ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4 - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4252MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 426MB27 دقیقه














با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان .خوشبختانه در من ترس از تغییر از خیلی وقت پیش خیلی کمرنگ بوده و هست و نسبتا مقاومت کمی در اوایل داشتم ک الان ب لطف خدا این مقاومت را ندارم .الخیر فی ما وقع در وجودم هست و باورم اینه ک در تغییر همیشه خیریت و صلاح من وجود داره زیرا ک اگه تغییر در موقعیت ها شرایط و کارنباشد من هیچ وقت فرصت یا موقعیت بهتری را تجربه نخواهم کرد .همیشه تغییر را با آغوش باز پذیرفتم البته تغییری ک خودم باعث و بانیش نشده باشم و اونو موهبتی از سوی خداوند میدانم .الان هم سعی میکنم با تغییر باورهام ب سمت بهتر باعث تغییر در زندگی ام ب سمت مثبت و بهتر زندگی کردن بشم زیرا ک من مستحق زندگی بهتر و ایده آل هستم .سپاسگزارم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیزم ومریم بانوی مهربان
سلام به دوستان عزیزم
> إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
(سوره رعد، آیه 11)
ترجمه:
«در حقیقت، خدا حال قومی را دگرگون نمیکند تا آنان حال خود را دگرگون کنند.»
همزمانی این فایل و شروع پروژه تغییر رو خداوند
به زیبایی برایم رقم زد وهدایتم کرد که درادامه مطالب پروژه تغییر رادرآغوش بگیر این فایل رو هم گوش بدم ونکاتی که استاد فرمودند رو بیشتر درک کنم
باآموزشهای استاد تونستم شخصیتم رو تغییربدم ازیک آدم وابسته به فردی تبدیل بشم که خودساخته باشم ،وتغییر روفرصتی جدید ببینم برای بهبود زندگی ام و نحوه برخوردم بااطرافیان وباعث شد ازدایره امنم بیرون بیام وبخوام باافراد بیشتری آشنا بشم
ازآدمی که 100خودش روبرای دیگران میگذاشت و همیشه سعی میکرد دیگران رو ازخودش راضی نگهداره ورفتاروعکس العمل دیگران ازخودش مهمتربود همه وقتش رو میزاشت تا تایید دیگران رو بگیره ولی ازخودواقعیش و احساس ارزشمندیش دور بشه وبعداز رفتار متفاوتی که ازآدمهای اطرافش میبینه همه تلاششو میکنه تا روی عزت نفس و خودباوری خودش کاربکنه روی احساس لیاقتی که خداوند دروجودش قرار داده کارکنه .
این تغییر نقطه عطف زندگی من است
شروع یک روند متفاوت دررفتارم ،در کارم ودرنوع نگاهم به شرایطی که میخوام برای خودم رقم بزنم
این کتاب زیبایی که استاد ازش صحبت کردن رو هنوز کامل نخوندم وباتوضیحاتی که استاد گفتند درک بهتری از خواندنش خواهم گرفت
خوشحالم که قبل ازاینکه شرایط خیلی سخت بشه مصمم شدم تا ازاین تغییر استقبال کنم
دوستون دارم بی نهایت
سلام بر استاد عزیز و مریم خانم دوس داشتنی
ممنون از آگاهی هاتون ، واقعا عالی هستن ، در مورد تغییر من واقعا تجربش کردم ، به مدت ده سال در یک قسمت از اداره مشغول کار بودم ولی با اینکه کارش سخت بود بخاطر عادتی که کرده بودم به هیچ عنوان نمیخواستم جام عوض بشه ولی بالاخره با دستور رئیس به یه بخش دیگه رفتم ، بخشی که واقعا همه چیش فرق میکرد و من ترسیده بودم و با چالشهایی روبه رو شدم تا اینکه خودم قبول کردم که دیگه جای من عوض شده نباید به جای قبلیم و دوستانم در آنجا فکر کنم و تصمیم گرفتم هر سوالی داشته باشم از همکاران آنجا بپرسم و در طول دو ماه کامل کار را یاد گرفتم و الان میبینم این جای جدیدم چقدر راحت تر از جای قبلیمه و به هیچ وجه دیگه حاضر نیستم برگردم به جای قبلیم ، راستی امروز بخاطر حرف شما از یه محل دیگه رفتم سرکار یه کوچه فرعی ریز رو مجبور شدم خلاف برم که متاسفانه جریمه شدم
اینم تجربه جالبی بود ، ممنون ازتون
بنام خدای رزاق م،بخشنده ومهربانم
سللم وسپااااس خداوندی ک یاریگر ذهنمه وبیادم میاره تموم مسیررررری ک تا ب اینجا تغییر کردم….
سلام ب استاد عزیز،سیدبزرگوار وتمامی دوستان
و سپاااس فروان استاد عزیز چون تمامی تغییراتم رو بعد از ورودم ب این مسیر میبینم…بلطف الهیی تا جایی همراهیم کنه باز گو میکنم…
صادقانه بخوام بگم قبل از ورودم ب اینمسیر تک تک مثالهایی رو ک درباره نگرش تغییر زدید رو در زندگیم داشتم وهم اکنونم دارم برخی شون رو ک فقط دقت نکرده بودم……
از تغییر ،درسته ترس داریم اما گاهی این ترس بموجب برخورد با عادتهاییست ک فکر میکنیم پسندیده ست…..!
واما تمرین )مرحله اول
چه تغییراتی داشتم ک نتایج مثبتی داشته ؟از بچگی پرخواب بودم دوران دانشگاه اگه کمی ساعت خوابم دیر یا زود میشه بهم میریختم کسل بودم..عصبی میشدم…(یجورایی بشدت خواب دوست)
واما بعد از ازدواج وبچه داری دیدم میشه ،میشه تغییر گرد سحرخیز تر شوم و عصبی نشم ،با عشق ب کارای خودم برسم واز بزرگ شدن فرشته های خونم لذت ببرم وبهم نریزم …میشه سحر خیز باشم واین تغییر رخ داد نتیجه ی مثبتش هم شد عادت خوب سحرخیزی ک خیلی تو ی کارم و زندگیم تاثیر داشت واینو زمانی دیدم ک اطرافیانم اینو میگفتن ک چطور میتونی اول صبح پاشی وصبحانه بخوری..!یعنی فک کنید اینقدر تعییر برا اونا بزرگ بود ک خودمم فکر نمیکردم
تعییر بعدی هدفدار شدن زندگیم بود…روزها میومد ومیرفت ک من اینقدر ب محیط راکد کارم عادت کرده بودم و با درامدی کم تقریبا ،ک حتی بفکر تغییر شرایط نبودم چون قانع کننده بود برام مثلا و یجورایی ترس از دست دادن کاری ک شاید بعد نباشه(بی ایمانی بد متاسفانه)
اما بلطف الههی نمیدونم چیشد اونقدر هدایت خدای مهربانم همراهم بود ک مرا آرام آرام وارد مسیری کرد ک جریت کنم و تغییری در کارم بدم….نتیجه ش درامد بیشتر ن خیلی ولی بلطف الهیی آنقدری ک تفاوت رو احساس میکنم کاملا….
آرامش ،صبر توکل ایمان وتوحییییییبیبد اصل درک خدا پیشم تغییر کرد وعجیب تغیییری …
تو خود پای درره بنه وهیچ مپرس ک خود بگویدت ک چون باید رفت….
نمیدونم نتایجش رو کم کم بیاد میارم..آدم ترسو ،اشک دم مشک و یجورایی بی اعتماد ب توانایی هاش و اینکه همه دارن بهش ظلم میکنن…میشه تغییرو توی رفتار دید..آرام تر متوکل تر وبلطف الهی نزدیک شدن ب کتابی ک سرشار از هدایته…
اما مرحله ی 2
آگاهانه بخواهم تغییر ایجاد کنم ؟؟از کجا شروع کنم کلااا بلطف الهی الان نسبت ب گذشته خیلی کمتر مقاومت نشون میدم گاهی هم نااگاهنه رخ میده اما بعد انگار ی تلنگر بهم بگه ک بسع رهاااتر باش…
مثلا الان بهتر پایه ی سفرای یهویی م…بقولی هدایتی ک هرجا خدابرد …(قبلا بشدت آدم برنامه ریزی برا سفر بودم تا مقصد مشخص نبود اصلا نمیرفتم وهمسرم همیشه شاکی )ک چرا نمیای از فرصت لحظهی استفاده کنی حالا ی جاایی میریم وخوش میگذره …اما الان بقولی پایه شم…شکر خدا رفتم ودیدم خدا چه نشونه هایی بهم نشون داد وچع لذت هایی ک بردم..الهی شکر
نمونه ی مهم تغییر اخیرم…تغیییر در سبک خوردن نوشیدنی ها…ک بشدت علاقه داشتم وبعلت دندون درایی ک همیشگی بود وپوسیدگی هاایی ک تمومی نشد الان اینم بلطف الهی ازش گذر کردم یکساله ک هیچ نوشیدنی گازداری نخوردم…و الان برنامه ی دارم بلطف الهی برای تعییر سبک غذایی دوری از سس وانواع فست فود ک متاسفانه بشدت خانوادگی علاقمندیم.، اینو باید تغییییر بدم کم کم ک خیییییلی باهاش مقاومت دارم…
برای تغییر اجرای مسیر هدفم قدمی برداشتم ک بلطف الههی متفاوت از سری قبله…یجورایی دلم وایمانم محکم تره خدارو بیشتر میبینم توی کارم.از مسیرری ک باید اطلاعاتم رو توی رسیدن ب هدفم زیادتر کنم و مطالعه داشته باشم…خدارو بینهایت سپاااس ک دارم تغییر در سبک مطالعه م رو میبینم اونم هدایت ب چه منابعی !اتفاقا داشتم ب همسرم میگفتم همین چند وقته پیش ک این تغییر توی مطالعه ی من فارغ از نتیجه ش چع چیزهااایی ک بمن یاد میده و چه ایمااانی درمن قوی میکنه…الهی شکر اینم از لطف خودته ای مهربان…
مرحله ی 3
چه تاکیبداتی بخودم دارم ،فارغ از اون عبارت ک بخوام طوطی وار تکرارش کنم جوری ک اوایل بعلت درک ناقص م از قانون انجامش میدادم…
ابنجوری بگم چجور این تغییرات رو ببینم ک ب آرمش قلبی وایمانی محکم تر برسم…
اینکه خدای من درست بموقع این تغییر و سرراهم گذاشت ک من درسشو بگیرم.
الهی شکرت خداجونم همزمانی این تغییرلت با شرایطم عجیب رنگ وبوی موفقیت داره…
شکرت ک منو بمسیری هدایت کردی ک لذت ببرم از تغییرات وجودیم..
ممنونتم ک این تغییررو برای رشو ایمانم وبزرگ شدن روحم قراردادی…
الهی شکرت ک توفبق اجباری (تغییر)همیشه برای من خیر کثیره…
ممنونتم ک با تغییرلت کوچیک وبزرگ زندگیم ظرفم رو بزرگتر کردی
ممنونتم ک بادیدن نشونه هات ،روحم رو تغییر دادی..
ممنونتم ک نگرش دیدم ،سبک زندگیم رو تغییر دادی
ممنونتم ک شجاعم کردی وگفتی ..همه چیز از خودت آغاز میشود…
پای درره بنه وهیچ مپرس
ک خود بگویدت ک چون باید رفت…
ردپای شروع تغییرات وسیعتر ،27 بهمن ماه 1402
بینهایت سپاااس ..سپاااس ک این تغییر را درسبک آموزش تون در نشر آگاهی های ناب هستی ،قرار دادین…سپاااس
بنام الله یکتای هدایتگر و اجابتگر خواسته هامون
خداروشکر من حتی قبل از عضویت در سایت هم از تغییرات زندگی ام استقبال میکردم و همیشه با ذوق و شوق و شور و اشتیاق دوست داشتم انجامشون بدم
ولی بعد از عضویت در سایت که روی بهبود و رشد شخصیتی و تغییر باورهای محدود کننده ام به باورهای قدرتمند کننده کار کردم این تغییراتم رنگ و بوی دیگری پیدا کرد وقتی با افزایش اعتماد به نفس و عدم کمالگرایی با احساس لیاقت و شایستگی ام ، با تکامل و حال خوب عجین شد .
وقتی تغییرات زندگی ام را با توحید و خودشناسی و خداشناسی ام ، با مهم نبودن نظرات دیگران ، با صلوه و کنترل ذهن و شکرگزاری واقعی از پروردگارم ترکیب کردم .
من همیشه دوست دارم از ناحیه امن ام خارج بشم و تجربه های جدیدی رو وارد زندگی ام کنم ، یکنواختی و روزمرگی زندگی ام به تنوع و تجربه های جدید کاری و ملاقات با افراد جدید هم مدار و هم فرکانس در زندگی ام تبدیل کنم . میدونم و از استاد یاد گرفتم ، با اینکه به خیلی از خواسته هام نرسیدم ولی باید از مسیر زندگی با احساس خوب و آرامش لذت ببرم ، در زمان و مکان مناسب اون اتفاقاتی که منتظرش ام میوفته با دستان خداوند توانمند و قدرتمند جهان هستی .
به گذشته ام که نگاه میکنم تغییر کار و شغل و خونه و ماشین و هر تغییر کوچیک بزرگ زندگی مو … با ذوق و شوق انجام دادم و چقدر باعث رشد و بهبود فردی ام شد ، چقدر باعث پیشرفت ام شد . چقدر خداوند جهان هستی خدایی که شب و روز و فصل هارو واسمون تغییر میده ، خدای آفتاب و بارون ، همیشه همراهم بود .
از همون روزی هم وارد این سایت توحیدی شدم وقتی فهمیدم قراره بزرگتر بشم قراره در مسیر رشد و بهبود شخصیتی ام قرار بگیرم تا به امروز چقدر خوشحالم که در این مسیر ثابت قدم بودم و ظرف وجودی ام هرروز داره بزرگتر میشه ، هرروز تو سایت دارم صلوه ام و انجام میدم و تمرینات ام و تو دفترهام اجرا میکنم .
این روزها که در مسیر شغلی امو افزایش درآمدم گوش به زنگ دریافت الهامات خداوند و نشونه هاش هستم و دارم اقدامات عملی سمت خودمو انجام میدم ، میدونم خیلی زود به اون نتایجوتغییرات و رشد مالی وپیشرفت و گسترش کار مورد علاقه ام نزدیکتر میشم با توکل و ایمان به خداوند و باورهای قدرتمند کننده اون اتفاق خوب تر که انتظارم هست و بهش میرسم .
خدارا هزاران بار شاکرم که هرروز با آگاهی های ارزشمندی که استاد عزیزمون برامون به اشتراک میزاره اینقدر داریم بزرگتر میشیم .
سلام خدمت استاد عزیزم
جواب سوال
من فقط قسمت سوال فایل رو گوش کردم و اومدم جواب بدم
در مورد تغییر باید بگم تغییراتی که چالشی در زندگی ام ایجاد نکنه رو راحت میپذیرم
مثلا در مورد تغییر محل زندگی یا شهر مقاومت چندانی ندارم و تا الان چند باری مهاجرت کردم به جاهای مختلف اولش ترس داشتم ولی نه آنقدری که مانع حرکت کردنم بشه
از همین یک مورد تغییر محل زندگی هم دستاوردهای زیادی داشتم چه ازنظر مالی چه از نظر تجربه های جدید وحتی رشد شخصیتی
در کل میتونم بگم کمی در مورد تغییرات مقاومت دارم حالا تو بعضی موارد بیشتر تو بعضی موارد کمتر
و آنجایی که مقاومت کمتر بوده راحتر پذیرفتم و جاهایی که بیشتر بوده سخت تر و یا نپذیرفتم
شاد و پیروز باشید
تغییری که در حال تجربه اش هستم مهاجرت به کشور آمریکاست. داشتم فکر میکردم چجوری میتونم این تجربه رو برای خودم دلچسب تر کنم، به جای افکار منفی و درگیر استرس شدن میخوام اینطور نگاه کنم که در مسیر آرزوی همیشگیم هستم، هر چالشی هم ایجاد بشه من توان حلش رو دارم و با حل کردنش رشد میکنم. این بازه ای که وقت دارم رو میخوام هم مهارت های مورد نیاز رو یاد بگیرم هم اقدامات لازم رو انجام بدم. مطمئنم برام بهترین ها پیش میاد.
ما انتظار داریم وقتی رفتارمون یا باورهامون رو تغییر می دیم خیلی سریع نتایج تغییر کنه.
من یه جوش بزرگی رو بدنم زده بود یه پماد گرفتم و یک شب استفاده کردم. فرداش مادرم گفت تغییری کرد؟ گفتم مامان من یک شبه که پماد رو استفاده کردم انتظار داری فوری خوب بشه؟! عجله داشت گفت 2 بار در روز بزن زودتر خوب شه. منم همین کارو کردم و بدتر شد بخاطرهمین دیگه همون شبی یکبار رو ادامه دادم. تقریبا تا 6 روز تغییر خاصی نمی دیدم. نه کوچکتر شده بود و نه دردش تغییری کرده بود بعد از روز ششم کم کم دیدم دردش داره کمتر میشه و حدودا روز دهم دیدم یک مقدار کوچک تر شده و دردش تقریبا از بین رفته و همینظور در حال کوچکتر شدن هست.
ما عجله داریم
دکتر می ریم قرص می ده دو روز می خوریم بعد می گیم چرا خوب نشدم.
باشگاه میریم یک هفته تمرین می کنیم می گیم چرا نتیجه ی خاصی بوجود نیومد.
ما انتظار داریم با هر تغییری نتایج فوری بوجود بیاد بخاطر همین رو تغییراتمون پایبند نیستیم و ادامه نمی دیم.
درود به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
و درودی بزرگ به همه اعضای خانواده سایت بزرگ عباسمنش
امیدوارم حال همگی عالی باشه
در مورد سوال این قسمت
وقتی من قصد دارم تغییراتی در هر زمینه از زندگیم بدم، در مرحله اول ذهنم سریع مقاومت میکنه اما وقتی یه مقداری زمان ازش میگذره و من دلایل بیشتری برای ذهنم میارم که با این تغییر چه نتایج مثبتی در زندگیم ایجاد میشه، ذهن رو ساکت تر میکنم و با دلایل منطقی قانعش میکنم که این تغییر منجر به پیشرفت من میشه
وقتی این روند رو ادامه میدم دیگه ذهنم خیلی خیلی کمتر مقاومتی نسبت به تغییر داره و بیشتر مشتاق به تغییر میشه،چون از قبل با دیدن نتایج قانعش کردم که تغییرات همیشه منجر به پیشرفت من میشه
مثلا وقتی قصد دارم که چیدمان خونم رو عوض کنم ذهنم بهم میگه ولش کن کی حالش رو داره همینجوری قشتگ تره اگر جابه جا کنی بدتر میشه و …… یه عالمه نجوا که من رو منصرف کنه، ولی من به ذهنم میگم که با جابه جایی وسایل و تغییر چیدمان حال و هوای خونه عوض میشه ،خونه یه شکل جدیدی میگیره که هر سری که چشمم بهش میوفته احساس خیلی لذت بخشی رو تجربه میکنم و این احساس رضایت بخشی باعث میشه که اهرم لذت در ذهن من برای تغییرات بالا باشه و به دنبال تغییرات باشم.
و میدونم که اگر ذهنمون رو به این شکل تربیت کنیم میتونیم در هر زمینه از زندگیمون تغییرات رو اعمال کنیم و نتایج فوقالعاده ای رو بدست بیاریم و همیشه به دنبال تغییرات و بهبود در زندگی و شخصیتمون باشیم
چقدر استاد به نکات قشنگی برای ایجاد تغییرات اشاره کردند مثلاً تغییر مسیری که هر روز یه سر کار میرید و یا خرید کردن از یه مغازه متفاوت
و با ایجاد این تغییرات کوچیک ما میتونیم روندی رو پیش بگیریم که بتونیم تغییرات بزرگ رو در شخصیت و زندگیمون راحت اعمال کنیم
خداروشکر به خاطر وجود شما استاد عزیز
و خداروشکر به خاطر خانواده بزرگ و صمیمی عباسمنش
سلام به دوستان عزیز و استادم و خانم شایسته ی مهربان
خدا رو بسیار بسیار شاکرم که با این سایت آشنا شدم و همچنان دارم ادامه میدم
استاد عزیزم من از وقتی بچه بودم دنبال تغییر زندگیم بودم چون من از بچگی مشکلات متفاوتی رو تجربه کردم که خواسته یا نا خواسته تو زندگیم باهاشون مواجه بودم
چون میخواستم دووم بیارم و از بین نرم تغییر میکردم
من شغلای مختلفی رو امتحان کردم
البته دنبال علاقه ام بود نمیدونستم چی میخوام
و به این دلیل خیلی شغل عوض کردم شهرای مختلفی رفتم با آدمای مختلف ارتباط داشتم
دوستامو کامل تغییر دادم
روابطی که احساس میکردم فقط اسیبه حذف کردم
الان که دارم کامنت مینویسم چند روزی هست به خاطر کارم اومدم پاکستان و فکر میکنم الان بدونم چی میخوام کارم انشالله هم پول داره و هم آزادی زمان و مکان
البته انشالله در آینده برنامه ام برای مهاجرت به عمانه برای همیشه
و انتخاب عمان هم بخاطر امن بودن و نزدیکی به ایران و بحث کاریه که میخوام اونجا انجام بدم هست