره در تمام جنبه ها عالی بشه ، و همین تمرکز منو پراکنده میکرد با اینکه بارها استاد گفتن فقط روی یک هدف تمرکز کنید بقیه چیزا هم خود به خود بهتر میشه

    و با این‌که همیشه استاد به عنوان یک الگوی درست رو دیده بودم که با استارت هر پروژه تمرکزشو کامل روی همون قسمت میزاره تا حلش کنه بعد به زندگی عادی برمیگرده

    من باید تمرکزمو فعلا روی باورهای توحیدی و عزت نفسم بزارم تا متوجه باشم که ریشه اصلی آرامش و حال خوبه بعد از اون اعمال مهم میشه ،اگر آرامش نباشه هر مسیری با هر ظاهری اشتباهه

    الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: