«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه - صفحه 440 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    sadegh moradi گفته:
    مدت عضویت: 4219 روز

    با عرض سلام خدمت آقای عباس منش

    به نظر من بهترین راه حل برای اینکه احساس گناه و یا هر خاطره بد و یا اعتماد به نفس کم را بخواهیم درمان کنیم استفاده از هیپنوتراپی یا هیپنوتیزم درمانی است که می شود به آسانی آن را یاد گرفت.

    ما دو برادر هستیم که سختی ها و دردهای زیادی در زندگی کشیده ایم و با یاد گرفتن همین هیپنوتیز درمانی خیلی از مشکلات خود را حل کرده ایم

    فقط باید خود شخص بخواهد که درمان شود و اولین گام را بردارد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    نگار ارجمند گفته:
    مدت عضویت: 4149 روز

    با سلام

    کسی که دچار احساس گناه شده باید این طرز تفکر را داشته باشه که:

    1- من بخاطر طرز فکر و باورهایی که دارم و در نتیجه فرکانسی که بخاطر اون باورها به کائنات میفرستم همواره در جای درست قرار می گیرم . یعنی بخاطر فرکانسهایی که از قبل فرستاده ام، دقیقا همونجایی هستم که باید باشم.

    پس اگر در گذشته مرتکب خطایی هر چند بزرگ شده ام بخاطر نوع باوری بوده که داشته ام و در نتیجه اون باور منو به سمتی هدایت کرد که مرتکب اون خطا شدم و در نتیجه اون خطایی که مرتکب شده ام درست ترین کاری بوده که با توجه به نوع اون فرکانس، در آن زمان انجام داده ام. از الان به بعد تصمیم می گیرم که نوع فرکانسمو تغییر بدم و در نتیجه اتفاقاتی که از این به بعد برای من رخ می دهند مطابق با نوع فرکانسی است که از الان به بعد به کائنات می فرستم. پس اتفاقات زندگی من از این به بعد مطابق آنچه که می خواهم خواهند شد.

    2- خداوند بارها و بارها در قرآن فرموده است که توبه پذیر و مهربان است و خدا افرادی که توبه می کنند را دوست دارد. چون من به خدا ایمان قلبی دارم یقین دارم که خدا منو میبخشه و کمکم هم میکنه صددرصد. مگه حضرت موسی یک نفر رو نکشت؟ از گناه قتل چه گناهی میتونه بالاتر باشه؟ اما با وجود اینکه موسی مرتکب قتل شد تونست پیامبر خدا بشه. چون هر چه بوده مربوط به گذشته است و گذشته تمام شده. چیزی که برای خدا مهم است همواره لحظه اکنون است. من تصمیم میگیرم در هر لحظه فرکانسهایی که مطابق خواست قلبی من است را به کائنات بفرستم و مسلما اتفاقات زندگی من مطابق میل من خواهند شد. زیرا خدای قدرتمند و توانا پشتیبان من است.

    با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    حمید سلیم گفته:
    مدت عضویت: 4134 روز

    با عرض سلام

    میتوان اینگونه به موضوع نگاه کرد که شخص اینجوری فکر میکنه که خطایی در گذشته اتفاق افتاده که تاوان اونو طی یه دوره باید بده که الان و درهمین زمان دوره اون به پایان رسیده و دیگر اون احساس گناه نمیکنه چون اینجوری فکر میکنه که دیگر تاوان اونو پس داده و تمام شده است.

    و در مقابل ان زمانی رو به خودش میبینه که بتونه برای خودش جبران کنه

    مثال:دزدی که به خاطر دزدی کردن به زندان افتاده و در این زمان دوران زندانی ان به پایان رسیده است و به اینده و زمانی که در دست داره فکر میکنه تا برای خودش جبران کنه

    اینجور مواقه ذهن نیاز به ساماندهی داره و با مشخص کردن زمان میتوان پرونده اون خطا رو در ذهن بست و پرونده جدیدی برای هرچه بهتر زندگی کردن و در ذهن خودش باز کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    آناهیتا صالحی گفته:
    مدت عضویت: 4172 روز

    با سلام خدمت دوستان و عزیزان و استاد بزرگوارم….

    در جواب به سوال مطرح شده در مورد اعتماد بنفس … بنظر بنده آدمهای با اعتماد بنفس بالا داری ویژگی هایی هستند که موارد رو ذکر میکنم خدمتتون….

    ————————————————————–

    * براحتی در جمع صحبت میکنن و با قدرت نظرات شخصیشونو بیان میکنن

    * براحتی و بسیار خونسرد و راحت در مورد شکست ها و اتفاقات تلخشون و تجربیات بد خودشون و ضعف های گذشتشون صحبت میکنن بدون هیچ گونه ترسی که نکنه در موردشون قضاوت های بدی بشه

    * اگر چیزی میخرن یا لباسی میپوشن ویا کاری رو انجام میدن تنها نظر خودشون برای اونها در اولویت هستش و نظرات دیگران هرچند مخالف رو قبول نمیکنن

    * بخودشون احترام میذارن و ارزش زیادی برای شخصیت خود قائل هستن و برای خودشون بهترینها رو انتخاب میکنن و میخرن

    * بخودشون هدیه میدن و خودشونو بخاطر موفقیت هاشون تشویق میکنن

    * برای شروع هر کاری بخودشون انگیزه میدن و با خودشون صحبت میکنن و میگن که میتونن به بهترین شکل انجام بدن اون کارو

    * هرروز جسارت و جرات انجام کارهای بهتر و بزرگتر رو پیدا میکنن .. چرا که فکر میکنن از پسش بر میان و به توانایی های خودشون ایمان و باور دارن و شجاع هستن

    * در زندگی ثابت و یکنواخت نمیمونن و هرروز به دنبال چیزهای جدیدتر و تازه تر میرن و مرتبا در حال پیشرفت و حرکت هستن

    * بخودشون این اجازه رو میدن که هر کاری رو تست کنن

    * دوستان زیادی دارن و براحتی با دیگران دوست میشن و روابط اجتماعی بالایی هم دارن

    * دنبال پز دادن نیستن و احتیاجی ندارن خودشونو به کسی ثابت کنن و اهل غرور و تکبر هم نیستن

    * نگران چیزهایی که از دست میدن نیستن و اینجوری فکر میکنن که میتونن خیلی بهترشو و چندبرابرشو برای خودشون دوباره بسازن

    ———————————————————-

    امیدوارم مفید بوده باشه

    سرشار از موفقیت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      آناهیتا صالحی گفته:
      مدت عضویت: 4172 روز

      چند مورد دیگم اضافه کنم

      * وقتی میخواد کاری رو شروع کنه روی تصمیمش مصممه و با حرف دیگران شل نمشیه ویا تصمیمشو عوض نمیکنه

      * در کل همیشه سعی میکنه از زندگی خودش نهایت لذت رو ببره و شاد هستن اغلب

      * و مهم تراز همه برای زندگی الان و زندگی آینده ی خودش برنامه ریزی میکنه و هدف های واضحی رو برای خودش مشخص میکنه و با اعتماد بنفس به سمت تحققشون حرکت میکنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    مریم امیری گفته:
    مدت عضویت: 4325 روز

    سلام به دوستان عزیز

    به نظر من فردی که اعتماد بنفس بالا دارد :

    1.همیشه بگو بخند داره

    2.از ادم ها طلب کار نیست

    3.اگه به مشکلی برخورد جا نمیزنه

    4.همیشه در جمع ها پذیرفته میشه .

    5.همه دوس دارند با اون ارتباط داشته باشند

    6.ارتباطش با دیگران از روی اجبار نیست بلکه همه تمایل دارند با او ارتباط داشته باشند

    7.از ایده ها و نظرات مختلف حمایت میکنه

    8.به بقیه قدرت میده

    9.در برخورد با مشکل از روی احساس جواب نمیده بلکه دنبال راه حل های مختلف است.

    10.پر از انرژی مثبته

    11.خودشو باور داره

    12.کسی که مشوق ادمه توی هر کاری

    13.سعی میکنی همچین ادمی رو از دست ندی

    14.نیازی به تایید نداره

    15.رفتارش توی هر جمعی عاقلانه اس

    و دوس داشتنی هست از بودن همچین ادمی در کنارتون خسته نمیشوید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 4195 روز

    به نظرمن وقتی یاد بگیریم خودمون رو دوست داشته باشیم راه حل ها پیدا میشه.بعدشم به نظر من ما باید به این دید نگاه کنیم که اشتباهات ما بزرگترین گنجینه ماست برای اینکه دیگه حتی نزدیک اون اشتباه نریم و عامل موفقیت ما نسبت به دیگرانه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    زینب امیرحمیدی گفته:
    مدت عضویت: 4125 روز

    با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز و گروه تحقیقاتی ایشون

    بعنوان کسی که این احساس رو داشتم و یک سال تمام اونو با خودم اینور و اونور می کشیدم و هر اتفاقی که تو زندگیم میفتاد به اون ربط می دادم میتونم بگم: من در مرحله اول بطور کامل پذیرفتم که تنها مقصر این داستان خودم بودم و نه هیچ کس دیگه ای، بعد از اون پیش خودم گفتم من چطوری میتونم این خطای بزرگ انجام شده رو به درس بزرگی برای زندگیم تبدیل کنم و اگر در آینده به یادش افتادم اذیتم نکنه، و به این نتیجه رسیدم که اول از همه باید خودمو ببخشم چون خودمو دوست داشتم و نمیخواستم با این احساس زندگی کنم، کتاب خوندم قرآن خوندم و اونجا بود که فهمیدم که این ضرب المثل که میگه آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب، یه دروغ محضه چون توی قرآن خوندم که حتی کافران هم اگه توبه کنن خدا می بخشتشون و اگر هم صدها بار توبه شونو بشکونن و دوباره توبه کنن باز خدا می گذره از گناهشون، بعد داستان توبه نصوح رو خوندم و به عظمت و مهربانی خدا بیشتر پی بردم و خدا برام بزرگ و بزرگتر شد و اون موقع واقعاً با تمام وجودم توبه کردم و ازخدا خواستم که من رو به راه درست هدایت کنه و ایمان آورده بودم که توبه من پذیرفته میشه و الآن مطمئن هستم که پذیرفته شده، چون حالم خیلی خوبه و من که یک سال تمام لحظه ای از فکر اون خطا و اشتباه بیرون نمیومدم الآن دیگه بندرت به ذهنم میاد و هر وقت هم به یادم میاد نه تنها آزار دهنده نیست بلکه از اینکه اون اتفاق افتاد تا من به خودم بیام و راه درست و غلط رو تشخیص بدم، خیلی هم خدا رو شکر میکنم. در مرحله بعد شروع کردم به انجام کارهای خوب و خیر. توی یه خیریه عضو شدم و تا جایی که میتونستم به بقیه توی هر زمینه ای کمک میکردم و این باعث میشد که احساس ارزشمند بودن بهم دست بده اینکه کاری از دستم برمیاد و اینکه من این همه کارای خوب میکنم پس یک خطا به هر بزرگی هم که بوده باشه خیلی بغرنج نیست و نمیتونه کل زندگی منو نابود کنه، همونطور که توی قرآن هست چه بسا نیکی ها که بدی ها رو از بین می بره. و الآن اون احساس گناه کاملاً از بین رفته و جای اونو ارزشمندی و آرامش گرفته و واقعاً زندگی ام از هر نظری تو مسیر خوشبختی و سعادت قرار گرفته.

    اگه بخوام خلاصه کنم: 1. پذیرفتن کامل مسئولیت اون اشتباه 2. بخشیدن خودمون 3. کمک خواستن از خدای مهربان توبه پذیر برای اینکه راه درست رو بهمون نشون بده 4.انجام کارهای خوب هم در حق خودمون هم بقیه نه صرفاً بخاطر جبران اون گناه و اشتباه بلکه بخاطر ایجاد حس ارزشمند بودن توی وجود خودمون

    امیدوارم که هر آنکسی که داره با این احساس زندگی می کنه، بتونه هرچه زودتر اون رو کنار بگذاره و طعم یک زندگی آرام و شاد و واقعی رو بچشه. در آخر دوست دارم بگم که هیچ گناهی به اون بزرگی نیست که خدای بخشاینده اونو نبخشه و اگر ما فکر کنیم که هست، خدا و بزرگیش رو نشناختیم.

    شاد و پیروز و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    ز ح گفته:
    مدت عضویت: 4146 روز

    به نام او که می نگارد بر سطور دل خطوط محبت را

    انسانهای با اعتماد به نفس بالا انسانهایی هستند که خدای تغییرند و بسیار انعطاف پذیر میباشند انسانهایی که در شرایط سخت خود را نمی بازند و عنان و اوضاع و شرایط را در کف اختیار دارند و در واقع به مقام تسلط رسیده اند انسانهایی که در دریای مشکلات دلی آرام دارند پادشاهی از نقاشان شهر خود درخواست مسابقه ای کرد که جایزه آن به کسی تعلق میگرفت که بهترین نقاشی را در زمینه آرامش ترسیم کند .جایزه در پایان مسابقه به دو شخص داده شد شخصی که تصویری از طبیعتی آرام کشیده بود و بسیار زیبا بود اما برنده اصلی نقاشی بود که دریایی طوفانی را کشیده بود با درختهای شکسته و تکه سنگی را که زیر آن پرنده ای آرام نشسته بود به این منظور که آرامش این نیست که مشکلی نباشد بلکه آرامش این است که در دریای مشکلات دلی آرام وجود داشته باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: