درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۳ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست

    سلام و درود و عشق

    مفهوم تغییر باور

    خداروشکر که هر روز بر علم و اگاهی و درک ما افزوده میشود

    باوردها یک شبه ایجاد نشدند که یک شبه هم تغییر کنند

    وقتی این جمله استاد رو می‌شنوم یاد قدیم خودم میفتم و خنده م میگیره

    و از خودم میپرسم واقعا چرا ما این جوری فکر می‌کنیم

    هر چیزی که در اطراف ما هست یک شبه و بک هویی بوجود نیومده وگر دقت کنیم همه ی اتفاقات یه زمانی خاص خودش رو میخاد

    مثلا حتی پختن عذا بسته به نوعش زمان میخاد مثلا قیمه باید 5 ساعت زمان بزاری تا جا بیفته

    حتا همون فست فود هم نیم ساعت زمان میخاد

    اما در مباحث موفقیتی و باورها ما فکر می‌کنیم عول چراغ جادو قراره باشه

    یعنی در هیچ قست دیگه ی زندگی مون اینجوری فکر و یا رفتار نکردیم

    بعد از پایان دوره هم جهت با جریان خداوند و شروع پروژه ی تغییر را در آغوش بگیر در مدت 3_4ماه من قشنگ درک کردم که تغییرات همیشه ارام ارام در وجود ما رخ می‌دهد

    و باز هم طبق قانون آینه نتایج هم به همان اندازه ارام ارام در زندگی من اتفاق می افتد

    این روند بالا رفتن قدرت مالی رو که نتیجه ی کار کردن روی تغییر باورهام بود ، رو خیلی زیبا و با نگاهی جزئی نگر من تماشا کردم

    چون تا قبل اون روند همیشه ثابت بود

    اما با همون شرایط قبلی نتایج ما ارام ارام رو به بهبودی می‌رفت

    این تغییرات در نتایج باید این ایمان رو در من ایجاد کنه که مسیر همیشه همینه

    قانون خداوند همینه

    تو برای موفق شدن باید طبق همین قوانین که عمل کردی از این به بعد هم عمل کنی

    نکته ای که مهم هست اینه که باید مواظب ورودی های ذهنم باشم

    چون به محض توجه کردن به سمت چپ ممکنه این ماشین از جاده ی اصلی خودش خارج بشه و خسارت های زیادی رو به بار بیاره

    پس باید در هر لحظه به خودم یاد آوری کنم که باید حواست باشه تغذیه سالم به خورد مغزم بدم تا بدنم همیشه اون احساس خوب رو حس کنه

    جلسات 3 و 4 دوره ی احساس لیاقت کمک بسیار زیادی به ارامش من کردند که

    من فارغ از نتایج و دست اوردها و عوامل بیرونی فقط به این دلیل که به دنیا اومدم ارزشمندم

    و همین باور که دارم کار میکنم احساس میکنم باعث شده من خودم رو دوست داشته باشم و در صلح درونی باشم

    وقتی که آرامم خیلی بهتر میتونم به قوانین فکر کنم و عمل کنم و همه زندگیم رو با خط کش قوانین ثابت خداوند اندازه بگیرم

    خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم برای همه ی نعمت هام

    دوستون دارم

    استاد دعا میکنم که هر چه زودتر روی ماه تون رو ببینم .دارم تصور می‌کنم هم شما هم مریم جون در قسمت جدید زندگی در بهشت

    چه شود به به ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1898 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم.

    الْمُؤْمِنُون

    فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ(١١6)

    خدا فرمانروای بِحقّ عالَم است، همان‌که معبودی جز او نیست و ادارۀ کلانِ جهان آفرینش دست اوست. (١١6)

    سلام برتو ای تنها فرومانروای به حق عالم، ایکه تنها مالک جهان هستی و مالک همه ی ما توهستی، ای تنها صاحب اختیارم، یاری ام کن تا تنها تورا بپرستم و تنها از تو هدایت بجویم…

    اینکه ادعا کنم تنها تورا می پرستم وتنها از تو یاری می جویم، ادعای بزرگی هست!!

    هر روز حتی روزی چندبار از خودم می پرسم، مینا تو واقعا فقط وفقط خدا رو می پرستی؟ وتنها از خدا کمک میخوای؟؟؟

    واین سوال باعث میشه زومم برگرده به افکار ونیت های درونیم وبه گفتار ورفتاری که در کل شبانه روز ازم سر میزنه…

    النُّور

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ ۚ وَمَنْ یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ ۚ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَىٰ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(٢١)

    ای مومنان! پا جای پای شیطان نگذارید. هرکس دنبالش راه بیفتد، بدبخت و بیچاره می‌شود؛ چون‌که او به کارهای زشت و ناپسند فرمان می‌دهد. اگر لطف و بزرگواری خدا نبود، هرگز هیچ‌یک از شما در خودسازی موفق نمی‌شد؛ ولی خدا هرکه را لایق ببیند، توفیق خودسازی می‌دهد. آخر، خدا شنوای داناست. (٢١)

    ای مومنان؟ مومن چه کسی هست؟

    در گذشته ی نه چندان دور برای من شخص مومن ومسلمان کسی بود که نماز میخوند، مسجد وهیئت میرفت، قرآن میخوند، حجاب داشت، یا ریش و ….

    ولی از وقتی با سیدحسین عباسمنش آشنا شدم، مفهوم این کلمه، و مفهوم خیلی از چیزهایی که در من به شکل یه باور قدرتمند در اومده بود تغییر کرد.

    چون توی این سایت و با آگاهی های شما استاد قشنگ ومهربونم، دیدم وشنیدنم و تجربه کردم و آگاه شدم، از اینکه مومن و مسلمان بودن ربطی به اون ظواهر و کارها نداره…

    در اصل اصلا نمیشه از ظاهر به این آسونی، به درک درستی از این مطلب رسید..

    این باطن آدمها وباطن زندگیشون هست ، مغز زندگیشون هست که نشون میده کی مومن ومسلمان( تسلیم و باتقوا وخودمراقب) هست.

    من اینجا خدا رو شناختم، کلامش رو درک کردم، در حد توان خودم و شاید سر سوزن!!

    خدایی که عادل ترین هست و این دنیا وآدمها واین زندگی زمینی رو با تمام عدل و انصافش بنا کرده،بر اساس قوانینی بدون تغییر و همیشگی و پابرجا، و هرگز کوچیکترین ظلمی به کسی نمی کنه وهرگز در سنت وقوانین الهی اش ذره ای تغییر ایجاد نمی کنه…

    اینو که شنیدم و فهمیدم ودرک کردم، خواستم که تجربش کنم، خودم با چشمهام عدل وانصاف خداوند رو، برقراری سنت الهی اش رو، وعمل به قوانین و بازتابش رو در زندگیم ببینم…

    شاید مثل ابراهیم که گفت: خدایا میخوام دلم قرص بشه به اینکه مردگان رو دوباره به همون شکل زنده می کنی و خدا هم گفت: برو چندتا پرنده رو بگیر وقطعه قطعشون کن ومخلوطشون کن و توی چندین جای مختلف ودور قرار بده وبعد به اسم هر کدومشون رو صدا بزن، می بینی که هر کدوم دوباره به شکل اولشون برمیگردند و به سمت تو خواهند اومد….

    وحضرت ابراهیم یه همچین معجزه هایی وشگفتی هایی از خداوند و…..کلی معجزه دیگه دید که به خداوند اونقدری اعتماد کرد که بخواد فرزندش رو براش قربانی کنه…

    چون ابراهیم میدونست که خداوند قادر مطلق هست و به انجام هر کاری توانا….

    اونجا که مادر موسی می ترسید که فرزندش رو بکشند با اینکه از قبل میدونست فرزندش همونی هست که روزی به پیامبری برگزیده میشه، ولی هنوز ترس از دست دادنش رو داشت ولی خداوند بهش قوت قلب داد وگفت: نترس وغمگین نباش، به تو برش میگردونیم پس در رود رهاش کن و…

    والبته که خیلی زود به وعده وقولش در حق مادر موسی عمل کرد…

    اونجا که به ابراهیم وهمسر پیرش، وانجا که به ذکریا وهمسر پیرش، فرزند عطاء کرد…

    واونجا که به مریم بدون داشتن همسر، فرزندی بخشید…

    واونجا که به موسی معجزه ها عطاء کرد….

    واونجا …….

    بله سیدحسین عباسمنش هم، که خداشو به خوبی شناخته بود و ازش لطف وصفا بسیار دیده بود و در برابر ربش متواضع و فروتن بود و گوش به فرمانش و صبور در سختی ها، اومد به ما گفت: به منه مینا گفت:

    عزیزم تو با ابراهیم وموسی وعیسی ومریم و محمد و…..

    هیچ فرقی نمی کنی، خدای اونها خدای تو هم هست، خدا همون خداست..

    اگه بتونی سرسوزن بهش اعتماد کنی، برای تو هم معجزه میکنه، کارها وامورات تو رو هم سر وسامان میده، زندگی رو برای تو هم آسان میکنه، به تو هم عزت و نعمت وبرکت در مال و خیر و سعادت می بخشه…

    امااااا آیا تو حاضری اون شرکهای درونت، اون باورهای پوچت رو بریزی دور؟

    همون افکار وگفتار و رفتار وعقایدی که یک عمر باهاشون زندگی کردی و نه تنها بهت کمکی نکردند بلکه باعث حقارت وبدبختی ات شدند؟؟

    اگه حاضری بسم الله، بیا تا قدم به قدم، هر روز کمی بیشتر این خدا رو وقوانینش رو باهم بشناسیم فقط اینجا باش و جایی نرو…..

    تا توهم از خیر دنیا وآخرت وخوشبختی نسیبت بشه…

    منم موندم، گفتم یک عمر 37و38 سال با عقاید وباورهای خودم و چیزهایی که ذره ذره توسط خانواده و معلمین و جامعه …در من شکل گرفته بود زندگی کردم نتیجه اش انقدر فاجعه آمیز شده..

    حالا 6 ماه هم با سیدحسین عباسمنش باشم توی این مسیر…..

    یادمه از تماشای سریال سفر به دور امریکاو زندگی در بهشت شروع کردم …..

    کم کم دیدم که سبک دیگه راه وروش آسانتری برای زندگی کردن هم وجود داره، که صرفا به خاطر داشتن پول زیاد نیست…

    بلکه ریز شدم توی رفتار استاد ومریم جان، دیدم این دو نفر، دارند بهم دیدن داشته ها و تمرکز بر روی زیبایی ها رو آموزش میدن…..

    چیزیکه در ظاهر یه کار معمولی به نظر میرسید ولی در باطن انجامش کار هر کسی نبود، یا حداقل برای منیکه یک عمر تمرکزم روی نداشته هام وروی طرف مقابلم حالا در هر جایگاه ونقشی که داشت، و روی دیگران وزندگیشون بود…..

    همین یه کار، همین دیدن خودم و اونچه که امروز دارم و می تونم برای شاد کردن دل خودم انجامش بدم، دیدن زیبایی های اطرافم که به طور طبیعی در اطرافم هستند از قبل وجود داشتند ومن برای دیدن وداشتنشون نیازی به پرداخت هزینه ای نداشتم، همین باعث شد من از اون شرایط روحی و روانی اسفناک وبد، در عرض کمتر از یکماه به جایی برسم، که انگار داشتم توی یه کره دیگه زندگی میکردم، جائیکه همه چیز بدون استثناء منو صدا میزدند وبه من می گفتند خوش آمدی، به یه دنیای جدید، به یه من جدید، به یه زندگی جدید خوش آمدی….

    اولش در ظاهر همه چیز همون شکلی بوداااااا، ولی من در باطن داشتم کم کم تغییر میکردم…

    من برای داشتن حمام و آب وبرق وگاز ، برای تخت خوابم، برای داشتن گوشی واینترنت، برای وجود استاد عباسمنش وفایلهاش، برای چای و نون تازه وبرای پیاده روی توی شهر ودیدن جنب وجوش مردم، برای خواب شیرین شبهام که سالها با کابوس سپری شده بود…..

    برای همین ها واز همینجا شروع کردم به سپاسگزاری وقدردانی….

    و به تدریج قلبم بازشد، چشم ها وگوشهام باز شدند و دریچه ای از جهانی پر از شادی به روم باز شد…

    که اتفاقا خودم اون رو خلق وساخته بودم ونه هیچ کس دیگه….

    دیگه نیازی به داشتن پول زیاد، یا بودن کسی در کنارم برای همراهی، یا نیاز به خیلی چیزها نداشتم،

    چون تمام تمرکزم اومده بود روی خودم، تا مثل استادعباسمنش ومریم جان حرف بزنم و رفتار کنم حتی شده به تقلید ودر ظاهر….

    انقدر ادامه دادم انقدر ادامه دادم این تمرکز به روی خودم و حذف حضور و فکر و تایید دیگران و حدف تلوزیون واخبار و ارتباط با آدمهای منفی نگر اطرافم حتی اگه از افراد نزدیک خانوادم بودند….

    انقدر تمرکز گذاشتم روی خوندن قرآن اونم بدون تعصب واز خدا میخواستم که قلبم رو برای درک وپذیرش کلامش وفرمانش که هدایت کننده هست به سمت خوشبختی باز کنه…

    من هم خدا رو امتحان میکردم، منم اوایل باهاش معامله میکردم، مثلا میگفتم فلانی بهم بدی کرده، حقمو خورده، حرف زشتی بهم زده، اوکی من به خاطر شما که خدای منی و بهم فرمان دادی که خوشرفتارترین باشم، جوابشو نمیدم، که موضوع کش پیدا نکنه، واگذارش می کنم به خودت، به جاااااش تو هم پاداش منو سریع بهم بده واتفاقا همش چشم انتظار می نشستم تا یه اتفاق خوب یه معجزه ای چیزی در زندگیم رخ بده والحق والنصاف که خدا هم سریع جواب میداد سریع پاداش میداد…

    این مسیر بده بستون دوستانه ادامه پیدا کرد و هی ظرف وجود من بزرگتر شد و به خدا نزدیکتر شدم ودرک قوانینش برام آسونتر شد..

    اگر چه بعدها فهمیدم خداوند هیچوقت منو رها نکرده بوده وهمیشه داشته ازم مراقبت میکرده کارهامو سروسامان میداده بهم نعمت های فراوانی بخشیده بوده منتهی من انقدر غرق در نداشته هام ومقایسه ها وغرق در جهالت وتاریکی بودم که قدرت درک ودیدنشون رو نداشتم، وتازه الان داشت چشم دلم بینا میشد، دقیقا زمانیکه با خدا از در رفاقت وارد شده بودم، و زوم کرده بودم ببینم چقدر قوانینش درسته ..

    هرچقدر به قوانین بیشتر عمل میکردم، میدیدم راحتی وآسانی بیشتری داره برام اتفاق میفته، چرخ زندگیم رون تر شده….

    قلبها برام مهربونتر شده بودند، رزق وروزی وبرکت زندگیم راحت و آسون وحلال وپاک و آماده و جاری وساری تر شده…

    سلامتیم وشادابیم بیشتر شده ….

    کارهام به راحتی انجام میشه وانگار دستانی پشت پرده غیب کارها رو که از نظرم سخت بودند رو برام به راحتی انجام میدادند…..

    جلوتر که اومدم ودر خودم دقیقتر که شدم، دیدم من کلا شخصیتم عوض شده، یعنی چون طرز باور ونگاهم به زندگی عوض شده بود افکار وگفتار و رفتارمم به طبع تغییر کرده و بهتر شده بود….

    اصلا کسی به من کاری نداشت، اصلا مشکل غیر قابل حلی وجود نداشت ، سوال خاصی توی ذهنم نبود….

    چون دیگه با تمام وجودم پذیرفته بودم ویقین داشتم که منه مینا هر چی بکارم همونو درو می کنم…

    مگه میشد گندم بکارم و منتظر رویش جو یا برنج باشم؟؟؟

    مگه میشد وقتی سرم گرم زندگی خودم بود، حواسم به رفتار وگفتار خودم بود و تمرکزم روی اینکه امروز چیکار کنم که آدم مفیدتر، شادتر و سلامتری باشم، باز رنج وسختی ودرد بیاد سراغم؟

    مگه میشد منی که بر خلاف گذشته ام، دیگه دنبال پیدا کردن زیبایی در هر کسی وهر چیزی وهر شرایطی بودم، باز نا زیبایی ببینم؟

    اصلا اون چیزی هم که در این مسیر به شکل نازیبایی میدیدم ویا شاید الان ببینم، اونم درش خیر وزیبایی فراوانی هست برام….

    در کل به قول شما استاد قشنگ ومهربونم، باید باید باید شخصیتم تغییر کنه تا شرایط زندگیم تغییر کنه….

    مگه میشه من همون آدم قبل باشم با همون افکاروگفتار وباورها وعقاید، بعد بخوام شرایط دیگه ونتایج دیگه ای رو در زندگیم شاهد باشم؟؟

    جهان هستی بر پایه نور وعشق ومهربانی بناشده، هر کسی افکارش وگفتارش ورفتارش رو با منفی ها وتمرکز بر نازیبایی ها، آلوده کنه، بدون شک از نور وعشق ومهر جدا ودور میشه!!!

    هممون تجربه کردیم که 99 درصد اون تاریکی و درد ورنج در ذهن ودر درون ماست ، وتا خودمون نخوایم هیچکسی نمی تونه مارو از اون تاریکی وظلم به خود نجات بده….

    من از وقتی درک کردم که خدا چقدر عاشق منه، دارم تمرین می کنم عاشق خودم باشم، ومعشوقی پسندیدنی….

    نسبت به خودم آسان گیرتر شدم، بیشتر خودم رو می بخشم در اشتباهات، بیشتر خودم رو تشویق می کنم، سعی می کنم هر روز به یاد رفتن از این دنیا باشم واین یاد آوری مرگ باعث میشه بیشتر از زندگیم وداشته هام واکنونم لذت ببرم…

    آگاهانه خودم رو از بدنه ی جامعه، که 98 درصدشون در تاریکی هستند دور نگه میدارم و اصلا دلم نمیخواد دیگه به تاریکی و به اون روزهای سرد و تلخ وسیاه برگردم..به اون گفتار وافکار ورفتارهای احمقانه و اشتباه که جز عاداتم شده بودند وبه سختی ترکشون کردم.

    خداوند در جای جای قرآن همیشه داره از بخشش ومهربانی اش حرف میزنه، همیشه در حال هدایت ماست تا بیشتر از زندگیمون لذت ببریم.

    و وقتی بهش نزدیک میشی ودل به دلش میدی، در لحظه الهامات وهدایتهاش رو بر تو معلوم میکنه به آسانی…

    واتفاقا متوجه ات میکنه که از طرف خودشه که داری آسان هدایت میشی به سمت اسانی ها…

    همون آسانی هایی که دیگران دارند عذاب میکشند تا بهش برسند!!!

    و خوبی جهانش اینه که قانونی بدون تغییر براش گذاشته، یعنی به قول شما استاد عزیزم وقتی به قانون و قانون گذار اعتماد میکنی دیگه پشتت گرمه، که مجوز دستته، بهت اجازه داده به عمل به قوانینش با شادی و عشق و ارامش و برکت و نعمت وعزت وسلامتی وراحتی ورضایت زندگی کنی…و هیچ عهدی هم به غیر خودش در جهان وجود نداره که وقتی منه مینا در مسیر صراط مستقیم ودرستش هستم، بهم آسیبی بزنه، یا این سعادت وخوشبختی درونی رو ازم بگیره…

    چون من انتخاب کردم که در این مسیر باشم و خودم رو با تمام وجود بهش تقدیم کردم…

    واگه حتی لحظه ای وساعتی و روزی، خودم خواسته یا ناخواسته، از این مسیر دور بشم، باز هم طبق قانون بدون تغییرش اسیر درد ورنج وتاریکی میشم..

    ان شالله که خداوند کمک کنه همه ی ما هر لحظه وهمیشه در این مسیر ثابت قدم بمونیم، حالا که حجت برما تمام شده و میدونیم که کدوم مسیر (کدوم عقاید وباورها وعمل بهشون )مارو به خیر دنیا وآخرت میرسونه وکدوم مسیر( عقاید وباورهای وعمل اشتباه) ما زندگی دنیا وابدی ما رو جهنمی میکنه…

    خدایا بار الهی پروردگار، این از لطف توست که به ما فرصت درست زندگی کردن ودرست بندگی کردن عطاء کرده ای، پس در این راه پشت وپناه و یاورمان باش همیشه، آمین

    الْمُؤْمِنُون

    وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ(١١٨)

    وبگو «خدایا، مرا بیامرز و به من لطف کن که تویی بهترین مهربان.» (١١٨)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  3. -
    سیمین ندیمی گفته:
    مدت عضویت: 215 روز

    سلام به استاد عزیزم وشما مریم عزیزم

    دیشب من و همسرم که تازه با شما آشنا شدیم با گوش دادن به این فایل معجزاتی وارد زندگیمان شد

    ممنونم از شما و این همه آموزش که در اختیار ما قرار می‌دهید.

    واقعا خدا قوت

    من از خدای بزرگ سپاسگزارم که ما را با شما آشنا کرد

    تازه شروع کرده ایم

    میدانم باید با اراده قوی جلو بروم و این که می‌دانم من خالق زندگی خود هستم و قوانین ثابت است به من آرامش می‌دهد و مرا آرام میکند

    مطمئن هستم زندگیم همان میشود که میخواهم

    با آموزش های بی نظیر شما

    زیرا میدانم احساسات خوب مساوی است با اتفاقات خوب و خدا خلف وعده نمی‌کند

    خداوند قوانین ثابت دارد و طبق آن عمل می‌کند

    سپاسگزارم

    خدایا متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    نهال گفته:
    مدت عضویت: 172 روز

    درود وقت بخیر

    بسیار سپاسگزارم از خداوند مهربانم که من رو در این مسیر قرار داد و با شما استاد عزیز آشنا کرد.

    نکاتی که من دریافتم از این فایل:

    اراده زیر مجموعه مشیت است.

    هیچ کس نمیتونه به 100 درصد قوانین عمل کنه و ما باید تا جایی که میتونیم طبق ابن قوانین پیش بریم.

    ما یک عدد بین صفر و یک هستیم و خدا یک است.

    به اندازه ای که تغییر کنیم نتایج هم تغییر می‌کند.

    شرایط بیرونی من بازتاب شخصیت درونی ام است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      عاطفه زارعی گفته:
      مدت عضویت: 1135 روز

      به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست

      درودخدا بر استاد ، و مریم جان و دوستان خوب سایت

      نهال عزیز تو یه فایل استمرار در رسیدن به خواسته ها یه باور که مادر عزیزتون یادتون داده بودن رو به اشتراک گذاشته بودید و من امروز استفاده کردم بینهایت تاثیر گذار بود

      من قبلاً مدرس روشهای مطالعه بودم و قبل از اینکه مدرس این موضوع هم باشم با تغییر رشته دانشگاه شهید بهشتی قبول شدم و الان با همون الگو بینهایت دارم موفقیت کسب می کنم.

      می خوام این رو بگم که واقعا همه چی برمی گرده به ما و باورهای توحیدی مون چون ما به یه منبع عظیم دانش وصلیم اگه بتونیم از اون منبع انرژی بگیریم همه چی حله.

      خدا خودش همه کارها رو برای ما انجام میده البته بگم من این باور که خدا داره کارهای من رو انجام میده فقط کافیه همه چی رو به خودش بسپرم از فایل جلسه 4قدم دوم یاد گرفتم و برام خیلی مفید بود الان هر کاری می کنم اول میگم خرد من با خرد ذات لایتناهی یکی هست و هرچی لازمه از این مطلب بدونم در وجودم هست کافیه تمرکز کنم تا دریافتش کنم. ممنون تجربه ی نایت رو در اختیار ما گذاشتی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    فریبرز گفته:
    مدت عضویت: 1763 روز

    سلام وقت بخیر

    امیدوارم همیشه سالم سلامت سعادتمند باشید در دنیا و آخرت

    استاد عزیز هر کلمه از شما برای من یه درسه ولی ای کاش این درس‌ها از خیلی وقت پیش‌ها برای من بود

    استاد عزیز چرا یک دوره آموزشی برای کودکان طراحی نمی‌کنید پسرم همراه با من به فایل‌های شما گوش میده اما بعضی مطالب براش سنگینه

    متاسفانه در آموزش درس‌های مدرسه نیز به شدت تحریف وجود داره حتی ما شاهد بودیم چندین حدیث و اشتباه به پسرم آموزش داده شده بود

    و به شدت روی مسائل مربوط به آموزش قرآن و دینی به سمت فرعیات هست تا اصل و متاسفانه آموزش اشتباه داده میشه

    واقعا به شدت جای یک آموزش ساده قانون برای کودکان کنار دوره‌هاتون خالیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان و حکیم

    هدایت الهی در روز گذشته به این آیه زیبا ..

    إِنَّ هَٰذِهِ تَذْکِرَهٌ ۖ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا

    بی تردید این [قرآن] مایه تذکر و پند است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [باتکیه براین قرآن] برگزیند.

    إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَهٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ ۚ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ ۚ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ ۖ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ۚ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضَىٰ ۙ وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ ۙ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ۖ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ ۚ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا ۚ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا ۚ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ

    پروردگارت آگاه است که تو و گروهی از کسانی که با تواند، نزدیک به دو سوم شب و گاهی نیمی از آن و زمانی یک سومش را [برای عبادت و خواندن قرآن] برمی خیزد، و خدا شب و روز را [دقیق و منظم] اندازه گیری می کند، و برای او مشخص است که شما هرگز نمی توانید [به علت کوتاهی و بلندی شب در طول سال، دو سوم و نصف و یک سوم را دقیقاً] اندازه گیری کنید، پس [اندازه گیری دقیق را] بر شما بخشید؛ بنابراین آنچه را از قرآن برای شما میسر است بخوانید. او می داند که به زودی برخی از شما بیمار می شوند، و گروهی برای به دست آوردن رزق و روزی خدا در زمین سفر می کنند، و بعضی در راه خدا می جنگند؛ پس آنچه را از آن میسر است بخوانید و نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و وام نیکو به خدا بدهید؛ و آنچه را از عمل خیر برای خود پیش می فرستید، آن را نزد خدا به بهترین صورت و بزرگ ترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بخواهید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

    ………

    چقدر زیبا میگه..تا جایی که قرآن برای شما میُسر است بخوانید…..دقیقا قانون الهی و مداوم بودن در مسیر راه راست….

    واقعا من خودم خوندن قرآن رو هر چقدر میخونم برام آسانتر میشه…درکم بالا میره..بیشتر میدونم خداوند یه سبستم..بیشتر پاشنهامو میبینم..بیشتر سعی میکنم شحاعتمو در عمل انجام بدم…

    این آیه میگه…ما باید اینقدر اینقدر تکرار تکرار کنیم..که هی بهتر و بهتر و اسانتر بشیم….

    و این تکرار و مداومدت..دیشب یه لحظه این الهام بهم رسید..

    گفتم نرگس…تو یه ساختمان توی مسیر بیزنسیت ساختی..

    پی خوبی رو بوجود آوردی…و رسیدی به سقف خونه….و ناتمام گذاشتیش؟کنار…

    و ادامه نمیدی تا به جاهای خوب کشونده باشه..

    هر چقدرم پی خوب و مستحکمی ساختی چون رهاش کردی….اینو بدون به ثمر نخواهد نشست…

    و این مهر رو بر قلبم زد….که یادم باشه ..قانون بدون تعقییر الهی….نیاز به استمرار داره…

    اراده خداوند…مشیت الهی…..در لحظه کار میکنه..

    نمیشه من صبح یجور باشم ..عصر یجور دیگه…

    نمیشه شب بزنم زیر شیری که از صبح تا عصر دوشیدم…

    و این میشه…یه زندگی یویو..که خودمممم نمیدونم دارم چکار میکنم‌..

    و این قانون الهی هر بار بهم یادآوری میکنه…تا جایی که قرآن خوندن برات میسر هست ادامه بده..

    ما باید همیشه ادامه بدیییم…

    یه شب الهامی بهم رسید راجع به قیامتتت…

    من داشتم راجع به شخص نزدیکم دلسوزی میکردم.

    اون فرشته مرگ بهم گفت….تو نمیتونی کاری انجام بدی..اون شخص بهم گفت میخام اینجا بشینم تا منو بکُشن…

    بهم گفت!!!من دارم سزای اعمال خودمو میبینم…و اون فرشته مرگ گفت..باید همه این ادمها نابود بشن..تا این زمینها سبز بشه…

    اون ادمهایی که میشناختم بلند سرو صدا میکردن.میگفتن ما باید اینجا بمونیم تا ما رو نابود کننند….من نمیخام …

    ولی اون شخص بهم گفت میخام کشته بشم…

    و الهام رسید این منطقه رو ترک کن…

    و دیدم یسری افراد خیلی کمی اون بیرون نشستن..

    واقعا صحنه وحشتناکی بود.اینقدر گریه کرده بودم که نای راه رفتن رو نداشتم…

    من هر لحظه هدایت میشم بهمچنین خوابهایی از قیامت و مسیر درست و مسیر نادرست..سعی میکنم بخودم ظللم نکنم…

    چون کل داستان همینه….

    اگه بخودمون کمک نکنیم…نمیتونیم طعم خوشبختی رو بچشیم..اصلا مهم نیست کجای این کره زمین هستیم…

    همه چیز از درون ما عبور میکنه…

    پس سعی کنیم…

    ادامه بدییم…تا زندگی خوبی رو برای خودمون رقم بزنیم…

    استاد عزیزم….میدونم هر چقدر عمل به قوانین الهی رو سختگیر تر بخودم باشم..از اونطرف دارم خوشبختی و سعادتمتدی دنیا و آخرت رو بدست میارم…

    و این مسیر نیاز به اگاه بودنه تمام لحظات زندگی،”روزمره ام هست…..

    انشالله که بتونیم…

    عملگراییمونو قوی کنیم و توی مسیر درست باشیم تا خوشبختی رو برای خودمون رقم بزنیم…

    استاد عزیزم..این فایلا داره هر لحظه آمدیت میشه..قدرت عملگرایی ما دانشجواتونم داره قوی قوی تر میشه…

    منم باید با همین منوال زندگی کنم…تا سعادتمند و عاقبت بخیر باشم…

    روز گذشته رفتم قبرستان…

    قبرستان خیلی بهم درس میده…

    بخودم میگم نرگس!!!وقتی مردی میری توی خواب عمیق…که فقط روز قیامت از قبرت میای برای سوال و جوابت از خداوند…

    قدر زنده بودنتو بدون…قدر لحظاتتتو بدون..

    قدر داستهای الانتو بدون..

    هر شخصی که اینجا خوابیده..هزاران ارزوها داشته..

    ولی الان اگه تمام مال و ثروت دنیا رو داشته باشه براش بی ارزشه…

    چرا؟چون دیگه اون ثروت فلانها بدردش نمیخوره..اون اعمالشه…

    پس …

    در حق خودت خوبی کن….هر لحظه صحبتهای استاد توحیدی رو درک کن…بخودت خوبی کن..

    وفتی که زندگی دنیایی تموم شد..با افتخار توی قبرت بزارنت….

    و نور الهی تو رو با خودش ببره….

    مدام میگم..نرگس مواظب خودت باش..

    مواظب رفتارات باش

    مواظب احساس خوبت باش..

    یه روز الهامی بهم رسید…بهم گفت نرگس…

    از یه مشت قبرو استخووون نترس….

    چیزیکه بی جان هست تا روز قیامت…

    چون همیشه ترسم از قبرستان زیاد بود.

    [بهم گفت….!!!!!!از ادمهای زنده بترس..که میتوننن تو رو به راه نادرست بکشوننن.]

    این عین لب کلام خداوند بود ..حالمو دگرگون کرد..اینروزا شرایط بازم برگشته..

    همه منتظر عوامل بیرونی هستند..

    باید خیلی مواظب باشیم…و آگاهانه زندگی کنیم و ایمان داشته باشیم..

    منم که خالق زندگیم هستم…

    منم که تعیین میکنم کجای این مسیر باشم…

    منم که تعیین میکنم بهترینها رو برای خودم رقم بزنم..

    اون آگاهانه…..

    باید همیشه آگاهانه پناه ببرم بخداوند از شر شیطان رانده شده…

    سبحان الله …..پاک و منزه هست خدای من…

    .استادم بی نهایت سپاسگزارتونم…

    وممنونم که اینقدر قوی راجع به قانون الهی میگیدددد.

    دوستتتدارم….

    ممنونم باید بهبودگراییتون که هر بار علفهای هرز سایتتونو با کمک مردان الهیتون میزنید…

    سپاسگزارم…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  7. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2629 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم

    سلام به استادان توحیدیم وسلام به دوستانم دراین مسیر الهی.

    چقدر این صحبت‌ها این حرفها بهم کمک میکنه تا کانون توجهم رو از روی ناخواسته ها ونازیبایی ها بردارم وبزارم روی داشته هام وزیبایی های اطرافم وسپاسگزار تمام داشته هام باشم وقدم قدم تک تک باورهای اشتباهم رو تغییر بدم ودر مسیر درست حرکت کنم.

    (قانون خداوند میگه به اندازه ای که تغییر میکنی نتیجه هم تغییر میکنه

    حالاکه قانون خداوند اینه،ربطی به دولت‌ها نداره ربطی به قانون مجلس نداره ربطی هم به رئیس جمهور نداره ربطی هم به هیچ کس نداره من میام رو خودم کار میکنم تغییر میدم، تو مسیر هی درس یاد میگیرم هی بالا وپایین ممکنه بشم ولی همش در بهبودیه همش در مسیر بهبودیه بهترو بهتر میشم،ثروت هم میاد سلامتی هم میاد روابط هم میاد. کی؟وقتی که من شخصیتم تغییر کنه نه اینکه یه روز حالم بهتر باشه.

    توبحث های موفقیتی آدم خیلی بیشتر باید روی خودش کار کنه چون شخصیته خیلی درونی تره نیاز داره به تغییرات خیلی بزرگ تا نتیجه بزرگ بشه.)

    استادان عزیزم بی نهایت ازتون سپاسگزارم خدا حفظتون کنه.

    برای تک تک دوستانم در این مسیر الهی آرزوی رشد وپیشرفت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  8. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2516 روز

    به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان

    استاد نهایت عزیزم با شروع سال جدید میلادی تعهد دادم و استارت شروع دوره‌ی دوازده قدم رو زدم در کنار روانشناسی ثروت یک.

    از خداوند میخام ک در این مسیر من رو هدایت و ثابت قدم نگه داره. ان شاءالله

    استادجان سال گذشته‌ی من کاملا با کارکردن روی خودم و روانشناسی ثروت سپری شد و کلی تجربه ها بدست اوردم.. حالم خیلی خوب بود. از لحاظ مالی ی سری درآمد هایی داشتم و افزایش حقوق. مصارف مترقبه‌ی من بشدت کاهش پیدا کرده.

    استادجان شاید میتونستم نتیجه‌ی خیلی بهتر مالی بگیرم ولی ظرفم واقعا خیلی کوچیک بود. هرچقدر روی خودم کار کردم فک میکنم فقط باعث شده یخ سیمان های ذهنی من باز بشن..

    الان ک دارم اینا رو مینویسم ی سری نجواها میاد ک میگه درآمد تو اینقدم بشه خوبه ازون بیشتر نمیشه ک داشته باشی.. ینی ببین من هنوز نتونستم ب خودم اجازه بدم ظرف بزرگتر بر دارم؟! در صورتیکه من خالقم و دنیا پر از فراوانیه و من میتونم هرچقدر بخام داشته باشم! من دارم روی اینا کار میکنم و استادجان واقعا امسال ثابت قدم بودم.

    واقعا تغییر سخته! تغییری ک بشه جزئی از شخصیت تو و ن ادا و دروغ.

    آروم آروم دارم پیش میرم تا واقعا تغییر شخصیت بدم. مهم اینه من دارم فارغ از نتیجه روی تغییرات خودم کار میکنم. انصافا لذت داره این تلاش هایی ک برای بهبود بر میدارم.. این نزدیکی ب خدا ک احساسش میکنم.. با ایمان قدم برداشتنم و امیدوار بودنم خیلی ارزش داره.

    ان شاءالله سال جدید رو با نتیجه صحبت کنم استاد عزیزم

    دوستون دارم

    خدایاشکرت

    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

    ویرایش:

    داشتم تمرین ستاره‌ی قطبی خودمو انجام میدادم توی گوشی ک ب این متن برخوردم و ی چیزی گفت اینجا هم پیستش کنم.

    باید بگم ک این متن رو من کپی کرده بودم از یکی بچه‌های گل سایت و نمیدونم کدوم یکی بودن و ازشون سپاسگزارم برای اگاهی های نابشون ک کلی کمکم کرده.

    ~~~~~~~~~~~~~~~

    دومی فکر کردن به کل جریان هستی

    کارهایی که خیلی بزرگه ولی خدا بارها تو قران میگه این کار برای ما اسانه

    مثلا اینکه خدا بدون سختی و در نهایت آسانی آب رو تصفیه میکنه ، آب تبخیر میشه میره بالا ، مقطر میشه دوباره میاد پایین

    مثلا کرات که به آسانی در یک ندار مشخص دارند حرکت می‌کنند

    مثلا نظم و دقت در طلوع و غروب خورشید

    مثلا قلبی که داره میتپه

    مثلا کلیه ها دارن سموم رو از بدن‌جدا می‌کنند

    مثلا تنفس که بصورت غیر ارادی و بدون هیچ سختی داره اتفاق میفته

    اصلا شما به جای جای این دنیا که نگاه کنی ردپای واضحی از آسانی رو میبینی

    پرنده ها بدون زجر پرواز می‌کنند

    گل ها بدون زجر رشد می‌کنند

    ماهی‌ها و نهنگ ها بدون زحمت شنا می‌کنند.

    رزق هنه اینها موجوده

    بدون تقلا

    بدون تلاش نه ها ، بلکه بدون‌تقلا

    ولی فقط مای انسان بدلیل درک اشتباه خدا ، داریم زندگی رو برای خودمون سخت می‌کنیم

    همه چیز میتونه آسان باشه ، همه چیز باید آسان باشه فقط اگر سعی کنیم مقاومت‌ها زو کم کنیم

    ایم جمله استاد تو دوره دوازده قدم خیلی جمله قدرتمندیه

    ما فقط باید سعی کنیم‌مقاومت‌ها رو کم کنیم

    تا آرام آرام نزدیک بشیم به اون‌چیزی که باید بشیم

    یعنی مثل یک‌پرنده بشیم

    مثل یک گل بشیم

    که بدون‌تقلا داره رشد می‌کنه

    چون این طبیعی ترین حالت زندگیه

    من خودم نسبت به یک جمله ای که استاد همیشه میگفت مقاومت داشتم

    اینکه ایشون‌همیشه میگفت هر جی داره سخت پیش میره اشتباهه

    من مقاومت داشتم

    ولی وقتی ریشه ی کلمه یسر رو بررسی کردم .

    خدا در سوره لیل خیلی جالب میگه

    که در قدم چهارم هم اسناد دقیقا این سوره رو بررسی میکنه

    خدا میگه من شما رو اسان‌میکنم برای آسانی

    یا آسان میکنم برای سختی

    یعنی در کل میکه همه کارهای دنیا داره به آسانی انجام‌میشه

    اصلا سخت و آسانی بعدش مهم نیست ها

    مهم‌اینه که دنیا داره کارهاشو به آسانی پیش میبره

    مثلا خدا میگه من کوه هارو خلق کردم تا زمین بالانس بشه و این برای من اسانه

    میگه من شما رو بعد از مرگ زنده میکنم ، این برای من اسانه

    یا به مریم‌میگه این که تو باردار بشی ،این برای من اسانه

    خدا تمام کارهای دنیا رو داره به آسانی انجام‌میده

    یعنی هر گونه باور به سختی یعتی نگاهی خلاف نگاه خدا

    در هر بخشی از زندگی که دادی سخت پیش میری یعنی دقیقا داری خلاف راه خدا رو میری

    و من خودم دارم ازین روشها کمک میگیرم برای درک بهتر این موضوع.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    هانیه شهیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1009 روز

    خدا بر آن نیست که مومنان را بر این که شما بر آن قرار دارید واگذارد، تا پلید را از پاک جدا سازد. و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه کند، ولی خدا از میان فرستادگانش هر کس را بخواهد برمی‌گزیند، پس به خدا و فرستادگانش ایمان آورید و اگر ایمان آورید و تقوا پیشه کنید، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود. ( آل عمران 179 )

    پروژه ی درک عمیق تر قوانین خداوند، جلسه سوم :

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته ی مهربونم

    سلام به دوستای بهشتی قشنگم

    سال نو میلادیتون مبارککک

    الهی که سال 2026 میلادی هر روزش هم هم جهت بشیم با جریان خداوند

    خدارو صد هزار مرتبه شکر دیروز که اولین روز از سال 2026 بود آقای پستچی مهربون زنگ خونه رو زد و یه جعبه پر از هدیه های جذاب واسمون آورد و اینقدر این آقای پستچی مهربون هست که واسمون جعبه رو گذاشت داخل آسانسور بدون اینکه من ازش درخواست کنم و منم پشت آیفون کلی ازش تشکر کردم و ذوق کردم و این آقای پستچی همیشه همین کارو می‌کنه تو این چند سال هر وقت واسمون بسته میاره می‌ذاره داخل آسانسور که ما نخوایم بریم پایین تحویل بگیریم، خلاصه اینکه خدا جون یه جوری زمان بندی کرد که دقیقاااا اولین روز سال جدید میلادی هدیه های قشنگ و ارزشمندی به دستمون برسه از سمت دست های بنده های عزیزش و من این رو نشونه ی خیلی خیلی بزرگی می‌دونم و به همسرم گفتم دیگه خدا جون چطوری بگه چقدررر دوستون دارم فقط شما ادامه بدین همینجور و حالتون خوب باشه لطفا و نگران هیچی نباشین چون رزق شما فقططط به عهده ی منه و منم که دلها رو نرم میکنم

    استاد جان چقدر راحت میتونم خودم رو بیشتر درک کنم وقتی شما میگید ما بین صفر و یک هستیم و راحتتر میتونم کمال گراییم رو بذارم کنار و کمتر از خودم توقع داشته باشم که همیشه عالی باشم

    چقدر دلم گرم شد وقتی صحبت هاتون رو شنیدم که اگه گاهی ناآگاهانه نتونم طبق قانون عمل کنم راحتتر خودم رو ببخشم و بیام تو مسیر درست، که خودمو سرزنش نکنم و به خودم نگم تو که قانون رو می‌دونستی پس چرا باز اشتباه کردی

    دیروز رو مبل نشسته بودم داشتم با خدا صحبت میکردم و بهش میگفتم که منو ببخش بخاطر اشتباهاتی که آگاهانه یا ناآگاهانه مرتکب شدم که یهو همسرم اومد بهم گفت یه لحظه بیا و من رفتم توی اتاق کارمون و گفت بشین روی صندلی و هدفون رو گذاشت روی گوشم و آهنگ باز آ رو واسم پخش کرد و من همینجور اشک میریختم از اینکه خدا در لحظه به من پاسخ داد و بهم گفت : بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ، صد بار اگر توبه شکستی بازآ بازآ ، اینقدر که سریع میبخشه بنده هاش رو و مهربونه، ای کاش بتونم حجم مهربونیش رو بیشتر درک کنم

    استاد جونم ازتون سپاسگزارم که بهمون یاد دادین که ما فقط باید روی خودمون کار کنیم و چینش آدم های اطرافمون کار ما نیست و کار جهانه

    استاد جونم ازتون سپاسگزارم که بهمون یاد دادین فقط روی خدا حساب کنیم و نگران هیچی نباشیم

    استاد جونم ازتون سپاسگزارم که بهمون یاد دادین ادامه دادن رو

    استاد جونم ازتون سپاسگزارم که به حرف خدا جون گوش دادین و اون روز تو بندرعباس نرفتین سر کارتون که زنده بمونین و مسیر توحید رو به ما یاد بدین

    استاد جونم ازتون سپاسگزارم که ما رو با خدای واقعی و کلامش آشنا کردین

    امروز صبح که رفتم سراغ قرآن یهو بهش نگاه کردم و به خودم گفتم هانیه فکر کن خدایی که کل این جهان رو آفریده یه کتاب داده دست بنده هاش و گفته فقط همین رو درست بخونین و درست بهش عمل کنین تا بهشت رو هم در این دنیا تجربه کنین و هم در دنیای بعد از مرگ، صد تا کتاب نداده ها، یه دونه کتاب داده، اینقدر که ساده کرده همه چیز رو واسمون

    خدا جونم

    ای رب من، کسی که منو آفریدی و همواره داری هدایتم میکنی، یعنی من رو ول نکردی ، یعنی نه فقط من رو آفریدی بلکه داری ازم نگهداری هم می‌کنی و منو رشد میدی و هدایتم می‌کنی، خدا جونم ازت سپاسگزارم که دوباره آغوشت رو مثل همیشه به روم باز کردی و بهم گفتی باز آ که تو فقط تو آغوش من آرامش داری چون از من هستی

    در پناه ربِ آسمون ها و زمین باشیم الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    عادل حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3223 روز

    سلام خدمت استاد عزیز تمام دوستان گل .

    دیشب داشتم جلسه 16دوره همجهت با جریان خداوند رو مینوشتم

    ولی در کل بخاطر باورهای غلطی که دارم روی مومنتوم منفی افتاده بودم و احساس خوبی نداشتم

    اون باورهای غلط که در همون لحظه داشتم رفتم یادداشت کردم

    توی دفتر

    اینجا هم مینویسم

    1باور غلط دلسوزی و احساس گناه در مقابل افرادی که بهم نزدیک اند

    2ترس و نگرانی از اینکه نکنه ادمهای ناهماهنگی که تو زندگیم هستن

    دائمی باشند ومدارمون جدا نشه

    3منطذر اتفاقات بد ماندن

    و از همه مهم تر این باور و نجوا هم بود که هی میگفت تو این همه سال داری کار میکنی روی خودت ولی هنوز به اون چیزهای بزرگی که میخوای نرسیدی .

    مثل. استقلال مالی

    استقلال زمانی

    تغیر شخصتت

    داشتن اعتماد بنفس بالا

    داشتن عزت نفس بالا

    داشتن قدرت وارامش درونی

    توحیدی بودن همیشگی

    ایمان داشتن در لحظات سخت

    پیشرفت به روز در شغلم

    جدا شدن مدارم از ادم های ناهمانگ با دورو برم

    برطرف کردن وابستگی ها بصورت کامل ودائمی

    یا وقتی که نه به کسی میگم یا مثلا نزدیک ترین فردی که باهام هست بخوام کاری رو که نادرسته وداره انجام میده من مقاومت میکنم بشدت احساس دلسوزی و گناه میکنم

    همه اینها رو که میگم واقعا هستن نمیخوام موج منفی بدم و همیشه بهشون توجه کنم

    فقط میخوام بخود شناسی برسم که خیلی وقتای که بی دلیل احساسم بد میشه بخاطر همین باورهای غلطه .

    خلاصه اینا خیلی وقتا رژه میرن توی ذهنم واتفاقا دیشب که یه ذره دلم گرفته بود

    تو اون لحظه که بخودم اومدم دیدم دلیل اصلی احساس بدم بخاطر این باورهاست .

    حالا چرا اومدم این کامنت رو اینجا بنویسم

    چون با گوش دادن این فایل حسابی حالو هوای دلم عوض شد

    و خداوند بصورت واضح با این فایل باهام حرف زد

    و این الهامات هی داشت می اومد

    که تو خیلی نتایج خوبی گرفتی توی امسال چرا اونا رو نمیبینی

    چرا میگی من به اون شرایط عالی به اون موقعیت خوب به اون شخصیت فولادین نرسیدم هنوز و بخاطرش غصه بخوری و اینجا هم نجوا میاد و میگن تازه تو این همه سال کار کردی روی خودت هنوز نرسیدی بهشون و کلی از این نجواها پشت سر هم میاد ……

    اما باوجود اینکه داشتم جلسه 16همجهت رو مینوشتم اما حسم خوب نبود رفتم رفتم سراغ سایت و این جلسه 3 درک قوانین اومده بود روی سایت و منم دانلود کردم و داشتم گوش میدادم

    دیدم واقعا اینم هدایت خداونده و جلو مومنتوم منفی رو گرفت

    وهی داشت بهم میگفت که تو چرا نتایج کوچک رو نمیبینی

    چرا نمیبینی همین 2سال پیش بود شاگردی میکردی با ماهی شاید 5تمن دستتو میگرفت

    وقتت در اختیار خودت نبود

    اما توی این 2سال خودت صاحب کار خودت هستی وقتت در اختیار خودتته ارزشهای بی نهایتی در کسب و کارت خلق کردی کلی کارهای خوب انجام دادی

    کلز عزت نفس خلق کردی

    کلی ایمانت قوی تر شده از اینکه قدم اول رو بر میداری و وارد دل ترسهات که میشی خداوند وقوانینش قدم بعدی رو برات اماده میکنند

    کلی تو این مسیر شغلت درس یاد گرفتی هم از لحاظ کاری هم از لحاظ اینکه قوانین خداوند رو بهت ثابت کردن

    کلی روابطهای خوب ایجاد کردی

    اصلا اجاره نشین بودی و خداوندو قوانینش دست به دست هم دادن شرایط اجاره نشینی رو برات فراهم کردن که هم صاحب خونه بسیار بسیار عالی رو داشته باشی هم با شرایط خوب و اجاره خونه همون سال قبل خونه رو بهت بده و بگه تا خونه خودتو میسازی بشین تو خونه .

    یا اینکه تو ی این 2 سال تو زمینی رو که داشتی با وجود این باور که من قدم اول رو بر میدارم قدم بعدی خدا بزرگه خونتو ساختی الان 10 در صد از کارهاش مونده

    پس این نتایج های که گرفتی اینا پایه ای برای همون خواسته های بزرگ هستن خو د این نتایجها واقعا بزرگ هستن واقعا عالی هستن تو همین 2سال پیش خیلیاشون نبودن یا کم رنگ بودن اما با ادامه دادن و کار کردن روی خودت اینا رو بدست آوردی .

    خلاصه خداوند هی داشت نعمتها و پیشرفتهای که توی این 2سال اخیر داشتم رو بهم یاد اوری میکرد .وحتی اینم گفت تو توی همین چند سال مسمم تر شدی وداری کار میکنی و نا امید نباش چون این کار کردن باید همیشگی با شه مستمر باشه

    این نیست من مثلا به استقال مالی میرسم دیگه همه چی تمومه و روی خودمم کار نمیکنم نه باید همیشه کار کنی .

    استاد عزیزم خداوند از زبان شما داشت باهام حرف میزد

    واینکه تکامل رو هی یاد اوری میکردی

    که آغا جان پیامبرش هم کامل نشده

    فقط این روند هی بهتر و بهتر میشه همین

    واقعا ما نسل های نسل باورهای رو به ما دادن که مارو زنجیر کرده به خودش ولی هر بار باید حلقه حلقه ببریمش تا آزاد بشیم تا اون زنجیره کوتاه تر بشه

    استاد عزیزم عاشقانه ازت سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای: