این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-6.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-12 05:29:452025-12-13 19:09:59تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۹
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد نازیین و همیشه در صحنه من برای پیش رفتن به سمن جلو
این فایل نشانه امروز من بود و چقدر درست خداوند منو هدایت کرد به سمت سخنانی که لازم دارم و از خداوند هدایت میخوام کمکم کنه تا بتونم با نوشتن در اینجا مطالبشو بیشتر درک و اجرا کنم
چند وقتی بود که من بعد از رسیدن به اهدافم خودمو گم کرده بودم و نمیدونستم مسیرمو چطور باید ادامه بدم تا به مقصود خودم برسم .
من چون از لحاظ مالی بشدت دچار تضاد شده بودم خیلی دلم میخواست اینقدر پیشرفت کنم که جبران تمام کمبودهای این چند وقته بشه .با دیدن یکی از شاگردای خودم و اینقدر چقدر تونسته از لحاظ شهرت درامد و جایگاه اجتماعی پیشرفت کنه انگیزه بسیار بالای گرفتم برای حرکت و در یک زمان تقریبا یکماه مسیری این دوست من رفته بود خیلی راحت طی کردم ولی بازم از لحاظ مالی پیشرفتی نداشتم
بشدت گیج بودم و دنبال دلیل .تا اینکه به نتایجی رسیدم که اینجا میخوام بنویسم
1-من روزی که دوستمو در همچین موقعیتی دیدم حس کردم که باید به شهرت این دوستم برسم و اعتبار کسب کنم که بیشتر بخاطر کمبود و جلب توجه بود و من در توهم این بودم که بعد از شهرت میتونم به درامد زیاد برسم و خیلی راحت تونستم هم شهرت بدست بیارم و جلب توجه کنم ولی غافل از اینکه همون دوست من باورهای مالی افتضاحی داره و من از آموزشهای استاد فهمیدم که دارم راه کج میرم
2-من برای کمبودهای مالیم بشدت عجول بودم که باعث میشد منو در مداری قرار بده که راه درست تشخیص ندم و هدایتهای خدا رو نبینم و پلهای که صدها قدم از من فاصله داشت بخوام طی کنم
روزی که فهمیدم با این روش نمیتونم به درامد دلخواهم برسم و از طرفی غرور کاذب من اجازه نمیدادبهم به شغل سابق خودم برگردم و حس میکردم که در جایگاه من نیست و به غرورم بر میخوره تصمیم به تسلیم شدن گرفتم و الان چند وقتی که مسیر جدید از خداوند هدایت خواستم و در حال انجامشم
امروز با این فایل فهمیدم که اهرم رنج و لذت باید برای خودم بسازم و استاد عزیز باز هم با جملات بی نظریشون باعث آگاه شدن من شدن و میخوام که برای خودم اهرج رنج لذت بنویسم و به خودم تعهد بدم که در این مسیر رشد با تمام وجودم مثل اهداف گذشتم قدم بر دارم
الان که به اهدافی که در گذشته فکر میکنم که چطور بدستش آوردم میفهمم که فقط انگیزه با باور درست میخواد و هر لحظه ای با اجرای ایدهام به اهدافم نزدیک میشدم داشتم از زندگی لذت میبردم
از روابطم با افراد جدید گرفته که همیشه برام معظل بود تا ترسهای که یه عمر با خودم حمل میکردم خوشبختی ازم دور میکرد و مهنر از همه نزدیکی که به خدا پیدا کردم و هر لحظه کنار خودم میبنمش
و چه اهرم لذتی مثل رفتن به دنیای ناشناختها که همش لذت و خوشبختی
من از همین الان اهرم رنج لذت آماده میکنم بسمت اهدافم با تمام وجودم حرکت میکنم
به نام خدای مهربانم خدایا من هر چه دارم همه از آن توست شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم
استاد عزیزم ممنونم از این فایلهای ارزشمند که در اختیار ما میذارین تااگر در مدارش بودیم استفاده کنیم و لذت ببریم و رشد کنیم رو به جلو و گرنه هم برمیگردیم به گذشته
انتخاب با ماست اگر نبخواهیم تا 5 ساله آینده روزی ایده آل و رو به بالا از همه نظر داشته باشیم باید تغییر کنیم و گرنه بشینیم و عمر رو بیهوده هدر بدیم
من میخواهم تغییر کنم و از اینکه هستم بهتر بشم
پس باید حرکت کنم طبق این آموزه های استاد
استاد این الگوی تکرار سونده هم من دارم یه مدت خوبه خوبم و روبه بالا یه مدت متوقف
تلاش هم میکنم اما فکر کنم برخلاف قانونه و نا هماهنگ با خواسته ست
خب خدا دو شکر که امروز متوجه شدم میرم فایل رو گوش کنم و تمام دوباره
از همه دوستان خوبم متشکرم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
خدایا برای این روز بسیار عالی و زیبا و پر رزق و روزی فراوان شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
سلام گرم و صمیمی ب استاد قشنگم و مریم بانو و دیگر دوستان هم مدار
استاد جان منم در ابن پروژ حاضر هستم خیلی کامنت میخونم ولی نمیدونم چطور بنویسم نویسنده خوبی نیستم
سعی میکنم منظورم رو درست برسانم
پروژه تغییر در زندگی خیلی مهم
مثال میزنم
من از خدا میخوام
سبک زندگی خانواده ام رو تغییر بدم
در این خانواده من دو پسر وهمسر جان و خودم زندگی میکنیم
یک پسرم فعلا 6 ماه خدمت وپسر بزرگترم فقط برای خواب خونه میاد پسر کوچکم وقتی مرخصی میاد سعی میکنه با دوستاش وقت بگذرونه من از این موضوع خیلی ناراحتم امشب بهشون پیام دادم تا یک سال وقت دارید روش زندگیتون تغییر بدید وگر نه برای همیشه از پیش من برید بنظر شما من چکار کنم تا چک لگد بیشتری از جهان نخورم
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگرم به سمت آسانی و عشق و لذت و برکت و نعمت
سلام به استادانم و سلام به همه دوستانم
خداروشکرررر که تونستم توی کامنت نوشتن بهتر و توحیدی تر عمل کنم من هر زمان که میخاستم کامنت بزارم ذهنم درگیر میشد ولی از زمانی که رها کردم و به جریان اعتماد کردم و از خدا کمک و هدایت خواستم خیلی راحت تر میام روی مبل دفتر نت برداری رو هم میبندم و پا روی پا میندازم و به خدا میگم بگو تا بنویسم و الان برام تبدیل شده به کاری لذت بخش
بزار من مثال خودم رو از همین کامنت نوشتن شروع کنم من میومدم توی سایت و استاد داستان
ادمهایی رو میگفت که کلی نتیجه گرفتن ولی کامنت نمیزارن اونجا من میگفتم پس من خوبم که گهگاهی میزارم از طرفی هم کامنت بچه ها و امتیازاشون رو میدیدم یکم حسم بهم میریخت و حتی تو سرزنش خودم میرفتم تا اینکه تصمیم گرفتم با نگاه درست پیش برم سخت نگیرم پیش خودم گفتم فارغ از اینکه دیگران چطور عمل میکنن من نسبت به مبدا خودم و با شناخت خودم و برطرف کردن پاشنه آشیل پیش میرم این باعث شد از ایده آل گرایی بیام بیرون و شروعش با این بود که من دوره ها و فایل ها رو کار میکنم هر جا حسم خوب بود کامنت میزارم هر جا نبود نمیزارم و این باعث شد کمی مقاومتم بشکنه و راحت تر باشم و باز تو قدم بعدی سعی کردم روی توحید و هدایت خدا کار کنم و اینو به چشم تمرین توحید در عمل نگاه کردم و کاملا رها با خدا تقسیم کار کردم و گفتم من به نام خدا و سلام رو مینویسم بقیش رو تو بگو این توی مسیر من انقلاب ایجاد کرد و مدتهاست خیلی لذت بخش دارم با هر فایل تقریبا کامنت مینویسم و البته آگاهانه ذهنم رو قبلش کنترل و مدیریت میکنم و میدونم این کم کم میشه سبک من و راحت تر میشه وقتی ادامه بدم به این مسیر
و یه نکته کلیدی دیگه که استاد بهش اشاره کردن بحث مقایسه بود
مقایسه با افراد پایین تر و عملکردشان فقط به خاطر گذر کردن از احساس سرزنش و مقایسه با افراد بالاتر فقط با نگاه انگیزه گرفتن ،که میشود و این مسیر تکاملیه منه و این بهبود همیشگیه و انتها نداره
خداروشکررررر به خاطر این درسها و آگاهی ها و درک و عمل
ما انسانیم و باید بدونیم که احساسات انسانی داریم مثل خشم ، غرور ، ترس ، غم ، حسادت و اینها باااااید سازنده باشه و کمک کنه رشد در ما اتفاق بیفته
استاد و مریم جان از شماها خیلییییی سپاسگزارم که این پروژه رو با عشق انجام دادین و من دوباره این فایل رو گوش دادم و درک بهتری پیدا کردم
استاد من تا قبل چکاپ 12 قدم خودمو نشناخته بودم فکر میکردم آدم حسودی نیستم ولی بعد نوشتن دیدم وضعم خراب الانم خوشحالم که کمی تونستم خودمو بشناسم استاد یه اعتراف بکنم که من با شنیدن سن دوستام که در سنین جوانی هدایت شدن به این مسیر بهشون حسودی میکنم به نظرمم این حسودی بد نیست خیلیم خوب میتونم در اهرم رنج و لذت ازش استفاده کنم و بگم ببین فلانی با این سن کم تونسته به چیزی که تو نداری برسه پس منم باید برسم شاید در وهله اول حالم بد بشه ولی باید هنر اینکه در هر لحظه دردل شرایط به دنبال چیزی باشم که حالمو خوب کنه داشته باشم.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و قوم عباسمنش
من بیشتر دوست دارم از تجربیاتی که خودم داشتم بنویسم شاید افرادی باشن مثل من فکر کنن
راستش من قبلا فکر میکردم توی هر کاری فلان مدرک رو نداشته باشی هیچ کاری نمیتونی بکنیم یا اینکه اگر خانم باشی این کار برای خانما خوب نیست
اما یادگرفتم که مدرک ما فقط خداست و ما همه یک خالق داریم
با شنیده و دیده هایی که داشتم بشدت عزت نفسم پایین بود یه دختر خجالتی بودم که جرات نداشتم توی یه جمع ۳،۴ نفره بتونم حرفم رو بزنم اینقدر حرف نزده بودم که وقتی میخواستم حرف بزنم یکم که حرف میزدم صدام میلرزید نفسم بند میومد خیلی توی حرف زدن تپق میزدم
با شروع فعالیتم در کارگاه تندخوانی و تقویت حافظه انگاری دوباره متولد شدم اون نرگسی که اون همه خجالتی بود نابود شد و جاشو داد به یه دختر شاد و سرحال و در حدی که عمل کردم و تمرینات رو انجام دادم عزت نفسم رفته بالا خیلی تغییر درونم ایجاد کردم با تغییر خودم اطرافم هم تغییر کرد افرادی که باهام هم مدار نبودن جهان حذفشون کرد از زندگیم
و جاشون افرادی اومد که باهام همفرکانس هستن
یاد گرفتم که باید توی این جهان پرو باشم یادش بخیر به قول استادم میگفت باید پرو با ادب باشیم
اگر پرو نباشم زیر چرخ جهان له میشیم
قبلا فکر میکردم باید فقط مرد باشی تا موفق بشی بخاطر همین همیشه دلم میخاست مرد خلق میشدم چون ندیده بودم در اطرافم خانمای موفق با گفته های استاد و فایلهایی که گوش داده بودم از شون این باورم کمی تغییر کرده بود ولی با این برنامه گفت و گو با دوستان کلا این باور رو ترکوند با شنیدن تجربیات دوستای عزیزم کلی تغییر ایجاد شد که بابا میشه موفق شد با خودم گفتم اگر سپیده تونسته منم میتونم اگر طناز تونسته منم میتونم اگر حامد تونسته منم میتونم اگر محسن تونسته منم میتونم
خیلی الگوهای خوبی هستن بچهای کلاپ هوس
یاد گرفتم که آقا جان
سن مهم نیست
جنسیت مهم نیست
ملیت مهم نیست
کشور مهم نیست
شهر مهم نیست
شرایطی که الان درونش هستم مهم نیست
مهم اینجاست👈🏻🧠که چه خوراکی بهش میدم چقدر کنترلش میکنم ورودی هاش رو چقدر توجه میکنم به زیبایی ها تا یک ذهن زیبا داشته باشم چطور میتونم افسارش رو بگیرم تو دستم چطور برنامه ریزیش کنم مهم ایناست که من باید خوب یاد بگیرم
فارغ ازاینکه دیگران چه نگاهی دارن
فارغ ازاین که من الان در چه شرایطی هستم
من میتونم چون خالقم قدرت همه چیز رو داره
انرژی که سیستم داخل بدن من رو داره اداره میکنه و من نمیدونم چطور قادر به انجام هر کاری هست
انرژی ای که آسمان رو بدون ستون داره اداره میکنه توانایی هر کاری رو داره
خواستهای من فقط در ذهن من بزرگن در برابر عظمت خدا ذره ای نیستن
من میتونم به اهدافم برسم مثل استاد
به شرط ایمان به شرط عمل صالح به شرط اینکه قدرت این انرژی رو باور کنم
سپاسگزار پروردگار قدرتمندم هستم که همیشه نگهدار و حمایتگر و هدایتگر منه
آرزو میکنم که ثانیه به ثانیه زندگیمون پر باشه به یاد این انرژی قدرتمند
-با توجه به الگوهای مناسب تحقق اهدافمان برایمان باور پذیر و امکان پذیر می شود
-اینکه ما برای اهداف خود تلاش نکرده و یا از جایی به بعد از تلاش برای دستیابی به موقعیت بهتر و موفقیت بیشتر دست بر می داریم مربوط به اهرم رنج و لذت در ذهن ماست
-تمایل طبیعی ذهن به حرکت نکردن و ماندن در محدوده ی امن است
-با کنترل ذهن و جهت دهی آن با کمک اهرم رنج و لذت می توانیم به موفقیت های بیشتر دست یافته و پا از محدوده ی امنمان فراتر بگذاریم
-دستیابی به اهداف تله ای برای حرکت نکردن که البته اقدامی کاملا طبیعی است
-حل کردن تضادها و چالش ها باعث می شود مدتی با رکود مواجه شویم
-همواره سعی کنیم الگوها و اهداف مناسب برای خود بیابیم
-اغلب افراد موفق علی رغم دستیابی به بالاترین جایگاه ها همواره تمایل دارند به جایگاه های بالاتر دست یابند
-افرادی که همواره تشنه ی دستیابی به موفقیت بیشتر هستند قابل تحسین اند
-همواره با کنترل ذهن یافتن انگیزه های مناسب حرکت کردن خود را برای کسب موفقیت های بیشتر تشنه نگه داریم
-اگر حرکت نکنیم جهان ما را وادار به حرکت کردن می کند
-با حرکت نکردن جهان ضربه و آسیب های بیشماری به ما وارد می کند
-ایجاد انگیزه برای کسب موفقیت زمانی که به اهداف خود دست یافته ایم سخت و دشوار است اما با کنترل ذهن می توانیم به آن دست یابیم
-شرایط هر چقدر خوب و عالی باید همواره در حال حرکت باشیم
-همواره از خود انتظار و توقع عملکرد بهتر داشته باشیم
بنابراین:
-طبیعی است که با دستیابی به موفقیت انگیزه ی ما برای حرکت کردن کاهش یابد
-پیش از دست یابی به هدف برای خود هدف چالش برانگیز دیگری انتخاب کرده و با انگیزه به آن دست یابیم
-انتخاب هدف چالش برانگیز پیش از دستیابی به هدف یا نزدیک به تحقق آن انگیزه ی زیادی برای کسب موفقیت بیشتر در ما ایجاد می کند
-با کمک اهرم رنج و لذت دیدن الگوهای مناسب انگیزه ی لازم برای حرکت کردن را در خود ایجاد کنیم
-هیچ گاه خود را با افراد سطح پایین تر از خود مقایسه نکرده و احساس رضایت از اینکه بالاتر از آنها هستیم نداشته باشیم این مقایسه باعث می شود برای تحقق اهداف خود حرکت نکنیم
-هیچ گاه خود را با افراد سطح بالاتر از خود مقایسه نکرده چون در این صورت از تحقق اهداف خود ناامید می شویم
-تنها برای ساکت کردن نجواهای ذهن می توانیم از داشتن شرایط بهتر نسبت به افراد سطح پایین تر احساس رضایت داشته باشیم
-به حسادت سازنده که موجب بهره وری بیشتر می شود دست یافته افراد موفق را تخریب نکنیم و به خود بگوییم اگر این شخص توانسته به موفقیت دست یابد ما هم می توانیم
-حسودی سازنده باعث انگیزه برای تحقق اهداف و خواسته ها می شود
-هرگز افراد موفق را تخریب نکرده و دائما آنها را تحسین کنیم
-حسادت باید مولد باعث شکل گیری احساس خوب و قدم برداشتن برای تحقق اهداف شود
-خود را به خوبی بشناسیم و بدانیم:
چگونه انگیزه می گیریم؟
چه اقداماتی انجام دهیم که نتایج بهتری کسب کنیم؟
-غرور نیز مانند حسادت باید مولد و در خدمت تحقق اهداف و خواسته هایمان باشد
-همه ی ما احساسات بد مانند حسادت غرور خشم و ….. را داریم
-همه ی ما بشر هستیم و احساسات بد داریم
-احساسات بد می تواند کمک کننده یا ضربه زننده باشد
-حتی ترسیدن می تواند برای ما مولد و باعث بقا شود
-داشتن احساسات بد می تواند ما را به سمت مسیر درست سوق داده و هدایت کند
-همه ی احساسات ما می تواند تبدیل به احسن شده و کمک کننده باشد
سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم
در طی سه هفته پیش که دارم فقط جلسه اول ثروت یک رو گوش میدم و فقط کامنت های همون جلسه رو میخونم
بعضی بچه ها که بار چندم هست دارن ثروت یک رو کار می کنن در همون کامنت جلسه اول اشاره کردن به تمرین اهرم و رنج و لذت
.
من قبلا این اهرم رو کار کردم و چون برام جواب نداده کلا نمیخواستم برم سمتش
.
ولی دیدم خداوند توی این فایل بهم گفت باید انجام بدم شاید ایندفعه فرکانسم فرق کرده باشه و منم بتونم مثل اونایی که نتیجه گرفتن ، نتیجه بگیرم
.
مورد بعدی که این فایل برام داشت این بودش که دو سه روزی هست برای آموزش هوش مصنوعی دارم سوال می پرسم که کدوم بخش رو شروع کنم …و توی این فایل اشاره شد به طراحی سایت…
.
در این فایل اشاره شد به “مقایسه” که استاد توی جلسه اول دوره احساس لیاقت خیلی کامل توضیحش داده و همین دیروز که هدایتی رفتم اون جلسه رو گوش کردم یه سری چراغ ها توی ذهنم روشن که تا حالا بعد از شنیدن چندین باره اون جلسه روشن نشده بود.
.
مورد بعدی که قبل از این فایل خداوند بهم هدیه داد درباره یک مساله ای همیشه یه دلشوره ریزی داشتم که امروز صبح به محض بیدار شدن خداوند نشونه ای رو توسط یکی از دوستانم برام فرستاد و ترس و نگرانی رو از روی دلم برداشت
قطع و یقین میدونم که این آسان شدن برای آسانی ها بواسطه کار کردن روی ثروت یک و دو سه تا فایل هدایتی که خداوند از پریشب بهم گفت گوش بدم و فرکانسم رو تغییر داد، داره برام اتفاق می افته….
.
الان با خبری که خدا بهم داد برای اون دلشوره ریزم ، کاملا با این درس”آسان شدن برای آسانی ها” آشنا شدم و شیرینیش رو حس کردم…
.
از خداوند سپاسگذارم که هر قدم داره هدایتم میکنه …
.
این روزا توی خواب هام بهم ایده میده
اتفاقات درونی بسیار عالی داره برام می افته
.
دوباره همین دیروز دوستی از پیشرفت هاش گفت برام، در همین حین تا دلشوره خواست بیام سراغم به خودم گفتم همیشه فرصت هست …همیشه ثروت و فرصت داره در این جهان بیشتر و بیشتر میشه …هیچ دلیلی برای سرزنش خودم وجود نداره …همین که در مسیر تغییر هستم همین که با دیروز خودم یه کوچولو فرق کردم و پیشرفت کردم …همین که شاهد نجوا هستم و باهاش غرق نمیشم و به قول استاد توی قدم اول جلسه اول از دوازده قدم میگه که ما فکر هامون نیستیم ما شاهد بر فکر هامون هستیم ….این شاهد بودن برام خیلی ارزشمنده …
دیدگاه دوست عزیزمون پوریا وااقعاا تاثیرگذار بود… آگاهای و نکاتی که تو همین متن کوتاه دیدم واقعا کمک کننده بود و ممنون از اینکه دستی برای کمک به من شدین و آگاهی نشونه امروز من بودین.
واقعا به نشونه این سایت ایمان دارم چون از هرجای این سایت میشه آگاهی های زیادی استخراج کرد واقعا منبع آگاهیه :)
این تیکه نوشتتون که گفتین ” یاد گرفتم قبل از اینکه به یک هدفی برسم هدف بعدی رو انتخاب کنم و براش حرکت کنم و همچین افرادی که از من پایین تر هستن رو به صورت ناخودآگاه الگو قرار ندم که خدا رو شکر حالا که ما به بدبختی اینا نیستیم بلکه افرادی رو الگو قرار بدم که از من بالاتر هستند و بگم اگه اونا تونستن منم میتونم ”
بهم یادآوری کرد به درستی الگوبرداری کنم تا مسئله ای که الان باهاش مواجه ام رو به بهترین شکل به لطف دائم خدا حل کنم و اینکه تو الگوبرداری هام به جای تمرکز روی نداشته ها و ناخواسته هام، روی داشته ها و خواسته ها و اهداف و آرزو هام تمرکز کنم و اینکه همیشه هدف گذاری کنم… نزدیک به قدم قبلی ولی بالاتر ولی نه اونقدری که باعث ناامیدی و زیاده روی بشه، بلکه تا حدی که بهم امیدواری و علاقه و انگیزه بیشتری بده توی هدف گذاری هام باید تعادلو در نظر بگیرم و بیش از حد جلو نرم.. قدم به قدم … آهسته و پیوسته … هم مسیر با قانون تکامل …
سلام استاد نازیین و همیشه در صحنه من برای پیش رفتن به سمن جلو
این فایل نشانه امروز من بود و چقدر درست خداوند منو هدایت کرد به سمت سخنانی که لازم دارم و از خداوند هدایت میخوام کمکم کنه تا بتونم با نوشتن در اینجا مطالبشو بیشتر درک و اجرا کنم
چند وقتی بود که من بعد از رسیدن به اهدافم خودمو گم کرده بودم و نمیدونستم مسیرمو چطور باید ادامه بدم تا به مقصود خودم برسم .
من چون از لحاظ مالی بشدت دچار تضاد شده بودم خیلی دلم میخواست اینقدر پیشرفت کنم که جبران تمام کمبودهای این چند وقته بشه .با دیدن یکی از شاگردای خودم و اینقدر چقدر تونسته از لحاظ شهرت درامد و جایگاه اجتماعی پیشرفت کنه انگیزه بسیار بالای گرفتم برای حرکت و در یک زمان تقریبا یکماه مسیری این دوست من رفته بود خیلی راحت طی کردم ولی بازم از لحاظ مالی پیشرفتی نداشتم
بشدت گیج بودم و دنبال دلیل .تا اینکه به نتایجی رسیدم که اینجا میخوام بنویسم
1-من روزی که دوستمو در همچین موقعیتی دیدم حس کردم که باید به شهرت این دوستم برسم و اعتبار کسب کنم که بیشتر بخاطر کمبود و جلب توجه بود و من در توهم این بودم که بعد از شهرت میتونم به درامد زیاد برسم و خیلی راحت تونستم هم شهرت بدست بیارم و جلب توجه کنم ولی غافل از اینکه همون دوست من باورهای مالی افتضاحی داره و من از آموزشهای استاد فهمیدم که دارم راه کج میرم
2-من برای کمبودهای مالیم بشدت عجول بودم که باعث میشد منو در مداری قرار بده که راه درست تشخیص ندم و هدایتهای خدا رو نبینم و پلهای که صدها قدم از من فاصله داشت بخوام طی کنم
روزی که فهمیدم با این روش نمیتونم به درامد دلخواهم برسم و از طرفی غرور کاذب من اجازه نمیدادبهم به شغل سابق خودم برگردم و حس میکردم که در جایگاه من نیست و به غرورم بر میخوره تصمیم به تسلیم شدن گرفتم و الان چند وقتی که مسیر جدید از خداوند هدایت خواستم و در حال انجامشم
امروز با این فایل فهمیدم که اهرم رنج و لذت باید برای خودم بسازم و استاد عزیز باز هم با جملات بی نظریشون باعث آگاه شدن من شدن و میخوام که برای خودم اهرج رنج لذت بنویسم و به خودم تعهد بدم که در این مسیر رشد با تمام وجودم مثل اهداف گذشتم قدم بر دارم
الان که به اهدافی که در گذشته فکر میکنم که چطور بدستش آوردم میفهمم که فقط انگیزه با باور درست میخواد و هر لحظه ای با اجرای ایدهام به اهدافم نزدیک میشدم داشتم از زندگی لذت میبردم
از روابطم با افراد جدید گرفته که همیشه برام معظل بود تا ترسهای که یه عمر با خودم حمل میکردم خوشبختی ازم دور میکرد و مهنر از همه نزدیکی که به خدا پیدا کردم و هر لحظه کنار خودم میبنمش
و چه اهرم لذتی مثل رفتن به دنیای ناشناختها که همش لذت و خوشبختی
من از همین الان اهرم رنج لذت آماده میکنم بسمت اهدافم با تمام وجودم حرکت میکنم
به نام خدای مهربانم خدایا من هر چه دارم همه از آن توست شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم
استاد عزیزم ممنونم از این فایلهای ارزشمند که در اختیار ما میذارین تااگر در مدارش بودیم استفاده کنیم و لذت ببریم و رشد کنیم رو به جلو و گرنه هم برمیگردیم به گذشته
انتخاب با ماست اگر نبخواهیم تا 5 ساله آینده روزی ایده آل و رو به بالا از همه نظر داشته باشیم باید تغییر کنیم و گرنه بشینیم و عمر رو بیهوده هدر بدیم
من میخواهم تغییر کنم و از اینکه هستم بهتر بشم
پس باید حرکت کنم طبق این آموزه های استاد
استاد این الگوی تکرار سونده هم من دارم یه مدت خوبه خوبم و روبه بالا یه مدت متوقف
تلاش هم میکنم اما فکر کنم برخلاف قانونه و نا هماهنگ با خواسته ست
خب خدا دو شکر که امروز متوجه شدم میرم فایل رو گوش کنم و تمام دوباره
از همه دوستان خوبم متشکرم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
خدایا برای این روز بسیار عالی و زیبا و پر رزق و روزی فراوان شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
به نام خدای مهربان
سلام گرم و صمیمی ب استاد قشنگم و مریم بانو و دیگر دوستان هم مدار
استاد جان منم در ابن پروژ حاضر هستم خیلی کامنت میخونم ولی نمیدونم چطور بنویسم نویسنده خوبی نیستم
سعی میکنم منظورم رو درست برسانم
پروژه تغییر در زندگی خیلی مهم
مثال میزنم
من از خدا میخوام
سبک زندگی خانواده ام رو تغییر بدم
در این خانواده من دو پسر وهمسر جان و خودم زندگی میکنیم
یک پسرم فعلا 6 ماه خدمت وپسر بزرگترم فقط برای خواب خونه میاد پسر کوچکم وقتی مرخصی میاد سعی میکنه با دوستاش وقت بگذرونه من از این موضوع خیلی ناراحتم امشب بهشون پیام دادم تا یک سال وقت دارید روش زندگیتون تغییر بدید وگر نه برای همیشه از پیش من برید بنظر شما من چکار کنم تا چک لگد بیشتری از جهان نخورم
ممنون میشم منو راهنمای کنید
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگرم به سمت آسانی و عشق و لذت و برکت و نعمت
سلام به استادانم و سلام به همه دوستانم
خداروشکرررر که تونستم توی کامنت نوشتن بهتر و توحیدی تر عمل کنم من هر زمان که میخاستم کامنت بزارم ذهنم درگیر میشد ولی از زمانی که رها کردم و به جریان اعتماد کردم و از خدا کمک و هدایت خواستم خیلی راحت تر میام روی مبل دفتر نت برداری رو هم میبندم و پا روی پا میندازم و به خدا میگم بگو تا بنویسم و الان برام تبدیل شده به کاری لذت بخش
بزار من مثال خودم رو از همین کامنت نوشتن شروع کنم من میومدم توی سایت و استاد داستان
ادمهایی رو میگفت که کلی نتیجه گرفتن ولی کامنت نمیزارن اونجا من میگفتم پس من خوبم که گهگاهی میزارم از طرفی هم کامنت بچه ها و امتیازاشون رو میدیدم یکم حسم بهم میریخت و حتی تو سرزنش خودم میرفتم تا اینکه تصمیم گرفتم با نگاه درست پیش برم سخت نگیرم پیش خودم گفتم فارغ از اینکه دیگران چطور عمل میکنن من نسبت به مبدا خودم و با شناخت خودم و برطرف کردن پاشنه آشیل پیش میرم این باعث شد از ایده آل گرایی بیام بیرون و شروعش با این بود که من دوره ها و فایل ها رو کار میکنم هر جا حسم خوب بود کامنت میزارم هر جا نبود نمیزارم و این باعث شد کمی مقاومتم بشکنه و راحت تر باشم و باز تو قدم بعدی سعی کردم روی توحید و هدایت خدا کار کنم و اینو به چشم تمرین توحید در عمل نگاه کردم و کاملا رها با خدا تقسیم کار کردم و گفتم من به نام خدا و سلام رو مینویسم بقیش رو تو بگو این توی مسیر من انقلاب ایجاد کرد و مدتهاست خیلی لذت بخش دارم با هر فایل تقریبا کامنت مینویسم و البته آگاهانه ذهنم رو قبلش کنترل و مدیریت میکنم و میدونم این کم کم میشه سبک من و راحت تر میشه وقتی ادامه بدم به این مسیر
و یه نکته کلیدی دیگه که استاد بهش اشاره کردن بحث مقایسه بود
مقایسه با افراد پایین تر و عملکردشان فقط به خاطر گذر کردن از احساس سرزنش و مقایسه با افراد بالاتر فقط با نگاه انگیزه گرفتن ،که میشود و این مسیر تکاملیه منه و این بهبود همیشگیه و انتها نداره
خداروشکررررر به خاطر این درسها و آگاهی ها و درک و عمل
ما انسانیم و باید بدونیم که احساسات انسانی داریم مثل خشم ، غرور ، ترس ، غم ، حسادت و اینها باااااید سازنده باشه و کمک کنه رشد در ما اتفاق بیفته
استاد و مریم جان از شماها خیلییییی سپاسگزارم که این پروژه رو با عشق انجام دادین و من دوباره این فایل رو گوش دادم و درک بهتری پیدا کردم
به خدای مهربان میسپارمتون
سلام به استاد و مریم گل و دوستای عباس منشی ام.
استاد من تا قبل چکاپ 12 قدم خودمو نشناخته بودم فکر میکردم آدم حسودی نیستم ولی بعد نوشتن دیدم وضعم خراب الانم خوشحالم که کمی تونستم خودمو بشناسم استاد یه اعتراف بکنم که من با شنیدن سن دوستام که در سنین جوانی هدایت شدن به این مسیر بهشون حسودی میکنم به نظرمم این حسودی بد نیست خیلیم خوب میتونم در اهرم رنج و لذت ازش استفاده کنم و بگم ببین فلانی با این سن کم تونسته به چیزی که تو نداری برسه پس منم باید برسم شاید در وهله اول حالم بد بشه ولی باید هنر اینکه در هر لحظه دردل شرایط به دنبال چیزی باشم که حالمو خوب کنه داشته باشم.
همگی در پناه الله موفق باشید.
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به استاد گرامی و مریم جان مهربونمون و اهالی محترم سایت
خدا رو شکر میکنم بابت ایجاد این فضای عال
و پر خیر و برکت که هر طرفش دری است
رو به مسیر های بهشتی
که در هر لحظه پاسخ سوالات مجهول ما رو نشانمان میدهد
استاد عزیزم مدت هاست یه سوالی ذهن من رو درگیر کرده
که چطور میشه هم با پول دوست باشیم
و هم وقتی در حال خرید کردن هستیم اول به سراغ قیمت نرویم
و به سمت حراجی ها کشیده نشویم
آیا خرید ازان تر نوعی دوستی با پول محسوب نمیشه؟
خیلی سر درگم شدم که هم باید برای خودمون خیلی خیلی کمتر از ده درصد درآمدمون هزینه کنیم و هم باید در زمان خرید نگران پول نباشیم!
مثلا من میخوام لیف برای شستن ظرف ها بخرم
و مهارت بافتن رو هم دارم اگه با همان مقدار پول که میتونم یک عدد لیف بخرم
بتوانم کلاف کاموا بگیرم و 3عدد لیف ببافم
در کدام حالت درست عمل کرده ام ؟
طبق نظر خودم اگه کلاف بخرم و خودم ببافم به معنیه دوستی با پول
و اگر یک عدد لیف آماده بخرم به معنیه اینه که نگران پول نبودم
و با خیال راحت خرید کردم
و درگیر دو دو تا چها تا نبودم
و هر چقدر بیشتربه این مدل مثال های کوچک و بزرگ فکر میکنم سر درگم تر میشم
و نمیدونم کدوم را درسته !
خدایا ازت میخوام که من رو هدایت کنی
یا الله مرادر یاب
یا مجیر مرا در یاب
تا در هر موضوعی در مسیر درست قدم بردارم
ای بهترین پاسخ دهنده
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و قوم عباسمنش
من بیشتر دوست دارم از تجربیاتی که خودم داشتم بنویسم شاید افرادی باشن مثل من فکر کنن
راستش من قبلا فکر میکردم توی هر کاری فلان مدرک رو نداشته باشی هیچ کاری نمیتونی بکنیم یا اینکه اگر خانم باشی این کار برای خانما خوب نیست
اما یادگرفتم که مدرک ما فقط خداست و ما همه یک خالق داریم
با شنیده و دیده هایی که داشتم بشدت عزت نفسم پایین بود یه دختر خجالتی بودم که جرات نداشتم توی یه جمع ۳،۴ نفره بتونم حرفم رو بزنم اینقدر حرف نزده بودم که وقتی میخواستم حرف بزنم یکم که حرف میزدم صدام میلرزید نفسم بند میومد خیلی توی حرف زدن تپق میزدم
با شروع فعالیتم در کارگاه تندخوانی و تقویت حافظه انگاری دوباره متولد شدم اون نرگسی که اون همه خجالتی بود نابود شد و جاشو داد به یه دختر شاد و سرحال و در حدی که عمل کردم و تمرینات رو انجام دادم عزت نفسم رفته بالا خیلی تغییر درونم ایجاد کردم با تغییر خودم اطرافم هم تغییر کرد افرادی که باهام هم مدار نبودن جهان حذفشون کرد از زندگیم
و جاشون افرادی اومد که باهام همفرکانس هستن
یاد گرفتم که باید توی این جهان پرو باشم یادش بخیر به قول استادم میگفت باید پرو با ادب باشیم
اگر پرو نباشم زیر چرخ جهان له میشیم
قبلا فکر میکردم باید فقط مرد باشی تا موفق بشی بخاطر همین همیشه دلم میخاست مرد خلق میشدم چون ندیده بودم در اطرافم خانمای موفق با گفته های استاد و فایلهایی که گوش داده بودم از شون این باورم کمی تغییر کرده بود ولی با این برنامه گفت و گو با دوستان کلا این باور رو ترکوند با شنیدن تجربیات دوستای عزیزم کلی تغییر ایجاد شد که بابا میشه موفق شد با خودم گفتم اگر سپیده تونسته منم میتونم اگر طناز تونسته منم میتونم اگر حامد تونسته منم میتونم اگر محسن تونسته منم میتونم
خیلی الگوهای خوبی هستن بچهای کلاپ هوس
یاد گرفتم که آقا جان
سن مهم نیست
جنسیت مهم نیست
ملیت مهم نیست
کشور مهم نیست
شهر مهم نیست
شرایطی که الان درونش هستم مهم نیست
مهم اینجاست👈🏻🧠که چه خوراکی بهش میدم چقدر کنترلش میکنم ورودی هاش رو چقدر توجه میکنم به زیبایی ها تا یک ذهن زیبا داشته باشم چطور میتونم افسارش رو بگیرم تو دستم چطور برنامه ریزیش کنم مهم ایناست که من باید خوب یاد بگیرم
فارغ ازاینکه دیگران چه نگاهی دارن
فارغ ازاین که من الان در چه شرایطی هستم
من میتونم چون خالقم قدرت همه چیز رو داره
انرژی که سیستم داخل بدن من رو داره اداره میکنه و من نمیدونم چطور قادر به انجام هر کاری هست
انرژی ای که آسمان رو بدون ستون داره اداره میکنه توانایی هر کاری رو داره
خواستهای من فقط در ذهن من بزرگن در برابر عظمت خدا ذره ای نیستن
من میتونم به اهدافم برسم مثل استاد
به شرط ایمان به شرط عمل صالح به شرط اینکه قدرت این انرژی رو باور کنم
سپاسگزار پروردگار قدرتمندم هستم که همیشه نگهدار و حمایتگر و هدایتگر منه
آرزو میکنم که ثانیه به ثانیه زندگیمون پر باشه به یاد این انرژی قدرتمند
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-با توجه به الگوهای مناسب تحقق اهدافمان برایمان باور پذیر و امکان پذیر می شود
-اینکه ما برای اهداف خود تلاش نکرده و یا از جایی به بعد از تلاش برای دستیابی به موقعیت بهتر و موفقیت بیشتر دست بر می داریم مربوط به اهرم رنج و لذت در ذهن ماست
-تمایل طبیعی ذهن به حرکت نکردن و ماندن در محدوده ی امن است
-با کنترل ذهن و جهت دهی آن با کمک اهرم رنج و لذت می توانیم به موفقیت های بیشتر دست یافته و پا از محدوده ی امنمان فراتر بگذاریم
-دستیابی به اهداف تله ای برای حرکت نکردن که البته اقدامی کاملا طبیعی است
-حل کردن تضادها و چالش ها باعث می شود مدتی با رکود مواجه شویم
-همواره سعی کنیم الگوها و اهداف مناسب برای خود بیابیم
-اغلب افراد موفق علی رغم دستیابی به بالاترین جایگاه ها همواره تمایل دارند به جایگاه های بالاتر دست یابند
-افرادی که همواره تشنه ی دستیابی به موفقیت بیشتر هستند قابل تحسین اند
-همواره با کنترل ذهن یافتن انگیزه های مناسب حرکت کردن خود را برای کسب موفقیت های بیشتر تشنه نگه داریم
-اگر حرکت نکنیم جهان ما را وادار به حرکت کردن می کند
-با حرکت نکردن جهان ضربه و آسیب های بیشماری به ما وارد می کند
-ایجاد انگیزه برای کسب موفقیت زمانی که به اهداف خود دست یافته ایم سخت و دشوار است اما با کنترل ذهن می توانیم به آن دست یابیم
-شرایط هر چقدر خوب و عالی باید همواره در حال حرکت باشیم
-همواره از خود انتظار و توقع عملکرد بهتر داشته باشیم
بنابراین:
-طبیعی است که با دستیابی به موفقیت انگیزه ی ما برای حرکت کردن کاهش یابد
-پیش از دست یابی به هدف برای خود هدف چالش برانگیز دیگری انتخاب کرده و با انگیزه به آن دست یابیم
-انتخاب هدف چالش برانگیز پیش از دستیابی به هدف یا نزدیک به تحقق آن انگیزه ی زیادی برای کسب موفقیت بیشتر در ما ایجاد می کند
-با کمک اهرم رنج و لذت دیدن الگوهای مناسب انگیزه ی لازم برای حرکت کردن را در خود ایجاد کنیم
-هیچ گاه خود را با افراد سطح پایین تر از خود مقایسه نکرده و احساس رضایت از اینکه بالاتر از آنها هستیم نداشته باشیم این مقایسه باعث می شود برای تحقق اهداف خود حرکت نکنیم
-هیچ گاه خود را با افراد سطح بالاتر از خود مقایسه نکرده چون در این صورت از تحقق اهداف خود ناامید می شویم
-تنها برای ساکت کردن نجواهای ذهن می توانیم از داشتن شرایط بهتر نسبت به افراد سطح پایین تر احساس رضایت داشته باشیم
-به حسادت سازنده که موجب بهره وری بیشتر می شود دست یافته افراد موفق را تخریب نکنیم و به خود بگوییم اگر این شخص توانسته به موفقیت دست یابد ما هم می توانیم
-حسودی سازنده باعث انگیزه برای تحقق اهداف و خواسته ها می شود
-هرگز افراد موفق را تخریب نکرده و دائما آنها را تحسین کنیم
-حسادت باید مولد باعث شکل گیری احساس خوب و قدم برداشتن برای تحقق اهداف شود
-خود را به خوبی بشناسیم و بدانیم:
چگونه انگیزه می گیریم؟
چه اقداماتی انجام دهیم که نتایج بهتری کسب کنیم؟
-غرور نیز مانند حسادت باید مولد و در خدمت تحقق اهداف و خواسته هایمان باشد
-همه ی ما احساسات بد مانند حسادت غرور خشم و ….. را داریم
-همه ی ما بشر هستیم و احساسات بد داریم
-احساسات بد می تواند کمک کننده یا ضربه زننده باشد
-حتی ترسیدن می تواند برای ما مولد و باعث بقا شود
-داشتن احساسات بد می تواند ما را به سمت مسیر درست سوق داده و هدایت کند
-همه ی احساسات ما می تواند تبدیل به احسن شده و کمک کننده باشد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خدای هدایتگرم
سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم
در طی سه هفته پیش که دارم فقط جلسه اول ثروت یک رو گوش میدم و فقط کامنت های همون جلسه رو میخونم
بعضی بچه ها که بار چندم هست دارن ثروت یک رو کار می کنن در همون کامنت جلسه اول اشاره کردن به تمرین اهرم و رنج و لذت
.
من قبلا این اهرم رو کار کردم و چون برام جواب نداده کلا نمیخواستم برم سمتش
.
ولی دیدم خداوند توی این فایل بهم گفت باید انجام بدم شاید ایندفعه فرکانسم فرق کرده باشه و منم بتونم مثل اونایی که نتیجه گرفتن ، نتیجه بگیرم
.
مورد بعدی که این فایل برام داشت این بودش که دو سه روزی هست برای آموزش هوش مصنوعی دارم سوال می پرسم که کدوم بخش رو شروع کنم …و توی این فایل اشاره شد به طراحی سایت…
.
در این فایل اشاره شد به “مقایسه” که استاد توی جلسه اول دوره احساس لیاقت خیلی کامل توضیحش داده و همین دیروز که هدایتی رفتم اون جلسه رو گوش کردم یه سری چراغ ها توی ذهنم روشن که تا حالا بعد از شنیدن چندین باره اون جلسه روشن نشده بود.
.
مورد بعدی که قبل از این فایل خداوند بهم هدیه داد درباره یک مساله ای همیشه یه دلشوره ریزی داشتم که امروز صبح به محض بیدار شدن خداوند نشونه ای رو توسط یکی از دوستانم برام فرستاد و ترس و نگرانی رو از روی دلم برداشت
قطع و یقین میدونم که این آسان شدن برای آسانی ها بواسطه کار کردن روی ثروت یک و دو سه تا فایل هدایتی که خداوند از پریشب بهم گفت گوش بدم و فرکانسم رو تغییر داد، داره برام اتفاق می افته….
.
الان با خبری که خدا بهم داد برای اون دلشوره ریزم ، کاملا با این درس”آسان شدن برای آسانی ها” آشنا شدم و شیرینیش رو حس کردم…
.
از خداوند سپاسگذارم که هر قدم داره هدایتم میکنه …
.
این روزا توی خواب هام بهم ایده میده
اتفاقات درونی بسیار عالی داره برام می افته
.
دوباره همین دیروز دوستی از پیشرفت هاش گفت برام، در همین حین تا دلشوره خواست بیام سراغم به خودم گفتم همیشه فرصت هست …همیشه ثروت و فرصت داره در این جهان بیشتر و بیشتر میشه …هیچ دلیلی برای سرزنش خودم وجود نداره …همین که در مسیر تغییر هستم همین که با دیروز خودم یه کوچولو فرق کردم و پیشرفت کردم …همین که شاهد نجوا هستم و باهاش غرق نمیشم و به قول استاد توی قدم اول جلسه اول از دوازده قدم میگه که ما فکر هامون نیستیم ما شاهد بر فکر هامون هستیم ….این شاهد بودن برام خیلی ارزشمنده …
.
الهی صد هزار بار شکر
به نام خدا
سلام
دیدگاه دوست عزیزمون پوریا وااقعاا تاثیرگذار بود… آگاهای و نکاتی که تو همین متن کوتاه دیدم واقعا کمک کننده بود و ممنون از اینکه دستی برای کمک به من شدین و آگاهی نشونه امروز من بودین.
واقعا به نشونه این سایت ایمان دارم چون از هرجای این سایت میشه آگاهی های زیادی استخراج کرد واقعا منبع آگاهیه :)
این تیکه نوشتتون که گفتین ” یاد گرفتم قبل از اینکه به یک هدفی برسم هدف بعدی رو انتخاب کنم و براش حرکت کنم و همچین افرادی که از من پایین تر هستن رو به صورت ناخودآگاه الگو قرار ندم که خدا رو شکر حالا که ما به بدبختی اینا نیستیم بلکه افرادی رو الگو قرار بدم که از من بالاتر هستند و بگم اگه اونا تونستن منم میتونم ”
بهم یادآوری کرد به درستی الگوبرداری کنم تا مسئله ای که الان باهاش مواجه ام رو به بهترین شکل به لطف دائم خدا حل کنم و اینکه تو الگوبرداری هام به جای تمرکز روی نداشته ها و ناخواسته هام، روی داشته ها و خواسته ها و اهداف و آرزو هام تمرکز کنم و اینکه همیشه هدف گذاری کنم… نزدیک به قدم قبلی ولی بالاتر ولی نه اونقدری که باعث ناامیدی و زیاده روی بشه، بلکه تا حدی که بهم امیدواری و علاقه و انگیزه بیشتری بده توی هدف گذاری هام باید تعادلو در نظر بگیرم و بیش از حد جلو نرم.. قدم به قدم … آهسته و پیوسته … هم مسیر با قانون تکامل …
ممنونم از آگاهی هایی که با ما به اشتراک میذارید…
در پناه اللّه با آرزوی رشد ابدی برای هممون