خداوند را بهتر بشناسیم | قسمت 2 - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

765 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1058 روز

    1403/5/30

    روز 45

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد ومریم عزیزودوستان گل

    خدایا شکرت بخاطر یک روز زیبا و بی نظیر و یک فایل هدایتی عالی دیگه

    الانکه دارم اینارو مینویسم وجودم پراز عشق به خداست اینقدر سپاسگزارم که حد نداره

    خدایی زیبایی ها خدای مهربونی ها خدایی فراوانی ها خدای شادی ها خدای لذت ها خدای آرامش ها خدای بخشنده خدای که نمیتونم براش کلمه ایی پیدا کنم

    این خدای منه من خدارو اینطور میبینم اینقدر مهربون زیبا ثروتمند بخشنده آرامش بخش خدایی که وقتی بهش فکرمیکنم قلبم آروم میشه خدایی که هرچی دلم میخواد و ازش میخوام و شک ندارم که بهم میده خدایی که وقتی شبا قبل خواب بهش فکرمیکنم اینقدر عمیق و با آرامش کامل خوابم میبره و صبح پراز حال خوب ازخواب بیدارمیشدم خدایی که وقتی به پرنده زیبایی که توی خونه دارم نگاه میکنم که با چه دقت و ظرافتی این موجود زیبایی رنگی و خلق کرده پرنده ایی که وقتی صبح بیدارمیشم باهام حرف میزنه و به آغوش میکشمش و میگم خدایا هیچ کسی جزتو نمیتونه همچین چیزی و خلق کنه نگاه میکنم به ترکیب رنگش نارنجی و زرد و طوسی که بی نظیره اصلا شوک میشم ازاینکه این پرنده میتونه حرف بزنه ازاینکه این پرنده احساس داره و درک میکنم به خودم میگم این یه معجزه و نشانه است که خدای مهربونم و بهتر وبیشتر درک کنم

    خدایا شکرت بخاطر این همه زیبایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    بنام خدا

    سلام ،

    روز 45 سفر …

    خدا رو شکر میکنم برای نعمتهایی ک به من داد ، برای ارامش الانم ، برای خونه ای که بهم داد تا من بتونم این ارامش رو تجربه کنم . خدایا شکرت که همیشه کنارمی و هوای منو داری ، ممنونم از نعمت هدایت .

    این فایل عالیه عالیه ، این اولین فایلی بود که نگاه منو به خدا تغییر داد و خیلی زیاد بهم کمک کرد ، اونقد که من رو تبدیل به یک آدم دیگر کرد . فایلی تاثیر گذار که زندگی ها رو تغییر میده اگر با دقت و بدون پیش زمینه ی فکری گوشش بدی .

    از وقتی نگاهم این شکلی شد همه چیز واسم بهتر شد و تغییر کرد از بقیه بالاتر رفتم ، قدرتم بالاتر رفت ، از بقیه احساس برتری خاصی دارم همیشه تو جمع ها ، این نگاه یک گنج هست که رسیدن بهش کار هرکسی نیس ، باید فقط هدایت شده باشی و با تعهد روی بهتر شدن کار کنی تا به این دیدگاه ارزشمند دست پیدا کنی ، خدایا شکرت برای هدایتی ک به من دادی تا من اینو دریافت کنم .

    البته ک گاهی این فایل و این اگاهی ها یادم میره ،

    یادم میره و فاز مظلوم نمایی پیدا میکنم که خدایی که فکر میکنم یه آدمه دلش واسم بسوزه ،

    خیلی شرایطم سخت میشه ، همه چیز بد و تاریک میشه ، بعد مجدد یادم میاد که خدا آدم نیس ک الان این مظلوم نمایی ات رو ببینه و دلش بسوزه ، بازم قوی و قدرتمند بلند میشم و همه چیز خیلی عالی تر پیش میره .

    از بس تکرار شده تو ذهنمون ک خدا مثه ادمها احساس داره که پاشنه آشیل شده واسم .

    باید دائم روش کار کنم ، ارزشش رو داره خدایی .

    خیلی قدرت میده این تفکر سیستمی بودن خدا . خیلی دقیق هم هست . استاد ازت با تمام وجود برای این فایلها سپاسگزارم ، تو واقعا بهم کمک هایی عالی کردی .

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا صد میلیارد میلیارد بار شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    Amir گفته:
    مدت عضویت: 4321 روز

    بابا خوشتیپ

    در کنار همه صحبت هایی که می کنید هم لطفا یه کتابی مرتبط معرفی کنید. اگر هم خواستید یه بخش راه بندازید برای معرفی کتاب یا معرفی فیلم های مرتبط و انگیزه بخشی که به بهبود وضعیت پیشرفت های فردی و اجتماعی مون کمک کنه.

    خودم می تونم فیلم های زیادی رو به دوستان معرفی کنم و مطمئنم خیلی های دیگه هم هستند که موافق باشن با نظر بنده.

    با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    هلن گفته:
    مدت عضویت: 4316 روز

    سلام.

    خدا سیستمی عمل میکنه و انرژی است.

    وقتی که دعا میکنیم یا ذکر میگیم این هم یه جورایی داره باورمون رو درباره خدا تقویت میکنه.

    یعنی داریم به خودمون میگیم با ذکر گفتن و دعا میتونم خودمو هم فرکانس با اون انرژی قرار بدم.

    یعنی سیستمی بودنش برام باور پذیر میشه.

    یک راه ارتباطی با اون انرژی میشه.

    یعنی کمک میکنه که بیشتر درکش کنی.

    مثلا ذکر لااله الا الله، وقتی زیاد بگیم داره باور مارو تقویت میکنه که هیچ معبودی جز او نیست.

    اگه این ذکر لقلقه زبان نباشد و با درک و شعور گفته بشه.

    یا ایه، لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین که حضرت یونس مطرح میکنه.وقتی با درک تکرار کنیم به قدرتمند بودن و تکیه کردن روی خدا پی میبریم.

    اینکه من به خودم ظلم کردم.

    تو بی عیب وپاکی.مرا کمک کن.

    مرا دریاب.

    اگر ذکری داره تکرا میشه و با اگاهی است داره باورهای منو درباره این سبستمی بودن تقویت میکنه که خدایی جز اونیست.

    من تسلیمم.

    خودش منو مدیریت کنه.

    خودش کمکم کنه.

    و ذکر توجه به خدارو یاداور میشه.

    ذکر میگی داری به وجود اون سبستمه توجه میکنی.

    حواست میره سمت خدا.

    یا حق.

    اهدنالصراط المستقیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    حسین عبادی گفته:
    مدت عضویت: 2153 روز

    بنامخداونده بخشنده ومهربانم…

    سلام به استاد و مریم بانو عزیز

    ایمان واقعی ایمانی که خودمون بهش برسیم….

    اینو تو این چند روز احساس میکنممممممم

    و مبینم که تویه عملم بینهایت نشتی دارممممممممممم

    الان حدود چند روزی تو در دیوارممممممم و هی میام پایین ولی نمیزارم من قویتر از نجواهاااا هستم من قویترممممممممممم

    به لطف الله من قویترممممممممممم نابودشون میکنم

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا

    اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا را فراوان یاد کنید.

    خدایا ازت میخوام خودت کمک کنی نمیزارم این چندروز ادمه پیدا کنه نمیزارمممممممممم همین الان قطعش میکنمممم

    قانون میگه اگر این فرکانس رو ارسال کنی مطلقا این جواب رو می گیری نه جواب دیگه…..

    در پناه جان جانان ری العامین شاد سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    آمیتیس گفته:
    مدت عضویت: 4315 روز

    part 1

    متن کامل فایل ارزشمند “خدا را بهتر بشناسیم 2” تقدیم به دوستان عزیز هم فرکانسی:

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت شما دوست عزیز

    میخوام امروز در مورد موضوعات مهمی صحبت کنم. اولا من تشکر میکنم از دوستانی که دارن فکر میکنن. اینکه ما داریم فکر میکنیم، اینکه ما به چالش میکشیم آنچه را که قبلا میدونستیم، آنچه را که قبلا بهمون گفتن، این خودش خبر خیلی خوبیه. یعنی به قول معروف برای اینکه به خدا یقین پیدا کرد اول باید به خدا شک کرد، یعنی نگران این موضوع نباشید انسان از طریق شک به یقین میرسه. داستان حضرت ابراهیم رو به یاد بیارید که در مورد خداوند اول فکر کرد ستاره خداست، بعد فکر کرد ماه ربش هست، بعد گفت خورشید ربمه و بعد از خدا خواست که هدایتش کنه. میخوام بگم که نگران این موضوع نباشید که ما شاید مثلا درست نفهمیم قضیه رو، نکنه مثلا شک کنیم، نکنه به یه سری مسائل و باورهای قبلی و اعتقادات قبلیمون ضربه بخوره و بشکنه، اصلا نگران نباشید، اعتقادی که بر پایه ی تقلید از گذشتگان باشه اصلا اعتقاد نیست. یعنی خدایی که بپرستیم و قبولش داشته باشیم و این پرستش و قبول داشتن بدون فکر باشه، بدون دلیل باشه، بدون منطق باشه طبق گفته ی قرآن اصلا اون ایمان واقعی نیست. ایمان واقعی ایمانیه که خودمون بهش برسیم نه اینکه از بچگی در گوشمون اذان گفته باشن و گفته باشن تو بچه مسلمونی، باید یه همچین خدایی رو بپرستی، یه همچین دیدگاهی داشته باشی و ما هم همون راه رو ادامه بدیم. پس خیلی خوبه، تا اینجای کار خیلی خوبه فقط ازتون میخوام که اجازه ندید که باورهای گذشته شما رو متعصب بار بیاره، نه در این مورد، در همه ی موارد تو زندگیتون. یعنی اجازه ندید که آنچه که از قبل پذیرفتید بدون دلیل، بدون مدرک، فقط به واسطه ی اینکه پدر و مادر و پیشینیانتون بهتون اینو گفتن نذارید که چشم شما رو ببنده بر روی حقایق، بر روی آنچه که دونستنش میتونه به شما خیلی کمک کنه.

    من اومدم گفتم که نگاه سیستمی به خداوند نگاه خیلی خیلی بهتریه و به نظر بنده خداوند یک انسان نیست، یک موجود نیست که یه جایی باشه، یه سری کارهایی رو مثل ما انجام بده. من در مورد احساساتی عمل کردن خداوند خیلی صحبت کردم، گفتم خداوند احساسات بشری نداره. بعضیا اینو به رحمان بودن خداوند یا رحیم بودن خداوند ربط دادن، بعضیا در مورد مسائل مختلف صحبت کردن، بعضیا از بحث های فلسفی استفاده کردن. دوستان به هیچ عنوان من نه به فلسفه علاقه دارم نه خوشم میاد وارد بحث های فلسفی بشم چون باز به اعتقاد بنده این بحث های فلسفی نه سر داره نه ته داره! یعنی نتیجه ای نمی گیریم. ما میخوایم اینجا نتیجه بگیریم، یعنی ما میخوایم به یه نتیجه ای برسیم که آقا ما اگر خداوند رو چطور ببینیم زندگی بهتری داریم؟ اول یه قانون کلی رو با همدیگه مرور کنیم: هرجور که خداوند رو ببینی همون جور اتفاق میفته. خداوند رو رحمان ببینی رحمان دیده میشه، خداوند رو غفور ببینی غفور برات دیده میشه و تجربه ش میکنی، خداوند رو جبار ببینی، خداوند رو ستمگر ببینی ستمگر دیده میشه، خداوند رو خدایی ببینی که خدای عشقه خدای عشق برای تو دیده میشه. ممکنه بغل دستیت یا برادرت خدا رو یه جور دیگه ببینه، به همون نسبتی که خدا رو می بینه به همون نسبت نتایج متفاوتی رو دریافت میکنه از تو. آنچه را که ما در مورد خداوند باور میکنیم همون رو تجربه میکنیم.

    باور ما نسبت به خداوند باعث میشه ما شرایط و اتفاقات رو تجربه کنیم اما یه سری چیزا قانونه یعنی اینجوری نیست که مثلا من فکر کنم بگم که خوب آقا من باورم اینه که نمیفتم زمین برم از یه ساختمون 100 طبقه خودمو بندازم پایین بگم نه من باورم اینه که جاذبه وجود نداره. یه سری چیزا هست قانونمندیه اصلا کاری به باور نداره یعنی بعضیا من تعجب میکنم اشتباه فرض میکنن میگن آقا نه من باورمو عوض میکنم مثلا میرم توی خلا بدون آب و بدون غذا و بدون اکسیژن مثلا یه سال زنده می مونم. من چون باورمو عوض کردم که بدن من نیاز به اکسیژن نداره! یه سری چیزا قانونمندیه، یه سری چیزا رو نمیشه تغییرش داد، یه سری قوانین حاکم بر جهان هستند که خداوند در قرآن از مشیت نام میبره.

    بیاید یه چندتا موضوع رو با همدیگه مرور کنیم. به اینجا رسیدیم که هرجور خدا رو ببینیم همونجوری درکش میکنیم، همونجوری دریافت میکنیم، اگر با محبت ببینیم با محبت تجربه ش میکنیم، اگر ستمگر ببینیم ستمگر تجربه ش میکنیم. اما موضوعی که من خیلی علاقمندم بهش و دوست دارم که شما هم بهش فکر کنید اینه که بیایم ببینیم که قوانین جهان چطوره؟ یه بحثی بود آلبرت انیشتین دنبال یه موضوعی بود به نام Theory of everything یا تئوری همه چیز. میگفتش که به نظر من خدا تاس نمیندازه که مثلا اگر 6 اومد اینجوری جهان رو رهبری کنه، اگر 2 اومد مثلا یه جور دیگه جهان رو رهبری کنه. برای هر کارش بیاد یه تاسی بندازه بالا و طبق اون عددی که تاس نشون میده اتفاقات رو رهبری کنه. خداوند خداوند قانون هاست و طبق یک قانون کلی داره جهان رو رهبری میکنه و جهان داره طبق این قانون عمل میکنه. خیلی فکر کرد که بتونه این قانون کلی رو ببینه که هم فیزیک کوانتوم رو بتونه جواب بده و هم فیزیک سیارات رو بتونه جواب بده. یعنی در کوچکترین ذرات، در اتم، در الکترون همون قانونی باشه که در کهکشان راه شیری داره اتفاق میفته. خوب اون تا آخر عمرش نتونست به جواب درست برسه. یه فرد دیگه ای به نام پروفسور استیون هاوکینگ هم خیلی سعی کرد که به این موضوع برسه، یه سری اعتقادات متفاوتی هم داشت، یه فیلمی هم جدیدا ساختن به نام Theory of everything که نامزد جایزه ی اسکار هم بود توی اون فیلم یه نقل قولی میکنه و میگه که نه انیشتین اشتباه کرد، به نظر من خدا تاس رو میندازه ولی تاس رو انقدر دور میندازه که کسی پیداش نکنه اصلا یعنی کسی نفهمه به چه شکله و یه سری تغییرات تو عقاید داشت یه بار میگفت من خدا رو قبول دارم و یه بارم این اواخر میگفت نه من اصلا بعید میدونم که خدایی وجود داشته باشه و جهان برای خلقش نیاز به خدایی داشته باشه.

    کاری ندارم به این صحبت ها اینا تئوریه، اینا فلسفه س، اینا نظریه س، اینا بحث های بی فایده س، ما میخوایم برسیم به یه موضوع خیلی مهم که بتونیم قوانین خداوند رو درک کنیم. خداوند بر طبق سیستم عمل میکنه. این که حالا خداوند چیه؟ بعضی از دوستان این موضوع رو گفتن که نه خداوند بالاتر از سیستمه، من گفته بودم خداوند انرژیه بعضیا گفته بودن نه بالاتر از انرژیه، مافوق انرژیه و… دوستان انرژی همه چیزه! من نمیدونم چرا بعضیا دوست دارن مقاومت کنن در مورد موضوع انرژی، اصلا چیزی غیر از انرژی در جهان وجود نداره. یعنی هرآنچه که شما می بینید، هرآنچه که شما نمی بینید، هرآنچه که سیاهچاله هست یا هرآنچه که درواقع دنیای شناخته شده یا به قول ستاره شناس ها دنیای قابل مشاهده یا دنیای غیرقابل مشاهده هست، هرآنچه که هست از Dark Matter (ماده ی سیاه) Dark Energy (انرژی سیاه) و هرچی که هست در جهان انرژیه، بیسش انرژیه، پایه ش انرژیه، پایه ش کوارکه، چیزیه که ما بهش میتونیم بگیم انرژی. اگر در فیزیک قانون پایستگی انرژی رو یادتون بیاد ما میگیم که انرژی نه به وجود میاد نه از بین میره فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر حالت میده، بعد نگاهمون هم به خدا میگیم “لم یلد و لم یولد” ما میگیم خدا نه زاییده شده و نه میزاید. ما نگاهمون در مورد قرآن همون نگاهیه که در مورد انرژی داریم، در مورد خدا همون نگاهیه که در مورد انرژی داریم فقط یه ذره تفاوت داره یکی بهش میگه خدا یکی بهش میگه انرژی یکی بهش میگه نیروی حاکم بر جهان یکی میگه نیروی برتر، نیروی خیر هرچی که اسمشو میذاریم. من فکر میکنم بهترین کلمه ای که میتونیم براش بذاریم یک انرژیه، یعنی انرژی پایه، انرژی ای که همه ی جهان رو خلق کرده و داره گسترش میده. ما میخوایم قوانین حاکم بر این انرژی رو درک کنیم. نمیدونم به عمر ما جواب میده یا جواب نمیده، نمیدونم اصلا ما در نهایت میتونیم تمام قوانین رو درک کنیم و ازش استفاده کنیم یا نه ولی حداقل داریم شروع میکنیم به فکر کردن، شروع میکنیم به حرکت کردن و ما میخوایم قوانینی رو استفاده کنیم که به دردمون میخوره.

    چرا من میگم وارد فلسفه نشینم، وارد بحث های فلسفی نشیم؟ چون بحث های فلسفی نتیجه ندارن آخر. یعنی من انقدر از فیلسوف های عزیز و دوستان خودم رو که دکترای فلسفه دارن میخونن سراغ دارم که اصلا سرشون درد میکنه برای بحث کردن ولی زندگیشو نگاه میکنی هیچی نداره تو زندگیش نون نداره برای خوردن. زندگیش همیشه پر از تشنجه، پر از نگرانیه، پر از ناراحتیه ولی ماشاالله فقط برای بحث این آدم رو ساختن بشینه فقط بحث کنه در مورد موضوعات مختلف. سوال من اینه که خوب تو انقدر بحث کردی چه زندگی داری الان؟ چقدر حالت خوبه؟ چقدر سلامتی؟ چقدر ارتباط های خوبی داری؟ چقدر وضع مالی خوبی داری؟ ما میخوایم به این برسیم که در این دنیا سعادتمند زندگی کنیم و در آخرت هم سعادتمند زندگی کنیم و برای این ما باید برسیم به قوانینی که حاکمه بر جهان.

    اینکه من میگم نگاه سیستمی داشته باشیم برای اینکه نگاه سیستمی به ما آرامش میده من همیشه گفتم که بزرگترین سپاسگزاری من از خداوند اینه که خدایا ازت ممنونم که قوانینی رو وضع کردی که تغییر نمیکنه، ازت ممنونم که پامو محکم میذارم زمین، ازت ممنونم که نگرانی ها رو از وجود من کشیدی بیرون به من گفتی آقا قانون من اینه اگر این فرکانسو ارسال کنی مطلقا این جواب رو میگیری نه جواب دیگه. این قانون منه طبق این قانون دارم جهان رو رهبری میکنم. بزرگترین سپاسگزاری من به عنوان کسی که دارم تو این حوزه کار میکنم اینه که خدایا ازت ممنونم که جهان رو با قوانین بدون تغییر آفریدی، اینجوری نیست که شانسی باشه، اتفاقی باشه، من نتونم چیزی رو کنترل کنم، من تمام قسمت های زندگیمو میتونم کنترل کنم چون من میتونم افکارم رو کنترل کنم، چون من میتونم فرکانس هامو کنترل کنم، چون من میتونم احساساتمو کنترل کنم و مهم تر از همه چون من میتونم نگاهم رو به جهان کنترل کنم، دیدگاهمو کنترل کنم. به این دلیل که من میتونم نگاهمو کنترل کنم من میتونم اتفاقاتم رو هم کنترل کنم، شرایطمم کنترل کنم.

    من میخوام به اینجا برسیم نمیخوام وارد بحث های حاشیه ای بشیم. من میخوام این نگاه رو داشته باشیم که چطور میتونیم اتفاقات رو برای خودمون اونجور که خودمون میخوایم رقم بزنیم؟ ما موقعی میتونیم این نتیجه رو برای خودمون به وجود بیاریم که باور کنیم که جهان یا خداوند داره با یک سیستم بدون تغییر حرکت میکنه. خداوند یک انرژی هست که تمام جهان از اون انرژی به وجود اومده، به قول فیزیکدان ها از شکلی به شکل دیگر تغییر حالت میده ولی نه به وجود اومده نه از بین میره، همیشه هست همیشه بوده و همیشه خواهد بود (همون تعریفی که ما از خداوند داریم) فقط در تمام اشکال خودشو تبدیل میکنه. حالا قوانین حاکم بر این انرژی رو ما میخوایم بدونیم چیه؟ ما میخوایم قوانین حاکم بر این انرژی ای که کهکشان ها رو خلق کرده و اتم رو هم خلق کرده بدونیم چجوریه؟

    برای اینکه اینو درک کنیم یه نگاهی به حرف های من داشته باشید. ما میتونیم فرکانس هایی رو به جهان هستی ارسال کنیم و این انرژی هوشمند با توجه به فرکانس های دریافتی ما انرژی اطراف ما رو که اتفاقات، شرایط، روحیه ی آدمها، وضع مالی، سلامتی و…. همه ی اینام قسمتی از همون انرژیه رو رقم میزنه. مثل یه آب مایعی می مونه که توی ظرف مثلا شبیه یه لیوان بریزی، اون آب مایع بی شکله ولی شبیه اون ظرفی میشه که تو براش آماده کردی، شبیه لیوان میشه. اون انرژی به هر شکلی درمیاد اما اون شکل رو تو براش تعیین میکنی. البته 95% آدما ناآگاهانه ظرفشون رو شکل میدن، ناآگاهانه فرکانس هاشون رو به جهان هستی ارسال میکنن به خاطر همین اتفاقاتی که نمیخوان وارد زندگیشون میشه.

    ما میخوایم یه کاری کنیم از این قوانین حاکم بر انرژی استفاده کنیم و اون چیزی که دوست داریم رو خلق کنیم. هدف من اینه به قول انیشتین بتونیم فکر خدا رو بخونیم. یه جمله ی خیلی معروفی داره آلبرت انیشتین میگه همه چیز جزئیاته من میخوام بتونم فکر خدا رو بخونم ما بقی چیزا همش جزئیاته. میخوایم ببینیم که این قوانین چطور عمل میکنه؟ باز هم من تاکید میکنم یه نگاهی به قرآن بندازید هرکجا دیدید که این نگاه من (نگاه سیستمی ب خداوند) نگاه اشتباهیه به من بگید که آقا نه ما تو قرآن آیه هایی رو آوردیم که نگاه سیستمی نداره. بعضیا گفتن که رحمانیت خداوند برای همه ی موجوداته، رحیم بودنش مثلا فقط برای مومنینه. اینم یک سیستمه، یعنی شما هرجوری که نگاه کنی سیستمه. سیستم اینجوری عمل میکنه طبق یه قانونی. اگر سیستم میگه که آقا رحمانیت، محبت، عشق برای همه ی موجوداته ولی یک عشق خاص برای مومنینه این سیستمه. مثل یه معلمی می مونه که به همه ی بچه های کلاس داره درس میده، عشقیه که داره به همه درس میده اما به افرادی که خیلی خیلی خوب گوش میکنند بیشتر توجه میکنه، بیشتر بهشون تمرین میده، بیشتر بهشون کلید میده، بیشتر بهشون کمک میکنه. اونایی که توجه نمیکنن دارن مسخره بازی میکنن ته کلاس معلم درسشو میده ولی به این بچه ای که داره خیلی خوب گوش میکنه توجه بیشتری میکنه، ازش تمرین بیشتری میخواد، بهش کتاب های بیشتری رو معرفی میکنه ولی درسشو داره به همه میده، اینم یه سیستمه. سیستم داره این کار رو انجام میده یعنی سیستم تعریف شده که آقا به این شکل عمل کن. ما میخوایم همینا رو بدونیم دیگه که این سیستم چطور کار میکنه؟

    حالا من گفتم این سیستم به این شکل عمل میکنه که شما هر فرکانسی رو ارسال کنی همون رو برات برمیگردونه فارغ از اینکه ظاهرت چیه؟ ملیتت چیه؟ جنسیتت چیه؟ سنت چقدره؟ تحصیلاتت چیه؟ دینت چیه؟ فارغ از اینکه حجابت چیه؟ هرچی که فکر میکنید دیگه، این به این شکل عمل میکنه. در تمام طول دوران هم این اتفاق افتاده. هرکسی با هر دینی که داشته فرکانس مثبت اتفاقات مثبت رو به وجود میاورده و فرکانس منفی اتفاقات منفی. اصلا دین باید به شما آرامش بده اگر دین اگر یاد خداوند برای شما آرامش ایجاد نمیکنه که اصلا دینه کلا اشتباهه دیگه. دینی که برای شما آرامش ایجاد نکنه، دینی که در دل شما ترس بندازه احتمالا نگاهتون به اون دین اشتباهه. نمیگم اون دین اشتباهه ها، اون مذهب اشتباهه، نگاه شما به اون مذهب یا درک شما از اون دین یا از اون مذهب اشتباهه که به شما داره این احساس بد رو میده.

    هر فرکانسی رو که ارسال میکنی میخوای بدونی فرکانس خوبی داری ارسال میکنی یا فرکانس بد؟ (بهتره که بگم فرکانس در زمینه ی خواسته هات یا در زمینه ی ناخواسته هات) نگاه کن به احساست، اگر احساس بدی داری داری اتفاقات بد رو برای خودت رقم میزنی، داری یه ظرف به درد نخور رو درست میکنی که اون انرژی به اون شکل درمیاد، اگر احساس خوبی داری، داری فرکانس های خوب به جهان هستی ارسال میکنی که همه ی این احساس بد یا خوب رو ما میتونیم با نگاهمون درست کنیم. یعنی میتونه یک اتفاق یکسان برای 2 نفر آدم بیفته این 2 نفر با توجه به اعتقادشون به خداوند یکیشون به آرامش برسه بگه “الخیر فی ما وقع” من مطمئنم یه خیریتی تو اینه و به آرامش برسه، یکی بگه نه خداوند منو دوست نداره اگه منو دوست داشت مثلا به من کمک میکرد، اگه خداوند بود که خدا منو می دید، خدایی وجود نداره که اینقدر بلا سر من اومده وگرنه اینقدر بلا سر من نمیومد! این نگاه نگاه اشتباهه دیگه، نگاهی که مثلا فکر میکنه که خدا وایساده اونجا که یه کاری برای تو بکنه نگاه اشتباهیه. خیلی از آدما دوست دارن که اینجوری فکر کنن، نگاه بکنن به خدا، آخرشم به همین کفره میرسن. هرچند که این کفر هم چیز بدی نیست بعدا یواش یواش این نقطه ی عطفی میشه برای اینکه خدا رو بهتر درک کنه البته شاید، نمیدونم شاید هم نشه. ولی در هر صورت اینکه ما فکر کنیم که آقا خدا یه گوشه ای وایساده یه کاری انجام بده این وسط این نگاه اشتباهیه.

    این سیستم یه واکنشی نسبت به فرکانس های ما میده. این انرژی واکنشی نسبت به فرکانس های ما میده نه نسبت به ظاهر ما، نه نسبت به قیافه ی ما، به دین ما یا به هر چیز دیگه ای که فکر میکنیم. حالا هرچقدر که بتونی فرکانس هاتو بهتر ارسال کنی اتفاقات بهتری رو تجربه میکنی، هر چقدر که نتونی این کار رو بکنی، نه. حالا برای اینکه نگاه سیستمی رو به خداوند بهتر درک کنیم من یه چندتا آیه رو از سوره ی “نور” براتون بخونم، از آیه ی 42 با هم یه مرور کنیم:

    فرمانروایی آسمان ها و زمین از آن خداست و بازگشت به سوی خداست. مگر ندیدی که خداوند ابرها را میپراکند و به هم میآورد و متراکم میکند و آنگاه می بینی قطرات باران را که از میان ابر فرو میریزد و از کوه های آسمان دانه های تگرگ نازل میکند

    خدا رو داره میگه ها. خوب همه ی ما میدونیم که سیستم داره این کار رو انجام میده ولی تو قرآن هرکجا سیستم رو داره میگه درواقع داره میگه خدا این کار رو داره انجام میده.

    و با آن هر که را بخواهد زیان میرساند و از هرکه بخواهد این زیان را برطرف میکند. نزدیک است درخشندگی برق آن حس بینایی را ببرد. (منظورش رعد و برقه)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1068 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام.

    روز 45 سفر.

    خدارو شکر که هدایت شدم به این سایت وافکار وخرافاتی که از دیگران به ارث برده بودم دور ریختم وانسان دیگری شدم.

    الان دیگه باور کردم وبا تک تک سلولهام درک کردم ونتیجه دیدم که زندگی من در دست باورها وفرکانسهای من هست باور کردم که خداوند قوانینی بر جهان وضع کرده که همواره ثابت هست وتبعیضی بین بندگانش قائل نشده حتی یونس پیامبر یا موسی یا حضرت محمد هم استثنایی براشون قائل نشده اگر فرکانس یونس پیامبر بد باشه اگر غمگین بشه اگه نا امید بشه به دهن ماهی می افته اگر یاران پیامبر قوانین جنگی رو رعایت نکنند شکست می خورن وبرای خدا فرقی ندارد که من باشم یا یاران پیامبر یا خود پیامبر کسی که خلاف قوانین ثابت جهان عمل کنه نتیجه بد می گیره.

    از کجا بفهمم دارم درست عمل می کنم یا نه ؟از احساسم اگر احساس خوبه اگه شادی پس درست عمل کردی اگه احساست بده غمگین ونگرانی واسترس داری پس بد عمل کردی.

    اگر امروز مشتری ندارم نتیجه حال بد چند روز پیشم هست نتیجه عصبانیت وغم من هست وفرکانسی که فرستادم وگرنه جهان سرشار از فراوانی هست وهر روز وهر لحظه داره ثروت وفراوانی بیشتر وبیشتر می شه خداوند هم دستانش رو برای رساندن این ثروت می فرسته اگر من دریافت نمی کنم مقصر خودم هستم رحمانیت ورحیم بودن خداوند بخشندگی ورزاقیتش شامل همه می شه فقط باید خود طرف دریافت کنه.

    اگر جایی از بدنم مشکل دارم ودرد می کشم می دونم که نتیجه فرکانسهای من هست وگرنه اگر من آرامش داشته باشم بدنم مثل داروخانه عمل می کنه وسلولهای من هر بار تازه ونو می شن پس نباید بیماری چند سال پیش هنوز در بدن من باشه من هستم که اون رو در بدنم نگه داشتم.

    اگه رابطه خوبی با کسی ندارم اگه حرفی شنیدم که دوست نداشتم خودم جذبش کردم.

    چقدر حس خوبی هست وقتی می فهمی تفاوتی وجود نداره ما هم در نزد خدا یکسانیم تفاوت در دریافتی ها وزندگی ما تفاوت در باورهامون هست.

    چه حس خوبی هست که نگران چشم زخم وقدم ودست شوم کسی نیستیم دیگه از ریئس ومدیر و فلان شخص نمی ترسیم.

    دیگه از اینکه ثروتمند باشم از اینکه در رفاه زندگی کنم احساس گناه ندارم ومی دونم هر چقدر ثروتمند باشی پیش خدا عزیز تر هستی چون خداوند به دنبال گسترش جهانه وکسانی که به این گسترش کمک کنند مورد حمایت خداوند هستند.

    خداوندا تو را سپاس برای زندگی که به من بخشیدی برای جهان وقوانین ثابتش برای هدایتم به این مسیر برای شناخت تو برای عشقی که به تو خدای مهربانم دارم.

    استاد ومریم عزیز متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1487 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان مهربان خودم

    ممنون خدای خودم هستم که من را اینگونه هدایت می کند

    سپاس از خدای مهربان و خوب خودم

    چقدر زیبا و عالی است که همیشه روی خدای خودم حساب باز می کنم و او دستهای من را می گیرد و من را به جلو هدایت می کند

    می دانم که هر زمان که روی او حساب باز می کنم و از او کمک می خواهم او برای من بهترین و بالاترین هدایت ها را می آفریند و جوری روند و امور کارهای من را در دست می گیرد که به بهترین شکل ممکن می توانم به خواسته های خودم برسم

    یک موضوع عالی که در این فایل یاد گرفتم این بود که همان راهی را بروم که استاد عزیز رفته است

    در واقع استاد برای من می تواند بصورت یک الگوی عالی و خوب باشد و این بهترین برگ برنده برای من می باشد

    یک درس در این فایل یاد گرفتم

    هر جور که خداوند را ببینم و باور کنم خداوند برای من همان گونه است

    پس هیچ لزوم ندارد که بخواهم دیگران را قانع کنم

    مهم این است که راهی را بروم که در آن برای من آرامش بیشتر و بهتری است

    در این وسط من باید و باید همیشه حال خوب را برای خودم نگه دارم و باید همیشه ایمان و امید خودم را به خدای خودم نشان بدهم

    همیشه باید روی او حساب باز کنم و از او کمک بگیرم و آنوقت بی شک من موفق و پیروز و شاد و حال خوب خواهم داشت

    این مهمترین درس و کاری است که من باید همیشه در زندگی خودم رعایت کنم

    چقدر زیبا است که وقتی جریان زندگی خودت را به دستهای هدایتگر خدای مهربان می سپاری و خدای عزیز همه چیز را برای من هموار می کند

    قدم به قدم برای من موقعیت هایی را جور می کند که واقعا زیبا و عالی است

    این تجربه را بارهای بار من در زندگی خودم تجربه کرده ام و واقعا لذت بخش است

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای ممکن ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1487 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوبم

    ممنونم از استاد عزیز بخاطر تهیه این فایل های عالی و بی نظیر

    خدا را باید با علم و آگاهی بشناسم

    خدا را باید آنگونه بشناسم که هست بدون هیچ گونه تعصب و احساسات

    نکته

    هرجور که من خداوند را ببینم همانگونه خداوند دیده می شود و برای من شکل می گیرد

    خدای خودم را مهربان ببینم او برایم مهربان است

    خدای خودم را غفور ببینم او را غفور می بینم

    خداوند خداوند قانون ها است و طبق این قانون کلی جهان هستی را در حال اداره کردن است

    بدون شک

    جهان ما ،جهانی انرژِی است

    در واقع می توان گفت که خدای این جهان هم انرژی است

    خدایی که نه زاییده است و نه می زایده می شود بنابراین او یک انرژی است

    نکته عالی

    هرگز بحث نکنم

    بحث کردن بی فایده است و انرژی من را هدر می دهد

    نیازی نیست که از ایده وافکار خودم برای دیگری حرف بزنم و صحبت کنم

    چگونه من می توانم اتفاقات را آنگونه که من دوست دارم برای خودم رقم بزنم؟

    این کار را زمانی می توانم انجام بدهم که قبول کنم و درک کنم که خدای یک انرژِی است

    از صورتی به صورتی دیگر این انرژی تبدیل می شود

    و قوانینی براین انرژی حاکم است

    من می توانم فرکانس هایی به جهان هستی صادر کنم

    این انرژی هوشمند می تواند اتفاقاتی را همسو و هم مدار با این انرژی برای من در زندگی من رخ می دهد

    این انرژی این قابلیت دارد که می تواند از حالتی به حالت دیگر تبدیل بشود

    این سیستم اینگونه عمل می کنم

    هر فرکانسی که ارسال کنم همان فرکانس را برایم باز می گرداند

    فرکانس مثبت =اتفاقات مثبت

    فرکانس منفی = اتفاقات منفی

    این اصل و اساس و پایه کار این سیستم جهان است

    سیستم واکنش به فرکانس های ارسالی ما می دهد و این بدان معنی است که من هرچه بیشتر فرکانس های مثبت به این جهان صادر کنم در نتیجه اتفاقات خوب برای من رخ می دهد

    چقدر زیبا که استاد عزیز تمام صحبت های خودش را با دلیل و استناد به قرآن انجام می دهد

    شناخت قوانین اولین دستاوردی را که دارد آرامشی است که در وجود ما به وجود می آید

    نکات زیبایی استاد در این فایل متذکر شدند و همه اینها نشان از قاونمندی این جهان بزرگ و زیبا است

    ممنونم استاد از این فایل عالی و پر از نکته

    سپاس از خدای مهربان

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1534 روز

    بنام الله یکتا که هرآنچه دارم از اوست

    استاد عزیزم سپاسگزارتونم برای تک تک کلمات شما در این فایل و در هر کجا از این سایت ارزشمند

    هیچ وقت یادم نمیاد توی مکالمات روزمرم تونسته باشم بجای چرت و پرت گفتن حرفهای درست رو بزنم ،حرفهایی که زندگی ساز باشن ،اما بعد از آشنایی با شما و توی این چند سال هر وقت به خودم و برخوردم با افراد و مشتریان نگاه میکنم میبنم اصلا آدم سابق نیستم و خیلی ریزبینانه فقط حرفهای رد و بدل میشه بین من و اونا که همیش پر محتوا باشه و در مورد قوانین خداوند باشه

    بقول استاد من نمیشینم چرت و پرت بگم و از همه چی شروع کنم به بد و بیرا گفتن و وقتمو و انرژیمو تلف کنم ،استاد عزیزم وقتی به خودم نگاه میکنم میبنم منم ناخودآگاه تغییر شخصیتم به همین مسیر گرایش پیدا کرده و زمین تا آسمون با محند قبل فرق دارم و نگاهم به همه چیز نگاه به قوانین و دارم سعی میکنم اینطور عمل کنم

    اوایل آشنایی با استاد بخاطر تضادی که بهش برخورده بودم با تمام سلولهای بدنم سعی کردم این فایلها و آگاهی هاشو ببلعم و بهشون عمل کنم و دست و پا شکسته اجرا کنم ،حتی با وجود درک نکردنشون تصمیم گرفتم چون شما اینو گفتین به هر طریقی بهش عمل کنم ،هروقت با این پشتکار عمل کردم نتیجش این بود که اولا طبق تمرینات شما نتایج بهتر میگرفتم و ایمانم به حرفهاتون بیشتر میشد و دوما جهان طوری با من برخورد میکرد که به درستی قوانین پی ببرم و حتی منطقی بشه برام اون باوری که به واسطه تمرینات در خودم ایجاد کرده بودم

    این روند همینطوری ادامه داشت و من مثل طوطی فقط گوش میدادم و تکرار میکردم و هر بار مدارم بالاتر میرفت و فهمم بیشتر میشد و الان خیلی خوب درک میکنم وقتی استاد میگه اگه فایل منو بعد از چند سال دوباره گوش بدی چیزای جدید توش در میاری که انگار حتی قبلا به گوشتم نخورده

    و برای من دقیقا همین بود،استاد شما بارها در مورد احساس خوب اتفاقات خوب گفتید و من بدون درک کردنش اجراش میکردم و نتیجه میگرفتم ولی حس میکردم که این احساس خوب روی پایه و اساس محکم بنا نشده و با کوچکترین حرکتی باز به هم میخورد ،ولی با پیش رفتن و انجام تمرینات و درک بهتر قوانین ثابت خداوند و اینکه این خدا و این سیستم با عدالت برخورد میکنه الان قشنگ حس میکنم پایه باور حس خوب اتفاق خوب محکم تر شده و میدونم که وقتی استاد میگه توی شرایط به ظاهر بد حسم خوب بشه اتفاقات به نفع من میشه یعنی چی ..

    نه اینکه خدا بیاد و اون اتفاق به نفع من بلکه طبق قانون این اتفاق برای من میافته فارغ از ظاهر اون اتفاق

    بقول استاد من وقتی بدونم کشوری قوانینش ثابت و محکم پام سفته برای سرمایگذاری راحتر این کارو انجام میدم تا در کشوری که قوانینش ثابت نیست ،من اینطوری خیالم راحته و محکمتر پامو بر میدارم ،واقعا باید سپاسگزار خداوند باشم برای این قوانین ثابتش و این دنیای بی نقصش

    نگاه سیستمی به خداوند به آدم اعتماد بنفس میده ،و باعث میشه بهتر و محکمتر تصمیم بگیریم برای اجرای ایدهامون

    یکی از پاشنهای آشیل من همین موضوع بود که حل مسائلمو به تعبیق مینداختم و فکر میکردم خدا دلش برام میسوزه و حلش میکنه ولی الان خیلی واضح با توضیح دادن جنگی که پیامبر داخلش شکست خورد و حتی زخمی شد بهم فهموند که من باید قوانین اون کاری که میخوام انجام بدم برم بفهممش و با فهمیدنش اون مسئله رو حل کنم ،و اگر اینکارو نکنم من شکست میخورم در اون کار

    مثل پیامبر که شکست خورد و زخمی شد بخاطر رعایت نکردن قانون جنگ

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز و بخاطر تمام دوستانی که زحمت کشیدن و با کامنتهاشون، مطالب برامون بازتر میکنن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: