اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و استاد عرشیانفر عزیز که بسیار ساده و روان قوانین رو برای ما توضیح میدن
اگر ما به خداوند اعتماد داریم
میتونیم هرچیزی که در زنگیمون هست رو از جانب خداوند ببینیم
و یادمون نره که همواره خدایی هست
و هر شرایطی از کسی چیزی یا مکانی برای ما اتفاق میوفته
به خاطر فرکانسی هست که اون مکان داره
ما نباید فرکانس افراد رو با فرکانس خودمون قاطی کنیم و به قول استاد نگاه نقطه ای داشته باشیم
و بگیم نه اگه من خوب فکر میکردم این شخص هم با من خوب برخورد میکرد
خیر فرکانس های ما صرفا نباید مثبت باشه به قول استاد همیشه باید یه جنس بدبینی هم توی ذهنمون باشه تا افراد بد دور بمونیم
اون شخص داره
و ما نباید ناراحت بشیم و احساس گناه بکنیم خودخوری بکنیم که ما چون درست عمل نکردیم به قانون همچین اتفاقی برای ما افتاده
نه احساس گناه مخرب ترین فرکانس رو داره
و یا اینکه سعی کنیم شرایط موجود رو تغییر بدیم
اون مکان رو
اون شخص رو
یا اون روش رو
یا هر چیزی
یه جاهایی وقتی که میبینی داری درست عمل میکنی ولی شرایط درست نمیشه و کاملا برعکس برات اتفاق میوفته به نظرم وقت اینه که آدم مهاجرت کنه وخودشو به جای بهتری ببره
به قول استاد اون کاری که میدونی غلطه رو باید قطع کنی
اون جایی که میدونی اشتباهه باید نری
از خوبیهاش تشکر کنی
ولی یادت باشه که وقت مهاجرت فرا رسیده و باید خودتو ببری به محیط بهتر
باید تغییر رو شروع کنی
مثلا استاد عزیز توی ایران خیلی پیشرفت کردن
ولی همواره یکسری تضاد هایی داشتن
نگفتن که نه من باید توی ایران بمونم اگه من درست به قانون عمل کنم ایران صدرصد برام بهشت میشه
گفتن فرکانس فعلی این مکان اینقدره من اینجارو تغییر نمیدم بلکه خودمو تغییر میدم
تغییر به معنای رها کردن وابستگی و ایجاد باور فراوانی
بعضی وقتا آدم اشتباه میفهمه قانون رو و این اشتباه فهمیدن نشانس اینه که شروع میکنه به خودخوری و درکیر شدن با خودش که چرا اینجا اینجوری شد برای من
و از خودش نا امید میشه و احساس گناه پیدا میکنه که اره به خاطر فلان فرکانس منفی من بود به خاطر فلان کنترل نکردن ذهن من بود که این آدم اینجوری برخورد کرد
درحالی که این نگاه اشتباه و آدم باید مسئول صدرصد زندکی خودش رو به عهوه بگیره نه زندگی دیگران رو
اگه فلان کس در زندگی تو نامناسبه به اون آدم ربط نداره بزار اون هرجوری که میخواد باشه تو باید تغییر کنی و احساس ارزشمندی خودتو ببری بالا
امشب به صورت هدایتی بعدازاتفاقات خوب امروزم این فایل نشانه امروزمن رو،زدم فایل گفتگواستادعباس منش عزیزبااستادعرشیانفرعزیزاومدبالا ومن هم زدم عقب تاازاول گفتگوهاببینم وگوش بدم ولذت ببرم تااین فایل رسیدو،وقتی که استادعرشیانفرگفت تشنج ،یادروزهایی افتادم که درقم زندگی میکردم وپسرم بیماری سرع داشت (تشنج شدید )آخرتشنج دیگه امابنده باایمان واعتماد قلبیم به خدام وباقدرت تلقین پسرم روبعداز4سال کش مکش خوبه خوب
کردم والان خداروشکر15سالش هست وازسال1398تاالان خوبه خوب هست بدون یک قرص وهمکارم هم هست وخواستم بگم استادعرشیانفرعزیزم ، هستندآدم هایی که درهمین ایران زندگی میکنندوالبته نمیگم ابراهیم یازینب میشن اما میتونن ذهنشون روکنترل کنندوبقول استادکم کم طبق قانون تکامل یک مقدارحالشون روخوب کنندتابه آرامش برسندبعد،اتفاقات خوب رغم خواهدخورد/مثل خوداستادعباس منش عزیزم زمانی که فرزندشان راازدست دادن اماباکنترل ذهنش جهانش روتغییرداد/واینم بگم همین پسرم که اسمش عرشیاهست مثل پسراستادعباس منش هم زیبابودهم ساکت وهم ناخواسته به دنبااومدوحقیقتاخیلی بچه بیماریهایی عجیب وعریبی میگرفت و3بارهم مرد وزنده شد که اونم داستان دارد و….
واین اتفاقات به شکل ظاهربدزندگی گذشته من که خیلی خیلی درسهاتوش برام داشت روهمیشه یادآوری به خودم میکنم چون یکی ازبزرگترین درسهای زندگیم بودوازخداوندبی نهایت سپاسگزارم وازاین داستانهای هدایتی درزندگیم خیلی بوده درگذشته ام وهنوزم هست وهمشون برای نزدیک شدن قلب من به خدابه صورت قدم به قدم بوده وبی نهایت خوشحال هستم وشکرگزار..
ازشمادواستادباارزش وباحال بی نهایت سپاسگزارم وخیلی لذت میبرم ازکلام زیباتون
سلام به شما استاد عزیز و گرانقدرم، سلام به همه دوستان خوب و اعضای صمیمی خانواده عباسمنش که هر کدوم مون در مسیر تکامل خودمون در تلاش هستیم تا هر بار رشد کنیم و به ظرف درک و آگاهی هامون بیفزاییم و آماده دریافت نعمت های بی پایان و بی انتهای الهی بشـیم.چقدر اینجا قشنــگه، چقدر سپاسگزارم این بـهترین جای دنیای خودم هستم. که همه سعی میکنیم با تمام نقاط ضعف و چالش ها و بالا و پایین های زندگی مون خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنیم.جایی که داریم یاد میگیریم فقط به خدا اعتقاد نداشته باشیم بلکه اعتماد کردن بـخدا رو تمرین می کنیم. جایی که جهت همه رو به سمت خداست و هدف مون اینه تا فکر خدا رو بیشتر بفهمیم، تا خدا بهتر درک کنیم، قوانینـش رو درک کنیم…اینجا جایی هست که منـو از منِ قدیمم داره هربار متمایزتر میکنه…جایی که صحبت ها و مباحثه ها هم ختم میشه خدا و درک قوانین خدا و پیشرفت و رشد و حال خوب.
از استاد عزیزم خیلی سپاسگزارم برای شرکت در همچین برنامه ها و دعوت های خوب، سپاسگزارم از استاد عرشیانفر عزیز برای ایجاد و این دعوت خوب، برای این ویرایش ها و تدوین ها و پروژه های گام به گام.واقعا خیلی سپاسگزار تک تک شما عزیزانی که حتی من نمیدونم چه کسانی هستند تا باعث شده همچین فایل های با کیفیت و پرمحتوا و پرمغزی به دستم برسه. حتی سازنده همین لپ تاپم، کسی که اینترنت رو اختراع کرده حتی…واقعا پر از احساس خوب و قدردانی ام از همه چیز و همه کس برای این همه سخاوت و عشق و دوستی…
_ چقدر استاد عرشیانفر قشنگ گفتن که: مـا باور داریم که حس خوب محصول یک ایدئولوژی هست. ایدئولوژی (Ideology) که جمله اش رو استاد جان به در و دیوار خونه شون چسبونده IN GOD WE TRUST ما بخدا اعتماد داریم
_ خواهش میکنم یکی دوسال روی کلمه ” اعــتـماد” توقف کنیم. اینکه من چـقدر بخدا اعـتـماد دارم؟!
مثال بچه دوساله شیرینی که خدا میاد و ازت میگیره اونجا تو به چی اعتماد داری که لب به اعتراض باز نمیکنی؟! اینکه بچه رو خودش داده، خودشم گرفته. مــن به حِـکمتـش اعتماد دارم.
پیشنهاد استاد عرشیانفر اینه که بشینیم فکر کنیم من چقدر به خدا اعتماد دارم؟! تا به کجا بخدا اعتـماد دارم؟!
مثال غذا دادن به اون کارتن خواب معتاد پررویی که با زبون معتادیش در جواب اینکه بهش میگن بیا یک دونه غذا بگیر و میگه تو بیا و یکجورایی غذا اینجوری بهش داده نمیشه. بعد برمیگرده میگه: خودش میـرفـسته. و بعد چند دقیقه یک ماشین نگه میداره و بهش غذا میده. واقعا ما چقدر بخدا اعتماد داریم که خودش میرفـسته!…
حس خوبِ من، محصولِ کارخانه ی اعتـماد من است. به میزانی که اعتـماد داری حس خوب دریافت میکنی. اعتماد نداری پس حس خوب سهمت نیست، چون کارخونه ات تعطیله.کارخونه اعتمادت…
_داشتن بُنیه شهودی چیزی که استاد عرشیانفر درمورد استاد عباسمنش میگن. اینکه ایشون با خورشید درونش اون زمان، به اون اتفاق مرگ فرزندشون نگاه کردند تا از هم نپاشن و بتونن خودشون رو آروم نگه دارند. شُهود گفته بچه ات رفت پیش خدا و اونجا خیلی بیشتر بهش خوش میگذره.دوسال ماموریت داشته پیش شما باشه و بعد رفته همونجایی که ازش اومده. این شهود معنوی استاد رو آروم کرده که انگار بغل گوششون میگفته لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ …
_ این شُهود رو ما باید فـعالش کنیم. خُب چطوری فعالش کنیم؟! با همون نگاهی که من بـخدا اعتماد دارم. خُب چرا بهش اعتماد داری؟! خُب مگه اون بچه رو ما ساختیم، خودش بچه رو بهمون داده. بچه ایی که به طور معجزه آسا بدنیا اومد…
اینکه اون شهود و الهام بتونه، کار کنه دست ماست ما باید به این نقطه برسیم.
_ سید حسین عباسمنش، شما چطوری خودتو در اون اتفاق آروم کردی؟! با همین فکر که همینجوری که خودش بچه رو به ما داد و معجزه آسا اومد، همینجوری هم رفته. حــتما یک خیـری هست.
در شرایطی خبر فوت فرزندشون رو بهشون دادند که ایشون بعد مدت ها از تهران اومده بودن بندعباس و کلی با دوستان شون تدارک دیده بودن و برنامه ریخته بودن خوش بگذرونن. که گوشیشون زنگ میخوره و بدون اینکه خبر رو بگن راه میفتن تووی جاده از بندعباس به سمت تهران…استاد میگن در طول مسیر یک جا نگه داشتند و بی وقفه داشتند، گریه میکردند اینکه اولـش نمیتونی ذهنت رو کنترل کنی. بعد یادم اومد به ادعاهایی که توی سمینارها خودم کرده بودم اینکه بتونه مثل ابراهیم باشه و در مواقع سخت خودشو کنترل کنه. بعـد قـلـبـم بهم گفت یادته تو این حرف ها رو به مردم میزدی؟! مَـردش هستی الان عمل کنی، او بالای سِن سخنرانی کردن و حرف زدن خیلی کار راحتی هست، بیا اینجا ببینم میتونی یا نه. همه ی اتفاق ها یکجوری از قبل رقم خورده بود تا من آماده بشم و دیدن الگویی مثل آقای عشقیار و از دست دادن سه تا پسر جوانش و دیدن شهید شدن هاشون و اینکه ایشون هنوز آرام و زیبا زندگیـشو میکرد و برعکس همسر آقای عشقیار که آلزایمر گرفته بود بخاطر این اتفاق ها و شرایط بدی رو تجربه میکرد.
اینکه استاد حرکت کرد و توی پارک های تهران از پیرمردها میپرسید اگر شما د یک جمله درمورد زندگی به من نصحیت کنید چیه. توی همین حرکت کردن ها بصورت هدایتی با آقای عشقیار آشنا میشن و یکجورایی ذهن شون برای این لحظات آماده شده بود. استاد قدم هاشو برداشته هرکاری بهش گفته میشده و به ظاهر کارهای مهمی بنظر نمیرسیده رو انجام میداده. این فرق استاد با خیلی از ما هاست. با منه من چند وقته متوجه شدم یکسری ایده ها که احتمالا الهام و قدم هایی هست که باید بردارم رو برنمیدارم چون ظاهرا اصلا مهم و بزرگ و خاص نیستند. یعنی من قدم هامو نصفه نیمه برمیدارم، من اون کلیدهایی که میخواد در این بازی زندگی یکجایی یک در خفن و یک صندوقچه رو برام براحتی باز کنه رو همیشه دنبال نکردم و بعد به سختی میفتم چون در طول مسیر شاید همون کار به ظاهر بیخود و بی اهمیت رو انجام ندادم. یعنی من پرش دارم بین عمل کردن بین ایده های قلبم با ایده های مغزم. یکجاهایی با ذهن تحلیل گر و نجواهای شیطان یکسری ایده های الهامی و قدم های کوچیک رو برنداشتم. و اینجوری میشه که هنوز من اینقدر آسان نشدم برای آسانی ها. چون یکجاهایی همون شیطان که تصمیم منو تغییر داد یا نذاشت یک ایده ساده رو انجام بدم با این انجام ندادن ها اجازه دادم سنگ جلوی پام بندازه و یکم هنوز مسیر دست انداز داشته باشه. خیلی از قبل خودم بهتر شدم اما الان میفهمم من خیلی آدم شهودی نیستم و شاید برای همین کارم سخت میشه تا این ذهن منطقی رو که یک عمر فرمان دستش رو کنترل کنم اصلا ناخودآگاه و بصورت پیش فرض فرمان دست مغز و منطق و عقل منه. من خیلی باید روی این بُنیـه شهودی و عمل به الهامات کار کنم. خیلی باید تمرین کنم خیلی باید بیشتر جدی بگیرم و اینقدر روی مغز و عقل ناقص خودم حساب نکنم. باید خیلی حواسـم باشه تا کم کم صدای الهام درونی برام بلندتر از نجوا و صدای مغز و شیطان بشه.
_ مغز کارش نجواست، مغز یک دقیقه هم نمیتونه ما رو آروم کنه.
کلمه الهام از ریشه «ل ـ هـ ـ م» فرهنگنویسان عربی، «لَهْم» را «بلعیدن به یکباره» و «بلعیدن» معنا کردهاند.
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها «1»
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها «2»
وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها «3»
وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها «4»
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها «5»
وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها «6»
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها «7»
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها «8»
«1» به خورشید سوگند و گسترش نور آن.
«2» به ماه سوگند، آنگاه که از پى خورشید در آید.
«3» به روز سوگند آنگاه که زمین را روشن سازد.
«4» به شب سوگند، آنگاه که زمین را بپوشاند.
«5» به آسمان سوگند و آنکه آن را بنا کرد.
«6» به زمین سوگند و آنکه آن را گسترانید.
«7» به نفس سوگند و آنکه آن را سامان داد.
«8» پس پلیدىها و پاکىهایش را به او الهام کرد.
_ریشه وحی بارها و بارها اومده و استاد وقتی داشتند در مورد ریشه الهام و وحی تحقیق میکردند رسیدند به کلمه قـلـب
در دلِ آنان بیماریِ [سختی از نفاق] است، پس خدا به کیفرِ نفاقشان بر بیماریشان افزود، و برای آنان در برابر آنچه همواره دروغ می گفتند، عذابی دردناک است. «سوره بقره آیه 10»
[بازگشتگان به سوی خدا] کسانی [هستند] که ایمان آوردند و دل هایشان به یاد خدا آرام می گیرد، آگاه باشید! دل ها فقط به یاد خدا آرام می گیرد. «سوره رعد آیه 28»
آیا در زمین گردش نکرده اند تا برای آنان دل هایی [بیدار و بینا] پیدا شود که با آن بیندیشند یا گوش هایی که با آن [اندرزها را] بشنوند؟ حقیقت این است که دیده ها کور نیست بلکه دل هایی که در سینه هاست، کور است! «سوره حج ایه 46»
.
.
.
بعد بررسی کل آیات مربوطه استاد متوجه شدند که ارتباطی بین قلب و هدایت وجود داره. این چه قلبی هست؟ در قرآن به قلب فیزیکی که در سینه میتپه رو میگه فوأد.
وقتی در قرآن از کلمه “قلب” استفاده کرده به معنی یک جایگاه معنوی یا دستگاه دریافت کننده الهامات هست.
اما من باید بخواهم تا ایمانم بیشتر بشه.
خداوند هدایـتگر همه هست، اما به سمتی که خودشون بخواهند. مــا اصــلـیم اون انرژی اون فقط وقتی با تو صحبت میکنه که تو آماده باشی، اگـر تو آماده نباشی اون با تو صحبت نمیکنه.
یکی از پیامبرپرسید که داستان فلان چیز چیه؟ پیامبر گفت من فردا بهتون میگم. تا 40 روز به پیامبر الهام نشد. چرا الهام نشد. چون قطع کرد. چون فکر میکرد هر وقت بخواد بهش داده میشه، نه اینجوری نیست هـر وقت آماده باشی بهت داده میشه. هر وقت از لحاظ فرکانسی آماده بشی بهت گفته می شود.
پیامبران خدا رو انتخاب کردند نه اینکه خداوند پیامبران رو انتخاب کرده.
تفاوت زیاده بین این دو کلمه.
و همینطور تفاوت هست بین کلمات مشیت و اراده و خواست خداوند…
ما مثل رادیو هستیم. اگر روی اون موج خاص نباشیم، پیام خداوند رو دریافت نمیکنیم.اون موج اسمــش چیه؟!موج آرامش
وقتی شما آرام هستی خدا با شما صحبت میکنه و پیام خداوند رو دریافت می کنیم. اول تو باید خودتو آرام کنی بعد اون کمکت میکنه تا آرام تر بشی. تو باید بتونی بر نجواهای ذهنت غلبه کنی وگرنه با خشم و عصبانیت و … شیطان بر تو مسلط میشه…
ای خدای مهربانم منــو روی موج آرامش استوارتر کن، خودت کمکم کن تا از این موج خارج شدم سریع خودم تنظیم کنم تو میدونی من ضعیف و فراموشکارم پس تنها از تو یاری میجویم کمکـم کن حواسم باشه. من میخوام این رابطه برقرار باشه: قلب آرام= دریافت الهامات الهی خدایا کمکم کن تا حواسم به این رابطه هم باشه: قلب ناآرام= دریافت نجواهای شیطانی . من میخوام هم جهت با جریان تو و مسیر تو در موجی که دریافت کنم پیام های تو رو قرار بگیرم هر بار بیشتر و بهتر، هربار با ایمان تر و قوی تر…
چقدر ازت ممنون و سپاسگزارم که وجود پرمهرت اینجا برام ردپا گذاشتی. واقعا سورپرایز شدم.
در حالی اومدم توی سایت که در سفر تو جمع دوستان همسرم اصطلاح عشق بوقلمونی رو گفت و یادم از کامنت خودم روی اون قسمت در این موضوع افتاد، خدا اینجوری هدایتم کرد بیام گوشیمو بردارم و سرچ کنم تا بتونم دیدگاه مرتبط با اون اصطلاح رو پیدا کنم،(اولین کامنت که اومد بالا، کامنت آذر 1399 خودم بودم، چقدر کیف کردم و بعد به دوستان گفتم و کامنتم رو خوندم تا اونا هم بدونن منظورم از عشق بوقلمونی چی بود) و در همین حین، چه همزمانی شد و دیدم آخ جون نقطه آبی رنگ دارم…
و الان کامنت پر مهر شما زکیه قشنگم رو خوندم و لذت بردم و سرشار از حس قدردانی شدم برای وجودت، برای کامنت گذاشتنت و این توجه خوبت به نکات ردپای نوشته شده ی من،… رفتم کامنت خودمم خوندم و این فایل به سرعت برام مرور شد و چه پازل قشنگی شد و اون اصطلاح و این کلمه و مفهوم قلب و فواد در قرآن…
✓ آرامش و حس خوب=دریافت الهامات الهی
قلب ناآرام ،حس بد=دریافت نجوای شیطانی
چقدر من ازت ممنون و سپاسگزارم برای یادآوری این نکات طلایی:
و ی چیز خیلی مهمی ک یاد گرفتم
اینکه من باید آماده ی دریافت باشم ک الهامات و دریافت کنم
چقدر قشنگ آخرش گفتی زکیه جان:
آرامش و حس خوبه ،ک نتیجه اش میشه صدای زیباو آرامش بخش خدا
واقعا نمیدونی چقدر خوشحالم الان از خوابم میتونم بزنم اما اینجا توی بهترین جای دنیای خودم، لا به لای کامنت ها و ردپاهای خودم به یاد بیارم و با تو صحبت کنم. دوستانی که برای نوشتن ارزش قائل هستن، تاثیر این ردپاها رو دیدن مثل من، مثل همین کامنتم که گفتم سرچ کردم و دیدمش.
سلام استاد ،خدا خیرت بده ،هر قسمتش برام کلی آگاهی داره ،این بیت به ذهنم اومدبا شنیدن این فایل :برگ درختان سبز در نظر هوشیار ،هر ورقش دفتریست معرفت کردگار .
استاد معرکه گفتین ،من سال ۹۵ با شما اشنا شدم و همیشه دوست داشتم که مثل شما الهامات دریافت کنم ،با وجود دوره قانون آفرینش و اونهمه آگاهی همیشه به دنبال این بودم که مثل شما قلبی الهامات رو دریافت کنم و این موضوع باعث شد که بعدا طی مسائلی با استادی دیگه اشنا بشم که راجع به الهامات زیاد صحبت میکرد و من چیزهایی رو میدیدم در بیرون اما چند سال گذشت تا به این نتیجه برسم که بابا همه چی قلبی نیست ابتدا باید ،کوچکترین الهامات ونشانه های بیرونی از هدایت رو ببینی و درک وتاییدش کنی که خدا داره باهات حرف میزنه تا بزرگتر بشه و حتی قلبی بشه ،که از اول خدا باما حرف میزنه ولی به قول شما ماییم که آماده نیستیم و میگم مثلا از شیوه ی خاصی باید باشه و اگه اونجوری نبود یعنی الهام نیست و سختش میکنیم ولی شما عالی همه چی رو آسون میکنی و این بسیار لذت بخشه ،من این تجربم رو به این خاطر گفتم که بقیه درس بگیرن ومسیر منو نرن و نگن ،حتما به طریق قلبی باشه من قبول دارم و نشانه ها وهدایتهای بیرونی رو تایید نکنن ،من چند سال طول کشید تا متوجه شدم ،استاد خیلی چیزها طول کشید تا متوجه بشم با اینکه خیلیهاش رو شنیده بودم از شما اما به عمل نرسیده بود چون باور نشده بود وتجربه کردم در مسیر قسمتی از اون چیزهایی رو که شما تجربه کرده بودین و الان خوشحالم که متوجه شدم که از کنار هر آگاهی سریع رد نشم و تمرکز ودرکش کنم و تمام سعیم بکنم تا بهش عمل کنم ،،چون یک جاهایی هست مخصوصا اون اوایل فقط عشق آگاهی داشتن داری و میخوای خیلی آگاهی کسب کنی ولی خوب متو جه نیستی که عمرت هم داره میره و آگاهی که عمل بهش نشه مثل اینه که هیچی نمیدونی ،فقط یک چیزی رو شنیدی ،من حتی برای مدتی به دیگران تو گروه قانون جذب مشاوره میدادم ومقداری نتیجه گرفته بودم مخصوصا تو سلامتی و از اونها میگفتم وگاها آگاهی های دیگه ولی خوب از نتایجم در زمینه های دیگه مخصوصا ثروت راضی نبودم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که تمرکز وباورم کافی نبوده که تبدیل به عمل نشده وکلا گروه ها رو ترک کردم و دوباره تمرکز کردم روی خودم و خدا روشکر یک سالی هست یک پیج عالی دارم و در مسیر خودسازی کار میکنم وکلی باور محدود کننده در خودم تشخیص دادم مخصوصا تو زمینه باورهای مذهبی که شما مدتها میگفتین و بالاخره متوجه اهمیت بسیار زیادش شدم و دارم روی یک شغل توش متخصص میشم و همزمان باورهام رو دارم شخم میزنم و البته ایمان دارم میسازم که خدا به عناوین مختلف با آدم حرف میزنه و تا اینجا عالی بوده ،انشاالله همه بچه های سایت زود به این نقطه برسن و پیشرفت هاشون چشمگیر باشه ،چون تجربه بد را تجربه کردن خطاست ،در کل الان رسیدم به اون نقطه ای که شما میگفتین ،وقتی میفهی کجای ماشین خرابه ،خیالت راحت میشه .شاد باشین .
خدارو بی نهایته بی نهایت شکر شکر شکرررر ک در مدار شنیدن این صحبتهای ارزشمند بودم
استادم باید صحبتهای شما رو با آب طلا نوشت
آخه کی مثل شما تا این حد مهارت درک قانون رو داره؟؟
کیه که مثل شما تا این حد به قوانین الهی عمل کنه و در این حد سیستمی به همه جیز نکاه کنه؟؟
کیه ک مثل شما قرآن رو اینقدر مطابق قانون بررسی کرده باشه و آیه به آیه و کلمه به کلمه ش رو درس گرفته باشه درک کرده باشه؟؟؟
الحق ک شما استادم پیام آور زمانه هستید و خدارو بی نهایت بار شکر ک در زمانه شما زندگی میکنم
خوشبحال آیندگانی ک بتونن صدای شما و فایلهای شما رو بشنون و ب کار ببندن
استاد جانم حداقل من هیچ استادی رو ندیدم که اینطور نگاهش به جهان ب قرآن به خداوند به معجزات به پیامبران ، نگاه سیستمی و نگاه از قالب قانون بوده باشه و به دور از هر احساسات و تعصب و بت کردنی همه چیز رو بررسی کنه تحقیق کنه و در اختیار بقیه بذاره
هر کلام شما هر فایل رایگان شما انقدر ارزشمنده ک نمیشه روش قیمت گذاشت و من چقدر خوشبختم ک دارم میشنومتون
قدر دانتون هستم
..
هر نعمتی از سمت خداست .وقتی خودش داده پس هر زمان هم بگیره نباید شاکی بشم و باید ب حکمتش به خیریتی ک توش هست ایمان داشته باشم چون اوست ک فرمانرواست و من فرمانبردار
وظیفه من فقط اینه ک در احساس خوب باشم و بهش اعتماد داشته باشم
اینطوری میتونم صدای هدایتش رو واضح تر بشنوم
با اعتماد کردن
استاد عزیزم این چقدر برای من درس دلشت این حرف شما
اینکه باید اعتماد داشته باشم و باور الخیر فی ما وقع رو با تمام وجودم باور کنم
چقدر این روزها به شنیدن این صحبتها نیاز داشتم و چقدر زیبا خداوندم هرکسی رو به اندازه وسعش تکلیف و ازمایش میکنه
مدتی بود ک مشغول کار مورد علاقم بودم و واقعا تمرکزم بر نکات مثبت بود و داشتم لذت میبردم از کارم
اما چندروز پیش خیلی یهویی سر یه مساله خیلی کوچیک رئیسم گفت از فردا دیگه نیاین باهاتون تسویه میکنم. منم گفتم باشه
من همون روز این فایل و فایل قبلی راجبه باور الخیر فی ما وقع رو شنیده بودم
وقتی این اتفاق افتاد ب خدا قسم فقط چند لحظه شاید در حد ۳۰ ثانیه فکرمو درگیر کرد و سریع ب خودم اومدم و گفتم الخیر فی ما وقع
حتما قراره اتفاقات بهتری برام بیفته و ایده های بهتر جای بهتر کار بهتر درامد بیشتر نصیبم بشه
خلاصه ک تو این چندروز خیلی احساسمو خوب نگه داشتم
همکارم میگفت بهش زنگ بزن دلجویی کن و ببین دلیلش چیه و بذاره برگردی سر کار
ولی من قبول نکردم . گفتم مگه به حرف منه؟؟ مگه به اصرار کردنه؟
همه چیز فرکانسه.
اگر من با اون محیط و اون کار هم فرکانس باشم قطعا اونجا خواهم موند و اگر نه جای بهتر کار بهتر
خلاصه احساسم این چندروز عالی بود و ایمان داشتم ک نتیجه به نفع من برمیگرده
نتیجه این شد ک دیروز یه ایده عااالی بهم داده شد در راستای کارم ک بابتش قدم اول رو برداشتم و اقدام کردم و بی نهایت خوشحالم ک قراره چ اتفاقات خوبی برام رخ بده
و امروز…
وای خدای من
امروز رییسم خودش زنگ زد بهم بدون اینکه من درخواستی کنم یا تماسی بگیرم
زنگ زد گفت:دوس دارین برگردین سر کارتون؟؟
منم گفتم خیلی…
به همین راحتی احساس خوب ، نتیجه رو به نفع من تغییر داد
ای خدای من شکرت
همین امروز توی تمرین ستاره قطبیم از خدا خواسته بودم به اتفاقی بیفته ک ایمانم به قانون قوی تر بشه. و نیم ساعت بعدش این اتفاق افتاد
استاد جاااانم چقدر این آموزه ها داره در متن زندگی من جاری میشه
دارم تفاوت عملکردم تفاوت ذهنیتم و کنترل ذهن و احساسم رو واضح درک میکنم
از خدا میخوام ایمانم رو قوی تر کنه و تو این مسیر ثابت قدم باشم
بعد از مدتها دوباره به صورت هدایتی اومدم این مجموعه فایلها رو مجدد گوش دادم و چه غوغایی در درونم ایجاد کرده احساس میکنم قلبم گشوده شده قشنگ باز شدن دریچه های قلبم رو احساس میکنم در روزهایی به سر میبرم که تضادی ذهنمو درگیر کرده و خوب میدونستم که وظیفمه حالمو خوب کنم سال جدید شروع شده و من از شب عید به این تضاد برخوردم که صابخونه بهمون گفته پاشید راستش اصلا آشنایی من با استاد ی ماجرای معجزه وار بود که تهش منو در راستای همون تکامل رسوندم به این خونه قبلش من به علت افکارم بلاهایی به سرم آورده بودم که به مدت شش ماه توی خونه که چی بگم ی خونه نیمه کاره که شبهای زمستون وقتی بارون میومد چون نیمه ساز بود از ریختن بارون از جای جای خونه بیدار میشدم تو همون شرایط با استاد رفاقتم عمیقتر شده بود و اصلا روز و شب فایلای ایشونو گوش میدادم انگار خدا داشت باهام حرف میزد شرایط هم جوری پیش رفته بود که از هیچ کس کمک نخوام و فقط کار و کار من و همسرم کار میکردیم صبح تا عصر و بعد میومدیم خونه و من خوشحال از اینکه لااقل گاز پیک نیکی داریم نمیدونم خودمم متحیرم چجوری تونستم اون شرایط رو تحمل کنم منی که شرایط زندگیم توی مجردی عالی و رویایی بود تو خونه پدرم شاهانه زندگی میکردم و دست روزگار و افکارم و باورهام منو کشوندن به اون شرایط سخت که حتی خونواده هامونم خبر نداشتن من از اون شرایط با کمک دستی از دستان خدا به صورت هدایتی اومدم به این خونه که عین بهشت میمونه از بهترین مناطق شهر کرج محله عالی و شیک خونه نوساز همسایه ها عالی منی که حموم نداشتم تو اون خونه و میرفتم خونه دوستام حموم اینجا چنان حموم شیکی داشت که هربار میرفتم زیر دوش شکر میکردم اصلا رویایی با مبلغ پیش و اجاره باورنکردنی سه سال تموم اینجا نشستیم سال دوم اصلا به مبلغ پیشمون اضافه نکرد سال سوم هم ی مبلغ ناچیزی بهش اضافه کرد که هرکس میشنید باور نمیکرد میگفتن صابخونه شما از دنیا بیخبره انگار اما من که میدونستم از کجا آب میخوره شرایطم روز به روز بهتر شد دوره 12 قدمو خریدم و اوضاعم بهتر و بهتر شد کاری عالی که هرکسی آرزوشه و غیره این روزا که صابخونه عذر ما رو خواسته خیلی تلاش میکردم بهش فکر نکنم تا حالم بد نشه دروغ چرا اصلا یادش میفتادم قلبم از نگرانی میخواست واسته چون من مبلغ پیش خیلی زیادی ندارم و کمی نگران میشم اما همش میگه کسی که برات این خونه رو اوکی کرد معجزه هاشو هزاران بار دیدی عوض نشده همونه بهش اعتماد کن حتما برات بهترشو در نظر داره اما از دیشب این فایلها رو که گوش دادم ایمانی در من فوران کرده که وصفش سخته برام ایمان دارم از ته قلبم یکی داره میگه نرگس قراره ی اتفاق ی معجزه بزرگ بیفته برات کم نیار فقط تسلیم باش و هدایت رو بپذیر همون خدایی که برای کوچکترین مسایل هدایتت میکنه بازم کنارته
اینا رو نوشتم تا هم بعد از مدتها کامنت گذاشته باشم به عنوان رد پا از خودم و هم برای یادآوری اینکه کجا بودم و به کجا رسیدم و یقین دارم سالهای بعد نتایجم رویایی خواهد بود اگر از مسیر منحرف نشم الهی شکر در مسیر استاد هستم در صراط مستقیم راهی که در اون نعمتها قرار گرفته
سلام عزیزم کامنتت باعث شد دوباره کامنت خودمو بخونم و از خودم ممنونم که توی اون روزها حالمو خوب نگه داشتم! صدی عزیزم من دنبال خونه گشتم خیلی اما ته دلم اروم بودم میدونستم خدا کمکم میکنه ی روز عصر از کار میومدم که مدیر ساختمون رو دیدم ازم پرسید دارین میرین از اینجا گفتم آره گفت الان صاحبخونتوتو دیدم میگفت اگه فلان قدر اجاره بدن من از خدامه همینا بمونن شما واقعا دارین میرین و من یهو برق سه فاز از سرم پرید از خوشحالی گفتم والا ما از خدامونه بمونیم با این شرایطم اوکیم اما خودشون گفتن دارن آشناشونو میارن خلاصه بگم رفتیم صحبت کردیم با شرایطی عالی همینجا موندیم و الان تو همون خونه دارم بهت جواب میدم و بهت میگم استاد همیشه میگه اعراض کن از مشکلت واقعا توکل و کنترل ذهن وقتی نمیدونی چکار باید کنی جوابه عزیزم من همیشه تو جاهایی که کم آوردم ایه های سوره طلاق بهم امید داده من یتق الله یجعل له مخرجا هرکس کنترل ذهن داشته باشه براش راه خروج قرار میدیم و … سپاس از کامنتتون
سلام به استاد عزیزم وبه مریم جان وخانواده عباسمنشیم.
کلید:اجرای توکل در عمل.
فایل:گفتگوی استاد با دوستان 52
این بار داستان، داستان شهود والهامه به چه کسی الهام می شه کسی که ظرفش اماده باشه چطوری ظرف اماده می شه با ارامش وارامش با کنترل ذهن با کنترل ورودیها با فرکانس درست ودر راسش با توکل وایمان به پروردگار ورب ودادن قدرت به او.
خداوند همواره همه موجودات را هدایت می کند کُل نُمد همه اما این ما هستیم که تصمیم می گیریم به کدام سمت هدایت شویم به نیکی یا بدی به بهشت یا جهنم در هر مسیر وموجی قرار بگیری خداوند تورا دران مسیر هدایت می کند .
حتی پیامبران هم چون خودشون رو اماده کردن روی خودشون کار کردن ظرف وجودیشون رو افزایش دادن الهام و وحی رو دریافت کردن و به مقام پیامبری رسیدند.
اینکه کسی تا آخر عمرش در بدبختی زندگی می کنی به معنی این نیست که خدا نیست بلکه او نیست در مسیر خدا نیست وگرنه هدایت می شد.
همه ما انسانها دارای اختیار کامل هستیم وما هستیم که تصمیم می گیریم در کدام مسیر هدایت شویم .
اگه تصمیم رو با ذهن ومنطق بگذاریم همواره در ترس و شکست هستیم اما اگه اجازه بدیم خدا هدایتمون کنه بر قلبمون پیام بفرسته بشنویم وحرکت کنیم در اون موقع پیروز وخوشبختیم.ودر زمان تضاد سعی کنیم زود خود وخدارو پیدا کرده از ان حالت بیرون بیایم.
خدایا شکرت به خاطر این هدایت شدم به این سایت خدایا شکرت به خاطر اینکه مقاومت ذهنیم من در مورد اطلاعات جدید خیلی کم شده خدایا شکرت به خاطر این حد از دوست داشتن خودم که در مسیر توحیدی قدم بردارم واحساحس خوشبختیم از درون خودم احساحس کنم نه از بیرون واین باورهای محدود کننده رو همیشه فکر می کردم یه چیزی رو واسطه خودم وخداوند بدونم رو فراموش،کنم تنها رو اتصال با رب درون خودم هست دست رسی اسان وراحت و بدون واسطه خدایا شکرت من خودم با بر خورد یک تضاد تو زندگی که زیر بار حجمی از فرکانس های منفی وفکرهای شیطانی وباورهای نادرست قرار کرفتم از روی عدم اگاهی از قوانین ولی خدایا شکرت وقتی مقایسه میکنم خودم رو با گذشته خودم احساحسم خیلی خوب میشود که هیج گونه اتقاقی برایم نمی افتد این ها فقط نجوهای ذهنم بودن که طریق بر بر خورد با انها رو بلد نبودم ولی ولی خدایا شکرت با در کلمه حزن در قران که کار شطیان فقط نگران کردن شما هست مهربانی خداوند رو در درونم خودم بیشتر احساحس میکنم وکنترل ذهنم راحت شده و دیگه مثل گذشته با باورعای محدود کننده عمل نمیکنم وبه خودم اهمیت میدم واز درون با خدای خودم در ارتباطم واین در مسیر تکاملی خودم این توان رو درون خودم مبینم که توی هر مرحله زندگی برای هماهنک شدن ویک پارچکی درونی توان عمل کردن به الهمات خداوند درام مطعنم خداوند در انتخابش،اشتباه نکرده شاید من دوچار اشتباه شدم و نجوهای ذهن مرا به بیهراه کشنده ولی قدرت درونی من خیلی بیدار شده واین بیداری درونی به امید خداوند هوشیاری من کمک میکند که خیلی سریع تر ودرست الهمات خداوند دریافت کنم وعمل کنم خدایا شکرت نیازی نیست کاره رو بیرون وشیوه گذشته عمل کنم تا خداوتد کاری برای بنکنه اون خداوند به واون شکل گذشته هیچ کاری برای من نکرد الان شیوه قانون وعمل درونم کنم
سلام استاد عزیزم
و استاد عرشیانفر عزیز که بسیار ساده و روان قوانین رو برای ما توضیح میدن
اگر ما به خداوند اعتماد داریم
میتونیم هرچیزی که در زنگیمون هست رو از جانب خداوند ببینیم
و یادمون نره که همواره خدایی هست
و هر شرایطی از کسی چیزی یا مکانی برای ما اتفاق میوفته
به خاطر فرکانسی هست که اون مکان داره
ما نباید فرکانس افراد رو با فرکانس خودمون قاطی کنیم و به قول استاد نگاه نقطه ای داشته باشیم
و بگیم نه اگه من خوب فکر میکردم این شخص هم با من خوب برخورد میکرد
خیر فرکانس های ما صرفا نباید مثبت باشه به قول استاد همیشه باید یه جنس بدبینی هم توی ذهنمون باشه تا افراد بد دور بمونیم
اون شخص داره
و ما نباید ناراحت بشیم و احساس گناه بکنیم خودخوری بکنیم که ما چون درست عمل نکردیم به قانون همچین اتفاقی برای ما افتاده
نه احساس گناه مخرب ترین فرکانس رو داره
و یا اینکه سعی کنیم شرایط موجود رو تغییر بدیم
اون مکان رو
اون شخص رو
یا اون روش رو
یا هر چیزی
یه جاهایی وقتی که میبینی داری درست عمل میکنی ولی شرایط درست نمیشه و کاملا برعکس برات اتفاق میوفته به نظرم وقت اینه که آدم مهاجرت کنه وخودشو به جای بهتری ببره
به قول استاد اون کاری که میدونی غلطه رو باید قطع کنی
اون جایی که میدونی اشتباهه باید نری
از خوبیهاش تشکر کنی
ولی یادت باشه که وقت مهاجرت فرا رسیده و باید خودتو ببری به محیط بهتر
باید تغییر رو شروع کنی
مثلا استاد عزیز توی ایران خیلی پیشرفت کردن
ولی همواره یکسری تضاد هایی داشتن
نگفتن که نه من باید توی ایران بمونم اگه من درست به قانون عمل کنم ایران صدرصد برام بهشت میشه
گفتن فرکانس فعلی این مکان اینقدره من اینجارو تغییر نمیدم بلکه خودمو تغییر میدم
تغییر به معنای رها کردن وابستگی و ایجاد باور فراوانی
بعضی وقتا آدم اشتباه میفهمه قانون رو و این اشتباه فهمیدن نشانس اینه که شروع میکنه به خودخوری و درکیر شدن با خودش که چرا اینجا اینجوری شد برای من
و از خودش نا امید میشه و احساس گناه پیدا میکنه که اره به خاطر فلان فرکانس منفی من بود به خاطر فلان کنترل نکردن ذهن من بود که این آدم اینجوری برخورد کرد
درحالی که این نگاه اشتباه و آدم باید مسئول صدرصد زندکی خودش رو به عهوه بگیره نه زندگی دیگران رو
اگه فلان کس در زندگی تو نامناسبه به اون آدم ربط نداره بزار اون هرجوری که میخواد باشه تو باید تغییر کنی و احساس ارزشمندی خودتو ببری بالا
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
امشب به صورت هدایتی بعدازاتفاقات خوب امروزم این فایل نشانه امروزمن رو،زدم فایل گفتگواستادعباس منش عزیزبااستادعرشیانفرعزیزاومدبالا ومن هم زدم عقب تاازاول گفتگوهاببینم وگوش بدم ولذت ببرم تااین فایل رسیدو،وقتی که استادعرشیانفرگفت تشنج ،یادروزهایی افتادم که درقم زندگی میکردم وپسرم بیماری سرع داشت (تشنج شدید )آخرتشنج دیگه امابنده باایمان واعتماد قلبیم به خدام وباقدرت تلقین پسرم روبعداز4سال کش مکش خوبه خوب
کردم والان خداروشکر15سالش هست وازسال1398تاالان خوبه خوب هست بدون یک قرص وهمکارم هم هست وخواستم بگم استادعرشیانفرعزیزم ، هستندآدم هایی که درهمین ایران زندگی میکنندوالبته نمیگم ابراهیم یازینب میشن اما میتونن ذهنشون روکنترل کنندوبقول استادکم کم طبق قانون تکامل یک مقدارحالشون روخوب کنندتابه آرامش برسندبعد،اتفاقات خوب رغم خواهدخورد/مثل خوداستادعباس منش عزیزم زمانی که فرزندشان راازدست دادن اماباکنترل ذهنش جهانش روتغییرداد/واینم بگم همین پسرم که اسمش عرشیاهست مثل پسراستادعباس منش هم زیبابودهم ساکت وهم ناخواسته به دنبااومدوحقیقتاخیلی بچه بیماریهایی عجیب وعریبی میگرفت و3بارهم مرد وزنده شد که اونم داستان دارد و….
واین اتفاقات به شکل ظاهربدزندگی گذشته من که خیلی خیلی درسهاتوش برام داشت روهمیشه یادآوری به خودم میکنم چون یکی ازبزرگترین درسهای زندگیم بودوازخداوندبی نهایت سپاسگزارم وازاین داستانهای هدایتی درزندگیم خیلی بوده درگذشته ام وهنوزم هست وهمشون برای نزدیک شدن قلب من به خدابه صورت قدم به قدم بوده وبی نهایت خوشحال هستم وشکرگزار..
ازشمادواستادباارزش وباحال بی نهایت سپاسگزارم وخیلی لذت میبرم ازکلام زیباتون
یاحق///
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به شما استاد عزیز و گرانقدرم، سلام به همه دوستان خوب و اعضای صمیمی خانواده عباسمنش که هر کدوم مون در مسیر تکامل خودمون در تلاش هستیم تا هر بار رشد کنیم و به ظرف درک و آگاهی هامون بیفزاییم و آماده دریافت نعمت های بی پایان و بی انتهای الهی بشـیم.چقدر اینجا قشنــگه، چقدر سپاسگزارم این بـهترین جای دنیای خودم هستم. که همه سعی میکنیم با تمام نقاط ضعف و چالش ها و بالا و پایین های زندگی مون خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنیم.جایی که داریم یاد میگیریم فقط به خدا اعتقاد نداشته باشیم بلکه اعتماد کردن بـخدا رو تمرین می کنیم. جایی که جهت همه رو به سمت خداست و هدف مون اینه تا فکر خدا رو بیشتر بفهمیم، تا خدا بهتر درک کنیم، قوانینـش رو درک کنیم…اینجا جایی هست که منـو از منِ قدیمم داره هربار متمایزتر میکنه…جایی که صحبت ها و مباحثه ها هم ختم میشه خدا و درک قوانین خدا و پیشرفت و رشد و حال خوب.
از استاد عزیزم خیلی سپاسگزارم برای شرکت در همچین برنامه ها و دعوت های خوب، سپاسگزارم از استاد عرشیانفر عزیز برای ایجاد و این دعوت خوب، برای این ویرایش ها و تدوین ها و پروژه های گام به گام.واقعا خیلی سپاسگزار تک تک شما عزیزانی که حتی من نمیدونم چه کسانی هستند تا باعث شده همچین فایل های با کیفیت و پرمحتوا و پرمغزی به دستم برسه. حتی سازنده همین لپ تاپم، کسی که اینترنت رو اختراع کرده حتی…واقعا پر از احساس خوب و قدردانی ام از همه چیز و همه کس برای این همه سخاوت و عشق و دوستی…
_ چقدر استاد عرشیانفر قشنگ گفتن که: مـا باور داریم که حس خوب محصول یک ایدئولوژی هست. ایدئولوژی (Ideology) که جمله اش رو استاد جان به در و دیوار خونه شون چسبونده IN GOD WE TRUST ما بخدا اعتماد داریم
_ خواهش میکنم یکی دوسال روی کلمه ” اعــتـماد” توقف کنیم. اینکه من چـقدر بخدا اعـتـماد دارم؟!
مثال بچه دوساله شیرینی که خدا میاد و ازت میگیره اونجا تو به چی اعتماد داری که لب به اعتراض باز نمیکنی؟! اینکه بچه رو خودش داده، خودشم گرفته. مــن به حِـکمتـش اعتماد دارم.
پیشنهاد استاد عرشیانفر اینه که بشینیم فکر کنیم من چقدر به خدا اعتماد دارم؟! تا به کجا بخدا اعتـماد دارم؟!
مثال غذا دادن به اون کارتن خواب معتاد پررویی که با زبون معتادیش در جواب اینکه بهش میگن بیا یک دونه غذا بگیر و میگه تو بیا و یکجورایی غذا اینجوری بهش داده نمیشه. بعد برمیگرده میگه: خودش میـرفـسته. و بعد چند دقیقه یک ماشین نگه میداره و بهش غذا میده. واقعا ما چقدر بخدا اعتماد داریم که خودش میرفـسته!…
حس خوبِ من، محصولِ کارخانه ی اعتـماد من است. به میزانی که اعتـماد داری حس خوب دریافت میکنی. اعتماد نداری پس حس خوب سهمت نیست، چون کارخونه ات تعطیله.کارخونه اعتمادت…
_داشتن بُنیه شهودی چیزی که استاد عرشیانفر درمورد استاد عباسمنش میگن. اینکه ایشون با خورشید درونش اون زمان، به اون اتفاق مرگ فرزندشون نگاه کردند تا از هم نپاشن و بتونن خودشون رو آروم نگه دارند. شُهود گفته بچه ات رفت پیش خدا و اونجا خیلی بیشتر بهش خوش میگذره.دوسال ماموریت داشته پیش شما باشه و بعد رفته همونجایی که ازش اومده. این شهود معنوی استاد رو آروم کرده که انگار بغل گوششون میگفته لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ …
_ این شُهود رو ما باید فـعالش کنیم. خُب چطوری فعالش کنیم؟! با همون نگاهی که من بـخدا اعتماد دارم. خُب چرا بهش اعتماد داری؟! خُب مگه اون بچه رو ما ساختیم، خودش بچه رو بهمون داده. بچه ایی که به طور معجزه آسا بدنیا اومد…
اینکه اون شهود و الهام بتونه، کار کنه دست ماست ما باید به این نقطه برسیم.
_ سید حسین عباسمنش، شما چطوری خودتو در اون اتفاق آروم کردی؟! با همین فکر که همینجوری که خودش بچه رو به ما داد و معجزه آسا اومد، همینجوری هم رفته. حــتما یک خیـری هست.
در شرایطی خبر فوت فرزندشون رو بهشون دادند که ایشون بعد مدت ها از تهران اومده بودن بندعباس و کلی با دوستان شون تدارک دیده بودن و برنامه ریخته بودن خوش بگذرونن. که گوشیشون زنگ میخوره و بدون اینکه خبر رو بگن راه میفتن تووی جاده از بندعباس به سمت تهران…استاد میگن در طول مسیر یک جا نگه داشتند و بی وقفه داشتند، گریه میکردند اینکه اولـش نمیتونی ذهنت رو کنترل کنی. بعد یادم اومد به ادعاهایی که توی سمینارها خودم کرده بودم اینکه بتونه مثل ابراهیم باشه و در مواقع سخت خودشو کنترل کنه. بعـد قـلـبـم بهم گفت یادته تو این حرف ها رو به مردم میزدی؟! مَـردش هستی الان عمل کنی، او بالای سِن سخنرانی کردن و حرف زدن خیلی کار راحتی هست، بیا اینجا ببینم میتونی یا نه. همه ی اتفاق ها یکجوری از قبل رقم خورده بود تا من آماده بشم و دیدن الگویی مثل آقای عشقیار و از دست دادن سه تا پسر جوانش و دیدن شهید شدن هاشون و اینکه ایشون هنوز آرام و زیبا زندگیـشو میکرد و برعکس همسر آقای عشقیار که آلزایمر گرفته بود بخاطر این اتفاق ها و شرایط بدی رو تجربه میکرد.
اینکه استاد حرکت کرد و توی پارک های تهران از پیرمردها میپرسید اگر شما د یک جمله درمورد زندگی به من نصحیت کنید چیه. توی همین حرکت کردن ها بصورت هدایتی با آقای عشقیار آشنا میشن و یکجورایی ذهن شون برای این لحظات آماده شده بود. استاد قدم هاشو برداشته هرکاری بهش گفته میشده و به ظاهر کارهای مهمی بنظر نمیرسیده رو انجام میداده. این فرق استاد با خیلی از ما هاست. با منه من چند وقته متوجه شدم یکسری ایده ها که احتمالا الهام و قدم هایی هست که باید بردارم رو برنمیدارم چون ظاهرا اصلا مهم و بزرگ و خاص نیستند. یعنی من قدم هامو نصفه نیمه برمیدارم، من اون کلیدهایی که میخواد در این بازی زندگی یکجایی یک در خفن و یک صندوقچه رو برام براحتی باز کنه رو همیشه دنبال نکردم و بعد به سختی میفتم چون در طول مسیر شاید همون کار به ظاهر بیخود و بی اهمیت رو انجام ندادم. یعنی من پرش دارم بین عمل کردن بین ایده های قلبم با ایده های مغزم. یکجاهایی با ذهن تحلیل گر و نجواهای شیطان یکسری ایده های الهامی و قدم های کوچیک رو برنداشتم. و اینجوری میشه که هنوز من اینقدر آسان نشدم برای آسانی ها. چون یکجاهایی همون شیطان که تصمیم منو تغییر داد یا نذاشت یک ایده ساده رو انجام بدم با این انجام ندادن ها اجازه دادم سنگ جلوی پام بندازه و یکم هنوز مسیر دست انداز داشته باشه. خیلی از قبل خودم بهتر شدم اما الان میفهمم من خیلی آدم شهودی نیستم و شاید برای همین کارم سخت میشه تا این ذهن منطقی رو که یک عمر فرمان دستش رو کنترل کنم اصلا ناخودآگاه و بصورت پیش فرض فرمان دست مغز و منطق و عقل منه. من خیلی باید روی این بُنیـه شهودی و عمل به الهامات کار کنم. خیلی باید تمرین کنم خیلی باید بیشتر جدی بگیرم و اینقدر روی مغز و عقل ناقص خودم حساب نکنم. باید خیلی حواسـم باشه تا کم کم صدای الهام درونی برام بلندتر از نجوا و صدای مغز و شیطان بشه.
_ مغز کارش نجواست، مغز یک دقیقه هم نمیتونه ما رو آروم کنه.
کلمه الهام از ریشه «ل ـ هـ ـ م» فرهنگنویسان عربی، «لَهْم» را «بلعیدن به یکباره» و «بلعیدن» معنا کردهاند.
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها «1»
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها «2»
وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها «3»
وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها «4»
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها «5»
وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها «6»
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها «7»
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها «8»
«1» به خورشید سوگند و گسترش نور آن.
«2» به ماه سوگند، آنگاه که از پى خورشید در آید.
«3» به روز سوگند آنگاه که زمین را روشن سازد.
«4» به شب سوگند، آنگاه که زمین را بپوشاند.
«5» به آسمان سوگند و آنکه آن را بنا کرد.
«6» به زمین سوگند و آنکه آن را گسترانید.
«7» به نفس سوگند و آنکه آن را سامان داد.
«8» پس پلیدىها و پاکىهایش را به او الهام کرد.
_ریشه وحی بارها و بارها اومده و استاد وقتی داشتند در مورد ریشه الهام و وحی تحقیق میکردند رسیدند به کلمه قـلـب
آیاتی مثل:
فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ
در دلِ آنان بیماریِ [سختی از نفاق] است، پس خدا به کیفرِ نفاقشان بر بیماریشان افزود، و برای آنان در برابر آنچه همواره دروغ می گفتند، عذابی دردناک است. «سوره بقره آیه 10»
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
[بازگشتگان به سوی خدا] کسانی [هستند] که ایمان آوردند و دل هایشان به یاد خدا آرام می گیرد، آگاه باشید! دل ها فقط به یاد خدا آرام می گیرد. «سوره رعد آیه 28»
أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ
آیا در زمین گردش نکرده اند تا برای آنان دل هایی [بیدار و بینا] پیدا شود که با آن بیندیشند یا گوش هایی که با آن [اندرزها را] بشنوند؟ حقیقت این است که دیده ها کور نیست بلکه دل هایی که در سینه هاست، کور است! «سوره حج ایه 46»
.
.
.
بعد بررسی کل آیات مربوطه استاد متوجه شدند که ارتباطی بین قلب و هدایت وجود داره. این چه قلبی هست؟ در قرآن به قلب فیزیکی که در سینه میتپه رو میگه فوأد.
وقتی در قرآن از کلمه “قلب” استفاده کرده به معنی یک جایگاه معنوی یا دستگاه دریافت کننده الهامات هست.
اما من باید بخواهم تا ایمانم بیشتر بشه.
خداوند هدایـتگر همه هست، اما به سمتی که خودشون بخواهند. مــا اصــلـیم اون انرژی اون فقط وقتی با تو صحبت میکنه که تو آماده باشی، اگـر تو آماده نباشی اون با تو صحبت نمیکنه.
یکی از پیامبرپرسید که داستان فلان چیز چیه؟ پیامبر گفت من فردا بهتون میگم. تا 40 روز به پیامبر الهام نشد. چرا الهام نشد. چون قطع کرد. چون فکر میکرد هر وقت بخواد بهش داده میشه، نه اینجوری نیست هـر وقت آماده باشی بهت داده میشه. هر وقت از لحاظ فرکانسی آماده بشی بهت گفته می شود.
پیامبران خدا رو انتخاب کردند نه اینکه خداوند پیامبران رو انتخاب کرده.
تفاوت زیاده بین این دو کلمه.
و همینطور تفاوت هست بین کلمات مشیت و اراده و خواست خداوند…
ما مثل رادیو هستیم. اگر روی اون موج خاص نباشیم، پیام خداوند رو دریافت نمیکنیم.اون موج اسمــش چیه؟!موج آرامش
وقتی شما آرام هستی خدا با شما صحبت میکنه و پیام خداوند رو دریافت می کنیم. اول تو باید خودتو آرام کنی بعد اون کمکت میکنه تا آرام تر بشی. تو باید بتونی بر نجواهای ذهنت غلبه کنی وگرنه با خشم و عصبانیت و … شیطان بر تو مسلط میشه…
ای خدای مهربانم منــو روی موج آرامش استوارتر کن، خودت کمکم کن تا از این موج خارج شدم سریع خودم تنظیم کنم تو میدونی من ضعیف و فراموشکارم پس تنها از تو یاری میجویم کمکـم کن حواسم باشه. من میخوام این رابطه برقرار باشه: قلب آرام= دریافت الهامات الهی خدایا کمکم کن تا حواسم به این رابطه هم باشه: قلب ناآرام= دریافت نجواهای شیطانی . من میخوام هم جهت با جریان تو و مسیر تو در موجی که دریافت کنم پیام های تو رو قرار بگیرم هر بار بیشتر و بهتر، هربار با ایمان تر و قوی تر…
بنام خدای رحمان
سلام ب دوست عزیزم فهیمه جان
ازت خیییلی ممنونم بابت کامنت ارزشمندت واگاهی هایی ک ب اشتراک گذاشتی
چقد درک منو از این فایل ارزشمند بیشتر کرد
من متوجه شدم ک خداوند همیشه داره با ماصحبت میکنه و خیر و شرمون و بهمون میگه
منتها این ما هستیم ک باید خودمون رو روی موج خدا تنظیم کنیم
چجوری
با احساس خوب با آرامش با توجه ب زیبایی ها
من اجازه میدم ب خودم ک صدای خداوند و بشنوم
ولی اگه ناراحت یا عصبی باشم این شیطانه ک داره با من حرف میزنه
مرررسی بخاطر آیه هایی ک اوردی در مورد قلب
خیلی حس خوبی بهم داد
حسی شبیه اینکه همه چی دست خودمه
من باید مسیر و انتخاب کنم
همه چی در جهت خواسته ی منه
وخداوند ب انتخاب من احترام میزاره و با قدرت منو ب سمتی ک میخوام هدایت میکنه
و قلب من کاملا اگاهه ب همه چی و جایکاه دریافت الهامه
ک توی قران هم خداوند خیلی واضح اسم فواد و آورده برای قلب فیزیکی
چقد ایمانم ب ادامه ی مسیر و دریافت هدایت بیشتر شد
باید این اصل و رابطه رو همیشه بیاد بیارم
آرامش و حس خوب=دریافت الهامات الهی
قلب ناآرام ،حس بد=دریافت نجوای شیطانی
و ی چیز خیلی مهمی ک یاد گرفتم
اینکه من باید آماده ی دریافت باشم ک الهامات و دریافت کنم
تو اگه پیامبر خدا باشی و قلبت اماده نباشه یا ب عبارتی با فرکانس خدا همجهت نباشی هیچ الهامی و دریافت نمیکنی
نکته ی کلیدی اینجا برای من
آرامش و حس خوبه ،ک نتیجه اش میشه صدای زیباو آرامش بخش خدا
الهی صدهزار مرتبه شکرت
مرررسی ازت رفیق بهشتی قشنگم
عاشقتممممم
سلام به شما دوست ارزشمندم
سلام به شما زکیه لرستانی عزیز
چقدر ازت ممنون و سپاسگزارم که وجود پرمهرت اینجا برام ردپا گذاشتی. واقعا سورپرایز شدم.
در حالی اومدم توی سایت که در سفر تو جمع دوستان همسرم اصطلاح عشق بوقلمونی رو گفت و یادم از کامنت خودم روی اون قسمت در این موضوع افتاد، خدا اینجوری هدایتم کرد بیام گوشیمو بردارم و سرچ کنم تا بتونم دیدگاه مرتبط با اون اصطلاح رو پیدا کنم،(اولین کامنت که اومد بالا، کامنت آذر 1399 خودم بودم، چقدر کیف کردم و بعد به دوستان گفتم و کامنتم رو خوندم تا اونا هم بدونن منظورم از عشق بوقلمونی چی بود) و در همین حین، چه همزمانی شد و دیدم آخ جون نقطه آبی رنگ دارم…
و الان کامنت پر مهر شما زکیه قشنگم رو خوندم و لذت بردم و سرشار از حس قدردانی شدم برای وجودت، برای کامنت گذاشتنت و این توجه خوبت به نکات ردپای نوشته شده ی من،… رفتم کامنت خودمم خوندم و این فایل به سرعت برام مرور شد و چه پازل قشنگی شد و اون اصطلاح و این کلمه و مفهوم قلب و فواد در قرآن…
✓ آرامش و حس خوب=دریافت الهامات الهی
قلب ناآرام ،حس بد=دریافت نجوای شیطانی
چقدر من ازت ممنون و سپاسگزارم برای یادآوری این نکات طلایی:
و ی چیز خیلی مهمی ک یاد گرفتم
اینکه من باید آماده ی دریافت باشم ک الهامات و دریافت کنم
چقدر قشنگ آخرش گفتی زکیه جان:
آرامش و حس خوبه ،ک نتیجه اش میشه صدای زیباو آرامش بخش خدا
واقعا نمیدونی چقدر خوشحالم الان از خوابم میتونم بزنم اما اینجا توی بهترین جای دنیای خودم، لا به لای کامنت ها و ردپاهای خودم به یاد بیارم و با تو صحبت کنم. دوستانی که برای نوشتن ارزش قائل هستن، تاثیر این ردپاها رو دیدن مثل من، مثل همین کامنتم که گفتم سرچ کردم و دیدمش.
دلم میگه لینک دیدگاهم رو اینجا ثبت کنم پــس میگم چــشــم
https://abasmanesh.com/fa/living-in-the-paradise-111/comment-page-2/#comment-700190
زکیه جان با عشق روی ماهت رو میبوسم
ارادتمندت فهیمه
برات صمیمانه از الله یکتا بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم ♡
سلام عزیزدلم
سلاام رفیق قشنگم
خیییلی ازت ممنونم ک باعشق برام پاسخ نوشتی
قشنگ حست و درک میکنم چون خودمم همین حسو دارم هربار ک نقطه ی ابی از بهشت دارم ی پیغام از طرف خدا
وقتی گفتی عشق بوقلمونی حسم گفت باید اون کامنت و بخونی ،گفتم حالا چطور پیداش کنم
خداوند چقد سریع پاسخ درخواستم و داد و لینکش و از قبل برام گذاشته بود
من عاشقتممم
مرسی ک ب قلبت گوش دادی و برام گذاشتی لینک رو :))
این ی هدایت بود از طرف خدای هادی قشنگم
خییلی جالبه ،حین خوندن کامنتت یاد اتفاقی ک امروز برام افتاد ،افتادم
من ب لطف خدا لباسی ک ب خودم قول داده بودم برای عروسی داداشم ، خودم بدوزم و دوختم
و بسیار عالی و زیبا شد
این هدفی بود ک 2 ماه پیش بهم الهام شد
و اولین کار و اولین نمونه دوخت مجلسی هست ک دوختم میخواستم فقط انجامش بدم و اولین قدم و بردارم و اصن خودمم باورم نمیشد ک بتونم از پسش بربیام
ولی خدا هیچ وقت تنهام نذاشت و مرحله ب مرحله مث همیشه هدایتم کرد
،و عشق و انرژی من توی این کار جاریه
خلاصه امروز پوشیدمش و جلوی آینه فیلم گرفتم از خودم با موهای باز
اول تردید داشتم ک این فیلمو پست بزارم چون سرم لخت بود
استین تا ارنج و یقه هم هفت
ولی قلبم میگفت بزار و هیجان و شور و شوق داشت
خلاصه اینجا هم پا روی باورهای مذهبی و احساس گناه گذاشتم و ب
ی اهنگ زیبا از ناصر زینعلی، دوست دارم
هدایت شدم
اون اهنگ خیلی قشنگ نشست رو فیلمم
ولی وقتی ک بارگزاری شد دیدم بدون صدا پست شده
اول حسم بد شد
گفتم حییف شد اصن خوب نشده
بعد گفتم حتما باید بدون صدا پست میشد
چیزی از ارزشمندی کارم ،لباسم کم نمیشه
حتی اگه بدون اهنگ باشه کار من خییلی زیباست
بعد ک آهنگو پلی کردم و گوش میدادم
دیدم حسم تاییدش نمیکنه
چون بوی وابستگی میاد
بوی شرک
بوی حساب کردن روی غیر خدا
قول میدم تادنیا دنیاست تنهات نزارم
واسه ی خوشبختیت حصارمو میزارم،خب دوست دارم
دقیقا همون عشق بوقلمونی ک قشنگ و کامل توضیحش دادی
حتی دوسنداشتم اهنگشو گوش بدم دیگه
اینکه کسی قول بده خوشبختت کنه و حصار برات بزاره چون دوستداره
همین ها دارن باور میسازن دیگه
ک باید یکی بیاد منو خوشبخت کنه
و منو محدود کنه اونوقت اسمشم میزارن عشق
اصلا حسم بد میشه بهش فکر میکنم
احساس خفگی بهم دست میده
چند روز این حسو تجربه کردم البته ن از طرف من ،بلکه از طرف مقابلم
ولی در گذشته خودمم اینجور بودم اصن فکرم مشکل داشت
و فقط حالم وقتی خوب میشد ک طرف مقابل باشه و باهام حرف بزنه
اونوقت حسم ب خودم خوب میشد و میتونستم خودمو دوست داشته باشم
خدایا شکرت بابت این یادآوری
این کامنت فوق العاده ی ک هدایتم کردی و دوست عزیزم فهیمه جان
چقد خوشبختیم ما ک توی این مسیریم
کل خانواده،خواهر هام،خاله و.. تو فکر لباس وفلان ک از هم دیگه خوشگل تر و جذاب تر باشن
من گفتم از این فرصت استفاده میکنم و خودم و مهارتم و بهبود میدم و لباس زیبا خلق میکنم و باعشق میپوشم
اصن مهم نیست برام بقیه چی میگن یا چی میپوشن
من فقط میخوام عشق کنم و لذت ببرم و رقص
پایکوبی کنم :))
خدایا صدهزار مرتبه شکرت هرآنجه دارم ازآن توست
من هیچی از خودم ندارم
من ب هرخیری ازتو بهم برسه سخت فقیرم و محتاج
خییلی ازت ممنونم رفیق قشنگم ممنونم ک باعشق برام نوشتی و این اگاهی ها رو بهم هدیه دادی
عاشقتمممم
سلام استاد ،خدا خیرت بده ،هر قسمتش برام کلی آگاهی داره ،این بیت به ذهنم اومدبا شنیدن این فایل :برگ درختان سبز در نظر هوشیار ،هر ورقش دفتریست معرفت کردگار .
استاد معرکه گفتین ،من سال ۹۵ با شما اشنا شدم و همیشه دوست داشتم که مثل شما الهامات دریافت کنم ،با وجود دوره قانون آفرینش و اونهمه آگاهی همیشه به دنبال این بودم که مثل شما قلبی الهامات رو دریافت کنم و این موضوع باعث شد که بعدا طی مسائلی با استادی دیگه اشنا بشم که راجع به الهامات زیاد صحبت میکرد و من چیزهایی رو میدیدم در بیرون اما چند سال گذشت تا به این نتیجه برسم که بابا همه چی قلبی نیست ابتدا باید ،کوچکترین الهامات ونشانه های بیرونی از هدایت رو ببینی و درک وتاییدش کنی که خدا داره باهات حرف میزنه تا بزرگتر بشه و حتی قلبی بشه ،که از اول خدا باما حرف میزنه ولی به قول شما ماییم که آماده نیستیم و میگم مثلا از شیوه ی خاصی باید باشه و اگه اونجوری نبود یعنی الهام نیست و سختش میکنیم ولی شما عالی همه چی رو آسون میکنی و این بسیار لذت بخشه ،من این تجربم رو به این خاطر گفتم که بقیه درس بگیرن ومسیر منو نرن و نگن ،حتما به طریق قلبی باشه من قبول دارم و نشانه ها وهدایتهای بیرونی رو تایید نکنن ،من چند سال طول کشید تا متوجه شدم ،استاد خیلی چیزها طول کشید تا متوجه بشم با اینکه خیلیهاش رو شنیده بودم از شما اما به عمل نرسیده بود چون باور نشده بود وتجربه کردم در مسیر قسمتی از اون چیزهایی رو که شما تجربه کرده بودین و الان خوشحالم که متوجه شدم که از کنار هر آگاهی سریع رد نشم و تمرکز ودرکش کنم و تمام سعیم بکنم تا بهش عمل کنم ،،چون یک جاهایی هست مخصوصا اون اوایل فقط عشق آگاهی داشتن داری و میخوای خیلی آگاهی کسب کنی ولی خوب متو جه نیستی که عمرت هم داره میره و آگاهی که عمل بهش نشه مثل اینه که هیچی نمیدونی ،فقط یک چیزی رو شنیدی ،من حتی برای مدتی به دیگران تو گروه قانون جذب مشاوره میدادم ومقداری نتیجه گرفته بودم مخصوصا تو سلامتی و از اونها میگفتم وگاها آگاهی های دیگه ولی خوب از نتایجم در زمینه های دیگه مخصوصا ثروت راضی نبودم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که تمرکز وباورم کافی نبوده که تبدیل به عمل نشده وکلا گروه ها رو ترک کردم و دوباره تمرکز کردم روی خودم و خدا روشکر یک سالی هست یک پیج عالی دارم و در مسیر خودسازی کار میکنم وکلی باور محدود کننده در خودم تشخیص دادم مخصوصا تو زمینه باورهای مذهبی که شما مدتها میگفتین و بالاخره متوجه اهمیت بسیار زیادش شدم و دارم روی یک شغل توش متخصص میشم و همزمان باورهام رو دارم شخم میزنم و البته ایمان دارم میسازم که خدا به عناوین مختلف با آدم حرف میزنه و تا اینجا عالی بوده ،انشاالله همه بچه های سایت زود به این نقطه برسن و پیشرفت هاشون چشمگیر باشه ،چون تجربه بد را تجربه کردن خطاست ،در کل الان رسیدم به اون نقطه ای که شما میگفتین ،وقتی میفهی کجای ماشین خرابه ،خیالت راحت میشه .شاد باشین .
به نام خدای رزاق و هدایتگرم
خدایی ک به شددددت مرا کافیست..
سلام بر استاد ترین استادان سلام بر جان من
خدارو بی نهایته بی نهایت شکر شکر شکرررر ک در مدار شنیدن این صحبتهای ارزشمند بودم
استادم باید صحبتهای شما رو با آب طلا نوشت
آخه کی مثل شما تا این حد مهارت درک قانون رو داره؟؟
کیه که مثل شما تا این حد به قوانین الهی عمل کنه و در این حد سیستمی به همه جیز نکاه کنه؟؟
کیه ک مثل شما قرآن رو اینقدر مطابق قانون بررسی کرده باشه و آیه به آیه و کلمه به کلمه ش رو درس گرفته باشه درک کرده باشه؟؟؟
الحق ک شما استادم پیام آور زمانه هستید و خدارو بی نهایت بار شکر ک در زمانه شما زندگی میکنم
خوشبحال آیندگانی ک بتونن صدای شما و فایلهای شما رو بشنون و ب کار ببندن
استاد جانم حداقل من هیچ استادی رو ندیدم که اینطور نگاهش به جهان ب قرآن به خداوند به معجزات به پیامبران ، نگاه سیستمی و نگاه از قالب قانون بوده باشه و به دور از هر احساسات و تعصب و بت کردنی همه چیز رو بررسی کنه تحقیق کنه و در اختیار بقیه بذاره
هر کلام شما هر فایل رایگان شما انقدر ارزشمنده ک نمیشه روش قیمت گذاشت و من چقدر خوشبختم ک دارم میشنومتون
قدر دانتون هستم
..
هر نعمتی از سمت خداست .وقتی خودش داده پس هر زمان هم بگیره نباید شاکی بشم و باید ب حکمتش به خیریتی ک توش هست ایمان داشته باشم چون اوست ک فرمانرواست و من فرمانبردار
وظیفه من فقط اینه ک در احساس خوب باشم و بهش اعتماد داشته باشم
اینطوری میتونم صدای هدایتش رو واضح تر بشنوم
با اعتماد کردن
استاد عزیزم این چقدر برای من درس دلشت این حرف شما
اینکه باید اعتماد داشته باشم و باور الخیر فی ما وقع رو با تمام وجودم باور کنم
چقدر این روزها به شنیدن این صحبتها نیاز داشتم و چقدر زیبا خداوندم هرکسی رو به اندازه وسعش تکلیف و ازمایش میکنه
مدتی بود ک مشغول کار مورد علاقم بودم و واقعا تمرکزم بر نکات مثبت بود و داشتم لذت میبردم از کارم
اما چندروز پیش خیلی یهویی سر یه مساله خیلی کوچیک رئیسم گفت از فردا دیگه نیاین باهاتون تسویه میکنم. منم گفتم باشه
من همون روز این فایل و فایل قبلی راجبه باور الخیر فی ما وقع رو شنیده بودم
وقتی این اتفاق افتاد ب خدا قسم فقط چند لحظه شاید در حد ۳۰ ثانیه فکرمو درگیر کرد و سریع ب خودم اومدم و گفتم الخیر فی ما وقع
حتما قراره اتفاقات بهتری برام بیفته و ایده های بهتر جای بهتر کار بهتر درامد بیشتر نصیبم بشه
خلاصه ک تو این چندروز خیلی احساسمو خوب نگه داشتم
همکارم میگفت بهش زنگ بزن دلجویی کن و ببین دلیلش چیه و بذاره برگردی سر کار
ولی من قبول نکردم . گفتم مگه به حرف منه؟؟ مگه به اصرار کردنه؟
همه چیز فرکانسه.
اگر من با اون محیط و اون کار هم فرکانس باشم قطعا اونجا خواهم موند و اگر نه جای بهتر کار بهتر
خلاصه احساسم این چندروز عالی بود و ایمان داشتم ک نتیجه به نفع من برمیگرده
نتیجه این شد ک دیروز یه ایده عااالی بهم داده شد در راستای کارم ک بابتش قدم اول رو برداشتم و اقدام کردم و بی نهایت خوشحالم ک قراره چ اتفاقات خوبی برام رخ بده
و امروز…
وای خدای من
امروز رییسم خودش زنگ زد بهم بدون اینکه من درخواستی کنم یا تماسی بگیرم
زنگ زد گفت:دوس دارین برگردین سر کارتون؟؟
منم گفتم خیلی…
به همین راحتی احساس خوب ، نتیجه رو به نفع من تغییر داد
ای خدای من شکرت
همین امروز توی تمرین ستاره قطبیم از خدا خواسته بودم به اتفاقی بیفته ک ایمانم به قانون قوی تر بشه. و نیم ساعت بعدش این اتفاق افتاد
استاد جاااانم چقدر این آموزه ها داره در متن زندگی من جاری میشه
دارم تفاوت عملکردم تفاوت ذهنیتم و کنترل ذهن و احساسم رو واضح درک میکنم
از خدا میخوام ایمانم رو قوی تر کنه و تو این مسیر ثابت قدم باشم
..
عااااشقانه دوستت دارم استاد عزیزم الگوی بزرگم
میبوسم روی ماهتون رو
..
الهه
سلام به استاد دوست داشتنی و مریم عزیزم
بعد از مدتها دوباره به صورت هدایتی اومدم این مجموعه فایلها رو مجدد گوش دادم و چه غوغایی در درونم ایجاد کرده احساس میکنم قلبم گشوده شده قشنگ باز شدن دریچه های قلبم رو احساس میکنم در روزهایی به سر میبرم که تضادی ذهنمو درگیر کرده و خوب میدونستم که وظیفمه حالمو خوب کنم سال جدید شروع شده و من از شب عید به این تضاد برخوردم که صابخونه بهمون گفته پاشید راستش اصلا آشنایی من با استاد ی ماجرای معجزه وار بود که تهش منو در راستای همون تکامل رسوندم به این خونه قبلش من به علت افکارم بلاهایی به سرم آورده بودم که به مدت شش ماه توی خونه که چی بگم ی خونه نیمه کاره که شبهای زمستون وقتی بارون میومد چون نیمه ساز بود از ریختن بارون از جای جای خونه بیدار میشدم تو همون شرایط با استاد رفاقتم عمیقتر شده بود و اصلا روز و شب فایلای ایشونو گوش میدادم انگار خدا داشت باهام حرف میزد شرایط هم جوری پیش رفته بود که از هیچ کس کمک نخوام و فقط کار و کار من و همسرم کار میکردیم صبح تا عصر و بعد میومدیم خونه و من خوشحال از اینکه لااقل گاز پیک نیکی داریم نمیدونم خودمم متحیرم چجوری تونستم اون شرایط رو تحمل کنم منی که شرایط زندگیم توی مجردی عالی و رویایی بود تو خونه پدرم شاهانه زندگی میکردم و دست روزگار و افکارم و باورهام منو کشوندن به اون شرایط سخت که حتی خونواده هامونم خبر نداشتن من از اون شرایط با کمک دستی از دستان خدا به صورت هدایتی اومدم به این خونه که عین بهشت میمونه از بهترین مناطق شهر کرج محله عالی و شیک خونه نوساز همسایه ها عالی منی که حموم نداشتم تو اون خونه و میرفتم خونه دوستام حموم اینجا چنان حموم شیکی داشت که هربار میرفتم زیر دوش شکر میکردم اصلا رویایی با مبلغ پیش و اجاره باورنکردنی سه سال تموم اینجا نشستیم سال دوم اصلا به مبلغ پیشمون اضافه نکرد سال سوم هم ی مبلغ ناچیزی بهش اضافه کرد که هرکس میشنید باور نمیکرد میگفتن صابخونه شما از دنیا بیخبره انگار اما من که میدونستم از کجا آب میخوره شرایطم روز به روز بهتر شد دوره 12 قدمو خریدم و اوضاعم بهتر و بهتر شد کاری عالی که هرکسی آرزوشه و غیره این روزا که صابخونه عذر ما رو خواسته خیلی تلاش میکردم بهش فکر نکنم تا حالم بد نشه دروغ چرا اصلا یادش میفتادم قلبم از نگرانی میخواست واسته چون من مبلغ پیش خیلی زیادی ندارم و کمی نگران میشم اما همش میگه کسی که برات این خونه رو اوکی کرد معجزه هاشو هزاران بار دیدی عوض نشده همونه بهش اعتماد کن حتما برات بهترشو در نظر داره اما از دیشب این فایلها رو که گوش دادم ایمانی در من فوران کرده که وصفش سخته برام ایمان دارم از ته قلبم یکی داره میگه نرگس قراره ی اتفاق ی معجزه بزرگ بیفته برات کم نیار فقط تسلیم باش و هدایت رو بپذیر همون خدایی که برای کوچکترین مسایل هدایتت میکنه بازم کنارته
اینا رو نوشتم تا هم بعد از مدتها کامنت گذاشته باشم به عنوان رد پا از خودم و هم برای یادآوری اینکه کجا بودم و به کجا رسیدم و یقین دارم سالهای بعد نتایجم رویایی خواهد بود اگر از مسیر منحرف نشم الهی شکر در مسیر استاد هستم در صراط مستقیم راهی که در اون نعمتها قرار گرفته
الهیر فی ما وقع
نرگس جان سلام
امیدوارمحال دلت خوب باشه
کامنتت خوندم
این فایل نشانه خدایت من بود در مسیر خونه ی جدیدمون
که از خدا خواستم واضح باهام حرف بزنه هدایتم کنه و نشونه برام بفرسته
دوست دارم بدونم که موضوع جابجایی شما چی شد و خدا چطور هدایتتون کرد
سلام عزیزم کامنتت باعث شد دوباره کامنت خودمو بخونم و از خودم ممنونم که توی اون روزها حالمو خوب نگه داشتم! صدی عزیزم من دنبال خونه گشتم خیلی اما ته دلم اروم بودم میدونستم خدا کمکم میکنه ی روز عصر از کار میومدم که مدیر ساختمون رو دیدم ازم پرسید دارین میرین از اینجا گفتم آره گفت الان صاحبخونتوتو دیدم میگفت اگه فلان قدر اجاره بدن من از خدامه همینا بمونن شما واقعا دارین میرین و من یهو برق سه فاز از سرم پرید از خوشحالی گفتم والا ما از خدامونه بمونیم با این شرایطم اوکیم اما خودشون گفتن دارن آشناشونو میارن خلاصه بگم رفتیم صحبت کردیم با شرایطی عالی همینجا موندیم و الان تو همون خونه دارم بهت جواب میدم و بهت میگم استاد همیشه میگه اعراض کن از مشکلت واقعا توکل و کنترل ذهن وقتی نمیدونی چکار باید کنی جوابه عزیزم من همیشه تو جاهایی که کم آوردم ایه های سوره طلاق بهم امید داده من یتق الله یجعل له مخرجا هرکس کنترل ذهن داشته باشه براش راه خروج قرار میدیم و … سپاس از کامنتتون
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد عزیزم وبه مریم جان وخانواده عباسمنشیم.
کلید:اجرای توکل در عمل.
فایل:گفتگوی استاد با دوستان 52
این بار داستان، داستان شهود والهامه به چه کسی الهام می شه کسی که ظرفش اماده باشه چطوری ظرف اماده می شه با ارامش وارامش با کنترل ذهن با کنترل ورودیها با فرکانس درست ودر راسش با توکل وایمان به پروردگار ورب ودادن قدرت به او.
خداوند همواره همه موجودات را هدایت می کند کُل نُمد همه اما این ما هستیم که تصمیم می گیریم به کدام سمت هدایت شویم به نیکی یا بدی به بهشت یا جهنم در هر مسیر وموجی قرار بگیری خداوند تورا دران مسیر هدایت می کند .
حتی پیامبران هم چون خودشون رو اماده کردن روی خودشون کار کردن ظرف وجودیشون رو افزایش دادن الهام و وحی رو دریافت کردن و به مقام پیامبری رسیدند.
اینکه کسی تا آخر عمرش در بدبختی زندگی می کنی به معنی این نیست که خدا نیست بلکه او نیست در مسیر خدا نیست وگرنه هدایت می شد.
همه ما انسانها دارای اختیار کامل هستیم وما هستیم که تصمیم می گیریم در کدام مسیر هدایت شویم .
اگه تصمیم رو با ذهن ومنطق بگذاریم همواره در ترس و شکست هستیم اما اگه اجازه بدیم خدا هدایتمون کنه بر قلبمون پیام بفرسته بشنویم وحرکت کنیم در اون موقع پیروز وخوشبختیم.ودر زمان تضاد سعی کنیم زود خود وخدارو پیدا کرده از ان حالت بیرون بیایم.
استاد ازتون عاشقانه سپاسگزارم.
در پناه خدا
به نام خدا
همه از اوییم و به سوی او برمی گردیم
سلام استاد و مریم جان
استاد چه خوب توضیح میدهید
وقتی اتفاقی میافتد این طبیعی هست که اول نتونستم کنترل کنیم خودمون رو
اما مهم تر اینکه چقدر در این حال بمونیم
میدونید حرف قشنگ خیلی هست ولی تو عمل چگونه هستیم این مهمه
شما دلیل جذابیت حرفهایتان عمل به آنهاست
وقتی میگی من شنونده میگم خب خودش هم همینطوره
در مورد از دست دادن که جزوی از زندگی است مثالی بزنم پدرم را از دست دادم ولی معتقد بودم خوب زندگی کرد و برای دلتنگیش گریه کردم
دختر هست و بابایی بودنش
اما اتفاقی افتاد و پسر داییم رو که جوان بود از دست دادیم
خانواده داییم خیلی گریه میکنن مخصوصا تو جمعی که حالا همه هستیم یهو میزنن زیر گریه و اوقات همه رو تلخ میکنن
جلو رو یکجور و پشت جور دیگری
حالا خودشون هر کاری کنن ولی بقیه حق ندارن
خلاصه فیلمی شده
من که کلا فاصله میگیرم و بس
ولی بقیه در عذاب هستند
و میبینم چقدر این قبول نکردن باعث ناراحتی و بیماری شده و غصه
امید دارم خداوند این درک رو بده در مرحله امتحان سربلند باشیم
درمورد حضرت زینب هم من نمیتونم حرف بزنم اون پدری همچون علی داشت توحیدی
برخوردش در صحنه کربلا چیزی نیست که بشه گفت
فقط میتونیم خودمون رو با خودمون و اتفاقات خودمون مقایسه و پیشرفت بدیم و برای پیش رفت الگویی کمی بالاتر از حد خودمان داشته باشیم
شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت در پناه خدای یکتا
خدایا شکرت به خاطر این هدایت شدم به این سایت خدایا شکرت به خاطر اینکه مقاومت ذهنیم من در مورد اطلاعات جدید خیلی کم شده خدایا شکرت به خاطر این حد از دوست داشتن خودم که در مسیر توحیدی قدم بردارم واحساحس خوشبختیم از درون خودم احساحس کنم نه از بیرون واین باورهای محدود کننده رو همیشه فکر می کردم یه چیزی رو واسطه خودم وخداوند بدونم رو فراموش،کنم تنها رو اتصال با رب درون خودم هست دست رسی اسان وراحت و بدون واسطه خدایا شکرت من خودم با بر خورد یک تضاد تو زندگی که زیر بار حجمی از فرکانس های منفی وفکرهای شیطانی وباورهای نادرست قرار کرفتم از روی عدم اگاهی از قوانین ولی خدایا شکرت وقتی مقایسه میکنم خودم رو با گذشته خودم احساحسم خیلی خوب میشود که هیج گونه اتقاقی برایم نمی افتد این ها فقط نجوهای ذهنم بودن که طریق بر بر خورد با انها رو بلد نبودم ولی ولی خدایا شکرت با در کلمه حزن در قران که کار شطیان فقط نگران کردن شما هست مهربانی خداوند رو در درونم خودم بیشتر احساحس میکنم وکنترل ذهنم راحت شده و دیگه مثل گذشته با باورعای محدود کننده عمل نمیکنم وبه خودم اهمیت میدم واز درون با خدای خودم در ارتباطم واین در مسیر تکاملی خودم این توان رو درون خودم مبینم که توی هر مرحله زندگی برای هماهنک شدن ویک پارچکی درونی توان عمل کردن به الهمات خداوند درام مطعنم خداوند در انتخابش،اشتباه نکرده شاید من دوچار اشتباه شدم و نجوهای ذهن مرا به بیهراه کشنده ولی قدرت درونی من خیلی بیدار شده واین بیداری درونی به امید خداوند هوشیاری من کمک میکند که خیلی سریع تر ودرست الهمات خداوند دریافت کنم وعمل کنم خدایا شکرت نیازی نیست کاره رو بیرون وشیوه گذشته عمل کنم تا خداوتد کاری برای بنکنه اون خداوند به واون شکل گذشته هیچ کاری برای من نکرد الان شیوه قانون وعمل درونم کنم
باسلام به استاد عزیزم
➖این فایل بسیار عالی بود
استاد عرشیان فر چه سوال زیبایی پرسیدن
من چقدر به خدا اعتماد دارم؟
چجوری به شهود میرسیم؟استاد ممنونم بخاطر پاسخهای عالیتون 🙏🙏🙏
➖من به حکمتش اعتماد دارم واینکه به شهود برسیم دست ماست
➖ما باید این شهود رو فعال کنیم با همون نگاه من به خدا اعتماد دارم
➖اولش نمیتونیم ذهنو کنترل کنیم وایمان که قویتر میشه میتونیم به شهود برسیم بدانیم که فرمانروا خداست
➖وباور اینکه هر اتفاقی بیفته خیراست
➖وقتی الگوها رو میبینیم تحسینشون کنیم
➖خداوندبه هرکسی نمی گه اروم باش فقط کسانی این صدارو میشنوند که خداروباور کرده باشن
➖ذهن هیچوقت مارو اروم نمی کنه حتی یک دقیقه
وکارش نجواست
➖قلب دستگاه دریافت کننده الهاماته
من باید بخوام که ایمانم بیشتر بشه
خداوند هدایتگر همه است ومارو میبره به سمتی که خودمون بخوایم حالا چه جهنم وچه بهشت
➖اصل خود ما هستیم او وقتی با ما صحبت میکنه که آماده باشیم
➖انسان مختار کامل است
وجهان کمک میکند اگر افکار شیطانی داشته باشیم کمکتون میکنه واگر افکار الهی داشته باشیم هدایتمان میکنه
➖اونی که در مسیر درست قراردارد خداوندمیخواهد به اویدهد
➖مشیت از اراده بالا است واگر در مسیر درست باشیم مشیت خداوند این است که به ما داده شود
➖وقتی آرام هستیم خداوند با ما صحبت میکند
➖واین را ما باید آماده کنیم و اگر خشم وناراحتی را کنترل نکنیم شیطان بر ما مسلط میشود
➖استاد سپاسگزارم بخاطر این اموزشهای عالی
در پناه خداوند شاد وسلامت باشید🙏🙏🙏