پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 2 - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 2
    205MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 2
    11MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

914 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ملی گفته:
    مدت عضویت: 1520 روز

    با نام الله شروع میکنم

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و مریم جانم و تمام دوستانی که وقت میزارن و این کامنت های زیبا رو مینویسن

    من اولین بارم هست که برای فایل های رایگان کامنت میزارم، اما موضوع این جلسه منو ترغیب کرد که بنویسیم تا شاید مشکل تکرار شونده در رابطه هام را پیدا کنم و هدایت های خداوند را واضح تر بگیرم.

    چقدر این فایل بجا و به موقع پاسخگوی درخواست من از خداوند بودو این رو از برکت دوره کشف قوانین میبینم، من فقط دو جلسه رو‌گوش دادم و دارم خلق میکنم اتفاقات زندگیم رو دارم دریافت میکنم الهامات خداوند رو خیلی واضح تر از قبل، این دوره معجزه است مثل همه دوره های استاد.

    من 18 سال متاهل بودم و بعد از کار کردن روی خودم حدود 6 سال پیش، با یک دوره به نام boot camping که یک خانم امریکایی پایه گزارش هست، به طرز خیلی شگفت انگیزی 5 سال پیش از همسرم جدا شدم و پارسال که دوره روابط استاد رو تهیه کردم متوجه شدم که چه اتفاقی افتاده که من به راحتی از اون رابطه اشتباه بیرون آمدم، هر چند به علت ادامه ندادن به شیوه ای که یاد گرفته بودم و بازگشت به شخصیت گذشته ام، 1 سال بعد از جدایی، وارد رابطه با مرد متاهلی شدم که بیشتر از 6 ماه طول نکشید و از اون رابطه بیرون آمدم و این همزمان شد با کار کردن من روی خودم با اساتید دیگه ای که در ایران هستن و آرامش و اتفاقات زندگیم دوباره بهتر شد، من با شروع lock down وارد دانشگاه شدم سال 2020 و اوایل سال 2021 با پسر یکی از دوستان قدیمی خانوادگی آشنا شدم که ایشون هم متاهل بودن و یک رابطه دوستی شکل گرفت و بعد از 6 ماه این رابطه جدی تر شد و حدود 6 ماه بعد من با استاد عباس منش آشنا شدم و وارد سایت ایشون شدم در ژانویه 2022 اگر اشتباه نکنم و با دوره 12 قدم شروع کردم و آگاهی هایی که هر جلسه به من داده می‌شد موجب می‌شد که تضاد هامو بشناسم و رابطه ای که درش بودم‌ و هستم یکی از اون تضادهاست.

    من از همسرم جدا شدم به علت خیانت های متعدد، اعتیاد، بی مسیولیتی، و … و نقش قربانی رو به خوبی بازی کردم به مدت 18 سال و شعار بارز من در اون مدت این بود که خیانت کثیف ترین کار دنیاست و قابل بخشش نیست و باور داشتم که مقصر اول مردی هست که دنبال زن های دیگه میره و مقصر دوم زنی هست که پاسخ مثبت به درخواست اون مرد میده و هردو به یک اندازه گناهکارن . اما الان کاری که صددرصد مخالف ارزش های من بود رو دارم انجام میدم و با گذروندن دوره روابط و عزت نفس تاثیراتی در من ایجاد شد که خیلی راضی هستم، مثل وابسته نبودنم به این فرد مثل قبل، شاد بودنم بدون نیاز به حضور ایشون، ارامشم در رابطه با فرزندانم، و با گذروندن دوره شیوه حل مسایل متوجه شدم که پاشنه اشیل من همون حس بی ارزشی و کافی نبودن هست. چون از زمانی که با همسر اولم ازدواج کردم در سن 19 سالگی، شاهد خیانت های ایشون بودم و هر کاری میکردم که زیبایی های منو ببینه اما هرگز ندید و این باور به من القا شد که من کافی نیستم پس زن دیگه ای باید حضور داشته باشه همیشه تا کمبود های منو جبران کنه، و همین باور موجب شده که برخلاف ارزش هام حرکت کنم و تو زندگی با مردهایی برم که زنشون براشون کافی نیست و این حس رو دریافت کنم که من بهترم من کافی ام من با ارزشم، هر چند همراه با عذاب وجدان هست.

    خداروشکر با گذروندن دوره کشف قوانین و جلسه قبل و این جلسه از فایلهای رایگان موجب شد که تکرار این مسیله پررنگ‌ تر بشه برام و با گذاشتن شرط هایی مثل رضایت همسر اولشون، رضایت خانوادشون برای ادامه رابطه، الان حدودا دو ماه هست که این رابطه در حد دوستی هست و چون هنوز قدرت تموم کردن رو نداشتم در مقابل عشق و وابستگی شدیدی که ایشون دارن نسبت به من، با گذاشتن این شرط ها شروع کردم و نداشتن رابطه جدی با ایشون که به لطف خداوند با پیدا کردن ترمزهای ذهنم حتما این مسیله پایان خوشی خواهد داشت.

    و مشکلی که الان باهاش مواجهشدم اینه که ایشون رضایت خانواده و همسرش رو داره الان و این موضوع منو به شک انداخته که آیا هدایت های خداوند به سمت ازدواج با این فرد هست یا نه. هنوز برام واضح نیست، اما با خواسته من که دوست ندارم همسر دوم کسی باشم مغایره و چون هنوز مطمین نیستم، رابطم رو در حد دوستی نگه داشتم، هالیدی بوک کرده بودیم به ترکیه کنسل کردم، هر چند میگه همسرم اکی هست ولی من اکی نیستم، با اینکه کل پول هالیدی هم از دست میره، ولی مهم نیست، باید روی خودم کار کنم تا ادوره کشف قوانین رو‌ کامل کنم تا هدایت های خداوند رو به وضوح بگیرم و حتما ترمزهای ذهنم رو‌پیدا خواهم کرد.

    ممنون میشم اگر استاد در رابطه با این مسیله توضیح بیشتری بدن و ممنون میشم از دوستان اگر شرایطی شبیه به شرایط من دارن راهنمایی کنن لطفا…

    از فایل جلسه قبل من این کامنت رو بارها نوشتم ‌‌و پاک کردم چون ‌‌جرات خود افشایی نداشتم، از قضاوت شدن میترسیدم، از روبرو شدن با خودم و اشتباهاتم در حضور همه میترسیدم، یه دعایی هست که نمیدونم از کی و کجا شنیدم اما مفهومش این بود که بعد از نماز به خدا بگید که «خدایا ممنونم که منو بهتر از اون چیزی که هستم به دیگران نشون میدی »، احساس میکنم این دعا یه باور غلط رو در من شکل داده نمیدونم

    بهرحال امروز یه حسی گفت بنویس و نوشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      حاج عباس گفته:
      مدت عضویت: 1546 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام و درود

      کامنت شما رو خوندم و بهتون تبریک میگم بابت شجاعتتون در مورد بیان احساساتتون

      شجاعتی که من ندارمش

      و در بخشی دیگه از وجودم غروری هست که نمیذاره بنویسم حتی این غرور اجازه نمیده موفقیت هامو بیان کنم

      ولی همین اعتراف به نتوانستن و نداشتنِ شجاعت یک گام بزرگی هست که در آینده بتوانم منم بنویسم از ضعف هام از ترس هام

      این غرور به حدی بوده که وقتی در دلم از موفقیت دوستان خوشحال میشدم و در دلم به آنها تبریک میگفتم متأسفانه اجازه نمیداد بیام اینجا و بهشون تبریک بگم و براشون بنویسم و کامنت بذارم

      حتی تا امروز این غرور اجازه نمیداد از استاد تشکر کنم و به بچه ها ستاره بدم

      اومدم اینجا نوشتم تا اولین قدم ها رو بردارم برای پای گذاشتن روی غرورم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        ملی گفته:
        مدت عضویت: 1520 روز

        ممنونم دوست عزیز از کامنت خوبتون.

        هر قدمی که بر میداریم و با ترس هامون روبرو میشیم چندین قدم به موفقیت نزدیکتر میشیم.

        و مسلما هر جا که داریم درجا میزنیم همونجا پاشنه اشیلمون هست که باید بیشتر روش تمرکز کنیم، و برای شما هم احتمالا برمیگرده به حس لیاقت ‌خود ارزشی‌تون که اکثر ما انسان‌ها درگیرش هستیم و امیدوارم به زودی این مهم‌ترین و اصلی ترین مسیله زندگیمون بهبود داده بشه

        موفق و پیروز باشید ️

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مژگان اکرامی گفته:
    مدت عضویت: 1020 روز

    سلام به استاد عزیزم

    یه الگو که پیدا کردن در روابطم اینکه تمام افرادی که من باهاشون در ارتباط هستم سطح مالی متوسط رو به پایین دارند

    همکاری با ادم هایی که توقع دارند من با یه قیمت پایین واسشون کاری را انجام بدم

    خیلی دارم رو این موضوع فکر میکنم بازهم پیدا کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  3. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1856 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    چه الگوهای تکرار شونده ای درباره روابط، در زندگی شما هست؟

    برای پاسخ دقیق تر به سوال، به این جوانب فکر کن که: آیا می توانی یک سری الگوهای مشابه یا ویژگی های مشترک را در رفتار یا شخصیت آدمهایی پیدا کنی که با آنها در ارتباط هستی؟

    خواه روابط عاشقانه؛ روابط خانوادگی؛ روابط دوستی؛ روابط اجتماعی یا روابط کاری و…

    خوب اول بگم که به لطف الله یکتا رابطه من با خانواده م با آموزش های استاد بسیار بسیار بهتر و عاشقانه تر از قبل شده

    منتهی دو تا الگوی مشابه در ارتباط با دوستانم و ارتباط عاطفی دارم

    تقریبا ارتباطات عاطفی من ( هم دوستان هم رابطه عاطفی partnership) همیشه با یه هیجان خاصی شروع میشن انطوری که واااای ا چقدر بهم میایم , کاش فلان تایم با هم بودیم , وای چقدر ما همدیگه رو دوست داریم

    بعد یه اتفاقی میفته آ اول همه چیز خیلی عالیه , خیلی خوش میگذره

    اصلا من رو ابرها هستم و مرتب شاکر خداوند هستم که همچین رابطه ای رو به من داده

    اماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    از یه جایی که میگذره ( مثلا چند ماه ) , من شروع میکنم به مشرک شدن , وابسته شدن , چسبیدن به طرف , دور شدن از روحم , توقعات بیش از حد , احساس کمبود که آقا فقط همین هست و دگر هیچ نیست و ………

    و اینطوری میشه که رابطه میفته تو سرازیری و من شروع میکنم به باج دادن و تجربه عمیق ترین احساسات بد

    و نتیجه ش رو میتونید حدس بزنید

    احساس بد = اتفاقات بد و انقدر این لوپ ادامه پیدا میکنه که :آمد برسرم از آنچه میترسیدم میشه تجربه

    ضمنا من در رابطه خیلی اوقات میخوام طرفم رو راضی کنم ( شرک )

    میخوام از دستش ندم ( شرک)

    از حد و حدودم عبور میکنم ( شرک )

    و نتیجه ؟

    توضیح واضحات = پایان رابطه به بدترین حالت ممکن

    ( خودم از این حجم از خود افشایی در عجبم ولی راهی نیست جز مکتوب کردن و نوشتن و نوشتن تا باگ ها دربیان و حل بشن ….)

    و السلام…..

    با عشق , ادامه دارد…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    مرتضی جهانگیری گفته:
    مدت عضویت: 1467 روز

    سلام خدمت شما استاد عزیز و بزرگوارم استاد عباس منش عزیز و سرکار خانم شایسته عزیز

    خدارو شکر میکنم که در هر لحظه با آموزش های شما به آگاهی های من اضافه میشه و یک سری باورهای مخرب یا غلط رو شناسایی میکنم خدارو 1٠٠ هزار مرتبه شکر.

    من در گذشته یه سری باور های تکرار شونده داشتم که بقول شما استاد عزیزم فکر میکردم و باورم شده بود که این باور ها طبیعی پیش میاد و ممکنه برای هر شخص اتفاق بیوفته و اصلا به موضوع نگاه عمیق نمیکردم و اگر شخص دیگه ایی برعکس اتفاقی که برای من میوفتاد براش پیش میومد، میگفتم؛ برای این شخص اینطوری و برای من نه و با این باور به سادکی از کنار این موضوع میگذشتم و به خودم میگفتم حتما چون من مثلا علم اینکارو نداشتم اتفاق برای من افتاده.

    بطور مثال، چون روند افزایش قیمت دلار در ایران بطور میانگین همیشه رو به افزایش بوده تا کاهش، من یه گوشی آیفون 11 خریدم و اول حسم این بود که هم یه گوشی عالی دارم و هم اینکه قیمت گوشی من افزایش پیدا خواهد کرد . و اینم بگم من تا قبل خرید گوشی آیفون زیاد به روند قیمت دلار کاری نداشتم. اما از وقتی این گوشی رو خریدم حداقل هر یک روز درمیون قیمت دلار رو چک میکردم و جالبه بدونین که قیمت دلار هر روز کمتر میشد.

    و باور مثل گذشته که در درون من بود که کافیه من فلان چیز رو بخرم ، کلاااا ارزون میشه و ارزشش کمتر میشه. و جالبتر از همه این اتفاق برام میوفتاد.

    و یا اینکه هر پقت من جایی لستخدام میشم کلاا دپارتمان اون مجموعه شروع به تغییر میکنه و برای من جز ضرر چیزی نداشت. مثال هایی شبیه به این ها.

    اما از روزی که شروع به تغییر باور هام کردم و نکاهمو و کانون توجهمو به نکات موبت و هپبی و زیبایی ها خودم و اطرافم انداختم باز هم طبق فرمایشات شما استاد عزیزم و طبق قوانین جهان همه چیز به شکای رقم خورد و یا بهتر بگم بیشترین شکلی رو رقم زدم که خودم باورش کردم و ساختم.

    خدارو شکر میکنم و سپاسگذار شما استاد عزیزم هستم که به من و ما یاد دادین چطور مسیر زندگی و مسیر رسیدن به خواسته هامونو با توکل به الله و همچنین انجام تمریناتی که دادین بسازیم.

    براتون بهترین هارو آرزو میکنم و هنیشه مثل همیشه شاد باشین و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2122 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    خیلی خوشحالم که با اتفاقاتی که افتاد به این سلسله فایل ها هدایت شدم و با اینکه خیلی سخته اما دارم یک خودافشایی اساسی میکنم و بیل رو برداشتم و دارم ذهن و باورهام رو کندوکاو میکنم و می‌خوام در پایان این فایل ها به یک جمع بندی اساسی برسم چون احساس میکنم راه رو بلدم ماشینم برای رفتن آماده است باکش پر از سوخت هست اما من پای رفتن و نشستن پشت فرمون رو ندارم و می‌خوام به یک خودشناسی عمیق برسم و بعد سوار ماشین بشم و به سمت اهدافم بتازم.

    چه الگوهای تکرار شونده ای در روابط شما وجود دارد؟

    آدم هایی که به عنوان کارمند وارد کسب و کار من می‌شدند به شدت آدم های ضعیفی بودند آ‌دم هایی بودند که همیشه محتاج پول بودند یعنی من باهاشون قرار گذاشته بودم که هفته ای حقوقشون رو پرداخت کنم و اون ها همیشه زودتر از موعد مقرر از من درخواست پول میکردند و من اوایل از این موضوع لذت می‌بردم یعنی از اینکه دارم به بقیه کمک میکنم و زودتر حقوقشون رو پرداخت میکنم لذت می‌بردم اما کم کم دیدم این موضوع داره خیلی اعصابم رو بهم میریزه اولش سعی کردم اینطور خودم رو قانع کنم که اوضاع اقتصادی مردم خرابه و این بندگان خدا هم حق دارند اما دیدم خیلی این موضوع داره تکرار میشه بنابراین اون کارمندان رو اخراج کردم و چندتا کارمند دیگه استخدام کردم و در کمال تعجب دیدم این ها هم دقیقا درخواست پرداخت حقوق زودتر از موعد رو‌دارند و خیلی دلم میخواست بفهمم ایراد کارم کجاست و فهمیدم که ایراد از خودم بود چون خودم میخواستم کارمندانی داشته باشم که وابسته به من باشند ضعیف باشند تا بتونم کنترلشون کنم تا در کسب و کار بهم خیانت نکنند و کلی از این باورهای مخرب دیگه و در بین همکارانم هم یه درصد خیلی بالایی از افراد هستن که توی زندگیشون یه مشکلی دارند یا روابط زناشویی خوبی ندارند یا روابط بسیار بدی با بچه هاشون دارن یا نمیتونن ازدواج کنند و همه ی همکارانم از لحاظ مالی به شدت ضعیف و خیلی ترسو هستند اکثرا به اتفاقات روزمره مثل قیمت دلار و گرانی و …بسیار زیاد اهمیت و واکنش نشون میدن و همه ی صحبت هاشون راجبه این مسائل هست.

    در کسب و کار شخصی خودم هم همه ی مشتری هام بی پول هستن و پرداخت دستمزد من براشون سخته حتی اگر یک مشتری ثروتمند هم داشته باشم وقتی به من میرسه خیلی خسیس میشه با اینکه میبینم خیلی راحت برای سایر مسائل دیگه اش هزینه می‌کنه اما وقتی دستمزدم رو بهش میگم خیلی سختشه که پرداخت کنه و کلی غر میزنه.

    در روابط زناشویی هم همسرم بسیار نیاز به توجه و حمایت داره و گاهی باهم بحث میکنیم که چرا من همش سرم توی گوشیه ،گاهی اوقات هم وقتی میخواد کاری انجام بده همش میگه تو باید پشتم باشی مراقبم باشی حمایتم کنی و …و طوری شده که خودش به تنهایی جایی نمیره حتی به تنهایی سوار اسنپ نمیشه و اگه بخواد جایی بره من باید حتما ببرمش و بیارمش،من نباید توی خونه تنها باشم یا اگه جایی میرم حتما باید با ایشون هماهنگ کنم من آرزو دارم تنهایی سفر کنم و الان بیش از ده ساله که این آرزو همچنان یه آرزو مونده چون روزی که من تنهایی برم سفر قطعا اون روز جنگ جهانی سوم اتفاق خواهد افتاد…

    در واقع اگه بخوام دقیق تر بگم خواسته ها و نظرات من برای کسی اهمیتی نداره و این الگو در کودکی و رفتار پدر و مادرم هم با من بود و یادمه همیشه هیچکس نظر من رو نمیپرسید و الان هم این موضوع در روابط من هم داره تکرار میشه و هروقت حرف از تنهایی و سفر و این چیزا میزنم همسرم گارد شدید میگیره و مخالفت می‌کنه و میگه تو دیگه متاهل شدی و این کارها رو باید زمان مجردی انجام میدادی توی محل کار هم همیشه برای من اضافه کاری اجباری در نظر میگیرند با اینکه بارها گفتم من تمایلی به اضافه کاری و شب کاری و …ندارم و برای من شیفت اضافه قرار ندید اما به حرف من اهمیت داده نمیشه و این موضوعات خیلی داره من رو آزار میده در مجموع اگر بخوام الگوهای روابطم رو تیتر وار بنویسم:

    رابطه با افراد ضعیف از لحاظ مالی

    رابطه با افراد ضعیف نیازمند حمایت گری

    رابطه با افرادی که برای من و خواسته هام ارزشی قائل نیستند

    رابطه با افراد خسیس

    رابطه با افراد ترسو و واکنش گرا به مسائلی که تغییر آن ها در حوزه اختیارات خودشون نیست

    رابطه با افرادی که در زندگی زناشویی و رابطه با فرزند خیلی مشکل دارن.

    ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    محسن مله گفته:
    مدت عضویت: 1370 روز

    سلام به استاد عزیز

    من الگوهایی که در زمینه شغلیم برام اتفاق افتاد در مورد همکاری که با من کار میکرد من تو زمینه ساخت و ساز یا قبلا نجاری بود من استاد بودم ولی اونا به عنوان کارگر بودن ولی این درامدی که در میاوردیم شریکی برابر میکردم و این تا الانم با من هست که دقیقا بهش افتادم حالا درسته که داداشم هستن ولی از اون یکی داداش جدا شدم این داداش کوچیکترم باز با من کار میکنه و اونم تو زمینه کاری حداقل مثل من کار نمیکنه بفکر کار نیست ولی دستمزد برابر دریافت میکنیم

    یا تو زمینه ارتباط با دختر یا خانوم هایی که قبلا داشتم تقریبا همشون خیلی وابسته میشن و همش هم رابطه جنسی بالا میخوان و ازادی من رو میگیرن که به خاطر همین که من دوست ندارم ازادیم بواسطه هر چیزی گرفته بشه ازدست بدم و من رابطه رو قطع میکنم چون در زمینه ارتباط با جنس مخالف من هیچ مشکلی ندارم بخوام سریع یکی هست ولی چون این موارد ازادی ازم گرفته میشد فعلا قصدی ندارم و از اموزش ها یاد گرفتم کسی رو جذب کنم طبق خواسته هام کاملا مستقل و ازاد و ……..

    و در مورد پدر مادر همیشه جاهایی که گیر میکنن و کسی از داداشام براشون کاری انجام نمیده زنگ میزنن به من که بیا مثلا کولرمون درست کن یا برو صحرا برای آمپول گوسفندان یا کارای دیگه و در مورد بیزینس که دارن و توانش ندارند پیشنهاد هایی که بهشون میدم رو اصلا گوش نمیکنن و انجام نمیدن

    استاد واقعا خیلی عالی و دمتون گرم که مارو متوجه این قوانین و آگاهی های عالی میکنین که همه چی دست خودمونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  7. -
    خانواده ی رضایی گفته:
    مدت عضویت: 2105 روز

    پدر خانواده :

    سلام به استاد عزیزم عباسمنش و استاد خانم شایسته گرامی

    در پاسخ به این سوال که چه الگوهای تکرار شونده در باره روابط در زندگی شما هست چند مثال مثبت میخوام بگم

    1_درباره صاحب خانه ها

    در تمام سالهایی که مستاجر بودم

    ناآگاهانه خانه هایی را جذب میکردم

    که بدون مالک بودند و من و همسر و پسر و دخترم راحت بودیم آنجا

    و مالکان حتی اجاره کمتری از من میگرفتند

    به قول استاد آنها تلاش میکردندکه من راضی باشم و سال بعد هم بمانم

    شاید باورتان نشود اگر سر سالم میگفتم میخوام برم صاحب خانه میگفت اجاره اضافه نمیکنم نرو

    ومن هم میماندم

    وسال بعد میگفتم میخوام برم

    صاحب خانه میگفت اجاره رو کم میکنم نرو

    و واقعا کم کرد

    دوباره یکسال دیگه میماندم

    سال بعد میگفتم میخوام برم و شما مستاجر جدید بیارید

    دوباره یه آبشن جدید میداد مثل تعویض آبگرمکن نو ونقاشی خانه ویک انباری اضافه میداد و پارکینگ که من نرم

    و باز با مشورت با خانمم تصمیم میگرفتیم بمانیم

    ویک واحد طبقه بالا هم مال ایشون بود و می‌گفت انها متوجه نشن که من از شما کمتر میگیرم

    و این روند 9 سال در این خانه ادامه داشت

    تا اینکه گفتیم امسال دیگه حتما بلند میشیم میریم خانه خودم یا جای جدید که تنوع بدیم

    وبا اینکه ایشون ناراحت شد ما رفتیم

    جای جدید

    جالب این بود که ایشون اصلیت اصفهانی بودند و در جامعه میگفتن اصفهانی ها خسیس هستند

    ولی ایشون با اینکه وضع مالی متوسطی داشت اصلا این صفت را نداشت (حداقل برای من)

    و جای دیگه صاحب خانه ای داشتم

    که سر سالم که میشد زنگ میزد میگفت میشه خواهش کنم امسال بمانید

    و هرچقدر دوست دارید اضافه کنید

    و ما هم در این آپارتمان خوب و دوست داشتی و پر از خاطرات خوب وهمسایه های خوب 3 سال بودیم

    ویک مثال دیگه دارم درباره صاحب ویلایی در شمال که با امسال 8 سال هست که دست ماست و فقط صاحبش 8 میلیون از ما بابت پول پیش گرفته و اجاره نمگیرد

    با اینکه ویلای 2 هزارمتری و 3 خواب نو ساز است

    و هر سال زنگ میزنم به ایشون و میگم بفرمایید چقدر اجاره تقدیمتون کنم ؟من درآمد دارم هر چقدر خواستین اجاره میدم

    ایشون میگن نمیخواد اجاره بدین همین که شما اینجا هستی ما خوشحال و راضی هستیم

    باز به اسرار مگم بهشون که همه چی گران شده وبالا رفته شما هم اجاره بگیرید

    میگن برای شما اجاره ها بالا نرفته

    ما اجاره از شما نمیخواییم

    در اینجا فقط میتونم بگم که سپاسگزار خداوندم که این دستان پر مهر ومحبت خودشو به ما هدیه داده

    و از این طریق نعمت رو وارد زندگی ما میکنه وبه ایشون هم سلامتی و ثروت روز افزون بده والبته که میده

    2_ صاحب مغازه های خوب

    همیشه صاحب مغازه های خوبی داشتم

    من تا بحال 20 مغازه اجاره کردم در 26 سال کاسبی ام

    من گاهی هم همزمان چند تا با هم داشتم

    و وقتی میخواستم برم میگفتن اضافه نمیکنم نرو

    در آخرین مغازه اجاره ای که بودم و 17 سال در آن بودم

    که صاحبش انسان متدین دوست داشتی و بزرگواری هست (که آرزو میکنم خداوند به ایشان و خانواده اش سلامتی آرامش و ثروت بده) از من نصف جای دیگه میگرفت یعنی بجای حدود 20 میلیون ماهی 10 تومن از من میگرفت

    تازه میگفت اگه زیاده کمتر بده و هرچقدر میخوای بمان

    که البته بنده سال گذشته هدایت شدم به شمال و تغیر شغل و مغازه را به ایشون پس دادم و از رفتن من بغض کرده بود و ناراحت شده بود

    با این چند مثال خواستم وجود دستان خداوند و باورهای خوب رو برای دوستانم به اشتراک گذاشته باشم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    صفدر مومنی گفته:
    مدت عضویت: 2374 روز

    بنام خدای عادل

    سلام استاد جان و سلام به شما خانوم شایسته عزیز

    سلام دوستان

    چند روزی هست با این نگاه به جهان اطرافم نگاه می کنم، تمام اتفاقات زندگی من با افکار باورها و کانون توجه من بوجود میاد تمام اتفاقات شامل همه چیز میشه و یه جورایی دارم برای ذهنم منطق میارم

    و هر اتفاقی که میافته چه دلخواه و جالب چه نادلخواه رنج آور من خالق شون هستم نه هیچ عامل بیرونی و این کانون توجه من هست که باعث میشه از این جنس اتفاقات در زندگی من بیشتر بشه یا نه و اگر اتفاق نا دلخواه برام میفته با خودم حرف میزنم میگم دنبال مقصر نگرد ایراد خودتو پیدا کن و این رو یادت باشه که اون نتیجه باور خودت بوده

    یه مثال زنده بزنم

    دیشب داشتم با یکی از عزیزام تلفنی حرف میزدم و ایشون یه حرفی زد خیلی ناراحت شدم درواقع برجک من رو زد عصبانی شدم شدید اما هیچ واکنش بدی نشون ندادم تلفن رو قطع کردم از روی عادت میخواستم شروع کنم که برخوردی با من نشد این حقم نبود و از این جنس حرفها اما قانون رو به خودم یادآوری کردم و گفتم ایشون هیچ تقصیری ندارد فقط نتیجه افکار و باور های خودت رو بهت گوشزد کرد ببین ایراد تو چیه و تو چه باوری داری و چه فرکانسی به جهان فرستادی که نتیجه اش این شده و انصافاً از خودم راضی شدم بابت اینکه پذیرفتم که من مقصر هستم نه اون این در صورتی اگه قبلاًم بود یکی گفته بود صد هزار تا می‌شنید خدا را صد هزار مرتبه شکرت

    آدم های زندگی ما چیزی نیستند بجز نتیجه باورهای ما چه بد چه خوب و اگر رفتار های نامناسبی از اونها دیدیم بجای تمرکز کردن به اینکه چرا با من این رفتار رو داشت چرا من دستم رو با عسل تو دهن هرکی بزارم یه گاز میگیره این حق من نبود و…. به خودمون بگم که این من هستم خالق زندگی ام هستم و انسانها نتیجه باور های من هستند و بجای اینکه تمرکز کنم روی اون رفتار نامناسب و نا دلخواه که با این کار آدم هایی با این الگو که باعث آزار من بشوند به شیوه های مختلف ایراد در خودم پیدا کنم و اینکه من چه باوری دارم و چه فرکانسی میفرستم که نتیجه اش شده این اون رو اصلاح کنم تا جنس رفتار آدمها عوض بشه

    من خدا را صد هزار مرتبه شکر از روزی روی خودم کار میکنم جنس آدم ها خیلی عوض شده اما چند موردی که بُلد بوده و یادم هست ذکر میکنم

    آدم هایی که دنبال سواستفاده از من بودند از وقتم پولم انرژی ام احساساتم

    آدم هایی که خیلی تنبلند و من علاوه بر انجام دادن کارهای خودم باید کارهای اونها رو هم انجام میدادم

    آدم هایی که بدقول هستند

    آدم هایی که زخم زبون دارند و با حرف هاشون باعث عصبانیت من میشدند اعتمادبه‌نفس و عزت نفسم تضعیف میشد

    سپاسگزارم استاد عزیزم و همه دوستان نازنینم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  9. -
    مسعود مقصودی گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    سلام و دروود به استاد و بانو مریم شایسته ی عزیزم

    استاد عزیزم،الان که دارم فکر میکنم و این آگاهی های ناب رو به من دادین،تازه دارم می فهمم که تمامه زندگیم فقط الگوی تکرار شونده بوده،چه در گذشته چه در الان،البته نا گفته نماید که از وقتی روی دوره ی ارزشمند عزیت نفس کار میکنم،خیلی بهتر از قبل هستم،خیلی زیاد و این رو مدیون وجوده نازنین شما دو فرشته ی مهربون هستم.

    بریم سرغ جواب

    1.بالای 90 درصد هنرجویان زبان انگلیسی که من باهاشون سر و کله میزنم توی کارم و شاگرد بنده هستن،دوست دارن پول من رو به موقع بدن،ولی هر دفعه هزار و یک اتفاق میفتاد که پول من رو نمیدادن،یعنی تمااما شخصیت بدقولی توی پرداخت کردن پول دارن و دلشون نمیاد خیلی پول پرداخت کنند و اصلا سر در گم بودم که داستان چیه که همممشون اینجورین،طرف فقط اسمش عوض میشد یا شکلش،ولی دقیقا همشون این خصلت رو داشت!ن

    2.الگوی بعد اینکه افراد من رو به عنوان مغذ متفکر گروه میشناسن و خوب و بد یه کاری رو میان با من مشورت میگیرن و تو کارهاشون دوست دارن من نظر بدم.که اینم واقعا توی افرادی که باهاشون در ارتباطم یکسانه

    3.قبل از کار کردنم روی عزت نفسم،آقا هر کی به من میرسید،بعد از دوبار سلام علیک،دفعه ی سوم میخواست پول از من قرض کنه و یه جوری شخصیت طمع کار و حسودی هم داشت.اصلن من متعجب بودم که بابا چطور تمااام انسان های دنیا فقط من رو میشناسن برای پول قرض کردن

    4.قبل از کار کردنم روی عزت نفسم،هر کی میرسید شخصیت کلاه برداری داشت،یعنی من هر چی کار میکردم و پس انداز میکردم،در نهایت طرف کل سرمایم رو میدزدید و من متعجب بودم و همیشه گله و شکایت داشتم به خدا که آخه چرا منننن!!!

    5.افرادی که من باهاشون در ارتباط هستن،خیلی دوست دارن به هر بهونه ای با من وقت بگذرونن،یعنی حتی شده پیش من بشینن و غیبت کنند و … ولی پیش من باشند که البته به لطف دوره ی عزت نفس،دارم یاد میگیرم با تنهاییم بیشتر حال کنم.

    6.افراد نزدیک به من،از من کمک میخوانن توی هر کاری و توقع دارن اون کار رو من براشون انجام بدن،یعنی اگر صد نفر بیان بهش بگن اون کار رو رایگااان برات انجام میدیم،به صد نفر میگه نع و فقط منتظره من کارش رو انجام بدم

    7.الگوی دیگری که افراد نزدیک به من دارن،اینه که خیلی توقع دارن از من،توقع بی جا واقعا،یعنی هر اتفاقی بیفته نو زندگیشون و هر کاری بشه،انگار من مقصرم که اون بلا سرشون اومده و تقصیر من بوده که مشکلشون رو حل نکردم!!!

    8.الگوی دیگه اینکه افراد به من دروغ میگن،یعنی یه جورایی به فکر خودشون دروغ نمیگن و دارن راست قضیه رو یه جور دیگه میگن و این داستانا.ولی خب چیزی که راست نباشه دروغه دیگه،و چقدر این الگو رو دارم.

    9.استاد این اخری هم بگم که اصلا حال کنیدااا،اصلن یه چیز عجیب و غریب،تمام افرادی که نزدیکن به من،تمااماا از من مشورت میگیرن و ساعت ها شده وقت من رو میگیرن و تهش خلاف مشورت های من عمل میکنن.نکته ی جالبش اینجاست که اینقدر التماس میکنند که من مشورت کنم باهاشون و بعد از اینکه وقت میزارم واسشون ،میرن کار خودشون رو انجام میدن،خب اصلا من مونده بودم همممیشه که بابا،این آدم ها چرا هممشون این خصلت رو دارن،خب چرا اصرار میکنن برای مشورت گرفتن و چرا به محضی مشورت میدم میرن کار خودشون رو میکنن؟چرا قبل از مشورت کار خودشون رو نمیکنن؟(با اینکه هممشون دوباره سرشون به سنگ میخوره و دوباره میان پیش من و مشورت و دوباره همون الگوی تکراری)

    استاد عزیزم،ممنونم که با عشق کامنت ها رو میخونید و بی نهایت سپساگذارم بابت این همه آگاهی ناب و خالصی که دارین با عشق هدیه می کنید به ما.

    من قبلا هم گفتم استاد عزیزم،هر کدوم از فایل های به اصطلاح رایگان شما،خودش یه محصول بی نظیره که میتونه همه ابعاد زندگی ما رو تغییر بده.

    عاشقتونم و بی صبرانه منتظر فایل ارزشمند بعدیتون هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    سیروس حدادی گفته:
    مدت عضویت: 1847 روز

    سلام خدمت استاد عباس‌منش عزیز، خانم شایسته مهربان و همه دوستان عزیز،

    در پاسخ به پرسش “چه نوع افرادی را من در ارتباطم جذب می‌کنم.”، من افراد زیر رو زیاد جذب می‌کنم:

    افراد بدحساب: افرادی که بدهی به من دارند، ولی یا یادشون می‌ره که تسویه کنن، یا در پرداخت خیلی ریلکس  رفتار می‌کنند و دیر پرداخت می‌کنند.

    افراد پرحرف: افرادی که فکر می‌کنند دائم باید حرف بزنند، حرف‌های تکراری مبزنند، و حرف‌هاشون واقعا ارزش شنیدن نداره.

    افراد منفی‌اندیش: من هر جا می‌رم از گرونی حرف می‌زنند، حرف‌های سیاسی می‌گن، از بیماری حرف می‌زنند و سرگرمی‌شون زدن حرف‌های منفی هست.

    افرادی که غیبت می‌کنند: من افرادی رو جذب می‌کنم که برنامه‌ریزی شدن که پشت سر فرد یا افرادی که در جمع حاضر نیستند صحبت کنند، جالب این‌جاست که وقتی جای شنونده و کسی که ازش غیبت می‌کنند عوض میشه،  موضوع غیبت میشه شنونده غیبت قبلی.

    افراد وابسته: از کسانی که از لحاظ عاطفی وابسته به من هستند که باعث میشه مزاحم کارهام بشن، تا کسانی که در انجام کارهاشون کمک لازم دارند و از من می‌خوان کارهاشون رو انجام بدم.

    در پناه الله یکتا، شاد، سربلند و تندرست باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای: