تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴ - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

547 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1552 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    بزرگترین گناه : نا امیدی است حتی اگر مسیر صحیح را گم کرده به ته دره رفته باشیم: همیشه راهی وجود دارد

    ما باید پیش از اینکه شرایط نامناسب شود : تغییر کنیم این که بسیاری از افراد دچار نا امیدی مطلق می شوند و فکر می کنند نمی توانند شرایط و اتفاقات را به نفع خود تغییر دهند و به قله برسند:

    به باورها و افکار نامناسب آنها باز می گردد

    قانون اصلی:

    ما هر لحظه در حال ارسال فرکانس به جهان هستی هستیم جهان فرکانس های ما را دریافت کرده و :

    افراد شرایط ایده و موقعیت های هم سنگ و هم فرکانس را وارد زندگی ما می کند

    ما در هر لحظه : در حال خلق اتفاقات آینده ی خود هستیم

    ما در این لحظه : اتفاقات لحظات بعد زندگیمان را خلق می کنیم

    ما چیزی جز: لحظه ی حال نیستیم ما گذشته ی خود نیستیم

    اگر در گذشته مسیر نادرستی را طی کرده ایم: اما در لحظه تصمیم می گیریم و شروع به تغییر باورها کنترل ذهن و کانون توجهمان و تمرکز بر نکات مثبت داریم و از همین لحظه اوضاع بهبود می یابد و می تواند ما را از دره به قله ببرد

    اوضاع هیچ گاه تا این حد بد نخواهد شد که: نشود کاری انجام داد

    اگر زنده هستیم می توانیم اوضاع را به نفع خود تغییر دهیم

    چرا؟

    چون: جهان در هر لحظه فرکانس های ما را دریافت کرده و اتفاقات خوبی را برای ما رقم می زند

    دلیل اتفاقات مشابه در زندگی ما: باورهای مشابه و ورودی های ذهنی هم شکل با گذشته ی ماست

    ما مجبور به تحمل اوضاع نیستیم:

    مثل گذشته فکر و عمل نکنیم ذهن خود را کنترل کرده و باورهای مناسب ایجاد کنیم: اتفاقات آینده را به نفع خود تغییر داده و اتفاقات جدیدی را برای خود رقم بزنیم

    در زمینه ی روابط:

    اگر به طرف مقابل وابسته شده و مسیر خود را تغییر ندهیم : همواره مورد سوء استفاده قرار گرفته و در پایان با باج دادن به او که شرک محسوب می شود باعث می شویم: طرف مقابل رابطه ی خود را قطع کرده و تبدیل به چرخه و الگوی تکرار شونده برای ما شود و همین مورد را در سایر روابط هم تجربه خواهیم کرد

    خداوند نشانه هایی را برای تغییر به ما نشان می دهد: اگر تغییر نمی کنیم اوضاع تنها می تواند بدتر ضربات محکم و شدیدتر و ویران گر تر شود:

    این مورد را مرتبا به خود یاد آوری کرده تا بتوانیم به سرعت تغییر کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نرگس جاهدی گفته:
    مدت عضویت: 1238 روز

    سلام استاد جانم خب من هنوز فایل گوش ندادم اما دوست دارم در مورد داستانم ک دوبار تجریه کردم بنویسم من سال 86 با همسرم به اختلاف شدید خوردم فرزندم خیلی کوچیک بود نمیتونستم جدا بشم از طرفی خانه دار بودم شغلی نداشتم خانواده خودم هم شرایط حمایت نداشتن من افسردگی شدید گرفتم و ب مشاور پ روانپزشک مراجعه کردن خلاصه دارو استفاده کردن دیگه من کامل بی‌حال مثل یک مرده فقط گریه و گریه همسرم بنده خدا خیلی تلاش کرد من خوب بشم ولی دیگه من افتاده بودم ب مومنتم منفی کنترلش برای من خیلی سخت بود تا اینکه یک جلسه رفتم پیش روانپزشکی گفت شما بابد تا آخر عمر قرص استفاده کنی البته اینو هم ذکر کنم ک من قرص میخوردم فقط میخوابیدم و بچه من همش گشنه و تشنه دعواش میکردم اون بچه چقدر عذاب کشید واقعا الان دلم پاره میشه وقتی حرف میزنم خلاصه ب دکتر گفتم چی ؟ یعنی من ی عمر فقط باید خواب باشم گفت اره ب خودت بستگی داره اگر میخوای قرص نخوری باید ی تغییری تو زندگیت بدی برگشتم خونه گفتم نه نمیشه من خیلی جونم هنوز 30 ساله نشدم رفتم کلاس زبان ثبت نام کردم دو ماهی رفتم دیدم نه علاقه ندارم رها کردم رفتم کتاب های روانشناسی خریدم گفتم دانشگاه رشته روشناسی شرکت میکنم اونم گذاشتم کنار اینبار رفتم کتاب های رشته حقوق گرفتم استاد جانم اصلا نگو انگار من توی بهشت بودم انگار کتاب های حقوق مثل آیه قرآن برای من شیرین بود اصلا متوجه نمی‌شدم مطالب کلی گریه میکردم خیلی مطالب سنگین بود ولی ادامه دادم سال 88 دانشگاه رشته حقوق قبول شدم 3 ساله لیسانس گرفتم کلا بیماری هم ک رفت رابطه بهتر نشد با همسرم اما اصلا دیگه همسرم یادم نبود ک هست یا نیست من فقط درس میخوندم پ هیچی توجه نمیکردم سال 91 برای آزمون وکالت آزمون دادم قبول نشدم سال 92 و 93 هم آزمون دادم قبول نشدم دوباره ی بیماری جدید اومد سراغم گردن درد شدید و آسیب از سه مهره و تنگ شدن کانال نخاع وای دیگه اصلا ممکن نبود من حتی درس بخونم کل خانواده من شروع مخالفت کردن مگه مجبوری درس بخوانی بشین بچه تو بزرگ کن الان چی میخوای ولی من آتشی تو دلم شعله می‌کشید برای وکالت ک اصلا نگو دکتر ارتوپد گفت ببین خانم شما حق رانندگی نداری حق برداشتن بار سنگین تا بک کیلو داری خلاقه کلی قوانین گفتم اقلی دکتر من خودم صد در صد خوب میکنم گفت اصلا ممکن نیست گفتم باشه ب زودی برمیگردم رفتم ی میز طراحی کردم بردم دادم نجار درست کرد ب صورت شیب دار و خیلی بلند تا مقابل چشمام این میز کوچیک طراحی کردم رو روی میز مطالعه گذاشتم و کتابم رو روش نیذاشتم دیگه نیاز نبود سرم خم کنم فقط صاف می‌نشستم و مطالعه میکردم و بعد رفتم ی عالمه بیلط استخر خریدم ی روز در میون میرفتم استخر و بعد ماساژ با روغن بعد مدتی درد گردنم کم شد و من ادامه دادم تا یکسال گردنم کامل خوب شد در این مدت من هم موسسه حقوقی زدم و فوق لیسانس با رتبه 38 قبول شدم دیگه درآمد داشتم ب راحتی و با احترام کامل از همسرم جدا شدم فرزندم پیش خودم نگه داشتم و یال 1400 وکالت قبول شدم الان ی وکیل پایه یک هستم و ی دانشجوی دکترا و دختر موفق دانشجوی معماری و شهر سازی دانشگاه تهران استاد جانم البته از سال 97 با شما آشنا شدم و در این مسیر واقعا آشنایی با شما منو هدایت کرد و امیدم ب زندگی هزار برابر شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    محمد جواد آقااحمدی گفته:
    مدت عضویت: 555 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سوره سجده

    فَلَا تَعْلَمُ نَفْسࣱ مَّآ أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّهِ أَعْیُنࣲ جَزَآءَۢ بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(١٧)

    هیچ کس نمى‌داند چه پاداشهاى مهمّى که مایۀ روشنى چشمهاست براى آنها نهفته شده، این پاداش کارهایى است که انجام مى‌دادند!

    ——————————————————–

    به نام خداوند جان

    خدایا به امید تو

    سلام به استاد عباس منش عزیزم استاد شایسته مهربانم و تمام دوستان عزیزم در این خانواده صمیمی و توحیدی

    اول از همه می‌خوام سپاسگزاری بکنم از استاد عباس منش عزیزم برای این دوره جدیدی که شروع کردند و واقعاً با گوش دادن هر کدام از این فایل‌ها آدم نتایج بسیار عالی رو به دست میاره

    اگه بخوام در رابطه با خودم صحبت بکنم مخصوصاً در درباره روابط عاطفی که تجربه کردم،باید بگم که من مدت تقریباً دو سال هستش که از همسرم دور دارم زندگی می‌کنم،مای دختر کوچولو خیلی خوشگل و مهربون داریم بسم نادیا خانوم

    تقریباً دو سال پیش زمانی که این اتفاق بدی توی زندگیمون افتاده بود ه شب منو همسرم حسابی با همدیگه بحثمون شد و کار به جایی رسید که خانواده‌ها پاشون به دعوای ما وارد شد

    البته این رو داخل پرانتز بگم که روابط من و همسرم توی 14 سال زندگی مشترک طوری بود که زبانزد خاص و عام بود،

    یه جوری با همدیگه رابطه داشتیم که هر کسی ما رو می‌دید می‌گفت انگار تازه با همدیگه دو هفته یک ساله با همدیگه ازدواج کردین،و من همیشه توی ذهنم می‌گفتم من از سمت روابط هیچ مشکلی ندارم و همه چیزم تو بهترین حالت ممکنه،حتی همیشه این رو به همسرم هم می‌گفتم و می‌گفتم ما از لحاظ مالی مشکل داریم ولی از لحاظ روابط هیچ مشکلی به لطف خدا نداریم

    خلاصه اون شب بعد گذشت و ایشون رفتن خونه پدر و مادرشون و من به حالتی افتادم که تقریباً یک سال تمام افسردگی کامل داشتند و توی خونه افتاده بودم.

    توی مدت یک سال به هر کاری دست زدم از کارگری توی ساختمون گرفته تا با ماشین کار کردن و الباقی مسائل،بعد اونم منی که تو کار فروش بودم مدیر فروش یه مجموعه فروشگاه زنجیره‌ای بودم که 300 تا شعبه داشت

    اینکه استاد میگن دنیا چک و لقداشو می‌زنه دنیا اولش هی میاد میگه درست کن درست کن خودتو درست نکنی بعد جهان با مشت و لگد می‌افته به جونت راسته

    من این رو با گوشت و پوست و استخونم تجربه کردم و احساس کردم.

    خلاصه دو سال گذشت تو این دو سال تمام تلاشم رو کردم که زندگی رو به جایی برسونم که ایشون برگرده و بیاد توی زندگی و با همدیگه زندگی بکنیم،آش احساس گناه می‌کردم هم از بابت همسرم و هم از بابت دخترم که دیگه مادر بالای سرش نبود و می‌دیدم که همیشه احساس ترحم می‌کنه و دنبال جلب ترحم دیگران هستش.

    خیلی تلاش کردم خیلی بالا و پایین کردم چندین بار سعی کردم باهاش ارتباط بگیرم ولی به هر دلیلی که بود نشد،

    اینکه میگن ورودی‌های اشتباه زندگی آدم را خراب می‌کنه دقیقاً همینه،من توی زندگی گذاشتم اشتباهاتی داشتم راه‌های غلطی رو رفته بودم و کارهای اشتباهی کرده بودم چون کارهای اشتباه و ورودی‌های اشتباهی که دیگران به همسرم می‌دادند باعث شده بود که دید ایشون نسبت به من کاملاً تغییر بکنه و هنوز هم که هنوزه همین دیدگاه رو نسبت به من دارند.

    پرانتز باز بکنم ایشون هم اتفاقاً یکی از دانشجوهای این وب سایت عالی و استاد عباس منش هستند و همیشه خیلی فعالند و الان می‌دونم که تو دوره 12 قدم مشغول به فعالیت هستند.

    خلاصه گذشت من روی خودم کار کردم با دوره هم جهت با جریان خداوند شروع به فعالیت کردم کم کم خودم رو پیدا کردم که شغل خوب با درآمد خوب پیدا کردم درآمدم چند برابر شد و تونستم یه سری تغییراتی رو توی خودم و توی زندگیم ایجاد بکنم

    دیگه اون آدم قبل نبودم وقتی صبح از خواب بیدار می‌شدم سریع دفترمو برمی‌داشتم و شروع می‌کردم به شکرگزاری دیگه اجازه نمی‌دادم افکار گذشته اون افکار شیطانی وارد ذهنم بشه و روزم رو خراب بکنم،شروع کردم رو خودم کار کردم هر روز سعی کردم بهتر از روز قبلم باشم ورزش کردم قرآن خوندم به سمت خدا رفتم و دوباره سعی کردم مسیر درست رو پیدا بکنم ‌

    خدا رو هزار مرتبه شکر تغییرات بسیار زیادی داشتم

    منی که حتی دروغ می‌گفتم که فلان و فلانم ه یه وقت همسرم رو از دست ندم الان تبدیل به آدمی شدم که اصلاً نظر هیچ کسی برام مهم نیست و تنها چیزی که مهمه راه درست باور درست و زندگی درست هست برام و دارم با تمام توانم تو این مسیر حرکت می‌کنم.

    خلاصه چند وقت پیش همسرم رو دوباره دیدم با همدیگه قرار گذاشتیم که با همدیگه صحبت بکنیم تا شاید بتونیم مشکلاتمون رو حل بکنیم،از حق نگذریم خیلی صادقانه و خیلی با تحمل زیاد 3 ساعت نشست و به حرف‌های من گوش داد و خیلی عالی و منطقی برخورد کرد.

    یه سری شرط‌هایی داشت که خب برای این بود که بتونه از خودش و زندگیش و آینده خودش محافظت بکنه و من هم کاملاً بهش حق میدم.

    تو این چند وقته خیلی نشستم به خودم کار کردم مخصوصاً جلسات 22 و 23 و 24 دوره هم جهت با جریان خداوند رو خیلی کار کردم از اونور روی عزت نفس کار کردم و خیلی سعی کردم که اون عزت نفس از دست رفته رو دوباره به دست بیارم.

    الان که دارم این متنو می‌نویسم امروز می‌خوایم آخرین جلسه رو با همدیگه برقرار کنیم با همسرم و یه نتیجه نهایی بگیریم و به امید خدا برای آیندمون تصمیم بگیریم.

    استاد توی این فایل گفتن یه سری آدم‌هایی رو می‌دیدن توی زندگیشون که گدایی محبت می‌کردند می‌تونم بگم من دقیقاً همون آدم بودم همون آدمی که برای داشتن همسرم همه کار کردم و همه جور تلاشی کردم و بهشون حق میدم خب توی خیلی از زمینه‌ها من اشتباه عمل کردم و مطمئناً باید تاوانش رو می‌دادم

    اما امروز که دارم با شما صحبت می‌کنم به این نتیجه رسیدم که باید برای زندگیم تلاش بکنم و به این جمله که الخیر فی ما وقع کاملاً ایمان پیدا کردم و زندگیم رو کاملاً به خداوند سپردم و با خدای خودم عهدی بستم که تا پایان عمرم به تمام هدایت هاش عمل بکنم صادقانه‌ زندگی بکنم و نتایج رو به خدا بسپارم ‌

    و امروز که می‌خوام برم با ایشون صحبت بکنم می‌خوام آرزوی خوشبختی و شادی براش داشته باشم و از تک تک لحظه‌هایی که کنارش هستم لذت ببرم و اگر امروز اتفاقی بیفته که من نتونم با ایشون زندگی بکنم مطمئنم که خیر توش هست و به این ایمان دارم که دخترم هم خدای خودش رو داره و خداوند انشاالله بهترین راه رو پیش پاش می‌ذاره و بهترین زندگی رو می‌سازه و من هم تا آخرین روز زندگیم کنارش هستم و کمکش می‌کنم.

    می‌دونی منظورم چی بود اینکه نباید چسبید به چیزی نباید احساس ترحم ایجاد کرد نباید گدایی عشق رو کرد.

    خداوند همیشه بهترین‌ها را برای ما در نظر دارد فقط ما باید بهش ایمان بیاریم بهش اعتماد بکنیم خودمون رو به دستش بسپاریم به هدایت‌هاش عمل بکنیم و اون وقته که زندگی بی‌نظیری رو تجربه می‌کنیم

    تو همین چند وقتی که دارم این کارو می‌کنم انقدر چرخ زندگیم روون شده انقدر اتفاقات خوب برام افتاده انقدر پول‌های عالی از جاهای مختلف اومده انقدر مشتری‌های عالی از جاهای مختلف از کل دنیا برای من اومده که واقعاً اگر خودم می‌خواستم این کارو بکنم عمرم کفاف نمی‌داد

    وقتی خدا تونسته این کار سنگین رو انجام بده وقتی تونسته انسان‌هایی رو از اون سر دنیا به سمت من سرازیر بکنه واقعاً نمی‌تونه یعنی یه رابطه برای من اوکی بکنه

    من همه چیز رو به خدا می‌سپارم و از خدا می‌خوام و می‌دونم که خداوند همیشه بهترین‌ها را برای من رقم می‌زنه

    بابت تمام زحماتی که توی این وب سایت عالی می‌کشید از شما متشکرم و امیدوارم که هرجا که هستید شاد سلامت پیروز خوشبخت و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 963 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حرف زیاد دارم برای نوشتن هی میات هی نمیتونم نگه دارم باید بنویسم تا فراموش نکنم چ اتفاقاتی داره میفته واسم

    من برای رسیدن ب هدفم

    دوتا عامل لازم دارم

    انگیزه ی لازم ک دارم

    باورهای مناسب با هدفم ک هنوز ندارم

    یکی از دوستان برام کامنت گذاشته بود خیلی خیلی برام مفید بود و انگار نحوه رسیدنم ب اهداف قبلیم رو با کامنتش بهم یادآوری کرد

    نوشته بود هدفت رو تجسم کن

    ترمزهات پیدا میشه اونهارو بردار

    و سعی کن انگیزه لازم رو برای رسیدن ب هدفت ایجاد کنی

    نوشته بود بهش حتما میرسی چون من رسیدم

    گفتم این پیغام خداست اره دقیقا همینه مسیر

    من مدتهاست انگیزه لازم داره ایجاد میشه

    اما باورهام مدتیه خوب دارم کار میکنم اما باور مخرب زیاد دارم هربار یک باگی پیدا میکنم

    هنوز ب هدفم نرسیدم میگم من دست فلانی بهمانی رو میگیرم میارمش سرکار تو کارگاهم

    و این نشون میده من باورای مخرب دارم مخصوصا تو عزت نفس و کمبود لیاقت

    یعنی من اونطور خودم رو لایق میدونم فقط

    همون باوری ک شما درمورد ثروت گفتید

    الله اکبر الان ک دارم مینویسم داره میات و میگه بنویس

    وای خدای من این دیگه کجا بود

    کشف بعدی

    من که کار آفرین میشم و تو کارم موفق میشم باید ب بدبختای فک و فامیل کمک کنم

    همون باوری ک شما گفتین خدایا بهم بده ک ب اینو اون کمک کنم

    انگار خدا نمیتونه بهشون کار بده حتما باید من بهشون بدم

    بابا بفکر خودت باش ول کن همه رو

    الان تو دفترم مینویسم پس این باور کمبود لیاقت بوده تا حالا جلوی من سد شده

    خدایا کمکم کن ک بتونم ترمزهامو بردارم و راحت هدفم رو تجسم کن

    چون شما گفتین اکه بتونید راحت تجسم کنید صد درصد بهش می‌رسید

    دقیقا من پسرمو راحت تجسم میکردم البته بعداز برداشتن ترمزهام و راحت بهش رسیدم یا واسه ازدواج زمانی تجسمش کردم ک ترمزهامو برداشته بودم

    و من دارم رو عزت نفس مخصوصا احساس گناه و حرف مردم ک خیلی در من نفوذ داره کار میکنم خدایا بهم کمک کن

    ک من سخت بتو محتاجم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1217 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم خدایا شکرت برای تمام داشته هایم سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربونم و سلام به دوستان همفرکانسم

    امید و ایمان به خداوند و اون انگیزه و شوقی که به قدرتش داریم میتونیم میتونیم از ته دره بیایم به قله برسیم اونم با قدرت خداوند فقط او برای من کافیست اگر باورش کنم

    که من از صمیم قلبم باورش دارم قدرته بی نهایتش را

    میشه تغییر بدیم اوضاع رو با فرستادن هر لحظه از فرکانسهامون ما در هر لحظه میتونیم تغییر بدیم و باید در لحظه حال باشیم

    و اگر و اگر از همین لحظه حال شروع کنیم به تغییر و بهبود شرایطمون نتایجمون صد در صد تغییر می‌کند این قانون جهان ست

    ما با تغییر باورها و فرکانس و داشتن احساسه خوب و داشتن ایمان به خداوند و قدرتش و دیدگاه و باورهای توحیدیمون میتونیم آینده رو بسازیم

    آینده یعنی یه ساعت بعد یا فرداها رو بسازیم

    ما تواناییشو داریم فقط باید حرکت کنیم و تو دله ترسها بریم اونم ترسهایی که توهمی بیش نیستن

    استاد ممنونتم که این گفتگوهای دوستان رو با ما به اشتراک میذارین تا ایمانمون صد چند برابر بشود و به خودمون بگیم اگر این دوستان تونستن منم میتونم و انگیزه میگیریم برای پله های بالاتر

    و باید با جهان پیش بریم و گرنه مثل گذشته رفتار و فکر کنیم مثل گذشته هم نتیجه میگیریم

    به محضی که ما تغییر کنیم نتیجه تغییر می‌کنه چقدر قانون قشنگه چقدر قانون ساده ست فقط باید باور کنیم

    سپاسگزاری بزرگترین معجزه ست اگر ادامه بدیم و نتایج بوم بوم بوم اتفاق می‌افتد

    الهی قلبم توحیدی بتپد

    الهی گوشم توحیدی بشنود

    الهی زبانم توحیدی سخن بگوید

    الهی گوشهایم توحیدی بشنود

    الهی چشمانم توحیدی ببیند

    الهی دستانم و پاهایم توحیدی قدم بردارد

    خدایا شکرت استاد ممنونتم سپاسگزارتم که هستی کنارمون و با ما هستی در این مسیر زیبا

    الهی شکرت که کنترل ذهن بالایی پیدا کردم

    الهی شکرت که احساس میکنم دارم بالا میره مدارم ظرف وجودم بزرگتر شده

    شکرت شکرت سپاسگزارتم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    بهزاد صفرزاده گفته:
    مدت عضویت: 1111 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    بی نهایت ممنونم برای این فایل بی نظیر

    بسیار خلاصه میگم

    من با آموزشهای استاد و تهیه دوره ثروت 1و دوره کشف قوانین موفق شدم به نقطهایی از رفاه و درآمد برسم اما بعد از گذشت دو، سه سال از بودن در اون نقطه احساس پوچی میکردم بطوری که درآمد روز به روز کمتر میشد و همه چیز به من میگفت که باید تغییر کنم و بعد از دوسال تنبلی و صبر کردن به بهانهای مختلف امسال مجبور به تغییر شدم و در حال حاضر در شرایط سختی از تغییر قرار دارم و در حال تلاشم البته حس شخصی رو دارم که شنا بلد نیست و پریده تو چهار متری تمام امیدم به لطف خداست ،در واقع اصلا جز توکل بخدا و انگیزه هیچ چیزی ندارم… بچها لطفا برام انرژی مثبت بفرستین،خیلی خیلی امید وارم نه بهتر بگم مطمئنم که انجامش میدم…

    ممنونم استاد

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 210 روز

    سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم

    درباره سوال اول بالا

    من پارسال احساس کردم به ته دره رسیدم و مصمم شدم برای طلاق اومدم تواین سایت ثبت نام کردم وسوالاتم روپرسیدم درباره روابط قبلشم بشدت مردد بودم برای طلاق ولی تصمیم قطعیمو گرفتم برای طلاق وعضوسایت شدم بانیت که چگونه بسادگی طلاق بگیرم .

    بچمم بگیرم تمام مهریه وهرچی که بایدازشوهرم بگیرمو بسادگی ازش بگیرم .وجواب سوالمو آقاجمال داد و بعدش چند روزی بودکه مطمین بودم استادمیاد جواب سوالاتم رومیده .

    وتمام جواب سوالاتم روگرفتم ازاستاد ونشانه ای شد برام ومسیرمن ازپارسال تا الان عوض شد.بلندشدم و باورکردم که میشه اوضاع روتغییربدم .

    چندروزه یاد اون روزها میوفتم که مطمئن بودم استادمیادجواب سوالاتم رو میده و یک هفته بعدش استاد فایل روان شدن چرخ زندگی روگذاشت منم اینقدراعصابم خوردبود اون روزها 4روز اون فایل روبنربود من نگاه نمیکردم وخدابمن میگفت پرنیا استادت این فایل روبرای تو آماده کرده خداشاهده خیلی واضح میگفت خدا . فایل بازکردم وصحبتهای استادگوش کردم ودیدم خداچقدر واضح داره بمن میگه فایل ببین استادت جوابتو داده اشکام سرازیر شد .

    عشق آسان نموداول وافتادمشکلها

    الانم که تمرکزبالایی دارم روی قانون سلامتیییییییی آقاااااااااا

    روزدومم هست وکم کم دارم عادت میکنم به چایی نخوردن تنقلات نخوردن و برنج نخوردن ومیوه نخوردن 97درصد قطعش کردم تواین دو روز وسبزیجات میخورم وبدنم داره عالی جواب میده .

    خداروشکر یکم راحته برام گرسنگی وهوس فشارمیاره ولی راحت قابل تحمله چون روزی 1/5لیترآب میخورم تحرکمم بارقص وپیاده روی درپارک هست .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    هاجر سیه نور گفته:
    مدت عضویت: 584 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم و بانوی مهربانی و آرامش.همچنین دوستانی ک ندیده دوسشون دارم…

    از یه جایی آدم میفهمه باید تغییر کنه ک دردش بیاد.. اهرم رنج خودبخود فعال بشه و ب این نتیجه برسه ک این موقعیت چیزی نیست ک اون رو به زندگی دلخواه شما برسونه!

    منم همچین شرایطی داشتم.. همسرم سالها بیکار و هیچ درآمدی نداشت. خودم هم پرستار بودم و هستم.. حقوقی ک میگرفتم به وسط ماه نرسیده تمام میشد.الان هم خیلی وقت ها تکرار میشه.. طوریکه پول توی کارت نداشتم ک تاخونه برم و پول تاکسی بدم.. یه حس بد و خفقان اور، ک چرا من با وجود لیاقتی ک داشتم باید نتیجه زندگیم این باشه. چرا این همسر چرا این وضع مالی و چراهای دیگه از خداوند گله میکردم و گریه میکردم چرا من چرا من

    الان دارم کمکم درک میکنم ک مسیول تمام ناکامیها خودم هستم.. افکار و باورهای خودم. احساس قربانی بودن، عدم لیاقت و ارزشمندی و توجه ب نداشته ها..

    خلاصه الان درسته دست و پا شکسته تمارین رو انجام میدم ولی حالم از قبل بهتره، درکم از قوانین بیشتر شده تفاوت و تناسب افراد با حالشون رو درک میکنم، الان درمرحله نرمش از یک ورزش سنگین هستم!!

    الگوی من دوستان سایت هستن که ب موفقیت رسیدن و صدالبته استاد عزیز..

    امیدوارم بتونم نشانه ها، هدایتها و الهامات رو بیشتر بتونم درک کنم..

    از نظرات و دیدگاه دوستان خیلی استفاده میکنم و خوشحالم که در این جمع عزیز هستم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    الهام وابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    سلام به استاد عزیزم ومریم

    خدایا شکرت برای نشانه هدایت امروزم

    در مورد کسب وکارم و اینکه فروشم بالاتر بشه..

    اگه بهترین رستوران شهرم تونستن موفق بشن .منم میتونم.

    رفتم در مورد رستوران معروف اطرافم تحقیق کردم

    که اول یه مغازه کوچیک اجاره ای داشت وبعد آروم آروم الان هم مغازه خریده وهم خونه و….

    من صد درصد میتونم با انجام این قانون در زندگیم خیلی راحتر رشد و پیشرفت کنم.

    اول باید روی باورهای فراوانی کار کنم.

    به عوامل بیرونی کاری نداشته باشم.

    ذهنمو رو کنترل کنم.و بیخیال باشم و فقط از زندگیم. لذت ببرم .

    ثروت نتیجه طبیعی لذت بردن از زندگی هستش(اگه من باور کنم)

    خیلی باید روی خودم کار. کنم.وعمل کنم.

    البته نباید کمال گرا باشم.

    خدایا شکرت

    خدایا تنها ترا میپرستم وتنها از تو یاری و هدایت میخواهم.

    خدایا کمکم کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2153 روز

    به نام الله مهربان که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها

    سپاسگزارم از مهربان پروردگارم که جهان هستی رو با قوانین ثابتش آفرید تا من با درک اون قوانین خالق تمام عیار خواسته هام باشم

    وسپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین

    وسپاسگزارم از شما دوستان عزیزم که در این مسیر توحیدی همراهم هستید

    من بخش کوتاهی از صحبت های بسسسسیار ارزشمند استاد رو نوشتم ،بخشی که بسسسسیار زیاد منو تحت تأثیر قرار میده و من عاااااشق این جملات هستم

    این قسمت که دوسه دقیقه هست رو ضبط کردم تا بتونم به تکرار گوش کنم و لذتشو ببرم و این تکرار باعث بشه هم بهم یاد آوری شده هم باورهای تقویت شه چون یکی از راه های باور سازی تکرار آگاهانه ی این آگاهی هاست،

    ««« ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس‌هایی به جهان هستی هستیم که جهان ،فرکانس‌های ما را دریافت، و اتفاقات ،شرایط، موقعیت‌ها، افراد،و ایده‌هایی رو که همسنگ و هم فرکانس با فرکانس‌های ارسالی ما باشد را وارد زندگی ما می‌کند

    ما در هر لحظه داریم اتفاقات آیندمونو خلق می‌کنیم ما در این لحظه داریم اتفاقات لحظه بعد رو خلق می‌کنیم ما چیزی جز لحظه حال نیستیم ما گذشته‌مون نیستیم اگر به هر دلیلی در گذشته، مسیر نادرست رو رفتیم،به محض اینکه تصمیم بگیریم و در این لحظه شروع کنیم به تغییر نگاهمون و تغییر کانون توجهمون و ایجاد باورهای مثبت، از همین لحظه اوضاع شروع می‌کنه به بهبود پیدا کردن و این بهبود می‌تونه واقعاً سریع باشه و واقعاً ما رو از دره به قله ببره…

    تا زنده هستیم می‌تونیم شرایط رو عوض کنیم اونم به یک دلیل ساده که جهان در هر لحظه داره فرکانس‌های ما رو دریافت می‌کنه و داره اتفاقات رو برامون رقم می‌زنه

    دلیل اینکه زندگیمان مثل گذشته است به این دلیله که کانون توجه ما مثل گذشته است به خاطر افرادیه که مثل گذشته باهاشون در ارتباطیم و به خاطر طرز فکریه که مثل گذشته فکر می‌کنیم و رفتاریِ که مثل گذشته انجامش می‌دیم

    اما این به این معنا نیست که مجبوریم به اون زندگی نادلخواه گذشته ادامه بدیم،

    اگر بتونیم مثل گذشته فکر نکنیم و بتونیم باورهای بهتری رو در ذهن ایجاد کنیم و کنترل ذهن داشته باشیم و باورهای جدید بسازیم به همون نسبت در همین لحظه اتفاقات لحظه بعد رو رقم می‌زنیم چون قانون اینه که در هر لحظه داریم اتفاقات یک لحظه بعد رو رقم می‌زنیم.»»»

    استاد عباس منش عزیزم اگر بتونم این چند خط ارزشمند رو درک کنم و هر لحظه بیادشون بیارم اگر بتونم مثل نوار بزارم رو تکرار و هی گوش کنم و هی گوش کنم و هی رابطه این آگاهی ها رو با تجربیاتم پیدا کنم و باورش کنم

    اونوقت خدا می‌دونه چه چقدر کنترل کانون توجهم برام مهم میشه و خدا می‌دونه که چقدر قدرتمند بشم درخلق اتفاقات و شرایط دلخواهم .

    واقعا دلم میخواد قلمی از جنس ثبت برای همیشه وجود داشت تا این آگاهی ها رو در ذهنم هک میکردم, جوری که با بازو بسه کردن هر بارپلک هام ، اینارو میدیدم و بهم یادآوری میشد که ماریا ….

    تو در لحظه در حال خلق شرایط، اتفاقات ،ایده ها و تجربیاتی هستی که بخاطر کانون توجهت و باورهات، دارن خلق میشن و داری خلقشون می‌کنی ،هرلحظه ماریا ، هررررلحظه داری اتفاقات یک ثانیه بعد رو خلق میکنی تو خالقی ،این قدرت بهت داده شده دختر جون پس تا زنده ای ازش بهرمندشو،

    خدایا کمک کن تا عمق این آگاهی ها رو درک کنم

    خدایا من به هرخیری از جانب تو فقیرم ، منو هدایت کن به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادی

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین عاشقتونم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: