این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و سلام به دوستان.
1-قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
من قبل از تغیر درس ها برام سخت بود و وقت زیاد میزاشتم برای درس . استرس خیلی خیلی زیاد داشتم. توی فوتبال چون روز به روز بزرگتر میشدم از دوستانم باور های غلط وارد ذهنم میشد و خودم رو با بقیه مقایسه میکردم. و واقعا به جایی رسیده بودم که احساسم داشت بدتر میشد.
2-جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
دوره عزت نفس شروع جدی من بود برای تغییر. و بعد از اون روی فایل های رایگان کار کردم و واقعا تغییر کردم. این فایل ها باعث شروع تغییر من بودند.
3-اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟اولین اقدام من این بود که تعهد دادم بیشتر روی فایل های استاد وقت بزارم و کامنت بخونم و بنویسم. و واقعا همین کار رو کردم و الان خیلی فایل گوش میدم و کامنت میخونم. وهمینطور دارم تمرینات رو انجام میدم و الان هم این پروژه تغییر را در آغوش بگیر را شروع کردم.
4-فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
من هر روز دارم شکرگزاری رو در دفترم انجام میدهم. گام مهمی که برداشتم شروع کردن به نوشتن کامنت در سایت بود. یکی از گام های دیگه مقایسه نکردن خودم با دیگران و تحصین کردن آن ها بود. یکی از گام های دیگه که برداشتم این بود که سعی میکنم تمام کار هامو در اولین وقت انجام بدهم.
5-چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
استاد خداروشکر وقتی تعهد دادم که روی فایل ها کار کنم
به مشکل بر نخوردم. ولی اوایل که وارد سایت شدم جدی نمیگرفتم و داشت روز به روز زندگی ام بدتر میشد و دیدم خیلی دارم از مسیر دور میشم و اومدم تعهد دادم که روی فایل ها 100درصد تمرکز بزارم و کار کنم که خداروشکر تعهد دادم و از اون روز به بعد از مسیرم دور نشده ام
نتایجی که گرفتم رو چند روز پیش توی یک کامنت نوشتم ولی الان بقیه اش رو میگم. از وقتی تعهد دادم و کار کردم روی خودم نتایج عالی گرفتم توی فوتبال خیلی خیلی پیشرفت کردم. درس هام برام راحت شده خیلی وقت اضافه میارم و توی اون وقت ها روی باورهام کار میکنم. احساسم خیلی خیلی عالی شده در روز پر انرژی هستم و هر روز دنیا برام داره قشنگ تر میشه.
چقدر شرایط رزا جان شبیه شرایط منه جایی که هیچ امیدی نداری هیچ درآمد و هیچ نشانه ای باز نا امید نمیشی و درهمون شرایط هم شکرگزار خداوندی
مثل ایشون که از کارگری شروع کردند با اینکه تا حالا کار نکرده بودن و درناز و نعمت بزرگ شده بودند از کارگری و حقوق کم شروع کردن قدم برداشتن حرکت کردن یه کاری کردن ،حتی زمانی که رابطه ی عاطفی شونو از دست داده بودن و هیچ کسی رو تو اون کشور نداشتن
خب منم کاری نداشتم دو سه بار اقدام کردم قبول نشدم تو آزمون بیخیالش شدم فهمیدم من اصن به کارمندی هیچ علاقه ای ندارم و دیگه هم امسال میخواستم آزمون بدم الان بازم فهمیدم واقعا کارمندی هیچ جوره باهام جور در نمیاد بیخیالش شدم،شروع کردم یه مدتی اکسسوری بچگانه و عروس کار کردم زیاد نتیجه نداد بیخیالش شدم
الان چند وقته حتی تو خونه خودمون معلم خصوصی برادرزادم شدم و یه حقوقی میگیرم میدونم این بهتر از حرکت نکردن و هیچ کاری نکردنه با اینکه رابطم کمی با خوانوادم مخصوصا مادرم مشکل پیدا کرده و حالا اون تغییرات باوری و مداری ای که داشتم و از هم فاصله گرفته دنیامون ولی باز با هم به مشکل خوردیم و سعی کردم دوری کنم چون واقعا سطح فکری و مداریم تغییر کرده خیلی از آدم ها یا حتی افراد نزدیک زندگیم رو دیگه در مدارم نیستن و نمیتونم باهاشون ارتباط بگیرم حتی خانوادم و مخصوصا مادرم که با عقاید و باورهای من متضاده باورهاش و مشکل داره باهام ،سعی میکنم حالم خوب باشه از زندگیم لذت ببرم و نکات مثبت خودم و زندگیم رو ببینم شاید دیگران یا خانواده م منو زندگیمو و افکار و باورهای منو تایید نکنن ولی من زندگیشون میکنم و بسیار راضی ام از خودم و نمیزارم کسی نظراتشو بر من و زندگی من تحمیل کنه من به سبک خودم زندگی میکنم و خودم برای خودم تصمیم میگیرم و این یکبار رو به میل و رضایت خودم زندگی میکنم،حال خوبم ،آرامشم احساس رضایت و ارزشمندی ای که دارم چی بهتر از این آخه ،من آگاهانه این مسیر رو انتخاب کردم حتی اگر همه ی مردم اشتباه بدوننش من زندگی بر پایه ی قوانین رو آگاهانه انتخاب کردم و از مسیر خودم بر نخواهم گشت،در واقع انقدر روی خودم و باورهام کارکردم که دیگران و نظر دیگران برام اهمیتی نداره و جایی در ذهن و زندگی من ندارن ،
فقط خواستم بگم تحسین برانگیزه این امید ایمان،قدم برداشتن،شکرگزاری،توکل،توحیدی بودن ،ادامه دادن و…
رزا جان واقعا بهت تبریک میگم باید تشویق و تحسینت کرد،امیدوارم همگی بتونن انقدر خوب عمل کنند به قوانین ونتیجه شو ببینن
مرسی از این فایل خوب که واقعا خیلی بهتر شده و میره سراغ اصل ،شاید یکی از دلایلی که من قبلا این فایلها رو گوش نمی کردم همین حاشیه هایی که داشت یکم برام سخت بود اما الان فقط اصل و نکات مهم و مفید هست که میشه ازش چیز یاد گرفت
قبل از تغییر کجا بودی؟ من توی در و دیوار بودم، خسته بودم. انگار روی تردمیل فقط تند تند راه می رفتم. یه حس قوی بهم می گفت که این روش درست نیست،میشه بهتر هم زندگی کرد. میشه عملکرد درستی داشت. میشه بهبود داد. اینکه تلاش کنی ولی هیچ امیدی نداشته باشی به بهتر شدن اوضاع خیلی بده…
جرقه: من یکسره کامنت می خواندم. اون موقع ها توی سایت یه فایل عزت نفس بود و فایلهای تندخوانی ،فایل سگ افسردگی و فایل احساس گناه. فایل احساس گناه را چند بار شنیدم به اندازه ای که اینترنت داشتم. یه فایل پی دی اف بود راجع به اینکه چطور حوزه ی علاقه مندی مان را پیدا کنیم و اون شغلمون بشه . من اونو یک ماه خواندم. تمرین هاشو هی نوشتم. بعد طبق قانون بخاطر اینکه کانون توجهم رویش بود هدایت شدم…و مسیر آن هدایت آنقدر قشنگ بود و آنقدر در من احساس امید و زیبا زندگی کردن بوجود آورد که حد ندارد. اینها همه قبل از عضو شدنم در سایت بود چون خیلی زیاد مقاومت داشتم انگار سایت جزام دارد و من ورود کنم آلوده میشم قشنگ این جوری بودم. بعد از دو سال که عضو شدم و تعهد برای خودم نوشتم فایل های نامه های حضرت علی علیه سلام و خداوند بیشتر از ما دوست دارد ثروتمند شویم مغزم را تکان داد.چون با خدای خیلی خیلی متفاوتی آشنا شدم و فکر میکنم مدتها هنگ بودم .هی آنها را می شنیدم…
اولین اقدام کوچک اما عملی: طبق هدایتی که شده بودم بدون اینکه پولی دریافت کنم منزل خانمی رفتم که با کودک شان بازی کنم. این کودک سریع با من دوست شد. مادرش هاج و واج مانده بود ولی من درک نمی کردم چرا. موقع رفتن بهم گفت شما برای این کار ساخته شده ای پسر من با هیچکی اینجوری ارتباط نگرفته تا حالا… مادر روان شناس بود و خودش کاملا اشراف به موضوع داشت. او من رو درست دیده بود. و ایمان من همانجا تقویت شد و بدون شک مسیر را ادامه دادم.
فرایند تکامل: بعد از آن به خانواده ی دیگری هدایت شدم.مطالعاتم را افزایش دادم. بهترین ( ان جی او) های مربوط به حوزه ی کودک را رصد کردم. با تک تک شون همکاری کردم که جنس کار را عمیق درک کنم.سال بعدش با یک مرکز مشاوره ی حرفه ای کارم را شروع کردم.
چالش و غلبه: در طول مسیر وقت های بسیاری پیش آمد که دلسرد شوم چون درآمدم بسیار از متعارف جامعه کمتر بود. ولی وقتی فهمیدم اشکال از خودمه با قدرت روی خودم کار کردم. حتی زمانی ساعت کاری ام را کاهش دادم که بیشتر روی خودم کار کنم و بفهمم عیبم کجاست. سال 1400 هم تصمیم گرفتم برم در حوزه ی دیگری کار کنم اما دیدم درست نیست با قانون کیهان مغایرت دارد.عزمم را جزم کردم که من میتوانم از توانمندی ام پول بسازم و خداوند کمکم میکند.
نتایج ملموس: احساسم در طول این 9 سال که عضو سایتم و 2 سال قبلش که فقط کامنت می خواندم بسیار عالی و سرشار از عشق بوده. مواقع کمی ناراحت بودم. روابط خوبی را تجربه میکنم. با انسان های بسیار شریف آشنا می شوم. عاشق کارم هستم و ازش خسته نمیشوم. در زمینه ی مالی نتیجه ی دلخواه را نگرفته ام اما به خیلی از خواسته هایی که روزی برام رویا بودند رسیده ام. خدایا شکرت.
درود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته ی نازنینم
و دوستان همراه در پروژه ی «تغییر را در آغوش بگیر!!!
1ــ قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
این موضوع تغییر من مربوط به چندین سال پیشه.. من در بدترین شرایط زندگی از اعماق قلبم خواستم که زندگیم تغییر کنه .. در آن زمان همه چیمو از دست داده بودم . اول همسرم به رحمت خدا رفته.. بعد از مدتی اوضاع تقریبا خوب بود ولی چند سال بعدش خانه زندگی و باغ و ماشین ها و پول و ثروت و طلا و کارخانه قارچ و چک و چال . وام . قرض بدهی و بعدش بلوکه شدن حقوقم
حتی گوشی موبایل که شماره ای که جزو شمارهای گرانقیمت ایران بود . و.. و بعدش از هم پاشیدگی روابط خانوادگی و سلامتی جسمانی ام . در به دری . کلا هیچ آرامش و خوابی نداشتم … حدود هشت ماه خونه ی خواهرم در مهر شهر کرج زندگی کردم . در واقع من جزو آن دسته ی دوم بود و یا شاید دسته ی اول که توی جوب افتاده بود .. نمیدونم ولی خوب میدونم که با چک و لگد جهان تا آخرین نفس ادامه دادم و بعد تغییر کردم .. حدودا چهار ماه اولی که خونه ی خواهرم بودم دیگه به تنگ آمده بودم دیگه میخواستم هر جور شده از این تنگنا نجات پیدا کنم.. آنقدر تضاد پشت تضاد پیش آمده بود که اصلا مجالی برای فکر کردن نداشتم ..
از آنجایی که قبلش چیزایی از قانون جذب میدونستم تمرینات کتاب قانون توانگری و کتاب چهار اثر از اسکاویل شین رو شروع کردم به خواندن کتاب و نوشتن جملات تاکید ی و همش از خداوند کمک میخواستم . همش راه حلی میخواستم که نوری به زندگیم بتابه …..فقط میخواستم یک جوری بشه تا راهمو پیدا کنم …
اصلا هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی نداشتم راهمو گم کرده بودم فقط غم و غصه و اندوه و اشک و ناله و ناشکری و زانوی غم بغل گرفتن بود
همش توی کانال تلگرام دنبال کانال های انگیزشی بودم یعنی زمینه ی دریافت این آگاهی ها را داشتم .. چندین استاد رو توی کانالها پیدا کردم و بطور مداوم گوش میدادم ولی انگار فقط یک مسکن بود و تاثیر خاصی روی من نداشت و یا شاید در مدار دریافت آن آگاهی ها نبودم ..
ولی بلاخره در آن دره های تاریکی خداوند صدای قلب منو شنید و نوری به راهم تایید.. و یکروز خواهرم از کانال تلگرام همکاران بانک شون یک فایلی بهم نشون داد و گفت : خواهر جان تو که اینقدر دنبال کانال های انگیزشی میگردی بیا این سه تا فایل رو ببین!!!
2ــ جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
اون جرقه با سه فایل چگونه در یکسال درآمد خود را سه برابر کنیم
البته الان اسمش توی سایت تغییر کرده
چند برابر کردن درآمد در یکسال
اولین جمله ای که از این فایل شنیدم ..
بنام خدای مهربان سلام به شما دوست عزیز !!! من سید حسین عباسمنش هستم و باز هم خداوند رو سپاسگذارم که به من فرصت داده تا با شما عزیزانم باشــــم!!!
و بعد تمام فایل ها رو دانلود کردم گوش کردم .. در آن فایل ها استاد در باره ی مبحث مدارها و مفهوم فرکانس صحبت کردند و از ما خواستند که بطور مداوم با هندس فری این فایل ها رو شبانه روز گوش کنیم که ورودی های ذهن و تغییر باورها ایجاد بشه . اصلا مفهوم تغییر باورها رو درک نمیکردم . نمیفهمیدم چطوری باید باورها مو تغییر بدم ولی شکر خدا بمرور و آرام آرام با قانون تکامل به درک این مفاهیم هدایت شدم
آره الان که خوب فکر میکنم و به یاد میارم که دقیقا شروع تغییرات من از همون روز 1397/امرداد/25 تقریبا بعد از ظهر بود
یکی از تمریناتی که استاد در دوره ی مقدس هم جهت با جریان خداوند گفتند همین بود که خاطرات خوب خودمون رو. بیاد بیاوریم و الان در این پروژه دارم به یاد میارم که تغییرات من چگونه شروع شد .. و استاد در این پروژه هم میخوان تغییرات خودمون رو بیاد بیاوریم
و الان در یک تضادی هستم که باید صد در صد زندگیم تغییر کنه پس باید دوباره فایل ها رو بطور مداوم گوش کنم هر چند دقیقا دارم فایل های جلسات و مراقبه ها ی دوره هم جهت با جریان خداوند رو بطور مداوم گوش میکنم
3ـــ اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
اولین اقدامی که انجام دادم هندس فری توی گوشم گذاشتم شب تا صبح گوش دادم .. یعنی با صدای استاد میخوابیدم و با صدای استاد از خواب بیدار میشدم یعنی هندس فری میخوابیدم و در طول روز هم با هندس فری راه میرفتم … مثل وحی منزل با تمام وجودم استاد رو قبول کردم .. عاشق جملات تأثیر گذار استاد شدم .. استاد بهم یاد داد که فقط به زیبایی ها توجه کنم و شکرگذاری کنم .. سعی کنم به چیزای نازیبا توجه نکنم ..
و ادامه گفتن همه ما یک چیزایی برای شکر گذاری داریم از همونا شروع کنیم ..
البته در آن شرایط دیدن زیبایی ها برای من کاری غیر ممکن و محال بود چون پیش خودم میگفتم مگه چیز زیبایی هم در زندگی من و این دنیا وجود داره ؟؟! آنقدر چشمم کور بود و گوش هام ناشنوا که اصلا چیزی جز نازیبایی رو نمیدیدم و نمی شنیدم..
و در ادامه پیش خودم میگفتم : تازه استاد برای تمرین از مون خواست که شکرگذاری کنیم .. آخه من چه چیزی برای شکر گذاری دارم و یک جمله ای تاثیر گذاری که استاد خیلی روی آن تاکید داشتند
نوشتن تعهد نامه برای سه برابر کردن درآمد مون در یکسال آینده بود ..
و در ادامه تاکید داشتند که اگر شما نمیتوانید همین چند جمله رو بنویسید من واقعا دیگه هیچ کاری براتون نمی تونم انجام بدم!!!!
واقعا در آن شرایط وخیمی که داشتم ولی به حرفهای استاد اعتماد کردم و پیش خودم گفتم من که همه چیمو باختم و از دست دادم دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم . این کار رو هم انجام میدم و امتحان میکنم و شروع کردم طبق صحبت های استاد عزیزم تعهدنامه ام رو برای سه برابر کردن درآمدم برای یکسال آینده نوشتم ولی سه چهار ماه بیشتر طول نکشید که درهای مالی بروم باز شد بدهی ها پرداخت شد . حقوقم از بلوکه بانک در آمد و درآمدم هم بیش از سه برابر شد !!!
و باز شروع کردم به دیدن زیبایی های اطرافم .. از انگشتان پام شروع کردم و شکرگذاری کردم بعدش به گلهای فرش زیر پام نگاه کردم و شکرگذاری کردم .. از سفره ای که خواهرم پر از نعمت بود تشکر و شکرگذاری کردم .. از رختخواب نرم و گرمی که خواهرم برام پهن کرده بود .. از سقفی که بالای سرم در منزل خواهرم بالای سرم بود .. از دستشویی و توالتی که استفاده میکردم ..از دمپایی توی دستشویی .. از مسواک و خمیر دندان و آینه . از حمام آب گرم و سرد . از اون حوله ای که خواهرم بهم داد شکرگذاری کردم .. از آب خوردن توی یخچال .. از صبحانه ای که نوش جان کردم .از عطر و بوی چایی صبحانه .. از بوی عطر نان .. از میوه ای که جلوم میزاشت .. از تخم مرغ پخته تشکر میکردم و بوسش میکردم و با عشق و با لذت زره زره میچشیدم و مزه مزه میکردم همون تخم مرغ رو با عشق میخوردم … هنوز خواهرم بهم میگه آنقدر تخم مرغ دوست داری که بوسش میکنی و میخوری !!! ولی من هر چیزی رو نوش جان میکنم و میخوردم احساس شکرگذاری دارم و کلی از خداوند تشکر و قدردانی میکردم … خلاصه نقطه ی شروع تغییرات من از همانجا شروع شد و تا همین الان هم بلطف فضل و کرم الهی ام ادامه داره و ادامه خواهد داشت خدایااا شکرت
4ــ فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
فرآیند تکامل من سبب شد تا کانال تلگرام استاد عباسمنش دات کام رو پیدا کردم و وارد کانال شدم و بعدش به فایل های توحیدی فقط روی خدا حساب کنید و حُزن در قرآن و فایل های در پرتو آگاهی هدایت شدم و مبحث هدایت برای من واضح تر شد و از آن به بعد تصمیم گرفتم وارد سایت بشم ولی از آنجایی که من گوشی مناسبی نداشتم نمیتونستم وارد سایت بشم
.. (یک گوشی کشویی دکمه ای سونی اریکسون داشتم!!!) تازه پول اینترنت هم نداشتم ولی من توی همون کانال تلگرام به دیگر فایل های استاد ادامه دادم و شب و روز گوش میکردم و دفتر سپاسگذاری هام همینطور بیشتر و بیشتر میشد و بعد از چهار ماه تمرینات و تکرار و تکرار مداوم درهای نعمت بروم باز شد .. وقتی خواهرم فهمید که من بخاطر نداشتن گوشی نمیتونم وارد سایت بشم پولی بهم قرص داد البته در آن زمان خودش هم درگیر وام قسط و بدهی بود … بلطف خواهر عزیزم پول یک گوشی رو بهم قرص داد و من تونستم اولین گوشی هواوی سفید رنگ خوشکلمو بخرم آنقدر خوشحال بودم که نگم براتون و من با کمک یکی از آشنایان وارد سایت عباسمنش دات کام شدم .. عجب خاطره ی قشنگی الان که فکرشو میکنم دوباره همون احساس لذت بخش رو احساس کردم خدایااا شکرت که دستان فرشتگان رو همواره برام فرستادی خدایااا شکرت
گامی که هر روز به صورت مستمر انجام میدادم شکرگزاری روزانه بود.. از دیگر اعضای سالم بدنم سپاسگذاری میکردم و مدیتیشن های سپاسگذاری رو از کانال های تلگرامی پیدا کردم دکتر برازنده و دیگر اساتیدی که کانال های مدیتیشن داشتند .. و فایل های آرامش در پرتو آگاهی رو بطور مداوم گوش میکردم و همش با خودم خلوت میکردم .. چون تاندول های دستم درد میکرد فقط یکبار خواهرم منو دکتر برد و قرار بود که مدتی دستمو گچ بگیرند و اگر خوب نشه به عمل کشیده میشد ولی دیگه اعتقادی به دکتر رفتن نداشتم .. چون بسمت فیلم راز هدایت شده بودم و آن قسمتش که یک خلبان سقوط کرده بود و به کما رفته بود توجه منو جلب کرد اینکه آن خلبان دست و پا شکسته که تمام بدنش توی گچ بود فقط صدا ها رو میشنید که دکترا ازش قطع امید کرده بودند ولی این خلبان صدای آنها رو میشنید و به خودش قول داد که تا قبل از کریسمس و سال جدید خودش با پای خودش از بیمارستان میره بیرون ووو اونقدر بخودش تلقین کرد که بعد از چند ماه خوب شد البته بطور کامل نه . وقتی مرخص شد با ویلچر تا جلوی درب بیمارستان بردنش و بعدش خودش با کمی سختی و مشکل با پای خودش از بیمارستان اومد بیرون .. آنموقه وقتی آن قسمت رو دیدم خیلی روی من تاثیر گذاشت و یکی از هدایت های خداوند در آن زمان همین فیلم راز بود و من هم تصمیم گرفتم و با گوش دادن فایل های آرامش در پرتو آگاهی فهمیدم که خودم میتونم دردهامو درمان کنم فقط چند بار مسکن تزریق کردم که دردهای تاندول دستام آروم بشه که بتونم بنویسم و آرام آرام بعد از مدتی نمیدونم چطوری خوب شدم… یعنی معجزه برام شده بوده بود .. خدایااا شکرت برای نعمت سلامتی که من را تندرست و سالم نگه میدارد خدایااا شکرت
5ــ چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
البته چالش ها و تضادهای من خیلی زیاد بود ولی راه حل ها هم بلطف خداوند از راه میرسیدند بارها و بارها جاهایی بود که فکر میکردم دیگه این کار درست نمیشه و خسته میشدم و اعتماد بنفسم رو از دست میدادم و بعدش بلطف خداوند مهربانم در همان لحظات نامیدی راه حل ها از راه میرسیدند
آخه آدمی که پول و سلامتی نداره. یعنی هیچی نداره من آنقدر این موضوع رو با تمام استخوان هام لمس کردم که حد نداشت .. و دوباره زانوی غم بغل کرده بودم …
وقتی پول نداری یعنی ابرو نداری
وقتی پول نداری یعنی عزت نفس نداری
وقتی پول نداری یعنی اعتماد بنفس نداری
وقتی پول نداری یعنی ایمان نداری
وقتی پول نداری کسی دوست نداره
وقتی پول نداری عزت و احترام نداری
وقتی پول نداری سلامتی هم نداری
وقتی پول نداری بیشتر میفهمی که ارزشی نداری
حتی اگر بهترین کارهای دنیا را برای فرزندانت و دوستان و آشنایان کرده باشی فوری فراموشت میکنند ..
فورا ازت فرار میکنند مثل طاعون بهت نگاه میکنند
وقتی پول نداری سربار هستی
وقتی پول نداری هیچکس بهت اهمیت نمیده
خلاصه به بدترین شکل ممکن بهت بی احترامی میشه .. و هزاران مسایل دیگه
با اینکه خسته شده بودم و دوباره کم آورده بودم یک مدت کوتاه تمرینات مو رها کرده بودم ولی بعدش دوباره شروع کردم به نوشتن و سپاسگذاری و دیدن فایل ها و ستاره ی قطبی و دوباره از زمین بلند شدم و به مسیر برگشتم
مثلاً وقتی خونه ی خواهرم بودم هیچوقت فکر نمیکردم خانه ای مستقل داشته باشم تا بتونم اسباب اثاثیه هامو ببرم .. در واقع مقداری از اسباب اثاثیه هامو فروخته بودم و مقداری از آنها توی انبارهای همسایه هامون بود ولی بازم معجزه اتفاق افتاد و فرکانس من جواب داد و خانه ای عالی نوساز دو خوابه به کمک دخترم با دو تا آسانسور در پردیس رهن و اجاره کردیم و وسایل هامو از آن آنبارهای همسایگان بردم خانه ی خودم .. هر روز زمین رو سجده میکردم برای کلید پریز های خونه ام شکرگذاری میکردم . برای دسته کلید خانه ام شکرگذاری میکردم و میبوسیدمش . هر وقت از خانه خارج میشدم کلی با خونه ام صحبت میکردم و بهش میگفتم مواظب خودت باش من زودی بر میگردم .. وقتی هم برمیگشتم در میزدم و با سلام و احوالپرسی وارد خونه ام میشدم .. ولی الان بخاطر دخترم نمیتونم با صدای بلند حرف بزنم چون فکر میکنه من دیونه شدم و یا مسخره ام میکنه کلا در هیچ چیزی هم فرکانس نیستیم …. برای استقلال ام .. برای آرامشم .. برای یخچال فریزرم .. برای شعله های کازم … برای قابلمه و کتری و قوری و استکان و عطر بوی چای خانه ام شکرگذاری میکردم !!! برای هر چیزی شکرگذاری هامو بیشتر از همیشه درک میکردم خدایاا هزاران هزار بار شکرت بازم با به یاد آوردن این خاطرات شیرین با سیگنال های مثبت روی مومنتوم مثبت هستم خدایاا شکرت
دیگه با هیچکسی بحث نمیکنم . نمیخوام چیزی رو به کسی ثابت کنم
چراغ خاموش روی تغییر باورهام کار میکنم
خلوت گزینی رو خیلی دوست دارم
سعی میکنم ورودی های مناسب و کنترل ذهن خوبی داشته باشم
احساسم خیلی خوبه با اینکه در یک تضادی با دخترم گیر افتادم (فقط و فقط در مبحث روابط با دخترم مسعلع دارم) هر کاری براش کنم هیچوقت سپاسگذار نیست و همیشه غُر میزنند و برای هر چیزی بحث و داد و بیدار میکنه ولی اشکالی نداره . چون خودش در نهایت ضربه اش رو میخوره و من هم تصمیم رو گرفتم و دارم روی تغییر باورهام کار میکنم و تلاش میکنم که دیگه برای همیشه به این وضعیت تکرار شونده خاتمه بدم ..در واقع سکوت کردم و میخوام تغییرات جدیدی رو ایجاد کنم
ولی واقعا احساسم خیلی خوبه یعنی دیگه مثل گذشته زانوی غم بغل نمیگیرم بلکه بیشتر از همیشه برای این لحظات و تضادم تشکر میکنم انگار دوره ی جدیدی رو باید شروع کنم و زمان تغییر فرا رسیده و مطمعن هستم که داره یک اتفاقات خوبی میوفته . در واقع دریچه ی قلبم باز شده بهم الهام میشه . قدرت تجسمم با بیاد آوردن خاطرات خوب و مثبت گذشته ام بیشتر شده ..
دیگه به یاد خاطرات منفی گذشته نیستم البته سعی میکنم اغلب مواقع اینطوری باشم دیگه مثل قبلنا از تضادها نمی ترسم چون مطمعنم که داره راهها باز میشه و داره راه درست رو به من نشون میده . فقط باید ادامه بدم و تمرین کنم و شکرگذاری هامو بیشتر کنم . و در مدار مومنتوم مثبت باشم و خدا رو شکرگذارم که در دوره ی هم جهت با جریان خداوند حضور دارم و الان در جلسه ی هفدهم هستم .. خیلی خوشحالم از اینکه مطمعن هستم این تضاد تکرار شونده بلاخره بطور اساسی حل میشه و باید این موضوع باید همیشه پرونده اش بسته بشه و باید از ریشه و بطور اساسی حل بشه.. البته که باید خداوند از فصل و کرم خودش منو به راه حل آسان و مطمعن و عزتمندانع هدایتم کنه ..
چون با این تضاد خواسته ام شفاف شده و آمادگی خودمو برای تغییرات آماده کردم هر چند میدونم این تغییرات درد داره و حتی میتونم بگم خیلی هم درد داره ..
خانم شایسته ی عزیزم ممنون سپاسگذارم که نکته ای در توضیحات نوشتید اینکه …
این پروژهای برای کسانی که احساس میکنند در مسیری از رشد قرار دارند، اما هنوز تضادهایی در زندگیشان تکرار میشود
این پروژه به تو کمک میکند تا درک کنی چرا برخی تضادها در زندگیات تکرار میشوند، چگونه از نگاه خداوند به موقعیتهایت بنگری، و چطور از دل هر تضاد، هدایت، رشد، و ایمان بیشتری به جریان زندگی درونت پیدا کنی
انگار جهان داره منو با این تضاد امتحان میکنه که ببینه آیا واقعا من آماده ی این تغییر بزرگ هستم یا نه !؟؟؟؟
ولی من اعلام آمادگی کردم
من آماده ام
خدایااآاا من آماده ام
من برای یک شروع جدید و یک زندگی جدید با مسیرهای جدید اعلام آمادگی میکنم .. هر چند ترس هم دارم ولی این ترس مانع این تغییرات نیست چون میدونم دستم توی دستان خداوند هست و پشتیبان و حامی و محافظ و هدایتگر من هست الهی آمین
از استاد عباسمنش عزیزم خیلی خیلی تشکر و قدردانی میکنم که با این فایل های گام به گام پروژه داره دست منو میگیره و مثل گذشته داره منو از این دریچه ی تغییرات بسلامت عبورم میده ..!!! انگار این پروژه برای من ساخته شده .. استاد عزیزم صدای منو شنیده و بهش الهام شده که بیاد منو برای این تغییرات بزرگ آماده کنه و واقعا تغییرات رو به آغوش بگیرم
خدایاااا شکرت که با شروع این پروژه ی جدید برای خودشناسی و خودسازی و خداشناسی و تغییر افکارم و برای بهبودی و رشد و پیشرفت بیشتر باید این تغییرات را در آغوش بگیرم و روی طول موج مومنتوم مثبت باشمم و هم اکنون در حال دریافت سیگنال نکات مثبت برای چکاب فرکانسی هستم تا بتونم تغییرات رو به آغوش بگیرم
یعنی بازم دارم با تکرار و تکرار و تمرین های مستمر و مداوم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا میدونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست
خدایاااا کمکم کن تا برای شروع جدید و تلاش و عملکرد و تعهدم در این پروژه جدید به بهبودی بیشتری در تمام جنبه های زندگیم هدایت شوم و در پایان هر روزم شکر گذار فضل و کرم الهی زندگیم باشم این تغییر و تحولات رو در آغوش بگیرم …
و همچنین با اتمام موفقیت آمیز کارها و برنامه ها و امورات هر روزم در این پروژه
پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»قسمت 1 و 2 و قسمت های دیگر این پروژه روند تکامل و بهبودی را در تمام ابعاد زندگیم تجربه کنم و کامنت های دوستان رو بخونم و از تجربیات دوستانم انگیزه بگیرم و استفاده کنم و کامنت بنویسم !!!
با عرض معذرت خیلی طولانی شد
خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را بسمت بهبودی بیشتر و آسانتر و و زیباتر لذت بخش تر کن
همیشه با کامنتهایت لذت بردم 100 صفحه هم بنویسی لذت بخشه حتی نوشتن کامنت ها ت کلام خداست فرکانس مشخص هستش کوتاه کامنت مینویسم کاش استاد یه هدایتی رو دریافت کنه تو سایت ویس بذاریم ان شاالله این اتفاق خواهد افتاد از استاد یاد گرفتم دنبال راحترین باشم کامنتت اشکم رو سرازیر کرد و قلبم رو باز کرد سپاسگزارم ازت بابت کامنت پر محتوا و سپاسگزاری از کوچکترین نعمتهایی که کردی احسنت که با این همه تضاد تونستی به مسیر بر گردی و اونجایی که بابت کلید پریز بابت کلید خانه پردیس رفتن ازخانه مواظب خودت باش به زودی بر میگردم همه اش فوقالعاده بوده همین سپاسگزاری درهایی و دریچهای از نعمت و ثروت رو به زودی به رویت باز میکنه چطور چگونه اطلاعی ندارم ولی این پیام هدایت خداوند بر کلام من جاری شده که اتفاق افتاده و به زودی میای از نتایج کامنت میکنی به زودی پروردگارت بخششی به تو عطا خواهد کرد تا راضی و خشنود شوی وعده خداوند حق است و خداوند خلف وعده نمکند
در مورد دخترت سکوت کن همان سکوت جواب میده سکوت زبان خداست بار مسئولیت دخترت رو بسپار به خدا و رها کن 100درصد اتفاقات خوب خواهد افتاد
بهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی
با درود و وقت بخیر خدمت شما آقا مجتبی انجیله ای عزیز واقعا خیلی ممنون و سپاسگذارم که نقطه ی آبی رنگ پیام رسان جادویی سایت رو برام روشن کردید .عاشق این نقطه ی آبی رنگ هستم بهترین چیزی که حالمو خیلی عالی میکنه و به احساس خوب میرسم همین چراغ جادویی سایت هست که میتونه در لحظه منو به احساس خوب هدایت کنه !!!
دیشب پیام شما رو در بهترین زمان دریافت کردم موقعی که داشتم میخوابیدم با خواندن پیام شما خیلی ذوق کردم خیلی خوشحال شدم خیلی انگیزه گرفتم !!!
از اینکه با حرفهای امید بخش تون دل منو شاد کردید واقعا ممنون و سپاسگذارم چندین بار پیام تون رو خواندم اینکه گفتید: پشت ماشین نوشته بود خدای من مهربان است
واقعا جمله ی زیبایی بود دقیقا خداوند بارها و هزاران بار مهربونی شو بهم ثابت کرد ولی امان از دست انسان فراموشکار اینکه هر دفعه خداوند با مهربونی هاش دستمو گرفته و بهم امید داد و گام به گام هدایتم کرد و بارها نشانه ها و هدایت هاشو دریافت کردم .. نمونه اش همین پیام زیبای شما که حس و حالمو خوب کرد و سبب خیر شد تا نسبت به اون تضادم قوت قلب بگیرم
یعنی همش در پیام شما نشانه دریافت کردم بخدا شما دست خداوند بودی برام اینکه از اسم و فامیل من جملات باور سازی برام ساختید نمیدونید چقدر احساس خوبی بهم دست داد
اسم رویا رویاهات رو باور داشته باش
مهاجر مهاجرت خواهی کرد
سلطانی سلطان فرکانس سپاسگزاری
واقعا برای این شهود و الهام شما مدام سر تایید تکون دادم و گفتم چقدر دقت شما در این نشانه ها دلنشین بود …ممنون و سپاسگذارم که به دلتون الهام شد و دست به قلم شدید !!!
بقول استاد عزیزمون نشانه ها و هدایت ها میتونه
گاهی در یک حرف یک دوست باشع
گاهی در یک ایده ی ناگهانی است
گاهی در یک اتفاقی ساده است
گاهی حتی در یک مانع و یا تاخیر
این گفته های استاد در کلام شما جاری بود و بذر امیدی در دلم کاشته شد و بلطف و فضل و کرم خداوند دعاهای شما اجابت خواهد شد فقط باید صبوری کنم و شاکر نعمت های که تا بحال به من بخشیده اینکه گفتید:
همین سپاسگزاری درهایی و دریچهای از نعمت و ثروت رو به زودی به رویت باز میکنه
این دعاه و تحسین های شما بی گمان بسمت خودتون کمانه میکنه و در زندگیتون جاری میشه .
خدایاااا شکرت که در این سایت حضور داریم
خدایاا سپاس . نعماتت را سپاس
وجود چنین دوستان بینظیری را سپاس
سپاس برای اینکه چنین استادان بینظیری داریم
برای اینکه چنین فضایی در سایت وجود داره
و شکر حضورتون در این سایت
آقا مجتبی عزیز منم براتون بهترین ها رو آرزو دارم
بخصوص این دعای آخری لبخند زیبایی بر چهره ام نشاند و ممنونم که کامنت های طولانی منو میخونید !!!
البته پاسخگویی های من هم کمتر کامنت هام نیست ..خیلی طولانی شد !!!! ممنون و سپاس
منم این دعای قشنگ تون رو براتون آرزومندمبهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی
شاد و سلامت و موفق و پایدار و ثروتمند در کنار عزیزان تون باشید
خدایاشکر میکنم که تایمی رو گذاشتم که بیام و کامنت و رد پامو بزارم!
فایل قبلی در رابطه با جزعی بودن موضوع بود الان یه ذره تو دل موضوع میرم!
استاد شهریور 403 بود که من یه کاری رو جذب کردم ( بزازید اینجا یع چیزی رو بگم بهتون ! من تا قبلش فقط و فقط پیشنهاد جذب میکردم ولی سر هیچ کاری نمیشد که برم همیشه برام سوال بود که چرا من تا پیشنهاده میام ولی بعدش کسی زنگ نمیزنه که بیا برای کار ؟ وای بازم میگفتم باید بذرت رو بکاری خدا حواسش هست کم کم اصلا تو فقط الانا باید از خدا بخوایی و تموم !)
تا اینجا مرداد ماه بود ببخشید اشتباه گفتم یکی از موسساتی که من از بچگی توش کلاس رفتم و اینا بهم گفتن بیا برای کارت که توضیح بدی و ما بدونیم چیه!
منم چون لیاقت کار کرده بودم گفتم این دفعه دیگه حتما شد ( فارغ از اینکه خدا فقط میخاد اول تو رشد کنی بعد وارد یه چیزی بشی) هیچی رفتم و توضیح دادم و هزینه کلاسم و …. همه چیو گفتم بهشون و گفتن پس بزارید خبر بریم
استاد باورتون نمیشه تو گوست خودم نمیپونجیدم (در همین حد خخخ) خدایاشکر میکردم فقط که حداقل یکی گفته بهت خبر میدیم ! ولی خب ماه ها گذشت و هیچ خبری ازشون نشد و من همش اینارو مقصر میدونستم از یه جایی به بعد دیگع گفتم خدایا بیخیال من کارم اینه تو برام یه کاری پیدا کن با این موقعیت با این مدیر باشگله با فلان رفتار پ …. و رهاش کردم
استاد تا یه روز که نشسته بودم و دیدم کافی نت ک آنلاین کارمو میکنه یه بنر گذاشته که جذب نیرو و فلان پی ام دادم گفتن ی باشگاهی تازه تاسیس شده و نیاز دارن به مربی منم اسممو دادم و منتظر بودم تا شبش گفتن شنبه تشریف بیارید ( ولی اینجوری بود که هر چی شد حله و برام مهم نیست نتیجه ) تا رفتم و صحبت کردم و یهو معجزه اتفاق افتاد همون محله ایی که میخاستم همون مدیر باشگاه که میخلستم و… همعچیز داشت عالی پیش نیرفت واقعا و خدایاشکر کردم فقط و اینجا بود که گفتن از 8 بهمن بیا برای کار (مربی بازی و ورزش کودکان هستم من و شغلم با کودک ) و روز به روز کلی کودک های قشنگ به سمت باشگاه ما هدایا شدن که همه شون از سمت خدا بود
خدایاشکر میکنم که همیشه خدا حواسش بهم بوده چه در بهتریت شرایط و چه در بدترین شرایط
ازتون ممنونم که دهه 20 زندگی من رو نورانی کردین امیدوارم که همیشه شاد باشید
عاشقتونم
راستی به خودم و همه بچهای تربیت بدنی امروز و بهشون تبریک میگم چون روز ماست
سلام به دوستای عزیزم سلام به استاد نازنینم و مریم بانوی شایسته که واقعا شایسته ای
تغییراتی که در این مدتی که روی خودم کار میکنم در من رخ داده البته این تغییرات دقیقا نمیدونم چه مدته و از کی شروع کردم ولی زمان خیلی کوتاهی نبوده و دوستانی که تازه شروع کردن ناامید نشین فقط استمرار با حال
خوب
تغییراتی که درمن رخ داده
به طور مستمرباشگاه میرم
زبان رو به طور جدی میخونم
به طور جدی روی باورهام تمرکز کردم و کار میکنم
فایلها ی سایت استاد رو مرتب میبینم
به پوستم به موهام و به تغذیه ام اهمیت بیشتری میدم
به زیباییها توجه میکنم
ورودی هامو کنترل میکنم
افکار منفی رو از خودم دور میکنم
ارامش خوبی دارم
نعمتهای بیشتری به زندگیم وارد میشه
روابطم با همسر و دخترم بسیار بهتر شده
وابستگی که به خانواده ام داشتم تقریبا از بین رفته
سعی میکنم به انقاقات از جنبه مثبت فکر کنم
خونه رو تمیزتر از قبل نگه میدارم
امیدم برای رسیدن به خواسته هام هزار برابر شده
دریم برد برا خودم درست کردم و هر روز با حس خوب بهش نگاه میکنم
فعالیت 21روزه اهرم رنج و لذت و تمرین 21روزه تقویت باورهای مثبت رو انجام میدم
بنام خدای وهاب
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و سلام به دوستان.
1-قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
من قبل از تغیر درس ها برام سخت بود و وقت زیاد میزاشتم برای درس . استرس خیلی خیلی زیاد داشتم. توی فوتبال چون روز به روز بزرگتر میشدم از دوستانم باور های غلط وارد ذهنم میشد و خودم رو با بقیه مقایسه میکردم. و واقعا به جایی رسیده بودم که احساسم داشت بدتر میشد.
2-جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
دوره عزت نفس شروع جدی من بود برای تغییر. و بعد از اون روی فایل های رایگان کار کردم و واقعا تغییر کردم. این فایل ها باعث شروع تغییر من بودند.
3-اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟اولین اقدام من این بود که تعهد دادم بیشتر روی فایل های استاد وقت بزارم و کامنت بخونم و بنویسم. و واقعا همین کار رو کردم و الان خیلی فایل گوش میدم و کامنت میخونم. وهمینطور دارم تمرینات رو انجام میدم و الان هم این پروژه تغییر را در آغوش بگیر را شروع کردم.
4-فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
من هر روز دارم شکرگزاری رو در دفترم انجام میدهم. گام مهمی که برداشتم شروع کردن به نوشتن کامنت در سایت بود. یکی از گام های دیگه مقایسه نکردن خودم با دیگران و تحصین کردن آن ها بود. یکی از گام های دیگه که برداشتم این بود که سعی میکنم تمام کار هامو در اولین وقت انجام بدهم.
5-چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
استاد خداروشکر وقتی تعهد دادم که روی فایل ها کار کنم
به مشکل بر نخوردم. ولی اوایل که وارد سایت شدم جدی نمیگرفتم و داشت روز به روز زندگی ام بدتر میشد و دیدم خیلی دارم از مسیر دور میشم و اومدم تعهد دادم که روی فایل ها 100درصد تمرکز بزارم و کار کنم که خداروشکر تعهد دادم و از اون روز به بعد از مسیرم دور نشده ام
6-نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
نتایجی که گرفتم رو چند روز پیش توی یک کامنت نوشتم ولی الان بقیه اش رو میگم. از وقتی تعهد دادم و کار کردم روی خودم نتایج عالی گرفتم توی فوتبال خیلی خیلی پیشرفت کردم. درس هام برام راحت شده خیلی وقت اضافه میارم و توی اون وقت ها روی باورهام کار میکنم. احساسم خیلی خیلی عالی شده در روز پر انرژی هستم و هر روز دنیا برام داره قشنگ تر میشه.
خدایا شکرت شکرت شکرت
سلام از روزدومپروژه تغییر را در آغوش بگیر
من عاشقانه هربار این فایلو کوشمیدم اشکام جاری میشن
واقعا به حال دوستمون غبطه میخورم
بی نهایت تحسینش میکنم
وارزومیکنم همینطور این مسیر را ادامه داده باشه و بدرخشه در تمام حوزه های زندگیش
الحمدلله که شما اون روزهدایت شدین به کلاب هوس
الحمدلله که رزا جون هم هم زمان شد با شما
خداروشکر برای تکتک کلماتی که بر زبانش جاری شد وبه جان ودل ما نشست
بخدا که هرباردر زندگیم به خدا سپردم
دست کشیدم از کنترل شرایط
و اجازه دادم اون طرح ونقش بزنه انقدر زندگی چرخش قشنگ چرخیده که حد نداره
یه وقتایی میگمچطور روم میشه بعد از هزاران بار تسلیم شدن و دیدن فضل خدا دوباره تقلا کنم
و بعد یادم میاد کنترل ذهن که یه بار برای همیشه نیست
همینه
تا ابد باید در کنترل ذهن و در حال یاداوری فضل خداوند باشم
دقیقا منم خیلی مسائل زندگیم رو لحظه های که تسلیم شدم خلق کردم
از فرزند اولم
تا ماشین زیر پام
تا خونه ای که توش هستم
تا شغل ثابتم
تا شغل غیر ثابتم
تا ادمایی که دلم میخواسته باهاشون همکارباشم
تا روابطم با همسرم و…..
خدامیدونه که هرجای زندگیمو میبینم پر قدرت هست و طرح ونگارش کاملا مشخصه
هذا من فضل ربی
استاد سپاسگذارم
عاشقتونم
به نام خدایی که مرا انسان آفرید سلام بر استاد عباسمنش عزیز،ذهن تو یه آهنرباست.
هر چیزی که زیاد بهش فکر میکنی، دیر یا زود وارد زندگیت میشه.
اگه درونت رو از نور پر کنی، هیچ تاریکی نمیتونه خاموشت کنه
اما اگه تاریکی رو درونت نگه داری، حتی خورشید هم نمیتونه روشنت کنه… ️
فکرت، سازندهی سرنوشتته.
سرنوشت بیرون از تو نیست، لحظهبهلحظه در ذهنت در حال بافته شدنه .
پس هر فکر منفی رو ببین، بفهم از کجا اومده و بعد رهاش کن ️
و هر فکر مثبت رو پرورش بده، چون همون فکر قراره تو رو برسونه به جایی که آرزوش رو داری
سلام
چقدر شرایط رزا جان شبیه شرایط منه جایی که هیچ امیدی نداری هیچ درآمد و هیچ نشانه ای باز نا امید نمیشی و درهمون شرایط هم شکرگزار خداوندی
مثل ایشون که از کارگری شروع کردند با اینکه تا حالا کار نکرده بودن و درناز و نعمت بزرگ شده بودند از کارگری و حقوق کم شروع کردن قدم برداشتن حرکت کردن یه کاری کردن ،حتی زمانی که رابطه ی عاطفی شونو از دست داده بودن و هیچ کسی رو تو اون کشور نداشتن
خب منم کاری نداشتم دو سه بار اقدام کردم قبول نشدم تو آزمون بیخیالش شدم فهمیدم من اصن به کارمندی هیچ علاقه ای ندارم و دیگه هم امسال میخواستم آزمون بدم الان بازم فهمیدم واقعا کارمندی هیچ جوره باهام جور در نمیاد بیخیالش شدم،شروع کردم یه مدتی اکسسوری بچگانه و عروس کار کردم زیاد نتیجه نداد بیخیالش شدم
الان چند وقته حتی تو خونه خودمون معلم خصوصی برادرزادم شدم و یه حقوقی میگیرم میدونم این بهتر از حرکت نکردن و هیچ کاری نکردنه با اینکه رابطم کمی با خوانوادم مخصوصا مادرم مشکل پیدا کرده و حالا اون تغییرات باوری و مداری ای که داشتم و از هم فاصله گرفته دنیامون ولی باز با هم به مشکل خوردیم و سعی کردم دوری کنم چون واقعا سطح فکری و مداریم تغییر کرده خیلی از آدم ها یا حتی افراد نزدیک زندگیم رو دیگه در مدارم نیستن و نمیتونم باهاشون ارتباط بگیرم حتی خانوادم و مخصوصا مادرم که با عقاید و باورهای من متضاده باورهاش و مشکل داره باهام ،سعی میکنم حالم خوب باشه از زندگیم لذت ببرم و نکات مثبت خودم و زندگیم رو ببینم شاید دیگران یا خانواده م منو زندگیمو و افکار و باورهای منو تایید نکنن ولی من زندگیشون میکنم و بسیار راضی ام از خودم و نمیزارم کسی نظراتشو بر من و زندگی من تحمیل کنه من به سبک خودم زندگی میکنم و خودم برای خودم تصمیم میگیرم و این یکبار رو به میل و رضایت خودم زندگی میکنم،حال خوبم ،آرامشم احساس رضایت و ارزشمندی ای که دارم چی بهتر از این آخه ،من آگاهانه این مسیر رو انتخاب کردم حتی اگر همه ی مردم اشتباه بدوننش من زندگی بر پایه ی قوانین رو آگاهانه انتخاب کردم و از مسیر خودم بر نخواهم گشت،در واقع انقدر روی خودم و باورهام کارکردم که دیگران و نظر دیگران برام اهمیتی نداره و جایی در ذهن و زندگی من ندارن ،
فقط خواستم بگم تحسین برانگیزه این امید ایمان،قدم برداشتن،شکرگزاری،توکل،توحیدی بودن ،ادامه دادن و…
رزا جان واقعا بهت تبریک میگم باید تشویق و تحسینت کرد،امیدوارم همگی بتونن انقدر خوب عمل کنند به قوانین ونتیجه شو ببینن
مرسی از این فایل خوب که واقعا خیلی بهتر شده و میره سراغ اصل ،شاید یکی از دلایلی که من قبلا این فایلها رو گوش نمی کردم همین حاشیه هایی که داشت یکم برام سخت بود اما الان فقط اصل و نکات مهم و مفید هست که میشه ازش چیز یاد گرفت
مرسی خانم شایسته، مرسی استاد.
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین
قبل از تغییر کجا بودی؟ من توی در و دیوار بودم، خسته بودم. انگار روی تردمیل فقط تند تند راه می رفتم. یه حس قوی بهم می گفت که این روش درست نیست،میشه بهتر هم زندگی کرد. میشه عملکرد درستی داشت. میشه بهبود داد. اینکه تلاش کنی ولی هیچ امیدی نداشته باشی به بهتر شدن اوضاع خیلی بده…
جرقه: من یکسره کامنت می خواندم. اون موقع ها توی سایت یه فایل عزت نفس بود و فایلهای تندخوانی ،فایل سگ افسردگی و فایل احساس گناه. فایل احساس گناه را چند بار شنیدم به اندازه ای که اینترنت داشتم. یه فایل پی دی اف بود راجع به اینکه چطور حوزه ی علاقه مندی مان را پیدا کنیم و اون شغلمون بشه . من اونو یک ماه خواندم. تمرین هاشو هی نوشتم. بعد طبق قانون بخاطر اینکه کانون توجهم رویش بود هدایت شدم…و مسیر آن هدایت آنقدر قشنگ بود و آنقدر در من احساس امید و زیبا زندگی کردن بوجود آورد که حد ندارد. اینها همه قبل از عضو شدنم در سایت بود چون خیلی زیاد مقاومت داشتم انگار سایت جزام دارد و من ورود کنم آلوده میشم قشنگ این جوری بودم. بعد از دو سال که عضو شدم و تعهد برای خودم نوشتم فایل های نامه های حضرت علی علیه سلام و خداوند بیشتر از ما دوست دارد ثروتمند شویم مغزم را تکان داد.چون با خدای خیلی خیلی متفاوتی آشنا شدم و فکر میکنم مدتها هنگ بودم .هی آنها را می شنیدم…
اولین اقدام کوچک اما عملی: طبق هدایتی که شده بودم بدون اینکه پولی دریافت کنم منزل خانمی رفتم که با کودک شان بازی کنم. این کودک سریع با من دوست شد. مادرش هاج و واج مانده بود ولی من درک نمی کردم چرا. موقع رفتن بهم گفت شما برای این کار ساخته شده ای پسر من با هیچکی اینجوری ارتباط نگرفته تا حالا… مادر روان شناس بود و خودش کاملا اشراف به موضوع داشت. او من رو درست دیده بود. و ایمان من همانجا تقویت شد و بدون شک مسیر را ادامه دادم.
فرایند تکامل: بعد از آن به خانواده ی دیگری هدایت شدم.مطالعاتم را افزایش دادم. بهترین ( ان جی او) های مربوط به حوزه ی کودک را رصد کردم. با تک تک شون همکاری کردم که جنس کار را عمیق درک کنم.سال بعدش با یک مرکز مشاوره ی حرفه ای کارم را شروع کردم.
چالش و غلبه: در طول مسیر وقت های بسیاری پیش آمد که دلسرد شوم چون درآمدم بسیار از متعارف جامعه کمتر بود. ولی وقتی فهمیدم اشکال از خودمه با قدرت روی خودم کار کردم. حتی زمانی ساعت کاری ام را کاهش دادم که بیشتر روی خودم کار کنم و بفهمم عیبم کجاست. سال 1400 هم تصمیم گرفتم برم در حوزه ی دیگری کار کنم اما دیدم درست نیست با قانون کیهان مغایرت دارد.عزمم را جزم کردم که من میتوانم از توانمندی ام پول بسازم و خداوند کمکم میکند.
نتایج ملموس: احساسم در طول این 9 سال که عضو سایتم و 2 سال قبلش که فقط کامنت می خواندم بسیار عالی و سرشار از عشق بوده. مواقع کمی ناراحت بودم. روابط خوبی را تجربه میکنم. با انسان های بسیار شریف آشنا می شوم. عاشق کارم هستم و ازش خسته نمیشوم. در زمینه ی مالی نتیجه ی دلخواه را نگرفته ام اما به خیلی از خواسته هایی که روزی برام رویا بودند رسیده ام. خدایا شکرت.
به نام حضرت حق که هرچه هست از آن اوست
سلام خدمت استاد جان
و خانم شایسته عزیز
اول از همه تشکر کنم از خانم شایسته عزیز واقعا زحمت میکشن وهروز ایدههای جالب تر ونو تر
ازشما سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خیلی انرژی بالای داره صحبتهای رزا ی عزیز
ومراحل تکاملی عالی رو طی کرده من هر وقت که این فایل رو گوش میدم به خدا این قدر انرژی من بالا میره
که هر چه کار نا تموم دارم به پایان میرسانم
خیلی جاها من به خاطر حقوق کمی که به من دادن
گفته رزا ی عزیز رو با خودم تکرار کردم
که صبر کن عیب نداره روز اول روز دوم درست میشه
اگه کم هست به موقش خوب میشه وبه نتیجه دلخواه خود میرسی
فقط میتونم بگم دمت شما گرم خیلی انرزی زا هست
این فایل
انشالله روز به روز به مراحل بالاتر برسین در کار
وهروز جهان پاداش های بیشتری رو نسیب دل شما کنه
به امید توفیق روز افزون ثروت سلامتی آرامش برای تمامی عزیزان عباس منشی
در پناه حق
و
پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»قسمت 2
درود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته ی نازنینم
و دوستان همراه در پروژه ی «تغییر را در آغوش بگیر!!!
1ــ قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
این موضوع تغییر من مربوط به چندین سال پیشه.. من در بدترین شرایط زندگی از اعماق قلبم خواستم که زندگیم تغییر کنه .. در آن زمان همه چیمو از دست داده بودم . اول همسرم به رحمت خدا رفته.. بعد از مدتی اوضاع تقریبا خوب بود ولی چند سال بعدش خانه زندگی و باغ و ماشین ها و پول و ثروت و طلا و کارخانه قارچ و چک و چال . وام . قرض بدهی و بعدش بلوکه شدن حقوقم
حتی گوشی موبایل که شماره ای که جزو شمارهای گرانقیمت ایران بود . و.. و بعدش از هم پاشیدگی روابط خانوادگی و سلامتی جسمانی ام . در به دری . کلا هیچ آرامش و خوابی نداشتم … حدود هشت ماه خونه ی خواهرم در مهر شهر کرج زندگی کردم . در واقع من جزو آن دسته ی دوم بود و یا شاید دسته ی اول که توی جوب افتاده بود .. نمیدونم ولی خوب میدونم که با چک و لگد جهان تا آخرین نفس ادامه دادم و بعد تغییر کردم .. حدودا چهار ماه اولی که خونه ی خواهرم بودم دیگه به تنگ آمده بودم دیگه میخواستم هر جور شده از این تنگنا نجات پیدا کنم.. آنقدر تضاد پشت تضاد پیش آمده بود که اصلا مجالی برای فکر کردن نداشتم ..
از آنجایی که قبلش چیزایی از قانون جذب میدونستم تمرینات کتاب قانون توانگری و کتاب چهار اثر از اسکاویل شین رو شروع کردم به خواندن کتاب و نوشتن جملات تاکید ی و همش از خداوند کمک میخواستم . همش راه حلی میخواستم که نوری به زندگیم بتابه …..فقط میخواستم یک جوری بشه تا راهمو پیدا کنم …
اصلا هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی نداشتم راهمو گم کرده بودم فقط غم و غصه و اندوه و اشک و ناله و ناشکری و زانوی غم بغل گرفتن بود
همش توی کانال تلگرام دنبال کانال های انگیزشی بودم یعنی زمینه ی دریافت این آگاهی ها را داشتم .. چندین استاد رو توی کانالها پیدا کردم و بطور مداوم گوش میدادم ولی انگار فقط یک مسکن بود و تاثیر خاصی روی من نداشت و یا شاید در مدار دریافت آن آگاهی ها نبودم ..
ولی بلاخره در آن دره های تاریکی خداوند صدای قلب منو شنید و نوری به راهم تایید.. و یکروز خواهرم از کانال تلگرام همکاران بانک شون یک فایلی بهم نشون داد و گفت : خواهر جان تو که اینقدر دنبال کانال های انگیزشی میگردی بیا این سه تا فایل رو ببین!!!
2ــ جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
اون جرقه با سه فایل چگونه در یکسال درآمد خود را سه برابر کنیم
البته الان اسمش توی سایت تغییر کرده
چند برابر کردن درآمد در یکسال
اولین جمله ای که از این فایل شنیدم ..
بنام خدای مهربان سلام به شما دوست عزیز !!! من سید حسین عباسمنش هستم و باز هم خداوند رو سپاسگذارم که به من فرصت داده تا با شما عزیزانم باشــــم!!!
و بعد تمام فایل ها رو دانلود کردم گوش کردم .. در آن فایل ها استاد در باره ی مبحث مدارها و مفهوم فرکانس صحبت کردند و از ما خواستند که بطور مداوم با هندس فری این فایل ها رو شبانه روز گوش کنیم که ورودی های ذهن و تغییر باورها ایجاد بشه . اصلا مفهوم تغییر باورها رو درک نمیکردم . نمیفهمیدم چطوری باید باورها مو تغییر بدم ولی شکر خدا بمرور و آرام آرام با قانون تکامل به درک این مفاهیم هدایت شدم
آره الان که خوب فکر میکنم و به یاد میارم که دقیقا شروع تغییرات من از همون روز 1397/امرداد/25 تقریبا بعد از ظهر بود
یکی از تمریناتی که استاد در دوره ی مقدس هم جهت با جریان خداوند گفتند همین بود که خاطرات خوب خودمون رو. بیاد بیاوریم و الان در این پروژه دارم به یاد میارم که تغییرات من چگونه شروع شد .. و استاد در این پروژه هم میخوان تغییرات خودمون رو بیاد بیاوریم
و الان در یک تضادی هستم که باید صد در صد زندگیم تغییر کنه پس باید دوباره فایل ها رو بطور مداوم گوش کنم هر چند دقیقا دارم فایل های جلسات و مراقبه ها ی دوره هم جهت با جریان خداوند رو بطور مداوم گوش میکنم
3ـــ اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
اولین اقدامی که انجام دادم هندس فری توی گوشم گذاشتم شب تا صبح گوش دادم .. یعنی با صدای استاد میخوابیدم و با صدای استاد از خواب بیدار میشدم یعنی هندس فری میخوابیدم و در طول روز هم با هندس فری راه میرفتم … مثل وحی منزل با تمام وجودم استاد رو قبول کردم .. عاشق جملات تأثیر گذار استاد شدم .. استاد بهم یاد داد که فقط به زیبایی ها توجه کنم و شکرگذاری کنم .. سعی کنم به چیزای نازیبا توجه نکنم ..
و ادامه گفتن همه ما یک چیزایی برای شکر گذاری داریم از همونا شروع کنیم ..
البته در آن شرایط دیدن زیبایی ها برای من کاری غیر ممکن و محال بود چون پیش خودم میگفتم مگه چیز زیبایی هم در زندگی من و این دنیا وجود داره ؟؟! آنقدر چشمم کور بود و گوش هام ناشنوا که اصلا چیزی جز نازیبایی رو نمیدیدم و نمی شنیدم..
و در ادامه پیش خودم میگفتم : تازه استاد برای تمرین از مون خواست که شکرگذاری کنیم .. آخه من چه چیزی برای شکر گذاری دارم و یک جمله ای تاثیر گذاری که استاد خیلی روی آن تاکید داشتند
نوشتن تعهد نامه برای سه برابر کردن درآمد مون در یکسال آینده بود ..
و در ادامه تاکید داشتند که اگر شما نمیتوانید همین چند جمله رو بنویسید من واقعا دیگه هیچ کاری براتون نمی تونم انجام بدم!!!!
واقعا در آن شرایط وخیمی که داشتم ولی به حرفهای استاد اعتماد کردم و پیش خودم گفتم من که همه چیمو باختم و از دست دادم دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم . این کار رو هم انجام میدم و امتحان میکنم و شروع کردم طبق صحبت های استاد عزیزم تعهدنامه ام رو برای سه برابر کردن درآمدم برای یکسال آینده نوشتم ولی سه چهار ماه بیشتر طول نکشید که درهای مالی بروم باز شد بدهی ها پرداخت شد . حقوقم از بلوکه بانک در آمد و درآمدم هم بیش از سه برابر شد !!!
و باز شروع کردم به دیدن زیبایی های اطرافم .. از انگشتان پام شروع کردم و شکرگذاری کردم بعدش به گلهای فرش زیر پام نگاه کردم و شکرگذاری کردم .. از سفره ای که خواهرم پر از نعمت بود تشکر و شکرگذاری کردم .. از رختخواب نرم و گرمی که خواهرم برام پهن کرده بود .. از سقفی که بالای سرم در منزل خواهرم بالای سرم بود .. از دستشویی و توالتی که استفاده میکردم ..از دمپایی توی دستشویی .. از مسواک و خمیر دندان و آینه . از حمام آب گرم و سرد . از اون حوله ای که خواهرم بهم داد شکرگذاری کردم .. از آب خوردن توی یخچال .. از صبحانه ای که نوش جان کردم .از عطر و بوی چایی صبحانه .. از بوی عطر نان .. از میوه ای که جلوم میزاشت .. از تخم مرغ پخته تشکر میکردم و بوسش میکردم و با عشق و با لذت زره زره میچشیدم و مزه مزه میکردم همون تخم مرغ رو با عشق میخوردم … هنوز خواهرم بهم میگه آنقدر تخم مرغ دوست داری که بوسش میکنی و میخوری !!! ولی من هر چیزی رو نوش جان میکنم و میخوردم احساس شکرگذاری دارم و کلی از خداوند تشکر و قدردانی میکردم … خلاصه نقطه ی شروع تغییرات من از همانجا شروع شد و تا همین الان هم بلطف فضل و کرم الهی ام ادامه داره و ادامه خواهد داشت خدایااا شکرت
4ــ فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
فرآیند تکامل من سبب شد تا کانال تلگرام استاد عباسمنش دات کام رو پیدا کردم و وارد کانال شدم و بعدش به فایل های توحیدی فقط روی خدا حساب کنید و حُزن در قرآن و فایل های در پرتو آگاهی هدایت شدم و مبحث هدایت برای من واضح تر شد و از آن به بعد تصمیم گرفتم وارد سایت بشم ولی از آنجایی که من گوشی مناسبی نداشتم نمیتونستم وارد سایت بشم
.. (یک گوشی کشویی دکمه ای سونی اریکسون داشتم!!!) تازه پول اینترنت هم نداشتم ولی من توی همون کانال تلگرام به دیگر فایل های استاد ادامه دادم و شب و روز گوش میکردم و دفتر سپاسگذاری هام همینطور بیشتر و بیشتر میشد و بعد از چهار ماه تمرینات و تکرار و تکرار مداوم درهای نعمت بروم باز شد .. وقتی خواهرم فهمید که من بخاطر نداشتن گوشی نمیتونم وارد سایت بشم پولی بهم قرص داد البته در آن زمان خودش هم درگیر وام قسط و بدهی بود … بلطف خواهر عزیزم پول یک گوشی رو بهم قرص داد و من تونستم اولین گوشی هواوی سفید رنگ خوشکلمو بخرم آنقدر خوشحال بودم که نگم براتون و من با کمک یکی از آشنایان وارد سایت عباسمنش دات کام شدم .. عجب خاطره ی قشنگی الان که فکرشو میکنم دوباره همون احساس لذت بخش رو احساس کردم خدایااا شکرت که دستان فرشتگان رو همواره برام فرستادی خدایااا شکرت
گامی که هر روز به صورت مستمر انجام میدادم شکرگزاری روزانه بود.. از دیگر اعضای سالم بدنم سپاسگذاری میکردم و مدیتیشن های سپاسگذاری رو از کانال های تلگرامی پیدا کردم دکتر برازنده و دیگر اساتیدی که کانال های مدیتیشن داشتند .. و فایل های آرامش در پرتو آگاهی رو بطور مداوم گوش میکردم و همش با خودم خلوت میکردم .. چون تاندول های دستم درد میکرد فقط یکبار خواهرم منو دکتر برد و قرار بود که مدتی دستمو گچ بگیرند و اگر خوب نشه به عمل کشیده میشد ولی دیگه اعتقادی به دکتر رفتن نداشتم .. چون بسمت فیلم راز هدایت شده بودم و آن قسمتش که یک خلبان سقوط کرده بود و به کما رفته بود توجه منو جلب کرد اینکه آن خلبان دست و پا شکسته که تمام بدنش توی گچ بود فقط صدا ها رو میشنید که دکترا ازش قطع امید کرده بودند ولی این خلبان صدای آنها رو میشنید و به خودش قول داد که تا قبل از کریسمس و سال جدید خودش با پای خودش از بیمارستان میره بیرون ووو اونقدر بخودش تلقین کرد که بعد از چند ماه خوب شد البته بطور کامل نه . وقتی مرخص شد با ویلچر تا جلوی درب بیمارستان بردنش و بعدش خودش با کمی سختی و مشکل با پای خودش از بیمارستان اومد بیرون .. آنموقه وقتی آن قسمت رو دیدم خیلی روی من تاثیر گذاشت و یکی از هدایت های خداوند در آن زمان همین فیلم راز بود و من هم تصمیم گرفتم و با گوش دادن فایل های آرامش در پرتو آگاهی فهمیدم که خودم میتونم دردهامو درمان کنم فقط چند بار مسکن تزریق کردم که دردهای تاندول دستام آروم بشه که بتونم بنویسم و آرام آرام بعد از مدتی نمیدونم چطوری خوب شدم… یعنی معجزه برام شده بوده بود .. خدایااا شکرت برای نعمت سلامتی که من را تندرست و سالم نگه میدارد خدایااا شکرت
5ــ چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
البته چالش ها و تضادهای من خیلی زیاد بود ولی راه حل ها هم بلطف خداوند از راه میرسیدند بارها و بارها جاهایی بود که فکر میکردم دیگه این کار درست نمیشه و خسته میشدم و اعتماد بنفسم رو از دست میدادم و بعدش بلطف خداوند مهربانم در همان لحظات نامیدی راه حل ها از راه میرسیدند
آخه آدمی که پول و سلامتی نداره. یعنی هیچی نداره من آنقدر این موضوع رو با تمام استخوان هام لمس کردم که حد نداشت .. و دوباره زانوی غم بغل کرده بودم …
وقتی پول نداری یعنی ابرو نداری
وقتی پول نداری یعنی عزت نفس نداری
وقتی پول نداری یعنی اعتماد بنفس نداری
وقتی پول نداری یعنی ایمان نداری
وقتی پول نداری کسی دوست نداره
وقتی پول نداری عزت و احترام نداری
وقتی پول نداری سلامتی هم نداری
وقتی پول نداری بیشتر میفهمی که ارزشی نداری
حتی اگر بهترین کارهای دنیا را برای فرزندانت و دوستان و آشنایان کرده باشی فوری فراموشت میکنند ..
فورا ازت فرار میکنند مثل طاعون بهت نگاه میکنند
وقتی پول نداری سربار هستی
وقتی پول نداری هیچکس بهت اهمیت نمیده
خلاصه به بدترین شکل ممکن بهت بی احترامی میشه .. و هزاران مسایل دیگه
با اینکه خسته شده بودم و دوباره کم آورده بودم یک مدت کوتاه تمرینات مو رها کرده بودم ولی بعدش دوباره شروع کردم به نوشتن و سپاسگذاری و دیدن فایل ها و ستاره ی قطبی و دوباره از زمین بلند شدم و به مسیر برگشتم
مثلاً وقتی خونه ی خواهرم بودم هیچوقت فکر نمیکردم خانه ای مستقل داشته باشم تا بتونم اسباب اثاثیه هامو ببرم .. در واقع مقداری از اسباب اثاثیه هامو فروخته بودم و مقداری از آنها توی انبارهای همسایه هامون بود ولی بازم معجزه اتفاق افتاد و فرکانس من جواب داد و خانه ای عالی نوساز دو خوابه به کمک دخترم با دو تا آسانسور در پردیس رهن و اجاره کردیم و وسایل هامو از آن آنبارهای همسایگان بردم خانه ی خودم .. هر روز زمین رو سجده میکردم برای کلید پریز های خونه ام شکرگذاری میکردم . برای دسته کلید خانه ام شکرگذاری میکردم و میبوسیدمش . هر وقت از خانه خارج میشدم کلی با خونه ام صحبت میکردم و بهش میگفتم مواظب خودت باش من زودی بر میگردم .. وقتی هم برمیگشتم در میزدم و با سلام و احوالپرسی وارد خونه ام میشدم .. ولی الان بخاطر دخترم نمیتونم با صدای بلند حرف بزنم چون فکر میکنه من دیونه شدم و یا مسخره ام میکنه کلا در هیچ چیزی هم فرکانس نیستیم …. برای استقلال ام .. برای آرامشم .. برای یخچال فریزرم .. برای شعله های کازم … برای قابلمه و کتری و قوری و استکان و عطر بوی چای خانه ام شکرگذاری میکردم !!! برای هر چیزی شکرگذاری هامو بیشتر از همیشه درک میکردم خدایاا هزاران هزار بار شکرت بازم با به یاد آوردن این خاطرات شیرین با سیگنال های مثبت روی مومنتوم مثبت هستم خدایاا شکرت
6ــ نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟
*(احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی) نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
تغییرات واقعی بیشتر در شخصیتم رخ داده
بیشتر در تغییر افکارم رخ داده
دیگه با هیچکسی بحث نمیکنم . نمیخوام چیزی رو به کسی ثابت کنم
چراغ خاموش روی تغییر باورهام کار میکنم
خلوت گزینی رو خیلی دوست دارم
سعی میکنم ورودی های مناسب و کنترل ذهن خوبی داشته باشم
احساسم خیلی خوبه با اینکه در یک تضادی با دخترم گیر افتادم (فقط و فقط در مبحث روابط با دخترم مسعلع دارم) هر کاری براش کنم هیچوقت سپاسگذار نیست و همیشه غُر میزنند و برای هر چیزی بحث و داد و بیدار میکنه ولی اشکالی نداره . چون خودش در نهایت ضربه اش رو میخوره و من هم تصمیم رو گرفتم و دارم روی تغییر باورهام کار میکنم و تلاش میکنم که دیگه برای همیشه به این وضعیت تکرار شونده خاتمه بدم ..در واقع سکوت کردم و میخوام تغییرات جدیدی رو ایجاد کنم
ولی واقعا احساسم خیلی خوبه یعنی دیگه مثل گذشته زانوی غم بغل نمیگیرم بلکه بیشتر از همیشه برای این لحظات و تضادم تشکر میکنم انگار دوره ی جدیدی رو باید شروع کنم و زمان تغییر فرا رسیده و مطمعن هستم که داره یک اتفاقات خوبی میوفته . در واقع دریچه ی قلبم باز شده بهم الهام میشه . قدرت تجسمم با بیاد آوردن خاطرات خوب و مثبت گذشته ام بیشتر شده ..
دیگه به یاد خاطرات منفی گذشته نیستم البته سعی میکنم اغلب مواقع اینطوری باشم دیگه مثل قبلنا از تضادها نمی ترسم چون مطمعنم که داره راهها باز میشه و داره راه درست رو به من نشون میده . فقط باید ادامه بدم و تمرین کنم و شکرگذاری هامو بیشتر کنم . و در مدار مومنتوم مثبت باشم و خدا رو شکرگذارم که در دوره ی هم جهت با جریان خداوند حضور دارم و الان در جلسه ی هفدهم هستم .. خیلی خوشحالم از اینکه مطمعن هستم این تضاد تکرار شونده بلاخره بطور اساسی حل میشه و باید این موضوع باید همیشه پرونده اش بسته بشه و باید از ریشه و بطور اساسی حل بشه.. البته که باید خداوند از فصل و کرم خودش منو به راه حل آسان و مطمعن و عزتمندانع هدایتم کنه ..
چون با این تضاد خواسته ام شفاف شده و آمادگی خودمو برای تغییرات آماده کردم هر چند میدونم این تغییرات درد داره و حتی میتونم بگم خیلی هم درد داره ..
خانم شایسته ی عزیزم ممنون سپاسگذارم که نکته ای در توضیحات نوشتید اینکه …
این پروژهای برای کسانی که احساس میکنند در مسیری از رشد قرار دارند، اما هنوز تضادهایی در زندگیشان تکرار میشود
این پروژه به تو کمک میکند تا درک کنی چرا برخی تضادها در زندگیات تکرار میشوند، چگونه از نگاه خداوند به موقعیتهایت بنگری، و چطور از دل هر تضاد، هدایت، رشد، و ایمان بیشتری به جریان زندگی درونت پیدا کنی
انگار جهان داره منو با این تضاد امتحان میکنه که ببینه آیا واقعا من آماده ی این تغییر بزرگ هستم یا نه !؟؟؟؟
ولی من اعلام آمادگی کردم
من آماده ام
خدایااآاا من آماده ام
من برای یک شروع جدید و یک زندگی جدید با مسیرهای جدید اعلام آمادگی میکنم .. هر چند ترس هم دارم ولی این ترس مانع این تغییرات نیست چون میدونم دستم توی دستان خداوند هست و پشتیبان و حامی و محافظ و هدایتگر من هست الهی آمین
از استاد عباسمنش عزیزم خیلی خیلی تشکر و قدردانی میکنم که با این فایل های گام به گام پروژه داره دست منو میگیره و مثل گذشته داره منو از این دریچه ی تغییرات بسلامت عبورم میده ..!!! انگار این پروژه برای من ساخته شده .. استاد عزیزم صدای منو شنیده و بهش الهام شده که بیاد منو برای این تغییرات بزرگ آماده کنه و واقعا تغییرات رو به آغوش بگیرم
خدایاااا شکرت که با شروع این پروژه ی جدید برای خودشناسی و خودسازی و خداشناسی و تغییر افکارم و برای بهبودی و رشد و پیشرفت بیشتر باید این تغییرات را در آغوش بگیرم و روی طول موج مومنتوم مثبت باشمم و هم اکنون در حال دریافت سیگنال نکات مثبت برای چکاب فرکانسی هستم تا بتونم تغییرات رو به آغوش بگیرم
یعنی بازم دارم با تکرار و تکرار و تمرین های مستمر و مداوم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا میدونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست
خدایاااا کمکم کن تا برای شروع جدید و تلاش و عملکرد و تعهدم در این پروژه جدید به بهبودی بیشتری در تمام جنبه های زندگیم هدایت شوم و در پایان هر روزم شکر گذار فضل و کرم الهی زندگیم باشم این تغییر و تحولات رو در آغوش بگیرم …
و همچنین با اتمام موفقیت آمیز کارها و برنامه ها و امورات هر روزم در این پروژه
پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»قسمت 1 و 2 و قسمت های دیگر این پروژه روند تکامل و بهبودی را در تمام ابعاد زندگیم تجربه کنم و کامنت های دوستان رو بخونم و از تجربیات دوستانم انگیزه بگیرم و استفاده کنم و کامنت بنویسم !!!
با عرض معذرت خیلی طولانی شد
خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را بسمت بهبودی بیشتر و آسانتر و و زیباتر لذت بخش تر کن
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
بنام خداوند بخشنده و مهربان
پشت ماشین نوشته بود خدای من مهربان است
سلام به هم فرکانسی عزیزم
اسم رویا رویاهات رو باور داشته باش
مهاجر مهاجرت خواهی کرد
سلطانی سلطان فرکانس سپاسگزاری
همیشه با کامنتهایت لذت بردم 100 صفحه هم بنویسی لذت بخشه حتی نوشتن کامنت ها ت کلام خداست فرکانس مشخص هستش کوتاه کامنت مینویسم کاش استاد یه هدایتی رو دریافت کنه تو سایت ویس بذاریم ان شاالله این اتفاق خواهد افتاد از استاد یاد گرفتم دنبال راحترین باشم کامنتت اشکم رو سرازیر کرد و قلبم رو باز کرد سپاسگزارم ازت بابت کامنت پر محتوا و سپاسگزاری از کوچکترین نعمتهایی که کردی احسنت که با این همه تضاد تونستی به مسیر بر گردی و اونجایی که بابت کلید پریز بابت کلید خانه پردیس رفتن ازخانه مواظب خودت باش به زودی بر میگردم همه اش فوقالعاده بوده همین سپاسگزاری درهایی و دریچهای از نعمت و ثروت رو به زودی به رویت باز میکنه چطور چگونه اطلاعی ندارم ولی این پیام هدایت خداوند بر کلام من جاری شده که اتفاق افتاده و به زودی میای از نتایج کامنت میکنی به زودی پروردگارت بخششی به تو عطا خواهد کرد تا راضی و خشنود شوی وعده خداوند حق است و خداوند خلف وعده نمکند
در مورد دخترت سکوت کن همان سکوت جواب میده سکوت زبان خداست بار مسئولیت دخترت رو بسپار به خدا و رها کن 100درصد اتفاقات خوب خواهد افتاد
بهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی
مجی انرژی کرج ماهدشت
با درود و وقت بخیر خدمت شما آقا مجتبی انجیله ای عزیز واقعا خیلی ممنون و سپاسگذارم که نقطه ی آبی رنگ پیام رسان جادویی سایت رو برام روشن کردید .عاشق این نقطه ی آبی رنگ هستم بهترین چیزی که حالمو خیلی عالی میکنه و به احساس خوب میرسم همین چراغ جادویی سایت هست که میتونه در لحظه منو به احساس خوب هدایت کنه !!!
دیشب پیام شما رو در بهترین زمان دریافت کردم موقعی که داشتم میخوابیدم با خواندن پیام شما خیلی ذوق کردم خیلی خوشحال شدم خیلی انگیزه گرفتم !!!
از اینکه با حرفهای امید بخش تون دل منو شاد کردید واقعا ممنون و سپاسگذارم چندین بار پیام تون رو خواندم اینکه گفتید: پشت ماشین نوشته بود خدای من مهربان است
واقعا جمله ی زیبایی بود دقیقا خداوند بارها و هزاران بار مهربونی شو بهم ثابت کرد ولی امان از دست انسان فراموشکار اینکه هر دفعه خداوند با مهربونی هاش دستمو گرفته و بهم امید داد و گام به گام هدایتم کرد و بارها نشانه ها و هدایت هاشو دریافت کردم .. نمونه اش همین پیام زیبای شما که حس و حالمو خوب کرد و سبب خیر شد تا نسبت به اون تضادم قوت قلب بگیرم
یعنی همش در پیام شما نشانه دریافت کردم بخدا شما دست خداوند بودی برام اینکه از اسم و فامیل من جملات باور سازی برام ساختید نمیدونید چقدر احساس خوبی بهم دست داد
اسم رویا رویاهات رو باور داشته باش
مهاجر مهاجرت خواهی کرد
سلطانی سلطان فرکانس سپاسگزاری
واقعا برای این شهود و الهام شما مدام سر تایید تکون دادم و گفتم چقدر دقت شما در این نشانه ها دلنشین بود …ممنون و سپاسگذارم که به دلتون الهام شد و دست به قلم شدید !!!
بقول استاد عزیزمون نشانه ها و هدایت ها میتونه
گاهی در یک حرف یک دوست باشع
گاهی در یک ایده ی ناگهانی است
گاهی در یک اتفاقی ساده است
گاهی حتی در یک مانع و یا تاخیر
این گفته های استاد در کلام شما جاری بود و بذر امیدی در دلم کاشته شد و بلطف و فضل و کرم خداوند دعاهای شما اجابت خواهد شد فقط باید صبوری کنم و شاکر نعمت های که تا بحال به من بخشیده اینکه گفتید:
همین سپاسگزاری درهایی و دریچهای از نعمت و ثروت رو به زودی به رویت باز میکنه
این دعاه و تحسین های شما بی گمان بسمت خودتون کمانه میکنه و در زندگیتون جاری میشه .
خدایاااا شکرت که در این سایت حضور داریم
خدایاا سپاس . نعماتت را سپاس
وجود چنین دوستان بینظیری را سپاس
سپاس برای اینکه چنین استادان بینظیری داریم
برای اینکه چنین فضایی در سایت وجود داره
و شکر حضورتون در این سایت
آقا مجتبی عزیز منم براتون بهترین ها رو آرزو دارم
بخصوص این دعای آخری لبخند زیبایی بر چهره ام نشاند و ممنونم که کامنت های طولانی منو میخونید !!!
البته پاسخگویی های من هم کمتر کامنت هام نیست ..خیلی طولانی شد !!!! ممنون و سپاس
منم این دعای قشنگ تون رو براتون آرزومندمبهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی
شاد و سلامت و موفق و پایدار و ثروتمند در کنار عزیزان تون باشید
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
و سلامی مجدد از صبح تا الان !
خدایاشکر میکنم که تایمی رو گذاشتم که بیام و کامنت و رد پامو بزارم!
فایل قبلی در رابطه با جزعی بودن موضوع بود الان یه ذره تو دل موضوع میرم!
استاد شهریور 403 بود که من یه کاری رو جذب کردم ( بزازید اینجا یع چیزی رو بگم بهتون ! من تا قبلش فقط و فقط پیشنهاد جذب میکردم ولی سر هیچ کاری نمیشد که برم همیشه برام سوال بود که چرا من تا پیشنهاده میام ولی بعدش کسی زنگ نمیزنه که بیا برای کار ؟ وای بازم میگفتم باید بذرت رو بکاری خدا حواسش هست کم کم اصلا تو فقط الانا باید از خدا بخوایی و تموم !)
تا اینجا مرداد ماه بود ببخشید اشتباه گفتم یکی از موسساتی که من از بچگی توش کلاس رفتم و اینا بهم گفتن بیا برای کارت که توضیح بدی و ما بدونیم چیه!
منم چون لیاقت کار کرده بودم گفتم این دفعه دیگه حتما شد ( فارغ از اینکه خدا فقط میخاد اول تو رشد کنی بعد وارد یه چیزی بشی) هیچی رفتم و توضیح دادم و هزینه کلاسم و …. همه چیو گفتم بهشون و گفتن پس بزارید خبر بریم
استاد باورتون نمیشه تو گوست خودم نمیپونجیدم (در همین حد خخخ) خدایاشکر میکردم فقط که حداقل یکی گفته بهت خبر میدیم ! ولی خب ماه ها گذشت و هیچ خبری ازشون نشد و من همش اینارو مقصر میدونستم از یه جایی به بعد دیگع گفتم خدایا بیخیال من کارم اینه تو برام یه کاری پیدا کن با این موقعیت با این مدیر باشگله با فلان رفتار پ …. و رهاش کردم
استاد تا یه روز که نشسته بودم و دیدم کافی نت ک آنلاین کارمو میکنه یه بنر گذاشته که جذب نیرو و فلان پی ام دادم گفتن ی باشگاهی تازه تاسیس شده و نیاز دارن به مربی منم اسممو دادم و منتظر بودم تا شبش گفتن شنبه تشریف بیارید ( ولی اینجوری بود که هر چی شد حله و برام مهم نیست نتیجه ) تا رفتم و صحبت کردم و یهو معجزه اتفاق افتاد همون محله ایی که میخاستم همون مدیر باشگاه که میخلستم و… همعچیز داشت عالی پیش نیرفت واقعا و خدایاشکر کردم فقط و اینجا بود که گفتن از 8 بهمن بیا برای کار (مربی بازی و ورزش کودکان هستم من و شغلم با کودک ) و روز به روز کلی کودک های قشنگ به سمت باشگاه ما هدایا شدن که همه شون از سمت خدا بود
خدایاشکر میکنم که همیشه خدا حواسش بهم بوده چه در بهتریت شرایط و چه در بدترین شرایط
ازتون ممنونم که دهه 20 زندگی من رو نورانی کردین امیدوارم که همیشه شاد باشید
عاشقتونم
راستی به خودم و همه بچهای تربیت بدنی امروز و بهشون تبریک میگم چون روز ماست
سومین ردپای اسما
1404/7/26
روز دوم پروژه تغییر
سلام به استاد عباس منش عزیز
سلام به استاد شایسته عزیز
و همچنین دوستان عزیز
1 – قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
من قبل از اینکه تغییر بکنم در بدترین شرایط روحی
احساسی
مالی
عاطفی
روابطی
معنویتی بودم
شاید از خودم بپرسم که چطور بدترین………..
هیچ گونه ارتباط درست حسابی با خدا نداشتم و همیشه ازش طلبکار بودم و فحش و ناسزا بهش میگفتم
همیشه انگشت اشارم رو به سمت پدر مادر خانواده و دوستان و کشور رئیس جمهور و همه چی بود غیر از خودم
در بدترین شرایط سلامتی بودم به شدت سیگار میکشیدم روزی یه پاکت
کار خودم رو بدترین کار میدونستم و هرچی در میآوردم همه دود میشد میرفت هوا همیشه بدهکار بودم و هر روز بدهکارتر میشدم
کلا توی همه موضوعات من در پایینترین احساس عزت نفس و احساس بیلیاقتی بودم
2 – جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
1 – فایلهای رایگان مثل
فایل قربانی بودن
فایل فقط رو خدا حساب باز کنیم
فایل سرمایه اصلی شما
و فایلهای دیگه رایگان
2 – دوره عزت نفس کمی یخ هامو آب کرد
3 – دوره احساس لیاقت که منو کامل به شکل کامل لِه لِه کوبوند و لِه کرد و دوباره از نو ساخت
B
سوال 3 –
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
اولین اقدام عملیم این بود که تعهد دادم هر روز یه قسمتی از روزم رو اختصاص بدم به درسهام و کار کردن روی ذهنم
4 – فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص
چند سال اول فقط گوش دادن بود
بعدش وارد دورهها شدم و دو سال جدی روی خودم کار کردم
و بعد توی دورهها رسیدم به
1 – شکرگزاری روزانه نوشتن
2 – دفتر باور داشتن
3 – اهرم رمز و لذت کار کردن
4 – ستاره قطبی نوشتن
5 – تمرینا را انجام دادن
5 – چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
خیلی جاها گیر کردم مثل همین جای جدیدی که گیر کردم و فهمیدم که راجع به مطالب سایت
به دیگران گفتن واقعاً کار اشتباهیه
و دیگه میخوام سکوت کنم و به هیچکس چیزی نگم
چون من بلدم بلدم باعث شد
خونوادم با من دچار مشکل بشن
چون من بلدم بلدم باعث شد انگشست دستم آسیب ببینه ک داستانش مفصله
وچالش سیگاری بودن
ک با حمایت خدا ازش عبور کردم
و چالش روابط و وابستگی های مزخرف و چندش ب همسرم ک شرک خالص بود
ک موفق شدم ازش عبور کنم .
مهمترین چالش پیش روی من چالش
چالش به عهده گرفتن تمام مسئولیتهای نتایج دردوره احساس لیاقت و ثروت 1 هست.
ک دارم تعهدمو هر روز عملی میکنم
ی پروژه 2 ساله برداشتم و دارم عملیش میکنم .
نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
1 – موفق شدم از وابستگی ب سیگار عبور کنم .
2 – موفق شدم از وابستگی مالی ب همسرم عبور کنم
3 – موفق شدم از وابستگی احساسی و عاطفی ب همسرم عبور کنم
4 – درآمدم راحت تر و بهتر شده و تا 95 درصد ب آزادی زمانی رسیدم و هنوز آزادی مالی محقق نشده
5 – روابطم با خودم بهتر شده
6 – آرزوم بود دوره ثروت یک رو بخرم ک شکر خدا از وهابیتش خریدمش و سر از پا نمیشناسم و یه پروژه یک ساله برداشتم که روش کار کنم
و………
سلام به دوستای عزیزم سلام به استاد نازنینم و مریم بانوی شایسته که واقعا شایسته ای
تغییراتی که در این مدتی که روی خودم کار میکنم در من رخ داده البته این تغییرات دقیقا نمیدونم چه مدته و از کی شروع کردم ولی زمان خیلی کوتاهی نبوده و دوستانی که تازه شروع کردن ناامید نشین فقط استمرار با حال
خوب
تغییراتی که درمن رخ داده
به طور مستمرباشگاه میرم
زبان رو به طور جدی میخونم
به طور جدی روی باورهام تمرکز کردم و کار میکنم
فایلها ی سایت استاد رو مرتب میبینم
به پوستم به موهام و به تغذیه ام اهمیت بیشتری میدم
به زیباییها توجه میکنم
ورودی هامو کنترل میکنم
افکار منفی رو از خودم دور میکنم
ارامش خوبی دارم
نعمتهای بیشتری به زندگیم وارد میشه
روابطم با همسر و دخترم بسیار بهتر شده
وابستگی که به خانواده ام داشتم تقریبا از بین رفته
سعی میکنم به انقاقات از جنبه مثبت فکر کنم
خونه رو تمیزتر از قبل نگه میدارم
امیدم برای رسیدن به خواسته هام هزار برابر شده
دریم برد برا خودم درست کردم و هر روز با حس خوب بهش نگاه میکنم
فعالیت 21روزه اهرم رنج و لذت و تمرین 21روزه تقویت باورهای مثبت رو انجام میدم
خدایا من نمیدونم تو میدونی تو به من بگو
عاشقتم خدااا