این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/02/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-02-07 20:36:482024-02-14 06:04:58ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من یک اشتباهی کردم با مستاجر تلفنی تمدید کردم. من تا حالا این اشتباه نکردم البته مستاجر آدم خوبی به نظر میومد اما همین که تمدید شفاهی کردیم الان 3ماه است که مستاجر اجاره نداده است. خب این اشتباه خودم بودم حالا مجبور شدم بروم دادگاه و شکایت. اما اشکالی ندارد این یک تجربه هست اصلا فکر نمیکردم مستاجر اینطور سواستفاده کند . باید یاد بگیرم همه چیز مکتوب باشد. البته من سالهاست همیشه همه چیز مکتوب میکردم این بار اعتماد بیش از حد کردم. خب اولش خودم سرزنش کردم بعد گفتم خب پیش اومده باید حلش کنم. راستش شاید از تنش میترسیدم سعی کردم مسالمت آمیز حلش کنم اما هرچی من سعی کردم با صلح و آرامش حل کنم متاسفانه مستاجر فکر کرد ازش میترسم یا مشکلی دارم و بیشتر اذیت کرد.
خب این یک تجربه هست باید حلش کنم. خدا حتما کمک میکند. اشتباه بخشی از مسیر است.
اشتباهی که اخیرا من مرتکب شدم و یادم هست در رابطه با کنترل ذهنه. و دوهفته ست که مدام به این موضوع فکر میکنم و گاهی حسمو بد میکنه و گاهی بی تفاوت از کنارش رد میشم و دوباره بهش فکر میکنم و دوباره این سیکل تکرار میشه
وقتی اومدم کامنت ها رو بخونم دیدم یکی از دوستان هم دقیقا مشابه من درسفر این کنترل ذهن رو از دست داده
توی سفر اخیری که داشتم دوروزی بود که شکرگزاری و دیدن فایلها رو تکرار باورها رو کامل گذاشتم کنار هم بخاطر اینکه انگار فرصت نبود و هم اینکه تنبلی کردم در واقع
تو یکی از کامنت ها این موضوع رو از یک زاویه دیگه گفته بودم اینجا از زاویه اشتباه مینویسم
تو این سفر که همه چی گل و بلبل بود و همسرم به اصرارمن رو به این سفر برد برای تغییر روحیه م، روز دوم سفر به اشتباه من صحبت یکی از اقوام رو که از دست ما ناراحت شده به همسرم انتقال دادم اونم توی جمع ، و همسرم بعد از چند دقیقه در کمال ناباوری من، یک ری اکشن خیلی بد ، خیلی بد نشون داد که من مات و مبهوت موندم و داشتم آب میشدم از خجالت
اصلا باورم نشد که این مرد این ری اکشن رو نشون بده در مقابل همچنین صحبت بیهوده ای
حالا بماند سریع بحث رو جمع کردم و اونم بعدش پشیمان شد و معذرت خواهی کرد
اما….
تا چند روز حال دل من خیلی داغون بود ظاهر آدم ریلکسی بودم اما در درون غوغا بود
و سه روز بعدش که سفر ما به پایان رسید و ما برگشتیم من چون هنوز برنگشته بودم به روال قبل سفر که شکرگزاری روزانه داشتم و فایلها روگوش میکردم و…. با کوچکترین جرقه یه بحث جدی با همسرم سر اون قضیه کردم و دوروز کامل باهاش قهر کردم . یواش یواش وقتی برگشتم به سایت و گوش کردن فایلها و … آروم شدم و سعی کردم به این قهر فیصله بدم
خب بعد که کم کم فکر کردم دیدم که من یک اشتباهی کردم اونم اینکه که دو روز کامل از سایت دور شدم و این باعث شد که من از ناراحتی یک نفر دیگه ناراحت بشم و اینو انتقال بدم به همسرم اونم توی جمع
و همسرم هم جایی که نباید یک برخورد نابجا کرد
برای اشتباهم کمی خودمو سرزنش کردم خیلی کوچولو ،
اما حق دادم به خودم که این اشتباه بخاطر این بود که تو از سایت دور شدی و دلیل این دور شدن هم این سفر بود . و باید به خودت قول بدی که دیگه توی سفر حتی الامکان یکم روی خودت کار کنی حالا با شکرگزاری با توجه به نکات مثبت و.
تا اتفاقات واست نرمال و خوب باشه تا اینکه غیر قابل پیش بینی
اما چیزی که این چند روز خیلی واسم مرور میشه که نکنه من این اشتباه رو یک بار دیگه مرتکب بشم و نکنه همسرم دوباره تو جمع یک جور دیگه برخورد بد داشته باشه انگار یه ترسی تو دلم لونه کرده که هی تو ذهنم مرور بشه
بعد به خودم میگم نه تو اونجا روی خودت کار نکرده بودی و اگر که این روند رو دوباره تکرار نکنی و سعی کنی حتی در مهمونی ها و جمع لااقل کمی کنترل ذهن داشته باشی ، این جریان دیگه تکرار نخواهد شد .
به قول استاد همه ی آدمها اشتباه میکنند ، اما مهمه که از چه زاویه ای نگاه کنید به اون اشتباه و چه درسی بگیرید و اینکه اشتباهات میان که ما بهتر بشیم رشد کنیم.
در رابطه با اون مطلبی که استاد گفتید که هر چه بیشتر روی مغز کار کنید مغز در اون زمینه بیشتر قوی میشه یعنی بدون اینکه ما آگاهانه فکر کنیم تو اون زمینه مغز خودش کارها رو انجام میده و مثال پینگ پنگ رو زدید
من به رانندگی فکر کردم یادمه ده سال پیش که میرفتم کلاس برای مدرک مربی مون همین صحبت رو یه جور دیگه گفت . بهش گفتم چطور مغزمو با دست و پاهام هماهنگ کنم در لحظه کلاح بگیرم دنده عوض کنم و به فرایند رانندگی واکنش نشون بدم بهم گفت ببین اینقدر این قضیه واست تکراررمیشه که میشه ملکه ی ذهنت و ناخودآگاه بدون اینکه فکر کنی الان باید کلاج بگیری یا ترمز کنی یا دنده عوض کنی یا حواست به ماشین ها باشه همه اینها خودش اتومات انجام میشه.
و دقیقا بعدها موقع رانندگی اصلا فکر نمیکردم و همهی کارها رو همزمان انجام میدادم و همه چی عادی بود و به مقصد میرسیدم
و امروز با مثال شما این رو فهمیدم که بدون اینکه فکر کنیم مغز خودش اونکارو انجام میده
به نام خداوند مهربانم خدایی که هدایتگرست در هر لحظه خدایا صد هزاران مرتبه شکرت میگویم قدرتت و عظمتت را
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان توحیدیم
من چند روزه پیش که مسافرت بودم منو یکی از اقوام ( خانم) نشسته بودیم صحبت میکردیم و هر چیزی اون میگفت منم بیشتر حرفهاشو تایید میکردم غیبت نبود اما از خریدها و کارهای خودمون صحبت میکردیم نمیدونم چی شد و سریع به خودم گفتم چکار میکنی چرا بد و خوب رو تایید میکنی اصلا چکار داری و همونجا سکوت کردم
و با خودم گفتم اشتباهه اما عیب نداره سعی میکنم دیگه انجامش ندم و یکم هوشیار تر باشم در موقع حرف زدن و از خداوند هدایت خواستم
که دیگه با من صحبت نکنه اون بنده خدا
و همون هم شد دیگه موقعیت پیش نیومد صحبت کنه
وفهمیدم این چند روز فرصتی نشده بود تا بخوام روی خودم کار کنم و فایلها رو تکرار کنم
و همش تلویزیون و اخبار و فیلمهای ترکی بود نگاه نمیکردم اما صداش هر کار کنی بود تو خونه
کنترل ذهن و کنترل کانون توجه بود اما نه به اندازه الان و خونه خودم
و تعهد دادم به خودم در اینطور مواقع دفتر بردارم و کامنتها رو بنویسم
و این تجربه باعث شد بفهمم بیشتر باید روی کنترل ورودی و توجه ام کار کنم
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
به اشتباه مهمی که اخیرا انجام دادی فکر کن. در آن زمان چه واکنشی داشتی و چطور با خودت برخورد کردی؟
دیروز وقتی داشتم رانندگی می کردم موقع دور زدن وسط خیابون ماشین خاموش شد ولی من هیچ واکنشی نشون ندادم وریلکس ماشین را روشن کردم وبعد دور زدم وجایی که می خواستم پارک کردم
بعد این موضوع خیلی برام عادی بود تا اینکه این فایل را گوش دادم یادم افتاد من برای همین موضوع کوچیک قبلا اگه بودم هول می کردم وحواسم میرفت به ماشینهای که وایسادن وبه خاطر همین کلی خودم راسرزنش میکردم که چرا ماشین خاموش شده ومن نتونستم به راحتی دور بزنم حالا بقیه فکر میکنن من رانندگی بلد نیستم
ولی الان میبینم که چقدر تغییر کردم نه تنها خودم را سرزنش نکردم بلکه نگاه دیگران برام اهمیتی نداشت
وهمین به هم یادآوری میکنه که آزاده داری رشد می کنی ولی خودت خیلی از مواقع متوجه نیستی
پس باید همین مسیر را برم تا خودم را بهتر بشناسم ونقاط ضعفم را برطرف کنم
ذهنیت قدرتمند کننده در مقابل ذهنیت محدود کننده قسمت سوم
اشتباه کردن تو زندگی طبیعیه و امکان داره هر انسانی به اون مواجه بشه درگذشته که من درکی از این قوانین نداشتم و این آگاهیها رو نمیدونستم زمانی که اشتباه میکردم خیلی عذاب وجدان داشتم و تمام روزمو گند میزدم دیگه تو ذهنم مرور میکردم که من چقدر آدم بیخودی هستم یعنی آدم به درد نخوریم چرا این اشتباه را انجام دادم ولی در حدود 5 ماه الی 6 ماه ه من برنامههای استاد گوش میکنم و حدود یه ماه میشه وارد سایت شدم خیلی تغییرات به من به وجود اومده اصلاً از اشتباه کردن خودم خودمو سرزنش نمیکنم همیشه یاد اون جمله استاد میافتم که میگفتن که اشتباه میکنی فکر کن که با دوستت صحبت میکنی و اون اصلاً تو رو قضاوت نمیکنه و خیلی با تو خیلی خوب برخورد میکنه و این باعث میشه که اصلاً حس بدی نداشته باشی همیشه فکر میکنم که دوستم داره با من صحبت میکنه خیلی حس خوب دارم و اصلاً احساس بدی ندارم میگم اشکالی نداره عزیزم دوباره اینو تکرار نکن اثلاً همین چند روز پیش من داشتم غذا میپختم گوفته درست میکردم پیاز داخلش خیلی زیاد شده بود و همش شل شده بود مثل حلوا شده بود اولش خب خیلی نگران شدم و حس بدی بهم دست داد چرا اینطوری شد ولی بعدش که فکر کردم گفتم اشکال نداره دفعه بعد بهترشو درست میکنم و زمانی که دفعه دیگه میخواستم گوفته درست کنم این درس واقعاً تو ذهنم بود که یادت باشه اون دفعه پیاز داخلش خیلی زیاد شده بود این دفعه این کارو نباید بکنی و دقیقاً این دفعه همین کارو کردم پیازو کمتر اضافه کردم و خیلی گوفتههای خوشمزهای درست شد و این بار به خودم کلی افتخار کردم و گفتم ببین چون من از اون دفعه درس گرفتم باعث شد این دفعه خیلی بهترشو انجام بدم پاسگزارم از استاد عزیزم بابت این آگاهیها و به امید موفقیت همه عزیزان در پناه خدا باشید
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته و همه دوستان عزیز این سایت
ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت3
تمریناتی که این فایل داشت، میتونم بگم یکی از سخت ترین کارهایی بود که انجام دادم. من در زندگی اشتباهاتی کرده ام که روی سرنوشتم تاثیر گذاشته و باعث دگرگونی و زیر و رو شدن سرنوشتم شده، درس های اون اشتباهاتم را گرفته ام و در عملکردم ظاهر شده ولی تا حالا به این صورت ننشسته بودم که بررسی و مرحله به مرحله بنویسم.
حالا با گوش دادن به این فایل استاد و انجام دادن تمریناتش نکات زیادی برام روشن شد که از این به بعد باید به آنها آگاه باشم.
فقط در پاسخ به سوال مرحله چهارم میتونم این را بنویسم که:
با توجه به تجربه ها و پختگی ای که حاصل کرده ام، از امکاناتی که در حال حاضر در اختیار دارم، به بهترین شکل ممکن استفاده کنم و قدرش را بدانم، روی باورها و ذهنیتم با دوره های استاد عباس منش، کار کنم، برای رشد و پیشرفت و ترقی و تعالی هرچه بیشتر و رسیدن به توانگری در هر زمینه ای از زندگیم از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکنم، حرص، طمع، وابستگی و خصوصیات اینچنینی را در هر موقعیت شناسایی و از وجودم پاکسازی کنم، اهداف بزرگ و بزرگتر، با باور و ایمان قوی داشته باشم و با رعایت قانون تکامل که از برکت استاد عباس منش به آن آگاه شده ام، با عشق کار کنم و پیش بروم.
شکر وجودت استاد بزرگوار
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
من چند وقتی چند وقت پیش اشتباهی مرتکب شدم و رابطهای در رابطه با یک شخص با یک شخص دیگه صحبت کردم و در واقع این یه نوع غیبت محسوب میشد بعد اون من فهمیدم که اون شخص قابل اعتماد نیست و میتونه آبروی من را جلوی بقیه ببره و خب این هشدارم بهم داده شد که نباید این کار رو میکردی اما با وجود این همه حرفها و زمزمهها من خودمو سرزنش نکردم و با خودم صحبت کردم سعی کردم دیگه اون کارو تکرار نکنم شرمساری خودم نشوم.
مرحله اول : پاسخ سوال هر کسی جوابی داشته باشی و یا اینکه از روی عزیز کردن خودت به کسی یا پشت سر کسی حرف بزنی تازه سو استفاده نشه پیش هر کسی هر حرفی رو نزنی و این بهترین درسی بود که میتونستم بگیرم از نظر خودم من میتونم از این زاویه بهش نگاه کنم که همه انسانها اشتباه میکنن انسان جایزالخطاست و من فقط نبودم که اشتباه کنم اگه شخص دیگه جای من بود ممکن بود این اشتباه رو انجام بده آگاه نبودم ولی حالا که الان بهش آگاه شدم خودم را ببخشم چون من خودم بهترین دوست خود هستم در تمام لحظات زندگیم و حواسم به این موضوع باشه که دفعه بعد که باهاش برخورد کردم بتونم خودم رو کنترل بکنم تکرار نکنم
این ایده رو گرفتم که بشینم خودم حرف بزنم ببینم مشکل کجاست ریشه مشکل کجاست و وقتی به خودم روراست حرف زدم این راهکار اومد تو ذهنم که هر وقت هر کسی در ارتباط با خراب کردن یا غیبت کسی ازت سوال کرد به اون بگم که از این مشکل یا اون شخص خبری ندارنم و برای این بحث سمیو ادامه ندم احساس خودم خوب بمونه م تجربهای ازش بگیرم و با این کار بتونم ذهنمو کنترل بکنم
و در واقع این باعث میشه که ذهنم از این ماجرا تجربه بگیره و برای اشتباهات بدی ازش استفاده بکنه و در واقع با این دلیل میتونم خاموش بکنم خیلی خوشحالم به خاطر اینکه درس بزرگی ازش گرفتم هر اشتباه توی زندگی ما به خاطر این اتفاق میافته که به ما یه درس بزرگیو بده
زندگیمون به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا کنیم خیلی از آدمها رو توی زندگیمون بشناسیم و با کار کردن روی خودمون و خودشناسی خودمون رو به بهترین اول تبدیل کنیم.
خداوندا سپاسگزارم ک من رو در این مسیر زیبا و پر هیاهو و فوق العاده قرار داده ای و بابت استاد نازنین و فوق العادمون ممنونم ️🫀
من چند وقت پیش میخواستم کیک درست کنم برای اولین بار
تمام مواد را مخلوط کردم ومواد کیک را توی پلوپز ریختم بعد از 40 دقیقه درب پلو پز را بازکردم دیدم کیک مثل حلوا شده و اصلا به دستورات روی مواد پودر کیک دقت نکرده بودم خودم و سرزنش نکردم فقط گفتم این چه کیکی هست که من درست کردم حتما یک جای کار ایراد داشته
بعد رفتم دیدم یک لیوان سر خالی شیر باید اضافه میکردم به پودر کیک نه 3 لیوان، یک نصف لیوان باید روغن اضافه میکردم، نه یکی و نصف لیوان و بدون اینکه خودم سررنش کنم ریختم بیرون اون کیک را و برای بار دوم که طبق قانون پیش رفتم و دقت کردم، یک کیک موزی فوق العاده خوشمزه و زیبا اونم توی پلو پز درست کردم و دیدم نوشته ها به چیزیکه من با بی دقتی هرچه تمام انجام دادم مسبب این شده که کیکی که درست کردم خراب بشه. و اونم بی دقتیم بود وتوجه نکردن به تکامل
درسی که گرفتم این بودمن میبایست دقت خودم در هر کاری بیشتر کنم تا موفق تر باشم نه فقط در کیک پختن بلکه در تمام چالش های زندگیم که مرتبط به دقت بالا هست.
مثلا بادقت گوش دادن به فایل ها اونم چندین بار تا مفهوم اصلی و درک کنم و دیگر کارهایی که ذهنیت منو تغییر بده در دقت و درستی باورهای ذهنی ام.
از استاد عزیزم ممنونم که در سایت فایل های هدیه قرار میدهند که ما روی خودسازی و ذهن خودمون در تمام امور زندگیمون کار کنیم و دقت حتی من آنقدر دقیق شدم که قبل ارسال حتی همین متنم هم دقت کنم کلمه ای را اشتباه ننویسم.
دوستتون دارم استاد جانم خانم شایسته ی عزیزم
وبرای این همه هدیه های ارزشمند که در اختیار ما قرار دادید و با ما به اشتراک گذاشتید کمال تشکر و قدر دانی را از شما و تیم پشنیبانی شما دارم.
خدایا برای این همه نعمت هاو آگاهی ها از تو مهربانم سپاسگزارم.
به نام خداوند زیباییها
سلام
.
من قبلاً آدمی بودم که بابت هر کار کوچیکی خودم رو سرزنش میکردم.
فکر میکردم اینطوری یادم میمونه که اشتباه نکنم.
عزت نفسم رو بدجور میکوبیدم.
چند سال پیش یه اشتباهی کردم و پولی رو از دست دادم.
اما چیزی که بیشتر از پول برام سخت بود،
ترس از نگاه مردم بود.
پول مهم نبود…
حرف مردم بود که روحم رو میلرزوند.
الان که با استاد کار میکنم
و احساس خوب رو بر خودم اولویت گذاشتم،
میبینم هیچ چیزی ارزشش رو نداره که بخوام
بهخاطرش خودم رو عذاب بدم
یا روحم رو شکنجه کنم.
یه چیز دیگه یادم افتاد:
تو همین رژیمها،
دولت ها صدبار اشتباه فاحش میکنن
ولی ادامه میدن.
این یعنی آدمهایی که شخصیت قوی دارن
کنترل ذهن دارن
توان کنترل اوضاع رو دارن
و همیشه هم نعمت ها مال اوناست
—
سؤال این قسمت:
به اشتباه مهمی که اخیراً انجام دادی فکر کن.
در آن زمان چه واکنشی داشتی و چطور با خودت برخورد کردی؟
چند روز پیش یه اشتباه مالی کردم.
اما چون اولویت رو گذاشته بودم روی احساس خوب،
ناراحت نشدم.
به خودم گفتم:
«دفعه بعد بهتر عمل میکنم.»
و مثل گذشتهها خودم رو شکنجه نکردم.
داستانش این بود که
یه اپ آموزشی خریدم،
اما بعدش فهمیدم این روش آموزشی به من نمیخوره.
وقتی اپلیکشن فعال شد، دیدم روی گوشی من هم هنگ میکنه
و تازه بیشتر مطالبش رو بلد بودم.
درخواست بازگشت وجه دادم.
یکی از پاشنههای آشیل من
بحث مالیه.
زود منو بههم میریزه.
ولی این بار به خودم گفتم:
«اشکال نداره.
یاد میگیرم ارزش پولم را بدونم.
یاد میگیرم احساساتم رو کنترل کنم
که جوگیر نشم.»
به خودم یادآوری کردم
که خودم میتونم بدون هزینه جلو برم
و نیاز به آموزشهای اضافی ندارم.
دیدم سطح خودم خیلی بالاست
ولی همیشه خودمو کم دیدم.
یه درس دیگه هم داشت:
نباید گول تخفیف ها،
تبلیغات،
یا وعدههای بقیه رو بخورم.
باید تمرکزم رو بذارم روی کار کردن روی خودم.
خدایاشکرت
سلام.
من یک اشتباهی کردم با مستاجر تلفنی تمدید کردم. من تا حالا این اشتباه نکردم البته مستاجر آدم خوبی به نظر میومد اما همین که تمدید شفاهی کردیم الان 3ماه است که مستاجر اجاره نداده است. خب این اشتباه خودم بودم حالا مجبور شدم بروم دادگاه و شکایت. اما اشکالی ندارد این یک تجربه هست اصلا فکر نمیکردم مستاجر اینطور سواستفاده کند . باید یاد بگیرم همه چیز مکتوب باشد. البته من سالهاست همیشه همه چیز مکتوب میکردم این بار اعتماد بیش از حد کردم. خب اولش خودم سرزنش کردم بعد گفتم خب پیش اومده باید حلش کنم. راستش شاید از تنش میترسیدم سعی کردم مسالمت آمیز حلش کنم اما هرچی من سعی کردم با صلح و آرامش حل کنم متاسفانه مستاجر فکر کرد ازش میترسم یا مشکلی دارم و بیشتر اذیت کرد.
خب این یک تجربه هست باید حلش کنم. خدا حتما کمک میکند. اشتباه بخشی از مسیر است.
درود
روز صد و هشتاد و هفتم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد عزیزم
اشتباهی که اخیرا من مرتکب شدم و یادم هست در رابطه با کنترل ذهنه. و دوهفته ست که مدام به این موضوع فکر میکنم و گاهی حسمو بد میکنه و گاهی بی تفاوت از کنارش رد میشم و دوباره بهش فکر میکنم و دوباره این سیکل تکرار میشه
وقتی اومدم کامنت ها رو بخونم دیدم یکی از دوستان هم دقیقا مشابه من درسفر این کنترل ذهن رو از دست داده
توی سفر اخیری که داشتم دوروزی بود که شکرگزاری و دیدن فایلها رو تکرار باورها رو کامل گذاشتم کنار هم بخاطر اینکه انگار فرصت نبود و هم اینکه تنبلی کردم در واقع
تو یکی از کامنت ها این موضوع رو از یک زاویه دیگه گفته بودم اینجا از زاویه اشتباه مینویسم
تو این سفر که همه چی گل و بلبل بود و همسرم به اصرارمن رو به این سفر برد برای تغییر روحیه م، روز دوم سفر به اشتباه من صحبت یکی از اقوام رو که از دست ما ناراحت شده به همسرم انتقال دادم اونم توی جمع ، و همسرم بعد از چند دقیقه در کمال ناباوری من، یک ری اکشن خیلی بد ، خیلی بد نشون داد که من مات و مبهوت موندم و داشتم آب میشدم از خجالت
اصلا باورم نشد که این مرد این ری اکشن رو نشون بده در مقابل همچنین صحبت بیهوده ای
حالا بماند سریع بحث رو جمع کردم و اونم بعدش پشیمان شد و معذرت خواهی کرد
اما….
تا چند روز حال دل من خیلی داغون بود ظاهر آدم ریلکسی بودم اما در درون غوغا بود
و سه روز بعدش که سفر ما به پایان رسید و ما برگشتیم من چون هنوز برنگشته بودم به روال قبل سفر که شکرگزاری روزانه داشتم و فایلها روگوش میکردم و…. با کوچکترین جرقه یه بحث جدی با همسرم سر اون قضیه کردم و دوروز کامل باهاش قهر کردم . یواش یواش وقتی برگشتم به سایت و گوش کردن فایلها و … آروم شدم و سعی کردم به این قهر فیصله بدم
خب بعد که کم کم فکر کردم دیدم که من یک اشتباهی کردم اونم اینکه که دو روز کامل از سایت دور شدم و این باعث شد که من از ناراحتی یک نفر دیگه ناراحت بشم و اینو انتقال بدم به همسرم اونم توی جمع
و همسرم هم جایی که نباید یک برخورد نابجا کرد
برای اشتباهم کمی خودمو سرزنش کردم خیلی کوچولو ،
اما حق دادم به خودم که این اشتباه بخاطر این بود که تو از سایت دور شدی و دلیل این دور شدن هم این سفر بود . و باید به خودت قول بدی که دیگه توی سفر حتی الامکان یکم روی خودت کار کنی حالا با شکرگزاری با توجه به نکات مثبت و.
تا اتفاقات واست نرمال و خوب باشه تا اینکه غیر قابل پیش بینی
اما چیزی که این چند روز خیلی واسم مرور میشه که نکنه من این اشتباه رو یک بار دیگه مرتکب بشم و نکنه همسرم دوباره تو جمع یک جور دیگه برخورد بد داشته باشه انگار یه ترسی تو دلم لونه کرده که هی تو ذهنم مرور بشه
بعد به خودم میگم نه تو اونجا روی خودت کار نکرده بودی و اگر که این روند رو دوباره تکرار نکنی و سعی کنی حتی در مهمونی ها و جمع لااقل کمی کنترل ذهن داشته باشی ، این جریان دیگه تکرار نخواهد شد .
به قول استاد همه ی آدمها اشتباه میکنند ، اما مهمه که از چه زاویه ای نگاه کنید به اون اشتباه و چه درسی بگیرید و اینکه اشتباهات میان که ما بهتر بشیم رشد کنیم.
در رابطه با اون مطلبی که استاد گفتید که هر چه بیشتر روی مغز کار کنید مغز در اون زمینه بیشتر قوی میشه یعنی بدون اینکه ما آگاهانه فکر کنیم تو اون زمینه مغز خودش کارها رو انجام میده و مثال پینگ پنگ رو زدید
من به رانندگی فکر کردم یادمه ده سال پیش که میرفتم کلاس برای مدرک مربی مون همین صحبت رو یه جور دیگه گفت . بهش گفتم چطور مغزمو با دست و پاهام هماهنگ کنم در لحظه کلاح بگیرم دنده عوض کنم و به فرایند رانندگی واکنش نشون بدم بهم گفت ببین اینقدر این قضیه واست تکراررمیشه که میشه ملکه ی ذهنت و ناخودآگاه بدون اینکه فکر کنی الان باید کلاج بگیری یا ترمز کنی یا دنده عوض کنی یا حواست به ماشین ها باشه همه اینها خودش اتومات انجام میشه.
و دقیقا بعدها موقع رانندگی اصلا فکر نمیکردم و همهی کارها رو همزمان انجام میدادم و همه چی عادی بود و به مقصد میرسیدم
و امروز با مثال شما این رو فهمیدم که بدون اینکه فکر کنیم مغز خودش اونکارو انجام میده
خدایا شکرت
به نام خداوند مهربانم خدایی که هدایتگرست در هر لحظه خدایا صد هزاران مرتبه شکرت میگویم قدرتت و عظمتت را
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان توحیدیم
من چند روزه پیش که مسافرت بودم منو یکی از اقوام ( خانم) نشسته بودیم صحبت میکردیم و هر چیزی اون میگفت منم بیشتر حرفهاشو تایید میکردم غیبت نبود اما از خریدها و کارهای خودمون صحبت میکردیم نمیدونم چی شد و سریع به خودم گفتم چکار میکنی چرا بد و خوب رو تایید میکنی اصلا چکار داری و همونجا سکوت کردم
و با خودم گفتم اشتباهه اما عیب نداره سعی میکنم دیگه انجامش ندم و یکم هوشیار تر باشم در موقع حرف زدن و از خداوند هدایت خواستم
که دیگه با من صحبت نکنه اون بنده خدا
و همون هم شد دیگه موقعیت پیش نیومد صحبت کنه
وفهمیدم این چند روز فرصتی نشده بود تا بخوام روی خودم کار کنم و فایلها رو تکرار کنم
و همش تلویزیون و اخبار و فیلمهای ترکی بود نگاه نمیکردم اما صداش هر کار کنی بود تو خونه
کنترل ذهن و کنترل کانون توجه بود اما نه به اندازه الان و خونه خودم
و تعهد دادم به خودم در اینطور مواقع دفتر بردارم و کامنتها رو بنویسم
و این تجربه باعث شد بفهمم بیشتر باید روی کنترل ورودی و توجه ام کار کنم
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته وهمه دوستان
ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده قسمت 3
به اشتباهی که اخیرا انجام دادی فکر کن .درآن زمان چه واکنشی داشتی وچطور باخودت برخورد کردی؟
چند روز پیش درمورد موضی که برای زندگی خواهرم بود با مادرم تلفنی وارد بحثی شدم که اصلا نباید دخالت میکردم
بعداز اینکه صحبتمون تموم شد احساسم خیلی بد شده بود وناراحت بودم و با خودم گفتم که ای کاش دخالت نمی کردم
ولی بعد به خودم گفتم اشکالی نداره من قصد بدی ندا شتم وفکر کردم میتونم بهش کمک کنم
البته تو این مدت که به فایل های استاد گوش میدم متوجه شدم که هر کس مسئول زندگی خودشه و هیچ کس نمیتونه روی زندگی کس دیگه ای تاثیر بذاره
این ماجرا تجربه ای شد برای من که باید حواسم رو بیشتر جمع کنم ودرموردهرموضوعی صحبت نکنم که بعدش هم احساس خودم را خراب کنم ویا کسی از دستم ناراحت بشه
خدایا شکرت که منو به این سایت با برکت هدایت کردی
استاد عزیزم ازشماهم سپاسگزارم در پناه الله یکتا شاد وسلامت باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیز ومریم جان ودوستان گرامی
به اشتباه مهمی که اخیرا انجام دادی فکر کن. در آن زمان چه واکنشی داشتی و چطور با خودت برخورد کردی؟
دیروز وقتی داشتم رانندگی می کردم موقع دور زدن وسط خیابون ماشین خاموش شد ولی من هیچ واکنشی نشون ندادم وریلکس ماشین را روشن کردم وبعد دور زدم وجایی که می خواستم پارک کردم
بعد این موضوع خیلی برام عادی بود تا اینکه این فایل را گوش دادم یادم افتاد من برای همین موضوع کوچیک قبلا اگه بودم هول می کردم وحواسم میرفت به ماشینهای که وایسادن وبه خاطر همین کلی خودم راسرزنش میکردم که چرا ماشین خاموش شده ومن نتونستم به راحتی دور بزنم حالا بقیه فکر میکنن من رانندگی بلد نیستم
ولی الان میبینم که چقدر تغییر کردم نه تنها خودم را سرزنش نکردم بلکه نگاه دیگران برام اهمیتی نداشت
وهمین به هم یادآوری میکنه که آزاده داری رشد می کنی ولی خودت خیلی از مواقع متوجه نیستی
پس باید همین مسیر را برم تا خودم را بهتر بشناسم ونقاط ضعفم را برطرف کنم
در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم به دوستان هم مسیرم
ذهنیت قدرتمند کننده در مقابل ذهنیت محدود کننده قسمت سوم
اشتباه کردن تو زندگی طبیعیه و امکان داره هر انسانی به اون مواجه بشه درگذشته که من درکی از این قوانین نداشتم و این آگاهیها رو نمیدونستم زمانی که اشتباه میکردم خیلی عذاب وجدان داشتم و تمام روزمو گند میزدم دیگه تو ذهنم مرور میکردم که من چقدر آدم بیخودی هستم یعنی آدم به درد نخوریم چرا این اشتباه را انجام دادم ولی در حدود 5 ماه الی 6 ماه ه من برنامههای استاد گوش میکنم و حدود یه ماه میشه وارد سایت شدم خیلی تغییرات به من به وجود اومده اصلاً از اشتباه کردن خودم خودمو سرزنش نمیکنم همیشه یاد اون جمله استاد میافتم که میگفتن که اشتباه میکنی فکر کن که با دوستت صحبت میکنی و اون اصلاً تو رو قضاوت نمیکنه و خیلی با تو خیلی خوب برخورد میکنه و این باعث میشه که اصلاً حس بدی نداشته باشی همیشه فکر میکنم که دوستم داره با من صحبت میکنه خیلی حس خوب دارم و اصلاً احساس بدی ندارم میگم اشکالی نداره عزیزم دوباره اینو تکرار نکن اثلاً همین چند روز پیش من داشتم غذا میپختم گوفته درست میکردم پیاز داخلش خیلی زیاد شده بود و همش شل شده بود مثل حلوا شده بود اولش خب خیلی نگران شدم و حس بدی بهم دست داد چرا اینطوری شد ولی بعدش که فکر کردم گفتم اشکال نداره دفعه بعد بهترشو درست میکنم و زمانی که دفعه دیگه میخواستم گوفته درست کنم این درس واقعاً تو ذهنم بود که یادت باشه اون دفعه پیاز داخلش خیلی زیاد شده بود این دفعه این کارو نباید بکنی و دقیقاً این دفعه همین کارو کردم پیازو کمتر اضافه کردم و خیلی گوفتههای خوشمزهای درست شد و این بار به خودم کلی افتخار کردم و گفتم ببین چون من از اون دفعه درس گرفتم باعث شد این دفعه خیلی بهترشو انجام بدم پاسگزارم از استاد عزیزم بابت این آگاهیها و به امید موفقیت همه عزیزان در پناه خدا باشید
خدایا شکرت که تورو دارم
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته و همه دوستان عزیز این سایت
ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت3
تمریناتی که این فایل داشت، میتونم بگم یکی از سخت ترین کارهایی بود که انجام دادم. من در زندگی اشتباهاتی کرده ام که روی سرنوشتم تاثیر گذاشته و باعث دگرگونی و زیر و رو شدن سرنوشتم شده، درس های اون اشتباهاتم را گرفته ام و در عملکردم ظاهر شده ولی تا حالا به این صورت ننشسته بودم که بررسی و مرحله به مرحله بنویسم.
حالا با گوش دادن به این فایل استاد و انجام دادن تمریناتش نکات زیادی برام روشن شد که از این به بعد باید به آنها آگاه باشم.
فقط در پاسخ به سوال مرحله چهارم میتونم این را بنویسم که:
با توجه به تجربه ها و پختگی ای که حاصل کرده ام، از امکاناتی که در حال حاضر در اختیار دارم، به بهترین شکل ممکن استفاده کنم و قدرش را بدانم، روی باورها و ذهنیتم با دوره های استاد عباس منش، کار کنم، برای رشد و پیشرفت و ترقی و تعالی هرچه بیشتر و رسیدن به توانگری در هر زمینه ای از زندگیم از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکنم، حرص، طمع، وابستگی و خصوصیات اینچنینی را در هر موقعیت شناسایی و از وجودم پاکسازی کنم، اهداف بزرگ و بزرگتر، با باور و ایمان قوی داشته باشم و با رعایت قانون تکامل که از برکت استاد عباس منش به آن آگاه شده ام، با عشق کار کنم و پیش بروم.
شکر وجودت استاد بزرگوار
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز
من چند وقتی چند وقت پیش اشتباهی مرتکب شدم و رابطهای در رابطه با یک شخص با یک شخص دیگه صحبت کردم و در واقع این یه نوع غیبت محسوب میشد بعد اون من فهمیدم که اون شخص قابل اعتماد نیست و میتونه آبروی من را جلوی بقیه ببره و خب این هشدارم بهم داده شد که نباید این کار رو میکردی اما با وجود این همه حرفها و زمزمهها من خودمو سرزنش نکردم و با خودم صحبت کردم سعی کردم دیگه اون کارو تکرار نکنم شرمساری خودم نشوم.
مرحله اول : پاسخ سوال هر کسی جوابی داشته باشی و یا اینکه از روی عزیز کردن خودت به کسی یا پشت سر کسی حرف بزنی تازه سو استفاده نشه پیش هر کسی هر حرفی رو نزنی و این بهترین درسی بود که میتونستم بگیرم از نظر خودم من میتونم از این زاویه بهش نگاه کنم که همه انسانها اشتباه میکنن انسان جایزالخطاست و من فقط نبودم که اشتباه کنم اگه شخص دیگه جای من بود ممکن بود این اشتباه رو انجام بده آگاه نبودم ولی حالا که الان بهش آگاه شدم خودم را ببخشم چون من خودم بهترین دوست خود هستم در تمام لحظات زندگیم و حواسم به این موضوع باشه که دفعه بعد که باهاش برخورد کردم بتونم خودم رو کنترل بکنم تکرار نکنم
این ایده رو گرفتم که بشینم خودم حرف بزنم ببینم مشکل کجاست ریشه مشکل کجاست و وقتی به خودم روراست حرف زدم این راهکار اومد تو ذهنم که هر وقت هر کسی در ارتباط با خراب کردن یا غیبت کسی ازت سوال کرد به اون بگم که از این مشکل یا اون شخص خبری ندارنم و برای این بحث سمیو ادامه ندم احساس خودم خوب بمونه م تجربهای ازش بگیرم و با این کار بتونم ذهنمو کنترل بکنم
و در واقع این باعث میشه که ذهنم از این ماجرا تجربه بگیره و برای اشتباهات بدی ازش استفاده بکنه و در واقع با این دلیل میتونم خاموش بکنم خیلی خوشحالم به خاطر اینکه درس بزرگی ازش گرفتم هر اشتباه توی زندگی ما به خاطر این اتفاق میافته که به ما یه درس بزرگیو بده
زندگیمون به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا کنیم خیلی از آدمها رو توی زندگیمون بشناسیم و با کار کردن روی خودمون و خودشناسی خودمون رو به بهترین اول تبدیل کنیم.
خداوندا سپاسگزارم ک من رو در این مسیر زیبا و پر هیاهو و فوق العاده قرار داده ای و بابت استاد نازنین و فوق العادمون ممنونم ️🫀
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم
من چند وقت پیش میخواستم کیک درست کنم برای اولین بار
تمام مواد را مخلوط کردم ومواد کیک را توی پلوپز ریختم بعد از 40 دقیقه درب پلو پز را بازکردم دیدم کیک مثل حلوا شده و اصلا به دستورات روی مواد پودر کیک دقت نکرده بودم خودم و سرزنش نکردم فقط گفتم این چه کیکی هست که من درست کردم حتما یک جای کار ایراد داشته
بعد رفتم دیدم یک لیوان سر خالی شیر باید اضافه میکردم به پودر کیک نه 3 لیوان، یک نصف لیوان باید روغن اضافه میکردم، نه یکی و نصف لیوان و بدون اینکه خودم سررنش کنم ریختم بیرون اون کیک را و برای بار دوم که طبق قانون پیش رفتم و دقت کردم، یک کیک موزی فوق العاده خوشمزه و زیبا اونم توی پلو پز درست کردم و دیدم نوشته ها به چیزیکه من با بی دقتی هرچه تمام انجام دادم مسبب این شده که کیکی که درست کردم خراب بشه. و اونم بی دقتیم بود وتوجه نکردن به تکامل
درسی که گرفتم این بودمن میبایست دقت خودم در هر کاری بیشتر کنم تا موفق تر باشم نه فقط در کیک پختن بلکه در تمام چالش های زندگیم که مرتبط به دقت بالا هست.
مثلا بادقت گوش دادن به فایل ها اونم چندین بار تا مفهوم اصلی و درک کنم و دیگر کارهایی که ذهنیت منو تغییر بده در دقت و درستی باورهای ذهنی ام.
از استاد عزیزم ممنونم که در سایت فایل های هدیه قرار میدهند که ما روی خودسازی و ذهن خودمون در تمام امور زندگیمون کار کنیم و دقت حتی من آنقدر دقیق شدم که قبل ارسال حتی همین متنم هم دقت کنم کلمه ای را اشتباه ننویسم.
دوستتون دارم استاد جانم خانم شایسته ی عزیزم
وبرای این همه هدیه های ارزشمند که در اختیار ما قرار دادید و با ما به اشتراک گذاشتید کمال تشکر و قدر دانی را از شما و تیم پشنیبانی شما دارم.
خدایا برای این همه نعمت هاو آگاهی ها از تو مهربانم سپاسگزارم.