ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 2 - صفحه 49 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 2
    396MB
    29 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 2
    28MB
    29 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

880 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین جباری گفته:
    مدت عضویت: 3419 روز

    سلام

    من یک سوالی داشتم که میخواستم بپرسم نمی‌دونم دوستان جواب میدن با استاد

    که اگر استاد جواب بده عالی میشه در فایل مواجه با چالش ها استاد فرمودن که مثلا چگونه وارد چالش مهارت سخنرانی شدن و قدم قدم با طی تکامل بهبود پیدا کردن ، سوال من اینجاست که آیا اول باید هدف گذاری کرد و یک نتیجه مشخص را در نظر گرفت و بعدش وارد اون حوزه شد یا نه مثلا اینکه آیا استاد اول تصمیم گرفته بودن که سخنران بشن وارد این چالش شدن یا اینکه یهویی دیدن که علاقه دارن و سعی کردن یاد بگیرن ، منظور دقیقم این هست که این چالش چگونه براشون واضح میشه آیا انگیزه مادی باعث شد که وارد بشن و تلاش کنند تا مهارت پیدا کنند یا هدف مالی بعدا براشون اهمیت پیدا می‌کنه ، چون من از ایشون شنیدم که برای موضوعات دیگر هم هر وقت حس کنند که نیاز هست وارد میشن و تمرکز میزارند مثل یادگیری خیلی از مهارتهای شغلی که قبلاً داشتن و شغل های متعددی که با مهارتهای مختلف بهش نیاز هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    محسن و مه سا گفته:
    مدت عضویت: 1105 روز

    سلام بر همه ی دوستان نازنین

    در راستای فایل این جلسه

    من خودم امروز وارد یک چالشی شدم در محیط کار که انچنان اشنایی با مسایل این چالش نداشتم و در طول چهل سال محیط کارم اینکار بی نظیره و چقدر کارها رو تسهیل میکنه برامون به لطف استاد و به یاری الله این قدم رو برداشتم و حس بسیار خوبی برای انجامش دارم و قطعا انجامش میدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    محجوبه گفته:
    مدت عضویت: 2457 روز

    سلام سلام کامنت 13

    سوال:با چالشهایی که در زندگی برایت به و جود میاید چگونه بر خورد میکنی؟ایا نگاهت اینست که این چالش فرصتی برای پیشرفت است یا اینکه احساس نا امیدی میکنی و از مسائل فرار میکنی؟

    جواب: به طور کل از اول ادمی بودم که همیشه در 70 درصد مواقع سعی میکردم مسائلم رو حل و ازش نگذرم. از وقتی با دوره های استاد اشنا شدم دیگه این دیدم بالا رفته که این مشکلات اومدن من رو قویتر کنن و پله ای برای پیشرفتم هستند.

    ولی این موضوع با نوع چالش ربط داره.

    به طور کل تو حل چالشهای روابط کمی ضعیفم ولی تو حل چالشهای فردی خودم قوی ترم.

    مسائلی که مربوط به خودم هست رو بهتر حل میکنم تا مسائلی که در ارتباط با روابطم با دیگران پیش میاد.

    سوال :در حال حاضر چه چالشهایی در زندگی داری؟ و اگر اونا رو حل کنی چه اتفاقی می افته؟

    در حال حاضر بزرگترین چالشم روابط با بچه هام هست. نگاهم به این مسئله از اول این بود که خدا داره بهم تلنگر میزنه میگه تو که داری رو خودت کار میکنی باید اینا رو حل کنی تا بزرگتر بشی روابطت با بچه ها مسیریه که اگر موفق بشی ازش سربلند رد بشی قطعا قدم بزرگی به سوی موفقیت تو تمام جنبه های زندگی برداشتی.

    این چند وقت خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که این مسئله اومده منو پخته تر کنه منو ادم تر کنه. روحم قویتر کنه چون حل این مسئله بزرگترین چالش زندگی منه چون بزرگترین ارزوم موفقیت بچه هامه و موفقیتشون در گرو اخلاق خوب و روابط عالی و صمیمی با منه چون اگر من راه درست رو برم اونا از من الگو میگیرن و تمام اینها به هم مربوط هست.

    راه کار چالش: فقط نکات مثبتشون رو ببینم! دیدن نکات منفی بچه ها ممممنووووووع!

    به عبارتی روزه نکات مثبت بچه ها!

    یعنی چی یعنی حتی اگر الان دخترم خابه بگم خدارو شکر بچم الان تو خیابونا ول نیست کنارم تو خونه خابیده!

    اگر پسر کوچیکم داد میزنه وسیله ای رو پرت میکنه زود از کوره در میره! بگم خدارو شکر بچم سالمه میتونه حرف بزنه راه بره فعالیت کنه مریض نیست گوشه تخت بیمارستان باشه! اگر الان داد میزنه یعنی یک نشونه اس .الان وقتشه باید از الان تو سن 11 سالگی بهش توجه کنی هنوز دیر نیست!

    هنوز یک درختچه کوچولویه که میتونی حرصش کنی بهش شکل بدی تا درخت تنومند زیبایی بشه!

    باید خودم اروم باشم داد نزنم اونا داد زدن رو از خودم یاد گرفتن و از خودم هم یاد میگیرن اروم باشن.

    دیدن ریز ترین نکات مثبتشون!

    شکر گذاری از خدا بابت کوچکترین نکاتشون و گفتن زبونی به خودشون مثلا تو چقدر تمیز الگو میکشی چقدر تمیز میدوزی من ننیتونم اینقدر تمیز بدوزم! یا چقدر تمیز کاراتو انجام میدی اتاقت چقدر تمیزه خوش به حالت که دورو برتو اینقدر تمیز نگه میداری! یا چقدر خوب شوت میزنی چقدر خوب به توپ تسلط داری چه جوری اینکارو میکنی فک کنم خیلی سخت باشه!

    در کل فقط و فقط نکات مثبت و ورودی نکات منفی بچه ها و غر زدن در مورد اونها

    مططططططططللللقققققققاااااااا

    ممنوع! آی چه اتاق کثیفی! آی چرا اینقدر میخابی!

    آی چرا حموم نمیری! آی چرا تو کارهای خونه کمک نمیکنی!و…..

    همگی مممنوووووووووع!

    فقط دیدن نکات مثبت! به عبارتی

    روزه نکات مثبت بچه هام تا یک هفته!

    شروع روزه 18 بهمن 402

    پایان روزه 25 بهمن 402

    خوب این از این چالش که البته دوتا چالش دیگه هم دارم که فعلا این اولویت داشت و یکی یکی چالش هامو میخام حل کنم!

    استاد قشنگم یک دنیا ممنون ازتون که رایگان این موضوعات رو در اختیار ما قرار میدین. یک دنیا سپاس که وقت میزارین کامنتامونو میخونین بازخورد میگیرین و بازخورد میدین.

    کلمات قاصرن از تشکر و سپاس گذاری از شما در برابر اینهمه لطف و مهربونیتون.

    فقط از خدای مهربون میخایم که هر روز خیر و برکت و روزی بیشتری از نعمت سلامتی و برکت بهتون عطا کنه.

    در پناه خدای یکتا سلامت و شاد باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    منیژه حکیمیان گفته:
    مدت عضویت: 1267 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز وبانو شایسته و تمام دوستانم

    سوال اول وقتی به چالشی برمی خورید چه واکنشی نشان می‌دهید؟

    قبلا وقتی به یه مشکل بزرگی برمیخوردم کلی گریه وزاری میکردم فکر میکردم خدا خواسته مرا امتحان کنه آزمایش الهی است واینکه لیاقت من خوشی وشادی نیست گاهی فکر میکردم تاوان گناهانم است وباید رنج وسختی بکشم تا گناهانم بخشیده شود

    اما الان وپس از آشنایی با استاد عزیزم اعتماد بنفسم بیشتر شده سعی میکنم با چالش ها مقابله کنم سرافراز بیرون بیایم وقتی توانستم با وجود بدهکاری همسرم واین همه طلبکاری که داشت زمین بخرم وخانه بسازم فهمیدم که قادر به انجام دادن کارهای بزرگ تر هم هستم فهمیدم من قوی وپوست کلفتم میتوانم چالش های بزرگتر را هم پشت سر بگذارم خدایا شکرت

    تمرین ” چه چالش مسئله ای در زندگیتان است که به خاطر ترس ازش فرار میکنید؟

    چالشی که من با آن مواجه هستم اینه که چون من کارمندم وشغل درآمد ثابتی دارم میخوام شغل دومی داشته باشم که بتوانم در خانه خودم انجام دهم وکسب درآمد کنم

    اول از اینکه در انتخابش واینکه استعدادم در چه زمینه ای است شک تردید دارم فکرهای مختلفی میکنم ولی واردش نمی‌شوم وبه عمل نمیرسم

    در حد فکر ونقشه کشیدن است ودوم اینکه میترسم جواب ندهد وشکست بخورم

    مثلا من نان پختن را خیلی دوست دارم و بلد هم هستم

    اما آیا اینکه برای من درآمد زایی دارد یا نه را نمی‌دانم

    “” اگر شروع به پختن نان کنم وسعی کنم که بپزم وسپس آن را بفروشم کلی در مورد نحوه ی پختنش تجربه ی جدید کسب کنم اینکه ساده بپزم یا با تخمه وسبزیجات اینکه کوچک یا بزرگ باشه

    یا درمورد نحوه فروشش اینکه اینترنتی مشتری پیدا کنم یا درب مغازه ها ببرم بفروشم کلی اطلاعات جدید کسب کنم وتجربه های جدید به دست آورم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    موسی شهلی بر گفته:
    مدت عضویت: 494 روز

    سلام خدمت استاد عزیز من

    وقتی که باچالشی بر خورد میکنم

    یعی میکنم ان جالش را یه پله برای پیشرفت خودم قرار بدم

    وبه وسیله آن پیشرفت بکنم.. و به موفقیت بیشتری برسم.. در زندگی بسیاری از چالش ها هستند که سبب پیشرف ما میشوند اگه ما ان چالش ها را موانعی برای خودمان قرار ندیدیم..

    گاهی وقتا ما در اوج پیشرفت هستیم چالش ناگهانی جلوی مسیرمان اتفاق میفته اگه ما از زاویه های مختلف آن را برسی کنیم.. یه پله بزرگی برای پیشرفت ما قرار میگیره.. وگر نه بر عکس میشه ما رو از عرش به فرش میرساند..

    موفق و شاد ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 224 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم

    ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدودیت کننده قسمت 2

    تمرین اول زمانی که به چالش بر می‌خورم خب اولش می‌ترسم احساس ناامیدی می‌کنم خیلی حس بدی بهم دست میده ولی بعدش کوشش می‌کنم روی اون ترسم بیشتر کار کنم و بیشتر تمرکزم به این باشه که به هدفم نزدیک بشم و وارد اون چالش بشم من زمانی که هنوز وارد سایت نشده بودم خیلی می‌ترسیدم که من نمی‌تونم آیا میشه نمیشه حتی واردش نشدم چون می‌گفتم یعنی از لحاظ مالی ولی خدا را شکر با ترسم مقابله کردم و وارد سایت شدم رفتم یه دوره رو خریداری کردم و خدا را شکر پولشم جوری پیدا شد که اصلاً نیازی نشد کاری بکنم تمرین دوم اینکه فعلاً بزرگترین چالش زندگی من اینه که در بخش روابطم روشون کار کنم چون در گذشته خیلی اشتباهات زیادی داشتم و به مشکل برخوردم و بزرگترین چالش منم همین بحث روابط است تمرین سوم من می‌خوام هدف‌هایی که برای این چالش انتخاب کردم که به موفقیت برسم اینه که هر روز من بیشتر در مورد این مطالعه کنم روی خودم کتاب بخونم فایل‌های گوش کنم که نکته‌هایی که یعنی از درون به این مشکل برمی‌خورم و ریشه کن کنم هر روز ویدیوهای قشنگ می‌بینم درباره روابط حرف‌های مثبتی می‌زنم با خودم و هر روزم نشانه‌هاشو می‌بینم خدا را شکر حتی دیروز حتی امروز دیدم خدایا هزارمرتبه سپاسگزارم از اینکه کنار هستی و می‌تونم روی خودم کار کنم سپاسگزارم از استاد عزیزم به خاطر این آگاهی‌ها در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه عزیزان

    خدایا شکرت که تو رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 510 روز

    درود

    روز صد و هشتاد و پنجم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد

    در این فایل اگر درست متوجه باشم چالش میتونه درمورد از دست دادن شغل باشه در مورد از دست خانواده باشه از دست دادن سلامتی باشه ، کسب یک مهارت جدید باشه و..

    ذهنیت قدرتمند کننده و ذهنیت محدود کننده اینجا مشخص می‌کنه می‌تونه از پسش بربیاد یا نه

    در رابطه با سوال استاد که چه چالشی هست در ذهنتون که میخواهید برید سمتش اما ترس دارید و شروع نمیکنید

    برای من در حال حاضر توی ذهنم یادگیری همین زبان انگلیسی هست که هر بار میاد تو ذهنم با توجه به اینکه باید یک تایمی رو برای مطالعه ش بزارم و کمی چشامو اذیت میکنه چون توی طول روز فایل میبینم می‌نویسم سریال ها رو میبینم و…همیشه تو ذهنم زبان رو به تاخیر میندازم چون میترسم . راهکار استاد عالی بود که بیام این هیولا رو به قدم های کوچیک قابل هضم تقسیم کنم. روزی ده دقیقه ، دوتاجمله . این راهکار انگار اون ترس رو واسم خیلی کم کرد. چند ماهی هست که دارم به یادگیری زبان جدی فکر میکنم خب من بخاطر شرایط جسمیم مدام در منزل هستم و فرصت هام زیاده و از طرفی دخترم که به چهارده سالگی داره نزدیک میشه و همزمان کانون زبان می‌ره چند ماهه متوجه شدم دیگه تو جمله هاش من گیر میکنم دیگه سطحش از من بالاتر رفته و این قلقلکم میده که تا الان می‌تونستم حتی کمکش کنم حالا اون داره بهم یاد میده . و الان که چهل و دوسالمه دیگه باید به زبان مسلط میبودم دیر شده و همش ذهنم می‌چرخه که دیگه باید یاد بگیرم اما ترس هام نمیزاره.

    یادمه ده سال پیش که گواهینامه رانندگی مو گرفتم دقیقا همین حس و حال رو داشتم که فرصت ها از دست رفته بود سی دوساله شده بودم و با اینکه چند بار تصمیم گرفته بودم برای گواهینامه اما نشده بود و انگار احساس میکردم خیلی دیر شده و عقب موندم. و یکروز بالاخره وقتی شنیدم دوستم رفته ثبت نام کرده و داره می‌ره کلاس ،وسوسه شدم و رفتم ثبت نام ، خیلی جدی تمرین کردم خیلی جدی پیگیر شدم و تو مرحله ی اول هم تئوری و هم عملی رو راحت قبول شدم و همه تعجب کردند که وقتی می‌شینی پشت فرمون انگار چند ساله راننده ای و من همیشه دوتا دلیل داشتم برای این موضوع یکی اینکه خیلی هم دیر شده بود و خیلی زودتر از اینها باید مدرک رانندگی مو می‌گرفتم و دوم اینکه هر زمانی که پشت فرمون می شستم از خداوند یاری میخواستم و میگفتم خدایا دستم رو تو دستات می‌زارم و حرکت میکردم نمی‌دونید چه قدرت و مهارتی به من میداد تو رانندگی که هر کسی میدید تعجب میکرد. به قول استاد وقتی میری تو دل چالش ،هدایت خداوند رو میبینی

    الان هم بزرگترین چالش زندگی من بدست آوردن سلامتیمه . می‌دونم که این چالش اومد تو زندگیم که ظرفم بزرگتر بشه . شاید خیلی سختی ها کشیدم تو این سه سال . خیلی اشکها ریختم دردها کشیدم، تنهایی ها کشیدم محدودو محروم شدم از خیلی کارها حتی نقاشی که اینقدر بهش علاقه داشتم اما خب این چالش باعث شد که من هدایت بشم به این سایت پر از عشق

    تو همین سایت یاد گرفتم که میتونم تو دل همین محدودیت ، یک جور نقاشی بکشم . دراز کشیدنی ،سخت بود

    موقعی که تصمیم گرفتم باتوجه به یکی از فایلها که هدایتی بود که کانال آموزشی راه بندازم ، موقعی که تصمیم گرفتم به شروع ضبط آموزش طراحی ، به ذهنم رسید که دراز کشیدنی این کار رو انجام بدم خیلی سخت بود .

    اونایی که نقاشی میکنند می‌دونند که باید موقع کار نگاهت عمود باشه به طرح ، ولی من با یک زاویه ی کاملا غلط شروع کردم( حالت خوابیده ) و خداروشکر آالان که ده ماهه که از آموزش طراحی رایگانم در تلگرام میگذره، رسیدم به فصل آخر طراحی مقدماتی .

    پنج فصل تو این ده ماه آموزش دادم که اگر تو حالت نرمال سلامتی بودم توی سه ماه میتونستم تمومش کنم ولی خب بخاطر شرایطم و چون روند کارم بشدت کند بوده ، تازه رسیدم به فصل آخر ، 23 تا عضو دارم . اوایل یک نفر داشتم که تمرین واسم می‌فرستاد که رفع اشکال کنم اما اونم ادامه نداد . و من فقط فایلها رو ضبط میکردم و میزاشتم تو کانال بدون هیچ بازخوردی و همش میگفتم خداوند به من گفته و من ادامه میدم ، تقریبا یک هفته س که یک نفر درخواست پشتیبانی و رفع اشکال داده و این یک نوری بود واسم که میشه و فقط باید ادامه بدم و بالاخره به درآمد هم میرسه. درسته که زمان بر بود و درآمد نداشت اما خوبیش این بود که من به آموزش دادن تسلط پیدا کردم و سرفصل ها واسم مرور شد خودمو در طراحی مقدماتی آپدیت کردم و حالا که به فصل آخر رسیدم یک ترسی اومده بود که چقدر پیشرفته رو شروع کنم .اونو چطور آموزش بدم و دوروز پیش رفتم کمی جستجو کردم و به نتایجی رسیدم فقط باید یواش یواش وقت بزارم و شروع کنم به ضبط دوره‌ی پیشرفته که قطعا تو آموزش این دوره هم کلی آپدیت خواهم شد کلی اعتماد بنفسم تو آموزش دادن بالا خواهد رفت هرچنداگر درآمدی نداشته باشه .

    دیروز فکر میکردم این یک نفری که اومده و خواهان رفع اشکال شده ، بزودی ده نفر میشه صد نفر میشه ،وقتی یک نفر شده پس صد نفر رو هزار نفر هم میشه .

    فقط همیشه ترسهام تو زمینه سلامتی اذیتم می‌کنه که نکنه عدم سلامتی نزاره تو آموز ش نقاشی و کسب درآمد به موفقیت برسم

    این ترس عین این ده ماهه اموزشم همراهم بود و هر روز بیشترم میشه و نجواهای شیطان اذیتم می‌کنه

    دیروز در عقل کل خوندم که نجواها رو میشه با شکرگزاری با تحسین کردن خود و دیگران با سپاگزاری از خود توجه به نکات مثبت کم کرد

    خدایا کمکم کن که تو این مسیر موفق بشم میخوام حس کنم که مثل اون موقع ها دستام تو دستاته.

    عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    یلدا گفته:
    مدت عضویت: 1038 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستانی که این رشته برنامه ارزشمند رو آماده کردن

    من واقعا شگفت زده میشم ، از این همزمانی که در زندگی من و سایت اتفاق میفته.

    واقعا خداروشکر

    به طور کلی، با مسائل یا چالش هایی که در زندگی برایت بوجود می آید، چه برخوردی داری؟

    من توی پنج ماه گذشته ، با سه چالش مواجه شدم ، جواب اولین چالش زندگی من دوره فوق العاده احساس لیاقت بود و همچنین کنترل کردن ورودی هام …

    برخورد من با اولین چالش با احساس ناامیدی بود که واای زندگی من به آخر رسید من دیگه هیچ فرصتی در زندگیم واسم پیش نمیاد و …

    برخورد من با چالش دوم یکم نرمتر بود ، بخاطر اینکه روی خودم کار کرده بودم

    برخورد من با چالش سوم که اتفاقا همین امروز بود کامللل لبخند زدم و گفتم خداجون من فقط منتظر خیریت این ماجرام و تمام …

    منم سعی کردم همه چی رو به خدا بسپارم، چون این اتفاقات از عهده بنده خارجه

    و خب بیشتر چالش هایی که برای من اتفاق افتاده حل کردنشون ، بوسیله انجام دادن کار فیزیکی نیست ، من بیشتر باید بگردم ببینم چی تو مغزم میگذره ، و خب بعضی وقتا فکر میکنم انجام شدن اون چالش ها از عهده من خارج ، بلکه خداوند باید من رو هدایت کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سهیلا گفته:
    مدت عضویت: 3823 روز

    سلام به همه دوستان واستاد گرامی سپاس از فایل باارزشی که تهیه کردید

    من چند چالش بزرگی که خیلی سال هست تو زندگیم شناسایی کردم وتو دفترم نوشتم واگر این چالش رو بتونم حل کنم به چه دستاورد هایی میرسم رو نوشتم ودر حال برسی وکوچک کردن وقدم برداشتن هستم ومیخوام براش کارهایی انجام دهم

    یک چالشی که همیشه تو کامنت نوشتن وگذاشتم دارم والان دارم می نویسم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    زینب حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم شایسته دوست داشتنی

    استاد سپاسگزارم برای این فایلها که رایگان در اختیار ما گذاشتید تا ما پیشرفت کنیم

    استاد قبل از آشنایی با شما اصلا مسایل زندگیم رو حل نمیکردم حتی وقتی با شما آشنا شدم صحبتهای شما رو درک نکرده بودم و مقاومت داشتم که من نباید چیزی یاد بگیرم این اطرافیان هستند که باید مشکلشون رو حل کنند من هیچ مشکلی ندارم چیزی نباید یاد بگیرم وچنان چکو لگد خوردم تا فهمیدم من باید درست بشم من باید یاد بگیرم وبا هدایت خداوند و حرفهای شما و جواب دوستان به تضاد مشابه من فهمیدم ایراد از منه و من باید این مهارت رو در زندگی ام یاد بگیرم قبل از گذاشتن این فایل آگاهانه کم کم شروع کردم به یاد گرفتن و عمل کردن به اونها فارغ از نتیجه البته گاهی دلسرد میشم چرانتیجه بزرگ نمیگیرم ولی سپاسگزار خداوند هستم برای نتایج کوچیک که میبینم البته هرروز باید چیزهای جدید تر یاد بگیرم

    در مورد مسائل مالی ترس دارم و حرکتی نمیکنم

    در ذهنم این هست اگه نشه چی میشه با دیدن این فایل یاد گرفتم البته دارم بارها گوش میدم تا بهتر درکش کنم که برای هدفم که کسب درآمد هست قدمهای کوچیک بردارم

    سپاسگزارم استاد به خاطر فایلی که در مورد عملکرد مغز رو سایت گذاشتید باعث شد با شنیدن اون فایل کلا قندو کربوهیدرات رو بزارم کنار یکی دوروز برام مشکل بود ولی الان خیلی راحت به قول شما بدون اینکه زور بزنم وزن کم کردم البته از خدا میخوام منو هدایت کنه برای خریدش تا به طور صحیح وزن کم کنم منی که صبح تا شب فقط شیرینی ومیخوردم آنقدر وعده و میان وعده میخوردم که حالم از خوردن بد میشد وعده غداییم شده دو بار در روز و چقدر اعتماد به نفس منو برده بالا

    استادآمپول زدن رو بلد بودم ولی ترس داشتم برای انجامش بدون اینکه کسی پهلوم باشه و بهم اعتماد به نفس بده انجامش دادم و چقدر تعریف شنیدم از اینکه هیچ دردی نداشت و چقدر این کار رو خوب انجام دادم وبازم ازمن در خواست شد که دوباره این کار رو انجام بدم

    استاد هر دوره ای که داریم یا فایلی که میبینیم میگیم دیگه اینو یاد بگیریم تمومه فایل جدید که میاد این دیگه چیه اینو چرا بلد نبودم به قول شما تا آخر عمر جا داره برای پیشرفت برای آموختن

    استاد این دو تا فایل باعث شد باتضادهام دوست باشم نگم خدا چرا من مگه من چه گناهی کردم و دنبال این باشم چه درسی رو باید یاد بگیرم

    استاد بازم ازتون سپاسگزارم به خاطر نشر این آگاهیها امیدوارم لایق این همه سخاوت شما باشم که البته هستم چون در مدار شنیدن این فایلها قرار گرفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: