تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳ - صفحه 36 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

626 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهری فرهادزاده گفته:
    مدت عضویت: 1839 روز

    سلام به استاد عزیز ،مریم گلی و دوستان

    بسیار عالی بود و نکات بسیاری در این گفتگو بود که هر بار میشه بیشتر مباحث را درک کرد و فکر کرد در موردش .

    من هم نمونه هایی از بزینسهارو دیدم با شرایط یکسان ولی نتایج متفاوت .

    و گاهی فکر کردم واقعا چرا ، درون این آدمها چی میگذره چه باورهایی دارن که نتیجهای متفاوت حاصل شده در مورد یکیشون که کنار هم هستن لوازم و وسایل فروش عین هم اما یکی اینقدر سرش شلوغ فروشنده گرفته این ، یکی هر وقت میری دستش زیر گوشش .

    اینجاست میفهمم ی جریانی قویتر از تبلیغات و ظاهر کار و… در کاره

    شناخت قدرت درون ،باورهای درست ، ایمان قوی در کار ، اعتماد به نفس…. که یکی در مسیر درست از ابزارهای ذهنی استفاده کرده و دیگری برعکس.

    خود من هر وقت با ایمان پا در راهی گذاشتم موفق شدم ولی وقتی کفه باورهای اشتباه و تردید … سنگین شده من موفق نشدم .

    شاید سخنوری در این زمینه بسیار آسان باشه اما کنترل و در مسیر قرار گرفتن و اصلاح و تداوم حرکت در مسیر درست خیلی مشکل تجربش کردم در هر زمینه ای مثلا در قانون سلامتی استاد به نتایج شگفت انگیز رسیدم 35 کیلو وزن کم کردم سر حال و سلامت اما وقتی به اونجا که استاد گفت بخودتون یادآوری کنید از خودتون رد پا بزارید تا فراموش نکنید برگشتم به جایی که دوباره دارم مسیر رو شروع میکنم . در ثروت و آرامش و غیره … هم همینطور جریان هدایت که همیشه جاریست در زندگی ما و فرکانسهای ما آدمهایی که هم مدار ما هستن سر راهمون میزاره من اصلا از آدمهای اطرافم راضی نیستم و الان مدتی هست فکر میکنم ببین من کجام چقدر دور شدم از اونجایی که میخواستم باشم که این آدمها اطرافم هستن . اینها مقصر نیستن من در این جایگاه فکری بیشتر از این روابط نمیتونم انتظار داشته باشم حالا خوب نیست مسیر رو استاد گفته، مدارتو تغییر بده .

    وقتی به نقطه ای برسم که باوری قوی و بی شک و تردید پیدا کنم که داستان من و جهان اطرافم در ذهنم نوشته و برنامه ریزی میشه میتونم تمرکز کنم و اگر تغییر بخوام میدونم از کجا باید شروع کنم دیگه نمیرم مامانم و دوستم و همسرم عوض کنم . اینقدر درسهای استاد به هم مرتبط که بدون یکی اون یکی رو نمیشه درک کرد و به اجرا گذاشت از نظر من پازلهای یک تابلو کنار هم یک تصویر به ما میدن قابل رویت و برای رسیدن به ی هدف باید اعتماد به نفس ، درک قانون هدایت ، حال خوب ،اجتناب از افکار منفی ، تکامل در مسیر ، باور قلبی …. همینطور الی آخر

    رشد در تمام جنبه ها میتونه مارو به لذت درونی برسونه .

    آرزوم برسم به جایی که بتونم در جهاد اکبر با باورهای اشتباه و روشهای غلط که تا امروز منو در مدار پایین قفل کرده خودم نجات بدم و یروز دوباره از دست آوردام بگم . اینکه به کجاها و چه اشخاصی هدایت شدم . چون وقتی کار و حالت خوب باشه فلافلی ته بازارم باشی جهان به نفع تو اقدام میکنه چون ابزار خواستن داری و جهان مشتاق برای پاسخ و پاداش دادن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مرضیه رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1247 روز

    به نام خداوند وهابم

    سلام استاد وخانم شایسته عزیز

    بسیار خوشحالم از اینکه اومدم این فایل بسیار زیبا وهدایتی رو دیدم

    دلیلش اینه که تازه روانشناسی یک رو خریدم وخیلی خیلی از این بابت خوشحال بودم وبا شنیدن صدای فرزانه ومحمد عزیز اشک شوق ریختم سلام به این عزیزان که واقعا در مدار خودشون میدرخشند وخدا چه قدر شگفت انگیز پاسخشون رو میده براتون بهترین هارو آرزو میکنم

    استاد در مورد دسته های چهاگانه من فکر میکنم من مرضیه از هر نظر عشق وثروت وسلامتی هر کدوم رو در هردسته تجربه کرده باشم یعنی تو روابط تا به تضاد برمیخوردم به خودم لیاقت رابطه درست رو میدادم که این طوری نباید باشه ومن این رو این شرایط رو دوست دارم با خودم خیلی وبعضی وقتا هم تا مرحله سوم میرفته چون اصلا بلد نبودم وگاهی شرک وگاهی ایمان کمی بود قبلا الان چند ساله با توجه به کار کردن روی خودم به خودم این اجازه رو نمیدم تا مرحله سوم بره

    توبعضی خواسته هام هم از همون اول قبل از اینکه مسئله پیش بیاد نا خودآگاه لیاقت حس کمبود رو اصلا نمیدم وحتی با وجود اینکه من کامل نیستم ولی چون خودم رو یک انسان میدونم ومن در این باور از صحبت های شمایاد گرفتم که موحد باشم با همین شرایطم

    اصلا مهمترین عاملی که شما رو به عنوان یک مربی وسرمشق قرار دادم این موحد بودن تو فایلی بود که سالها پیش تو تلگرام از کانالی دریافت کردم وصداتون رو همیشه گوش میکردم وهنوز هم مربی موحدی مثل شما ندیدم خداوند یارتون باشه وایمانتون رو براتون حفظ کنه

    من همیشه این موحد بودن رو تحسین میکن ودوست دارم که موحد تر بشم

    در مورد ثروت در دسته های مختلف بودم یعنی بیشتر دسته سوم بودم قبلا واحساس لیاقت ثروت در درونم بسیار کم بود والان خدارو شکر روی این مورد مشغول هستم واحساس لیقت رو هم بیشتر باید کارکنم من این رو به لطف خداوند پذیرفتم که خودم مسئول تمام این شرایط هستم وخودم هم باید درستش کنم

    استاد ازتون متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 810 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    روز146

    خدایا شکرت برای فایلهای هدایت که بر قلب استاد عزیزم جاری کردی و بر ما گفته میشود

    خدایا شکرت

    چگونه در مدار مناسب قرار بگیریم؟

    در بحث تغییر استاد خیلی عالی به ما راهکار میدهد

    استاد من قبل از آشنایی با شما در دسته سوم بودم و در روابط با همسرم نشانه ها می‌آمد و با تضاد ها و چالش های که داشتم تصمیم به تغییر گرفتم و خدارو شکر که هدایت شدم از طریق همسرم که شما رو بهم معرفی کرد و فایلهای شمارو در تلگرام برام می‌فرستاد و من از همون موقع تصمیم گرفتم باید من تغییر کنم و کم کم با سایت آشنا شدم وهر بار نشانه های واضح دریافت میکردم برای خرید هر دوره ای که هدایت میشدم .

    و الان بلطف الله خیلی در روابط بهتر شده ام در این یکسال گذشته اصلا یاد م نیست که بحث سنگین با همسرم داشتیم نمی‌گم هیچ نبوده ولی خب به نسبت بحث های بسیار کوچکی بوده و همون موقع هم تموم شده

    و از وقتی که من با عطش زیاد بکار کردن روی خودم تعهد داده ام و ثابت قدم هستم جهان هم داره اطراف مرا تغییر میدهد.

    در حوزه مالی هم که تقریبا یکسال پیش درآمدم صفر بود الان بلطف الله خیلی بهتر شده ام و درآمدم از صفر به سه برابر بیشتر هم رسیده در ماه و اتفاقادیروز نوشتم که می‌خوام در ماه درآمدم از اینی که هست دوبرابر بیشتر شود خدایا شکرت

    در حوزه معنویت خیلی عالی شده ام روابطم با عشق جانم با خدا جونم خیلی عالی شده هر کاری که می‌خوام انجام بدم ازش میپرسم و وقتی میبینم احساس خوب دارم قدم برمیدارم و خدا بقیه کارها را برایم انجام میدهد ازش میپرسم بهم بگو چی بپوشم چی بخورم چی بگم کجا برم خودت برام کارها مو مدیریت کن و جان جانانم با عشق مرا یاری میکند

    خدایا شکرت برای دوستان عزیز هدایت یافته ام محمد و فرزانه عزیز تحسینتون میکنم ایمانتون باورتون اعتماد و توکلتون رو خیییییلی براتون خوشحالم

    انشاالله که خداوند تمام دوستانم اعضای سایت خانواده بزرگ عباس منش را خیلی زودتر از آنچه که فکرشو میکنند به مسیر سعادت و خوشبختی هدایت کند

    خدایا شکرت کمکم کن

    خدایا من تسلیمم من هیچی نمیدانم

    تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت که مرا همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قرارداده ای

    خدایا شکرت که نتایج بهم میفهمونه که این مسیر درست الهی است و داره بهم جواب میدهد این ابزار خیلی داره بهم کمک میکند

    این ابزار مهمی است همین که من امروز در حین راه رفتن در خیابان که کلاس هنری رفتم و گنجشک دوقدم فاصله بامن داشت و دستشوییشو انداخت و روی من نیوفتاد و کمی آنطرف تر یک نفر از بالا به پایین انداخت و با من فاصله داشت یعنی خدا هوامو داره

    خدا همه کاره است من نمی‌دونم من هیچی نمی‌دونم

    الله واکبر

    بخدا که فقط باید بخدا اعتماد کنم

    من باید چکار کنم که در مدار مناسب قرار بگیرم

    بجای اینکه برم تبلیغ کنم برای بیزینسم

    استاد همه بهم میگن چرا تو اینستا یا واتساپ هنر هاتو بفروش نمیرسونی من همون لحظه میگم خدا در زمان مناسب بهم میگه چکار کنم خودش برام تبلیغ می‌کنه من با عقل خودم هیچی نیستم من بلد نیستم من حالیم نیست خودش می‌دونه در زمان مناسب و مکان مناسب بهم میگه چکار کنم من تسلیمم

    خدایا شکرت که خودت تمام اموراتم را در دستان قدرتمند ت گرفته ای

    مسیر یه مسیر اصل و فرکانسی است من باید روی باورهای مناسب و قدرتمندم کار کنم خدا خودش سمت خودش رو خوب بلده

    من باید به جریان هدایت الله اعتماد کنم بخدا اعتماد کنم من یک قدم بردارم که قدم من ساختن باور درست و کار کردن روی خودم است و خداوندهزار قدم برای من بر میداره

    من هر بار با دیدن نشانه ها و ایده های الهامی خداوند که مناسب شرایط الان من هستند را عمل کنم و بقیه کارها را بسپارم بخودش

    مثلاً همین چند روز پیش یه ایده عالی بهم داد و من تونستم با سود همون ایده قدم اول را بخرم بخدا که خدا بود تیر رو انداخت

    تیر انداختن خداوندی ای محمد تنها نیست برای تک تک ماها صدق می‌کنه

    یعنی بارها شده وقتی قرآن خوندم خداوند جوری هدایتم کرده که درسته تو قرآن مخاطب موسی یا ابراهیم یا محمد یا نوح بوده ولی دقیق داشته با من حرف میزده و فقط ازش خواستم معنای اصل و درک کلامش را در قلبم حک کند تا همیشه بیاد داشته باشم کلام حق را

    خدایا شکرت که همواره در حال هدایت من هستی با من هر لحظه داری حرف میزنی

    مرا در مدار درست درک کلامت هدایت کن روشنم کن دقیقم کن می‌دونم که باید تکاملم را طی کنم که بیشتر همراه باشم با کلامت

    ایمان دارم همین که نشانه های کوچک را میبینم و در طول روز بخودم همون لحظه میگم ببین داره جواب میده ببین خدا بود بجای این بغل دستی باهات حرف زد بین الهام همین که مربی قلم زنی بعد از چندین روز میاد پیست و ازت تشکر می‌کنه بابت هدیه روز معلم و بهت میگه من تازه اسامی بدستم رسیده که کادوها رو دادن و شما تازه وارد کلاس ما شدین خیلی لطف کردین و کلی تشکر می‌کنه .

    همین که بچه ها تو کارقلم زنی همون لحظه که نیاز داری میان بهت یه راهکار میدن همون لحظه میگم ببین داره جواب میده کریدیتشو میدم بخدا میگم جان جانانم کاره خودته اینا همه دستان خوب تو هستن همه کاره تویی خدایا شکرت

    خدایا شکرت که مدار من متناسب با تغییرات من داره تغییر می‌کنه انسانهای عالی و مناسب با مدار الآنم اومدن تو مدارم که کاره خداست

    شرایط خوب که مناسب الآنم هست را دارم لذت میبرم

    ماشین نداریم الان ولی جان جانانم یه دوستی با ماشین آورده تو مسیرم که ما جمعه ها با بچه ها بریم بیرون و شاد باشیم کنارهم خدایا شکرت

    بخدا که از وقتی باور کردم که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم تمام کارهام رو خدا داره برام انجام میده و فقط میگم با تمام وجودم خدایا شکرت

    چهارشنبه گذشته کمی گلوم درد داشتم و تایم باشگاه هم عصر داشتم با اینکه عاشق ورزش و تایمی که کنار دوستان باشگاه و بچه های کوچک هستم در ژیمناستیک ولی ته دلم دوست داشتم اون روز رو استراحت کنم و نمی‌خواستم هم غیبت داشته باشم چند ساعت قبلش مربی باشگاه پیام گذاشتن بود امروز جلسه داریم کلاس تعطیله

    گفتم خدایا می‌دونم هوامو داری بوووووس بهت جان جانانم خدایا شکرت

    بخدا اینقدر از این همزمانی ها داشتم که اکثرا رو تو دفترخانه می‌نویسم تو تمرینهای آخر شب ستاره قطبی می‌نویسم تا فقط قانون رو بیاد بیاورم که دیدی اون موقع شد ایمانم قوی تر بشه برای قدم های بزرگتر برداشتن

    خدایا شکرت

    یکیش همین دیروز که جمعه بود بچه ها عصر گفتن مامان بریم بیرون گفتم باشه آماده بشیم پیاده روی بریم دخترم گفت به دوستت بگو تا اونم بچه هاشو بیاره باهم بازی کنیم پیام بهش دادم کجایی اگه میتونی من دارم پیاده روی میرم بیرون بچه ها رو بیار تا باهم بازی کنن

    زنگ زد گفت سر کوچتونیم داریم میریم الان میام سراغتون چند دقیقه بعد رسید .

    بخدا فقط میگم خدایا شکرت چقدر بهم این روزها فقط داره خوش میگذره من یه قدم بر میدارم با توکل بخودش جان جانانم هزارقدم بر میداره خدایا شکرت که در مدار مناسب هستم

    راحترو اعتماد و توکل کرده ام

    خودم را سپردم بهش در آغوشش جایگاه عالی دارم

    بخدا که روی ابرها هستم اینقدر که حالم با عشق جانم عالیه

    خدایا ماچ بهت عاشقتم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    شکوه فیروزی گفته:
    مدت عضویت: 1235 روز

    به نام الله یکتا

    درود بر استاد عزیز,بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسم

    *وقتی در مدار مناسب قرار میگیریم,در زمان مناسب با آدمها و شرایط مناسب برخورد میکنیم.

    این آگاهی,پدیده ی همزمانی را برایم تایید میکند که چقدر منظم ,وقتی جایگاه فرکانسی ما تغییر میکند جهان به این تغییر جایگاه,به شکل ایده ها و شرایط و اشخاص جدید پاسخ میدهد.

    برداشت من از جهان ,از زمانی که با قانون آشنا شده ام یک ساختمان است که طبقات زیادی داشته و در هر طبقه افرادی هستند که مشغول به فعالیتی خاص و دارای حال و هوای ویژه ی خود هستند. مثلا در طبقه ی اول,افراد مشغول غم و ناله و اشک و شیون و در طبقه ی دوم مشغول رقص و پایکوبی و در طبقه ی سوم مشغول کار و فعالیت. و همینطور تا بینهایت این طبقات ادامه داشته و هر چه طبقات بالاتر میرود جمع و اتفاقات بهتری وجود دارد.

    همیشه با خودم میگویم که اگر بخواهم شادباشم نمیتوانم در طبقه ی افراد غمگین (مدار غم) باشم. بنابر این باید طبقه (مدار) را عوض کنم تا بتوانم شادی را تجربه کنم.وقتی طبقه ی بالاتر بروم(مدار بالاتر)در جای مناسب قرار گرفته و آنجا دیگر نیازی نیست که دیگران را مجبور به شادی و خنده کنم چون در واقع,آن افراد ,خودشان در مدار شادی هستند.

    سپاس از استاد عزیز و دوستانی که تجربیات بینظیر خود را برای ما به اشتراک گذاشتند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    احمد پورحسینی گفته:
    مدت عضویت: 1370 روز

    پول براحتی بمن می‌رسد درودبرهمگی معامله های من براحتی انجام می‌شود من براحتی ب خواسته هایم میرسم من هرجاباشم پول می‌سازم همه بمن اعتماددارند آدمهای عالی درزمان های عالی سرراهم قرارمیگیرندروزی دنبال من میآیدمن عشق حال میکنم تفریح میکنم لذت میبرم وپول درمیاورم همه بمن پیشنهادمالی می‌دهند خداوندهمیشه هوامودارد خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2462 روز

    استاد عزیزم

    دوستان خوبم سلام

    الان برای فایل قبل کامنتم نوشتم و اومدم اینجا

    این فایل رو س بار گوش دادم

    و خدارو شکر

    جواب ب من بود

    الان موسم امتحانات پایان سال

    و دیگه والدین هم افتادن تو هول و ولا که معلم برای بچه هاشون بگیرن

    نمونه اش استاد خوشنویسیم که برای پسرش معلم ریاضی کرفته

    ( پسرش سال اول رشته ریاضی ( کلاس دهم) ولی نه فیزیک، ن شیمی نه هندسه و نه ریاضیش خوبه)

    ی خانم دیگه هم دیدم که برای پسرش دنبال معلم برای تدریس درس گسسته بود

    نرخ جلسه ای این ها رو برای مقطع دبیرستان نمیدونم

    ولی برای دوره متوسطه اول شنیدم که تا حلسه ای 500 تومن میرسه

    و اون کسی که داشت در این مورد صحبت میکرد با یک‌حالت نکوهش میکفت که

    این معلم ها پولکی هستن

    و من تدریس میکنم ساعتی 50 یا 70 ( این اقا نیاز مالی ندارن)

    صحبت میکرد و گفت که یکی از هم دوره دکتراش ( ک الان با تدریس خصوصی ب قول این اقا پول پارو‌میکنه)

    تمام هزینه تحصیلش رو از کلاسهای خصوصی مدارس با قیمت بالا دراورد

    و من سریع بردم تو منطقم‌که ببین چقدررر مشتری هست که حاضرن پول خوب بدن برای مهارتی

    ولی من بخاطر باور خرابم مشتری های داغون سراغم میان

    و

    وقتی اون اقا گفت این معلم ها پولکی هستن ، سریع جمله یکی از دوستان که برام کامنت کذاشته بود تو ذهنم بولد شد

    چون منم ترس از قیمت دادن و زود جواب مشتری دادن و شماره کارت فرستادن داشتم که

    نکنه بگن خانم خلفیان چ مدرس پولکی

    اخ که چقدررر این واژه پولکی بد تو ذهن ما جا گرفته از بچگی

    در حالیکه که همه دارن سگ دو میزنن که ب همون پوله برسن

    و اون دوست ب من کفت

    پولکی یعنی کسی که پول رو‌دوست داره

    و براش احترام و ارزش قایل

    و این جمله دوست

    رفت تو ذهنم

    و از پارسال

    ب محضی ک زبان اموزم شماره کارت

    یا هزینه رو میپرسه تعارف الکی نمیکنم سریع جواب میدم

    توی کامنتهای قبلم‌نوشتم‌از افزایش نرخ کارم در سال حدید

    ک یدونه از زبان اموزام وقتی نرخ رو بهش اعلام‌ کردم گفت اطلاع میده و دو هفته اس که خبری ازش نشد

    به دلم خدا انداخت که از دوستم نرخ زبان مدرسه رو بپرسم

    گفت رنج 300 نا 500 تومن جلسه ای

    و من دیدم که ای خدااا

    من چقدر پایین میگم ( باور کمبود)

    و

    شروع کردم ب پرسیدن

    قیمت کلاسها

    تا برای ذهنم ب قول استاد منطق بیارم که باباااا

    هستن ادمهایی که دارن تدریس میکنن

    همون مهارت من.ر و

    و دارن ثروت خلق میکنن

    کلی مشتری درجه یک و دست ب نقد دارن

    تو این چند روز که از نرخها مطلع شدم

    دنبال ی راهی بودم که مشتری ها من پیدا کنن

    ولی ب قول استاد من باید ب جای زور فیزیکی

    روی خودم

    باورهام و مهارتهام کار کنم

    لیست قیمتهام اماده کنم

    و لاجرم من ب مدار مشتری بهتر هدایت میشم

    کی؟

    نمیدونم بستگی ب تعهد و عملکرد من داره

    ولی اینکه بخوام زور بزنم

    و فکر کنم هر جا میرم از ی دری برسونم ک من ندریس زبان میکنم و بیاین ب بچه هاتون درس بدم

    بیام بیرون

    و خدا خودش مشتری ها. رو برام میفرسته

    دقیقا این دوتا شاکردی که دارم

    من ی قدم برای داشتنشون بر نداشتم

    و خدا ب سمت من هدایت کرد

    خدایا شکرت برای اکاهی امروزم

    اهدنا الصراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      محمد کرمی گفته:
      مدت عضویت: 1533 روز

      سلام خانوم صمدی عزیز

      خده رو بی نهایت شاکرم که سرالیعجاب

      ذهن من از صب که بلند شدم دنبال ایدهای بود که بتونم کسب کارم رو گسترش بدم و همش از خداوند هدایت میخواستم و مطمئن بودم پاسخ میده ،این فایل من چند بار گوش داده بودم و دیروز باز نشانه امروز من بود و مثل همیشه در حالی که فکر میکردم دارم با دقت گوشش میدم خیلی سر سری ازش گذاشتم ولی صفحه رو نبسته بودم و امروز شروع کردم به خوندن کامنتها که چشمم به صورت زیبای شما افتاد رو پروفایلتون و تصمیم گرفتم کامنت شما رو بخونم

      متن کامنت شما دقیقا همون چیزی بود که مربوط میشد به من و اینم چیزی نیست جز هدایت الله که باعث شد کلیدهای توی ذهنم باز بشه و گذشته خودمو بیاد بیارم که وقتی روی باورهای خودم کار کردم چه اتفاقات زیبایی برای من افتاد چه آدمهای فوق العاده ای اومدن توی کسب کارم و چه نتایج بزرگی رقم زدم ،ولی خیلی زود فراموشم شد

      واقعا این جمله استاد که تمام اتفاقات زندگی ما حاصل افکار و فرکانسهای ماست باید میلیونها بار تکرار کنیم و باورش کنیم نه اینکه فقط تکرار کنیم

      من یادمه توی قدم اول 12 قدم نشستم باورهامو نوشتم در مورد مشتریام و جالب اینجاست به یک روز نرسید 5 هنرجو باهام تماس میگرفتن یا میومدن سراغم که آموزششون بدم و من میفهمیدم این نتایج از کجاست ولی خیلی زود فراموشم شد و باز میگفتم مشکل کجاست

      مشکل فقط یه چیزه و اونم عدم درک اینکه من خالق هر لحظه زندگی خودم هستم و باید بتونم ذهنمو طوری تربیت کنم که در جهت خواستهام فرکانس بفرستم همونجوری که قبلا فرستادم بصورت آگاهانه ،و با دیدن اولین نشانها تایید کنم و ادامه بدم کل داستان همینه

      همونجوری که قبلا خداوند آدمها رو دور من جمع کرد که بهم منفعت برسونن بازم اینکارو میکنه و این قانون جهان وظیفه خداوند توی مسیری که هستم منو پشتیانی کنه

      انگار دارم بهتر درک میکنم سیستمی بودن خداوند که خداوند فقط گیرنده فرکانس ماست و همونم بهمون تحویل میده نه بیشتر نه کمتر و اگر این قانون پس هر جا من نتونستم نتیجه مطلوب بگیرم میشینم روی خودم کار میکنم روی فرکانسی که دارم ارسال میکنم

      بی نهایت سپاسگزارتم خانوم صمدی عزیز

      بی نهایت سپاسگزار خداوندیم که با قوانین ثابتش بهم این شجاعت میده پامو جای سفتی بزارم و تردید و دو دلی از ذهنم بیرون کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        نگار گفته:
        مدت عضویت: 2462 روز

        اقا محمد عزیز سلام

        خوشحالم که کامنت من برای شما راهنما بود

        دوباره کامنت خودم خوندم

        و نوشته بودم که اون شاگردم بعد از افزایش نرخ

        کلاس کنسل کرد

        من ب خدا فقط گفتم خدایا میدونم اگر رزق من باشه

        این شاگرد برمیگرده

        و خدایا خودت دل ادمها رو برای من نرم کن و برام مشتری های دست ب نقد بفرست

        بخدا صب ساعت ١١ داشتم مشق های خوشنویسیم رو انجام میدادم مادر زبان اموزم تماس گرفت

        و حال و احوال و گفت چون موسم امتحان و امتحان پسرش نهایی

        میخوان که بعد از امتحانات کلاس شروع بشه و اصلا در مورد افزایش قیمت چیزی نگفت ( قبلا چونه میزد)

        و خودش گفت

        که ما بخاطر امتحانات کلاسهای فوق برنامه کسرا رو میخواستیم کنسل

        کنیم

        ولی کسرا همه کلاسها رو میره جز کلاس شما ( اینم بخاطر فرکانس خودم قطعااا)

        و خانم گفت که ی جای دیکه پسرش برده برای کلاس مکالمه

        سه جلسه پسرش رفته و گفته نمیخوام برم

        کلاس خوب نیس و فقط به خنده و حرف الکی میگذره

        و میخوام برگردم به کلاس خودم با خانم خلفیان ( یعنی من)

        این یعنی همون درخواست نرم شدن دل مشتری که از خدا خواستم و از زبان اون پسر ب پدر و مادرش گفته شد

        و درنظر دارن کسرا کلاس رو ادامه بده

        ( البته من باز هم ب خدا میسپارم که بهترینها رو در مسیر من قرار بده)

        و من فقططط اعتبار مهارتم و نرم شدن دل مشتری هام رو بخدا میدم

        اون لحظه که مادر شاگردم داشت میگلت

        زمان تعیین سطح پسرش خیلی خوب جواب داده

        و از من تشکر کرد بابت اموزشم

        من همون لحظه تو دلم از خدا تشکر کردم

        خدا توانایی تدریس رو در من قرار داده و ب زبانم بهترین کلمات رو جاری میکنه که زبان اموز درک میکنه ب اسانی

        خدایا شکرت

        و من بازم ادامه میدم

        و میدونم که برای افزایش نرخهام هم باید تکامل رو طی کنم

        و گفته خدا

        اجیب الدعوه الداع اذا دعان فستجیب لی

        شما در خواست داشتی پاسخ رو در کامنت پیدا کردین

        پس باز هم در خواستهاتون رو اگاهانه بفرستین چون خداوند حتما پاسخ میده

        درپناه خدا باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          محمد کرمی گفته:
          مدت عضویت: 1533 روز

          سلام صدی خانوم عزیز

          خوشحال شدم که جواب فرکانسهای مثبت شما بصورت دست خداوند شد و مامور رسوندن رزق بی حساب برای شما

          دیروز به درک بهتری از مفهوم فرکانس رسیدم و دوسدارم با شما به اشتراک بگذارم

          ما شاگردهای استاد عباس منش چون در برهه ای از زندگیمون به تضادی خوردیم و تضادهای ما معمولا با شخص دیگه تقریبا متفاوت ،پس درخواست هدایت کردیم و به نحوی متفاوت با استاد آشنا شدیم

          موضوع آشنایی هر کدوم از ماها با استاد متفاوت ولی در کل نتیجمون که وصل شدن به استاد بود کاملا یکسان و این هم دلیلش فقط یک چیز ،فرکانس استاد عباس منش و باوری که ساخته بود برای خودش که جهان مثل پیامبر افراد درست رو در زمانی که آمادش باشن به سمتش هدایت میکنه

          نتیجه این باورشم ماهای هستیم که الان اینجا توی سایت حضور داریم و اکثرا متعهد به تغییر زندگی خودمون در روند مثبتش هستیم

          صدی عزیز همین موضوع و درکش که استاد باوری ساختن و تونستن در عمل اجراش کنن خیلی جای تعقل داره و برای منی که شاگردش هستم باید منطقی بشه که این جهان به باورها و فرکانسهای ما جواب میده دقیقا مثل آیینه

          واقعا این جمله استاد که توی یکی از دورهاشون میگه که من این جمله که جهان اطراف ما فقط و فقط آینه درون ماست و فرکانسهای ماست رو هر لحظه فراموش میکنم و انگلر یه جمله جدید میشونم رو باید با طلا بنویسیم و بزاریم بالای سرمون تا هیچ وقت غره نشیم که قانون بلدیم

          با اینکه من مدتهاست دارم روی خودم کار میکنم و ظاهرش اینکه باید همه چی تغییر کنه ولی خیلی وقتا فراموشم میشه که قانون جهان واکنش به فرکانسهای منه و اگر الان شرایطم بد پیش میره فقط بخاطر ارسال فرکانسهای نامناسب خود منه

          جریان از این قراره که دیروز بصورت کاملا یه هویی یه مخاطب که من بدهکارش بودم توی ذهنم خیلی سریع مرور شد و بیادم اومد و میتونم به جرات بگم در حد ثانیه نبود ،و خیلی زود هم فراموشم شد این موضوع

          این شخص شاید بالای 6 ماه هیچ گونه تماسی باهاش نداشتم ،دقیقا چند ساعت بعد تماسشو روی گوشیم دیدم و با تعجب بهش نگاه کردم و سعی کردم حالمو خوب نگه دارم و جوابشو بدم و شکر خدا هم بخیر گذشت تا حدودی

          میخوام بگم متوجه شدم من بخاطر شرایط الانم و مداری که توش هستم دارم فرکانس این موضوعات میفرستم و قطعا وقتی مفرکانس من بدهکاری باشه نتیجشم پیدا شدن طلبکارا توی زندگیمن ،و اینو من خلقش کردم

          حالا چی میشه که من فرکانس چیزی که دوسدارم بفرستم ،مثل ثروت ،روابط خوب،آزادی در هر شرایطی ،ارتباطات با آدمهای مناسب

          و جواب قطعا یه جملست ،اینکه از این فرکانسها وارد زندگی من میشه بدون شک

          پس من باید متعهد تر باشم به ارسال فرکانس خواستهام ،با تجسم کرون ،با باورهای خوب ساختن و با خودم حرف زدن در موردشون ،با خوندن کامنتهای خوب دوستان ،دقت به نوات مثبت و جهت دهی کانون توجهم ،اگر من مشتاق عوص شدن زندگیم هستم باید این کارو بکنم و راهی جز این ندارم ،چون این جهان و این خداوند یک سیستم و دلش برای من نمیسوزه بلکه فقط پاسخ میده

          دوست عزیزم ممنونم ازت که با نقطه آبی کنار پرفایلم باعث شدی این آگاهی اینجا مرور کنم تا حک بشه توی ذهنم و بتونم اجراش کنم

          سپاسگزارتم صدی عزیز و زیبا و منتظر خوندن موفقیتهات هستم

          در پناه الله یکتا که هرآنچه داریم از اوست میسپارمت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1009 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    146. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    چگونه در مدار مناسب قرار بگیریم ؟؟؟

    تغییر

    وقتی اول سال 1403 فایل هدف گذاری رو دیدم ، گفتم من هدفمو تغییر میذارم

    و از وقتی هدفم رو مشخص کردم از فروردین ماه به یک باره خیلی چیزا تغییر کرد

    مهم ترینش این بود که من بیشتر قدم هام رو برداشتم و عملگرا تر شدم و ایمانم رو در عمل به خدا نشون دادم

    خیلی بیشتر هدایت های خدا رو دریافت کردم و حس میکردم گفتگوی بینمونو

    رد پای امروزم 7 خرداد ، قبل اینکه بیدار بشم خواب میدیدم ،یه جای پر از نور و زیبایی میدیدم و یه نوری شبیه به خورشید بود ولی پر نور تر بود انقدر پر نور که من تو خوابم گفتم چقدر زیباست و زود گوشیمو باز کردم تا عکس بگیرم

    تو خوابم دیدم یه ققنوس که خوشرنگ و طلایی و زیبا بود به سمت نور حرکت کرد و وقتی خواستم عکس بگیرم از همون منبع نور که بود دیدم یه ققنوس دیگه داره بوجود میاد و پرواز میکنه

    نمیدونم چجوری خوابم رو توصیف کنم خیلی زیبا بودن و واضح با اینکه از دور میدیدمشون بی نهایت زیبا بودن و پر نور

    و صبح یهویی با صدای زنگ بیدار شدم و خواهرم گفت حاضر شدی ؟ گفتم نه تازه بیدار شدم زنگ زدی

    و بعد زود حاضر شدم و وقتی میخواستم برم خدا به خاطرم آورد باید متر رو ببرم با خودم تا دیوار مدرسه رو متر کنم برای قیمت دادن نقاشی

    بعد که حاضر شدم خواستم یه قاشق عسل بخورم مترو گذاشتم رو میز و فراموش کردم بردارم

    وقتی میخواستم برم از خونه بیرون یهویی باز به یادم اومد دستبندمو نبستم برگشتم تا بردارم که چشمم به متر افتاد گفتم خدایا ممنونم

    هم یادم آوردی که دستبندمو بردارم و هم متر رو نشونم دادی تا بردارم

    و وقتی رفتیم تو راه دیدیم یه عالمه کبوتر سفید و خاکستری و رنگی رنگی تو آسمون پرواز میکردن

    انقدر زیبا پرواز میکردن که محو تماشاشون شدم یهویی متوجه شدم همه این کبوترا به شکل dna در حال پروازن

    به خواهرم گفتم ببین ببین دارم مثل دی ان آ حرکت میکنن چقدر جالبه و گفتم خدایا حمد و ستایش مخصوص تو هست

    و گوشیم حافظه اش پر بود و از خواهرم خواستم تا فیلم بگیره از پروازشون

    انقدر دقیق و با نظم داشتن حول محور خاصی شکل دب ان آ پرواز میکردن که بسیار زیبا بود

    اونموقع من یاد خوابم افتادم که تو خوابم هم محو تماشای دو تا ققنوس شده بودم که اول یدونه بود و بعد دومی خود به خود بوجود اومد

    نمیدونم چه چیزی میخواسته به من بگه از این خوابم ولی گفتم خدایا هر آنچه خیر از تو به من برسه من بهش محتاجم

    و بعد وقتی رسیدیم مدرسه ، بچه ها نیومده بودن و رفتیم مدرسه نزدیک دیگه ،که وسایلامونو پهن کردیم

    یه خانم یه جاکلیدی ازم خرید و 4 تا گیره سر که مادرم اونا رو داده بود براش بفروشم

    بعد گفت به خواهرم کش مو هات چنده

    گفت 20 تمن

    گفت کمتر بده دو تا بردارم

    بعد گفت دوتا رنگشو بده

    کش موها 6 تا رنگ بودن و یه بسته کلا 20 بود

    بعد گفت 2 تا بده و من تو دلم گفتم متوجه نشد 6 تاش 20 تمنه ،فکر کرد دو تاش 20 تمنه

    ولی ساکت شدم و نگفتم که همه اش 20 هست نه یکی بعد میخواست واریز کنه خواهرم گفت شما مثل اینکه درست متوجه نشدین من کلشو گفتم 20 تمن

    گفت عه پس کلشو بده

    من اون لحظه فهمیدم که به خودم ظلم کردم ، اون لحظه حریص بودم و میخواستم که برای دو تا دونه کش 20 بده و چیزی نگفتم

    کش موهارو خواهرم میفروخت

    خیلی حس بدی داشتم یه لحظه گفتم خدایا ببخش نباید این فکرو میکردم که میگفتم متوجه نشد ، منم نگم بذار 20 تمن بده برای دو تا کش به جای 6 تا کش

    خودمم فهمیدم چه کار ناپسندی کردم و بلافاصله عذر خواهی کردم

    نمیدونم چی بگم ولی یه وقتایی به خدا میگم خدای من تو چقدر بخشنده ای ، وقتی من بارها دارم تلاش میکنم تا تغییر بدم شخصیتم رو و یه وقتایی درست عمل نمیکنم ولی تو میبخشی منو

    حتی وقتی پی به اشتباهم بردم و گفتم ببخشید

    حس کردم گفته شد بخشیدمت ولی سعیتو بکن دیگه تکرار نشه

    بعد بهم گفت فردا اگر میای من ازت آینه دستی بگیرم خیلی قشنگن کارات

    بعد اونموقع متوجه نشدم چرا نتونستم حرف بزنم و بگم باشه فردا میام

    ولی بعد که به رفتارام فکر کردم متوجه شدم که خدا پس گردنی بهم زد که نتونم حرف بزنم و بگم فردا بیا

    هر وقت یادم بیاد میگم خدا هر موقع دیدی دارم مسیرمو درست نمیرم پس گردنی رو بهم بزن تا متوجه رفتارام باشم

    بعد ما برگشتیم و رفتیم تو پارک صبحانه مونو خوردیم و رفتیم مدرسه و به مدیر گفتم و متر کردیم تقریبا دو ساعتی طول کشید متر کردنمون

    خیلی گرم بود و خواهرمم خداروشکر بهم کمک کرد تو متر کردن دیوارا ، بعد نجوایی بهم میگفت این همه داری متر میکنی زحمت میکشی ، نتیجه نده زحمتات میره

    بعد گفتم نه اصلا هم اینجوری نیست به من گفته شده بیام و به این مدرسه بگم که نقاشی بکشم رو دیواراش ،اگر بشه خوشحال میشم و اگرم نشد صد در صد یه خیریتی در این کار هست

    چون قبلا تجربه داشتم میتونستم کنترل کنم ذهنم رو که دیده بودم بعدش درای بیشتری به روم باز شده

    الان خیلی راحت تر میتونم آروم کنم خودمو

    بعد اینکه متر کردیم و رفتیم قرار شد فردا قیمت بدم به مدیر مدرسه

    خیلی روز خوبی بود ، خوشحالم از اینکه روزام همه متفاوت تر از روز قبلم هست و تلاش میکنم تا تغییر کنم و پیشرفت کنم

    بی نهایت خدارو سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    آتنا شکیب گفته:
    مدت عضویت: 553 روز

    به نام خداوند مهربون که بی نهایت بخشنده ست

    خدای مهربونم من هر چه دارم از آن توست

    و من در مقابل تو هیچم خدایا تو هستی همه کاره

    سلام خدمت استاد مهربون و خانم شایسته نازنین

    سلام به همه دوستان عزیز سایت

    خدا رو بی نهایت شاکرم من را هدایت کرد در مسیر درست و در این سایت الهی قرار بگیریم

    و این نشون میده که من چون از خداوند کمک خواستم تغییر کنم خداوند مرا در مدار استاد و فایل های استاد قرار داد ، حالا درک میکنم منظور از اینکه هر روز در دفترم مینویسم خدایا منو در مسیر درست زمان درست و افراد درست قرار بده یعنی چی ؟ متوجه شدم مدار درست افراد مناسب همین سایت بود که منو هدایت کرد

    پس حالا درک میکنم خداوند همواره در حال هدایت من هست ، خداوندا ازت بی نهایت سپاسگزارم

    چه زمانی تصمیم به تغییر میگرید ؟

    افراد در این تغییرات به چهار گروه تقسیم می شوند گروه اول :که تغییرات رو اعمال نمیکنند چه در زمینه مسائل مالی،روابط عاطفی،سلامتی و پیغام های خداوند رو نمی شنوند نشونه ها رو نمی بینند تا همه چیز رو از دست میدهند در بدترین حالت ممکن ودر بدترین وضعیت از دنیا میروند

    گروه دوم: با دیدن نشونه ها تغییر نمیکنند و تغییری درمسائلی که براشون پیش اومده ایجاد نمیکنند.

    رفتارهاشون رو تغییر نمیدهند تادرلحظات آخر، تا لب مرگ ،به قهقرا میروند و بعد تصمیم به تغییر میگیرند که خیلی سخته تغییر و تلاش زیادی میخواد

    گروه سوم:با دیدن اولین نشونه ها تو مسائل مالی،مسائل روابط عاطفی،مسائل سلامتی دست به تغییر میزنند

    گروه چهارم : افرادی که قبل از اینکه نشانه ها بیاد به تضادی بخورند خودشون رو در مسائل مالی و روابط عاطفی و سلامتی و معنویت بهبود میدهند وهر روز و هر روز به فکر بهبود دائمی و مستمر هستند

    خدایا چقد دوست دارم در گروه چهارم قرار بگیریم

    من خودم به شخصه باید تضادی در من شکل بگیره و اوضاع بهم فشار بیاره تا تغییر کنم تا بفهمم ایراد کار چیه و بگم خدایا بسته دیگه تسلیم تو هستم تو به من بگو

    من ترمزی که در خودم پیدا کردم اینه که نباید بزارم جهان تکونم بده بلکه خودم تغییر کنم و به یک جا عادت نکنم و من مدام روی بهبود خودم و فرکانس هام کار کنم درست مثل غذا خوردن به قدری کار کنم تا این باورها در من قوی بشه ، توهم باورهام عوض شد نداشته باشم بلکه مثل استاد باورها در خودم منطقی کنم تا ذهنم مطابق باورهام عمل کنه نه شرطی شدگی های قبلم

    ولی باز خدا رو شاکرم آگاه تر شدم به اعمال و رفتارهام که سریع نشونه ها رو میگیریم که سریع باید اعمال و رفتارهامو تغییر بدم چون نباید یک مورد مدام تکرار شه برام ، خدا رو شاکرم که جواب خیلی سؤال‌هامو در این سایت میگیرم ،

    چقد این نکته در این فایل ارزشمند هست :

    « اگر ما در مسیر درست قرار بگیرم، خداوند کارها را برای من انجام می دهد همانطور که برای ابراهیم، موسی و محمد انجام داد»

    پروردگارا مرا در مسیر درست قرار بده

    نکته ای مهم : اگر من روی باورهام و افکارم و توانایی در مهارت هام کار کنم لاجرم اتفاقات خوب برام میافته

    من الان متوجه شدم باید روی مهارت هام کار کنم علاوه بر باورها و افکار

    و نکته دیگه این هست که پیشرفت گام به گام برام اتفاق میافته

    وقتی نتایج دوستان عزیز فرزانه جان و همسرشون در این فایل گوش کردم معلوم شد واقعا این قوانین و صحبت های استاد باور کردند و عمل کردند و ایمان داشتن و هی نتایج کوچک و باورشون قوی و به نتایج دلخواه بزرگ شون رسیدن

    واقعا تحسینشون میکنم که برای بهبود زندگیشون در عمل کار کردند و فقط گوش کننده نبودند عمل کردند و طبق قوانین هم اتفاقات خوب براشون افتاد و در بیرون هم زندگیشون تغییر کرد،

    مرسی استاد عزیز بابت این فایل ها که به راحتی به عنوان هدیه برای ما در نظر گرفتید تا ما بتونیم ظرف وجودمون رشد بدهیم و پیشرفت کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1221 روز

      به نام خدای هدایتگرم

      سلام به دوست عزیزم آتنا جانم

      روز خوبی رو ان شالله پیش رو داشته باشی

      متشکرم از کامنته پر از آگاهیت

      واقعا تحسینت میکنم

      اون چهار گروه رو که نوشتی خیلی خوبه که نام بردی

      ان شالله بتونیم روی خودمون چنان کارکنیم که کنترل ذهن بالایی بدست بیاریم و از گروه چهارم باشیم

      وقتی به قوانین آگاه میشیم و باورشون کردیم نکته مهم اینکه اونا رو عملی کنیم در زندگیمون

      اون موقع ست که به نتایج میرسیم

      انشالله زندگیتون سرشار از عشق و ثروت و فراوانی و خوشبختی و عشق به خدا سرازیر باشد

      در پناه خداوند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ثریا هروی گفته:
    مدت عضویت: 220 روز

    به به .به به. به به

    خدایا شکرت

    خدابا شکرت .چقد الهام بخش وامیدوارکننده است

    حالا من 43روز تو سابتم و‌فقط دوره. روانشناسی

    ثروت1 رو شکر خدا خریدم

    و‌تا 22گوشدادم ودارم ادامه میدم

    ولی یک چیزی رو مطمئنم آدم درگیر این سایت. باشه نمیشه موفق نشه آخه .

    بخدا من الان حالم نتایجم جنس دیگه ای شده

    اصلا درک نمبکنم که آدم ماهها تو این سایت باشه

    فعال و نتیجه نیاد

    مگر فقط اسمش تو سایت باشه

    وخودش نباشه

    و تمرین نکنه .و در گوش دادن فایلها تکرار نکنه

    و‌از همه. مهمتر

    به استاد و اموزش ها ایمان کافی. نداشته باشه

    یک الگویی رو من تو کامنت ها و پروژه تغیر را در آغوش بگیر می بینم که در بچه های موفق بصورت

    یکسان وجود دارد .

    ایمان کامل وعاشقانه به استادعباسمنش

    و آموزه های ایشون

    که این الگو خیلی شفاف دیده میشه و‌همشون کسانی هستن. که. نتیجه. گرفتن

    لذت. بردم

    به به

    خدایا شکرت منم هدایت کردی به ابن سایت

    ارزشمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 805 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    به نام خدایی که تازه پیداش کردم و انگار دارم خودمو پیدا میکنم

    خدایی که میتونم ازش هرچیزی بخام بدون اینکه نگران باشم بگه دیگ پرو شدی دیگه نمیشه

    خدایی که چطور و چجوری رو از یادم برد و یادم داد که فقط به لحظه ی رسیدن فکر کنم و احساسش کنم

    الهی شکرت الهی شکرت

    با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته ی عزیزم و تمام دوستان خوبم

    خداروشکر میکنم برای شنیدن و تلاش برای درک بهتر این اگاهی هایی که جواب سوالم بود . من از بچکی به شدت ذهن وسواسی ای داشتم همیشه فکر میکردم باید بهترین باشم تا لایق بشم بهترین نمره، بهترین رشته، بهترین اندام ، بهترین قیافه، باید همه ازم راضی باشن، باید همه ازم تعریف کنم و … به دنبال این باور مجبور بودم همیشه تلاش کنم تلاش هایی که برای دوستان که همسنم بودن عجیب و غریب بود و البته بگم که این تلاش ها برای این نبود که خودم دوست دارم یا دنبال پیشرفتم باشم من میخاستم بهترین باشم تا لایق بشم که دیگران دوستم داشته باشن و تحسینم کنن . هنوز هم خیلی جاها میگم من که تلاشی نکردم پس لایق فلان نعمت نیستم ولی خداروشکر خیلی خیلی بهتر از قبل شدم و سریعا ذهنم رو کنترل میکنم همین که حضور دارم، همین که روح خدارو در خودم جا دادم من باارزشم، من بدون هیچ دلیلی لایق بهترین هام بدووون هیچچچ دلیلییییی . استاد واقعا ازتون سپاسگزارم برای یاد دادن همین آگاهی به من که با تلاش زیاد و روی عقل خودم حساب کردن نتیجه ای در کار نیست مهم باوره مهم احساس لیاقته مهم قرار گرفتن در مدار هدایت ها و عمل کردن به اونهاست این ذوزا هروقت ذهنم میگه من کاری نمیکنم من دنبال مهارت جدیدی نمیرم و تصمیم گرفتم که شغلم رو تغییر بدم حالا قراره چیکار کنم؟؟ از کجا ورودی داشته باشم؟؟ سریع به خودم میگم وظیفه ی الان من اینکه روی باورهام کار کنم روی نقاط ضعف شخصیتم کار کنم و خودم رو تسلیم هدایت های خداوند کنم و بعد درجا بدون فکر بدون توجه به حرف مردم عمل کنم الهی به امید تو

    نکات فایل :

    چهار گروه آدم در زمینه تغییر وجود دارد :

    گروه اول: اونقدر تغییر نمی‌کنند و به مسیرشون ادامه میدن و از جهان چک و لگد میخورند تا در نهایت در همین مسیر غلط نابود میشن

    گروه دوم که تعدادشون خیلی زیاده تا قهقرا میرن و کلی از جهان چک و لگد میخورند تا اون لب پرتگاه تصمیم میگیرند که تغییر کنند و مسیرشون را اصلاح کنند .

    گروه سوم افرادی هستند که اولین نشانه‌های اشتباه بودن مسیر رو که دیدند حالا در هر زمینه‌ای مثل مالی، روابط، سلامتی و می‌فهمند که مسیرشون غلطه و تصمیم می‌گیرند که تغییر کنند پس این دسته قبل از اینکه اوضاع خیلی فاجعه بشه خودشون رو تغییر میدن

    دسته آخر که امیدوارم هممون حداقل سعی کنیم در این دسته قرار بگیریم این‌ها قبل از اینکه نشانه‌ها بیاد خودشون دنبال بهبود دائمی هستند، قبل از اینکه بلا سرشون بیاد یا بدهکار بشن یا در رابطشون به مشکل بخورن اینا سعی می‌کنند که هر روز بهتر بشن و به تمام قسمت‌های زندگیشون فکر می‌کنند که چطور می‌تونن بهتر عمل کنند و بهتر تصمیم بگیرند و همواره دنبال بهبود دائمی هستند . همه ی ما در برهه‌های مختلف زندگیمون در یکی از این دسته‌ها قرار گرفتیم ممکنه یه نفر در مسائل مالی دیر تغییر کنه و در مسائل عاطفی زودتر تغییر کنه و هر کدوممون در زمینه‌های مختلف چه روابط چه مالی چه سلامتی در یکی از این گروه‌ها قرار می‌گیریم

    گفت و گو با فرزانه :

    من و همسرم سال 97 با شما آشنا شدیم . همسر من تمام پولی که پس‌انداز کرده بود در دوران مجردی، همش رو در بورس از دست داد و صفر شد و از اون طرف ما کلی پول قرض کرده بودیم و بدهکار شده بودیم و زندگیمون به این شکل شروع شد و اون بی‌پولی حتی داشت رابطه ی ما رو دچار مشکل میکرد در حالی که رابطه ی ما با عشق شکل گرفته بود . تا اونجایی که با شما آشنا شدیم و فقط 5 میلیون سرمایه داشتیم و با اون ثروت 1 رو خریداری کردیم و معجزه‌ها بعد از گوش دادن اولین فایل شروع شد . ما چند ماه بعد یه 206 خریدیم و یه پیشنهاد کاری عالی داشتیم که درآمدمون 3 برابر شد، اون خانه ی اجاره‌ای با کرایه سنگین رو ترک کردیم و یه خانه دیگه رهن کردیم، دوره‌های ثروت 2 و 3 رو گذروندیم و با هم روی باورهای ثروتمون کار می‌کردیم و هر فایل رو 10 بار گوش میدادیم .من حتی پشت چراغ راهنمایی این به ذهنم میومد که وقتی در مسیری و چراغ سبز میشه، بدون این یه نشون س و همش حرفای شما در ذهنم بود . ما سال 99 یه خانه ی نوساز مطابق با همونی که میخواستیم در یک برج لوکس خریدیم و خیلی دوست داشتیم که مثل خانه شما در تمپا روبروی دریاچه باشه و الان دقیقاً همینطوره و همین ویو رو داره . درآمد ما از سال 97، 30 برابر شده و الان دوره ی 12 قدم رو شروع کردیم، آدم‌های منفی از زندگی ما دور شدن و به دنبال تغییر مدار ما آدم‌های خیلی خوب و پیشنهادهای خیلی خوب وارد زندگیمون شد الان 2 و نیم ساله که من و همسرم اصلاً به پزشک مراجعه نکردیم و فقط داریم نشانه‌ها رو می‌بینیم و تایید می‌کنیم و خدا را شکر می‌کنیم و دریافت می‌کنیم .

    مهم‌تر از نتایج اینه که بفهمیم این مسیر داره جواب میده انگار که یه ابزاری دستمون بیاد و ایمان پیدا کنیم که این مسیر فکری، این نگاه متفاوت به دنیا داره جواب میده . این ابزار خیلی بهمون کمک میکنه که نتایج موندگار بشه یعنی وقتی نتایج کوچک ایجاد میشه، باور ما به مرور قوی‌تر میشه و بیشتر در همین مسیر کار میکنیم و به مرور نتایج هم بزرگتر میشن و خیلی خوبه که یادمون بیاد این نتیجه‌ها به خاطر چه باورهایی به وجود اومده و این ابزارو دستمون داشته باشیم برای نتایج بزرگتر و زندگی بهتر در تمام جنبه‌ها مثل مسائل مالی، سلامتی، روابط، معنویت . یه نکته ی خیلی مهم هست که برای بیزینس، برای روابط، برای همه چی جواب میده . من وقتی قانون رو درک کردم به این نتیجه رسیدم که اگر من در مسیر درست قرار بگیرم در زمان مناسب در شرایط مناسب با آدم‌های مناسب برخورد میکنم حالا میتونه در مورد روابط باشه در مورد کار باشه یا هر چیز دیگه بعد از اینکه این قانون رو درک کردم دیگه تلاشی نکردم برای اینکه آدم‌ها را به برنامه‌هام یا به سایتمون معرفی کنم، فکر کنم هیچ وقت در اینستاگرام از هشتک استفاده نکردم یا توو هیچ کدوم از برنامه‌هام نگفتم که ما رو به دوستانتون معرفی کنید، بعید میدونم که روش‌هایی رو استفاده کرده باشم که آدم‌ها رو جذب کنم این خیلی نکته ی مهمیه در حالی که ممکنه 99 ٪ مردم دنیا با این حرف‌ها اصلاً موافق نباشند اما نتایج من گواهه

    بعد من اومدم گفتم من روی خودم کار میکنم و در زمان مناسب، آدم‌های مناسب به سمت من میان برای من آدم مناسب آدمی بود که به دنبال تغییر هست مثل محمد و فرزانه که ضرر کرده بودند و بدهکار بودند و با تنها داراییشون دوره ی ثروت 1 رو خریدند این آدم طبق فرکانس‌های من و در زمانی با من و برنامه ی ثروت آشنا شده که آماده بوده و این آمادگی باعث شده اون مطالب رو ببلعه و در زندگیش عمل کنه نه فقط بشنوه و مثل خیلی‌ها فقط حرف بزنه و بعد نتایج اتفاق بیفتد هزاران هزار از این الگوها در کامنت‌ها هست . پس این خیلی مهمه که ما به جای اینکه فکر کنیم چیکار کنیم مردم با بیزینس ما آشنا بشن، بگیم که من چیکار کنم در مدار مناسب قرار بگیرم چون اگه من در مدار مناسب قرار بگیرم، آدم مناسب در زمان مناسب وارد میشه و از محصول من استفاده میکنه و نتیجه میگیره و بعد میاد بقیه محصولات من رو میخره چجوری باید گفت که این‌ها اصلاً تکنیک بازاریابی یا ادا اطوار یا تبلیغات در مدیا برای اینکه ملت تو رو باور کنند نیست، این اسمش فرکانسه این اسمش در مسیر درست بودنه . سریال‌های سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت حتی در رویای 99 درصد ولاگرهای یوتیوب نیست ولی ما محتوایی با این کیفیت رو در شبکه‌های اجتماعی منتشر نکردیم شاید همه دارند خودشونو خفه میکنن یه محتوایی با کیفیت خیلی پایین‌تر از این سریال‌ها بسازند و در رسانه‌های مجازی منتشر کنند تا به اون شکل مخاطب بگیرند . چرا این اتفاق داره میفته؟؟ به خاطر اون اصلی که من باورش کردم و قبولش کردم و گفتم وقتی جهان، جهان فرکانسیه من میام روی خودم کار میکنم، من در مسیر درست حرکت میکنم و روی باور فراوانی و بقیه باورهایی که در دوره‌ها گفتم کار میکنم و عمل میکنم و بعد در زمان مناسب آدم مناسب به سمت من میاد و این نتایج اتفاق میفته. من چطور می‌تونستم در زمان مناسب محمد و فرزانه رو پیدا کنم و بگم بیاید از دوره‌های من استفاده کنید و بعد نتایجشون به مرور بزرگ‌تر بشه و بیاد محصولات دیگه رو هم بخره؟؟ من چطور میتونستم آگاهانه و با سیستم‌های بازاریابی این کارو انجام بدم؟؟ من فقط می‌تونستم به جریان و به قوانین خداوند اعتماد کنم و بعد در مسیر درست خودم رو قرار بدم و روی باورهام کار کنم و بعد جهان خودش بقیه کارها را انجام بده، همانطور که گفتیم وقتی ما یک قدم در مسیر درست حرکت می‌کنیم جهان هزار قدم برمیداره و ما باید مسیر درست رو ادامه بدیم جهان هم ادامه میده و بعد نتایج به وجود میاد . این برنامه کلاب هاوس که اصلاً لایوه و من گلچین نمیکنم اولین نفری که دستش بالا بود رو انتخاب کردم و فرزانه اومد بالا و از نتایجش گفت و این به من میگه اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم خداوند کارها را انجام میده همانطور که برای پیامبر، برای موسی، برای نوح انجام داد “وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ” میگه خدا تیر انداخت . وقتی ما این‌ها رو بفهمیم اول اینکه خیلی درگیری های ذهنیمون کم میشه مثلاً در بحث بیزینس که چیکار کنم مشتری پیدا بشه، مواد اولیه مناسب پیدا بشه، جای مناسب برای مغازه‌ام پیدا کنم و بی‌نهایت چیزی که ذهن ما رو درگیر میکنه و براش تقلا میکنیم و از اون درگیری‌ها میایم بیرون و بیشتر روی اصل کار میکنیم، کاری که من سعی کردم انجامش بدم و به اندازه‌ای که موفق بودم نتیجه گرفتم و بعد خداوند همه مهره‌ها رو در زمان مناسب در همه زمینه‌ها بچینه من هرجا که به خواستم رسیدم همین بوده مثل مهاجرت مثل پیدا کردن کارمند مناسب . اینا به خاطر یه اصلیه که من گفتم میام روی خودم کار میکنم و خداوند بقیه کارها رو انجام میده و من رو هدایت میکنه . به جای اینکه تقلا کنیم همه ما رو بشناسند یا محصول بفروشیم یا هر کاری که همه فکر می‌کنند اصله، بیا روی خودت کار کن حالا نه فقط بحث باورها بلکه روی توانایی‌هات هم کار کن و باورهاتو هم اصلاح کن و بعد آدم‌های مناسب خودشون تو رو پیدا می‌کنند .

    یه مثال مناسبی من دارم در قم یه فلافل فروشی بود که آخرین و دورترین فلافلی به حرم بود جایی که قاعدتاً نباید هیچ مشتری ای باشه در حالی که شلوغ‌ترین مغازه و پرفروش‌ترین مغازه بین اون همه فلافل فروشی بود حتی کارمنداش هم عرب بودند و فقط یه نفر فارسی بلد بود یعنی تکنیک‌های بازاریابی و این چیزها هم وجود نداشت و همیشه برای من سوال بود که چرا اینجا اینقدر مشتری داره؟؟ خود من هم همیشه از اونجا میخریدم و حتی هیچ وقت نمیرفتم جای دیگه تست کنم هر وقت هم از تهران میومدم اول میرفتم اونجا و کلی خرید میکردم . بعداً که قوانین رو یاد گرفتم فهمیدم که چرا اینجا اینقدر خوب کار میکنه چون این مغازه کاملاً معمولی بود میز و صندلی‌هاش قدیمی بودند و هیچ چیز خاصی نداشت از هیچ نظری ولی شلوغ‌ترین و پرفروش‌ترین فلافل فروشی قم بود و من فهمیدم که یه عوامل دیگه‌ای هستند که تاثیر میذارند روی موفقیت کاری یا مالی البته کیفیت فلافلی عالی بود ولی دور از مرکز بود و ویژگی خاصی نداشت بعدها کلی مثال مشابه در تهران دیدم که مغازه‌های کوچک یا زیر پله‌ها با قیمت‌های خیلی بالاتر کلی مشتری داشتند در حالی که رستوران‌های خیلی خوب در شمال تهران با قیمت مناسب مگس هم پر نمیزد پس توجه کنیم که اصل و فرع رو تشخیص بدیم

    واضح ترین نتیجه ای که من درمورد این اصل دارم در زمینه ی روابطه . من هرراهی رو رفتم برای بهبود رابطه م با دیگران چقدر تلاش کردم برای اینکه از من راضی باشن، با من دوست باشن، منو دوست داشته باشن، بخان با من وقت بگذرونن به هرلحاظی مالی زمانی از خودگذشتگی و هیچ هیچ هیچ نتیجه ای نداشت و منم افسرده تر میشدم و احساس بی ارزشی میکردم . به مرور با استادهای مختلف کار کردم که همه یه چیزایی از روابط و عزت نفس میگفتن و کم کم در مدار آگاهی های سایت قرار گرفتم و کلی پیشرفت کردم در این زمینه ،به چشم خودم دیدم که جهان افراد مناسب رو در مسیر من قرار میده که اخلاق هامون با هم هماهنگه و علائق مشابه داریم و میتونیم با هم دوستان خوبی باشیم و البته که اونها چقدر دوست دارن با من باشن با من حرف بزنن ، چقدر هوای منو دارن و کلی لطف و محبت نسبت بهم دارن چقدر ادم های مختلفی که باهاشون برخورد دارم با من خوب رفتار میکنند و انگار ناخودآگاه حواسشون به boundary های من هست و من چقدر آرامش دارم و چقدر راحت تر میتونم در جواب هرناخواسته ای نه بگم چون دنبال رضایت اونا نیستم دنبال این نیستم به هر قیمتی دوستم داشته باشن و باهام دوست باشن . البته کاملا ادب و احترام رو رعایت میکنم و دیگه دنبال این نیست جلب توجه کنم و بگم من برترم و سعی میکنم روی ویژگی های مثبتشون توجه کنم و در غیبت ها شرکت نکنم . این الگو در روابط عاطفیم هم هست که من کلی تلاش میکردم تا آدم مهمی باشم توو زندگی پارتنرم اما بی نتیجه بود و وقتی روی احساس لیاقتم کار کردم ادمی وارد زندگی من شد که من اولویت اولش هستم الهی شکرت

    خیلی سپاسگزارم از همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: