این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/02/abasmanesh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-02-04 20:39:222025-12-18 01:57:16ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 2
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به طور کلی، با مسائل یا چالش هایی که در زندگی برایت بوجود می آید، چه برخوردی داری؟
-در برخی از زمینه ها که به توانایی های خود اعتماد و باور داشتم آنها را حل کرده و در بسیاری از زمینه ها با امتحان کردن روش ها و ایده های مختلف و جواب نگرفتن آنها را رها کردم اما می توانم بگویم تا حد امکان سعی می کنم مسائل و تضادها را به صورت ریشه ای و بنیادین حل کنم
آیا نگاه شما این است که: این چالش فرصتی برای بهبود، یادگیری و پیشرفتم است؟!
-بله برخی تضادها و مشکلاتی که در گشذته حل کردم به خاطر تضادها و چالش های بیشماری بوده که در گذشته با ان مواجه شده ام
یا احساس نا امیدی و ناتوانی می کنی و سعی می کنی از مواجه شدن با چالش ها و مسائل خود فرار کنی؟!
-بله از زیر بار برخی از آنها شانه خالی کردم اما در مورد بسیاری دیگر سعی کرده ام آنها را حل کرده و درس هایی از آن بیاموزم
تمرین این قسمت:
مرحله اول:
بنویس در حال حاضر چه چالشی در زندگی شماست که سعی می کنی با آن روبرو نشوی یا از آن فرار می کنی با اینکه می دانی باید حل شود؟
-توجه به نکات مثبت افراد و اتفاقات
مرحله دوم:
ذهنیت خود را به این سمت هدایت کن که: فارغ از اینکه من از عهده حل این چالش بر بیایم یا نه، اگر وارد این چالش شوم، فقط صرف ورود به این چالش:
• چه نعمت هایی برایم به ارمغان می آورد؛
با تمرکز بر نکات مثبت افراد و اتفاقات:
احساس بسیار بهتری دارم
با افراد مناسب و مثبت احاطه می شوم
-واکنش مثبت افراد را برانگیخته می کنم
-گفتگوهای ذهنی مثبت را به جای گفتگوهای منفی مرور می کنم
-ترمزها و مقاومت های ذهن خود را برای دریافت نعمت های بیشتر برطرف می کنم
-با افراد شرایط و موقعیت های بهتر مواجه می شوم
-از فکر و عمل کردن به شیوه ی عموم جامعه رها می شوم
-همواره با افراد مثبت و بسیار خوب احاطه می شوم
-افراد احترام بسیار بیشتری برای من قائل هستند
-از مدار برخورد با افراد منفی و نامناسب خارج می شوم
-مهم بودن حرف مردم و نظر انها برای من کمرنگ می شود
-بر ضعف شخصیتی خود غلبه کرده و اجازه نمی دهم افراد ذهن و احساسم را کنترل و درگیر کنند
• بر چه ترس هایی غلبه می کنم؛
-توجه به نکات مثبت افراد برای من ترسی ندارد اما صحبت کردن در جمع که ترس و نگرانی زیادی برایم در بر دارد با تمرکز بر نکات مثبت افراد و ارتباط برقرار کردن تدریجی با افراد غریبه و دید مثبت داشتن به انها باعث می شود از صحبت کردن در جمع کمتر بترسم و اگر مسئله یا مشکلی رخ داد با تمرکز بر نکات مثبت افراد ان را به خیر تعبیر کنم و به صورت کلی نگران حرف مردم قضاوت ها و تاثیر گذاری آن ها در زندگیمان نباشم
• توکل من چقدر بیشتر می شود؛
-توکل و ایمانم به خداوند با تمرکز بر نکات مثبت افراد افزایش میابد چون اینگونه به قوانین بدون تغییر خداوند بیشتر پی می برم که اگر بتوانم همواره یا بیشتر اوقات تمرکز خود را بر نکات مثبت افراد قرار دهم به افراد بهتر هدایت شده یا رفتار اشخاص به کلی با من تغییر خواهد کرد
خداوند با عدالت کامل کبوتر با کبوتر باز با باز را رعایت کرده و لازم نیست برای تغییر یا حذف افراد تلاش کرده یا با توجه به نکات منفی آنها احساس خود را بد کنم
تنها کافی است از قوانین خداوند تبعیت کرده و نتایج را به او واگذار کنم
• چه مهارت هایی در برخورد با این چالش یاد خواهم گرفت؛
-مهارت ارتباط با افراد غریبه
مهارت کنترل ذهن هنگام مواجه شدن با چالش ها
مهارت تغییر گفتگوهای منفی ذهن به سمت مثبت
مهارت سپاسگزاری از افراد منفی و مثبت در زندگی
مهارت تمرکز بر زیبایی ها و نکات مثبت
مهارت نادیده گرفتن رفتار نامناسب افراد
مهارت خود را در جای افراد قرار دادن و نگاه کردن از زاویه ی آنها به مسائل
مهارت دخالت نکردن در زندگی اشخاص
مهارت تلاش نکردن برای هماهنگ و هم جهت کردن افراد با خود
مهارت اشتباهات دیگران را پذیرفتن
مهارت برچسب نزدن و قضاوت نکردن افراد
مهارت غیبت نکردن پشت سر آنها
مهارت نشان دادن ایمان در عمل
• چه توانایی هایی در من بیدار می شود و فرصت بروز می یابد؛
-توانایی کنترل ذهن
صحبت کردن درباره ی خواسته ها و نکات مثبت
ارتباط برقرار کردن با افراد
پی بردن به قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند
جذب افراد مناسب
خود شناسی
شناختن عقاید و دیدگاه افراد
پی بردن به تفاوت های فردی
• چه نعمت هایی به من داده می شود؛
-احاطه شدن با افراد مناسب
کنترل ذهن و داشتن تقوا
حساب کردن تنها بر خداوند
تنها رابطه ی خود را رابطه با خداوند دانستن
ایجاد باورهای توحیدی
داشتن احساس بهتر و رخ دادن اتفاقات مثبت تر
• چه پیشرفت هایی می کنم؛
-مهارت های ارتباطیم بهبود میابد
حرف مردم برایم کمرنگ می شود
سبک شخصی خود را دارم
فارغ از رضایت و تایید دیگران به سبک شخصی خود عمل می کنم
به خداوند و قوانین او بیشتر اعتماد می کنم
دیگران را بیشتر دوست داشته و می پذیرم
دچار شرک نمی شوم
تنها قدرت را به خداوند می دهم
مرحله سوم:
کارهایی که برای مدیریت و حل این چالش باید انجام شود را لیست کن و هر کار را به قسمت هایی کوچک، قابل مدیریت و قابل اجرا با امکانات این لحظه تقسیم کن.
-قدم های عملی روزانه:
تحسین افراد غریبه
درخواست کردن از آنها
سپاسگزاری کردن از خصوصیات مثبت افراد
تا حد امکان صحبت نکردن پشت سر افراد
تکرار عبارات تاکیدی به محض به یاد آوردن خاطرات منفی
سپاسگزاری از افراد منفی به خاطر برخورد با تضادها و رشد و پیشرفت بیشتر
سپس هر بهبود و پیشرفتی که در مسیر تکمیل این قدم ایجاد می کنی را برای خود یادداشت کن .
-با برداشتن قدم های عملی روزانه افراد منفی بسیاری از زندگی ما حذف شده اند به یاد آوردن تجربیات منفی گذشته احساس بد کمتری در ما ایجاد می کند راحت تر می توانیم ذهن خود را هنگام شنیدن انتقادات دیگران کنترل کنیم خودمان و آنها را زودتر می بخشیم می توانیم از اشتباهات آنها و خودمان راحت تر بگذریم تفاوت بین افراد را بهتر درک کرده و تلاشی برای تغییر دیگران نمی کنیم مانند گذشته نمی خواهیم افراد را هماهنگ و هم جهت کنیم خالق شرایط و نتایج زندگی خود بودن را راحت تر پذیرفته ایم دیگران رفتارهایشان را کمتر تجزیه و تحلیل و قضاوت می کنیم تمرکزمان برخلاف گذشته به جای دیگران بیشتر بر روی خودمان قرار دارد با افراد مثبت بیشتری احاطه شده و افراد احترام بیشتری نسبت به گذشته برایمان قائل هستند درخواست های ما از دیگران به راحتی پاسخ داده می شود برخلاف گذشته با افراد منفی و کلاه بردار مواجه نمی شویم الگوی تکرار شونده ما که جر و بحث های بیمورد با افراد منفی بود به شدت کاهش یافته است
اگر به چالش یا تضادی برخورد کنیم چه واکنشی ازخود نشان می دهیم؟چه برخوردی با چالشها و تضادها داریم؟ آن را فرصتی برای پیشرفت یادگیری و بهبود می دانیم یا سعی می کنیم از زیر بار آن شانه خالی کرده فرار کنیم یا احساس ناامیدی و ناتوانی داریم؟-
-همه ی ما با چالش ها و تضادهایی در طول زندگی خود مواجه می شویم
-مواجه شدن با تضادها طبق مشیت و قانونمندی جهان است
-با حل مسائل و مواجه شدن با چالش ها و تضادهاست که رشد و پیشرفت کرده اهدافمان را محقق می کنیم
-چالش ها و تضادها فرصتی برای رشد و پیشرفت بیشتر نه مواجه شدن با عذاب الهی است
-افراد با باورهای قدرتمند کننده آگاهانه به سمت حل تضادها و چالش ها می روند
-اغلب ما از حل چالش ها و تضادها فرار کرده و مسئولیت ان را بر عهده نمی گیریم
-چالش ها و تضادها بهترین هدیه ی خداوند برای رشد و پیشرفت بیشتر هستند
-نقطه عطف بسیاری از افراد موفق مواجه شدن با مشکلات و تضادها و حل ریشه ای و اساسی آن است
-نیاز نیست برای خود مشکل یا تضاد ایجاد کنیم تضادها خود به خود برای ما ایجاد شده و فرصتی برای غلبه بر ترس ها مواجه شدن با فرصت ها رشد و پیشرفت بیشتر هستند
-چالش ها را با آغوش باز بپذیریم و درصدد حل آنها از بهترین روش و شیوه باشیم
-نگاه ما به چالش ها و تضادها نتایج آن را مشخص می کند
-نگاه مثبت+داشتن باورهای مناسب چالش ها و تضادها را تبدیل به برکت و نعمت می کند
-باورهای محدود کننده+نگاه منفی چالش ها را تبدیل به مسائل غیر قابل حل سخت و دشوار می کنند
زندگی با چالش هاست که معنا میگیرد، از زمانی که بچه بودیم، چالش های هم قدِ خودمان را داشتیم تا اینکه بزرگتر شدیم و چالش ها نیز قوی تر… چنان که بعضی مواقع هر چه قدر هم که حواسمان جمع بود، باز هم ضربه فنی میشدیم.
چالش ها به نوعی عضوی از زندگی شده اند.
همیشه وقتی به چالشی بر میخوردم، ناخودآگاه آرام بودم.. هرگز یادم نمیاد که موقع مواجهه با مشکلی حالم بد بشه یا حتی ضربان قلبم بالا بره، و دست و پام رو گم کنم، که وای حالا چه کار کنم،
همیشه به خودم میگفتم… بالاخره راهی پیدا میشه، و واقعا هم همینطور بود، شاید کمی بیشتر طول میکشید ولی بالاخره حل میشد، یا به نفع من یا به ضرر من.
زمانی که چالش حل میشه، همه چی رو فراموش میکنیم تا چالش بعدی…
هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده بودم که هر چالش شاید درسی برایم داشته باشد. در زمان چالش تمام تلاش خودم رو میکردم و هر کار و فعالیتی رو انجام میدادم، تا چالش بر طرف شود و بعد از آن زندگی دوباره روال عادی به خودش میگرفت تا زمانی که به یه چالش جدید بر بخورم.
در حال حاضر نوشتن و حل تمرینات این فایل ها برام یه چالش بزرگه،، در تمام سال های گذشته، هر وقت فایلی رو میدیدم که آخرش به حل تمرین ختم میشد، به راحتی ازش عبور میکردم و ذهنم رو با چیز های دیگه مشغول میکردم، اصلا دوست نداشتم درونم رو واکاوی کنم و باور هامو تغییر بدم، از اینکه با حل تمرین ها خودم رو به چالش بکشم، وحشت داشتم.
تا اینکه امسال با آغاز سال جدید، انگار یه بذری در وجودم شروع کرد به جوانه زدن و رشد کردن، یه نیرویی در درونم بود که بهم قدرت میداد، ایمان داشتم که امسال من به یک مسیر تازه هدایت شدم، چون با تمام وجودم خواستار پیشرفت بودم، پس اولین کاری که کردم به خودم تعهد دادم که در این مسیر از هیچی نترسم، با توکل بر قدرت بی انتهای خداوند، آرام آرام پیش برم.
1- مدتی ست که مشغول یادگیری زبان انگلیسی ام، هنوز پیشرفت زیادی نداشتم، اما تصمیم گرفتم با جدیت هر روز حداقل 30 دقیقه تمرین کنم، چون کلی فیلم آموزشی و کتاب و… آماده دارم، فقط کمی اراده نیاز هست، که به امید الله یکتا شروع میکنم، و هرشب انجام فعالیتم رو تیک میزنم.
2- اگه زبان یاد بگیرم، اعتماد به نفسم میره بالا،، میتونم هر مطلب علمی که بخوام رو با زبان اصلی در سایت ها مشاهده کنم، بدون ترس به هدف های بعدی هم میرسم، به خودم ایمان میارم که من میتوانم، فقط باید در مسیر استمرار داشته باشم…
استاد عزیز از شما واقعا ممنون و سپاسگزارم بابت این موقعیتی که برامون فراهم کردین، چقدر اینجا حالم خوبه، چقدر راحت حرفها از دل بیرون میاد و بوسیله انگشت صفحه کیبورد رو لمس میکنه و در نهایت نگاشته میشود،
ذهنیت قدرتمند کننده در برابز محدود کننده ،، قسمت 2
سوال :
به طور کلی، با مسائل یا چالش هایی که در زندگی برایت بوجود می آید، چه برخوردی داری؟
آیا نگاه شما این است که: این چالش فرصتی برای بهبود، یادگیری و پیشرفتم است؟!
یا احساس نا امیدی و ناتوانی می کنی و سعی می کنی از مواجه شدن با چالش ها و مسائل خود فرار کنی؟!
پاسخ من :
در برخورد با چالش های زندگی شاید کمی بهتر شده باشم ولی به صورت کلی احساس ناتوانی و ضعف و ممکنه خشم و عصبانیت داشته باشم و یه جورایی مثلا بپذیرم که یه سری مسائل اصلا حل نمیشن و من سرنوشتم اصلا همینه که هست. و اغلب اواقت ازونجایی که باورم بر اینه که مسائل حل نشدنی هستند و یا از مسیر خیلی سخت و دشوار و پیچیده و زمان بر حل شدنی هستند پس کلا قید یه سری از مسائلم رو میزنم و ازشون فرار میکنم.
و از ورود به یه سری از مسائل مثلا میترسم و بعدا میبینم که افرادی با توانایی های خیلی کمتر از من ،، فقط به خاطر احساس لیاقت بیشتری که دارند وارد اون مسائل شدند و براشون فزصتی برای رشد و پیشرفت شده و من با وجود توانایی های خیلی بیشتر از اون ها از اون مسائل ترسیدم و یا به خاطر مسائل مالی نتونستم وارد اون چالش ها بشم و فرصت پیشرفت رو از دست دادم بسیار خودم رو سززنش میکنم و خیلی اعتماد به نفسم کاهش پیدا میکنه .
نمیگم که هیچ قدمی توی زندگیم برنداشتم و هیچ کاری نکردم ولی یه سرس از مسائل و چالش های بزرگ زندگیم رو سال هاست که کلا قیدشون رو زدم و عطاشون رو به لقاشون بخشیدم و بی خیالشون شدم ،، چون بارها براشوم تلاش کردم و موفق نشدم به همین دلیل کلا بی خیالشون شدم و پذیرفتم سرنوشتم همینه !!!
……………………………………………………………………
تمرین اول:
بنویس در حال حاضر چه چالشی در زندگی شماست که سعی می کنی با آن روبرو نشوی یا از آن فرار می کنی با اینکه می دانی باید حل شود؟
پاسخ من:
چالش مهاجرت
چالش داشتن کسب و کار مورد علاقه و کاز آنلاین
چالش زبان انگلیسی
چالش ارتباط عاطفی
چالش ادامه تحصیل
……………………………………………………………………
تمرین 2:
چالش اول و اصلی و بزرگ :
چالش مهاجرت
1) چه نعمت هایی برایم به ارمغان می آورد؟
وارد دنیای جدید میشم و کلی تجریبات جدید خواهم داشت و از نظر شغلی و درامدی و روابط اجتماعی پیشرفت خواهم کرد و متکی به خودم و خدای خواهم بود و مستقل تر خواهم شد. در جای جدید ازاد تر خواهم بود و محدودیت هام خیلی کمتر هستن و اونجا حرف مردم کمرنگ تر هستش و خیلی بزرگتر میشم.
2) بر چه ترس هایی غلبه میکنم؟
غلبه بر ترس از تنهایی
غلبه بر ترس از بیکاری و بی پولی
غلبه بر ترس از حرف مردم
3) توکلم چقدر بیشتر میشود ؟
از اینکه بر ترس هام غلبه کردم و ایمانم رو نشوم دادم و بر خدا توکلم کردم قطعا این بزای من افتخار امیز خواهد بود
4) چه مهارت هایی در برخورد با این چالش یاد خواهم گرفت ؟
افزایش مهارت های اجتماعی و ورزشی و شغلی و ارتباطی
5) چه توانایی هایی در من بیدار می شود و فرصت بروز پیدا میکند ؟
خیلی خیلی خودم رو بهتر میشناسم و مستقل تر خواهم شد و توانایی های ورزشی و اجتماعی وارتباطی و شغلی من بسیار افزایش خواهد یافت
6) چه نعمت هایی به من داده میشود ؟
روابط زیبا ،، دوستان خوب ،، درامد بالا،، زندکی زیباتر و ازادتر و مستقل تر و تفریحات و امکانات رفاهی بیشتر
……………………………………………………………………
چالش دوم :
زبان انگلیسی
قطعا یادگیری زبان انگلیسی بسبار به من کمک خواهد کرد برای رقتن به کشورهای جدید و همچنین مطالعه رفرنس های زبان اصلی و بهتر شدن موقعیت شغلی و درامدی و ارتباطی من
……………………………………………………………………
چالش سوم :
ادامه تحصیل
قطعا بعد از مدت ها دور بودن از دانشگاه و این داستان ها ،، چالش ادامه تحصیل بزای من چالش بزرگی محسوب میشه،، ادامه تحصیل و رفتن به دانشگاه اون هم بعد از سال ها یک چالش جدیدی بزای من هستش که میتونم کلی پیشرفت کنم و به ارزوم برسم و دوباره دانشکاه رو تجربه کنم ،، خصوصا که خیلی دوست دارم دانشگاه تهران رو تجربه کنم ،، یک کتاب بزای کنکور ارشد خریدم و همین امروژ به دستم رسید و شروع کردم به مطالعه کردن ،، خیلی سخته واقعا ،، ولی بایذ به خودم بگم اشکال نداره و من نباید انتظار داشته باشم از همون اول پرفکت عمل کنم .. ازوم اروم پیش میرم و بهتر رو بهتر میشم..
……………………………………………………………………
چالش چهارم :
کسب کار مورد علاقه و کار انلاین
من کار مورد علاقم رو دارم انجام میدم ولی درامدم خیلی کمه ،، اگر من وارد کار انلاین بشم و همچنین زبان انگلیسم رو هم تقویت کنم میتونم به صوزت انلاین از مهارتم درامد زایی کنم و اینجوری محدود به یک مکان خاص نیستم و خیلی ازادتر هستم . داشتن کسب و کار انلاین در مسیر علایق به من کمک میکنه هم درامدم بالاتر بزه و هم ازاد باشم که هم سفر کنم و هم پول بسازم .
…………………………………………………………………..
چالش پنجم :
ازدواج و یا رابطه عاطفی
قطعا یک رابطه ی عاطفی با یک فرد مناسب بسیار به پیشرفت من از لحاظ اجتماعی و شخصیتی و شغلی و زندگی کمک میکنه و یک رابطه ی عاطفی بسبار میتونه زندگی رو لذت بخش تر کنه و تجربیات شیرین و دلچسبی بزای من به ارمغان خواهد داشت.
……………………………………………………………………
تمرین 3:
در مورد چالش هایی که دارم باید با قدم های کوچک حرکت کنم و از چالش های کوچک تر و و مسائل کوچک تر شزوع کنم .
مثلا در مورد چالش ادامه تحصیل خب من یک دونه کتاب بزای کنکور ارشد خریداری کردم و امروز یه مقدار مطالعه کردم و خیلی هم سختم بود ، مخصوصا اینکخ سرعت مطالعو هم واقعا پایینه و این کتاب سطح علمیه نسبتا بالاتری از اون چیزهایی که من توی ذهنم داشتم داره،، خب باید به خودم بگم این کتاب کنکوره ارشده و طبیعتا سطح علمیش بالاس و من با خوندن این چند صفحه کلی چیز جدید یاد گر قتم و خودم رو باید تحسین کنم که افرین بر من که دارم حزکت میکنم و تلاش میکنم که دوباره وارد دانشگاه بشم !! و نباید کمال گرایی کنم و نباید یه خودم بگم عههه چقدر سخته،، عههه متوجه نمیشم،، عههه ارشد چقدر سخته ،، عههه اصلا ولش کن ،، نه نه نباید اینا رو بگم !!! بلکه ذره ذره جلو میرم و یادش میگیزم … بالا رفتن سطح علمی من خیلی خیلی به پیشرفت شغلی من کمک خواهد کرد.
بزای چالش های دیگر هم همینه و باید ذره ذره پیش برم و خودم با هر بار موفقیت تحسین کنم ،، حتی موفقیت های خیلی خیلی کوچک !!
بزای چالش مهاجرت میتونم از چالش مسافرت های کوتاه مدت و طبیعت گردی ها استفاده کنم و هدفم لذت بردن باشه .. که دارم انجامش میدم و کلی من بزنامه های متنوع طبیعت گردی و کوهنوردی و کوهپیمایی رفتم و کلی لذت بزدم
بزای چالش رابطه ی عاطفی داشتن میتونم با روابط سطحی انجامش بدم که این روابط سطحی خود به خود داره بزای من مهیا میشه و من همش نگران بودم اخه چطور ؟؟ و من بسیار بسیار توی روابطم پیشرفت کردم و احترام کسب کردم !!
من مربی یوگا هستم و بزای چالش کسب و کار و کار انلاین ،، من هم صفحه ی اینستاگرام دارم،، هم کانال تلگرامی دارم و بزاشون دارم قدم های کوچک برمیدارم و توی همین شهر خودمون به صورت حضوری هم شاگرد دارم،، فعلا تعداد کمه ولی کلی چیز جدید یاد گرفتم و پیشنهاد کار انلاین هم داشتم . یک کانال یوتیوبی دارم که یکسالع روش کار میکنم و خب هنوز مثل کانال های یوتبرهای مشهور نشده و خیلی خیلی با اون ها فاصله دازه ،، و من داشتم ناامید میشدم ولی به خودم گفتم عههه پسرررر خب کانالم پیشرفت کرده خب ،، پس چته ؟؟ پس باید ادامش بدم ..
توی بحث یوگا و بحث ورزش و این ها هم نسبت به قبل بهتر تمرین میکنم و چند وقته تمرینات مستمر دارم و ثدم به قدم دارم احساس میکنم که پسرررر چقدرررر من مهارتم داره اروم اروم بیشتر میشه و بدنم چقدرررر داره منعطف تر و قویتر میسه و حرکات رو چقدر دارم قشنگ تر انجا میدم !! و همونطور که قبلا گفتم کلی برنامه های رایگان یوگا در طبیعت هم داشتم.
خب اینم از رد پای من از گام بعدی ،، یادم باشه تعهد دادم
به لطف خداوند و آگاهیهایی که از این آموزشها دارم به دست میارم و آروم آروم دارم یاد می گیرم که به صورت عملی ازشون چطور در زندگیم استفاده کنم از چالشی که این روزها باهاش مواجه شدم دارم خیلی خوب چالشم رو مدیریت می کنم.
من همیشه توی ذهنم این بود که سئوی سایت یک کار خیلی عجیب و غریبیه و مربوط میشه به مخ های کامپیوتر.من که اصلا ازش سر در نمی آرم ولی خداوند خیلی آروم و آروم هدایتم کرد که باید مسائلی رو توی سایتم حل کنم و با نشانه هایی که قدم به قدم دریافت می کردم حرکت می کردم با اینکه ذهنم مقاومت داشت حرکت کردم و یکسری دوره آموزشی رایگان رو گذروندم. و چند روزی روی سایت کار کردم وبعد با هدایت خداوند متوجه شدم که سایتم مشکلات فنی هم داره گفتم یا خدا این دیگه کار من نیست . هرچی با طراح سایت خواستم ارتباط بگیرم نشد ایشون چند ماهیه که رفتن خارج از کشور و من هیچ کسی رو نمی شناختم که بتونه کمکم کنه .اصلا نمی دونستم چیکار باید بکنم فقط گفتم باید ایمان داشته باشم که این مسئله هم حل میشه.چطوری رو من نمی دونم من فقط تجسم می کنم و باورهای هماهنگ مناسب رو می سازم و قطعا همه چیز درست میشه.بعد از دو سه روز که روی باورهام هم کار می کردم و می گفتم من توانایی حل این مسئله رو دارم حتی اگر شخصی رو هدایتی پیدا کنم ویا طراح سایتم بهم جواب بده باز هم من با ایمان و باورهام دارم این اتفاق رو رقم می زنم.یک روز گفتم خدایا من هیچی نمی دونم میرم پشت سیستم تو هدایتم کن .
دخترم بهم گفت تو از هوش مصنو عی می تونی خیلی کمک بگیری .منم همین کار رو کردم و ریز به ریز پرسیدم و تغییرات رو توی سایت اعمال کردم .
من که فکر می کردم سمت سی پنل هم نباید برم که همه چیز رو خراب می کنم چندتا مشکلات رو حل کردم بعد از ایجاد یک سری تغییرات دیدم سایتم کلا طراحیش بهم ریخت گفتم یا خدا الان کی می تونه به دادم برسه.یهو یاد صحبت های استاد توی ثروت 1 افتادم که اگر اشتباه کنید آسمون به زمین نمیاد کلی تجربه می کنید و چیز یاد می گیرید و نهایت اگر درست نشد می دید کسی انجامش بده.احساسم رو خوب کردم و با خودم گفتم خداوند این شرایط رو برام ایجاد کرده تا من مجبور بشم و برم تو دل ترس هام رشد کنم اگر من این مسائل رو حل کنم چه اعتماد به نفسی پیدا می کنم و چه جرات و جسارتی در من به وجود میاد و شروع کردم به ساختن که من چنان این مسئله رو حل می کنم که خودم هم از کاری که انجام دادم حیرت می کنم خدا می دونه چه ها خواهد شد و چند ساعت تمرکزی نشستم و اون مسائل پیش اومده رو حل کردم و بهبود دادم .تا شب شگفت زده بودم .قشنگ احساس می کردم که چقدر در خودم احساس لیاقت بیشتری می کنم.چقدر اعتماد به نفس گرفتم از اینکه حالا باید برم و روی بخش های مختلف سایتم کار کنم من می تونم.
چه نعمتی بوده که خداوند به من داده نه تنها اعتماد به نفس و احساس لیاقتم رو بالا برده نه تنها انگیزه هام رو بیشتر کرده از کلی هزینه های زیادی که باید به خاطر سئوی سایتم پرداخت می کردم کم شده .
همه این دانش هایی که در کنار هم برای مدیریت کسب و کارم بهشون نیاز دارم داره من رو قدرتمندتر می کنه.
استاد شما برای من یک الگوی عالی هستید همیشه تحسینتون می کنم برای زمانی که هیچ آگاهی ای از کارکرد بدن نداشتید حتی رشته شما تجربی هم نبود ولی رفتید و همه چیز رو مطالعه کردید و یاد گر فتید که بدن چطور کار می کنه و از هر پزشکی بهتر عمل کردید چه برای خودتون و چه برای دیگران. و همینطور آقا ابراهیم عزیز که وقتی می خواستند کار سایت شمارو قبول کنند کار وردپرس نکرده بودن و چندین ساعت نشستن و یاد گرفتن و کار رو به دست گرفتن. بارها این هارو به خودم گفتم پس میشه.
و من هم تونستم .خودم رو تحسین می کنم .من فوق العاده ام و قدرت یادگیری دارم.من توانمندم.
و جهان به انسانهای توانمند فعال و با پشتکاری مثل من نیاز داره.
خدایا سپاسگزارم ، خالصانه و متواضعانه میگم هرچه دارم همه از آن توست.
استاد عزیز خداروصدهزار مرتبه شکر میکنم از وقتی با شما آشنا شدم نگاهم نسبت با چالشهای زندگی کار و هرآنچه که برام پیش میاد تغیر کرده
ذاتا آدم جنگجویی بودم و هستم ، اما نگرشم نسبت به چالشها؛ سازندگی و ارتقا نبود، صرفا غرزدن بود و تمام
میتونم به جرأت بگم که بیش از 90درصد چالشهایی که توی زندگی و کارم پیش میاد رو با همین نگاه که شما فرمودید جلو میرم و این دقیقا به خاطر آموزشها و فایلهای منحصر شما بوده
جالب اینه که با همسرم مدام ادای شما و خانم شایسته رو درمیاریم و میگیم: ما هدایت شدیم و چون داریم طبق قوانین زندگی میکنیم؛ پس قطعا قراره اتفاق بهتری واسمون بیافته و این معجزه رو اینقدر دیدیم که راستش دیگه سوپرایز نمیشیم و فقط ادامه میدیم و جلو میریم و اتفاقها و چالش ها به چشم ارتقا خودمون نگاه میکنیم.
استاد عزیز: شاید ندونید اما شما چنان تاثیری در زندگی من و همسرم گذاشتید که هیچ چیز واسمون چالش محسوب نمیشه.
من قبلنا خیلی ادم ضعیفی بودم حتی تایک سال پیش بخاطر چیزای الکی تامرز خودکشی میرفتم اما حدودا 5.6ماهه که استقبال میکنم از چالشا اتفاقا چیزایی که منو میترسونه
به خودم میگم ببین اعتماد به نفس ینی این
باید بری تو دل همین چیزی که میترسی نذار ضعیف باشی
استاد جان من برام درد داره ضعیف بودن
نمیگم همیشه خوب عمل کردم اما
رویاهای بزرگی دارم.
و همیشه به خودم یاد اوری میکنم که رویاهای بزرگ ادمای بزرگی هم میخوان
اگه تو مثل بقیه اکثریت جامعه ترسو باشی
نری تو دل ترسات نری تو دل چالشا
نتیجه همونارو میگیری
یجورایی اهرم رنج و لذت رو توی ذهنم ساختم که تغییر نکردن و استقبال نکردن
از مسائل یعنی مرگ یعنی فقر ینی نابودی
یادمه چندماه. پیش به ی تضاد مالی خوردم ک اولش درحد. ی روز گله و شکایت کردم از خدا
اما بعد گفتم من باید ایمانمو نشون بدم و اللله کمک میکنه
به چیزی ک نمیبینم باید ایمان داشته باشم. وحرکت کنم.
و به خودم گفتم که نازنین اگرررر تو این مسئله حل کنی سد ها تو ذهنت شکسته میشه
اگه بتونی این مقدار پولی ک احتیاج داری رو بسازی ن تنها مسئلت حل میشه
بلکه اعتماد به نفست میره بالا برای اینکه چندین برابرشو بسازی و به لطف خدا اون پولو ساختم و اعتماد به نفسم برای برداشتن قدم های بعدی بالاتر رفت حالا هم ی پروژه یک ساله بزرگ توی شغلم برداشتم که هرروز مهارت هامو افزایش بدم با یه تمرکز تقریبا میشه گفت صددرصد و فارغ ازنتیجه
مطمئنم که بزرگ تر میشم توی این مسیر تالان 3 ماه کارکردم روش بقیشم به لطف الله جلو میره
کلیییی چیز یاد گرفتم
کلیییی بزرگ تر شدم
هر مسئله ریاضی ای که حل میکنم خدا میدونه که چه شوق و ذوقی در درونم ایجاد میشه
میگم ببین
ببین تواینارو بلد نبودیا حالا یاد گرفتی
ببین قبلا هییییچی نمیفهمیدی
ازین مبحث مثلا قدر مطلق
اما حالا خیلی منطقی و زیبا درکش کردی
ماشالله ماشالله تو حتی اگ اون نتیجه بزرگه هم برات رقم نخوره کلیییی توی این مسیر چیز یاد گرفتی که ازش میتونی بیییی نهایت پول بسازی
و به خودت افتخار میکنی که نازنینی که یک سال پیش اونقدر بی هدف و بی انگیزه بود ک روزی 15ساعت میخوابید که گذر زمان رو نفهمه
چون دردم میومد بیکار باشم اما بودم
بی هدف بودم اما حالا هرروز و هرشببب دارم فکر میکنم ک چطور بهتر بشم و الله هم داره درارو باز میکنه
بی نهاااایت توی این مسیر احساس خوشبختی
احساس پیشرفت دارم و این لذت یادگیری برای من بالاترین لذته
مخصوصا وقتی توی چیزی داری قوی میشی که قبلا برات وحشتناک ترین چیز دنیا بوده
و حالا برات لذت بخشه
خداروشکر این پروژه برای من
بزرگترین چالشیی بود ک ابتدا شروع کردم اما تو دلش دارم لذت میبرم مطمئنم نتیجشم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
سوال این قسمت:
به طور کلی، با مسائل یا چالش هایی که در زندگی برایت بوجود می آید، چه برخوردی داری؟
-در برخی از زمینه ها که به توانایی های خود اعتماد و باور داشتم آنها را حل کرده و در بسیاری از زمینه ها با امتحان کردن روش ها و ایده های مختلف و جواب نگرفتن آنها را رها کردم اما می توانم بگویم تا حد امکان سعی می کنم مسائل و تضادها را به صورت ریشه ای و بنیادین حل کنم
آیا نگاه شما این است که: این چالش فرصتی برای بهبود، یادگیری و پیشرفتم است؟!
-بله برخی تضادها و مشکلاتی که در گشذته حل کردم به خاطر تضادها و چالش های بیشماری بوده که در گذشته با ان مواجه شده ام
یا احساس نا امیدی و ناتوانی می کنی و سعی می کنی از مواجه شدن با چالش ها و مسائل خود فرار کنی؟!
-بله از زیر بار برخی از آنها شانه خالی کردم اما در مورد بسیاری دیگر سعی کرده ام آنها را حل کرده و درس هایی از آن بیاموزم
تمرین این قسمت:
مرحله اول:
بنویس در حال حاضر چه چالشی در زندگی شماست که سعی می کنی با آن روبرو نشوی یا از آن فرار می کنی با اینکه می دانی باید حل شود؟
-توجه به نکات مثبت افراد و اتفاقات
مرحله دوم:
ذهنیت خود را به این سمت هدایت کن که: فارغ از اینکه من از عهده حل این چالش بر بیایم یا نه، اگر وارد این چالش شوم، فقط صرف ورود به این چالش:
• چه نعمت هایی برایم به ارمغان می آورد؛
با تمرکز بر نکات مثبت افراد و اتفاقات:
احساس بسیار بهتری دارم
با افراد مناسب و مثبت احاطه می شوم
-واکنش مثبت افراد را برانگیخته می کنم
-گفتگوهای ذهنی مثبت را به جای گفتگوهای منفی مرور می کنم
-ترمزها و مقاومت های ذهن خود را برای دریافت نعمت های بیشتر برطرف می کنم
-با افراد شرایط و موقعیت های بهتر مواجه می شوم
-از فکر و عمل کردن به شیوه ی عموم جامعه رها می شوم
-همواره با افراد مثبت و بسیار خوب احاطه می شوم
-افراد احترام بسیار بیشتری برای من قائل هستند
-از مدار برخورد با افراد منفی و نامناسب خارج می شوم
-مهم بودن حرف مردم و نظر انها برای من کمرنگ می شود
-بر ضعف شخصیتی خود غلبه کرده و اجازه نمی دهم افراد ذهن و احساسم را کنترل و درگیر کنند
• بر چه ترس هایی غلبه می کنم؛
-توجه به نکات مثبت افراد برای من ترسی ندارد اما صحبت کردن در جمع که ترس و نگرانی زیادی برایم در بر دارد با تمرکز بر نکات مثبت افراد و ارتباط برقرار کردن تدریجی با افراد غریبه و دید مثبت داشتن به انها باعث می شود از صحبت کردن در جمع کمتر بترسم و اگر مسئله یا مشکلی رخ داد با تمرکز بر نکات مثبت افراد ان را به خیر تعبیر کنم و به صورت کلی نگران حرف مردم قضاوت ها و تاثیر گذاری آن ها در زندگیمان نباشم
• توکل من چقدر بیشتر می شود؛
-توکل و ایمانم به خداوند با تمرکز بر نکات مثبت افراد افزایش میابد چون اینگونه به قوانین بدون تغییر خداوند بیشتر پی می برم که اگر بتوانم همواره یا بیشتر اوقات تمرکز خود را بر نکات مثبت افراد قرار دهم به افراد بهتر هدایت شده یا رفتار اشخاص به کلی با من تغییر خواهد کرد
خداوند با عدالت کامل کبوتر با کبوتر باز با باز را رعایت کرده و لازم نیست برای تغییر یا حذف افراد تلاش کرده یا با توجه به نکات منفی آنها احساس خود را بد کنم
تنها کافی است از قوانین خداوند تبعیت کرده و نتایج را به او واگذار کنم
• چه مهارت هایی در برخورد با این چالش یاد خواهم گرفت؛
-مهارت ارتباط با افراد غریبه
مهارت کنترل ذهن هنگام مواجه شدن با چالش ها
مهارت تغییر گفتگوهای منفی ذهن به سمت مثبت
مهارت سپاسگزاری از افراد منفی و مثبت در زندگی
مهارت تمرکز بر زیبایی ها و نکات مثبت
مهارت نادیده گرفتن رفتار نامناسب افراد
مهارت خود را در جای افراد قرار دادن و نگاه کردن از زاویه ی آنها به مسائل
مهارت دخالت نکردن در زندگی اشخاص
مهارت تلاش نکردن برای هماهنگ و هم جهت کردن افراد با خود
مهارت اشتباهات دیگران را پذیرفتن
مهارت برچسب نزدن و قضاوت نکردن افراد
مهارت غیبت نکردن پشت سر آنها
مهارت نشان دادن ایمان در عمل
• چه توانایی هایی در من بیدار می شود و فرصت بروز می یابد؛
-توانایی کنترل ذهن
صحبت کردن درباره ی خواسته ها و نکات مثبت
ارتباط برقرار کردن با افراد
پی بردن به قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند
جذب افراد مناسب
خود شناسی
شناختن عقاید و دیدگاه افراد
پی بردن به تفاوت های فردی
• چه نعمت هایی به من داده می شود؛
-احاطه شدن با افراد مناسب
کنترل ذهن و داشتن تقوا
حساب کردن تنها بر خداوند
تنها رابطه ی خود را رابطه با خداوند دانستن
ایجاد باورهای توحیدی
داشتن احساس بهتر و رخ دادن اتفاقات مثبت تر
• چه پیشرفت هایی می کنم؛
-مهارت های ارتباطیم بهبود میابد
حرف مردم برایم کمرنگ می شود
سبک شخصی خود را دارم
فارغ از رضایت و تایید دیگران به سبک شخصی خود عمل می کنم
به خداوند و قوانین او بیشتر اعتماد می کنم
دیگران را بیشتر دوست داشته و می پذیرم
دچار شرک نمی شوم
تنها قدرت را به خداوند می دهم
مرحله سوم:
کارهایی که برای مدیریت و حل این چالش باید انجام شود را لیست کن و هر کار را به قسمت هایی کوچک، قابل مدیریت و قابل اجرا با امکانات این لحظه تقسیم کن.
-قدم های عملی روزانه:
تحسین افراد غریبه
درخواست کردن از آنها
سپاسگزاری کردن از خصوصیات مثبت افراد
تا حد امکان صحبت نکردن پشت سر افراد
تکرار عبارات تاکیدی به محض به یاد آوردن خاطرات منفی
سپاسگزاری از افراد منفی به خاطر برخورد با تضادها و رشد و پیشرفت بیشتر
سپس هر بهبود و پیشرفتی که در مسیر تکمیل این قدم ایجاد می کنی را برای خود یادداشت کن .
-با برداشتن قدم های عملی روزانه افراد منفی بسیاری از زندگی ما حذف شده اند به یاد آوردن تجربیات منفی گذشته احساس بد کمتری در ما ایجاد می کند راحت تر می توانیم ذهن خود را هنگام شنیدن انتقادات دیگران کنترل کنیم خودمان و آنها را زودتر می بخشیم می توانیم از اشتباهات آنها و خودمان راحت تر بگذریم تفاوت بین افراد را بهتر درک کرده و تلاشی برای تغییر دیگران نمی کنیم مانند گذشته نمی خواهیم افراد را هماهنگ و هم جهت کنیم خالق شرایط و نتایج زندگی خود بودن را راحت تر پذیرفته ایم دیگران رفتارهایشان را کمتر تجزیه و تحلیل و قضاوت می کنیم تمرکزمان برخلاف گذشته به جای دیگران بیشتر بر روی خودمان قرار دارد با افراد مثبت بیشتری احاطه شده و افراد احترام بیشتری نسبت به گذشته برایمان قائل هستند درخواست های ما از دیگران به راحتی پاسخ داده می شود برخلاف گذشته با افراد منفی و کلاه بردار مواجه نمی شویم الگوی تکرار شونده ما که جر و بحث های بیمورد با افراد منفی بود به شدت کاهش یافته است
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
باورهای محدود کننده هنگام برخورد به چالش ها و تضادها:
+ممکن است با شکست مواجه شوم بنابراین بهتر است امتحان نکنم
-اغلب افراد به دلیل باور به شکست خوردن از همان ابتدا اقدامی برای حل مسائل خود نمی کنند
-برخی دیگر مهارت ها و استعدادهای خود را نادیده گرفته و خود را ناتوان از حل مسائل خود می دانند
+چالش ها را مجازات و عذاب الهی می دانند
-برخی افراد چالش ها و تضادها را به گناه مرتبط کرده و آن را عذاب الهی می دانند
در واقعیت:
-مواجه شدن با تضادها و چالش ها اجتناب ناپذیر و باعث رشد و پیشرفت بیشتر ما خواهد شد
-با هر بار حل مسائل و تضادها اعتماد به نفس ما برای حل مسائل و تضادها ی بزرگتر بیشتر می شود
-با حل هر چالش و تضاد پاداش های بی نهایت از طرف خداوند دریافت خواهیم کرد
-عدم حل چالش ها و تضادها باعث رکود عدم رشد و پیشرفت ما خواهد شد
بنابراین تضادها و چالش ها:
+جزئی جدایی ناپذیر از زندگی ما هستند
+برای همه ی افراد رخ می دهند
+هدف تضاد مواجه شدن با عذاب الهی نیست بلکه هدف اصلی رشد و پیشرفت بیشتر ماست
+با آغوش باز به سمت تضادها و چالش ها رفته و ان را موقعیتی برای رشد و پیشرفت بیشتر بدانیم
+به جای تمرکز بر نتیجه ی تضادها بررسی کنیم چه درس ها و تجربیاتی از انها می آموزیم
+چالش ها و تضادها را به قسمت های کوچکتر تقسیم کرده تا بتوانیم از پس حل آنها به خوبی برآییم
+قدم های عملی روزانه برای حل تضادها و چالش ها برداشته و تمرکز اصلی خود را بر هر قدم و بهبود آن قرار دهیم
+پیشرفت ها و بهبودهای مداوم و پیوسته ی خود را یادداشت کرده و موفقیت های کوچک خود را تحسین و تشویق کنیم
+مهارت های لازم برای حل مسائل خود را بیاموزیم
+حل مسائل و تضادها به افزایش اعتماد به نفس کم شدن ترس ها و نگرانی ها پا گذاشتن بر دل محدودیت ها اموختن درس و تجارب بیشتر منجر می شود
+ابتدا اقدام به حل چالش ها و تضادهای کوچک سپس بزرگ کنیم
+به الگوهای موفق که چالش ها و تضادهای خود را حل کرده اند توجه کرده تا برایمان باور پذیر شود هیچ تضاد و چالش غیر قابل حلی وجود ندارد
+جهان پاداش های بی نهایت برای غلبه بر چالش ها و تضادها پرداخت می کند
+با حل چالش ها و تضادها به سایر افراد امید و انگیزه می دهیم
+همواره هدایت های خداوند را به یاد اورده و بدانیم برکات فراوانی در دل چالش ها و تضادها برای ما وجود دارد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
اگر به چالش یا تضادی برخورد کنیم چه واکنشی ازخود نشان می دهیم؟چه برخوردی با چالشها و تضادها داریم؟ آن را فرصتی برای پیشرفت یادگیری و بهبود می دانیم یا سعی می کنیم از زیر بار آن شانه خالی کرده فرار کنیم یا احساس ناامیدی و ناتوانی داریم؟-
-همه ی ما با چالش ها و تضادهایی در طول زندگی خود مواجه می شویم
-مواجه شدن با تضادها طبق مشیت و قانونمندی جهان است
-با حل مسائل و مواجه شدن با چالش ها و تضادهاست که رشد و پیشرفت کرده اهدافمان را محقق می کنیم
-چالش ها و تضادها فرصتی برای رشد و پیشرفت بیشتر نه مواجه شدن با عذاب الهی است
-افراد با باورهای قدرتمند کننده آگاهانه به سمت حل تضادها و چالش ها می روند
-اغلب ما از حل چالش ها و تضادها فرار کرده و مسئولیت ان را بر عهده نمی گیریم
-چالش ها و تضادها بهترین هدیه ی خداوند برای رشد و پیشرفت بیشتر هستند
-نقطه عطف بسیاری از افراد موفق مواجه شدن با مشکلات و تضادها و حل ریشه ای و اساسی آن است
-نیاز نیست برای خود مشکل یا تضاد ایجاد کنیم تضادها خود به خود برای ما ایجاد شده و فرصتی برای غلبه بر ترس ها مواجه شدن با فرصت ها رشد و پیشرفت بیشتر هستند
-چالش ها را با آغوش باز بپذیریم و درصدد حل آنها از بهترین روش و شیوه باشیم
-نگاه ما به چالش ها و تضادها نتایج آن را مشخص می کند
-نگاه مثبت+داشتن باورهای مناسب چالش ها و تضادها را تبدیل به برکت و نعمت می کند
-باورهای محدود کننده+نگاه منفی چالش ها را تبدیل به مسائل غیر قابل حل سخت و دشوار می کنند
خدایا شکرت
عاشقتونیم
با سلام و درود فراوان
موضوع این فایل: نحوه برخورد با چالش ها
زندگی با چالش هاست که معنا میگیرد، از زمانی که بچه بودیم، چالش های هم قدِ خودمان را داشتیم تا اینکه بزرگتر شدیم و چالش ها نیز قوی تر… چنان که بعضی مواقع هر چه قدر هم که حواسمان جمع بود، باز هم ضربه فنی میشدیم.
چالش ها به نوعی عضوی از زندگی شده اند.
همیشه وقتی به چالشی بر میخوردم، ناخودآگاه آرام بودم.. هرگز یادم نمیاد که موقع مواجهه با مشکلی حالم بد بشه یا حتی ضربان قلبم بالا بره، و دست و پام رو گم کنم، که وای حالا چه کار کنم،
همیشه به خودم میگفتم… بالاخره راهی پیدا میشه، و واقعا هم همینطور بود، شاید کمی بیشتر طول میکشید ولی بالاخره حل میشد، یا به نفع من یا به ضرر من.
زمانی که چالش حل میشه، همه چی رو فراموش میکنیم تا چالش بعدی…
هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده بودم که هر چالش شاید درسی برایم داشته باشد. در زمان چالش تمام تلاش خودم رو میکردم و هر کار و فعالیتی رو انجام میدادم، تا چالش بر طرف شود و بعد از آن زندگی دوباره روال عادی به خودش میگرفت تا زمانی که به یه چالش جدید بر بخورم.
در حال حاضر نوشتن و حل تمرینات این فایل ها برام یه چالش بزرگه،، در تمام سال های گذشته، هر وقت فایلی رو میدیدم که آخرش به حل تمرین ختم میشد، به راحتی ازش عبور میکردم و ذهنم رو با چیز های دیگه مشغول میکردم، اصلا دوست نداشتم درونم رو واکاوی کنم و باور هامو تغییر بدم، از اینکه با حل تمرین ها خودم رو به چالش بکشم، وحشت داشتم.
تا اینکه امسال با آغاز سال جدید، انگار یه بذری در وجودم شروع کرد به جوانه زدن و رشد کردن، یه نیرویی در درونم بود که بهم قدرت میداد، ایمان داشتم که امسال من به یک مسیر تازه هدایت شدم، چون با تمام وجودم خواستار پیشرفت بودم، پس اولین کاری که کردم به خودم تعهد دادم که در این مسیر از هیچی نترسم، با توکل بر قدرت بی انتهای خداوند، آرام آرام پیش برم.
1- مدتی ست که مشغول یادگیری زبان انگلیسی ام، هنوز پیشرفت زیادی نداشتم، اما تصمیم گرفتم با جدیت هر روز حداقل 30 دقیقه تمرین کنم، چون کلی فیلم آموزشی و کتاب و… آماده دارم، فقط کمی اراده نیاز هست، که به امید الله یکتا شروع میکنم، و هرشب انجام فعالیتم رو تیک میزنم.
2- اگه زبان یاد بگیرم، اعتماد به نفسم میره بالا،، میتونم هر مطلب علمی که بخوام رو با زبان اصلی در سایت ها مشاهده کنم، بدون ترس به هدف های بعدی هم میرسم، به خودم ایمان میارم که من میتوانم، فقط باید در مسیر استمرار داشته باشم…
استاد عزیز از شما واقعا ممنون و سپاسگزارم بابت این موقعیتی که برامون فراهم کردین، چقدر اینجا حالم خوبه، چقدر راحت حرفها از دل بیرون میاد و بوسیله انگشت صفحه کیبورد رو لمس میکنه و در نهایت نگاشته میشود،
پروردگار مهربانم شکرت، شکرت، شکرت
به نام خدای روزی رسان
دزود و احترام
ذهنیت قدرتمند کننده در برابز محدود کننده ،، قسمت 2
سوال :
به طور کلی، با مسائل یا چالش هایی که در زندگی برایت بوجود می آید، چه برخوردی داری؟
آیا نگاه شما این است که: این چالش فرصتی برای بهبود، یادگیری و پیشرفتم است؟!
یا احساس نا امیدی و ناتوانی می کنی و سعی می کنی از مواجه شدن با چالش ها و مسائل خود فرار کنی؟!
پاسخ من :
در برخورد با چالش های زندگی شاید کمی بهتر شده باشم ولی به صورت کلی احساس ناتوانی و ضعف و ممکنه خشم و عصبانیت داشته باشم و یه جورایی مثلا بپذیرم که یه سری مسائل اصلا حل نمیشن و من سرنوشتم اصلا همینه که هست. و اغلب اواقت ازونجایی که باورم بر اینه که مسائل حل نشدنی هستند و یا از مسیر خیلی سخت و دشوار و پیچیده و زمان بر حل شدنی هستند پس کلا قید یه سری از مسائلم رو میزنم و ازشون فرار میکنم.
و از ورود به یه سری از مسائل مثلا میترسم و بعدا میبینم که افرادی با توانایی های خیلی کمتر از من ،، فقط به خاطر احساس لیاقت بیشتری که دارند وارد اون مسائل شدند و براشون فزصتی برای رشد و پیشرفت شده و من با وجود توانایی های خیلی بیشتر از اون ها از اون مسائل ترسیدم و یا به خاطر مسائل مالی نتونستم وارد اون چالش ها بشم و فرصت پیشرفت رو از دست دادم بسیار خودم رو سززنش میکنم و خیلی اعتماد به نفسم کاهش پیدا میکنه .
نمیگم که هیچ قدمی توی زندگیم برنداشتم و هیچ کاری نکردم ولی یه سرس از مسائل و چالش های بزرگ زندگیم رو سال هاست که کلا قیدشون رو زدم و عطاشون رو به لقاشون بخشیدم و بی خیالشون شدم ،، چون بارها براشوم تلاش کردم و موفق نشدم به همین دلیل کلا بی خیالشون شدم و پذیرفتم سرنوشتم همینه !!!
……………………………………………………………………
تمرین اول:
بنویس در حال حاضر چه چالشی در زندگی شماست که سعی می کنی با آن روبرو نشوی یا از آن فرار می کنی با اینکه می دانی باید حل شود؟
پاسخ من:
چالش مهاجرت
چالش داشتن کسب و کار مورد علاقه و کاز آنلاین
چالش زبان انگلیسی
چالش ارتباط عاطفی
چالش ادامه تحصیل
……………………………………………………………………
تمرین 2:
چالش اول و اصلی و بزرگ :
چالش مهاجرت
1) چه نعمت هایی برایم به ارمغان می آورد؟
وارد دنیای جدید میشم و کلی تجریبات جدید خواهم داشت و از نظر شغلی و درامدی و روابط اجتماعی پیشرفت خواهم کرد و متکی به خودم و خدای خواهم بود و مستقل تر خواهم شد. در جای جدید ازاد تر خواهم بود و محدودیت هام خیلی کمتر هستن و اونجا حرف مردم کمرنگ تر هستش و خیلی بزرگتر میشم.
2) بر چه ترس هایی غلبه میکنم؟
غلبه بر ترس از تنهایی
غلبه بر ترس از بیکاری و بی پولی
غلبه بر ترس از حرف مردم
3) توکلم چقدر بیشتر میشود ؟
از اینکه بر ترس هام غلبه کردم و ایمانم رو نشوم دادم و بر خدا توکلم کردم قطعا این بزای من افتخار امیز خواهد بود
4) چه مهارت هایی در برخورد با این چالش یاد خواهم گرفت ؟
افزایش مهارت های اجتماعی و ورزشی و شغلی و ارتباطی
5) چه توانایی هایی در من بیدار می شود و فرصت بروز پیدا میکند ؟
خیلی خیلی خودم رو بهتر میشناسم و مستقل تر خواهم شد و توانایی های ورزشی و اجتماعی وارتباطی و شغلی من بسیار افزایش خواهد یافت
6) چه نعمت هایی به من داده میشود ؟
روابط زیبا ،، دوستان خوب ،، درامد بالا،، زندکی زیباتر و ازادتر و مستقل تر و تفریحات و امکانات رفاهی بیشتر
……………………………………………………………………
چالش دوم :
زبان انگلیسی
قطعا یادگیری زبان انگلیسی بسبار به من کمک خواهد کرد برای رقتن به کشورهای جدید و همچنین مطالعه رفرنس های زبان اصلی و بهتر شدن موقعیت شغلی و درامدی و ارتباطی من
……………………………………………………………………
چالش سوم :
ادامه تحصیل
قطعا بعد از مدت ها دور بودن از دانشگاه و این داستان ها ،، چالش ادامه تحصیل بزای من چالش بزرگی محسوب میشه،، ادامه تحصیل و رفتن به دانشگاه اون هم بعد از سال ها یک چالش جدیدی بزای من هستش که میتونم کلی پیشرفت کنم و به ارزوم برسم و دوباره دانشکاه رو تجربه کنم ،، خصوصا که خیلی دوست دارم دانشگاه تهران رو تجربه کنم ،، یک کتاب بزای کنکور ارشد خریدم و همین امروژ به دستم رسید و شروع کردم به مطالعه کردن ،، خیلی سخته واقعا ،، ولی بایذ به خودم بگم اشکال نداره و من نباید انتظار داشته باشم از همون اول پرفکت عمل کنم .. ازوم اروم پیش میرم و بهتر رو بهتر میشم..
……………………………………………………………………
چالش چهارم :
کسب کار مورد علاقه و کار انلاین
من کار مورد علاقم رو دارم انجام میدم ولی درامدم خیلی کمه ،، اگر من وارد کار انلاین بشم و همچنین زبان انگلیسم رو هم تقویت کنم میتونم به صوزت انلاین از مهارتم درامد زایی کنم و اینجوری محدود به یک مکان خاص نیستم و خیلی ازادتر هستم . داشتن کسب و کار انلاین در مسیر علایق به من کمک میکنه هم درامدم بالاتر بزه و هم ازاد باشم که هم سفر کنم و هم پول بسازم .
…………………………………………………………………..
چالش پنجم :
ازدواج و یا رابطه عاطفی
قطعا یک رابطه ی عاطفی با یک فرد مناسب بسیار به پیشرفت من از لحاظ اجتماعی و شخصیتی و شغلی و زندگی کمک میکنه و یک رابطه ی عاطفی بسبار میتونه زندگی رو لذت بخش تر کنه و تجربیات شیرین و دلچسبی بزای من به ارمغان خواهد داشت.
……………………………………………………………………
تمرین 3:
در مورد چالش هایی که دارم باید با قدم های کوچک حرکت کنم و از چالش های کوچک تر و و مسائل کوچک تر شزوع کنم .
مثلا در مورد چالش ادامه تحصیل خب من یک دونه کتاب بزای کنکور ارشد خریداری کردم و امروز یه مقدار مطالعه کردم و خیلی هم سختم بود ، مخصوصا اینکخ سرعت مطالعو هم واقعا پایینه و این کتاب سطح علمیه نسبتا بالاتری از اون چیزهایی که من توی ذهنم داشتم داره،، خب باید به خودم بگم این کتاب کنکوره ارشده و طبیعتا سطح علمیش بالاس و من با خوندن این چند صفحه کلی چیز جدید یاد گر قتم و خودم رو باید تحسین کنم که افرین بر من که دارم حزکت میکنم و تلاش میکنم که دوباره وارد دانشگاه بشم !! و نباید کمال گرایی کنم و نباید یه خودم بگم عههه چقدر سخته،، عههه متوجه نمیشم،، عههه ارشد چقدر سخته ،، عههه اصلا ولش کن ،، نه نه نباید اینا رو بگم !!! بلکه ذره ذره جلو میرم و یادش میگیزم … بالا رفتن سطح علمی من خیلی خیلی به پیشرفت شغلی من کمک خواهد کرد.
بزای چالش های دیگر هم همینه و باید ذره ذره پیش برم و خودم با هر بار موفقیت تحسین کنم ،، حتی موفقیت های خیلی خیلی کوچک !!
بزای چالش مهاجرت میتونم از چالش مسافرت های کوتاه مدت و طبیعت گردی ها استفاده کنم و هدفم لذت بردن باشه .. که دارم انجامش میدم و کلی من بزنامه های متنوع طبیعت گردی و کوهنوردی و کوهپیمایی رفتم و کلی لذت بزدم
بزای چالش رابطه ی عاطفی داشتن میتونم با روابط سطحی انجامش بدم که این روابط سطحی خود به خود داره بزای من مهیا میشه و من همش نگران بودم اخه چطور ؟؟ و من بسیار بسیار توی روابطم پیشرفت کردم و احترام کسب کردم !!
من مربی یوگا هستم و بزای چالش کسب و کار و کار انلاین ،، من هم صفحه ی اینستاگرام دارم،، هم کانال تلگرامی دارم و بزاشون دارم قدم های کوچک برمیدارم و توی همین شهر خودمون به صورت حضوری هم شاگرد دارم،، فعلا تعداد کمه ولی کلی چیز جدید یاد گرفتم و پیشنهاد کار انلاین هم داشتم . یک کانال یوتیوبی دارم که یکسالع روش کار میکنم و خب هنوز مثل کانال های یوتبرهای مشهور نشده و خیلی خیلی با اون ها فاصله دازه ،، و من داشتم ناامید میشدم ولی به خودم گفتم عههه پسرررر خب کانالم پیشرفت کرده خب ،، پس چته ؟؟ پس باید ادامش بدم ..
توی بحث یوگا و بحث ورزش و این ها هم نسبت به قبل بهتر تمرین میکنم و چند وقته تمرینات مستمر دارم و ثدم به قدم دارم احساس میکنم که پسرررر چقدرررر من مهارتم داره اروم اروم بیشتر میشه و بدنم چقدرررر داره منعطف تر و قویتر میسه و حرکات رو چقدر دارم قشنگ تر انجا میدم !! و همونطور که قبلا گفتم کلی برنامه های رایگان یوگا در طبیعت هم داشتم.
خب اینم از رد پای من از گام بعدی ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکزت
به نام خداوند هدایتگردانا
سلام
نشانه امروز من
به لطف خداوند و آگاهیهایی که از این آموزشها دارم به دست میارم و آروم آروم دارم یاد می گیرم که به صورت عملی ازشون چطور در زندگیم استفاده کنم از چالشی که این روزها باهاش مواجه شدم دارم خیلی خوب چالشم رو مدیریت می کنم.
من همیشه توی ذهنم این بود که سئوی سایت یک کار خیلی عجیب و غریبیه و مربوط میشه به مخ های کامپیوتر.من که اصلا ازش سر در نمی آرم ولی خداوند خیلی آروم و آروم هدایتم کرد که باید مسائلی رو توی سایتم حل کنم و با نشانه هایی که قدم به قدم دریافت می کردم حرکت می کردم با اینکه ذهنم مقاومت داشت حرکت کردم و یکسری دوره آموزشی رایگان رو گذروندم. و چند روزی روی سایت کار کردم وبعد با هدایت خداوند متوجه شدم که سایتم مشکلات فنی هم داره گفتم یا خدا این دیگه کار من نیست . هرچی با طراح سایت خواستم ارتباط بگیرم نشد ایشون چند ماهیه که رفتن خارج از کشور و من هیچ کسی رو نمی شناختم که بتونه کمکم کنه .اصلا نمی دونستم چیکار باید بکنم فقط گفتم باید ایمان داشته باشم که این مسئله هم حل میشه.چطوری رو من نمی دونم من فقط تجسم می کنم و باورهای هماهنگ مناسب رو می سازم و قطعا همه چیز درست میشه.بعد از دو سه روز که روی باورهام هم کار می کردم و می گفتم من توانایی حل این مسئله رو دارم حتی اگر شخصی رو هدایتی پیدا کنم ویا طراح سایتم بهم جواب بده باز هم من با ایمان و باورهام دارم این اتفاق رو رقم می زنم.یک روز گفتم خدایا من هیچی نمی دونم میرم پشت سیستم تو هدایتم کن .
دخترم بهم گفت تو از هوش مصنو عی می تونی خیلی کمک بگیری .منم همین کار رو کردم و ریز به ریز پرسیدم و تغییرات رو توی سایت اعمال کردم .
من که فکر می کردم سمت سی پنل هم نباید برم که همه چیز رو خراب می کنم چندتا مشکلات رو حل کردم بعد از ایجاد یک سری تغییرات دیدم سایتم کلا طراحیش بهم ریخت گفتم یا خدا الان کی می تونه به دادم برسه.یهو یاد صحبت های استاد توی ثروت 1 افتادم که اگر اشتباه کنید آسمون به زمین نمیاد کلی تجربه می کنید و چیز یاد می گیرید و نهایت اگر درست نشد می دید کسی انجامش بده.احساسم رو خوب کردم و با خودم گفتم خداوند این شرایط رو برام ایجاد کرده تا من مجبور بشم و برم تو دل ترس هام رشد کنم اگر من این مسائل رو حل کنم چه اعتماد به نفسی پیدا می کنم و چه جرات و جسارتی در من به وجود میاد و شروع کردم به ساختن که من چنان این مسئله رو حل می کنم که خودم هم از کاری که انجام دادم حیرت می کنم خدا می دونه چه ها خواهد شد و چند ساعت تمرکزی نشستم و اون مسائل پیش اومده رو حل کردم و بهبود دادم .تا شب شگفت زده بودم .قشنگ احساس می کردم که چقدر در خودم احساس لیاقت بیشتری می کنم.چقدر اعتماد به نفس گرفتم از اینکه حالا باید برم و روی بخش های مختلف سایتم کار کنم من می تونم.
چه نعمتی بوده که خداوند به من داده نه تنها اعتماد به نفس و احساس لیاقتم رو بالا برده نه تنها انگیزه هام رو بیشتر کرده از کلی هزینه های زیادی که باید به خاطر سئوی سایتم پرداخت می کردم کم شده .
همه این دانش هایی که در کنار هم برای مدیریت کسب و کارم بهشون نیاز دارم داره من رو قدرتمندتر می کنه.
استاد شما برای من یک الگوی عالی هستید همیشه تحسینتون می کنم برای زمانی که هیچ آگاهی ای از کارکرد بدن نداشتید حتی رشته شما تجربی هم نبود ولی رفتید و همه چیز رو مطالعه کردید و یاد گر فتید که بدن چطور کار می کنه و از هر پزشکی بهتر عمل کردید چه برای خودتون و چه برای دیگران. و همینطور آقا ابراهیم عزیز که وقتی می خواستند کار سایت شمارو قبول کنند کار وردپرس نکرده بودن و چندین ساعت نشستن و یاد گرفتن و کار رو به دست گرفتن. بارها این هارو به خودم گفتم پس میشه.
و من هم تونستم .خودم رو تحسین می کنم .من فوق العاده ام و قدرت یادگیری دارم.من توانمندم.
و جهان به انسانهای توانمند فعال و با پشتکاری مثل من نیاز داره.
خدایا سپاسگزارم ، خالصانه و متواضعانه میگم هرچه دارم همه از آن توست.
سلام
استاد عزیز خداروصدهزار مرتبه شکر میکنم از وقتی با شما آشنا شدم نگاهم نسبت با چالشهای زندگی کار و هرآنچه که برام پیش میاد تغیر کرده
ذاتا آدم جنگجویی بودم و هستم ، اما نگرشم نسبت به چالشها؛ سازندگی و ارتقا نبود، صرفا غرزدن بود و تمام
میتونم به جرأت بگم که بیش از 90درصد چالشهایی که توی زندگی و کارم پیش میاد رو با همین نگاه که شما فرمودید جلو میرم و این دقیقا به خاطر آموزشها و فایلهای منحصر شما بوده
جالب اینه که با همسرم مدام ادای شما و خانم شایسته رو درمیاریم و میگیم: ما هدایت شدیم و چون داریم طبق قوانین زندگی میکنیم؛ پس قطعا قراره اتفاق بهتری واسمون بیافته و این معجزه رو اینقدر دیدیم که راستش دیگه سوپرایز نمیشیم و فقط ادامه میدیم و جلو میریم و اتفاقها و چالش ها به چشم ارتقا خودمون نگاه میکنیم.
استاد عزیز: شاید ندونید اما شما چنان تاثیری در زندگی من و همسرم گذاشتید که هیچ چیز واسمون چالش محسوب نمیشه.
به نام خدای مهربان
سلام استاد جان
من قبلنا خیلی ادم ضعیفی بودم حتی تایک سال پیش بخاطر چیزای الکی تامرز خودکشی میرفتم اما حدودا 5.6ماهه که استقبال میکنم از چالشا اتفاقا چیزایی که منو میترسونه
به خودم میگم ببین اعتماد به نفس ینی این
باید بری تو دل همین چیزی که میترسی نذار ضعیف باشی
استاد جان من برام درد داره ضعیف بودن
نمیگم همیشه خوب عمل کردم اما
رویاهای بزرگی دارم.
و همیشه به خودم یاد اوری میکنم که رویاهای بزرگ ادمای بزرگی هم میخوان
اگه تو مثل بقیه اکثریت جامعه ترسو باشی
نری تو دل ترسات نری تو دل چالشا
نتیجه همونارو میگیری
یجورایی اهرم رنج و لذت رو توی ذهنم ساختم که تغییر نکردن و استقبال نکردن
از مسائل یعنی مرگ یعنی فقر ینی نابودی
یادمه چندماه. پیش به ی تضاد مالی خوردم ک اولش درحد. ی روز گله و شکایت کردم از خدا
اما بعد گفتم من باید ایمانمو نشون بدم و اللله کمک میکنه
به چیزی ک نمیبینم باید ایمان داشته باشم. وحرکت کنم.
و به خودم گفتم که نازنین اگرررر تو این مسئله حل کنی سد ها تو ذهنت شکسته میشه
اگه بتونی این مقدار پولی ک احتیاج داری رو بسازی ن تنها مسئلت حل میشه
بلکه اعتماد به نفست میره بالا برای اینکه چندین برابرشو بسازی و به لطف خدا اون پولو ساختم و اعتماد به نفسم برای برداشتن قدم های بعدی بالاتر رفت حالا هم ی پروژه یک ساله بزرگ توی شغلم برداشتم که هرروز مهارت هامو افزایش بدم با یه تمرکز تقریبا میشه گفت صددرصد و فارغ ازنتیجه
مطمئنم که بزرگ تر میشم توی این مسیر تالان 3 ماه کارکردم روش بقیشم به لطف الله جلو میره
کلیییی چیز یاد گرفتم
کلیییی بزرگ تر شدم
هر مسئله ریاضی ای که حل میکنم خدا میدونه که چه شوق و ذوقی در درونم ایجاد میشه
میگم ببین
ببین تواینارو بلد نبودیا حالا یاد گرفتی
ببین قبلا هییییچی نمیفهمیدی
ازین مبحث مثلا قدر مطلق
اما حالا خیلی منطقی و زیبا درکش کردی
ماشالله ماشالله تو حتی اگ اون نتیجه بزرگه هم برات رقم نخوره کلیییی توی این مسیر چیز یاد گرفتی که ازش میتونی بیییی نهایت پول بسازی
و به خودت افتخار میکنی که نازنینی که یک سال پیش اونقدر بی هدف و بی انگیزه بود ک روزی 15ساعت میخوابید که گذر زمان رو نفهمه
چون دردم میومد بیکار باشم اما بودم
بی هدف بودم اما حالا هرروز و هرشببب دارم فکر میکنم ک چطور بهتر بشم و الله هم داره درارو باز میکنه
بی نهاااایت توی این مسیر احساس خوشبختی
احساس پیشرفت دارم و این لذت یادگیری برای من بالاترین لذته
مخصوصا وقتی توی چیزی داری قوی میشی که قبلا برات وحشتناک ترین چیز دنیا بوده
و حالا برات لذت بخشه
خداروشکر این پروژه برای من
بزرگترین چالشیی بود ک ابتدا شروع کردم اما تو دلش دارم لذت میبرم مطمئنم نتیجشم
خوشه به لطف خدای مهربان
دوستون دارم استاد جان
چالش اینکه
تماس تلفنی داشته باشم با بقیه
یا وقتی بقیه تماس بگیرن نمیتونم همون لحظه پاسخ بدم
بیشتر با افراد غریبه اینجوری ام
بیشتر دوست دارم که با پیامک باهاشون صحبت کنم
اگه باهاش روبه رو بشم
میتونم بهتر تلفنی صحبت کنم
اعتماد به نفسم بیشتر میشه
مهارت های ارتباطیم بیشتر میشه
ایمان و توکلم بیشتر میشه
باعث میشه فرصت هارو از دست ندم.
توی حوضه سلامتی
چالش اینکه در اون لحظه ای که حالم خوب نیست یا بیماری سراغم اومده
خودم و کنترل کنم و به خودم انرژی بدم خودم و آروم کنم
اگه بتونم باهاش رو در رو بشم اعتماد به نفسم بیشتر میشه
سلامتیم بیشتر میشه
انرژیم بیشتر میشه اگه بتونم حلش کنم حال روحی جسمیم بهتر میشه.
توی شاد بودن
بدون دلیل نمیتونم خودم و شاد و خوشحال نگهدارم
منتظر یه علت بیرونی ام یه مسافرت یا یک دوره همی دوستانه
اگه بتونم حلش کنم انرژیم بیشتر میشه
بیشتر میتونم بخندم
بیشتر شاد باشم
از تنهایی و شادی خودم لذت ببرم
ایمانم بیشتر میشه ترسام از تنهایی کمتر میشه
دیگه منتظر دلیلی برای شاد بودن نمی مونم
از همین طریق ارتعاشاتم میره بالاتر
مدارم عوض میشه
و باعث میشه مسائل زندگیم دونه به دونه حل بشن و راه ها برام باز میشه .
بله استاد بعضی چالش هارو که بهش برمیخورم
دقیقا همینجوری فکر میکنم ،که الان بهترین فرصته برای اینکه من بتونم قوی تر بشم
و به این فکر میکنم که الان وقتشه که ایمانم و نشون بدم ، وگرنه زمانی که شرایط خوبه که همه میتونن این کارو انجام بدن و احساسشو نو خوب نگهدارند .
به خودم میگم معصومه الان وقتشه که نشون بدی چقدر قدرتمندی توی حفظ آرامش ت
و مدام این جمله رو زیر زبونم تکرار میکنم و به خودم میگم که هر اتفاقی که بیوفته به نفع منه.
من خدارو دارم ، خدا کمکم میکنه ، اون همه کارا رو برام انجام میده ، اون هر لحظه حواسش بهم هست و من هر لحظه دارم باهاش حرف میزنم.
اون جواب همه سوالا تم و میده
بهتر از هر راهنما و مشاور دیگه ای اون کمکم میکنه .
من توی همه چالش ها میتونم آرامش خودم رو حفظ کنم فقط بجز موضوع سلامتی نمیدونم چرا هنوز نمیتونم استاد