اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من به این نتیجه رسیدم که افکار تکرار شونده ما تبدیل به خواب میشن. مثلا من یه مدت زیادی به یک
دختری عاشق شده بودم و فکر میکردم و همیشه پای ثابت خواب هام بود، ولی الان دیگه نه چون یادگرفتم که به شخص خاصی فکر نکنم و اجازه بدم خدا هدایتم کنه. قبلنا اوضاع روحیم خیلی داغون بود و همیشه در خواب هام یک سگ یا گرگ یا حیوان دیگه ای دنبالم
میکرد یا از جای بلندی سقوط میکردم و سعی در نجات خودم داشتم، یا میخواستن منو بزنن یا بهم اسیب بزنن، زمانی که استرس درس خوندن داشتم دائم میدیدم که سر جلسه کنکور هستم و وقت تموم میشه و من نمیتونم جواب بدم. خلاصه فرمت کلی خواب هام استرس و ترس بوده و وقتی از خواب بیدار میشدم انگار قلبم توی دهنم بود و خیس عرق بودم.
البته هنوز هم شکل خواب هام اینجوریه ولی از وقتی
روی خودم کار کردم، دفعات تکرارش کم شده و شدت
ترسناک و بد بودنش هم کم شده و باور دارم اگر همچنان ردی خودم کار کنم بهتر هم خواهد شد
استاد جواب سوالی که پرسیدین چه خوابی خیلی تکرار میشه
من حقیقتش دوتا خواب خیلی واسم تکرار میشه یکی اینکه همش تو خواب احساس میکنم زیر پام خالی میشه و پرت میشم ب سمت پایین و از خواب میپرم و ترس این خواب تا چند دقیقه باهام هست قلبم تند میزنه و یادم میاد که این خواب تکراریه و زیاد میبینم
یه خواب دیگه هم هست که دوستان دوران دبیرستانم میبینم و همیشه تو خواب باهاشون اوقات خوشی دارم حالا هر بار ب یک شکل هست خواب دوستان دبیرستانم تکراری نیس هر بار یه شکله ولی وقتی از خواب بیدار میشم حالم خوبه و کلا روز خوبی دارم
من سال هاست که خواب عجیبی میبینم و خیلی اذیت میشم، خواب من انگار که واقعیت هست مثلا من اگر توی اتاقم خوابیده باشم توی خواب دقیقا اتاق خودم رو میبینم با همون شکلی که هست حتی اطرافیانم اگر بیدار باشند من صداشون رو میشنوم خواب من هیچ شکل خاصی نداره فقط احساس میکنم که کاملا فلج شدم و نمیتونم صحبت کنم و توی خواب انقدر خدا رو صدا میکنم تا از اون حالت بد بیام بیرون
و خودم دقیقا نمیدونم که این چه جور خوابی هست که من تقریبا اطراف خودم رو حس میکنم خیلی احساس بدی بهم دست میده بعد از بیدار شدن و احساس ترس و نگرانی میاد سراغم و گاهی اوقات چند بار پشت سر هم این حالت برای من ایجاد میشه
و خواب دیگه ای که خیلی میبینم این هست که همیشه توی یک هواپیمایی هستم که در حالت اوج گرفتن هست به صورت کاملا عمودی با سرعت بالا و من توی خواب استرس خیلی زیادی رو تجربه میکنم و در اون حالت استرس سعی میکنم که به خودم آرامش بدم
استاد عزیز من به شدت دختری هستم که استرس خیلی بالایی دارم و درست نمیتونم تمرکز کنم و با خودم فکر میکنم که شاید به خاطر استرس بالا من چنین خوابی رو میبینم
استاد عزیزم من میخوام تغییر کنم و در زندگی به آرامش برسم من همیشه از خداوند میخواستم که من رو از طریق یک آدم به مسیر درست زنگی هدایت کنه و خدای مهربونم شما رو سر راه من قرار داد استاد عزیز از شما سپاسگزارم من وقتی فایل های شما رو گوش میکنم با تمام وجودم ایمان دارم که من به مسیر درست دارم هدایت میشم
چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
استاد من خواب زیاد میبینم یه مدتی هم تحقیق میکردم که خواب چطوری میشه و خیلی تو قرآن و کتاب های روانکاو ها توی تحقیق و بررسی بودم و دوباره شروع کردم این تحقیقاتمو و شدیدا دارم اطلاعات جمع میکنم از قدیمها از بزرگان و از روانکاوهای تعبیر رویا و هنوز تحقیقاتم تموم نشده و انشالله میخوام اطلاعاتمو توی این زمینه زیاد کنم . وقتی این فایل از شما و این سوالو دیدم فهمیدم مسیر هدایتم برای تحقیقو بررسیم درسته . حالا نمیخوام زیاد از اطلاعاتم بگم چون هنوز تحقیقاتم تموم نشده . میریم برای جواب سوآلتون
خود من خواب های تکرارشونده ای که میبینم توی مثالهای شما هم زده شده . اینکه از بلندی پام لیز میخوره زود میپرم از خواب . قبلا وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم یدفعه توی خواب میپریدم مادرم زود میگفت بسم الله خواب دیدی . جالبه بلندی هایی که میدیدم همشون توی تصوراتم بود توی واقعیت مثل بالکن خونمون مثل راه پله بدون نرده خونه خالم اینا . مثل ارتفاع ساختمون توی پشت بامون و… کلا توی واقعیت وقتی اونجاها قرار میگرفتم همیشه تجسم میکردم افتادنی چه بد میشه و همیشه توی خواب ها هم دقیقا از همون جاها اکثرا میدیدم که لیز خوردم دارم میفتم .
وقتی از خواب میپریدم یه لذت خوبی داشت که خداروشکر خواب بوده
ولی بیشترین خواب تکرار شونده ای که شاید میتونم بگم خیلی زیاد میبینم حتی توی این سن هستم اینه که امتحانی دارم در مدرسه یا دانشگاه ولی کلا یادم نبوده و هیچی نخوندم و دارم سریع خودمو میرسونم با استرس به مدرسه که اون امتحانو بدم . همیشه توی خواب این استرس هست که آخه چرا نمیدونستم امروز وقت امتحانمه . هربارم به شکل های مختلف میدیدم
خواب تکرار شونده دیگه ای که میبینم خونه ی قدیمی خودمونو زیاد میبینم . هربار خوابی میبینم حالا به شکل و داستانی میبینم که توی همون خونه هستیم . ما اون خونرو خیلی وقته فروختیم چندتا هم خونه عوض کردیم ولی هربار یه خوابی ببینم که جمع شدیم یا اتفاقی افتاده من میرم توی همون اتاق اون خونه کلا خونه ای که میبینم همون خونست .
این ها خواب های تکرار شونده من هستن .
ممنون استاد ازت که با فایل های شما و دوره های شما من تغییرات خوبی کردم و زندگیم بهتر و آرامتر شده .
خداروشکر که خدارو همیشه حس میکنم وقتی حسش میکنم کنارمه و حواسش بهم هست خیالم همه جوره آرومه
(ولی بیشترین خواب تکرار شونده ای که شاید میتونم بگم خیلی زیاد میبینم حتی توی این سن هستم اینه که امتحانی دارم در مدرسه یا دانشگاه ولی کلا یادم نبوده و هیچی نخوندم و دارم سریع خودمو میرسونم با استرس به مدرسه که اون امتحانو بدم . همیشه توی خواب این استرس هست که آخه چرا نمیدونستم امروز وقت امتحانمه . هربارم به شکل های مختلف میدیدم)
دقیقا همین حس استرس و ناراحتی که چرا من نمیدونستم امتحان داریم رو من هم در خواب دارم.
امیدوارم به جواب درست هدایت بشیم هر چقدر فکر میکنم نمیدونم علتش چیه؟؟
من توی چندماهی که تقریبا اطلاعاتی پیدا کردم تا حدودی فهمیدم که مغز انسان تصاویر و اتفاقاتی که درگزشته به عنوان یک اتفاق دیده مثل ترس نگرانی یا شادی از موضوعی که بیشتر در زندگی برامون رخ میداده رو به چیزی که بعدها اتفاق میفته اونو درخواب به همون داستان اتفاقات میبره و تکرار میکنه تا بهاون حس برسه . مثلا توی این مثال استرس
ما که در زندگی واقعی با استرس مواجه میشیم توی خواب چون مغز استرس رو بیشتر توی دوران امتحان و درسو دانشگاه توی مقطعی حس کرده اون تصاویرو با حال امروزی ما تطابق میده . مثلا امروز استرس بخاطر مشکلی داری با اون استرس میخوابی با حس استرس و بعد توی خواب استرس بهت نمایان میشه ولی با تصاویری نه مربوط به اتفاقات حال حاظر بلکه با تصاویری در گزشته که یکیش همین استرس امتحان درس و نخوندن درس ودیر شدن امتحان .
ممنون از پاسخگویی و وقتی که گذاشتید، بله همینطور هست که شما گفتید احتمالا این سلسه خوابها ناشی از همون استرسها و نگرانیهایی هست که در طول روز تجربه میکنیم.
من اغلب خواب میبینم کسی یا چیزی یا حیوانی و معمولا اون حیوان، یک مار بزرگ است دارن دنبالم میکنن و من همیشه دارم فرار میکنم و همیشه صحنه خوابام سیاهه و همیشه استرس دارم تو خواب و همیشه انگار گناهکارم ولی نمیدونم به چه گناهی دارم فرار میکنم، همیشه مقصرم ولی نمیدونم مقصر چی و تو بیداری ام همیشه احساس گناه شدید و احساس لیاقت ضعیفی دارم.
سپاس پروردگارم که آنچه را که او خواسته و من نمیدانم ( اتفاقی که افتاده خوب یا بد ، که حکمت آنرا من نمی دانم و فقط خدای من به آن عالم هست)
درود بر استاد بزرگوار و عزیزم و خانم شایسته زیبا و دوست داشتنی
اینکه دوست خوبم آقای خوشدل گفتن دو نوع خواب داریم خواب های واقعی و خواب هایی که توهمی هستن بنظر منم درسته چون خود ما براساس اون
حالتی که شب میخوابیم ( با آرامش و حس و حال خوب می خوابیم یا با خستگی و اضطراب و ناراحتی ) تأثیر بسیار زیادی بر خواب دیدن ما داره که خود
ما متوجه میشیم که مثلا خوابی که دیشب دیدم بخاطر فلان چیز هست که دیروز تجربه کردم یا زیاد درموردش صحبت کردم اما یکسری خواب ها تکرار
میشن به شکل های مختلف که دلیل و توجیحی براشون نداریم .
خواب های تکرارشونده من در سال های اخیر تا جایی که یادم هست البته
1- همیشه خوابم از یه جای آروم شروع میشه همه چی خوبه و یکدفعه وارد یه جنگ میشیم که باید سریع همه چی رو جمع کنیم و بریم گاهی اصلا به جمع
کردن وسایل هم نمی رسه و فقط باید جونمون رو برداریم و بریم و یکسری اتفاقات تو این مسیر برام میافته و هر دفعه به جاهای عجیب کشیده میشم که
اصلا ربطی به ابتدای اون خواب نداره مثلا خواب شروعش تو شهر بوده من از رودخونه و قایق و قطار و چیزهای دیگه سردرمیارم در صورتی که جایی که شروع
شده نه دریا و رودخونه داره نه ریل قطار و قطار و گاهی اگه از خواب بلند بشم از ترس یا هر چیز دیگه ای دوباره بخوابم ادامه اش شروع میشه .
2-همیشه در حال پروازم ( خودم دارم با یه وسیله ای پرواز میکنم ) یا میخوام پرواز کنم ( مسافر هستم و موقع سوار شدن به هواپیما اتفاقات مختلفی میافته)
یا در حال بالا رفتن هستم بدون اینکه به چیزی وصل بشم فقط دارم بالا میرم و تو آسمون معلقم و یه حس سرخوشی و لذت رو دارم و کیف میکنم.وقتی پروازه
تمام میشه میگم این من بودم چطور همچین کاری رو انجام دادم ؟ و خودم مثل یه ناظر ،نظر میدم و گاهی میترسم چطور ولی در اون لحظه پرواز واقعا دارم
لذت میبرم و کیف میکنم.
3-گاهی از جاهای ناشناخته سردرمیارم، مثل جنگل و غار و اینجور جاها و چیزهایی پیدا میکنم که نمیدونم چی هستن
4-خیلی خیلی خواب عروسی می بینم یه بار تو شهر یه بار تو روستا لوکیشن ها متفاوت هست عروس و دامادها هم فرق میکنن فقط ما در حال رقص و لباس پوشیدن و لباس آماده کردن
هستیم و هیچ وقت هم عروس و داماد رو نمی تونم ببینم .فقط تو خواب میدونم عروسی فلانی با فلانی هست و اتفاقاتی که برای خود من تو این خواب میافته حین عروسی.
و یک چیز مشترک همه این خواب ها اینکه از خونه قدیمی مون ( اولین خونه مون که بعد از فوت برادر بزرگتر از من فروختیم و ترکش کردیم شروع میشه).
گاهی یکسری اتفاقات تو زندگی برام رخ میده و یدفعه برمیگردم میگم اه اینو قبلا دیدم ،اینو قبلا داشتم و تجربه اش کردم ( و فکر میکنم گاهی چیزهایی که اتفاق میافتن تو
خوابمون یکبار تجربه اش کردیم.)
نکته اینه که شاید بالای 8-9 سال هست دیگه فیلم و سریال بخصوص ایرانی نمی بینم روزهایی که تایم داشته باشم یه فیلم خارجی با زبان اصلی برا تقویت زبان میبینم که
بگم شاید بخاطر تاثیر فیلم ها باشه که خیلی کم پیش میاد از اون فیلم اینقدر هیجان بگیرم که خوابی شبیه اون ببینم . واقعا دوست دارم بدونم این خواب ها دلیل شون چی
هست ، حتی یکبار با یکی از اساتیدم درمورد یکی از خواب هام صحبت کردم گفتن تعبیر خواب یونگ رو اگه اشتباه نکنم بگیرم بخونم ولی چیزی متوجه نشدم از چیزهایی که
گفته بودن.و امیدوارم خداوند هدایتم کنن و استاد عزیز با صحبت هاشون راهنمایی مون کنن که چرا ؟
نگاه مهربان خداوند هدایتگر مسیر زیبای زندگی تان باد.
من حدود 15 سال خواب خونه قدیمی مون که اونجا بدنیا اومدم و اصلا خاطرات خوبی توش نداشتم رو میدیدم. من تقریبا هر شب تو خواب اونجا بودم. یه شب میدیم آتیش گرفته. یه شب میدیدم تو باغچش مرداب گل هست. و… همش اذییت و آزار بود تو خواب. نمیدونم چرا ولی من تقریبا از 9 سالگی هر شب روحم توی همون خونه از بدنم جدا میشد وقت خواب. و من اینو فقط به خواهرم میگفتم، یه شب هایی میگفتم تو دست منو بگیر که جدا نشم ولی فایده نداشت و اتفاق با درد و سختی همراه بود تا وقتی که خودم تسلیم شدم که از بدنم جدا شم… و یکبار داخل یک تونل کشیده شدم به شکل افقی . تونلی که در انتها فقط نور بود. و توی اون نور هم فقط نور بود همه چیز اونور تونل نور بود.یادمه یک آقایی دمه در تونل ایستاده بود که انگار وظیفش بود به من یک پیامی برسونه. بهم گفت دقیقا: معصومه اگر بری اونور تونل دیگه برنمیگری، حالا میخوای بری؟ و من چون ته دلم نمیخواستم یرم بدون اینکه چیزی بگم کشیده شدم و برگشتم به جسمم. ولی این جدا شدن ها تا حدود 25 سالگی ادامه داشت.. ولی شده بود به شکل پرواز که لذت بخش بود برام. من اراده میکردم و پرواز میکردم. یبار که از پریدن و پرواز ترسیده بودم و گفتم من نمیتونم بپرم، یکی که من نمیدیدمش مثه یه راهنما بهم گفت تو فقط بخواه و نیت کن باقیشو بسپار بما… و این تجربه ها به شکل تجارب خیلی خوب ادامه داشت …
چقدر عالی خوابهای شماخیلی شبیه تجربیات نزدیک به مرگ هست درشبکه چهار موقع ماه رمضان برنامه زندگی پس اززندگی رو قبل افطار پخش میکنه که اونا در بیداری روحشون پرواز کرده
وجدااز این چقدر خوبه که پرخواب بهت میگفتن چکاربکن چکار نکن منم خواب پریدن رو خیلی میبینم ولی کسی بامن حرف نمیزنه موفق باشید
حدود سی و دو سال از اتمام دوره دبیرستانم میگذره ولی هنوز خواب میبینم امتحان دارم و اصلا آماده نیستم بعد اتمام دبیرستان زیاد و با فاصله کم این خواب رو میدیدم ولی الان خیلی کمتر و با فاصله زمانی زیاد بین دو خواب این الگو برام تکرار میشه
من خب در کل از بچگی خوابای صادق زیاد میدیدم و همشونم جوری بودن که خودم میتونستم تعبیرشون کنم الان هم خوابای مختلفی میبینم که خیلیاشون نشونه هستن و جوابم برا سوالهایی که از خدا پرسیدم .
اتفاقا شاید باورتون نشه سه روز قبل از خدا پرسیدم خدایا چرا من یک خوابی و سالهاست میبینم و اصلا هم دلیلش رو متوجه نمیشم
سالهاست خواب میبینم امتحان دارم و من با اینکه قبلا خییلی خوندم اون لحظه که اکثرا قبل جلسه امتحانه من هیچی یادم نمیاد انگاری ذهنم پاک شده از تمام درسایی که خوندم
نمیدونم بگم چندسال اما بیشتر از هفت هشت ساله که میبینم
خیلی خیلی از خدا میخام که جوابشو بهم بده تا بفهمم کجای افکارم ایراد داره کجای باورام باعث این خواب تکرارشونده میشه
استاد ازتون خیلی سپاسگذارم بابت فایلای فوق العاده هدایتگری که میذارید واقعا خیلی وقتا که دارم گوش میدم قهقهه میزنم و میگم خدایا مگه میشه آخه اینقدر درست اینقدر واضح استاد داره حرف میزنه همه چی قابل لمسه قابل درکه
واقعا هر روز خدارو بابت هدایت کردن من به سمت شما شکر میکنم و از خدا برای همه دوستانم و استاد عزیزم و مریم بینهایت عشقم سلامتی و آرامش و شادی و ثروت بیکران آرزو میکنم
سلام و صدسلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته زیبای من و همه خونواده گلم
خداقوت و امیدوارم در لحظه حال زندگی کنید.
وجواب سوال: خیلی خواب هام یادم نمیمونه. معمولا همون اول که خوابم میره باترس میپرم به حدی که زبونم لال میشه خواب میبینم که دونفر دارن میان یه راهی پیدا کنن بیان تو خونه من. یا تویه آب عمیق میافتم وبه عمق رفتنم رو حس میکنم. خواب دزد زیاد میبینم. به حدی می ترسم که تا ساعت ها نمیخوابم که مبادا خوابم ادامه داشته باشه. دیگه خواب میبینم همه رفتن ومنو تنها رهام کردن و در نهایت اینکه خیلی خواب هام سر و ته نداره یه چیزی رو اقرار میکنم واقعا خیلی خودمو نمیشناسم وبه خودم و خوابهام بها نمیدم
ولی یه بار خواب دیدم از یک زیر زمین مخوف بالا اومدم واز یه دالان گذشتم وبه سالن بزرگی وارد شدم تا رفتم بشینم ته مجلس یکی از بزرگان مجلس گفت تو جات اونجا نیست بیا کنار مابنشین ومنو کنار خودشون درصدر مجلس نشوندن
به نام خدا سلام
من به این نتیجه رسیدم که افکار تکرار شونده ما تبدیل به خواب میشن. مثلا من یه مدت زیادی به یک
دختری عاشق شده بودم و فکر میکردم و همیشه پای ثابت خواب هام بود، ولی الان دیگه نه چون یادگرفتم که به شخص خاصی فکر نکنم و اجازه بدم خدا هدایتم کنه. قبلنا اوضاع روحیم خیلی داغون بود و همیشه در خواب هام یک سگ یا گرگ یا حیوان دیگه ای دنبالم
میکرد یا از جای بلندی سقوط میکردم و سعی در نجات خودم داشتم، یا میخواستن منو بزنن یا بهم اسیب بزنن، زمانی که استرس درس خوندن داشتم دائم میدیدم که سر جلسه کنکور هستم و وقت تموم میشه و من نمیتونم جواب بدم. خلاصه فرمت کلی خواب هام استرس و ترس بوده و وقتی از خواب بیدار میشدم انگار قلبم توی دهنم بود و خیس عرق بودم.
البته هنوز هم شکل خواب هام اینجوریه ولی از وقتی
روی خودم کار کردم، دفعات تکرارش کم شده و شدت
ترسناک و بد بودنش هم کم شده و باور دارم اگر همچنان ردی خودم کار کنم بهتر هم خواهد شد
باسپاس فراوان
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
استاد جواب سوالی که پرسیدین چه خوابی خیلی تکرار میشه
من حقیقتش دوتا خواب خیلی واسم تکرار میشه یکی اینکه همش تو خواب احساس میکنم زیر پام خالی میشه و پرت میشم ب سمت پایین و از خواب میپرم و ترس این خواب تا چند دقیقه باهام هست قلبم تند میزنه و یادم میاد که این خواب تکراریه و زیاد میبینم
یه خواب دیگه هم هست که دوستان دوران دبیرستانم میبینم و همیشه تو خواب باهاشون اوقات خوشی دارم حالا هر بار ب یک شکل هست خواب دوستان دبیرستانم تکراری نیس هر بار یه شکله ولی وقتی از خواب بیدار میشم حالم خوبه و کلا روز خوبی دارم
سلام استاد عزیزم
من سال هاست که خواب عجیبی میبینم و خیلی اذیت میشم، خواب من انگار که واقعیت هست مثلا من اگر توی اتاقم خوابیده باشم توی خواب دقیقا اتاق خودم رو میبینم با همون شکلی که هست حتی اطرافیانم اگر بیدار باشند من صداشون رو میشنوم خواب من هیچ شکل خاصی نداره فقط احساس میکنم که کاملا فلج شدم و نمیتونم صحبت کنم و توی خواب انقدر خدا رو صدا میکنم تا از اون حالت بد بیام بیرون
و خودم دقیقا نمیدونم که این چه جور خوابی هست که من تقریبا اطراف خودم رو حس میکنم خیلی احساس بدی بهم دست میده بعد از بیدار شدن و احساس ترس و نگرانی میاد سراغم و گاهی اوقات چند بار پشت سر هم این حالت برای من ایجاد میشه
و خواب دیگه ای که خیلی میبینم این هست که همیشه توی یک هواپیمایی هستم که در حالت اوج گرفتن هست به صورت کاملا عمودی با سرعت بالا و من توی خواب استرس خیلی زیادی رو تجربه میکنم و در اون حالت استرس سعی میکنم که به خودم آرامش بدم
استاد عزیز من به شدت دختری هستم که استرس خیلی بالایی دارم و درست نمیتونم تمرکز کنم و با خودم فکر میکنم که شاید به خاطر استرس بالا من چنین خوابی رو میبینم
استاد عزیزم من میخوام تغییر کنم و در زندگی به آرامش برسم من همیشه از خداوند میخواستم که من رو از طریق یک آدم به مسیر درست زنگی هدایت کنه و خدای مهربونم شما رو سر راه من قرار داد استاد عزیز از شما سپاسگزارم من وقتی فایل های شما رو گوش میکنم با تمام وجودم ایمان دارم که من به مسیر درست دارم هدایت میشم
به نام خدای دوست داشتنی که هرلحظه حواسش بهم هست
سلام استاد سلام دوستان عزیز
چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
استاد من خواب زیاد میبینم یه مدتی هم تحقیق میکردم که خواب چطوری میشه و خیلی تو قرآن و کتاب های روانکاو ها توی تحقیق و بررسی بودم و دوباره شروع کردم این تحقیقاتمو و شدیدا دارم اطلاعات جمع میکنم از قدیمها از بزرگان و از روانکاوهای تعبیر رویا و هنوز تحقیقاتم تموم نشده و انشالله میخوام اطلاعاتمو توی این زمینه زیاد کنم . وقتی این فایل از شما و این سوالو دیدم فهمیدم مسیر هدایتم برای تحقیقو بررسیم درسته . حالا نمیخوام زیاد از اطلاعاتم بگم چون هنوز تحقیقاتم تموم نشده . میریم برای جواب سوآلتون
خود من خواب های تکرارشونده ای که میبینم توی مثالهای شما هم زده شده . اینکه از بلندی پام لیز میخوره زود میپرم از خواب . قبلا وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم یدفعه توی خواب میپریدم مادرم زود میگفت بسم الله خواب دیدی . جالبه بلندی هایی که میدیدم همشون توی تصوراتم بود توی واقعیت مثل بالکن خونمون مثل راه پله بدون نرده خونه خالم اینا . مثل ارتفاع ساختمون توی پشت بامون و… کلا توی واقعیت وقتی اونجاها قرار میگرفتم همیشه تجسم میکردم افتادنی چه بد میشه و همیشه توی خواب ها هم دقیقا از همون جاها اکثرا میدیدم که لیز خوردم دارم میفتم .
وقتی از خواب میپریدم یه لذت خوبی داشت که خداروشکر خواب بوده
ولی بیشترین خواب تکرار شونده ای که شاید میتونم بگم خیلی زیاد میبینم حتی توی این سن هستم اینه که امتحانی دارم در مدرسه یا دانشگاه ولی کلا یادم نبوده و هیچی نخوندم و دارم سریع خودمو میرسونم با استرس به مدرسه که اون امتحانو بدم . همیشه توی خواب این استرس هست که آخه چرا نمیدونستم امروز وقت امتحانمه . هربارم به شکل های مختلف میدیدم
خواب تکرار شونده دیگه ای که میبینم خونه ی قدیمی خودمونو زیاد میبینم . هربار خوابی میبینم حالا به شکل و داستانی میبینم که توی همون خونه هستیم . ما اون خونرو خیلی وقته فروختیم چندتا هم خونه عوض کردیم ولی هربار یه خوابی ببینم که جمع شدیم یا اتفاقی افتاده من میرم توی همون اتاق اون خونه کلا خونه ای که میبینم همون خونست .
این ها خواب های تکرار شونده من هستن .
ممنون استاد ازت که با فایل های شما و دوره های شما من تغییرات خوبی کردم و زندگیم بهتر و آرامتر شده .
خداروشکر که خدارو همیشه حس میکنم وقتی حسش میکنم کنارمه و حواسش بهم هست خیالم همه جوره آرومه
سلام دوست عزیز
این خواب شما دقیقا خواب منم هست:
(ولی بیشترین خواب تکرار شونده ای که شاید میتونم بگم خیلی زیاد میبینم حتی توی این سن هستم اینه که امتحانی دارم در مدرسه یا دانشگاه ولی کلا یادم نبوده و هیچی نخوندم و دارم سریع خودمو میرسونم با استرس به مدرسه که اون امتحانو بدم . همیشه توی خواب این استرس هست که آخه چرا نمیدونستم امروز وقت امتحانمه . هربارم به شکل های مختلف میدیدم)
دقیقا همین حس استرس و ناراحتی که چرا من نمیدونستم امتحان داریم رو من هم در خواب دارم.
امیدوارم به جواب درست هدایت بشیم هر چقدر فکر میکنم نمیدونم علتش چیه؟؟
سلام به شما خانم سعادت
من توی چندماهی که تقریبا اطلاعاتی پیدا کردم تا حدودی فهمیدم که مغز انسان تصاویر و اتفاقاتی که درگزشته به عنوان یک اتفاق دیده مثل ترس نگرانی یا شادی از موضوعی که بیشتر در زندگی برامون رخ میداده رو به چیزی که بعدها اتفاق میفته اونو درخواب به همون داستان اتفاقات میبره و تکرار میکنه تا بهاون حس برسه . مثلا توی این مثال استرس
ما که در زندگی واقعی با استرس مواجه میشیم توی خواب چون مغز استرس رو بیشتر توی دوران امتحان و درسو دانشگاه توی مقطعی حس کرده اون تصاویرو با حال امروزی ما تطابق میده . مثلا امروز استرس بخاطر مشکلی داری با اون استرس میخوابی با حس استرس و بعد توی خواب استرس بهت نمایان میشه ولی با تصاویری نه مربوط به اتفاقات حال حاظر بلکه با تصاویری در گزشته که یکیش همین استرس امتحان درس و نخوندن درس ودیر شدن امتحان .
حس مشترکه ولی داستان و موضوع تفاوت داره
سلام بر شما دوست عزیز و همفرکانسی.
ممنون از پاسخگویی و وقتی که گذاشتید، بله همینطور هست که شما گفتید احتمالا این سلسه خوابها ناشی از همون استرسها و نگرانیهایی هست که در طول روز تجربه میکنیم.
در پناه ایزد منان شاد و سربلند و سعادتمند باشید.
به نام خدای مهربان
سلام خدمت شما استاد عزیز و مریم جان نازنین
و خانواده صمیمی عباس منش.
جواب سوال این قسمت:
من اغلب خواب میبینم کسی یا چیزی یا حیوانی و معمولا اون حیوان، یک مار بزرگ است دارن دنبالم میکنن و من همیشه دارم فرار میکنم و همیشه صحنه خوابام سیاهه و همیشه استرس دارم تو خواب و همیشه انگار گناهکارم ولی نمیدونم به چه گناهی دارم فرار میکنم، همیشه مقصرم ولی نمیدونم مقصر چی و تو بیداری ام همیشه احساس گناه شدید و احساس لیاقت ضعیفی دارم.
ممنونم استاد جان به خاطر سوالای عالیتون
سپاس پروردگارم که آنچه را که او خواسته و من نمیدانم ( اتفاقی که افتاده خوب یا بد ، که حکمت آنرا من نمی دانم و فقط خدای من به آن عالم هست)
درود بر استاد بزرگوار و عزیزم و خانم شایسته زیبا و دوست داشتنی
اینکه دوست خوبم آقای خوشدل گفتن دو نوع خواب داریم خواب های واقعی و خواب هایی که توهمی هستن بنظر منم درسته چون خود ما براساس اون
حالتی که شب میخوابیم ( با آرامش و حس و حال خوب می خوابیم یا با خستگی و اضطراب و ناراحتی ) تأثیر بسیار زیادی بر خواب دیدن ما داره که خود
ما متوجه میشیم که مثلا خوابی که دیشب دیدم بخاطر فلان چیز هست که دیروز تجربه کردم یا زیاد درموردش صحبت کردم اما یکسری خواب ها تکرار
میشن به شکل های مختلف که دلیل و توجیحی براشون نداریم .
خواب های تکرارشونده من در سال های اخیر تا جایی که یادم هست البته
1- همیشه خوابم از یه جای آروم شروع میشه همه چی خوبه و یکدفعه وارد یه جنگ میشیم که باید سریع همه چی رو جمع کنیم و بریم گاهی اصلا به جمع
کردن وسایل هم نمی رسه و فقط باید جونمون رو برداریم و بریم و یکسری اتفاقات تو این مسیر برام میافته و هر دفعه به جاهای عجیب کشیده میشم که
اصلا ربطی به ابتدای اون خواب نداره مثلا خواب شروعش تو شهر بوده من از رودخونه و قایق و قطار و چیزهای دیگه سردرمیارم در صورتی که جایی که شروع
شده نه دریا و رودخونه داره نه ریل قطار و قطار و گاهی اگه از خواب بلند بشم از ترس یا هر چیز دیگه ای دوباره بخوابم ادامه اش شروع میشه .
2-همیشه در حال پروازم ( خودم دارم با یه وسیله ای پرواز میکنم ) یا میخوام پرواز کنم ( مسافر هستم و موقع سوار شدن به هواپیما اتفاقات مختلفی میافته)
یا در حال بالا رفتن هستم بدون اینکه به چیزی وصل بشم فقط دارم بالا میرم و تو آسمون معلقم و یه حس سرخوشی و لذت رو دارم و کیف میکنم.وقتی پروازه
تمام میشه میگم این من بودم چطور همچین کاری رو انجام دادم ؟ و خودم مثل یه ناظر ،نظر میدم و گاهی میترسم چطور ولی در اون لحظه پرواز واقعا دارم
لذت میبرم و کیف میکنم.
3-گاهی از جاهای ناشناخته سردرمیارم، مثل جنگل و غار و اینجور جاها و چیزهایی پیدا میکنم که نمیدونم چی هستن
4-خیلی خیلی خواب عروسی می بینم یه بار تو شهر یه بار تو روستا لوکیشن ها متفاوت هست عروس و دامادها هم فرق میکنن فقط ما در حال رقص و لباس پوشیدن و لباس آماده کردن
هستیم و هیچ وقت هم عروس و داماد رو نمی تونم ببینم .فقط تو خواب میدونم عروسی فلانی با فلانی هست و اتفاقاتی که برای خود من تو این خواب میافته حین عروسی.
و یک چیز مشترک همه این خواب ها اینکه از خونه قدیمی مون ( اولین خونه مون که بعد از فوت برادر بزرگتر از من فروختیم و ترکش کردیم شروع میشه).
گاهی یکسری اتفاقات تو زندگی برام رخ میده و یدفعه برمیگردم میگم اه اینو قبلا دیدم ،اینو قبلا داشتم و تجربه اش کردم ( و فکر میکنم گاهی چیزهایی که اتفاق میافتن تو
خوابمون یکبار تجربه اش کردیم.)
نکته اینه که شاید بالای 8-9 سال هست دیگه فیلم و سریال بخصوص ایرانی نمی بینم روزهایی که تایم داشته باشم یه فیلم خارجی با زبان اصلی برا تقویت زبان میبینم که
بگم شاید بخاطر تاثیر فیلم ها باشه که خیلی کم پیش میاد از اون فیلم اینقدر هیجان بگیرم که خوابی شبیه اون ببینم . واقعا دوست دارم بدونم این خواب ها دلیل شون چی
هست ، حتی یکبار با یکی از اساتیدم درمورد یکی از خواب هام صحبت کردم گفتن تعبیر خواب یونگ رو اگه اشتباه نکنم بگیرم بخونم ولی چیزی متوجه نشدم از چیزهایی که
گفته بودن.و امیدوارم خداوند هدایتم کنن و استاد عزیز با صحبت هاشون راهنمایی مون کنن که چرا ؟
نگاه مهربان خداوند هدایتگر مسیر زیبای زندگی تان باد.
من حدود 15 سال خواب خونه قدیمی مون که اونجا بدنیا اومدم و اصلا خاطرات خوبی توش نداشتم رو میدیدم. من تقریبا هر شب تو خواب اونجا بودم. یه شب میدیم آتیش گرفته. یه شب میدیدم تو باغچش مرداب گل هست. و… همش اذییت و آزار بود تو خواب. نمیدونم چرا ولی من تقریبا از 9 سالگی هر شب روحم توی همون خونه از بدنم جدا میشد وقت خواب. و من اینو فقط به خواهرم میگفتم، یه شب هایی میگفتم تو دست منو بگیر که جدا نشم ولی فایده نداشت و اتفاق با درد و سختی همراه بود تا وقتی که خودم تسلیم شدم که از بدنم جدا شم… و یکبار داخل یک تونل کشیده شدم به شکل افقی . تونلی که در انتها فقط نور بود. و توی اون نور هم فقط نور بود همه چیز اونور تونل نور بود.یادمه یک آقایی دمه در تونل ایستاده بود که انگار وظیفش بود به من یک پیامی برسونه. بهم گفت دقیقا: معصومه اگر بری اونور تونل دیگه برنمیگری، حالا میخوای بری؟ و من چون ته دلم نمیخواستم یرم بدون اینکه چیزی بگم کشیده شدم و برگشتم به جسمم. ولی این جدا شدن ها تا حدود 25 سالگی ادامه داشت.. ولی شده بود به شکل پرواز که لذت بخش بود برام. من اراده میکردم و پرواز میکردم. یبار که از پریدن و پرواز ترسیده بودم و گفتم من نمیتونم بپرم، یکی که من نمیدیدمش مثه یه راهنما بهم گفت تو فقط بخواه و نیت کن باقیشو بسپار بما… و این تجربه ها به شکل تجارب خیلی خوب ادامه داشت …
چقدر عالی خوابهای شماخیلی شبیه تجربیات نزدیک به مرگ هست درشبکه چهار موقع ماه رمضان برنامه زندگی پس اززندگی رو قبل افطار پخش میکنه که اونا در بیداری روحشون پرواز کرده
وجدااز این چقدر خوبه که پرخواب بهت میگفتن چکاربکن چکار نکن منم خواب پریدن رو خیلی میبینم ولی کسی بامن حرف نمیزنه موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانس
حدود سی و دو سال از اتمام دوره دبیرستانم میگذره ولی هنوز خواب میبینم امتحان دارم و اصلا آماده نیستم بعد اتمام دبیرستان زیاد و با فاصله کم این خواب رو میدیدم ولی الان خیلی کمتر و با فاصله زمانی زیاد بین دو خواب این الگو برام تکرار میشه
با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم مهربونم
من خب در کل از بچگی خوابای صادق زیاد میدیدم و همشونم جوری بودن که خودم میتونستم تعبیرشون کنم الان هم خوابای مختلفی میبینم که خیلیاشون نشونه هستن و جوابم برا سوالهایی که از خدا پرسیدم .
اتفاقا شاید باورتون نشه سه روز قبل از خدا پرسیدم خدایا چرا من یک خوابی و سالهاست میبینم و اصلا هم دلیلش رو متوجه نمیشم
سالهاست خواب میبینم امتحان دارم و من با اینکه قبلا خییلی خوندم اون لحظه که اکثرا قبل جلسه امتحانه من هیچی یادم نمیاد انگاری ذهنم پاک شده از تمام درسایی که خوندم
نمیدونم بگم چندسال اما بیشتر از هفت هشت ساله که میبینم
خیلی خیلی از خدا میخام که جوابشو بهم بده تا بفهمم کجای افکارم ایراد داره کجای باورام باعث این خواب تکرارشونده میشه
استاد ازتون خیلی سپاسگذارم بابت فایلای فوق العاده هدایتگری که میذارید واقعا خیلی وقتا که دارم گوش میدم قهقهه میزنم و میگم خدایا مگه میشه آخه اینقدر درست اینقدر واضح استاد داره حرف میزنه همه چی قابل لمسه قابل درکه
واقعا هر روز خدارو بابت هدایت کردن من به سمت شما شکر میکنم و از خدا برای همه دوستانم و استاد عزیزم و مریم بینهایت عشقم سلامتی و آرامش و شادی و ثروت بیکران آرزو میکنم
سلام و صدسلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته زیبای من و همه خونواده گلم
خداقوت و امیدوارم در لحظه حال زندگی کنید.
وجواب سوال: خیلی خواب هام یادم نمیمونه. معمولا همون اول که خوابم میره باترس میپرم به حدی که زبونم لال میشه خواب میبینم که دونفر دارن میان یه راهی پیدا کنن بیان تو خونه من. یا تویه آب عمیق میافتم وبه عمق رفتنم رو حس میکنم. خواب دزد زیاد میبینم. به حدی می ترسم که تا ساعت ها نمیخوابم که مبادا خوابم ادامه داشته باشه. دیگه خواب میبینم همه رفتن ومنو تنها رهام کردن و در نهایت اینکه خیلی خواب هام سر و ته نداره یه چیزی رو اقرار میکنم واقعا خیلی خودمو نمیشناسم وبه خودم و خوابهام بها نمیدم
ولی یه بار خواب دیدم از یک زیر زمین مخوف بالا اومدم واز یه دالان گذشتم وبه سالن بزرگی وارد شدم تا رفتم بشینم ته مجلس یکی از بزرگان مجلس گفت تو جات اونجا نیست بیا کنار مابنشین ومنو کنار خودشون درصدر مجلس نشوندن
همواره سلامت وشاد وخوشبخت دردنیا و آخرت باشید عاشقانه شما رودنبال میکنم
در پناه حق
خداحافظ