تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳ - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

579 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بهاره نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و عرض ادب به استاد نازنینم، خانم شایسته عزیز دل و دوستای عزیزم

    چقدر فایل آگاهی بخشی بود

    چقدر از وقتی که این پروژه رو شروع کردم متوجه یسری آگاهی هایی نسبت به یه موضوعی شدم که نزدیک به یک ماه هستش که دارم نشانه دریافت می‌کنم که تا ازین بدتر نشده تغییر کن

    یکم واقعیتش برام سخته و فقط از خدا می‌خوام من و هدایت کنه تا با قدم های کوچک شروع به انجامش بکنم وهدایتم کنه به روش های آسون

    بریم سراغ سوالات

    در زندگی‌ات تا‌به‌حال چند بار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی «دیگه تمومه»،

    اشتیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟

    نتیجه‌اش چی بود

    من درباره این سوال خیلی فکر کردم و یکی از جوابام و می‌نویسم

    واقعیتش من یه دوره 5 ماهه کلاس برنامه نویسی وب رفتم و خیلی خوب توی اون 5 ماه عمل‌ می‌کردم و چون مدام درگیرش بودم مدام در حال پیشرفت بود و پروژه نهایی رو هم خیلی خوب روش کار کردم و در نهایت من بالاترین نمره کلاس و گرفتم که نمرم از 100، 98 شد و خب یه نتیجه فوق ‌العاده بود و بعد از اتمام اون کلاس مدام به خودم می‌گفتم الان وقتشه رزومه بسازی و عقب نندازی ولی من تا همین امروز هنوز به برنامه نویسی سایت رجوع نکردم در حالی که ازش خیلی هم لذت می‌بردما اما من یه تنبلی خفیفی دارم که همیشه کار دستم می‌ده! و داده!! و خب توی هفته ی اول بعد از تحویل آخرین پروژه مدام می‌گفتم باشه حالا سر فرصت میرم سرش من که خیلی خوب بلدمش اما الان طبیعتا وقتی بخوام شروع کنم روند کندتر خواهد بود و سرعت قبلی که اون موقع سر تحویل پروژه داشتم و ندارم و خب نتیجش این بود که من رزومه ای نساختم و نمونه کاری نزدم که بتونم هم روی مهارتام کار کرده باشم و هم یه رزومه کاری داشته باشم!

    واقعا حسرت و نگاه به گذشته هیچ چیز و عوض نمی‌کنه مگه اینکه شروع به تغییر کنیم و از شرایط گذشته درس بگیریم

    به لطف الله یه دوره برنامه نویسی رایگان و شروع کردم دارم سعی می‌کنم دوباره به اون حال و هوای کدنویسی برگردم( خدایا شکرت)

    واقعا استاد یه نکته ای که دوست دارم اضافه کنم اینه که انقدر تو این سایت احساس آرامش،امنیت خاطر به دلیل قضاوت نشدن، اعتماد بنفس رو بهمون دادید که ما دانشجوهای شما این جسارت و به خودمون بدیم که ازین قسمت های زندگیمون هم بنویسیم تا هم خودمون درس بگیریم هم بچه ها! واقعا ازتون یک دنیا سپاسگزارم

    اصلا فعالیت تو سایت به شخصه به خودم جسارت هایی داده تا با ترسام رو‌به‌رو بشم و حرف و کاری که دلم می‌خواد رو انجام بدم بدون اینکه نگران قضاوت ها باشم( البته توش خیلی ضعیفم اما بخاطرش یه اقدامک های ریزه میزه ای برداشتم به لطف هدایت های الله)

    استاد قبل از جواب به سوال بعدی می‌خواستم یه چیز جالب تعریف کنم و این اون بود که انقدر توی فایلا از دهن شما شنیدم به امید الله که خودمم تو روزمره خیلی ازین کلمه استفاده می‌کنم و کسایی که ازین قوانین استفاده نمی‌کنن همیشه این کلمه براشون عجیب میاد!!

    اتفاقا چند روز پیش داشتم با یکی از مادرای شاگردام در رابطه امتحان فاینال صحبت می‌کردم بعد برگشتم گفتم نگران نباشید بچه ها تا اینجا رو خوب عمل کردن و به امید الله بقیشم خوب پیش میره، این و که شنیده خانومه جا خورد خخخخ

    گفتم خدایا من عاشقتم، اینا همش کار خودته ها، ببین توروخدا من از یه کلمه ای استفاده کنم که برام عادیه و اگه تو روزمره ازش استفاده نکنم روزم روز نیست، اونوقت چون به گوش مردم کلمه رایجی نیست همه تعجب می‌کنن خخخخ

    خدایا شکرت

    و چند بار هم بعد از رسیدن به هدف،

    به‌جای توقف، هدف تازه‌ای انتخاب کردی و مسیر رشدت را ادامه دادی؟

    اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت

    من یادم میاد که حدودا یه ماه اینا مونده بود به امتحان کنکور، و قدم بعدیم و انتخاب کردم تا تو باد اون استراحت طولانی و دیگه کافیه و تا اینجا تلاش کردم، نخوابم

    و بلافاصله بعد از کنکور حدود 2 روز استراحت بعدش رو آوردم به زبان خوندن، و این کار تا همین امروز نتایج فوق‌العاده ای رو برای من به همراه داشت!

    اولا باید بگم من توی شهریور کنکور کامپیوتر رو دادم(زمام کنکور فنی با بچه های نظری متفاوته) و از اواسط شهریور شروع کردم به خوندن زبان کره ای تا به همین الان بصورت مستمر، البته بوده روزایی که زبان نخوندم اما شاید تعدادش خیلی خیلی کم باشه، چون وقتی به این روند یک ساله نگاه می‌کنم تقریبا سعی کردم هرروز تنبلی رو کنار بزارم و زبان بخونم، و من توی اون یک سال به یه سطح عالی ازین زبان رسیدم و الان هم دارم برای آزمون این زبان که توی فروردین 1405 قراره اجرا بشه آماده میشم، این روند پشت سرهم و دائمی اولا من و از بی‌هدفی نجات داد تا نپوسم، من این روند که وقتی نزدیک به کسب یک موفقیت هستی، قبل از تموم شدنش و کسب اون موفقیت، قدم بعدی رو برای خودت واضح کن تا تو باد بی‌هدفی نمونی و به پیشرفت همیشگی ادامه بدی رو از فایل های رایگان استاد یاد گرفتم. خدا شاهده این فایلا معجزن، گوهرن، یاقوتن، جواهرن، الماسن، خدا شاهده اصلا چون رایگانه دلیل بر این نمیشه که کیفیت کار‌پایینه!

    نمونه بزرگ و جلو چشممون همین پروژه ای که الان داریم کار می‌کنم!!

    استاد چقدر شما الگوی خوبی هستید برای ساختن یک زندگی خوب

    خب من عاشقتونمممممم بخدا با این کاراتون من بیشتر مستتون می‌شم، اصلا نمی‌دونم چطور باید ابراز احساسات کنم استاد جذابممم

    دوما سعی کردم توی زبان خوندن یه روند تکاملی و پیوسته رو پیش ببرم که این باعث شد من توی یه زمان 6ماه توی سطح خوب از زبان برسم و الان بعد از 1سال خداروشکر نتیجه راضی کنندس اما ما انسانا خواسته هامون تمومی نداره خخخ و این چند روزه با قدرت بیشتری زبان می‌خونم تا هم برای آزمون آماده بشم و هم دانش زبانیم بره بالا!!

    و اینکه مدام کنجکاوی می‌کردم توش و همه جا دنبال جواب سوالام بودم و به قول حرف انیشتین که استاد توی فایل ده درس از انیشتین بازگو کردن که تقریبا همچین چیزی بود که می‌گفت همیشه کنجکاو باشید!

    و واقعا وقتی به کنجکاوی خودم نسبت به این زبان نگاه می‌کنما فقط می‌تونم بگم کنجکاوی آدم و نجات می‌ده!!

    و خب به لطف یادگیری این دانش اونم با یه هزینه ی خیلی کم الان دارم این زبان و تو آموزشگاه تدریس می‌کنم و پول می‌سازم

    و به لطف الله تا چند روز آینده اولین حقوقم و دریافت خواهم کرد.

    خدایا شکرت

    خیلی خوشحالم که تا آخر این کامنت رو خوندید

    من هم تلاشم و می‌کنم تا کامنت های معجزه وار شمارو مطالعه کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    موآنا گفته:
    مدت عضویت: 829 روز

    سلام بر همه ی دوستان هم فرکانسی

    من از 23 تیر امسال بعد یکسال آشنایی با استاد و فایلای سایت که تونستم تمام قسطا و وام هامو تسویه کنم و صفر بشم تازه با خواهرم دوره ی روانشناسی خریدیم و الان بعد سه ماه خدا روشکر تغییرات شخصیتی زیاد در من رخ داده و آورده ی مالی م داشت و دارم کار میکنم چون ترمز اصلی م که توجه نکرده بودم بهش و خیلی م سخته برام یکی باورهای توحیدی و بعد باورهای فراوانی رو بشدت تمرین میکنم مهمتر از دستاورد مالی حال خوب این روزهامه …البته بگم یه روزای م خیلی ناامید میشم اما یه چیزو دلی بگم تغییر خیلی قشنگه حتی زجر کشیدنو ضجه زدنش احساس زنده بودن میکنم البته دعا میکنم که دردها و ناامیدی ها به صفر برسه ولی به مسیر که نگاه میکنم فقط به خودت میگم دمت گرم عزیزم …جگرت تاول زده اما خودم مرهم میشم برات و امید بخدا این روزها م میگذره و خداوند وعده فزونی داده…پس ادامه بده…

    الان تمرینو که دیدم اولش گفتم خب من که هنوز به نتیجه نرسیدم که ببینم شوق متوقفم میکنه یا نه پس برا من نیست…بعد یه لحظه بزرگترین حرکتی که درعمرم زدم تا اینجا افتادم تقریبا 14 سال پیش وقتی که تازه لیسانسمو گرفتمو توی شهر کوچیک من جلو خانواده ایستادمو گفتم من میخوام برم مرکز استان زندگی کنم اینجا برا من کار نیست و آینده ای نداره….بعضی وقتا میگم خدایا من چه جراتی داشتم اون موقعه تو اون شرایط خانواده شهر کوچیک حتی تو شهرهای بزرگم یه دختر تنها نمی تونست مستقل زندگی کنه ما که دیگه هیچ…اصلا م توحید و توکل و این چیزا رو قبول نداشتم و یه جورایی از خدا و زندگی م شاکی بودم چون دوست داشتم معماری بخونم اما کامپیوتر قبول شده بودم و خدا رو مقصر میدونستم…خلاصه بعد یکسال جنگ و جدل و بحث من موفق شدم مهاجرت کنم و بخاطر باورهای اشتباهم گفتم میرم که سختی بکشم ولی مستقل زندگی کنم ….و چنان سختی ها کشیدم که بعد اون حرکت بزرگ که تو کل فامیل و دوست و آشنا همه منو سرکش و یاغی میدین بخاطر این حرکتم دیگه هیچ حرکتی نزدم نه اینکه اوج خواسته من اون بوده باشه نه ..بخاطر اینکه انقد خسته شده بودم از اون همه بحث سر مهاحرتم که میگفتم من دیگه نای جنگیدن ندارم سر خواسته های کوچیکی که حق طبیعی منه و توی نقش قربانی غرق شدم برای دختری که پر از استعداد و بلند پروازی ولی سر یه جابجایی داخلی بین شهری خیلی اذیتش کردن …و جنگ داخلی خودمم اضاف شد که نمیتونست بپذیره و ناراضی از خودم و نرسیدن به خواسته هام و …اصلا م نمیدونستم از کجا دارم میخورم …بدترین درد ناآگاهیه….تا اینکه سر یک شکست عاطفی سه سال پیش تازه از خواب غفلت بیدار شدم و فهمیدمم خودم کردم …و اولش با eft و طرحواره ها و…روانشناسی رو خودم کار کردم و یه سال بعد با استاد و سایت آشنا شدم و الان دوساله که تازه دارم میفهمم چه لجنزاری تو ذهنم درست کرده بودم خدا روشکر خیلی پاکسازی کردم اما هنوز گلستان نشده خیلی موندهدشاید و دارم رو خودم کار میکنم….همیشه میگفتم خدایا اون نیروی که منو تو 23 سالگی تو اون جو بسته حرکت داد رو دوباره میخوام اون نیرو درون من فعال شه …الان اون نیرو در کنار آگاهای های الانم وقتی فعال بشه بخداااااا قسم خودم میدونم کوه رو میتونم جابجا کنم ….امشب احساسش کردم همون نیرو رو چند ساعت پیش به من جرات داد و یه قول خیلی محکم به خودم دادم…خدااااا میدونه چقد دلم براش تنگ شده بود …من فقط اون قدرت درونم فعال بشه هیچی نمیخوام چون اون همه چیزو برا من شدنی میکنه نمیدونم چه اسمی روش بذارم ولی من میگم خداست هرچند اون موقع من با خدا رابطه خوبی نداشتم ولی خدا که رحمان و رحیم اون همیشه بود همیشه …من نمی دیدم ..امیدوارم بتونم رابطه م رو با خدای درونم درست کنم مثل اون موقع ها …همین آرزومه چون همه چیز باهاش میاد …آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مریم شریعت گفته:
    مدت عضویت: 1183 روز

    به نام الله مهربانم

    باسلام به استاد عزبزم و عزیز دلشون

    استاد جان از روزی که مفهوم توجه به نکات مثبت و زیباییهارو درک کردم و به جان دلم نشست به جرات میتونم لگم 80 درصد توجه من به زیباییها و خوبیهاست

    ولی خب ی وقتهایی هم از دستم در میره ولی سعی میکنم سریع وارد مسیر بشم

    توی این مدت که شاگرد شما هستم و بیشتر حواسم به این هست که نازیباییهارو نبینم و انصافا هم نتایج خوب بوده

    اما متاسفانه فریب ذهن رو خوردم و اینکه بابا انقدر هم به خودت سخت نگیر دوست داری ی وقتها به گذشته ات فکر کن و حالا طوری نمیشه مگه استاد نگفتند که اگر اگر گاهی ناراحت هستی و احساست منفی شده نگران نباش خب طبیعیه ولی سعی کن تو اون احساس نمونی زود بیا بیرون

    عاقا اینو ذهن گفت و منم گفتم راست میگه منم که استاد تو گذشته رفتن و غرق شدن تو اتفاقات غمگین گذشته هستم و انگار از این کار لذت میبرم (اینم ی مرضه دیگه) سریع فریب خوردم دوباره برگشتم به عقب و گفتم حالا اشکال نداره بزار ی ذره مثلا به فلان موضوع فک کنم حالا اگرم ناراحت شدم خب سریع میام بیرون و احساسم رو خوب میکنم و این توجیه مسخره رو واسه خودم حلاجی کردم نتیجه چی شد این شد که از روزی یکبار شد چند بار و تکرار و تکرار

    بعد از ی مدت دیدم زمان بیشتری دارم تو احساس بد قرار میگیرم و لاجرم نتایج داره کمرنگ کمرنگتر میشه

    و هدفی که برای خودم گذاشته بودم که به گذشته برنگردم و غمگین نباشم انگار داره فراموش میشه و اتفاقات ناجالبی داره میوفته و جهان اون چک رو داره میزنه ولی هنوز به لگد خوردن نرسیدم به لطف خداوند بیدار شدم و جلوی این فریب دشمن رو گرفتم که به قول معروف جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته

    کم کم به یاری خداوند دوباره حالم رو خوب کردم و دیدم که اتفاقات خوب داره وارد زندگیم میشه و این رو کمی بهتر درک کردم که جهان فرکانسی عمل میکنه همینکه من زاویه دیدم تغییر کرد و حالم خوب شد پاسخهایی که دریافت میکردم هم خوب شد

    خدایا شکرت که هر لحظه مرا آگاهتر و آشناتر به قوانین جهان هستی قرار میدهی

    استاد جان بینهایت سپاسگزارتون هستم

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سمیرا شکیبا گفته:
    مدت عضویت: 578 روز

    باسلام ودرودفراوان خدمت استادوهمه دوستان عزیز

    درزندگی ات تابه حال چندباربه هدفی رسیدی وبعداحساس کردی دیگه تمومه.اشتیاقت کم شدودست ازتلاش کشیدی نتیجه اش چه بود؟

    استادمن توزندگیم بارها وبارها بابت رسیدن به یک هدف تلاش کردم ولی وقتی رسیدم اون اشتیاقی که قبل رسیدن داشتم روندارم وهیچ تلاشی نمیکنم وساکن هستم انگاریجورایی خیالم راحته وپنیرم تموم نمیشه .ولی نتیجه اش فروریختن وبه عقب برگشتن بود.

    چندبارهم بعدازرسیدن به هدف به جای توقف ،هدف تازه ای انتخاب کردی ومسیررشدت راادامه دادی؟اون بارهاچه تفاوتی بادفعات قبل داشت؟استادمن بعدازبرخوردباتضادها تصمیم جدیدی که گرفتم شروع به گوش دادن به فایل هاونوشتن کردم وشروع به ایجادباوردرموردیه هدف که شغل داشته باشم چون من خانه داربودم ودوست داشتم دستم توجیب خودم باشم ازادخریدکنم ،کمک خرج همسرم باشم ،توانایی خودم روببینم وخداروشکرمن روزها وشب هاوهرلحظه که حتی شب هایه لحظه چشمان بازمیشدباورروگفتم که خیلی اتفاقی توسط یکی ازدوستانم به شغلی که میخواستم هدایت شدم وخداروشکرچیزهایی که میخواستم روخریدم وکمک خرج خانواده ام هستم ،راحت خریدمیکنم،ولی این بارگفتم توقف ممنوع .ومن ارزویی که داشتم وهمیشه یه گوشه ی دفترم مینوشتم ولی چون بچه داربودم وباوراشتباه که من نمیتونم درسم روادامه بدم رفتم ثبت نام کردم ودارم درسم روادامه میدم ومیگم دیگه پام روگذاشتم روی گازوخداروصدهزاربارشکرمیکنم وبارعایت قانون تکامل میخوام به هدف هام برسم وشکرخداحالم عالیه .استاداول ازخدااوبعدهم ازشماممنونم وامیدوارم همه ی دوستانم که دراین راه هستن موفق وپیروزباشن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 960 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت وبی نهایت وهاب است

    سلام به استاد عزیز ولقمان حکیمم وسلام به یار غار استاد خانم شایسته مهربان

    وسلام به شما خانواده توحیدی دراین مسیر زیبا وتوحیدی امیدوارم حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم

    سپاسگزار خداوند هستم که منو با شما هم مسیر کرد تا یک زندگی ماجراجویانه برای خودم به وجود بیارم

    استاد عزیز از زمانی که با شما و دوستان وخانواده صمیمی عباسمنش هم مدار و هم فرکانس شدم دوست دارم هر روزم با دیروزم متفاوت باشه و یک زندگی زیبا رو تجربه کنم و برای همین پا روی ترسهای زیادی در این دوسال حضورم با شما گذاشتم من حدود 15سال در کار آسانسور و نصب درب وریل مشغول هستم ولی در طی این دوسال من رفتم و کار نصب بالابر و نصب کامل آسانسور رو هم کارکردم و گفتم باید این دو تا کارو یاد بگیرم و رفتم تو دلش و باعث شد کلی تجربه به تجربیات من اضافه شود خدارو شکر

    من در مورد زبان انگلیسی رفتم تا یه جایی و یادش گرفتم ولی رها کردم والان که دارم کار صادرات و واردات کالا از چین رو استارت میزنم دیدم اگه بلد باشم چقدر راحتر میشد کارم ولی با این حال دستان بی نهایت خداوند به مدد من آمدن تا من در استارت اولین صادرات و واردات کالا هر روز یک قدم مفید بردارم خدارو شکر استاد خوشحالم که به آرزوی بچگی خودم دارم میرسم خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    افشین مهرابی گفته:
    مدت عضویت: 820 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیزم خداقوت که اینجا این مکان مقدس بهترین جا و بهترین ابزار هارو داره برا زندگی

    این فایل از نشونه روز من بود که یه چالش تو زندگیم دیروز داشتم و باعث شد خداوند من رو هدایت کنه به این فایل زیبا و تاثیر گزار استاد که حرفهای همون خداوند مهربان هستش من رو به مسیر برگردونه و دوباره بیام تو مدار

    خداروشکرمیکنم من دیروز یه حال خیلیی بدی داشتم و دقیقا از خداوند خواستم هدایتم کنه من الان تو دوره 12قدم قدم 4 هستم که به لطف الله خیلی نتیجه های بزرگ و خوبی رقم زدم به لطف الله و آموزه های استاد ولی همین چندروز پیش به خودم میگفتم که دیگه همینه دیگه بازی رو یادگرفتم ولی همین دیروز چک و لگد خوردم و کلی احساساتم بهم ریخت و درمانده گفتم بزار برم نشانه روز رو بزنم 100درصد اشتباه مسیرم رو بهم میگه و خداروشکر این فایل اومد

    ولی دوستان اینسری با 2سال پیش که تو قانون نبودم خیلی فرق داره آخه یادگرفتم که مثل استاد دیگه نزارم احساس گناه بمن وارد بشه وبه خودم میگم که اینکار صورت گرفت تا بهتر قدر قوانین رو بدونی چون به قول استاد پاشنه های آشیل همیشه باید روشون کاربشه وگرنه عین زخم سرباز میکنن و خداروشکر امروز فهمیدم قضییه از کجا آب میخوره

    من دیگه باید پذیرش این قضییه که دیگه نمیتونم مثل گذشته زندگی کنم رو در خودم بیشتر بیشتر کنم و باورش رو قویتر کنم تا همیشه رو خودم کارکنم و مهمتر از همه باکسی کاری نداشته باشم

    من اخیرا خیلی رها بودم و نتیججه گرفتم و خداروهمیشه شکرمیکنم که بااین قوانین آشنا شدم الان باید دیگه برم بالاتر اون تضاد الخیرفی ماوقع بهش نگاه کردم و گفتم اومده بزرگم کنه و به لطف خدا با دیدن این فایل آگاه شدم و میخوام زندگیم رو از همه جهت بهبود بدم

    مخصوصا روابطم باخانومم که هم مسیر هستیم باهمدیگه و قراره کلی نتایج بزرگ و بزرگتر بگیریم و باعشق کنار همدیگه زندگی کنیم و لذت ببریم قرار ایشالا فرزند صالح خدابهمون بده و درست تربیت بشه آخه تازه ازدواج کردیم به لطف الله

    خدایا ازتوممنونم که همیشه از رگ گردن بهم نزدیکتری همیشه حامی و هدایتگر من هستی ازنو ممنونم بابت دیروز قبول دارم اشتباه کردم گوشم رو بگیر و بیار تو مدار

    از استاد عزیزمم خیلی ممنونم بخاطراینکه باعشق من رو بااین فایل به اعتبار خداوند آروم کرد تا ابد از تو ممنونم خداجون با آشنا کردن دستی از دستانت استاد عزیزم

    ودرآخر هرکجا هستین شاد پیروز ثروتمند سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 809 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    گام سوم تغییر را در آغوش بگیر

    سوره کهف

    قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُکْرًا ﴿87﴾

    گفت اما هر که ستم ورزد عذابش خواهیم کرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانیده مى ‏شود آنگاه او را عذابى سخت‏ خواهد کرد (87)

    وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یُسْرًا ﴿88﴾

    و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند پاداشى [هر چه] نیکوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به کارى آسان واخواهیم داشت (88)

    خدایا شکرت برای امروزم که به گام سوم ورود پیدا کردم

    خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت برای پروژه تغییر را در آغوش بگیر

    امروز بلطف خداوند بینهایت آرامش دارم

    و همواره در حال کار کردن روی خودم و تغییر زاویه دید م به اتفاقات و همراه شدن با پروژه تغییر و هر بار بهتر شدن مستمر هستم و ایمان دارم با همین آرامشی که بلطف خداوند در وجودم برقرار هست من هدایت شده هستم و دارم تمریناتم را بهتر انجام میدهم

    و امروز چندین صفحه نوشتم و تمرینات را تو دفترم بلطف خداوند ثبت کردم و

    اقدامات عملی که باید از سمت من برای کسب و کارم انجام شود را نوشته ام و میخواهم در برگه ی کوچکی هم اون سوالات را بنویسم و جلوی چشمم قرار دهم که هر روز به طور مستمر یادم باشد که چه تعهدی به خودم داده ام

    و به این درک رسیده ام که باید بها پرداخت کنم برای رسیدن به اهدافم

    و هر چیزی قانونی دارد

    سلامتی قانون خودش را دارد .

    روابط قانون خودش را دارد

    کسب و کار قوانین خودش را دارد

    و این منم که باید با اجرای درست قوانین در هر حوزه ای سهم و حرکت خودم را انجام دهم و شکر گذار تر باشم و توجهم را روی بهبود شخصیتم بزارم و به نکات مثبت توجه کنم و مهم‌ترینش اینکه باور کنم نیروی هدایتگر و خیرخواهی در درونم دارم و او همواره در حال هدایت من است و باید همواره تسلیمش باشم و بگم من بلد نیستم من نمیدووووونم تو بگو الان من باید چکار کنم در هر حوزه ای فقط روی خدا حساب باز کنم

    که خداوند نیروی خیر حاکم بر جهان هستی است و در هر لحظه بهم پاسخ میدهد

    خدایا شکرت

    استاد با این آگاهی های ناب الهی بخدا پر از شور و اشتیاق و انگیزه هستم

    خدایا شکرت من همواره در حال تغییر و بهتر شدن و بهبود شخصیتم هستم

    بلطف خداوند که با سایت آشنا شدم و هدایت شدم به بهترینها

    و بلطف خداوند که در حال طی کردن تکامل و لذت بردن از مسیرم هستم و اعتماد دارم که خداوند همواره در حال هدایت من است.

    و همین الان قبل نوشتن یه خواسته ای رو تجسم کردم و یکی دوبار هم از دیروز که در وجودم شکل گرفته نشانه هاش رو دیدم

    و همین چند لحظه که تجسم میکردم

    خیلی واضح تر شده بود برام تصاویر و داشتم لذت می‌بردم و خودم را لایق داشتن اون خواسته می‌دیدم

    خدایا شکرت پس باید ادامه بدم این مومنتوم مثبت را ادامه بدم تا برسه به نتیجه

    نیمه راه رهایش نکنم و صبور باشم و شکر گذار برای هر لحظه برای دیدن نشانه ها برای واضح تر شدن خواسته ام برای لذت بردن از مسیرم همواره شکر گذار باشم

    خدایا شکرت

    استاد نشانه روزم فصل اول کتاب رویاها بود

    و اونجا هم در مورد کتاب پنیر نوشته بودین و یه فایل دیگه هم دیدم که از کتاب پنیر صحبت کردین و اینجا هم همون رو دارین توضیح می‌دین و چقدر من به همزمانی ها اعتمادم هر بار داره بیشتر میشه که در مسیر درست هستم

    و همچنان همزمانی ها ادامه داره با دیدن ساعت و همزمانی هاش و اعداد پشت سرم هم

    که هر بار مهر محکمی هست در درستی مسیرم و راهم که راهی الهی و توحید ی و سرشار از موفقیت و شادکامی و نعمتدو فراوانی و ثروت و برکت الهی است

    خدایا شکرت همین الآنم همزمانی 222را دیدم

    خدایا شکرت

    که دارم سعی میکنم هر روز بهتر از روز قبلم باشم

    هر روز برای زیباتر شدن افکار و فرکانس ها و باورهای توحیدی ام باید مستمر روی خودم روی ورودی هام روی کنترل ذهنم با عشق و لذت کار کنم

    خدایا شکرت که هر بار در حال رشد و پیشرفت و تغییر الهی تری هستم

    خدایا شکرت

    جهان روندی رو به حرکت دارد و هرگز سکونی در کار نیست؛

    تا زمانی که به دنبال بهبود هستی، با روند طبیعی و روانِ رشد، همراه هستی؛

    توانایی تشخیص نشانه ها و حرکت کردن در راستای آنها؛

    رسیدن به هدف، پایان نیست؛ سکون، آغازِ سقوط است

    خدایا شکرت که باید با دیدن نشانه ها تغییرات را در خودم ایجاد کنم

    خدایا شکرت برای هموار تر شدن مسیرم به بودم

    خدایا شکرت که مرا آسان کردی بر آسانی ها

    خدایا شکرت که در این 12دقیقه فایل بینظییییر

    کلی درس و آگاهی برایم داشتی

    خدایا شکرت برای وجود ارزشمند خودم و عزیزانم

    خدا را شکر برای هر لحظه در مدار تو بودنم

    خدایا شکرت برای هر لحظه بهتر شدنم

    برای اقدامات عملی ام که با هدایت‌های الهی ات همراه تر شده ام

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و همواره در حال بندگی کردن و فروتنی در مقابل تو باشم

    خدایا شکرت من تسلیمم به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم

    خدایا شکرت که دارمت خودت را بهم بخشیدی آرامم و آسوده خاطر

    خدایا شکرت که مسیرم را روشن کرده ای

    با عشق و علاقه در مسیر الهی قدم میگذارم و خودم را به آغوش پر مهرت سپرده ام

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1709 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    اگر روی خودمون کار نکنیم ،جریان متوقف نمیشه ،پسرفت میکنه

    اگه به هدفی رسیدی،هدف دیگه ای رو انتخاب کن و حرکت کن.

    در همه زمینه ها همش روی خودت کار کن و همش رشد کن.

    درخت که نیستی،جاتو عوض کن

    چه کسی پنیر مرا جابجا کرد

    چطور میتونم تغییر کنم ؟با باور لیاقت،با نترسیدن،با حرکت،با ایمان محکم.

    همه اتفاقات توسط خودمون رقم میخوره

    همه چیز از خودمون شروع میشه

    وقتی ایمان داشته باشی همه چیز خودتی و میتونی تغییر کنی استارت میزنی

    تو میتونی

    به همین دلیل که دیگران تونستن

    پس تلاش کن اگر هم به نقطه خوب رسیدی دوباره برو بالاتر و بیشتر خودت رو تجربه کن

    همه ما توانایی های یکسان داریم

    استاد عزیزم قربونت برم

    استاد شایسته دستت پر برکت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    زهرا نجف ابادی پور گفته:
    مدت عضویت: 1527 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ

    سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ

    11 رعد

    برای انسان از پیش رو و پشت سر، مأمورانی است که همواره او را به فرمان خدا [از آسیب ها و گزندها] حفظ می کنند. یقیناً

    خدا سرنوشت هیچ ملتی را [به سوی بلا، نکبت، شکست و شقاوت] تغییر نمی دهد تا آنکه آنان آنچه را [از صفات خوب و

    رفتار شایسته و پسندیده] در وجودشان قرار دارد به زشتی ها و گناه تغییر دهند. و هنگامی که خدا نسبت به ملتی آسیب و

    گزند بخواهد [برای آن آسیب و گزند] هیچ راه بازگشتی نیست؛ زیرا برای آنان جز خدا هیچ یاوری نخواهد.

    سلام ودرود خدا بر پیام آور توحید استاد قلبهای خداجو استاد عباس منش

    سلام بر بانوی همیشه همراه استاد مریم دوست داشتنی

    سلام و درود بر همراهان عزیز در این مکان خدایی و جادویی و آرامش بخش و زندگی ساز

    به ظاهر پایان سفر شگفت انگیز ده ماهه ای که شروع شده بود و ما در سفر شاهد تغییرات شگرف دوستان بودیم .و

    ازخواندن نوشته ها و داستانهای زندگی تک تک شما عزیزان اشکها ریختم و لذت بردم آموختم و یادگرفتم . و از تغییراتی که

    نوشتید الگو برداری کردم و توانستم از کامنت های شما درسها بگیرم و باگ های وجودم را برام روشن و واضح کردید. به قول

    استاد خوش گفتارم گنج ها در این کامنت ها دیده میشه که از هزاران کتابی که نوشته شده مفیدتر ، موثرتر است.این سفر

    را میتوان یکی از عجایب هفتگانه جهان دید.سفر به درون ، سفر به خودشناسی ، سفر خداشناسی ،سفر هم جهت با جریان خداوندبود .

    ما بزرگ شدیم.

    ما معنای واقعی قرآن خوندن را یاد گرفتیم.

    ما از درک خواندن قرآن لذت می بریم.

    ما تغییر کردیم.

    ما شخصیت جدیدی ساختیم.

    ما روحمان را شناختیم.

    ما به روحمان و اصلمان وصل شدیم.

    ما با خودمان روحمان دوست شدیم.

    ما خود واقعی مان را در آغوش گرفتیم.

    ما به ارزش واقعی مان پی بردیم.

    ما احترام گذاشتن به خودمان و روحمان را پی بردیم.

    ما صحبت با خدا را یاد گرفتیم.

    ماقوانین ثابت جهان را بهتر درک کردیم.

    ماسپاسگزار بودن را درک کردیم .

    ما دیدن نعمت های زندگی مان را متوجه شدیم.

    ما داشته های گرانبهایی را که برایمان تکراری شده بود در آغوش گرفتیم بوییدیم گریه کردیم که چه راحت و آسان آدم فراموش می کنه.

    ما به مدار بالاتر امدیم چون قوانین را بیشتر درک کردیم.

    ما همه یاد گرفتیم که هم جهت با جریان خداوند قدم بر داریم .همانطوری که شما استاد در دوره قانون آفرینش می فرماید.

    انسان و خدا در یک مسیر به موازات هم دارن حرکت می کنند.

    &برای گسترش این جهان &

    خدایا سپاسگزارم بخاطر هم فرکانسی با این انسانهای بزرگ در این سایت الهی.

    استاد مثل خیلی از دوستان که در کامنت خود اشاره کردن از یک جایی به بعد اشکشان جاری شد به خدا منم اشکها ریختم

    که یک لحظه متوجه شدم دارم هق هق میزنم و نت بردای کرده بود . اشکهایم را پاک کردم نگاهم افتاده به لیوان چای که سرد و سرد و پر رنگ و سیاه شده بود.

    استاد واقعا با ما چه کردید .

    استاد شما از نعمت ها گفتید بنویسیم ولی من میخوام از یک نعمتی بگم که با هیچ پولی ، در هیچ جای دیگه ای نمی

    توانستم آنرا بدست بیارم. من آرامش را در وجودم بدست آوردم من به خود خدا در لحظات زندگی رسیدم در حالی آنرا در بیرون جستجو میکردم .

    در سفری که اخیرا داشتم .صبحها تمرین فانوس دریایی می نویسم . گفتم خدایا پول سفر سریلانکا جور کن. جمله ام تمام شد

    موبایلم زنگ خورد جواب دادم بعد چشمم افتاد به واریزی که اصلا انتظارشو نداشتم.از راههای دیگه منتظر بودم ولی از جایی رساند که فکر نکرده بودم .

    خواستم برم سفر برای دوستم مشکل پیش آمد و من تنها شدم

    آژانس گفت چون تنها شدی اتاق یک نفره هست مقدار36 میلیون بیشتر میشود.به هر کس که زنگ زدم شرایط نداشتن که همسفرم بشن.

    دوباره نوشتم خدایا پول جورکردی همراهی هم جور کن دو روز بعد همکار قدیمی که تازه پایان 1404 بازنشسته شده بود

    زنگ زد حال و احوال از خودش گفت چند تا سوال کرد خواست خداحافظی کنه گفت سپیده (اسم مستعارم هست)

    اگر خواستی بری سفر به منم خبر بده شرایط داشتم حتما میام .بهش گفتم عزیزم الان میخوام برم سریلانکا دوست داری خوشحال میشم همراه هم بریم.

    دوستم گفت با شوهرم هماهنگی می کنم خبر میدم بعد از یک هفته تماس گرفت و تاریخ را با هم ست کردیم .

    قرار شد از تهران بریم.وکارهای سفر را من انجام بدم.

    نوشتم خدایا همه چی از خودت میخوام سفری راحت، آسان با کیفیت وهزینه مناسب برام جور کن.

    یکی از دوستان دیگه هم بواسطه همین دوستم با خبر شد و ما سه نفر شدیم .با آژانس صحبت کردم گفت اتاقتان یک تخت اضافه می کنند.

    استاد به خدا خودش قسم سفری رفتم که فقط لذت ،برکت، شادی، راحتی، آسانی ،زیبایی های شگفت انگیز.

    من فقط مهربانی، محبت،عشق،لبخند،آدمها همه با خودشون راحت بودن. انسانهای بی نظیر فوق العاده دیدم.

    قبل از رفتن دوستم گفت با چند تا از دوستام صحبت کردم نظر آنها این بوده که سریلانکا مثل شمال خودمان هست. به

    دوستم گفتم عزیزم از نظر من همین شمال خودمان هم خیلی با هم متفاوت هست من اصلا مازندران ،گیلان، گلستان را هیچ وقت یک منظره مثل هم ندیدم هر کدام جذابیت های خودشان را دارند.

    دوستم از اولی که رفتیم و در هتل با ویوی جنگلی مقیم شدیم منو بوسید گفت خداروشکر من به این سفر آمدم.

    استاد خدا شاهد عکس هایی گرفتم که همه دست به دهان مانده بودن از این بهشتی که ما رفته بودیم.هر کجا رفتیم زیبایی ،زیبایی زیبایی بود.

    استاد جان زیبا دیدن را بواسطه آموزش های شما یاد گرفته بودم.

    یکی از هتل هایی که رزو شده بودآژانس گفتن چهارستاره جا نداشتیم سه ستاره هست گفتم من برای خدا نوشتم حتما این درست ترین مکان برا ی ما هست.

    به یاد آوردم شعری که تو سایت شما و دوستان در کامنت ها می نوشتن

    باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد

    خودش می بردت هر جا دلش خواست

    به هر جا برد بدون ساحل همونجاست

    گفتم اشکال نداره این همانی هست که خدا برامون جور کرده حتما این بهترین هست استادم میگه نمی خواد همه چی

    تحت کنترل خود داشته باشید. رها باشید. تسلیم باشید. موقع حرکت بگیدخدایا ما در مکان مناسب،زمان مناسب، در شرایط عالی، و در بین افراد درست باشیم.

    همه چیز را از خدا بخواهید.استاد ما یک گروه هشت نفره بودیم سه تا آقابا هم از خوزستان ، من و دوتا ازدوستام، و دوتا خانم دیگه

    یک ماشین ون برای ما هشت نفر ، لیدر محلی هم راننده بود و هم فقط با زبان انگلیسی صحبت می کرد.اینم بگم اکثریت انگلیسی صحبت می کردن.

    من در رابطه با هتل سه ستاره هرگز به دوستام چیزی نگفتم شهر اول دو شب هتل چهار ستاره بود خوب بود. شهر دوم هتل

    سه ستاره و سه شب آنجا بودیم .از گروه اول ما سه نفر رسوندن وقتی رسیدیم به محل اقامتمان ، همه یک طاقی با لامپ

    های زرد روشن و دو تا آقا آنجا بودن .لیدر رفت صحبت کرد برگشت گفت بیایید پایین همه به هم نگاه میکردیم اینجا اصلا

    ساختمانی نیست اقایان مشکوک شدن این چطور هتلی هست چیزی اینجا نیست گفتن با قایق یک مسیری را باید بریم

    .مجبور بودیم سوار بشیم من خدا را گواه میگیرم یک ذره به درستی کار شک نکردم می گفتم دوستان ناراحت نباشید ما بهترین مکان روی زمین هستیم.

    سوار قایق شدیم دوستان گفتن با ما حتما در تماس باشید. رسیدید پیام بدید. وقتی ما از فاصله جایگاه قایق تا هتل پنج

    دقیقه بر روی رودخانه پنتوته رفتیم و به هتل محل اقامتمان رسیدیم شب بود خیلی زیاد متوجه نشدیم.

    اتاق این هتل بزرگ ، ویلایی، یک طرف تراس درب بزرگ کشویی و یک طرف درب وردی مودم اختصاصی ، دستشویی

    جداگانه، حمام جداگانه ، وان بزرگ جداگانه، روشویی دوتا بزرگ بین ورودی حمام و دستشویی.

    دوستان خیلی راضی و خوشحال بودن من هیچی به آنها نمی گقتم و فقط خد را شاکر بودم و سپاسگزاری هر روز صبح می

    نوشتم. بعد از ورود و مقیم اتاق و دوش گرفتن برای شام به رستوران رفیم .خوراکی های گوناگون عین هتل چهار ستاره مان

    فقط بزرگتر و ویوی متفاوت تر، زیباتر، یک طرف جنگلی ،یک طرف ساحلی، یک طرف رودخانه پنتوته بود.

    من نویسنده نیستم حتما یک نویسنده میتونه زیباتر و جذابت تر توصیف آن حجم از زیبایی را که خداوند برای ما به نمایش

    گذاشت. به قول خانم شایسته توی سفرهاش میگفت هر چقدر زیبایی ها را تحسین کنید جهان و طبیعت به شما قشنگی های بیشتری را نشان میدهد.

    به واسطه ی زیبایی هایی که این هتل داشت ما سه نفر یک روز که وقت آزاد داشتیم اطراف آن را گشتیم . عظمت اقیانوس

    هند را نسبت به دریا دیدیم . ساحل شنی زیبای آن خیلی متفاوتربود، موجها بزرگتر و جذاب تر، شکل آب فرق داشت.رنگ

    بوی خدا را میداد، بو و رنگ بهشت را میداد.

    خدیا سپاسگزارم بابت دیدن این حجم از زیبایی.

    خدایاسپاسگزارم بابت برکتی که در این سفر شامل حالم شد ، علاوه میزان هزینه ای که ما نسبت به بقیه دوستان پرداخت

    کرده بودیم مقدار ده میلیون کمتر پرداخت کرده بودیم و همچنین موقع خروج از فرودگاه امام خمینی گفتن شما آخرین گروه

    هستید بدون ویزا می روید بعد از این هر کس می خواهد برود باید ویزا بگیرد.

    خدایا سپاسگزارم بابت حال و احساس عالی که دارم.

    خدایا فقط تو را می پرستم و از تو یاری می خواهم

    خدایا ما را به راه راست هدایت فرما راه کسانیکه به آنها نعمت دادی.

    خدایا سپاسگزارم از همین جایی که بر روی شانه هایت نشستم و از زندگی لذت می برم .

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست .

    این که نوشتم یاد سفر افتادم دلار چنج کردم و من زیپ کیفم را نبسته بودم روپیه ها مشخص بودن تو خیابان می رفتیم یکی

    از محلی ها من را متوجه کرد که زیپ کیفت باز هست.لیدر و بقیه بخدا تعجب کرده بودن.

    اینها همه از فضل خدا هست

    خدایا هزاران بار هر لحظه شکرت.

    همگی را به خدای مهربان می سپارم

    دست حق نگهدارتان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    منیره ملاباقری گفته:
    مدت عضویت: 1160 روز

    سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته ی عزیز ودوستهای هم فرکانسی خوبم

    چه قدر این فایل خوب وعالی بود ، چه قدر مارو به چالش میکشه ، چه قدر ما رو توفکر میبره که مواظب باشیم سرگرم روزمرگی نشیم.

    من خودم عاشق آدم‌هایی هستم که هرلحظه درحال تغییر وپیشرفت کردن هستن، افرادی که خودشون رو همیشه با یک روز ، بایک هفته ، بایک ماه وسال قبل خودشون مقایسه میکنن.

    به نظر شخصی من انگیزه وتغییر هرلحظه ی ما چیزیه که مقدار کمی از افراد تو زندگی بهش فکر میکنن، من وخانواده ی صمیمی که تواین سایتبا هم هستیم، دنبال این انگیزه و تغییر روتین زندگی هستیم ، نه اینکه 2روز حالمون خوب باشه بعد دوباره برگردیم روی سیستم زندگی قبلیمون.

    من هنوز هیچ بسته ای ازبسته های استاد نخریدم وفقط وفقط چندساله بافایلهای رایگانشون روی خودم کار میکنم .

    امروز یک تغییر توی شخصیت خودم دیدم که خیللللی لذت بردم وخدارو خیللللی شکر کردم، بچه ها باورتون میشه من 18ساله یک جاده ای رو دارم سالی 7یا 8بار میرم ومیام .این جاده ، جاده ی لرستان هستش که میرم خونه ی پدرشوهرم، امروز من این جاده رو داشتم نگاه میکردم وانقدر ذوق کردم وطبیعت رو دیدم وشکرگزاری کردم ونکات مثبت جاده رو دیدم که همسرم بهم گفت مگه بار اولت هست که این جاده رو میبینی ، میخوام بگم یک ذره تغییر چه غوغایی میکنه در درون انسان وچقدر لذت میبری از لحظه های زندگی .خدایا صد هزار مرتبه شکررررررررت که دراین مسیرم

    چه قدر دوست عزیزمون زیبا گفتن که آدم همیشه باید روی خودش کارکنه ومن این رو هم تو زندگی دارم میبینم که فقط کافیه 2روز روی خودت کارنکنی دوباره برمیگردی روی پله ی اول.

    دوستان عزیزم تغییر کردن خیلی مهمه ولی تعهد داشتن واراده داشتن دراین مسیر خیللللللللی مهمتر هست که ما کم نیاریم ، خسته نشیم ، انگیزه وارادمون رواز دست ندیم وحرکت کنیم وحرکت کنیم وهرلحظه روی خودمون کارکنیم مثل غذا خوردن ، مثل خوابیدن که اگه به بدنمون نرسه نابود میشیم.

    امیدوارم هرکجا که هستین هرلحظتون ازلحظه ی قبلیتون شادتر وپرانگیزه تر باشه وهمیشه درحال تغییر زندگیمون باشیم.

    درپناه حق شاد وسلامت وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: