این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/10/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-15 06:19:162024-11-08 04:57:00آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
456نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
واقعاً استاد ممنون و سپاسگزارم از توضیحات عالی و کامل
چقدر خوب توضیح دادین ، خیلی روان و راحت و قابل فهم
جهان با قویترهاست
بجای غر زدن و ناله کردن، یه راهی رو پیدا کنید ، نا امید نشوید و ادامه دهید ، خداوند با افراد با ایمان هست نه با افراد نا امید و ضعیف
استاد اینجا خیلی قشنگ یکی از قوانین طبیعت رو گفتید ، ما بجای مظلوم بازی و ضعیف بازی، یه خودی نشون بدیم و کاری به ضعفا نداشته باشیم و با ایمان قدم برداریم
الکی اخبار منفی که در مورد کشورهای ضعیف نشون میدن رو توجه نکنیم و اگه کاری میخواهیم برای کسی یا مردمی انجام دهیم ، خودمون آنقدر قوی کنیم ،که بتوانیم راه ماهیگیری رو به افراد نشان بدیم نه اینکه بخواهیم فقط یه ماهی بدیم و بس
الکی ادای آدم خوبا رو در نیاریم و اگه میخوای کمک کنیم به افراد فقیر فقط تنها راهش اینه که اول خودمون ثروتمند باشیم تا بتوانیم اشتغال زایی کنیم و برای دیگران کار بسازیم نه اینکه مثل کمک متکدیان یه پول ناچیز بدیم بهشون و خودمون رو گول بزنیم با این شرک مخفی درونی مون
استاد بازم ازتون سپاسگزارم و شما و بچههای سایت رو بخدای بزرگ و مهربان میسپارم
اول ازهمه خیلی خوشحال شدم و سپاسگزارم از خداوند بابت این که شما در سلامت و آرامش کامل هستید استاد عزیز.
تو تمام این موضوعات من یا الان مشکل دارم یا قبلا داشتم و کمتر شده الان
و همه اینا هم بابت ورودی های من از خانواده و جامعه بوده
تقریبا اکثر ما 99 درصد باور هامون اشتباه ساخته شده .
موضوع اول این که من هرچقدر ضعیف تر و بدبخت تر باشم خدا بیشتر دلش میسوزه میگه این بنده من چقدر داره اذیت میشه چقدر دارن بهش ظلم میکنن بقیه ، انقد فیقره و نون نداره بخوره و همیشه مریضه گناه داره قربونش برم بزار من بهش کمک کنم این داره اشتباه میره من بیام بهش نعمت بدم
مثلا این ماهی میخاد ولی داره میره طرف بیابون بزار من ماهی رو بیارم تو بیابون خیلی زجر داره میکشه.
درصورتی که اگه مسیر اشتباه رو برم با قدرت کمک میکنه تا نابودی برم
اگه مسیر درست رو برم با قدرت کمک میکنه تا بینهایت نعمت و خوشبختی برم .اینو اگه درک کنیم هرگز نمیخوایم ضعیف و بیچاره و بدبخت باشیم هرگز.
و موضوع بعدی اینه که اول باید سختی بکشم تابعدش لایق رسیدن به نعمت ها بشوم
اینو که از بچگی من بارها شنیده بودم و میگفتن که کسی اگه داره تو این دنیا سختی میکشه پدرش در میاد چه مریضه چه فقیره این بلا هارو خدا داره سرش میاره تا طرف قشنگ گناهانش بخشیده بشه و اون دنیا بره به بهشت .
یعنی میگفتن خدا تورو دوست داره، تو مسیر اشتباه رو رفتی میخاد اون دنیا ببرت به بهشت بخاطر همین الان فقط و مریضی و بدبختی و بیچارگی رو سرت میاره تا لحظه مرگ تا پاک بشی و لایق بشی و اگه هنوزم پاک نشده باشه گناهانت با فشار قبر پاکت میکنه تازه اگه بازم پاک نشی میبرتت جهنم یه مدتی باشی بعدش میبرتت به بهشت
اینارو دیگه من میلیون ها با شنیده بودم و ناخودآگاه دوس داشتم بلا سرم بیاد تا گناهانم بخشیده بشه تا لایق بهشت بشم
یا بدبختی بکشم انقد که خدا بگه این بنده من دیگه پاک شد دیگه لایق نعمت ها شد حالا وقتشه که به نعمت برسه
درصورتی که قانون اینه که ما در هر لحظه داریم لحظه بعد رو خلق میکنیم
و دلیل زجر و بدبختی ها از خود ماست
درصورتی که تو قرآن میگه هر شری به شما میرسه از خودتونه هااا ولی اصلا ما قرآن رو اصلا نگاهم نمیکردیم میگفتیم این آدمایی که این حرفارو میزنن رفتن خوندن تحقیق کردم و اونا به ما میگن و اونا فقط میفهمن تفسیر قرآن رو.
درصورتی که 99 درصد حرفاشون با قرآن در تضاد بود .
واقعا چقدر درگمراهی بودم من
ولی وقتی خداوند هدایتم کرد و هرروز از استاد اینو میشنوم که من خالق زندگیم هستم خداراشکر الان خیلی بهتر شده این باور هام .
و دقیقا از وقتی اوضاع بهتر شد که من بیدار شدم وگرنه اون مسیر قبلی که اگه تا آخر عمرم ادامه میدادم هی بد بخت تر میشدم و خداروشکر که سعی میکنم هرروز بگممن خالق زندگیم هستم و اصلا مث مادر نیست خدا که احساسی عمل کنه و بگه تو ضعیفی بدبختی بیا من هواتو داشته باشم نه هی بلا های بیشتر درد های بیشتر وارد زندگیم میکنه تا بیدار شم یا نابود بشم.
و وقتی این باور رو داریم همیشه ضعیف هستیم همیشه دوس داریم هر جایی ضعیف ترین باشیم تو خانواده و جامعهو…
و هی کتک خورمون ملس میشه تا جایی که به نابودی برسیم.
موضوع بعدی اینه که این باور رو خیلیا دارن و منم وداشتم و دارم ولی کمتر شده
اینه که برای رسیدن به یک نعمتی اول باید سختی بکشی شکست بخوری و هیچ راهی دیگه نیست
وچقدر این آگاهی رو الآن قلبم دریافت کرد از استاد
که اون شکست ها بخاطر این بوده که قانون رو نمیدونستیم و چون بعد شکست میایم خودمونو درست میکنیم فکر میکنیم و نتیجه عوض میشه فکر میکنیم شکست تاثیر گذار بوده.
ولی نه بیدار شدن من تاثیر گذار بوده که باعث شده من فکرم شخصیم و عملکردم رو تغییر بدم و نتیجه تغییر کرده
ولی من میتونستم قبل این که اون چک رو بخورم بشینم باور و فرکانس و شخصیتم رو درست کنم تا مسیر هی بهتر و بهتر بشه
تو این من یک مثال دارم از خودم من تو کسب و کار هر بار که یک چک میخورم میگم اهاا ببین مهدی تو این جا اشتباه عمل کردی پس باید درستش کنی
مثلا تو کارم من خجالت میکشیدم کسی که سؤ استفاده میکنه ازم به اسم رفاقت ،حذفش کنم و قطع کنم رابطه با اون فرد نامناسب و هی ضعیف بودم .من وقتی بیدار شدم که طرف ازم یه چیز گرفت و پولشو نداد و تازه ناراحت شد وقتی من درخواست پول کردم و با کنایه حرف زد و من اونوقت بیدار شدم که آره مهدی تو ضعیف بودی و تا وقتی بیدار نشی هی ضربه های محکم تری میخوری .و من اونوقت اونو حذفش کردم
و اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی من 100 برابر شد بعد اون موضوع و همش آدم های فوق العاده تری هرروز به سمت من هدایت میشن.
خب حالا آیا دلیل این که آدم هایی بهتری هدایت میشن به سمت من بخاطر اون چک و لگدی هست خوردم ؟
خب نه معلومه که نه من اگه 10 سال دیگه هم بیدار نمیشدم و باج میدادم به اسم رفاقت به طرف اوضاع تغییر نمیکرد و من هرروز ضربه های محکم تری میخوردم دلیل تغییر شرایط و آدم های اطراف من بیدار شدن من بود
حالا اگه من زرنگ بودم تو این موضوع و به قول استاد کتک خورم ملس نبود
میومدم قبل ازین که چک و لگد رو بخورم میگفتم من چه باور و شخصیت و احساس لیاقت و توحیدی در خودم بسازم که از همین اول فقط آدم های فوقالعاده وارد زندگیم بشن و من فکر میکردم و عمل میکردم اگه من اینکارو میکردم هیچوقت چک نمیخوردم و از همون اول هدایتمیشدم به آدم های بهتر و بهتر و بهتر. پس میشه بدون شکست تو روابط تو کار و هرچیزی به موفقیت رسید اگه همون اول قبل چک و لگد فکر کنیم و بیدار بشیم .
و این باور که بدون زجر و سختی میشه موفق شد و خدا هیچ بلایی سر ما نمیاره ما بخاطر افکار خودمون بلا سرمون میاد و صد درصد زندگی ما داره با فرکانس های ما خلق میشه و اوضاع میتونه با بهتر شدن من هی بهتر و بهتر بشه فقط، یک شیب به سمت بالا باشه همیشه باعث میشه که دیگه نخایم ضعیف باشیم و بدبخت باشیم و شکست بخوریم تا خدا دلش برای ما بسوزه یا لایق موفقیت و نعمت بشیم .
موضوع بعدی استادگفتن خیلیا خودشونو میندازن تویک بدبختی تا مجبور بشن حرکت کنن.
دقیقا برادر من این حرف رو بهم زد .از نظر مالی ضعیف بود گفت من تا وقتی مجرد هستم کاری نمیکنم باید برم ازدواج کنم و خودمو بندازم تو قسط های وام ازدواج و مسئولیت زندگی تا مجبور باشم حرکت کنم بخاطر اون مسئولیت و قسط ها ، اون این کارو کرد و اتفاقی که افتاد
اینجوری شد که خودشو از چاله در آورد ولی انداخت توچاه
که الان وضعیتش از قبل هم خیلی بدتره .
خب من این مثال رو دیدم به چشم
پس به خودم میگم آقا چرا باید له بشم تا حرکت کنم هااا
همین الآن کع اوضاع خوبه یا بدتر نشده بیام از درون خودمو درست کنم و حرکت کنم تا اوضاع هرروز بهتر و لذت بخش تر بشه
حتما باید اوضاع به له شدن برسه تا حرکت کنم یا مسیر درست رو برم ؟
معلومه که نه اوضاع میتونه از همین جایی که هستم میتونه هرروز بهتر از دیروز و هرسال بهتر از پارسال بشه .
کل این فایل این اگاهایی رو به من داد
1 : فکر نکن ضعیف باشی خدا دلش میسوزه مث مادر نه ضعیف باشی خدا تا قعر جهنم میبرتت پایین. ولی اگه تغییر کنی قوی باشی به قانون عمل کنی باقدرت میبرتت به ثروت و نعمت و سلامتی و بهشت در دنیا و اخرت.
2: فکر نکن برای لایق شدن برای نعمت ها باید زجر بکشی و بدبختی بکشی نه تو همینجوری لایق هستی اگه نعمت هارو دریافت نکردی بخاطرباور های خودته.
3:برای موفقیت نیاز نیست شکست بخوریم .
اون شکست ها بخاطر بی ایمانی و باور های اشتباه ماست نه داین که قانونش این باشه برای موفقیت باید شکست بخوری.
همیشه حالت خوبش اینه که قبل ازین که چک لگد رو بخوریم بیدار بشیم و خودمون درست کنیم و حرکت کنیم در مسیر درست و وقتی اینجوری باشیم بدون شکست به خواسته هامون میرسیم
خیلی راحت با لذت
وقتی خدا آروم میزنه رو شونمون و میگه بیدار شو اون بفهمیم خودمونو تغییر بدیم تا اوضاع هی بهتر وبهتر بشه
نه این که تو کسب و کار یا رابطه یا سلامتی هی بیدار نشم تا وقتی که تا قعر جهنم و بدبختی و سختی برم پایین بعد بیدار شم و تازه اونوقت بگم آره دلیل موفقیت من این شکست ها و زجر و بدبختیه و این باور باعث میشه کل زندگی من برای رسیدن به هر چیزی قبلش رنج و بدبختی و شکست رو تجربه کنم
یا بیخیال خواسته هام بشم کلا بگم نخواستیم بابا.
نه همون اول اگه بیدار شم تو روابط هرروز روابط قشنگ تر و بهتری خواهم داشت بدون سختی و شکست .
تو کسب و کار هرروز همه چیز عالی تر میشه با لذت و راحتی بدون زجر و بدبختی.
خدایا شکرت بابت این آگاهی ها
سپاسگذارم ازتون که این فایل فوق العاده رو اماده کردین استاد عزیزم، عاشقتونم.
امیدوارم هرروز سعی کنم به این آگاهی ها بهتر عمل کنم و نتایج رو با لذت براتون بنویسم.
1) چه الگوهای رفتاری می توانید در خود پیدا کنید که هماهنگ با آگاهی هایی است که در این فایل توضیح داده شده و باعث رشد شما شده است؟
-به تازگی با گوش دادن به فایل های استاد ایمان و توکل ما بسیار افزایش یافته و از شخصیت ضعیف با احساس قربانی شدن شدید به شخصیتی نسبتا قوی تبدیل شده که از خداوند طلب هدایت کرده و او ایده هایی را به ما الهام می کند و با عمل کردن به آنها به نتایج خوبی دست یافته ایم تمام باورهای مخرب و نامناسب هم چنان در ما وجود دارد و ما سعی می کنیم هر بار با کار کردن بر روی آنها خود را بهبود دهیم پیش از آن نمی توانستیم محصولات خود را معرفی کنیم و از حرف مردم و قضاوت هایشان می ترسیدیم اما اکنون به بیش از هزار نفر حضوری محصولات خود را معرفی می کنیم بر روی باورهای خود در زمینه ی ثروت کار کرده و با رعایت قانون تکامل محصولات خود را به فروش می رسانیم که در گذشته به دلیل داشتن باورهای شرک آلود و عزت نفس پایین و قدرت دادن به عواملی مانند پارتی و ارث…. هیچ درآمدی نداشتیم
در زمینه ی سلامتی با قدرت دادن به ژنتیک و ارث به بیماری های مختلف دچار شده که با عمل کردن به قانون بی نظیر و ارزشمند سلامتی به نتایج عالی دست یافته ایم.
در زمینه ی روابط با احساس قربانی شدن و باج دادن به افراد و مقدم بودن نیازهای آنها بر خودمان ظلم کردیم و با کار کردن در دوره ی احساس ارزشمندی و عزت نفس به آنها به راحتی نه می گوییم و اولویت اصلی و اساسی را به خودمان می دهیم.
در زمینه ی قدرت دادن به عوامل بیرونی که پاشنه ی آشیل ماست تا حد بسیار زیادی به لطف دوره ی روان شناسی ثروت 1 بهبود یافته ایم هر چند هم چنان برخی از عوامل مثل شهر و محل سکونت را در نتایج خود مهم می دانیم
2) چه الگوهای رفتاری ناهماهنگ با آگاهی های این فایل را در خود شناسایی کردید که اوضاع را بر شما سخت کرده است؟
-ما این باور را داشتیم که تا زمانی کاری را با سختی و زجر انجام ندهیم نتیجه ای حاصل نمی شود و به همین دلیل در انجام هر کاری ابتدا با سختی مواجه شده بعد از آن به راه هایی برای راحت تر و بهتر انجام شدن آن هدایت می شویم حتی برای انجام دادن کوچکترین کارها مثلا در مورد فروش محصولات ابتدا فکر می کردیم که هم پیاده روی کنیم و هم اجناس خود را به فروش برسانیم به دلیل اینکه مسیرها بسیار طولانی بود خسته شدیم و اکنون به فکر فروش آنلاین هستیم می توانستیم از همان ابتدا به فکر فروش آنلاین آن باشیم اما چون باورهای نادرستی در این زمینه داریم اکنون هم که به این راه هدایت شده ایم باز هم از آن کسب درآمد نداریم اما در فروش حضوری می توانیم درآمد کسب کنیم
-این باور را هم در گذشته و حتی اکنون برخی اوقات داریم که خداوند را فردی دلسوز می بینیم و زمانی که مسافت های طولانی طی کرده و هیچ محصولی نفروختیم به خداوند می گوییم ما خسته شدیم حداقل یک محصول از ما بخر که گاهی اوقات پس از چندین و چند ساعت پیاده روی محصولی از ما خریداری می شود
-این باور شکست خوردن و سپس به موفقیت رسیدن هم در ما وجود دارد و اکنون که میزان درآمد ما به شدت کاهش یافته فکر می کنیم جزئی از روند است که ابتدا درآمد بالایی کسب کنیم و بعد درآمدمان به شدت کاهش یابد تا ما به فکر ایده ی جدید بیافتیم و دوباره کسب درآمد کنیم مانند باوری که استاد فرمودند خودتان را بدهکار کنید تا پول بیشتری کسب کنید
-غیر از آن باورهای مخرب و شرک آلود بیشتری نیز داریم و آن قدرت دادن به عوامل بیرونی مثل محله های ثروتمند که خریدهای بیشتری از ما می کنند محله های فقیر هیچ خریدی انجام نمی دهند یا این دسته از مشاغل پولدارترند و دسته ی دیگر پول کمتری دارند هم در ما وجود دارد
البته ما نمی دانستیم که چنین باورهایی را داریم و اکنون از عملکرد و نتایج خود متوجه آنها شده ایم و واقعا این جمله ی استاد که فرمودند ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است را درک کرده ایم تا زمانی که عمل نکنیم به باورهای مخرب خود نیز واقف نمی شویم چه برسد که بخواهیم آنها را اصلاح کنیم
با توجه به “درکی که از آگاهی های این فایل” داشتید و “الگوهای رفتاری” که در خود می شناسید، بنویسید دلیل یک سری موفقیت های شما چیست و دلیل یک سری شکست های شما چیست؟
-دلیل موفقیت ما گوش دادن به فایل های استاد مانند کلام خداوند و وحی منزل است که اساس و پایه ی فایل ها و دوره های استاد توحید و قدرت دادن به خداوند و دوری از شرک و عدم قدرت دادن به افراد و عوامل بیرونی است.
زمانی که تنها به خداوند ایمان و توکل داریم و در مسیر تحقق اهداف خود قدم برداشته و حرکت می کنیم شخصیت قوی داریم و در مورد مسائلی که حرکت نمی کنیم می ترسیم و به عوامل بیرونی قدرت می دهیم مشرک هستیم
3) درباره تجربیاتی بنویسید که به جای ایمان به خداوند و حرکت در راستای هدایت های این نیرو، خداوند را مثل مادر مهربانی دیدید که هوای فرزند ضعیف تر را بیشتر دارد و جور ضعیفی و تنبلی فرزندش را می کشد. سپس این نگرش شرک آلود چه عواقبی برای شما داشت و این شناخت نادرست از خداوند، چه بلایی به سرتان آورد؟
-این باور که خداوند را مانند مادر دلسوز ببینیم هم چنان در ما وجود دارد و همواره نتایج منفی برای ما به همراه دارد در تمام زمینه ها از روابط گرفته تا کسب و کار هرگاه احساس قربانی شدن داشته و خود را فردی بدبخت و شکست خورده می دانیم با اتفاقات نامناسب تری مواجه می شویم و هر موقع طبق قوانین احساس خوبی داشته و دیگران و عوامل بیرونی را سرزنش نمی کنیم با اتفاقات خوب مواجه می شویم
کجاها در مواجه با تضاد، پیام خداوند را نفهمیدید و همان روند محدود کننده قبلی را ادامه دادید تا جاییکه که آنقدر بلا سرتان آمد که مجبور به تغییر شدید چون راه دیگری نداشتید؟
-در زمینه ی سلامتی پیش از آشنا شدن با استاد و قانون سلامتی با تضادهای گوناگونی مواجه شدیم و همان روند نادرست را ادامه داده تا جایی که به لطف خداوند و استاد به این دوره ی بی نظیر هدایت شدیم و با وحی منزل و کلام خداوند دانستن دوره ی بی نظیر قانون سلامتی نتایج عالی کسب کردیم
-در زمینه ی روابط با باج دادن به افراد با توهین ها و تحقیر آنها و احساس قربانی شدن مواجه شدیم که اکنون به لطف آموزه های استاد تمام افراد منفی خود به خود از زندگی ما حذف شدند
-در زمینه ی عزت نفس و احساس ارزشمندی شخصیت و کسب و کار خود را بی ارزش می دانستیم و فکر نمی کردیم هیچ فردی حاضر باشد بهایی برای محصولات ما بپردازد با گوش دادن به فایل های استاد اکنون به راحتی و با افتخار محصولات خود را به دیگران معرفی می کنیم
آیا شما جزو افرادی بودید که با وجود نشانه های بسیار از طرف خداوند برای تغییر شخصیت و عملکرد، همچنان به همان شیوه قبلی ادامه دادید و منتظر نتایج جدید هم بودید؟! حتی در آخر هم چون تغییری در اوضاع ایجاد نشد، به این نتیجه رسیدید که خدا ظالم است و صدای شما را نمی شنود؟!
-در گذشته به دلیل تضادهای زیاد همین طرز فکر را داشتیم و خداوند را ظالم و ناعادل تلقی می کردیم اما اکنون که نتایج زیادی در سایر حوزه ها کسب کرده ایم تا حدودی این باور در ذهن ما شکل گرفته که ما خالق زندگی خود هستیم و خداوند تنها نتیجه ی باورها و فرکانس های ما را به ما باز می گرداند و اگر ما نتایج نامناسبی در هر زمینه ای کسب می کنیم خودمان مسئول آن هستیم با اینکه هزاران بار این باور را تکرار کرده ایم اما باز هم در برخی از مواقع احساس قربانی شدن داریم و عوامل بیرونی را عامل اساسی در رخ دادن اتفاقات زندگی خود تلقی می کنیم
یا به این توهم بسنده کردید که: درست است در این جهان شرایط سختی دارم اما خداوند پاداش مرا در آن دنیا خواهد داد؟!
-خیر خدا را شکر چنین توهمی نداریم و به لطف خداوند و آموزه های استاد این باور در ذهن ما شکل گرفته که تا زمانی که در این دنیا زندگی خوبی نداشته باشیم در آخرت هم نداریم البته در گذشته در مدارس این جمله را مرتبا تکرار می کردند که افراد فقیر و بدبخت نزد خداوند محبوبترند و در آخرت پاداش دریافت می کنند
5) درباره تجربیاتی بنویسید که سعی داشتید به جای این نوع نگاه احساسی به خداوند، روی ضعف های شخصیتی خود کار کنید و ایمان و توکل خود را تقویت کنید. سپس به خاطر استمرار بر ایجاد این بهبودهای مستمر، چه پاداش هایی دریافت کردید؟
-در بالا در مورد نتایج خود صحبت کرده ایم کسب درآمد حذف افراد منفی زندگی در خانه ای آرامش بخش و لذت بخش لذت بردن از زندگی دیدن نشانه های خداوند رخ دادن هم زمانی های معجزه آسا داشتن احساس خوب بیشتر در طول روز داشتن احساس ارزشمندی و عزت نفس بالاتر ارتباط برقرار کردن با افراد غریبه ناراحت نشدن و نداشتن احساس بد در مورد مسائلی که در گذشته به شدت ما را ناراحت می کرد مهم نبودن حرف مردم نگران نبودن درباره ی آینده ناراحت نبودن در مورد اتفاقات نامناسب گذشته زندگی در زمان حال خودشناسی بیشتر کمتر مهم بودن حرف مردم باج ندادن به افراد مهم بودن و اولویت دادن به نیازهای خودمان نه دیگران احساس ارزشمندی و لیاقت بیشتر سلامتی جسم و داشتن احساس خوب و توانایی کنترل ذهن بهتر از گذشته و هزاران نتیجه ی دیگر که همگی به لطف خداوند و آموزه های استاد عزیز صورت گرفته است
درباره تجربیاتی بنویسید که هر بار سریعتر از قبل، نشانه ها را تشخیص دادید و با تعهد روی بهبود باورها و عملکرد خود کار کردید و برای هماهنگ تر شدن با قوانین خداوند تلاش کردید و به همان نسبت هم، شرایط سخت زودتر تمام شد، تضادها به نفع شما تمام شد و بهبود اوضاع شروع شد.
-اکنون بسیار بیشتر نشانه های خداوند را تشخیص می دهیم خصوصا هنگام فروش حضوری بسیاری از باورهای مخرب و شرک آلود خود را شناخته و از صحبت های افراد ایده هایی به ذهنمان می رسد که آنها را عملی می کنیم
6) حالا که قوانین خداوند را فهمیدید – این مقدار از درک – شما را به چه نتیجه ای رسانده و چه تصمیمی گرفته اید؟
برنامه شما برای هماهنگ شدن با قوانین بدون تغییر خداوند چیست؟
چه برنامه ای برای ایجاد تغییرات بنیادین در رفتار و شخصیت خود دارید. خواه درباره روابط عاطفی، درباره مسائل مالی، درباره سلامتی جسمانی و…
– با کسب نتایج بسیار زیاد البته به نسبت گذشته مان تصمیم داریم همین روند کنونی را پیش بگیریم چون نتایج ما هر بار بزرگتر شده و احساس ما هر بار نسبت به روز قبل بهتر می شود و همگی به لطف خداوند و عمل کردن به سخنان ارزشمند استاد در حد مدارمان مانند کلام خداوند و وحی منزل است
این بدان معنی است که در این تضاد و چالش دانش و آگاهی مردم بیشتر شده است و آنها نسبت به آن از قبل اقدامات بهتری را انجام می دهند
این ها درس هایی که طبیعت به ما می دهد و یک انسان عاقل و آگاه از این نکات درس می گیرد و آنها را برای خود یک تجربه می کند
چقدر این درس ها عالی است
چقدر این نوع نگاه فوق العاده و زیبا است
نکته و درس دیگر
از این طوفان می توان پی به قدرت خداوند پی برد
پس می توان روی کسی حساب کرد که این همه قدرت و عظمت دارد
او که می تواند آب و باد را اینگونه گرد هم بیاورد که این همه زمین را زیر و رو کند پی او آنقدر قدرت و آنقدر دانش و آگاهی دارد که می تواند روند زندگی من را تغییر بدهد
دست به دست او بدهم
دل به او بدهم
بی شک او برای من بهترین و عالیترین راه را نشان می دهد
همه اینها برای من خیلی درس دارد
خدایی که می تواند اینگونه کار کند پس می تواند اهداف و خواسته های من را هم به خوبی و آسانی به جلو ببرد و حال من را خوب کند
درس دیگر این بود برای من که
در طبیعت قوی تر ها همیشه باقی می مانند
پس من هم برای اینکه بتوانم به اهداف خودم برسم
بتوانم به خواسته های خودم برسم
باید قوی باشم و در راه رسیدن به اهداف و خواسته های خودم تلاش کنم
قدم بردارم
در غیر اینصورت باید همیشه کارگر باشم و همیشه باید زیر دست باشم
این درس بزرگی برای من بود
می توانم همیشه به این حد از قدرت و توانایی برسم که خودم کارفرمای خودم باشم و خودم برای خودم کار کنم نه اینکه بخواهم برای دیگران کار کنم
این هم درس بسیار بزرگی برای من بود
حتی وقتی که من قوی باشم
در روابط خودم با خانواده و دوستان خودم می توانم بهترین عملکرد را داشته باشم
در قوی بودن من عزت نفس من قوی تر خواهد بود
بهترین دستاورد ها را به دست خواهم آورد
در کسب و کار خودم بهترین نتایج را خواهم گرفت
در سلامتی جسم و روح خودم بهترین کارایی را به دست خواهم آورد
این باز برای من خیلی درس و خیلی نکته ها را دارد
مسیر درست داشتن و مسیر درست انتخاب کردن
باورهایی قوی در مورد خدای خودم داشتن
او را قادر و کمک کننده و یاری دهنده خودم بدانم
از قوانین این جهان آگاهی کامل و کافی داشته باشم
آن قوانین را در همه امورات زندگی و کسب و کار خودم بکار ببرم
من کسی خواهم بود که روند زندگی من همیشه عالی وخوب و به بهترین شکل و حال ممکن انجام خواهد شد
و این نکته عالی ترین درس امروز زندگی من بود
هر چه قوی تر باشم
هر چه باورهای عالی تری داشته باشم
هر چه بهتر و بیشتر بتوانم ذهن خودم را کنترل کنم
بی شک روند زندگی من بهتر خواهد بود
این باور غلط را از ذهن خودم دور کنم که با گریه و زاری من خدای من دلش به رحم می آید و به من کمک می کند و دستهای من را می گیرد در صورتیکه اصلا اینگونه نیست
این را بارهای بار در زندگی خودم تجبه کرده ام
هر جایی که با قدرت وارد شده ام
هر جایی که با ایمان خودم به خدای خودم و باورهای خودم قدم برداشته ام
بهترین نتایج را گرفته ام
مثل زمانی که خواستم تغییر کنم و از کار کارمندی و کارگری خودم بیرون آمدم
مثل زمانی که تلاش کردم و تمام قسط ها و وامهای خودم را تسویه کردم
مثل زمانی که برای شروع هر کاری دیگر نیاز به سرمایه اولیه نداشتم و با حال خوب و با اتکا به خودم و خدای خودم قدم برداشتم و به جلو حرکت کردم
مثل زمانی که از توانایی و استعداد و علاقه خودم شروع به کسب در آمد کردم
مثل زمانی که از الهامات و ایده هایی که از او خواستم اطاعت و پیروی کردم و آنها را انجام دادم
آنوقت در همه آنها موفقیت از آن من بود
پس باز هم می توانم روی همان خدای خودم حساب باز کنم و از او کمک بگیرم و بی شک من موفق ترین خواهم بود
همان خدا باز به من کمک خواهد کرد
نکته در این است که ضعیف و جیره خوار نباشم
باید و باید روی خدای خودم حساب باز کنم
هیچ لزوم ندارد که من زجر بکشم بلکه می توانم در کمال راحتی و آسانی من به موفقیت و حال خوب دست پیدا کنم
در اینجا من باید همیشه از زندگی گذشته خودم
از موفقیت هایی که به دست آورده ام
از تضاد و چالش هایی که برای من رخ داده است و آنها بعد حل شده است
درس بگیرم
نکته آنها را همیشه و همیشه د زندگی خودم بکار بگیرم
یادم باشد که هیچ وقت نباید روند و مسیر تکاملی خودم را فراموش کنم
همیشه باید روی باورهای خودم کار کنم
همیشه باید بدانم که از کجا شروع کرده ام و اکنون در کجا هستم
اینجا از نوشتن هرگز نباید دوری کنم
یادم باشد که هر بار که نوشتم بهتر و بیشتر در ذهن من نفوذ کرد
چقدر این فایل فوق العاده است
خود برای خودش یک دوره عالی است
استاد نکته هایی را در این فایل گفتند که می توان ساعت ها روی آنها تفکر کرد و من باید همیشه در زندگی خودم آنها را بکار ببندم
درست است که هر چند بخاطر ذهن خودم آنها را فراموش می کنم ولی نباید آنرا فراموش کنم و در برابر آن مقاومت نشان ندهم و سریع به مسیر درست برگردم
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم جان مهربان و همه ی دوستان هم مسیرم
چقدر این نگرش زیباست که ما چیزی به نام بلایای طبیعی نداریم و اینها همش موهبته از طرف خداوند
چقدر این دیدگاه حال خوب کنه چقدر آرامش میده و چقدر زیبا استاد عزیزم این دیدگاه و توضیح میدن و کلی منطق درست براش میارن واقعا استاد شما تحسین برانگیزید تا حالا از کسی نشنیدم که به سیل و زلزله و طوفان و …. بگه این یک موهبته و حتما یه خیر و منفعتی برامون داره ولی تا دلتون بخواد شنیدم که این یه عذاب الهیه و حتما اون ملت یه سری گناهان کبیره ای مرتکب شدن که مستحق این بلای طبیعی هستن
خدایا شکرت که بازهم از طریق استاد عزیزم این آگاهی هارو دریافت میکنم وسعی دارم و سعی میکنم همیشه روی خودم کار کنم و باورهایی که از گذشتگان به من رسیده رو زیر سوال ببرم و هر چیزی رو قبول نکنم و باورهای درست افکار درست برای خودم داشته باشم و هر روز روی درک بهتر قوانین خدا و نحوه ی عملکرد جهان بیشتر کار کنم
چقدر عالیه که از این زاویه به این موهبت های الهی نگاه کنیم که
قراره کلی پیشرفت و گسترش ایجاد بشه
و خیلی مهمتر از اون چقدر قدرت و عظمت خداوندو میشه دید و پی به عجز وناتوانی خودمون در برابر قدرت خداوند ببریم
و چقدر این مردمان عزیز تحسین برانگیزن چقدر مهربانانه بهم کمک میکنن واقعا اون حس همدردی و کمک رسانی شون قشنگه
که توی شرایط سخت که هر کسی ممکنه به فکر خودش باشه اما برخلاف تصور ذات خوب این مردم بیشتر خودشو نشون میده
استاد قبلا در مورد اصل بقای اصلح گفته بودن ولی احساس میکنم تو این فایل بیشتر درکش کردم که این قانون برای همه اینجوری کار میکنه یا قوی میشوی و میمانی یا ضعیف هستی و از بین میری قانونیه که تو طبیعت، حیوانات و انسان ها به یک شکل عمل میکنه
طبق این قانون همیشه باید رو خودت کار کنی قوی بشی هر بار خودتو مهارت هاتو بهبود بدی به فکر پیشرفت و عملکرد بهتر باشی چون اگه راکد بمونی اگه حرکتی نکنی از بین میری
خداوند همیشه یار و یاوره شجاعانه خداوند همیشه پاسخ میده به مؤمنان به متوکلان و همیشه درهارو به روشون باز میکنه پس من نوعی اگه بخوام خدا همه جوره هوامو داشته باشه باید هر روز روی تقویت ایمانم روی بهبود شخصیتم روی بهبود توانایی هام کار کنم و اینو همیشه آویزه ی گوشم کنم که خداوند از بنده های ضعیف و بیچاره خوشش نمیاد و نه تنها هیچ کمکی نمیکنه که شرایط بهتر بشه بلکه طبق فرکانس های خودم مسیر این ذلت و بدبختی و هی برام هموارتر میکنه
چون خداوند که احساس نداره اون داره طبق مشیت و قوانینی که داره عمل میکنه اصلا هم براش مهم نیست تا قعر چاه هم باشم اگه خودم خودمو تغییر ندم ایمان نیارم باورهای درستی نداشته باشم هیچ اتفاق خاصی برام نمیفته
استاد خداراشکر میکنم که سالم هستید اتفاقا با اینکه تقریبا مطمعن بودم خدای مهربان نمیزاره اتفاقی برای شما بیفته ولی باز هم هرروز و هر ساعت هم اینستا و هم سایت را چک میکردم تا ببینم شما پیام یا پستی از خودتون گذاشتین یا نه؟
استاد در مورد تغییرات خودم اگه بخوام بگم من از موقعی که با شما و آموزش هاتون آشنا شدم سعی کردم خیلی روی خودم کار کنم و تغییر کنم چون من آدمی بودم که همه را مقصر مشکلاتی که برای من پیش میومد میدونستم و فکر میکردم من چقدر مظلوم هستم و چقدر داره به من ستم میشه ،سر کارم هر ماه برنامه درخواستی میدادم و با اینکه کار مهمی هم نداشتم ولی اولا که خیلی استرس داشتم که نکنه برنامه درخواستی منو نده رئیسم و دوما اگه برنامه من را نمیدادند کلی ناراحت میشدم و در درون من جنگی به پا میشد که چرا اینقدر باید در حق من اجحاف بشه؟ ولی با شما فهمیدم که این منم که دنیای خودم را میسازم، من بودم که با فرکانسهای بدم ،ناراحتی ها و ناخواسته ها را به زندگیم دعوت میکردم.الان فقط سعی میکنم شکرگذار باشم و فرکانسهای خوب بفرستم و میبینم که چقدر همه چیز تغییر میکنه.یه چیز خیلی جالب بگم استاد اینکه من همش توی فرکانس کمبود بودم از بچگی ما را از فقر و نداری ترسونده بودند و مدام از نبود پول میترسیدم و واقعا ادمی بودم که شرک داشتم و نمیفهمیدم که این خداست که داره روزی ما را میرسونه من چرا باید جلوی رییسم دولا و راست بشم تا از من راضی باشه و عذر من را نخواد که نکنه بی پول بشم چون حقوق ندارم و درست یه جایی که دیگه محیط سر کارم برام مثل زندان بود و داشت منو خفه میکرد با اینکه 17 سال سابقه کار و بیمه داشتم و حقوق نسبتا خوبی داشتم گفتم من دیگه نمیام سر کار و خدایی که روزی من را میرسونه هر جا که باشم روزی من را میده و نگفته اگه اینجا کار نکنی دیگه بهت روزی نمیرسونم و با اینکه تمام همکارام مدام تو گوشم میخوندن که پشیمون میشی و بی پول میشی و از بدی های بی پولی و بدبختی های بچه داری بدون داشتن حقوق برام میگفتن من گوش نکردم و کارم را رها کردم .اولش خیلی داغون بودم چون بالاخره 17 سال. توی یه کار باشی رها کردنش آسون نیست و حس کسی را داشتم که بچه ای را بزرگ کرده 17 سال و بعد به خاطر اذیت و آزار بقیه خودش با دستای خودش خاکش کرده و دیگه همه چی تموم شده،ولی مدام با خدای خودم حرف میزدم و ازش هدایت میخواستم و چقدر جالب نشانه ها را میدیدم و حتی یک شب که خیلی ناراحت بودم و دلم گرفته بود با همسرم رفته بودم بیرون و توی دلم گفتم. خدایا یه نشانه به من بده و نیم ساعت بعدش پشت یه اتوبوسی که از جلومون رد میشد دیدم نوشته الیس الله بکاف عبده؟ و اصلا آروم شدم و گفتم بله خدای مهربانم تو برای من کافی هستی همه ی دنیا یک طرف و تو یک طرف.و خداوند کارها را برام درست کردو من مجددا به سرکار برگشتم و جا بجا شدم و رییس رییسم بسیار بسیار با احترام و مهربان با من رفتار کرد و گفت جات را عوض میکنم برگرد سر کار.الان جایی هستم که کارم یک چهارم کار قبلی است و شیفت هام عالیه و یک رییس بسیار مهربون دارم و هرروز خداراشکر میکنم از اینجا بودنم.و این تغییرات را مدیون آموزش های خوب شما هستم استاد عزیزم و سپاسگذار خدای هدایتگرم که من را به سمت شما و سایت خوبتون هدایت کرد
سلام و درود بیکران استاد عزیز و پاک و توحیدی من. الهی دورت بگردم که اینقد قشنگ توحیدی حرف میزنی که دل آدم بره. عاشقتم که 🫂
(این کامنت رو تو دو تا پارت نوشتم. پارت دوم به احساس بینظیری رسیدم. خدایاااااا شکرررررت)
خداجونم رب من، احساس میکنم خیلی ازت دورم. احساس تنهایی میکنم. حس میکنم تحت فشارم. با خودم در صلح نیستم.
خدایا دری برام باز کن. از همه جا و همه کس ناامیدم، من فقط بتو تکیه میکنم، دستمو بگیر. هدایتم کن.
خدایا من بخودم ظلم کردم، با همه دوستی کردم جز تو، رو عشق همه حساب کردم جز تو. منو ببخش و هدایت کن
خداجونم قلب من رو به سمت خودت باز کن .
کمکم کن داشتههامو ببینم، تواناییهامو بیاد بیارم، هدایتهاتو بیاد بیارم و بیشتر خودمو و تو رو بشناسم. کمکم کن شکرگزارت باشم .
امشب من، دو تا فایل توحیدی گوش دادم بخاطر این تضادهایی که بهش برخوردم ؛ توحید عملی قسمت 11 و آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل میکند؟
دیدگاهم میچرخه و تغییر میکنم وقتی فایلای توحیدی رو گوش میدم . حس آرامشی وارد قلبم میشه که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.
چرخیدن از رو پاشنهی شرک رو پاشنهی توحید
من خیلی تغییر کردم نسبت به دو سه سال پیش؛
دیگه علاقهای به دیدن فیلمای ترکی عاشقانهی مورد علاقهم ندارم . مدت زیادی، معتادشون شده بودم و حتا شده تکراری، بعضیاشونو چندین بار دیده بودم و انگار بازم برام جذاب بودن. گاهی تا صبح بیدار میموندم و هی قسمت بعدی هی قسمت بعدی و این سیکل معیوب رو چند بار انجام دادم. دلم چند روزی خوش بود و انرژی بیشتری داشتم ولی بعدش باز برمیگشتم به زندگی قبلی.
وای خداجونم چقدر هوای منو داشتی سپاسگزارتم . اصلا یادم نمیاد آخرین بار کی این سریالا رو دیدم . البته دو سه تا فیلم منتخب بود که فضای عاشقانهی مثبت و ماجراهای خوبی داشت. فرکانسش در کل مثبت بود اما نمیشه از این گذشت که بار منفی هم داشت و ناخودآگاه تاثیرات بدی میذاشت رو شخصیتم.
فکر میکنم حدود سه سال هست که دیگه سراغشون نرفتم
خدای من رب من ، تو یه کاری کردی که شرک رو تقریبا کنار بذارم و انرژی رو فقط از خودت بگیرم از بودن با تو و ستایش و عبادتت.
من دیگه اصلا رفیقی برام نمونده که هر روز بخوام زمان زیادی بذارم باهاش حرف بزنم تلفنی یا منتظر دیدارش باشم. یا حتی اعضای خانوادهم دیگه وابستگیای بین من و برادرم یا خواهرم نیست. دیگه تموم شد هر چی بود.
این شِرکا، یکی یکی فرو ریختن . برنامهی بعدیت چیه! دیگه میخوای چیکار کنم تا بیشتر بهت نزدیک شم. همه رو گذاشتم کنار یا خودت به دلم انداختی یا مستقیما دست به کار شدی و از سمت اونا رابطه قطع شد.
وای رب من چقدر عوض شد شرایط روابطم . اصلااااا فکرشو نمیکردم. اینقدر دل بستهی این روابط شده بودم که تو رو فراموش کرده بودم. اینکه این عشقی که ازشون دریافت میکنم از سمت توهه. اینا رو تو بمن عطا کرده بودی ولی من مشرک شده بودم . منو ببخش، سپاسگزارتم، دوستت دارم که بهم عنایت داری و حواست بهم هست.
چک و لگدای زیادی خوردم ولی بالاخره فهمیدم ، یعنی انشاالله که فهمیدم .
رفیقایی از زندگیم حذف شدن که میگفتن بدون تو اصلا نمیشه . یه روز ندیدمت، صداتو نشنیدم حالم بده یا سیوم کرده بودن انرژی من !
شاید من این تحسین شدنو دوست داشتم . صد البته این تایید شدنا خیلی تاثیر داشت.
خدایا ممنونم ازت منو کَندی ازشون . من به این با تو بودن احتیاج داشتم. از بعضیاشون ضربهی بدی خوردم و بعضیاشون خود بخود رفتن. نمیدونم چطور. خیییلی ساده که اصلا متوجه نشدم.
خدایا منو ببخش چقدر وابسته بودم به حرفاشون، به بودن و وقت گذروندن باهاشون. حس میکردم اگه نباشن دنیام تیره و تاره .
دلیل شکستای من ، این دلبستگیا و این نشت انرژیا بود. بخاطر فراموش کردن خداوند بود، بخاطر بها دادن به بقیه، به اطرافیانم. به روزهای خوبی که باهاشون داشتم و اخلاقهای خوبشون وابسته شده بودم و نمیدونستم که منشأ و منبع همهی این خیرها و خوشیها و عشقها، خدای بزرگ منه، ربّ من یگانهست و من درک نمیکردم.
من خودمو رها کردم از هر وابستگی ، خدایا تو دست من بگیر.
دلمو از غیر تو بریدم، حالا دارم وصلش میکنم بتو ، درهای رحمتت رو بسمت من بگشا.
اینقدر فشار اومد بهم که بالاخره تو رو پیدا کردم ربّ من.
سپاسگزارتم بابت همهچی و بابت امشب که منو باز وصلم کردی بخودت.
امروز تو رو دیدم لابلای ابرهای آبی پرتلاطمی که، غروب خورشید، یه رنگ نارنجی قرمز رؤیایی زده بود بهشون
تو رو دیدم تو برگای درخت بید، تو شاخههای باریکش که با وزش باد میرقصیدن
تو محبت پسرانم
…
من زیر کرسی خوابم برد. با صدای اذان صبح بیدار شدم
چه با شکوه چه حس خوبی داشت. این رو یه نشونه دیدم. یعنی خدای من بمن توجه کرده و منو باز به درگاهش پذیرفته)
…
تو تواناییهایی که بهم دادی برای پختن غذاهای خوشمزه
تو شکوفههای درخت گلابی
تو چهچههی پرندگان
تو هوای ابری لطیف بهار
تو پرواز دو جفت پرندهی عاشق در اوج آسمان
تو عطر زمین بارون خوردهی اول صبح
و تو زیبایی و لبخند فرزندانم
تو تمیزی اتاقم
و عطر خوش اسپند که میپیچید و بهشتی میکرد فضای خونهم رو
من میخوام هر لحظه ببینمت و با تو زندگی کنم ربّ من
توانایی ستایش و سپاسگزاریتو به من بده
بمن عزت بده که تمام عزّت نزد توست
بمن ثروت بده که تمام ثروت از آنِ توست
عاشقتم منو در پناه خودت نگه دار
خیلی خیلی دوستت دارم تو ارباب قدرتمند من خالق همهچیزی، مدیر و مدبر امور همهی بندگان، بهترین دوست، بهترین مولا و سرپرست، بهترین یاریکننده
کی آخه بهتر از توهه، بزرگتر از توهه؟!!!
کی میتونه زندگی و مرگ ببخشه؟
کی میتونه روزی بده ؟
کی خالق روزهای زیبا و شبهای آرامه؟
سپاسگزارتم عاشقتم
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای.
خدایا بال پرواز بده بهم تا برم به بهشت ؛ از همینجا، از همین نقطه، از همین لحظه .
من آگاهانه انتخاب میکنم این مسیر درست و بهشتی رو
خدایا دوست دارم که دیگه همیشه رو بسوی تو داشته باشم و شرک نورزم. مثل بندگان خاص و عزیزکردهت .
نمیخوام دیگه بلا سرم بیاد. تو دست منو بگیر و هدایتم کن. من ناتوانم ، تو توانایی، آگاهی، بردباری .
من خودمو در آغوشت رها میکنم تو منو ببر به مسیر، درست، به راه راست، به مسیر توحید، سلامتی، عشق، ثروت.
من فقط دستمو بسوی تو دراز میکنم . من بندگی میکنم برات، من تسلیم توام و فقط از تو توقع دارم. منو سیراب کن از عشقت، از نعمتهات و روزیهای بینظیرت.
باز هم سپاسگزارم که منو هدایت کردی به این فایل توحیدی زیبا. از دیشب تا الان که 9/5 صبحه ، چار پنج بار یا شیش بار گوش دادم.
حالمو دگرگون کرده و بیش از صد درجه حسّم تغییر کرده.
استاد عباسمنش عزیز از شما هم بسیار تشکر میکنم، زبان که قاصره از تشکر کردن، انشاالله در دنیا و آخرت بهترینها سهم قلب پاکتون باشه که ما رو با بهترین آگاهیها و خالصترینشون آشنا کردین و خوشحالم که این مسیر بیانتهاست. سپاسگزارم
امید که هر کجای دنیا باشید دقیقا مثل استاد سر شار از انرژی مثبت باشید
دقیقا امروزوقتی صبح بیدار شدم یک حس آرامش قبلی داشتم و از همان اول صبح سپاس گذاری کردیم و بی نهایت شکررررر الله را گفتم و من طبق برنامه های همه روزه و روی ذهنم وقتی که کار میکنم زیادتر اوقات روی همین تمرکز گذاشتن به موضوعات نکات مثبت است و تمام سپاس گذاری هایم را در کتابچه که دارم مخصوص سپاس گذاری نوشتم و یکی از خواسته هایم امروز اتفاقات عالی بود که برایم رخ بده همین که روی کارم آمدم ودفتر کاری را باز کردیم برای شروع کار در صبح زود گفته بودم که امروز شاگرد جدید بخاطر صنف آمازون باید بگیرم (کارم آنلاین است و از همین کشور افغانستان این کار را پیش میبرم ) و بلاخره امروز شاگردجدید آمد و چقدر با انرژی کامل صنف را شروع کردم با وجودکه روی دوره روانشناسی کار میکردم به خودم گفتم بیبین همین حالا نتایج آمد وکامنت هم همان وقت نوشتم در دوره وووو
و بعد حالا که آمدم روی سایت حسم میگفت استاد فایل جدید مانده که انترنت ضعیفی کرد باز هم منتظر ماندم تا که دیدم فایل جدید استاد بنام (آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل میکند) وقتی این عنوان را خاندم یک چرقه ای در وجودم ایجاد شد گفتم اول کامنت میگذارم خوب به فکر آرام فایل استاد را گوش میگیرم حالا فایل را گوش میدم بزودی در مورد فایل کامنت میگذارمم
به امید خودت یاالله بی صبرانه منتظر که چقدر آگاهی ها در این فایل است باز هم کلی آگاهی ووووو…
با سلام خدمت استاد عزیز و خانومتون ایشالا هر جای این سر زمین هستین تنتون سالم و دلتون خش و روز به روز درگ رو با ما ها بچها در میان بزارین و بقول خودتون اگه ت مسیر باشیم عمل میکنیم اگه هم نباشیم باید تو کوشی بخوریم از جهان و خدا
خب استاد و بچها من چنتا درگ شخصیتی دارم از گتگ خوردنم خیلی ملسه چون به اون سبک قدرت نرسیدم اولین تجربه من در مورد سلامتی هست
خب انسان اگه به تن خودش احترام نزاره جهان هم. این درد رو بیشتر میکنه من کوش سمت راستم خیلی وز وز میگرد حدود 20 سال یعنی از سن بچگی و این کوشم شبها نمیزاشت بخابم ولی من بخیال بودم والان تا حدی رسیده گه بخدا غذا به زور میتونم بخورم چون از شدت درد و به خودم قول و تهد دادم باید این کوش رو خب کنم و الان پیگرم گه خب کنم این گوشو و خیلی مسال دارم در مورد این سلامتی و لی این خیلی واضع و با این فایل مقایرت داشت خدایا شگرت گه داریم متوجه میشم هر بلای سرمون میاد خودمون هستیم و دیگه گله شکایتی نداریم
استاد یه دوستی همه محلی داریم خیلی زرنگ بود هر چی بگم گم گفتم ببین سعید چگونه خدا هدایت میکنه الله اکبر خب این پسر از لحاظ خش تیپی از لحاظ دعوا از پول از هر چی این بشر سه بار با متور تصادف کرد ولی چی اونها هشدار خدا بود بقول خودتون اما تصادف آخری الان شده مصل ربات یعنی اینقدر بد سرش آمده نه مرده اون دونیا هست نه زنده این دونیا
خب خودم با ماشین با موتور خیلی تصادف کردم استاد اما هر موقع سرعت بلا میرم اون تصادفها مصل اینه میاد جلوی ذهنم و سرعتم میارم پاین و به خودم میگم سعید یه لحظه نقستو خدا میپچه حواست باشه استاد من خیلی دارم سعی میکنم حواسم باشه اما از دستم در میشه ولی خدا شاهده میگم خدا شاهده به خدای خودم کفتم من نادانم من عجلوم من نقص دارم من میخام تورو درونم پیدا کنم ت کمک من کن میگم خدایا روی ت حساب کنم یعنی الان دارم میگم اشگم داره در میشه استاد بخدا قسم خیلی از دوستان من هستن نماز روزه این چیزا اما همیشه 8 گروه 49 شون هست اما آدمهای میبینم میگم خدایا چطوریه اسلن به امامها و اسلن هیچ ولی مصل بارون براشون پول سلامتی و خیلی چیزا میباره و چنت روز پیش رفتم بلا شهر دیدم خدایا ببین از اینجا میشه فهمید گی داره چگو لگت میخوره اسلن خیلی استاد با این فایل شما انگار یه چیزای توی مغزم باز شد اسلن گلن میشه فهمیدحداقل 90 در صد میشه فهمید استاد این احساس من الان خوبه ولی شاید بد بشه با یه شرایط بیرونی ولی به خودم میگم سعید اشه گشگه خالته دیگه در گیر شدی استاد چیزی رو نمیدونی واقعان حلا تضاد هر چی نمیدونی رد میشی ولی اگه بدونی عمل نگنی و اسلن داغون میشی من استاد دیونه داشتم میشدم بخدا اسلن میگفتم یه شبه میگفتم همین الان میگفتم سعید باید همه چیو داشته باشی به خاطر عجول بودنم توی ازدواج توی گارم توی سلامتی خیلی توگوشی خوردم الان هم دارم این کامنت رو مینویسم یعنی از زیر صفر هستم طلاق دادم دوم شدو رفت هر چی و به خودم کفتم سعید باید با این قانون پیش بری چپو راستش کنیو یا بخای دورش بزنی حسابی دورت میزنن پس تا جای گه در توانت هست عمل کن ما باقیش بسپار به خدا حلا استاد منم مصل خودتون یه دونه هستم و مادرم هم خیلی دلسوزی میکنه واسم خیلی ولی بقول هیچ کس میگه اینجا جنگله بخور تا خورده نشی اینجا نصف عقدی هستن نصف وحشی ببخشی استاد این جمله رو بکار بردم ولی این موضوع باید بصورت عملی من انجام بدم الان و استاد عزیز هر موقعی بخدا قسم انگار درون من بودی داشتی صحبت میگردین هر موقعی وابسته بودم یا هر چی و بریدم دستان رو بسوی خدا بردم اسلن نمیدونم چطوری ولی نجات پیدا کردم من توی مواد مخدر دیگه همه چی همه چیمو از.دست دادم استاد خیلی از لحاظ اعتماد بنفس حتی مادرم پدرم و جامعه منو اسلن آدم حساب نمیگردن گفتم خدایا من چیگار کنم تو کمک من کن تا راهمو پیدا کنم واقعان استاد اگه من یگی بخام ناشگری کنم بخدا قسم دیگه خیییییییییلی نامردم خب استاد من 3 بار مردم و باز زنده شدم بار توی مواد مخدر ویگ بار توی دعوا ولی خدا شاهده این معجزها رو دیدم از خدای خودم و خیلی چیزها هست بخام بگم تا صبح فردا باید بنویسم استاد از شما و خانومتون خیلی سپاس کزارم که استاد واقعان من هزینهای داشتم به خاطر مواد و خیلی چیزهای دیگه ولی این سایت و شما دوستان و این محصولاتی گه خریدم خداشاهده اسلن میلیاردرها واسه من ارزش داره چون من خاستم و خدا شما رو سر راه من قرار داد خب در پناه حق باشید خداحافظ
با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم در این سایت الهی
خدایا شکرت با یه فایل جدید استاد چقدر انرژی و آگاهیهای خوبی دریافت کردیم از این فایل اما در این فایل اگر هر اتفاق ناجالبی که در زندگی ما رخ میدهد قطعاً خیر و برکت و بهبود ایجاد میشود و همه اینها برای ما خوب و عالی هستند اگر ذهنمان را بتوانیم کنترل کنیم
و این شرایط سخت است که آدم را آنجوری که رفتار میکند را میشود دید این اتفاقات است که آدم را قویتر میکند و میتوانیم در این طبیعت زندگی کنیم و اگر مثال خودم را بزنم این است که اگر اعتماد به نفس کنترل ذهن داشته باشم قویتر میشم و ترسهایم کمتر میشود این بهبود شخصیتی باید همیشه ادامهدار باشد چون من خداوند را به عنوان ی کسی که با من مهربانه و من را دوست داره و هر چیزی که ازش بخواهم به من میدهد را میبینم که باعث میشود این روند در زندگی پیشرفت داشته باشم و آن جوری باشم که خدادوست دارد یعنی ضعیف و ناتوان نباشم و باید قوی کنم خودم را در باره هر مسائل زندگی تا پاداشها هم از طرف خداوند به من داده شود
و این ایمان و باور من را قویتر میکند و من را به سمت جلو حرکت میدهد و اما ساختن شخصیتهای قوی آدم را از هر آزمایشی سربلند بیرون میآورد و هر روز با کار کردن روی ذهنم موفقیت هم به دست میآید از خداوند میخواهم من را کمک کند و دست مرا بگیره و فقط او را بپرستم و این نگاه من نگاه سیستمی است نسبت به خداوند که باید درست کنم که خداوند به آدمها سخت نمیگیره دلسوز کسی نیست و آن چیزی را در زندگی تجربه میکنی که تو خالقش هستی
اما این موارد هم به زندگی با این نگاه که احساس ناتوانی کنم بیشتر خدا حواسش با من است و به خاطر همین موضوع قبلاً ضربههای زیادی میخوردم و نتایج هم طبق قوانین جهان هستی اتفاقهای ناجالب هم برای من میافتاد اما امروز با شناخت خود و خداوند باید روی کسی حساب نکنم و ایمانم را نسبت به خداوند بالاتر ببرم
قبلا هم از نظر مالی من ضربههای زیادی خوردم و دیگه دوست ندارم به عقب برگردم همیشه حواسم هست اگر بلایی سرم آمد خودم را زود پیدا میکنم و دیگه اجازه نمیدهم که جهان فشار زیادی را روی من داشته باشد استاد از شما بسیار سپاسگزارم بابت این فایل ارزشمند و دوست داشتنی
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله
درود به استاد عزیزم و بچههای سایت عباس منش
واقعاً استاد ممنون و سپاسگزارم از توضیحات عالی و کامل
چقدر خوب توضیح دادین ، خیلی روان و راحت و قابل فهم
جهان با قویترهاست
بجای غر زدن و ناله کردن، یه راهی رو پیدا کنید ، نا امید نشوید و ادامه دهید ، خداوند با افراد با ایمان هست نه با افراد نا امید و ضعیف
استاد اینجا خیلی قشنگ یکی از قوانین طبیعت رو گفتید ، ما بجای مظلوم بازی و ضعیف بازی، یه خودی نشون بدیم و کاری به ضعفا نداشته باشیم و با ایمان قدم برداریم
الکی اخبار منفی که در مورد کشورهای ضعیف نشون میدن رو توجه نکنیم و اگه کاری میخواهیم برای کسی یا مردمی انجام دهیم ، خودمون آنقدر قوی کنیم ،که بتوانیم راه ماهیگیری رو به افراد نشان بدیم نه اینکه بخواهیم فقط یه ماهی بدیم و بس
الکی ادای آدم خوبا رو در نیاریم و اگه میخوای کمک کنیم به افراد فقیر فقط تنها راهش اینه که اول خودمون ثروتمند باشیم تا بتوانیم اشتغال زایی کنیم و برای دیگران کار بسازیم نه اینکه مثل کمک متکدیان یه پول ناچیز بدیم بهشون و خودمون رو گول بزنیم با این شرک مخفی درونی مون
استاد بازم ازتون سپاسگزارم و شما و بچههای سایت رو بخدای بزرگ و مهربان میسپارم
در پناه خدا شاد و سلامت و ثروتمند باشید
بهنام خدایی که رب العالمین است
سلام خدمت استاد و خانوم شایسته و دوستانم.
اول ازهمه خیلی خوشحال شدم و سپاسگزارم از خداوند بابت این که شما در سلامت و آرامش کامل هستید استاد عزیز.
تو تمام این موضوعات من یا الان مشکل دارم یا قبلا داشتم و کمتر شده الان
و همه اینا هم بابت ورودی های من از خانواده و جامعه بوده
تقریبا اکثر ما 99 درصد باور هامون اشتباه ساخته شده .
موضوع اول این که من هرچقدر ضعیف تر و بدبخت تر باشم خدا بیشتر دلش میسوزه میگه این بنده من چقدر داره اذیت میشه چقدر دارن بهش ظلم میکنن بقیه ، انقد فیقره و نون نداره بخوره و همیشه مریضه گناه داره قربونش برم بزار من بهش کمک کنم این داره اشتباه میره من بیام بهش نعمت بدم
مثلا این ماهی میخاد ولی داره میره طرف بیابون بزار من ماهی رو بیارم تو بیابون خیلی زجر داره میکشه.
درصورتی که اگه مسیر اشتباه رو برم با قدرت کمک میکنه تا نابودی برم
اگه مسیر درست رو برم با قدرت کمک میکنه تا بینهایت نعمت و خوشبختی برم .اینو اگه درک کنیم هرگز نمیخوایم ضعیف و بیچاره و بدبخت باشیم هرگز.
و موضوع بعدی اینه که اول باید سختی بکشم تابعدش لایق رسیدن به نعمت ها بشوم
اینو که از بچگی من بارها شنیده بودم و میگفتن که کسی اگه داره تو این دنیا سختی میکشه پدرش در میاد چه مریضه چه فقیره این بلا هارو خدا داره سرش میاره تا طرف قشنگ گناهانش بخشیده بشه و اون دنیا بره به بهشت .
یعنی میگفتن خدا تورو دوست داره، تو مسیر اشتباه رو رفتی میخاد اون دنیا ببرت به بهشت بخاطر همین الان فقط و مریضی و بدبختی و بیچارگی رو سرت میاره تا لحظه مرگ تا پاک بشی و لایق بشی و اگه هنوزم پاک نشده باشه گناهانت با فشار قبر پاکت میکنه تازه اگه بازم پاک نشی میبرتت جهنم یه مدتی باشی بعدش میبرتت به بهشت
اینارو دیگه من میلیون ها با شنیده بودم و ناخودآگاه دوس داشتم بلا سرم بیاد تا گناهانم بخشیده بشه تا لایق بهشت بشم
یا بدبختی بکشم انقد که خدا بگه این بنده من دیگه پاک شد دیگه لایق نعمت ها شد حالا وقتشه که به نعمت برسه
درصورتی که قانون اینه که ما در هر لحظه داریم لحظه بعد رو خلق میکنیم
و دلیل زجر و بدبختی ها از خود ماست
درصورتی که تو قرآن میگه هر شری به شما میرسه از خودتونه هااا ولی اصلا ما قرآن رو اصلا نگاهم نمیکردیم میگفتیم این آدمایی که این حرفارو میزنن رفتن خوندن تحقیق کردم و اونا به ما میگن و اونا فقط میفهمن تفسیر قرآن رو.
درصورتی که 99 درصد حرفاشون با قرآن در تضاد بود .
واقعا چقدر درگمراهی بودم من
ولی وقتی خداوند هدایتم کرد و هرروز از استاد اینو میشنوم که من خالق زندگیم هستم خداراشکر الان خیلی بهتر شده این باور هام .
و دقیقا از وقتی اوضاع بهتر شد که من بیدار شدم وگرنه اون مسیر قبلی که اگه تا آخر عمرم ادامه میدادم هی بد بخت تر میشدم و خداروشکر که سعی میکنم هرروز بگممن خالق زندگیم هستم و اصلا مث مادر نیست خدا که احساسی عمل کنه و بگه تو ضعیفی بدبختی بیا من هواتو داشته باشم نه هی بلا های بیشتر درد های بیشتر وارد زندگیم میکنه تا بیدار شم یا نابود بشم.
و وقتی این باور رو داریم همیشه ضعیف هستیم همیشه دوس داریم هر جایی ضعیف ترین باشیم تو خانواده و جامعهو…
و هی کتک خورمون ملس میشه تا جایی که به نابودی برسیم.
موضوع بعدی اینه که این باور رو خیلیا دارن و منم وداشتم و دارم ولی کمتر شده
اینه که برای رسیدن به یک نعمتی اول باید سختی بکشی شکست بخوری و هیچ راهی دیگه نیست
وچقدر این آگاهی رو الآن قلبم دریافت کرد از استاد
که اون شکست ها بخاطر این بوده که قانون رو نمیدونستیم و چون بعد شکست میایم خودمونو درست میکنیم فکر میکنیم و نتیجه عوض میشه فکر میکنیم شکست تاثیر گذار بوده.
ولی نه بیدار شدن من تاثیر گذار بوده که باعث شده من فکرم شخصیم و عملکردم رو تغییر بدم و نتیجه تغییر کرده
ولی من میتونستم قبل این که اون چک رو بخورم بشینم باور و فرکانس و شخصیتم رو درست کنم تا مسیر هی بهتر و بهتر بشه
تو این من یک مثال دارم از خودم من تو کسب و کار هر بار که یک چک میخورم میگم اهاا ببین مهدی تو این جا اشتباه عمل کردی پس باید درستش کنی
مثلا تو کارم من خجالت میکشیدم کسی که سؤ استفاده میکنه ازم به اسم رفاقت ،حذفش کنم و قطع کنم رابطه با اون فرد نامناسب و هی ضعیف بودم .من وقتی بیدار شدم که طرف ازم یه چیز گرفت و پولشو نداد و تازه ناراحت شد وقتی من درخواست پول کردم و با کنایه حرف زد و من اونوقت بیدار شدم که آره مهدی تو ضعیف بودی و تا وقتی بیدار نشی هی ضربه های محکم تری میخوری .و من اونوقت اونو حذفش کردم
و اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی من 100 برابر شد بعد اون موضوع و همش آدم های فوق العاده تری هرروز به سمت من هدایت میشن.
خب حالا آیا دلیل این که آدم هایی بهتری هدایت میشن به سمت من بخاطر اون چک و لگدی هست خوردم ؟
خب نه معلومه که نه من اگه 10 سال دیگه هم بیدار نمیشدم و باج میدادم به اسم رفاقت به طرف اوضاع تغییر نمیکرد و من هرروز ضربه های محکم تری میخوردم دلیل تغییر شرایط و آدم های اطراف من بیدار شدن من بود
حالا اگه من زرنگ بودم تو این موضوع و به قول استاد کتک خورم ملس نبود
میومدم قبل ازین که چک و لگد رو بخورم میگفتم من چه باور و شخصیت و احساس لیاقت و توحیدی در خودم بسازم که از همین اول فقط آدم های فوقالعاده وارد زندگیم بشن و من فکر میکردم و عمل میکردم اگه من اینکارو میکردم هیچوقت چک نمیخوردم و از همون اول هدایتمیشدم به آدم های بهتر و بهتر و بهتر. پس میشه بدون شکست تو روابط تو کار و هرچیزی به موفقیت رسید اگه همون اول قبل چک و لگد فکر کنیم و بیدار بشیم .
و این باور که بدون زجر و سختی میشه موفق شد و خدا هیچ بلایی سر ما نمیاره ما بخاطر افکار خودمون بلا سرمون میاد و صد درصد زندگی ما داره با فرکانس های ما خلق میشه و اوضاع میتونه با بهتر شدن من هی بهتر و بهتر بشه فقط، یک شیب به سمت بالا باشه همیشه باعث میشه که دیگه نخایم ضعیف باشیم و بدبخت باشیم و شکست بخوریم تا خدا دلش برای ما بسوزه یا لایق موفقیت و نعمت بشیم .
موضوع بعدی استادگفتن خیلیا خودشونو میندازن تویک بدبختی تا مجبور بشن حرکت کنن.
دقیقا برادر من این حرف رو بهم زد .از نظر مالی ضعیف بود گفت من تا وقتی مجرد هستم کاری نمیکنم باید برم ازدواج کنم و خودمو بندازم تو قسط های وام ازدواج و مسئولیت زندگی تا مجبور باشم حرکت کنم بخاطر اون مسئولیت و قسط ها ، اون این کارو کرد و اتفاقی که افتاد
اینجوری شد که خودشو از چاله در آورد ولی انداخت توچاه
که الان وضعیتش از قبل هم خیلی بدتره .
خب من این مثال رو دیدم به چشم
پس به خودم میگم آقا چرا باید له بشم تا حرکت کنم هااا
همین الآن کع اوضاع خوبه یا بدتر نشده بیام از درون خودمو درست کنم و حرکت کنم تا اوضاع هرروز بهتر و لذت بخش تر بشه
حتما باید اوضاع به له شدن برسه تا حرکت کنم یا مسیر درست رو برم ؟
معلومه که نه اوضاع میتونه از همین جایی که هستم میتونه هرروز بهتر از دیروز و هرسال بهتر از پارسال بشه .
کل این فایل این اگاهایی رو به من داد
1 : فکر نکن ضعیف باشی خدا دلش میسوزه مث مادر نه ضعیف باشی خدا تا قعر جهنم میبرتت پایین. ولی اگه تغییر کنی قوی باشی به قانون عمل کنی باقدرت میبرتت به ثروت و نعمت و سلامتی و بهشت در دنیا و اخرت.
2: فکر نکن برای لایق شدن برای نعمت ها باید زجر بکشی و بدبختی بکشی نه تو همینجوری لایق هستی اگه نعمت هارو دریافت نکردی بخاطرباور های خودته.
3:برای موفقیت نیاز نیست شکست بخوریم .
اون شکست ها بخاطر بی ایمانی و باور های اشتباه ماست نه داین که قانونش این باشه برای موفقیت باید شکست بخوری.
همیشه حالت خوبش اینه که قبل ازین که چک لگد رو بخوریم بیدار بشیم و خودمون درست کنیم و حرکت کنیم در مسیر درست و وقتی اینجوری باشیم بدون شکست به خواسته هامون میرسیم
خیلی راحت با لذت
وقتی خدا آروم میزنه رو شونمون و میگه بیدار شو اون بفهمیم خودمونو تغییر بدیم تا اوضاع هی بهتر وبهتر بشه
نه این که تو کسب و کار یا رابطه یا سلامتی هی بیدار نشم تا وقتی که تا قعر جهنم و بدبختی و سختی برم پایین بعد بیدار شم و تازه اونوقت بگم آره دلیل موفقیت من این شکست ها و زجر و بدبختیه و این باور باعث میشه کل زندگی من برای رسیدن به هر چیزی قبلش رنج و بدبختی و شکست رو تجربه کنم
یا بیخیال خواسته هام بشم کلا بگم نخواستیم بابا.
نه همون اول اگه بیدار شم تو روابط هرروز روابط قشنگ تر و بهتری خواهم داشت بدون سختی و شکست .
تو کسب و کار هرروز همه چیز عالی تر میشه با لذت و راحتی بدون زجر و بدبختی.
خدایا شکرت بابت این آگاهی ها
سپاسگذارم ازتون که این فایل فوق العاده رو اماده کردین استاد عزیزم، عاشقتونم.
امیدوارم هرروز سعی کنم به این آگاهی ها بهتر عمل کنم و نتایج رو با لذت براتون بنویسم.
در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند وسلامت باشید .
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
1) چه الگوهای رفتاری می توانید در خود پیدا کنید که هماهنگ با آگاهی هایی است که در این فایل توضیح داده شده و باعث رشد شما شده است؟
-به تازگی با گوش دادن به فایل های استاد ایمان و توکل ما بسیار افزایش یافته و از شخصیت ضعیف با احساس قربانی شدن شدید به شخصیتی نسبتا قوی تبدیل شده که از خداوند طلب هدایت کرده و او ایده هایی را به ما الهام می کند و با عمل کردن به آنها به نتایج خوبی دست یافته ایم تمام باورهای مخرب و نامناسب هم چنان در ما وجود دارد و ما سعی می کنیم هر بار با کار کردن بر روی آنها خود را بهبود دهیم پیش از آن نمی توانستیم محصولات خود را معرفی کنیم و از حرف مردم و قضاوت هایشان می ترسیدیم اما اکنون به بیش از هزار نفر حضوری محصولات خود را معرفی می کنیم بر روی باورهای خود در زمینه ی ثروت کار کرده و با رعایت قانون تکامل محصولات خود را به فروش می رسانیم که در گذشته به دلیل داشتن باورهای شرک آلود و عزت نفس پایین و قدرت دادن به عواملی مانند پارتی و ارث…. هیچ درآمدی نداشتیم
در زمینه ی سلامتی با قدرت دادن به ژنتیک و ارث به بیماری های مختلف دچار شده که با عمل کردن به قانون بی نظیر و ارزشمند سلامتی به نتایج عالی دست یافته ایم.
در زمینه ی روابط با احساس قربانی شدن و باج دادن به افراد و مقدم بودن نیازهای آنها بر خودمان ظلم کردیم و با کار کردن در دوره ی احساس ارزشمندی و عزت نفس به آنها به راحتی نه می گوییم و اولویت اصلی و اساسی را به خودمان می دهیم.
در زمینه ی قدرت دادن به عوامل بیرونی که پاشنه ی آشیل ماست تا حد بسیار زیادی به لطف دوره ی روان شناسی ثروت 1 بهبود یافته ایم هر چند هم چنان برخی از عوامل مثل شهر و محل سکونت را در نتایج خود مهم می دانیم
2) چه الگوهای رفتاری ناهماهنگ با آگاهی های این فایل را در خود شناسایی کردید که اوضاع را بر شما سخت کرده است؟
-ما این باور را داشتیم که تا زمانی کاری را با سختی و زجر انجام ندهیم نتیجه ای حاصل نمی شود و به همین دلیل در انجام هر کاری ابتدا با سختی مواجه شده بعد از آن به راه هایی برای راحت تر و بهتر انجام شدن آن هدایت می شویم حتی برای انجام دادن کوچکترین کارها مثلا در مورد فروش محصولات ابتدا فکر می کردیم که هم پیاده روی کنیم و هم اجناس خود را به فروش برسانیم به دلیل اینکه مسیرها بسیار طولانی بود خسته شدیم و اکنون به فکر فروش آنلاین هستیم می توانستیم از همان ابتدا به فکر فروش آنلاین آن باشیم اما چون باورهای نادرستی در این زمینه داریم اکنون هم که به این راه هدایت شده ایم باز هم از آن کسب درآمد نداریم اما در فروش حضوری می توانیم درآمد کسب کنیم
-این باور را هم در گذشته و حتی اکنون برخی اوقات داریم که خداوند را فردی دلسوز می بینیم و زمانی که مسافت های طولانی طی کرده و هیچ محصولی نفروختیم به خداوند می گوییم ما خسته شدیم حداقل یک محصول از ما بخر که گاهی اوقات پس از چندین و چند ساعت پیاده روی محصولی از ما خریداری می شود
-این باور شکست خوردن و سپس به موفقیت رسیدن هم در ما وجود دارد و اکنون که میزان درآمد ما به شدت کاهش یافته فکر می کنیم جزئی از روند است که ابتدا درآمد بالایی کسب کنیم و بعد درآمدمان به شدت کاهش یابد تا ما به فکر ایده ی جدید بیافتیم و دوباره کسب درآمد کنیم مانند باوری که استاد فرمودند خودتان را بدهکار کنید تا پول بیشتری کسب کنید
-غیر از آن باورهای مخرب و شرک آلود بیشتری نیز داریم و آن قدرت دادن به عوامل بیرونی مثل محله های ثروتمند که خریدهای بیشتری از ما می کنند محله های فقیر هیچ خریدی انجام نمی دهند یا این دسته از مشاغل پولدارترند و دسته ی دیگر پول کمتری دارند هم در ما وجود دارد
البته ما نمی دانستیم که چنین باورهایی را داریم و اکنون از عملکرد و نتایج خود متوجه آنها شده ایم و واقعا این جمله ی استاد که فرمودند ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است را درک کرده ایم تا زمانی که عمل نکنیم به باورهای مخرب خود نیز واقف نمی شویم چه برسد که بخواهیم آنها را اصلاح کنیم
با توجه به “درکی که از آگاهی های این فایل” داشتید و “الگوهای رفتاری” که در خود می شناسید، بنویسید دلیل یک سری موفقیت های شما چیست و دلیل یک سری شکست های شما چیست؟
-دلیل موفقیت ما گوش دادن به فایل های استاد مانند کلام خداوند و وحی منزل است که اساس و پایه ی فایل ها و دوره های استاد توحید و قدرت دادن به خداوند و دوری از شرک و عدم قدرت دادن به افراد و عوامل بیرونی است.
زمانی که تنها به خداوند ایمان و توکل داریم و در مسیر تحقق اهداف خود قدم برداشته و حرکت می کنیم شخصیت قوی داریم و در مورد مسائلی که حرکت نمی کنیم می ترسیم و به عوامل بیرونی قدرت می دهیم مشرک هستیم
3) درباره تجربیاتی بنویسید که به جای ایمان به خداوند و حرکت در راستای هدایت های این نیرو، خداوند را مثل مادر مهربانی دیدید که هوای فرزند ضعیف تر را بیشتر دارد و جور ضعیفی و تنبلی فرزندش را می کشد. سپس این نگرش شرک آلود چه عواقبی برای شما داشت و این شناخت نادرست از خداوند، چه بلایی به سرتان آورد؟
-این باور که خداوند را مانند مادر دلسوز ببینیم هم چنان در ما وجود دارد و همواره نتایج منفی برای ما به همراه دارد در تمام زمینه ها از روابط گرفته تا کسب و کار هرگاه احساس قربانی شدن داشته و خود را فردی بدبخت و شکست خورده می دانیم با اتفاقات نامناسب تری مواجه می شویم و هر موقع طبق قوانین احساس خوبی داشته و دیگران و عوامل بیرونی را سرزنش نمی کنیم با اتفاقات خوب مواجه می شویم
کجاها در مواجه با تضاد، پیام خداوند را نفهمیدید و همان روند محدود کننده قبلی را ادامه دادید تا جاییکه که آنقدر بلا سرتان آمد که مجبور به تغییر شدید چون راه دیگری نداشتید؟
-در زمینه ی سلامتی پیش از آشنا شدن با استاد و قانون سلامتی با تضادهای گوناگونی مواجه شدیم و همان روند نادرست را ادامه داده تا جایی که به لطف خداوند و استاد به این دوره ی بی نظیر هدایت شدیم و با وحی منزل و کلام خداوند دانستن دوره ی بی نظیر قانون سلامتی نتایج عالی کسب کردیم
-در زمینه ی روابط با باج دادن به افراد با توهین ها و تحقیر آنها و احساس قربانی شدن مواجه شدیم که اکنون به لطف آموزه های استاد تمام افراد منفی خود به خود از زندگی ما حذف شدند
-در زمینه ی عزت نفس و احساس ارزشمندی شخصیت و کسب و کار خود را بی ارزش می دانستیم و فکر نمی کردیم هیچ فردی حاضر باشد بهایی برای محصولات ما بپردازد با گوش دادن به فایل های استاد اکنون به راحتی و با افتخار محصولات خود را به دیگران معرفی می کنیم
آیا شما جزو افرادی بودید که با وجود نشانه های بسیار از طرف خداوند برای تغییر شخصیت و عملکرد، همچنان به همان شیوه قبلی ادامه دادید و منتظر نتایج جدید هم بودید؟! حتی در آخر هم چون تغییری در اوضاع ایجاد نشد، به این نتیجه رسیدید که خدا ظالم است و صدای شما را نمی شنود؟!
-در گذشته به دلیل تضادهای زیاد همین طرز فکر را داشتیم و خداوند را ظالم و ناعادل تلقی می کردیم اما اکنون که نتایج زیادی در سایر حوزه ها کسب کرده ایم تا حدودی این باور در ذهن ما شکل گرفته که ما خالق زندگی خود هستیم و خداوند تنها نتیجه ی باورها و فرکانس های ما را به ما باز می گرداند و اگر ما نتایج نامناسبی در هر زمینه ای کسب می کنیم خودمان مسئول آن هستیم با اینکه هزاران بار این باور را تکرار کرده ایم اما باز هم در برخی از مواقع احساس قربانی شدن داریم و عوامل بیرونی را عامل اساسی در رخ دادن اتفاقات زندگی خود تلقی می کنیم
یا به این توهم بسنده کردید که: درست است در این جهان شرایط سختی دارم اما خداوند پاداش مرا در آن دنیا خواهد داد؟!
-خیر خدا را شکر چنین توهمی نداریم و به لطف خداوند و آموزه های استاد این باور در ذهن ما شکل گرفته که تا زمانی که در این دنیا زندگی خوبی نداشته باشیم در آخرت هم نداریم البته در گذشته در مدارس این جمله را مرتبا تکرار می کردند که افراد فقیر و بدبخت نزد خداوند محبوبترند و در آخرت پاداش دریافت می کنند
5) درباره تجربیاتی بنویسید که سعی داشتید به جای این نوع نگاه احساسی به خداوند، روی ضعف های شخصیتی خود کار کنید و ایمان و توکل خود را تقویت کنید. سپس به خاطر استمرار بر ایجاد این بهبودهای مستمر، چه پاداش هایی دریافت کردید؟
-در بالا در مورد نتایج خود صحبت کرده ایم کسب درآمد حذف افراد منفی زندگی در خانه ای آرامش بخش و لذت بخش لذت بردن از زندگی دیدن نشانه های خداوند رخ دادن هم زمانی های معجزه آسا داشتن احساس خوب بیشتر در طول روز داشتن احساس ارزشمندی و عزت نفس بالاتر ارتباط برقرار کردن با افراد غریبه ناراحت نشدن و نداشتن احساس بد در مورد مسائلی که در گذشته به شدت ما را ناراحت می کرد مهم نبودن حرف مردم نگران نبودن درباره ی آینده ناراحت نبودن در مورد اتفاقات نامناسب گذشته زندگی در زمان حال خودشناسی بیشتر کمتر مهم بودن حرف مردم باج ندادن به افراد مهم بودن و اولویت دادن به نیازهای خودمان نه دیگران احساس ارزشمندی و لیاقت بیشتر سلامتی جسم و داشتن احساس خوب و توانایی کنترل ذهن بهتر از گذشته و هزاران نتیجه ی دیگر که همگی به لطف خداوند و آموزه های استاد عزیز صورت گرفته است
درباره تجربیاتی بنویسید که هر بار سریعتر از قبل، نشانه ها را تشخیص دادید و با تعهد روی بهبود باورها و عملکرد خود کار کردید و برای هماهنگ تر شدن با قوانین خداوند تلاش کردید و به همان نسبت هم، شرایط سخت زودتر تمام شد، تضادها به نفع شما تمام شد و بهبود اوضاع شروع شد.
-اکنون بسیار بیشتر نشانه های خداوند را تشخیص می دهیم خصوصا هنگام فروش حضوری بسیاری از باورهای مخرب و شرک آلود خود را شناخته و از صحبت های افراد ایده هایی به ذهنمان می رسد که آنها را عملی می کنیم
6) حالا که قوانین خداوند را فهمیدید – این مقدار از درک – شما را به چه نتیجه ای رسانده و چه تصمیمی گرفته اید؟
برنامه شما برای هماهنگ شدن با قوانین بدون تغییر خداوند چیست؟
چه برنامه ای برای ایجاد تغییرات بنیادین در رفتار و شخصیت خود دارید. خواه درباره روابط عاطفی، درباره مسائل مالی، درباره سلامتی جسمانی و…
– با کسب نتایج بسیار زیاد البته به نسبت گذشته مان تصمیم داریم همین روند کنونی را پیش بگیریم چون نتایج ما هر بار بزرگتر شده و احساس ما هر بار نسبت به روز قبل بهتر می شود و همگی به لطف خداوند و عمل کردن به سخنان ارزشمند استاد در حد مدارمان مانند کلام خداوند و وحی منزل است
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
خوشحال هستم که در حال شنیدن این فایل فوق العاده هستم
درس هایی عالی از این فایل یاد گرفتم
نکته های این فایل را برای خودم از نو می نویسم
در هر اتفاقی یک درس و یک موهبت و یک نکته نهفته است
مثل همین صحبت های استاد که این دو طوفان که در آمریکا رخ داده است
سبب شده است که اقدامات و اصلاحاتی برای این منظور در نظر گرفته بشود
این طوفان درخت های خراب را با خود می برد
خاک های حاصلخیز را از مناطق دور دست برای ما می آورد
همه اینها نوعی دیدگاه و یک نوع باور جدید را در ذهن من ساخت
این بدان معنی است که در هر چالش و یا تضادی یک خیر و یک نکته نهفته است
یاد فایل استاد در مورد شعر پروین اعتصامی افتادم
https://abasmanesh.com/fa/blessing-in-what-happened/
این بدان معنی است که در این تضاد و چالش دانش و آگاهی مردم بیشتر شده است و آنها نسبت به آن از قبل اقدامات بهتری را انجام می دهند
این ها درس هایی که طبیعت به ما می دهد و یک انسان عاقل و آگاه از این نکات درس می گیرد و آنها را برای خود یک تجربه می کند
چقدر این درس ها عالی است
چقدر این نوع نگاه فوق العاده و زیبا است
نکته و درس دیگر
از این طوفان می توان پی به قدرت خداوند پی برد
پس می توان روی کسی حساب کرد که این همه قدرت و عظمت دارد
او که می تواند آب و باد را اینگونه گرد هم بیاورد که این همه زمین را زیر و رو کند پی او آنقدر قدرت و آنقدر دانش و آگاهی دارد که می تواند روند زندگی من را تغییر بدهد
دست به دست او بدهم
دل به او بدهم
بی شک او برای من بهترین و عالیترین راه را نشان می دهد
همه اینها برای من خیلی درس دارد
خدایی که می تواند اینگونه کار کند پس می تواند اهداف و خواسته های من را هم به خوبی و آسانی به جلو ببرد و حال من را خوب کند
درس دیگر این بود برای من که
در طبیعت قوی تر ها همیشه باقی می مانند
پس من هم برای اینکه بتوانم به اهداف خودم برسم
بتوانم به خواسته های خودم برسم
باید قوی باشم و در راه رسیدن به اهداف و خواسته های خودم تلاش کنم
قدم بردارم
در غیر اینصورت باید همیشه کارگر باشم و همیشه باید زیر دست باشم
این درس بزرگی برای من بود
می توانم همیشه به این حد از قدرت و توانایی برسم که خودم کارفرمای خودم باشم و خودم برای خودم کار کنم نه اینکه بخواهم برای دیگران کار کنم
این هم درس بسیار بزرگی برای من بود
حتی وقتی که من قوی باشم
در روابط خودم با خانواده و دوستان خودم می توانم بهترین عملکرد را داشته باشم
در قوی بودن من عزت نفس من قوی تر خواهد بود
بهترین دستاورد ها را به دست خواهم آورد
در کسب و کار خودم بهترین نتایج را خواهم گرفت
در سلامتی جسم و روح خودم بهترین کارایی را به دست خواهم آورد
این باز برای من خیلی درس و خیلی نکته ها را دارد
مسیر درست داشتن و مسیر درست انتخاب کردن
باورهایی قوی در مورد خدای خودم داشتن
او را قادر و کمک کننده و یاری دهنده خودم بدانم
از قوانین این جهان آگاهی کامل و کافی داشته باشم
آن قوانین را در همه امورات زندگی و کسب و کار خودم بکار ببرم
من کسی خواهم بود که روند زندگی من همیشه عالی وخوب و به بهترین شکل و حال ممکن انجام خواهد شد
و این نکته عالی ترین درس امروز زندگی من بود
هر چه قوی تر باشم
هر چه باورهای عالی تری داشته باشم
هر چه بهتر و بیشتر بتوانم ذهن خودم را کنترل کنم
بی شک روند زندگی من بهتر خواهد بود
این باور غلط را از ذهن خودم دور کنم که با گریه و زاری من خدای من دلش به رحم می آید و به من کمک می کند و دستهای من را می گیرد در صورتیکه اصلا اینگونه نیست
این را بارهای بار در زندگی خودم تجبه کرده ام
هر جایی که با قدرت وارد شده ام
هر جایی که با ایمان خودم به خدای خودم و باورهای خودم قدم برداشته ام
بهترین نتایج را گرفته ام
مثل زمانی که خواستم تغییر کنم و از کار کارمندی و کارگری خودم بیرون آمدم
مثل زمانی که تلاش کردم و تمام قسط ها و وامهای خودم را تسویه کردم
مثل زمانی که برای شروع هر کاری دیگر نیاز به سرمایه اولیه نداشتم و با حال خوب و با اتکا به خودم و خدای خودم قدم برداشتم و به جلو حرکت کردم
مثل زمانی که از توانایی و استعداد و علاقه خودم شروع به کسب در آمد کردم
مثل زمانی که از الهامات و ایده هایی که از او خواستم اطاعت و پیروی کردم و آنها را انجام دادم
آنوقت در همه آنها موفقیت از آن من بود
پس باز هم می توانم روی همان خدای خودم حساب باز کنم و از او کمک بگیرم و بی شک من موفق ترین خواهم بود
همان خدا باز به من کمک خواهد کرد
نکته در این است که ضعیف و جیره خوار نباشم
باید و باید روی خدای خودم حساب باز کنم
هیچ لزوم ندارد که من زجر بکشم بلکه می توانم در کمال راحتی و آسانی من به موفقیت و حال خوب دست پیدا کنم
در اینجا من باید همیشه از زندگی گذشته خودم
از موفقیت هایی که به دست آورده ام
از تضاد و چالش هایی که برای من رخ داده است و آنها بعد حل شده است
درس بگیرم
نکته آنها را همیشه و همیشه د زندگی خودم بکار بگیرم
یادم باشد که هیچ وقت نباید روند و مسیر تکاملی خودم را فراموش کنم
همیشه باید روی باورهای خودم کار کنم
همیشه باید بدانم که از کجا شروع کرده ام و اکنون در کجا هستم
اینجا از نوشتن هرگز نباید دوری کنم
یادم باشد که هر بار که نوشتم بهتر و بیشتر در ذهن من نفوذ کرد
چقدر این فایل فوق العاده است
خود برای خودش یک دوره عالی است
استاد نکته هایی را در این فایل گفتند که می توان ساعت ها روی آنها تفکر کرد و من باید همیشه در زندگی خودم آنها را بکار ببندم
درست است که هر چند بخاطر ذهن خودم آنها را فراموش می کنم ولی نباید آنرا فراموش کنم و در برابر آن مقاومت نشان ندهم و سریع به مسیر درست برگردم
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای مهربانی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خدای هدایتگرم
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم جان مهربان و همه ی دوستان هم مسیرم
چقدر این نگرش زیباست که ما چیزی به نام بلایای طبیعی نداریم و اینها همش موهبته از طرف خداوند
چقدر این دیدگاه حال خوب کنه چقدر آرامش میده و چقدر زیبا استاد عزیزم این دیدگاه و توضیح میدن و کلی منطق درست براش میارن واقعا استاد شما تحسین برانگیزید تا حالا از کسی نشنیدم که به سیل و زلزله و طوفان و …. بگه این یک موهبته و حتما یه خیر و منفعتی برامون داره ولی تا دلتون بخواد شنیدم که این یه عذاب الهیه و حتما اون ملت یه سری گناهان کبیره ای مرتکب شدن که مستحق این بلای طبیعی هستن
خدایا شکرت که بازهم از طریق استاد عزیزم این آگاهی هارو دریافت میکنم وسعی دارم و سعی میکنم همیشه روی خودم کار کنم و باورهایی که از گذشتگان به من رسیده رو زیر سوال ببرم و هر چیزی رو قبول نکنم و باورهای درست افکار درست برای خودم داشته باشم و هر روز روی درک بهتر قوانین خدا و نحوه ی عملکرد جهان بیشتر کار کنم
چقدر عالیه که از این زاویه به این موهبت های الهی نگاه کنیم که
قراره کلی پیشرفت و گسترش ایجاد بشه
و خیلی مهمتر از اون چقدر قدرت و عظمت خداوندو میشه دید و پی به عجز وناتوانی خودمون در برابر قدرت خداوند ببریم
و چقدر این مردمان عزیز تحسین برانگیزن چقدر مهربانانه بهم کمک میکنن واقعا اون حس همدردی و کمک رسانی شون قشنگه
که توی شرایط سخت که هر کسی ممکنه به فکر خودش باشه اما برخلاف تصور ذات خوب این مردم بیشتر خودشو نشون میده
استاد قبلا در مورد اصل بقای اصلح گفته بودن ولی احساس میکنم تو این فایل بیشتر درکش کردم که این قانون برای همه اینجوری کار میکنه یا قوی میشوی و میمانی یا ضعیف هستی و از بین میری قانونیه که تو طبیعت، حیوانات و انسان ها به یک شکل عمل میکنه
طبق این قانون همیشه باید رو خودت کار کنی قوی بشی هر بار خودتو مهارت هاتو بهبود بدی به فکر پیشرفت و عملکرد بهتر باشی چون اگه راکد بمونی اگه حرکتی نکنی از بین میری
خداوند همیشه یار و یاوره شجاعانه خداوند همیشه پاسخ میده به مؤمنان به متوکلان و همیشه درهارو به روشون باز میکنه پس من نوعی اگه بخوام خدا همه جوره هوامو داشته باشه باید هر روز روی تقویت ایمانم روی بهبود شخصیتم روی بهبود توانایی هام کار کنم و اینو همیشه آویزه ی گوشم کنم که خداوند از بنده های ضعیف و بیچاره خوشش نمیاد و نه تنها هیچ کمکی نمیکنه که شرایط بهتر بشه بلکه طبق فرکانس های خودم مسیر این ذلت و بدبختی و هی برام هموارتر میکنه
چون خداوند که احساس نداره اون داره طبق مشیت و قوانینی که داره عمل میکنه اصلا هم براش مهم نیست تا قعر چاه هم باشم اگه خودم خودمو تغییر ندم ایمان نیارم باورهای درستی نداشته باشم هیچ اتفاق خاصی برام نمیفته
سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته مهربان
استاد خداراشکر میکنم که سالم هستید اتفاقا با اینکه تقریبا مطمعن بودم خدای مهربان نمیزاره اتفاقی برای شما بیفته ولی باز هم هرروز و هر ساعت هم اینستا و هم سایت را چک میکردم تا ببینم شما پیام یا پستی از خودتون گذاشتین یا نه؟
استاد در مورد تغییرات خودم اگه بخوام بگم من از موقعی که با شما و آموزش هاتون آشنا شدم سعی کردم خیلی روی خودم کار کنم و تغییر کنم چون من آدمی بودم که همه را مقصر مشکلاتی که برای من پیش میومد میدونستم و فکر میکردم من چقدر مظلوم هستم و چقدر داره به من ستم میشه ،سر کارم هر ماه برنامه درخواستی میدادم و با اینکه کار مهمی هم نداشتم ولی اولا که خیلی استرس داشتم که نکنه برنامه درخواستی منو نده رئیسم و دوما اگه برنامه من را نمیدادند کلی ناراحت میشدم و در درون من جنگی به پا میشد که چرا اینقدر باید در حق من اجحاف بشه؟ ولی با شما فهمیدم که این منم که دنیای خودم را میسازم، من بودم که با فرکانسهای بدم ،ناراحتی ها و ناخواسته ها را به زندگیم دعوت میکردم.الان فقط سعی میکنم شکرگذار باشم و فرکانسهای خوب بفرستم و میبینم که چقدر همه چیز تغییر میکنه.یه چیز خیلی جالب بگم استاد اینکه من همش توی فرکانس کمبود بودم از بچگی ما را از فقر و نداری ترسونده بودند و مدام از نبود پول میترسیدم و واقعا ادمی بودم که شرک داشتم و نمیفهمیدم که این خداست که داره روزی ما را میرسونه من چرا باید جلوی رییسم دولا و راست بشم تا از من راضی باشه و عذر من را نخواد که نکنه بی پول بشم چون حقوق ندارم و درست یه جایی که دیگه محیط سر کارم برام مثل زندان بود و داشت منو خفه میکرد با اینکه 17 سال سابقه کار و بیمه داشتم و حقوق نسبتا خوبی داشتم گفتم من دیگه نمیام سر کار و خدایی که روزی من را میرسونه هر جا که باشم روزی من را میده و نگفته اگه اینجا کار نکنی دیگه بهت روزی نمیرسونم و با اینکه تمام همکارام مدام تو گوشم میخوندن که پشیمون میشی و بی پول میشی و از بدی های بی پولی و بدبختی های بچه داری بدون داشتن حقوق برام میگفتن من گوش نکردم و کارم را رها کردم .اولش خیلی داغون بودم چون بالاخره 17 سال. توی یه کار باشی رها کردنش آسون نیست و حس کسی را داشتم که بچه ای را بزرگ کرده 17 سال و بعد به خاطر اذیت و آزار بقیه خودش با دستای خودش خاکش کرده و دیگه همه چی تموم شده،ولی مدام با خدای خودم حرف میزدم و ازش هدایت میخواستم و چقدر جالب نشانه ها را میدیدم و حتی یک شب که خیلی ناراحت بودم و دلم گرفته بود با همسرم رفته بودم بیرون و توی دلم گفتم. خدایا یه نشانه به من بده و نیم ساعت بعدش پشت یه اتوبوسی که از جلومون رد میشد دیدم نوشته الیس الله بکاف عبده؟ و اصلا آروم شدم و گفتم بله خدای مهربانم تو برای من کافی هستی همه ی دنیا یک طرف و تو یک طرف.و خداوند کارها را برام درست کردو من مجددا به سرکار برگشتم و جا بجا شدم و رییس رییسم بسیار بسیار با احترام و مهربان با من رفتار کرد و گفت جات را عوض میکنم برگرد سر کار.الان جایی هستم که کارم یک چهارم کار قبلی است و شیفت هام عالیه و یک رییس بسیار مهربون دارم و هرروز خداراشکر میکنم از اینجا بودنم.و این تغییرات را مدیون آموزش های خوب شما هستم استاد عزیزم و سپاسگذار خدای هدایتگرم که من را به سمت شما و سایت خوبتون هدایت کرد
نام رب یکتا که هر چه دارم از اوست
سلام و درود بیکران استاد عزیز و پاک و توحیدی من. الهی دورت بگردم که اینقد قشنگ توحیدی حرف میزنی که دل آدم بره. عاشقتم که 🫂
(این کامنت رو تو دو تا پارت نوشتم. پارت دوم به احساس بینظیری رسیدم. خدایاااااا شکرررررت)
خداجونم رب من، احساس میکنم خیلی ازت دورم. احساس تنهایی میکنم. حس میکنم تحت فشارم. با خودم در صلح نیستم.
خدایا دری برام باز کن. از همه جا و همه کس ناامیدم، من فقط بتو تکیه میکنم، دستمو بگیر. هدایتم کن.
خدایا من بخودم ظلم کردم، با همه دوستی کردم جز تو، رو عشق همه حساب کردم جز تو. منو ببخش و هدایت کن
خداجونم قلب من رو به سمت خودت باز کن .
کمکم کن داشتههامو ببینم، تواناییهامو بیاد بیارم، هدایتهاتو بیاد بیارم و بیشتر خودمو و تو رو بشناسم. کمکم کن شکرگزارت باشم .
امشب من، دو تا فایل توحیدی گوش دادم بخاطر این تضادهایی که بهش برخوردم ؛ توحید عملی قسمت 11 و آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل میکند؟
دیدگاهم میچرخه و تغییر میکنم وقتی فایلای توحیدی رو گوش میدم . حس آرامشی وارد قلبم میشه که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.
چرخیدن از رو پاشنهی شرک رو پاشنهی توحید
من خیلی تغییر کردم نسبت به دو سه سال پیش؛
دیگه علاقهای به دیدن فیلمای ترکی عاشقانهی مورد علاقهم ندارم . مدت زیادی، معتادشون شده بودم و حتا شده تکراری، بعضیاشونو چندین بار دیده بودم و انگار بازم برام جذاب بودن. گاهی تا صبح بیدار میموندم و هی قسمت بعدی هی قسمت بعدی و این سیکل معیوب رو چند بار انجام دادم. دلم چند روزی خوش بود و انرژی بیشتری داشتم ولی بعدش باز برمیگشتم به زندگی قبلی.
وای خداجونم چقدر هوای منو داشتی سپاسگزارتم . اصلا یادم نمیاد آخرین بار کی این سریالا رو دیدم . البته دو سه تا فیلم منتخب بود که فضای عاشقانهی مثبت و ماجراهای خوبی داشت. فرکانسش در کل مثبت بود اما نمیشه از این گذشت که بار منفی هم داشت و ناخودآگاه تاثیرات بدی میذاشت رو شخصیتم.
فکر میکنم حدود سه سال هست که دیگه سراغشون نرفتم
خدای من رب من ، تو یه کاری کردی که شرک رو تقریبا کنار بذارم و انرژی رو فقط از خودت بگیرم از بودن با تو و ستایش و عبادتت.
من دیگه اصلا رفیقی برام نمونده که هر روز بخوام زمان زیادی بذارم باهاش حرف بزنم تلفنی یا منتظر دیدارش باشم. یا حتی اعضای خانوادهم دیگه وابستگیای بین من و برادرم یا خواهرم نیست. دیگه تموم شد هر چی بود.
این شِرکا، یکی یکی فرو ریختن . برنامهی بعدیت چیه! دیگه میخوای چیکار کنم تا بیشتر بهت نزدیک شم. همه رو گذاشتم کنار یا خودت به دلم انداختی یا مستقیما دست به کار شدی و از سمت اونا رابطه قطع شد.
وای رب من چقدر عوض شد شرایط روابطم . اصلااااا فکرشو نمیکردم. اینقدر دل بستهی این روابط شده بودم که تو رو فراموش کرده بودم. اینکه این عشقی که ازشون دریافت میکنم از سمت توهه. اینا رو تو بمن عطا کرده بودی ولی من مشرک شده بودم . منو ببخش، سپاسگزارتم، دوستت دارم که بهم عنایت داری و حواست بهم هست.
چک و لگدای زیادی خوردم ولی بالاخره فهمیدم ، یعنی انشاالله که فهمیدم .
رفیقایی از زندگیم حذف شدن که میگفتن بدون تو اصلا نمیشه . یه روز ندیدمت، صداتو نشنیدم حالم بده یا سیوم کرده بودن انرژی من !
شاید من این تحسین شدنو دوست داشتم . صد البته این تایید شدنا خیلی تاثیر داشت.
خدایا ممنونم ازت منو کَندی ازشون . من به این با تو بودن احتیاج داشتم. از بعضیاشون ضربهی بدی خوردم و بعضیاشون خود بخود رفتن. نمیدونم چطور. خیییلی ساده که اصلا متوجه نشدم.
خدایا منو ببخش چقدر وابسته بودم به حرفاشون، به بودن و وقت گذروندن باهاشون. حس میکردم اگه نباشن دنیام تیره و تاره .
دلیل شکستای من ، این دلبستگیا و این نشت انرژیا بود. بخاطر فراموش کردن خداوند بود، بخاطر بها دادن به بقیه، به اطرافیانم. به روزهای خوبی که باهاشون داشتم و اخلاقهای خوبشون وابسته شده بودم و نمیدونستم که منشأ و منبع همهی این خیرها و خوشیها و عشقها، خدای بزرگ منه، ربّ من یگانهست و من درک نمیکردم.
من خودمو رها کردم از هر وابستگی ، خدایا تو دست من بگیر.
دلمو از غیر تو بریدم، حالا دارم وصلش میکنم بتو ، درهای رحمتت رو بسمت من بگشا.
اینقدر فشار اومد بهم که بالاخره تو رو پیدا کردم ربّ من.
سپاسگزارتم بابت همهچی و بابت امشب که منو باز وصلم کردی بخودت.
امروز تو رو دیدم لابلای ابرهای آبی پرتلاطمی که، غروب خورشید، یه رنگ نارنجی قرمز رؤیایی زده بود بهشون
تو رو دیدم تو برگای درخت بید، تو شاخههای باریکش که با وزش باد میرقصیدن
تو محبت پسرانم
…
من زیر کرسی خوابم برد. با صدای اذان صبح بیدار شدم
چه با شکوه چه حس خوبی داشت. این رو یه نشونه دیدم. یعنی خدای من بمن توجه کرده و منو باز به درگاهش پذیرفته)
…
تو تواناییهایی که بهم دادی برای پختن غذاهای خوشمزه
تو شکوفههای درخت گلابی
تو چهچههی پرندگان
تو هوای ابری لطیف بهار
تو پرواز دو جفت پرندهی عاشق در اوج آسمان
تو عطر زمین بارون خوردهی اول صبح
و تو زیبایی و لبخند فرزندانم
تو تمیزی اتاقم
و عطر خوش اسپند که میپیچید و بهشتی میکرد فضای خونهم رو
من میخوام هر لحظه ببینمت و با تو زندگی کنم ربّ من
توانایی ستایش و سپاسگزاریتو به من بده
بمن عزت بده که تمام عزّت نزد توست
بمن ثروت بده که تمام ثروت از آنِ توست
عاشقتم منو در پناه خودت نگه دار
خیلی خیلی دوستت دارم تو ارباب قدرتمند من خالق همهچیزی، مدیر و مدبر امور همهی بندگان، بهترین دوست، بهترین مولا و سرپرست، بهترین یاریکننده
کی آخه بهتر از توهه، بزرگتر از توهه؟!!!
کی میتونه زندگی و مرگ ببخشه؟
کی میتونه روزی بده ؟
کی خالق روزهای زیبا و شبهای آرامه؟
سپاسگزارتم عاشقتم
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای.
خدایا بال پرواز بده بهم تا برم به بهشت ؛ از همینجا، از همین نقطه، از همین لحظه .
من آگاهانه انتخاب میکنم این مسیر درست و بهشتی رو
خدایا دوست دارم که دیگه همیشه رو بسوی تو داشته باشم و شرک نورزم. مثل بندگان خاص و عزیزکردهت .
نمیخوام دیگه بلا سرم بیاد. تو دست منو بگیر و هدایتم کن. من ناتوانم ، تو توانایی، آگاهی، بردباری .
من خودمو در آغوشت رها میکنم تو منو ببر به مسیر، درست، به راه راست، به مسیر توحید، سلامتی، عشق، ثروت.
من فقط دستمو بسوی تو دراز میکنم . من بندگی میکنم برات، من تسلیم توام و فقط از تو توقع دارم. منو سیراب کن از عشقت، از نعمتهات و روزیهای بینظیرت.
باز هم سپاسگزارم که منو هدایت کردی به این فایل توحیدی زیبا. از دیشب تا الان که 9/5 صبحه ، چار پنج بار یا شیش بار گوش دادم.
حالمو دگرگون کرده و بیش از صد درجه حسّم تغییر کرده.
استاد عباسمنش عزیز از شما هم بسیار تشکر میکنم، زبان که قاصره از تشکر کردن، انشاالله در دنیا و آخرت بهترینها سهم قلب پاکتون باشه که ما رو با بهترین آگاهیها و خالصترینشون آشنا کردین و خوشحالم که این مسیر بیانتهاست. سپاسگزارم
عاشقتونم
بنام آنکه هر آنچه دارم تنها از آن اوست !
درود و سلام خدمت شما استاد نهایت گرامی و عزیز
و درود سلام خدمت خانم شایسته عزیز
و سلام بر همفرکانسی های عزیزم
امید که هر کجای دنیا باشید دقیقا مثل استاد سر شار از انرژی مثبت باشید
دقیقا امروزوقتی صبح بیدار شدم یک حس آرامش قبلی داشتم و از همان اول صبح سپاس گذاری کردیم و بی نهایت شکررررر الله را گفتم و من طبق برنامه های همه روزه و روی ذهنم وقتی که کار میکنم زیادتر اوقات روی همین تمرکز گذاشتن به موضوعات نکات مثبت است و تمام سپاس گذاری هایم را در کتابچه که دارم مخصوص سپاس گذاری نوشتم و یکی از خواسته هایم امروز اتفاقات عالی بود که برایم رخ بده همین که روی کارم آمدم ودفتر کاری را باز کردیم برای شروع کار در صبح زود گفته بودم که امروز شاگرد جدید بخاطر صنف آمازون باید بگیرم (کارم آنلاین است و از همین کشور افغانستان این کار را پیش میبرم ) و بلاخره امروز شاگردجدید آمد و چقدر با انرژی کامل صنف را شروع کردم با وجودکه روی دوره روانشناسی کار میکردم به خودم گفتم بیبین همین حالا نتایج آمد وکامنت هم همان وقت نوشتم در دوره وووو
و بعد حالا که آمدم روی سایت حسم میگفت استاد فایل جدید مانده که انترنت ضعیفی کرد باز هم منتظر ماندم تا که دیدم فایل جدید استاد بنام (آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل میکند) وقتی این عنوان را خاندم یک چرقه ای در وجودم ایجاد شد گفتم اول کامنت میگذارم خوب به فکر آرام فایل استاد را گوش میگیرم حالا فایل را گوش میدم بزودی در مورد فایل کامنت میگذارمم
به امید خودت یاالله بی صبرانه منتظر که چقدر آگاهی ها در این فایل است باز هم کلی آگاهی ووووو…
با سلام خدمت استاد عزیز و خانومتون ایشالا هر جای این سر زمین هستین تنتون سالم و دلتون خش و روز به روز درگ رو با ما ها بچها در میان بزارین و بقول خودتون اگه ت مسیر باشیم عمل میکنیم اگه هم نباشیم باید تو کوشی بخوریم از جهان و خدا
خب استاد و بچها من چنتا درگ شخصیتی دارم از گتگ خوردنم خیلی ملسه چون به اون سبک قدرت نرسیدم اولین تجربه من در مورد سلامتی هست
خب انسان اگه به تن خودش احترام نزاره جهان هم. این درد رو بیشتر میکنه من کوش سمت راستم خیلی وز وز میگرد حدود 20 سال یعنی از سن بچگی و این کوشم شبها نمیزاشت بخابم ولی من بخیال بودم والان تا حدی رسیده گه بخدا غذا به زور میتونم بخورم چون از شدت درد و به خودم قول و تهد دادم باید این کوش رو خب کنم و الان پیگرم گه خب کنم این گوشو و خیلی مسال دارم در مورد این سلامتی و لی این خیلی واضع و با این فایل مقایرت داشت خدایا شگرت گه داریم متوجه میشم هر بلای سرمون میاد خودمون هستیم و دیگه گله شکایتی نداریم
استاد یه دوستی همه محلی داریم خیلی زرنگ بود هر چی بگم گم گفتم ببین سعید چگونه خدا هدایت میکنه الله اکبر خب این پسر از لحاظ خش تیپی از لحاظ دعوا از پول از هر چی این بشر سه بار با متور تصادف کرد ولی چی اونها هشدار خدا بود بقول خودتون اما تصادف آخری الان شده مصل ربات یعنی اینقدر بد سرش آمده نه مرده اون دونیا هست نه زنده این دونیا
خب خودم با ماشین با موتور خیلی تصادف کردم استاد اما هر موقع سرعت بلا میرم اون تصادفها مصل اینه میاد جلوی ذهنم و سرعتم میارم پاین و به خودم میگم سعید یه لحظه نقستو خدا میپچه حواست باشه استاد من خیلی دارم سعی میکنم حواسم باشه اما از دستم در میشه ولی خدا شاهده میگم خدا شاهده به خدای خودم کفتم من نادانم من عجلوم من نقص دارم من میخام تورو درونم پیدا کنم ت کمک من کن میگم خدایا روی ت حساب کنم یعنی الان دارم میگم اشگم داره در میشه استاد بخدا قسم خیلی از دوستان من هستن نماز روزه این چیزا اما همیشه 8 گروه 49 شون هست اما آدمهای میبینم میگم خدایا چطوریه اسلن به امامها و اسلن هیچ ولی مصل بارون براشون پول سلامتی و خیلی چیزا میباره و چنت روز پیش رفتم بلا شهر دیدم خدایا ببین از اینجا میشه فهمید گی داره چگو لگت میخوره اسلن خیلی استاد با این فایل شما انگار یه چیزای توی مغزم باز شد اسلن گلن میشه فهمیدحداقل 90 در صد میشه فهمید استاد این احساس من الان خوبه ولی شاید بد بشه با یه شرایط بیرونی ولی به خودم میگم سعید اشه گشگه خالته دیگه در گیر شدی استاد چیزی رو نمیدونی واقعان حلا تضاد هر چی نمیدونی رد میشی ولی اگه بدونی عمل نگنی و اسلن داغون میشی من استاد دیونه داشتم میشدم بخدا اسلن میگفتم یه شبه میگفتم همین الان میگفتم سعید باید همه چیو داشته باشی به خاطر عجول بودنم توی ازدواج توی گارم توی سلامتی خیلی توگوشی خوردم الان هم دارم این کامنت رو مینویسم یعنی از زیر صفر هستم طلاق دادم دوم شدو رفت هر چی و به خودم کفتم سعید باید با این قانون پیش بری چپو راستش کنیو یا بخای دورش بزنی حسابی دورت میزنن پس تا جای گه در توانت هست عمل کن ما باقیش بسپار به خدا حلا استاد منم مصل خودتون یه دونه هستم و مادرم هم خیلی دلسوزی میکنه واسم خیلی ولی بقول هیچ کس میگه اینجا جنگله بخور تا خورده نشی اینجا نصف عقدی هستن نصف وحشی ببخشی استاد این جمله رو بکار بردم ولی این موضوع باید بصورت عملی من انجام بدم الان و استاد عزیز هر موقعی بخدا قسم انگار درون من بودی داشتی صحبت میگردین هر موقعی وابسته بودم یا هر چی و بریدم دستان رو بسوی خدا بردم اسلن نمیدونم چطوری ولی نجات پیدا کردم من توی مواد مخدر دیگه همه چی همه چیمو از.دست دادم استاد خیلی از لحاظ اعتماد بنفس حتی مادرم پدرم و جامعه منو اسلن آدم حساب نمیگردن گفتم خدایا من چیگار کنم تو کمک من کن تا راهمو پیدا کنم واقعان استاد اگه من یگی بخام ناشگری کنم بخدا قسم دیگه خیییییییییلی نامردم خب استاد من 3 بار مردم و باز زنده شدم بار توی مواد مخدر ویگ بار توی دعوا ولی خدا شاهده این معجزها رو دیدم از خدای خودم و خیلی چیزها هست بخام بگم تا صبح فردا باید بنویسم استاد از شما و خانومتون خیلی سپاس کزارم که استاد واقعان من هزینهای داشتم به خاطر مواد و خیلی چیزهای دیگه ولی این سایت و شما دوستان و این محصولاتی گه خریدم خداشاهده اسلن میلیاردرها واسه من ارزش داره چون من خاستم و خدا شما رو سر راه من قرار داد خب در پناه حق باشید خداحافظ
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم در این سایت الهی
خدایا شکرت با یه فایل جدید استاد چقدر انرژی و آگاهیهای خوبی دریافت کردیم از این فایل اما در این فایل اگر هر اتفاق ناجالبی که در زندگی ما رخ میدهد قطعاً خیر و برکت و بهبود ایجاد میشود و همه اینها برای ما خوب و عالی هستند اگر ذهنمان را بتوانیم کنترل کنیم
و این شرایط سخت است که آدم را آنجوری که رفتار میکند را میشود دید این اتفاقات است که آدم را قویتر میکند و میتوانیم در این طبیعت زندگی کنیم و اگر مثال خودم را بزنم این است که اگر اعتماد به نفس کنترل ذهن داشته باشم قویتر میشم و ترسهایم کمتر میشود این بهبود شخصیتی باید همیشه ادامهدار باشد چون من خداوند را به عنوان ی کسی که با من مهربانه و من را دوست داره و هر چیزی که ازش بخواهم به من میدهد را میبینم که باعث میشود این روند در زندگی پیشرفت داشته باشم و آن جوری باشم که خدادوست دارد یعنی ضعیف و ناتوان نباشم و باید قوی کنم خودم را در باره هر مسائل زندگی تا پاداشها هم از طرف خداوند به من داده شود
و این ایمان و باور من را قویتر میکند و من را به سمت جلو حرکت میدهد و اما ساختن شخصیتهای قوی آدم را از هر آزمایشی سربلند بیرون میآورد و هر روز با کار کردن روی ذهنم موفقیت هم به دست میآید از خداوند میخواهم من را کمک کند و دست مرا بگیره و فقط او را بپرستم و این نگاه من نگاه سیستمی است نسبت به خداوند که باید درست کنم که خداوند به آدمها سخت نمیگیره دلسوز کسی نیست و آن چیزی را در زندگی تجربه میکنی که تو خالقش هستی
اما این موارد هم به زندگی با این نگاه که احساس ناتوانی کنم بیشتر خدا حواسش با من است و به خاطر همین موضوع قبلاً ضربههای زیادی میخوردم و نتایج هم طبق قوانین جهان هستی اتفاقهای ناجالب هم برای من میافتاد اما امروز با شناخت خود و خداوند باید روی کسی حساب نکنم و ایمانم را نسبت به خداوند بالاتر ببرم
قبلا هم از نظر مالی من ضربههای زیادی خوردم و دیگه دوست ندارم به عقب برگردم همیشه حواسم هست اگر بلایی سرم آمد خودم را زود پیدا میکنم و دیگه اجازه نمیدهم که جهان فشار زیادی را روی من داشته باشد استاد از شما بسیار سپاسگزارم بابت این فایل ارزشمند و دوست داشتنی
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله