پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3 - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    205MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    12MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

701 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    موسی شهلی بر گفته:
    مدت عضویت: 421 روز

    بسم الله الرحمان الرحیم

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست

    تمرین ستاره قطبی امروز 13/9/1404

    میخوام امروز ی روز عالی داشته باشم

    میخوام کارهام به اسانی حل شوند

    میخوام اسان شوم برای اسانی ها.

    میخوام سرحال و پر انرژی باشم.

    میخوام دروازه ای از نعمت و سلامتی وثروت وفراوانی ب رویم باز شود

    میخوام کار اداری ب راحتی انجام شود.

    میخوام از هر مسیری ک فایده ای نداره نروم.

    میخوام به همسرم عش بورزم.

    میخوام تمرکز بر نکات مثبت افراد داشته باشممیخوام ی خبر خوب بهم برسد.

    میخوام ی ماشین خوب گیرم بیاد.

    میخوام بسلامتی به خونه برسیم.

    میخوام ی ورودی مالی عالی داشته باشم

    میخوام بر اعتماد بنفسم کار بکنم.

    میخوام اسان شوم برای آسانی ها.

    شکر گزاری امروز

    خدایا شکرت بابت دیروز ک بسلامتی گذشت

    خدایا شکرت بابت درسهایی م ازراین سفر حاصل کردم.

    خدایا شکرت ک بر ترسهام غلبه کردم..

    خدایا شکرت که سرحال و پر انرژی بودم.

    خدایا شکرت ک سالمم

    خدایا شکرت بابت بدن سالمی ک دارم.

    خدایا شکرت بابت بودنت

    خدایا شکرت بابت تمام نعمت هایی ک در زندگی دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2166 روز

    به نام خدا

    سلام

    چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟

    نمیخواستم جواب بدم چون الگوی تکراری در خوابهام ندارم، از بچگی همیشه برام سوال بود چرا منم مثل بقیه هر شب خواب نمیبینم؟ بچه هاو دوستام با آب و تاب از خوابهاشون تعریف میکردند ولی من هیچی نداشتم تعریف کنم تو جمع بچه ها ناراحت میشدم ، کمی که بزرگتر شدم همین روند ادامه داشت و تا همین الان.

    یعنی بقیه شاید هرشب یا هر چندشب خوابهایی با موضوعات مختلف میدیدند ولی من خوابی نمیدیدم شایدم هر دوسه ماه یکبار ی خوابی میدیدم که گاها موضوعش مرتبط با اتفاقات روزم بود گاهیم موضوع خیلی الکی مثلا حرفایی که تو طول روز زده بودم ی تیکشو خواب میدیدم یا قسمتی از سریالی که دیده بودم و…

    شنیده بودم که همه آدما هرشب خواب میبینند ولی صبح ممکنه یادشون نباشه! منم تا مدتی صبح که بیدار میشدم کلی فکر میکردم آیا خوابی دیدم یا نه؟ ولی هیچی یادم نبود

    نمیدونم این موضوع چقدر حقیقت داره بهرحال تا الان تعداد خوابهایی ک دیدم( شایدم خوابهایی که یادم مونده) انگشت شماره و اصلا نمیشه جزء خوابهای تکراری دسته بندیشون کنم چون کمتر از ده تا خواب هست و هرکدوم ی داستان جدایی داره.

    مثلا یکیش اینکه وقتی بچه بودم خواب دیدم ماه از آسمون افتاده توی بغل من و همیشه کنارمه هرشب ماهو بغل میکنم باهم میریم در دل شب های تاریک قدم میزنیم و اون راه بهم نشون میده مثل یک چراغ گرد و بزرگ و پرنور

    فقط یکبار این خوابو دیدم 7یا8سالم بود ولی چون خیلی خواب شیرینی بود همیشه بیادم هست.

    یا اینکه یکبار خواب دیدم برادرم در اوج جوانی فوت شده تو خواب گریه میکردم بیدار که شدم فکر کردم حقیقت داره تا چند ساعت شوکه بودم ،فقط یکبار این خوابو دیدم و اونموقع زمانی بود که داداشم در شرف ازدواجش بود .

    یا اینکه یکبار خواب دیدم دشمنی شبیه داعش حمله کرده به محل زندگیمون که یک امامزاده ای هم اونجا هست و ما کلی آدم در حال فراریم

    با این خواب تا دوسه ساعت حس بد داشتم.

    یا اینکه یکبار خواب دیدم فردی که اونموقع باهاش در رابطه ام اهمیتی بهم نمیده و از پیشم میره؛ به این خوابم توی واقعیت اونقدر پروبال دادم که همین اتفاق افتاد یعنی بارها تو ذهنم مرورش کردم چندباریم برای خودش تعریف کردم هرچند خواب بود ولی جدی گرفته بودم و در نهایت اون فرد رفت!

    قبلا این باور بهم تلقین شده بود خوابها تعبیری داره و دقیقا همون رخ میده یعنی آدم زندگی خودش یا بقیه رو میتونه در خلال اتفاقاتی توی خوابش،ببینه

    و میگفتند زنها هرچی خواب ببینند ،عکسش رخ میده و….

    ی زمانی خیلی خودمو درگیر کرده بودم چطوری ممکنه آدم آینده خودشو تو خواب ببینه و ای کاش منم ببینم و ازاین حرفا….

    تو کتابهای مدرسه میخوندیم که رویای صادقه یعنی همون خوابی که بخشی از زندگی پیشِ رو رو بهت نشون میده بخاطر همین درگیر بودم اگه اینطوره پس چرا من چیزی نمیبینم!

    و من تا مدتها فقط همون خواب ماه رو داشتم و میگفتم آره این آینده من بوده ماه نشوندهنده آینده روشن منه بخاطرش خوشحال بودم که چراغی به روشنی و بزرگی ماه آسمون، مسیر زندگیمو بهت نشون میده! و من باورش کردم

    چندسال پیش که با قوانین جهان آشنا شدم با خودم گفتم آره همینه اون ماه همین قوانین بوده من با وجود این قوانین همیشه مسیرم روشنه.

    الان که حساسیتم به خوابها ازبین رفته .

    از پارسال که قانون سلامتی رو شروع کردم تا تصمیم میگیرم بخوابم،خیلی زود خوابم میبره و ی خواب عمیق و قشنگیه همون تعداد اندک خوابهامم از بین رفته^_^

    خداروشکر برای این فایلهای عالی و پر از محتوا

    خیلی خوشحالم که قراره دیدگاه شما رو درمورد خواب دیدن بدونم.

    در پناه الله یکتا همیشه سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    متینا عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1037 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی زیبا

    استاد من تقریبا دوسالی میشه که خواب تکراری ندیدم بجز یکبار و البته خوابم کم میبینم…

    قبل این دوسال الگویی که مدام در خواب هام تکرار میشد،دیدن مارهای زیاد بود…

    همیشه مارهای کوچیک و بزرگی رو میدیدم که دور برم هستند و البته کاری نداشتن اما انگاری برای این بودن که منو بترسونن…

    تعبیرخواب نوشته بود دیدن مار نشانه ی داشتن دشمنان زیاد هست و این درستم بود اما این دشمنارو ذهن من ساخته بود و وجود خارجی نداشتن.

    الان اینو میتونم از دل اون خوابا در بیارم که،همین که بودن اما کاری نداشتن و من میترسیدم اینو نشون میداد که شاید ادم هایی باشن که مثلا حسادت کنن اما نمیتونن کاری کنن و توی زندگی من تاثیری ندارن و من نباید الکی ازشون بترسم…

    از بچگی به واسته ی خانواده، توی ناخوداگاهم این نقش بسته بود که یکسری افراد اطراف ما با ما دشمنی دارن و باید حواسمون باشه و…

    دلیل اینکه تا دوسال پیش این طور خواب های تکراری رو میدیدم و الان دیگه نمیبینم، فاصله گرفتن از ادمای ضعیف هست، آدم هایی که خیلی ترس دارن از بقیه و فکر میکنن که دیگران میتونن با دعا و جادو و… زندگی بقیه رو خراب کنن.

    من باورمو درست کردم که هیچکس هیچ قدرتی در زندگی من نداره که بتونه به هروسیله ی زندگی من رو تحت کنترل بگیره و باعث بدبختی من بشه.

    باور کردم که اگر ذهنم قبول کنه که به وسیله ی یک دعا قراره من نابود بشم،صددرصد این اتفاق برام می افته چون اینو باور من ساخته اما من این حرفو که دعا و… میتونن منو نابود کنن قبول نکردم و همین باور باعث شد توی یک خونه باشیم اما نتایج متفاوتی بگیریم…

    تنها مورد دیگه از خوابای تکراری بعد این دوسال هم دیدن ادم هایی بوده که من بلاخره به یک نحوی ازشون دلم صاف نبوده…

    یعنی به مدت یک هفته و نیم هرشب خواب یکیشونو میدیدم.

    خواب افرادی رو میدیدم که اصلا فراموششون کرده بودم اما زمانی که اسمشون میومد ناخداگاه ازشون ناراحت بودم.

    جالبه که بگم من دقیقا زمانی این خواب هارو دیدم که با خودم عهد بستم که دیگران رو ببخشم.

    نمیدونم کدوم فایلتون بود که باعث شد من این تصمیم رو بگیرم اما وقتی که تصمیم گرفتم ببخشم،هرشب خواب یکیشونو میدیدم و انگاری خدا میگفت ،اینم هست،اینم ببخش.

    به طرز عجیبی افرادی رو از اون لایه های زیرین زندگیم بالا کشید و نشونم داد تا من ببخشم و رها کنم…

    خدایا شکرت…

    میفهمم چون آرامشم بیشتر شده خواب کمتر میبینم چون قبل این دوسال،خانواده ی پر چالشی داشتم.

    سپاسگزارم از شما استاد عزیزم بابت فایل بینظیرتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    ثريا حشمتي گفته:
    مدت عضویت: 2026 روز

    سلام

    برای من خیلی جالبه و میدونم برای همه ی ماها که روی قوانین کار میکنیم این موضوع خیلی وقتا پیش اومده که ،توی خواب هم براساس قانون عمل میکنیم ،یا راجبش حرف میزنیم ،ینی انگار ادامه همون کار کردن روی باورهامون تو دنیای بیداری رو تو عالم خواب هم تجربه میکنیم

    بارها و بارها شده،تو خواب دیدم فلان اتفاق رخ داده ،من میگم باید اینجا اعراض کنم،یا مثلا الان باید حسم رو خوب نگه دارم،الان باید توجه به فراوانی کنم یا خیلی پیش میاد که عمیقا شکر گزاری میکنم توی خوابها

    استاد هم گفتن که اگه تو خوابهاتون هم دارید رو قانون کار میکنید ،این نشونه خیلی خوبیه

    راجب سوال این فایل

    جنس خوابهایی که الان که خیلی وقتا طول روز حسم خوبه ،در صلح هستم با خودم و ارامش دارم ،

    خیلی بهتر شده ،انقدر تعداد دفعاتی که خوابای خوب میبینم زیاده که روی زندگی روزمره ام هم تأثیر مثبت میذاره

    بیشترین خوابهایی که الگوی تکراری از گذشته تا الان برا من بوده این مدل خوابهایی بودن که

    مثلا امتحان دارم و نمیتونم به سوالات ج بدم

    یا میخام برم سرجلسه یا یه جای خاص،نمیتونم اماده بشم یا دیر شده و یا هی اماده شدنم طول میکشه و یه استرسی پیدا میکنم

    یا یه کاری میخام انجام بدم و ظاهرا همه چی اکیه ،ولی قادر به انجامش نیستم و زمان رو از دست میدم و هی تو خواب انگار تقلا میکنم

    (مثلا رانندگی بلدم نمیتونم رانندگی کنم،شنا کردن بلدم ولی نمیتونم ،بند کفشم رو با تاخیر میبندم ،)

    پترن بسیار پرتکرار خوابای من این جور خوابا بوده،که همیشه برام جای سوال بود که چرا انقدر تو این مضمون من خواب میبینم

    من که خیلی زیاد تو بیداری ادم مضطربی نیستم یا خیلی دغدغه خاصی ندارم که بشدت منو تحت تاثیر بزاره

    ولی چرا داره این خواب به شکل های مختلف ولی با یه الگو تکرار میشه

    الان که خودم راجبش کمی فکر کردم،با شناختی که از خودم پیدا کرده ام

    شایذ بخاطر این باشه که من

    تو زندگیم دنبال موفقیت و رشد و بهتر شدن بودم ،انگار همیشه دوست داشتم هدف و چالشی داشته باشم و از سکون و راکد بودن راضی نبودم،ینی یه جورایی ،کمتر در لحظه زندگی کردم ،احساس کردم باید به یه چیزایی برسم و تا حدی هم رسیدم ولی دوباره و دوباره احساس عقب موندن کردم

    یا مدام این افکار رو داشتم که باید تقلا کنم ،باید از زمانم درست استفاده کنم،باید زندگیم پویا باشه ،اگه از دنیا برم ینی چیکار کردم تو این سالهای عمر،نباید به بطالت بگذره

    (تازه الان کمی با دوره های استاد تونستم ،لذت بردن رو موکول به اینده نکنم،مقایسه نکنم خودم رو با ادمهای موفق ،کمی خوش بگذرونم و خیال نکنم داره وقتم تلف میشه،و این ضعف من هنوززززز جای کار داره برای بهتر شدن،و خوابهام نشون میده که چقدر ادم بدو بدویی بودم و خودم خبر نداشتم !!)

    امیدوارم با ادامه این فایل و خوندن کامنت دوستان ،بتونم به درک بهتری از علت این پترن های خوابهام برسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    آرین عبّاسی گفته:
    مدت عضویت: 1921 روز

    آقا سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان گُلم

    خداوند را شاکریم بار دیگر فرصتی را به ما داد که بیایم و چند صباحی باهم، هم کلام باشیم

    خدا قوت میگم از همین تریبون خدمت استاد عزیزم آقای عباسمنش و خانوم شایسته مهربان

    در مورد سوال اساسی این بخش بریم که چند کلمه‌ای رو راجبش توضیح بدیم

    بنده به شخصه اصولاً خواب نمی‌بینم نمی‌دونم حالا شاید جالب باشه و غیر باور ولی کلا خواب نمی‌بینم دلیلش هم اینه که همیشه میگم که علاقه ای به دیدن خواب ندارم بیشتر دوستدارم آرامشی باشه و شب بخوابم و اگر قرار بود صبح هم بیدار بشم

    اما حالا چرا من دوست ندارم خواب ببینم

    در گذشته ای تقریبا می‌توان گفت دور

    بنده 2 نوع الگوی خواب داشتم

    اولی اینکه در خیابانی که همه جا شب و تاریک بود گم شده بودم و تصور می‌کردم افرادی سعی در تعقیب، دزدیدن و آسیب زدن به من رو دارن

    دومی که شاید کمی فان هم باشه این بود که تمام اجسام دگرگون میشدن

    مثلا یک خانه به اندازه یه ریگ میشد

    و یا یک صندلی به اندازه یک شهر میشد

    یعنی تغییر ابعاد اجسام

    اجسام بزرگ کوچک میشدن و اجسام کوچک بزرگ میشدن

    و من هم کلا انگار معلق بودم در این فضا و همش به این طرف و اون طرف پرتاب میشدم

    خیلی وقته البته که دیگه همه اینا رفتن و همون‌طور که گفتم خواب نمی‌بینم چون علاقه ای ندارم و خب دلیل علاقه نداشتن هم این بوده که خواب هایی که میدیدم چندان هم خوشایند نبودن.

    اما به این هم اعتقاد دارم خیلی مهمه با چه ذهنیتی به خواب بریم

    مثلا قبل خواب اگر فیلم ترسناکی ببینیم

    فیلم هیجانی ای ببینیم

    فیلم عاشقانه ای ببینیم و …

    خیلی احتمالش قوی هست که خوابی از همون جنس ژانر فیلمی که دیدیم؛ ببینیم

    حالا اگه بخوایم دلیل 2 نوع خوابی که دیدم رو بررسی کنیم می‌تونم به این نکات اشاره کنم که…

    در خواب اول می‌توان به افسردگی پی برد

    همه جا تاریک و تیره، شما تنها و بی دفاع و مشکلات و آسیب‌ها در تعقیب شما برای آسیب زدن بهتون (به طور ساده و مختصر)

    در خواب دوم می‌توان گفت

    نادیده گرفتن مسائل اساسی زندگی و بزرگ کردن مشکلات کوچک

    و غرق شدن و بال بال زدن برای رهایی از چهارچوبی که با بزرگ کردن مشکلات کوچک و نادیده گرفتن اساس زندگی برای خودمان ایجاد کردیم.

    امیدوارم از خوندن این کامنت نهایت استفاده رو برده باشید

    ممنون که با من همراه بودید‌

    همه شما رو تا درودی دیگر به خداوند منان می‌سپارم

    سربلند و پایدار باشید و فعلا خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    فررانه فلاح گفته:
    مدت عضویت: 1342 روز

    به نام الله مهربان. سلام به استاد عزیزم و گروه سایت بزرگ استاد عباس منش….بازم از شما بابت تهیه این فایل بینهایت سپاسگذارم و خوشحالم در کنار شما استاد عزیز و مریم جانم هستم…‌استاد مثالهای که در مورد خواب زدی اکثرا به منم میخورد ..منم یه خوابو سالیان سال هست که دارم میبینم و اون اینه که من هر جا هستم همه چی روشنه بعد یهو همه جا تاریک میشه و یکی دست منو میگیره و دنباله من هست و من میترسم و فرار میکنم طوری که با داد از خواب بیدار میشم و طپش قلب میگیرم. این خوابو شاید بگم از بچگی دارم و برای خانوادم مرتب تعریف میکنم ..‌استاد هنوز متوجه نشدم دلیل این خواب چیه…البته اینم بگم که من از زمان آشنایی با سایت شما استاد عزیزم .. و اینکه روی ذهنم کار میکنم دیگه این خوابو نمی‌بینم و از این بابت خوشحالم و از شما سپاسگذارم..یه خواب دیگه که مرتب میبینم گم شدن ماشین هست که همیشه دنبالش میگردم و توی خواب خیلی اذیت میشم .‌اینم بگم دلیل این خوابو می‌دونم چون همیشه توی فکر دزدیدن ماشینم هستم که کجا بزارم دزد نبره..‌. استاد من خیلی در زندگیم خیلی آرامش پیدا کردم و آروم شدم این رو مدیون شما و مریم جان هستم ..من دارم روی دوره دوازده قدم کار میکنم …و انشالله نتایج خوبی میگیرم و همینجا بیان میکنم به امید اون روز .‌.

    از کامنت های دوستان هم خیلی چیزها یاد گرفتم و امیدوارم همه هر جا هستید. همیشه شاد..سربلند..موفق …و پیروز باشید..بازم سپاسگذارم… در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    علی ملکی گفته:
    مدت عضویت: 1316 روز

    درود فراوان

    استاد باز هم سپاسگزارم بابت تهیه این فایل بسیار ارزشمند، 3 بار گوش دادم

    در خصوص خواب بنده الگوی تکراری در خواب ندارم

    یا خواب هایم به خاطر تفکرات یا توجهات امروز یا روز های اخیر به موضوع یا موضوعاتی هست

    یا در خواب هایم نشانه ها و الهاماتی میشه

    مثلا اینکه من در خواب راهم را گم کرده باشم نهایتا 2 بار پیش آمده و آن هم در زمان بچگی این خواب را دیدم(که احتمالا به خاطر وابستگی بیش از حد به خانواده بوده)

    مثلا اینکه کسی از فوت شدگان به خوابم بیاید همیشه فقط بعد از فوت آن شخص، این اتفاق افتاده

    مثلا به یک سمت(مقام) بزرگی در سن 13 سالگی رسیده بودم اما خب هیچ اطلاعات و توانایی در اون سمت نداشتم (فکر کنم رئیس جمهور شده بودم)

    مثلا چند سال پیش فکر کنم 15 ساله بودم خواب دیدم دارم یک جایی راه میرم مثل یک پادشاه و یکدفعه همه جلوم سجده یا تعظیم کردند و من یکدفعه نگاه آسمان از پنجره ای که کنارم بود کردم و گفتم: فدای …. یا حسین(دقیق نمیدونم چی گفتم)

    و این را میدانم اکثر خواب هایی که میبینم به علت تفکرات و در واقع توجهاتی است که من در روز های قبلش داشته ام، به خاطر اعمالی است که انجام داده ام

    مثلا من چند روز پیش به شدت درگیر درست کردن رابطه ام با دیگران و کنترل ذهن بودم و ساعت 6:30 صبح وقتی 2 ثانیه مانده بود که از خواب بیدار شوم یک صدا یا نیرویی درونم گفت: خیلی بچه ای

    وقتی بیدار شدم پیش خودم گفتم خدایا این چه حرفی بود بهم زدی،من دارم دهن خودمو سرویس میکنم بعد حالا میگی من بچه ام؟:)

    و بعدش گفتم نه حتما حرف شیطان بوده و میخواسته اذیت کنه

    اما الان به لطف خدا اون فشار ها ازم دور شدن و تونستم خودم رو پیدا کنم و فهمیدم که واقعا چند روز پیش مثل بچه ها بودم

    راستی اینم بگم جالبه حتی یک روز یادمه در خواب هیچ چیزی نمیدیدم یعنی همه چیز سیاه بود و من داشتم مدت زیادی با ابلیس (شیطان) صحبت میکردم و ازش سوال میکردم و شیطان داشت از اتفاقات اون زمان که از پیش خداوند طرد شد میگفت و وقتی از خواب بیدار شدم چقدر واسم دوست داشتنی بود و لذت بردم از صحبت های شیطان:)

    مثلا ممکنه یک اتفاقی که امروز یا فردا قرار هست رخ بده در خواب به شما گفته بشه یا نشان داده بشه که بارها برای خودم یا اطرافیان چنین چیزی رخ داده است

    یا مثلاً ما در روز داریم ادعا میکنیم که فلان کار رو نمیکنیم یا ترسی از فلان کار نداریم و در خواب خدا مارو در اون شرایط قرار میده که ببینیم واقعا راست میگیم یا همچنان باید روی خودمون کار کنیم؟(که این خیلی خوبه و ما میتونیم یک بار خودمون رو امتحان کنیم بدون اینکه عمل خاصی انجام داده باشیم چون همه چیز ذهنه مثلا صحبت کردن جلوی یک انسان با صحبت کردن حلوی میلیون ها انسان تفاوتی نداره و اگر تفاوتی هست ذهن ما داره این تفاوت رو رغم میزنه)

    در کل به خواب های بدمون اگر دلیل رخ دادن آن خواب را نمیدانیم فکر نکنیم و برای کسی تعریفش نکنیم و اگر خواب خوبی دیدیم برای دیگران تعریف کنیم چون با اینکار ها ما به اون خواب توجه میکنیم و در جهان به هرچیزی توجه کنی بیشتر بهت نشان داده می شود

    خدا خیلی خیلی بیش از اون چیزی که فکرش رو کنیم داره هدایتمون میکنه یعنی جوری که گه گداری انگشت به دهان میمونم از این همه دقت و قدرت و حواس جمعی و دلسوزی ، انگار خدا تمام عالم رو بیخیال شده و فقط داره منو هدایت میکنه

    واقعا این جهان مثل یک بازی کامپیوتری میمونه که توسط یک برنامه نویس بی نهایت قدرتمند و باهوش کدنویسی شده که اگر ذهنتو کنترل کنی و درست عمل کنی میتونی این بازی رو خیلی خیلی حرفه ای و زیبا انجام بدی و به پایان برسونی

    واقعا این جهان از هر فیلمی که دیده ایم فیلم تره

    وقتی میبینم این جهان انقدر قانونمند داره عمل میکنه و هیچکس جز الله در جهان قدرت و اراده ای نداره هر غم و غصه و ترس و نگرانی و وابستگی برام خنده دار میشه

    هر حساب کردن روی دیگران و توقع داشتن ازشون

    هر دروغ و تهمت و غیبت و ناسزا

    هر حسادت و غروری و …. واقعا خنده دار به نظر میرسه

    حتی هرگونه استرسی.

    که البته از حرف تا عمل فاصله بسیار است اما سعی میکنم همیشه یک قدم به سمت جلو بردارم

    به خدا گفتم من باید روزانه یک کامنت در سایت بزارم و فعالیت کنم و متعهدانه به جلو برم و ازت میخوام که بهم بگی و من بنویسم تا اولا برای خودم تاثیرگذار باشه و ثانیا برای دیگران

    واقعا در ابتدا هیچ حرفی نداشتم اما همینطور داره میگه و من مینویسم واقعاااا

    .

    .

    .

    .

    این کامنت رو چند روز پیش نوشتم اما چون گفتم شاید نامربوط باشه یا حرف خاصی زده نشده باشه نذاشتم، اما اشتباه کردم

    دوستان فعالیت کنید،هرچی که فکر میکنید دوست دارید و بگید رو بگید،سخت نگیرید،کی به کیه؟چرا ما انقدر انسان هارو واسه خودمون مهم میکنیم؟شما اگر بمیرید هم عزیزترین آدم زندگیتون نهایتا بعد از 40 روز به زندگی عادیش ادامه میده که البته 99 درصد مواقع بعد از چند روز اوکیه،فعالیت کنید برای خودتون که بعدا میتونیم بیایم روند تغییراتمون رو ببینیم(این هارو به خودم میگم)

    حتما که نباید کامنتمون بهترین باشه،حتما که نباید دیگران بفهمن ما رو خودمون کار کردیم یا …

    من این اشتباه رو کردم،فدای سرم اما دیگه نمیخوام تکرار شه

    عاشق همتونم

    شاد و تندرست و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    Arezoo گفته:
    مدت عضویت: 2577 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و همه دوستان هم فرکانسی ام

    چه نشانه قشنگی بود امروز برای من که باعث شد بیام بعد از مدت های طولانی بنویسم و رد پایی از خودم بگذارم

    جونم برات بگه که من کلی نتایج خوب و عالی داشتم تا زمانی که دیگه کم کم از مسیر اصلی و دوره هام دور شدم و دیگه کم تر روی خودم کار میکردم از اون موقع بود که دیگه رفتم توی در و دیوار و با کله خوردم زمین بدم خوردم زمین :))))

    خلاصه من شروع شد خواب های بد هر شب و کابوس همیشگی و دیگه به مرحله ای رسیده بودم که میترسیدم از خوابیدن چون پرشده بودم از احساس بد و تمرکز روی ناخواسته ها و همه اون دستاورد ها هم کم کم از دست رفت.

    با مقاومت فراوان که نمیررم دکتر به اصرار خواهرم و دوست هم فرکانسیم رفتم دکتر که یکم ذهنم آروم بشه و بتونم برگردم به قبل

    به قول استاد عزیزم که همیشه میگفت حال خوب و نتایج ما تا زمانی هست که روی خودمون کار میکنیم ووقتی رها کنی بر میگردی به قبل

    ولی باز خوبیش اینه که به محض اینکه حالت خوب میشه نتایج هم عالی میشه

    دیگه بخودم قول دادم بتونم همیشه تو این مسیر بمونم از اول شروع کردم دوره 12 قدم و با شروع کار کردن روی خودم هدایت شدم به کاری که با شرایط فعلی توی خونه بتونم انجام بدم و درامد داشته باشم

    از وقتی شروع کردم روی کار کردن روی خودم دیگه اون خواب های تکراری آزار دهنده از بین رفته

    خواب هام همش یه شکل و یه مفهموم داشت دعوا با پدرم

    اینم بخاطر نبخشیدنم بود که از وقتی بخشیدم و تمرکزم روی خودم اومد دیگه خواب نمبینم

    خدا رو شاکرم که دوباره دراین مسیر خوب قرار گرفتم

    عاشقانه دوستتون دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    سعید سادات گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام به روی ماهت استادم

    سلام به ملکه شایسته

    سلام اهالی این بهشت

    از وقتی شروع به کار کردم روی خودم خیلی کم خوابهای بد میبینم

    اما به وضوح میفهمم که اکثرا در خواب چرت و پرت میبینم که هیچ سر و تهی ندارن

    وقتی فکر میکنم یادم میاد که بعضی خوابهای تکراری داشتم گرچه بعضی با فاصله زیاد و بعضی هم با فاصله کم

    نمونه هاش:

    خواب میدیدم که نمیتونم صحبت کنم حتی بزور

    خواب میدیدم که از جن میترسم

    خواب میدیدم که یک ماشین رو رانندگی میکنم ولی ترمزش کار نمیکنه گرچه آروم میرم

    خواب میدیدم بدنم خیلی ضعیفه و توان بلند شدن یا دویدن نداره

    در گذشته خوابهایی بد میدیدم مثلا یهوی از یک جایی افتادم و از خواب می‌پریدم یا دعوا کردم و حالم بده یا یا دنبالم کردن و نمیتونم بدوم و… گرچه از 3 سال پیش که سرگردان و حیران به دنبال یک گم شده ای میگشتم با استاد آشنا شدم و این نوع خوابها رو به ندرت میبینم

    امیدوارم به زودی سد ذهنی که باعث شده الگوی تکرار شونده ایکه زندگیم رو تباه کرده پیدا کنم و به یاری خدا ریشه کن کنم

    گرچه به نظرم اگه روی باورهای عزت‌نفس و ثروتساز کار کنم مشکل به احتمال زیاد حل میشه ولی چون فعلا توان خرید هیچ دوره ای رو ندارم از همین فایلها استفاده میکنم چون استاد سخاوتمندانه در اختیار ما گذاشته

    جستجو ادامه دارد به پیش میریم

    سپاس استاد و خانم شایسته و بچه های بهشتی این سایت

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    sara گفته:
    مدت عضویت: 2098 روز

    سلام استاد

    چه سوال جالبی پرسیدید

    اصولا خیلی خواب نمیبینم ولی یکسری خواب هایی که بیشتر تکرار شدن و تو ذهنم موندن البته نه هر شب

    خواب میبینم تو یه خونه خیلی خیلی بزرگی ام و همیشه میبینم این خونه چندتا حموم و سرویس بهداشتی داره و هربار انتخاب میکنم از کدوم استفاده کنم و این تعدد سرویس و حموم و زیاد میبینم تو خواب هام

    یه خواب دیگه ک دیشب اتفاقا دوباره تکرار شد معمولا زمانی میبینم این خواب و ک دنبال تحول زندگیمم و از خدا عمیقا هدایت میخوام

    خواب بارون خیلی شدید یا بارش برف طوفان ولی اصلا احساس ترس بهم نمیده بسیار آرومم تو خواب و انگار نشونه میبینم

    خواب سومی ک تکرارشو میبینم دویدن تو پس کوچه ها و خیابونای تاریک خلوت و سردرگمی عه

    که فک کنم نشون از سردرگمی تو زندگیم میده ک هدفم گاهی واضح نیست البته الان مدتیه ندیدم این خواب و

    خواب چهارم ک تکرار میشه

    خواب میبینم دانشگاه کلاس دارم و نرسیدم یا خیلی دیر شد و هنوز حرکت نکردم بااینکه خیلی وقته فارغ التحصیل شدم

    مشتاقانه منتظریم فایل جذید و ببینیم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: