اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر استاد عزیز ومریم جان شایسته و همه دوستان خوب سایت بی نظیری استاد عباس منش
واقعاً ممنونم بابت این لایو خیلی خیلی بینظیر و عالی من به طور خیلی اتفاقی از لحظه اول لایو به صورت زنده دیدم ظاهراً اطلاع رسانی نکرده بودید، در سایت و در تلگرام یا من ندیدم که اطلاع رسانی کرده باشید ولی خیلی اتفاقی همون لحظه که شروع شد منی که زیاد تو اینستا و تو فضای مجازی نیستم بیشتر تو سایتم خیلی اتفاقی دیدم واقعاً خیلی درس های بزرگی داشت خیلی خیلی آموزنده بود خدا رو شکر کردم بابت اینکه تونستم د از همون لحظه اول با شما همراه باشم.و خیلی جالب بود که همون روز داشتم یکی از لایو های قدیمی استاد رو میدیدم پیش خودم گفتم استاد هم خیلی وقته لایو نذاشتن ، دلم برای اینکه زنده ببینمشون تنگ شده،😳🤩
وقتی هم که روی سایت گذاشتید چند بار لایو رو دیدم ویادداشت برداری کردم ،و چقدر استاد عزیزم، درسهای بزرگی در این لایه به ما دادید یکی از نکاتی که واقعا تو ذهنم حک شد این بود که شما گفتید که ابراهیم یهویی بین حد از ایمان نرسید و اون هم تکامل خودش رو طی کرد اون هم انقدر الهامات از کوچک تا بزرگ بهش رسید و این عمل کرد تا ایمانش انقدر قوی شد که فرمان خدا رو بخواد اجرا کنه و اسماعیل رو قربانی کنه واقعا خیلی نکته مهمیه من تا حالا از این زاویه ندیده بودم که کسی به این موضوع نگاه کنه همیشه همه میگن که ابراهیم اینطور بود و فلان امام یا پیامبر اینطور بود و فلانی این طور بود ولی هیچ کس هیچ موقع به این نکته اشاره نکرده بود که چطور این انسانها و این پیامبران به این حد از ایمان رسیدن و شما چقدر خوب توضیح میدید، چقدر ناب و چقدر زیبا و به قول خودتون ساده.
خدا رو بی نهایت سپاسگزارم بابت اینکه در مسیری هستم که شما در آن مسیر هستید بچه های بی نظیر سایت در این مسیر هستند و باور دارم که این مسیر، مسیر درستی و به جاهای خوبی میره.
عاشق همتونم امیدوارم که عمری باقی باشه تا در این دانشگاه بزرگ من هم کسب علم کنم.
در مورد حضرت موسی که وقتی فرار میکنه به یه شهر دیگه میرسه ، اگه ما موسی رو یک انسان بدونیم و پر از نیازهای انسانی و یک شخص خاص و بی عیب و ایراد ندونیم ، یه انسان وقتی تو بیابون راه میره از شهری به شهره دیگه میرسه سختی های زیادی میکشه و درونش پر از خاسته میشه از جمله خوراک و نیازهای عاطفی ، وقتی موسی به شهر میرسه و دو خانوم رو میبینه کمکشون میکنه و بعد میره به درخت تکیه میده و میگه یا رب من فقیرم از هرچی از تو بهم برسه ، هر مردی وقتی شرایط سختی رو تجربه میکنه اولین نیازی که داره دوست داره تو آغوش یه خانوم آروم بگیره ، موسی خانومارو میبینه از خداوند میخاد که خدایا خودت برسون ، ولی خیلی از مردها از جمله خودم وقتی یه خانوم رو میبینم دیگه خدا فراموش میشه دیگه نفس وارد کار میشه یا اینکه بعضی ها هم تقدس گراییشون وارد کار میشه میترسن و میگن نکنه گناه کنم ، در حالی که نیاز هر شخصی نیاز عاطفی و جنسیه ، اینجاست که حرف استاد برام قابل درک میشه میگه وقتی دنبال آدمایی یعنی خداوند تو وجودت نیست ، من اگه اون موقع جای موسی بودم اصلن خدا یادم نمی افتاد که از خدا بخام خدایا خودت جور کن ، دنبال دخترا میوفتادم تیکه بارونشون میکردم یا کاری هم میخاستم براشون انجام بدم، آب براشون از چاه دربیارم ته ذهنم این بود که اوناهم با من باشن در جهت این بود که اونا هم نیاز منو براورده کنن دیگه از خداوند خاستنی درکار نبود خیلی خیلی راحت ما خداوند رو فراموش میکنیم یا نفس وارد کار میشه یا تقدس گرایی مارو از خاسته هامون نیازهامون دور میکنه میگه یه هو گناه نکنی همش تو درونمون مارو از دور شدن از خداوند مارو میترسونه و میترسیم کاری انجام بدیم و مرتکب خطایی نشیم
و موسی نیازهای عاطفیش و مالیش اون موقع برطرف شد و بعد از ده یا هشت سال میره کوه و با خداوند ملاقات میکنه ، من خودم همش میگم خوب حالا من گفتم خدایا من از هر خیری از تو بهم برسه فقیرم بس چرا زندگیم متحول نشد همش عجله میکنم در حالی که زمان ها یادمون میره باید صبر کنم و پایدار و استوار بودن رو یاد بگیرم و به خداوند اعتماد داشته باشم ، موسی وقتی میره جلو فرعون و پیام خداوند رو میرسونه ، قبلش کلی رو خودش کار کرده بود کلی از خداوند درخواست کرده بود خداوند رو باور کرده بود
من خودمو جای موسی گذاشتم گفتم برم به فرعون بگم به خدا ایمان بیار دیدم ناخودآگاه جلو فرعون زانو زدم ، دیدم من اصلن خداوند تو وجودم نیست کسی میتونه از خداوند حرف بزنه که درونش سرشار از خداوند باشه همه خاسته ها و نیازهاشو از خداوند بخاد ، من عاشق ورزش کردنم ولی این ورزش کردنم همش به ضررم تموم میشد همینکه اندامم عالی میشد الکی مریض میشدم دقیقن مثل بمب ساعتی عمل میکرد ، خودمو دیدم که وجودم سرشار از شرک و تهی از خداونده من اولا فکر میکردم شرک همون مشرکین مکه هستن دیگه مشرک همونان ، امیدوارم خداوند تو قلبم راه پیدا کنه و قلبمو با وجودش شفا بده درمان کنه ، یه روز برادرزادمو بغل کردم و اون دوسال و یه هفته اش بود بهش گفتم عمو رو محکم بغل کن اونم محکم با جوسه کوچیکش منو بغل کرد و همون موقع چشامو بستم خودمو دیدم که پر از تاریکی و بغض و کینه و دوشمنی و برادرزادمو دیدم که عین نور بود سلامتی رابطه دقیقی داره با منبع هستی ما از زره تشکیل شدیم وقتی این زره ها کنار هم منظم میشن دیگه خستگی درکار نیست افسرگی بی حالی از بین میره ،
به نام خداوند مهربان. سلام به استاد گرامی و تمام عضو های سایت.من از خداوند مهربان و راهنما سپاس گذارم که مرا در فرکانس شما قرار داد. استاد من توانایی خرید فایل های پولی را ندارم اما خداوند من را طوری در مسیر قرار داد که کم کم توانستم که فایل های عالی و فوقالعاده تاثیر گذار را خری داری کنم ، من از خدا سپاس گذارم که آدمی چون شما به ما هدیه کرد تا زندگی را خودمان خلق کنیم.من ۱۴ سال سن دارم ،من از وقتی که به فایل های شما استاد عزیزم گوش می دهم از زندگی احساس رضایت دارم از درس هایم لذت می برم و هر روز به الهاماتی آرامش بخش می شود که چه وقتی به فایل ها گوش دهم. من از خدا سپاس گذارم که زندگی یم را متحول کرد 🙏❤️
البته من زمانی کمی است که وارد سایت شده ام اما به وسیله دستی از دست های خداوند، از طریق عمه ام به فایل های رایگان شما گوش می دادم و خدا را سپاس می گویم که امروز در این فضای گرم و صمیمی می توانم فعالیت بکنم🌹
بقدری احساس خوب میگیرم از این آگاهی ها که میگم خدایا شکرت که به این لیاقت رسیدم که دارم این آگاهیهای بسیار ناب رو دریافت میکنم.واقعا خوشحالم!
حالا به خودم میگم که اگه روی خودم کار کنم و تکامل رو طی کنم تا جایی که به این آگاهیها عمل کنم، اونوقت چه احساسی پیدا میکنم!؟
آگاهیهایی که فکر میکنم اگه تمام سعی و تلاشمو برای عمل کردن به اونها بکار نگیرم، در حق خودم ظلم کردم.
واقعا من دنبال چی ام؟ دیگه مطالبی به این ارزشمندی کجا میشه پیدا کرد؟توی کدوم کتاب ها؟
خدایا ممنونتم که لیاقت این شرایط و موقعیت رو نصیبم کردی.!هدایتم کردی به درست ترین مسیرِ بهترین زندگی.
حالا نوبت منه که با عمل کردن نشون بدم که واقعا دوست دارم مسیر درست رو برم،دوست دارم خوب زندگی کنم،دوست دارم هم توی این دنیا و هم توی اون دنیا خوشبخت بشم.البته با یاری خودت!ایاک نعبد وایاک نستعین!
وقتی اون لذت رسیدن و لذت بینهایت احساس خوب رو ،
که بعداز باور و ایمان به هدایتِ هر لحظه از زندگی توسط خداوند،
و نیز مهیا کردن بستری در وجود خودمون برای شنیدن هدایتهای خداوند،
و بدنبالش اعتماد به هدایت الله و عبارت “چَشم” گفتن وحرکت کردن و عمل کردن به صدای قلبمون رو ،(هر آنچه که باشد.حتی اگر در ظاهر مخالف نظر همه باشد. با اعتمادِ کامل وصددرصد)
توی حرفها و چشمهای استاد عزیزم میبینم و وقتی اون وجود سرشار از شوق و اشتیاق ولذت رسیدن به اهداف رو میبینم، یه انگیزه و ایمانی در وجودم پدید میاد که نمیشه با کلمات بیانش کرد؟!!!
چقدر لذتبخشه وقتی درجه ای از توحید رو میبینم.
وقتی دیدن افرادی که به این درجه از توحید رسیدند،اینهمه لذتبخشه و اینهمه حال واحساس خوب به انسان منتقل میکنه.وقتی دیدنِ خداگونه شدنها،اینقدر زیباست،
پس زمانی که خودِ من هم بتونم به اون مرتبه برسم، چه حال واحساسی پیدا خواهم کرد!؟!
خیلییییی دوست دارم اون حس و اون حال ناب رو تجربه کنم!
و باور دارم که میشود.بقول خود استاد عزیزم وقتی یک نفر تونسته پس من هم میتونم.
چقدر این جمله ناب بود “وقتی در آرامش باشیم و به خدا نزدیکتر بشیم،این آرامش رفته رفته زیادتر میشه و بعد ایده ها الهام میشن.وقتی که ایده ها الهام شد،و احساس خوب داشتیم و بدون چون وچرا پذیرفتیم وعمل کردیم، یه شرایط نابی مهیا میشه.حتی ممکنه که داخل اون ایده، با کسی آشنا بشیم و یا شرایطی بوجود بیاد که موقعیت مارو عالی بکنه.پس در کل مهمترین نکته اینه که عمل کنیم.ممکنه وقتی به اون ایده عمل کردیم،چیزی بدست نیاریم ولی بعد از یمدت شرایطی پیش میاد که میبینیم چقدر عالی شد که اون ایده رو تجربه کردیم و حالا از همون تجربه ها استفاده میکنیم و به شرایطی میرسیم که نتیجه اون صدها برابر بهتر از چیزی هست که اونموقع انتظار داشتیم نتیجه بگیریم.
پس در هر لحظه ما یا به ندای قلبمون گوش میکنیم که نشانه های اون آرامش و احساس خوب هست.ویا به نجواهای ذهنمون گوش میدیم و با شیطان همراه میشیم که نشونش حال بد وعصبانیت و غم وغصه و…هست که رفته رفته بدتر هم میشه.
آرامش و احساس خوب ولذت و حال خوب و شادی=نزدیکی و ارتباط با روح خودمون،وصل شدن به انرژی منبع که نتیجش اتفاقات خوب و ثروت و در کل خداگونه شدن!
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مدار موفقیت و این آگاهی ها
خب چه زمانی خدا با ما صحبت میکنه ؟؟؟ خب این که زمان نداره و خداوند نان استاپ داره با ما حرف میزنه در هر لحظه نه ما بلکه با همه حرف میزنع و این آگاهی هارو هر لحظه در جهان منتشر میکنه اما کی ما صداشو میشنویم ؟؟زمانی که حالمون خوبه ،زمانی که احساسمون و خوب نگه میداریم ،زمانی که به یک تضادی برمیخوریم و سعی میکنیم آرامش خودمونو حفظ کنیم و به هر ترتیبی شده میخوایم بیایم توی مسیر و وقتی خداوند این تعهد رو میبینه وقتی قدم اول رو برمیداریم خداوند قدم های بعدی رو برمیداره برامون ،خب از کجا بفهمیم که خدا داره باهامون حرف میزنع ؟؟؟وقتی که احساسمون رفته رفته با شنیدن این صدا بهتر و بهتر میشه و آرامش ما بیشتر میشه .
خداوند میگه نبوده که ما به پیامبری وحی کنیم و شیطان هم حرف خودشو قاطی نکنه ، خب در این صورت تکلیف چیه ؟؟؟ خداوند میگه ما کلام خودمونو بالا آوردیم وکلام شیطان و پایین آوردیم و به قول استاد وقتی که ما سعی میکنیم این ارتباط رو با خداوند برقرار کنیم ،رفته رفته با تکامل میفهمیم و این حس رو تشخیص میدیم و اون به طرق مختلف و جوری که ما بفهمیم ارتباطشو با ما شکل میده ،
پس من باید بتونم در موارد مختلف با تمرکز بر نکات مثبت احساسمو بهتر کنم و ذهنمو کنترل کنم تا الهامات رو دریافت کنم تا قلبم رو باز کنم برای دریافت الهامات ،یک نکته ای که استاد عزیز گفتن و تو گوشم صدا داد این بود که وقتی ما دورنما رو میخوایم درنظر بگیریم و مثلا جواب خیلی از سوالات راجب هرکاری مغز جواب نمیده چون مغز حاصل ورودی هاست حالا چه درست چه غلط و براساس تجربیات گذشته عمل میکنه ،مثلا اگه تو رابطه یه بار شکست بخورم ،منطق مغز دفعه بعدی که میخوام برم تو رابطه اینه که نه همه روابط بده مگه ندیدی تو رابطتت شکست خوردی و …..نجوا نجوا نجوا به دلیل تجربیاتی که داشته ،اما قلب نه ،قلب تمام اون اطلاعاتی که نیاز داری رو داره و منطقم برات نمیاره فقط در زمان مناسب میگه این کارو بکن و به همین ترتیب به نوح میگه کشتی بساز اما نمیگه چه اتفاقی قرار بیفته ،به موسی میگه برو سمت رود اما نمیگه رسیدی چیکار کن ،چون موسی باید قدم اول رو برداره تا قدم بعدی گفته شه ، به محمد میگه برگرد برو عهدنامه رو بخواه ازشون و ……
یا به ایلان ماسک میگه سیستم شرکتت رو رباتیک کن و وقتی پندمیک میاد و کل دنیا تعطیل میشه و بقیه شرکتها کلی عقب میفتن چون انسانی نمیتونه بره سره کار ،ایلان ماسک با سرعت جت داره کارش رشد میکنه ،یا به جف بزوس میگه سیستم خدمت رسانی و عوض کن و به الهامش عمل میکنه و در کسب و کار خودش در صدره و موقعی این افراد به الهاماتشون عمل کردن که هیچ منطقی نداشت و از نظر همه اضافه کاری و هزینه هنگفت الکی بود و نوآوری الکی ،اما این افراد پیرو قلب خودشونن نه مغز ،شما فک کن ایلان ماسک سره پروژه ی اسپیس ایکس تو آخرین پرتاب کل زندگیشو گذاشت وسط و بارها عملیاتش شکست خورده بود و این آخرین بار بود و اگه جواب نمیداد این آدم کل زندگیشو از دست داده بود ،ولی پا پس نکشید و انجامش داد ،این شجاعت و این حد از یقین از کجا میاد؟؟؟از سمت نیرویی برتر که شاید اصلا خوده ایلان ماسک اینجوری قبول نداشته باشه ولی اگر این آدم پیرو مغز و منطق بود که چهارر بار قبلی که پروژه شکست خورد پا پس میکشید ،اما اون میدونست که شدنیه و ایمان داشت به چیزی که قلبش بهش میگف و وعده ی قلب همیشه به آدم آرامش میده و با وجود ترسهای فراوان به سمت جلو و وعده ی آینده ای روشن بهت میده ،پس ما فقط باید اعتماد کنیم به خداوندی که همهی ما به یک اندازه بهش دسترسی داریم و نزدیکیم ،
نکته ی مهم بعدی منطق قوی که استاد عزیز از قرآن آوردن ، اینکه وقتی میگه ببخش بعدش میگه به نفع خودته طبق قانون ، نه به دلیل بهشت و جهنم و ……نه فقط به خاطر اینکه به نفع خودته خودت در آرامش زندگی میکنی ، و یک نکته ی طلایی دیگه این قسمت از حرفهای استاد که باز هم نیاز به ساعتها تفکر داره اینکه استاد گفت چون من ترمز این رو داشتم که راجب موضوعات معنوی و دوره هام نمیخواستم پول بسازم ،خداوند منو هدایت کرد به دوره های تندخوانی و منطقش این بود که من آماده نبودم از دوره های خودم پول بسازم چون باورهای مخرب زیادی داشتم اما راجب پول ساختن از دوره های تندخوانی من مقاومتی نداشتم و منطق این هدایت همین بود . و چقدر بی نظیره این حرف ها و این آگاهی ها ،پس خداوند هر لحظه با ما سخن میگه و ما انتخاب میکنیم که در فرکانس خداوند باشیم یا خیر ، خداوند مارو هدایت میکنه و چندین بار قسم میخوره تو قرآن که آخرش بگه فالهمها فجورها و تقوی ها ،خیر و شرش را به او الهام کرد ،
پس خداوندا قلبمان را به مقام رضا و تسلیم هدایت کن و ما اعضا و جوارح ما را برای عمل به الهامات مطیع تر و قلبمان را تسلیم تر گردان
چقدر این فایل کمک کرد که احساس بهتری نسبت به خودم داشته باشم ، توی این چند روز ذهن متلاطمی داشتم و روابط کاری ام کمی مخدوش شده بود که باعث شده بود در فرکانس بدی قرار بگیرم و مطابق قانون هم این احساس بد اتفاقات ناخوب رو برام رقم زد
الان که این فایل رو دیدم چندین نکته ودرس برام داشت
من درس هاشو مینویسم تا بارها برای خودم مرور بشه
من وظیفه دارم که در شرایط احساسی ناجالب تا حد امکان احساسم رو خوب نگه دارم
فقط کافیه کمی روی موجخداوند قرار بگیرم و به آرامش برسم تا شرایط کمی تلطیف تر بشه و صدای خدا رو بشنوم
در هر لحظه دو صدا رو دریافت میکنم ؛
صدای خدا
و صدای شیطان
صدای خدا به قلب من آرامش میده
و صدای شیطان من رو از مسیر دور میکنه
نقطه ی تشخیص این دو فرکانس در احساس منه
اگر حسم بد باشه در مسیر نادرست و اگر احساس خوبی داشته باشم در جاده خداوندم
مهمترین اسلحه شیطان ترسه ؛ ترس یعنی عدم حضور خداوند
و من بصورت معناداری باید روی این قضیه کار کنم
ترس از نبود پول
ترس از نبود مشتری
ترس از اینکه قضاوت بشم و…
وقتی اتفاقات بد میفته من باید جوری به قضیه نگاه کنم که به من کمک کنه حس خوب تری داشته باشم
مثلا توی قضیه خودم ؛ ببینم چه درس هایی داشته
چه تضادهایی رو باید اصلاح کنم و تلاش کنم تا با ایجاد نگرش مثبت در فضای مطلوب ذهنی قرار بگیرم
-از احساس خود می توانیم متوجه شویم گفتگوهای ذهنی ما از طرف شیطان یا خداوند است
-اگر احساس خوب و آرامش داریم بدین معناست که در حال گفتگو با خداوندیم
-اگر احساس غم عصبانیت ترس خشم افسردگی احساس بد داریم بدین معناست که در حال گفتگو با شیطان هستیم
-هنگام داشتن احساس خوب خداوند با ما صحبت می کند و احساس ما به تدریج بهتر می شود
-هنگام داشتن احساس بد شیطان با ما صحبت کرده و احساسمان بدتر می شود
-برخی اوقات هنگام مواجه شدن با چالش ها نیاز نیست اقدام خاصی انجام دهیم تنها کافی است تسلیم شویم
-حضرت موسی با برخورد به چالش ها و تضادها تسلیم و از همان لحظه زندگی او در تمام جنبه ها متحول شد
-هنگام مواجه شدن با چالش ها دو انتخاب داریم:
احساس خود را خوب نکرده و اجازه دهیم جهان ما را زیر چرخ دنده های خود له کند و سپس تسلیم خداوند شویم
احساس خود را پیش از اینکه زیر چرخ دنده های جهان له شویم خوب کرده و تسلیم خداوند شویم
-همواره به خیریت پلن خداوند از همان ابتدا ایمان و باور داشته و اجازه ندهیم احساس بد ما شدت و قدرت بگیرد
-تنها با داشتن توانایی کنترل ذهن است که می توانیم ثروتمند و موفق شویم
-اسلحه ی شیطان ایجاد ترس است
-با داشتن باورهای خوب با سپاسگزاری به خاطر داشته ها با فکر کردن به نعمت هایی که اگر اکنون آنها را از دست می دادیم احساس بسیار بدتری داشتیم می توانیم به احساس خوب بهتر دست یابیم
-تنها کافی است بتوانیم احساس خود را کمی بهتر از گذشته کنیم تا خداوند و قلب ما با ما گفتگو کند
-باید بتوانیم توکل و ایمان خود را نشان داده تا الهامات خداوند را دریافت کنیم
-اگر بتوانیم احساس خود را خوب نگه داریم خداوند و جهان سایر کارها را برای ما انجام خواهند داد
-به میزانی که سعی می کنیم احساس خود را خوب نگه داریم به همان اندازه مشمول دریافت ایده ها و هدایت های خداوند می شویم
-الهامات خداوند قلب ما را نسبت به تحقق نتایج محکم می کند
-با عمل کردن به ایده های الهی نتایجی به مراتب بسیار بزرگتر از سایرین کسب می کنیم
-در هر حوزه ای با داشتن احساس خوب از تضادها و چالش ها درس ها و تجارب زیادی می آموزیم
-با کار کردن بر روی باورها از جایی به بعد با تضادها و چالش های بسیار بد مواجه نشده چرخ زندگیمان روانتر شده و بهتر می توانیم ذهن خود را کنترل کنیم
-قانون جهان را همواره به یاد داشته و سعی کنیم در هر موقعیتی احساس خود را خوب نگه داریم
-به تدریج با عمل کردن به الهامات خداوند جنس آن را به درستی تشخیص داده نتایج و اتفاقات زندگی ما بزرگ و بزرگتر می شود
-ذهن ما حاصل ورودی ها و قلبمان از خداوند است
-ذهن ما بسیار منطقی اما روح و قلب ما دورن ما و آگاهی هایی از آینده و نحوه ی تحقق اهداف دارد
-خداوند همواره در حال گفتگو با ماست
-در دوران کودکی ارتباط بسیار قوی با خداوند داریم به تدریج با قوی تر شدن منطق نجواهای شیطانی جایگزین آن می شود
-باورها و افکار ما نتایج نهایی را برایمان رقم می زند
-باورهای نامناسب باعث می شود علی رغم اقدامات فیزیکی زیاد نتایج نامناسب بیشتری کسب کنیم
-با تغییر باورها و افکارمان ایده هایی برای تحقق اهداف به ما الهام شده که با عمل کردن به آنها به خواسته های خود دست میابیم
-به ایده های الهامی خود فارغ از منطقی بودن یا نبودن آن عمل کنیم
-ذهن ما در برابر الهامات خداوند مقاومت داشته اما قلب ما همواره با آن موافق است
خدایا ازت متشکرم برای تمام نعمتهایت ، برای سلامتی خودم و عزیزانم ، برای حال خوب امروزم ، برای روغنکاری شدن زندگیم در این مدت ، برای این بهتر شدن ها ، برای این بهار ، برای این نسیم هوای مطبوع برای این خونه ی خوب برای این جمع خوب برای این سایت خوب برای این استاد خوب برای فایلهای خوبش برای دوره ها برای این همه اتفاق عالی برای مشتری های امروزم برای همکار های خوبی ک دارم برای دیشب و اون هوای عالی برای فایلهایی ک دانلود کردم برای جای کار خوب امروزم برای تک تک لحظه های خوب امروزم ک با احساس خوب سپری شد ای رب من ازت بی نهایت سپاسگزارم .
خدا به ما الهام میکنه ، مارو هدایت میکنه ، چقدر این فایل روشنگر بود ممنونم از شما ، ممنونم از مریم جان برای این جای گذاری خوب فایلها خیلی به موقع بود واسم و خیلی بکارم اومد ، خدایا همواره هدایتم کن به سمت بهتر شدن ،
استاد مثال شما در مورد نجوای شیطان و احساس بد و سربالایی و صدای خدا و احساس آرامش و سر پایینی عالی بود واقعا و یک تصویر خیلی خوب در ذهنم نقش بست ،
اونجایی ک در مورد هدایت خداوند و الهامات و مثالهایی ک از پیامبران گفتید هم خیلی به دلم نشست و ایمانم رو تقویت کرد و جنس الهام رو بهتر متوجه شدم .
چقدر خوب ک چنین گفتگویی انجام شده و اینقدر آگاهی های خوب از دل این گفتگو بیرون اومد که من از شنیدنش لذت بردم .
ممنونم از استاد عزیزم و دوستان خوبی که باهم هستیم که باعث میشویم و سعی میکنیم که جهان جای بهتری باشد .
استاد ازت ممنونم یه کمکی هم این فایل بهم کرد که یادم رفته بود و توی این فایل خیلی خوب بهم یادآوری شد و احساس شکر گزاری من رو خیلی تقویت کرد ،
من این تیکه اش رو اینجا میگم تا دوستان هم بهش دقت کنند که شما فرمودید که ما وقتی
آرامش میگیریم صدای الهامات بلندتر میشود ،
وقتی آروم شدی ایده ها میاد ،
من دقیقا این رو این روزها و مخصوصا امروز با این فایل دریافت کردم ، ابتدا به آرامش رسیدم ، و بعدش که آرام شدم این ندا از درونم اومد و دیدم واقعا زندگیم الان خوبه شکر خدا ، چیزی که خلافش رو در نجواهام زیاد میشنیدم .
من الان نگاه میکنم میبینم که این مدتها خیلی کم پیش اومد که من بخوام تلاش زجر آوری کنم ک احساسم رو خوب کنم ،
چیزی که سالها قبل خیلی زیاد بود این موضوع ،
استاد عزیزم شما در این فایل فرمودید :
وقتی تو مسیری زندگی رو غلتک میفته ،
چرخا روغنکاری میشه ،
اگه خودت به زندگیت نگاه کنی مقایسه کنی با یه سال قبل و سال قبلش
میبینی چند سال پیش خوب بوده ها ولی هرچی گذشته انگار چرخ زندگیم روانتر شده
انگار همه چی راحتر اتفاق افتاده
یه همیچین احساسی بهت دست میده
نه اینکه یهویی یه معجزه میفته پایین یه شبه زندگیت زیرو رو شه
ولی وقتی مقایسه میکنی با 5 سال پیش واقعا اختلافش زیاده
ولی تو مسیرش احساست اینه ک چرخ زندگی من داره روان تر میشه …
این عبارت طلایی این فایل برای من بود که واقعا امروزم رو از دیروزم بهتر کرد و به هدف امروزم که بهتر شدن از دیروزم بود خیلی بیشتر و بهتر از دیروزم شدم با این عبارت کلیدی ، چون یکی از نجواهایی ک خیلی این روزا بامن بود رو جواب قانع کننده داد یک منطقی که ذهنم قانع شد و الان نمیتونه خلافش رو بگه ،
این ذهن منطقی رو باید با چنین جواب های قوی و قانع کننده ی خفن قانع کرد . الان ذهنم در این موضوع کاملا بسته شد .
خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای زیبایی هایی که به من نشان میدهی ، ازت برای زیبایی های اطرافم زیبایی هایی که میبینم و میشنوم سپاسگزارم ای خدای خوبم .
سلام بر استاد عزیز ومریم جان شایسته و همه دوستان خوب سایت بی نظیری استاد عباس منش
واقعاً ممنونم بابت این لایو خیلی خیلی بینظیر و عالی من به طور خیلی اتفاقی از لحظه اول لایو به صورت زنده دیدم ظاهراً اطلاع رسانی نکرده بودید، در سایت و در تلگرام یا من ندیدم که اطلاع رسانی کرده باشید ولی خیلی اتفاقی همون لحظه که شروع شد منی که زیاد تو اینستا و تو فضای مجازی نیستم بیشتر تو سایتم خیلی اتفاقی دیدم واقعاً خیلی درس های بزرگی داشت خیلی خیلی آموزنده بود خدا رو شکر کردم بابت اینکه تونستم د از همون لحظه اول با شما همراه باشم.و خیلی جالب بود که همون روز داشتم یکی از لایو های قدیمی استاد رو میدیدم پیش خودم گفتم استاد هم خیلی وقته لایو نذاشتن ، دلم برای اینکه زنده ببینمشون تنگ شده،😳🤩
وقتی هم که روی سایت گذاشتید چند بار لایو رو دیدم ویادداشت برداری کردم ،و چقدر استاد عزیزم، درسهای بزرگی در این لایه به ما دادید یکی از نکاتی که واقعا تو ذهنم حک شد این بود که شما گفتید که ابراهیم یهویی بین حد از ایمان نرسید و اون هم تکامل خودش رو طی کرد اون هم انقدر الهامات از کوچک تا بزرگ بهش رسید و این عمل کرد تا ایمانش انقدر قوی شد که فرمان خدا رو بخواد اجرا کنه و اسماعیل رو قربانی کنه واقعا خیلی نکته مهمیه من تا حالا از این زاویه ندیده بودم که کسی به این موضوع نگاه کنه همیشه همه میگن که ابراهیم اینطور بود و فلان امام یا پیامبر اینطور بود و فلانی این طور بود ولی هیچ کس هیچ موقع به این نکته اشاره نکرده بود که چطور این انسانها و این پیامبران به این حد از ایمان رسیدن و شما چقدر خوب توضیح میدید، چقدر ناب و چقدر زیبا و به قول خودتون ساده.
خدا رو بی نهایت سپاسگزارم بابت اینکه در مسیری هستم که شما در آن مسیر هستید بچه های بی نظیر سایت در این مسیر هستند و باور دارم که این مسیر، مسیر درستی و به جاهای خوبی میره.
عاشق همتونم امیدوارم که عمری باقی باشه تا در این دانشگاه بزرگ من هم کسب علم کنم.
خدایا عاشقتم شکرت،🤲🙏😍
به نام خدای مهربان سلام استادعزیزم و همه دوستان
در مورد حضرت موسی که وقتی فرار میکنه به یه شهر دیگه میرسه ، اگه ما موسی رو یک انسان بدونیم و پر از نیازهای انسانی و یک شخص خاص و بی عیب و ایراد ندونیم ، یه انسان وقتی تو بیابون راه میره از شهری به شهره دیگه میرسه سختی های زیادی میکشه و درونش پر از خاسته میشه از جمله خوراک و نیازهای عاطفی ، وقتی موسی به شهر میرسه و دو خانوم رو میبینه کمکشون میکنه و بعد میره به درخت تکیه میده و میگه یا رب من فقیرم از هرچی از تو بهم برسه ، هر مردی وقتی شرایط سختی رو تجربه میکنه اولین نیازی که داره دوست داره تو آغوش یه خانوم آروم بگیره ، موسی خانومارو میبینه از خداوند میخاد که خدایا خودت برسون ، ولی خیلی از مردها از جمله خودم وقتی یه خانوم رو میبینم دیگه خدا فراموش میشه دیگه نفس وارد کار میشه یا اینکه بعضی ها هم تقدس گراییشون وارد کار میشه میترسن و میگن نکنه گناه کنم ، در حالی که نیاز هر شخصی نیاز عاطفی و جنسیه ، اینجاست که حرف استاد برام قابل درک میشه میگه وقتی دنبال آدمایی یعنی خداوند تو وجودت نیست ، من اگه اون موقع جای موسی بودم اصلن خدا یادم نمی افتاد که از خدا بخام خدایا خودت جور کن ، دنبال دخترا میوفتادم تیکه بارونشون میکردم یا کاری هم میخاستم براشون انجام بدم، آب براشون از چاه دربیارم ته ذهنم این بود که اوناهم با من باشن در جهت این بود که اونا هم نیاز منو براورده کنن دیگه از خداوند خاستنی درکار نبود خیلی خیلی راحت ما خداوند رو فراموش میکنیم یا نفس وارد کار میشه یا تقدس گرایی مارو از خاسته هامون نیازهامون دور میکنه میگه یه هو گناه نکنی همش تو درونمون مارو از دور شدن از خداوند مارو میترسونه و میترسیم کاری انجام بدیم و مرتکب خطایی نشیم
و موسی نیازهای عاطفیش و مالیش اون موقع برطرف شد و بعد از ده یا هشت سال میره کوه و با خداوند ملاقات میکنه ، من خودم همش میگم خوب حالا من گفتم خدایا من از هر خیری از تو بهم برسه فقیرم بس چرا زندگیم متحول نشد همش عجله میکنم در حالی که زمان ها یادمون میره باید صبر کنم و پایدار و استوار بودن رو یاد بگیرم و به خداوند اعتماد داشته باشم ، موسی وقتی میره جلو فرعون و پیام خداوند رو میرسونه ، قبلش کلی رو خودش کار کرده بود کلی از خداوند درخواست کرده بود خداوند رو باور کرده بود
من خودمو جای موسی گذاشتم گفتم برم به فرعون بگم به خدا ایمان بیار دیدم ناخودآگاه جلو فرعون زانو زدم ، دیدم من اصلن خداوند تو وجودم نیست کسی میتونه از خداوند حرف بزنه که درونش سرشار از خداوند باشه همه خاسته ها و نیازهاشو از خداوند بخاد ، من عاشق ورزش کردنم ولی این ورزش کردنم همش به ضررم تموم میشد همینکه اندامم عالی میشد الکی مریض میشدم دقیقن مثل بمب ساعتی عمل میکرد ، خودمو دیدم که وجودم سرشار از شرک و تهی از خداونده من اولا فکر میکردم شرک همون مشرکین مکه هستن دیگه مشرک همونان ، امیدوارم خداوند تو قلبم راه پیدا کنه و قلبمو با وجودش شفا بده درمان کنه ، یه روز برادرزادمو بغل کردم و اون دوسال و یه هفته اش بود بهش گفتم عمو رو محکم بغل کن اونم محکم با جوسه کوچیکش منو بغل کرد و همون موقع چشامو بستم خودمو دیدم که پر از تاریکی و بغض و کینه و دوشمنی و برادرزادمو دیدم که عین نور بود سلامتی رابطه دقیقی داره با منبع هستی ما از زره تشکیل شدیم وقتی این زره ها کنار هم منظم میشن دیگه خستگی درکار نیست افسرگی بی حالی از بین میره ،
استاد بی نهایتم ممنونم ازت 💖💖💖
به نام خداوند مهربان. سلام به استاد گرامی و تمام عضو های سایت.من از خداوند مهربان و راهنما سپاس گذارم که مرا در فرکانس شما قرار داد. استاد من توانایی خرید فایل های پولی را ندارم اما خداوند من را طوری در مسیر قرار داد که کم کم توانستم که فایل های عالی و فوقالعاده تاثیر گذار را خری داری کنم ، من از خدا سپاس گذارم که آدمی چون شما به ما هدیه کرد تا زندگی را خودمان خلق کنیم.من ۱۴ سال سن دارم ،من از وقتی که به فایل های شما استاد عزیزم گوش می دهم از زندگی احساس رضایت دارم از درس هایم لذت می برم و هر روز به الهاماتی آرامش بخش می شود که چه وقتی به فایل ها گوش دهم. من از خدا سپاس گذارم که زندگی یم را متحول کرد 🙏❤️
البته من زمانی کمی است که وارد سایت شده ام اما به وسیله دستی از دست های خداوند، از طریق عمه ام به فایل های رایگان شما گوش می دادم و خدا را سپاس می گویم که امروز در این فضای گرم و صمیمی می توانم فعالیت بکنم🌹
In GOD We trust
باسلام خدمت استاد بزرگوارم.و یک دنیا سپاس!
بقدری احساس خوب میگیرم از این آگاهی ها که میگم خدایا شکرت که به این لیاقت رسیدم که دارم این آگاهیهای بسیار ناب رو دریافت میکنم.واقعا خوشحالم!
حالا به خودم میگم که اگه روی خودم کار کنم و تکامل رو طی کنم تا جایی که به این آگاهیها عمل کنم، اونوقت چه احساسی پیدا میکنم!؟
آگاهیهایی که فکر میکنم اگه تمام سعی و تلاشمو برای عمل کردن به اونها بکار نگیرم، در حق خودم ظلم کردم.
واقعا من دنبال چی ام؟ دیگه مطالبی به این ارزشمندی کجا میشه پیدا کرد؟توی کدوم کتاب ها؟
خدایا ممنونتم که لیاقت این شرایط و موقعیت رو نصیبم کردی.!هدایتم کردی به درست ترین مسیرِ بهترین زندگی.
حالا نوبت منه که با عمل کردن نشون بدم که واقعا دوست دارم مسیر درست رو برم،دوست دارم خوب زندگی کنم،دوست دارم هم توی این دنیا و هم توی اون دنیا خوشبخت بشم.البته با یاری خودت!ایاک نعبد وایاک نستعین!
وقتی اون لذت رسیدن و لذت بینهایت احساس خوب رو ،
که بعداز باور و ایمان به هدایتِ هر لحظه از زندگی توسط خداوند،
و نیز مهیا کردن بستری در وجود خودمون برای شنیدن هدایتهای خداوند،
و بدنبالش اعتماد به هدایت الله و عبارت “چَشم” گفتن وحرکت کردن و عمل کردن به صدای قلبمون رو ،(هر آنچه که باشد.حتی اگر در ظاهر مخالف نظر همه باشد. با اعتمادِ کامل وصددرصد)
توی حرفها و چشمهای استاد عزیزم میبینم و وقتی اون وجود سرشار از شوق و اشتیاق ولذت رسیدن به اهداف رو میبینم، یه انگیزه و ایمانی در وجودم پدید میاد که نمیشه با کلمات بیانش کرد؟!!!
چقدر لذتبخشه وقتی درجه ای از توحید رو میبینم.
وقتی دیدن افرادی که به این درجه از توحید رسیدند،اینهمه لذتبخشه و اینهمه حال واحساس خوب به انسان منتقل میکنه.وقتی دیدنِ خداگونه شدنها،اینقدر زیباست،
پس زمانی که خودِ من هم بتونم به اون مرتبه برسم، چه حال واحساسی پیدا خواهم کرد!؟!
خیلییییی دوست دارم اون حس و اون حال ناب رو تجربه کنم!
و باور دارم که میشود.بقول خود استاد عزیزم وقتی یک نفر تونسته پس من هم میتونم.
چقدر این جمله ناب بود “وقتی در آرامش باشیم و به خدا نزدیکتر بشیم،این آرامش رفته رفته زیادتر میشه و بعد ایده ها الهام میشن.وقتی که ایده ها الهام شد،و احساس خوب داشتیم و بدون چون وچرا پذیرفتیم وعمل کردیم، یه شرایط نابی مهیا میشه.حتی ممکنه که داخل اون ایده، با کسی آشنا بشیم و یا شرایطی بوجود بیاد که موقعیت مارو عالی بکنه.پس در کل مهمترین نکته اینه که عمل کنیم.ممکنه وقتی به اون ایده عمل کردیم،چیزی بدست نیاریم ولی بعد از یمدت شرایطی پیش میاد که میبینیم چقدر عالی شد که اون ایده رو تجربه کردیم و حالا از همون تجربه ها استفاده میکنیم و به شرایطی میرسیم که نتیجه اون صدها برابر بهتر از چیزی هست که اونموقع انتظار داشتیم نتیجه بگیریم.
پس در هر لحظه ما یا به ندای قلبمون گوش میکنیم که نشانه های اون آرامش و احساس خوب هست.ویا به نجواهای ذهنمون گوش میدیم و با شیطان همراه میشیم که نشونش حال بد وعصبانیت و غم وغصه و…هست که رفته رفته بدتر هم میشه.
آرامش و احساس خوب ولذت و حال خوب و شادی=نزدیکی و ارتباط با روح خودمون،وصل شدن به انرژی منبع که نتیجش اتفاقات خوب و ثروت و در کل خداگونه شدن!
عاشقتم استاد!
سلام به همگی دوستان خوش انرژی
اوایل سال 402 یک وله برداشتم و مدام به سایت میومدم
روابطم را فیلتر میکردم
خوش انرژی بودم و همه چی فوقالعاده بود
درست 16 اردیبهشت تعهد سه برابری درامد را دادم
و تا یک ماه بعد خداوند مسیری را به من گفت که برم و با همون الهام من به درامدی که تعد داده بودم رسیدم
و خیلی خوشحال دیگه یادم رفت سایتی بود و کنترل ذهن و …..
و همه چیز کم کم از بین رفت تا الان که درامدم به نصف رسیده
و دوباره الان دارم سعی میکنم که برگردم
و درس من این بود که هیچ وقت اصول اولیه رو رها نکنم و مدام روش کار کنم حتی اگه شرایط خیلی عالی شد
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مدار موفقیت و این آگاهی ها
خب چه زمانی خدا با ما صحبت میکنه ؟؟؟ خب این که زمان نداره و خداوند نان استاپ داره با ما حرف میزنه در هر لحظه نه ما بلکه با همه حرف میزنع و این آگاهی هارو هر لحظه در جهان منتشر میکنه اما کی ما صداشو میشنویم ؟؟زمانی که حالمون خوبه ،زمانی که احساسمون و خوب نگه میداریم ،زمانی که به یک تضادی برمیخوریم و سعی میکنیم آرامش خودمونو حفظ کنیم و به هر ترتیبی شده میخوایم بیایم توی مسیر و وقتی خداوند این تعهد رو میبینه وقتی قدم اول رو برمیداریم خداوند قدم های بعدی رو برمیداره برامون ،خب از کجا بفهمیم که خدا داره باهامون حرف میزنع ؟؟؟وقتی که احساسمون رفته رفته با شنیدن این صدا بهتر و بهتر میشه و آرامش ما بیشتر میشه .
خداوند میگه نبوده که ما به پیامبری وحی کنیم و شیطان هم حرف خودشو قاطی نکنه ، خب در این صورت تکلیف چیه ؟؟؟ خداوند میگه ما کلام خودمونو بالا آوردیم وکلام شیطان و پایین آوردیم و به قول استاد وقتی که ما سعی میکنیم این ارتباط رو با خداوند برقرار کنیم ،رفته رفته با تکامل میفهمیم و این حس رو تشخیص میدیم و اون به طرق مختلف و جوری که ما بفهمیم ارتباطشو با ما شکل میده ،
پس من باید بتونم در موارد مختلف با تمرکز بر نکات مثبت احساسمو بهتر کنم و ذهنمو کنترل کنم تا الهامات رو دریافت کنم تا قلبم رو باز کنم برای دریافت الهامات ،یک نکته ای که استاد عزیز گفتن و تو گوشم صدا داد این بود که وقتی ما دورنما رو میخوایم درنظر بگیریم و مثلا جواب خیلی از سوالات راجب هرکاری مغز جواب نمیده چون مغز حاصل ورودی هاست حالا چه درست چه غلط و براساس تجربیات گذشته عمل میکنه ،مثلا اگه تو رابطه یه بار شکست بخورم ،منطق مغز دفعه بعدی که میخوام برم تو رابطه اینه که نه همه روابط بده مگه ندیدی تو رابطتت شکست خوردی و …..نجوا نجوا نجوا به دلیل تجربیاتی که داشته ،اما قلب نه ،قلب تمام اون اطلاعاتی که نیاز داری رو داره و منطقم برات نمیاره فقط در زمان مناسب میگه این کارو بکن و به همین ترتیب به نوح میگه کشتی بساز اما نمیگه چه اتفاقی قرار بیفته ،به موسی میگه برو سمت رود اما نمیگه رسیدی چیکار کن ،چون موسی باید قدم اول رو برداره تا قدم بعدی گفته شه ، به محمد میگه برگرد برو عهدنامه رو بخواه ازشون و ……
یا به ایلان ماسک میگه سیستم شرکتت رو رباتیک کن و وقتی پندمیک میاد و کل دنیا تعطیل میشه و بقیه شرکتها کلی عقب میفتن چون انسانی نمیتونه بره سره کار ،ایلان ماسک با سرعت جت داره کارش رشد میکنه ،یا به جف بزوس میگه سیستم خدمت رسانی و عوض کن و به الهامش عمل میکنه و در کسب و کار خودش در صدره و موقعی این افراد به الهاماتشون عمل کردن که هیچ منطقی نداشت و از نظر همه اضافه کاری و هزینه هنگفت الکی بود و نوآوری الکی ،اما این افراد پیرو قلب خودشونن نه مغز ،شما فک کن ایلان ماسک سره پروژه ی اسپیس ایکس تو آخرین پرتاب کل زندگیشو گذاشت وسط و بارها عملیاتش شکست خورده بود و این آخرین بار بود و اگه جواب نمیداد این آدم کل زندگیشو از دست داده بود ،ولی پا پس نکشید و انجامش داد ،این شجاعت و این حد از یقین از کجا میاد؟؟؟از سمت نیرویی برتر که شاید اصلا خوده ایلان ماسک اینجوری قبول نداشته باشه ولی اگر این آدم پیرو مغز و منطق بود که چهارر بار قبلی که پروژه شکست خورد پا پس میکشید ،اما اون میدونست که شدنیه و ایمان داشت به چیزی که قلبش بهش میگف و وعده ی قلب همیشه به آدم آرامش میده و با وجود ترسهای فراوان به سمت جلو و وعده ی آینده ای روشن بهت میده ،پس ما فقط باید اعتماد کنیم به خداوندی که همهی ما به یک اندازه بهش دسترسی داریم و نزدیکیم ،
نکته ی مهم بعدی منطق قوی که استاد عزیز از قرآن آوردن ، اینکه وقتی میگه ببخش بعدش میگه به نفع خودته طبق قانون ، نه به دلیل بهشت و جهنم و ……نه فقط به خاطر اینکه به نفع خودته خودت در آرامش زندگی میکنی ، و یک نکته ی طلایی دیگه این قسمت از حرفهای استاد که باز هم نیاز به ساعتها تفکر داره اینکه استاد گفت چون من ترمز این رو داشتم که راجب موضوعات معنوی و دوره هام نمیخواستم پول بسازم ،خداوند منو هدایت کرد به دوره های تندخوانی و منطقش این بود که من آماده نبودم از دوره های خودم پول بسازم چون باورهای مخرب زیادی داشتم اما راجب پول ساختن از دوره های تندخوانی من مقاومتی نداشتم و منطق این هدایت همین بود . و چقدر بی نظیره این حرف ها و این آگاهی ها ،پس خداوند هر لحظه با ما سخن میگه و ما انتخاب میکنیم که در فرکانس خداوند باشیم یا خیر ، خداوند مارو هدایت میکنه و چندین بار قسم میخوره تو قرآن که آخرش بگه فالهمها فجورها و تقوی ها ،خیر و شرش را به او الهام کرد ،
پس خداوندا قلبمان را به مقام رضا و تسلیم هدایت کن و ما اعضا و جوارح ما را برای عمل به الهامات مطیع تر و قلبمان را تسلیم تر گردان
(الهی آمین).
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
سلام به استاد عزیزم
چقدر این فایل کمک کرد که احساس بهتری نسبت به خودم داشته باشم ، توی این چند روز ذهن متلاطمی داشتم و روابط کاری ام کمی مخدوش شده بود که باعث شده بود در فرکانس بدی قرار بگیرم و مطابق قانون هم این احساس بد اتفاقات ناخوب رو برام رقم زد
الان که این فایل رو دیدم چندین نکته ودرس برام داشت
من درس هاشو مینویسم تا بارها برای خودم مرور بشه
من وظیفه دارم که در شرایط احساسی ناجالب تا حد امکان احساسم رو خوب نگه دارم
فقط کافیه کمی روی موجخداوند قرار بگیرم و به آرامش برسم تا شرایط کمی تلطیف تر بشه و صدای خدا رو بشنوم
در هر لحظه دو صدا رو دریافت میکنم ؛
صدای خدا
و صدای شیطان
صدای خدا به قلب من آرامش میده
و صدای شیطان من رو از مسیر دور میکنه
نقطه ی تشخیص این دو فرکانس در احساس منه
اگر حسم بد باشه در مسیر نادرست و اگر احساس خوبی داشته باشم در جاده خداوندم
مهمترین اسلحه شیطان ترسه ؛ ترس یعنی عدم حضور خداوند
و من بصورت معناداری باید روی این قضیه کار کنم
ترس از نبود پول
ترس از نبود مشتری
ترس از اینکه قضاوت بشم و…
وقتی اتفاقات بد میفته من باید جوری به قضیه نگاه کنم که به من کمک کنه حس خوب تری داشته باشم
مثلا توی قضیه خودم ؛ ببینم چه درس هایی داشته
چه تضادهایی رو باید اصلاح کنم و تلاش کنم تا با ایجاد نگرش مثبت در فضای مطلوب ذهنی قرار بگیرم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-از احساس خود می توانیم متوجه شویم گفتگوهای ذهنی ما از طرف شیطان یا خداوند است
-اگر احساس خوب و آرامش داریم بدین معناست که در حال گفتگو با خداوندیم
-اگر احساس غم عصبانیت ترس خشم افسردگی احساس بد داریم بدین معناست که در حال گفتگو با شیطان هستیم
-هنگام داشتن احساس خوب خداوند با ما صحبت می کند و احساس ما به تدریج بهتر می شود
-هنگام داشتن احساس بد شیطان با ما صحبت کرده و احساسمان بدتر می شود
-برخی اوقات هنگام مواجه شدن با چالش ها نیاز نیست اقدام خاصی انجام دهیم تنها کافی است تسلیم شویم
-حضرت موسی با برخورد به چالش ها و تضادها تسلیم و از همان لحظه زندگی او در تمام جنبه ها متحول شد
-هنگام مواجه شدن با چالش ها دو انتخاب داریم:
احساس خود را خوب نکرده و اجازه دهیم جهان ما را زیر چرخ دنده های خود له کند و سپس تسلیم خداوند شویم
احساس خود را پیش از اینکه زیر چرخ دنده های جهان له شویم خوب کرده و تسلیم خداوند شویم
-همواره به خیریت پلن خداوند از همان ابتدا ایمان و باور داشته و اجازه ندهیم احساس بد ما شدت و قدرت بگیرد
-تنها با داشتن توانایی کنترل ذهن است که می توانیم ثروتمند و موفق شویم
-اسلحه ی شیطان ایجاد ترس است
-با داشتن باورهای خوب با سپاسگزاری به خاطر داشته ها با فکر کردن به نعمت هایی که اگر اکنون آنها را از دست می دادیم احساس بسیار بدتری داشتیم می توانیم به احساس خوب بهتر دست یابیم
-تنها کافی است بتوانیم احساس خود را کمی بهتر از گذشته کنیم تا خداوند و قلب ما با ما گفتگو کند
-باید بتوانیم توکل و ایمان خود را نشان داده تا الهامات خداوند را دریافت کنیم
-اگر بتوانیم احساس خود را خوب نگه داریم خداوند و جهان سایر کارها را برای ما انجام خواهند داد
-به میزانی که سعی می کنیم احساس خود را خوب نگه داریم به همان اندازه مشمول دریافت ایده ها و هدایت های خداوند می شویم
-الهامات خداوند قلب ما را نسبت به تحقق نتایج محکم می کند
-با عمل کردن به ایده های الهی نتایجی به مراتب بسیار بزرگتر از سایرین کسب می کنیم
-در هر حوزه ای با داشتن احساس خوب از تضادها و چالش ها درس ها و تجارب زیادی می آموزیم
-با کار کردن بر روی باورها از جایی به بعد با تضادها و چالش های بسیار بد مواجه نشده چرخ زندگیمان روانتر شده و بهتر می توانیم ذهن خود را کنترل کنیم
-قانون جهان را همواره به یاد داشته و سعی کنیم در هر موقعیتی احساس خود را خوب نگه داریم
-به تدریج با عمل کردن به الهامات خداوند جنس آن را به درستی تشخیص داده نتایج و اتفاقات زندگی ما بزرگ و بزرگتر می شود
-ذهن ما حاصل ورودی ها و قلبمان از خداوند است
-ذهن ما بسیار منطقی اما روح و قلب ما دورن ما و آگاهی هایی از آینده و نحوه ی تحقق اهداف دارد
-خداوند همواره در حال گفتگو با ماست
-در دوران کودکی ارتباط بسیار قوی با خداوند داریم به تدریج با قوی تر شدن منطق نجواهای شیطانی جایگزین آن می شود
-باورها و افکار ما نتایج نهایی را برایمان رقم می زند
-باورهای نامناسب باعث می شود علی رغم اقدامات فیزیکی زیاد نتایج نامناسب بیشتری کسب کنیم
-با تغییر باورها و افکارمان ایده هایی برای تحقق اهداف به ما الهام شده که با عمل کردن به آنها به خواسته های خود دست میابیم
-به ایده های الهامی خود فارغ از منطقی بودن یا نبودن آن عمل کنیم
-ذهن ما در برابر الهامات خداوند مقاومت داشته اما قلب ما همواره با آن موافق است
خدایا شکرت
عاشقتونیم
(( بسم الله الرحمن الرحیم ))
سلام ،
روز 153 سفر …
خدایا ازت متشکرم برای تمام نعمتهایت ، برای سلامتی خودم و عزیزانم ، برای حال خوب امروزم ، برای روغنکاری شدن زندگیم در این مدت ، برای این بهتر شدن ها ، برای این بهار ، برای این نسیم هوای مطبوع برای این خونه ی خوب برای این جمع خوب برای این سایت خوب برای این استاد خوب برای فایلهای خوبش برای دوره ها برای این همه اتفاق عالی برای مشتری های امروزم برای همکار های خوبی ک دارم برای دیشب و اون هوای عالی برای فایلهایی ک دانلود کردم برای جای کار خوب امروزم برای تک تک لحظه های خوب امروزم ک با احساس خوب سپری شد ای رب من ازت بی نهایت سپاسگزارم .
خدا به ما الهام میکنه ، مارو هدایت میکنه ، چقدر این فایل روشنگر بود ممنونم از شما ، ممنونم از مریم جان برای این جای گذاری خوب فایلها خیلی به موقع بود واسم و خیلی بکارم اومد ، خدایا همواره هدایتم کن به سمت بهتر شدن ،
استاد مثال شما در مورد نجوای شیطان و احساس بد و سربالایی و صدای خدا و احساس آرامش و سر پایینی عالی بود واقعا و یک تصویر خیلی خوب در ذهنم نقش بست ،
اونجایی ک در مورد هدایت خداوند و الهامات و مثالهایی ک از پیامبران گفتید هم خیلی به دلم نشست و ایمانم رو تقویت کرد و جنس الهام رو بهتر متوجه شدم .
چقدر خوب ک چنین گفتگویی انجام شده و اینقدر آگاهی های خوب از دل این گفتگو بیرون اومد که من از شنیدنش لذت بردم .
ممنونم از استاد عزیزم و دوستان خوبی که باهم هستیم که باعث میشویم و سعی میکنیم که جهان جای بهتری باشد .
استاد ازت ممنونم یه کمکی هم این فایل بهم کرد که یادم رفته بود و توی این فایل خیلی خوب بهم یادآوری شد و احساس شکر گزاری من رو خیلی تقویت کرد ،
من این تیکه اش رو اینجا میگم تا دوستان هم بهش دقت کنند که شما فرمودید که ما وقتی
آرامش میگیریم صدای الهامات بلندتر میشود ،
وقتی آروم شدی ایده ها میاد ،
من دقیقا این رو این روزها و مخصوصا امروز با این فایل دریافت کردم ، ابتدا به آرامش رسیدم ، و بعدش که آرام شدم این ندا از درونم اومد و دیدم واقعا زندگیم الان خوبه شکر خدا ، چیزی که خلافش رو در نجواهام زیاد میشنیدم .
من الان نگاه میکنم میبینم که این مدتها خیلی کم پیش اومد که من بخوام تلاش زجر آوری کنم ک احساسم رو خوب کنم ،
چیزی که سالها قبل خیلی زیاد بود این موضوع ،
استاد عزیزم شما در این فایل فرمودید :
وقتی تو مسیری زندگی رو غلتک میفته ،
چرخا روغنکاری میشه ،
اگه خودت به زندگیت نگاه کنی مقایسه کنی با یه سال قبل و سال قبلش
میبینی چند سال پیش خوب بوده ها ولی هرچی گذشته انگار چرخ زندگیم روانتر شده
انگار همه چی راحتر اتفاق افتاده
یه همیچین احساسی بهت دست میده
نه اینکه یهویی یه معجزه میفته پایین یه شبه زندگیت زیرو رو شه
ولی وقتی مقایسه میکنی با 5 سال پیش واقعا اختلافش زیاده
ولی تو مسیرش احساست اینه ک چرخ زندگی من داره روان تر میشه …
این عبارت طلایی این فایل برای من بود که واقعا امروزم رو از دیروزم بهتر کرد و به هدف امروزم که بهتر شدن از دیروزم بود خیلی بیشتر و بهتر از دیروزم شدم با این عبارت کلیدی ، چون یکی از نجواهایی ک خیلی این روزا بامن بود رو جواب قانع کننده داد یک منطقی که ذهنم قانع شد و الان نمیتونه خلافش رو بگه ،
این ذهن منطقی رو باید با چنین جواب های قوی و قانع کننده ی خفن قانع کرد . الان ذهنم در این موضوع کاملا بسته شد .
خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای زیبایی هایی که به من نشان میدهی ، ازت برای زیبایی های اطرافم زیبایی هایی که میبینم و میشنوم سپاسگزارم ای خدای خوبم .
سلام خدمت استاد عزیزم
خانم شایسته عزیزم
که خیلی دوستتون دارم
انشاالله هرکجا که هستید سلامت وثروتمند
خوشبخت باشید
میخواستم از نتایج دوره دوازده قدم بگم
همسر عزیزم این دوره رو سال 1403 برج
2 تهیه کرد
من اونجا هیچ طلای نداشتم ولی بعد دوره همسر عزیزم برام یک تک پوش 9گرم. یک گوشواره 5 گرم هدیه خرید
وتو برج 12 پارسال عشقم بهم دوره هم جهت با جریان خداوند رو بهم هدیه داد
بهم گفت :گوشی میخوای یا دوره ی استاد
من هم دوره رو پیشنهاد کردم عشقم برام تهیه کرد
دوره تازه رو سایت قرارداده شده بود باتخیف
واین بهترین اتفاق زندگیم بود
استاد عزیزم
من خیلی میترسیدم بیام پیام بذارم
چون دوستان متنهای خیلی زیبا مینوشتن
ولی الان که نیمه شبه
همسر عزیز که خوابیده. بچه ها دارن فوتبال نگاه میکنن
من دارم این پیام رو مینویسم
اومدم مکتوب کنم تا هروقت که از مسیر دور شدم دوباره بیام واین متن رو مرور کنم وبه یاد بیارم که چه چیزهای باعث شد تا من به اینجا برسم
استاد شما بینظیرید
من همسرم چندسال باشما هستیم ولی توی این دوسال کمی بیشتر از قبل فایلها ی شما رو گوش میکنیم
من یک ماه میشه که دوباره دوره 12 قدم رو گوش میکنم ودارم کلمه به کلمه حرفههای شمارو مینویسم
ما مستاجریم
خونه ای که میشینیم خیلی عالی خدا برام دوسال تو بهترین منطقه فراهم کرددربست تا من وبچه هام راحت باشیم لذت ببریم
استاد شما راست میگید که ما خالق زندگی خودمان هستم
ما امسال برج2 سال خونمون تموم میشه
ومن هم دوره 12 قدم رو گوش میکردم وهم هم جهت با جریان خداوند رو گوش میکردم
توی دفتر م نوشتم خدای تو خودتت تا الان بهترین خونه ها رو برام فراهم کردی
از این به بعدش باتو
من سمت خودم رو اجرا میکنم وتو سمت خودتت رو
ودر دفتر شکر گذاریم نوشتم خدایا دوست دارم خونه تاز ه ساز باشه تمیز باشه
وهمین طور هم شد
یعنی قبل ما خونه باز سازی شده بود ما نفر اولی هستیم که میریم توی اون خونه میشینیم
وبه طور معجزه آسا
عشقم خونه ای پیدا کرده با همون چیزهای که من مد نظرمن بوده
استاد نگم از ارامشم
که چقد نسبت به قبلم آرام شدم به لطف شما خدارو تو وجودم پیدا کردم
خالق بودن زندگیم رو درک کردم
چقد رابطه ام با گل پسرها عالی
سه تا پسر دارم
اولی17
دومی14
سومی10
استاد عزیزم
با گوش کردن دوره های بینظیرتون من آدم دیگه ای شدم
من آدمی بودم ترسو. اوایل ازدواجمون میترسیدم از خیابون رد بشم ولی تو این چندسال که باشما آشنا شدم
راحت میریم ثبت نام بچه ها رو انجام میدم
رابطه م با همسرم عالی شده
چون باخودم در صلح شدم
با جنس مخالف چقد ترس داشتم والان هیچ ترسی وجود نداره
شما راست میگید انسان باید روی خودش سرمایه گذاری کنه
مابقی کارها خودش درست میشه
من خودم روی فایلها کار میکنم
وپسرام به لطف خدا خودشون درسها شون رو میخونن وبا نمرات بالا قبول شدن
واستادادشون چقد از هردو پسرام راضی بودن
بدون اینکه ما به اون هی بگیم درس بخون
خودشون درسها شون رو میخونن
اگه مسئولیتی بهشون بسپاریم به نحوه احسنت انجام میدن
استاد شما خیلی شفاف وواضح درسها رو یاد میدید
راست میگید که دوره ها رو بارها بارها گوش کنید هردفعه چیزهای جدیدی میفهمید
خیلی دوستتون دارم
استاددعزیزم
خانم شایسته ی عزیز
از شما خیلی درسها یاد گرفتم
مهربونیتون. فعال بودن. منظم بودن. وادامه دان در مسیر
خدا نگهدارتون باشه
دوست دارم انشاالله یک روز شما واستاد عزیز رو ببینیم
دوستان عزیز ادامه بدید خسته نشید
حرفهای استاد مثل گنج
خیلی خالص وناب
خدایا کمکم کن تا این راه رو باعشق ادامه بدم
خدایا ازت متشکرم که این شجاعت رو بهم دادی تا بیام وبنویسم
خدایا دوستت دارم