این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-12 07:19:262025-11-13 17:17:28تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درحال حاصر نشانه ای که دارمد دریافت میکنم دررابطه با کسب وکارم هست که بهم الهام میشه بیاتوی ایتا کانال تشکیل بده وشال وروسری ها روبه مخاطبینت معرفی کن. راستش من توی یک مغازه شال وروسری به عنوان یک فروشنده دارم کار میکنم. وطی این مدت ذهنم دررابطه با فروش با استفاده از پروسه تغییر را درآغوش بگیر بازتر شده وخدا روشکر فروش های خوبی را انجام میدم. مشتری هایی که به سمتم میان تعدادشون بیشتر شده.وطبق عزت نفس احساس میکنم که لایق دریافت وحقوق بیشتری هستم الهامی که بهم شده اینه که یک کانال بزنم در رابطه با کارم. اما برای زدن کانال انگار یک ترسی دارم نکنه صاحب کار بفهمه ؟ودراین مورد هم میگم که خوب بهشون میگم. بعد میگه خوب اگه بزنی چه سودی برای تو داره؟ میگم که آماده میشم برای اینکه فروشندگی را به صورت حرفه ای ادامه بدم. اما باز ذهن نجوا میکنه. با اینکه نشونه ها داره میاد وباید کارهای دیگه ای هم انجام بدم. تصمیم گرفتم که با صاحب کارم هم صحبت کنم وببینم پیشنهادش چی هست.
البته من قبلا فروش را ازطریق نتورک مارکتینگ آموزش دیدم. اما نمیدونم این اهمال کاری برای چی هست وچرا ترس ایجاد کرده. وبا اینکه میدونم ترسش بیمورد هست اما باز دارم امروز وفردا میکنم. یک باوری هم دلرم واینکه نکنه به من بگن تو از اعتماد ما سواستفاده کردی ویا دورو هستی. راستش یکی از معیارهایی که برام خیلی ارزشمند هست صداقت هست واینکه صادق باشی با اینکه صربه ام خوردم از این صادق بودن اما همچنان یکی از ازش هام هست.
بهش افتخار میکنم که حاضر نیستم حق کسی را ضایع کنم وبهش خسارت وارد کنم
الهی شکرت بابت استا دهای خوبم وشکر باز هم به خاطر وجود دوستان کامنت های نابی که میگذارند. سپاسگزارم ازتون دوستان خوبم
سلام خدمت همه دوستان عزیزم خدمت استاد بهتر از جانم. امیدوارم که حال دل همگی عالی باشه، امیدوارم که اوضاع بر وفق مراد باشه و تنتون سلامت.
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش می بردت هرجا دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همونجاست. این حرفیه که خداوند به مادر موسی زد و مادر موسی ایمانش رو نشون داد و بچه رو تو سبد گذاشت و رهاش کرد در رود نیل و خداوند موسی را به ساحل آرامش رساند، خداوند موسی رو صحیح و سلامت به ساحل آرامش رسوند و در آینده موسی رو به مادرش. این کاریه که خدا می کنه این وعده ایه که خداوند می ده، این هدایت خداست این ها رو می گم که خودم ایمانم قوی بشه خودم، قلب خود من مطمئن بشه از خداوند، از حضور خداوند، از توانایی خداوند، از عشقی که خداوند به ما داره و ایمانم دو صد چندان بشه. وقتی قلبمون آروم باشه وقتی ذهنمون آروم باشه، وقتی باورهای درست داشته باشیم وقتی رها باشیم وقتی نچسبیم به خواسته هامون، خداوند ما رو هدایت می کنه به مسیر درست.
استاد در مورد قسمت من رو به نشانم هدایت کن صحبت کردن برای خود من بارها پیش اومده که واقعا نمی دونستم چیکار کنم ، هرکاری می کردم حالم خوب نمی شد، راهش بهم گفته نمی شد و سردرگم بودم و با رفتن به این قسمت حتی در حد یک جمله که وصف اون حالم بود، کاملا من رو هدایت کرد و بهم گفته چیکار کنم. واقعا حالم بهتر شده و مسیر برام روشن تر شده، من در حال حاضر دارم کار ادیت انجام می دم ، ادیت فیلم این کاریه که خداوند من رو هدایت کرده بهش و همون حین که دارم فیلم رو ادیت می کنم که باید بهش موسیقی اضافه کنم، باید قسمت های مختلف رو کات بزنم و اینکه افکت های مختلف بهش اضافه بکنم و حالا داستان هایی که مربوط به ادیت هست، باورتون نمی شه من هدایت می شم به موسیقی، به افکت، به استیکر، به مواردی که مربوط به ادیت کردن هست که بعدا که فیلم رو دوباره مرورش می کنم می بینم که چقدر مچ هستش، چقدر اون آهنگی که اون لحظه گفتم خدا جونم به من بگو چه آهنگی، به من بگو چه فکری، به من بگو چه صدایی روی این بذارم چه کاتی بزنم و بی نهایت هماهنگ هستش، البته جاهایی که بهش توکل می کنم این هماهنگی بی نهایت زیاد هستش و این هم نقش هدایت خداوند در کاری که دارم انجام می دم و در تک تک کارهایی که ما انجام می دیم. بدون اذن خداوند هیچ برگی از درخت بر زمین نمی افته، هیچ برگی.
همین کار ادیتی که دارم انجام میدم که البته فعلا برای عشق کردنه، از نشانه خداوند برای تغییرم نشات میگیره و من گوش کردم و انجامش دارم میدم و قدم های بعدی رو واقعا نمیدونم.
یه نشونه دیگه که دریافت کردم اون کرختی و تمایل من به دود و قلیون بود که با سردرد ها و حال مناسبم دریافتش کردم و ورزش کردن رو شردع کردم، الان اگه یه روز ورزش نکنم بدنم بهم آلارم میده و به حای اعتیاد به قلیون به ورزش معتادم و چه اعتیاد قشنگی، خدا جونم شکرت.
امیدوارم که حال دل همگیتون عالی باشه روزگار بر وفق مراد، دوستتون دارم️ ،خدانگهدار.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی
سلام به استاد جان و مریم عزیزم و دوستان همراه
واقعا جای تشکر و سپاسگزاری داره این حد از مقاله عالی و این درک و چینش عالی کلمات و جملاتی که مریم جانم برای این پروژه نوشتند و چقدر درک و مرور اگاهی ها برامون راحتر و قابل درک شده واقعا اسون شدیم برای اسونی ها مریم جانم من عااااااشقتم و بینهایت سپاسگزار وجود ارزشمند شما هستم خدایا شکرت که مریم جان رو استاد جان رو در این مسیر الهی به ما هدیه دادی
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
در زمینه رشد مالی بیشتر نشونه هایی هست که باید تغییر ایجاد کنم
نشانه ها در کم بودن ورودی مالی هست
نمیدونم اون تغییر درست چیه ؟بیشتر اینطور میفهمم که این تغییر باید درونی باشه باور فراوانی ،باور لیاقت ،باورهای توحیدی، مهم نبودن نظر مردم و درخواست دادن هست شایدم باید تغییری در شغلم ایجاد کنم ولی هیچ ایده ای براش ندارم و از خداوند خواستم هر تغییری لازمه بهم بگه و من تسلیمم و انجامش میدم و البته عمل به این هدایت رو باید بدون شک انجام بدم و ایمان داشته باشم نتیجه هر چی شد حتما برای من خوبه و خیره و این مسیر رو طی کردن راه اسان شدن من برای خلق خواسته هام هست
من اجازه میدم خداوند منو هدایت کنه سعی میکنم از باورهای محدود کننده و تجربه های گذشته و ورودیهای نادرست از جامعه خودم رو خالی کنم و بی مقاومت بشم تسلیم خداوند باشم و هر وقت اون الهام و هدایت اومد بدون شک انجامش بدم و نتیجه رو به صاحب نتایج به خدا بسپارم
چیزی که باعث شده هنوز اون تغییر رخ نده به دلیل نداشتن ایده و درک نکردن مسیر درست هست و دارم روی باورهام کار میکنم تا اون یه قدم ساده ای که باید بردارم بهم الهام بشه
قدمی که برمیدارم بدون رودربایستی باید از همسایه بخوام که وسیله ای که تو مغازه ما به شکل انبار یک هفته هست گذاشته بیاد برداره چون مبلغی هم پرداخت نکرده و این لطف ما به نظرم برای ایشون کافیه
قدم بعدی کار کردن روی باورهای توحیدی ثروت 3 قسمت 2 هست که نزدیک به چهل روز هست که دارم گوش میدم و باورهاش رو نوشتم و هرروز تکرارش میکنم البته دیروز من و خواهرم متوجه شدیم دوره ثروت 3 رو از لیست محصولات برداشتید ولی برای ما این قسمت از این دوره بینهایت کمک کننده بود تا خوب درک کنیم همه چیز توحیده اگر قوانین رو در این جلسه از ثروت 3 درک کنیم و عمل کنیم تمام مسائل حل شده است و ثروت باید طبیعی وارد زندگیمون بشه
من همیشه میگم این طبیعی نیست که من ورودی مالی نداشته باشم طبیعی اینه که من ورودی مالی داشته باشم و این یک قانون است انشاالله هم جهت بشم با جریان ثروت و درامد راحت و فراوان به اسانی ،چون فقط یه جریان وجود داره اون هم جریان خیر و برکت و نیکی هست
قدم بعدی گوش دادن به دوره لیاقت و هم جهت با جریان خداوند هست که هم زمان روی باور لیاقت و فراوانی و شکر گزاری کردن برای کوچکترین نعمتها و هدایت ها و نشانه ها و زیبایی ها و بی نهایت نعمتی که دارم هست
قدم بعدی تو دفترم نوشتم خدایا اون تغییری که باید ایجاد کنم تا به اسونی بتونم به رشد مالی برسم و هم جهت با جریان خیر و خوشی و ثروت و نعمت تو بشم چیه از خداوند سوال کردم و انشاالله هدایت میشم
خداروشکرمیکنم در این سایت الهی هدایت شدم به سمت پروفایل و نوشته های شما.
راستش سودا جان هدایت الله بهم گفت برو صفحه یک کامنتهای این فایل، کامنت شما 4 سال پیش سومین کامنت این فایل هست.
بعد گفت برو ببین سودا آخرین فعالیتش کی بوده؟
دیدم اتفاقا آخرین کامنتی که روی فایلهای هدیه گذاشته روی همین فایل هست.
تو دل کامنتهای این فایل، حتی کامنت خودم، به وضوح دیدم خیلی از بچه ها عاشق کارهایی هستند مثل نقاشی، مثل نواختن موسیقی، مثل جهانگردی، مثل خیلی کارهای دیگر، و همه ی ما هنوز ترس از تغییر داریم.
امیدوارم مثل چند قایل قبل اونجایی که دوستمون گفت عاشق قواصی هستم و مهاجرت کردم و الان دارم از این شغل لذت میبرم، ما هم قدم های عملی را برداریم و ببینیم چقدر آسان می شویم برای آسانی ها.
امیدوارم ورودی مالی شما هم اونجوری که دوست داری ایجاد بشه و اون تغییر را ایجاد کنی و از فراوانی لذت ببری.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
چقدر دوستان عزیز توحیدی عمل کردنند و چقدر جذاب مسیرشون رو ادامه دادند
اینکه بتونی کارشناسی رو داشته باشی ولی مجدد بری تو ی رشته ی دیگه کار بکنی!
واقعا چقدر این مسیر میتونه جذاب باشه
اینکه بتونی دو تا خونه با هم بخری؟ ، واقعا اینها الگوهایی هستند که میشه ازش استفاده کرد ، واقعا چقدر تحسین میکنم این دوستمون رو که تونستن همزمان ی خونه برا خودشون و همچنین ی خونه برا خانواده اش بگیره
اینها حرکت های بی نظیری هست که میشه ماه ها ازش استفاده کرد و الگو برداری کرد
اینکه استاد ی سایتی رو طراحی کرنند که تمرکزی بشه روش کار کرد ، نه در فضاهای دیگه که تبلیغات باشه و یا اینکه تو پست های قاطی بشه واقعا اینکه استاد این قدر عالی تونستن رو خودشون کار کنند و این قدر عالی فضای خودش رو داشته باشه
این موضوع هدایت که باعث میشه مسیرمون رو پیش بریم و جهان رو خیر ببینیم! اینکه فارغ از اینکه نتیجه چی میشه من میتونم هدایت رو دریافت کنم و عملش کنم!
واقعا این ی حس خوبیه که از خداوند هدایت بطلبی و باهاش صحبت کنی!
سلام و سلامتی و نور و عشق به استاد عزیزم استاد دلها
سلام به استاد مریم جان شایسته ی نازنین
و سلام به همه ی هم سفرانِ این کشتیِ نوح:)
خدایا هزار مرتبه شکرت برای این فایل عالی و بی نظیر
هزار مرتبه شکرت برای این همزمانی ها و نشانه های بزرگتر شدن ظرفم
یه جمله ی جالبی گفت نگین جان که دوستش میگفت: «ببین یه چیزای عجیب غریبی تو این سایت عباسمنش دات کام هست» :)))
احساسی که فک کنم هممممه ی ما اولی که اومدیم تو سایت استاد و آموزه ها رو گوش کردیم، داشتیم
و من چقدر خداروشکر میکنم که از معدود انسانهایی هستم که با این قوانین ساده و بدون تغییر خداوند آشنا شدم، که اولش به نظرم عجیب غریب میومد، و الان داره برام جا میفته:)
اما همزمانی جالبِ این فایل برای من اینه که من تمرین این فایل رو درواقع امروز انجام دادم و تجربه کردم:)
تمرین:
* آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
* آن نشانه چیست؟
* چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
* و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بله نشانه چندوقت بود که بود در مورد کارم
میدونستم که باید از این شرکت برم، دور بشم
ازونطرف هم سعی کنم حواسم باشه که آه و ناله نکنم و هی رو نکات منفی کارم تمرکز نکنم
ولی خب خیلی وقتا برام پیش میاد که قاطی میکنم، الان باید اقدام عملی کنم (مثلا محل کار فعلی رو ترک کنم) یا نه فقط رو خودم کار کنم و سمت خودم رو انجام بدم (اپلای کردن برای کارهای دیگه)، ولی خودم اقدام نکنم که ازونجا بیام بیرون
هرچند که چندوقت اخیر تقریبا برام روشن شده بود دیگه واقعا نباید بمونم تو این محیط و involve باشم با این کارهایی که متاسفانه درست انجام نمیشه
ضمن اینکه کار و پرونده ی زیادی هم دیگه نمونده و عملا اگر همینجوری پیش بره در آینده نزدیک اگرم خودم نرم احتمالا تعدیل نیرو خواهم شد…
ولی… اقدام نمیکردم، احتمالا میترسیدم از اینکه نکنه بیام بیرون و کار دیگه ای پیدا نکنم
هرچند که جواب تقریبا محکمی برای این ترس داشتم
باور فراوانی در مورد کار تا حد خوبی برای من جا افتاده، نمیگم اصلا شک نمیکنم ولی باورپذیره برام
یا در مورد توانایی های خودم واقعا شک ندارم
بنابراین این ترس، معنیش درواقع ایمان نداشتن به خدا بود
و امروز بالاخره یه نشانه دیگه اومد و خداروشکر من درجا اقدام کردم و از لحظه ای که تصمیمش رو گرفتم چنان احساس خوبی داشتم، احساس رها شدن از یه عالمه بار سنگین و یه حس عذاب وجدان مانند، در خصوص کلاینتهایی که در موردشون درست کار انجام نمیشد… و بعد از اینکه صحبت کردم هم بسسسسیار احساسم بهتر شد چون یه جورایی متوجه شدم بله اگرم من الان خودم نمیرفتم به زودی تعدیل نیرو میشدم، و قربون خدا برم چقدر قشنگ و به جا و به موقع منو هدایت کرد و بهم نشانه داد که خیلی شیک و مجلسی از شرکت جدا بشم
تازه بعدشم به پرداختی که داشتیم که هنوز بهمون نداده بودن، مدیر فایننس صدام کرد و پرداختی من رو بهم داد
و بهم گفت: دختر تو مهره مار داری، فقط برا تو رو داده، برا بقیه رو هنوز نداده
میتونین تصور کنین چه حالی داشتم دیگه
لبخندی زدم و تو دلم داشتم قربون صدقه ی خدا میرفتم که مهره ی مار من شده:)
خدایا شکرت، عاشقتم:)
یه همزمانی قشنگ دیگه اینه که دو روز پیش نشانه روزانه م قدم 9 اومد و من جلسه اول و دومش رو گوش کردم
و این جلسه 2 عجب جلسه ی نورانی و مقدس و جادویی ایه
استاد آخر اون جلسه میگه اگر این جلسه رو گوش کنین و این باورها رو بنویسین، ظرف همین 48 ساعت آینده یه نتایجی میبینین
…
و دقیقا تو همون 48 ساعت این اتفاق برای من رقم میخوره که واقعا به فال نیک میگیرم و مطمئنم نقطه ی آغاز اون جامپ بزرگ من تو زمینه ی کاریه:)
نقطه ی هدایتم و رفتنم به مسیر کار مورد علاقه، پوزیشن مدیریتی، شرکت خوب و معتبر و حرفه ای و کاردرست، درآمد بالا، محیط دوستانه و حرفه ای و محترمانه و البته انگلیش سپیکینگ:)
بتام خداوند قادر، خداوند رزاق، خداوند وهاب و خداوند هدایتگر
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت ماست
سلام آجی قشنگم… آخ که من چقدر کیف می کنم از کامنتات… چقدر تحسینت می کنم برای این چله ای که با جدیت شروع کردی، با تعهد ادامه دادی، و پاداشش رو داری می گیری…
خودت می دونی که چقدر ظرفت بزرگتر شده دیگه نه؟
می دونی چقدر مدارت بالاتر رفته دیگه نه؟
خدا رو هزاران بار شکر می کنم که تو همین 38 روز کللی اتفاقات جالب برات افتاده از کمپی که همیشه دوست داشتی تجربه کنی تا روشنتر شدن خواسته ت برای خودت و ارسال فرکانسش به جهان تا غافلگیری های زیبا و دیدارهایی که توقعش رو نداشتی تا مسافرتی که در ویش داری و اینم که دیگه شاهکار بود… چقدر واضح و شیرین خدا داره بهت میگه نگران نباش، حالا که دستت رو گذاشتی تو دستم دیگه غمت نباشه…
consider it done!
چگونگی کار خداونده، چیدمان وقایع کار خداونده، زمانبندی کار خداونده
ما فقط باید سمت خودمون رو خوب انجام بدیم، که شما عالی داری انجام می دی…
انقدر از خوندن کامنتت به وجد اومدم که گفتم نع… نمیشه صبر کنم تا عصری که واتس اپ حرف می زنیم اینا رو بگم، باید همین الان این تلگراف رو بفرستم و تحسین کنم خواهر نازنینم رو…
خدا رو شکر سه تا خواهر دارم یکی از یکی کار درست تر (خدایی… با کلی چشمای قلبی)
اون از نسرین که انقدر خوب رو باورهای کاریش کار می کنه و تو کارش انقدر داره رشد می کنه و دیلهای با رقم بالا داره جذب می کنه…
این از شما که انقدر قشنگ داری با خدا هم جهت میشی و تو رابطه ت داری به خواسته هات نزدیک میشی، تو کارت داری قدمها رو برمی داری و کلی اتفاقات عالی معجزه در انتظارته.
اونم از یاسی که با دیدارش با استاد یه لِوِل خودش بالا رفت و باورهای ما رو جابجا کرد و خدا رو شکر رابطه ی زیبایی جذب کرده…
و البته اونم از خودم (خخخ) که انقدر با خدا هم جهت ارشدم، رقیق تر شدم و اقدامای خوبی در راستای خواسته م کردم
مامان هم که دیگه نور علی نور… پیشروی همه مونن… دوچرخه سواری و شنا و ارتباطات عالی و اوووه کلی چیز دیگه
حالا تازه همه چی رو، همه ی جزییاتو آدم نمیتونه تو کامنت بنویسه، که چجوری قوانین جواب میده
که چقدر نشانه ها و نتیجه های ریز و درشت دیدم تو این مدت
قربون خدا برم سنگ تموم گذاشت برام:)
البته خدا (سیستم، قوانین) همیشه همینه، اگه تو قدمت رو برداری سمت خودت رو انجام بدی، اون سنگ تموم میذاره:)
منم از خوندن کامنتای شما همیشه لذت میبرم:)
نشونه ها و هدایتهای قشنگی که دریافت میکنی
کنترل ذهن هایی که به خرج میدی
خدا رو صد هزار مرتبه شکر
تعریفای خیلی قشنگی از همه مون کرده بودی که خیلی واقعا قشنگ بود و خیلی حس خوبی گرفتم و هزار مرتبه ی دیگه خدا رو شکر کردم:)
و خواستم تاکید و یادآوری کنم که خودت هم خیییلی تعریفی هستی:) و خیلی قشنگ داری رو خودت کار میکنی، که تو کامنتات قشنگ مشخصه
قبلا هم بهت گفتم، قدر خودتو بدون آجیِ گشنگم (البته اینو تو پرانتز اضافه کنم که اصلا از اون جهت نمیگم که مثلا «وای با بچه کوچیک و فلان داری رو خودت کار میکنی آخی گناه داری» نه اصلا گناه نداری، خیلی فقط جای تحسین و به خودت افتخار کردن داری، با حس توانایی و اکامپلیشمنت، نه حس دلسوزی)
و همیشه و هرروز منتظر پاداش ها و معجزه ها باش:) که لیاقتشو داری
سلام نسیم جان عزیزدلم ممنون بابت کامنت در از آگاهیت چقدر درست و بجا به دل ترس هات رفتی امان از ما اصلا خودم میگم که در واقع در مواقع بحرانی بجای پررنگ شدن ایمان و نشون دادنش ایمان در وجودمون کمرنگ میشه و جاشو میده به ترس آفرین دختر خوب خدا که ایمانتو نشون دادی و در بهترین زمان از شرکت جدا شدی یقین داشته باش خدا پاداش این ایمان خیلی زود میده و به جایگاهی که لایقش هستی میرسی دختر خاله قشنگ و خوش :)))) یه عالمه ایموجی قلب از سمت من پذیرا باش خیلی دوست دارم خوشگلم
از دوستان خوبم سپاسگزارم بابت نوشتن تجربه های ناب زندگیشون که هرکدوم درسهای زیادی داره .
قسمت 11:
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله قطعا، مدتهاست نشونه های تغییر رو دیدم اما عمل کردنم خیلی خیلی آهسته بوده و عملا میشه گفت صفره!
آن نشانه چیست؟
مدتهاست نشونههایی میبینم در بحث مالی و داره بهم میگه باید مسیر شغلیت رو که بهش علاقه داری خیلی جدیتر و مصممتر ادامه بدی تا بتونی خیلی زودتر به درآمد برسی چون من آموزشی رو شروع کردم و در حال گذروندن دورههای اون هستم ولی کمال گرایی اجازه نمیده که شروع کنم .
آموزشی که خیلی زودتر باید به درآمد میرسید اما بیشتر از یک ساله که روی اون فوکوس کردم و انگار فقط دوست دارم آموزش ببینم و جسارت اینو ندارم که اولین قدم رو بردارم .
البته قبلاً برای شروع درآمد از مهارتم یه قدمی رو برداشتم ولی ادامه ندادم!
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
در عمل نکردنم باورهای مخربی وجود داره
ترس از خوب نبودن در ابتدای مسیر ترس از اینکه در شروع کار ندونم باید چی بگم، باید چیکار کنم چطوری با مشتری ارتباط برقرار کنم ،چطور مذاکره کنم ،چطور مشتری رو قانع کنم و…..
این ترس مانع بزرگیه که جلوی عمل کردن منو میگیره
برای این مسیری که دارم کارهایی رو باید انجام بدم که تا حالا انجام ندادم و فکر میکنم یکی از دلایلی که شروع نمیکنم ریسک انجام همین کارهای جدید باشه!
یکی دیگه از اون باورها اینه که با انجام این کار خیلی سرم شلوغ میشه و دیگه به سایت نمیرسم!
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
به نظر من مهمتر از قدمهای عملی که میتونم برای این تغییر بردارم قدمهای ذهنیه یعنی بیام دلایلی که مانع از انجام کارم میشه رو برای خودم بنویسم و روبروش منطقی کنم برای ذهنم که متوجه بشه چقدر این دلایل واهیه و هیچ کدوم از اونها واقعیت نداره و فقط ساخته خود ذهنه
وقتی منطقها را بسازم ذهنم خود به خود منو به سمت هدفم تشویق میکنه چون در وضعیتی قرار گرفته که اهرم رنج و لذت براش ایجاد کردم و اون دوست داره من لذت بیشتری ببرم .
————————ـــــــــــــــــــــ————————
وقتی دقیقتر به زندگیم نگاه کردم متوجه شدم در بخش های مختلفش، نشونه های تغییر رو دیدم ! اما جسارت تغییر رو نداشتم
مسلما باورهای محدود کننده من خیلی زورش بیشتره که نتونستم تغییر رو در آغوش بگیرم /:
اما هیچ سرزنشی جایز نیست ، هیچوقت دیر نیست ، ماهی رو هر وقت از آب بگیرم تازه س
خیلیم خوبه که متوجهش شدم ، از همین الان میتونم تصمیم بگیرم و تمرکزی کار کنم
تمرکزم رو روی یکی از حوزه های مهم زندگیم بذارم نشونه ها رو بگیرم ، بهشون عمل کنم و کوتاه نیام !
مهمترین چالش من کم آوردنه ! مدتهای مدیدیه که اینو حلش نکردم!
یاد حرف استاد افتادم تو دوره قانون آفرینش که میگه «« وقتی شما با اولین مشکل ناامید میشین بیخیال میشین،مثه اینه که رفتی مسافرت و با یه پنجری کوچیک دور بزنی و برگردی خونه !»»
منم همینم ! تو مسیرم با اولین چالش بیخیال میشم
پس مهمتر از قدم های عملی ، تغییر باورامه که تغییر بدم و قدرتمند بشم .
الان که دارم کامنت مینویسم تدی قطارم و نزدیک تهران و کاملا سرسپرده و رها و به قول استاد پارو نمیزنم
داریم میریم که ماشین بخریم
دیشب که از خونه به سمت راه آهن راه افتادیم وقتی رسیدیم بهمون گفتن قطار 5 دقیقه پیش رفته و ما دیر رسیدیم من اونجا به همسرم گفتم این یه نشونه است و ما قراره آسون تر بخریم تو شهر خودمون ولی با مقاومت همسرم روبرو شدم اونجا یه آقایی پیشنهاد داد که میتونیم با تاکسی تا راه آهن بندرگز بریم و اونجا منتظر قطاری بمونیم که ازش جا موندیم و دیگه من سکوت کردم و رفتیم نجوا هم میومد صدای خدا هم بود که میگفت آسان بگیر خلاصه اینکه گفتم پس چه درسی برام داشت این اتفاق اینکه ما باید به موقع میرسیدیم و یاد گرفتیم از این به بعد زودتر بریم که جا نمونیم چون ما از ساعت مقرر هم 5 دقیقه تر دیرتر زسیدیم خلاصه اینکه هنوز یکم برام مبهمه ولی از ،اونجایی که استادم توی جلسه 11 دوره هم جهت گفته از هر جایی دوباره هدایت بخوای هدایت میشی من آرامم و اجازه دادم جریان من ببره
به نام خدا سلام استاد عزیزودوستان گرامی ده سالی است که اعتیاد دارم احساس میکنم که الان وقتشه ترک کنم یکم ترس دارم وازخدامیخواهم مراهدایت کند واقعا خسته شدم همش امروزوفردا میکنم دوست دارم تغییر کنم و ازاین حال خرابی در بیام هیچ چیزی الان برام لذت بخش نیست همه فکرو ذکر م شده مواد کشیدن دعا کنید برام الان ساعت ده دقیقه به چهارصبحه وازخماری بیدار شدم
چقدر این فایل زیبا بود و بابت اش سپاس گزارم. بارها شده که هدایت ها رو دیدم و یا خودم رو رها کردم و به دست اون هدایت سپردم و یا باهاش جنگیدم و چک و لقد اش رو از جهان خوردم. چیزی که این وسط مانع می شه ترسه, ترس از دست دادن , ترس اینکه ارزش ها به خطر بی افته , اگر بشه به این ترس ها غلبه کرد واقعا هدایتی نیست که نشه بهش عمل کرد.
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟ بله
آن نشانه چیست؟ من توی کار طراحی سایت هستم و بارها به من الهام شد که هوش مصنوعی رو باید یاد بگیرم ولی خب سمت اش نمی رفتم
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟ ترس از اینکه کلی زمان بزارم و انرژی بزارم و ته اش به جایی نرسم و حتی ترس از اینکه نتونم یاد اش بگیرم
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟ پروژه قبلی که برای هوش مصنوعی ساخته بودم رو تکمیل می کردم و با سایت ترکیب اش می کردم و به عنوان یک سایت با هوش مصنوعی بالا می آوردم اش.
سلام ودرود خدمت استاد عزیز که با بیان شیرین ودلپذیرشون هدایت ها رو برامون واصحتر وروشن تر میکنند.
بینهایت خدا روسپاسگزارم بابت وجوداساتیدم. وهمچنین خانم شایسته مهربان.
درحال حاصر نشانه ای که دارمد دریافت میکنم دررابطه با کسب وکارم هست که بهم الهام میشه بیاتوی ایتا کانال تشکیل بده وشال وروسری ها روبه مخاطبینت معرفی کن. راستش من توی یک مغازه شال وروسری به عنوان یک فروشنده دارم کار میکنم. وطی این مدت ذهنم دررابطه با فروش با استفاده از پروسه تغییر را درآغوش بگیر بازتر شده وخدا روشکر فروش های خوبی را انجام میدم. مشتری هایی که به سمتم میان تعدادشون بیشتر شده.وطبق عزت نفس احساس میکنم که لایق دریافت وحقوق بیشتری هستم الهامی که بهم شده اینه که یک کانال بزنم در رابطه با کارم. اما برای زدن کانال انگار یک ترسی دارم نکنه صاحب کار بفهمه ؟ودراین مورد هم میگم که خوب بهشون میگم. بعد میگه خوب اگه بزنی چه سودی برای تو داره؟ میگم که آماده میشم برای اینکه فروشندگی را به صورت حرفه ای ادامه بدم. اما باز ذهن نجوا میکنه. با اینکه نشونه ها داره میاد وباید کارهای دیگه ای هم انجام بدم. تصمیم گرفتم که با صاحب کارم هم صحبت کنم وببینم پیشنهادش چی هست.
البته من قبلا فروش را ازطریق نتورک مارکتینگ آموزش دیدم. اما نمیدونم این اهمال کاری برای چی هست وچرا ترس ایجاد کرده. وبا اینکه میدونم ترسش بیمورد هست اما باز دارم امروز وفردا میکنم. یک باوری هم دلرم واینکه نکنه به من بگن تو از اعتماد ما سواستفاده کردی ویا دورو هستی. راستش یکی از معیارهایی که برام خیلی ارزشمند هست صداقت هست واینکه صادق باشی با اینکه صربه ام خوردم از این صادق بودن اما همچنان یکی از ازش هام هست.
بهش افتخار میکنم که حاضر نیستم حق کسی را ضایع کنم وبهش خسارت وارد کنم
الهی شکرت بابت استا دهای خوبم وشکر باز هم به خاطر وجود دوستان کامنت های نابی که میگذارند. سپاسگزارم ازتون دوستان خوبم
سلام زهرا عزیز
آفرین به شما که اینقدر صداقت داری.
صاحب کار فروش میخاد و شما میتونی باهاش درمیون بزاری که من کانال میزنم و میفروشم .
به نظرم به خودت و صاحب کارت خدمت کردی.
حتما با صاحب کار مشورت کن در مورد زدن کانال
موفق باشید
سلام خدمت همه دوستان عزیزم خدمت استاد بهتر از جانم. امیدوارم که حال دل همگی عالی باشه، امیدوارم که اوضاع بر وفق مراد باشه و تنتون سلامت.
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش می بردت هرجا دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همونجاست. این حرفیه که خداوند به مادر موسی زد و مادر موسی ایمانش رو نشون داد و بچه رو تو سبد گذاشت و رهاش کرد در رود نیل و خداوند موسی را به ساحل آرامش رساند، خداوند موسی رو صحیح و سلامت به ساحل آرامش رسوند و در آینده موسی رو به مادرش. این کاریه که خدا می کنه این وعده ایه که خداوند می ده، این هدایت خداست این ها رو می گم که خودم ایمانم قوی بشه خودم، قلب خود من مطمئن بشه از خداوند، از حضور خداوند، از توانایی خداوند، از عشقی که خداوند به ما داره و ایمانم دو صد چندان بشه. وقتی قلبمون آروم باشه وقتی ذهنمون آروم باشه، وقتی باورهای درست داشته باشیم وقتی رها باشیم وقتی نچسبیم به خواسته هامون، خداوند ما رو هدایت می کنه به مسیر درست.
استاد در مورد قسمت من رو به نشانم هدایت کن صحبت کردن برای خود من بارها پیش اومده که واقعا نمی دونستم چیکار کنم ، هرکاری می کردم حالم خوب نمی شد، راهش بهم گفته نمی شد و سردرگم بودم و با رفتن به این قسمت حتی در حد یک جمله که وصف اون حالم بود، کاملا من رو هدایت کرد و بهم گفته چیکار کنم. واقعا حالم بهتر شده و مسیر برام روشن تر شده، من در حال حاضر دارم کار ادیت انجام می دم ، ادیت فیلم این کاریه که خداوند من رو هدایت کرده بهش و همون حین که دارم فیلم رو ادیت می کنم که باید بهش موسیقی اضافه کنم، باید قسمت های مختلف رو کات بزنم و اینکه افکت های مختلف بهش اضافه بکنم و حالا داستان هایی که مربوط به ادیت هست، باورتون نمی شه من هدایت می شم به موسیقی، به افکت، به استیکر، به مواردی که مربوط به ادیت کردن هست که بعدا که فیلم رو دوباره مرورش می کنم می بینم که چقدر مچ هستش، چقدر اون آهنگی که اون لحظه گفتم خدا جونم به من بگو چه آهنگی، به من بگو چه فکری، به من بگو چه صدایی روی این بذارم چه کاتی بزنم و بی نهایت هماهنگ هستش، البته جاهایی که بهش توکل می کنم این هماهنگی بی نهایت زیاد هستش و این هم نقش هدایت خداوند در کاری که دارم انجام می دم و در تک تک کارهایی که ما انجام می دیم. بدون اذن خداوند هیچ برگی از درخت بر زمین نمی افته، هیچ برگی.
همین کار ادیتی که دارم انجام میدم که البته فعلا برای عشق کردنه، از نشانه خداوند برای تغییرم نشات میگیره و من گوش کردم و انجامش دارم میدم و قدم های بعدی رو واقعا نمیدونم.
یه نشونه دیگه که دریافت کردم اون کرختی و تمایل من به دود و قلیون بود که با سردرد ها و حال مناسبم دریافتش کردم و ورزش کردن رو شردع کردم، الان اگه یه روز ورزش نکنم بدنم بهم آلارم میده و به حای اعتیاد به قلیون به ورزش معتادم و چه اعتیاد قشنگی، خدا جونم شکرت.
امیدوارم که حال دل همگیتون عالی باشه روزگار بر وفق مراد، دوستتون دارم️ ،خدانگهدار.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی
سلام به استاد جان و مریم عزیزم و دوستان همراه
واقعا جای تشکر و سپاسگزاری داره این حد از مقاله عالی و این درک و چینش عالی کلمات و جملاتی که مریم جانم برای این پروژه نوشتند و چقدر درک و مرور اگاهی ها برامون راحتر و قابل درک شده واقعا اسون شدیم برای اسونی ها مریم جانم من عااااااشقتم و بینهایت سپاسگزار وجود ارزشمند شما هستم خدایا شکرت که مریم جان رو استاد جان رو در این مسیر الهی به ما هدیه دادی
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
در زمینه رشد مالی بیشتر نشونه هایی هست که باید تغییر ایجاد کنم
نشانه ها در کم بودن ورودی مالی هست
نمیدونم اون تغییر درست چیه ؟بیشتر اینطور میفهمم که این تغییر باید درونی باشه باور فراوانی ،باور لیاقت ،باورهای توحیدی، مهم نبودن نظر مردم و درخواست دادن هست شایدم باید تغییری در شغلم ایجاد کنم ولی هیچ ایده ای براش ندارم و از خداوند خواستم هر تغییری لازمه بهم بگه و من تسلیمم و انجامش میدم و البته عمل به این هدایت رو باید بدون شک انجام بدم و ایمان داشته باشم نتیجه هر چی شد حتما برای من خوبه و خیره و این مسیر رو طی کردن راه اسان شدن من برای خلق خواسته هام هست
من اجازه میدم خداوند منو هدایت کنه سعی میکنم از باورهای محدود کننده و تجربه های گذشته و ورودیهای نادرست از جامعه خودم رو خالی کنم و بی مقاومت بشم تسلیم خداوند باشم و هر وقت اون الهام و هدایت اومد بدون شک انجامش بدم و نتیجه رو به صاحب نتایج به خدا بسپارم
چیزی که باعث شده هنوز اون تغییر رخ نده به دلیل نداشتن ایده و درک نکردن مسیر درست هست و دارم روی باورهام کار میکنم تا اون یه قدم ساده ای که باید بردارم بهم الهام بشه
قدمی که برمیدارم بدون رودربایستی باید از همسایه بخوام که وسیله ای که تو مغازه ما به شکل انبار یک هفته هست گذاشته بیاد برداره چون مبلغی هم پرداخت نکرده و این لطف ما به نظرم برای ایشون کافیه
قدم بعدی کار کردن روی باورهای توحیدی ثروت 3 قسمت 2 هست که نزدیک به چهل روز هست که دارم گوش میدم و باورهاش رو نوشتم و هرروز تکرارش میکنم البته دیروز من و خواهرم متوجه شدیم دوره ثروت 3 رو از لیست محصولات برداشتید ولی برای ما این قسمت از این دوره بینهایت کمک کننده بود تا خوب درک کنیم همه چیز توحیده اگر قوانین رو در این جلسه از ثروت 3 درک کنیم و عمل کنیم تمام مسائل حل شده است و ثروت باید طبیعی وارد زندگیمون بشه
من همیشه میگم این طبیعی نیست که من ورودی مالی نداشته باشم طبیعی اینه که من ورودی مالی داشته باشم و این یک قانون است انشاالله هم جهت بشم با جریان ثروت و درامد راحت و فراوان به اسانی ،چون فقط یه جریان وجود داره اون هم جریان خیر و برکت و نیکی هست
قدم بعدی گوش دادن به دوره لیاقت و هم جهت با جریان خداوند هست که هم زمان روی باور لیاقت و فراوانی و شکر گزاری کردن برای کوچکترین نعمتها و هدایت ها و نشانه ها و زیبایی ها و بی نهایت نعمتی که دارم هست
قدم بعدی تو دفترم نوشتم خدایا اون تغییری که باید ایجاد کنم تا به اسونی بتونم به رشد مالی برسم و هم جهت با جریان خیر و خوشی و ثروت و نعمت تو بشم چیه از خداوند سوال کردم و انشاالله هدایت میشم
خدایا عاااشقتم که عاشقمی بی قید و شرط تا ابد
درود بر شما سودا جان.
خداروشکرمیکنم در این سایت الهی هدایت شدم به سمت پروفایل و نوشته های شما.
راستش سودا جان هدایت الله بهم گفت برو صفحه یک کامنتهای این فایل، کامنت شما 4 سال پیش سومین کامنت این فایل هست.
بعد گفت برو ببین سودا آخرین فعالیتش کی بوده؟
دیدم اتفاقا آخرین کامنتی که روی فایلهای هدیه گذاشته روی همین فایل هست.
تو دل کامنتهای این فایل، حتی کامنت خودم، به وضوح دیدم خیلی از بچه ها عاشق کارهایی هستند مثل نقاشی، مثل نواختن موسیقی، مثل جهانگردی، مثل خیلی کارهای دیگر، و همه ی ما هنوز ترس از تغییر داریم.
امیدوارم مثل چند قایل قبل اونجایی که دوستمون گفت عاشق قواصی هستم و مهاجرت کردم و الان دارم از این شغل لذت میبرم، ما هم قدم های عملی را برداریم و ببینیم چقدر آسان می شویم برای آسانی ها.
امیدوارم ورودی مالی شما هم اونجوری که دوست داری ایجاد بشه و اون تغییر را ایجاد کنی و از فراوانی لذت ببری.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
باسلام و درود به شما استاد عزیزم
صحبت های زیبا ی شما لاجرم بر دل من می نشیند
بسیار بسیار خدارو سپاسگزارم که. منم شدم یکی از شاگردان. عباسمنش
واقعا تواین مدت که کنار شما هستم ودر سایت شما
دلگرمی بی نظیری دارم بطور کلی احساس آرامش واعتماد روز بروز داره. بیشتر وبیشتر میشه
ومن رهاتر و رهاتر میشم .
و فضا برای دلبری خدای مهربان باز تر میشه
چقد این هدایت وآرامش راهنمایی عالی هست
چقد توکل و رها کردن زیباست
چقد آرومی و چقد جهان به میلت عمل میکنه
بخدا استاد جان .من همیشه توکامنتام گفتم .این 40 روز که هدابت شدم به سایت شما
و دوره ثروت1
یک طرف .بقیه 5سالی که جای دیگه روی خودم کار می کردم یک طرف ..تازه. وزن این40روز سنگین تره ..اون آرامش و قانون رهایی .و
دیدگاه شماروی وحدانیت خدا و نبودن شرک
انسان رو پشت گرم. و جسور میکنه
انتقال حال شما به بچه های سابت
خبلی مشخصه
من که. تاثیر شما روی. خودم می بینم
و باور . دارم. که انرژی شمارو. دارم میگیرم
ووووخبر خوب که داره. دوره قانون سلامتی. چشمک. میرنه. که. ثریا ..پایان. درد و رنج های
طولانی. جسم و روان تو فرا رسیده ..
ای جان ..چقد لذت. می برم .عاشقانه
از بودن و چرخبدن تو این اقیانوس پر از علم و آگاهی وعشق
دوستون. دارم
به نام خدا
شکر الله بابت صحبت های دوستان
چقدر دوستان عزیز توحیدی عمل کردنند و چقدر جذاب مسیرشون رو ادامه دادند
اینکه بتونی کارشناسی رو داشته باشی ولی مجدد بری تو ی رشته ی دیگه کار بکنی!
واقعا چقدر این مسیر میتونه جذاب باشه
اینکه بتونی دو تا خونه با هم بخری؟ ، واقعا اینها الگوهایی هستند که میشه ازش استفاده کرد ، واقعا چقدر تحسین میکنم این دوستمون رو که تونستن همزمان ی خونه برا خودشون و همچنین ی خونه برا خانواده اش بگیره
اینها حرکت های بی نظیری هست که میشه ماه ها ازش استفاده کرد و الگو برداری کرد
اینکه استاد ی سایتی رو طراحی کرنند که تمرکزی بشه روش کار کرد ، نه در فضاهای دیگه که تبلیغات باشه و یا اینکه تو پست های قاطی بشه واقعا اینکه استاد این قدر عالی تونستن رو خودشون کار کنند و این قدر عالی فضای خودش رو داشته باشه
این موضوع هدایت که باعث میشه مسیرمون رو پیش بریم و جهان رو خیر ببینیم! اینکه فارغ از اینکه نتیجه چی میشه من میتونم هدایت رو دریافت کنم و عملش کنم!
واقعا این ی حس خوبیه که از خداوند هدایت بطلبی و باهاش صحبت کنی!
گام 11 روز 38
سلام و سلامتی و نور و عشق به استاد عزیزم استاد دلها
سلام به استاد مریم جان شایسته ی نازنین
و سلام به همه ی هم سفرانِ این کشتیِ نوح:)
خدایا هزار مرتبه شکرت برای این فایل عالی و بی نظیر
هزار مرتبه شکرت برای این همزمانی ها و نشانه های بزرگتر شدن ظرفم
یه جمله ی جالبی گفت نگین جان که دوستش میگفت: «ببین یه چیزای عجیب غریبی تو این سایت عباسمنش دات کام هست» :)))
احساسی که فک کنم هممممه ی ما اولی که اومدیم تو سایت استاد و آموزه ها رو گوش کردیم، داشتیم
و من چقدر خداروشکر میکنم که از معدود انسانهایی هستم که با این قوانین ساده و بدون تغییر خداوند آشنا شدم، که اولش به نظرم عجیب غریب میومد، و الان داره برام جا میفته:)
اما همزمانی جالبِ این فایل برای من اینه که من تمرین این فایل رو درواقع امروز انجام دادم و تجربه کردم:)
تمرین:
* آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
* آن نشانه چیست؟
* چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
* و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بله نشانه چندوقت بود که بود در مورد کارم
میدونستم که باید از این شرکت برم، دور بشم
ازونطرف هم سعی کنم حواسم باشه که آه و ناله نکنم و هی رو نکات منفی کارم تمرکز نکنم
ولی خب خیلی وقتا برام پیش میاد که قاطی میکنم، الان باید اقدام عملی کنم (مثلا محل کار فعلی رو ترک کنم) یا نه فقط رو خودم کار کنم و سمت خودم رو انجام بدم (اپلای کردن برای کارهای دیگه)، ولی خودم اقدام نکنم که ازونجا بیام بیرون
هرچند که چندوقت اخیر تقریبا برام روشن شده بود دیگه واقعا نباید بمونم تو این محیط و involve باشم با این کارهایی که متاسفانه درست انجام نمیشه
ضمن اینکه کار و پرونده ی زیادی هم دیگه نمونده و عملا اگر همینجوری پیش بره در آینده نزدیک اگرم خودم نرم احتمالا تعدیل نیرو خواهم شد…
ولی… اقدام نمیکردم، احتمالا میترسیدم از اینکه نکنه بیام بیرون و کار دیگه ای پیدا نکنم
هرچند که جواب تقریبا محکمی برای این ترس داشتم
باور فراوانی در مورد کار تا حد خوبی برای من جا افتاده، نمیگم اصلا شک نمیکنم ولی باورپذیره برام
یا در مورد توانایی های خودم واقعا شک ندارم
بنابراین این ترس، معنیش درواقع ایمان نداشتن به خدا بود
و امروز بالاخره یه نشانه دیگه اومد و خداروشکر من درجا اقدام کردم و از لحظه ای که تصمیمش رو گرفتم چنان احساس خوبی داشتم، احساس رها شدن از یه عالمه بار سنگین و یه حس عذاب وجدان مانند، در خصوص کلاینتهایی که در موردشون درست کار انجام نمیشد… و بعد از اینکه صحبت کردم هم بسسسسیار احساسم بهتر شد چون یه جورایی متوجه شدم بله اگرم من الان خودم نمیرفتم به زودی تعدیل نیرو میشدم، و قربون خدا برم چقدر قشنگ و به جا و به موقع منو هدایت کرد و بهم نشانه داد که خیلی شیک و مجلسی از شرکت جدا بشم
تازه بعدشم به پرداختی که داشتیم که هنوز بهمون نداده بودن، مدیر فایننس صدام کرد و پرداختی من رو بهم داد
و بهم گفت: دختر تو مهره مار داری، فقط برا تو رو داده، برا بقیه رو هنوز نداده
میتونین تصور کنین چه حالی داشتم دیگه
لبخندی زدم و تو دلم داشتم قربون صدقه ی خدا میرفتم که مهره ی مار من شده:)
خدایا شکرت، عاشقتم:)
یه همزمانی قشنگ دیگه اینه که دو روز پیش نشانه روزانه م قدم 9 اومد و من جلسه اول و دومش رو گوش کردم
و این جلسه 2 عجب جلسه ی نورانی و مقدس و جادویی ایه
استاد آخر اون جلسه میگه اگر این جلسه رو گوش کنین و این باورها رو بنویسین، ظرف همین 48 ساعت آینده یه نتایجی میبینین
…
و دقیقا تو همون 48 ساعت این اتفاق برای من رقم میخوره که واقعا به فال نیک میگیرم و مطمئنم نقطه ی آغاز اون جامپ بزرگ من تو زمینه ی کاریه:)
نقطه ی هدایتم و رفتنم به مسیر کار مورد علاقه، پوزیشن مدیریتی، شرکت خوب و معتبر و حرفه ای و کاردرست، درآمد بالا، محیط دوستانه و حرفه ای و محترمانه و البته انگلیش سپیکینگ:)
الهی به امید تو
چقدر جای خوبیه روی شونه ی تو
خدایا عاشقتم
با هدایت تو، به سوی بی نهایت و فراتر از آن
روز 38 از 40
پنجشنبه شب 13 نوامبر
بتام خداوند قادر، خداوند رزاق، خداوند وهاب و خداوند هدایتگر
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت ماست
سلام آجی قشنگم… آخ که من چقدر کیف می کنم از کامنتات… چقدر تحسینت می کنم برای این چله ای که با جدیت شروع کردی، با تعهد ادامه دادی، و پاداشش رو داری می گیری…
خودت می دونی که چقدر ظرفت بزرگتر شده دیگه نه؟
می دونی چقدر مدارت بالاتر رفته دیگه نه؟
خدا رو هزاران بار شکر می کنم که تو همین 38 روز کللی اتفاقات جالب برات افتاده از کمپی که همیشه دوست داشتی تجربه کنی تا روشنتر شدن خواسته ت برای خودت و ارسال فرکانسش به جهان تا غافلگیری های زیبا و دیدارهایی که توقعش رو نداشتی تا مسافرتی که در ویش داری و اینم که دیگه شاهکار بود… چقدر واضح و شیرین خدا داره بهت میگه نگران نباش، حالا که دستت رو گذاشتی تو دستم دیگه غمت نباشه…
consider it done!
چگونگی کار خداونده، چیدمان وقایع کار خداونده، زمانبندی کار خداونده
ما فقط باید سمت خودمون رو خوب انجام بدیم، که شما عالی داری انجام می دی…
انقدر از خوندن کامنتت به وجد اومدم که گفتم نع… نمیشه صبر کنم تا عصری که واتس اپ حرف می زنیم اینا رو بگم، باید همین الان این تلگراف رو بفرستم و تحسین کنم خواهر نازنینم رو…
خدا رو شکر سه تا خواهر دارم یکی از یکی کار درست تر (خدایی… با کلی چشمای قلبی)
اون از نسرین که انقدر خوب رو باورهای کاریش کار می کنه و تو کارش انقدر داره رشد می کنه و دیلهای با رقم بالا داره جذب می کنه…
این از شما که انقدر قشنگ داری با خدا هم جهت میشی و تو رابطه ت داری به خواسته هات نزدیک میشی، تو کارت داری قدمها رو برمی داری و کلی اتفاقات عالی معجزه در انتظارته.
اونم از یاسی که با دیدارش با استاد یه لِوِل خودش بالا رفت و باورهای ما رو جابجا کرد و خدا رو شکر رابطه ی زیبایی جذب کرده…
و البته اونم از خودم (خخخ) که انقدر با خدا هم جهت ارشدم، رقیق تر شدم و اقدامای خوبی در راستای خواسته م کردم
مامان هم که دیگه نور علی نور… پیشروی همه مونن… دوچرخه سواری و شنا و ارتباطات عالی و اوووه کلی چیز دیگه
خداجونم شکرت برای وجود تک تکشون…
بوس فراوان و به امید دیداری نزدیک (هورااا)
سلام سمیِ گشنگم:) مرسی از کامنت خیلی خیلی قشنگت
ولی واقعا چله ی بی نظیری بود
پر از هدایت و آگاهی و نشانه ها
حالا تازه همه چی رو، همه ی جزییاتو آدم نمیتونه تو کامنت بنویسه، که چجوری قوانین جواب میده
که چقدر نشانه ها و نتیجه های ریز و درشت دیدم تو این مدت
قربون خدا برم سنگ تموم گذاشت برام:)
البته خدا (سیستم، قوانین) همیشه همینه، اگه تو قدمت رو برداری سمت خودت رو انجام بدی، اون سنگ تموم میذاره:)
منم از خوندن کامنتای شما همیشه لذت میبرم:)
نشونه ها و هدایتهای قشنگی که دریافت میکنی
کنترل ذهن هایی که به خرج میدی
خدا رو صد هزار مرتبه شکر
تعریفای خیلی قشنگی از همه مون کرده بودی که خیلی واقعا قشنگ بود و خیلی حس خوبی گرفتم و هزار مرتبه ی دیگه خدا رو شکر کردم:)
و خواستم تاکید و یادآوری کنم که خودت هم خیییلی تعریفی هستی:) و خیلی قشنگ داری رو خودت کار میکنی، که تو کامنتات قشنگ مشخصه
قبلا هم بهت گفتم، قدر خودتو بدون آجیِ گشنگم (البته اینو تو پرانتز اضافه کنم که اصلا از اون جهت نمیگم که مثلا «وای با بچه کوچیک و فلان داری رو خودت کار میکنی آخی گناه داری» نه اصلا گناه نداری، خیلی فقط جای تحسین و به خودت افتخار کردن داری، با حس توانایی و اکامپلیشمنت، نه حس دلسوزی)
و همیشه و هرروز منتظر پاداش ها و معجزه ها باش:) که لیاقتشو داری
بنام نامی خدا
که فرزندانی یکی از دیگری بهتر بمن عطا کرد
سلام قشنگای من
دخترای عزیزم
نسیم جان و سمیه جان
میلیاردها بار تحسینتون میکنم
برای همه ی ویژگیهای خوبتون
برای سفرها و گشت و گذارهاتون با همدیگه
برای محبتها و حمایتهاتون از همدیگه
برای کمکهای مالی بی منت و بیدریغتون به همدیگه
شما دوتا و البته نسرین جان و یاسی جان مایه مباهات و باعث افتخار من هستین
خدا رو هزار مرته شکر که روی شونه خدا نشستین
خدا رو هزار مرتبه شکر برای حضور پربرکت و پر رنگتون تو زندگیم
خدا رو هزار مرتبه شکر برای ارتباط تصویری هر روزمون
خدا رو هزار مرتبه شکر برای تعریف کردن از اتفاقات زیبا و دلخواهمون و بزرگ شدن ظرف وجودمون
الهی شکر الهی شکر الهی شکر
الهی زندگیتون پر از معجزات بیکران و بی انتهای خداوند باشه
و سعادتمند در دنیا و آخرت باشین
عاشقتونم عشقای من:))
به امید دیدار حضوری تون به همین زودی
قلبهای فراوون فراوون فراوون
سلام مامی قشنگم:)
مرسی از جواب قشنگی که برام نوشتین
واقعا خداروشکر برای خانواده ی قشنگمون
خداروشکر که بهترین مامان بابای دنیا رو داریم که همیشه پشتمون بودن و هستن
خداروشکر برای خواهرای عزیزم که دقیقا همونجوری که شما گفتین همیشه هوای همو داشتیم و داریم
خداروشکر که با شما همه مون باهم تو این سایت بهشتی عضویم و استفاده میکنیم و برای هم تعریف میکنیم
خداروشکر که شما به ما افتخار میکنین:) چه نعمتی و پاداشی ازین قشنگتر
ایشالا به زودی دوباره دور هم جمع شیم همه مون با شما و بابا:)
سلام نسیم جان عزیزدلم ممنون بابت کامنت در از آگاهیت چقدر درست و بجا به دل ترس هات رفتی امان از ما اصلا خودم میگم که در واقع در مواقع بحرانی بجای پررنگ شدن ایمان و نشون دادنش ایمان در وجودمون کمرنگ میشه و جاشو میده به ترس آفرین دختر خوب خدا که ایمانتو نشون دادی و در بهترین زمان از شرکت جدا شدی یقین داشته باش خدا پاداش این ایمان خیلی زود میده و به جایگاهی که لایقش هستی میرسی دختر خاله قشنگ و خوش :)))) یه عالمه ایموجی قلب از سمت من پذیرا باش خیلی دوست دارم خوشگلم
به نام خداوند هدایتگرم
سلام و صلوات به روی ماه همتون ، سلام
استاد جان امیدوارم در سلامتی و خوشبختی باشید
خداروسپاسگزارم که در این مسیر قرارم داد
از شما سپاسگزارم که این مسیر رو فراهم کردید
از دوستان خوبم سپاسگزارم بابت نوشتن تجربه های ناب زندگیشون که هرکدوم درسهای زیادی داره .
قسمت 11:
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله قطعا، مدتهاست نشونه های تغییر رو دیدم اما عمل کردنم خیلی خیلی آهسته بوده و عملا میشه گفت صفره!
آن نشانه چیست؟
مدتهاست نشونههایی میبینم در بحث مالی و داره بهم میگه باید مسیر شغلیت رو که بهش علاقه داری خیلی جدیتر و مصممتر ادامه بدی تا بتونی خیلی زودتر به درآمد برسی چون من آموزشی رو شروع کردم و در حال گذروندن دورههای اون هستم ولی کمال گرایی اجازه نمیده که شروع کنم .
آموزشی که خیلی زودتر باید به درآمد میرسید اما بیشتر از یک ساله که روی اون فوکوس کردم و انگار فقط دوست دارم آموزش ببینم و جسارت اینو ندارم که اولین قدم رو بردارم .
البته قبلاً برای شروع درآمد از مهارتم یه قدمی رو برداشتم ولی ادامه ندادم!
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
در عمل نکردنم باورهای مخربی وجود داره
ترس از خوب نبودن در ابتدای مسیر ترس از اینکه در شروع کار ندونم باید چی بگم، باید چیکار کنم چطوری با مشتری ارتباط برقرار کنم ،چطور مذاکره کنم ،چطور مشتری رو قانع کنم و…..
این ترس مانع بزرگیه که جلوی عمل کردن منو میگیره
برای این مسیری که دارم کارهایی رو باید انجام بدم که تا حالا انجام ندادم و فکر میکنم یکی از دلایلی که شروع نمیکنم ریسک انجام همین کارهای جدید باشه!
یکی دیگه از اون باورها اینه که با انجام این کار خیلی سرم شلوغ میشه و دیگه به سایت نمیرسم!
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
به نظر من مهمتر از قدمهای عملی که میتونم برای این تغییر بردارم قدمهای ذهنیه یعنی بیام دلایلی که مانع از انجام کارم میشه رو برای خودم بنویسم و روبروش منطقی کنم برای ذهنم که متوجه بشه چقدر این دلایل واهیه و هیچ کدوم از اونها واقعیت نداره و فقط ساخته خود ذهنه
وقتی منطقها را بسازم ذهنم خود به خود منو به سمت هدفم تشویق میکنه چون در وضعیتی قرار گرفته که اهرم رنج و لذت براش ایجاد کردم و اون دوست داره من لذت بیشتری ببرم .
————————ـــــــــــــــــــــ————————
وقتی دقیقتر به زندگیم نگاه کردم متوجه شدم در بخش های مختلفش، نشونه های تغییر رو دیدم ! اما جسارت تغییر رو نداشتم
مسلما باورهای محدود کننده من خیلی زورش بیشتره که نتونستم تغییر رو در آغوش بگیرم /:
اما هیچ سرزنشی جایز نیست ، هیچوقت دیر نیست ، ماهی رو هر وقت از آب بگیرم تازه س
خیلیم خوبه که متوجهش شدم ، از همین الان میتونم تصمیم بگیرم و تمرکزی کار کنم
تمرکزم رو روی یکی از حوزه های مهم زندگیم بذارم نشونه ها رو بگیرم ، بهشون عمل کنم و کوتاه نیام !
مهمترین چالش من کم آوردنه ! مدتهای مدیدیه که اینو حلش نکردم!
یاد حرف استاد افتادم تو دوره قانون آفرینش که میگه «« وقتی شما با اولین مشکل ناامید میشین بیخیال میشین،مثه اینه که رفتی مسافرت و با یه پنجری کوچیک دور بزنی و برگردی خونه !»»
منم همینم ! تو مسیرم با اولین چالش بیخیال میشم
پس مهمتر از قدم های عملی ، تغییر باورامه که تغییر بدم و قدرتمند بشم .
پیش به سوی تغییر
خدانگهدار
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگرم
سلام استادانم
خدا بهتون قوت و سلامتی و برکت روز افزون بده
الان که دارم کامنت مینویسم تدی قطارم و نزدیک تهران و کاملا سرسپرده و رها و به قول استاد پارو نمیزنم
داریم میریم که ماشین بخریم
دیشب که از خونه به سمت راه آهن راه افتادیم وقتی رسیدیم بهمون گفتن قطار 5 دقیقه پیش رفته و ما دیر رسیدیم من اونجا به همسرم گفتم این یه نشونه است و ما قراره آسون تر بخریم تو شهر خودمون ولی با مقاومت همسرم روبرو شدم اونجا یه آقایی پیشنهاد داد که میتونیم با تاکسی تا راه آهن بندرگز بریم و اونجا منتظر قطاری بمونیم که ازش جا موندیم و دیگه من سکوت کردم و رفتیم نجوا هم میومد صدای خدا هم بود که میگفت آسان بگیر خلاصه اینکه گفتم پس چه درسی برام داشت این اتفاق اینکه ما باید به موقع میرسیدیم و یاد گرفتیم از این به بعد زودتر بریم که جا نمونیم چون ما از ساعت مقرر هم 5 دقیقه تر دیرتر زسیدیم خلاصه اینکه هنوز یکم برام مبهمه ولی از ،اونجایی که استادم توی جلسه 11 دوره هم جهت گفته از هر جایی دوباره هدایت بخوای هدایت میشی من آرامم و اجازه دادم جریان من ببره
خدایااااا شکررررت
به نام خدا سلام استاد عزیزودوستان گرامی ده سالی است که اعتیاد دارم احساس میکنم که الان وقتشه ترک کنم یکم ترس دارم وازخدامیخواهم مراهدایت کند واقعا خسته شدم همش امروزوفردا میکنم دوست دارم تغییر کنم و ازاین حال خرابی در بیام هیچ چیزی الان برام لذت بخش نیست همه فکرو ذکر م شده مواد کشیدن دعا کنید برام الان ساعت ده دقیقه به چهارصبحه وازخماری بیدار شدم
به نام خدا
سلام به استاد و دوستان عزیزم
چقدر این فایل زیبا بود و بابت اش سپاس گزارم. بارها شده که هدایت ها رو دیدم و یا خودم رو رها کردم و به دست اون هدایت سپردم و یا باهاش جنگیدم و چک و لقد اش رو از جهان خوردم. چیزی که این وسط مانع می شه ترسه, ترس از دست دادن , ترس اینکه ارزش ها به خطر بی افته , اگر بشه به این ترس ها غلبه کرد واقعا هدایتی نیست که نشه بهش عمل کرد.
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟ بله
آن نشانه چیست؟ من توی کار طراحی سایت هستم و بارها به من الهام شد که هوش مصنوعی رو باید یاد بگیرم ولی خب سمت اش نمی رفتم
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟ ترس از اینکه کلی زمان بزارم و انرژی بزارم و ته اش به جایی نرسم و حتی ترس از اینکه نتونم یاد اش بگیرم
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟ پروژه قبلی که برای هوش مصنوعی ساخته بودم رو تکمیل می کردم و با سایت ترکیب اش می کردم و به عنوان یک سایت با هوش مصنوعی بالا می آوردم اش.
همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم