درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۳ - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا آقچه لو گفته:
    مدت عضویت: 1050 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    سلام خدمت استاد عزیز و دوست گرامی آقا فرشاد.

    بار دیگر گوش کردن این فایل و فایل قبلی که با زهرا صحبت کردید،باعث شد چقدر درک بهتری از قوانین داشته باشم. قانون تکامل،قانون تکامل، قانون تکامل.لطفا دچار کمالگرایی نشیم. این جمله را به خودم میگم،زهرای عزیز لطفا دچار کمالگرایی نشو،مخصوصا در زمینه موسیقی،اون نوازنده ها یک شبه به این مرحله نرسیدن و حرفه ای نشدن، اونا هم تکامل طی کردن.تکامل یادت نره،تکامل یادت نره تکامل یادت نره. عمل کنیم به آگاهی ها. خودتو با دیگران مقایسه نکن زهرا،خودتو فقط با گذشته خودت مقایسه کن.عمل کن به قوانین،نتایج تغییر میکند،تو عمل کن و نگران نتایج نباش،نگران نتایج نباش،بازم فریاد میزنم زهرا نگران نتایج نباش.تو عمل درست را انجام بده نتایج خواهد آمد. تو عمل درست را انجام بده همه چیز وفق مرادت میشود. زهرا تو میتونی با تغییر باورهات رشد کنی پیشرفت کنی در مسیر تکامل قرار بگیری میتونی زندگیت را عوض کنی و طبق مشیعت و اراده خداوند همون چیزهایی در زندگیت رقم میخوره که میخواهی.

    مبحث تغییر باور چیزی نیست که یک شبه عوض بشه سالها باید کار کنی درسته از همون اول نتایج ریز میاد ولی توقع تغییر یک شبه را نداشته باش.

    گوش کردن،درک کردن،عمل به قوانین به صورت دائم و مستمر،نتایج پایدار به ارمغان خواهد داشت.

    درمورد بحث فراوانی و ثروت میخوام چندتا مثال بزنم،استاد عزیز شما مثالهای خوبی زدید درمورد اب جنگل و… من میگم زهرا ببین قبلا صنعت فیلم سازی و موسیقی کمتر بود الان چقدر زیاد شده. بازیگرها نوازنده ها خواننده ها. سالنهای برگزاری کنسرت مردمی که تو کنسرتها یا سینماها میرن.همه همه زیاد شدن در عرصه هنر در هر زمینه ای نگاه کنی مثلا قبلا یک نوازنده بود و چندتا ساز ولی الان هر ساز تخصصی اموزش داده میشه. توی رشته خیاطی یه خیاط همه کار میکرد الان شده نازک دوزی ضخیم دوزی این مدل دوزی اون مدل دوزی و…. همه نشان از فراوانی هست. از پلاستیک فروشی ها گرفته،میوه و سبزی فروشی.آرایشگرهای مردونه و زنونه. حتی ارایشگری الان خودش به ریزترین ها تبدیل شده میکاپ کار جدا،شینیون کار جدا،بافت جدا،ناخن کار جدا رنگ و کراتین جدا پاکسازی جدا و….. همه اینها نشون از فراوانی میده.در ضمن هستند خانم هایی که ماهی چندین چندین میلیون پول برای ارایش و کارهای ارایشی خودشون خرج میکنن و از بابت پول هم فراوانی هست. داماد ما ویزیتور شرکت طبیعت هست دیشب فاکتور کل روز را نشون داد صد میلیون تومان فروش فقط این داشت گفتم حساب کن اگر فقط پنج تا ویزیتور داشته باشه و هرکدوم صد میلیون فقط تو ساوه فروش داشته باشن، به اون حساب صاحب شرکت فقط در عرض یک روز پانصد میلیون تومان پول واریز شده پس نشان از وجود پول و فراوانیه پول،وقتی یک نفر توانسته کم کم در عرض یک روز پانصد میلیون پول به حساب خودش پول بریزه(پول تولید کنه)پس منم میتونم.پس پول هست.پول فراوانه.دست مردم پول وجود داره. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 1020 روز

    سلام

    “مشیت خداوند و اراده خداوند ”

    مشیت یک سری قوانین مشخص و بدون تغییر هست که همیشه بوده و خواهد بود

    اراده زیر مجموعه ی مشیته اراده مثلا کسی که مسیر غلطی رو رفته خدا میگه ما اراده کردیم که مجازات بشه نتیجه ی کارشو ببینه یعنی کسی که مسیر غلطی رو بره لاجرم نتیجه ی نادرست میگیره کسی که مسیر درستی رو بره نتایج درستی رو میگیره،و مثالهایی که در قرآن در مورد عذاب اومده

    این مشیت وثابت بودن قوانین این دلگرمی رو میده که اگر من طبق قوانین عمل کنم نتیجه ی درست و دلخواهمو میگیرم شاید یه شبه و یهویی نباشه چون باورهای ما کامل و درست نیست همش ولی بالاخره در طی تکامل نتیجه ی دلخواه حاصل میشه و این آرامش و اطمینان و ایمان رومیده که روی خودمون کار کنیم طبق قوانین عمل کنیم و نتیجه ی دلخواه رو بگیریم

    باید شخصیت تغییر کنه و باورها به صورت بنیادین تغییر کنه تا نتایج بزرگ حاصل بشه که یک شبه نیست و در طی تکامل به میزان تغییر هی نتایج بزرگ و بزرگتر میشه

    سپاس.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2514 روز

    درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت 3

    خدایا به من تعهدی از جنس تعهد استاد بده تا بدرستی عمل کنم تا با نتایج عالیم صحبت کنم و تجربه کنم !!!!! آن هم بسادگی به راحتی و به آسونی و سهولت و به زیبایی و عزتمندانع و لذت بخش

    شخصیت به اندازه ای که تغییر می‌کنه شرایط هم تغییر میکنم

    در واقع ‌وقتی بتونم و به خودم هر روز تعهد بدم و بنویسم که باید فقط و فقط روی خودم کار کنم و خودمو تغییر بدم و سرم توی کار خودم باشه و با تمرین و تمرین و تمرین و تکرار و تکرار مداوم و مستمر روی خودم کار کنم آنوقت شرایط بیرونی زندگی من هم تغییر می‌کنه

    امروز به یک واقعیت از درونم پی بردم در واقع به قلبم الهام شده !!!

    میدونید چیع؟؟؟؟؟

    پاسخ اینه که برای شروع و نوشتن اول هر کامنتی و یا نوشتن دفتر سپاسگذاری و یا نوشتن ستاره ی قطبی یک تعهد نامه بنویسم!!!

    مثلا… یعنی بنویسم اینجانب رویا مهاجر سلطانی امروز بخودم و خدای خودم تعهد میدم که با همکاری و لطف و فضل هدایت خداوند تمام تمرکزمو بذارم برای تغییر باورهایم مثلاً در زمینه ی سلامتی و تندرستی .. و یا در مبحث روابط و یا در مبحث احساس لیاقت !!!! و یا در مبحث کسب درآمد و پول و ثروت و یا اعتماد بنفس و یا سپاسگذاری از داشته هایم و یا تمرکز به نکات مثبت و زیبایی ها و یا کنترل ذهن و یا هر چیز دیگری که فکرمون به اون مشغول شده ..

    در واقع اصل و اساس و مبنا رو بذاریم روی متعهد بودن و تعهد داشتن

    متعهد بودن یعنی بتونیم بطور مداوم و تمرکزی تمرین کنیم و روی ذهن مون مون کار کنیم..

    ولی خب اکثرا این تداوم و مستمر بودن رو بخوبی انجام نمی‌دهیم البته منظورم به خودم هست یعنی مچ ذهنمو گرفتم فهمیدم که انسان نسبت به اعمال و رفتار و کارهاش فراموشکاره … یا مثلاً برای رسیدن به اهداف و خواسته ها و آرزوهاش به خودش بدرستی تعهد نمیده!!!

    امروز به این نتیجه رسیدم که اول از همه عزم و اراده ام رو تقویت کنم و بهش قدرت ببخشم .. آخه چطوری؟؟؟

    بنظر من مهمترین چیزی که باید مدام تمرین کنم و ذهنمو تربیت کنم و روش کار کنم تا بتونم بطور تکاملی شخصیتم رو تغییر بدم نوشتن تعهد نامه ی روزانه است

    از امروز استارت این تمرکز روی تعهدم رو شروع کردم

    البته بقول استاد عزیزمون هر چیزی با قانون تکامل پیش می‌ره

    ممکنه اولش این نوشتن تعهد نامه ی روزانه سخت باشه و یا مثلا فراموش کنیم ولی اشکالی نداره .. دوباره سعی کنیم و دوباره بخودمون یادآوری کنیم و بنویسمش .. آنقدر تکرار کنیم تا توی ذهن مون تثبیت بشه . و بعدش بطور ناخودآگاه این تعهد رو انجام میدیم و هی تکرارش میکنیم و آنوقت در روزهای بعد ذهن. مون آزمون می‌پرسه خب امروز چیکار می‌خوایی بکنی امروز چه تعهدی رو می‌خوایی انجام بدی و بنویسی!؟؟

    تکاملی.. اگر من مطمعن باشم که دنیای درونم تغییر کنه آنوقت دنیای بیرونم هم تغییر خواهد کرد

    پس برای اینکه عملگرا بشیم باید بخودمون تعهد بدیم و این احساس مسعولیت پذیری رو در خودمون شکل بدیم و به خودمون تعهد بدیم و مکتوب و ثبت کنیم که امروز مثلا روی فلان موضوع می‌خوام تمرکز کنم !!!

    بعدش ببینیم واقعا تونستیم روی تعهد مون و اون قول و قرار و عهد و پیمانی که با خودمون و خدای خودمون بستیم و ثبتش کردیم وفادار بمونیم یا نه؟؟؟

    آیا ضمیر ناخودآگاه مون پذیرفته که برای رشد و پیشرفت متعهد بشه تا فقط روی خودش تمرکز کنه؟؟؟

    دوستان عزیزم نمی‌خوام طولانیش کنم فقط می‌خوام بگم واقعا امروز به یک حقیقت واقعی پی بردم و این حس و احساس فعل بداعه و یهویی خروشید .. یعنی یهویی و همین الان از درونم خروشید و آمد برون و قلم دستانم شد تا براتون بنویسم و تکلیفمو با خودم روشن کنم

    بعله دوستان عزیزم دقیقا به همین شکل فهمیدم که از این به بعد بایستی چطوری روی خودم کار کنم..

    و یا چطوری باید تمرینات رو انجام بدم که بتونم تمرکزی و بطور تکاملی روی خودم کار کنم تا شخصیتم واقعا تغییر کنه ؟؟؟

    تازه فهمیدم که من باید چیکار کنم و چه تغییری کنم تا بتونم شخصیتم تغییر کنه..

    دقیقا پاسخ همون سوالی رو دریافت کردم که چند روزه توی دفترم و کامنت هام نوشته بودم ..!!?؟

    چند روزه دارم این قسمت از فایل درک عمیق‌تر قوانین خداوند قسمت سه3 رو میبینم و کامنت میخونم ولی هیچ چیزی نمی‌تونستم در مورد این فایل بنویسم انگار قفل شده بودم .. انگار توی ضمیر ناخودآگاهم این سوال می‌چرخید ..

    البته کار خاصی هم نکردمااا!!!

    فقط بهم یادآوری شد که باید برای هر چیزی سوال کنم …!! .

    باور کنید وقتی از خدا سوال میکنی و ازش هدایت میخوای امکان نداره هدایت نشی. خیلی خوشحالم که با کمک آموزه های استاد می تونم روی اصلاح این باورهام کار کنم

    فقط دو سه روزی توی دفترم این سوالات رو نوشتم .. شاید توی کامنت های قبلیم دیده باشید که این سوالات رو نوشتم وقتی به فایل ذهنیت قدرتمند در برابر ذهنیت محدودکننده قسمت 4 هدایت شدم و این سوالاتی بود که استاد بطور مشخص و تاکیدی در آن فایل پرسیدن و تاکید داشتند البته توی جلسه ی دهم دوره ی هم جهت با جریان خداوند هم این سوالات رو استاد پرسیدن … و جا داره همینجا از استاد عزیزم تشکر و قدردانی کنم که دقیقا همین سوالات و آموزش ها در فایل های دانلودی و هدیه وجود داره استاد هیچ چیزی رو پنهان نکردن و همه چی بطور شفاف در تمام فایل ها و دوره ها گفته شده پس فکر نکنیم که فایل های هدیه و دانلودی استاد دست کمی از دوره ها داشته باشه اتفاقا من فکر میکنم فایل های دانلودی و هدیه استاد مهربان بمراتب خیلی خیلی ارزشمند و گرانبهاست لطفاً کسانی که فکر میکنند فقط باید با استفاده از دوره ها به خواسته هاشون برسن اعلام کنم که قانون تکامل از همین فایل های دانلودی و رایگان هدیه ی استاد عزیزمون میگذره نقطه سر خط….

    . و امروز واقعا خداوند به من پاسخ داد

    و پاسخ اینه که باید هر روز صبح اول وقت یک تعهد نامه روزانه ثبت کنم و از خداوند بخوام که در این مسیر بهم کمک کنه تا بتونم در هر مبحثی متعهدانه روی خودم کار کنم تا تبدیل به روش و مَنِش روزانه ام بشه آنوقت می تونم ادعا کنم که شخصیتم تغییر کرده !!!!

    پس امروز بلطف خداوند هر روز صبح آول وقت برای هر یک از این سوالاتم این پاسخ رو می‌نویسم

    خدایااا چه تغییراتی باید در شخصیتم بدم تا به مدارهای بالاتری هدایت بشم؟؟؟

    پاسخ

    خدایا فقط و فقط بهم کمک کن هدایتی کن تا بتونم امروز هم متعهدانه تعهد بنویسم که روی رفتن به مدارهای بالاتر تمرکز کنم و نشانه ها و هدایت ها رو ببینم و بشنوم و لمس کنم و ببویم و بنویسم و ثبت کنم !!!

    و همین پاسخ رو در مورد دیگر سوالاتم بطور روزانه بنویسم و به خودم و خدای خودم تعهد بدم و بنویسم که فقط روی همین مبحث و قسمت کار کنم

    ــ خدایاااا چطوری میتونم به اعتبار نیک و بلند آوازگی و احترام و ارزشمندی برسم؟؟؟

    پاسخ خدایا فقط و فقط بهم کمک کن هدایتی کن تا بتونم امروز هم متعهدانه تعهد بنویسم که فقط روی این مبحث کار کنم…..

    چه تغییری بکنم که در مدار دریافت پول و ثروت و پیشرفت قرار بگیرم ؟؟؟؟….

    من چه باورهایی دارم که اجازه نمیده این پول و نعمت و ثروت و قدرت و روابط جدید رویایی هماهنگ با افکار و آرمانها و ایده هام به صورت طبیعی وارد زندگیم بشه؟؟؟

    چه کاری بکنم ؟؟؟؟

    چه رفتاری داشته باشم؟؟؟؟

    تا شرایطم توی روابط توی مباحث پولی و مالی توی مبحث سلامتی و تندرستی و تناسب اندام و متناسب بودن بهتر بشه ؟؟؟

    چیکار کنم که امروز بهتر از دیروزم باشممم؟؟؟

    توی چه قسمتی از زندگیم باید تغییر ایجاد کنم که اوضاع خیلی عالی بشه؟؟؟؟؟

    تعهد نامه بنویسم

    خدایااا امروز باید چه کاری انجام بدم که در تمام جنبه های زندگیم رشد و پیشرفت داشته باشم؟؟؟؟

    تعهدنامه بنویسم

    خدایاااا امروز در کدام یک از جنبه های زندگیم رشد و پیشرفت کنم تا اوضاع خیلی عالی بشه!؟؟

    پاسخ اینه که در مورد این سوال فقط و فقط تعهدنامه بنویسم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2650 روز

    به نام یکتای هدایتگر به سمت آنچه خیر من در آن ایت

    سلام استادان بزرگوارم و سلام دوستان همراهم

    خداوندم رو هزاران بار شاکرم که امروز تونستم این فایل رو کامل کامل گوش بدم و خدا میدونه چقدر درس گرفتم و چقدر وجودم رو شوق و هیجان و حال خوب گرفته بود

    اینقدر که استادم خرفاتون از قبلتون و از عمق باورهاتون نسات میگیره و دقیقا میاد توی قلبم همونجا که جایگاه خداونده جای میگیره

    هر روز و هر لحظه ایمانم به مسیرم و ایمانم به ابنکه شما استاد و الگوی دریت من در این جاده زیبا هیتید، بیشتر میشه و افتخار میکنم که شاگرد شمام و دارم به قدر درکم آگاهی دریافت میکنم و به اندازه عملم، نتایج عالی و لذت بخش بدیت میارم

    امروز با همسرم هدایت شدیم به یه طبیعت بی اندازه زیبا

    به یه روستای فوق العاده جذاب با حال و هوای عالی، پر از درخت، پر از زیبایی، پر از درختان ثمری که از بس میوه دادن بودن، تقریبا رسیده بودن روی زمین و اوج نعمت و ثروت و فراوانی بود

    خدا رو توی همون لحظه ها بارها آگاهانه شکر کردم

    ما ابن روزا شدید دنبال یه باغ هستیم تا به امید خدا بخریم و از ابن به بعد زمان بیشتری رو توی طبیعت و زیباییهاش باشیم و من ایمان دارم در بهتربن مکان با بهترین شرایط خداوند به آسونی برامون پیش میاره

    خدا جونم شکرت که زیبایی ها و نعمت های دنیایی که به تسخیر ما در آوردی انتها نداره، سپاس بی نهایت

    استادم، وقتی شما اینقدر با حال عالی و ایمان کامل در مورد هر کدوم از قوانین بدون تغییر خداوند صحبت میکنید خدا میدونه که چقدر حال من عالی تر میشه

    چقدر ته قلبم ایمانم محکم تر میشه

    جقدر به قول شما جای پای من سفت میشه که با ایمان بابلا در هر راهی قدم بردارم و بدونم به قدر ایمان و باور من، می شود و هیچ استثنایی بر اون قوانین نیست

    در جهان مادی برای یسری قوانین استثنائاتی هست که انسان رو به شک میندازه و کامل مطمئن نیستی که اقدام کنی، اما خداوند اونقدر قدرتمنده و اونقدر عدالتش جهان گستره که به همه ما وعده داده که اگه طبق قانوناس عمل کنیم، بدون شک بدون اینکه مو لای درز هیچ قانونی بره، نتیجه میگیریم

    چقدر صحبت در مورد مشیت و اراده خداوند میره توی قلبم میشینه، چون اصل هستن و همونی هست که شما ازش نتیجه گرفتید

    استاد وقتی در مورد رزق و روزی صحبت میکنید چقدر احساس خوبی دارم از اینکه خداوند تعیین نکرده هر کسی چقدر روزی میبره بلکه این بستگی به ظرف وجودیمون داره و اون طرف رو من و باورهام میسازیم و هر چقدر در این زمینه بیشتر کار کتم، ظرف رو بیشتر رشد میدم و این یه مسیر تکاملیه که نباید عجله داشت

    باید آرام، با بذت بردن از مسیر پیش رقت و آرامش داشت

    میخوای بدونی چقدر داری درست پیش میری و درست باور میسازی؟؟؟؟👇🏻👇🏻👇🏻

    ببین چقدر آرامش داری و میزان آرامش تو نشون دهنده میزان باورسازی درست هست و البته نتایج من و تغییر در اونها هم به من میگن که من چقدر دارم درست پیش میرم

    خدایا ازت میخوام که همواره آرامش و لذت بردن از مسیر تکاملیمون رو بیشتر و بیشتر کنی

    خدایا ازت میخوام همواره عجله رو از زندگیم کم رنگ تر کنی چون عجله به معنی باور به کمبوده و نماد ایمان و باور به فراوانی، آرامش و صبر زیباست

    خدایا عمواره من و دوستانم رو هدایت کن به مسیر سلامتی بیشتر

    آرامش عمیق تر

    حال خوب دائمی تر

    لذت بردن از لحظه

    ثروت های بی انتها

    ارتباط عمیق با خودت و اصل وجودیم

    خدایا بابت هر لحظم و همین لحظم شکرت

    خدایا سپاسگذارم

    خدایا بهم درکی بده تا تغییر بدم آنچه را که میتوانم

    و بپذیرم، آنچه را نمیتوانم تغییر دهم

    و دانشی را، که تفاوت این دو را درک کنم

    تا بعد…🌷🌷🥰🥰🙏🏻🙏🏻💕💕💐💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    شادمهر محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1810 روز

    به نام خدا

    سلام دوستان عزیز و توحیدی

    خدایا ممنون و سپاس گذارم برای قوانیین دقیق جهان هستی و میتوانم زندگیمو بر اساس آنها بهبود دهم

    خدایا شکرت برای وجود چنین محیط توحیدی و استاد گرانقدری چون استاد عباسمنش

    همیشه که روی خودم کار میکنم یاد باشه این یه مسیر تکاملیه و از کمال گرایی باید دوری کنم ، گمال گرایی باعث احساس نقص و ناامیدی در مسیرمان میشود

    برای موفقیت های بزرگ در زندگی باید شخصیت مون عوض بشه و این نیاز داره که با تعهد و مستمر روی خودمون کار کنیم تغییر شخصیت کار راحتی نیست و به یک جهاد اکبر نیاز دارد

    با آرزوی موفقیت برای دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    شهلاحیدری گفته:
    مدت عضویت: 1568 روز

    به نام خدایم خدایی که با تمام وجود فهمیدم هر چه دارم از اوست

    سلام استاد جاااانم سلام بانو سایسته سلام دوستان نازنینم

    هیچ وقت این کامنت اون دوست عزیز از ذهنم پاک نمیشه، ومطمئن هستم از ذهن خیلی از بجه های سایت هم همینطور:

    آمده بودم ثروتمند شوم خدارو پیدا کردم….

    این روزها دوستانی که باهم وارد سایت شدیم ومیدونن خودشون چقدررر برام عزیزهستن،وخودمن،به یک سکوت انگار دعوت شدیم…

    هرکدوم دلایل خودمون رو داریم ومحترم

    من اومده بودم تو سایت که از ورشکستگی جون سالم به در ببرم وبتونم با نابسامانیها هر طور شده سر کنم ‌وتمومش کنم،الان بعد از گذشت چهار سال،سرگشته و حیران خدا شدم

    خدایا نمی‌دونم باید از کجا بنویسم اینقدررر که غرق در وجود تو شدم

    اومدم تو سایت یاد بگیرم از پس سختی بزرگ چطور باید بربیام،الان سختی زندگی من لحظه هایی شده که از تو نا خواسته دور میشم،واین حال بد قابل قیاس با هیچ شکست مالی نیست

    اومده بودم که رو خودم کار کنم تو رابطه یاد بگیرم چطور عمل کنم،که یار خوب پیدا کنم،آخرش فهمیدم یار خود تویی،بهترین تویی ،همه خلاصه میشه در بودن کنار خودت ،اگر تو نباشی یار هم یار نمیشه

    اومدم تو سایت یاد بگیرم چطور پول های از دست رفته رو بدست بیارم؟فهمیدم سرمنشا تمام پول ودارایی خود تویی،بدون تقلا ودست وپا زدن

    اومدم سلامتی رو بدست بیارم،دیدم هر کسی رو که تو تیمار داری کنی سالمترین …

    اومدم که از لذتهای دنیا بهره مند بشم تو سایت،دیدم ،نفس کشیدن تو هوای تو ،لذت بخش ترین حال دنیاست

    اومدم بشنوم از زبان بقیه که تو چی هستی،خودم شدم زبان تو برای بقیه

    اومدم ببینم چطور میشه که بعضی هارو‌میگن انگار روح خدا تو‌وجودشون دمیده شده،دیدم خودم رو به همین عنوان بازبان اشاره مثال میزنن

    اومدم ببینم میشه کاری کنم که بچه هام رو خوشبخت کنم،دیدم به تو بسپارمشون دراوج خوشبختی هستن ،به من نیازی نیست

    اومدم آرامش رو پیدا کنم،شدم زبانزد خاص ‌عام در آرامش

    اومدم صبورتر بشم،باتو بودن ازمن یک انسان صبور دراوج امید ساخت

    اومدم از ته دل یاد بگیرم بخندم ،تو خلوتم باتو وقتی حرف میزنم قند تو دلم آب میشه وخنده ی ای از سرشوق وعشق رو لبام میشینه

    اومدم یاد بگیرم چطور میشه تو جمع کمتر خجالت بکشم،الان تو محیط کارم با صدها نفر ،در اوج راحتی صحبت میکنم ،بدون ترس وواهمه وخجالت

    اومدم کمبودها وداشته هام رو که از دست دادم جبران کنم،ثروت عشق تورو بدست آوردم

    اومدم یاد بگیرم چطور ماشین وخونه طلاهای به باد رفته چجوری برگردونم،فهمیدم سرمایه ی من تویی

    اومدم دلشوره هامو کم کنم،خواب راحت باتو بودن رو هرشب بدست آوردم

    اومدم خستگی‌های اول صبح رو‌کم کنم،الان از سرذوق دیدن تو وباتوبودن تا آخر شب رو دارم تجربه میکنم

    اومدم از دوستان بی وفا گلایه کنم ،دوستان ناب توحیدی سایت رو بهم هدیه دادی،واون دوستان همه رفتن بدون هییییچ دردسری

    بخوام بنویسم باید تا صبح بنویسم

    اکتفا میکنم به همین چند خط

    اومدم فقط انجام وظیفه کرده باشم از شما استاد عزیز تشکر کنم به خاطر وجودتون تو زندگیم واین که چهار سال از بودنم درسایت گذشت وبگم من خیلی خوشبخت هستم خیلی….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    جواد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    بسم الله

    الصلواه الصلوه

    الصلوه الصلوه

    قدقامت الکامنت فی الجواب الاختی

    الله اکبر

    السلام علیکِ و رحمه الله

    من این صلات را با تفاوت بین خشیت و خوف آغاز میکنم ولکن الله رمی

    فرق بین خشیت و ترس فرق بین ترس از پدر و ترس از گرگ است

    ببینین کسی بخاطر عظمت مقام گرگ در مقابلش خشیت نشون نمیده بحث ترس از دندانهای نامبرده است و آرواره های وی

    اما پدر نه دندانهای تیزی داره حتی غالبش مصنوعیه نه آرواره پر قدرتی

    اما چون برای فرزندانش ابهت و قدرت داره بچه ها ازش حساب میبرند

    البته این بقول استاد توی یک جلسه توحید عملی خیلی درونیه

    وقتی شما اون عظمت رو احساس میکنی لاجرم تحت تاثیر این عظمت ، دیگه گردنگشی نمیکنی

    حالا تو اسکل بزرگتر

    کی خشیت پیش میاد وقتی ما جایگاه طرفمون و جایگاه خودمون رو بشناسیم

    کی میشناسیم وقتی اول خودمون رو بشناسیم

    من عَرَفَ خودش رو فقد عرف ربش رو

    ما خیلی ریزیم خیلی ریز

    در حدی که اگه یک شب طوفانی تو دریا در تاریکی دستمون رو هم بیاریم بالا کسی نمیبینه

    داد هم بزنیم کسی نمیشنوه

    فقط یک راهه که کسی شما رو توی تاریکی ببینه اونم چیه

    نور

    حالا این نور دو حالت داره

    یا بازتابی از یه نور دیگست یا خودش چشمه نوره ولی در هر صورت با نور دیده میشه

    حتی میگفتند مثلا در شب یه نور سیگار سرباز ممکنه از کیلومترها دیده بشه

    این از این

    آقا یه خاطره

    من چند روزه تو اقامتگاه مهمون دارم ماشالله

    جازلوه دلدار در تجلی است از در و دیوار که البته دارم رو خودم کار میکنم خوبم کار میکنم حد اقل سعی میکنم خوب کار کنم

    مخصوصا باور فراوانی و ای امان از کمبود کلسیم

    و یکی هم لیاقت

    خلاصه

    من قبل از اینکه مهمونا بیان یه روز بیکار بودم همه کارا رو انجام داده بودم منتظر ، همه چی آماده، گفتم امروز بیکارم برم یکسر اقامتگاه

    اومدم اینجا و بعد یه زمین دارم که پارسال کنار اقامتگاه خریدم که اضافش کنم و الان خالیه

    گفتم ببینم میشه مهمونا ماشینا رو فعلا بیان بزارن اینجا

    زمین رو تازه تسطیح کردیم بارون هم اومده بود چند روز قبل ولی روی سطح زمین ظاهرا خشک بود

    در ورودی زمین یک سرازیری هم دارم که اونم خاکیه و وارد زمین میشی

    از همونجا با ماشین اومدم تو

    یه ذره رفتم جلو ماشین فرو رفت تو گل

    جلو ، عقب ، گل چسبناک .

    ماشین تکون نمیخورد.

    نجواها شروع شد چرا اومدی تو که کار نداشتی اینجا الان گیر کردی چیکار کنی باید بری بچه ها رو از مدرسه بیاری اگه زنگ بزنی تراکتور بیاد شاید سپر ماشینو بکنّه ببره این چکاری بود خب مثل همیشه ماشینا رو بیرون بزارن مگه چی میشه …

    همینجوری داشت میگفت واسه خودش

    گفتم هووووش

    خفه شو ببینم دارم چیکار میکنم، اه

    گفت نه من میگم

    کارم اینه

    من میدونم که ما موفق نمیشیم گالیور

    گفتم گالیور باباته صبر کن

    استاد گفته باید اول تو رو کنترل کنم

    ببندمت بعد راهها باز میشه

    حالا هیچ بنی بشری هم نمیومد برای کمک

    یه نگاه هل من ناصر ینصرنی طور کردم

    گفتم نع

    این راهش نیست

    بوی لنت و داغی لاستیک و موتور همه جا را برداشته بود چقد ادبی

    به مشامم میرسید

    اومدم بیرون

    بیل آوردم زیر چرخا رو خالی کردم

    نشستم پشت فرمون

    تکون نخورد بماند تازه بد ترم شد

    گفت نگفتم

    کارمون تمومه ما موفق نمیشیم

    گفتم خفه

    اومدم زیر چرخا آجر گذاشتم

    آجرا رفت تو گِل

    گفت دیدی دیدی گفتم تو موندی تو گِل، تمومی!

    گفتم خفه

    کلا ان ربی معی سیهدین

    لا تخف ان الله معنا

    اومدم کنار ماشین بیل رو انداختم کنار واستادم

    گفتم تو بیارم بیرون

    گفت بشین برو وسط زمین

    گفتم چئ؟ (با سرعت بخونینش)

    گفت بهت میگم برو وسط زمین

    گفتم من به هزار یا علی مدد اوردمش تا روی این سرازیری

    اون پایین همش گله

    گفت مگه نمیگی درم بیار خب برو بشین برو دیگه

    بقول استاد چقدر این چشم گفتنه سخته

    گفتم چشم ولی جواب این یارو رو خودت بده

    کله ما رو خورده بمن میگه تو موفق نمیشی گالیور گفت بزار بگه تو با من صحبت کن اونو ولش

    اونم (ذهنم) اون کنار زمین واستاده بود بیشرف پوز خند میزد

    من بهش( ذهنم )گفتم فقط نیگاهت نمیکنم دیگه

    رفتم توی زمین

    وسط زمین دیدم اه یه تیکه گویا سفته ماشین رو یه جون بهش دادم یه دنده عقب و یه تیک آف بیا بالا

    ایزی ایزی تامام تامام

    شیک و مجلسی که نه پلشت و پر گِل اومدم بیرون

    راه افتادم که بیام ذهنه اومد نشست کنارم

    گفتم دیدی دیدی درش آوردم در اومد آخرش؟

    گفته نه خب من میدونستم در میای که

    گفتم نامرد تو که تا 5 دقیقه پیش میگفتی نمیشه

    گفت خب من کارمه باید بگم

    تو مخلص باش

    گوش نده

    ما هر دو تا مون تو قلبت جا نمیشیم یا من یا اون

    و من بزرگترین درسها رو گرفتم

    و احتمالا شما هم گرفتین

    شما که دارین این کامنت رو میخونین

    اما اگر آماده اش باشین بقول استاد

    اگه آماده نباشین هم که هیچی

    همون انتگرال و…

    هله نومید نباشی که تو را یار نخواند

    بزار برم بیارم همه شعر رو

    مولانا

    مولانا » دیوان شمس »

    هله نومید نباشی که تو را یار براند

    گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟

    در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا

    ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند

    و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها

    ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

    نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد

    نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند

    چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر

    تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند

    به مثَل گفته‌ام این را و اگر نه کرَم او

    نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند

    همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد

    بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

    دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش

    به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟

    هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را

    بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

    این مقدمه کامنتهای بعدیمه این کامنت

    بتوصیه تان تحریر شد

    تمام

    خدا نگهدار

    قبلش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    مونا نصیری گفته:
    مدت عضویت: 230 روز

    در مورد تغیر باور دلم میخواد، باور کنید ،، که تغیر باور معجزه میکنه،،ولی ولی،، پیدا کردن باورهای ناکارآمد ما،، کاری به سختی حل کردن معادلات چند مجهولیه،، و واقعا باید براش وقت گذاشت.. یک اتفاق معمولا برای من توی زندگی بصورت تکراری، می‌افتاد اینکه وقتی میخواستم چیزی رو داشته باشم که نباید پول خیلی زیادی براش بدم یا میشد به راحتی بدست اش بیارم،،یا اصلا حقم بود که بدون پول داشته باشمش ،، اون جریان به نحوی با دردسر مواجه می‌شد،،نه توش میومد یا به کل کنسل میشد،،نشستم واقعا 20روزرتمام اتفاقات مشابه توی چند سال گذشته امو مرور کردم،، تا برسم به چیزی که توی روانشناسی بهش میگیم NAT یعنی افکار منفی اتوماتیک ،، که خیلی ریشه ای و عمیق هستند و غالبا در ناخودگاه،، بعد از بررسی عمیق دیدم که من بطور ناخودآگاه انتظار دارم شرایط اولش خیلی خوب پیش بره ولی بعدش همه چیز علیه من خراب بشه ، بررسی کردم که پشت این فکر چیه،،دیدم باور دارم که خوشی به من نیومده،، باور دارم من انگار حتما باید کلی استرس بکشم،، گریه ام دربیاد،، دعوام بشه با طرف مقابل حتی کار به شکایت برسه و آخر سر هم اونی که می‌خوام نشه ،، اینایی که میگم اصلا به این وضوح که الان دارم میگم نیست،، نیاز داشت تصورات ذهنمو ،، دونه دونه بازسازی کنم ،، تا اینارو دستگیر کنم،، خودم هم نمی‌دونستم همچین باورهای مخربی دارم،، وقتی تصوراتم از معامله،، از تحویل کارم رو بازسازی کردم،، فکرهای پشت اش رو کشیدم بیرون ،، انگار که دره،، یه چاه عمیق سیاه رو باز کرده باشم و گفتم واااااااااااااااای اینجا چه خبره؟ آخه چرا؟

    حتی نمی‌دونستم چرا خودم رو مستحق این فکرها میدونستم؟ مرحله سخت تربعدش این بود،چرا ؟ چه حسی نسبت به خودت؟ چه تجربیاتی ،، باعث شده اینطوری خودت رو مستحق رنج و سختی بدونی؟ ادامه اش مفصله،، وحتی برای من که کار خودم تراپی هست،، و سال ها این کارو تخصصی برای دیگران انجام دادم،، چالش با این افکار خییلی کار سختی بود ،، مرحله بعد از ،ترمیم افکار ناکارآمد جایگزینی باورهای درست بود،، یه نکته مهم که از استاد شنیدم،،حتی وقتی خیلی داری روی افکار کارآمد کار می‌کنی افکار ناکارآمد عین علف های هرز خودرو ،، قد میکشن،،و اگه حواست نباشه کارو خراب میکنن،، من حدودا 12روز پیش تونستم بعد از کلی وقت گذاشتن مبل خوبی رو توی یه کارگاه با قیمت خیلی خوب پیدا کنم.. نکته جالب،، در عین اینکه کاملا خودآگاه حواسم بود که افکار نادرست قبلی بالا نیان،، ولی بدون اینکه بفهمم،، خاطره دفعه قبل که خرید مبلم،چقدر اذیت کننده بود بدون خواست من و ناخودآگاه توی ذهنم مرور میشد،، این درحالی بود که من در خودآگاه هرروز تکرار میکردم کارای من درست پیش میرن،، نقص و دردسر در کار من نیست ،، تا اینکه پنج روز پیش فروشنده این مبل هم زنگ زد و گفت ، فروشنده پارچه اتون بخاطر تعطیلی بازار، پارچه اتون رو نمیده ،، یا بیاین از پارچه های دیگه ام بردارین که من نمی‌خواستم اونارو ،، یا بیا بعد دو هفته پولتو پس بگیر،، حالی که به من دست داد ،، از اینکه خدایییااا،، من این‌همه روی اتفاق درست،، افکار درست متمرکزم.. دوباره چرررا؟ قابل تصور نیست،، احساس کردم دیگه شکستم،، احساس کردم قدرت افکار منفی از مثبت خیلی بیشتره ،، اینکه انقدر قوی ان،، یکی اشون در مقابل صدتا فکر درست ،، موثر تره،، اینکه دیگه زورم نمی‌رسه،، اینکه دیگه ولش کن،، اصلا دیگه با سیستم عباس منش هم پیش نمیرم،، اون یه نیروی قوی ای داشته برای کنترل فکراش من ندارم،، نسخه هاش به درد من نمیخوره،،

    ولی دوباره یادم افتاد که استاد گفتن توی حال بد نمون،، اگه تضاد پیش اومد خودآگاه و عمدی بهش توجه نکن،، تضاد ها برای اینه که ببینی چی رو نمیخوای،، دوباره دستگاه عیب یاب و روشن کردم،،

    و شروع به بررسی افکارم کردم ،، نکته اول،دیدم درعین کار روی افکار درست،، من اندکی نگرانی داشتم اونم نه اینکه حسش کنم،،به شکل تصویر از جلوی ذهنم میگذشت،، به خودم گفتم جهان فقط انعکاس باورهای توعه،، اگه نگرانی،، یعنی توحید و تقوی نداری که خدا درست اش میکنه،، تو هنوز به خدا شک داری،، فقط اون چیزی که باور داری،،ساخته میشه،، یالا دست به کار شو باور درست بساز،، دیدم من دارم هی میگم نقص و دردسر در کار من نیست،، درحالیکه استاد بارها گفته،، نگو چی نمیخوام،، بگو چی میخوام،، از امروز ساعت سه شروع کردم به ساختن باور درست جایگزین ،، توی باشگاه روی دوچرخه ،، در حین زدن حرکات فقط زمزمه میکردم،، همه خواسته ها، و نیازهای من به بهترین شکل،، به سرعت،، در کاملترین حالت ممکن، حتی بهتر از تصور من ،، با عشق و احترام افراد به من،، برطرف و ممکن میشن،، چون من می‌خوام که خدا و انرژی های جهانش،، اینطور بخوان،، در طول این هفته هم مدام تجسم میکردم که کارگرها دارن روی مبلم کار میکنن،، پارچه قشنگش رو روش اجرا کردن،، و توی خونه امه،،توی این یک هفته بارها میخواستم زنگ بزنم و ببینم چی شد بالاخره،ولی چون هنوز می‌ترسیدم زنگ نزدم،، امروز که باور کردم خدا و انرژی هاش،، کار من رو به کاملترین و بهترین شکل دارن انجام میدن تماس گرفتم ،، و فروشنده که دفعه قبل باهاش تقریبا بحث ام شده بود، با لحن خوشحال و بسیار مودبی،باهام احوالپرسی کرد و گفت بله، تولیدی پارچه اتون رو رسونده،، کارتون داره تموم میشه،، فردا زنگ میزنم برای تحویل باهاتون هماهنگ میشم.. و حال الان من،، اینکه خداییییا،،

    دمت گرم که وقتی با ایمان و باور چیزی رو می‌خوام ازت ،، نبوده،، ارو،، بوده میکنی،، چقدر لذت بخشه،،که با کنترل افکارت،، وسط تعطیلی کشور ،،وسط هرج و مرج،، تو به خواسته ات،، میرسی،، و تو کنترل زندگی اتو داری،، خدایااا ممنونم..ممنونم که هر اتفاقی پیرامونم بیافته،،نفع و خیر من در اون خواهد بود،، تو همه چیز رو به نفع و صلاح من پیش میبری،، استاد از شما هم که واقعا دلسوزانه دارین ما رو به سمت توحید،،درک درست خدای مهربون،،و یکی شدن با اون پیش می‌رانید بسیار سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1808 روز

    به نام خدای مهربان

    خدایا من سپاسگزارم که اینجام

    خدایا بگو که دلنوشته کنم

    مفهوم تغییر باور

    استاد جان سلام

    مریم جان سلام

    من با درس های ثروت 1 دارم رو باورهام کار می کنم این فایل چقدر بهم کمک می کنه و میگه آرام آرام تغییر ایجاد می شود.ون باورها یه شبه بوجود نیامدن ، نتیجه ی سالها ست که داره تو ذهنم تکرار میشه، مرور میشه، که تبدیل شده به شاکله ی اصلی ما.

    پس باید از اولین تغییر به خودم افتخار کنم.

    وقتی این روزها به خودم دقت می کنم ، می‌بینم که آره من از لحاظ مالی چقققققدر دارم نتیجه می گیرم.

    وقتی رو احساس لیاقت و ارزشمندی کار می کنم ، می بینم آره چقققققدر این روزها دارم این حس رو هم از خودم به خودم، از آدم های دور و برم دریافت می کنم.

    پس باااااااید همین تعبیرات ریز ریز رو خوب توجه کنم و خودمو تحسین کنم و باز بهتر و بیشتر عمل کنم.

    خدایا متشکرم که امروز با مفهوم باور بهتر بهم رسوندی که اینچنین کار کنم.

    خدایا من سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    صمد گفته:
    مدت عضویت: 818 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و همه کسانی که کامنت من را مطالعه میکنند .

    شاید کامنتم ربطی به موضوع این فایل نداشته باشد ولی در این لحظه چیزی که در موردش فکر میکردم گفتم بیام اینجا بنویسم .

    داشتم فکر میکردم من الان خیلی تنها شدم کسی دور و ورم نیست نه دوستی نه آشنایی نه کسی که هم صحبتم باشد. دور و ورم هستند کسانی ولی فقط سکوت هست و سکوت شاید نه اونا حرف من را میفهمند نه من به حرفای اونا توجهی دارم .

    خیلی دوست دارم در جمعی باشم که همه تو یک مدار باشیم و بتونم راحت حرف بزنم و راحت بشنوم . نمیدونم این تنهایی خوبه یا بد.

    من دوستان زیادی داشتم که توی این مدت عضویت در سایت به صورت پله ای همه را از دست دادم ولی دوستانی که هم مدار باشن نیست . توی این مدت چند ماهه اخیر در طول روز من نتونستم با کسی یا کسانی سر جمع من پنج دقیقه مکالمه داشته باشم اگه صحبتی چیزی بوده یا من درمقابل حرف دیگران مقاومت داشتم یا اونا. الان من نمیدونم همین روند را ادامه بدم یا با همین سیستم که من الان درونش هستم و زندگی میکنم بمونم .

    توی یک فایلی از دوازده قدم ، استاد فرمودن که وقتشه دیگه از بدنه جامعه جدا بشی ، الان من متوجه نیستم که از بدنه جامعه جداشدم یا این جامعه من را نمیخواد .

    من عزت نفس را تا حدی در وجود خودم بردم بالا خیلی از مسیرهایی که قبلا زندگی میکردم دیگه نمیرم ولی الان دچار درماندگی شدم توی یک فضای خالی موندم . یادمه قبلا که از این آگاهی ها اطلاع نداشتم یه موضوعی اگه خوب بود یا بد راحت میتونستم تبدیلش کنم به باور ولی الان که دو سال میشه توی این فضا هستم هنوز نتوستم یک باور برای خودم بسازم که بهم جواب بده ، نمیدونم دلیل از کجاست . فقط چند روز پیش با گوش دادن به فایل قبلی از ته دل از خداوند تقاضای عجز و ناتوانی کردم . نمیدونم چی میشه .

    سپاسگزار تمام کسانی هستم که کامنت من را مطالعه میکنند .

    اگر کسی هر برداشتی از کامنت من داره لطفا برام بنویسه . ممنون میشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      سحر دیزجانی گفته:
      مدت عضویت: 1611 روز

      سلام به شما آقا صمد

      اصلا نگران تنها شدنتون نباشین ، این قسمتی از این مسیر زیباست ، من خودم هم اوایل خیلی این احساس رو داشتم نه دوستی نه هم صحبتی که حرف منو متوجه بشه ، این تغییر مدار باید اتفاق بیوفته به طور طبیعی بعد از مدتی حتما کسانی میان که با شما هم مدارن و حرف شمارو میفهمن ، این تنهایی نیست بهتره اسمش رو بزاریم خلوت گزینی که داریم یادمیگیریم که باخودمون چند چندیم ، به جای اینکه خودتون رو سرزنش کنید بابت تنهای، در شوق این بمونین که قراره با چه کسایی هم مدار و هم صحبت بشین

      بهترین هم صحبت قطعا خداوندِ

      پس شما رو میسپارم به خودش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: