تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳ - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

579 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1454 روز

    به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست

    لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

    خدای مهربونم شکرت به خاطر سلامتیمون

    خدای مهربونم شکرت که هر لحظه در زندگیم هدایتگر و حمایتگرم هستی

    خدای مهربونم شکرت که منو هدایت کردی به دوره ی زیبای تغییر را در آغوش بگیر

    با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم

    و سلامی گرم خدمت دوستان هم فرکانسی ام

    سوال 1:من چند سال است که با دوره های رایگان استاد شروع کردم و بی نهایت از نظر روابط دلم میخواست تغییر کنم و همین طور هم می‌شد، چند وقت که می گذشت و رفتار و روابطم با همسرم و فرزندانم و خانواده ام رضایت بخش می‌شد، فکر میکردم دیگه تمومه ،من عالی شدم و کار کردن روی خودم رو متوقف میکردم و باز بعد از مدتی احساس می‌کردم دارم به رفتار و روابط قبلی ام بر میگردم.و متوجه شدم که برای تغییر دائمی همیشه باید روی خودمون کار کنیم…

    سوال 2:توقف کار کردن روی خودم باعث احساس بد و نارضایتی از طرز رفتار و روابط با همسرم و فرزندانم و اطرافیانم رو داشت و به دنبال آن روزمرگی و بی انگیزگی و…را برای من به همراه داشت

    من یک خانم خانه دار هستم و برای من اینه که سعی کنم مانند یک دانشجو سر موقع در کلاسهای استاد شرکت کنم و متعهد شوم که هرروز روی خودم کار کنم تا به نتایج دلخواهم برسم و من واقعا به قول رزا عزیز دوست دارم با تک تک سلول‌های بدنم جهانم رو تغییر بدم و تغییر کنم….

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 888 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان خیلی ممنونم بابت آگاهی های این فایل من جواب این تمرین مینویسم خدایا کمکم کن بنویسم من حدودا چندین سال پیش با افرادی در ارتباط بودم که جزو فامیل های من بودن من در زمانی که با این افراد بودم دورهم جمع میشدیم دورهمی میگرفتیم مسافرت میرفتیم مهمونی میگرفتیم متوجه شدم احساس رضایت میکردم و پیش خودم میگفتم ما سال های سال حتی تا زمانی که پیر بشیم در کنار هم هستیم از بودن با اونا لذت میبردم یعنی اینو باور داشتم که اونا باید همیشه تو زندگی من باشن این روابط تا قبل دوران کرونا ادامه داشت زمان کرونا ارتباط ها قطع شد چون در قرنطینه بودیم من با مامانم بابام مادربزرگم در خونمون در قرنطینه به سر میبردیم بعد متوجه شدم بعد گذری از زمان من تنها شدم دیگر افرادی نیستن که باهاشون ارتباط برقرار کنم در صورتی که همون افراد به زندگی خودشون ادامه میدادن روابط خودشون با افراد دیگه داشتن من یادمه اون موقع اون زمان اونا با دوستاشون بیرون میرفتن و من تنها بودم و جایی برای رفتن نداشتم الان متوجه شدم که اون موقع ازون ارتباطات احساس رضایت داشتم و به نشانه ها دقت نکردم و این چک لقد جهان به من بود که وقتی به اون هدفی که داشتم حس رضایت داشتم و به فکر تغییر برای بهتر شدن روابط نیوفتادم و کاری نکردم باعث انزوا من شد و من دیگه کسی نداشتم که جوون باشن باهاشون ارتباط داشته باشم بی انگیزه شدم و همینطور زندگی روزمره رو زندگی میکردم و همش حسرت اینو داشتم چرا من دوستان خوبی ندارم که باهاشون ارتباط داشته باشم وقت بگذارم باهم بریم بیرون مسافرت بریم و الان یادم اومد که خانوادم بهم میگفتن همه سال ها تو همه با دوستاشون میرن بیرون مسافرت میرن و الان متوجه شدم اینا خودشون نشونه بودن و سوال دوم در چه زمینه ای من به احساس رضایت کامل رسیدم تنها موردی که به ذهنم اومد ورودی های ذهنم باید سعی کنم بهتر از گذشته کنترل کنم چون نشونه هاش الان یادم اومد که دیدم تا رشد و پیشرفت کنم و تا چک لقد از خدا نخورم ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    محمدرضا شیری گفته:
    مدت عضویت: 1684 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و همچین همه همراهان قدرتمندم در این مسیر فوق العاده

    خب یکی از شاخص ترین برگشت های من از یک نقطه مناسب به یک نقطه نازیبا

    بر میگرده به یکسال پیش،در کامنت جلسه پیش روند یک ماهه خودم در تابستان سال گذشته که باعث شد ارتقای شغلی بگیرم و شرایط تا حدود قابل توجهی برام بهتر بشه رو توضیح دادم، حالا توضیح میدم که چیشد که از همون نقطه دو بار به چند پله عقب تر برگشتم و چیشد که به مشکل خوردم.

    دقیقا من هم همین احساس رو داشتم که دیگه از این بهتر نمیشه وضع زندگی من و همین رشدی که کردم سقفش هست و این محیط برای من کشش وضعیت بهتر رو نداره(آگاه نبودم که دارم قدرت خالق شرایط بودنِ خودم رو میبرم زیر سوال و عملا بلااستفاده اش میکنم) و آروم آروم شروع شد درگیری با همکار هام و تغییر رفتارم،اون زمان داشتم روی یک کسب و کار خانگی هم کار میکردم که چیزی به سود دهیش نمونده بود ولی همین ذهنیت راکد و محدود کننده من بهم گفت که میخوای چیکارش کنی؟ همین دستمزد برات کافیه و نیازی نداری به بیشترش اصلا نمیشه که هم توی خونه کار کنی و هم اینجا اون موقع برق هم هر روز یکی دوساعت قطع میشد و همین هم مزید بر علت شد که من دیگه کاملا بگم نمیشه و نمیتونم و بیخیال سه ماه زحمتم شدم و از اون طرف هم چون سرکارم انرژی منفی زیادی احساس میکردم که هر روز باهاش درگیرم(به خاطر اینکه کار کردن روی ذهن و باورهام رو هم رها کرده بودم کاملا چون احساس اشباع بودن میکردم)و همین هم تمام انرژی من رو گرفت از اول سال 403 هم درحال اجرای قانون سلامتی بودم که همین رویه منفی باعث شد که رعایت قانون رو هم آروم آروم کم کنم و دیگه وضعیت سلامتیم هم داشت هی بد تر میشد و از نقطه نزدیک به اوج شروع کردم پسرفت کردن که در نهایت مهرماه اخراج شدم و درامدم هم قطع شد.

    این یکی از ارزشمند ترین تجربه های من که الگوی ذهنی مخرب و منفی رو به من کاملا شناسوند

    و البته الان همون جا مشغول به کار هستم خیلی هم وضعیت خداروشکر از سال قبل برام بهتره وهم دستمزد بیشتری میگیرم از خیلی ها و هم خیلی کارم سبک تر شده و عزّت و احترامم هم از گذشته خیلی بیشتر شده خدارو شکر من همه اینها رو به خداوند نسبت میدم که اون برای من معجزه کرد در کنار کار ثابت در حال طی کردن دوران گذار و تکامل برای کسب و کاری که عاشقم هستم و خدا میدونه که چقدر قراره قله های بزرگی رو برای خودم فتح کنم قانون سلامتی رو هم دارم سه ماهه که مجدد اجرا میکنم که ساعت خواب و یک بخش از تغذیه ام مشکل داره که طی یکی دوماه آینده رفع میشه کاملا

    این هم از کامنت این جلسه خدمت شما

    در پناه الله یکتا شاد و سالم و همیشه پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    حسین ح گفته:
    مدت عضویت: 2623 روز

    سلام به شما استاد عزیز و خانم شایسته همه دوستای خوبم تو این سایت فوق العاده

    خیلی برام جالب بوو امروز توی سایت زدم روی دکمه مرا به سوی نشانه ام هدایت کن و این فایل اومد جالبه

    بهبود عملکرد یه روند دائمی است

    دقیقا این فایل با گام سوم پروژه جدید هماهنگ و این مهر تاییدی برای من واس اینکه باید هر روز دنبال بهبود بود. دنبال گذاشتن هدف های جدید دنبال رفتن تو دل ترس ها فکر کردن به اینکه تو اینجا چیکار کردم چه برنامه ای داشتم‌ برای اینکه مثلا تو فلان جنبه زندگیم پیشرفت کنم و واقعا بعضی وقت ها همینجور که تو این فایل گفتید ما توهم این داریم که داریم رو خودمون کار می‌کنیم ولی در واقع این کار با تمرکز نیست صرفا یه دانش که هنوز به مهارت تبدیل نشد یه فن که فقط یکم تمرین کردی ولی هنوز نرفته تو بدنت که بتونی ناخودآگاه انجامش بشی تو هر شرایطی انجامش بدی و رو اون مهارت داشته باشی.

    امیدوارم این دوره جدید و این پروژه بتونه همه ما رو تبدیل کنه به ادم هایی که به معنای واقعی هر روز برنامه داشته باشیم برا پیشرفت هر هفته خودمون مانیتور کنیم هر ماه و هر سال که چقدر تونستیم امروز این هفته این ماه به هدف و خواسته اصلیمون نزدیک تر بشیم چه کار کنیم که سرعت پیشرفتمون بیشتر بشه چه برنامه ای برا بهبود خودمون بزاریم و …

    به امید روزی که تو تمام جنبه های زندگی تبدیل بشیم به آدمی مثل شما استاد که الگوی فوق العاده ای هستی تو تمام جنبه ها.

    ممنون از شما استاد عزیزم و همچنین شما دوست خوبی که تا اینجای کامنت وقت گذاشتین و با من بودین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فرحناز بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 2144 روز

    سلام استادعزیزم و مریم عزیزم

    در قسمت قبل گفته بودم ک من سالهاپیش افت عزت نفس داشتم ک بعدش پسرفت شدید حاصل شد

    من اون زمان اهداف خاصی نداشتم ن قبلش ن بعدش فقط چون شاید مسیرم و هم پیشرفت تحصیلی و علاقه ای ک ب اون مبحث داشتم، رو ب جلو بودم ولی باید بگم من نمونه عینی و بسیار بارزی هستم از اینک اگ رو به جلو نباشی و درحال بهبود خودت نباشی درحال سقوطی سکون نداریم

    باورم نمیشد ک وقتی مسیرم رو رهاکردم چطور حتی نمیتونستم از مغزم خیلی استفاده کنم حتی برای موارد جزئی منی حل مسائل ریاضیات خوراکم بود و تو گوشت و خونم شده بود انگار. و البته من درهمه موارد داشتم ممتاز میشدم اگررر ادامه میدادم و اون خوره و اون نجوا رو می‌شناختم و جدی ش نمیگرفتم و بهش تن نمی‌دادم ،توخود نتیجه غرق بودم و داشتم لذت می‌بردم ازینهمه خوب بودن و ممتاز بودن تو مبحثی ک علاقه ی فراوان داشتم بهش

    خدارو شاکرم ک من رو ب این مسیر هدایتم کرده

    حتی خداوند رو شاکرم ک اون اتفاقات افتاد و من سقوط کردم تا ک الان بااین مسیر پرخیرو برکتش آشنام کنه و هم مسیر و همراهم کنه

    از شما استادان گرامی هم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مجتبی گفته:
    مدت عضویت: 226 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و سرکار خانم شایسته و همراهان گرامی

    یک درس بسیار عالی که من از فایل‌هاتون گرفتم اینه که نباید بعد از رسیدن به هدفم دیگه تلاشی برای بهتر شدن نکنم

    فهمیدم که زمانی که نزدیک شدم به هدفم و داره محقق میشه هدف بعدیمو آماده کنم و در موردش قدم بردارم و این خودش باعث شد ذهنم باز بشه و حتی خیلی از ترمزهای ذهنی پنهانی که در من بود برداشته بشه و پرانرژی‌تر ادامه بدم

    الان که این قانون رو فهمیدم با هر بار برآورده شدن آرزوها و خواسته‌هام پرقدرت برای آرزو بعدیم تلاش می‌کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مرتضی صناعی گفته:
    مدت عضویت: 3760 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان نازنین در این پروژه ارزشمند و عالی

    یکی از بارزترین اتفاقاتی که بخوبی درسش رو گرفتم و برام ملموس هست فراموش کردن مسیره .

    دو سه سال پیش که تازه یکی دوسال از کارکردن روی دوره فوق العاده راهنمای عملی گذشته بود و کلی اتفاقات درونی وبیرونی برام رقم خورده بود ، من بصورت خیلی هدایتی ، از صفر مهاجرت کردم به مشهد و اتفاقات جالبی برام رقم خورد . اما حالا که این فایل پروژه رو گوش دادم ، فهمیدم بعد از مهاجرتم من ذره ذره در حال و هوای اون اتفاق غرق شده بودم و کنترل ذهن و کارکردن و عمل کردن به دوره ها و فایل های استاد داشت کمرنگ میشد در زندگیم . و بصورت خلاصه بخام بگم ، این فراموشی قانون و اهداف و از مسیر منحرف شدن تا جایی ادامه داشت که یه جریانی در بیزینسم افتاد و باعث شد شریک بشم و یه چک و لگد حسابی از جهان بخورم تا بیدارشم و مسیرخودم و باز پیداکنم و ادامه بدم.که بعداون اتفاقات و هموار شدن مسیرم ، زمستان 403 هدایت شدم به دوره فوق العاده احساس لیاقت و شروع کردم به کارکردن روی خودم .( درحالی که خیلی از کارهامو متوقف کردم ، در تنهایی خودم یه خونه اجاره کردم و در کنار شغلم ، با این دوره سفرکردم به درونم و داشتم روی باورهام کار میکردم )

    و حالا که یکسال میگذره از دوره عالی احساس لیاقت ، خیلی بهتر درک میکنم قانون و دیگر صحبت های استاد رو.یا حتی همین پروژه های تغییر را در آغوش بگیر .

    یا مثلا مباحثی مثل ، قانون تکامل ، زمانبندی خداوند و عجله رو خیییییلی بهتر و عالی تر میفهمم و میتونم بهتر از قبل اجرا کنم در زندگیم و جلوگیری کنم از خسارات و زیان و ضرر ها .

    واااقعا سپاسگزارم از شما استاد عزیز و خانم شایسته گل که این پروژه ی ارزشمند رو به صورت مرتب و عالی مجدد روی سایت قراردادین تا ما به صورت رایگان ، به شکل مکمل دیگر دوره ها ، روی این پروژ ها کارکنیم و نتیجه بگیریم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    فرزانه پهلوان گفته:
    مدت عضویت: 268 روز

    سلام به استاد عباس منش و مریم جون عزیز

    این اولین کامنت من روی سایت هست

    خداوند رو با تمام وجودم شاکرم که منو هدایت کرده تو مسیر درست و شمارو سرراهم قرار داده …

    شکرگذار خداوندم ک منو هدایت کرد به فایل تغییر را در اغوش بگیر

    استاد من با فایل های رایگان شروع کردم تقریبا یکسال پیش اما مداوم متاسفانه تو سایت نبودم هروقت فایل هارو گوش کردم و عمل کردم و شکرگذاری روزانه انجام دادم شرایطی بسیار عالی از همه لحاظ برام پیش اومده اما تا شرایط عالی میشه متاسفانه خودمو درگیر روزمرگی میکنم و تایم کمتری میام تو سایت امشب اما وقتی وارد سایت شدم بعد مدتها و این فایل از قسمت اولش گوش کردم استاد با خودم عهد کردم و این کامنت رو هم اینجا میزارم تا هم به خودم هم به شما قول بدم ک از این به بعد بصورت پیوسته به آموزه های شما گوش کنم و عمل کنم تا همیشه شرایط برام عالی باشه و تا چند وقته دیگه بیام مثل سایر دوستان عزیزم از پیشرفت هایی ک کردم و معجزاتی ک برام رخ داده به لطف الهه و با استفاده از آموزه های شما رو بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    حمیدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 569 روز

    با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته که زحمت تدوین این فایل هارو کشیدن

    این فایل من رو خیلی به فکر فرو برد من امسال به یکی از بزرگترین هدف هام رسیدم هدفی که 2سال بود دوست داشتم بهش برسم و نمیشد و امسال رقم خورد و بهش رسیدم و بعدش من هم اشتباه آقا مصطفی رو مرتکب شدم و گفتم دیگه بهش رسیدم دیگه تموم شد و کم کم مثل اون قورباغه هه که اول میزارنش تو آب ولرم بعد آب ولرم رو میزارن رو گاز تا آروم آروم بپزه؛ منم آروم آروم انگیزم رو از دست دادم و تو روز مرگی فرو رفتم ولی باز هم کماکان رو خودم کار میکردم و ب طور کامل کار کردن رو خودمو قطع نکرده بودم یک جایی به خودم اومدم دیدم یکم پسرفت کردم بعد احساسم بده و اینا.‌‌…… الان میخوام تغییر کنم متوجه شدم که این کارم اشتباهه ولی یکم گمراهم یکم گیج شدم نمیدونم دقیقا چی رو باید تغییر بدم نمیدونم چیکار کنم تا انگیزه ام رو دوباره بدست بیارم و با اون شور و اشتیاق بتونم رو خودم کار کنم و پله پله دوباره برم بالا خوشحال میشم دوستانی که تجربه دارن ممنون میشم راهنمایییم کنن

    الان دارم خودم احساس میکنم که باید تغییر کنم یک چیزی رو تغییر بدم ولی نمیدونم چی.

    ایشالا همیشه لبتون خندون باشه و دلتون شاد و جیبتون پر پول

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سپیده حیدری گفته:
      مدت عضویت: 521 روز

      سلام و وقت بخیر خدمت شما برادر گرامی

      خوشحالم که به هدفی که میخواستید رسیدید، انشاءالله همیشه در مسیر رشد باشید

      درکی که من از این فایل و سایر آموزه های استاد بهش رسیدم اینه که همون هدفی رو که بهش رسیدید باید بهتر کنید، به زبان عامیانه باید یه لِول از اون هدف بالاتر برید و همیشه در حال انجام همین کار باشید در همه ی جنبه های زندگی، مثل خود استاد عباس منش و خانم شایسته…

      اصلاً همین پروژه تغییر هم در پی همین روند، توسط خانم شایسته ایجاد شد، این فایلها قبلاً روی سایت بود و خانم شایسته اونها رو دسته بندی کرده بودن ولی تصمیم گرفتن در جهت بهبود سایت یک مرحله دیگه این فایلها رو بهتر و قابل فهم تر برای ما دسته بندی کنن…

      و در این بین احساس لیاقت هم خیلی خیلی مهم هست که به خودتون یادآوری کنید من لایق بهتر از این هستم…

      امیدوارم تونسته باشم کمکی بهتون کرده باشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سلمان محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2269 روز

    سلام

    سلام به استادعزیزم وخانوم شایسته مهربان ودوستان فوق العاده ام

    تشکرمیکنم ازخدای مهربانم که ماروبه این مسیرهدایت کرد

    وازشما استاد عزیزکه دستی ازدستان خداشدید تا این اگاهی هاروبه ماهدیه بدید

    بادیدن این فایلتون یاد فایله درس هایی ازالمپیک ریو افتادم که درمورد مایکل فلپس صحبت کردید واین قانون رو خیلی زیبا وواضح توضیح دادید که اقا قانون این جهان اینه که یاپیشرفت میکنی یاله میشی وخداوند هیچگونه تعارفی باهیچ شخصی نداره

    خوب مایکل فلپس توی المپیک پکن به تنهایی ٨ مدال طلا کسب کرده بود

    یعنی اگه خودش تنهایی به عنوان یه کشور شرکت میکرد توی حرفه ای ترین سطح مسابقات جزده تای اول میشد

    یعنی به این حد ازپیشرفت وموفقیت رسیده بود

    حالا همین شخص که این همه موفقیت کسب کرده بعد از المپیک لندن میاد میگه که من دیگه چیزی نیست که بهش برسم وفکرمیکنه که دیگه به تهش رسیده واینجاست که آدم متوقف میشه وروند نزولی شروع میشه

    وهمه این موفقیت هایی که کسب کرده بود توی دوسال تقریبا ازدستشون میده وسقوط میکنه

    یعنی اگه مادرهرجایگاهی باشیم به هرچقدرموفقیت رسیده باشیم فرقی نمیکنه اگر به دنبال رشد وپیشرفت نباشیم اگربه دنبال بهبود خودمون وبهبود شرایط درهرجنبه ای اززندگیمون نباشیم نابود میشیم وروند این جهان به شکلیه که همیشه درحال پیشرفته همیشه درحال رشده واگرماباجهان همراه بشیم بهمون خوش میگذره

    واگه به قول قرآن بخوایم تکبر بورزیم

    زیرچرخ های جهان له میشیم

    وهمینطور اون مثالی که ازدوستتون زدید که زمانی که قم بودید اون هم کلوپ بازیهای کامپیوتری داشت واون زمان وضعش ازهمه شما بهتر بود وازدواج کرده بود وخونه خریده بود

    ولی خوب شما حرکت کردید ودرواقع باجهان باخداوند که همیشه درحال پیشرفته هماهنگ شدید واون توی همون وضعیت موند وبعد ازده سال که برگشتید دیدید که اون همون خونه ای که خریده بود روهم ازدست داده بود واجاره نشین شده بود ودرامده به شدت اومده بود پایین وکاردیگه ای هم بلد نبود وخلاصه وضعش خراب شده بود

    بااینکه ده سال قبل اون شرایطش خیلی بهتر ازشما بود ولی شما حرکت کردید واون حرکت نکرد

    وشما چقدر کاهای جدید یادگرفتید چقدررررتجربه های جدید کسب کردید چقدرررباادم های جدیدی اشنا شدید وچقدرپیشرفت کردید توی زندگیتون ولی اون نه تنها شرایطش بهتر نشده بود بلکه خیلی خیلی هم بدترشده بود وبه نابودی رسیده بود

    بنابراین میتونیم خیلی واضح نتیجه بگیریم که

    قانون جهان اینه یاپیشرفت میکنی یانابود میشی

    بازهم تشکر میکنم استاد عزیزم

    موفق وپیروزوسربلندباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: