این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/01/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2019-01-24 08:12:342024-07-20 17:51:48خودمان را هم قضاوت نکنیم، چه برسد به دیگران
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام خدمت استار بزرگوارم و خانم شایسته ی عزیز و همه ی دوستان
استاد این چندوقتی که همش صبح شب دارم میام سایت و در طول روز هم کلا فقط صدای شما رو گوش میدم یه اتفاقی افتاده که برای خودم خیلییییییی مثبته اونم اینکه صدای ذهن نجواگرم خیلی کم شده مخصوصا وقتی که دارم درسم رو میخونم وصدای شما هم پخش میشه تمرکز حواسم خیلی رفته بالا(چیزی که این چند وقت همش از خدا میخواستم) حالا جالبه استاد از بس صبح تا شب روابط عاشقانه ی شما و خانوم شایسته ی عزیز رو تحسین میکنم و فایل های سفر به دور آمریکا رو میبینم دیشب خوابتون رو دیدم چقدر آرامش بخش بود چقدر زیبا بود کلی تو ساحل قدم زدیم عکس گرفتیم اینقدر قشنگ میخندیدن الان که دارم مینویسم اشکم در اومد استاد مرسی که هستین
در مورد این فایل بگم که پریشب من داشتم با خواهرم حرف میزدم که نمیدونم چرا فلان موقع فلان کار رو انجام ندادم بعدش که یکم حرف زدیم خواهرم درست میگفت کم کاری از من بود اما به قول شما من بعد اینکه فهمیدم اشتباه از من بود کلی براش دلیل آوردم که آره بخاطر فلان چیز و فلانی بود وداشتم اشتباه خودم رو توجیح میکردم صبح که بیدار شدم دیدم شما تو اینستاگرام تون یه فایل گزاشتین در مورد قضاوت نکردن خود (حالا جالبه من همیشه اول سایت رو چک میکردم اما دیروز سایت کار نمیکرد) دیگه اومدم گوشش دادم دو بار یه بار گوشش دادم و چقدر عالی بود چقدر کامل و همه چیز برام واضح شد
ما چقدر راحت بقیه رو قضاوت میکنیم چقدر راحت انتقاد میکنیم ولی وقتی به خودمون میرسه واسه خودمون کلی دلیل و مدرک میاریم که نه من دلیل داشتم و فلان و…
خدایا شکرت چقدر من این همزمانی ها رو دوست دارم تو همواره هدایت میکنی ما در پرتو نور الهی قرار داریم
استاد منم الان تصمیم گرفتم که در مورد هرکسی حتی خودم زمانی که بخوام قضاوت کنم باید خودم رو در شرایط اون تصور کنم و الان که فکرمیکنم البته قبلا هم به این نتیجه رسیده بودم تا حدودی در مورد دیگران(البته نه اینقدر عمیق) ولی در مورد خودم نه فکرمیکردم میتونم خودم رو قضاوت کنم و استاد چقدر زیبا گفتین در مورد قرآن و تاریخ ما باید هر چیزی رو بسته به شرایطش ببینیم نه این که وقتی تموم شد 100 سال بعد بیایم نظر بدیم که درسته یا غلط؟؟
الهی شکرت بابت آگاهی های هر روزی که بهم میدی وظرف وجودیم را بزرگتر میسازی استاد عاشقتم
به نام خالق استادعباسمنش عزیز ومریم خانم شایسته وهمه ی دوستان عزیزم
خداروبی نهایت سپاسگزارم
هرروزم رو با هدایت به نشانه ی امروز، سرشارازارامش میکنه
واقعا با تک تک واژه های استاد وبسیاری ازکامنت های دوستان به آرامش ودرک عمیقی وصف نشدنی میرسم
چندروز ه که برای ایجاد شغلی درحال انجام کارهایی بودم
مغازه ای روکه درنظر داشتم وازقبل صاحبش قول داده بود بهم اجاره بده. وباهماهنگی که باایشون داشتم شخصی رو برای برآورد هزینه های دیزاین جهت بازدی مغازه بردم
وبا ممانعت ازطرف نگهبان اون مجموعه برخورد کردم وایشون عنوان کردند بنده خدایی که املاک هستن واختیار رهن واجاره وکارهای تجهیزاتی به او سپرده شده ومتوجه شده بودن ی باردیگه من باهماهنگی صاحب مغازه وارد اونجاشدم
به نگهبان تاکید خیلی سفت وسخت داشتن که به هیچ عنوان برای بازدید دررو بازنکنن
خدای من چقدراون لحظه ناراحت شدم. خیلی احساس بدی داشتم
وبه آقای که املاک دارن پیام دادم که اقای فلانی قول مغازه روبه مادادن وباهماهنگی ایشون بازدیدرفتیم
وایشون هم درپاسخم گفتن مغازه رو خیلی وقت پیش به کسی دادم ومیخواهم بعداز مسافرتم کارهای داخلیشو انجام بدم
وصاحب مغازه هم گفتن چون خودشون به ماقول دادن پس سرحرفشون هستن.
ولی اعتراف میکنم که اون لحظه نتونستم به شیوه ی درست کنترل ذهنم روداشته باشم
هم ناراحت بودم ومضطرب وهم احساس میکردم بهم بی احترامی شده واین هم دلیلش احساس عدم.لیاقته
آخه املاک هم چندین ساله که مارو میشناسه وبه دلایلی ازما ی ناراحتی داره.
خیلی سعی میکردم افسارذهنم. رو به دست بگیرم وبهش اجازه ندم که آتش رو شعله ورترنکنه
وتا تونستم ایشون رو مورد قضاوت قرارمیدادم
ودیشب درگیری ذهنی با خودم داشتم
امروز صبح بعداز سپاسگزاری وتمرین ستاره ی قطبی
وانجام تمرین سناریونویسی
برای کنترل ذهنم واینکه خودمو. آروم کنم
طبق روال برای هدایتم دنبال نشنانه امروز رفتم
خدای بزرگ دقیقا به اون موضوعی که نیاز بود هدایتم کرد به فایل قضاوت نکردن
خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم که با آگاهی هایی که توسط استاد عزیز وکامنت های دوستانم بهم میدی درمسیر درست فرارمیگیرم
سپاس بابت آگاهی های امروزم
سپاس بابت آرامش درونم
سپاس بابت تغییر زاویه ی دیدم نسبت به افراد
سپاس بابت انجام دادن قسمت خودم و رها کردن موضوع وقسمت خدارو به خودش بسپرم
سپاس بابت اینکه ازهیچ کسی جز خداوند انتظارنداشته باشم
خدای عزیزم ازت میخوام که درهای نعمت وثروتت رو به رویم بازکنی
خدا یاازت میخوام درادامه ی مسیر حمایتم کنی ودل آدما رو نسبت بهم گرم ونرم کنی
برای همه ی اعضای این سایت بهشتی ازخداوند متعال سلامتی نعمت شادابی ثروت وسعادت خواهانم
درود خدمت استاد جان عزیزم و مریم بانوی مهربان و زیبا و همچنین دوستان عزیزتر از جانم
خداوند رو خیلی سپاسگزارم که من رو با شما آشنا کرد و از خود خداوند میخواهم که بتوانم هر روز قدمی هرچند کوچک در این راه بردارم .
این فایل ارزشمند نشانه امروز من بود . قضاوت نکردن و مقایسه نکردن .
درست چند روز پیاپی هست که چنین نشانه هایی برای من داره میاد و فکر میکنم چون در این چند روز من خودم رو خیلی زیاد قضاوت کردم و غافل از اینکه اینها همه از بازی های ذهن من نشات میگیره از اینکه ذهنم مدام میخواد بگه تو به اندازه کافی خوب نیستی و مدام میخواد منو گیر بندازه ولی خدا رو هزاران مرتبه شکر با اینکه در چنین مواقعی واقعا حال دلم بد میشه به خودم میگم تو ادامه بده و به این حرفها گوش نکن . هر روز بهتر از دیروزت بشو . از حرفهای استاد استفاده کن . تغییر کن . تغییر .
امروز قبل از اینکه این فایل ارزشمند رو ببینم به خودم قول دادم رفتار خودم رو درست کنم و نیتم رو صاف کنم در مقابل کسی که فکر میکنم در مورد من رفتار درستی نداره . اصلا ایشون رو قضاوت نکنم و فقط کاری رو که درسته انجام بدم . خدمتی رو که مسئولیتش رو پذیرفتم انجام بدهم و ذهنم رو کنترل کنم در واقع تقوا پیشه کنم . از افکار منفی دوری کنم .
و بعد این فایل زیبا رو دیدم و فایل دومی هم که دوباره در مورد همین موضوع هست .
و استاد درست میگن که باید ما مدام فایلها رو گوش کنیم چون انسان واقعا فراموشکار هست و ممکنه که غفلت کنه و یادش بره که نباید نه خودش رو قضاوت کنه و نه دیگران رو .
باز هم سپاسگزارم بابت این فایل ارزشمند که دنیایی از خودشناسی و آگاهی در بر داشت .
با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
واقعاً مثالهای استاد قابل تحسین هست از صدام حسین و از هیتلر و از کسان دیگری که مورد قضاوت در تاریخ قرار گرفته اند!
تا انسان در شرایط یک انسان دیگر قرار نگیره نباید قضاوت بکنه و هر انسانی تغییر میکنه و هر لحظه انسان در حال تغییر هست و تفاوت ما با ورژن سال بعدمون در شکل ظاهرمون نیست در باورهایی هست که در حال تغییر هستند!
چقدر ماها یک انسانی را که در حال اعدام بود را بارها سرزنش کردیم که مثلا این فرد چرا مرتکب فلان قتل شده و بعدش که بررسی میکنیم می بینیم که این قتل بخاطر یک ضربه ای که ناخواسته بوده و در اثر عصبانیت و عدم کنترل ذهن بوده صورت گرفته!
و خود ما هم بارها در شرایط مشابه قرار گرفتیم و کنترل ذهن از دستمون خارج شد و نزدیک بود حتی مرتکب یک خطای بزرگ مثل قتل بشویم !
پس قضاوت کردن دیگران در صورتی که در شرایط آنها قرار نگرفته ایم اشتباه هست!
بارها دیگران را برای کارهایی مثل تجاوز به یک دختر یا پسر سرزنش کردیم در حالی که در موقعیت آن شخص قرار نگرفته ایم که اون شخص از لحاظ روحی و عاطفی و خانوادگی درچه حالی بوده و چه خلع هایی داشته و شاید خودش هم قبلا مورد تجاوز قرار گرفته که مرتکب این عمل شده؛
و بارها دیگران را به خاطر رفتار زشت و تندی که با ماداشتند قضاوت کردیم و هیچوقت پیش خودمان فکر نکردیم که اون شخص از لحاظ درونی در چه حالی بوده ویا چه اتفاقی برایش افتاده که این رفتار را با ما داشته!
ما همیشه دولت راو همه مدیران و هرکس که مسولیتی در جایی داشته را قضاوت کردیم و هیچ گاه به خودمان نگفتیم که ما تا الان در زندگی چند نفر را مدیریت کردیم و چه مسولیتی داشتیم ؟!
و باید این عارضه را در درون خودمان شناسایی و درمان کنیم و هیچوقت هیچ انسانی را بدون شناخت شرایطی که در آن بوده قضاوت نکنیم؛
بیشتر قضاوت هایی که ما از بیشتر افراد و دولت ها و کشورها داشتیم بوسیله باورهایی بوده که رسانه های جمعی و اخبار در درون ما شکل داده اند و بیشتر آنها را بدون شناخت کامل مورد قضاوت قرار داده ایم!
و باید بدون اطلاع کامل و جامع هیچ شخص یا جمعی را مورد قضاوت قرار ندهیم؛
تقریبا 3 ماهه که شما رو میشناسم و توی این مدت کم جهان افکارم زیر و رو شده! موضوعاتی رو که در این فایل گفتین قبلا به شکل دیگه ای تو کتاب «نیمه ی تاریک وجود» خوندم اما الان درک بیشتری از این موضوعات دارم. به همین خاطر با شوق تا آخر این ویدیو رو دیدم و مسلما بعدا بارها و بارها میبینمش.
میخوام یکی از تجربیات خودم رو در مورد این موضوع بگم. چند سال پیش وقتی کتاب «نیمه ی تاریک وجود» رو خوندم، وارد مرحله ی جدیدی از زندگیم شدم. من تونستم نیمه ی تاریک وجود خودم رو (همون اشتباهات و ویژگی های بدی که استاد توی این ویدیو گفتن) بیشتر بپذیرم. هر چی بیشتر نیمه ی تاریک وجود خودمو شناختم و پذیرفتم، کمتر از دست دیگران ناراحت شدم، بیشتر بخشیدمشون و کمتر قضاوت کردم. البته اصلا ادعا نمیکنم که دیگه هیچکس رو قضاوت نکردم. فقط کمتر شد.
مثلا یک نفر بود که به من حسادت میکرد و سعی میکرد برای من مشکل ایجاد کنه. من چند سال از اون آدم کینه به دل داشتم. بعدها وقتی که به خودم دقت کردم، دیدم که اگرچه حسادت ویژگی بارز من نیست( یعنی من به حسودی کردن معروف نیستم) اما من هم تو زندگیم بارها حسودی کردم. بنابراین دلیلی نداره از اون فرد کینه داشته باشم. درک کردن این موضوع اولش کمی سخت بود. پذیرفتن حسادتی که در وجود خودم انکارش کرده بودم سخت بود اما بالاخره شد و من تونستم اون فرد رو ببخشم. اون موقع چیزی درباره ی مدار و فرکانس نمیدونستم اما الان میفهمم که وقتی من اون آدم رو بخشیدم، وقتی فرکانسم عوض شد، رفتار اون فرد هم با من تغییر کرد. نه اینکه خیلی خوب شده باشه اما تقریبا خنثی شد. دیگه خیلی سعی نمیکرد مشکلی برای من ایجاد کنه، حتی گاهی اوقات رفتار کاملا مثبتی با من داشت.
وقتی که قضاوت نمیکنیم، وقتی خودمونو جای دیگران میذاریم و زمانی که فرکانسمون تغییر میکنه، رفتار آدمها هم با ما تغییر میکنه. این فقط یکی از خوبیهای قضاوت نکردنه. امیدوارم در این زمینه به آگاهی و درک بیشتری برسم چون هنوز خیلی راه دارم…
به نظر من وقتی ما باور داشته باشیم که هیچ کس نمیتونه در زندگی ما تاثیر بزاره و ما خودمون هستیم که زندگیمونو میسازیم و البته به گفته خود استاد ما از تاثیر گذاشتن تو زندگی مردم دستمون کوتاهه و نمیتوانیم هیچ کس رو تغییر بدیم ،تمام این حرفها حل شده است ….
خود استاد تو یه فایلی گفتند که ما هر چقدر به یک شخص دیگه توهین کنیم و یا اونو تخریب کنیم اگر اون شخص باورهاش درست باشه باعث پیشرفتش میشه نمونه هاشم هممون هزاران بار دیدیم …
پس دیگه ما که این قانون رو میدونیم دیگه این کارا واقعا بی معنیه ….
اصلا وقت ی که ما بزاریم این موضوعات رو دنبال کنیم از دست رفتست …
من خودم الان حدود یک ساله نه تلویزیون ،اخبار و هیچی نمیبینم اخ که انقدر راحتم اعصابم انقدر راحته ….
به عقیده من ما اگه خیلی هنرمندیم خودمون خوب زندگی کنیم و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنیم ….
ممنون استاد که این مسائل مهم رو برای ما یاداوری میکنید…..
سلام استاد جونم.میدونم حالتون فوق العاده خوب هست حال من هم عالی هست به لطف خدا.حقیقی خوب هستم نه مجازی و از این بابت خیلی خوشحالم.
چقدر این فایل بی نظیر بود.اینقدر عالی بود که نمیدونم چی بگم.همین حرفهای بی نظیر و پر معنا و مفهومتون هست که شمارو از بقیه متمایز میکنه.انقدر نگاهتون متفاوت و زیباست که وقتی صحبت میکنید محو حرفهاتون میشم.
همیشه وقتی میخوام کسی رو به دلایلی توی ذهنم قضاوت کنم یاد حدیثی از پیامبر می افتم که گفتن : اگه کسی خطایی کرد و باعث شد خشمگین یا ناراحت بشی تا 70 مرتبه براش دلیل بیار و توجیهش کن و اگه بعد از 70 مرتبه نتونستی خودت رو قانع کنی و به دیگران در مورد رفتار اون شخص گفتی بدون که اون شخص که نه بلکه تو لایق سرزنش و ملامت هستی که نتونستی پرده پوشی کنی و عیب اون آدم رو فاش کردی.
خیلی وقت هست که دارم روی خودم کار میکنم استاد تا دیگران رو قضاوت نکنم یه جورایی خیلی میترسم از قضاوت کردن.چون میدونم که بدون چون و چرا دچارش میشم.باز هم یاد حدیث امام صادق می افتم که میگه اگه کسی رو به دلیل کارش منع کردی نمی میری تا به همون کار یا رفتار دچار بشی.میدونین استاد قضاوت کردن تو ذهنم تبدیل به رنج شده اونقدر ازش می ترسم که میدونم حتی بدون لحظه ای درنگ اتفاق می افته برای همین سعی میکنم سمتش نرم.
همین چند روز پیش دیدم یه بنده خدایی زیر عکس هنرپیشه ترکی مورد علاقه ام یه مطلب طولانی نوشته پر از ناسزا و حرفهای رکیک.خیلی دلم گرفت چون به ناحق نوشته بود اون هم تنها به این دلیل که هنرپیشه مورد علاقه ام خیلی عاشقانه توی فیلم رفتار کرده بود و از دید این آدم که تنها تماشاچی بود این رفتار برازنده یک هنرپیشه نبود و هزاران چیز دیگه.اولش خیلی مصمم شدم که براش تنها یک جمله بنویسم که : از کوزه همون برون تراود که در اوست.ذهنم رو به شدت درگیر کرده بود چون نسبت به آدمهایی که دوستشون دارم خیلی از مواقع حساس میشم.از شب تا صبح فکر کردم و آخر سر پشیمون شدم از نوشتن براش.فقط به یه دلیل .با خودم گفتم حتما توی اون لحظه که صحنه های فیلم رو دیده توی ذهنش خاطرات عشق خودش زنده شده براش و از کوره در رفته و اینطوری نوشته شاید هم هنوز به عشق مبتلا نشده یا هزارتا دلیل دیگه.استاد واقعا آروم شدم با فکر کردن به این توجیه هات و بعدش گفتم آره همینه وقتی رفتار آدمهارو توجیه میکنی به هر شکلی اولین کسی که حالش خوب میشه خودت هستی و کائنات بلافاصله جواب این فکر خوب رو بهت میده.لااقل برای من که اینطور هست.
هرروز سعی میکنم به خودم یادآوری کنم که مریم خدا تو رو قضاوت نمیکنه و تمام عیب ها و خطاهای تورور از دیگران مخفی میکنه تو هم باید یاد بگیری که پرده پوشی کنی و چشمهات رو ببندی روی خیلی از چیزها.
امیدوارم روزی برسه که قضاوت نکردن آدمها مثل نفس کشیدن برامون مهم بشه…
خیلیییییی زیاد دوستتون دارم استاد.توی قلبها جای دارین و از خدا میخوام که تا لحظه ای که زنده هستم بتونم شاگردتون باشم و به تک تک آموزه هاتون عمل کنم تا خوشبت باقی بمونم و دنیای اطرافم رو پر از خوشبختی کنم
این اولین کامنتی هست که میگذارم که البته دلیلش را هم میدونم.
دانستن این مطالب خودش قدم بزرگیه اما کافی نیست. واقعا سخته که قضاوت از سرمون بیفته، مثل فنر می مونه، سعی می کنیم ازش دور بشیم اما بعد از مدت کوتاهی به عادت بد قضاوت کردن دوباره برمی گردیم.
قضاوت دیگران یک مقوله است، اما قضاوت خود از اونم بدتره، چیزیه که حس گناه و رنج را برامون دائمی میکنه، سیستم عصبی مون را مدام تحت فشار قرار میده و همین فشار باعث میشه نتونیم بازم درست تصمیم بگیریم.
واقعا نمیدونم چرا اینقدر سخته بعضی چیزها را رها کنیم. بقول عزیزی انگار دکمه ول کن مون خرابه.
منم مثل استاد و خیلی های دیگه در کودکی، نوجوانی و جوانی و حتی همین الان (البته کمی کمتر) خطا کردم و می کنم و بعضی هاش وحشتناک بوده پس واقعا چه جای قضاوت می مونه؟ و بقول حضرت مسیح کسی که گناه نکرده بیاد سنگ بزنه.
دور از جون جمع، قضاوت کردن غلط زیادیه و نتیجه اش میشه دچار شدن خودمون به اونچه قضاوتش کردیم. ابعادش کوچیک و بزرگ نداره. بعضی ها شاه را قضاوت کردند، هیتلر و … را و الان خودشون از همه اونها، دارند بدتر رفتار می کنند و شاید بهتره بگیم روی اونها را سفید کردند چون به فرموده پیامبر، وقتی کسی را قضاوت می کنیم نمی میریم تا به اون موضوع دچار بشیم.
ممنون از استاد بابت این تلنگر و آگاهی و بیان کامل و رسا.
خیلی به موقع بود این فایل. چون من چند روزی بود که خودمو حسااابی به باد سرزنش و قضاوت گرفته بودم و از خدا خواستم خودش کمکم کنه از این چرخه ی اشتباه بیرون بیام.
فکر کنید سر چه موضوعی؟ نخریدن یک کلاه!!!
اما الان که حرف های شما رو گوش دادم ، به خودم گفتم ببین ملیحه چند درصد آدم ها اینطوری هستن که از کارشون بیرون بیان و بدون هیچ حقوقی تنها با تکیه بر خداوند زندگی کنن و خوش بگذرونن و خرید های خوب بکنن و اتفاقا خدا هم از راه های مختلف براشون پول بفرسته؟ اما تو اینکارو کردی. تو الان 7 ماهه داری اینطوری زندگی میکنی. تو این مدت شبیهتین حالت به زندگی دلخواهتو ، زندگی کردی. بالاترین آزادی که همیییشه آرزوت بودو داشتی. خیلییی بهتر خودتو شناختی . اینا دستاوردهای کمی نیست !! به یاد آوردم که تو این مدت چقدرر آرامشم بیشتر شده و چقدر از لحاظ مالی اطمینانم به خدا بیشتر شده .
اما تو این چند روزه مداام داشتم با بی رحمی خودمو قضاوت میکردم که چرا دو سه مرود خرید رو به اطر قیمتشون و ترس از بی پولی انجام ندادم و میگفتم حالا که تو این کارا رو نکردی پس ایمانتو به خدا نشون ندادی و لایق این نیستی که خدا پولای بیشتری به سمتت بفرسته. و تماااام اون خرج هایی که با ایمان و دل خوش و شجاعانه کرده بودمو خیلییی راحت نادیده گرفتم همین دو سه موردو مداام میکوبیدم تو سر خودم و نمیتونستم خودمو ببخشم.
و یا دوستانی که با بی میلی کارمندی میکردن رو میزدم توی سر خودم که ببین اینا کار میکنن اما تو نمیکنی! اما فراموش کردم که من دارم الان آرزوی دوران کارمندی خودمو برآورده میکنم که آرزوم این بود که از اون کار بیام بیرون و آزاد شم و از ترس بی پولی کار نکنم. آرزوم این بود که با ایمان به خدا زندگی کنم نه کارمندی کردن از ترس بی پولی.و من حالا 7 ماهه که این آرزو رو دارم از فضل الله محقق میکنم
همه اینا رو یادم رفته بود. چیزایی که ازشون وحشت داستم رو باهاش رو به رو شدم و حالا فهمیدم که بدون کار قرار نیست که بی پول بشم یا بدبخت شم.
اینا رو اینجا نوشتم تا دستاوردهاموو برای خودم بلد کنم. ایمانی که تا الان داشتمو برای خودم بلد کنم. مطمعنم که خدا با تحسین نگاهم میکنه و به من افتخار میکنه
خدایا شکرت که هدایتم کردی.
استاد خیلی خوب گفتی که نگاه خدا به ما با مهربونیه و اصلا ما رو قضاوت نمیکنه. واقعا خدا مثل یه معلم بیییینهااایت عاشق و دلسوزه که هرررگز برای خطامون ما رو سرزنش نمیکنه.
خب من ایران گردی میکنم، تولید محتوا میکنم، مینویسم، ویدیو میسازم و آدم بسیار بسیار شادی هستم. عاشق خودمم و خدای بینظیرم هستم، خداروسپاس گزارم. ??
یادمه همین شهریور امسال رفتم خانه ی عموم واسه شام نذری که کرده بودند، محرم بود، خب تازه از سفر برگشته بودم
عموی من سه سالی هست که فوت کرده بعد از گپ و گفتگو و خاطرات سفرم با فامیل های دوست داشتنیم، اتفاقی یکی از دختر عموهای خوشگلم را دیدم که مادر سه فرزند و هر کدومشون الان یک جای زیبا و محشر کره ی زمینن، ? نه! ? مگه میشه
چهره اش هنوز گرفته اس و به نظر حسابی بعد از سه سال! هنوز تو فکر از دست دادن عموست، من که واقعا نمیفهمم
رفتم ازش پرسیدم، قبل سوالم داشت ازم تعریف میکرد از سفرهام از شجاعتم، از نوشتن هام …
در حضور دخترعموهای دیگه ام، با یک لحن فان بهش گفتم چرا باید این همه ناراحت باشی؟؟؟
گفت میدونی چیه “محمد”؛ روشو کرد پایین و با یک صدایی که انگار از ته چاهه ?
دیگه عموت نیست! دلم براش خیلیی تنگ شده
خب اون لحظه اینجور قضاوت کردم با دید خودم؛ ” این احمقانه ترین چیز ممکنی بود که شنیدم.”
من میدونم که ما اومدیم به یک مهمونی کوچیک تا نهایت لذت را ازش ببریم، من میدونم که باید شاد باشیم، من میدونم که ثروتمند بودن طبیعیه، در سلامتی کامل بودن طبیعیه، آرامش داشتن، ارتباطات قوی با خودت با خدای خودت با طبیعت با آدما داشتن طبیعیه، من میدونم که میدونم
اما اون چی، اینا را میدونه؟!
من داشتم با دید خودم به ناراحتیش نگاه میکردم، اما بهتر این بود فکر کنم که بغلش میکردم و یک جمله مثبت که اون لحظه میاد تو ذهنم میگفتم. همین
استاد ممنونم.
ممنونم، یک نکته ای را توی این فایل یاد گرفتم که از همین الان تا الانی که ١۵٠ صفحه از کتابم را نوشتم پیاده اش میکنم و باعث میشه که خیلی خیلی بیشتر ى بهتر کتابم خواندنی تر بشه چون دیگه قرار قضاوتی باشه.
وای خدای من چقدررررر تغییررر کردم، چقدرررر بزرگ شدم
چقدرررر به ثروتمند بودنم باورش را ساختم، چقدررر تغییرات
شگفت انگیزه
مسحور کننده اس
این منم
آره منم، آقای ثروتمند و مستر هپی و خوش خنده ی، ” محمد فتحی ”
خیلییی دوستون دارم
و واسه هر کسی که این پیام را میخوانه، میخوام بگم که، آره، آره
” همه چی باور ” “همه چیز نگرش است” “زندگی تو به دست باورهای غالب و فرکانس هایی که در هر لحظه به جهان هستی میفرستی، خلق میشه، تو خالقی دقیقا مثل خدای بزرگ و منان، که تنها منبع ثروت، خوشبختی، آرامش، سلامتی، و هر چیز نیکوی دیگه است”
فرصت را غنیمت بشماریم
اهدافمون را دقیق تر بشناسیم، یک چشم انداز با یک وضوح، حرکت کنیم هر روز کافیه یک قدم به سمت خواسته امون جلو بریم، هر روز بهتر از روز گذشته. و بعد از یک سال میبینی که ٣۶۵ گام رو به جلو داشتی و اون زمان تو دیگه اون آدم سابق نیستی، تو الان ارزشمندتری تو گران بهاتری. تو محبوب تر شدی نزد خدا. تو ثروتمندتری چیزی که بودی فقط تکاملت را طی کردی… .
در پناه الله شادتر در سلامتی کامل تر و ثروتمندتر باشید.
بنام خالق زیبایی ها
با سلام خدمت استار بزرگوارم و خانم شایسته ی عزیز و همه ی دوستان
استاد این چندوقتی که همش صبح شب دارم میام سایت و در طول روز هم کلا فقط صدای شما رو گوش میدم یه اتفاقی افتاده که برای خودم خیلییییییی مثبته اونم اینکه صدای ذهن نجواگرم خیلی کم شده مخصوصا وقتی که دارم درسم رو میخونم وصدای شما هم پخش میشه تمرکز حواسم خیلی رفته بالا(چیزی که این چند وقت همش از خدا میخواستم) حالا جالبه استاد از بس صبح تا شب روابط عاشقانه ی شما و خانوم شایسته ی عزیز رو تحسین میکنم و فایل های سفر به دور آمریکا رو میبینم دیشب خوابتون رو دیدم چقدر آرامش بخش بود چقدر زیبا بود کلی تو ساحل قدم زدیم عکس گرفتیم اینقدر قشنگ میخندیدن الان که دارم مینویسم اشکم در اومد استاد مرسی که هستین
در مورد این فایل بگم که پریشب من داشتم با خواهرم حرف میزدم که نمیدونم چرا فلان موقع فلان کار رو انجام ندادم بعدش که یکم حرف زدیم خواهرم درست میگفت کم کاری از من بود اما به قول شما من بعد اینکه فهمیدم اشتباه از من بود کلی براش دلیل آوردم که آره بخاطر فلان چیز و فلانی بود وداشتم اشتباه خودم رو توجیح میکردم صبح که بیدار شدم دیدم شما تو اینستاگرام تون یه فایل گزاشتین در مورد قضاوت نکردن خود (حالا جالبه من همیشه اول سایت رو چک میکردم اما دیروز سایت کار نمیکرد) دیگه اومدم گوشش دادم دو بار یه بار گوشش دادم و چقدر عالی بود چقدر کامل و همه چیز برام واضح شد
ما چقدر راحت بقیه رو قضاوت میکنیم چقدر راحت انتقاد میکنیم ولی وقتی به خودمون میرسه واسه خودمون کلی دلیل و مدرک میاریم که نه من دلیل داشتم و فلان و…
خدایا شکرت چقدر من این همزمانی ها رو دوست دارم تو همواره هدایت میکنی ما در پرتو نور الهی قرار داریم
استاد منم الان تصمیم گرفتم که در مورد هرکسی حتی خودم زمانی که بخوام قضاوت کنم باید خودم رو در شرایط اون تصور کنم و الان که فکرمیکنم البته قبلا هم به این نتیجه رسیده بودم تا حدودی در مورد دیگران(البته نه اینقدر عمیق) ولی در مورد خودم نه فکرمیکردم میتونم خودم رو قضاوت کنم و استاد چقدر زیبا گفتین در مورد قرآن و تاریخ ما باید هر چیزی رو بسته به شرایطش ببینیم نه این که وقتی تموم شد 100 سال بعد بیایم نظر بدیم که درسته یا غلط؟؟
الهی شکرت بابت آگاهی های هر روزی که بهم میدی وظرف وجودیم را بزرگتر میسازی استاد عاشقتم
در پناه حق
به نام خالق وجودم
به نام خالق استادعباسمنش عزیز ومریم خانم شایسته وهمه ی دوستان عزیزم
خداروبی نهایت سپاسگزارم
هرروزم رو با هدایت به نشانه ی امروز، سرشارازارامش میکنه
واقعا با تک تک واژه های استاد وبسیاری ازکامنت های دوستان به آرامش ودرک عمیقی وصف نشدنی میرسم
چندروز ه که برای ایجاد شغلی درحال انجام کارهایی بودم
مغازه ای روکه درنظر داشتم وازقبل صاحبش قول داده بود بهم اجاره بده. وباهماهنگی که باایشون داشتم شخصی رو برای برآورد هزینه های دیزاین جهت بازدی مغازه بردم
وبا ممانعت ازطرف نگهبان اون مجموعه برخورد کردم وایشون عنوان کردند بنده خدایی که املاک هستن واختیار رهن واجاره وکارهای تجهیزاتی به او سپرده شده ومتوجه شده بودن ی باردیگه من باهماهنگی صاحب مغازه وارد اونجاشدم
به نگهبان تاکید خیلی سفت وسخت داشتن که به هیچ عنوان برای بازدید دررو بازنکنن
خدای من چقدراون لحظه ناراحت شدم. خیلی احساس بدی داشتم
وبه آقای که املاک دارن پیام دادم که اقای فلانی قول مغازه روبه مادادن وباهماهنگی ایشون بازدیدرفتیم
وایشون هم درپاسخم گفتن مغازه رو خیلی وقت پیش به کسی دادم ومیخواهم بعداز مسافرتم کارهای داخلیشو انجام بدم
وصاحب مغازه هم گفتن چون خودشون به ماقول دادن پس سرحرفشون هستن.
ولی اعتراف میکنم که اون لحظه نتونستم به شیوه ی درست کنترل ذهنم روداشته باشم
هم ناراحت بودم ومضطرب وهم احساس میکردم بهم بی احترامی شده واین هم دلیلش احساس عدم.لیاقته
آخه املاک هم چندین ساله که مارو میشناسه وبه دلایلی ازما ی ناراحتی داره.
خیلی سعی میکردم افسارذهنم. رو به دست بگیرم وبهش اجازه ندم که آتش رو شعله ورترنکنه
وتا تونستم ایشون رو مورد قضاوت قرارمیدادم
ودیشب درگیری ذهنی با خودم داشتم
امروز صبح بعداز سپاسگزاری وتمرین ستاره ی قطبی
وانجام تمرین سناریونویسی
برای کنترل ذهنم واینکه خودمو. آروم کنم
طبق روال برای هدایتم دنبال نشنانه امروز رفتم
خدای بزرگ دقیقا به اون موضوعی که نیاز بود هدایتم کرد به فایل قضاوت نکردن
خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم که با آگاهی هایی که توسط استاد عزیز وکامنت های دوستانم بهم میدی درمسیر درست فرارمیگیرم
سپاس بابت آگاهی های امروزم
سپاس بابت آرامش درونم
سپاس بابت تغییر زاویه ی دیدم نسبت به افراد
سپاس بابت انجام دادن قسمت خودم و رها کردن موضوع وقسمت خدارو به خودش بسپرم
سپاس بابت اینکه ازهیچ کسی جز خداوند انتظارنداشته باشم
خدای عزیزم ازت میخوام که درهای نعمت وثروتت رو به رویم بازکنی
خدا یاازت میخوام درادامه ی مسیر حمایتم کنی ودل آدما رو نسبت بهم گرم ونرم کنی
برای همه ی اعضای این سایت بهشتی ازخداوند متعال سلامتی نعمت شادابی ثروت وسعادت خواهانم
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
درود خدمت استاد جان عزیزم و مریم بانوی مهربان و زیبا و همچنین دوستان عزیزتر از جانم
خداوند رو خیلی سپاسگزارم که من رو با شما آشنا کرد و از خود خداوند میخواهم که بتوانم هر روز قدمی هرچند کوچک در این راه بردارم .
این فایل ارزشمند نشانه امروز من بود . قضاوت نکردن و مقایسه نکردن .
درست چند روز پیاپی هست که چنین نشانه هایی برای من داره میاد و فکر میکنم چون در این چند روز من خودم رو خیلی زیاد قضاوت کردم و غافل از اینکه اینها همه از بازی های ذهن من نشات میگیره از اینکه ذهنم مدام میخواد بگه تو به اندازه کافی خوب نیستی و مدام میخواد منو گیر بندازه ولی خدا رو هزاران مرتبه شکر با اینکه در چنین مواقعی واقعا حال دلم بد میشه به خودم میگم تو ادامه بده و به این حرفها گوش نکن . هر روز بهتر از دیروزت بشو . از حرفهای استاد استفاده کن . تغییر کن . تغییر .
امروز قبل از اینکه این فایل ارزشمند رو ببینم به خودم قول دادم رفتار خودم رو درست کنم و نیتم رو صاف کنم در مقابل کسی که فکر میکنم در مورد من رفتار درستی نداره . اصلا ایشون رو قضاوت نکنم و فقط کاری رو که درسته انجام بدم . خدمتی رو که مسئولیتش رو پذیرفتم انجام بدهم و ذهنم رو کنترل کنم در واقع تقوا پیشه کنم . از افکار منفی دوری کنم .
و بعد این فایل زیبا رو دیدم و فایل دومی هم که دوباره در مورد همین موضوع هست .
و استاد درست میگن که باید ما مدام فایلها رو گوش کنیم چون انسان واقعا فراموشکار هست و ممکنه که غفلت کنه و یادش بره که نباید نه خودش رو قضاوت کنه و نه دیگران رو .
باز هم سپاسگزارم بابت این فایل ارزشمند که دنیایی از خودشناسی و آگاهی در بر داشت .
براتون بهترینها رو از خداوند متعال خواستارم .
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
واقعاً مثالهای استاد قابل تحسین هست از صدام حسین و از هیتلر و از کسان دیگری که مورد قضاوت در تاریخ قرار گرفته اند!
تا انسان در شرایط یک انسان دیگر قرار نگیره نباید قضاوت بکنه و هر انسانی تغییر میکنه و هر لحظه انسان در حال تغییر هست و تفاوت ما با ورژن سال بعدمون در شکل ظاهرمون نیست در باورهایی هست که در حال تغییر هستند!
چقدر ماها یک انسانی را که در حال اعدام بود را بارها سرزنش کردیم که مثلا این فرد چرا مرتکب فلان قتل شده و بعدش که بررسی میکنیم می بینیم که این قتل بخاطر یک ضربه ای که ناخواسته بوده و در اثر عصبانیت و عدم کنترل ذهن بوده صورت گرفته!
و خود ما هم بارها در شرایط مشابه قرار گرفتیم و کنترل ذهن از دستمون خارج شد و نزدیک بود حتی مرتکب یک خطای بزرگ مثل قتل بشویم !
پس قضاوت کردن دیگران در صورتی که در شرایط آنها قرار نگرفته ایم اشتباه هست!
بارها دیگران را برای کارهایی مثل تجاوز به یک دختر یا پسر سرزنش کردیم در حالی که در موقعیت آن شخص قرار نگرفته ایم که اون شخص از لحاظ روحی و عاطفی و خانوادگی درچه حالی بوده و چه خلع هایی داشته و شاید خودش هم قبلا مورد تجاوز قرار گرفته که مرتکب این عمل شده؛
و بارها دیگران را به خاطر رفتار زشت و تندی که با ماداشتند قضاوت کردیم و هیچوقت پیش خودمان فکر نکردیم که اون شخص از لحاظ درونی در چه حالی بوده ویا چه اتفاقی برایش افتاده که این رفتار را با ما داشته!
ما همیشه دولت راو همه مدیران و هرکس که مسولیتی در جایی داشته را قضاوت کردیم و هیچ گاه به خودمان نگفتیم که ما تا الان در زندگی چند نفر را مدیریت کردیم و چه مسولیتی داشتیم ؟!
و باید این عارضه را در درون خودمان شناسایی و درمان کنیم و هیچوقت هیچ انسانی را بدون شناخت شرایطی که در آن بوده قضاوت نکنیم؛
بیشتر قضاوت هایی که ما از بیشتر افراد و دولت ها و کشورها داشتیم بوسیله باورهایی بوده که رسانه های جمعی و اخبار در درون ما شکل داده اند و بیشتر آنها را بدون شناخت کامل مورد قضاوت قرار داده ایم!
و باید بدون اطلاع کامل و جامع هیچ شخص یا جمعی را مورد قضاوت قرار ندهیم؛
سلام استاد عزیز
تقریبا 3 ماهه که شما رو میشناسم و توی این مدت کم جهان افکارم زیر و رو شده! موضوعاتی رو که در این فایل گفتین قبلا به شکل دیگه ای تو کتاب «نیمه ی تاریک وجود» خوندم اما الان درک بیشتری از این موضوعات دارم. به همین خاطر با شوق تا آخر این ویدیو رو دیدم و مسلما بعدا بارها و بارها میبینمش.
میخوام یکی از تجربیات خودم رو در مورد این موضوع بگم. چند سال پیش وقتی کتاب «نیمه ی تاریک وجود» رو خوندم، وارد مرحله ی جدیدی از زندگیم شدم. من تونستم نیمه ی تاریک وجود خودم رو (همون اشتباهات و ویژگی های بدی که استاد توی این ویدیو گفتن) بیشتر بپذیرم. هر چی بیشتر نیمه ی تاریک وجود خودمو شناختم و پذیرفتم، کمتر از دست دیگران ناراحت شدم، بیشتر بخشیدمشون و کمتر قضاوت کردم. البته اصلا ادعا نمیکنم که دیگه هیچکس رو قضاوت نکردم. فقط کمتر شد.
مثلا یک نفر بود که به من حسادت میکرد و سعی میکرد برای من مشکل ایجاد کنه. من چند سال از اون آدم کینه به دل داشتم. بعدها وقتی که به خودم دقت کردم، دیدم که اگرچه حسادت ویژگی بارز من نیست( یعنی من به حسودی کردن معروف نیستم) اما من هم تو زندگیم بارها حسودی کردم. بنابراین دلیلی نداره از اون فرد کینه داشته باشم. درک کردن این موضوع اولش کمی سخت بود. پذیرفتن حسادتی که در وجود خودم انکارش کرده بودم سخت بود اما بالاخره شد و من تونستم اون فرد رو ببخشم. اون موقع چیزی درباره ی مدار و فرکانس نمیدونستم اما الان میفهمم که وقتی من اون آدم رو بخشیدم، وقتی فرکانسم عوض شد، رفتار اون فرد هم با من تغییر کرد. نه اینکه خیلی خوب شده باشه اما تقریبا خنثی شد. دیگه خیلی سعی نمیکرد مشکلی برای من ایجاد کنه، حتی گاهی اوقات رفتار کاملا مثبتی با من داشت.
وقتی که قضاوت نمیکنیم، وقتی خودمونو جای دیگران میذاریم و زمانی که فرکانسمون تغییر میکنه، رفتار آدمها هم با ما تغییر میکنه. این فقط یکی از خوبیهای قضاوت نکردنه. امیدوارم در این زمینه به آگاهی و درک بیشتری برسم چون هنوز خیلی راه دارم…
استاد بابت این ویدیوی عالی خیلی ممنونم.
شب و روزتون به خیر
سلام
استاد عزیز و درود بر همه تکاوران اندیشه….
تشکر میکنم از خانوم شایسته برای زحماتشون….
به نظر من وقتی ما باور داشته باشیم که هیچ کس نمیتونه در زندگی ما تاثیر بزاره و ما خودمون هستیم که زندگیمونو میسازیم و البته به گفته خود استاد ما از تاثیر گذاشتن تو زندگی مردم دستمون کوتاهه و نمیتوانیم هیچ کس رو تغییر بدیم ،تمام این حرفها حل شده است ….
خود استاد تو یه فایلی گفتند که ما هر چقدر به یک شخص دیگه توهین کنیم و یا اونو تخریب کنیم اگر اون شخص باورهاش درست باشه باعث پیشرفتش میشه نمونه هاشم هممون هزاران بار دیدیم …
پس دیگه ما که این قانون رو میدونیم دیگه این کارا واقعا بی معنیه ….
اصلا وقت ی که ما بزاریم این موضوعات رو دنبال کنیم از دست رفتست …
من خودم الان حدود یک ساله نه تلویزیون ،اخبار و هیچی نمیبینم اخ که انقدر راحتم اعصابم انقدر راحته ….
به عقیده من ما اگه خیلی هنرمندیم خودمون خوب زندگی کنیم و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنیم ….
ممنون استاد که این مسائل مهم رو برای ما یاداوری میکنید…..
فعلا
سلام استاد جونم.میدونم حالتون فوق العاده خوب هست حال من هم عالی هست به لطف خدا.حقیقی خوب هستم نه مجازی و از این بابت خیلی خوشحالم.
چقدر این فایل بی نظیر بود.اینقدر عالی بود که نمیدونم چی بگم.همین حرفهای بی نظیر و پر معنا و مفهومتون هست که شمارو از بقیه متمایز میکنه.انقدر نگاهتون متفاوت و زیباست که وقتی صحبت میکنید محو حرفهاتون میشم.
همیشه وقتی میخوام کسی رو به دلایلی توی ذهنم قضاوت کنم یاد حدیثی از پیامبر می افتم که گفتن : اگه کسی خطایی کرد و باعث شد خشمگین یا ناراحت بشی تا 70 مرتبه براش دلیل بیار و توجیهش کن و اگه بعد از 70 مرتبه نتونستی خودت رو قانع کنی و به دیگران در مورد رفتار اون شخص گفتی بدون که اون شخص که نه بلکه تو لایق سرزنش و ملامت هستی که نتونستی پرده پوشی کنی و عیب اون آدم رو فاش کردی.
خیلی وقت هست که دارم روی خودم کار میکنم استاد تا دیگران رو قضاوت نکنم یه جورایی خیلی میترسم از قضاوت کردن.چون میدونم که بدون چون و چرا دچارش میشم.باز هم یاد حدیث امام صادق می افتم که میگه اگه کسی رو به دلیل کارش منع کردی نمی میری تا به همون کار یا رفتار دچار بشی.میدونین استاد قضاوت کردن تو ذهنم تبدیل به رنج شده اونقدر ازش می ترسم که میدونم حتی بدون لحظه ای درنگ اتفاق می افته برای همین سعی میکنم سمتش نرم.
همین چند روز پیش دیدم یه بنده خدایی زیر عکس هنرپیشه ترکی مورد علاقه ام یه مطلب طولانی نوشته پر از ناسزا و حرفهای رکیک.خیلی دلم گرفت چون به ناحق نوشته بود اون هم تنها به این دلیل که هنرپیشه مورد علاقه ام خیلی عاشقانه توی فیلم رفتار کرده بود و از دید این آدم که تنها تماشاچی بود این رفتار برازنده یک هنرپیشه نبود و هزاران چیز دیگه.اولش خیلی مصمم شدم که براش تنها یک جمله بنویسم که : از کوزه همون برون تراود که در اوست.ذهنم رو به شدت درگیر کرده بود چون نسبت به آدمهایی که دوستشون دارم خیلی از مواقع حساس میشم.از شب تا صبح فکر کردم و آخر سر پشیمون شدم از نوشتن براش.فقط به یه دلیل .با خودم گفتم حتما توی اون لحظه که صحنه های فیلم رو دیده توی ذهنش خاطرات عشق خودش زنده شده براش و از کوره در رفته و اینطوری نوشته شاید هم هنوز به عشق مبتلا نشده یا هزارتا دلیل دیگه.استاد واقعا آروم شدم با فکر کردن به این توجیه هات و بعدش گفتم آره همینه وقتی رفتار آدمهارو توجیه میکنی به هر شکلی اولین کسی که حالش خوب میشه خودت هستی و کائنات بلافاصله جواب این فکر خوب رو بهت میده.لااقل برای من که اینطور هست.
هرروز سعی میکنم به خودم یادآوری کنم که مریم خدا تو رو قضاوت نمیکنه و تمام عیب ها و خطاهای تورور از دیگران مخفی میکنه تو هم باید یاد بگیری که پرده پوشی کنی و چشمهات رو ببندی روی خیلی از چیزها.
امیدوارم روزی برسه که قضاوت نکردن آدمها مثل نفس کشیدن برامون مهم بشه…
خیلیییییی زیاد دوستتون دارم استاد.توی قلبها جای دارین و از خدا میخوام که تا لحظه ای که زنده هستم بتونم شاگردتون باشم و به تک تک آموزه هاتون عمل کنم تا خوشبت باقی بمونم و دنیای اطرافم رو پر از خوشبختی کنم
سلام
این اولین کامنتی هست که میگذارم که البته دلیلش را هم میدونم.
دانستن این مطالب خودش قدم بزرگیه اما کافی نیست. واقعا سخته که قضاوت از سرمون بیفته، مثل فنر می مونه، سعی می کنیم ازش دور بشیم اما بعد از مدت کوتاهی به عادت بد قضاوت کردن دوباره برمی گردیم.
قضاوت دیگران یک مقوله است، اما قضاوت خود از اونم بدتره، چیزیه که حس گناه و رنج را برامون دائمی میکنه، سیستم عصبی مون را مدام تحت فشار قرار میده و همین فشار باعث میشه نتونیم بازم درست تصمیم بگیریم.
واقعا نمیدونم چرا اینقدر سخته بعضی چیزها را رها کنیم. بقول عزیزی انگار دکمه ول کن مون خرابه.
منم مثل استاد و خیلی های دیگه در کودکی، نوجوانی و جوانی و حتی همین الان (البته کمی کمتر) خطا کردم و می کنم و بعضی هاش وحشتناک بوده پس واقعا چه جای قضاوت می مونه؟ و بقول حضرت مسیح کسی که گناه نکرده بیاد سنگ بزنه.
دور از جون جمع، قضاوت کردن غلط زیادیه و نتیجه اش میشه دچار شدن خودمون به اونچه قضاوتش کردیم. ابعادش کوچیک و بزرگ نداره. بعضی ها شاه را قضاوت کردند، هیتلر و … را و الان خودشون از همه اونها، دارند بدتر رفتار می کنند و شاید بهتره بگیم روی اونها را سفید کردند چون به فرموده پیامبر، وقتی کسی را قضاوت می کنیم نمی میریم تا به اون موضوع دچار بشیم.
ممنون از استاد بابت این تلنگر و آگاهی و بیان کامل و رسا.
استاد عزیزم سلام
خیلی به موقع بود این فایل. چون من چند روزی بود که خودمو حسااابی به باد سرزنش و قضاوت گرفته بودم و از خدا خواستم خودش کمکم کنه از این چرخه ی اشتباه بیرون بیام.
فکر کنید سر چه موضوعی؟ نخریدن یک کلاه!!!
اما الان که حرف های شما رو گوش دادم ، به خودم گفتم ببین ملیحه چند درصد آدم ها اینطوری هستن که از کارشون بیرون بیان و بدون هیچ حقوقی تنها با تکیه بر خداوند زندگی کنن و خوش بگذرونن و خرید های خوب بکنن و اتفاقا خدا هم از راه های مختلف براشون پول بفرسته؟ اما تو اینکارو کردی. تو الان 7 ماهه داری اینطوری زندگی میکنی. تو این مدت شبیهتین حالت به زندگی دلخواهتو ، زندگی کردی. بالاترین آزادی که همیییشه آرزوت بودو داشتی. خیلییی بهتر خودتو شناختی . اینا دستاوردهای کمی نیست !! به یاد آوردم که تو این مدت چقدرر آرامشم بیشتر شده و چقدر از لحاظ مالی اطمینانم به خدا بیشتر شده .
اما تو این چند روزه مداام داشتم با بی رحمی خودمو قضاوت میکردم که چرا دو سه مرود خرید رو به اطر قیمتشون و ترس از بی پولی انجام ندادم و میگفتم حالا که تو این کارا رو نکردی پس ایمانتو به خدا نشون ندادی و لایق این نیستی که خدا پولای بیشتری به سمتت بفرسته. و تماااام اون خرج هایی که با ایمان و دل خوش و شجاعانه کرده بودمو خیلییی راحت نادیده گرفتم همین دو سه موردو مداام میکوبیدم تو سر خودم و نمیتونستم خودمو ببخشم.
و یا دوستانی که با بی میلی کارمندی میکردن رو میزدم توی سر خودم که ببین اینا کار میکنن اما تو نمیکنی! اما فراموش کردم که من دارم الان آرزوی دوران کارمندی خودمو برآورده میکنم که آرزوم این بود که از اون کار بیام بیرون و آزاد شم و از ترس بی پولی کار نکنم. آرزوم این بود که با ایمان به خدا زندگی کنم نه کارمندی کردن از ترس بی پولی.و من حالا 7 ماهه که این آرزو رو دارم از فضل الله محقق میکنم
همه اینا رو یادم رفته بود. چیزایی که ازشون وحشت داستم رو باهاش رو به رو شدم و حالا فهمیدم که بدون کار قرار نیست که بی پول بشم یا بدبخت شم.
اینا رو اینجا نوشتم تا دستاوردهاموو برای خودم بلد کنم. ایمانی که تا الان داشتمو برای خودم بلد کنم. مطمعنم که خدا با تحسین نگاهم میکنه و به من افتخار میکنه
خدایا شکرت که هدایتم کردی.
استاد خیلی خوب گفتی که نگاه خدا به ما با مهربونیه و اصلا ما رو قضاوت نمیکنه. واقعا خدا مثل یه معلم بیییینهااایت عاشق و دلسوزه که هرررگز برای خطامون ما رو سرزنش نمیکنه.
خدایا ازت سپاسگذارم که بازم با من حرف زدی
دوستان عزیزم در پناه خدا شاد و موفق باشین ?
سلامممم به همه خوشگلای اینجا
سلام بر استاد و یار، دل انگیزان ???
خب من ایران گردی میکنم، تولید محتوا میکنم، مینویسم، ویدیو میسازم و آدم بسیار بسیار شادی هستم. عاشق خودمم و خدای بینظیرم هستم، خداروسپاس گزارم. ??
یادمه همین شهریور امسال رفتم خانه ی عموم واسه شام نذری که کرده بودند، محرم بود، خب تازه از سفر برگشته بودم
عموی من سه سالی هست که فوت کرده بعد از گپ و گفتگو و خاطرات سفرم با فامیل های دوست داشتنیم، اتفاقی یکی از دختر عموهای خوشگلم را دیدم که مادر سه فرزند و هر کدومشون الان یک جای زیبا و محشر کره ی زمینن، ? نه! ? مگه میشه
چهره اش هنوز گرفته اس و به نظر حسابی بعد از سه سال! هنوز تو فکر از دست دادن عموست، من که واقعا نمیفهمم
رفتم ازش پرسیدم، قبل سوالم داشت ازم تعریف میکرد از سفرهام از شجاعتم، از نوشتن هام …
در حضور دخترعموهای دیگه ام، با یک لحن فان بهش گفتم چرا باید این همه ناراحت باشی؟؟؟
گفت میدونی چیه “محمد”؛ روشو کرد پایین و با یک صدایی که انگار از ته چاهه ?
دیگه عموت نیست! دلم براش خیلیی تنگ شده
خب اون لحظه اینجور قضاوت کردم با دید خودم؛ ” این احمقانه ترین چیز ممکنی بود که شنیدم.”
من میدونم که ما اومدیم به یک مهمونی کوچیک تا نهایت لذت را ازش ببریم، من میدونم که باید شاد باشیم، من میدونم که ثروتمند بودن طبیعیه، در سلامتی کامل بودن طبیعیه، آرامش داشتن، ارتباطات قوی با خودت با خدای خودت با طبیعت با آدما داشتن طبیعیه، من میدونم که میدونم
اما اون چی، اینا را میدونه؟!
من داشتم با دید خودم به ناراحتیش نگاه میکردم، اما بهتر این بود فکر کنم که بغلش میکردم و یک جمله مثبت که اون لحظه میاد تو ذهنم میگفتم. همین
استاد ممنونم.
ممنونم، یک نکته ای را توی این فایل یاد گرفتم که از همین الان تا الانی که ١۵٠ صفحه از کتابم را نوشتم پیاده اش میکنم و باعث میشه که خیلی خیلی بیشتر ى بهتر کتابم خواندنی تر بشه چون دیگه قرار قضاوتی باشه.
وای خدای من چقدررررر تغییررر کردم، چقدرررر بزرگ شدم
چقدرررر به ثروتمند بودنم باورش را ساختم، چقدررر تغییرات
شگفت انگیزه
مسحور کننده اس
این منم
آره منم، آقای ثروتمند و مستر هپی و خوش خنده ی، ” محمد فتحی ”
خیلییی دوستون دارم
و واسه هر کسی که این پیام را میخوانه، میخوام بگم که، آره، آره
” همه چی باور ” “همه چیز نگرش است” “زندگی تو به دست باورهای غالب و فرکانس هایی که در هر لحظه به جهان هستی میفرستی، خلق میشه، تو خالقی دقیقا مثل خدای بزرگ و منان، که تنها منبع ثروت، خوشبختی، آرامش، سلامتی، و هر چیز نیکوی دیگه است”
فرصت را غنیمت بشماریم
اهدافمون را دقیق تر بشناسیم، یک چشم انداز با یک وضوح، حرکت کنیم هر روز کافیه یک قدم به سمت خواسته امون جلو بریم، هر روز بهتر از روز گذشته. و بعد از یک سال میبینی که ٣۶۵ گام رو به جلو داشتی و اون زمان تو دیگه اون آدم سابق نیستی، تو الان ارزشمندتری تو گران بهاتری. تو محبوب تر شدی نزد خدا. تو ثروتمندتری چیزی که بودی فقط تکاملت را طی کردی… .
در پناه الله شادتر در سلامتی کامل تر و ثروتمندتر باشید.
دوستون دارم. ?????
و دوست دارم آیه ای که روزی نیست صدبارررر گوشش ندم، فقط یک لبخند دائمی روی صورتمه وقتی گوشش میدم یا به یادش میوفتم. و اشکی که جاریست …
سوره العنکبوت’
وَمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ﴿۶۴﴾ این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است اى کاش مى دانستند (۶۴)
دوستون دارم. ????❤️?