این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدارو صد هزار مرتبه سپاسگزارم،که این فایل رو شنیدم،ساعت شش صبح،نمیدونید چه غوغایی تو وجودم شروع شده،ممنونم رزای عزیزم،که شدی صدای خدا،ودل این سحر،اینقدر گریه کردم،وباهمون خدایی که حسش کرده بودی،ارتباط برقرار کردم،،تا این دردهای چندساله از تمام وجودم بیرون رفت،انگار خالص شدم..
خدایا صدهزار مرتبه شکرت، که خودت درهارو باز میکنی،از خدا خواستم که من هم یک روز مثل رزا بیام وراحت تمام معجزات رو بگم،چون رزا زندگی من رو در نوع دیگه ش تعریف کرد،ومن اواسط راه رزا هستم،پس به امید اونروز که بیام ومنم عاشقانه برای بچه ها وشما استاد عزیز ،بگم که چی تو زندگیم گذشته،ومن هم بتونم مثل رزا در دل یک شب،اشک شوق یک انسان رو دربیارم،واونم بگه ،آره اینم یه معجزه،دورهی جدید زندگیش رو شروع کنه..
من چند ماهی هست که تا قدم شش رو خریدم،ولی به خاطر یک سری مسائل نتونستم قدم هفت و بقیه قدمهارو رو تهیه کنم،البته که این هم خودش حکمتی داشت،چون تو این چند ماه اخیر به جرات میتونم بگم ،کل شش قدم رو شخم زدم وزیر و رو کردم، واصلا با چند ماه قبلم زمین تا آسمون فرق کردم ،فایلهای رایگان رو دارم دونه به دونه نت برداری میکنم،واصلا زندگیم داره متحول میشه،واز خدا خواستم هر وقت که زمانش بود ،شروع کنم به خرید بقیه قدمها، که خدا هم گفت،چهاردهم دی ماه پول برات واریز میشه،به راحتی برو وشروع کن به خرید قدمها
ومن بعد ازنوشتن این کامنت در اول صبح این روز زیبا قدم هفت رو به امید الله میخرم،ودیگه خدا میدونه به قول استاد چه اتفاقاتی قرار بیفته
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم ، و سلام به همه اعضای خانواده عباس منش ، الهی شکر که توی این مسیر زیبا هستم الهی شکر که پروژه تغییر را در آغوش بگیر رو دارم با جون و دل گوش میکنم و دنبال میکنم باور کنید همین الان اشک داره از چشمام جاری میشه چقدر تجربه رزای عزیز زیبا بود چقدر آرامش بخش بود و خیلی من رو تحت تأثیر قرار داد ، رزای عزیزم چقدر زیبا خداوند رو توصیف کردی و به چه نکته خوبی اشاره کردی این که به خدا میگی من هیچی نمیدونم تو بهم بگو و به قول استاد این جهان تسلیم شدن هست باید تسلیم باشی در برابر خدا و وقتی خودتو کنار میکشی و اجازه میدی خدا قدم به قدم بهت بگه خیلی مسیر راحتر و زیبا تر میشه تا این که خودمون همش درگیر پیدا کردن مسیر باشیم ، دقیقا من الان در شرایطی هستم که خیلی خودم رو درگیر میکنم برای حل مسائلم و واقعا یا به سختی به دست میاد یا اصلا نمیشه ، الان میخوام سعی کنم خودمو کنار بکشم و تسلیم خدا بشم و بگم من هیچی نمیدونم ، نمیدونم درست چیه و چی به صلاح منه ، خدایا خودت راهنمای من شو و قدم به قدم به قلبم الهام کن ، منم مثل رزای عزیز دوست دارم با تمام وجودم تغییر کنم ، و اشاره شد به محصول دروازه قدم که من دارم این محصول رو ولی متأسفانه گوش نکردم این نشانه بود برای من و گوش میکنم حتما ،چقدر نوشتن کامنت حال خوب و انرژی مثبت به آدم میده شکر ، دوستان شما هم کامنت بنویسید یا توی دفترتون بنویسید مطمئن باشید بعداً که میرین سراغ نوشته های قبلی خودتون شگفت زده میشید از این همه تغییر من خودم چند بار امتحان کردم و شگفت زده شدم اصلا باورم نمیشد و الان هم میخوام این کارو دوباره انجام بدم ، استاد عزیزم دوستتون دارم ممنونم به خاطر این همه محبت شما و آگاهی هایی که در اختیار ما میزارین شما دستی از دستان خدا هستید همیشه سالم و سلامت باشید
و دو دوست عزیزم که صحبت کردن و خدارو هزار مرتبه شکر که هر دو به موفقیت رسیدن.
راستش من با حرفای رزای عزیزم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم تا حالا پیش نیومده بود این فایلهای گفتگو با دوستان رو گوش بدم و اینقدر روم اثر گذار باشه.
همون لحظه ایی که صحبت کردی و گفتی میخای با جزئیات بگی صحبتهات رو قلبم نشست و بگم که بارها و بارها زدم عقب که تکرار بشه که خوب متوجه بشم که با تمام وجودم درک کنم.
وسط صحبتات اشکم جاری شد نمیخاستم بشنوم تموم شه بره… خاستم از ثانیه ثانیه اش درس بگیرم… مثل اینکه من رزا بودم و تو اون شرایط اینقدر شیوا بیان کردی.
وسط صحبتات قطع کردم و به دیوار اتاقم خیره شدم گفتم چرا من در این حد خدا رو هنوز لمس نکردم…. منم همونموقع گفتم خدایا تو به استادم کمک کردی به رزا کمک کردی پس میتونی به منم کمک کنی… تو کنارشون هستی… زدم بقیه صحبتا وای چقدر جالب بود چقدر ایمانتو نشون دادی، چقدر جرات و جسارت واقعا قابل تحسینه.
و قشنگترین حرف… این بود… گفت نمیخایمت و گفتم خداروشکر و … خب باز متوقف کردم و گفتم اگه من بودم میگفتم خدایا کمکم کن و چنین دری باز میشد بعدش با این همه امید که تو دلم جون میگرفت یهو میگفتن نمیخایم چی میگفتم… دیدم هنوز در حد رزا ایمانم قوی نشده حتما ناراحت میشدم نمیدونم… خداردهزاران بار شکر که الان حالت خوبه که خداروکنارت داری که شرایط گذشته رو قدم به قدم پشت سر گذاشتی…
استاد جان خدا رو به واسطه شما میخام عمیقا لمس کنم شما تونستی✔️ خیلیا به واسطه شما تونستن✔️… رزا هم تونست✔️… پس منم میتونم ✔️ خدای خوبم سپاس که در مداری هستم که میتونم این حرفا رو بشنوم و درک کنم. اشکام هنوز خشک نشده 😅خداروهزار بار شکر 🙏🙏🙏
ورودت رو به خانواده تبریک میگم عزیزم مطمئن باش و ایمان داشته باش خدای بی نهایت مهربونی که تا اینجا هدایت کرده و تنها نذاشتت از این به بعدم میدونه چطوری هدایت کنه و بهترینها انتظارت رو میکشه عزیزم اینو منی میگم که هر دوره ای رو خریدم چندین برابرش دریافت کردم با کلی نتایج شگفت انگیزی که فقط خودم و خدا میدونیم تا چه حد عالیه ودوستان حاضر دراین سایت میتونن درک کنن که حتی بعضی اتفاقهای به ظاهر معمولی هم شبیه معجزس وقتی بعد از دهها سال به نتایجی برسی که با کل سالهایی که تلاش کردی برابر و حتی بالاتره یعنی نتایج ده سال تلاش من برای زندگیم یه طرف و نتایج این یکسال و نیم اشنایی با این راه هموار و سرسبز یه طرف بلکه هم کفه این یکسال و خورده ای سنگینتره و خیلی هم سنگینتر ،مطمئنم شما فریبا جان و تمام دوستان عزیزی که در سایت هستند هم با باور داشتن به اموزشها و تنها خدارو منشأ خیروبرکت دونستن با هدایت و حمایت های بینظیر خدای مهربون عالیترینهارو رقم میزنین و از نتایج عالیتون برای ما مینویسین تا ایمانمون هر بار بیشتر و بیشتر بشه ،خدارو شکر میکنم که هدایتم کرد به این مسیر بی نهایت زیبا و شگفت انگیز و سپاسگزار از استادی که تو دنیا تکه و نظیر نداره خدایا شکرت بهترینها رو براتون از خداجون خواستارم که لایق عالیترینها هستین .
در پناه خدا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند باشین و زندگیتون پر از عطر و طعم و نور خدای مهربون
چقدر جملاتت برام دلنشین بود چقدر آدمها اینجا صیقل خورده ترن نورانی ترن، چقدر هاله ایی از محبت دورشون هست که مرد و زن هم نداره، چقدر این استاد تواناست که نه تنها من بلکه در قلب همه محبوبه، چقدر دنبال کردن استاد تو این مسیر زیبا لذت بخشه، خداروهزاران مرتبه شکر که اینجا همه چی پر از آرامشه پر از حس ناب خداییه، ممنون از خدای درونت که این کامنت زیبا رو برام گذاشت. ❤️🙏
با عرض سلام وادب واحترام خدمت استاد عزیز. مریم جان وسایر دوستان. وسلام وارادت از ایران خدمت رزای عزیز در انگلستان.
خدا را هزاران بار شکر بابت دست های هدایتش که چقدر زیبا در زمان ومکان مناسب به کمک ما می شتابند.
استاد جان ممنون وسپاس گزارم بابت سخاوت بی نظیر شما در آماده سازی فایل های توحیدی بدون دریافت هیچ هزینه ی مالی.
البته که احساسی که درشما ایجاد می شود به حدی زیاد است که در این فایلها به قلب ما می نشیند.
چند روز پیش در دفتر سپاس گزاری ام و تمرین ستاره ی قطبی ام می نوشتم خدایا معجزاتت رو بهم نشون بده. منتظرم که سورپرایزم کنی.
واین گونه چند روزی است که سایت الهی استاد هر روز سورپرایز جدیدی برامون داره.
در مورد مثال توحیدی چه الگوی زیبایی بودند رزا جان.
باید اعتراف کنم من از اون دست دانشجویانی هستم که خیلی به موضوعات مختلف در سایت توجه نمی کنم وبیشتر روی محصولات تمرکز دارم. با توجه به این فایل های مصاحبه با استاد گل از گلم شکفت ومتوجه شدم استاد جان حتی در فایل های رایگان سخاوتمندانه توحید رو فریاد می زند وراه درست را نشان می دهد.
امروز چندین بار فایل رزا جان را گوش دادم وهر بار اشک ریختم. اشکی که از شوق بود وعشق.
اشکی که هربار از چشمم سرازیر میشد انگار غباری را از روی قلبم می شست ومی برد.
یه مثالی که همین امروز برام اتفاق افتاد بعد از گوش دادن به فایل رو براتون تعریف کنم.
چند روزی است که پسرم چند تا تکه چوب بزرگ رو گذاشته بود تو صندوق ماشین تا ببره وبفروشه. هر بار بی نتیجه بر می گشت ومی گفت نجاری ها بسته بودند. یا نمی خریدند. این چوب ها مناسب سوزاندن نبودند بلکه به درد نجاری می خوردند.
امروز که با همسر جان رفتیم بیرون یه دوری بزنیم. قبل از خروج با خدای خودم گفتم خدایا من نمی دانم وتو می دانی. من نمی توانم وتو می توانی. خودت یه راهی بهم نشون بده که این چوب ها از تو ماشین بیاد بیرون وبه بهترین مصرف برسه.
خلاصه براتون بگم فروش چوب ها برای بحث مالیش نبود بلکه برای استفاده درست ازش بود.
تو دور زدن ها یه دفعه یه تابلوی کنار خیابون دیدم که روش نوشته بود هنرستان پسرانه…
یه دفعه انگار تو مغزم جرقه ای زد که بهترین جا هنرستان پسرانه واحد نجاری است.
به محض دیدن تابلو به همسر جان گفتم به نظرت میشه چوب ها رو بدیم برای هنرستان.
همسر جان هم بدون مکث گفت فکر خیلی خوبیه. امروز جمعه است. فردا صبح حتما این کار رو انجام بدید.
خیلی خوش حال شدم که خدا چقدر قشنگ راه رو نشون داد. حالا به همون خدا توکل می کنم تا بهترین اتفاقات رو برای تحویل چوب ها برام رقم بزنه. ومطمئنم این فکر نتیجه ی یک فرکانسی خواهد بود که بعدا خواهم فهمید.
خدا را هزاران بار شکر که با ارزش دادن به هر چیز به ظاهر بی ارزشی درهای سپاس گزاری رو به روی ما یکی پس از دیگری باز میکنه.
یه اتفاق دیگه هم امروز افتاد. برای خرید ماهی رفتیم بازار ماهی فروش ها.
یه ماهی فروشی توجهم رو جلب کرد وبه ماهی هاش نگاه کردم وقیمت کردم. قیمت هاش منطقی بود. ولی یه حسی در درونم می گفت اینا نه.
خیلی توجه نکردم. همسر جان گفت چند تا رو بزار.
اینم بگم که من وهمسر هیچ وقت ماهی رو بیرون تمیز نمی کنیم ومیاریم خونه وبا عشق تمیزش می کنیم ومی شوریم و….
حالا بعد از انتخاب ماهی ها. ماهی فروش س وزنشون کرد وسریع گذاشت روی میز کارش وگفت کبابی؟ منم بدون توجه گفتم بله.
یکی از ماهی ها رو باز کرد ومتوجه شدم به شدت کهنه است وفاسد.
بهش گفتم نمیخوام. گفت باید ببری گفتم نمیخوام. چون کهنه است.
ولی ماهی فروش اصرار داشت که باید پولش رو بدی وببریش.
قیمت رو پرسیدیم وهمسر پولش رو حساب کرد ولی ماهی رو نبرد.
ماهی فروش کار بدی کرد که قطعا پاسخش را از جهان خواهد گرفت. ولی به من این درس رو داد که خدا میخواست بهم بگه این ماهی خرابه نباید ببریش.تو لایق بهترین ها هستی.
صبر همسرم رو تحسین کردم که با ماهی فروش بحثی نکرد وسخاوت مندانه پول ماهی که نمیخواست ببره رو داد.
خدا را شکر کردم که وقتی بهم گفت اینا نه ومن حواسم نبود. دوباره با باز شدن ماهی بهم نشونه داد که اینا نه.
خیلی سپاس گزارم از خدایی که وقتی تو مدار آسونی قرار می گیری همه چیز رو خودش درست می کنه.
خدا را هزاران بار شکر برای شروع این گام ها. منتظر معجزات خدا هستم در این مسیر زیبا.
متأسفانه هنوز موفق به ساخت هزینه ی خرید احساس لیاقت نشدم. ولی از خودش خواستم هم پولش رو برام برسونه وهم لایقم کنه که از این دوره ی بی نظیر استفاده کنم.
اول شرایطی که قبل از اموختن این آگاهی ها داشتم رو مینویسم
من فردی با اعتماد بنفس پایین بودم و مثل رزای عزیز منتظر بودم کسی برای نجاتم بیاد میگفتم کاش امام زمان ظهورکنه ما از این اوضاع نابسامان نجات پیدا کنیم، مدام از شرایط مملکت ناراضی بودم، به شدت روی نکات منفی زوم میکردم، دلم به حال خیلی از آدم ها میسوخت و غصه خواهر و برادر هام رو میخوردم، حسرت از گذشته و ناامید از آینده، به شدت به شانس اعتقاد داشتم و فکر می کردم پول فقط برای قشر خاصی هست.
اگر کسی منو ناراحت می کرد تا چندین روز تو ذهنم بود و حرفهایی که میخواستم بزنم اما نزدم رو مرور می کردم.
باورم این بود که باید گریه کنم تا خدا چیزی به من بده و اینکه امام ها رو متوسل میشدم.
میخواستم همه رو راضی نگه دارم و گاهی خودم رو نادیده می گرفتم.
درد و دل من با مادر و خواهرم از نکات منفی همسرم و خونه و زندگی که دوستش نداشتم و مدام غر میزدم چرا فلان چیز رو ندارم. احساس میکردم اگر تو عزاداریها گریه نکنم خدا من رو دوست نداره.
تا یک روز فایل شکرگزاری رو از یک خانمی گوش دادم حرفاش رو دوست داشتم و دوره اش رو خریدم تو یکی از جلساتش خانمه گفت استادهای زیادی داشتم از جمله استاد عباسمنش و من نمیدونستم ایشون کی هستن، تا یه مدت فایلهای شکرگزاری گوش میدادم و مینوشتم. تا اینکه در یک کانال انگیزشی فایل استاد رو گوش دادم در مورد نحوه ی مطالعه قران میگفتن همون داستان کاپیتان روس، خیلی خوشم اومد و سرچ کردم سایت رو پیدا کردم و من اصلا نمیدونستم فایل رایگان دارن، درقسمت محصولات دوازده قدم به چشمم خورد و برام جالب بود ببینم چی هست و بلافاصله قدم یک رو خریدم تا همین چند روز پیش که خرید قدم دوازده رو انجام دادم به لطف الله مهربانم.
تا امروز تقریبا هر روز فایلها رو گوش دادم و تا حدودی روی خودم کار کردم و به همین اندازه این نتایج رو گرفتم.
دیگه حرف دیگران برام مهم نیست.
هیچکس تأثیری در زندگی من نداره بجز افکار و باورهای من
هرکسی سرجای خودش قرار داره و من نمیتونم کسی رو خوشبخت یا بدبخت کنم.
هر روز مواظب ورودی های ذهنم هستم.
میدونم خدا عاشق منه و دوست داره من شاد باشم و به هرچی بخوام برسم
دیگه با خدا رفیقم و فقط از اون درخواست دارم.
سعی میکنم نکات مثبت افراد رو ببینم و اگر دارم به نکات منفی توجه میکنم حواس خودم رو زود پرت میکنم.
دیدم به امام ها عوض شده و الان میدونم اونها هم انسانهایی بودن که قانون رو خوب بلد بودن و الان فقط از خدا درخواست دارم و باورهای شرک الود رو دارم حذف میکنم.
باور دارم هر چی بیشتر رو خودم کار کنم به طور طبیعی ثروت و نعمت وارد رندگی من میشه.
دیگه فرشته نجات کسی نیستم.
زندگی برام روون شده شکر خدا.
عذاب وجدان و ترس از خداوند ندارم، با تمام وجودم خدا رو دوست دارم. خدای که مهربان و عادله.
خوب این نتایج حاصل کار کردن روی خودم اونم نه زیاد، هست من الان به تضادی برخورد کردم و از تمام وجودم از خداوند هدایت خواستم تا تغییر کنم و این پروژه روی سایت قرار گرفت و دوست دارم با تعهد روش کار کنم.
فکر میکنم بدون شک این قسمت گفتگو با دوستان و کلاب هاوس یکی از محبوب ترین قسمتهاش باشه مخصوصا داستان اللهی رزای عزیز و دوست داشتنی
رزا جونم اگه کامنت منو میخونی و هنوز تو سایت هستی بنظرم برای دوبلور شدن هم تست بده اینقدر که صدات گیرا و دلنشینه که انگار چاشنی هم بهش اضافه کردی دختر اروم و دوست داشتنی هرجا هستی برات آرزوی موفقیت میکنم
با دیدن وشنیدن نتایج هم کلاسی هام حس خیلی خیلی عمیق و عالی بهم دست میده
حالا چه کسایی که با کامنت اینو انتقال میدن چه کسایی که از خودشون فیلم گرفتن و برای استاد فرستادن و حتی کسایی که شاید خیلی تو سایت فعالیت نداشته باشن اما کلی نتایج گرفتن
مثل همین رزای عزیز
عرشیا و آزاده عزیز
هادی جان
سپیده عزیز و خوشگل
که امیدوارم هنوزم اگه خیلی تو سایت نیستن از قوانین اللهی و فایل های این بهشت دور نباشن و گوش بدن و مثل همیشه عمل کنن و زندگی شون روز به روز عالی تر بشه امیدوارم خدا کمکم کنه منم همیشه و هر لحظه با خدا باشم مثل استاد و مثل آقا رضای عطا روشن عزیز که بعد از ده سال هنوزم دارن توی سایت فعالیتشون و ادامه میدن
و همچنین تحسین میکنم سحر جان عزیز و که درامدشون چند سال پیش 70/80 میلیون در ماه بوده امیدوارم الان ده برابر بیشتر باشه
راجع به شکرگزاری که رزای عزیز گفتن از کوچیکترین چیزهایی که داشتن سپاسگزاری میکردن یاد لیلای عزیز افتادم که ایشون هم همین مسیر و رفتن و جالبه باز هم همزمانی وقتی کامنتها رو خوندم کامنت ایشونم دیدم و گفتم بازم معجزه کانون توجه خدایا شکرت
تک تک داستان رزا جان که تازه خلاصه وار بهمون گفتن رد پای قانون توش مشاهده میشد و حتی درس دیگه ای که در کنار تمام نکاتی که گفتن برام بلد شد همون دیدن نکات مثبت و به اتفاق جوری نگاه کردن که بهت احساس خوب بده بود همین که با این نگاه به جواب منفی که اون شرکت بهش داده بود که هر اتفاقی بیفته به نفع منه و برای خودش ورق و جوری برگردوند که اشکال نداره بقیه جواب ندادن خدایا شکرت اینا حداقل جوابمو دادن گفتن نمیخواهیمت
مکمل بینظیری بودن برای اینکه با خودم بگم ببین این دختر هم شاگرد استاد بود و همین حرفهای استاد و مو ب مو اجرا کرد مثل بقیه شاگردهای استاد که همشون نتایج خیلی خیلی بزرگی گرفتن و بگم این خدا همون خدا هست همون خدایی که استاد عباسمنش ازش میگه پس بیا باورهای محدود کننده رو بزار کنار و توام مثل بقیه افرادی که در حالی که میترسیدن ایمان داشتن و حرکت کردن مابقی مسیر و برو و بشو کسی که فردا روزی تو بیای از نتایج غیر ممکنی که برای ذهنت غیر ممکن بود ولی برای خدا ممکن ترین بیا و ازشون صحبت کن بیا و اجابت کن که خدا اجابت میکنه درخواست اجابت کننده رو و بدون که اون نزدیک ترینه به تو
خدای من شکرت مرسی که من در مدار شنیدن این در و گوهر این آگاهی های ناب قرار دادی
استادجان چقدر من این فایل را دوست ولذت میبرم از حرفهای دوستان,وقتی این فایل را میشونم
امید وتوکلی درمن ایجاد میشد که اشک درچشمانم جاری میشد;استاد من رزا واقعا یه الگو برامن؛خیلی دوست دارم باهاش یه پیامی یه جوری یه ارتباطی باهاش داشته باشم؛یکی از خواسته هام که بتونم باهاش ارتباط،داشته باشم که ازش تشکرکنم از این لحن صدا؛ارامشش؛امیدش؛وهرچه بگم ازخوبیهاش وعلاقه من بهش کم گفتم؛واقعا من لذت میبرم ازصدای دوستان قشنگم که میشنوم؛اقاسعید هم یه مثالی برای فروانی زدن چقدر برام جذاب است که هروقت این فایل را میشنوم امیدی درمن به جریان درمیاد وبه همه چیز توجه میکنم وباور فروانی را خیلی کارمیکنم؛وبرای همه چی باور فروانی را برای خودم توضیح میدم ؛خدایا شکرت برای داشتن این دوستان نازنین
توحید اصل و اساس خوشبختیه و توحیذ رو میشه توی قران پیدا کرد
برای فهم توحید باید بارها معنای قران رو بخونیم و درش تفکر و تعقل کنیم
کل قران در مورد توحیده به شکلهای مختلف با مثال های مختلف راجب توحید گفته شده
توجید یعنی ندادن قدرت به عوامل بیرونی و قدرت دادن فقط به خداوند
ایمان داشتن و توکل داشتن به خدا به مو میرسونه اما پاره نمیکنه
اتفاقاتی شاید به ظاهر بد برای ما بیفته اما حتما خیریتی توش هست و ما باید سعی کنیم نکات مثبت اون رو ازش بکشیم بیرون و ذهنمونو کنترل کنیم چون در نهایت به نفعمون میشه اگه اینکارو بکنیم
خدا همیشه هوامونو داره به شرط این که بهش توکل کنیم و ایمان داشتت باشیم
باید همیشه یادم باشه بگم خدایا من در مقابل تو ضعیف و ناتوانم تو برام انجامش بده تو درستش کن تو پیش ببرش تو هدایتم کن تو همه چی رو جور کن چون تو به همه چیز اگاهی و هیچوقت برا بنده هات بد نمیخوای چون تو قادری تو توانایی بر همه چیزو همه کس
از هرچی میترسم برم اون کارو انجام بدم برم تو دلش
از اب میترسم برم تو اقیانوس
خودم باید خودمو نجات بدم باید خودم از خدای خودم بخوام همه ی زندگی خودمم همش در من خلاصه میشه
خدا ابیه که داخل ظرف من ریخته میشه و شکل منو میگیره
فکرشو نکنیم که خدا از کجا مارو به خواستمون میرسونه خدا اجابت میکنه درخواست هامونو فقط باید ازش بخوایم و روی خودمون روی شخصیتمون کار کنیم و قدمه اولو برداریم بقیش با خداست
از همون جایی که هستم با همین شرایطی که دارم شروع کنم و قدم اولو بردارم قدمهای بعدی رو خدا بهم میگه بعدش
خدایا من تسلیم درگاه توهم خودت بچین برام که میدونم تو بهترین هارو برام میچینی تو قشنگترین چینش رو داری برام
سلام استاد عزیز مریم عزیزم،ودوستان نابم
خدارو صد هزار مرتبه سپاسگزارم،که این فایل رو شنیدم،ساعت شش صبح،نمیدونید چه غوغایی تو وجودم شروع شده،ممنونم رزای عزیزم،که شدی صدای خدا،ودل این سحر،اینقدر گریه کردم،وباهمون خدایی که حسش کرده بودی،ارتباط برقرار کردم،،تا این دردهای چندساله از تمام وجودم بیرون رفت،انگار خالص شدم..
خدایا صدهزار مرتبه شکرت، که خودت درهارو باز میکنی،از خدا خواستم که من هم یک روز مثل رزا بیام وراحت تمام معجزات رو بگم،چون رزا زندگی من رو در نوع دیگه ش تعریف کرد،ومن اواسط راه رزا هستم،پس به امید اونروز که بیام ومنم عاشقانه برای بچه ها وشما استاد عزیز ،بگم که چی تو زندگیم گذشته،ومن هم بتونم مثل رزا در دل یک شب،اشک شوق یک انسان رو دربیارم،واونم بگه ،آره اینم یه معجزه،دورهی جدید زندگیش رو شروع کنه..
من چند ماهی هست که تا قدم شش رو خریدم،ولی به خاطر یک سری مسائل نتونستم قدم هفت و بقیه قدمهارو رو تهیه کنم،البته که این هم خودش حکمتی داشت،چون تو این چند ماه اخیر به جرات میتونم بگم ،کل شش قدم رو شخم زدم وزیر و رو کردم، واصلا با چند ماه قبلم زمین تا آسمون فرق کردم ،فایلهای رایگان رو دارم دونه به دونه نت برداری میکنم،واصلا زندگیم داره متحول میشه،واز خدا خواستم هر وقت که زمانش بود ،شروع کنم به خرید بقیه قدمها، که خدا هم گفت،چهاردهم دی ماه پول برات واریز میشه،به راحتی برو وشروع کن به خرید قدمها
ومن بعد ازنوشتن این کامنت در اول صبح این روز زیبا قدم هفت رو به امید الله میخرم،ودیگه خدا میدونه به قول استاد چه اتفاقاتی قرار بیفته
الهی به امید خودت
استاد عاشقتونم،مریم بانو عاشقتونم،وعاشق شما دوستان ناب وخالصم
خدایا صدهزار مرتبه سپاسگزارم.
به نام خداوند زیباییها
سلام به دو استاد گرامی، و دوستان عزیزم.
به صحبتهای رزای عزیز که گوش میدادم،
دیدم چقدر گذشتهی ایشون از یه بُعد،
شبیه روزهای زندگی من بوده.
الان که یه نگاه به قبل و چالشها و اشتباهاتم میکنم،
میبینم واقعاً درسته که
اون ضربهها، خیلی شدید به من وارد شد.
خیلی اشتباهات کردم و دارم،
اما باعث شد به خودم بیام،
خدا رو بشناسم،
و برم دنبال اینکه قانون چی میگه
و چطور میشه به خواستهها رسید.
در این مسیر،
هی با ترمزها و خودم بیشتر آشنا شدم
و یاد گرفتم اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم.
در واقع اون تضادها برام تبدیل شد به «نقطهی بیداری».
نقطهای برای حرکت و رشد.
البته که آدم بهتره نذاره کار به سختی برسه،
ولی خب مسیر هرکس متفاوته.
از الان باید درس گرفت،
تغییر کرد،
و نذاشت دوباره به اون جاها برسه.
🔸تمرین:
تجربهی شخصیت از «تغییر» رو در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس
🔸قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
قبل از تغییر و آشنایی با سایت،
به واسطهی اشتباهاتم که از و عدم طی کردن تکامل .کمبود اعتمادبهنفس،
کمالگرایی و عجله داشتن و …میاومد،
در همه زمینهها مالی، سلامتی، اعتمادبهنفس و ..
به قعر تاریکی سقوط کرده بودم.
زلزلهای بود که تمام من رو ریخت پایین.
اعتمادبهنفسم، سلامتی، پول، و امید به زندگی و همه خاک شده بودن.
وقتی پرت شدم بیرون (که فضل خدا بود)،
احساس گناه سنگینی داشتم.
یه عالمه آدم دنبال من بودن،
تهدیدم میکردن،
و خبر رسوایی توی فامیل، شهر و دوستان پخش شده بود.
استرس شدید داشتم.
بیپول مطلق بودم.
سیستم بدنم بهم ریخته بود
احساس گناه میکردم که زندگی چند نفر رو خراب کردم،
و نفس کشیدن برام سخت شده بود.
🔸 جرقه:کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
دقیقاً بیشتر از یه سال،
تمام وقت ساعته در سایت بودم.
فایلهای رایگان رو گوش میدادم، مینوشتم،
و توی اون مدت، همیشه صدر نظرات فایلهای هدیه مال من بود.
همین مداوم گوش دادنها و نوشتنها،
باعث شد از منفی 100 به منفی 99 برسم
و هنوزم میگم:
من تازه دارم به صفر نزدیک میشم.
پس ابتدا فایلهای رایگان،
و بعد کار روی مجموعهی «الگوهای تکرار شونده»،
ذهنم رو چند پله بالا برد.
بعدش رفتم سراغ دورهی «احساس لیاقت».
🔸 اولین اقدام کوچک اما عملی:
اولین اقدام من در اون شرایط ،
بهتر کردن حس و حالم با خوندن کتاب بود.
فقط میخواستم وجودم کمتر توی حال بد و فشار بمونه.
بعدش رفتم مدتی به محیط تنهایی،
و شروع کردم با خدا حرف زدن.
🔸فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)
1️⃣ اوایل آشنایی با سایت،
که هنوز نمیدونستم الهام یعنی چی
و ذهنم پر از نجواهای منفی بود،
یه حس درونی گفت: «برو فلان شهر».
پول نداشتم،
ولی همهچی معجزهوار جور شد و رفتم .
رفتم، و خداوند یه کار برام جور کرد.
یه شغل که باعث شد توش اعتمادبهنفس بگیرم.
چون صبح تا شب کار میکردم،
دیگه ذهنم وقت فکر به گذشته رو نداشت.
در آشپزخونه کار میکردم،
غذا داشتم،
از گرسنگی و بیپولی دراومدم،
و حالِ روحیم بهتر شد.
2️⃣ خرید دورهی عزتنفس و کار کردن روی اون.
پول ساختم،
الهام گرفتم،
و از کار قبلی بیرون اومدم
تا صددرصد روی خودم وقت بذارم.
3️⃣ یه سال کامل،
صبح تا شب میخوندم و مینوشتم.
و با هر نوشته،
یه قدم از باتلاق فاصله گرفتم.
4️⃣ آشنایی با «ستارهی قطبی»
و تنظیم روزانهی فرکانسم.
حسم بهتر شد،
مسیر نرمتر و لذتبخشتر پیش رفت.
5️⃣ کار روی «الگوهای تکرار شونده» برای چند ماه.
مدار فرکانسی بالا رفت،
ترمزها پیدا شدن.
6️⃣ شروع دورهی «احساس لیاقت»،
و کشف باگهای عمیقتر ذهنی.
🔸چالش و غلبه:: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
در مسیر،
اوایل خیلی وقتها حالم نوسان داشت.
گاهی ترس و فشار ذهنی میاومد،
و احساس گناه و ناامیدی میگرفتم.
در بخش مالی هم،
الگوی تکرار شوندهی قدیمی مدام خودشو نشون میداد.
ولی با خدا زیاد صحبت میکردم.
روی نعمتها حتی اگه خیلی کوچیک بودن تمرکز میکردم
و سپاسگزاری رو ادامه دادم.
خدا نشونهها میفرستاد که:
«ادامه بده، نترس».
و ادامه دادم.
تا جایی که معجزه رخ داد،
محیط زندگیم عوض شد،
طلبم وصول شد،
و زندگیم خیلی بهبود شد.
ایمانم قویتر شد،
حالم ثابتتر،
و دیگه از اون نوسانهای شدید خبری نیست.
🔸 نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
در زمینهی احساسی،
به ثبات حال خوب رسیدم
که برام از طلا باارزشتره چون میتونم بهتر فکر کنم و
درست تر تصمیم بگیرم.
یعنی ذهنم آزادتره،
ترسهام کمتر شدن،
و احساساتم رو بیشتر کنترل میکنم.
در زمینهی روابط و سلامتی،
به تعادل و اندامی عالی رسیدم
که واقعاً ازش لذت میبرم.
و از ته دل میگم:
خداوندا شکرت برای این مسیری که هدایتم کردی
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم ، و سلام به همه اعضای خانواده عباس منش ، الهی شکر که توی این مسیر زیبا هستم الهی شکر که پروژه تغییر را در آغوش بگیر رو دارم با جون و دل گوش میکنم و دنبال میکنم باور کنید همین الان اشک داره از چشمام جاری میشه چقدر تجربه رزای عزیز زیبا بود چقدر آرامش بخش بود و خیلی من رو تحت تأثیر قرار داد ، رزای عزیزم چقدر زیبا خداوند رو توصیف کردی و به چه نکته خوبی اشاره کردی این که به خدا میگی من هیچی نمیدونم تو بهم بگو و به قول استاد این جهان تسلیم شدن هست باید تسلیم باشی در برابر خدا و وقتی خودتو کنار میکشی و اجازه میدی خدا قدم به قدم بهت بگه خیلی مسیر راحتر و زیبا تر میشه تا این که خودمون همش درگیر پیدا کردن مسیر باشیم ، دقیقا من الان در شرایطی هستم که خیلی خودم رو درگیر میکنم برای حل مسائلم و واقعا یا به سختی به دست میاد یا اصلا نمیشه ، الان میخوام سعی کنم خودمو کنار بکشم و تسلیم خدا بشم و بگم من هیچی نمیدونم ، نمیدونم درست چیه و چی به صلاح منه ، خدایا خودت راهنمای من شو و قدم به قدم به قلبم الهام کن ، منم مثل رزای عزیز دوست دارم با تمام وجودم تغییر کنم ، و اشاره شد به محصول دروازه قدم که من دارم این محصول رو ولی متأسفانه گوش نکردم این نشانه بود برای من و گوش میکنم حتما ،چقدر نوشتن کامنت حال خوب و انرژی مثبت به آدم میده شکر ، دوستان شما هم کامنت بنویسید یا توی دفترتون بنویسید مطمئن باشید بعداً که میرین سراغ نوشته های قبلی خودتون شگفت زده میشید از این همه تغییر من خودم چند بار امتحان کردم و شگفت زده شدم اصلا باورم نمیشد و الان هم میخوام این کارو دوباره انجام بدم ، استاد عزیزم دوستتون دارم ممنونم به خاطر این همه محبت شما و آگاهی هایی که در اختیار ما میزارین شما دستی از دستان خدا هستید همیشه سالم و سلامت باشید
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
سلام به خدایی که همیشه در حال هدایت کردن من است
آنچه که اکنون در این فایل یاد گرفتم این بود که همیشه و همیشه در همه حال در حال سپاسگذاری باشم
وقتی که من در حال سپاسگذاری باشم این نشانه حال خوب من است
آن وقت من قدر داشته های خودم می دانم و هر چه بیشتر شکرگذار باشم بیشتر به من می دهد
خودم را به دست او بسپارم
از او کمک بخواهم
نگاهم به او باشد
از او کمک بخواهم
او را همیشه در حال کمک کردن به خودم بدانم
خدایی من همیشه بوده و همیشه است
خدایی من کارش خدایی است
این بهترین و بیشترین کاری است که همیشه می توانم داشته باشم و همیشه می توانم در همه حال از او کمک بگیرم
آنوقت من پیروزترین فرد خواهم بود
آنوقت من کامل ترین فرد خواهم بود
چقدر این حال خوب همیشه لذت بخش است
می توانم برعکس همه بر خلاف تصورات دیگران و افکار مردم جامعه نتیجه بیگیرم
می توانم حال خوب داشته باشم در حالیکه کلی مشکلات و کلی اتفاقات بد همه را احاطه کرده است
همان خدایی که دیروز به من کمک کرده است همان او باز و باز هم می تواند امروز و فردا به من کمک کند
نکته ای که این فایل و این درس برای من داشت این بود که همیشه دستهای خودم را بسوی او دراز کنم و از او کمک بگیرم
این بزرگترین درس امروز برای من بود
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام خدای من. سلام استاد عزیزم و مریم بانو.
و دو دوست عزیزم که صحبت کردن و خدارو هزار مرتبه شکر که هر دو به موفقیت رسیدن.
راستش من با حرفای رزای عزیزم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم تا حالا پیش نیومده بود این فایلهای گفتگو با دوستان رو گوش بدم و اینقدر روم اثر گذار باشه.
همون لحظه ایی که صحبت کردی و گفتی میخای با جزئیات بگی صحبتهات رو قلبم نشست و بگم که بارها و بارها زدم عقب که تکرار بشه که خوب متوجه بشم که با تمام وجودم درک کنم.
وسط صحبتات اشکم جاری شد نمیخاستم بشنوم تموم شه بره… خاستم از ثانیه ثانیه اش درس بگیرم… مثل اینکه من رزا بودم و تو اون شرایط اینقدر شیوا بیان کردی.
وسط صحبتات قطع کردم و به دیوار اتاقم خیره شدم گفتم چرا من در این حد خدا رو هنوز لمس نکردم…. منم همونموقع گفتم خدایا تو به استادم کمک کردی به رزا کمک کردی پس میتونی به منم کمک کنی… تو کنارشون هستی… زدم بقیه صحبتا وای چقدر جالب بود چقدر ایمانتو نشون دادی، چقدر جرات و جسارت واقعا قابل تحسینه.
و قشنگترین حرف… این بود… گفت نمیخایمت و گفتم خداروشکر و … خب باز متوقف کردم و گفتم اگه من بودم میگفتم خدایا کمکم کن و چنین دری باز میشد بعدش با این همه امید که تو دلم جون میگرفت یهو میگفتن نمیخایم چی میگفتم… دیدم هنوز در حد رزا ایمانم قوی نشده حتما ناراحت میشدم نمیدونم… خداردهزاران بار شکر که الان حالت خوبه که خداروکنارت داری که شرایط گذشته رو قدم به قدم پشت سر گذاشتی…
استاد جان خدا رو به واسطه شما میخام عمیقا لمس کنم شما تونستی✔️ خیلیا به واسطه شما تونستن✔️… رزا هم تونست✔️… پس منم میتونم ✔️ خدای خوبم سپاس که در مداری هستم که میتونم این حرفا رو بشنوم و درک کنم. اشکام هنوز خشک نشده 😅خداروهزار بار شکر 🙏🙏🙏
سلام دوست عزیزم فریبا جان
ورودت رو به خانواده تبریک میگم عزیزم مطمئن باش و ایمان داشته باش خدای بی نهایت مهربونی که تا اینجا هدایت کرده و تنها نذاشتت از این به بعدم میدونه چطوری هدایت کنه و بهترینها انتظارت رو میکشه عزیزم اینو منی میگم که هر دوره ای رو خریدم چندین برابرش دریافت کردم با کلی نتایج شگفت انگیزی که فقط خودم و خدا میدونیم تا چه حد عالیه ودوستان حاضر دراین سایت میتونن درک کنن که حتی بعضی اتفاقهای به ظاهر معمولی هم شبیه معجزس وقتی بعد از دهها سال به نتایجی برسی که با کل سالهایی که تلاش کردی برابر و حتی بالاتره یعنی نتایج ده سال تلاش من برای زندگیم یه طرف و نتایج این یکسال و نیم اشنایی با این راه هموار و سرسبز یه طرف بلکه هم کفه این یکسال و خورده ای سنگینتره و خیلی هم سنگینتر ،مطمئنم شما فریبا جان و تمام دوستان عزیزی که در سایت هستند هم با باور داشتن به اموزشها و تنها خدارو منشأ خیروبرکت دونستن با هدایت و حمایت های بینظیر خدای مهربون عالیترینهارو رقم میزنین و از نتایج عالیتون برای ما مینویسین تا ایمانمون هر بار بیشتر و بیشتر بشه ،خدارو شکر میکنم که هدایتم کرد به این مسیر بی نهایت زیبا و شگفت انگیز و سپاسگزار از استادی که تو دنیا تکه و نظیر نداره خدایا شکرت بهترینها رو براتون از خداجون خواستارم که لایق عالیترینها هستین .
در پناه خدا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند باشین و زندگیتون پر از عطر و طعم و نور خدای مهربون
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
سلام عزیزم من پیام شما رو الان دیدم،
چقدر جملاتت برام دلنشین بود چقدر آدمها اینجا صیقل خورده ترن نورانی ترن، چقدر هاله ایی از محبت دورشون هست که مرد و زن هم نداره، چقدر این استاد تواناست که نه تنها من بلکه در قلب همه محبوبه، چقدر دنبال کردن استاد تو این مسیر زیبا لذت بخشه، خداروهزاران مرتبه شکر که اینجا همه چی پر از آرامشه پر از حس ناب خداییه، ممنون از خدای درونت که این کامنت زیبا رو برام گذاشت. ❤️🙏
با عرض سلام وادب واحترام خدمت استاد عزیز. مریم جان وسایر دوستان. وسلام وارادت از ایران خدمت رزای عزیز در انگلستان.
خدا را هزاران بار شکر بابت دست های هدایتش که چقدر زیبا در زمان ومکان مناسب به کمک ما می شتابند.
استاد جان ممنون وسپاس گزارم بابت سخاوت بی نظیر شما در آماده سازی فایل های توحیدی بدون دریافت هیچ هزینه ی مالی.
البته که احساسی که درشما ایجاد می شود به حدی زیاد است که در این فایلها به قلب ما می نشیند.
چند روز پیش در دفتر سپاس گزاری ام و تمرین ستاره ی قطبی ام می نوشتم خدایا معجزاتت رو بهم نشون بده. منتظرم که سورپرایزم کنی.
واین گونه چند روزی است که سایت الهی استاد هر روز سورپرایز جدیدی برامون داره.
در مورد مثال توحیدی چه الگوی زیبایی بودند رزا جان.
باید اعتراف کنم من از اون دست دانشجویانی هستم که خیلی به موضوعات مختلف در سایت توجه نمی کنم وبیشتر روی محصولات تمرکز دارم. با توجه به این فایل های مصاحبه با استاد گل از گلم شکفت ومتوجه شدم استاد جان حتی در فایل های رایگان سخاوتمندانه توحید رو فریاد می زند وراه درست را نشان می دهد.
امروز چندین بار فایل رزا جان را گوش دادم وهر بار اشک ریختم. اشکی که از شوق بود وعشق.
اشکی که هربار از چشمم سرازیر میشد انگار غباری را از روی قلبم می شست ومی برد.
یه مثالی که همین امروز برام اتفاق افتاد بعد از گوش دادن به فایل رو براتون تعریف کنم.
چند روزی است که پسرم چند تا تکه چوب بزرگ رو گذاشته بود تو صندوق ماشین تا ببره وبفروشه. هر بار بی نتیجه بر می گشت ومی گفت نجاری ها بسته بودند. یا نمی خریدند. این چوب ها مناسب سوزاندن نبودند بلکه به درد نجاری می خوردند.
امروز که با همسر جان رفتیم بیرون یه دوری بزنیم. قبل از خروج با خدای خودم گفتم خدایا من نمی دانم وتو می دانی. من نمی توانم وتو می توانی. خودت یه راهی بهم نشون بده که این چوب ها از تو ماشین بیاد بیرون وبه بهترین مصرف برسه.
خلاصه براتون بگم فروش چوب ها برای بحث مالیش نبود بلکه برای استفاده درست ازش بود.
تو دور زدن ها یه دفعه یه تابلوی کنار خیابون دیدم که روش نوشته بود هنرستان پسرانه…
یه دفعه انگار تو مغزم جرقه ای زد که بهترین جا هنرستان پسرانه واحد نجاری است.
به محض دیدن تابلو به همسر جان گفتم به نظرت میشه چوب ها رو بدیم برای هنرستان.
همسر جان هم بدون مکث گفت فکر خیلی خوبیه. امروز جمعه است. فردا صبح حتما این کار رو انجام بدید.
خیلی خوش حال شدم که خدا چقدر قشنگ راه رو نشون داد. حالا به همون خدا توکل می کنم تا بهترین اتفاقات رو برای تحویل چوب ها برام رقم بزنه. ومطمئنم این فکر نتیجه ی یک فرکانسی خواهد بود که بعدا خواهم فهمید.
خدا را هزاران بار شکر که با ارزش دادن به هر چیز به ظاهر بی ارزشی درهای سپاس گزاری رو به روی ما یکی پس از دیگری باز میکنه.
یه اتفاق دیگه هم امروز افتاد. برای خرید ماهی رفتیم بازار ماهی فروش ها.
یه ماهی فروشی توجهم رو جلب کرد وبه ماهی هاش نگاه کردم وقیمت کردم. قیمت هاش منطقی بود. ولی یه حسی در درونم می گفت اینا نه.
خیلی توجه نکردم. همسر جان گفت چند تا رو بزار.
اینم بگم که من وهمسر هیچ وقت ماهی رو بیرون تمیز نمی کنیم ومیاریم خونه وبا عشق تمیزش می کنیم ومی شوریم و….
حالا بعد از انتخاب ماهی ها. ماهی فروش س وزنشون کرد وسریع گذاشت روی میز کارش وگفت کبابی؟ منم بدون توجه گفتم بله.
یکی از ماهی ها رو باز کرد ومتوجه شدم به شدت کهنه است وفاسد.
بهش گفتم نمیخوام. گفت باید ببری گفتم نمیخوام. چون کهنه است.
ولی ماهی فروش اصرار داشت که باید پولش رو بدی وببریش.
قیمت رو پرسیدیم وهمسر پولش رو حساب کرد ولی ماهی رو نبرد.
ماهی فروش کار بدی کرد که قطعا پاسخش را از جهان خواهد گرفت. ولی به من این درس رو داد که خدا میخواست بهم بگه این ماهی خرابه نباید ببریش.تو لایق بهترین ها هستی.
صبر همسرم رو تحسین کردم که با ماهی فروش بحثی نکرد وسخاوت مندانه پول ماهی که نمیخواست ببره رو داد.
خدا را شکر کردم که وقتی بهم گفت اینا نه ومن حواسم نبود. دوباره با باز شدن ماهی بهم نشونه داد که اینا نه.
خیلی سپاس گزارم از خدایی که وقتی تو مدار آسونی قرار می گیری همه چیز رو خودش درست می کنه.
خدا را هزاران بار شکر برای شروع این گام ها. منتظر معجزات خدا هستم در این مسیر زیبا.
متأسفانه هنوز موفق به ساخت هزینه ی خرید احساس لیاقت نشدم. ولی از خودش خواستم هم پولش رو برام برسونه وهم لایقم کنه که از این دوره ی بی نظیر استفاده کنم.
به امید خدای مهربان.
در پناه خدا باشید.
به نام خداوند مهربانم
سلام به دوستان و استاد عزیزم.
اول شرایطی که قبل از اموختن این آگاهی ها داشتم رو مینویسم
من فردی با اعتماد بنفس پایین بودم و مثل رزای عزیز منتظر بودم کسی برای نجاتم بیاد میگفتم کاش امام زمان ظهورکنه ما از این اوضاع نابسامان نجات پیدا کنیم، مدام از شرایط مملکت ناراضی بودم، به شدت روی نکات منفی زوم میکردم، دلم به حال خیلی از آدم ها میسوخت و غصه خواهر و برادر هام رو میخوردم، حسرت از گذشته و ناامید از آینده، به شدت به شانس اعتقاد داشتم و فکر می کردم پول فقط برای قشر خاصی هست.
اگر کسی منو ناراحت می کرد تا چندین روز تو ذهنم بود و حرفهایی که میخواستم بزنم اما نزدم رو مرور می کردم.
باورم این بود که باید گریه کنم تا خدا چیزی به من بده و اینکه امام ها رو متوسل میشدم.
میخواستم همه رو راضی نگه دارم و گاهی خودم رو نادیده می گرفتم.
درد و دل من با مادر و خواهرم از نکات منفی همسرم و خونه و زندگی که دوستش نداشتم و مدام غر میزدم چرا فلان چیز رو ندارم. احساس میکردم اگر تو عزاداریها گریه نکنم خدا من رو دوست نداره.
تا یک روز فایل شکرگزاری رو از یک خانمی گوش دادم حرفاش رو دوست داشتم و دوره اش رو خریدم تو یکی از جلساتش خانمه گفت استادهای زیادی داشتم از جمله استاد عباسمنش و من نمیدونستم ایشون کی هستن، تا یه مدت فایلهای شکرگزاری گوش میدادم و مینوشتم. تا اینکه در یک کانال انگیزشی فایل استاد رو گوش دادم در مورد نحوه ی مطالعه قران میگفتن همون داستان کاپیتان روس، خیلی خوشم اومد و سرچ کردم سایت رو پیدا کردم و من اصلا نمیدونستم فایل رایگان دارن، درقسمت محصولات دوازده قدم به چشمم خورد و برام جالب بود ببینم چی هست و بلافاصله قدم یک رو خریدم تا همین چند روز پیش که خرید قدم دوازده رو انجام دادم به لطف الله مهربانم.
تا امروز تقریبا هر روز فایلها رو گوش دادم و تا حدودی روی خودم کار کردم و به همین اندازه این نتایج رو گرفتم.
دیگه حرف دیگران برام مهم نیست.
هیچکس تأثیری در زندگی من نداره بجز افکار و باورهای من
هرکسی سرجای خودش قرار داره و من نمیتونم کسی رو خوشبخت یا بدبخت کنم.
هر روز مواظب ورودی های ذهنم هستم.
میدونم خدا عاشق منه و دوست داره من شاد باشم و به هرچی بخوام برسم
دیگه با خدا رفیقم و فقط از اون درخواست دارم.
سعی میکنم نکات مثبت افراد رو ببینم و اگر دارم به نکات منفی توجه میکنم حواس خودم رو زود پرت میکنم.
دیدم به امام ها عوض شده و الان میدونم اونها هم انسانهایی بودن که قانون رو خوب بلد بودن و الان فقط از خدا درخواست دارم و باورهای شرک الود رو دارم حذف میکنم.
باور دارم هر چی بیشتر رو خودم کار کنم به طور طبیعی ثروت و نعمت وارد رندگی من میشه.
دیگه فرشته نجات کسی نیستم.
زندگی برام روون شده شکر خدا.
عذاب وجدان و ترس از خداوند ندارم، با تمام وجودم خدا رو دوست دارم. خدای که مهربان و عادله.
خوب این نتایج حاصل کار کردن روی خودم اونم نه زیاد، هست من الان به تضادی برخورد کردم و از تمام وجودم از خداوند هدایت خواستم تا تغییر کنم و این پروژه روی سایت قرار گرفت و دوست دارم با تعهد روش کار کنم.
انشاالله همیشه آماده دریافت هدایت خداوند باشم.
سلام
فکر میکنم بدون شک این قسمت گفتگو با دوستان و کلاب هاوس یکی از محبوب ترین قسمتهاش باشه مخصوصا داستان اللهی رزای عزیز و دوست داشتنی
رزا جونم اگه کامنت منو میخونی و هنوز تو سایت هستی بنظرم برای دوبلور شدن هم تست بده اینقدر که صدات گیرا و دلنشینه که انگار چاشنی هم بهش اضافه کردی دختر اروم و دوست داشتنی هرجا هستی برات آرزوی موفقیت میکنم
با دیدن وشنیدن نتایج هم کلاسی هام حس خیلی خیلی عمیق و عالی بهم دست میده
حالا چه کسایی که با کامنت اینو انتقال میدن چه کسایی که از خودشون فیلم گرفتن و برای استاد فرستادن و حتی کسایی که شاید خیلی تو سایت فعالیت نداشته باشن اما کلی نتایج گرفتن
مثل همین رزای عزیز
عرشیا و آزاده عزیز
هادی جان
سپیده عزیز و خوشگل
که امیدوارم هنوزم اگه خیلی تو سایت نیستن از قوانین اللهی و فایل های این بهشت دور نباشن و گوش بدن و مثل همیشه عمل کنن و زندگی شون روز به روز عالی تر بشه امیدوارم خدا کمکم کنه منم همیشه و هر لحظه با خدا باشم مثل استاد و مثل آقا رضای عطا روشن عزیز که بعد از ده سال هنوزم دارن توی سایت فعالیتشون و ادامه میدن
و همچنین تحسین میکنم سحر جان عزیز و که درامدشون چند سال پیش 70/80 میلیون در ماه بوده امیدوارم الان ده برابر بیشتر باشه
راجع به شکرگزاری که رزای عزیز گفتن از کوچیکترین چیزهایی که داشتن سپاسگزاری میکردن یاد لیلای عزیز افتادم که ایشون هم همین مسیر و رفتن و جالبه باز هم همزمانی وقتی کامنتها رو خوندم کامنت ایشونم دیدم و گفتم بازم معجزه کانون توجه خدایا شکرت
تک تک داستان رزا جان که تازه خلاصه وار بهمون گفتن رد پای قانون توش مشاهده میشد و حتی درس دیگه ای که در کنار تمام نکاتی که گفتن برام بلد شد همون دیدن نکات مثبت و به اتفاق جوری نگاه کردن که بهت احساس خوب بده بود همین که با این نگاه به جواب منفی که اون شرکت بهش داده بود که هر اتفاقی بیفته به نفع منه و برای خودش ورق و جوری برگردوند که اشکال نداره بقیه جواب ندادن خدایا شکرت اینا حداقل جوابمو دادن گفتن نمیخواهیمت
مکمل بینظیری بودن برای اینکه با خودم بگم ببین این دختر هم شاگرد استاد بود و همین حرفهای استاد و مو ب مو اجرا کرد مثل بقیه شاگردهای استاد که همشون نتایج خیلی خیلی بزرگی گرفتن و بگم این خدا همون خدا هست همون خدایی که استاد عباسمنش ازش میگه پس بیا باورهای محدود کننده رو بزار کنار و توام مثل بقیه افرادی که در حالی که میترسیدن ایمان داشتن و حرکت کردن مابقی مسیر و برو و بشو کسی که فردا روزی تو بیای از نتایج غیر ممکنی که برای ذهنت غیر ممکن بود ولی برای خدا ممکن ترین بیا و ازشون صحبت کن بیا و اجابت کن که خدا اجابت میکنه درخواست اجابت کننده رو و بدون که اون نزدیک ترینه به تو
خدای من شکرت مرسی که من در مدار شنیدن این در و گوهر این آگاهی های ناب قرار دادی
بینهایت از شما استاد نازنینم سپاسگزارم
خیلی دوستتون دارم
به نام خدایی که هرچه دارم ازاوست
سلام به استاد گرانبها ومریم جان وهمه دوستان گرامی
استادجان چقدر من این فایل را دوست ولذت میبرم از حرفهای دوستان,وقتی این فایل را میشونم
امید وتوکلی درمن ایجاد میشد که اشک درچشمانم جاری میشد;استاد من رزا واقعا یه الگو برامن؛خیلی دوست دارم باهاش یه پیامی یه جوری یه ارتباطی باهاش داشته باشم؛یکی از خواسته هام که بتونم باهاش ارتباط،داشته باشم که ازش تشکرکنم از این لحن صدا؛ارامشش؛امیدش؛وهرچه بگم ازخوبیهاش وعلاقه من بهش کم گفتم؛واقعا من لذت میبرم ازصدای دوستان قشنگم که میشنوم؛اقاسعید هم یه مثالی برای فروانی زدن چقدر برام جذاب است که هروقت این فایل را میشنوم امیدی درمن به جریان درمیاد وبه همه چیز توجه میکنم وباور فروانی را خیلی کارمیکنم؛وبرای همه چی باور فروانی را برای خودم توضیح میدم ؛خدایا شکرت برای داشتن این دوستان نازنین
به نام تک نگارنده قلبم
تعهد210
ادما باوراشونو حرف میزنن
فقط به خدا توکل کنیم و خدارو پارتیه خودمون بدونیم
توحید اصل و اساس خوشبختیه و توحیذ رو میشه توی قران پیدا کرد
برای فهم توحید باید بارها معنای قران رو بخونیم و درش تفکر و تعقل کنیم
کل قران در مورد توحیده به شکلهای مختلف با مثال های مختلف راجب توحید گفته شده
توجید یعنی ندادن قدرت به عوامل بیرونی و قدرت دادن فقط به خداوند
ایمان داشتن و توکل داشتن به خدا به مو میرسونه اما پاره نمیکنه
اتفاقاتی شاید به ظاهر بد برای ما بیفته اما حتما خیریتی توش هست و ما باید سعی کنیم نکات مثبت اون رو ازش بکشیم بیرون و ذهنمونو کنترل کنیم چون در نهایت به نفعمون میشه اگه اینکارو بکنیم
خدا همیشه هوامونو داره به شرط این که بهش توکل کنیم و ایمان داشتت باشیم
باید همیشه یادم باشه بگم خدایا من در مقابل تو ضعیف و ناتوانم تو برام انجامش بده تو درستش کن تو پیش ببرش تو هدایتم کن تو همه چی رو جور کن چون تو به همه چیز اگاهی و هیچوقت برا بنده هات بد نمیخوای چون تو قادری تو توانایی بر همه چیزو همه کس
از هرچی میترسم برم اون کارو انجام بدم برم تو دلش
از اب میترسم برم تو اقیانوس
خودم باید خودمو نجات بدم باید خودم از خدای خودم بخوام همه ی زندگی خودمم همش در من خلاصه میشه
خدا ابیه که داخل ظرف من ریخته میشه و شکل منو میگیره
فکرشو نکنیم که خدا از کجا مارو به خواستمون میرسونه خدا اجابت میکنه درخواست هامونو فقط باید ازش بخوایم و روی خودمون روی شخصیتمون کار کنیم و قدمه اولو برداریم بقیش با خداست
از همون جایی که هستم با همین شرایطی که دارم شروع کنم و قدم اولو بردارم قدمهای بعدی رو خدا بهم میگه بعدش
خدایا من تسلیم درگاه توهم خودت بچین برام که میدونم تو بهترین هارو برام میچینی تو قشنگترین چینش رو داری برام