این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2025-10-18 08:58:072025-10-30 23:40:47تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم وشکر نعمت مرا به جا بیارید و مرا ناسپاسی نکنید.
تمرین امروز
در زندگیت تا به حال چندبار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی دیگه تمومه و اشیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟
یادم میاد سال 81بود که عاشق یه خانومی شدم و چون خدمت نرفته بودم و میترسیدم که پدرش به کارت پایان خدمتم گیر بده رفتم یه حرفه ای رو یاد بگیرم و برای خودم مغازه بزنم
پدرم 4تا مغازه بزرگ داشت و من به خاطر اینکه این شغل رو یاد بگیرم چه مسافتی رو باید میرفتم و میومدم تا این کارو یاد بگیرم و مغازه بزنم و به هدفم برسم
خلاصه که این کار و یاد گرفتم و مغازه زدم و وقتی رفتیم خواستگاری پدر خانومم که دید من مغازه دارم و پدرم وضعش خوبه از کارت پایان خدمتم چشم پوشی کرد و قبول کرد که من و اون خانوم ازدواج کنیم
اوایل همچی خوب بود توی لواسون باغ خریدم و توی شمال زمین خریدم و خونه خریدم و بعد یواش یواش به خاطر اینکه هواسم به نشانه ها نبود و تضادهایی تو زندگیم اتفاق افتاد که رفتم به سمت حال بدی و اتفاقات بد شروع کردن به اتفاق افتادن وتا جایی پیش رفت که مومنتوم قوی شکل گرفت و یه شهر رو زیر خودش دفن کرد
مغازه ام از دستم رفت.روابطم نابود شد
و سختی های زیادی رو متحمل شدم.
خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه نگاهم به گذشته نیست و کلا چیززیادی یادم نمیاد
قدیما احساس بدی بهم دست میداد وقتی گذشتمو زیاد به یاد نمیاوردم
الان فهمیدم که چه نعمت بزرگیه که چیزی از قدیم به یادم نمیاد
چند روزه پیش احساس کردم که دیگه فایده نداره و حالم بد شداز اینکه هر روزم تکراری شده و نتیجه مثل قبله.
اینکه مثل بقیه صبح و به شب برسونی و هیچ اتفاق قشنگی تو زندگیت نیفته
اینکه همه اش سر کار باشی و ازادی نداشته باشی
اینکه به خودت نرسی اینکه برای خودت وتغییر شخصیتت زمان نزاری
اینکه تو باور کمبود گیر کرده باشی و همه اش بدو بدو دیر شد همه خورند و بردند و چیزی به تو نمیرسه
اینکه با آدمهایی باشی که همه اش حرف از کمبود و اتفاقات بد بزنند
اینکه یه روزی برسه که پشیمون بشی و دیگه فایده ای نداشته باشه.
من چندتا از دورهای استاد رو خریدم اما همیشه دست پا شکسته روش کار کردم و دست و پا شکسته هم جواب گرفتم
اما تقریبا 10روز پیش تصمیم گرفتم که دیگه باید تغییر کنم و چون نشانه ها هم نشان از تغییر میدادند و همزمان هم شد با شروع پروژه تغییر را درآغوش بگیرکه این رو هم نشانه ای از طرف اربابم میدونم.
یه روز صبح تصمیم گرفتم و به خدا توکل کردم از شغلم استعفا دادم و از خدا خواستم محیطی رو بهش هدایت بشم تا روی خودم کار کنم
هدایت شدم به یک کتابخانه
و به خدا گفتم الان باید روی کدوم دوره کار کنم که نشانه برام از دوره لیاقت اومد و قشنگ احساس کردم خدا داره برام میچینه و منم چشم گفتم و الان هر روز از ساعت5صبح تا 10شب برنامه ریزی کردم که روی خودم کار کنم ومطمئنم نتایج عالی در انتظارمه.
انشاالله.
استادانم از شما به خاطر پروژه جدید که تو مدار دریافتش بودم بینهایت سپاسگزارم
من زمانی که نوجوان بودم در رشته ورزشی شروع به فعالیت کردم و در تایم و مدت زمان کوتاهی شاهد موفقیت هام بود تا جایی که کوچکترین عضو سوپر لیگ کشثر و عضو تیم ملی بودم و چندیم مقام جهانی و اسیایی داشتم
تا اینکه دیگه احساس کردم نیازی به یادگیری بیشتر ندارم و در کنار قهرمانی مربی ام بودم در سن 20 سالگی همینطور درجا زدم تا اینکه بعد از اسیب زانو کم کم از قهرمانی دور شدم و تعداد شاگردان من هم به خاطر فکر میکردم که دیگه به هدفم رسیدم و نیازی به یادگیری و پیشرفت ندارم به مرور کم می شدند و تا دو سال پیش که به کل ان را کنار گذاشتم
ولی خداروشکر این مورد یک تجربه بسیار بزرگ برای من هست و وقتی در زمینه جدید شروع به فعالیت کردم همیشه در حال یادگیری هستم و می دونم همیشه مطلبی هست که من باید یاد بگیرم و این مورد عالاوه بر اینکه اعتماد به نفس من را بالا می برد از این مسیر یادگیری لذت می برم و هر روز شاهد رشد خودم هستم و چه چیزی شیرین تر از اینکه از مسیری که در ان حرکت میکنی لذت ببری و من همه این تحربیات و لحظات خوب رو بخاطر اموزش های استاد در دست دارم
هدفم ازثروتمند شدن برای رفاه خودمو دخترمه و رفاه عشقمه که خیلی برای ثروت داشتن انگیزه قوی دارم .
من میخام این خونه ای که توش هستم رو نوسازی کنم ووسایل مجلل براش بخرم وسایناصفربنامم بخرم
یک باغ ویلای 1000متری در دهات طالقان با سرایدار
اسب وسگ پامر بگیرم .
.
.
.
هدف دومم ازثروتمندن شدنم
آقااااااااااا بگم برااااااااااااات
یک واحدآپارتمان 300متری نوساز درعظیمیه کرج با وسایل مجلل و یک ماشین النترا بنامم و یک باغ ویلای نوساز دوطبقه 3000متری دررشت با لوازم خانگی سنتی بنامم .
سرایدار
وحیواناتی که دوستدارم
.
.
.
هدف سومم ازثروتمندشدن
مسافرتهای خارج ازکشورباشوهرم خودمو ویانا (مامانم داداشم) این دونفرسرجهازمنن هرجابرم بامن هستن .
یک ویلای دوبلکس 10000هزارمتری در لواسان .
یک باغ ویلای 20هکتاری در بهترین وسرسبزترین منطقه ایران باسرایدار وخدمتکار
ماشین بنز و بی ام و و لندکروز و وانت دوکابین و اتوبوس مسافرتی وکمپ
جزیره وهواپیما شخصی و.کشتی شخصی و…..هم بعدا هم اگه خدابهم داد سپاسگزارم کلا قانعم .
ازدوستان که تولیدمحتوامیکنن وموزیک ویدئو میسازن واقعا سپاسگزارم بمن روحیه میدن همیشه .خیلی برنامه های عالی و فوق العاده ای میسازین وفرهنگ سازی میکنید.مخصوصا منکه ورزش ورژیم شروع کردم اکسپلور تپلوها مدشدن وخیلی جذابه محتوای تپلوها واقعا زیبا وباکلاسه :))) انشالا که تک تک شما فرشته ها دست به خاک میزنید طلابشه وهروز پیشرفت کنید درهمه لاینها .
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه
خدایا هزاران بار سپاس که دراین مسیرم…
استاد عباس منش عزیزم یادمه که اون اوایل این درس های زندگی رو از شما دریافت میکردم شما جمله ای گفتید که خیلی برام تکارن دهنده بود مفهموم این جمله این بود که ….
یا خودت ، دائما تو مسیر رشد و بهبود باش حتی کوچیک ، یا جهان از طریق تضادها مجبورت میکنه تا تغییر کنی چون جهان ، جهان سکون نیست همه چیز دائم درحال تغییرِ
اگر تغییر نکنی «« شرایط موجود رو حفظ نمیکنی»» بلکه به سمت سقوط درحرکتی .
این جمله های ارزشمندتون انقدر به جانم نشست و انقدر الگو پیدا کردم برای صحت این صحبت ها که همیشه پس زمینه ی همه ی رفتارهام قرارش میدم
واینکه بقول شما هرچقدر که به خواسته هامون میرسیم باز خواسته جدید داریم و منم به همین خاطر هنوز به بی انگیزگی وسکون نرسیدم
البته این آیه (فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ)که شما زیاد راجبش حرف زدید وآگاهی های بسیار پر محتوایی هم تولید کردید که فرمودید پس از اینکه به هدفی رسیدی هدف جدید برای خودت تعریف کن هم بسیار بهم کمک کرد تا در دام سکون و بی انگیزگی نیوفتم
به هرحال بسیار بسیار سپاسگزارم که این درس هارو برامون تکرار میکنید من عاشق این تکرار هام از اینکه هر درس رو از هزاران جنبه برسی میکنید و راجبش توضیح میدیدازتون بی نهایت سپاسگزارم ، اینجوری به شیوه ی قوانین زندگی کردن رو یاد میگیرم
دوستتون دارم و یک دنیا عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
به نام خدایی که همین نزدیکیست و یادش آرامش بخش قلبهاست
سلام استاد عشق و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم
چقدر درس داشت برای من این فایل همه ما در مرحله ای از زندگی ممکن است دچار این اشتباه بشیم که وقتی بعد از تلاش کردن به خواسته ای می رسیم فکر می کنیم رسیدن به این خواسته اصل مهم بوده و دیگر کاری برای انجام دادن نداریم در صورتی که ما در وحله اول باید هم از مسیر رسیدن به آن خواسته لذت ببریم و هم اینکه بعد از رسیدن به آن همینطور که از داشتنش لذت می بریم آن را پله ای کنیم برای رسیدن به خواسته بعدی و به خودمون بگیم وقتی تونستم با تغییراتی که در خودم ایجاد کردم خودم رو در مدار رسیدن به این خواسته قرار بدم اگر بیشتر روی خودم کار کنم به خواسته های بالاتر ازین هم می تونم برسم و این
روند رو میتونم هر روز بهبود ببخشم و این برای ذهن باور پذیر میشه که اگه این شد پس بالاتر ازین هم میشه
10 سال پیش بود که تصمیم گرفتم ازدواج کنم ولی به لحاظ مالی شرایطش رو نداشتم و به خدا گفتم میخوام ازدواج کنم اما پول ندارم ازت می خوام که شرایط رو برام مهیا کنی تو اون روزها تو محل کار به یکی از همکارها که خیلی خانم محجوب و باوقاری بود و چهره زیبایی هم داشت علاقمند شدم. از یکی از همکارها شمارش رو گرفتم و باهاش تماس گرفتم و قرار گذاشتیم رفتیم بیرون و باهاش صحبت کردم و گفتم که قصدم ازدواج هست چند وقتی با هم ارتباط داشتیم. و بیرون رفتیم و احساس کردم که اون هم از من خوشش اومده اما مشکلش شرایط مالی من بود. خلاصه این که طبق معمول که هر کاری را به خدا میسپارم به بهترین شکل برام انجام میده خودش همه کارها رو برام درست کرد و ما با هم ازدواج کردیم.
اوایل زندگی با اینکه ما خیلی بهم علاقمند بودیم تنش بین همسرم و خانواده من باعث شد که به زندگی ما کشیده بشه و روزهای تلخی را گذروندیم الان که یادم میاد تمام آن اتفاقات به خاطر این بود که من بعد از تلاشی که کردم تونستم به خواستم یعنی ازدواج برسم فکر کردم همه چیز تمام شده و من به خواستم رسیدم در صورتی که وارد یه مرحله از زندگی شده بودم که با دوران مجردی خیلی فرق میکرد و من هم باید تغییرات لازم برای ورود به این مرحله را انجام میدادم در صورتی که من همان آدم قبلی بودم و تغییر نکردم همین باعث شد که نتوانم با یک رفتار مناسب ارتباط خوبی را بین خانوادم و همسرم برقرار کنم و حدود 2 سال رابطه ما با خانوادم قطع شد و در این مدت به لحاظ روحی خیلی اذیت شدم و زمانی به خودم آمدم که چک و لگد حسابی را از جهان خوردم و وقتی شروع کردم به تغییر رفتار و شخصیت دوباره روابط برقرار شد و همه چیز به روال عادی برگشت. خدا رو صد هزار مرتبه شکر که به لطف هدایتهای خداوند توانستم زود به مسیر برگردم و کار به جاهای بار یک کشیده نشد و برای من درسی شد که در هر مرحله ای از زندگی هستم احتیاج به بهبود همیشگی دارم و به خودم بگم هرجا که به هدف رسیدم و گفتم دیگه کار تمومه همونجا استاپ کنم و برگردم به عقب که اگر اون تغییرات را انجام نمی دادم به این هدف نمی رسیدم پس باید همیشه در حال بهبود و ارتقا باشم در غیر این صورت همان چیزی را هم که به دست آوردم از دست خواهم داد.
استاد عزیزم همیشه قدردان زحمات شما هستم این پروژ تغییر دریچه بزرگی به روی زندگی من باز کرد. خدا حفظت کنه که همیشه با دوره هایی که آماده می کنی باعث رشد و پیشرفت زندگی ما میشی در پناه خدا باشی. یا حق
دیروز فایل گوش کردم ولی کامنت نذاشتم…امروز فایل گوش ندادم ولی باید کامنت مو بذارم چون نمیخوام دوباره آروم آروم از مسیر خارج بشم
راستش
من تو یه مسئله ای گیر کردم
مسائل قبلیم رو خدا حل کرد اینیکی ام بخاطر به تعویق انداختن ها و جدی نگرفتن های خودم بوده ولی امیدوارم خدا حلش کنه…چون به کمکش احتیاج دارم..و چون این مسئله برام مهمه.
نمیگم درس مو کامل و عالی گرفتم چون آدم همیشه میتونه بهتر بشه. ولی این مسئله برام مهمه و نیاز دارم خدا حلش کنه برام.
قضیه اینه که
سر همین قضیه زود تغییر کنید هم هست اتفاقا
من خیلی وقت پیش بهمون گفته بودن توی مدرسه که یه مکان پیدا کنید برای کار اموزی برید اونجا و یک هفته رایگان کار کنید و باید خودتون پیدا کنین و مدرسه پیدا نمیکنه واستون.
منم همینجوری سرسری برخورد کردم اصلا جدی نگرفتم اصن توی ذهنم نبود همش میگفتم حالا وقت دارم. بعذ الان وقتم تموم شده تقریبا و هفته دیگه باید توی کار اموزی باشم ولی هیچ شغلی پیدا نکردم.(این شغل نباید همون شغل پاره وقت خودمون باشه و باید یچیزی جدا از اون باشه)
همون اول یه حسی بهم گفت به کتابخونه پیام بدم ولی معلمم گفت به شغل آینده ت ربطی نداره نمیشه انتخاب کنی بعذ الان میگه هر شغلی بود فرق نمیکنه فقط یچیزی انتخاب کن…
بعد من آخرش دیروز فکنم به کتابخونه پیام دادم یا پریروز که سریع هم جواب مو دادن گفتن یکم دیر اقدام کردی الان یدونه کار اموز داریم برو به مدرسه موسیقی بگو شاید قبول کنن
اینیکی رو هم یکم دیر انجام دادم امروز زنگ زدم اتفاقا خیلیم خوشحال شدن ولی گفتن هفته دیگه نمیتونیم برنامه ریزی کنیم باید یه موقع دیگه باشه اگه تو همین سال تحصیلی دوباره خواستی بیای کار اموزی حتما بهمون پیام بده و بیا…
ینی اگه من همون اول به کتابخونه پیام میدادم
حتی اگه قبولم نمیکرد پیشنهاد میداد برم مدرسه موسیقی چون گفتم توی ایمیل م که موسیقی رو دوست دارم
بعد اژون ور میتونستم برم تو مدرسه موسیقی برای کاراموزی
ولی چون هی وقت تلف کردم و جدی نگرفتم در واقع اصن یادم نبود
اینم الان رو هوا مونده و نمیدونم چیکار کنم
فکر نمیکردم اصن همه به این سرعت پیدا کنن ولی مث اینکه همه پیدا کردن و فقط من و چند نفر دیگه موندیم..
الان میفهمم چرا باید زود تغییر کنیم
اصن همین به تعویق ننداختن
من اگه به تعویق ننداخته بودم و جدی میگرفتم این مسئله برام پیش نمیومد…الان همش در به در دنبال یه جایی م که منو قبول کنن و یه هفته مجانی واسشون کار کنم…
نمیدونم چجوری این مسئله رو حل کنم ولی مسائل قبلی مو که توی سایت نوشتم خدا خودش برام حل کرده. هردفعه هم چیز جدیدی یاد گرفتم
این دفعه هم یاد گرفتم واقعا فرصت ها بعضی وقت ها همیشگی نیستن
و ممکنه از دست برن
همیشه فک میکردم نه من وقت دارم فرصت ها از بین نمی رن ولی این تجربه میگه که هرچی زودتر اقدام کنی بهتره…فرصت ها از دست نمی رن، ولی ممکنه توی اون زمانی که تو میخوای به دست نیان چون دیر اقدام کردی…بهرحال به تعویق ننداختن خیلی بهتر از دیر عمل کردن و دیر شروع کردنه…
خدایا خودت توی این مسئله م هم کمک کن و حلش کن
من این چند روز گذشته روی مدار خوبی بودم
و میدونم اینم حل میشه
اینم درست میشه و جایی که میخوام رو برای کار اموزی پیدا میکنم و میرم یا حداقل جایی پیدا میکنم که این یک هفته بهم خوش بگذره:)
بخدا قسم من دقیقا با گوشدادن همین فایلها که الان روی سایت گذاشتید حدوداً دو سال پیش کاری که علاقه بهش نداشتم و 18سال کار میکردم که مخارج زندگیمو در بیارم با ایمانی که این صحبتها
به من داد رها کردم و دوره دوازده قدم رو خریدم و رفتم دنبال علاقه ام که تعمیر دستگاههای سرد کننده صنعتی بود و الان به جرات میگم که 90درصد کار رو یاد گرفتم و خداوند چه آدمهای رو به طرف من هدایت کرد چقدر به طور معجزه آسا من هدایت میشدم به طرف ایرادهای که توی کار بر خورد میکردم و چقدر مدار من جا به جا شده چقدر آدمهای عالی تو زندگی من آمدن خدایا شکرت همین جوری که تو یکی از فایلاتون میگفتیم اینقدر نرم این اتفاقات توی زندگیم افتاد که اصلاً نفهمیدم دیگه از اون هم کارای قدیمی خبری نیست که ساعتها می نشستیم غیبت مدیرمونو میکردیم از خدا ممنونم از این همه آگاهی که دارین در اختیار ما میگزارین ممنونم که آنقدر ایمان من رو قوی کرده که هر اتفاقی تو زندگی من میفته میگم آمده یک درس جدیدی به من یاد بده خداوند را بینهایت شکر گزاری زندگیم رو به جلو داره حرکت میکنه
سلام استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان خوبم توی این روند بهبود
در زندگیچند بار به هدفی رسیدی و فکرکردی دیگه تمومه ؟
وقتی در مورد عرت نفس روی خودم کار میکردم ، چقدر نتایج نتیجه گرفتم ، چقدر ترسم کمتر شد ولی از یه جایی که این روند بهبود رو ادامه ندادم نتایج کمرنگ و کمرنگ تر شد
در مورد احساس لیاقت هم همینطور، با دوره احساس لیاقت رفتم جلو و چقدر تمرکز گذاشته بودم روی آگاهی ها و به معنای واقعی آسان شدن برای آسانی ها رو تجربه میکردم و فکر میکردم دیگه از این به بعد همه چیز به راحتی برام رخ میده ولی با کار نکردن دوباره نتایج کمرنگ و کمرنگ تر شد
وقتی با فایل های هدیه پیش میرفتم چقدر نتایج گرفته بودم و چه تمرکزی میذاشتم برای درک قوانین ولی الان که 2 تا دوره رو دارم اون انگیزه ، اون اشتیاق برای کار کردن روی خودم رو ندارم
وقتی باشگاه میرفتم چقدر غذاهای سالم و مقوی میخوردم ؛ وزنمم 3 کیلو افزایش داده بودم ، شیپ بدنی خوب رژیم غذایی خوب ، انرژی و انگیزه برا انجام کارهام داشتم ، الان کارهایی که باید انجام بدم رو به زور و با بی میلی انجام میدم
موقعی که سریال زندگی در بهشت رو میدیدم و پیش میرفتم ، چقدر انگیزم برای انجام کار ها زیاد شده بود ، دوست داشتم دست به آچار بشم اگر وسیلهای خراب باشه خودم ببینم چی به چیه خودم درستش کنم
هر روز پیشرفت هر روز یادگیری چیز جدید، حالا میتونست راجب مرغ و خروس باشه یا راجب نور پردازی یا قطع درختان مهم این بود من هر روز یاد میگرفتم و لذت میبرم که وقتی توقف کردم ، احساس میکنم تنبل شدم حوصله انجام کار ها رو ندارم
همین الان توی شغلم خیلی مهارت کسب کردم ولی احساس میکنم چیز دیگه واسه یادگیری نیست و فکر کردم دیگه تمومه و خب آب که راکد نباشه میگنده
سوال 2 : چند بار بعد از رسیدن به هدفی ، بجای توقف هدف تازهای انتخاب کردی و مسیر رشدت رو ادامه دادی ، اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت ؟
چون جزو گروه اول و دوم هستم ، اگه هم به هدفی رسیده باشم زیر باد اون موفقیت میخوابم تا با سر بیام پایین و بعد دوباره کلی زمان و انرژی میزارم تا به جایی که قبلا بودم برسم
به نام خدای روزی رسان
خدایا تنها ترا میپرستمو تنها از تو یاری میجویم
خدایا مرا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که بهشون نعمت دادی ونه راه کسانی که مورد خشم و غضبت قرار گرفتند ونه راه گمراهان
آمین یا رب العالمین
سلام به استادان عزیزم و دوستان ارزشمندم در این سایت بینظیر و ارزشمند
خدایا خودت بر قلمم جاری شو
فَٱذۡکُرُونِیٓ أَذۡکُرۡکُمۡ وَٱشۡکُرُواْ لِی وَلَا تَکۡفُرُونِ
بقره152
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم وشکر نعمت مرا به جا بیارید و مرا ناسپاسی نکنید.
تمرین امروز
در زندگیت تا به حال چندبار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی دیگه تمومه و اشیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟
یادم میاد سال 81بود که عاشق یه خانومی شدم و چون خدمت نرفته بودم و میترسیدم که پدرش به کارت پایان خدمتم گیر بده رفتم یه حرفه ای رو یاد بگیرم و برای خودم مغازه بزنم
پدرم 4تا مغازه بزرگ داشت و من به خاطر اینکه این شغل رو یاد بگیرم چه مسافتی رو باید میرفتم و میومدم تا این کارو یاد بگیرم و مغازه بزنم و به هدفم برسم
خلاصه که این کار و یاد گرفتم و مغازه زدم و وقتی رفتیم خواستگاری پدر خانومم که دید من مغازه دارم و پدرم وضعش خوبه از کارت پایان خدمتم چشم پوشی کرد و قبول کرد که من و اون خانوم ازدواج کنیم
اوایل همچی خوب بود توی لواسون باغ خریدم و توی شمال زمین خریدم و خونه خریدم و بعد یواش یواش به خاطر اینکه هواسم به نشانه ها نبود و تضادهایی تو زندگیم اتفاق افتاد که رفتم به سمت حال بدی و اتفاقات بد شروع کردن به اتفاق افتادن وتا جایی پیش رفت که مومنتوم قوی شکل گرفت و یه شهر رو زیر خودش دفن کرد
مغازه ام از دستم رفت.روابطم نابود شد
و سختی های زیادی رو متحمل شدم.
خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه نگاهم به گذشته نیست و کلا چیززیادی یادم نمیاد
قدیما احساس بدی بهم دست میداد وقتی گذشتمو زیاد به یاد نمیاوردم
الان فهمیدم که چه نعمت بزرگیه که چیزی از قدیم به یادم نمیاد
چند روزه پیش احساس کردم که دیگه فایده نداره و حالم بد شداز اینکه هر روزم تکراری شده و نتیجه مثل قبله.
اینکه مثل بقیه صبح و به شب برسونی و هیچ اتفاق قشنگی تو زندگیت نیفته
اینکه همه اش سر کار باشی و ازادی نداشته باشی
اینکه به خودت نرسی اینکه برای خودت وتغییر شخصیتت زمان نزاری
اینکه تو باور کمبود گیر کرده باشی و همه اش بدو بدو دیر شد همه خورند و بردند و چیزی به تو نمیرسه
اینکه با آدمهایی باشی که همه اش حرف از کمبود و اتفاقات بد بزنند
اینکه یه روزی برسه که پشیمون بشی و دیگه فایده ای نداشته باشه.
من چندتا از دورهای استاد رو خریدم اما همیشه دست پا شکسته روش کار کردم و دست و پا شکسته هم جواب گرفتم
اما تقریبا 10روز پیش تصمیم گرفتم که دیگه باید تغییر کنم و چون نشانه ها هم نشان از تغییر میدادند و همزمان هم شد با شروع پروژه تغییر را درآغوش بگیرکه این رو هم نشانه ای از طرف اربابم میدونم.
یه روز صبح تصمیم گرفتم و به خدا توکل کردم از شغلم استعفا دادم و از خدا خواستم محیطی رو بهش هدایت بشم تا روی خودم کار کنم
هدایت شدم به یک کتابخانه
و به خدا گفتم الان باید روی کدوم دوره کار کنم که نشانه برام از دوره لیاقت اومد و قشنگ احساس کردم خدا داره برام میچینه و منم چشم گفتم و الان هر روز از ساعت5صبح تا 10شب برنامه ریزی کردم که روی خودم کار کنم ومطمئنم نتایج عالی در انتظارمه.
انشاالله.
استادانم از شما به خاطر پروژه جدید که تو مدار دریافتش بودم بینهایت سپاسگزارم
برای هممون آرزوی سلامتی و خوشبختی و موفقیت دارم
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردد هرجا دلش خواست
هرجا که برد بدون ساحل همونجاست.
به نام خداوند رزاق
سلام به استاد عزیز مریم جان و به دانشجویان عزیز
من زمانی که نوجوان بودم در رشته ورزشی شروع به فعالیت کردم و در تایم و مدت زمان کوتاهی شاهد موفقیت هام بود تا جایی که کوچکترین عضو سوپر لیگ کشثر و عضو تیم ملی بودم و چندیم مقام جهانی و اسیایی داشتم
تا اینکه دیگه احساس کردم نیازی به یادگیری بیشتر ندارم و در کنار قهرمانی مربی ام بودم در سن 20 سالگی همینطور درجا زدم تا اینکه بعد از اسیب زانو کم کم از قهرمانی دور شدم و تعداد شاگردان من هم به خاطر فکر میکردم که دیگه به هدفم رسیدم و نیازی به یادگیری و پیشرفت ندارم به مرور کم می شدند و تا دو سال پیش که به کل ان را کنار گذاشتم
ولی خداروشکر این مورد یک تجربه بسیار بزرگ برای من هست و وقتی در زمینه جدید شروع به فعالیت کردم همیشه در حال یادگیری هستم و می دونم همیشه مطلبی هست که من باید یاد بگیرم و این مورد عالاوه بر اینکه اعتماد به نفس من را بالا می برد از این مسیر یادگیری لذت می برم و هر روز شاهد رشد خودم هستم و چه چیزی شیرین تر از اینکه از مسیری که در ان حرکت میکنی لذت ببری و من همه این تحربیات و لحظات خوب رو بخاطر اموزش های استاد در دست دارم
تشکر از اموزش های عالیتون
سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم
هدفم ازثروتمند شدن برای رفاه خودمو دخترمه و رفاه عشقمه که خیلی برای ثروت داشتن انگیزه قوی دارم .
من میخام این خونه ای که توش هستم رو نوسازی کنم ووسایل مجلل براش بخرم وسایناصفربنامم بخرم
یک باغ ویلای 1000متری در دهات طالقان با سرایدار
اسب وسگ پامر بگیرم .
.
.
.
هدف دومم ازثروتمندن شدنم
آقااااااااااا بگم برااااااااااااات
یک واحدآپارتمان 300متری نوساز درعظیمیه کرج با وسایل مجلل و یک ماشین النترا بنامم و یک باغ ویلای نوساز دوطبقه 3000متری دررشت با لوازم خانگی سنتی بنامم .
سرایدار
وحیواناتی که دوستدارم
.
.
.
هدف سومم ازثروتمندشدن
مسافرتهای خارج ازکشورباشوهرم خودمو ویانا (مامانم داداشم) این دونفرسرجهازمنن هرجابرم بامن هستن .
یک ویلای دوبلکس 10000هزارمتری در لواسان .
یک باغ ویلای 20هکتاری در بهترین وسرسبزترین منطقه ایران باسرایدار وخدمتکار
ماشین بنز و بی ام و و لندکروز و وانت دوکابین و اتوبوس مسافرتی وکمپ
جزیره وهواپیما شخصی و.کشتی شخصی و…..هم بعدا هم اگه خدابهم داد سپاسگزارم کلا قانعم .
ازدوستان که تولیدمحتوامیکنن وموزیک ویدئو میسازن واقعا سپاسگزارم بمن روحیه میدن همیشه .خیلی برنامه های عالی و فوق العاده ای میسازین وفرهنگ سازی میکنید.مخصوصا منکه ورزش ورژیم شروع کردم اکسپلور تپلوها مدشدن وخیلی جذابه محتوای تپلوها واقعا زیبا وباکلاسه :))) انشالا که تک تک شما فرشته ها دست به خاک میزنید طلابشه وهروز پیشرفت کنید درهمه لاینها .
به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست..
سلام و دورود و عشق به شما خوبان
به استاد عزیزم
خیلی به متن این قسمت فکر کردم و متوجه خیلی از باگ ها شدم …
مثلا ما پارسال هدف مون این بود که بریم یه محله بالاتر و بهتر از قبلی
و با یک سری باورهای های محدود کننده خلاصه جابه جا شدیم و وقتی که به خاسته مون رسیدیم
البته که تکامل رو رعایت نکرده بودیم
و روی آدمها حساب کرده بودیم
و خب این فکر مارو درگیر کرده بود
بعهد از جابه جایی من خودم به شخصه رها کردم همه چیز رو
به قول استاد در باد اون موفقیت خوابیدم
و انگار که همه چیز همون طور ثابت میمونه و تغییری نمیکنه ..
فکر من این بوده که حالا درسته شرایط مون خیلی بهتر نشده اما خب توی همین موقعیت که داریم میمونیم که این متضاد با قانون جهان هست
ک نتیجه این شد که همه ی اون نتایج از بین رفتن
یه مورد دیگه من تا کمی اوضاع شرایط مالی خوب میشد سریع همه چیز رو فراموش میکردم
و انگار که به همون مقدار راضی بودم به خاطر باورهای غلط در مورد ثروت مثلا 3ماه خوب میبود
و چون من استمرار نداشتم در کار کردن روی خودم
در اینکه قانون رو رعایت کنم
اینکه وارد حاشیه میشدم نتایج هم
خیلی به راحتی ازبین میرفت
این الگو بسیار زیاد برای من تکرار شده و داره بهم هشدار میده
من متوجه شدم که این کار کردن، اینکه هدف داشته باشی حتی هدف های خیلی کوچیک که تو رو توی مسیر نگه داره
باعث میشه من استمرار داشته باشم
باعث میشه من همواره در جهت بهتر شدن قدم بردارم
باگ اصلی من استمرار نداشتن در برداشتن قدم هاست که همین خودش کلی باور محدود کننده رو شامل میشه ..
مثل نداشتن احساس لیاقت
پول به سختی به دست میاد
و اینکه مسئولیت 100 درصدی زندگیم و اتفاقات رو نذیرفتم .منتظرم یک کسی یه کاری برام بکنه
این مدت با تمام وجودم احساس کردم که به تغییر نیاز دارم
و اولین قدمی که بهم الهام شد..
اینه که صبح زودتر از خواب بیدار بشم فعلا تارگت ساعت 8 رو گذاشتم
میخاستم ساعت 6 بزارم اما یادم افتاد که تکامل رو رعایت کنم و یادم اومد من بارها بارها این تصمیم رو گرفتم اما بعد 10 روز همه رو رها کردم
میخام این تغییرات مستمر باشه
برای کارهای روزانه م برنامه ریزی کردم
تمام سعی من در اینه که در لحطه زندگی کنم و سپاسگزار باشم
و کار مهمم اینه کامنت های دوستانم رو بخونم
چون واقعا حال من رو عاااالی میکنه
به نام خدایی که همواره هدایت می کند
خدایا من بابت تمام درجا زدن ها
و تمام استپ ها و در مسیر نبودن ها
ازت معذرت میخام
خدایا منو ببخش که از اصلم که تو ازحرکت و انرژیه
دور افتادم
خدایا میخام که همواره در حرکت باشم
همواره در حال بهتر شدن
همواره در حال توحیدی تر شدن
و همواره در حال رسیدن به تو در حرکت باشم
خدایا
دیگه چقدررر خوب متوجه میشم که از کجا ضربه خوردم
چقد خوب متوجه میشم که چرا پولم از دست دادم
چرا نعمتهای که بهم دادی دوباره رفت
چقدر خوب متوجه میشم که چرااز رابطه ها اسیب دیدم
خلق را با تو چنان بد خو کند
تا تورا ناچار زان سو کند
خدایا شکرت که در این مسیرم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه
خدایا هزاران بار سپاس که دراین مسیرم…
استاد عباس منش عزیزم یادمه که اون اوایل این درس های زندگی رو از شما دریافت میکردم شما جمله ای گفتید که خیلی برام تکارن دهنده بود مفهموم این جمله این بود که ….
یا خودت ، دائما تو مسیر رشد و بهبود باش حتی کوچیک ، یا جهان از طریق تضادها مجبورت میکنه تا تغییر کنی چون جهان ، جهان سکون نیست همه چیز دائم درحال تغییرِ
اگر تغییر نکنی «« شرایط موجود رو حفظ نمیکنی»» بلکه به سمت سقوط درحرکتی .
این جمله های ارزشمندتون انقدر به جانم نشست و انقدر الگو پیدا کردم برای صحت این صحبت ها که همیشه پس زمینه ی همه ی رفتارهام قرارش میدم
واینکه بقول شما هرچقدر که به خواسته هامون میرسیم باز خواسته جدید داریم و منم به همین خاطر هنوز به بی انگیزگی وسکون نرسیدم
البته این آیه (فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ)که شما زیاد راجبش حرف زدید وآگاهی های بسیار پر محتوایی هم تولید کردید که فرمودید پس از اینکه به هدفی رسیدی هدف جدید برای خودت تعریف کن هم بسیار بهم کمک کرد تا در دام سکون و بی انگیزگی نیوفتم
به هرحال بسیار بسیار سپاسگزارم که این درس هارو برامون تکرار میکنید من عاشق این تکرار هام از اینکه هر درس رو از هزاران جنبه برسی میکنید و راجبش توضیح میدیدازتون بی نهایت سپاسگزارم ، اینجوری به شیوه ی قوانین زندگی کردن رو یاد میگیرم
دوستتون دارم و یک دنیا عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
به نام خدایی که همین نزدیکیست و یادش آرامش بخش قلبهاست
سلام استاد عشق و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم
چقدر درس داشت برای من این فایل همه ما در مرحله ای از زندگی ممکن است دچار این اشتباه بشیم که وقتی بعد از تلاش کردن به خواسته ای می رسیم فکر می کنیم رسیدن به این خواسته اصل مهم بوده و دیگر کاری برای انجام دادن نداریم در صورتی که ما در وحله اول باید هم از مسیر رسیدن به آن خواسته لذت ببریم و هم اینکه بعد از رسیدن به آن همینطور که از داشتنش لذت می بریم آن را پله ای کنیم برای رسیدن به خواسته بعدی و به خودمون بگیم وقتی تونستم با تغییراتی که در خودم ایجاد کردم خودم رو در مدار رسیدن به این خواسته قرار بدم اگر بیشتر روی خودم کار کنم به خواسته های بالاتر ازین هم می تونم برسم و این
روند رو میتونم هر روز بهبود ببخشم و این برای ذهن باور پذیر میشه که اگه این شد پس بالاتر ازین هم میشه
10 سال پیش بود که تصمیم گرفتم ازدواج کنم ولی به لحاظ مالی شرایطش رو نداشتم و به خدا گفتم میخوام ازدواج کنم اما پول ندارم ازت می خوام که شرایط رو برام مهیا کنی تو اون روزها تو محل کار به یکی از همکارها که خیلی خانم محجوب و باوقاری بود و چهره زیبایی هم داشت علاقمند شدم. از یکی از همکارها شمارش رو گرفتم و باهاش تماس گرفتم و قرار گذاشتیم رفتیم بیرون و باهاش صحبت کردم و گفتم که قصدم ازدواج هست چند وقتی با هم ارتباط داشتیم. و بیرون رفتیم و احساس کردم که اون هم از من خوشش اومده اما مشکلش شرایط مالی من بود. خلاصه این که طبق معمول که هر کاری را به خدا میسپارم به بهترین شکل برام انجام میده خودش همه کارها رو برام درست کرد و ما با هم ازدواج کردیم.
اوایل زندگی با اینکه ما خیلی بهم علاقمند بودیم تنش بین همسرم و خانواده من باعث شد که به زندگی ما کشیده بشه و روزهای تلخی را گذروندیم الان که یادم میاد تمام آن اتفاقات به خاطر این بود که من بعد از تلاشی که کردم تونستم به خواستم یعنی ازدواج برسم فکر کردم همه چیز تمام شده و من به خواستم رسیدم در صورتی که وارد یه مرحله از زندگی شده بودم که با دوران مجردی خیلی فرق میکرد و من هم باید تغییرات لازم برای ورود به این مرحله را انجام میدادم در صورتی که من همان آدم قبلی بودم و تغییر نکردم همین باعث شد که نتوانم با یک رفتار مناسب ارتباط خوبی را بین خانوادم و همسرم برقرار کنم و حدود 2 سال رابطه ما با خانوادم قطع شد و در این مدت به لحاظ روحی خیلی اذیت شدم و زمانی به خودم آمدم که چک و لگد حسابی را از جهان خوردم و وقتی شروع کردم به تغییر رفتار و شخصیت دوباره روابط برقرار شد و همه چیز به روال عادی برگشت. خدا رو صد هزار مرتبه شکر که به لطف هدایتهای خداوند توانستم زود به مسیر برگردم و کار به جاهای بار یک کشیده نشد و برای من درسی شد که در هر مرحله ای از زندگی هستم احتیاج به بهبود همیشگی دارم و به خودم بگم هرجا که به هدف رسیدم و گفتم دیگه کار تمومه همونجا استاپ کنم و برگردم به عقب که اگر اون تغییرات را انجام نمی دادم به این هدف نمی رسیدم پس باید همیشه در حال بهبود و ارتقا باشم در غیر این صورت همان چیزی را هم که به دست آوردم از دست خواهم داد.
استاد عزیزم همیشه قدردان زحمات شما هستم این پروژ تغییر دریچه بزرگی به روی زندگی من باز کرد. خدا حفظت کنه که همیشه با دوره هایی که آماده می کنی باعث رشد و پیشرفت زندگی ما میشی در پناه خدا باشی. یا حق
سلام استاد
دیروز فایل گوش کردم ولی کامنت نذاشتم…امروز فایل گوش ندادم ولی باید کامنت مو بذارم چون نمیخوام دوباره آروم آروم از مسیر خارج بشم
راستش
من تو یه مسئله ای گیر کردم
مسائل قبلیم رو خدا حل کرد اینیکی ام بخاطر به تعویق انداختن ها و جدی نگرفتن های خودم بوده ولی امیدوارم خدا حلش کنه…چون به کمکش احتیاج دارم..و چون این مسئله برام مهمه.
نمیگم درس مو کامل و عالی گرفتم چون آدم همیشه میتونه بهتر بشه. ولی این مسئله برام مهمه و نیاز دارم خدا حلش کنه برام.
قضیه اینه که
سر همین قضیه زود تغییر کنید هم هست اتفاقا
من خیلی وقت پیش بهمون گفته بودن توی مدرسه که یه مکان پیدا کنید برای کار اموزی برید اونجا و یک هفته رایگان کار کنید و باید خودتون پیدا کنین و مدرسه پیدا نمیکنه واستون.
منم همینجوری سرسری برخورد کردم اصلا جدی نگرفتم اصن توی ذهنم نبود همش میگفتم حالا وقت دارم. بعذ الان وقتم تموم شده تقریبا و هفته دیگه باید توی کار اموزی باشم ولی هیچ شغلی پیدا نکردم.(این شغل نباید همون شغل پاره وقت خودمون باشه و باید یچیزی جدا از اون باشه)
همون اول یه حسی بهم گفت به کتابخونه پیام بدم ولی معلمم گفت به شغل آینده ت ربطی نداره نمیشه انتخاب کنی بعذ الان میگه هر شغلی بود فرق نمیکنه فقط یچیزی انتخاب کن…
بعد من آخرش دیروز فکنم به کتابخونه پیام دادم یا پریروز که سریع هم جواب مو دادن گفتن یکم دیر اقدام کردی الان یدونه کار اموز داریم برو به مدرسه موسیقی بگو شاید قبول کنن
اینیکی رو هم یکم دیر انجام دادم امروز زنگ زدم اتفاقا خیلیم خوشحال شدن ولی گفتن هفته دیگه نمیتونیم برنامه ریزی کنیم باید یه موقع دیگه باشه اگه تو همین سال تحصیلی دوباره خواستی بیای کار اموزی حتما بهمون پیام بده و بیا…
ینی اگه من همون اول به کتابخونه پیام میدادم
حتی اگه قبولم نمیکرد پیشنهاد میداد برم مدرسه موسیقی چون گفتم توی ایمیل م که موسیقی رو دوست دارم
بعد اژون ور میتونستم برم تو مدرسه موسیقی برای کاراموزی
ولی چون هی وقت تلف کردم و جدی نگرفتم در واقع اصن یادم نبود
اینم الان رو هوا مونده و نمیدونم چیکار کنم
فکر نمیکردم اصن همه به این سرعت پیدا کنن ولی مث اینکه همه پیدا کردن و فقط من و چند نفر دیگه موندیم..
الان میفهمم چرا باید زود تغییر کنیم
اصن همین به تعویق ننداختن
من اگه به تعویق ننداخته بودم و جدی میگرفتم این مسئله برام پیش نمیومد…الان همش در به در دنبال یه جایی م که منو قبول کنن و یه هفته مجانی واسشون کار کنم…
نمیدونم چجوری این مسئله رو حل کنم ولی مسائل قبلی مو که توی سایت نوشتم خدا خودش برام حل کرده. هردفعه هم چیز جدیدی یاد گرفتم
این دفعه هم یاد گرفتم واقعا فرصت ها بعضی وقت ها همیشگی نیستن
و ممکنه از دست برن
همیشه فک میکردم نه من وقت دارم فرصت ها از بین نمی رن ولی این تجربه میگه که هرچی زودتر اقدام کنی بهتره…فرصت ها از دست نمی رن، ولی ممکنه توی اون زمانی که تو میخوای به دست نیان چون دیر اقدام کردی…بهرحال به تعویق ننداختن خیلی بهتر از دیر عمل کردن و دیر شروع کردنه…
خدایا خودت توی این مسئله م هم کمک کن و حلش کن
من این چند روز گذشته روی مدار خوبی بودم
و میدونم اینم حل میشه
اینم درست میشه و جایی که میخوام رو برای کار اموزی پیدا میکنم و میرم یا حداقل جایی پیدا میکنم که این یک هفته بهم خوش بگذره:)
سلام خدمت استاد و خانم شایسته همه دوستان عزیز.
بخدا قسم من دقیقا با گوشدادن همین فایلها که الان روی سایت گذاشتید حدوداً دو سال پیش کاری که علاقه بهش نداشتم و 18سال کار میکردم که مخارج زندگیمو در بیارم با ایمانی که این صحبتها
به من داد رها کردم و دوره دوازده قدم رو خریدم و رفتم دنبال علاقه ام که تعمیر دستگاههای سرد کننده صنعتی بود و الان به جرات میگم که 90درصد کار رو یاد گرفتم و خداوند چه آدمهای رو به طرف من هدایت کرد چقدر به طور معجزه آسا من هدایت میشدم به طرف ایرادهای که توی کار بر خورد میکردم و چقدر مدار من جا به جا شده چقدر آدمهای عالی تو زندگی من آمدن خدایا شکرت همین جوری که تو یکی از فایلاتون میگفتیم اینقدر نرم این اتفاقات توی زندگیم افتاد که اصلاً نفهمیدم دیگه از اون هم کارای قدیمی خبری نیست که ساعتها می نشستیم غیبت مدیرمونو میکردیم از خدا ممنونم از این همه آگاهی که دارین در اختیار ما میگزارین ممنونم که آنقدر ایمان من رو قوی کرده که هر اتفاقی تو زندگی من میفته میگم آمده یک درس جدیدی به من یاد بده خداوند را بینهایت شکر گزاری زندگیم رو به جلو داره حرکت میکنه
سلام استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان خوبم توی این روند بهبود
در زندگیچند بار به هدفی رسیدی و فکرکردی دیگه تمومه ؟
وقتی در مورد عرت نفس روی خودم کار میکردم ، چقدر نتایج نتیجه گرفتم ، چقدر ترسم کمتر شد ولی از یه جایی که این روند بهبود رو ادامه ندادم نتایج کمرنگ و کمرنگ تر شد
در مورد احساس لیاقت هم همینطور، با دوره احساس لیاقت رفتم جلو و چقدر تمرکز گذاشته بودم روی آگاهی ها و به معنای واقعی آسان شدن برای آسانی ها رو تجربه میکردم و فکر میکردم دیگه از این به بعد همه چیز به راحتی برام رخ میده ولی با کار نکردن دوباره نتایج کمرنگ و کمرنگ تر شد
وقتی با فایل های هدیه پیش میرفتم چقدر نتایج گرفته بودم و چه تمرکزی میذاشتم برای درک قوانین ولی الان که 2 تا دوره رو دارم اون انگیزه ، اون اشتیاق برای کار کردن روی خودم رو ندارم
وقتی باشگاه میرفتم چقدر غذاهای سالم و مقوی میخوردم ؛ وزنمم 3 کیلو افزایش داده بودم ، شیپ بدنی خوب رژیم غذایی خوب ، انرژی و انگیزه برا انجام کارهام داشتم ، الان کارهایی که باید انجام بدم رو به زور و با بی میلی انجام میدم
موقعی که سریال زندگی در بهشت رو میدیدم و پیش میرفتم ، چقدر انگیزم برای انجام کار ها زیاد شده بود ، دوست داشتم دست به آچار بشم اگر وسیلهای خراب باشه خودم ببینم چی به چیه خودم درستش کنم
هر روز پیشرفت هر روز یادگیری چیز جدید، حالا میتونست راجب مرغ و خروس باشه یا راجب نور پردازی یا قطع درختان مهم این بود من هر روز یاد میگرفتم و لذت میبرم که وقتی توقف کردم ، احساس میکنم تنبل شدم حوصله انجام کار ها رو ندارم
همین الان توی شغلم خیلی مهارت کسب کردم ولی احساس میکنم چیز دیگه واسه یادگیری نیست و فکر کردم دیگه تمومه و خب آب که راکد نباشه میگنده
سوال 2 : چند بار بعد از رسیدن به هدفی ، بجای توقف هدف تازهای انتخاب کردی و مسیر رشدت رو ادامه دادی ، اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت ؟
چون جزو گروه اول و دوم هستم ، اگه هم به هدفی رسیده باشم زیر باد اون موفقیت میخوابم تا با سر بیام پایین و بعد دوباره کلی زمان و انرژی میزارم تا به جایی که قبلا بودم برسم