تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 273 روز

    حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

    سلام به استاد جانم و دوستان عزیز

    از همگی مچکرم بخاطر کامنتای فوق العاده تون و از استاد عزیزمم سپاس گزارم بابت این فایل فوق العاده، منم چند وقت بود دچار سردرگمی شده بودم و واقعا دلم تغییر میخواست اما حتی نمیدونستم از کجا شروع کنم، از چه فایلی شروع کنم و ….

    از خداوند خواستم تا هدایتم کنه و به لطف پروردگارم هدایت شدم به این دوره زیبا و فوق العاده.

    در کنار توضیحات استاد من از کامنت دوستان هم الهام گرفتم و توی دفترم متن ها نوشتم

    متن هایی که جنسشون چنان لطیف بود که اشک توی چشمام حلقه میزد، چقدر مکمل توضیحات استاد و کامنتای زیبای دوستان فوق العاده است

    از همگی سپاس گزارم

    از خداوندم سپاس گزارم که من رو توی این مسیر قرار داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    من آفتاب زندگی خودم هستم گفته:
    مدت عضویت: 2713 روز

    سلام ب استاد دوست داشتنی و خانم شایسته عزیز و همه ی دوستان

    خدای خوبم شکرت عاشقتم ک منو هر لحظه هدایت میکنی

    باور کنید باور کنید این بهترین و واضح ترین و دقیق ترین نشونه ای بود ک تا ب الان دیدم و دریافت کردم،امشب خیلی خسته از زندگی و ناامید بی هدف کلا حالم خیلی بد بود ،چون اخیرا یسری اتفاقات در زندگیم با همسرم توی کارم افتاده ک شرایط خوبی ندارم،در حدی ک‌ جایی ندارم و ن شغلی ک درامد خوبی داشته باشه و ن پولی با این حال خیلی دارم کنترل ذهن میکنم و خدا داره کمکم میکنه

    چند شبه ک ب خدا دارم میگم

    امشب با حال گرفته و‌دل شکسته ب خدا گفتم من نمیفهمم من نمیدونم تو میدونی تو منو هدایت کن

    ای که مرا خوانده ای،راه نشانم بده

    جایی ک کار میکنم شبکارم و اصولا 90‌درصد مواقع بیکارم،قبل از اینکه بیام توی سایت و نشونه ام رو بزنم بیاد، همش حرف استاد میومد توی گوشم (وقتی تو روی آدما حساب میکنی،از مسیر خوشبختی دور میشی/روی آدما حساب نکن روی خدای اونا حساب کن)

    اومدم توی سایت و نشونه ام رو زدم و این فایل گفتگو با دوستان قسمت 5 اومد،چقدر چقدر جمله ب جمله اش در من تحول ایجاد کرد،چ جملات نابی از زبون دوستان شنیدم و ب چه آگاهی از صحبت های استاد رسیدم،استاد وقتی شما فرمودید ک تضاد میاد ک ما پیشرفت کنیم و آگاهی هایی ک‌کلا توی این فایل گفتید(البته بارها جاهای دیگه ازتون شنیده بودم ولی در مدارش نبودم ک درک کنم) اصلا ی لحظه خشکم زد ب خودم اومدم دیدم توی این شرایط ک‌ بظاهر خیلی بده و سخته هستم و ب خودم گفتم ک آرررررره ببین این همه فرصت برای تغییر داشتی اما تنبلی کردی یا نخواستی یا… .

    استاد جهان چک و لگد زد من بیدار نشدم حتی با پتک زد، دردم گرفت ولی بازم نفهمیدم تا این دفعه جوری پس گردنی زد ک با صورت خوردم زمین،تا ب خودم اومدم، ک باید تغییر کنم، تغییر بدم شخصیتم رو زندگیم رو،برم ب سمت هدفم ب سمت علاقه ام.

    خیلی داره سخت میگذره، و میدونم خیلی هم سخته این تغییر، درد داره بها دادن داره میدونم، ولی من فقط ب رحمت خدا دل بستم و تنها از خودش کمک میخام تا یاریم کنه توی این مسیر

    و این نشونه ام ک امشب دیدم اصلا تحولی در من ایجاد کرد ک فهمیدم فقط باید حرکت کنم باقیش دیگه توی قدم های بعدی گفته میشه و امیدوارم ک فراموشم نشه امشبم رو

    واقعا ازتون بینهایت سپاسگزارم استاد ک‌ این فایل ها و این آگاهی هارو با ما ب اشتراک میزارید روزیتون هزار برابر

    ب امید و با کمک تنها فرمانروای جهان ب زودی میام و از دستاورد هام براتون میگم

    شب و روزتون خدایی و پرامید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  3. -
    آرزو نظامی گفته:
    مدت عضویت: 1847 روز

    سلام خداقوت خدمت استادعزیزم ومریم جون باعشق

    خداروشکر که تو مسیر رشد واگاهی هستم خداروشکر بخاطر این سایت که اندازه صدتا دانشگاه توش درس رشد واگاهی وتجربست الله اکبر

    استاد عزیزم ممنونم ازاین ایده برای این سایت باشکوه خدایا شکرت

    میخواستم از تغییر که توخودم ایجاد کردم بگم من جزو اون دسته ازادمها بودم که همیشه توانکار بودم همیشه شرایط جوری برای خودم شرح میدادم که همه چیز خوبه این شرایط واوضاع طبیعیه اگه بی پولی طبیعی اگه مریضی طبیعی اگه رابطتت با خودت خانواده خرابه این طبیعیه هرچیزی پیش میومد طبیعی بود بااینکه به تضاد برمیخوردم چرا بقیه پول دارن چرا بقیه سالمن وووووو همیشه ته دلم این زندگی رو دوستنداشت وهمیشه یک چیزی ته دلم میگفت این شیوه درست زندگی نیست خیلی دوستداشتم پولداربودم مسافرت برم لباس برای خودم وبچهام بخرم ولی چون نمیخواستم تغییرکنم این زجر وبدبختی رو نمیدیدم وتحمل میکردم همیشه زندگی میکردم ولی همیشه حسرت تو دلم بود حسرت خیلی چیزها خیلی

    چندروز پیش واقعا گریه کردم ازخداوند خواستم کمکم کنه چون این زندگی نبود که من

    میخواستم وخداهم دوستنداشت چون من اشرف مخلوقات هستم لایق بهترین‌ها وعالیترینها هستم وبودم

    ولی امان از عادت کردن به یک زندگی که به ظاهر همه چیزش خوبه چون ترس داشتم برای خارج شدن ازدایره امن خودم ترس ازتغییر ترس ازشکست نبود ایمان وایمان نداشتن به خودم وتوانایی هایم

    بالاخره خداوند جواب منو داد رفتم سراغ نظرات درباره نشانه امروز من وقتی کامنت بچهارو خوندم گفتم منم شروع میکنم به حرکت و تکنیک هرروز بهترازدیروز

    هرروز نشانه خودمو نگاه میکردم وحیرت زده میشودم الله اکبر الله اکبر الله اکبر

    میدیدم خداوند نشانهاشو ازطریق سایت استاد به من میداد نشانه امروز من این بود میخواهی جز کدام دسته باشی؟

    یک لحظه فکرکردم واقعا میخوای جز کدام دسته باشی تصمیم باتوست خداوند تو هر مسیری که باشی کمکت میکنه چه راه تغییر چه راه انکار

    ولی الان 3روزه دارم نشانها رو دنبال میکنم توسایت استادعزیزم

    میبینم هرموضوع ازنشانه از نقاط ضعف من میگه که باید چیکارکنم وکجاروباید تغییر بدم وکجاروبهبود ببخشم

    الله اکبر الله اکبر الله اکبر خدایا مگه داریم مگه میشه من فقد خواستم توهم گفتی بفرما

    خدایا شکرت

    وقانون تکامل خیلی خیلی مهمه منی که امروز دنبال تغییر نبود نباید یکدفعه بخوام نتایج بزرگ بگیرم به اندازه که قدم برمیداری نتیجه میگیره

    وتغییر شخصیت شجاعت میخواد ویک اراده پولادین وپستکار عالی و انگیزه واهرم رنج ولذت

    اگه من تغییرکنم قبل ازاینکه جهان لحمون کنه چه لذتی داره چه رنجی داره

    موفق وپیروز باشید وبدرخشید ،️️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1629 روز

    به نام هدایت الله

    با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی

    خدایا شکرت گفتگو استاد با دوستان چقدر موضوعات خوب را برای ما باز کردند و لذت بردیم قبل از اینکه جهان تغییر بدهد ما را باید خودمان تغییر کنیم و مسیر را پیدا کنیم اغلب چک و لگد را از جهان می‌خوریم بعد بیدار می‌شویم این چیزی است که خیلی وقت‌ها برای من پیش می‌آید ولی الان اینطور نیست مسیر را ا کردم و درس‌های خیلی زیادی از تجربه‌های قبل گرفتم و برای تغییر دادن آن را ادامه دادم

    برای شناخت خودمان اول باید تغییر را در خودمان ببینیم و خودمان را خوب بشناسیم یعنی اگر خداوند را یک سیستم ببینیم جهان هم با بهبود و پیشرفت ما هدایت می‌کند ما را که بتوانیم درست پیش برویم اگر ما هر بار خودمان را مجبور کنیم و حرکت کنیم خیلی کارها راحت پیش می‌رود

    جمله طلایی استاد که چقدر برای من عالی بود این است که تضاد برای این به وجود می‌آید که پیشرفت کنیم این یک قانون است چقدر عالی بود نتیجه دوستان و آگاهی خوب بچه‌ها و اینکه صحبت‌های استاد چقدر برای مسیر درست زندگی و نزدیک شدن به خواسته‌هایمان کمک خیلی زیادی برای ما داشت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فرزانه خانزاده گفته:
    مدت عضویت: 957 روز

    به نام الله و سلام به استاد عزیز و گروه بی نظیرش و تمام کسانیکه این کامنت رو میخونن

    میخوام در جواب سوالهای 2و3و 4 این جلسه بگم بزرگترین هزینه ای که من نشانه های تغییرشو دیدم ولی توجه نکردم رفتن آبروم،زخم های عمیق روحی و روانی،له شدن تمام احساسات و عزت نفسم و باورهای پوچیکه ساخته بودمو از دست دادن اعتماد و محبت پدرم و دیدن اشکاش بخاط بودن در رابطه ی عاطفی بود که بارها و بارها و بارها نشانه های غلط بودن مسیرم میومد اما من از لحاظ شخصیتی و هویتی و روحی و ذهنی اونقدر ضعیف بودم که همه ی اونهارو نادیده میگرفتم یا اصلا معنیشون رو متوجه نمیشدم چون تقریبا اون وضعیتهارو در زندگی قبل از رابطه ام هم بصورت ضعیفش تجربه کرده بودم و حالا بودن بعضی هاشون برام عادی جلوه میکردتا اینکه اونقدر کش دادمکه که وحشتناک ترین ظربه رو از سمت شریک عاطفیم خوردم

    اگر دوباره با آگاهی الانم به اون موقعیت برگردم از هیچکس و بخصوص تنهایی نمیترسیدم ،حرفهای پدرمو گوش میکردم،ساده لوحی نمیکردم و دوباره و دوباره اعتماد نمیکردم و قدرت نه گفتن داشتم ،عزت نفسمو الکی خرج نمیکردم،خودم و ارزش وجودی ام و ارزشها و قوانین زندگیمو دست کم نمیگرفتم،در مرزبندیهام محکم میایستادم،وابستگی هامو و زخم های روانی کودکیمو و تله های زندگیمو و تله های ذهنیمو درمان میکردم،باورهام نسبت به زندگی مشترک رو اصلاح میکردم،سیاستهای زنانه یاد میگرفتم قبل ازدواجم،با قوانین کائناتی بیشتر آشنا میشدم،با ضعف های شخصیتی ام کنار نمیومدمو رشدشون میدادم

    درسته الان تو خیلیهاشون ضعیفم اما حداقل آگاهم که پاشنه های آشیلم کجاست و باید روی چه چیزهایی کار کنم و ناگفته نماند نقطه ی عطف شروع رشد و تغییر من از همین شکست شروع شد

    میخوام بگم میدونم خیلی سخته وقتی شکستی رو تجربه میکنی ولی سعی کن دوره ی سوگش رو در کمترین زمان بگذرونی و بدونی که همه ی اونچه که در این دنیاس موقتی و جز توهمات ذهنی ما و قطعا برای رشد ماست و اونقدر به حضور خدا در کنارت باور داشته باش که از هیچ چالشی نترسی

    من باورهای محدودکننده ی بسیاری در مورد روابط و حتی خودم داشتم،در مورد شریک عاطفیم فکر میکردم اگه بهش گوش نکنم و اگر خودمو الویت قرار بدم و اگر مواظبش نباشم و اگر همه ی خواسته هاشو انجام ندم و اگر باهاش وقتی چیزی رو دلم نمیخواد مخالفت کنم و اگر زود نبخشمش و اگر در مقابل خواسته هام یا تحقیر و توهینهاش محکم نباشم اگر هر رفتار و گفتارش و برای خودم بزرگ کنم اگر باهاش تو همه چیز هماهنگ نباشم اگر اشتباهاتش رو نادیده نگیرم ممکنه از دست بدمش یا ممکنه دیگه عشق و محبتی ازش دریافت نکنم ،ممکنه تنها بمونم،ممکنه بار دوری و جدایی رو نتونم تحمل کنم،ممکنه دیگه کسی دوسم نداشته باشه یا کسی رو اینطور دوست نداشته باشم و نتونم وارد همچین موقعیتی بشن،فک میکردم یه زن باید توی زندگی بیشتر از مرد باید فداکاری و ایثار داشته باشه،نباید زیاد سخت بگیره،نباید به فکر خودش و خواسته هاش باشه،و من دقیقا از این ور بوم افتاده بودم،تا اینکه اونقدر تحت فشار قرار گرفتم که شکستم و در این مسیر من وارد نگاهها و باورهای جدیدی نسبت به خدا شدم،ازش کمک خواستم بخاطر دلیل رنجهام و شکستهام و خداوند من رو به روح های آگاه و بزرگی مثل آقای عباسمنش هدایت کرد من حدودا 4 ساله که در مسیر هدایت خاص خدا هستم ولی اونقدر از واقعیت خودم دور بودم که میدونم هنوز خیلی کار دارم و خداوند رو بابت اشتیاقی که برای ادامه و کسب آگاهی و درک قانون تکامل در وجودم گذاشته شاکرم ،به خودم تعهد میدم که هیچوقت دست از کسب آگاهی و آموزش برندارم حتی اگر ناامید بشم یا رنج بکشم و یا مجبور به از دست دادن کسی و چیزی بشم،من با هر آگاهی و دوره ای که از لستاد میخرم میفهمم چقدررررر پرتم و چقدرررر متفاوت

    باورها و زاویه ی دید من به کل در حال تغییره و گاهی اونقدر ناب هستند برام که درکشون برام سخته ولی من به قانون تکامل و لطف و هدایت الهی ایمان دارم

    بیشتر رنجهای زندگی من بخاطر کمبود شدید عزت نفس و احساس لیاقتمه و به نظر من هر کسی برای شروع بااااید دوره ی عزت نفس رو بگذرونه و خداوند رو شاکرم که این مسیررو شروع کردم و ازش میخوام که اونقدر قدرت درک و اراده به من بده که آگاهی های این دوره رو با تمام وجود درک نم و نتایج و تغییراتی عالی رو تجربه کنم انشالله

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 2421 روز

    به نام الله یکتا

    خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست

    سلام و صد سلام به استاد عزیز ترازجانم و مریم جان مهربانم

    سلام به دوستان عزیزم در این سایت الهی

    برای تمرین جلسه اول من میخوام از تصمیمم برای تغییر بگم که چیشد به این پروژه هدایت شدم

    تقریبا 3یا 4 ماه پیش بود که به یه چالش و تضاد بزرگ توی رابطم برخوردم من معمولا جز دسته اول و دوم هستم مناسفانه و همیشه بعد از چک و لگد خوردن به خودم میام

    اینبار بعد مشت و لگد های محکم بالخره بیدار شدم و تصمیم جدی در مورد رفتارم توی رابطه گرفتم

    پیش خودم گفتم من سالهاس که با وجود داشتن آگاهی های ناب و دونستن قوانین جهان بازم دارم توی رابطه مسیر اشتباه رو هربار تکرار میکنم و نتیجه هر روز داره بدتر میشه

    پس تصیمم گرفتم اعراض کنم تصیمیمی جدی با تمام گوشت و پوست و استخوانم

    چون حس میکردم گه دیگه تو این قضیه به تهش رسیدم و هیچ چیزی بدتر ازاین نمیتونست واسم رخ بده بنابراین رها کردم

    از اعراض استفاده کردم و تمرکزم رو گذاشتم روی نکات مثبت زندگیم و رابطم

    من معمولا خیلی اینکار میکنم خیلی سپاسگزاری میکنم و خیلی از زندگیم راضیم ولی در مورد روابط مخصوصا رابطه عاطفی اصلا نمیتونستم به ناخواسته ها توجه نکنم همش احساس میکردم که خب الان چرا این حرفو زد چرا این کارو کرد و اینها همه باعث میشد من شروع کننده یه جنجال بزرگ باشم

    اصلا با اینکه میدونستم که این کار اشتباهه ولی بازم ادامه میدادم

    خلاصه این شد که تصمیم گرفتم اول از اعراض استفاده کنم

    طوری شده بود که اصلا هیچ کاری به کارش نداشتم و اینقدر احساس ارامش میکردم و انقدر رابطم بهتر شده بود که خودم تعجب میکردم و اینها همه از نبود احساس لیاقت و باور اشنباه کنترل کردن همسر میومد و چقدر این تنش ها باعث شده بود که رابطم حتی با دخترم هم پر از درگیری و عصبانیت باشه و این بدتر حالمو خراب میکرد

    وقتی تصمیم گرفتم که اعراض کنم یه روز که داشتم به اعراضم و نتایجش فکر میکردم به فایل قرانی 12 قدم که در مورد اعراض هست هدایت شدم

    و چقدر خوشحال شدم ک مطمئن شدم راهم درسته و یادمه اونروز تا شب سپاسگزاری میکردم برای اون هدایت و چقدر نوشتم و از یه جایی به بعد حتی دستم خسته شد و نتونستم به نوشتن ادامه بدم

    روز بعدش توی نشانخ امروز من هدایت شدم با یه فایلی از زندگی در بهشت که مریم جان با تنهایی در پرادایس در حال مرتب سازی سوله بودن و من با تمام وجودم مریم جان رو بعنوان یک بانوی تمام عیار قبول دارم ک آرزوم اینه که بتونم مثل ایشوم باشم و این شد که فهمیدم خداوند داره بهم میگه ازاین زن یاد بگیر و الگوت مریم باشه تو رابطه و تو حال خوب و وابسته نباش و رها کن و هرکاری که مریم میکنه رو انجام بده و من چقدر اونروز خوشحال بودم برای این هدایت زیبا

    چند وقتی بود داشتم جسته و گریخته در حد توانم با با این فرمون جلو میرفتم و نتایج هم عالی بود

    تا اینکه به این پروژه الهی هدایت شدم

    تصمیم گرفتم با این دوره هر طور شده پیش برم و تعهد دادم برای هر جلسه حتما کامنت بزارم و امیدوارم که کامنتم کمک کننده باشه واستون

    من زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستم ولی تمام سعیمو میکنم تا تو اینکار حرفه ای بشم و کمک کننده باشم انشالله

    دوستون دارم استاد با این شاهکارتون مطمئنم کلی نتایج فوق العاده در انتظارمه

    به امید دیدار شما استاد و مریم جان نازنینم که الگویی بینظیره برام

    در پناه حق🫶️🫂

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سبحان گفته:
    مدت عضویت: 1086 روز

    سلام همفرکانسی های عزیزم امیدوارم حال دلتون عالی باشه و هر روزتون سرشار از تغییرات کوچک ولی مستمر

    می‌خوام از نوازش های عاشقانه ای صحبت کنم که مربوط به گروه سوم یعنی اونایی که جهان چنتا نشانه براشون می‌فرسته که تغییر کنن

    داستان از اونجایی شروع میشه که من با آموزش های استاد آشنا شدم و بعد از چند ماه بصورت جسته گریخته که روی فایل های هدیه کار میکردم متوجه شدم که باید تغییر کنم اون موقع جزو گروه چهارم بودم قبل از اینکه جهان دست نوازش روی سرم بکشه تغییر نکردم تا چند وقتی که برادر کوچک از خودم سرکار رفت و بعد دو سه سال یک زمین خرید و من تا هفته پیش تصمیم نگرفته بودم که حتی به کاری که علاقه دارم رو شروع کنم یا اینکه نه با مدرکی که دارم برم سرکار بعد از سربازیم که یه حقوق به اندازه بخور و نمیر داشته باشم توی همین سردرگمی ها بودم که اومدم توی سایت و زدم روی منوی«مرا به سوی نشانه ام هدایت کن»

    فایلی که اومد این بود(انتخاب شغل از زاویه باور به«فراوانی و احساس لیافت»)

    متوجه شدم که جهان داره میگه پسر خوب باور فراونیت به شدت ایراد داره اینقدر این شدت زیاده که حتی باور نداری که جهان براساس فراوانی

    استاد در این فایل از علاقه صحبت می‌کنه از چیزی صحبت می‌کنه که حتی اگر تا چند وقت ازش پولی هم نسازی ولی ادامه اش بدی تا پیشرفت کنی و به درآمد برسه

    و من متوجه شدم که به چه چیزی علاقه دارم چه کاری رو حاضرم برای هزینه زمانی و مالی کنم حاضرم با تمام وجودم انجامش بدم و برام شفاف شد که با مدرکی که دارم دوست ندارم کارمند بشم و این مسیر اشتباه روی قطع کنم

    با خوندن کامنت آقای خاص توی قسمت دستورالعمل تغییر را در آغوش بگیر یک برنامه شفاف برای فقط 30 روز آینده ریختم که فقط این کار رو شروع کنم بدون هیچ عجله ای و کاملا بصورت تکاملی با داستان بهنام عزیزم برام منطقی شد که اگه تکامل رو رعایت کنم سرعت رشد و پیشرفتم بیشتر خواهد بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مریم انصاریان گفته:
    مدت عضویت: 2106 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ

    أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ

    خدایا با امید به همراهی و هدایتت مثل همیشه که همواره هدایت و حمایتم کردی ، کنارم بودی و راه نشونم دادی

    سلام به استاد عباسمنش نازنینم

    سلام به استاد شایسته عزیز و دوستان خوبم

    برای خودم جالبه چون الان در نقطه ای هستم که ترکیبی از گروه دوم و چهارم رو دارم تجربه میکنم ، اگر آگاهانه قدم های گفته شده روبرو ندارم میدونم قشنگ میفتم تو گروه نابود شدگان ، اما من درسهامو گرفتم و دارم عمل میکنم.

    شاید به خاطر ترس از چک و لگد های دنیا رو نخوردن می‌خوام یکمی هم عجله کنم ، اما دیگه مثل روز برام روشنه تنها آرامش و احساس خوب و تمرکز بر نکات مثبت هست که این روزها سمت منه به علاوه حرکتی که مدتهاست شروع شده اما اینبار با تمرکزی بیشتر.

    میدونید استاد این روزها فکر کنم اینقدر هدایت میشم به فایلهای تمرکز بر نکات مثبت که یه چیزی درونم میگه پروژه بعدی درباره همینه .

    تا حالا بهم گفته میشد باید تسلیم رزاق بودن خدا باشم اما حالا به قول شما استاد نازنینم ، چرا فکر میکنم خودم نمیتونم خواسته هامو بدست بیارم.

    اینبار میخوام آگاهانه و با باورهای مناسب‌تر از فرصتی که خداوند بهم لطف کرده و داده استفاده کنم.

    عاشقتونم استاد جان سپاسگزارم از شما و خانم شایسته که اینقدر عاشقانه دارین برای گسترش جهان قدم بر میدارین.

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 581 روز

    بنام خالق یکتا

    خدایا شکرت بنام خداوندی که اگاه تر از من هست

    بنام خداوندی که قدرت خودش به وجود من داده

    تحسین میکنم قدرت واگاهی رب فرمانرای تمام هستی

    خدایا شکرت که تا حدودی از ویژگی ذهن واز عمل کردن اون اگاه شدم

    دلیل تمام نرسیدن به خواسته هام عوامل بیرونی نبودن

    دلیل نرسیدن وناکامی وسال ها تلاش بی وقفه احساس بی ارزشی هست که از بیرون به من القا شده احساسی هست که گره خورده به خواسته های عوامل بیرونی من یک دنبال براورده کردن خواسته های دیگران وراضی نگه داشن عوامل بیرونی از خودم بودم واصلن سر سوزنی به خودم نگاه نکردم به خاطر احساس بی ارزشی که به خاطر اشتباهاتم داشتم نمی تونستم ارتباط درونی با خودم برقرار کنم به این خاطر همیشه دنبال این بودم که با یک عاملی بیرونی به احساس خوب برسم چیزی که هیچ وقت اتفاق نیوفتاد سال تلاش کردم راهی برای پیدا کردن ورسیدن به احساس خوب درونی باشم ولی همیشه ناکام مانده ام چون سال راه کسانی را رفتن که تمام ارزش خودشون را در عوامل بیرونی می دیدن وهمین نگاه را هم به من انتقال دادن که من هم مثل اونا عمل کنم بدون اینکه متوجه درستی را ویا نادرستی اون شده باشم حرکت می کردم نگاهی که از نظر من برای من اشتباه هست

    همیشه ته درون به یک نیروی ایمان داشتم که این نیروی چه جوری وبه شکل می تواند به من کمک کند را نمی دونستم

    خدایا شکرت با کرد این قسمت دوره احساس لیاقت فهمیدم این نیروی در درون خودم هست وبا احساس لیاقت واحساس ارزشمندی بدون قید شرط متصل می شوم به منبع الهی خودم بدون اینکه مرا قضاوت کنه

    این نیرو همه کار بدون شرط برا من میکنه بدون قید شرط کافی در مورد اون نیرو احساس لیاقت داشته باشم که به لطف خداوند با کار کرد این جلسه خودم لایق ارتباط درونی با این. نیرو پیدا کرده ام بدون اینکه بخواهم بی نقص عمل کنم تا اون باهم ارتباط برقرار کنه اتفاقا خداوند راحتی مرا می خواهد به هر شکلی که دوست داشته باشی می توانی باهاش ارتباط بر قرار کنی من الان دوست دارم فقط از طریق کارم وشغلی که دوست دارم باهاش ارتباط برقرار بکنم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا هزاران بار شکرت که اینقدر عشقی خدایا شکرت بی نهایت خوبم چون دارم از درون برا خودم ارزش قائل میشم برا علاقه ام برای درونم. برای خدا درونم برای مسیری که دوست دارم

    خدایا شکرت خدایا شکرت که دارم احساس خوبی نسبت به خودم بدون قید شرط پیدا میکنم که این لطف خداوند واگاهی این دوره هست نیازی خودم اویزون دیگران بکنم برای رسیدن به احساس خوب

    خودم خداوند این لیاقت بهم داده که احساس خودم را خوب کنم

    خدایا شکرت توانایی برگشتن ذهن واحساحس لیاقت اون را مسیر درست درونی خودم پیدا کردم

    خدایا شکرت دارم متوجه اسیب های که به خاطر مقایسه کردن خودم می شوم که چطور مرا از مسیر خوشبختی درونی منحرف کرده به مسیری که بدبختی را دوباره تجربه کنم

    در یک کلام مقایسه باعث قط ارتباط با خدای درونت میشه وباعث قط ارتباط با انرژی منبع می شود

    الان دارم میشم چطور مقایسه کردن خودم با دیگرانی که ضم خودم از من بهتر بودن چطور به من احساس ناتوانی نالایقی داده باعث شده مسیر خداوند منحرف بشم که خودم را به کلی لایق مسیر درست ندونم وبیام خودم مقایسه به ادم های که مسیر نادرستی را انتخاب کرده بودن برای دیده شدن وجلب توجه دیگران ومن با قضاوت نادرست خودم به خاطر گذشته ام خودم را لایق این راه نادرست بدونم ودر جهت مخالف مسیر خدا گونه ای بار ها از خداوند درخواستش کرده بودم حرکت کنم

    چون تمام ارزش خودم تمام وجودم خودم را توی جلب توجه دیگران می دیدم یعنی احساس می کردم اگر کاری نکنم که دیگران بهم توجه نکنن ادم بی ارزش هستم

    به همین خاطر درون خودم را با این همه احساس خوب را راه کرده بودم وهمش دنبال گرفتن تایبد از دیگران بودم اون هم از مسیر نادرست چون فکر می کردم مسیر درست که دیگه خداوند مرا راه نمیده پس بیام از راه نادرست جلب توجه کنم واز را نادرست به رشد جهان کمک کنم

    چون من تو باور خودم اینجور تصور کرده بودم که به خاطر اشتباهات گذشته ام یک ادم نادرستی هستم که خداوند مرا از درگاه خودش بیرون کرده

    واصلن ارتباطی با من برقرار میکنه مگر اینکه هیچ اشتباهی نکنم مگر این بی نقص باشم وهیچگونه نقصی نداشته باشم به خاطر را رسیدن به او برای سخت پیچیده شده بود

    همیشه دنبال با یک عوامل بیرونی بهش برسم

    که این اتفاق نیافتاد

    ولی به لطف خودش الان فقط با پذیرفتن خدای درون خودم به احساس خوب رسیدم به احساس خوب بدون قید شرط رسیدم که امید خداوند با کار کردن روی خودم را بیشتر به اصل پی میبرم دارم خودم را میشناسم دارم احساس خالق بودن میکنم تا احساس قربانی شدن خدایا شکرت دارم متوجه شرک های درونی خودم می شوم ومتوجه قدرت پاک کنندگی اونا می شوم خدای مهربان چه قدرتی به من داده که چطور اون بیهوده صرف عوامل بیرونی خودم کرده ام واین انرژی الهی را چطور حدر دادم چه نشتی های انرژی که درون شکل گرفته به خاطر عدم اگاهی کجاها که بی خود به خودم احساس بد دادم هیچ‌ دلیل منطقی وجود نداره که من بخواهم به خودم احساس بد بدهم وهزاران دلیل وجود داره که من به خودم احساس خوب بدم دلیل های. گذشته هیچ کدومشون منطق درستی نداشتن وهمه اونا با تقیلد از عومال بیرونی در من شکل گرفته بودن

    وباعث دادن احساس بد به خودم شده بود

    باورهای نادرستی ریشه از فرهنک مذهب محیط در من شکل گرفته بود تنها دلیل که می شود من همیشه از درون احساس خوب داشته باشم این هست که من از نظر خدای تو درون مورد تایید وارزش شده ام وبه دنیا اومده ام وبیام تمام تقید های گذشته رو پاک کنم از ذهنم وتنها با احساس لیاقت بدون قید شرط زندگی کنم چیزی خداوند نهادینه کرده اون را بدون اینکه مرا قضاوت کنه مرا ارزشمندی ولیاقتمند افریده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    راضیه کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1001 روز

    � بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود با عشق و احترام

    به استادم، دوستان هم‌راهِ مسیر نور، و همهٔ هم‌سفرانی که با نیت پاکِ رشد و آگاهی این راهِ زیبا را طی می‌کنن.

    خدایا سپاسگزارم

    که هرچه دارم از فضل، لطف و رحمت بی‌پایان توست.

    تو بودی و هستی که به من بخشیدی و می‌بخشی.

    خدایا، سپاسگزارم که تنها تورو می‌پرستم و تنها از تو یاری می‌خواهم.

    از تو می‌خواهم همیشه مرا در مسیر توحید و یکتاپرستی نگه داری و هدایتم کنی،

    تا هرگز از مسیر نورِ تو دور نشوم.

    طبق گفته‌های استاد عزیز، انسان‌ها در روند زندگی‌شان به چهار گروه تقسیم می‌شوند:

    1️⃣ گروه بی‌تعقل: کسانی که آن‌قدر مسیر اشتباه را ادامه می‌دهند تا جهان، همه‌چیزشان را فرو بریزد و به تلخ‌ترین شکل از میانشان ببرد.

    2️⃣ گروه لحظه آخری: کسانی که تا به تهِ خط نرسند، تغییر نمی‌کنند. وقتی می‌خواهند آغاز کنند، مسیر برایشان سخت و پرهزینه می‌شود.

    3️⃣ گروه آگاه: افرادی که با اولین نشانه‌های خطا، متوجه می‌شوند باید مسیرشان را تغییر دهند و سریع اقدام می‌کنند.

    4️⃣ گروه پیشرو: برترین گروه! کسانی که منتظر زنگ خطر نمی‌مانند، بلکه همیشه از خود می‌پرسند:

    «چطور از این بهتر؟»

    حتی در اوج موفقیت، به دنبال تعالی و رشد بیشترند.

    اکنون که خودم را صادقانه بررسی می‌کنم، می‌بینم من راضیه کریمی، در حوزه‌های مختلف زندگی‌ام، در گروه‌های متفاوتی قرار دارم

    در حوزه مالی:

    از زمانی که به یاد دارم، همیشه در مسیر رشد مالی بودم.

    همیشه از خود می‌پرسیدم: «چطور از این شرایط، به وضعیت بهتر برسم؟»

    حتی پیش از آنکه قانون‌های جهان هستی را بشناسم، ناخودآگاه در این مسیر گام برداشتم.

    و حالا که آگاه‌تر شده‌ام، می‌بینم هر مرحله‌ام بهتر از قبل بوده.

    پس با افتخار می‌گویم:

    در حوزه مالی، من از گروه پیشرو هستم.

    الحمدلله

    در حوزه سلامتی:

    لطف و فضل خدا همیشه شامل حالم بوده.

    بدن سالمی دارم، اندامی زیبا که همیشه مورد تحسین قرار گرفته.

    نه بیماری خاصی دارم و نه تمایل به خوراک ناسالم.

    تغذیه‌ام طبیعی و آگاهانه است و از وضعیت جسمی‌ام کاملاً راضی‌ام.

    پس من در حوزه سلامتی نیز در گروه پیشرو قرار دارم.

    شکر خدا

    در حوزه روابط:

    در این بخش، خودم را از گروه آگاه می‌دانم.

    زیرا زمانی که دیدم در روابط عاطفی‌ام در مسیر اشتباه می‌روم،

    پیش از رسیدن به بن‌بست، خودم را شناختم و مسیرم را اصلاح کردم.

    الحمدلله حالا روابط عاطفی‌ام، به‌ویژه رابطه‌ام با خودم، بسیار زیبا و آرام است.

    همچنین رابطه‌ام با خانواده و نزدیکان بسیار بهتر از قبل شده است.

    پیش از آشنایی با خدای واقعی و استادم که چراغ راه من شد، در شرایط مطلوبی نبودم،

    اما به لطف آگاهی و هدایت الهی، زود بیدار شدم و تغییر کردم،

    و اکنون نتایج درخشانی را تجربه می‌کنم.

    در حوزه کسب‌و‌کار:

    در این زمینه هنوز در آغاز مسیرم هستم.

    تا کنون اقدام مشخصی برای شغل مورد علاقه‌ام نکرده‌ام،

    و شاید بتوان گفت در حال حاضر در گروه لحظه آخری قرار دارم.

    اما همین آگاهی، خود یک نعمت بزرگ است.

    زیرا اکنون می‌دانم کجا هستم و می‌خواهم به کجا برسم.

    با ایمان و توکل به خدا، تصمیم دارم خودم را از گروه لحظه آخری

    به سوی گروه پیشرو حرکت دهم.

    ان‌شاءالله

    خدایا سپاسگزارم که دارم خودم، جایگاهم و مسیر رشدم را بهتر می‌شناسم.

    سپاس از استادم که چراغی شد برای شناخت عمیق‌تر تو، خدای مهربانم.

    با عشق، احترام و ایمان به مسیر الهی

    راضیه کریمی

    دختری از نورِ خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: