تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲ - صفحه 23


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

597 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    راضیه صمدی گفته:
    مدت عضویت: 2174 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی

    خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان

    در کار یا زندگی شخصی شما، آن “مهارت سختی”، “تغییر رفتاری دشواری” یا “اقدام مالی چالش‌برانگیزی” که به وضوح می‌دانید اگر آن را انجام دهید، جهشی بزرگ در زندگی‌تان رخ می‌دهد، اما به دلیل سختی آن را عقب می‌اندازید، کدام است؟

    . آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    اون حرکتی که خداوند داره بهم میگه باید انجام بدم فقط و فقط کار کردن روی مهارت زبان انگلیسی هست

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    بحرانی که پیش میاد این میشه که تبدیل میشم به یک انسان کاملا بی اعتماد به نفس که حتی نمیتونم معمولی ترین درخواست هام رو بگم ، نمیتونم هیچ جا ابراز نظر کنم ، نمیتونم جایی برم ، نمیتونم مشغول به کاری بشم و تبدیل میشم به یک آدم بی دست و پای کاملا وابسته‌ و افسرده و گوشه گیر …

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟»

    پیگیری زبان انگلیسی به طور اساسی از چند وقت قبل الهام خداوند به قلبم بوده و من شروع هم کردم و هر روز مطالعه دارم به لطف خداوند اما باید مصمم تر و جدی تر باشم پس اینجا تعهدم رو مینویسم که خیلی جدی تر و متعهد تر ادامه میدم و زمان بیشتری رو به زبان اختصاص میدم انشاالله

    به امید رحمت و هدایت و نور خداوند در مسیرم …

    خداوندم من محتاجم به هر خیری از درگاه رحمتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    لیلی چشمی گفته:
    مدت عضویت: 1281 روز

    سلام به روی ماهتون

    این پیام رو بعدخوندن پیام علی اقای خوشدل دارم مینویسم

    ومتوجه شدم چقدر تغییرکردم

    دختری بودم افسرده که سال 1402 خدا منو هدایت کردبه این مسیر قشنگ

    اوایل که اصلا هیچی متوجه نمیشدم‌ ورها میکردم

    تااینکه دوره ی لیاقت رو خریداری کردم

    ماه ها دوره ی لیاقت رو کارکردم وشل کن سفت کن داشتم

    وبااین وجود نتایج میومد

    به اون ارامشه رسیدم

    باتوجه به شرایطم به درامد رسیدم

    خواستگارهام لول بالاتر شدن

    ومن مدتی رها کردم

    تااینکه دوره ی هم جهت اومد ومن دوباره برگشتم به سلیت وکارکردن روی خودم اونم گذری

    ولی الان از مهرماه به لطف خدا استمرار تو این مسیر بودم

    ومیام کامنت میخونم ومینویسم و وقتم رو میزارم برای این مسیر

    خداروشکر باخوندن کامنت علی اقا انگیزه گرفتم وتعهد میدم که تو این مسیر بمونم وخودمو قوی کنم واوج بگیرم وبدرخشم

    دوستون دارم خیلی زیاد

    از خدا ممنونم دستمو‌گرفت وهدایتم کرد به بهشتی الهی به نام سایت شما

    هزاران بارشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 793 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    قسمت 12

    سوره نمل

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُبِینٍ ﴿1﴾

    طا سین این است آیات قرآن و [آیات] کتابى روشنگر (1)

    هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿2﴾

    که [مایه] هدایت و بشارت براى مؤمنان است (2)

    الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿3﴾

    همانان که نماز برپا مى دارند و زکات مى‏ دهند و خود به آخرت یقین دارند (3)

    خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت

    من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم که هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم

    خدایا شکرت برای دوستان عزیزم در این سایت الهی

    خدایا شکرت برای نتایج تک به تک دوستان عزیزم که با کار کردن روی خودشان و عمل به قانون همواره در مسیر درست الهی ثابت قدم و عملگرا به راه راستی و درستی هستند

    خدایا شکرت که از دوستانم چیزهای عالی یاد میگیرم

    خدایا شکرت برای انرژی عالی این فایل

    دوستان عزیزم شکیبا جان و عادله جان و سید علی جان خوشدل هر کجا هستید شاد و خوشحال و راضی و ثروتمند و سلامت باشید

    خدایا شکرت برای تغییرات عالی هر روز خودم و تمام دوستانم

    • مسئولیت تغییر با شماست: اگرچه والدین سعی می‌کنند بهترین زندگی را فراهم کنند، اما موفقیت یا عدم موفقیت آن‌ها دلیل نمی‌شود که ما شرایط بدمان را گردن آن‌ها بیندازیم و تغییر نکنیم. ما به یک اندازه دسترسی به خداوند داریم و توانایی تغییر داریم.

    من اوایل زندگی مشترک با همسر عزیزم فکر میکردم اوضاع هیچوقت پچدرست نمیشه

    من باید این شرایط رو تحمل کنم

    ولی وقتی دست به تغییرات خودم زدم

    و نیستم روی خودم کار کردم

    بلطف خداوند جهان تمام شرایط رو به نفع من

    رقم زد

    همسرم با من هم مسیر شده

    الکل رو ترک کرده و الان بلطف خداوند زندگی من هر روز داره زیباتر و لذت بخش تر و بهتر میشود

    و الان تمام اون تضادها نه تنها برای من بد نبوده

    اتفاقا بسیار هم عالی بوده

    اونا الان شده سوخت برای حرکت من

    بقول استاد جان هر آنچه مرا نکشد قوی ترم میکند .

    جهان در هر لحظه داره به افکار و فرکانس ها و باورهای ما پاسخ می‌دهد

    همینی که هست نداریم

    منم که باید جوری امروزم رو فکر کنم که لحظات و اتفاقات بهتری رو تجربه کنم

    با تغییر افکارم و زاویه دید م به اتفاقات باید جوری نگاه و عملکرد داشته باشم که حضور خداوند را در تمام لحظات ببینم و شکر گذار تر باشم و این نعمت الهی را در زندگی ام بدیهی نبینم

    میتونست اینم نباشه و اوضاع بدتر هم باشه

    ولی فقط لطف خداوند بوده که من الان در آرامش و آسایش و صلح و سازش و لذت و شادی و سلامتی هستم هم خودم وهم عزیزانم

    خدایا شکرت

    تضاد، سوخت موتور شماست: در واقع، کسانی که در شرایط سخت‌تری (مانند فقر) بزرگ شده‌اند، انگیزه بیشتری برای ثروتمند شدن و پیشرفت دارند. به جای استفاده از تضادها برای بهانه، باید از آن‌ها برای پیشرفت کمک گرفت.

    2. قانونمندی جهان: یا پیشرفت کن، یا نابود شو!

    جهان هستی، جایی برای سکون نیست. “یا باید پیشرفت کنی یا اینکه بیای پایین؛ نمی‌توانی یک جا ثابت بمانی”. اگر در مسیر اشتباه مقاومت کنید، دنیا شما را مجبور به تغییر خواهد کرد.

    خدایا شکرت من آماده تغییرات الهی هستم

    خدایا شکرت بهم بگو من نمیدووووونم چطور تو میدانی و تو میتوانی

    من نمیدانم تو بهم بگو باید چکار کنم

    از من استفاده کن بهم بگو باید چکار کنم هم خودم لذت ببرم و هم جهان رشد کند

    مرا دستی از دستان خودت کن در زمین

    تو نور آسمانها و زمین هستی و من بین آنها نور جهانم مرا هر لحظه سرشار م کن از نور و انرژی الهی ات

    خدایا شکرت من عاشق تاثیر گذاری بر روی افراد هستم

    و وقتی در میان مردم حضور دارم اصلا اون لحظه متوجه گذر زمان نمی‌شوم

    وقتی با افراد جدید مکالمه دارم واقعا لذت میبرم

    حس خوب و شعف دارم

    عاشق روابط اجتماعی و حرف زدن با مردم هستم

    یعنی هر چقدر با افراد صحبت میکنم لذت میبرم

    وای خدا میخواهم که مرا هدایت کند به راه راست و درست

    به راهی که عشق و علاقه من باشه

    هر کاری بگه هر ایده و هدایت و الهامی در قلبم جاری بشه با عشق انجامش میدهم

    خدایا شکرت کمکم کن تا صدای الهامات را بشنوم واضح تر و شفاف تر مرا گوش جان شنواتر کن که سخت بهت نیازمندم

    خدایا شکرت تو بگو و مرا به مسیر درست و هموار هدایت کن به راحتی و زیبایی و آسانی و عزتمندانه

    خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن بهم بگو باید چکار کنم

    برای اینکار هر روز چند صفحه کتاب میخونم

    تا در ارتباطات قوی تر بشم

    از اینکه بتونم مسئله ای از کسی حل کنم و دستی و دستان خدا باشم لذت میبرم

    خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم

    همین امروز هم تو خیابون که رفتم لباس دخترم رو تعویض کنم و برای خواهر زاده ام که تولدش دعوت هستیم هدیه از فضل خداوند خریدم دوبار دستی از دستان خدا شدم برای دیگران

    تو مغازه به اون شلوغی یه خانم اومد پیش من و ازم خواست که با گوشی من با دخترش تماس بگیره و قلبم آگاهی داد که انجام بده و وقتی بهش دادم خیلی حس خوبی داشتم که من لایق هستم که خدا در بین اون همه آدم منو انتخاب کرد

    و یکی دیگه تو خیابون کفش یه بچه ای که بغل ما رش بود افتاد و من پشت سرشون بود و کفش رو بهش دادم و کلی کیف کردم و

    هر کجا هم فراوانی و مشتری و خرید و فروش و زیبایی و چشم های زیبا و حرف های خوب و آرامش را دیدم تحسین کردم و لذت بردم که من لایق دریافت بهترین ها هستم.

    خدایا شکرت حتی بقول استاد وقتی توتغییر می‌کنی تمام جهان تغییر میکند به نفع تو

    در زمان مناسب مکان مناسب و شرایط عالی قرارت میده

    خدایا شکرت با افراد مناسب هم مسیرت می‌کنه

    و باید تا 100قضیه ادامه داد

    و ادامه داد و ادامه داد

    حتی 99هم باشه نمیشه

    باید تا 100ادامه داد

    جهان به شجاعان پاداش میدهد

    همواره باید در مومنتوم مثبت حرکت کرد

    با بیاد آوردن نعمت‌هایی که خداوند در طول مسیر بهت میده

    با صبور بودن و شکر گذار بودن داشته ها و نعمت‌ها و فراوانی ها

    خدایا شکرت که من همواره مورد رحمت خاص تو هستم

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن مسیرم را هموار و لذت بخش و ساده و آسان و روان و زیبا کن

    سپردم به تو و توکلم بر توست که تو به تنهایی برایم کافی هستی

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1640 روز

    سلام به استاد عزیزم و عزیزان همراه.

    من حدود سه سال پیش 12 قدم رو شزوع کردم اون زمان خیلی وضعیت داغونی داشتم یه زن منزوی بودم که دلم خوش بود به اینکه همسرم منو دوست داره و به این کدبانویی و توی خونه موندن من افتخار میکنه ، در صورتی که سالها پیش که یا همسر اولم زندگی میکردم یه زن هنرمندو اکتیو بودم که واسه خودم سالن زیبایی داشتم و صبح تاشبم فقط فعالیت و باشگاه و ورزش و کلاس و همش در جنب و جوش بودم ‌،اما از همسر اولم به علت تضادهایی که با هم داشتیم و اعتیاد و مسائل دیگه جدا شدم بعد 4 سال تنهایی و مشکلاتی که توی این مدت واسم پیش اومده بودبا همسر دومم آشنا شدم و طی خواسته ایشون که زن خونه نشین کدبانو میخواست هم کارم هم دوستانم هم خانواده رو گذاشتم کنار که فقط همسرم از من راضی باشه اما دقیقا برعکس شد و این از فرکانسها و مشکلات ذهنی خودم بود که با تجربه هایی که از همسر اولم در مورد خیانت دیده بودم بازم جذبش کردم و همسر دومم هم بعد مدتی بهانه ها و مشکلات شروع شد و اونجا من دوره 12 قدم خریدم و شروع کردم به تغییر بعد قدم چهارم دوره عرت نفس خریدم و بیشتر روی خودم کار کردم در این بین گفتم میخوام دوباره کارم رو شروع کنم و این شد بهانه جدایی همسرم و اختلافات بیشتر و بعد مدتی فهمیدم ایشون یک سال پیش یه خانم دیگه رو محرم کرده و تمام بهانه ها بابت ایشون بود .

    به هر حال خداوند خیلی راحت ما رو از هم جدا کرد . از 3 سال پیش همچنان روی آموزشهای 12 قدم ، عزت نفس ، شیوه حل مسائل زندگی و قانون آفرینش کار میکنم و هر روز خوشحالتر و موفق تر از سال پیش میشم . الان دارم یه رشته جدید آرایشگاهی رو آموزش میبینم .دوباره برگشتم به همسر اولم و در حال حاضر با آرامش باهم زندگی میکنیم و باعث خوشحالی دخترم شدم و انشاالله در برنامه های آیتده هدفهای قشنگی برای خودم در نظر گرفتم و دارم روشون کار میکنم .

    من عاااااشق آموزش و تغییرم و هر روز مشغول کار کردن روی دوره ها و پیشرفت شخصیت فردی و موفقیت هستم امید به خدای مهربان .

    استاد عااااشقتونم با این آموزشها عشق میکنم و هر روز حالم خوبه و اینقدر در طی این دوره معجزه ها دیدم که قابل شمردن نیستن و میدونم با استمرار نتایجی عالی تر برای خودم رقم خواهم زد انشاالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    Sara Ardavan گفته:
    مدت عضویت: 2416 روز

    به نام‌خدای پرقدرت و‌ ثروتمندمون

    نکات

    1.دوازده قدم، مسیر تکاملی خلق زندگی دلخواه از دل همان شرایطی است که الان داری؛

    2.جهان طبق قانون، امکانات دنیای اطراف شما را بر اساس باورها و اهداف جدیدتان از نو بروزرسانی می‌کند؛

    3.همه ما به یک اندازه به خداوند به عنوان منبع خوشبختیدسترسی داریم؛

    4.بهبود در کدام قسمت از زندگی‌ات را همین حالا می‌توانی شروع کنی؟

    تمرکزم بیشتر در جریان ثروت و‌عشق هست و‌ البته در تمام ابعاد لیست تغییرات رو‌دارم روزانه و‌ماهانه بررسی میکنم

    1.ما به یک اندازه دسترسی به خداوند داریم و توانایی تغییر داریم.

    تضاد انگیزه پیشرفت مونِ

    2.تغییر آگاهانه«پاداش»پیشرفت همیشگی و بهبود مستمر

    تمرین: تغییر آگاهانه

    من لیستی از تغییرات که در قالب حل مساله، تضاد، نشانه و‌تغییرات تکاملی هست برای رپزانه و‌ماهانه دارم و اول روزمو با بررسی این جریان دارم میرم و چقدر حس آرامشم بیشتر شده، و قطعا این احساس آرامش جریانی از احساس خوب و اتفاقات خوب رو جاری کرده و همچنان در جریان معجزات بیشتریم

    نکات ویس

    1.همزمانی ها با خداس

    2.استمرار بعد آرام آرام رشد سریع

    جریان عشق و ثروت و آرامش طبیعی میاد

    3.خلق ثروت با هر شرایطی

    «راحت میشه ثروت ساخت»

    4.هدایت الهی از بینهایت راه حتی کودک3 ساله

    5.تلاش مداوم و مومنتوم

    6.طی کردن تکامل

    7.پیدا کردن علاقه«تفریح مون بابت علاقه اس پول خودش میاد»

    8.عوامل بیرونی بی تاثیرن و حذفن

    9.تمام ابعادمون میتونه بهتر و‌بهترشه در جریان بینهایت

    10.کسب مهارت ثروت سازمون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 429 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام میکنم به استاد عباسمنش و همه دوستان

    قسمت 12پروژه تغییر را در آغوش بگیر

    به نظر من اساسی ترین عامل برای تغییر گذشته از اینکه باید آمادگی تغییر از درون به وجود بیاد،محیط هست،

    اگر محیط محیطی باشد پر از تنش و پر از ارتعاش منفی و پر از استرس تغییری به وجود نمیاد؛

    پس در اولین قدم اگر محیط محیطی نباشد که بتوان در آن شروع به خودسازی کنیم باید محیط رو تغییر بدهیم!

    فرقی هم ندارد دختر باشی و مجرد در خانه پدری مثل شکیبا و عادله!

    یا پسر باشی و مجرد مثل استاد عباسمنش و در خانه پدری باشی!

    یا مثل پیامبر و اصحابش که مهاجرت کردند؛

    باید بتوانی یک محیط ایمن و آرام جهت خودسازی برای خودت پیدا کنی چون ما نمیتوانیم شرایط بیرونی رو عوض کنیم

    درست است که ما باید اول خودمان را تغییر بدهیم تا اطرافیانمان تغییر کنند اما شما شرایط عادله و شکیبا را در نظر بگیرید آنوقت میفهمی که باید شجاعت داشته باشی و نگران حرف ها و حدیث ها نباشی و مکانت را تغییر میدهی،

    البته باید آمادگی تغییر هم باشه خیلی ها هم بودند شرایط بد محیطی داشتند ولی بعد از اینکه محیط را ترک کردند و به یک مکان دیگر رفتند شرایط بد و بدتر را تجربه کردند و حتی دست به اعتیاد زدند یعنی باید با تمام وجود بخواهی که تغییر بکنی نه اینکه فقط محیط را ترک کنی؛

    آیه 97 سوره مبارکه نساء:

    «قطعاًکسانی که بر خویش ستم کردندفرشتگان آنها را قبض روح میکنند،به آنها میگویند:آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا درآن مهاجرت کنید؟!پس جایگاهشان دوزخ است و بد جایگاهی است.»

    واقعاًهمه ما باید قدر این شرایط و این سایت را بدانیم که افرادی با سنین خیلی کم میان و نتایج خیلی فوق العاده میگرند و این نشون میده که این سایت چقدر پتانسیل بالایی برای رشد و پیشرفت در همه زمینه ها داره و فقط صرفاً موفقیت در مسایل مالی نیست در همه زمینه ها امکان رشد هست؛

    خدایا شکرت به خاطر بودن در این سایت و درمیان اینهمه انسان موفق و با اراده؛

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 61 رای:
    • -
      ثریا هروی گفته:
      مدت عضویت: 203 روز

      باسلام .لذت بردم از ابن دیدگاه شما .ودرک شما از قوانین .و توضیحات بسیار قشنگ و بجای شما ..منم ایمان دارم اگر کسی واقعا بخواد تغیر کنه این سابت بسیار غنی هست بسیار انرژی سایت بالاس و حضور استاد

      دلگرم کننده .و ما میتوانیم همیشه لحظات خوب ومغید رو تو سایت بگذرونیم .و روی باورهای ما تاثیر سازنده داره بودن تو این سابت …بخدا اگر ما درگیر این سایت و آموزه های استاد باشیم داربم در روند تکاملی

      تغیر باورها حرکت میکنبم ..

      برایت آرزوی بهتربن هارو دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        حبیب گفته:
        مدت عضویت: 429 روز

        به نام خداوند بخشنده و مهربان

        سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان

        از پاسخ و دیدگاه خانم هروی عزیز بسیار سپاسگذارم؛ از اینکه وقت می گذارید و دیدگاه های دوستان را میخوانید و تفکر میکنید و هم باعث رشد خودتون و و هم دیگران میشوید؛

        این باعث افتخار هست که افردی که داخل این سایت هستند بهترین ها هستند و این همش کار خدا هست که افرادی که به این سایت می آیند از کیفیت بالایی از لحاظ درک قوانین برخوردارند!

        و این از کیفیت و محتوای کامنت هایی که می نویسند کاملاًمعلوم هست!

        برای شما دوست بهشتی آرزوی موفقیت وثروت دارم؛

        امیدوارم همیشه قدردان این سایت و آگاهی های ارزشمندش باشیم و همیشه ثابت قدم باشیم…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ساره🤍 گفته:
      مدت عضویت: 217 روز

      سلام به شما دوست عزیز

      اینکه شما میگید اگر محیط محیطی باشد پر از تنش و پر از ارتعاش منفی و پر از استرس تغییری به وجود نمیاد با توجه به فایل‌های استاد که گوش کردم و زندگی خودم برخلاف این جمله هست چون استاد خودشون گفتن که زمانی ما از درون تغییر کنیم شرایط بیرونی ما هم تغییر می‌کنه و اطرافیان ما هم عوض میشن و دقیقا توی زندگی خودم هم این اتفاق افتاد. من زمانی که توی خونه پدرم بودم شروع کردم به تغییر از درون و اصلا کاری به محیط خانوادم و باورهاشون نداشتم و تمرکزم فقط روی خودم بود. حتی گاهی که میدیدم که داره باورهاشون روم اثر میذاره سعی می کردم به هر طریقی شده کانون توجهم رو کنترل کنم و نزارم باورهاشون وارد ذهنم بشه. که در نهایت قانون هم جواب داد و خود جهان شرایطی رو‌ فراهم کرد که به راحتی و بدون اینکه من حتی بخوام و تلاشی کنم جهان محل زندگی منو عوض کرد و برای مدتی منو به یک شهر دیگه برد و بعدش هم که به شهر خودمون برگشتم شرایطی فراهم شد که برای خودم خونه و زندگی داشتم و دیگه به خونه پدرم باز نگشتم و همه‌ی این اتفاقات عالی به این علت افتاد که من از درون تغییر کردم و هیچ وقت باور نکردم که شرایط بیرونی روی من اثر میذاره و خودم رو خالق زندگی خودم دونستم و قدرت بدست خداوند دادم. در پناه خدای فراوانی‌ها شاد و پیروز باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        حبیب گفته:
        مدت عضویت: 429 روز

        به نام خداوند بخشنده مهربان

        باسلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان

        از پاسخ و دیدگاه شما ساره عزیز بسیار سپاسگذارم

        اگر دقت کرده باشید من هم گفتم باید خودمان دست به تغییر بزنیم .منظور من این بود که ما از تغییر دیگران ناتوان هستیم.اگر شما زندگی استاد را توجه کرده باشید و از زبان خود استاد که به خاطر تضادهایی که در محیط خانه که باهاش برخورد کرده بود تصمیم می گیره که از خانه بزنه بیرون و بعدش هم کسب و کار خودش رو راه اندازی کنه و بعدش هم به بندر عباس مهاجرت کنه،منظور من بیشتر مهاجرت بود نه فرار از خانه؛

        به قول استاد ما از تغییر دیگران ناتوانیم ؛ما میتوانیم روی خودمون کار کنیم و جهان شرایط را جوری برای ما آسان می کنه که ما رو از محیط قبلی به یک محیط بهتر هدایت می کنه؛

        در مورد شکیبا و عادله هم همین طور بود آنها وقتی تصمیم جدی برای تغییر گرفتند جهان هم شرایط را برای آنها آسانتر کرد؛

        این که ما در محیطی که پر از تنش باشه بتونیم تحمل کنیم باید مثل استاد عباسمنش خیلی قوی باشیم و خوب روی خودمون کار کرده باشیم تا بتوانیم با کار کردن روی خودمون اطرافیانمان تغییر کنند!!

        اما اگر کسی مدت کمی روی خودش کار کرده باشد ونتواند به خوبی کنترل ذهن کند آنوقت تحمل کردن کار سختی هست؛

        و ما نباید تحمل را باصبر اشتباه بگیریم؛

        از اینکه دیدگاهتون را بیان کردید خیلی سپاسگذارم؛

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2060 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است

    و مهربانی اش همیشگی

    «135» وَ قالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى‌ تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّهَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ‌(135)

    و (اهل کتاب) گفتند: یهودی یا نصرانی باشید تا هدایت یابید. بگو: بلکه از آیین ابراهیم یکتاپرست و حق گرا [پیروی می کنیم نه از آیین تحریف شده شما که عین گمراهی است] و او هرگز از مشرکان نبود.

    «136» قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى‌ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسى‌ وَ عِیسى‌ وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ‌(136) سوره بقره

    بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‌ایم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید، و (همچنین) آنچه به موسی و عیسی و پیامبران (دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایی قائل نمی‌شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم؛ (و تعصبات نژادی و اغراض شخصی، سبب نمی‌شود که بعضی را بپذیریم و بعضی را رها کنیم.)»

    سلام مجدد به استاد عزیزم و استاد شایسته جانم و دوستای نازنینم

    آین آیاتی که بالای کامنتم گذاشتم هدایت قرآنی من بود!

    در عجبم از این همزمانیها و هماهنگیهایی که خدا جانم ترتیب میده

    اینکه امروز من تو گوشی ام ویدیوی آقا حمید جان حنیفم رو نگاه میکردم که برای تبریک تولد امسالم برام فرستاده بود

    و اینکه در دو سه روز پیش که با فاطمه جان و سعیده جان شهریاری صحبت کردیم و همینطور امروز در گفتگوم با دوتا از دوستان عزیزم  تو واتسپ درباره همین آقا حمید جان و نحوه ارتباطم با ایشون صحبت کردم  و گفتم که  اون اوائل که من تو سایت اومدم این دوستانی که الان باهاشون ارتباط دارم رو اون موقع نمی شناختم و طبیعتاً ارتباط هم نداشتم

    و کلی ماجراها و اتفاقات جالب از زندگیمو

    براشون تعریف می کردم چه اونهایی که قبل از آشنایی با استاد جانم داشتم و چه اونهایی که بعد از آشناییم بوده و چه ماجراهایی که امروز موقع تمرین دوچرخه سواری داشتم و همینطور ماجراهای دیروز که رفته بودم استخر…

    هیچی دیگه استاد جانم زندگیم همه اش لذته و تفریحه، همراه با چالشهایی که دیگه اذیتم نمی کنه، و کنترل ذهنهایی که دارم و.و.و…

    الانم آقا سام به گروه فمیلیمون زنگ زده و همسر جانم جوین شده و لیلی قند عسلم هم که مثل همیشه محور مجلسه وبا کلی دلبری و حرکات با مزه حرفای شیرین

    برم منم جوین شم

    عشق به همه تون

    درپناه خدا میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 76 رای:
    • -
      سمیه علی نژاد گفته:
      مدت عضویت: 2631 روز

      سلام خانم سلیمی عزیز

      من عادت کردم وقتی از کامنت شخصی خوشم بیاد میرم و تا جایی که وقت داشته باشم‌کامنتتون را میخونم

      چندکامنت اخرتون را خوندم واقعا چه دخترهای خوشبختی که همچین مادری دارند اگاه و اشنا به قوانین

      من خیلی از مادرها را دیدم که به چالش از دست دادن که میخورند دیگه بقیه را فراموش میکنند و تمرکزشونو‌میزارند روی نعمتهایی که داشتند و حالا ندارند ولی شما چه قدر متفاوت بودی واقعا بینظیرید

      من نزدیک هستم به طالقان ولی تا حالا نیومدم دوست دارم یه بار بیام پاییز را اونجا ببینم

      با این کامنتی که تعریف کردید که بهشته احتمالا این جمعه بیایم شااااید

      ولی نمیدونم جاهای دیدنیش کجاست اگه کامنت منو خوندید یه راهنمایی کنید ما هم بیایم از این بهشت لذت ببرم الان گوگل کرپم دیدم یک ساعت فاصله داریم

      من بعد از خرید دوره دوازده قدم هدایت شدم به شغلی که انلاین هست و با همکارانم خیلی حالم خوبه از قضا یه بار تو‌ی کامنتها نوشتم و یه خانمی هم داشت رو خودش کار میکرد پیگیر شدند و مشغول به کار شدند با توجه به شناختی که با خوندن کامنتها ازتون دارم خیلی مناسب هستید برای این حرفه

      دوستدار شما سمیه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2060 روز

        سلام سمیه جانم

        خیلی ممنونم برای کامنت محبت که از قلب پاک و روشنت نوشتی و به جانم نشست

        عزیز دلم در مورد جاهای دیدنی طالقان خیلی راحت میتونی تو اینترنت سرچ کنی کلی جاهای توریستی رو برات میاره از جمله چند تا آبشار و امام زاده و خونه آیت الله طالقانی که من هم رفتم..

        کلاً خود جاده طالقان هم دیدنیه مناظر طبیعی زیبایی داره…

        سمیه جانم باز هم از شما تشکر می کنم

        الهی زندگیت پر از عطر و لبخند خدا باشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      بهاره نوروزی گفته:
      مدت عضویت: 1548 روز

      ماشالله بهتون، ماشاالله

      خانم سلیمی نازنینم نمی‌‌دونید چقدر دوستتون دارم،انرژی عالی و پر از عشق و شورتون. و هر سری که کامنتی ازتون می‌خونم و عشق میکنم

      چقدر تحسینتون می‌کنم که ماشالله هزارماشالله انقدر به دنبال رشد خودتون هستید

      اتفاقا چندروزه دارم میرم کتابخونه که تمرکزی زبان بخونم یه خانومی میاد کتابخونه هم سن و سالای شما

      با خود فکر می‌کردم چقدر باید عشق داشته باشی و حرکت کنی

      اصلا برات مهم نباشه تو چه سن و سالی باشی

      اصلا مگه عشق به تغییر، عشق به پیشرفت سن و سال میشناسه؟؟

      البته اصلا جسارت نباشه خانم سلیمی نازنینم بنظر من شما جوون ترین مادربزرگی هستید که دیدم، انقدر پرانرژی، خندان، پر از عشق و محبت

      عاشقتونم

      همیشه در پناه الله باشید

      من هر بار پروفایلتان و میبینم حالم چقدر خوب میشه

      عزیز دلید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2060 روز

        سلام بهاره جان عزیزم

        قربون محبتت که لطف کردی و برام نقطه آبی هدیه دادی

        منم عاشقتم نازنینم چقدر شما مهربونی آخه!

        خدا رو شکر که کامنتهام تأثیر مثبتی روی بچه ها میزاره و بهشون انگیزه میده

        علاوه بر اینکه انگیزه خودم هم بیشتر میشه برای ادامه دادن

        خدا رو شکر که تو این سایت بهشتی همه بدنبال رشد و پیشرفت خودمون و تحسین بقیه هستیم، و قطعاً اثرش چندین برابر به خودمون بر میگرده

        بهاره جان عکس پروفایلت هم خیلی زیبا و لطیفه با اون لبخند قشنگت

        الهی که در تمام مراحل زندگیت موفقترین و بهترین باشی

        الهی همواره تو آغوش گرم خدا باشی

        در پناه خدای مهربون سرشار از احساس خوب و عطر و لبخند خدا باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1202 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    خدایا چه میزان می شود شُکر تو را

    به جا آورد که امروز می توانم به زیبایی ، هدیه هر لحظه با تو بودن

    را تجربه کنم و آنقدر پی به

    ارزشمند یِ خود ببرم تا

    برای همیشه داشتنت ،

    از تمام قید و بندها خود رارها کنم و در آغوش امن تو به زندگیم با عشق ادامه دهم …

    سلام به استاد گرانقدرم ومریم بانوی عزیزم

    و همه دوستانم در این‌مسیر زیبا و سراسر عشق و آرامش

    چقدر آگاه بودن و آگاه زیستن فوق‌العاده است اینکه در این مسیر برای رشد و تعالی خود از تمام نسبت ها، رها شوی و تنها و تنها به

    معبودت تکیه کنی و برگردی به اصل خویش به منحصر بودنِ خودت

    به ارزشمندیت نزد پروردگاری که از روح خودش در تو دمید تا زیبا زندگی کنی و آگاهانه مسیر خداشناسی را پیدا کرده و فقط در همین مسیر با هدایت هایش گام برداری .

    عجب گذشته ای پشت سرگذاشتم که

    شد راهنمای بیداریِ لحظه لحظه امروزم در این مسیر جادویی .

    روزی فکرش را می کردم که

    فرسنگ هادور شوم از خانواده خودم ،از فامیل ،دوست و آشنا و همه فقط خاطره بشوند ،

    آن هم به خاطر اینکه دیگر در آرامش زندگی کنم و معنای واقعی بودنم را در این جهانِ زیبا ، آگاهانه درک کنم ،

    شجاعت،جسارت و شهامتی که این مکان مقدس و استاد توحیدی اش به من داد ،چنان نور امیدی در قلبم روشن کرد که آرام آرام‌ تمام

    تاریکی های گذشته را نابود کرد و کم کم توانستم در کنار فایل های

    بی نظیرو

    با دوره ارزشمند دوازده قدم که هر قدم نور بود و نور بود و عشق و آگاهی و من تمام لحظاتم شده بود گوش جان سپردن به کلام های

    تاثیر گذار استاد تغییراتِ خودم را ببینم و معلوم بود که نتیجه هم این شود که خداوند برایت معجزه بیافریند و روز به روز وجودت را لبریز از آرامش و احساس خوب کند و قشنگ یک دنیای جدید را پیشِ رویت ببینی ،دنیایی که دیگر خودت هستی و خدای مهربانی که همه جوره حمایتت می کند چون

    بهانه نمی آوری که پدرم فلان و مادرم فلان کرد در حقّم و خواهرها و برادرها و…..

    من دنیای جدید و زیبای خودم را داشتم که

    می توانستم هر طور دلم می خواست آگاهانه آن را با چیزهای خداپسندانه ،زینت ببخشم

    با رعایت قوانین الهی ،با ایمان و اعتماد و عمل به آگاهی هایی که همه نور شدند در زندگیم ،

    من خدا را داشتم و او برایم کافیه کافی بود .

    مادرم چشم از جهان فروبست ،خیلی ها متولد شدند و خیلی ها رفتند اما

    من عهدم با خدایم محکمتر از این صحبت ها بود چون به اندازه کافی

    سالها با آنها زندگی کرده بودم و با تمام تاروپودم زخم های روحی که از تمام رفتارها و برخوردهایشان دیده بودم ، ،بر وجودم احساس می کردم.

    زمان ،زمانِ مهاجرت بود هر کسی به طریقی مهاجرت می کند و من هم از

    تمام گذشته ام ،مهاجرت کردم باید

    برای خودم ارزشمند می شدم ،عاشق خودم

    می شدم تا بتوانم رهایی و آزادی را با تمام وجودم احساس کنم

    تا بتوانم خود خالقِ هر لحظه زیبای زندگیم باشم و خداوند تمام آنچه را که می خواستم در این مسیر برایم مهیا کرده بود تنها مسیری که فقط به جلو آمدم با عشق باشعف و شورو شوق

    چون زمانی ، تمام زندگیم از صفر شروع کردن بود و بی حاصل اما

    اینجا هر قدمش برلیم دروازه ای رو به بهشت بود .

    باید عاشق تغییر می شدم تادر هر زمینه ای بتوانم رشدوپیشرفتم را ببینم و مولانا چه زیبا می سراید:

    ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش

    در جهان هر مرد و کاری مرد کار خویش باش

    هر یکی زین کاروان مر رخت خود را رهزنند

    خویشتن را پس نشان و پیش بار خویش باش

    حس فانی می‌دهند و عشق فانی می‌خرند

    زین دو جوی خشک بگذر

    جویبار خویش باش

    می‌کشندت دست

    دست این دوستان تا نیستی

    دست دزد از دستشان و دستیار خویش باش

    این نگاران نقش پرده آن نگاران دلند

    پرده را بردار و دررو با نگار خویش باش

    با نگار خویش باش و خوب خوب اندیش باش

    از دو عالم بیش باش و در دیار خویش باش

    رو مکن مستی از آن خمری کز او زاید غرور

    غره آن روی بین و هوشیار خویش باش

    باید بگذریم از خیلی چیزهایی که یک عمر باعث شدند طعم شیرین با خدا بودن را درک نکنیم ،همه از خدا

    می گفتند اما در عمل مشرکِ به تمام معنا و

    امروز اگر می خواهم واقعا با راه و رسم خداوند زندگی کنم ، باید دست از توجیح و بهانه بردارم که آخ بابامه

    آخ مادرمه،خواهر و برادرمه و خیلی مواردی که جز شرک چیزی نیست و نخواهد بود ….

    من باید در مسیری قدم بردارم ، زندگی کنم و با کسانی باشم که فقط رشدوپیشرفت خود را در رفتار،گفتار،عملکردهایم ببینم و در کل یک زندگی بر پایه ایمان به خداوند را هرلحظه تجربه کنم ،

    ایمانی که هیچ رفتار و کلام ومقام و برخوردی

    نمی تواند آن را متزلزل کند

    تو هستی و خداوند و عجب

    ترکیب جادویی …..

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و در نور هدایت های الهی بدرخشید.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
    • -
      فاطمه سليمى گفته:
      مدت عضویت: 2060 روز

      مریم جانم سلااام

      ای جانم ای جان به مریم عزیزم، مثل همیشه فقط از بهبودهات و ماجراهای قشنگت تو این سایت بهشتیمون می نویسی!!

      ازت بینهایت ممنونم و تحسینت می کنم

      و خدا رو شکر میکنم که با شما و بقیه بچه ها تو یه خانواده صمیمی شاد خوشحال و راضی با هم هستیم

      به همدیگه یاد میدیم و از هم یاد میگیریم!!

      و مگه خدا جانمون غیر از این چیزی برای ما میخواد؟؟!!

      راستی مریم جان من تازه متوجه شدم مریم مهدوی که تو کانال یوتیوب برای فاطمه جان محرمی کامنت میزاره، شمایی:))…

      اونجا عکست خیلی کم سن و سالتر نشون میده!!!

      خدا رو صدهزار مرتبه شکر که آخرین فعالیت امشبم قبل از خواب کامنت نوشتن برای تحسین شما بود…

      عاشقتم و روی لطیفتر از ماهتو می بوسم

      به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        مریم مهدوی فر گفته:
        مدت عضویت: 1202 روز

        بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن

        ای به خطا تو مجوی خویشتن اندرخُتن

        گر به بر اندرکشی سیمبری چون تو کو ؟

        بوسه جان بایدت بر دهن خویش زن

        بهر جمال تو است جندره حوریان

        عکس رخ خوب توست خوبی هر مرد و زن

        پرده خوبی تو شقه زلف تو است

        ور نه برون تافتی نور تو ای خوش ذقن

        سلاااااام عزیزجااااانم ،عااااشقتم

        بعد از خوابی عالی به لطف خداوند بیدار شدم و گفتم خدای قشنگ و دلبرم ،آمده ام تا بریم سایت نورانی و با کلماتِ قشنگت که بر ذهن و قلبم جاری می کنی برای این خانم زیبا روی و زیبا سیرت بنویسیم

        و حالش رو ببریم .

        از صمیم قلبم که لبریز از حالِ عالی هستم ،برایت با عشق

        می نویسم حالِ دلم تقدیمت

        عزیزجان تا مجدد خود را لبریز کنم ،مگر

        می شود با این اساتید و دوستانِ گلم و این همه انرژی مثبت و حالِ خوب و

        موفقیت های خوشگل

        خوشگلشون ،زندگیه من غرق شادی ،لذّت و شکرگزاری نباشد،

        بخدا که اینجا خودِ خودِ بهشت است و هرکسی متعهد تر و عملگرا تر ،زندگیش بهشتی تر

        اذان هم شد و می بینی عزیزم

        خدا به وقت قشنگ و شیک میاد میشنه تو قلبت واااای چقدر حالم خوبه

        اون عکس من رو دیدیدعزیز، الان کم سن و سال ترررررم خخخخخخ

        چقدر خوشحالم برای کانال های دوستانِ قشنگم و

        زیبایی هایی که از خود جاری می کنند و من هم کلی ذوق و شوقشون رو دارم و منتظرم که

        افتتاحیه کانال خوشگل شما رو هم ببینما جانِ دل .

        خلاصه که خیلی مخلصیم خانم جذّاب دوست داشتنی

        دوچرخه سوار ،شناگر ،خانه دار منظم با کلی خصلت های عالی و خدایی و وجود دخترانِ یکی از یکی بی نظیرتر که مفتخرم

        کامنت های زیبای آنها رو با عشق بخوانم و کلی

        خوشحال تر باشم ،کلا دیدن

        موفقیت ها و رسیدن به خواسته های دوستانم مایه مباهات است و خداوندی که حسابی هوایمان را همه جوره دارد .

        عزیزجانم امیدوارم در کنار آقای زمانیِ بزرگوار هر لحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و در نور هدایت الهی بدرخشید، عشق بهتون

        از نقطه ای زیبا بر روی این‌کره

        لبریز از فراوانی و زیبایی برایت عشق و بوس می فرستم به آن نقطه زیبای دیگر که شما حضور دارید ،عاشقتم ممنون بابت کامنتی که لطف کردید و برایم با انگشتان دستان مهربونتون نوشتید و من

        می بوسم اون دستانِ سخاوتمندتون رو جاااانه دل

        به امید دیدارتان با هدایت های زیبای خداوند

        عشقی، عششششق بخدا

        خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

        متشکرم متشکرم متشکرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1789 روز

    بانام خداوند هدایتگر

    سلام و درود به استاد عزیز، جناب عباس‌منش بزرگوار،

    سلام به بانوی فرهیخته و الهام‌بخش، سرکار خانم شایسته

    و سلام به همه‌ی همراهان آگاه و دوست‌داشتنی

    خانواده‌ی سایت عباس‌منش

    تمرین این قسمت :

    این فایل بر دوگانه‌ی «تغییر آگاهانه» یا «نابود شدن زیر چرخ‌های جهان» تمرکز دارد. این سوال، کاربران را به سمت خودشناسی و عمل فوری سوق می‌دهد:«استاد در این گفتگو بر یک چالش حیاتی تأکید کردند: “قبل از اینکه جهان ما را مجبور کند، خودمان تغییر کنیم.”در کار یا زندگی شخصی شما، آن “مهارت سختی”، “تغییر رفتاری دشواری” یا “اقدام مالی چالش‌برانگیزی” که به وضوح می‌دانید اگر آن را انجام دهید، جهشی بزرگ در زندگی‌تان رخ می‌دهد، اما به دلیل سختی آن را عقب می‌اندازید، کدام است؟

    پاسخ : دقیقامن ناآگاهانه مجبور به تغیرشدم جایی که جهان داشت منوزیرچرخ دنده هاش له میکرد

    اما روزی ازروزهای خوب تابستان سال98

    خداوند دستموگرفت وراه درست رانشان داد ……

    چگونه آموزه‌های استاد عباس‌منش مسیر زندگی مرا از رنج به آگاهی تبدیل کرد؟

    سال‌هایی که نمی‌دانستم چرا زندگی سخت است؛

    استاد عزیزم دوستان بهشتی ام

    من این نوشته را از روی یک شوق درونی می‌نویسم برای ادای دینی کوچک به نیرویی که زندگی مرا نجات داد:

    “آگاهی”

    تا قبل از سال 1398زندگی برای من فقط یک «تحمل کردن» بود.

    سال‌ها بود که با افسردگی مزمن، سردردهای میگرنی بی‌وقفه، اختلال خواب، نگرانی دائمی، ترس‌های بی‌منطق و روابط عاطفی نابسامان دست‌وپنجه نرم می‌کردم

    هیچ‌چیز برایم آسان نبودحتی ساده‌ترین کارهای روزمره.

    نه آرامشی داشتم، نه امیدی و نه حتی تصور اینکه می‌شود روزی جور دیگری زندگی کرد.

    آن زمان‌ها فکر می‌کردم زندگی فقط همین است وبس

    یک چرخهٔ بی‌پایان از رنج، تلاش، ناکامی و دوباره رنج.

    نمی‌دانستم من منشأ تمام تجربه‌ای هستم که در زندگی‌ام خلق می‌کنم.

    کسی نبود که این را بگوید کسی نبود که راهی نشانم دهد.

    تا وقتی که خدا دوستم داشت وخواست و استادعباسمنش راسرراهم قراردادومن با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم.

    این آشنایی «تصادف» نبود یک هدایت بودازطرف نیروی برتر

    و آغازتولد دوبارهٔ من.

    نقطهٔ عطف؛ آشنایی با حقیقتی که همیشه در درونم بود

    سال 1398 برای من سالی بود که گویی جهان مرا تکان داد.

    گویی زندگی گفت: «دیگر کافی‌ست وقت بیداری است»

    با فایل توحیدعملی ، “قانون جذب درقرآن” استاد عباس‌منش دربارهٔ «قدرت ذهن وقدرت خلق زندگی ام » آشنا شدم.

    ازهمان ابتدا حس کردم یک نفر دارد حقیقت وجودم را به من یادآوری می‌کند

    نه حرف‌هایش انگیزشی بود نه شعاربلکه

    یک «دانش واگاهی» بود

    دانشی که سال‌ها دنبالش بودم اما نمی‌دانستم اسمش چیست.

    جمله‌ای که ازهمان روزهای اول ازاستادشنیدم زندگی‌ام را شکافت این بود:

    «جهان آینهٔ باورهای توست»

    این جمله مثل یک صاعقه به جانم خورد

    به گذشته نگاه کردم و فهمیدم ریشهٔ تمام رنج‌هایم، منفعت‌طلبی دنیا یا بی‌عدالتی زندگی نبود

    ریشه فقط یک چیز بود: باورها و فرکانسهای خودم

    برای اولین بار در زندگی‌ام حس کردم راهی وجود دارد

    و آن راه از درون من شروع می‌شود.

    آغاز تغییر؛ قدم‌هایی کوچک، نتایجی بزرگ

    از همان روز تصمیم گرفتم «واقعاً» آموزه‌ها را جدی بگیرم.

    «تمرین‌های ذهنی»

    «قانون توجه وتمرکز»

    «قانون هماهنگی با خواسته» وکلیداموزشهای استاد

    ” احساس خوب = اتفاقات خوب”

    ” احساس بد= اتفاقات بد”

    هرچه یاد می‌گرفتم، با ایمان عمل می‌کردم

    نه فوری و نه با عجله

    بلکه با اعتمادوایمان

    و کم‌کم اتفاق‌هایی افتاد که اگر خودم تجربه نکرده بودم هرگز باور نمی‌کردم

    1. افسردگی‌ام شروع به عقب‌نشینی کرد

    ازاموزههای استاداموخته بودم که «افکار ما شیمی بدن ما را می‌سازد»

    وقتی این را درک کردم شروع کردم به تغییر نگاهم؛

    به جای اینکه بپرسم «چرا من؟»شروع کردم به پرسیدن:

    «این حس الان چه پیامی برای من دارد؟»

    آرام‌آرام وضعیتی که ده‌ها سال با من بود شروع به فروپاشی کرد

    2. سردردهای میگرنی بیست‌ساله‌ام محو شد

    سال‌ها دارو خوردم، امّا هیچ‌چیز مانند آرامش ذهنی‌ای که از تمرین‌ها گرفتم

    مؤثر نبود.

    باتمرین شگفت انگیز اهرم رنج ولذت سردردوافسردگی 20ساله ام درمدت کوتاهی درمان شد

    فهمیدم که بدنم سال‌ها زبان نداشت و فقط با درد حرف می‌زد.

    وقتی «ذهنم» آرام شد بدنم هم آرام گرفت.

    3. اضطراب و نگرانی به آرامش و اعتماد تبدیل شد؛

    یاد گرفتم توجه خرابم را جمع کنم.

    استاد می‌گوید:

    “ذهن تو مثل بچه‌ای است که باید تربیتش کنی”

    ” ذهن تومثل باغچه ای است که نیازبه مراقبت دارد تادرخت وگیاهش درست وسالم رشدکند”

    من هم شروع کردم به تربیت ذهنم.

    اول سخت بود، ولی نتیجه‌اش… وصف‌ناپذیر.

    4. خوابم عمیق و راحت شد؛

    خوابم سال‌ها خراب بود.

    با کوچک‌ترین فکری بیدار می‌شدم.

    اما وقتی ذهنم آرام گرفت وقتی فرکانسم تنظیم شد خوابم هم متعادل شد

    برای اولین بار بعد از سال‌ها حس کردم «بدنم دارد به من اعتماد می‌کند»

    5. روابط عاطفی‌ام ترمیم شد

    وقتی من تغیر کردم، روابطم نیز تغیر کردوبهبودودیافت

    قبلاً نیازمند، وابسته، نگران و همیشه در حال کنترل‌گری بودم.

    اما آموختم:

    «کسی را می‌توانی دوست بداری که اول خودت را دوست داشته باشی.»

    و این شد نقطهٔ تغیر

    تلاش نکردم هماهنگ شدم؛

    یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی که گرفتم این بود:

    «زندگی از تو تلاش نمی‌خواهدهماهنگی می‌خواهد»

    وقتی افکارم تغیرکردوقتی باورهایم ترمیم شد وقتی فرکانسم عوض شد اتفاق‌هایی افتاد که نمی‌توانستم باور کنم

    • پاگذاشتن روی ترس‌هایم قوی‌تر شد.

    • تصمیم‌گیری‌هایم آسان‌تر شد.

    • شهودم بیدار شد.

    • فرصتها یکی‌یکی به سمت من آمدند.

    • چیزهایی که قبلاً برایم محال بود تبدیل به عادت روزانهٔ من شد.

    درک کردم که دنیا با من دشمن نبود؛

    این فرکانسهایم بود که مرا زیر چرخ زندگی داشت له می‌کرد.

    از روزی که «تسلیم بودن»، «اعتماد به منبع آفرینش» و «هماهنگی با خواسته‌ها» را یاد گرفتم

    دنیا دیگر دشمن نبود؛

    دنیا شد دوست من

    جهان جدیدی که برای خودم خلق کردم؛

    وقتی ذهنم آرام شد، تازه فهمیدم زندگی زیبایی‌هایی دارد که سال‌ها ندیده بودم

    سلامتی کامل

    بدن من به من برگشت.

    دیگر نه سردردهای همیشگی را دارم، نه بی‌خوابی، نه اضطراب‌های فلج‌کننده.

    بدنم مثل شاگردی بود که سال‌ها تشنهٔ آرامش بود و تا آن را چشیدشکوفا شد.

    آرامش ذهنی پایدار

    دیگر برای موج‌های زندگی نمی‌ترسم.

    وقتی موج‌ها می‌آیندیا به تضادی برمیخورم یادم می‌افتد

    «این موج‌ها این تضادهاپیامی هستندبرای بهترشدن برای رشدکردن بیشتر برای بهبوددادن وضع موجود نه تهدید»

    روابط عاطفی سالم و عاشقانه

    وقتی خودم را دوست داشتم دیگر نیازی نبود کسی جای خالی درونم را پر کند

    از اینجا بود که رابطه‌ام متولد شد

    رابطه‌ای بدون ترس، بدون کنترل، بدون اضطراب.

    خواب عمیق و شیرین

    برای من خواب دیگر یک مبارزه نیست

    یک نعمت است

    قدرت تصمیم‌گیری و حرکت بدون ترس

    قبلاً هر تصمیمی حتی کوچک برایم عذاب اور بود

    اما امروزه به لطف خدای رحمان وبه برکت اموزههای استادعباسمنش هر انتخاب وتصمیمی را با صلح می‌گیرم

    چون از منبعی که پشت من است مطمئنم

    احساس ارزشمندی

    بزرگ‌ترین هدیه ای که ازاین مسیرنورانی نصیبم شد این بود که فهمیدم:

    من ارزشمندم، فقط چون هستم.

    و این درسی بود که تمام زندگی‌ام را از نو ساخت.

    سپاسگزاری؛ هدیه‌ای که مسیرم را روشن کرد

    اگر امروز باافتخاراین متن را می‌نویسم فقط برای ادای احترام به نیروو مسیری است که مرا نجات داد

    به خداوندی که مرا هدایت کرد

    به آگاهی‌ای که همیشه درونم بود

    و به استاد عزیزی که باعث شد این آگاهی را به یاد بیاورم

    آموزه‌های استاد عباس‌منش برای من فقط یک سری آموزش نبودند

    یک چراغ راه بودند

    چراغی که تاریکی ذهنم را روشن کرد و صورتم را به سمت نور چرخاند.

    جمع‌بندی: من تغییر نکردم من خودم را پیدا کردم؛

    اگر بخواهم در یک جمله بگویم:

    من از سال 1398 تا امروز، نه تبدیل به آدم جدیدی شدم؛

    بلکه به خودحقیقی‌ام برگشتم.

    این مسیر هنوز ادامه دارد…

    ولی امروز دیگر می‌دانم جهان من به دست خود من ساخته می‌شود.

    هر فکر، هر احساس، هر رابطه، هر انتخاب،

    همه از درون من سرچشمه می‌گیرند.

    و باور دارم هرکسی که این مسیر را انتخاب کند

    می‌تواند نسخهٔ زیباتر، آرام‌تر و موفق‌تری از خودش را تجربه کند.

    تادرودی دیگربدرود

    ارادتمند اصغرابراهیمی 26ابان 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1693 روز

      سلام

      تحسینت میکنم حاج اصغر آقا

      این همه نتیجه ماشاالله

      دعا میکنم همیشه سلامت و سعادتمند باشید

      آگاهی های که استاد به ما دادن حاصل اون ایمان عملی ایشون بوده و ما هر چقدر در سایت ایشون دور میزنیم متوجه تازه بودن و روح داشتن آگاهی ها و صحبت‌های استاد میشیم.

      واقعا از خداوند باید شاکر باشیم که چنین فرشته ای داریم .

      امیدوارم متوجه اون اصلی که استاد روش تاکید داره بشیم و ادامه بدیم تا جایی که عمرمون صرف اینکار بشه.

      وجود شما تو این سایت و کار کردن مداوم روی خودتون شکرگزاری داره .

      سپاسگزارم از شما دوست عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        اصغر و پرسیلا گفته:
        مدت عضویت: 1789 روز

        بانام خداوند رحمان ورحیم

        باسلام وعرض ارادت

        ابراهیم عزیز،

        از لطف و محبت ارزشمندت صمیمانه سپاسگزارم همراهی و دلگرمی شما دوست عزیز وهمراه در مسیر «تغیر» برای من بسیار الهام‌بخش بود

        باور دارم که تغییر واقعی زمانی معنا می‌یابد که در کنار آن انسان‌هایی باشند که با انرژی مثبت نگاه آگاهانه و کلامی صادقانه مسیر را روشن‌تر کنند.

        پیامت برایم یادآور این حقیقت شد که هیچ قدمی حتی اگر کوچک باشددر این مسیر بی‌اثر نیست و همراهی دل‌های آگاه می‌تواند آن را عمیق‌تر و ماندگارتر سازد

        از توجه و مهر شمانازنین ممنونم و خداوند را شاکرم که در این مسیر رشد و آگاهی با انسان‌های ارزشمندی چون شما هم‌مسیر شده‌ام.

        برای شماعزیزدل در ادامه‌ی راه تغیر، آگاهی و خلق زندگی دلخواهت بهترین‌ها را آرزو می‌کنم

        ارادتمندابراهیمی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2060 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و استاد مریم جان شایسته تحسین و دوستان نازنینم

    الهی که حال دلتون عالی باشه

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای بارون رحمتش که هم دیشب و هم امروز صبح زود رگباری و باصدای بلند بارید…

    دیشب قبل از اینکه بخوابم دیدم این فایل روی سایت اومده، دانلودش کردم تو گوشیم و گذاشتمش روی پخش بعد دیدم رسیده به آخرای فایل و این وسط من خوابم برده بود!

    و خدا روصدهزار مرتبه شکر که امروز صبح در حال پیاده روی تو حیاط خونه مون کامل گوش دادم..

    تحسین می کنم  عادله جان(شکیلا) و شکیبا جان و آقا سید علی خوشدل رو  که مدتیه خبری توی سایت ازشون نیست، شایدم هست ولی من ندیدم

    الهی که هرجا هستن موفقیتهاشون روز افزون باشه..

    چقدر من و عادله جان با هم وجه مشترک داریم!

    اینکه عادله دوتا اسم داره، نمم دوتا اسم دارم یکی فاطمه که اسم شناسنامه ای منه و یکی دیگه سُعاد که از اول بدنیا اومدنم همه با این اسم صدام میزنن…

    اینکه عادله جان چقدر با هیجان و خوشحالی حرف میزد!!

    منم همین جوری هستم، و خیلیها هم اینو بمن میگن، از همسرجانم گرفته تا خواهرم و دوستای سایتم و مربی شنای من تو دندونپزشکی و.و.و…

    استاد جانم کاملاً درک میکنم این هیجان عادله جان رو و ملموسه برام

    بیادم اومد اون ویدیویی که از خودم گرفتم و تو واتسپ برای دخترم یاسی جان فرستادم

    وایشون هم وقتی اومد به ملاقاتتون به شما نشون داد..

    و اینکه اولین محصولی که من و دخترام از سایت خریدیم دوازده قدم بود، و من تا آخر قدمهارو همه جلسه هاشو گوش کردم و در قدم دوازدهم ویدیو هم گرفتم از خودم و  بعضی از نتایجم از این دوره رو گفتم  از جمله سردردهای میگرنی شدیدی که داشتم و زندگیمو همه جوره فلج کرده بود، و من با آوزشهای اون دوره درمانش کردم

    استاد جانم این دوچرخه ای که الان باهاش دارم تمرین می کنم یه دوچرخه قدیمیه، و مال دامادم آقا سام همسر سمیه بوده، و من توجه به آموزهاتون که میگین با امکاناتی که دارین شروع کنین، از چهار سال پیش شروع کردم به تمرین، و البته هنوز هم مبتدی مبتدی هستم امروز هم نیمساعتی رفتم

    جای همگی خالی که بااینکه نزدیک ظهر بود وآفتاب  هم بود ولی واقعاً هوای بهشتی بود و اصلاً گرمم نشد

    استاد جانم کل زندگی من تمرین عملی آموزشهای شماست

    دیروز چند روز پیش هم قدم اول از دوازده قدم رو با اکانت خودم خریدم..

    استاد جانم اینقدر ماجراها و داستانها دارم که براتون تعریف کنم که خدا می دونه

    فعلا به علت همزمانی با اذان مغرب و برای پرهیز از ایجاد تنش با همسرجانم به همین اندازه بسنده می کنم

    عاشقتونم

    خداوند به شماخیر کثیر و پاداشهای وبی انتها عطا کنه

    از رب العالمین جان برای خودم و همگی بهتریها رو درخواست می کنم

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 86 رای: