این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-7.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-12 06:56:372025-10-30 23:33:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنام خدایی که ما را خالق زندگی مون قرار داده بنام خدایی که اگر یه قدم برداریم صد قدم میاد جلو
سلام استاد جان جانان سلام مریم عزیزم و یه سلام به دوستان عباس منشی که از خوندن کامنت هاتون و تجاربتون نگم چقدر لذت میبرم
خدارو هزاران بار شکر بابت این پروژه بی نظیر که از همون آغازش پر از خیر و برکت هست استاد واقعا راست میگین به محض اینکه یکم تغییر کنیم جهان هزاران بار پاداش بهمون میده یه مشکلی برام پیشامد کرده بود که یهویی هم اتفاق افتاد و اینم بخاطر باورهای نادرستی هست که هنوز در من وجود داره جوری که کل خانواده درگیرشون شده بودن و پای من هم بخاطر پدرم بهش کشیده شد ولی این مشکلی جوری حل میشد که من با حلش خودم دچار مخمصه میشدم ولی بخاطر پدرم انجامش دادم این مشکل من ددلاین داره و تا آخر آبان باید حل بشه کلا این چند روز با اینکه خانوادم مخصوصا مادرم در تلاطم بود من اومدم تایمم رو روی فایل ها گذاشتم تمرینات انجام دادم و سعی کردم ذهنمو کنترل کنم امروز صبح منتظر یه موردی بودم که به حل مشکلم فوق العاده کمک میکرد و معلوم نبود که بشه یا نه صبح که اومدم در کمال ناباوری برام اس ام اس واریز اومد و منم این نشونه ای از سمت خدا گرفتم و گفتم خدا داره بهم نشونه میده با حال خوب رفتم سراغ اون شخص درستر بگم خدای اون شخص و بله خداوند یه دست مهربون برام فرستاده بود که مشکلم حل بشه انقدر ذوق دارم و حالم خوب که نگو خدای بزرگم ممنون دل ها را نرم میکنی و دستان مهربانت را برای کمک میفرستی استاد جان نمیدونم چه جوری باید بابت این پروژه ارزشمند تشکر کنم فقط میدونم باید تا آخر این پروژه برم و خیر و برکت این تغییرات در زندگیم سرازیر میشه اول مسیر اینجوری ببین آخرش قرار چقدر پر خیر و برکت باشه
سلام به استاد عزیز درک من از این فایل این بود که ما باید خودمون بشناسیم و تا زمانی که زنده هستیم در زندگیمون تغییرات ایجاد کنیم اگر تغییر نکنیم اخرش مثل دایناسورا از بین میریم اگه هربار به موقع خودمون مجبور کنیم حرکت کنیم اوضاع خیلی راحتتره واسمون دیکه به تضاد های هی بدتر و بدتر بر نمیخوریم معنا تضاد من متوجه شدم یعنی ناخواسته ها، متوجه شدم خدا منو دوست داره و تضادها به وجود میاره که من تغییر کنم اینم از لطف خداعه، اینو فهمیدم اگه خودم به فکر پیشرفت باشم برام تضادی به وجود نمیاد اینو متوجه شدم پدر مادرا نباید از فرزندانشون حمایت مالی کنن و اونارو به خودشون وابسته کنن باید تشویقشون کنن به حرکت به تغییر کردن این تجربه من از جلسه اول بود انشالله با کمک خدا و آگاهی های استاد عزیز بتونم تا آخر این پروژه ادامه بدم و تغییر کنم
هربار که این فایل رو گوش میدم بیشتر مصمم میشم برای تغییر. هر بار که این فایل رو میشنوم اتفاقاتی رو بیاد میارم که به وضوح بهم میگن تغییر کن ولی من پشت گوش مینداختم
موضوعی که از این دو داستان آموختم این بود با تغییر کردن به تضادی برنمیخورم و با تغییر کردن راه پیشرفت برام خیلی آسانتر است نسبت به زمانی که مجبور میشم به تغییر
جهان بر اساس پیشرفت وتغییر جریان دارد. واگر کسی تغییر نکند زیر چرخ های جهان له میشود
چه خوب است که خودمان قبل از برخورد با مشکلی به فکر پیشرفت وترقی باشیم.
بایدبگم متاسفانه من جزوگروه دوم هستم وتادلتون بخوادازدنیاچک ولگدخوردم وحالادرآستانه چهل سالگی که به قولی همه چیزم
روباخته ام مجبوربه تغییرشدم چون نمیخوام بقیه
عمرم روهم مثل گذشته ناجالبم بگذرونم.وچقدرتغییردراین زمان برایم دردناک است
درونم جنگی برپاست گاهی میگم ولش کن همون
مسیرقبلی روبروتااین باقی مانده عمرت هم تموم بشه راحت بشی وتمام ولی ازطرفی نمیخوام همون ادم ضعیف وبیچاره قبل باشم که همه ازم سواستفاده کردن همه چیزموازم گرفتن وبه قولی بهم رحم نکردن حتی خانواده م پدرومادرم واین خیلی برام دردناک وزجرآوره .دیگه نمیخوام همه چیزوتحمل کنم اونادوست دارن من همون دخترسالهاقبل باشم تاهرطورکه دلشون میخوادبامن رفتارکنن ومن سرموبالانیارم ولی دیگه
درتوانم نیست ومجبورم این تعییردردناک وبپذیرم
وطوری که دوست دارم ومیدونم درسته زندگی کنم.
این حق طبیعیه هرکسیه حقی که سالهایک عمرازمن زائل شده بود.شایدخودم این اجازه روداده بودم .که برام تصمیم بگیرن وبجام زندگی کنن ومن مثل عروسک چوبی بودم، دلم برای خودم
میسوزدکه چقدربه خودم ظلم کردم واجازه دادم که
دیگران هم بهم ظلم کنن.دلم میخوادیک زن قوی
ومستقل باشم یک زن بااراده آزادوآرام .ولی تااین لحظه عمرخلاف این بودوچقدرزجرکشیدم چقدرله شدم.والان مجبورم تغییرکنم والاهمین یکم سلامتی که برای روح وجسمم مونده ازبین میره ومن زیرچرخهای جهان ،زیردست و پای دیگران له میشم ازبین میرم .یک مقاومت درونی دارم برای تغییرکه خیلی حالموبدمیکنه شایدازتغییرمیترسم،
ازطردشدن توسط دیگران میترسم،ازتاییدوتحسین
نشدن دیگران میترسم.واینهاتغییروبرام سخت ودرداورمیکنه.شایدمیخوادمنومنصرف کنه،ومن به خداپناه میبرم که بهترین پناهگاهه .
من بی احترامی روتحمل نمیکنم چون لایق محبت
واحترام هستم ،من لایق ارتباط سالم ودرست هستم باافرادمناسب وسالم ودرست.
خداروروزی هزاااااااااران بارشکرمیکنم که منوبه سمت بهترین استاد سیدحسین عباس منش هدایت کردتادرست وخوب زندگی کردن وبه مابیاموزه .درگذشته جهان داشت باچک ولگدبه مامیفهموندماروبیدارمیکردولی حیف که من ندانسته وناخواسته افرادی رودرذهنم بت کرده بودم والگوقرارداده بودم که هییییچ چیزشون درزندگی درست وخوب نبودوزندگی نکبت باری داشتن .چون ندیده بودم نمیدونستم که حق من
خیلی بیشتروبهترازاینهاست.ولی استادعزیزم نشون دادکه میشه خوب وسالم ودرست زندگی کرد ،که زندگی خوب روابط خوب هست،وحق طبیعیه هرکسیه به شرطی که بخواد.
الانی که دارم این فایل رو گوش میدم و متنی که خوندم تو ذهنم اومد من چه طور آدمی هستم؟
جز کدام دسته ؟
دیدم دسته دوم و سوم بودم بیشتر مواقع از کوچک ترین مثالش من به هیچ وجه دوره دبستان چه از لحاظ درس چه …. نه مدرسه رو دوس داشتم نه درس می خوندم و کلا 5 سال دبستان به جز سال اول معلمینی سخت گیر و منضبط گیرم می اومد و شاگرد آخره بودم اما اون زمان که متوجه نبودم باید تغییر کنم یه روز با خودم نشستم دوستام رو دیدم و فکر کردم با خودم دختر یا تغییر میکنی یا اون مدرسه ای که دوستش داری نمیری ببین نشد اون مدرسه برم اما مدرسه ای رفتم که سال اول راهنمایی شروع شاگرد اول شدن و بهترین مدرسه و تا دانشگاه ادامه داشت چرا؟ چون تغییر کردم به خودم قول دادم گفتم نمی خوام کسی باشه تو مدرسه شرمنده باشه و پیش خانواده تعریف نکنن این یک مثال خیلی ریز بود و خب بزرگتر که میشیم مسائل متفاوت میشن من آدمی بودم که به هیچ وجه اهل انرژی و فرکانس و …. نبودم و اما اول برادرم با استاد عباسمنش منو آشنا کردن و محصولاتشون رو گذاشت برام و تازه یه چیزای دستم اومد اما پی کار رو نگرفتم و ول کردم چون اون آگاهی رو نمی فهمیدم و بعد چکش های عجیبی خوردم و گذشت تا با همسرم آشنا شدم اون زمان که آشنا شدم از طریق یکی از دوستانم بهشون معرفی شدم و کاملا ایشون تو مبحث انرژی بودن و من فقط نگاه می کردم اصلا میگفتم این بنده خدا چی میگه فقط یکی دوماه تو تناقض بودم و هرچه گذشت بیشتر و بیشتر از جهان هستی و مدار و…. متوجه شدم و گفتم به خودم این مرحله همون دبستان هست اگه نفهمی اما اگه متوجه بشی میشه راهنمایی همسرم کاملا متوجه اگاهی و مدار …. هست و من گفتم به خودم منی که خواب این جور چیزها حتی معناشو نمی فهمیدم خداوند آدمی رو سر راهم نشوند که تغییر کنم جهان الکی نیست و حساب کامل داره و خوشحالم از بابت اون چکش ها که بیدارم کرد وگرنه دسته اول بودم و خداروشکر می کنم که الان متوجه شدم و هر لحظه بیشتر متوجه این آگاهی میشه اون همه چکش برای بیدار کردن من بود و چه شیرین که منتهی شد به انسانی که کاملا متضاد من بود همه چی می دونست و می دونه و راهنمایی میکنه و سپاسگزارم از استاد عباسمنش که این فایل موجب شد بیشتر بیدار بشم بیشتر بخوام تلاش کنم برای اون خواسته های معنوی و مادیم و من هستم سپاسگزار برای تغییر و تحولی عظیم در من که بهترینش انجام شد
خداوندا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم…
عرض سلام و اردت خدمت دوستان و استاد عزیزم
باید بهتون بگم که من بالا پایین زیاد دارم و میدونم که همه جیز انرژیه و همهی شرایط و اتفاقات زندگی ما از فکر و احساسمون ساطع میشه
و اینو قبول داشتن و دونستن یه طرف و درک کردن و عملی کردنش یا ایمان بهش یه طرف…
واسه همین من بالا و پایین خیلی داشته زندگیم ولی انگار زمانی ک بالام و تو فرکانس خدام نسبت به زمانی ک پایینم داره طولانی تر میشه..
و الانم دقیقا بعد از این که دیدم این شغلی که دارم مناسبم نیست و منو کوچیک کرده و با جرات ازش بیرون اومدم و شرایط روحی زیاد خوبی نبودم امروز هدایت شدم به پروژه تغییر را در آغوش بگیر تا راهی که باید برم و پیدا کنم و برم…
از خداوند سپاسگزارم بابت الان و همین لحطه و همین دم
شکرت خدا بابت اینکه خیر مطلقی
و امیدوارم بتونم ثبات ایجاد کنم و لذت ببرم از حضور،
استاد با اینکه دوره احساس لیاقت رو قبلا خریده بودم و فایلهارو گوش داده بودم و دارم در این پروژه عالی از اول گوش میدم به ترتیب و با طی تکامل و وقتی امروز رفتم با تعهد بیشتر و بهتر کامنتها رو خودم ، دیدم واااای چه گنجینه ای داشتم و روی گنج خوابیده بودم و خودم خبر نداشتم و مدام هدایت میخواستم .
الهی صد هزار مرتبه شکرت بخاطر این پروژه عالی تغییر را در آغوش بگیر که اصلا برای من این پروژه آماده شده که منو هم جهت تر کنه با جریان خداوند ، با جریان نور و عشق و انرژی
الهی صد هزار مرتبه شکرت که من هدایت کردی به راه راست به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها
در چه حوزهای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟ در حوزه مالی من هیچ وقت پس اندازی نداشتم با اینکه کار میکردم اما همیشه کل درآمدم رو خرج میکردم و هیچ وقت به فکر این نبودم که برای خودم پس انداز کنم تا یکسال نیم پیش که از کار بیرون اومده بودم و درآمدی نداشتم و یکدفعه جهان منو با یک تضاد بزرگ مواجه کرد که مجبور شدم به دلایلی کل خرج زندگیم رو بدم اما نه شغلی داشتم نه هیچ پس اندازی یادمه اوایل برام خیلی سخت بود و همش ترس داشتم که اگه نتونم خرج زندگیم رو دربیارم باید چیکار کنم بعدش مجبور شدم یک شغلی رو پیدا کنم و به سختی کار کنم بطوری که بعضی روزا 10-12 ساعت کار میکردم تا فقط بتونم خرج زندگیم رو دربیارم اون موقع مجبور به تغییر شدم فهمیدم اشتباه از خودم بوده که هیچ وقت به فکر آینده نبودم و پس اندازی نکردم بعد از اون سعی کردم همیشه برای خودم پس انداز کنم و همیشه پولم رو مدیریت کنم که دیگه گرفتار همچین تضادی نشم.
امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانهای انجام دادهاید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟ الان با اینکه با همه روابط خوبی دارم و خدا رو شکر زندگیم سرشار از آرامش هست اما هر روز تلاش میکنم تا روی احساس لیاقتم کار کنم تا جهان منو به مدارهای بالاتر هدایت کنه و روابطم از الان هم قشنگتر بشه و سعی می کنم به رفتار خودم دقت کنم و اگر نقطه ضعفهایی دارم اونا رو برطرف کنم تا روزبه روز خودمو بهبود بدم.
وای استاد دو روزه کلاس مجازی داریم، نفسم بند اومده، البته ما انلاین نیستیم ولی باید کلیپ درست کنیم، افلاین برگزار میکنیم بعدا حضوری جبرانی میریم، اعتراف میکنم دیروز کمی تو دلم به این شرایط غرغر کردم، هم برای کلاسای حضوری جبرانی هم آفلاین و کلیپ ساختن، هم برای چک کردن تکالیف با گوشی.
اما امروز اصلا زمان نداشتم غر بزنم چون…. برای کلاس فردام دو تا کلیپ خوب علوم و یه فارسی درست کردم، حرفه ای تر از کلیپهای دیروزم!! تازه امروز تکلیف ریاضی رو هم با اینشات تایپ کردم اسم خودم و مدرسه رو هم نوشتم که معلوم بشه از اینترنت نگرفتم، توی کلیپهام هم اسم خودم رو واتر مارک کردم، کلــی کیف کردم، ولی خب بیشتر کارای تکالیف و کلاس مجازی پسرم با همسرم بود واقعا دستش درد نکنه.
استاد من هنوز هم تو دسته سوم هستم، نشانه و تذکر شنیدم و سریع شروع کردم به یادگیری، میگم خوبه ولی میتونست از این هم بهتر باشه
زیبایی امروز:
1) یه ظرف آش هدیه گرفتم و قورمه سبزی خوشمزه ای که پخته بودم موند برای ناهار فردا
2) دوبار صبح و عصر با پسرم فوتبال بازی کردم کلی خندیدیم
خیلی خوشحالم که تونستم گام کوچکی که برای تغییر در روابطم تعیین کرده بودم را با موفقیت به سر برسونم من
والان حس خیلی خوبی دارم
چقدر میتونه مسیر آسان تر باشه اگر ما به فکر تغییر وپیشرفت باشیم
وهمیشه به دنبال بهتر شدن باشیم
گام کوچک برای بهتر شدن روابطم
روابط با خانواده غیبت نکردن تا از الان ساعت 12:15تا فردا شب چهارشنبه ساعت11:00
راوابط باهمسرم از الان تا فردا هرچیزی که برام آورد ازش سپاس گذار باشم وحس رضایت نشون بدم از محبتش
چون من میخوام تمام روابط رو بهتر کنم به این فکر بودم که از وقتی فرزند دومم بدنیا اومده یک ماه میشه یکم وقت کمی برای پسر اولم عمرجان میزارم و برای بهتر شدن رابطه با پسر به این فکر کردم چطور میتونم تو روابط با پسر چهار ساله ام از این بهتر عمل کنم و نتیجه که بهش رسیدم
روابط با پسرم :روزانه 20 دقیقه فقد با پسرم وقت میگذرونم بدون هیچ درگیری دیگری باهاش نقاشی میکنم وحرف میزنم و این بیست دقیقه رو کامل به پسرم اختصاص میدم
قبلا که هدف های طولانی مدت برای خودم تعیین میکردم با شکست مواجه میشد حتی همین دست از غیبت برداشتن. اما الان که این هدف فقد برای دو روز است خیلی بهتر وآسانتر به نظر میاد و میتونم موفق بشم تو این هدفم
خدایا به امید اینکه بتونم گام های کوچکی را که تعیین کردم به سر برسونم الهی به امید تو
بنام خدایی که ما را خالق زندگی مون قرار داده بنام خدایی که اگر یه قدم برداریم صد قدم میاد جلو
سلام استاد جان جانان سلام مریم عزیزم و یه سلام به دوستان عباس منشی که از خوندن کامنت هاتون و تجاربتون نگم چقدر لذت میبرم
خدارو هزاران بار شکر بابت این پروژه بی نظیر که از همون آغازش پر از خیر و برکت هست استاد واقعا راست میگین به محض اینکه یکم تغییر کنیم جهان هزاران بار پاداش بهمون میده یه مشکلی برام پیشامد کرده بود که یهویی هم اتفاق افتاد و اینم بخاطر باورهای نادرستی هست که هنوز در من وجود داره جوری که کل خانواده درگیرشون شده بودن و پای من هم بخاطر پدرم بهش کشیده شد ولی این مشکلی جوری حل میشد که من با حلش خودم دچار مخمصه میشدم ولی بخاطر پدرم انجامش دادم این مشکل من ددلاین داره و تا آخر آبان باید حل بشه کلا این چند روز با اینکه خانوادم مخصوصا مادرم در تلاطم بود من اومدم تایمم رو روی فایل ها گذاشتم تمرینات انجام دادم و سعی کردم ذهنمو کنترل کنم امروز صبح منتظر یه موردی بودم که به حل مشکلم فوق العاده کمک میکرد و معلوم نبود که بشه یا نه صبح که اومدم در کمال ناباوری برام اس ام اس واریز اومد و منم این نشونه ای از سمت خدا گرفتم و گفتم خدا داره بهم نشونه میده با حال خوب رفتم سراغ اون شخص درستر بگم خدای اون شخص و بله خداوند یه دست مهربون برام فرستاده بود که مشکلم حل بشه انقدر ذوق دارم و حالم خوب که نگو خدای بزرگم ممنون دل ها را نرم میکنی و دستان مهربانت را برای کمک میفرستی استاد جان نمیدونم چه جوری باید بابت این پروژه ارزشمند تشکر کنم فقط میدونم باید تا آخر این پروژه برم و خیر و برکت این تغییرات در زندگیم سرازیر میشه اول مسیر اینجوری ببین آخرش قرار چقدر پر خیر و برکت باشه
سلام به استاد عزیز درک من از این فایل این بود که ما باید خودمون بشناسیم و تا زمانی که زنده هستیم در زندگیمون تغییرات ایجاد کنیم اگر تغییر نکنیم اخرش مثل دایناسورا از بین میریم اگه هربار به موقع خودمون مجبور کنیم حرکت کنیم اوضاع خیلی راحتتره واسمون دیکه به تضاد های هی بدتر و بدتر بر نمیخوریم معنا تضاد من متوجه شدم یعنی ناخواسته ها، متوجه شدم خدا منو دوست داره و تضادها به وجود میاره که من تغییر کنم اینم از لطف خداعه، اینو فهمیدم اگه خودم به فکر پیشرفت باشم برام تضادی به وجود نمیاد اینو متوجه شدم پدر مادرا نباید از فرزندانشون حمایت مالی کنن و اونارو به خودشون وابسته کنن باید تشویقشون کنن به حرکت به تغییر کردن این تجربه من از جلسه اول بود انشالله با کمک خدا و آگاهی های استاد عزیز بتونم تا آخر این پروژه ادامه بدم و تغییر کنم
پروژه تغییر
سلام به استادان عزیز ودوستان گل سایت
هربار که این فایل رو گوش میدم بیشتر مصمم میشم برای تغییر. هر بار که این فایل رو میشنوم اتفاقاتی رو بیاد میارم که به وضوح بهم میگن تغییر کن ولی من پشت گوش مینداختم
موضوعی که از این دو داستان آموختم این بود با تغییر کردن به تضادی برنمیخورم و با تغییر کردن راه پیشرفت برام خیلی آسانتر است نسبت به زمانی که مجبور میشم به تغییر
جهان بر اساس پیشرفت وتغییر جریان دارد. واگر کسی تغییر نکند زیر چرخ های جهان له میشود
چه خوب است که خودمان قبل از برخورد با مشکلی به فکر پیشرفت وترقی باشیم.
خدایا به امید تو
سلام استادجان وسلام به همه دوستان ،امیدوارم
حال دلتون خوب خوب باشه،
بایدبگم متاسفانه من جزوگروه دوم هستم وتادلتون بخوادازدنیاچک ولگدخوردم وحالادرآستانه چهل سالگی که به قولی همه چیزم
روباخته ام مجبوربه تغییرشدم چون نمیخوام بقیه
عمرم روهم مثل گذشته ناجالبم بگذرونم.وچقدرتغییردراین زمان برایم دردناک است
درونم جنگی برپاست گاهی میگم ولش کن همون
مسیرقبلی روبروتااین باقی مانده عمرت هم تموم بشه راحت بشی وتمام ولی ازطرفی نمیخوام همون ادم ضعیف وبیچاره قبل باشم که همه ازم سواستفاده کردن همه چیزموازم گرفتن وبه قولی بهم رحم نکردن حتی خانواده م پدرومادرم واین خیلی برام دردناک وزجرآوره .دیگه نمیخوام همه چیزوتحمل کنم اونادوست دارن من همون دخترسالهاقبل باشم تاهرطورکه دلشون میخوادبامن رفتارکنن ومن سرموبالانیارم ولی دیگه
درتوانم نیست ومجبورم این تعییردردناک وبپذیرم
وطوری که دوست دارم ومیدونم درسته زندگی کنم.
این حق طبیعیه هرکسیه حقی که سالهایک عمرازمن زائل شده بود.شایدخودم این اجازه روداده بودم .که برام تصمیم بگیرن وبجام زندگی کنن ومن مثل عروسک چوبی بودم، دلم برای خودم
میسوزدکه چقدربه خودم ظلم کردم واجازه دادم که
دیگران هم بهم ظلم کنن.دلم میخوادیک زن قوی
ومستقل باشم یک زن بااراده آزادوآرام .ولی تااین لحظه عمرخلاف این بودوچقدرزجرکشیدم چقدرله شدم.والان مجبورم تغییرکنم والاهمین یکم سلامتی که برای روح وجسمم مونده ازبین میره ومن زیرچرخهای جهان ،زیردست و پای دیگران له میشم ازبین میرم .یک مقاومت درونی دارم برای تغییرکه خیلی حالموبدمیکنه شایدازتغییرمیترسم،
ازطردشدن توسط دیگران میترسم،ازتاییدوتحسین
نشدن دیگران میترسم.واینهاتغییروبرام سخت ودرداورمیکنه.شایدمیخوادمنومنصرف کنه،ومن به خداپناه میبرم که بهترین پناهگاهه .
من بی احترامی روتحمل نمیکنم چون لایق محبت
واحترام هستم ،من لایق ارتباط سالم ودرست هستم باافرادمناسب وسالم ودرست.
خداروروزی هزاااااااااران بارشکرمیکنم که منوبه سمت بهترین استاد سیدحسین عباس منش هدایت کردتادرست وخوب زندگی کردن وبه مابیاموزه .درگذشته جهان داشت باچک ولگدبه مامیفهموندماروبیدارمیکردولی حیف که من ندانسته وناخواسته افرادی رودرذهنم بت کرده بودم والگوقرارداده بودم که هییییچ چیزشون درزندگی درست وخوب نبودوزندگی نکبت باری داشتن .چون ندیده بودم نمیدونستم که حق من
خیلی بیشتروبهترازاینهاست.ولی استادعزیزم نشون دادکه میشه خوب وسالم ودرست زندگی کرد ،که زندگی خوب روابط خوب هست،وحق طبیعیه هرکسیه به شرطی که بخواد.
برای همه شمادوستان وبخصوص استادجاااااانم
سلامتی ودلخووووش آرزومندم ️
درود و عشق پاک بر شما عزیزان
الانی که دارم این فایل رو گوش میدم و متنی که خوندم تو ذهنم اومد من چه طور آدمی هستم؟
جز کدام دسته ؟
دیدم دسته دوم و سوم بودم بیشتر مواقع از کوچک ترین مثالش من به هیچ وجه دوره دبستان چه از لحاظ درس چه …. نه مدرسه رو دوس داشتم نه درس می خوندم و کلا 5 سال دبستان به جز سال اول معلمینی سخت گیر و منضبط گیرم می اومد و شاگرد آخره بودم اما اون زمان که متوجه نبودم باید تغییر کنم یه روز با خودم نشستم دوستام رو دیدم و فکر کردم با خودم دختر یا تغییر میکنی یا اون مدرسه ای که دوستش داری نمیری ببین نشد اون مدرسه برم اما مدرسه ای رفتم که سال اول راهنمایی شروع شاگرد اول شدن و بهترین مدرسه و تا دانشگاه ادامه داشت چرا؟ چون تغییر کردم به خودم قول دادم گفتم نمی خوام کسی باشه تو مدرسه شرمنده باشه و پیش خانواده تعریف نکنن این یک مثال خیلی ریز بود و خب بزرگتر که میشیم مسائل متفاوت میشن من آدمی بودم که به هیچ وجه اهل انرژی و فرکانس و …. نبودم و اما اول برادرم با استاد عباسمنش منو آشنا کردن و محصولاتشون رو گذاشت برام و تازه یه چیزای دستم اومد اما پی کار رو نگرفتم و ول کردم چون اون آگاهی رو نمی فهمیدم و بعد چکش های عجیبی خوردم و گذشت تا با همسرم آشنا شدم اون زمان که آشنا شدم از طریق یکی از دوستانم بهشون معرفی شدم و کاملا ایشون تو مبحث انرژی بودن و من فقط نگاه می کردم اصلا میگفتم این بنده خدا چی میگه فقط یکی دوماه تو تناقض بودم و هرچه گذشت بیشتر و بیشتر از جهان هستی و مدار و…. متوجه شدم و گفتم به خودم این مرحله همون دبستان هست اگه نفهمی اما اگه متوجه بشی میشه راهنمایی همسرم کاملا متوجه اگاهی و مدار …. هست و من گفتم به خودم منی که خواب این جور چیزها حتی معناشو نمی فهمیدم خداوند آدمی رو سر راهم نشوند که تغییر کنم جهان الکی نیست و حساب کامل داره و خوشحالم از بابت اون چکش ها که بیدارم کرد وگرنه دسته اول بودم و خداروشکر می کنم که الان متوجه شدم و هر لحظه بیشتر متوجه این آگاهی میشه اون همه چکش برای بیدار کردن من بود و چه شیرین که منتهی شد به انسانی که کاملا متضاد من بود همه چی می دونست و می دونه و راهنمایی میکنه و سپاسگزارم از استاد عباسمنش که این فایل موجب شد بیشتر بیدار بشم بیشتر بخوام تلاش کنم برای اون خواسته های معنوی و مادیم و من هستم سپاسگزار برای تغییر و تحولی عظیم در من که بهترینش انجام شد
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
به نام خدا
خداوندا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم…
عرض سلام و اردت خدمت دوستان و استاد عزیزم
باید بهتون بگم که من بالا پایین زیاد دارم و میدونم که همه جیز انرژیه و همهی شرایط و اتفاقات زندگی ما از فکر و احساسمون ساطع میشه
و اینو قبول داشتن و دونستن یه طرف و درک کردن و عملی کردنش یا ایمان بهش یه طرف…
واسه همین من بالا و پایین خیلی داشته زندگیم ولی انگار زمانی ک بالام و تو فرکانس خدام نسبت به زمانی ک پایینم داره طولانی تر میشه..
و الانم دقیقا بعد از این که دیدم این شغلی که دارم مناسبم نیست و منو کوچیک کرده و با جرات ازش بیرون اومدم و شرایط روحی زیاد خوبی نبودم امروز هدایت شدم به پروژه تغییر را در آغوش بگیر تا راهی که باید برم و پیدا کنم و برم…
از خداوند سپاسگزارم بابت الان و همین لحطه و همین دم
شکرت خدا بابت اینکه خیر مطلقی
و امیدوارم بتونم ثبات ایجاد کنم و لذت ببرم از حضور،
برای همهی دوستان زیبایی و برکت آرزو میکنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام
استاد با اینکه دوره احساس لیاقت رو قبلا خریده بودم و فایلهارو گوش داده بودم و دارم در این پروژه عالی از اول گوش میدم به ترتیب و با طی تکامل و وقتی امروز رفتم با تعهد بیشتر و بهتر کامنتها رو خودم ، دیدم واااای چه گنجینه ای داشتم و روی گنج خوابیده بودم و خودم خبر نداشتم و مدام هدایت میخواستم .
الهی صد هزار مرتبه شکرت بخاطر این پروژه عالی تغییر را در آغوش بگیر که اصلا برای من این پروژه آماده شده که منو هم جهت تر کنه با جریان خداوند ، با جریان نور و عشق و انرژی
الهی صد هزار مرتبه شکرت که من هدایت کردی به راه راست به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها
استاد عباسمنش عزیزو بزرگوار بینهایت سپاسگزارم
سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانم
در چه حوزهای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟ در حوزه مالی من هیچ وقت پس اندازی نداشتم با اینکه کار میکردم اما همیشه کل درآمدم رو خرج میکردم و هیچ وقت به فکر این نبودم که برای خودم پس انداز کنم تا یکسال نیم پیش که از کار بیرون اومده بودم و درآمدی نداشتم و یکدفعه جهان منو با یک تضاد بزرگ مواجه کرد که مجبور شدم به دلایلی کل خرج زندگیم رو بدم اما نه شغلی داشتم نه هیچ پس اندازی یادمه اوایل برام خیلی سخت بود و همش ترس داشتم که اگه نتونم خرج زندگیم رو دربیارم باید چیکار کنم بعدش مجبور شدم یک شغلی رو پیدا کنم و به سختی کار کنم بطوری که بعضی روزا 10-12 ساعت کار میکردم تا فقط بتونم خرج زندگیم رو دربیارم اون موقع مجبور به تغییر شدم فهمیدم اشتباه از خودم بوده که هیچ وقت به فکر آینده نبودم و پس اندازی نکردم بعد از اون سعی کردم همیشه برای خودم پس انداز کنم و همیشه پولم رو مدیریت کنم که دیگه گرفتار همچین تضادی نشم.
امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانهای انجام دادهاید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟ الان با اینکه با همه روابط خوبی دارم و خدا رو شکر زندگیم سرشار از آرامش هست اما هر روز تلاش میکنم تا روی احساس لیاقتم کار کنم تا جهان منو به مدارهای بالاتر هدایت کنه و روابطم از الان هم قشنگتر بشه و سعی می کنم به رفتار خودم دقت کنم و اگر نقطه ضعفهایی دارم اونا رو برطرف کنم تا روزبه روز خودمو بهبود بدم.
روز بیستم تعهد، 16 آذر
سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم
وای استاد دو روزه کلاس مجازی داریم، نفسم بند اومده، البته ما انلاین نیستیم ولی باید کلیپ درست کنیم، افلاین برگزار میکنیم بعدا حضوری جبرانی میریم، اعتراف میکنم دیروز کمی تو دلم به این شرایط غرغر کردم، هم برای کلاسای حضوری جبرانی هم آفلاین و کلیپ ساختن، هم برای چک کردن تکالیف با گوشی.
اما امروز اصلا زمان نداشتم غر بزنم چون…. برای کلاس فردام دو تا کلیپ خوب علوم و یه فارسی درست کردم، حرفه ای تر از کلیپهای دیروزم!! تازه امروز تکلیف ریاضی رو هم با اینشات تایپ کردم اسم خودم و مدرسه رو هم نوشتم که معلوم بشه از اینترنت نگرفتم، توی کلیپهام هم اسم خودم رو واتر مارک کردم، کلــی کیف کردم، ولی خب بیشتر کارای تکالیف و کلاس مجازی پسرم با همسرم بود واقعا دستش درد نکنه.
استاد من هنوز هم تو دسته سوم هستم، نشانه و تذکر شنیدم و سریع شروع کردم به یادگیری، میگم خوبه ولی میتونست از این هم بهتر باشه
زیبایی امروز:
1) یه ظرف آش هدیه گرفتم و قورمه سبزی خوشمزه ای که پخته بودم موند برای ناهار فردا
2) دوبار صبح و عصر با پسرم فوتبال بازی کردم کلی خندیدیم
خدایا شکرت برای این نعمتهای بیکرانت
سلام به استادان عزیزم ودوستان گل سایت
خیلی خوشحالم که تونستم گام کوچکی که برای تغییر در روابطم تعیین کرده بودم را با موفقیت به سر برسونم من
والان حس خیلی خوبی دارم
چقدر میتونه مسیر آسان تر باشه اگر ما به فکر تغییر وپیشرفت باشیم
وهمیشه به دنبال بهتر شدن باشیم
گام کوچک برای بهتر شدن روابطم
روابط با خانواده غیبت نکردن تا از الان ساعت 12:15تا فردا شب چهارشنبه ساعت11:00
راوابط باهمسرم از الان تا فردا هرچیزی که برام آورد ازش سپاس گذار باشم وحس رضایت نشون بدم از محبتش
چون من میخوام تمام روابط رو بهتر کنم به این فکر بودم که از وقتی فرزند دومم بدنیا اومده یک ماه میشه یکم وقت کمی برای پسر اولم عمرجان میزارم و برای بهتر شدن رابطه با پسر به این فکر کردم چطور میتونم تو روابط با پسر چهار ساله ام از این بهتر عمل کنم و نتیجه که بهش رسیدم
روابط با پسرم :روزانه 20 دقیقه فقد با پسرم وقت میگذرونم بدون هیچ درگیری دیگری باهاش نقاشی میکنم وحرف میزنم و این بیست دقیقه رو کامل به پسرم اختصاص میدم
قبلا که هدف های طولانی مدت برای خودم تعیین میکردم با شکست مواجه میشد حتی همین دست از غیبت برداشتن. اما الان که این هدف فقد برای دو روز است خیلی بهتر وآسانتر به نظر میاد و میتونم موفق بشم تو این هدفم
خدایا به امید اینکه بتونم گام های کوچکی را که تعیین کردم به سر برسونم الهی به امید تو