این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-12.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-15 06:48:282025-11-16 18:06:33تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
انسان از شتاب و عجله آفریده شده است؛ به زودی نشانه هایم را به شما نشان خواهم داد، پس [آن را] به شتاب از من نخواهید.
سلام استاد عزیزم
استاد جان، سالها دست به هر آموزشی میزدم، یا نیمه کاره رها میشد یا به نتیجه دلخواه ختم نمیشد
به خاطر عجله در گرفتن نتیجه…
و این عجله از کجا میاد؟ از رقابت..از مقایسه.. از تمام نارسایی های ذهنی که یه طرفش دیگرانه..
از وصل کردن ارزشمندی به نظر دیگران
کمالگرایی که مغز و هسته اصلی این نگرش غلطه، با انسان کاری میکنه که حتی اگر شغل مورد علاقه اش رو پیدا کنه ازش زده بشه، بخاطر فشار ذهنی عظیمی که برای پیشرفت توام با عجله به ذهنش وارد میکنه
و بعد ممکنه با خودش حساب کنه که این شغل مورد علاقه ام نیست چون ازش خسته میشم!!
و استاد جلسه پنج دوره احساس لیاقت و جلسه دوم دوره هم جهت، چقدر خوب این دیگران و تلاش برای جلب نظر دیگران از طریق کمک به اونها رو نشون میده..یا این که ما اگر به دیگران کمک کنیم ارزشمندیم..
این وصل کردن ارزشمندی به دیگران و نظر اونها یکی از بزرگترین پاشنه های آشیل بنده بوده و به فضل خدا دارم روش کار میکنم و خیلی بهتر شدم
خوب میخوام به دوستان یه مژده بدم.. اگر ماها این رذیله و امثال این رذیله رو پیدا کنیم، یعنی موضوعاتی ذهنی که باعث میشن ما عجله کنیم
اونوقت بدون فشار ذهنی میتونیم یه پلن بچینیم که دو سال دیگه جواب بده!!
رفتار هیجانی، عجله، حرص، رقابت..مسابقه، همه و همه برمیگرده به وصل کردن ارزشمندی به نگاه متاثر از نظر دیگران
اگر این بت دیگران در نظر ما شکسته نشه، حتی ما نمیتونیم بفهمیم خودمون به چی علاقه داریم..اصلا برای چی داریم زندگی میکنیم
من خودم وقتی عمیقا این موضوع رو درک کردم تا چند روز کاملا متوقف شده بودم و در احساس خلا عجیبی قوطه ور بودم
چون تمام انگیزه هایی که منو هول میداد با نظر دیگران ارتباط داشت.. حالا این نظر دیگران منظور شخص خاص نیست..
بلکه این نگاه ذهنیه که به تو میگه اگر اینطوری بشی ارزشمندی اگر اونطوری بشی ارزشمندی..و این نگاه ذهنی یا از پدر یا مادر یا جامعه یا مذهب و … نشات گرفته
نیاز نیست دیگرانی باشن که ما رو رصد کنن و ما بخوایم برای جلب توجه اونها عجله کنیم!!
ذهن ما به نمایندگی از تمام اونها فعالیت ها ما رو رصد میکنه و به ما پاداش میده..
پس باید این بت، این ایگو رو آرام آرام ساکت کنیم و در سکوت ورای ذهن، صدای قلبمون رو بشنویم که اصلا چی میخوایم
استاد به عنوان قدم عملی، شروع کردم دارم هر روز یک تا دو ساعت در وقتهای آزادم آموزش میبینیم.. ممکنه این آموزش دو سال دیگه نتیجه بده..ولی خدا رو شکر بعد از کار کردن روی ذهنم و کشف باگهای ذهنی، الان دیگه عجله ای ندارم و با لذت دارم این کار رو میکنم.. و میدونم این نهال نو پا به فضل خدا در زمان مناسب به محصول میشینه..ان شالله
با خوندن تک به تکِ کلماتتون حس میکردم خودمم که نوشتم! خودمم که دارم خودافشایی میکنم!
چقدر خوب تحلیل کردین
دقیقا همین که نوشتید پاشنه آشیل منم هست .
من اونقدر کمالگرام که نمیخوام قدم اول رو بردارم، بارها شده در حوزه های مورد علاقهم، ندای قلبیم رو شنیدم اما شروع نکردم چون کمالگرایی بهم میگه هنوز به اندازه کافی خوب نیستی! هنوز کامل نشدی ! هنوز چیزهایی هست که نمیدونی!
چرا اینجوری میگه؟
چون دیگرانی وجود دارند که باید تاییدم کنند!
چون از همون لحظه شروع دنبال رکورد زدنه!
و این یعنی ترمز .
خیلی ممنون از اینکه نوشتید تا منم بیشتر حواسم به ذهنِ کمالگرام باشه .
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی
سلام به استاد جان مریم عزیزم و دوستان هم مسیرم
تغییرات در ذهن من اینجوریه که باید از مسیر اسون ،ساده و راحت و طبیعی پیش بره من قبلا دوچار سوء برداشت شده بودم که برای مثلا خارج شدن از مدار افراد ناهماهنگ باید یه اقدام فیزیکی کنم و از محل زندگیم خارج بشم نه پولی داشتم نه شرایط مناسبی داشتم و این تغییر رو میخواستم با احساس بد با رنج وسختی کشیدن ایجاد کنم ولی چیزی از درون من میگفت نباید این تغییر اینقدر با ترس و نگرانی و سختی ایجاد بشه و وقتی این شیوه سخت رو نپذیرفتم جهان تمام کارها رو خیلی راحت و ساده و طبیعی برام انجام داد و البته که خیلی هم عزتمندانه اتفاق افتاد و الان من و خواهرم که با هم هم فرکانس هستیم راحت مستقل و ازاد و اروم تو خونه خودمون هستیم و واقعا از فضل بی نهایت خداوند همه چی عالیه و همیشه شکر گزاریم
میخوام یه داستان تعریف کنم به قول رزا جان قول میدم اگر صبوری کنید حتما از این آگاهی و درک و عملش لذت میبرید
داستان احساس گناه و باورهای توحیدی
بازیگران این قوانین خواهرم زهرایی و من
نتیجه تغییر شخصیت به شکل توحیدی بعلاوه ورودی مالی به مبلغ 600 هزار تومان بعلاوه رهایی از قضاوت ها و تائید گرفتن و موذب بودن
تغییری که اخیرا با کار کردن روی باروهای توحیدی و این پروژه تغییر رو در اغوش بگیر ایجاد شد برخورد ما با همسایه روبروی خونه ما هست که خیلی مذهبی هستند و البته محترم هستند ولی این خانواده بعد از فوت والدین ما به شدت به من و خواهرم احترام میذاشتند و خیلی از من و خواهرم از متنانت و حیا و عفت ما تعریف میکردند و ما رو به نحوی تائید میکردند که ناخوداگاه ما تحت تاثیر این تعریف ها و تائیدها بودیم و از اونجایی که جلوی خونه ما یه سکو برای نشستن سالها پیش پدرم درست کرده بود این زوج همیشه میشستند روش و با زبون ریختن هر زن و مرد ی که میخواست از کوچه فقط رد بشه نگه میداشتند و جلوی خونه ما دور خودشون جمع میکردند و هر وقت منو خواهرم میخواستیم بریم بیرون یا بیاییم خونه تمام رفت و امدها خرید و فروشها و افرادی که برای کاری به منزل ما میومدند ساعت بیرون رفتن ما برای پیاده روی و برگشتنمون رو و لباسهای تن ما رو همه رو تحت نظر داشتند و ما هم ناخوداگاه دیگه جلوی در خونه اکه این همسایه ها بودند مجبور بودیم لباس خودمون رو کمی پوشیده تر کنیم کاملا موذب شده بودیم نگران بودیم الان میگن چرا انقدر دیر میرن بیرون شب میان خونه و کلی مسائل دیگه ایجاد شده بود که کاملا در ناخوداگاه ما تاثیر گذاشته بود و حتی مجبور بودیم با تک تک افراد کلی احوال پرسی کنیم به خصوص این همسایه روبرویی که منشا این گرد همایی جلوی خونه ما بود کلی وقت ما رو میگرفتند و از هر دری صحبت میکردند تا اینکه سه روز پیش این همسایه روبرویی یه مبلی که خیلی بزرگ بود رو گذاشت تو یکی از مغازه ای کنار خونه ما به عنوان انبار تا چند روز بمونه بعد تو دیوار فروش بره و ما تو رودربایستی این همه زبون ریختن و تائید شدن قبول کردیم و این زوج با روی گشاده تری با ما برخورد میکردند
بارها همین همسایه برای ما غذای ندزی میاورد و من و خواهرم که تو دروه سلامتی هستیم نمیتونستیم بخوریم ولی بینهایت اصرار میکرد حتی بغض میکردند که نه دست ما رو رد نکنید و کلی باور میدادند که نه این نذریه گناهه رد کنید احساس گناه و شرمندگی به ما میدادند طوری که من اصلا مجبور میشدم بگیرم و میزاشتم گوشه حیاط نیم ساعت بعد میبردم قایمکی به افراد دیگه ای میدادم این در حالی بود که در مورد دیگر افراد همسایه ها خیلی راحت پشت ایفون تصویری وقتی غذای نذری میاوردند میگفتم ما نمیخوریم قبول باشه بدید به کس دیگه ای و راحت رد میکردم یا اصلا وقتی پشت ایفون میدیدم نذری اوردند اصلا در رو باز نمیکردم ولی در مورد همسایه روبرویی کاملا موذب و خجالتی شده بودیم
حالا تغییری که تو این چهار روز داشتیم با الهامی که به خواهرم شد درک کردیم داره از ما سو استفاده میشه با احساس گناه دادن و شرمندگی و موذب کردن ما که استاد جان در دوره لیاقت گفتند که افراد مذهبی با احساس گناه دادن دارند به مقاصد خودشون میرسند و ما با کار کردن روی این دوره و دوره ثروت 3 جلسه 2 هدایت شدیم اولا با خواهرم رفتیم جلو در خونشون گفتیم انباری شبی صد هزار تومن کرایه اش میشه شما 6 شب گذاشتید میشه 600 هزار تومن اگر فروش نرفته وسیلتون هر چقدر میخواید بمونه کرایش رو حساب کنید تا اینو گفتیم با تعجب زیاد و کمی مقاومت یک ساعت بعد اومد هم وسیله اش رو که یه مبل بزرگ بود رو برداشت 600 هزار تومن هم کرایه داد و یک ساعت بعد همون مبل رو به کسی که نیاز داشت بخشیدن کاملا خیر و درست بود این کار و ما هم به راحتی پول ساختیم
تغییر بعدی تبر توحید رو تیز کردیم فرداش همون سکویی که این همسایه میشست و همه همسایه های دیگه رو جمع میکرد دورش زدیم شکوندیم و من رفتم یه تیکه اهن تهیه کردم شکل مانع تو زمین گذاشتیم و کف زمین رو که کنده شده بود سیمان کردیم و اون اهن هم جوش دادیم تا ماشین جلوی مغازه و خونه پارک نکنند و جای نشستن هم نباشه و تمام مراحل تهیه اهن جوش دادن اهن تهیه ماسه و سیمان رایگان و راحت اماده شد و کار تمااااام شد و همسایه های دیگه به جز همسایه روبرویی از ما تعریف کردند که کار خوبی کردید افررررین انگار همه از اینکه مجبور بودند به خاطر این همسایه از جلوی خونه خودشون جمع شده بودند جلوی خونه ما ناراحت بودند و همگی قایمکی از ما تشکر میکردند خخخخخ
و حالا این همسایه روبرویی ما به شدت به ما اخم میکنند آیا مهمه ؟ جواب خیر چون تاثیری تو زندگی ما ندارند تنها رابطه ما با خداونده که مهمه چرا که اونه که رزق میده و حواسش به ما هست حتی قفل مغازه رو من بعد از اینکه اینها مبل رو برده بودند یادم رفته بود محکم ببندم و قفل باز بود ولی فرداش که اومذم دیدم قفل بازه و کسی قفل رو نبرده پس خدا همون خداییه که حواسش به ما هست و نیاز نیست همسایه بخواد مراقب ما باشه چون اونها میخوابن ولی خداوند رو خواب نمیگیره
خلاصه کلام که این خانواده مذهبی با احساس گناه دادن موذب کردن و شرمنده کردن با دعای خیر برای ما و والدین مرحوممون با تعریف کردن از حیا و نجابتمون کاملا روی ناخوداگاه ذهن ما تاثیر گذاشتن بنابراین تصمیم گرفتیم ارتباطمون رو با این همسایه محدودتر کنیم راحت نذری ایشون رو رد کنیم و اجازه کنجکاوی تو زندگیمون رو ندیم جالب اینه که این خانواده مذهبی در مورد فرزندان و عروس و داماد و نوه هاشون کاملا رها هستند و اونها خیلی ازاد و راحت میچرخند و اصلا نمیتونند اونها رو تغییر بدند
این تغییر مثبت هم وردی مالی هم ارامش و راحتی و هم توحیدی تر شدن و هم مهم نبودن نظر و قضاوت و فکر دیگران رو در ما ایجاد کرد ولی من تا همین چند روز پیش اصلا متوجه این نشتی انرژی و این احساس گناه و موذب بودن در ناخوداگاه ذهنم که داشت کار میکرد نشده بودم ولی با کار کردن روی خودم متوجه شدم در واقع هداااایت شدم و این تغییر رو ایجاد کردیم خدایا صد هزار مرتبه شکرت
خدایا شکرت که در این تغییرات مثبت تو با قدرت هدایت و حمایتم میکنی و هرگز تنها نیستم
خوشحال و سپاس گذارم که هدایت شدم به خوندن کامنت بی نظیرتون.
با خوندن کامنتتون یاد توضیحات تکمیلی جلسه ی 8از دوره ی احساس لیاقت افتادم که استاد جان توضیح دادن :نخواین اون تصویری که دیگران از شما توذهن خودشون ساختن رو حفظ کنین
نخواین به خاطر حرف مردم زندگی کنید شما باید بتونین همانطوری که دوست دارید زندگی کنین و به سبک اصول شخصی خودتون برگردید.
کامنت شما منو یاد این جلسه و حرفهای استادانداخت.
خواستم شمارو تحسین کنم وبهتون بگم که چه خوب تونستید به اموزها عمل کنید و چه خوب تونستید احساس ارزشمندی بکنید .
سودا جان من همیشه کامنتهای زیباتون رو میخونم وبرام قابل تحسین هستید .
سلام میکنم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و تمام دوستان خوبم تو این سایت بهشتی:
در رابطه با تمرین این قسمت در واقع اون کاری که من باید انجام بدم که اگه انجام بشه جهش بزرگی در واقع تو زندگی من اتفاق میافته بحث شروع ترید کردن و وارد بازارهای مالی شدن.
یه کاری که سالها دارم واسش تلاش میکنم آموزش میبینم و خیلی واقعاً دوسش دارم چون که هم شخصیت آدم رو میسازه در واقع اول باید شما بتونی خودت بشناسی مسائل روانشناسی کامل حل کنی کلی رو خودت کار کنی ریز اون باورها و ذهنیت خودت موقع این کار شناسایی کنی و بعد که بتونی واردش بشی قطعاً میتونه تو رو به آزادی مالی زمانی و مکانی برسونه.
قطعاً داشتن آزادی مالی و زمانی و مکانی میتونه تو رو به خیلی چیزهای دیگه برسونه به خیلی از لذتهای دیگه آرامش بیشتر، توکل بیشتر، ایمان بیشتر و تجربه زیبایی بیشتر بهتر و هر آن چیز خوبی که شاید الان آرزو باشه.
در رابطه با بخش بعدی سوال قطعاً امروز اگه این کارو انجام ندم همینجوری که داره سال به سال سختتر میشه شرایط خب باز هم سختتر میشه چون متأسفانه ما توی کشوری زندگی میکنیم که تورم بالایی داره و اگر نتونیم در واقع با ساخت باورهای مناسب هدایت بشیم به سمت ساخت ثروت بیش از اون تورم موجود قطعاً به مشکل برمیخوریم برای اینکه به این مشکل بر نخوریم باید یه کاری انجام بدیم که تا الان انجام ندادیم و خارج بشیم از اون روتین سالهای گذشته تا انشالله نتایج متفاوت به وجود بیاد.
تصمیم جدی که الان میتونم بگیرم
اینه که تعهد بدم به خودم که تا آخر امسال کمالگرایی رو بذارم کنار که فلان آموزش رو ببینم بمان آموزش رو ببینم فلانی ببینم چه کار میکنه اون حتماً کارش بهتره این استراتژی بهتره تمام اینا رو ببوسم بذارم کنار و به خودم تعهد بدم با تمام اون چیزهایی که توی این سالها یاد گرفتم و الان میدونم و بلدم شروع کنم اقدام کنم و تا قبل از پایان امسال به صورت ریل و واقعی بتونم انشالله به امید خدا به یک درآمد دلاری برسم کاری که همیشه دوسش داشتم و سالها دارم واسش تلاش میکنم در نهایت به نتیجه ختم بشه و میدونم که اون نتیجه میتونه نتیجه خیلی بزرگی باشه و خب قطعاً اون نتیجه بزرگ میتونه تو تمام جنبههای زندگیم تاثیر داشته باشه نه تنها توی زندگی خودم بلکه توی زندگی تمام افرادی که در کنارم هستند و دوستشون دارم و اونا منو دوست دارن تاثیر گذار خواهد بود
ممنون از شما استاد عزیزی و دوستانی که تا اینجای کامنت با من بودید
یه روز یه بنده خدایی رو ما می شناختیم هر روز حالش بد گفتیم فلانی شما که نه زن داری نه بچه نه چک نه اجاره پس چرا همیشه اینقدر حالتون بده گفت من با این سن مرز 50سال فقط یه چیزی همیشه اذیتم می کنه گفتم چیه گفت گذشته و اشتباهاتی رو که انجام دادم و این بنده خدا رو هر کی در هر تایم از زندگی بهش بر خورده بوده این حرف رو بهش میزده و می خوام اینو بگم بابا ما از مادرمون که متولد شدیم هیچ کدوممون بازی این کیهان رو بلد نبودیم شایدم بعضی جاها شور جوانی داشتیم و تخته گاز رفتیم با اون رویاهای جوانی رفتیم تو دیوار که دندهامون نشسته تو جیگرمون که نتونستیم نفس بکشیم ولی قرار نیست که روپا نشی و بلند شدی ورشکست شدی زنت رفته از کار بیرون اومدی و…هر چیزی که هست خدا و توحید رو تو زندگیت پیدا کن و آروم آروم بذار هدایتت کنه تسلیم باش مثل مادر موسی نه مثل یعقوب نبی که سالها تسلیم نشد در فراق یوسف و اینکه از گذشته فقط درس هاش رو باید بگیریم و جمله طلایی استاد که می فرمایند تا زمانی که زنده هست می تونی تغییرش بدی
سلام خدمت استاد بزرگوار وخانم شایسته عزیزم….این فایل که. گوش کردم.فقط اشک شوق ازچشمانم سراریز شد.به سجده رفتم و خدارو بابت بزرگیش و رحمان بودنش شکر کردم.اینقدر حال احساسم با این فایل خووووب شد …..خیلی خیلی امیدوار شدم که منم میتونم به موفقیت برسم.به کمک خدای قدرتمندم و به کمک شما دوستان عزیزم…………من.ممنون همه شما هستم..استاد من دست بوس شما هستم…..
وای کامنت تون رو خوندم یلحظه اصلا شوک شدم ازین قانون فرکانس که چقدر درست کار میکنه…
اخه دوست صمیمی شما، سعیده جون که هممون کامنت های هردوتون رو میخونیم و دوست داریم هردو تون رو…یک نویسنده ست.
و شما یک شاعر!
میدونین ینی چی؟
یعنی این هماهنگی که شما با هم دارین نه تنها توی قانون و گوش دادن بع فایل های استاده، بلکه توی علایق درونی تون هم هست…شاید اصلا خودتون متوجه ش نشده باشید ولی اصلا وجود همین چیز ها توی وجود تون همدیگه رو بهم جذب کرده و خودتون نمیدونستید چرا اینقدر برای همدیگه جذابین…میدونین؟درحالی که علایق قلبی تون بهم خیلی نزدیکه(نویسندگی و شاعری)حتی ازین نقطه هم اشتراک دارین.
میدونین چیه
من قبلا اینو توی دوستای خودم دیده بودم
مثلا چند نفر باهاشون دوست شدم بعد ها فهمیدم عه اینا خواننده مورد علاقه شون مثلا با من یکیه و ساز میزنن(من علاقه و هدف و رشته م موسیقیه و موسیقی برام خیلی مهمه)
بعد میدیدم همشون آهنگ های مورد علاقه شون با من یکیه
درحالی که اون اوایل نمیدونستم و همینجوری جذب اون آدم شده بودم…یعنی ما دقیییییییقا توی یه فرکانس بودیم اینجوری نبود که مثلا فقط از نظر فکری توی یک فرکانس باشیم حتی علایق مون هم یکی بود…
هنوز کامنت تون رو کامل نخوندم ولی این علاقه خیلی نزدیک تون باعث شد واقعا به فکر فرو برم چون خیلی وقت ها دوستای خودم هم وارد زندگی م میشدن و من نمیدونستم مثلا نوازنده ن و اینها و بعدا میفهمیدم که اره اونم ساز میزنه و علاقه ش با من یکیه…
خدایا شکرت بابت اینکه امروز این فایل تونستم کوش کنم چقدر انرژی گرفتم چون همش پیام عالی بود که چقدر قانون درست عمل می کنه ومسیرچقدردرسته چون من خودم واقعا زندگیم چوری تخیرکرده باورش برای خیلی ها سخته
من شبانه روزی فایل استاد توکوشمه
هرچقدر من کوش می دم بیشترعاشق این قانون می شم از حرفهای استاد انرژی می گیرم قاونوتوزدگیم پیاده می کنم واحساسموکنترول می کنم به سمت احساس مثبت
من الان اینقدر مشتریهای عالی درست حسابی دارم انسانهای خوب پولدار بدونه اینکه اهل چونه باشند
الان داشتم فکرمی کردم من پارسال این روزها برام رویابودوالان دارم زندگیش می کنم
سلام به استاد جان عزیزم و استاد شایسته مهربانم و دوستان ارزشمندم
الهه هستم
یک مسابقه آشپزی رو ماه ها قبل دنبال میکردم که این مسابقه سه طبقه داشت و هر طبقه آشپزخونه ای مجزا وطبقه هم کف آشپزخونه ای بود با تمام وسایل قدیمی که آشپزی کردن درش سخت بود آشپزخونه وسطی یعنی طبقه بالا آشپزخونه ای بود که کمی وسایلش مدرن بود و کمی آشپزی راحت تر بود و طبقه آخری یک آشپز خونه کاملا مدرن و پیشرفته ای بود که کار رو خیلی آسون کرده بود برای آشپزی کردن
وقتی امروز صحبت های این فایل ارزشمند رو شنیدم یاد این برنامه افتادم و خداوند درکی ازاین برنامه و این فایل بهم داد که مینویسمش
توی زندگی هم ما سه نوع طبقه داریم فقر متوسط ثروت
طبقه اول اون آشپز خونه آشپزهایی هستن که به سختی دارن کار میکنن وسایلی که دارن باعث کند شدن روند اشپزیشون شده و به سختی دارن مراحل درست کردن یک غذا رو میگذرونن اما آشپز هایی داریم که به جای غرزدن عاشق کارشون و میدونن به زودی میرن طبقه یکم مجهز در از اینجا اما تا وقتی برن سطح خودشونو میگیرن بالا بیشتر لذت میبرن
اما آشپزخونه وسطی با اینکه کمی مدرنه اما بازهم سخته براشون کار کردن اما چون امکاناتشون کمی بهتره و کمی راحتی درکار هم دارن راضی ترن نسبت به اشپزهایی که در طبقه پایینن و سرعت روند اشپزیشون کمی بالاتره نسبت به طبقه پایینی ها و بعضی هاشون با اینکه کمی راحتی دارن اما بازهم ناراضین و غر میزنن اما تعدادی هم حرفی که سرآشپز به همه گفته بود که اگه مهارت تون بره بالا میبرم تون طبقه بهتر رو باور کردن و با لذت و آرامش کارشون رو انجام میدادن
اماااااااا طبقه بالا و آشپزخونه مدرنی که همه وسایل هاش از بهترین برند ها و هر وسیله ای که کار رو برای یک آشپز ساده و راحت میکنه اونجا فراهمه اونجا آشپزها با عشق غذا درست میکنن بدون اینکه زجر بکشن و روندپیشرفتشون توی غذا درست کردن توی این طبقه به نسبت طبقه پایینی ها به مراتب بالاتره
توی زندگی ماهم همینیم
گروه فقیر ما سخت زندگی میکنند
گروه متوسط ما با اینکه سخت زندگی میکنند اما بعضی جاها راحتی هم دارن
اما گروه آخر همیشه همه چی براشون فراهمه و به آسانی و راحتی زندگی میکنند
سید علی خوشدل و عادله و شکیبا کیانی فر این سه نفر دوست داشتنی تصمیم گرفتن توی آشپزخونه زندگیشون غذای مورد علاقه خودشونو پله به پله از همون آشپز خونه بدون امکانات شروع کنن به پختن تا آلانی که رسیدن به همون آشپزخونه مدرنه با تمام امکاناتی که آشپزی رو براشون آسان کرده و سرآشپز اصلی که هر طبقه باهاشون اومد پله به پله همراهیشون کرد تشویقشون کرد و پاداشی عظیم بهشون داد
اره ماهم میتونیم یک سید علی دیگه یک عادله دیگه یک شکیبای دیگه باشیم اگه فکر نکنیم نمیشه فکر نکنیم طبقه بالا مال از ما بهترونه فکر نکنیم که لیاقتش رو نداریم نترسیم لذت ببریم سپاسگذار همون امکانات کممون باشیم مهارتمون رو بالا ببریم ماهم پله به پله با هدایت الله با هدایت سرآشپز بزرگ این جهان هستی وارد آشپزخونه مدرن و همه چی تموم خودمون میشیم
خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِیکُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ
انسان از شتاب و عجله آفریده شده است؛ به زودی نشانه هایم را به شما نشان خواهم داد، پس [آن را] به شتاب از من نخواهید.
سلام استاد عزیزم
استاد جان، سالها دست به هر آموزشی میزدم، یا نیمه کاره رها میشد یا به نتیجه دلخواه ختم نمیشد
به خاطر عجله در گرفتن نتیجه…
و این عجله از کجا میاد؟ از رقابت..از مقایسه.. از تمام نارسایی های ذهنی که یه طرفش دیگرانه..
از وصل کردن ارزشمندی به نظر دیگران
کمالگرایی که مغز و هسته اصلی این نگرش غلطه، با انسان کاری میکنه که حتی اگر شغل مورد علاقه اش رو پیدا کنه ازش زده بشه، بخاطر فشار ذهنی عظیمی که برای پیشرفت توام با عجله به ذهنش وارد میکنه
و بعد ممکنه با خودش حساب کنه که این شغل مورد علاقه ام نیست چون ازش خسته میشم!!
و استاد جلسه پنج دوره احساس لیاقت و جلسه دوم دوره هم جهت، چقدر خوب این دیگران و تلاش برای جلب نظر دیگران از طریق کمک به اونها رو نشون میده..یا این که ما اگر به دیگران کمک کنیم ارزشمندیم..
این وصل کردن ارزشمندی به دیگران و نظر اونها یکی از بزرگترین پاشنه های آشیل بنده بوده و به فضل خدا دارم روش کار میکنم و خیلی بهتر شدم
خوب میخوام به دوستان یه مژده بدم.. اگر ماها این رذیله و امثال این رذیله رو پیدا کنیم، یعنی موضوعاتی ذهنی که باعث میشن ما عجله کنیم
اونوقت بدون فشار ذهنی میتونیم یه پلن بچینیم که دو سال دیگه جواب بده!!
رفتار هیجانی، عجله، حرص، رقابت..مسابقه، همه و همه برمیگرده به وصل کردن ارزشمندی به نگاه متاثر از نظر دیگران
اگر این بت دیگران در نظر ما شکسته نشه، حتی ما نمیتونیم بفهمیم خودمون به چی علاقه داریم..اصلا برای چی داریم زندگی میکنیم
من خودم وقتی عمیقا این موضوع رو درک کردم تا چند روز کاملا متوقف شده بودم و در احساس خلا عجیبی قوطه ور بودم
چون تمام انگیزه هایی که منو هول میداد با نظر دیگران ارتباط داشت.. حالا این نظر دیگران منظور شخص خاص نیست..
بلکه این نگاه ذهنیه که به تو میگه اگر اینطوری بشی ارزشمندی اگر اونطوری بشی ارزشمندی..و این نگاه ذهنی یا از پدر یا مادر یا جامعه یا مذهب و … نشات گرفته
نیاز نیست دیگرانی باشن که ما رو رصد کنن و ما بخوایم برای جلب توجه اونها عجله کنیم!!
ذهن ما به نمایندگی از تمام اونها فعالیت ها ما رو رصد میکنه و به ما پاداش میده..
پس باید این بت، این ایگو رو آرام آرام ساکت کنیم و در سکوت ورای ذهن، صدای قلبمون رو بشنویم که اصلا چی میخوایم
استاد به عنوان قدم عملی، شروع کردم دارم هر روز یک تا دو ساعت در وقتهای آزادم آموزش میبینیم.. ممکنه این آموزش دو سال دیگه نتیجه بده..ولی خدا رو شکر بعد از کار کردن روی ذهنم و کشف باگهای ذهنی، الان دیگه عجله ای ندارم و با لذت دارم این کار رو میکنم.. و میدونم این نهال نو پا به فضل خدا در زمان مناسب به محصول میشینه..ان شالله
سلام دوست عزیزم .
با خوندن تک به تکِ کلماتتون حس میکردم خودمم که نوشتم! خودمم که دارم خودافشایی میکنم!
چقدر خوب تحلیل کردین
دقیقا همین که نوشتید پاشنه آشیل منم هست .
من اونقدر کمالگرام که نمیخوام قدم اول رو بردارم، بارها شده در حوزه های مورد علاقهم، ندای قلبیم رو شنیدم اما شروع نکردم چون کمالگرایی بهم میگه هنوز به اندازه کافی خوب نیستی! هنوز کامل نشدی ! هنوز چیزهایی هست که نمیدونی!
چرا اینجوری میگه؟
چون دیگرانی وجود دارند که باید تاییدم کنند!
چون از همون لحظه شروع دنبال رکورد زدنه!
و این یعنی ترمز .
خیلی ممنون از اینکه نوشتید تا منم بیشتر حواسم به ذهنِ کمالگرام باشه .
در پناه رب قدرتمند
خدانگهدار
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی
سلام به استاد جان مریم عزیزم و دوستان هم مسیرم
تغییرات در ذهن من اینجوریه که باید از مسیر اسون ،ساده و راحت و طبیعی پیش بره من قبلا دوچار سوء برداشت شده بودم که برای مثلا خارج شدن از مدار افراد ناهماهنگ باید یه اقدام فیزیکی کنم و از محل زندگیم خارج بشم نه پولی داشتم نه شرایط مناسبی داشتم و این تغییر رو میخواستم با احساس بد با رنج وسختی کشیدن ایجاد کنم ولی چیزی از درون من میگفت نباید این تغییر اینقدر با ترس و نگرانی و سختی ایجاد بشه و وقتی این شیوه سخت رو نپذیرفتم جهان تمام کارها رو خیلی راحت و ساده و طبیعی برام انجام داد و البته که خیلی هم عزتمندانه اتفاق افتاد و الان من و خواهرم که با هم هم فرکانس هستیم راحت مستقل و ازاد و اروم تو خونه خودمون هستیم و واقعا از فضل بی نهایت خداوند همه چی عالیه و همیشه شکر گزاریم
میخوام یه داستان تعریف کنم به قول رزا جان قول میدم اگر صبوری کنید حتما از این آگاهی و درک و عملش لذت میبرید
داستان احساس گناه و باورهای توحیدی
بازیگران این قوانین خواهرم زهرایی و من
نتیجه تغییر شخصیت به شکل توحیدی بعلاوه ورودی مالی به مبلغ 600 هزار تومان بعلاوه رهایی از قضاوت ها و تائید گرفتن و موذب بودن
تغییری که اخیرا با کار کردن روی باروهای توحیدی و این پروژه تغییر رو در اغوش بگیر ایجاد شد برخورد ما با همسایه روبروی خونه ما هست که خیلی مذهبی هستند و البته محترم هستند ولی این خانواده بعد از فوت والدین ما به شدت به من و خواهرم احترام میذاشتند و خیلی از من و خواهرم از متنانت و حیا و عفت ما تعریف میکردند و ما رو به نحوی تائید میکردند که ناخوداگاه ما تحت تاثیر این تعریف ها و تائیدها بودیم و از اونجایی که جلوی خونه ما یه سکو برای نشستن سالها پیش پدرم درست کرده بود این زوج همیشه میشستند روش و با زبون ریختن هر زن و مرد ی که میخواست از کوچه فقط رد بشه نگه میداشتند و جلوی خونه ما دور خودشون جمع میکردند و هر وقت منو خواهرم میخواستیم بریم بیرون یا بیاییم خونه تمام رفت و امدها خرید و فروشها و افرادی که برای کاری به منزل ما میومدند ساعت بیرون رفتن ما برای پیاده روی و برگشتنمون رو و لباسهای تن ما رو همه رو تحت نظر داشتند و ما هم ناخوداگاه دیگه جلوی در خونه اکه این همسایه ها بودند مجبور بودیم لباس خودمون رو کمی پوشیده تر کنیم کاملا موذب شده بودیم نگران بودیم الان میگن چرا انقدر دیر میرن بیرون شب میان خونه و کلی مسائل دیگه ایجاد شده بود که کاملا در ناخوداگاه ما تاثیر گذاشته بود و حتی مجبور بودیم با تک تک افراد کلی احوال پرسی کنیم به خصوص این همسایه روبرویی که منشا این گرد همایی جلوی خونه ما بود کلی وقت ما رو میگرفتند و از هر دری صحبت میکردند تا اینکه سه روز پیش این همسایه روبرویی یه مبلی که خیلی بزرگ بود رو گذاشت تو یکی از مغازه ای کنار خونه ما به عنوان انبار تا چند روز بمونه بعد تو دیوار فروش بره و ما تو رودربایستی این همه زبون ریختن و تائید شدن قبول کردیم و این زوج با روی گشاده تری با ما برخورد میکردند
بارها همین همسایه برای ما غذای ندزی میاورد و من و خواهرم که تو دروه سلامتی هستیم نمیتونستیم بخوریم ولی بینهایت اصرار میکرد حتی بغض میکردند که نه دست ما رو رد نکنید و کلی باور میدادند که نه این نذریه گناهه رد کنید احساس گناه و شرمندگی به ما میدادند طوری که من اصلا مجبور میشدم بگیرم و میزاشتم گوشه حیاط نیم ساعت بعد میبردم قایمکی به افراد دیگه ای میدادم این در حالی بود که در مورد دیگر افراد همسایه ها خیلی راحت پشت ایفون تصویری وقتی غذای نذری میاوردند میگفتم ما نمیخوریم قبول باشه بدید به کس دیگه ای و راحت رد میکردم یا اصلا وقتی پشت ایفون میدیدم نذری اوردند اصلا در رو باز نمیکردم ولی در مورد همسایه روبرویی کاملا موذب و خجالتی شده بودیم
حالا تغییری که تو این چهار روز داشتیم با الهامی که به خواهرم شد درک کردیم داره از ما سو استفاده میشه با احساس گناه دادن و شرمندگی و موذب کردن ما که استاد جان در دوره لیاقت گفتند که افراد مذهبی با احساس گناه دادن دارند به مقاصد خودشون میرسند و ما با کار کردن روی این دوره و دوره ثروت 3 جلسه 2 هدایت شدیم اولا با خواهرم رفتیم جلو در خونشون گفتیم انباری شبی صد هزار تومن کرایه اش میشه شما 6 شب گذاشتید میشه 600 هزار تومن اگر فروش نرفته وسیلتون هر چقدر میخواید بمونه کرایش رو حساب کنید تا اینو گفتیم با تعجب زیاد و کمی مقاومت یک ساعت بعد اومد هم وسیله اش رو که یه مبل بزرگ بود رو برداشت 600 هزار تومن هم کرایه داد و یک ساعت بعد همون مبل رو به کسی که نیاز داشت بخشیدن کاملا خیر و درست بود این کار و ما هم به راحتی پول ساختیم
تغییر بعدی تبر توحید رو تیز کردیم فرداش همون سکویی که این همسایه میشست و همه همسایه های دیگه رو جمع میکرد دورش زدیم شکوندیم و من رفتم یه تیکه اهن تهیه کردم شکل مانع تو زمین گذاشتیم و کف زمین رو که کنده شده بود سیمان کردیم و اون اهن هم جوش دادیم تا ماشین جلوی مغازه و خونه پارک نکنند و جای نشستن هم نباشه و تمام مراحل تهیه اهن جوش دادن اهن تهیه ماسه و سیمان رایگان و راحت اماده شد و کار تمااااام شد و همسایه های دیگه به جز همسایه روبرویی از ما تعریف کردند که کار خوبی کردید افررررین انگار همه از اینکه مجبور بودند به خاطر این همسایه از جلوی خونه خودشون جمع شده بودند جلوی خونه ما ناراحت بودند و همگی قایمکی از ما تشکر میکردند خخخخخ
و حالا این همسایه روبرویی ما به شدت به ما اخم میکنند آیا مهمه ؟ جواب خیر چون تاثیری تو زندگی ما ندارند تنها رابطه ما با خداونده که مهمه چرا که اونه که رزق میده و حواسش به ما هست حتی قفل مغازه رو من بعد از اینکه اینها مبل رو برده بودند یادم رفته بود محکم ببندم و قفل باز بود ولی فرداش که اومذم دیدم قفل بازه و کسی قفل رو نبرده پس خدا همون خداییه که حواسش به ما هست و نیاز نیست همسایه بخواد مراقب ما باشه چون اونها میخوابن ولی خداوند رو خواب نمیگیره
خلاصه کلام که این خانواده مذهبی با احساس گناه دادن موذب کردن و شرمنده کردن با دعای خیر برای ما و والدین مرحوممون با تعریف کردن از حیا و نجابتمون کاملا روی ناخوداگاه ذهن ما تاثیر گذاشتن بنابراین تصمیم گرفتیم ارتباطمون رو با این همسایه محدودتر کنیم راحت نذری ایشون رو رد کنیم و اجازه کنجکاوی تو زندگیمون رو ندیم جالب اینه که این خانواده مذهبی در مورد فرزندان و عروس و داماد و نوه هاشون کاملا رها هستند و اونها خیلی ازاد و راحت میچرخند و اصلا نمیتونند اونها رو تغییر بدند
این تغییر مثبت هم وردی مالی هم ارامش و راحتی و هم توحیدی تر شدن و هم مهم نبودن نظر و قضاوت و فکر دیگران رو در ما ایجاد کرد ولی من تا همین چند روز پیش اصلا متوجه این نشتی انرژی و این احساس گناه و موذب بودن در ناخوداگاه ذهنم که داشت کار میکرد نشده بودم ولی با کار کردن روی خودم متوجه شدم در واقع هداااایت شدم و این تغییر رو ایجاد کردیم خدایا صد هزار مرتبه شکرت
خدایا شکرت که در این تغییرات مثبت تو با قدرت هدایت و حمایتم میکنی و هرگز تنها نیستم
خدایا عاشقتم که عاشقمی بی قید و شرط و تا ابد
سلام به دوست عزیزم سودا جان.
خوشحال و سپاس گذارم که هدایت شدم به خوندن کامنت بی نظیرتون.
با خوندن کامنتتون یاد توضیحات تکمیلی جلسه ی 8از دوره ی احساس لیاقت افتادم که استاد جان توضیح دادن :نخواین اون تصویری که دیگران از شما توذهن خودشون ساختن رو حفظ کنین
نخواین به خاطر حرف مردم زندگی کنید شما باید بتونین همانطوری که دوست دارید زندگی کنین و به سبک اصول شخصی خودتون برگردید.
کامنت شما منو یاد این جلسه و حرفهای استادانداخت.
خواستم شمارو تحسین کنم وبهتون بگم که چه خوب تونستید به اموزها عمل کنید و چه خوب تونستید احساس ارزشمندی بکنید .
سودا جان من همیشه کامنتهای زیباتون رو میخونم وبرام قابل تحسین هستید .
سلام منو به خواهرتون برسونید
در پناه خداوند همیشه سلامت باشید.
سلام میکنم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و تمام دوستان خوبم تو این سایت بهشتی:
در رابطه با تمرین این قسمت در واقع اون کاری که من باید انجام بدم که اگه انجام بشه جهش بزرگی در واقع تو زندگی من اتفاق میافته بحث شروع ترید کردن و وارد بازارهای مالی شدن.
یه کاری که سالها دارم واسش تلاش میکنم آموزش میبینم و خیلی واقعاً دوسش دارم چون که هم شخصیت آدم رو میسازه در واقع اول باید شما بتونی خودت بشناسی مسائل روانشناسی کامل حل کنی کلی رو خودت کار کنی ریز اون باورها و ذهنیت خودت موقع این کار شناسایی کنی و بعد که بتونی واردش بشی قطعاً میتونه تو رو به آزادی مالی زمانی و مکانی برسونه.
قطعاً داشتن آزادی مالی و زمانی و مکانی میتونه تو رو به خیلی چیزهای دیگه برسونه به خیلی از لذتهای دیگه آرامش بیشتر، توکل بیشتر، ایمان بیشتر و تجربه زیبایی بیشتر بهتر و هر آن چیز خوبی که شاید الان آرزو باشه.
در رابطه با بخش بعدی سوال قطعاً امروز اگه این کارو انجام ندم همینجوری که داره سال به سال سختتر میشه شرایط خب باز هم سختتر میشه چون متأسفانه ما توی کشوری زندگی میکنیم که تورم بالایی داره و اگر نتونیم در واقع با ساخت باورهای مناسب هدایت بشیم به سمت ساخت ثروت بیش از اون تورم موجود قطعاً به مشکل برمیخوریم برای اینکه به این مشکل بر نخوریم باید یه کاری انجام بدیم که تا الان انجام ندادیم و خارج بشیم از اون روتین سالهای گذشته تا انشالله نتایج متفاوت به وجود بیاد.
تصمیم جدی که الان میتونم بگیرم
اینه که تعهد بدم به خودم که تا آخر امسال کمالگرایی رو بذارم کنار که فلان آموزش رو ببینم بمان آموزش رو ببینم فلانی ببینم چه کار میکنه اون حتماً کارش بهتره این استراتژی بهتره تمام اینا رو ببوسم بذارم کنار و به خودم تعهد بدم با تمام اون چیزهایی که توی این سالها یاد گرفتم و الان میدونم و بلدم شروع کنم اقدام کنم و تا قبل از پایان امسال به صورت ریل و واقعی بتونم انشالله به امید خدا به یک درآمد دلاری برسم کاری که همیشه دوسش داشتم و سالها دارم واسش تلاش میکنم در نهایت به نتیجه ختم بشه و میدونم که اون نتیجه میتونه نتیجه خیلی بزرگی باشه و خب قطعاً اون نتیجه بزرگ میتونه تو تمام جنبههای زندگیم تاثیر داشته باشه نه تنها توی زندگی خودم بلکه توی زندگی تمام افرادی که در کنارم هستند و دوستشون دارم و اونا منو دوست دارن تاثیر گذار خواهد بود
ممنون از شما استاد عزیزی و دوستانی که تا اینجای کامنت با من بودید
به نام خدایی که همین نزدیکی است حتی نزدیکتر از آنچه که فکر می کنم.
خدایی که منبع همه ی نعمت ها وفراوانی هاست.
خدایی که منبع همه ی قدرت هاست.
خدای بخشنده ی فراوانی،مهربان وعاشق وبنده نواز،کارساز.
سلام به استاد جانم و استاد خانم شایسته جانم وهمه ی عزیزانم در این فضای آرامش بخش وروحانی و توحیدی.
● تمرین
پیش به سوی تغییر آگاهانه!
~~~~~~~~~~~~~~~~
1. مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسم:
یادگیری رانندگی و تهیهٔ خودروی شخصی است.
در حال حاضر با وجود دو شیفت کاری و مسیرهای طولانی،
اتکا به تاکسی و خطواحد، نه تنها زمان و انرژی مرا میگیرد،
بلکه محدودیتهای فراوانی در برنامهریزی روزانه ام ایجاد کرده است.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
2. پیشبینی بحران در صورت تعلل:
اگر همین امروز دست به کار نشوم:
· با افزایش قیمتهای حملونقل، بخش بزرگی از درآمدم صرف جابهجایی میشود
· فرصتهای شغلی بهتر را به خاطر دوری مسیر و عدم دسترسی سریع از دست میدهم
· در مواقع اضطراری (نیاز فوری) وابسته به دیگران خواهم شد.
· استرس و خستگی ناشی از تردد، سلامتی و انرژیم را تضعیف میکند.
~~~~~~~~~~~~~~~~~
3. تصمیم جدی همین امروز:
· ثبتنام در یک آموزشگاه رانندگی تا پایان امسال.
· برنامهریزی برای پسانداز ماهانه جهت خرید خودروی کارکرده.
· استفاده از زمانهای مرده در مسیر برای گوش دادن به پادکستهای آموزشی رانندگی و مدیریت مالی
~~~~~~~~~~~~~~~~
پیام به خودم•••
“جهان یا با آرامش ما را به تغییر دعوت میکند،
یا با بحران ما را مجبور خواهد کرد.
من میخواهم آگاهانه انتخاب کنم
و قبل از آنکه چرخهای زمان مرا زیر فشار بگیرند،
خود رانندهٔ زندگی خویش باشم.”
اگر شما نیز درگیر تعلل شدهاید، همین حالا با یک “اقدام کوچک” شروع کنید.
جهان به کسانی پاداش میدهد که جسارت تغییر را در خود بیدار کنند!
《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》
با سلام خدمت جان ترین استادم
و خانم شایسته گرانقدر
و تمام اهالی این سرزمین معنوی
یه روز یه بنده خدایی رو ما می شناختیم هر روز حالش بد گفتیم فلانی شما که نه زن داری نه بچه نه چک نه اجاره پس چرا همیشه اینقدر حالتون بده گفت من با این سن مرز 50سال فقط یه چیزی همیشه اذیتم می کنه گفتم چیه گفت گذشته و اشتباهاتی رو که انجام دادم و این بنده خدا رو هر کی در هر تایم از زندگی بهش بر خورده بوده این حرف رو بهش میزده و می خوام اینو بگم بابا ما از مادرمون که متولد شدیم هیچ کدوممون بازی این کیهان رو بلد نبودیم شایدم بعضی جاها شور جوانی داشتیم و تخته گاز رفتیم با اون رویاهای جوانی رفتیم تو دیوار که دندهامون نشسته تو جیگرمون که نتونستیم نفس بکشیم ولی قرار نیست که روپا نشی و بلند شدی ورشکست شدی زنت رفته از کار بیرون اومدی و…هر چیزی که هست خدا و توحید رو تو زندگیت پیدا کن و آروم آروم بذار هدایتت کنه تسلیم باش مثل مادر موسی نه مثل یعقوب نبی که سالها تسلیم نشد در فراق یوسف و اینکه از گذشته فقط درس هاش رو باید بگیریم و جمله طلایی استاد که می فرمایند تا زمانی که زنده هست می تونی تغییرش بدی
خداحافظ عزیزانم
سلام خدمت استاد بزرگوار وخانم شایسته عزیزم….این فایل که. گوش کردم.فقط اشک شوق ازچشمانم سراریز شد.به سجده رفتم و خدارو بابت بزرگیش و رحمان بودنش شکر کردم.اینقدر حال احساسم با این فایل خووووب شد …..خیلی خیلی امیدوار شدم که منم میتونم به موفقیت برسم.به کمک خدای قدرتمندم و به کمک شما دوستان عزیزم…………من.ممنون همه شما هستم..استاد من دست بوس شما هستم…..
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
خدایا شکرت بی نهایت شکرت
برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
دوره ی مقدس 12قدم نقشه ی گنج هستش ،
برای من قدم های تکاملی به حساب میاد
در مسیر دریافت هدایت وتوحید خداوند یکتا ..
قدم های تکاملی در بهبود شخصیتم
قدم های تکاملی در بهبودعزت نفسم
قدم های تکاملی در بهبود روابطم
قدم های تکاملی در شجاعت گرفتن
تصمیم هام وعمل کردن بهشون …
قبل از آشنایی با قانون و سایت بهشتی
کمالگرایی وعدم مسئولیت پذیری باعث شده بود
که به کل بهبود شخصیتم کنار بذارم
و اصلا نمیشد قدمی بردارم
من میخواستم همه چی اماده باشه
و بعد شروع کنم ….
استمرار داشتن و پذیرفتن قانون تکامل و
شرکت در دوره های ارزشمند یکی پس از دیگری
آگاه ترم داره میکنه وخودم احساس میکنم
روند تغییراتم کمکم دارن بهتر میشن خداروشکر…
خداروشکر میکنم که این روزها دارم
قدم های تکاملی درمسیر موردعلاقه م برمیدارم …
یادمه روزی که من کانال هایکو زدم
چه حالی داشتم پراز شوق وعشق و حال خوب
چون من با شعر دارم زندگی میکنم
میزان علاقمندی من خیلی بیشتر از این حرفاست
صبح تا شب تو سرم واژه ها میچرخن
شده ساعتها پای غزل خوندن استاد فاضل نظری نشستم و متوجه گذرزمان نشدم …
شعرهای سیدعلی صالحی روحمو به پرواز درمیاره..
کاملا حق باشماست استاد جانم
مسیر علاقه یه چیز دیگه است…
من هیچی از پلن های بعدی نمیدونم الان ،
اما اینو میدونم که عاشق شعر گفتنم
و حداقل ترین کار ممکن ادامه دادن این مسیر
با عشق بیشتر وبهتر …
مسیرعلاقه یعنی چی ؟!
قدم اول جلسه سوم :
کاری رو انجام بدید که عاشقش هستید
حتی اگه پول ندهند با عشق بتوانید
آن کار را انجام دهید
حاضری بدون پول اینکارو انجام بدیو
خسته نشی ؟!
(البته که منظورشما هرگز بی خیال شدن درآمد مالی
و رهاکردن باورهای مالی درست نیست
بلکه منظورشما این هست که
تمرکزتون فقط روی پول نباشه …)
احساس خوب و توجه به فراوانی و زیبایی داشته باشیم تا ثروت وارد زندگیمون بشه به راحت ترین شکل ممکن
اگه ازم بپرسن حاضری بدون پول اینکارو انجام بدی
و خسته نشی ؟!
پاسخم خودش مومنتوم مثبته و پر از انگیزه و شوقه :
بلههههه حاضرم ادامه بدم چون عاشقشم
اتفاقا یادمه تمرکز ذهنم تاچندوقت پیش فقط دنبال ساخت درآمد مالی بود که تا الان هیچ قدمی در این مسیر علاقه م برنداشتم و بیشتر دنبال کسب
مهارت های جدیدتر بودم…
انقدر دنبال پول بودم که علاقه م ول کرده بودم ….
منی که دوره برنامه نویسی و هوش مصنوعی رفتم
کار کردم تا حدودی و پول ساختم ازش
ولی دیدم نه من دوستش ندارم واقعا !!!
حتی اگه بازار خوبی داشته باشه منو خسته میکنه.
حالا تدوین کردن به نسبت برنامه نویسی حالمو خوب میکنه خداروشکر و واسه همین فعلا دارم گردش های خودمون تمرینی تدوین میکنم تا دستم راه بیفته ..
فقط خدا میدونه از 19شهریور ماه چه میزان
عشق وزیبایی و حال خوب وارد زندگیم داره میشه.
استاد جانم من فقط یه قدم برداشتم
و درمسیر علاقه م دارم حرکت میکنم
اما خدا میلیاردها قدم برداشته و ادامه داره
خدا معجزه هاش رو وارد زندگیم داره میکنه
لحظه به لحظه …
چه جوری بهم پیشنهاد ترانه سرایی روی ملودی دادن ؟! چرا قبلا این شکلی نمیدادن ؟!
چه جوری بعداز سالها دوستمتوجلسه ی مدرسه ی محمدحسن جان دیدم و دوستم پیشنهاد سایت زدن توحوزه ی شعر بهم داد ؟!
(به امید خدا دامنه تایید شد وقدم بعدی اقدام برای هاست هست )
جز اینکه تسلیم جریان هدایت ونشونه هاشدم …
کی فکرشو میکرد منی که کمالگرایی درونم غوغا میکرد حالا شعر به اشتراک بذارم؟!
جز اینکه من از مقاومتهام کم کردم
جز اینکه پا گذاشتم روی نجواهای ذهنم
جز اینکه قدم برداشتم برای رشد باورهام
اینها برای من نتیجه است
اینها برای من ارزشمنده
اینها برای من روند تغییر مثبته …
استاد جااانم این روزها اطراف من پرشده از
دوستان بهشتی نازنینی که با تموم قلبم بهشون افتخار میکنم و به چشم نعمت خدا میبینم شون …
این روزها یوتیوب برای من فضای توحیدی داره
خدا همیشه شاهکارمیکنه
حتی نگاهمو داره به زیباترین شکل ممکن ،
مدیریت میکنه …
صفحه یوتیوب من فیلم های تصادفی نمیادکه …
نوتیفیکیشن خلاقیت دوستان بهشتیم میاد
این حجم از هنرمندی وزیبایی، قطعا فضل خداوندِ ..
میبینید استاد جااانم یه قدم برداشتن
باعث شد تا حتی فضای مجازی یوتیوب من
پربشه از باور فراوانی کسب وکار دوستان بهشتیم
که برام باارزش ترین آدمها هستن ….
من خیلی آدم خوشبختی هستم خداروشکر
این روزها حالا من ایستادم میان موجی
از مهربونی وعشق و نور
فقط تماشا میکنم که خدا چه جوری داره
هدایت میکنه آخههه؟!
حالا دیگه یوتیوب برای من فرق داره ؟!
دنبال الگوریتم وعدد ورقم هاش نیستم
لایک وسابسکرایب وتبلیغ تو کانال ندارم
ونخواهم داشت…
چون هدف من مراقبت از عطرِخیس ایمانم هست
که پُرباشه از صداقت ..
این عددها نشانه ی کار من نیستن ؟!
نشانه ی کار من خدایی هست که عاشق تموم هایکوها ونوشته هامه و امضای خوشگلش برام کافیه.
هدف من نوشتن از روی بندگی کردنه
از روی تسلیم بودنه ..
رزق نگاه خداوند رو دارم که نشانه ی بیکرانگی و
چرخه ی برکت زندگیم هست…
من دارم فقط با تعهد وتمرکز سمت خودمو
انجام میدم و بقیه اش با خداست …
کنترل ذهن های بهترم
کانون توجه بهترم
تمرکز به زییایی های بیشترم
روابط باکیفیت ترم
ورودی های مالی بیشترم
رزق وبرکت های بی شمار خداوندم
پیشنهاد های ترانه سرایی
سلامتی وحال خوب بهترم
نتایج بی نهایت ارزشمند این روزهامه ..
باور دارم که هیچ اتفاقی تصادفی نیست !
بلکه دعوتی ست از سمت خدا برای رسیدن
به مسیر هموار زندگی لذتبخش توحیدی …
چیزی که نیاز داره این روزها خیلی بیشتر براش زمان بذارم یادگیری زبان هست چون هدفم ترجمه کردن شعرهای خودم به زبان انگلیسی هست
دوست دارم بلد باشم و با احساس تر ترجمه کنم …
اهرم رنج ولذت خوشگلی براش نوشتم
قبلا روزی نیم ساعت تمرین میکردم وسط ها هم
بی خیالش میشدم اما لازم میدونم
به چهل وپنج دقیقه برسونم و همراهش فیلم ببینم ..
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم بابت
پروژه ی مقدس در آغوش تغییر
خیلی دوستتون دارم و عاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
سلام جانِ دلم.
صدات تو گوشمه اولین مکالمه مون…
گفتی زندگی در بهشت رو دیدی، استاد به جیکوب گفتن روزی یه ویدیو بذار یوتیوب تا آماده شی…
و تو اینو نشونه دیدی برای خودت و استارت کار رو زدی.
هایکوهاتو گذاشتی تو یوتیوب.
این رزق، فقط برای خودت نبود.
این رزق رو گسترش دادی.
به منم پیشنهاد دادی آموزش اوریگامی بذارم تو کانالم، چون وقتی در مورد اوریگامی و روشنا باهات صحبت میکردم، یه شور و شوقی تو صدا و فرکانسم حس کرده بودی…
کمتر از یه هفته بعدش، منم استارت زدم…
امروز 15 اُمین آموزشم رو اپلود کردم و تو عکس اوریگامی که خودت درست کردی امشب رو برام ایمیل کردی…
سورپرایزم کردی.
خوشحال شدم خودتم وارد این تجربه ی شیرین شدی.
این رزق منه.
اینکه تو دستِ نازنینِ خدا شدی تا منو بیاری تو مسیر علاقه و عشقم…
تدریس…
آموزش، کاریه که اگه بابتش پولی هم دریافت نکنم، با عشق انجامش میدم.
آموزش، کاریه که تو اون لحظات، زندگی رو زندگی میکنم.
منم مثل تو با عشق جلو میام.
مطمینم تو این مسیر، علاوه بر رزق های فراوانی که اومده برام، یه عالمه رزق دیگه هم تو راهه.
جدا از آموزش اوریگامی و مشغول شدنِ خودم به تا زدن و لذت هاش، زندگیم هدفمندتر شده به لطف خدا.
یادته بهت گفتم فیلم میبینم، میچرخم تو یوتیوب و …
این مدت به شدت کم سریال دیدم.
دیگه خبری از اون گشت و گذارهای بی هدف و حاشیه ای نیست.
روی کلِ زندگیم، و احوالاتم تاثیر مثبت گذاشته.
یوتیوب، برای من شعبه ی دوم سایت شده.
میرم کارهای خودمو آپلود میکنم.
به کانالم بهبود میدم.
کانال های دوستان نازنینم رو میبینم که هر کدوم زیبایی های درون خودشون رو اونجا گسترش میدن.
چی بهتر از این.
الهی شکر.
جنسِ کامنت های کانال خودم و بقیه هم عینِ کامنت های سایته.
سرشار از عشق و توجه و تحسین.
الهی شکر برای استاد و شاگردهای نازنینش.
افرین بهت برای بهبودگرایی.
برای اقدام.
اقداماتت برای سایت خودت و ترجمه ی انگلیسی اشعارت هم مبارک.
بهترین ها پیشِ روت جانِ جانان.
راستی شعر امروزت رو خیلی دوست داشتم، به عمقِ جانم نشست.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام سمانه جان عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهرولطفت نازنینم
با کلی دست ورقص و بوس و جیغ و هوراااااا
تولدت هزاران بار مباررررک باشه
الهی که مومنتوم های مثبت و پرشتاب زندگیت
مثل تکه های اوریگامی های خلاقانه ت
باصبر وخیال راحت ،شکل بگیره
نور وعشق وجودت طنین انداز ،
این جهان زیبا و دنیای قشنگ همسر مهربونت و حافظ جانم و سایت بهشتی و زندگی ما باشه
الهی باهرنفست لبخند بشینه رو لب هات
و از برکت ورزق خداوند از خزانه های رحمتش با باورهای توحیدی نابت بهره مند بشی عزیزدلم …
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت رفیق جاااانم
خداروشکر برای زیبایی های فوق العاده زندگیت
خداروشکر برای شجاعت اقدام کردنت و تعهد وعملگرایی هات و قدم هایی که داری برمیداری.
خداروشکر فضای یوتیوب برای ما این روزها متفاوت شده و به همون میزان سپاسگزاری مون هم بیشتر تر داره میشه
عملگرایی وهنر وخلاقیت دوستان مون
یکی از یکی قشنگتره
باتموم قلبم ، به وجودتون افتخار میکنم ..
خدا میدونه با چه حالی اسم های پربرکت تون وارد دفتر نتایجم میکنم ….
میدونی اوریگامی فقط تا کردن کاغذ نیست !!
خلق هنره و هنر احساس ایجاد میکنه
احساس خوب =اتفاق های خوب
هر اوریگامی شما برابر احساس خوب هست
برای من و البته برای خودت خیلی بیشتر تر….
و هر احساس خوب نتیجه اش میشه
اتفاق های خوب …
همزمانی ها کار خداست رفیق جانم ،
این روزها دنبال هماهنگی بیشتر ذهنم با روحم هستم کاری که قلبم بگه انجام میدم
و جالبه داشتم مینوشتم که از صبح
چه کارها واقدام هایی با هماهنگی بهتری
از نگاه روح انجام دادم خداروشکر و همون
لحظه نوتیفیکیشن اومد که آموزش ساخت دُرنا
چشام قلبی و اشکی شد
دُرنا برای من یه هایکوی بالداره
و تو شعر وشاعری وعرفان شرقی
پرنده ی روح میدونن نماد رهایی از جسم و پیوند با آگاهی برتر هست ….
نمیدونی چه شکلی شدم
چه ذوقی کردم از این نشانه پربرکت
گفتم درحد همین درنای کوچیک
من با خودم دارم به صلح میرسم …
میبینی چه قشنگ خدا شاهکارمیکنه…
هلیسا جان یکشنبه زنگ هنر
همین اوریگامی گل رو که یاد گرفته
به دوستاش آموزش داده و معلمش
به عنوان جایزه یک هفته نماینده کلاس کرد و نمیدونی چه حالی داشت….
اینها نتیجه است دیگه
رشد عزت نفس قیمت داره ؟!
اینها حال خوبه دیگه …
حال خوب قیمت داره ؟!
بهبود شخصیت قیمت داره ؟!
اقدام عملی و مواجه با ترس های ذهن
میشه حساب کرد چقدر می ارزه ؟!
من میگم اینها رزق بی حسابه خداست
اینها فضل خداست و به شمارش نمیاد …
من خیلی آدم خوشبختی ام که آدمهای شایسته
ونازنینی مثل شماها رو توزندگیم دارم
و تاهمیشه قدردان خداوند هستم …
خدا وکیلی نعمت آگاهی ،خیلی بزرگه
خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم سمانه جاانم
حافظ جاااانم ببوس با چهل صدتا ایموجی
چشم قلبی قلبی و کلی بغل محکم …
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام فاطمه عزیزم
وای کامنت تون رو خوندم یلحظه اصلا شوک شدم ازین قانون فرکانس که چقدر درست کار میکنه…
اخه دوست صمیمی شما، سعیده جون که هممون کامنت های هردوتون رو میخونیم و دوست داریم هردو تون رو…یک نویسنده ست.
و شما یک شاعر!
میدونین ینی چی؟
یعنی این هماهنگی که شما با هم دارین نه تنها توی قانون و گوش دادن بع فایل های استاده، بلکه توی علایق درونی تون هم هست…شاید اصلا خودتون متوجه ش نشده باشید ولی اصلا وجود همین چیز ها توی وجود تون همدیگه رو بهم جذب کرده و خودتون نمیدونستید چرا اینقدر برای همدیگه جذابین…میدونین؟درحالی که علایق قلبی تون بهم خیلی نزدیکه(نویسندگی و شاعری)حتی ازین نقطه هم اشتراک دارین.
میدونین چیه
من قبلا اینو توی دوستای خودم دیده بودم
مثلا چند نفر باهاشون دوست شدم بعد ها فهمیدم عه اینا خواننده مورد علاقه شون مثلا با من یکیه و ساز میزنن(من علاقه و هدف و رشته م موسیقیه و موسیقی برام خیلی مهمه)
بعد میدیدم همشون آهنگ های مورد علاقه شون با من یکیه
درحالی که اون اوایل نمیدونستم و همینجوری جذب اون آدم شده بودم…یعنی ما دقیییییییقا توی یه فرکانس بودیم اینجوری نبود که مثلا فقط از نظر فکری توی یک فرکانس باشیم حتی علایق مون هم یکی بود…
هنوز کامنت تون رو کامل نخوندم ولی این علاقه خیلی نزدیک تون باعث شد واقعا به فکر فرو برم چون خیلی وقت ها دوستای خودم هم وارد زندگی م میشدن و من نمیدونستم مثلا نوازنده ن و اینها و بعدا میفهمیدم که اره اونم ساز میزنه و علاقه ش با من یکیه…
مرسی بابت کامنت های قشنگی که مینویسین:))))
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام دوست عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از کامنت پربرکتی که نوشتین
وکلی لذت بردم
اتفاقا دو هفته پیش اینو سعیده جان شهریاری بهم ایمیل کرد وگفت و جالب بود شما هم بهش اشاره کردی و هردوتایی مون با چشمای قلبی قلبی کامنتت خوندیم
اصلا عااااااااشقتم خیلی زیاددد
که اسم سعیده جااانم تو کامنت نوشتی و قلبم بازشد و گل از گل م شکفت ..
چه باحال که موسیقی کار میکنین ومسیر علاقه تون میدونین و تحسین تون میکنم
به امید موفقیت های روزافزون تون دوست عزیز
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام و درود و عشق به دوستان جانم
به دوستان توحیدی
چقدر خوشحالم و خدارو شاکرم برای هم مسیر بودن با شما عزیزان
فاطمه جان عزیز بی نهایت تحسین میکنم برای
این شجاعت و استمرار
از عمق جانم لذت میبرم وقتی شعر هاتو میخونم
دوست عزیزم سمانه جان
کانال زیبای شما رو هم دیدم
و چقدر دلنشین صحبت میکنید
من هم مشتاق شدم و اون قلب رو که آموزش دادین با کاغذی که داشتم برای خودم درست کردم
افتخار میکنم به داشتن دوستانی چون شما که ایمان رو به عمل تبدیل کردین
و واقعا الگو بر میدارم از عزیزانی چون شما
و من هم قدم های بسیار کوچکم رو با توجه به شرایط موجود برداشتم و
مطمئنم که خداوند در بهترین زمان من رو هدایت میکند برای قدم های بزرگتر
واقعا کیف کردم از خوندن کامنت هر جفت شما عزیزان
و دعا میکنم که هر آنچه در دل دارین رو بتونین تجربه کنین
در پناه عشق و مهربانی خداوند باشید
سلام زهرا جانِ نازنین.
خیلی هدایتی الان به کامنت شما رسیدم.
ممنونم از نظر لطفت نسبت به کانالم و آموزش اوریگامی.
آفرین به شما که تازدن و خلقِ یه قلبِ قشنگ رو تجربه کردین و به خودتون هدیه دادین.
امیدوارم شما هم تو کاری که بهش علاقه ی قلبی دارین، خیلی دلنشین و زیبا جلو بیاین و هر لحظه هدایت های خداوند رو دریافت کنین.
در پناه خدا باشی همیشه زهرا جان.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
به نام خدای بی همتا
سلام به دوست خوش ذوق و نازنینم
فاطمهجانِ عزیزم…
کامنت های پرنور تو خودش یه هدایت قشنگ برای من هم بود.
من هم با دیدن هر تصویر، هزار تا حس و واژه تو دلم زنده میشه
و انگار عکسها با من حرف میزنن.
برای همین تصمیم گرفتم دلنوشتههام رو روی تصاویر زیبا بنویسم
و از همین مسیر شروع کنم.
اینکه گفتی تو یوتیوب کانال زدی،
برای من یک الهام واقعی بود.
منم با همون کمترین اطلاعات
و بدون اینکه چیز زیادی از ساختن ویدیو بلد باشم،
فقط شروع کردم…
نه برای پول، نه برای عدد و رقم…
فقط برای اینکه یه قدم بردارم
و چیزی یاد گرفته باشم.
منم مثل تو میدونم
هدف اصلی درآمد نیست…
بلکه لذت یادگیری
و روبهرو شدن با ناشناختههاست.
همون چیزی که استاد همیشه میگه:
«لذت یادگیری بهتراز رنج رو به رو شدن با نشناخته هاست.»
نمیدونم آخرش چی میشه…
نمیدونم این مسیر به کجا میرسه…
اما میدونم این یک حرکت رو به جلوست
و هر قدم کوچیکی که برداریم،
خدا ده قدم جلوتر برامون باز میکنه.
سپاسگزارم که باعث شدی منم قدممو بردارم.
سپاسگزارم که حضور زیبای تو،
یه بخش قشنگ از مسیر تکامل منه.
برات آرزوی بهترین موفقیتها رو از خدا میخوام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلااام صفا جان عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم
یه عالمه تبریک و شادباش قشنگگگم
بوس به قلب مهربونت عزیزدلم
خداروشکر بی نهایت شکر
برای شروع کارموردعلاقه ت رفیق جااانم
و اقدام کردن و قدم برداشتن
قطعا هدایتهای خدا در مسیر
و با برداشتن قدمها گفته میشه …
اگه بدونی من با چه عشقی
عکس نوشته هاتو خوندم وبه جانم نشست
بی نهایت تحسینت میکنم وبهت افتخار میکنم
خداروشکر میکنم برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت دراین جهان زیبا و این مسیر توحیدی
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم
خداروشکر برای دوتا اصل تمرکز بر زیبایی های زندگی خوشگلت
از طرف من ببوس شون باعششق
خداروشکر برای صلح درونت
خداروشکر برای تموم احساس های خوبت
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام صفا جانم.
با همین کامنتت هدایت شدم برم کانالت رو ببینم…
از همون اولین ویدیو میخکوب شدم!
با خوندن دل نوشته هات و هماهنگیِ جذاب و فوق العاده شون با ویدیو و نشاطش، با موسیقی که روی تصاویر ویدیویی بود بی نهایت شاد شدم و لذت بردم.
واقعا تحسینت میکنم.
فضای کانالت خیلی انرژی بخشه.
بسیار خوش سلیقه ای تو انتخاب تصاویر و موسیقی، و تلفیقشون با متنِ خودت.
الهی شکر که هر کدوم مون تو یوتیوب، داریم روی حیطه ی علاقه مندی هایِ شخصیِ خودمون کار میکنیم.
خدا حفظت کنه نازنین.
همزمانی: الان که دارم برات کامنت مینویسم نوتیفیکیشن موبایلم اسمت اومد از یوتیوب.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
بنام خداوند پرازعشق برکت
سلام به استادعزیزوخانم شایسته
سلام به دوستان عزیزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز این فایل تونستم کوش کنم چقدر انرژی گرفتم چون همش پیام عالی بود که چقدر قانون درست عمل می کنه ومسیرچقدردرسته چون من خودم واقعا زندگیم چوری تخیرکرده باورش برای خیلی ها سخته
من شبانه روزی فایل استاد توکوشمه
هرچقدر من کوش می دم بیشترعاشق این قانون می شم از حرفهای استاد انرژی می گیرم قاونوتوزدگیم پیاده می کنم واحساسموکنترول می کنم به سمت احساس مثبت
من الان اینقدر مشتریهای عالی درست حسابی دارم انسانهای خوب پولدار بدونه اینکه اهل چونه باشند
الان داشتم فکرمی کردم من پارسال این روزها برام رویابودوالان دارم زندگیش می کنم
خدایا شکرت
استاد عزیز ازتون سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شادپیروزباشید
به نام خداوند جبار
سلام به استاد جان عزیزم و استاد شایسته مهربانم و دوستان ارزشمندم
الهه هستم
یک مسابقه آشپزی رو ماه ها قبل دنبال میکردم که این مسابقه سه طبقه داشت و هر طبقه آشپزخونه ای مجزا وطبقه هم کف آشپزخونه ای بود با تمام وسایل قدیمی که آشپزی کردن درش سخت بود آشپزخونه وسطی یعنی طبقه بالا آشپزخونه ای بود که کمی وسایلش مدرن بود و کمی آشپزی راحت تر بود و طبقه آخری یک آشپز خونه کاملا مدرن و پیشرفته ای بود که کار رو خیلی آسون کرده بود برای آشپزی کردن
وقتی امروز صحبت های این فایل ارزشمند رو شنیدم یاد این برنامه افتادم و خداوند درکی ازاین برنامه و این فایل بهم داد که مینویسمش
توی زندگی هم ما سه نوع طبقه داریم فقر متوسط ثروت
طبقه اول اون آشپز خونه آشپزهایی هستن که به سختی دارن کار میکنن وسایلی که دارن باعث کند شدن روند اشپزیشون شده و به سختی دارن مراحل درست کردن یک غذا رو میگذرونن اما آشپز هایی داریم که به جای غرزدن عاشق کارشون و میدونن به زودی میرن طبقه یکم مجهز در از اینجا اما تا وقتی برن سطح خودشونو میگیرن بالا بیشتر لذت میبرن
اما آشپزخونه وسطی با اینکه کمی مدرنه اما بازهم سخته براشون کار کردن اما چون امکاناتشون کمی بهتره و کمی راحتی درکار هم دارن راضی ترن نسبت به اشپزهایی که در طبقه پایینن و سرعت روند اشپزیشون کمی بالاتره نسبت به طبقه پایینی ها و بعضی هاشون با اینکه کمی راحتی دارن اما بازهم ناراضین و غر میزنن اما تعدادی هم حرفی که سرآشپز به همه گفته بود که اگه مهارت تون بره بالا میبرم تون طبقه بهتر رو باور کردن و با لذت و آرامش کارشون رو انجام میدادن
اماااااااا طبقه بالا و آشپزخونه مدرنی که همه وسایل هاش از بهترین برند ها و هر وسیله ای که کار رو برای یک آشپز ساده و راحت میکنه اونجا فراهمه اونجا آشپزها با عشق غذا درست میکنن بدون اینکه زجر بکشن و روندپیشرفتشون توی غذا درست کردن توی این طبقه به نسبت طبقه پایینی ها به مراتب بالاتره
توی زندگی ماهم همینیم
گروه فقیر ما سخت زندگی میکنند
گروه متوسط ما با اینکه سخت زندگی میکنند اما بعضی جاها راحتی هم دارن
اما گروه آخر همیشه همه چی براشون فراهمه و به آسانی و راحتی زندگی میکنند
سید علی خوشدل و عادله و شکیبا کیانی فر این سه نفر دوست داشتنی تصمیم گرفتن توی آشپزخونه زندگیشون غذای مورد علاقه خودشونو پله به پله از همون آشپز خونه بدون امکانات شروع کنن به پختن تا آلانی که رسیدن به همون آشپزخونه مدرنه با تمام امکاناتی که آشپزی رو براشون آسان کرده و سرآشپز اصلی که هر طبقه باهاشون اومد پله به پله همراهیشون کرد تشویقشون کرد و پاداشی عظیم بهشون داد
اره ماهم میتونیم یک سید علی دیگه یک عادله دیگه یک شکیبای دیگه باشیم اگه فکر نکنیم نمیشه فکر نکنیم طبقه بالا مال از ما بهترونه فکر نکنیم که لیاقتش رو نداریم نترسیم لذت ببریم سپاسگذار همون امکانات کممون باشیم مهارتمون رو بالا ببریم ماهم پله به پله با هدایت الله با هدایت سرآشپز بزرگ این جهان هستی وارد آشپزخونه مدرن و همه چی تموم خودمون میشیم
به شرطی که از تک تک لحظاتمون لذت ببریم
بنام خدای تغیر ها!
خدایا شکرت!
139
خدارا شکر می کنم که در مسیر درست هستم،
خداراشکر می کنم بابت همداری من با این سایت فوقالعاده و بی نظیر که سراسر خیر و برکت به همراه داره،
خداراشکر می کنم که دوستانی فرشته صفت دارم توی این سایت بهشتی،
شکیبای عزیزم ندیدمت ولی انرژی ات آن قدر مثبته که هر موقع کامنتت رو می خوانم و یا صدای زیبایت رو می شنوم قلبم باز میشه و نا خود آگاه حسم خوب می شه،
و همینطور عادله ای عزیز و داداش خوش قلبم سید علی خوش دل،
این فایل رو من چند بار تا الان گوش دادم، انرژیش خیلی مثبته، خیلی دلی صحبت کردین عزیزانم،
خوشحالم که تو دوره 12 قدم باهم هستیم،
کامنتا تونو زیاد خوندم، باعشق و با حس فوقالعاده،
فرکانسش خیلی بالاست، کامنتا تون عجیب بر قلبم می نشیند
مدتی میشه خبری ازتون نیست،
امیدوارم هر کجای دنیا که هستین زندگی به کام تان باشد و در آغوش گرم خدای توانا باشید.
خدارا شکر می کنم که در جمع فرشته های زمینی هستم،
خدایا هزاران بار شکرت!