تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱ - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

409 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2040 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    استاد همه ما با باورهای نادرستی که در گذشته و بچگی بهمون دادن و بهشون برخوردیم این مقاومت رو داریم که اون چیزی که میبینیم و میشنویم و واسمون واضح هست رو باید دنبال کنیم و ازش تبعیت کنیم در صورتی که جریان هدایت اینطور نیست که همیشه همه چیز واضح باشه همه چیز منطقی و مشخص باشه بلکه باید تو شرایط سخت خودمون رو رها کنیم و بسپریم به خدا و اون موقع ست که ما هم به جریان هدایت عمل کردیم و هم ایمان مون رو‌نشون دادیم؛ البته برای کسی که تازه شروع کرده و‌ اول راهه این قضیه هم دارای مقاومت از سمت ذهنشه و هم واسه ذهنش هنوز جا نیفتاده و ممکنه واضح نتونه متوجه بشه کدوم‌جریان ، جریان هدایته، ولی با تمرین و توجه به نشونه ها و نتیجه مسیرهایی که میریم متوجه میشیم که کجا باید به جریان هدایت عمل کنیم و کجا باید چه عملی رو انجام بدیم

    خودم وقتی یکم تمرکز کردم‌روی نشونه ها و جریان هدایت و دیدم جاهایی خدا داشته راهم نشونم میداده ولی من مقاومت کردم چه نتایجی واسم داشته،و جاهایی که مقاومت نکردم و خودمو رها کردم دیدم چه نتایج خوبی واسم داشته و حس آرامش بیشتری داشتم، البته که من هم خیلی وقت ها یادم میره که باید مقاومتمو کم‌کنم توکل کنم به خدا و ایمان داشته باشم که تمام قدرت ها از آن خداست ، شرک نورزم و اجازه بدم‌خدا هدایتم کنه ولی دارم تلاش میکنم که عملکرد بهتری داشته باشم ؛ اون جاهایی که سمت خودم هستو خوب انجام بدم و جاهایی که از دست من خارجه رو که بخش بسیار بزرگتری هستو بسپرم به خدا و نگرانش نباشم

    ممنونم از شما استاد عزیز خیلی دستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3098 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا هر چه دارم از آن توست و تو به من

    دادی .

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته

    سلام به دوستان

    با شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر ، یکسری نشانه ها را دریافت میکردم که در زمینه اعتماد به نفس بود . فایلهایی که هدایت میشدم و کامنتهایی که مطالعه میکردم همه به من این پیغام میرسوندن که باید روی اعتماد به نفس

    کار کنم . این نشانه باعث شد که من روی دوره

    احساس لیاقت جدی تر کار کنم .

    امروز در حالی دارم این کامنت مینویسم که

    دو اقدام شجاعانه انجام دادم .

    اول اینکه بعد از مدتها امروز تمرین آگهی

    بازرگانی با موفقیت انجامش دادم . خدارا شکر .

    دوم اینکه من مدتی در مسیر علاقم قدم برداشتم ولی هیج وقت کارهای خودم در فضای مجازی منتشر نکردم . خیلی ذهنم مقاومت داشت برای این موضوع .

    من در زمینه ساخت پادکست فعالیت میکنم و فقط در دو برنامه که مربوط به پادکست میشه

    فایلها را آپلود میکنم .

    امروز برای اولین بار یکی از پادکستها را در یوتیوب منتشر کردم .

    با اینکه هنوز مقاومت دارم به این موضوع ولی انجامش دادم .

    هیج ایده ای برای قدم بعدی ندارم فقط به من گفته شد و من انجامش دادم .

    خدایا شکرت .

    خیلی خوشحالم که تونستم امروز برای رشد اعتماد به نفسم قدم های سازنده ای بردارم .

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 561 روز

    به نام آفریدگار مهربانم

    سلام به دوستان و استاد عزیزم

    من نشانه ها رو در مورد تغییر در رفتارم و رشد شخصیتم مشاهده میکردم.

    اینکه در روابط بین اعضای خانواده دچار تنش شده بودم زود عصبانی میشدم و حالم هر روز گرفته بود خودم رو مسؤل خوشبختی دخترانم میدونستم و منتظر بودم کسی من رو خوشبخت کنه، یا هدیه برام بخره و کسی باشه که من رو خوشحال کنه.

    حس میکردم یجای کار ایراد داره رو باورهام کار میکردم نتیجه ای آنچنانی نبود.

    سر کوچکترین کار اشتباه دخترانم ناراحت و عصبی میشدم.

    واضح مشخص بود که باید تغییر کنم با اینکه فایلهای استاد رو گوش میدادم اما بازم احتیاج به تحول عظیم داشتم و چرا به تعویق می انداختم بخاطر اینکه هنوز درک نکرده بودم طبیعیه که در صلح با خودمون باشیم طبیعیه که در آرامش باشیم طبیعیه که کارهامون روی روال انجام بشه.

    تصمیم گرفتم اساسی تغییر کنم و اولین قدم شروع دوره دوازده قدم از اول و کار کردن بصورت تمرکزی، خوندن کامنت جلسات حداقل روزی سه تا چهار صفحه.

    تغییر رو شروع کردم حواسم به تکاملم هست، قبلا اگر همش عصبانی بودم الان روزی دو یا سه بار و بعضی روزها اصلا عصبانی نمیشم و این یعنی دارم پیشرفت میکنم.

    خوب هنوز خیلی تا شخصیت ایده آلم فاصله دارم اما ناامید نمیشم چون میدونم دارم خوب پیش میرم و خداوند هر لحظه من رو هدایت میکنه.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    حسین عبادی گفته:
    مدت عضویت: 2150 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربانم…..

    خدایا صد هزار بار شکر برای این فایل توحیدی و کامنت فوق العاده عالی و قشنگ و بینهایت توحید بچه ها…

    خدایا شکرت سپاس از تو بینهایت الهی شکرت رب من سپاس از تو بینهایت الهی شکرت ……

    بسم الله….

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    آن نشانه چیست؟

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟.

    یا الله….

    اره نشانه ها اومدن و من همه به لطف رب قدم برداشتم ….

    از زمانی که به لطف رب دوره هم جهت با جریان خداوند رو شروع کردم الله باهام صحبت کرد و گفت تو باید تغییر کنی و من هم گفتم به روی چشممممم…

    و یه جاهایی که به پاشنه های اشیلم میرسیدم لغزش کردم و یک نشانه دیگر از رب نازنین خواستم و برای اومد که دوره ثروت دو رو برو و نگاه کن دوره ای که نتونستی تا اخر ادامش بدی و شروع کن…

    و رفتم به لطف رب دوره رو شروع کردم…

    سه کلید به من داد استاد نازنینم سه کلید مهممم و تصمیم گرفتم این سه کلید مهم رو اجرا کنم تو زندگیم و شروع کردم به اجرا این سه کلید مهم در قسمت سه ثروت 2 خدارو شکر میکنم برای برکت و فضل رب که جاری در زندگی من..

    به امید رب دوره دوازده قدم که راه گشای مسیر درست رو هم به لطف الله شروع کردم و بدون عجله دارم پیش میرم و میدونم که با شروع این دور دوره روحانی و دوره هم جهت با خداو ند چه برکاتی بر من نازل میشه به لطف الله..

    و شروع کردم به دنبال دیدن نشانه ها ….

    و هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه این نشانه رب و درجا ازش سپاس گزاری میکنم که اره اینم یک نشانه دیگه یعنی تو داری اماده دریافتش میشی همین رو برو جلو و قدم بردار…

    قبلا شاید به نشانه ها توجه ای نداشتم و میرفتم بعد یادم میومد که این نشانه به من الهام شده بود . و ای کاش انجامش میدادم و ای کاش و ای کاششش…

    من وقتی نشانه ها میومد با منطق میخواستم باهاشون رفتار کنم و منطق غلبه میکرد به نشانه ها و بعدش فقد زور زدن بود تا اروم میشدم و میگفتم این مسیر مسیر درست نیست…

    همیشه یه نجواهایی هست که من رو از عمل کردن باز میداش اما الان به لطف رب تونستم مچش رو بگیرم و خودم رو به جریان رب بدم و تسلیم اون باشم و از فصل و برکتش داره میباره در زندگیم و هر روز ظرف وجودیم بزرگ و بزرگتر میشه…

    خدارو صد هزار بار شکر که قدم برداشتم و دارم تلاش میکنم پیرو اموزشهای استاد عزیزم برم جلو و تمام تلاشم رو میکنم که عمل گرا باشم ….

    و تویه موقعیتها خودم رو محک بزنم تویه هر لحظه از زندگیم حتی سادش رو بگم تویه سلام کردن ….

    تویه رفتارم با تمام ادمهای زندگیم.تویه کردارم تویه سپاس گزاری لحظه به لحظه زندگیم تویه سپاس گزار بودن برای داشتهایم..از صمیم قلبم از صمیم روحم از عشقققققققققققققققققققققققق وجود از ته ته عماق وجودمممممممممممممممم

    تویه شرایطی که به ظاهر سخت بگم خدای من نمیدونم و تو میدونی خدای من بلد نیستم و تو بلدی خدای من هیچی نیستم و توهستی و فقد تو هستی کمک کن….ان گونه در برم گیر که تنها ارداه تو جاری باشد و بسسسسسسس

    و دارم قدم برمیدارم جاهایم که خطا میکنم خودم رو میبخشم و تسلیم میشم و با قدرت بیشتر حرکت میکنم…..

    الهی شکرتت رب من برا این صلات الهی شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

    خدا جون شکرت سپاس از تو بینهات الهی شکرت رب من ….

    خدا جون یه بغله محکمممممممممممممممممم اوفششششششششششششش دوستت دارم…..

    الهی شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت…

    در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند و عاشققققق باشید….

    با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    جواد صنمی گفته:
    مدت عضویت: 2257 روز

    به نام خدا

    تمرین قسمت یازدهم

    این قسمت:

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    بله

    آن نشانه چیست؟

    به وضوح و خیلی روشن خدا داره بهم میگه که قسمت رنگ‌کاری رو انجام بدم و ادامه بدم چون من در زمان فعلی هم کار نجاری رو هم کار رنگ‌کاری رو به دوش گرفتم و این خیلی داره آسیب می‌زند بهم و خیلی شرایط سخت شده و حتی اعتماد به نفس خودم رو هم دارم از دست میدم و کلی هم دارم اذیت میشم

    و چند وقتی هست که دارم حس میکنم که باید از نجاری بکشم کنار و بذارم کسه دیگه ای از بچه ها انجام بده و صحبت ها رو هم انجام دادم و فقط من باید روی خودم کار کنم و حالم رو خوب نگه دارم و بچسبم به هنری که در اون بهتر هستم

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    فعلا دو تا سفارش دارم و ناچار هستم این سفارش ها رو انجام بدم و برسونم به دست مشتری و نمیتونم رها کنم

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    فعلا میتونم فقط تصمیم بگیرم و کار دیگه ای نیمتونم انجام بدم و همه صحبت ها رو کردم و الان باید هرچه سریعتر این سفارش ها رو تموم کنم

    و در آخر هم سپاسگزار خدای مهربانم هستم که تعهدی داد به من که تا این لحظه ادامه بدم و بیام جلو منی که زیاد پابند نیستم اما حالا برای فایل های رایگان اینگونه طمع دارم و تمرین ها رو به لطف خدا تا جایی که بلد هستم و میتونم انجام میدم خدایا خیلی ازت ممنونم که تو کمکم کردی تا به اینجا بیام و این سایت الهی که از در و و الماس هم با ارزش تر هست رو به من هدیه دادی

    پس کمکم کن تا تغییر کنم و خودم و جهانت رو گسترش بدم الهی به امید تو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فهیمه رمضان نیا گفته:
    مدت عضویت: 1228 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود به استادان عزیزم

    و دوستان توحیدی و جان و دلم

    امیدوارم تو این پروژه و اینهمه آگاهی و باور ناب غرق بشین در شادی و لذت و ثروت و سلامتی و فراوانی

    خداروشکر بابت این گامهای طلایی که وقتی پا می‌زاری تو مسیرش دیگه فقط زیبایی میبینی و از هیاهوی جهان فارغ میشی

    امروز با گوش دادن به این فایل یاد تجربه ی خودم افتادم از تولدم و مسافرت عید ،چون من روز اول فروردین متولد شدم و دختر بهارم.

    نوروز 1403ما تصمیم گرفتیم به سفر بریم و من از همون لحظه ی اول گفتم خدایا من نمی‌دونم خودت میدونی خودت مارو هدایت کن به زیباترین مکان ها ،بهترین انسان ها،هوای عالی و سکوت و آرامش و لذت

    اولش واسه اینکه راه بیفتیم همسرم اصرار داشت شب حرکت کنیم و من گفتم خدایا هدایتمون کن و جوری شد که لوازم آماده نشد شب و ما صبح زود راه افتادیم .با خیال راحت رفتیم وساعت 7شب رسیدیم گرگان ورودی شهر خیلی ترافیک بود و وقتی پیاده شدیم همه میگفتن همه ی جاده تا شهرهای دیگه هم ترافیک سنگین بوده ماکه قصد داشتیم تا ساعت 10شب به مسیر ادامه بدیم، بعد یه جا بمونیم واسه خواب و استراحت،تو همون ترافیک گفتیم بیا برنامه رو عوض کنیم چون شب تحویل سال بود و همه جا شلوغ ،به همسرم گفتم همین گرگان بمونیم یه جایی پیدا کنیم شب بمونیم چون بارون شدید می‌بارید ،،،اونم می‌گفت مگه خونه پیدا میشه شب عید دیوونه شدی ….ماشین ما مزدا بود و تو بار ماشین همه ی تجهیزات داشتیم که بتونیم هرجایی کمپ کنیم ولی بخاطر ترافیک و بارون من گفتم بیا شب همینجا بمونیم دیگه ….

    همسرم رفت تو سایت دیوار دنبال خونه که شب بمونیم منم فقط میگفتم خدایا خودت میدونی من نمی‌دونم خودت هدایتمون کن به یه مکان خوب آدمهای خوب اجاره ی مناسب و فقط میگفتم خدایا

    من فقط رو خودت حساب کردم ها آی شبه عیده و آی خونه فلانه و آی چی و چطورشو من نمی‌دونم خودت میدونی

    همسرم بعدازکمی جستجو یه خونه نشون داد بهم گفت خیلی ترو تمیز ه زنگ میزنم ببینم چطوریه ولی فکر کنم خیلی اجاره ش زیاد باشه خلاصه که زنگ زد و یه آقایی با لهجه ی قشنگ شمالی جواب داد و گفت خونه م تو همون خیابونی هست که میری سمت نهارخوران و جنگل هرچی گفتیم اجاره و فلان گفت حالا بیاین باهم کنار میایم خیلی هم مهربون و مودب بودن

    آقا گفتم همینه خودشه منم که از قبل تو ذهنم یه چیزایی چیده بود از خونه واسه خودم کیک آماده کرده بودم با دیزاین و جینگول بازی و همش میگفتم کاش یه طوری بشه که بتونم صبح که تولدمه تو جنگل باشیم و بعد از یکم تو ترافیک رفتن رسیدیم به مکان مورد نظر یه خونه ی ویلایی با یه حیاط بزرگ که ماشینمون قشنگ جا میشد و دیگه نگران وسایل داخل ماشین نبودیم خونه به شدت تمیز و عالی صاحبخونه بشدت محترم و مهربون ونگم از مبلغ اجاره که اصن باورتون نمیشه پایین ترین مبلغی که فکرشو اصلا نمی‌کردیم و خدا اینطوری هدایت میکنه.ساکت و آروم و ازهمه نظر عالی …..اونجا فقط گفتم خدایا شکرت میدونستم که اگه تسلیم باشم وبه هدایت باور داشته باشم خدا قشنگ برام میچینه ،اینارو از فایل های سفر به دور آمریکا یاد گرفته بودم ،تسلیم بودن و هر لحظه هدایت خواستن واسه هر تصمیم کوچیک و بزرگی و اعتماد به هدایت خدا و عمل به اون …..استاد اینارو در عمل به ما نشون دادن و این باور شکل گرفت که میشه به دل جاده بزنی و تسلیم باشی و به هدایت عمل کنی.

    منکه خیلی شاد و خوشحال بودم رفتم و سفره ی هفت سینمو پهن کردم بعدشم با بچه ها رفتیم یکم وسایل و سبزه گرفتیم و شام خوردیم و زود خوابیدیم واسه سال تحویل که حدود پنج و شش صبح بود بیدارشدیم و بعداز سال تحویلم وسایل و آماده کردیم که بریم تو جنگل صبحونه بخوریم تولد بازی ……خیللللی خووووب بود اصن من که چنان ذوق کرده بودم اشکم در اومده بود …مسیر نهارخوران اول صبح بشدت خلوت بود رفتیم داخل جنگل یه جای عالی نشستیم و صبحانه و تولد بازی و کلی عکسای خوشگل گرفتیم …نکته ی جالب ماجرا همین تولدم هست که من سال ها بود منتظر بودم یکی برام کیک بگیره و برام تولد بگیره و سورپرایزم کنه ،،،،،و منی که خودم قناد بودم و برای همه کیک های عالی می‌زدم خودم هیچ سالی کیک تولد نداشتم اینم از باورهای محدودم بود و کمبود عزت نفس ولی بلطف حضورم تو سایت این مسأله رو هم حلش کردم و اون سال اولین تولده من بود با کیک خوشگلی که خودم همون‌جوری که دوست داشتم باب میل خودم درست کردم شمع فوت کردم کلی عکس گرفتم و حسابی با خودم کیف کردم و یکم خودم با خودم مهربون تراز همیشه رفتار کردم و چه احساس قشنگی رو تجربه کردم اینکه ناجی خودم هستم حتی برای تولدم حتی برای خوشحال کردن خودم …….خدایا شکرت

    اون مسافرت یکی از بهترین سفرهام بود تو هر لحظه هدایت خواستم و خدا جواب داد و چقدر زیبایی دیدیم و چقدر لذت بردیم …. خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2156 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها تا با شناخت قوانین ثابت جهان هستی خالق تمام عیار خواسته هام باشم

    خدایا سپاسگزارم

    سپاسگزارم از شما مریم جون عزیز بابت گردآوری این مطالب و تدوین سلسله فایل های تغییر را درآغوش بگیر

    وسپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه

    استاد عباس منش عزیزم ، چند روزه که دائم دارم بیاد خودم میارم ،جاهایی که خداوند منو آسانم کرد برای آسانی ها

    یادآوریش چقدر لذت بخش و چقدرباورهام دراین مورد قوی تر میشه و ایمانم بیشتر میشه واقعا این یاد آوری ها قدرتمند کنندست ، شمادراین فایل فرمودید آسان شدن یعنی به خداوند اجازه دادن که هدایت کنه و پیروی کردن ما از اون هدایت ها ،بدون شک و تردید ، حتی اگر ظاهرش نازیبا باشه

    بله منم وقتی به اون دستاورد ها فکر میکنم میبینم الگوی آسان شدن به آسانی ها همین بوده برام، واقعا بدون درنظر گرفتن محدودیت ها پیش رفتم ، تو همه ی چهل پنجاه تا مثالی که برای خودم دارم ، تو همشون بدون درنظر گرفتن محدودیت های شرایط موجودم ، پیش رفتم ، هدایت خواستم ، اگر ظاهر هدایت ها نازیبا بود اگر بود ، که در 90 درصد اوقات زیبا بود که در همون ده درصد هم ،اگر نازیبا بود باز پیش رفتم تا زمانی که نتیجه ی نهایی به نفع من شد و همه ی اون ایمان به غیب ها به یکباره جواب داد و نتیجه دلخواه و خلق شد.

    حالا که این الگوی کامل و بی نقص از آسان شدن دستمه پس بی انصافیه که باز بکار نبرمش برای تحقق خواسته ی جدیدم.

    می‌خوام درمسیر درست قرار بگیرم که بقول شما درمسیر درست قرارگرفتن مثل انداختن قایق تو رودخونه هست که خود جریان مارو به سمت دریا وفراوانی خواهد برد حتی لازم نیست پارو بزنیم

    خدایا من نمی‌دونم ،تو می‌دونی منو هدایت کن به چیزی که الان بهم کمک می‌کنه تا به خواستم برسم .

    خدایا تنها ترا میپرستم و تنها ازتون یاری می‌جویم منو هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه گمراهان و نه کسانی که به آنها غضب کردی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    پریناز مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2263 روز

    سلام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام

    تمرین :

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    آن نشانه چیست؟

    بله وجود دارد. چند وقتی هست که چشمک می زند و خودش را نشان میدهد.

    نشانه ها به من می گویند که روزی حتی چند دقیقه وقت برای مطالعه و تحقیق در زمینه شغلت اختصاص بده. حتی امروز عمیقا این رو در قلبم حس کردم که من باید در برابر این همه عشق و برکتی که خداوند از این شغل به من می دهد کاری بکنم.

    فایل آرامش در پرتو آگاهی رو گوش می دادم امروز صبح، چه فایل فوق العاده ای هست، خدایا شکرت. اونجا استاد میگن که باید دهنده باشیم و همش فکر نکنیم که فلان چیز برای من چه منفعتی دارد بگوییم که من چه خدمتی برای آن کار می توانم انجام دهم؟

    من این سوال رو نپرسیده، خداوند به من جواب داد که این خدمت رو چه جوری باید انجام بدم.

    یاد توضیحات خانم شایسته عزیز در دوره کشف قوانین افتادم. که توضیح دادند یک خدمتی برای شرکت شون انجام دادند و یک مشکلی از شرکت حل کردند و بعد از مدت کوتاهی از این قضیه، هدایت شدند به کار کردن با استاد.

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    من به لطف خداوند بزرگم آزادی زمانی زیادی در شرکت دارم و از وقتی که میرسم شرکت روی دوره ها و تمرینات کار می کنم تا وقتی برم و کارم فعلا خیلی کمه. مشکل من باز از باور کمبود نشات میگیره که می ترسم روزی چند دقیقه به مطالعه کاری اختصاص بدم و میگم وقتم رو تلف نکنم تا زودتر بتونم کسب و کار خودم رو راه بیندازم. به قول استاد در دوره هم جهت با جریان خداوند اصلا سخاوتمند نیستم در این زمینه.

    ولی منطق درست اینه که من اگر تایمی رو به مطالعه کاری اختصاص بدم این نه تنها اتلاف وقت نیست ، بلکه نوعی سپاسگزاری از آزادی ای است که خداوند بهم داده، از این همه عشق و برکت و نعمتی هست که خدا بهم داده و میدهد. و سپاسگزاری و احساس رضایت منو در مومنتوم مثبت نگه می داره و زودتر به خواسته هام میرسم.

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    شرکت ما میخواد یک تولید جدید داشته باشه و من میتونم در این زمینه تحقیقات خوبی انجام بدم و خیلی به شرکت کمک کنم. امروز قدم اول رو برداشتم و یه سرچی در اینترنت انجام دادم که خوب بود و می خوام این تحقیقات رو هر روز ادامه بدم و هر روز نتیجه گیری هام رو از تحقیقاتم بنویسم و ضمنا هر قدمی رو که در این زمینه برمی دارم تو یک دفترچه یادداشت کنم و از خودم سپاسگزاری کنم که برای پیشرفت شرکت تلاش می کنم.

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز بی نهایت سپاسگزار شما عزیزانم هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ویدا گفته:
    مدت عضویت: 149 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان شایسته

    استاد جان من با شروع پروژه تغییر فهمیدم که باید پنیر جابه جا کنم و از شغلم بیرون اومدم و با وجود اینکه اونجا بهم درآمد اضافی میداد ولی حس کردم دیگه داره متفاوت میشه و باید رها کنم و بیرون بیام و تمرکز کنم روی خودم و مغازه که دارم و به صورت نان استاپ به سایت و پروژه ها چسبیدم و روزانه گوش میدم و کامنت گوش میدم و حس میکنم تغیرات رو و عجله ندارم چون میدونم تغیر بزرگه و به موقع درست میشه و من ادامه میدم حتما همه چیز خوب میشه . خدایا شکرت خدایا ممنونم ازت بابت استاد. خوبمون بابت حرفای خوب و ساختن باور جدید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    احمد کمیلی گفته:
    مدت عضویت: 2904 روز

    سلام استاد خسته نباشید.اگر امکانش هست درباره ی شب قدر صحبت کنید و بگید که منظور از شب قدر چیست؟ ایا فقط مربوط به ماه رمضان است؟ایا فقط مربوط به رسول خدا بوده؟چرا این شب از هزار شب بهتر است؟چرا درین شب قران نازل شده ؟مگر چه فرقی با شب های دیگر دارد؟اصلا چرا شب است؟چرا روز نباشه!مثلا روز قدر!چرا انقدر قران با تاکید درباره ی شب قدر صحبت کرده؟سپاسگذار میشم اگه پاسخ بدید چندین سال هست هم در سر من هم در سر خیلی از دوستان و خوانواده ام یک علامت سوال در باره ی مفهوم این شب هست.تشکر .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: