این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-12 07:19:262025-11-13 17:17:28تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
واقعا چقدر قانون فرکانس و مدار درست پ دقیق عمل میکنه.شاید این فایل سه چار بار گوش داده بودم ولی در مدار یادگرفتن ازش و کامنت نوشتن نبودم.
به مرور زمان حالم بهتر شد افکارم مناسب تر تا اینکه امروز دیگه به لطف خدا هم یاد گرفتم هم دارم کامنت میذارم.
نیروی جهان خیره،جریان جاری در لحظه فقط خیره فقط سلامتی و نعمته،پول و ثروته،روابط خوب و عشقه،، و ما اگر همفرکانس این جریان باشیم تمام چیزایی که دریافت میکنیم خیره
اما ما مقاومت داریم
مقاومت ما افکار نادرسته افکار محدود کنندس،افکاری که احساس بد ایجاد میکنه
و لاجرم
بدلیل این مقاومت ها مشمول جریان خیر نمیشیم.
پس همه چیز تحت کنترل خودمونه.کافیه کانون توجهمون درست باشه.
خود من از یکماه پیش دارم به یه موضوعی توجه میکنم و دلمم نمیخواد بهش توجه نکنم در عین اینکه میدونم به ضررمه و حالا دارم نتایجش و میبینم.
میبینم که از خدا فاصله گرقتم،کارام و عقب میندازم،انگیزه ندارم،ناراحتم،احساس ارزشمندیم کم شده و …
خب من خودم خودم و از جریان حال خوب و شادی دور کردم
با همون 1 ماه توجه بیخود به یه مسئله بیخود تر
و خدارو بی نهایت شکر که راه بازگشت برامون گذاشته اونم به سرعت…کافیه یه قدم تو مسیر خدا برداری میبینی نتایج چطور تغییر میکنه.
الهی شکر که برام راه برگشت هم گذاشتی
و درنهایت باید از خدا هدایت بخوایم،هر جا شک و تردید داریم از خدا هدایت بخوایم و به محض گرفتن جواب بی هیچ شک و تردید و حرف اضافه عمل کن.ایمانت و نشون بده حتی اگر با ذهن منطقی تو جور در نمیاد…
مثلا من شک داشتم دو روز پیش که به فلان دوستم پیام بدم یا نه..ذهن منطقیم میگفت هرگز! آخرین بار تو حالش و پرسیدی الان نوبت اونه
اما حسم گفت بکن این کارو منم انجام دادم
دروغ چرا وسطشم هی میگفتم نباید انجام میدادم
اما الان میبینم که یه موضوعی که ذهنم و درگیر کرده بود با این تماس دیگه اوکی شده
در ادامه ی کامنت قبلی تمرین این قسمت و انجام میدم تا به امید خدا برم سراغ گام دوازدهم
تمرین
آیا هم اکنون در زندگی تان نشانه ای وجوددارد که به شما میگوید زمان تغییر فرارسیده ،اماشما به دلایلی از انجام آن طفره میروید،؟؟
آن نشانه چیست؟
چه چیزی شمارا ازعمل کردن باز میدارد؟
اگر قراربود همین امروز یک قدم کوچک،به سمت آن تغییر بردارید آن قدم چه بود؟؟
خوب درجواب این سوال باید بگم که این واضح ترین نشانه ای هست که حدود یکماهه جهان داره بهم نشون میده و برام مثل یک چراغ چشمک زن داره چشمک میزنه این هدایت خیلی واضحه و عمل به اون خیلی برام سخته چون دقیقا همه ی دلایل مثل ترس،نگرانی،ترس از قضاوت شدن و هزارتا پیچ داره برام که نمیدونم اصلا میتونم بهش عمل کنم یا نه ؟؟
حتی نوشتنش هم برام سخته چه برسه به عمل کردن
تقریبا میشه گفت مهم ترین تصمیم زندگی م که ایمان دارم با انجامش زندگیم زیر و رو میشه ویک فهیمه ی جدید متولد میشه همینقدر که از انجامش ترس دارم همینقدر هم نسبت به انجامش احساس آرامش دارم خیلی دو راهی سختی دارم و امید دارم بتونم تا آخر پروژه پا روی ترس هام بزارم و انجامش بدم
این کامنت رو نوشتم که ردپایی باشه برام که چطور عمل میکنم ……
یه جا توی یکی از کامنتهام گفته بودم که من یه مدت بخاطر یکسری مسایل که داشتم حالت افسردگی پیدا کرده بودم و از خواب با پنیک بیدار میشدم و ترس و نگرانی و اضطراب و … منو بیدار میکرد و …
یه مدت چند وقت پیش اوکی شدم مهرماه اینا بود، الان دوباره حدودا سه روزی هست همین حالت دوباره بهم دست میده ( هروقت بین پروژه هام و درامد داشتنم فاصله میفته اینطوری میشم و ناتوانی م منو اچمز میکنه)
جریان همون الگوهای تکرار شونده س که استاد میگن باید بهشون هوشیار باشی و درستشون کنی
توی این فایل یک نکته بهم چشمک زد
شما گفتید که: « من آدمی هستم که وقتی هدایت میاد و حسش میکنم دیگه بهش شک نمیکنم که نکنه اشتباه متوجه شدم یا این هدایت نیست و …»
من همچین آدمی هستم، این خصلت رو دارم
دیروز داشتم با خودم فکر میکردم، دیدم دارم به خودم میگم که «اره، من بخاطر تجربیات ناموفقی که داشتم الان میترسم از اشتباه کردن، خداروشکر که شجاعت و مهارت و قدرت خدا بهم داده کار انجام دادن هیچوقت ترس من نیست، ولی ترس من از اینه که نکنه من وارد یک مسیری بشم که اون مسیر هدایت الهی من نباشه بلکه مثل گذشته، مسیری باشه که من خودم با ذهنیتم جورش کردم و تقلا بخوام بکنم تا یه چیزی رو جور کنم
من در گذشته خیلی زیاد تقلا برای جور کردن خواسته هام داشتم خیلی، یعنی 95 درصد زندگی م اینطوری بوده و در صددرصد مواقع هم نرسیدم به خواستهه، اون 5 درصد باقیمانده هم برا وقتایی هست که دیگه وارد این مسیر الهی شده بودم و چند بار شاهکار الهی رو تجربه کردم
الان چشم من از همچین چیزی ترسیده، برای همین وقتی یه هدایتی اومده انجامش ندادم از ترس این بوده که نکنه اشتباه متوجه شدم و این حاصل ذهن تقلا گر من برای جورکردنهاست و نه هدایت الهی!
دیروز که پنیک شدم، به لطف خدا گفتم اوکی الان من باید خودم رو از این شرایط بیرون بیارم، اوکی نمیتونم کاری کنم، پس تایماوت میگیرم، رفتم دوش گرفتم و تلاش کردم که بدتر نشم و طبق قانون وقتی بدتر نشی شروع میکنی به بهتر شدن
خدارو شکر واقعا که اینهمه برکت و امکانات و فراوانی داده بهم که تونستم برم حمام، فراوانی اب مواد شوینده باکیفیت و خوشبو لوازم شخصی ، خونه حیاط، خلوتی آرامش تنهایی و این درس که سعی کن بدتر نشی تا بهتر بشی
خداروشکر واقعا
بعد یه جمله اومد گفت مومن واقعی کسیه که نه غمی از گذشته داره و نه ترسی از آینده
ببین برای من خیلی سخته ولی من خواستم و انتخاب کردم که اینطوری زندگی کنم و از این فرمول استفاده کنم
همین حالمو بهتر کرد و گفت اعتماد کن، وقتی گفته نترس گذشته ت دیگه تاثیری الان روی تو نمیتونه بزاره آینده هم با من! اصلا نترس و اعتماد کن
و دیروز توکل کردم و حالم واقعا از اون حالت وحشتناک صبح بهتر شد
خداروشکر واقعا
الان توی فایل سفر به دور آمریکا 80 ، مریم جون گفت، خیلی وقتها ما داریم با عجله میدویم ، بهتره که یک دقیقه وایسیم و از خودمون بپرسیم کجا داریم میریم اصلا؟! با این عجله مگه مقصد رو میدونیم؟!
توی دوره کشف قوانین میگه که، وقتی در مسیر مخالف جهت خواسته ت داری حرکت میکنی، وقتی تندتر حرکت کنی یا بدوی، داری بیشتر از مقصدت دور میشی و اون تندتند رفتنه به رسیدنت کمک نمیکنه و بلکه دورتر میری
من این دوتا فایل رو چندروزه دانلود کردم، ولی امروز باید به این آگاهی ها میرسیدم امروز در این شرایط روحی و بعد از پنیک بیدار شدنم که البته به نسبت دیروز چنددرصد بهتر بود ولی دیشب واقعا اوضاع خیلی ناجور بود و من تنها کاری که از دستم برمیومد برای خاموش کردن نجواهای ذهنی که عین مته شده بود توی وجودم، نشستم یه فیلم کمدی دیدم
امروز صبح این آگاهی ها که بهم گفته شد
توی آینه به خودم نگاه کردم گفتم: « شیرین داری با این عجله کجا میدوی؟! قراره به چی به کجا برسی که اینقد خودتو به در و دیوار میزنی؟ که چی که بخوای پول جور کنی؟ که اینقدر خودتو سرزنش کنی که چند وقته هیچ قدم موثری برا مهاجرتی که مدتهاست میخوایش برنداشتی؟ ( مگه اون پورتفولیو شاهکار که براحتی خدا فراهم و هدایت ت کرد و تمام ش کردی قدم برداشتن نبود؟ دست از سر خودت بردار، اینقدر هر روز سرزنشش نکن، بلکه با خودت عین بچه همسایه رفتار کن، بهش محبت کن تعریف کن ازش بهش سخت نگیر)
گفتم شیرین به چی قراره برسی که اینطوری داری میدوی؟
مشتری؟ پروژه؟ پول؟ آزادی عمل؟
مگه تو مشتری میتونی جور کنی؟ مگه خدا مالک و هدایتگر همه نیست؟ پس اونه که میدونه چه کسی رو با چه کیفیتی که هماهنگ با خواسته و شرایط تو باشه براحتی بهت هدایت کنه و آمده کار کردن با تو باشه، مثل پروژه سینا و مرجان و نان باران و …
مگه اصلا جور کردن اینا ( جورکردن فیزیکیشون) در حد توان و اختیارات توعه دختر؟
تو داری توی مسیر اشتباه حرکت میکنی
یه دقیقه وایسا
یه نگاهی بنداز
مسیرتو درست کن
ننه من غریبم بازی درنیار هی بگو من فلان و چنانم و پس پنیک میشم و اخ و واخ دلم برا خودم بسوزه
نه
تو اختیار و قدرت اینو داری که اینو کنترل کنی
پس همینو انجام بده
افکارتو درست کن
و بسپار جور کردن ها رو به خدا که مسئولشه و قدرتشو داره و اصلا خودش گفته اینا همش با منه( منبع رزق منم، من راه میسازم فراهم میکنم هدایت میکنم دلها رو نرم میکنم جور میکنم)
مثل بچه آدم، یه بنده توحیدی باش
به خدا برسون خودتو خدای درست و حسابی و واقعی، به خدا برسی ثروتمند میشی، به خدا برسی آزادی تو ازادی الهی بدون محدودیت میشه، به خدا برسی راحت و بدون ترس و شک صد در صد مسایل رو میسسسسسپاری به خدا و خودتو میکشی کنار و مشغول کار کردن روی ذهنت میشی تا از این مسیر خدایی خارج نشه
تو باید اینکارو بکنی
کار تو اینه
.
.
من قبلا برای تایم اوت میرفتم توی اینستا میچرخیدم و این اواخر متوجه شدم داره حالمو بد میکنه بجای تجربه فراوانی و دیدن خواسته هام، چند روزه تعهد دادم اصلا واردش نمیشم، بجاش برای خودم چالش و برنامه تعریف کردم، فایل های توحید عملی، فایل های پروژه تغییر، فایل های سفر به دور آمریکا که هشتاد روز هست مرتب دارم هر روز انجام ش میدم، فایل های کشف قوانین زندگی، خوندن درس زبان المانی، حل تمرینات زبانم، فیلم و سریال المانی
خداروشکر خداروشکر خداروشکر
بقول استاد، ادامه دادن و تکرار کار درست ( اصل خارپشتی) صددرصد نتیجه میده صد در صد
خداروشکر که هنوز در مسیر هستم. دو روز تمرینها رو انجام ندادم، ولی خودم رو سرزنش نمیکنم. مهم اینه که ادامه بدم و مسیر رو رها نکنم. هر بار وارد سایت استاد میشم، یک حس خوب و آرامش میگیرم.
نشونههایی که حس میکنم وقت تغییره:
تو محل کارم میبینم طرز فکر و سبک زندگیام با بقیه فرق داره.
اما در موضوع «پول»، نشونهها به من میگن که هنوز با همکارام در یک مدارم—درآمد شبیه، سبک زندگی شبیه. این یعنی باید روی باورهام کار کنم و سطح ذهنم رو بالاتر ببرم.
از طرف دیگه دوستانی دارم که خیلی عملگرا هستن، وضعیت مالی خوبی دارن، حداقل چند میلیارد سرمایه دارن، و مسیر مهاجرتشون هم آمادهست.
اینها به من یاد میده که تمرکز اصلی من باید روی خودم باشه، نه مقایسه با دیگران.
ایدههایی که دارم:
فروش محصول در اینستاگرام
شروع یک کار جدی برای درآمد
یا حتی آماده شدن برای مهاجرت
اما معمولاً چند چیز جلو من رو میگیره:
ترس از شکست، قضاوت شدن، خجالت، کمالگرایی، یا اینکه میگم: «فعلاً مهاجرت کنم بعد…»
یا «فعلاً روی کار فروشگاه و یادگیری مهارتهای نرمافزاری تمرکز کنم…»
اینها باعث میشن تمرکزم پخش بشه و ذهنم سردرگم بشه.
گاهی فکر میکنم شاید خدا میخواد من رو از یک مسیر دیگه به پول، آرامش و حتی مهاجرت برسونه،
ولی این باورها و تردیدها نمیذارن پیامش رو واضح ببینم.
خواستهی من از خدا اینه:
حداقل شش ماه من رو در این مسیر نگه داره—با سپاسگزاری، تمرکز روی خودم، و آرامش.
میخوام ایمانم قویتر بشه، عشق بیشتری به خدا و خودم داشته باشم، و با زمانبندی خدا جلو برم، نه با عجلهی خودم.
به نام خدای مهربانم خدایا برای تمام داشته هایم برای هدایتهایم شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان
وقتی این گفتگوهای دوستان رو گوش میکنم با خودم میگم منم با استادمیخوام صحبت کنم
باز به خودم میگم من هنوز جا داره بهتر بشم
چی دارم به استاد بگم
چرا تغییر کردم در بیشتر جاها اما هنوز تو درآمدم هنوز لنگ لگان قدم برمیدارم و ترمزهای مخفی دارم و بیشتر باید از اهرم و رنج و لذت استفاده کنم ولی به شکر خدا دارم بهتر میشم
از دوستان ممنونم که اینقدر قشنگ و با انرژی میان صحبت میکنن خوشبحالشون
من باید بعضی جاها رو تغییر بدم تا بهتر بشم
و این گفتگوها برای ما درس دارندو تجربیاتشون به ما نیرو و قدرت و ایمان میدن و باورهای فراوانی و باورهای توحیدی رو تقویت کنیم
و باید تمرکزمو بذارم روی سایت و روی کارم تا جواب بده
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله نشانه تغییر برای من تغییر روتین زندگی و ایجاد عادت های سالم و خلق ثروت برای من بوده است که با انجام ندادن تمرین ها و کار نکردن روی باور هایم از روتین زندگی و کارکردن بر روی قانون خارج شدم و تضاد های بسیاری در زندگی من رخ داد از جمله ارتباطم با عزیزانم و خانواده ام پر از چالش شده که این هم برای من نشانه است که روی خداوند حساب کنم و از مسیر خارج نشوم و در انجام الهام و نشانه بیزینس انلاینم که قطعا باور داشتم به درامد می رسم طفره رفتم و از روی ترس و نگرانی از ادامه مسیر منصرف شدم و در نتیجه به بی نیازی مالی نرسیدم و همچنان از لحاظ مالی وابسته پدر و همسرم هستم .
آن نشانه چیست؟
نشانه در روابط برای من بالا بردن احساس لیاقتم و احساس ارزشمندی و عزت نفس در خودم اینکه لایق دریافت عشق و احترام هستم و لیاقت بهترین زندگی با بهترین کیفیت را دارم و همچنین لایق داشتن زندگی رویایی هستم و نشانه بعدی در استقلال مالی من استفاده درست از وقت وزمان با ارزشم جهت خلق ثروت و خلق ارزش و باور سازی در ارتباط با خلق ثروت از دنیای مجازی و انلاینه که همچنان به صورت عملی وارد کار نشده ام تا بتوانم احساس خوب حاصل از باورسازی در زمینه ثروت و ورودی مالی به زندگی ام داشته باشم باید تلاش ذهنی جهت بر طرف کردن ترمز ها و قدم بر داشتن جهت بهبود توکلو ایمانم به خدا و در نتیجه عملگرا بودن بردارم .
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
تنبلی و باور اینکه وقت زیاده و انداختن پشت گوشت و جابجایی اهرم رنج و لذت که اینستاگرام گردی و بیهوده تلف کردن وقت برای من تبدیل به لذت شده و کار کردن روی باورهای ثروت ساز و خلق ثروت برایم تبدیل به رنج شده است .
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
احساسم به من میگوید که باید ورودی های ذهنم را با فایل های استاد کنترل کنم و ذهنم را با افکار مثبت بمباران و ورودی های مثبتی به ذهنم بدهم تا در درجه اول باور به ممکن بودن را در خودم پرورش دهم و سپس باور اینکه من خالق صد درصد شرایط زندگی ام هستم نه هیچ کس دیگری و همچنین روی باورهای توحیدی خودم هم بیشتر از قبل کارکنم .
به نام خدای مهربان که بخشاینده و بی نهایت وهاب است
سلام به استاد عباسمنش عزیز و یار غار شما خانم شایسته عزیز ومهربان امیدوارم که حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم
سلام به دوستان همفرکانسی ام در این مسیر زیبا و توحیدی امیدوارم حال دل شما هم کوک کوک باشه مثل خودم
خدارو شکر میکنم که زنده هستم و این سعادت رو دارم که با شما عزیزان دل هم صحبت و هم دل بشوم
خدارو شکر که قبل پرواز کردن به سمتت از این دنیا به بهشت جاودانه ات میتونم کتاب هدایت گرت رو بفهمم و درک کنم و میتوانم هر روز به درک از تو هدایت بخوام که منو هدایت کنی شاید هنوز به اون درکی که شما استاد عزیز و بچه های هم مسیر نرسیده باشم ولی برام قابل فهم است که در این دنیای پر هیاهو چقدر آرام هستم چقدر راحت زندگی میکنم با اینکه فردی مهم نیستم ولی در نزد خدا خیلی عزیز هستم و از این زندگی آرامم اینو درک میکنم و این آرامش رو مرهون احسانت شما استاد عزیز و همه شما خانواده عزیزم در این مسیر زیبا و توحیدی هستم
هم حال دلم خوبه هم اشک تو چشمام حلقه زده نمیدونم این چه احساسی است ولی میدنم حالم خوبه مسیرم درسته دارم هر روز به خدا نزدیکتر و پیشش عزیزتر میشوم هر چقدر افتاده تر باشم میدونم تو پر بار تر میکنی منو و آرامتر در برابر طوفانهای این زندگی
استاد من بچه مرز تایباد هستم و خیلی خوشحال هستم که در کنار شما عزیزان قوانین جهان هستی را دارم درک میکنم و به اندازه درکم عمل میکنم و خدارو شکر از بدنه جامعه هر روز دورتر و دورتر میشوم خدایا این از فضل بی نهایت تواست که نسبت به من داری
هر روز بیشتر این مغز خودمو تربیت میکنم تا با نگرش روح من هم راستاتر شود یعنی این لطف خدا است که داره به بنده خودش کمک میکنه تا راه درست رو پیدا کنم در هر لحظه منو هدایت میکند خدایا سپاسگزارم
به لطف الله مهربان یاد گرفتم از شما که این روزگار میگذرد الخیر فی ماوقع در این هم برای من خیری هست .یاد گرفتم که ایم مشکلات در زندگی من است منو قویتر میکند و افتاده تر در برابر فرمانروای کل کیهان چون همون خدا که تا به الان حلال مشکلات من بوده از این پس هم همون خدا مسائل منو حل میکنه واز زاویه خداوند به این مشکل نگاه کنم
ویاد گرفتم که من انسان هستم و خطا کار شاید الان که قوانین خداوند را درک میکنم وهنوز اول راه هستم ولی شاید ناخودآگاه اشتباه کنم وتو رب من همیشه منو دوباره بر میگردونی به مسیر درست خدایا شکرت یاد گرفتم از داستانهای قرآنی که برای ما فرستادی تا درس بگیریم موسی قتل کرد ناخودآگاه ولی شد عزیز تو و بنده هایت .یوسف اشتباه کرد ناخودآگاه وشرک ورزید به قدرت تو وشد عزیز تو وعزیز مصر و محمد ابراهیم شد عزیز و دوست تو ومحمد شد برگزیده تو در کل عالم
پس منم هم عزیز هستم و خطا کار واز تو انتظار دارم که منو هدایت کنی به راه راست چون من ناخودآگاه خطا میکنم منو هدایت کن با فصل بی نهایتت.
● آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله من حدود 15سال است که درب و ریل آسانسور را نصب میکنم ولی حالا تصمیم دارم قسمت راه اندازی کامل را یادش بگیرم و ترس دارم از هزینه زندکی از حرف مردم که بگن دوباره داره شاگردی مردم را میکند
یا دوستانم که پشت سرم میگن این کار رو داره یاد میگیره تا کل صفر تا صد نصب آسانسور رو خودش انجام بده ولی این چیزی هست که خداوند به من بارها گفته وباید یادش بگیرم و اون میدونه من که ا از یک ساعت بعدشم نمیدونم چی هست و چی میشه حتما یه برنامه خوب برام چیده من باید رها کنم خودمو از حرف و حدیث مردم و خودم بسپارم به جریان هدایت های خداوند اون خودش منو میرسونه به ساحل و شک ندارم همونطور که بدونه سواد قسمت اولیه آسانسور رو یادم داد مابقی رو هم یادم میدهد
●آن نشانه چیست؟
نشانه این است که من اصلان نمیتونم بیکار بشینم تو خونه که تو این بازار ایران یکی به من زنگ بزنه تا درب و ریل آسانسور نصب کنم باید خودم قدم بردارم و از توانای های خودم استفاده کنم بازم همون خدا که این ایده رو به من داده خودش میدونه و من نمیدونم .این نشونه که حدود یک ماه است درآمدی نداشتم واولین مشتری کار نصب کامل را با من قرار داد بسته و باید این قسمت را یادش بگیرم تا برسم به پله و هدایت بعدی که از طرف خداوند خواهد رسید .
●چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
درسته که من پشتم پره و میدونم که الله مهربان در آخرین لحظات به یاری من میآید ولی من چرا باید بزارم برسه به مو چرا پا رو ترسهام نزارم چرا چند ماه حرف مردم و راحت طلبی را نزارم کنار تا بعد یه عمر راحتر کار بفروشم زیر و بم کارو یادش بگیرم
مردم هرچی میخوان بگن من باید کار خودمو انجام بدم من باید ایمان خودمو نشون بدم به خداوند و جهان تا درها باز بشه به لطف خداوند که باز هم میشود تا الان دری نبوده بسته باشد همیشه همون خدا راهنما و یاورم بوده والان هم هست .
●و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
اینکه به دوستم زنگ بزنم و برم شاگردی بکنم
تا حرفه ای تر بشم در این کار چه اشکالی داره من هر روز باید به توانایی های خودم اضافه کنم تا در سفر دوم به کشور چین با کوله بار پرتر برم پیش دوستان چینی انشالله.
در آخر سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته مهربان وهمه شما دوستان وخانواده عزیزم در این مسیر زیبا وتوحیدی امیدوارم در مسیر حق پایدار و با ایمان محکم قدم بردارید و یک زندگی بهشتی در همین دنیا تجربه کنید
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر ارباب جهان هستی تنها قدرت حاکم بر جهان.
درود بر استاد عباسمنش بزرگوار و عزیز و خانوم شایسته محترم.
درود بر شما دوست عزیز امیدوارم که همیشه سلامت باشی.
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله الان توی زندگی من و توی مسیر کاری من نشانه ها دارن چشمک میزنن یا بهتره بگم دارن فریاد میزنن که باید مسیر درآمدم رو تغییر بدم
کاری که من بهش علاقه دادم اینه که الان در حال ساخت باغ ویلای خودم توی تالش هستم باغی که الان پنج ساله شده و عید امسال 6 ساله میشه و درختان دیگه تنومند و پر محصول هستند محصولاتی ارگانیک که هر کسی واردش میشه دهنش باز میمونه که عجب جای دنجی عجب باغ زیبایی عجب خلوتی واسه خودتون انتخاب کردید و از این جملات خوشایند و زیبا و الان دو ساله که با همین قوانین و هدایت طلبیدن از رب جهان و عمل به اون هدایتها در حال ساخت ساز ویلا هستم که کل پروژه رو صفر تا صد خودم انجام میدم یه وقتایی از این کار فاصله گرفتم واسه چند ماه و دوباره که از خداوند طلب هدایت کردم گفته برگرد و ویلاتو بساز . اما
اما در کنار اون مشغول جوجه کشی هستم که درآمد داشته باشم و ورودی مالی رو صرف ساخت ویلا کنم ، بنظرم طبق درخواستهایی که از خداوند داریم خداوند میدونه و ما نمیدونیم که این مسیر با اون خواسته ها همجهت نیست و باید تغییر مسیر بدیم اصلا نیاز به ناراحت شدن و زور زدن و خلاف جهت پارو زدن نیست فقط نیازه به یه شکل دیگه نگاه کنیم .
من دو تا دستگاه ساختم که 4000 تا تخم اردک توش جا میشد خب اومدم تخم ها رو از بازار خریدم و جالبه همش خراب شد در صورتی که همه چیز خوب بود . من گفتم این داره فریاد میزنه که این مسیر با اون خواسته هایی که داری هماهنگ نیست مسیرت رو تغییر بده چون چند سال کار کردی تبدیل به عادت شده
. وقتی میرم سمت ساخت ویلا همه چیز هماهنگ میشه انگار خداوند بهم میگه برو بساز به چگونگی و از چه طریقی فکر نکن و جالبه همیشه پول و مصالح ردیف میشه چند روز پیش همسرم میگفت چقد کار ریختی سر خودت سرامیک داخل یه طرف نما یه طرف برق کشی یه طرف چاه زدن یه طرف در و پنجره ساختن یه طرف سفارش حلب هم که داری میدی تا چند ماه آینده تایمتو پر کردی و من فقط لذت میبرم و سر کیف هستم از این حجم کار .
اما وقتی با این نگاه که من میخوام جوجه کشی کنم تا از پول اون واسه ساخت خونه استفاده کنم کل سرمایه ای که گذاشتم از بین رفت اما همچنان مصالح و پول واسه ویلا راحت جور میشه . این یعنی به چجوری فکر نکن اون سمت خداست .
دیروز همسرم میگفت کلا کار با حیوانات باید کنار بزاریم جهان و خداوند داره فریاد میزنه دیگه از این کار بیا بیرون تا لگد و پتک توی سرت نخوره .
آن نشانه چیست؟ نشانه از بین رفتن کل سرمایه توی جوجه کشی
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟عادت کردن به کار جوجه کشی و شاید این که ترسیدن و ندونستن لز این که خب با چه کاری پول بدست بیارم
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد
قدم اول خارج شدن از جوجه کشی که این قدم رو برداشتم و قدم دوم هدایت طلبیدن از خداوند که من نمیدونم خودت هدایتم کن توی هر موضوعی هدایت خواستم خداوند هدایت کرده و حتما توی این موضوع هم خداوند بزرگ هدایت میکنه .
. …
سپاسگذارم بخاطر نعمت آگاهی و بودن در مسیر توحید و یکتاپرستی پرستی.
سپاسگذارم بخاطر این که خداوند منو هدایت کرد که توی این سایت و در جمع دوستان باشم .
سپاسگذارم بخاطر این پست که از استاد عزیز درس میگرم و رشد میکنم .
در پناه خداوند حکیم و سمیع و بصیر سعادتمند باشید .
سلام استاد عزیزم و سلام به خانم شایسته عزیز و همین طور دوستان عزیزم که در این مسیر زیبا با هم هستیم
من این مدت که تصمیم گرفتم پروژه تغییر من را در آغوش بگیر رو گوش کنم در واقع نشانه ای در خودم دیدم اونم این بود مدام و پشت سر هم انسان های اشتباه سر راه من قرار گرفتن و من خیلی اذیت شدم من از خدا هدایت خواستم و خواستم تغییر بدم این وضعیت رو وارد سایت شدم و گفتم خدایا خودت بگو از کجا شروع کنم و بهم الهام شد این پروژه رو گوش کنم دارم سعی میکنم به الهاماتم توجه کنم الهام بعدی من این بود که حتما کامنت بزارم هر قسمت رو که گوش کردم من خیلی کم کامنت میزاشتم الان وقتی کامنت میزارم خیلی حسم بهتره انگار دارم تعهد وارانه میرم جلو توی این مسیر گاهی به الهاماتم گوش نکردم اما زود برگشتم به مسیر، قبلاً خیلی کش میدادم یه مسئله ای رو اما الان زود برمیگردم به مسیر و به خودم مدام یاد آور میشم که من دارم یاد میگیرم دارم تمرین میکنم و اشکال نداره دوباره ادامه میدم ، توی این مسیر میمونم در صورتی که قبلاً کلی خودم رو سرزنش میکردم ، و اما الهام بعدی که امروز که نه کلا چند روزه دریافت میکنم اینه که به جسمم بیشتر توجه کنم درست و به اندازه غذا بخورم من اندام خوبی دارم خدا رو شکر اما اضافه وزن دارم و یک سری الهامات داره بهم میشه که رعایت کن و دلیل بی توجهی من اینه که شده برام یه عادت و نمیتونم جلوی هوس خودم رو بگیرم و اولین قدمی که امروز میتونم بردارم برای تغییر این اوضاع اینه که آینده رو تصور کنم که اگه همین طوری ادامه بدم چی میشه همون اهرم رنج و لذت فقط نمیدونم چه طور ازش استفاده کنم از خدا میخوام منو هدایت کنه و جواب رو بهم بگه
من مدتی بود که میخواستم تغییر کنم و نمیدونستم از کجا باید شروع کنم همسرم بهم غر میزند که هیچ وقت خونه نیستی یا خودم از شغلم راضی نیستم
ولی اومدم و پا روی ترس هام گذاشتم و گفتم هرچی میخواد بشه و وسیلهای که برای شغل جدیدم میخواستم را خریدم خیلی هم همسرم گفت نکن الان زوده ولی من گوش ندادم و خریدم حالا میخوام شغلمو عوض کنم و برم دنبال علایقم هنوز ایده ای براش ندارم و میدونم که در آینده بهم الهام میشه و من قدم اول برداشتم و قدم به قدم جلو میرم و هیچ عجله ای ندارم و مهم لذت بردن از مسیره نه مقصد وبه زودی زود میام و از تغییرات که تو زندگیم رخ داده کامنت میزارم
سلام عزیزای دلم.
واقعا چقدر قانون فرکانس و مدار درست پ دقیق عمل میکنه.شاید این فایل سه چار بار گوش داده بودم ولی در مدار یادگرفتن ازش و کامنت نوشتن نبودم.
به مرور زمان حالم بهتر شد افکارم مناسب تر تا اینکه امروز دیگه به لطف خدا هم یاد گرفتم هم دارم کامنت میذارم.
نیروی جهان خیره،جریان جاری در لحظه فقط خیره فقط سلامتی و نعمته،پول و ثروته،روابط خوب و عشقه،، و ما اگر همفرکانس این جریان باشیم تمام چیزایی که دریافت میکنیم خیره
اما ما مقاومت داریم
مقاومت ما افکار نادرسته افکار محدود کنندس،افکاری که احساس بد ایجاد میکنه
و لاجرم
بدلیل این مقاومت ها مشمول جریان خیر نمیشیم.
پس همه چیز تحت کنترل خودمونه.کافیه کانون توجهمون درست باشه.
خود من از یکماه پیش دارم به یه موضوعی توجه میکنم و دلمم نمیخواد بهش توجه نکنم در عین اینکه میدونم به ضررمه و حالا دارم نتایجش و میبینم.
میبینم که از خدا فاصله گرقتم،کارام و عقب میندازم،انگیزه ندارم،ناراحتم،احساس ارزشمندیم کم شده و …
خب من خودم خودم و از جریان حال خوب و شادی دور کردم
با همون 1 ماه توجه بیخود به یه مسئله بیخود تر
و خدارو بی نهایت شکر که راه بازگشت برامون گذاشته اونم به سرعت…کافیه یه قدم تو مسیر خدا برداری میبینی نتایج چطور تغییر میکنه.
الهی شکر که برام راه برگشت هم گذاشتی
و درنهایت باید از خدا هدایت بخوایم،هر جا شک و تردید داریم از خدا هدایت بخوایم و به محض گرفتن جواب بی هیچ شک و تردید و حرف اضافه عمل کن.ایمانت و نشون بده حتی اگر با ذهن منطقی تو جور در نمیاد…
مثلا من شک داشتم دو روز پیش که به فلان دوستم پیام بدم یا نه..ذهن منطقیم میگفت هرگز! آخرین بار تو حالش و پرسیدی الان نوبت اونه
اما حسم گفت بکن این کارو منم انجام دادم
دروغ چرا وسطشم هی میگفتم نباید انجام میدادم
اما الان میبینم که یه موضوعی که ذهنم و درگیر کرده بود با این تماس دیگه اوکی شده
دوستون دارم
به نام خدا
در ادامه ی کامنت قبلی تمرین این قسمت و انجام میدم تا به امید خدا برم سراغ گام دوازدهم
تمرین
آیا هم اکنون در زندگی تان نشانه ای وجوددارد که به شما میگوید زمان تغییر فرارسیده ،اماشما به دلایلی از انجام آن طفره میروید،؟؟
آن نشانه چیست؟
چه چیزی شمارا ازعمل کردن باز میدارد؟
اگر قراربود همین امروز یک قدم کوچک،به سمت آن تغییر بردارید آن قدم چه بود؟؟
خوب درجواب این سوال باید بگم که این واضح ترین نشانه ای هست که حدود یکماهه جهان داره بهم نشون میده و برام مثل یک چراغ چشمک زن داره چشمک میزنه این هدایت خیلی واضحه و عمل به اون خیلی برام سخته چون دقیقا همه ی دلایل مثل ترس،نگرانی،ترس از قضاوت شدن و هزارتا پیچ داره برام که نمیدونم اصلا میتونم بهش عمل کنم یا نه ؟؟
حتی نوشتنش هم برام سخته چه برسه به عمل کردن
تقریبا میشه گفت مهم ترین تصمیم زندگی م که ایمان دارم با انجامش زندگیم زیر و رو میشه ویک فهیمه ی جدید متولد میشه همینقدر که از انجامش ترس دارم همینقدر هم نسبت به انجامش احساس آرامش دارم خیلی دو راهی سختی دارم و امید دارم بتونم تا آخر پروژه پا روی ترس هام بزارم و انجامش بدم
این کامنت رو نوشتم که ردپایی باشه برام که چطور عمل میکنم ……
سلام
یه جا توی یکی از کامنتهام گفته بودم که من یه مدت بخاطر یکسری مسایل که داشتم حالت افسردگی پیدا کرده بودم و از خواب با پنیک بیدار میشدم و ترس و نگرانی و اضطراب و … منو بیدار میکرد و …
یه مدت چند وقت پیش اوکی شدم مهرماه اینا بود، الان دوباره حدودا سه روزی هست همین حالت دوباره بهم دست میده ( هروقت بین پروژه هام و درامد داشتنم فاصله میفته اینطوری میشم و ناتوانی م منو اچمز میکنه)
جریان همون الگوهای تکرار شونده س که استاد میگن باید بهشون هوشیار باشی و درستشون کنی
توی این فایل یک نکته بهم چشمک زد
شما گفتید که: « من آدمی هستم که وقتی هدایت میاد و حسش میکنم دیگه بهش شک نمیکنم که نکنه اشتباه متوجه شدم یا این هدایت نیست و …»
من همچین آدمی هستم، این خصلت رو دارم
دیروز داشتم با خودم فکر میکردم، دیدم دارم به خودم میگم که «اره، من بخاطر تجربیات ناموفقی که داشتم الان میترسم از اشتباه کردن، خداروشکر که شجاعت و مهارت و قدرت خدا بهم داده کار انجام دادن هیچوقت ترس من نیست، ولی ترس من از اینه که نکنه من وارد یک مسیری بشم که اون مسیر هدایت الهی من نباشه بلکه مثل گذشته، مسیری باشه که من خودم با ذهنیتم جورش کردم و تقلا بخوام بکنم تا یه چیزی رو جور کنم
من در گذشته خیلی زیاد تقلا برای جور کردن خواسته هام داشتم خیلی، یعنی 95 درصد زندگی م اینطوری بوده و در صددرصد مواقع هم نرسیدم به خواستهه، اون 5 درصد باقیمانده هم برا وقتایی هست که دیگه وارد این مسیر الهی شده بودم و چند بار شاهکار الهی رو تجربه کردم
الان چشم من از همچین چیزی ترسیده، برای همین وقتی یه هدایتی اومده انجامش ندادم از ترس این بوده که نکنه اشتباه متوجه شدم و این حاصل ذهن تقلا گر من برای جورکردنهاست و نه هدایت الهی!
دیروز که پنیک شدم، به لطف خدا گفتم اوکی الان من باید خودم رو از این شرایط بیرون بیارم، اوکی نمیتونم کاری کنم، پس تایماوت میگیرم، رفتم دوش گرفتم و تلاش کردم که بدتر نشم و طبق قانون وقتی بدتر نشی شروع میکنی به بهتر شدن
خدارو شکر واقعا که اینهمه برکت و امکانات و فراوانی داده بهم که تونستم برم حمام، فراوانی اب مواد شوینده باکیفیت و خوشبو لوازم شخصی ، خونه حیاط، خلوتی آرامش تنهایی و این درس که سعی کن بدتر نشی تا بهتر بشی
خداروشکر واقعا
بعد یه جمله اومد گفت مومن واقعی کسیه که نه غمی از گذشته داره و نه ترسی از آینده
ببین برای من خیلی سخته ولی من خواستم و انتخاب کردم که اینطوری زندگی کنم و از این فرمول استفاده کنم
همین حالمو بهتر کرد و گفت اعتماد کن، وقتی گفته نترس گذشته ت دیگه تاثیری الان روی تو نمیتونه بزاره آینده هم با من! اصلا نترس و اعتماد کن
و دیروز توکل کردم و حالم واقعا از اون حالت وحشتناک صبح بهتر شد
خداروشکر واقعا
الان توی فایل سفر به دور آمریکا 80 ، مریم جون گفت، خیلی وقتها ما داریم با عجله میدویم ، بهتره که یک دقیقه وایسیم و از خودمون بپرسیم کجا داریم میریم اصلا؟! با این عجله مگه مقصد رو میدونیم؟!
توی دوره کشف قوانین میگه که، وقتی در مسیر مخالف جهت خواسته ت داری حرکت میکنی، وقتی تندتر حرکت کنی یا بدوی، داری بیشتر از مقصدت دور میشی و اون تندتند رفتنه به رسیدنت کمک نمیکنه و بلکه دورتر میری
من این دوتا فایل رو چندروزه دانلود کردم، ولی امروز باید به این آگاهی ها میرسیدم امروز در این شرایط روحی و بعد از پنیک بیدار شدنم که البته به نسبت دیروز چنددرصد بهتر بود ولی دیشب واقعا اوضاع خیلی ناجور بود و من تنها کاری که از دستم برمیومد برای خاموش کردن نجواهای ذهنی که عین مته شده بود توی وجودم، نشستم یه فیلم کمدی دیدم
امروز صبح این آگاهی ها که بهم گفته شد
توی آینه به خودم نگاه کردم گفتم: « شیرین داری با این عجله کجا میدوی؟! قراره به چی به کجا برسی که اینقد خودتو به در و دیوار میزنی؟ که چی که بخوای پول جور کنی؟ که اینقدر خودتو سرزنش کنی که چند وقته هیچ قدم موثری برا مهاجرتی که مدتهاست میخوایش برنداشتی؟ ( مگه اون پورتفولیو شاهکار که براحتی خدا فراهم و هدایت ت کرد و تمام ش کردی قدم برداشتن نبود؟ دست از سر خودت بردار، اینقدر هر روز سرزنشش نکن، بلکه با خودت عین بچه همسایه رفتار کن، بهش محبت کن تعریف کن ازش بهش سخت نگیر)
گفتم شیرین به چی قراره برسی که اینطوری داری میدوی؟
مشتری؟ پروژه؟ پول؟ آزادی عمل؟
مگه تو مشتری میتونی جور کنی؟ مگه خدا مالک و هدایتگر همه نیست؟ پس اونه که میدونه چه کسی رو با چه کیفیتی که هماهنگ با خواسته و شرایط تو باشه براحتی بهت هدایت کنه و آمده کار کردن با تو باشه، مثل پروژه سینا و مرجان و نان باران و …
مگه اصلا جور کردن اینا ( جورکردن فیزیکیشون) در حد توان و اختیارات توعه دختر؟
تو داری توی مسیر اشتباه حرکت میکنی
یه دقیقه وایسا
یه نگاهی بنداز
مسیرتو درست کن
ننه من غریبم بازی درنیار هی بگو من فلان و چنانم و پس پنیک میشم و اخ و واخ دلم برا خودم بسوزه
نه
تو اختیار و قدرت اینو داری که اینو کنترل کنی
پس همینو انجام بده
افکارتو درست کن
و بسپار جور کردن ها رو به خدا که مسئولشه و قدرتشو داره و اصلا خودش گفته اینا همش با منه( منبع رزق منم، من راه میسازم فراهم میکنم هدایت میکنم دلها رو نرم میکنم جور میکنم)
مثل بچه آدم، یه بنده توحیدی باش
به خدا برسون خودتو خدای درست و حسابی و واقعی، به خدا برسی ثروتمند میشی، به خدا برسی آزادی تو ازادی الهی بدون محدودیت میشه، به خدا برسی راحت و بدون ترس و شک صد در صد مسایل رو میسسسسسپاری به خدا و خودتو میکشی کنار و مشغول کار کردن روی ذهنت میشی تا از این مسیر خدایی خارج نشه
تو باید اینکارو بکنی
کار تو اینه
.
.
من قبلا برای تایم اوت میرفتم توی اینستا میچرخیدم و این اواخر متوجه شدم داره حالمو بد میکنه بجای تجربه فراوانی و دیدن خواسته هام، چند روزه تعهد دادم اصلا واردش نمیشم، بجاش برای خودم چالش و برنامه تعریف کردم، فایل های توحید عملی، فایل های پروژه تغییر، فایل های سفر به دور آمریکا که هشتاد روز هست مرتب دارم هر روز انجام ش میدم، فایل های کشف قوانین زندگی، خوندن درس زبان المانی، حل تمرینات زبانم، فیلم و سریال المانی
خداروشکر خداروشکر خداروشکر
بقول استاد، ادامه دادن و تکرار کار درست ( اصل خارپشتی) صددرصد نتیجه میده صد در صد
توکل به خدا
سلام و عرض ادب
روز 18 پروژه «تغییر رو در آغوش بگیر»، جلسه دهم.
خداروشکر که هنوز در مسیر هستم. دو روز تمرینها رو انجام ندادم، ولی خودم رو سرزنش نمیکنم. مهم اینه که ادامه بدم و مسیر رو رها نکنم. هر بار وارد سایت استاد میشم، یک حس خوب و آرامش میگیرم.
نشونههایی که حس میکنم وقت تغییره:
تو محل کارم میبینم طرز فکر و سبک زندگیام با بقیه فرق داره.
اما در موضوع «پول»، نشونهها به من میگن که هنوز با همکارام در یک مدارم—درآمد شبیه، سبک زندگی شبیه. این یعنی باید روی باورهام کار کنم و سطح ذهنم رو بالاتر ببرم.
از طرف دیگه دوستانی دارم که خیلی عملگرا هستن، وضعیت مالی خوبی دارن، حداقل چند میلیارد سرمایه دارن، و مسیر مهاجرتشون هم آمادهست.
اینها به من یاد میده که تمرکز اصلی من باید روی خودم باشه، نه مقایسه با دیگران.
ایدههایی که دارم:
فروش محصول در اینستاگرام
شروع یک کار جدی برای درآمد
یا حتی آماده شدن برای مهاجرت
اما معمولاً چند چیز جلو من رو میگیره:
ترس از شکست، قضاوت شدن، خجالت، کمالگرایی، یا اینکه میگم: «فعلاً مهاجرت کنم بعد…»
یا «فعلاً روی کار فروشگاه و یادگیری مهارتهای نرمافزاری تمرکز کنم…»
اینها باعث میشن تمرکزم پخش بشه و ذهنم سردرگم بشه.
گاهی فکر میکنم شاید خدا میخواد من رو از یک مسیر دیگه به پول، آرامش و حتی مهاجرت برسونه،
ولی این باورها و تردیدها نمیذارن پیامش رو واضح ببینم.
خواستهی من از خدا اینه:
حداقل شش ماه من رو در این مسیر نگه داره—با سپاسگزاری، تمرکز روی خودم، و آرامش.
میخوام ایمانم قویتر بشه، عشق بیشتری به خدا و خودم داشته باشم، و با زمانبندی خدا جلو برم، نه با عجلهی خودم.
به نام خدای مهربانم خدایا برای تمام داشته هایم برای هدایتهایم شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان
وقتی این گفتگوهای دوستان رو گوش میکنم با خودم میگم منم با استادمیخوام صحبت کنم
باز به خودم میگم من هنوز جا داره بهتر بشم
چی دارم به استاد بگم
چرا تغییر کردم در بیشتر جاها اما هنوز تو درآمدم هنوز لنگ لگان قدم برمیدارم و ترمزهای مخفی دارم و بیشتر باید از اهرم و رنج و لذت استفاده کنم ولی به شکر خدا دارم بهتر میشم
از دوستان ممنونم که اینقدر قشنگ و با انرژی میان صحبت میکنن خوشبحالشون
من باید بعضی جاها رو تغییر بدم تا بهتر بشم
و این گفتگوها برای ما درس دارندو تجربیاتشون به ما نیرو و قدرت و ایمان میدن و باورهای فراوانی و باورهای توحیدی رو تقویت کنیم
و باید تمرکزمو بذارم روی سایت و روی کارم تا جواب بده
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباس منش
به نام خدا
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله نشانه تغییر برای من تغییر روتین زندگی و ایجاد عادت های سالم و خلق ثروت برای من بوده است که با انجام ندادن تمرین ها و کار نکردن روی باور هایم از روتین زندگی و کارکردن بر روی قانون خارج شدم و تضاد های بسیاری در زندگی من رخ داد از جمله ارتباطم با عزیزانم و خانواده ام پر از چالش شده که این هم برای من نشانه است که روی خداوند حساب کنم و از مسیر خارج نشوم و در انجام الهام و نشانه بیزینس انلاینم که قطعا باور داشتم به درامد می رسم طفره رفتم و از روی ترس و نگرانی از ادامه مسیر منصرف شدم و در نتیجه به بی نیازی مالی نرسیدم و همچنان از لحاظ مالی وابسته پدر و همسرم هستم .
آن نشانه چیست؟
نشانه در روابط برای من بالا بردن احساس لیاقتم و احساس ارزشمندی و عزت نفس در خودم اینکه لایق دریافت عشق و احترام هستم و لیاقت بهترین زندگی با بهترین کیفیت را دارم و همچنین لایق داشتن زندگی رویایی هستم و نشانه بعدی در استقلال مالی من استفاده درست از وقت وزمان با ارزشم جهت خلق ثروت و خلق ارزش و باور سازی در ارتباط با خلق ثروت از دنیای مجازی و انلاینه که همچنان به صورت عملی وارد کار نشده ام تا بتوانم احساس خوب حاصل از باورسازی در زمینه ثروت و ورودی مالی به زندگی ام داشته باشم باید تلاش ذهنی جهت بر طرف کردن ترمز ها و قدم بر داشتن جهت بهبود توکلو ایمانم به خدا و در نتیجه عملگرا بودن بردارم .
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
تنبلی و باور اینکه وقت زیاده و انداختن پشت گوشت و جابجایی اهرم رنج و لذت که اینستاگرام گردی و بیهوده تلف کردن وقت برای من تبدیل به لذت شده و کار کردن روی باورهای ثروت ساز و خلق ثروت برایم تبدیل به رنج شده است .
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
احساسم به من میگوید که باید ورودی های ذهنم را با فایل های استاد کنترل کنم و ذهنم را با افکار مثبت بمباران و ورودی های مثبتی به ذهنم بدهم تا در درجه اول باور به ممکن بودن را در خودم پرورش دهم و سپس باور اینکه من خالق صد درصد شرایط زندگی ام هستم نه هیچ کس دیگری و همچنین روی باورهای توحیدی خودم هم بیشتر از قبل کارکنم .
در پناه حق باشید .
به نام خدای مهربان که بخشاینده و بی نهایت وهاب است
سلام به استاد عباسمنش عزیز و یار غار شما خانم شایسته عزیز ومهربان امیدوارم که حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم
سلام به دوستان همفرکانسی ام در این مسیر زیبا و توحیدی امیدوارم حال دل شما هم کوک کوک باشه مثل خودم
خدارو شکر میکنم که زنده هستم و این سعادت رو دارم که با شما عزیزان دل هم صحبت و هم دل بشوم
خدارو شکر که قبل پرواز کردن به سمتت از این دنیا به بهشت جاودانه ات میتونم کتاب هدایت گرت رو بفهمم و درک کنم و میتوانم هر روز به درک از تو هدایت بخوام که منو هدایت کنی شاید هنوز به اون درکی که شما استاد عزیز و بچه های هم مسیر نرسیده باشم ولی برام قابل فهم است که در این دنیای پر هیاهو چقدر آرام هستم چقدر راحت زندگی میکنم با اینکه فردی مهم نیستم ولی در نزد خدا خیلی عزیز هستم و از این زندگی آرامم اینو درک میکنم و این آرامش رو مرهون احسانت شما استاد عزیز و همه شما خانواده عزیزم در این مسیر زیبا و توحیدی هستم
هم حال دلم خوبه هم اشک تو چشمام حلقه زده نمیدونم این چه احساسی است ولی میدنم حالم خوبه مسیرم درسته دارم هر روز به خدا نزدیکتر و پیشش عزیزتر میشوم هر چقدر افتاده تر باشم میدونم تو پر بار تر میکنی منو و آرامتر در برابر طوفانهای این زندگی
استاد من بچه مرز تایباد هستم و خیلی خوشحال هستم که در کنار شما عزیزان قوانین جهان هستی را دارم درک میکنم و به اندازه درکم عمل میکنم و خدارو شکر از بدنه جامعه هر روز دورتر و دورتر میشوم خدایا این از فضل بی نهایت تواست که نسبت به من داری
هر روز بیشتر این مغز خودمو تربیت میکنم تا با نگرش روح من هم راستاتر شود یعنی این لطف خدا است که داره به بنده خودش کمک میکنه تا راه درست رو پیدا کنم در هر لحظه منو هدایت میکند خدایا سپاسگزارم
به لطف الله مهربان یاد گرفتم از شما که این روزگار میگذرد الخیر فی ماوقع در این هم برای من خیری هست .یاد گرفتم که ایم مشکلات در زندگی من است منو قویتر میکند و افتاده تر در برابر فرمانروای کل کیهان چون همون خدا که تا به الان حلال مشکلات من بوده از این پس هم همون خدا مسائل منو حل میکنه واز زاویه خداوند به این مشکل نگاه کنم
ویاد گرفتم که من انسان هستم و خطا کار شاید الان که قوانین خداوند را درک میکنم وهنوز اول راه هستم ولی شاید ناخودآگاه اشتباه کنم وتو رب من همیشه منو دوباره بر میگردونی به مسیر درست خدایا شکرت یاد گرفتم از داستانهای قرآنی که برای ما فرستادی تا درس بگیریم موسی قتل کرد ناخودآگاه ولی شد عزیز تو و بنده هایت .یوسف اشتباه کرد ناخودآگاه وشرک ورزید به قدرت تو وشد عزیز تو وعزیز مصر و محمد ابراهیم شد عزیز و دوست تو ومحمد شد برگزیده تو در کل عالم
پس منم هم عزیز هستم و خطا کار واز تو انتظار دارم که منو هدایت کنی به راه راست چون من ناخودآگاه خطا میکنم منو هدایت کن با فصل بی نهایتت.
● آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله من حدود 15سال است که درب و ریل آسانسور را نصب میکنم ولی حالا تصمیم دارم قسمت راه اندازی کامل را یادش بگیرم و ترس دارم از هزینه زندکی از حرف مردم که بگن دوباره داره شاگردی مردم را میکند
یا دوستانم که پشت سرم میگن این کار رو داره یاد میگیره تا کل صفر تا صد نصب آسانسور رو خودش انجام بده ولی این چیزی هست که خداوند به من بارها گفته وباید یادش بگیرم و اون میدونه من که ا از یک ساعت بعدشم نمیدونم چی هست و چی میشه حتما یه برنامه خوب برام چیده من باید رها کنم خودمو از حرف و حدیث مردم و خودم بسپارم به جریان هدایت های خداوند اون خودش منو میرسونه به ساحل و شک ندارم همونطور که بدونه سواد قسمت اولیه آسانسور رو یادم داد مابقی رو هم یادم میدهد
●آن نشانه چیست؟
نشانه این است که من اصلان نمیتونم بیکار بشینم تو خونه که تو این بازار ایران یکی به من زنگ بزنه تا درب و ریل آسانسور نصب کنم باید خودم قدم بردارم و از توانای های خودم استفاده کنم بازم همون خدا که این ایده رو به من داده خودش میدونه و من نمیدونم .این نشونه که حدود یک ماه است درآمدی نداشتم واولین مشتری کار نصب کامل را با من قرار داد بسته و باید این قسمت را یادش بگیرم تا برسم به پله و هدایت بعدی که از طرف خداوند خواهد رسید .
●چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
درسته که من پشتم پره و میدونم که الله مهربان در آخرین لحظات به یاری من میآید ولی من چرا باید بزارم برسه به مو چرا پا رو ترسهام نزارم چرا چند ماه حرف مردم و راحت طلبی را نزارم کنار تا بعد یه عمر راحتر کار بفروشم زیر و بم کارو یادش بگیرم
مردم هرچی میخوان بگن من باید کار خودمو انجام بدم من باید ایمان خودمو نشون بدم به خداوند و جهان تا درها باز بشه به لطف خداوند که باز هم میشود تا الان دری نبوده بسته باشد همیشه همون خدا راهنما و یاورم بوده والان هم هست .
●و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
اینکه به دوستم زنگ بزنم و برم شاگردی بکنم
تا حرفه ای تر بشم در این کار چه اشکالی داره من هر روز باید به توانایی های خودم اضافه کنم تا در سفر دوم به کشور چین با کوله بار پرتر برم پیش دوستان چینی انشالله.
در آخر سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته مهربان وهمه شما دوستان وخانواده عزیزم در این مسیر زیبا وتوحیدی امیدوارم در مسیر حق پایدار و با ایمان محکم قدم بردارید و یک زندگی بهشتی در همین دنیا تجربه کنید
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر ارباب جهان هستی تنها قدرت حاکم بر جهان.
درود بر استاد عباسمنش بزرگوار و عزیز و خانوم شایسته محترم.
درود بر شما دوست عزیز امیدوارم که همیشه سلامت باشی.
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله الان توی زندگی من و توی مسیر کاری من نشانه ها دارن چشمک میزنن یا بهتره بگم دارن فریاد میزنن که باید مسیر درآمدم رو تغییر بدم
کاری که من بهش علاقه دادم اینه که الان در حال ساخت باغ ویلای خودم توی تالش هستم باغی که الان پنج ساله شده و عید امسال 6 ساله میشه و درختان دیگه تنومند و پر محصول هستند محصولاتی ارگانیک که هر کسی واردش میشه دهنش باز میمونه که عجب جای دنجی عجب باغ زیبایی عجب خلوتی واسه خودتون انتخاب کردید و از این جملات خوشایند و زیبا و الان دو ساله که با همین قوانین و هدایت طلبیدن از رب جهان و عمل به اون هدایتها در حال ساخت ساز ویلا هستم که کل پروژه رو صفر تا صد خودم انجام میدم یه وقتایی از این کار فاصله گرفتم واسه چند ماه و دوباره که از خداوند طلب هدایت کردم گفته برگرد و ویلاتو بساز . اما
اما در کنار اون مشغول جوجه کشی هستم که درآمد داشته باشم و ورودی مالی رو صرف ساخت ویلا کنم ، بنظرم طبق درخواستهایی که از خداوند داریم خداوند میدونه و ما نمیدونیم که این مسیر با اون خواسته ها همجهت نیست و باید تغییر مسیر بدیم اصلا نیاز به ناراحت شدن و زور زدن و خلاف جهت پارو زدن نیست فقط نیازه به یه شکل دیگه نگاه کنیم .
من دو تا دستگاه ساختم که 4000 تا تخم اردک توش جا میشد خب اومدم تخم ها رو از بازار خریدم و جالبه همش خراب شد در صورتی که همه چیز خوب بود . من گفتم این داره فریاد میزنه که این مسیر با اون خواسته هایی که داری هماهنگ نیست مسیرت رو تغییر بده چون چند سال کار کردی تبدیل به عادت شده
. وقتی میرم سمت ساخت ویلا همه چیز هماهنگ میشه انگار خداوند بهم میگه برو بساز به چگونگی و از چه طریقی فکر نکن و جالبه همیشه پول و مصالح ردیف میشه چند روز پیش همسرم میگفت چقد کار ریختی سر خودت سرامیک داخل یه طرف نما یه طرف برق کشی یه طرف چاه زدن یه طرف در و پنجره ساختن یه طرف سفارش حلب هم که داری میدی تا چند ماه آینده تایمتو پر کردی و من فقط لذت میبرم و سر کیف هستم از این حجم کار .
اما وقتی با این نگاه که من میخوام جوجه کشی کنم تا از پول اون واسه ساخت خونه استفاده کنم کل سرمایه ای که گذاشتم از بین رفت اما همچنان مصالح و پول واسه ویلا راحت جور میشه . این یعنی به چجوری فکر نکن اون سمت خداست .
دیروز همسرم میگفت کلا کار با حیوانات باید کنار بزاریم جهان و خداوند داره فریاد میزنه دیگه از این کار بیا بیرون تا لگد و پتک توی سرت نخوره .
آن نشانه چیست؟ نشانه از بین رفتن کل سرمایه توی جوجه کشی
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟عادت کردن به کار جوجه کشی و شاید این که ترسیدن و ندونستن لز این که خب با چه کاری پول بدست بیارم
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد
قدم اول خارج شدن از جوجه کشی که این قدم رو برداشتم و قدم دوم هدایت طلبیدن از خداوند که من نمیدونم خودت هدایتم کن توی هر موضوعی هدایت خواستم خداوند هدایت کرده و حتما توی این موضوع هم خداوند بزرگ هدایت میکنه .
. …
سپاسگذارم بخاطر نعمت آگاهی و بودن در مسیر توحید و یکتاپرستی پرستی.
سپاسگذارم بخاطر این که خداوند منو هدایت کرد که توی این سایت و در جمع دوستان باشم .
سپاسگذارم بخاطر این پست که از استاد عزیز درس میگرم و رشد میکنم .
در پناه خداوند حکیم و سمیع و بصیر سعادتمند باشید .
سلام استاد عزیزم و سلام به خانم شایسته عزیز و همین طور دوستان عزیزم که در این مسیر زیبا با هم هستیم
من این مدت که تصمیم گرفتم پروژه تغییر من را در آغوش بگیر رو گوش کنم در واقع نشانه ای در خودم دیدم اونم این بود مدام و پشت سر هم انسان های اشتباه سر راه من قرار گرفتن و من خیلی اذیت شدم من از خدا هدایت خواستم و خواستم تغییر بدم این وضعیت رو وارد سایت شدم و گفتم خدایا خودت بگو از کجا شروع کنم و بهم الهام شد این پروژه رو گوش کنم دارم سعی میکنم به الهاماتم توجه کنم الهام بعدی من این بود که حتما کامنت بزارم هر قسمت رو که گوش کردم من خیلی کم کامنت میزاشتم الان وقتی کامنت میزارم خیلی حسم بهتره انگار دارم تعهد وارانه میرم جلو توی این مسیر گاهی به الهاماتم گوش نکردم اما زود برگشتم به مسیر، قبلاً خیلی کش میدادم یه مسئله ای رو اما الان زود برمیگردم به مسیر و به خودم مدام یاد آور میشم که من دارم یاد میگیرم دارم تمرین میکنم و اشکال نداره دوباره ادامه میدم ، توی این مسیر میمونم در صورتی که قبلاً کلی خودم رو سرزنش میکردم ، و اما الهام بعدی که امروز که نه کلا چند روزه دریافت میکنم اینه که به جسمم بیشتر توجه کنم درست و به اندازه غذا بخورم من اندام خوبی دارم خدا رو شکر اما اضافه وزن دارم و یک سری الهامات داره بهم میشه که رعایت کن و دلیل بی توجهی من اینه که شده برام یه عادت و نمیتونم جلوی هوس خودم رو بگیرم و اولین قدمی که امروز میتونم بردارم برای تغییر این اوضاع اینه که آینده رو تصور کنم که اگه همین طوری ادامه بدم چی میشه همون اهرم رنج و لذت فقط نمیدونم چه طور ازش استفاده کنم از خدا میخوام منو هدایت کنه و جواب رو بهم بگه
در پناه خدا باشید دوستان عزیزم
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز شمار تحول زندگی من روز136ام
سلام به استاد عزیزم و دوستان محترم
من مدتی بود که میخواستم تغییر کنم و نمیدونستم از کجا باید شروع کنم همسرم بهم غر میزند که هیچ وقت خونه نیستی یا خودم از شغلم راضی نیستم
ولی اومدم و پا روی ترس هام گذاشتم و گفتم هرچی میخواد بشه و وسیلهای که برای شغل جدیدم میخواستم را خریدم خیلی هم همسرم گفت نکن الان زوده ولی من گوش ندادم و خریدم حالا میخوام شغلمو عوض کنم و برم دنبال علایقم هنوز ایده ای براش ندارم و میدونم که در آینده بهم الهام میشه و من قدم اول برداشتم و قدم به قدم جلو میرم و هیچ عجله ای ندارم و مهم لذت بردن از مسیره نه مقصد وبه زودی زود میام و از تغییرات که تو زندگیم رخ داده کامنت میزارم