چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم - صفحه 45 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم
    980MB
    94 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم
    93MB
    94 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1618 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست

    سلام و درود

    حالتون چطوره ؟امیدوارم شاد و با عشق خداوند باشید

    خداوند هر آنچه برای زندگی لازم است در اختیار ما قرار داده ولی تعداد اندکی سپاسگزار هستند

    خداوندا سپاس بابت تمامی نعماتی که در اختیارم قرار دادی و من هر چه سپاسگزاری کنم نمیتوانم کامل سپاسگزاری را به جا بیارم

    خداوندا به من از فضلت آزادی زمانی و مکانی و مالی عطا کن

    خداوندا سپاس بابت رابطه ی عاشقانه و درست و عالی مریم بانو و استاد ،به منم از فضلت رابطه ی عاشقانه و بهتر از مریم بانو و استاد عطا کن

    خداوندا از فضلت به من سلامتی سلول به سلول بدنم را عطا کن

    خداوندا به من از فضلت ثروت فراوانی را عطا کن

    خداوندا یاریم بده توحیدت را در قلب و ذهنم حک کنم

    خداوندا یاریم ده دیگران را تخریب نکنم و خودم را با دیگران مقایسه نکنم و کار به دیگران نداشته باشم

    خداوندا یاریم ده در برابر تو غرور نداشته باشم و بدانم که هر آنچه دارم از آن توست

    خداوندا یاریم ده خوبی‌های دیگران را ببینم و تحسین کنم و حسادت درونم نباشه مهربانی و عشق و محبت باشه و سرم تو کار خودم باشه

    خداوندا من رو به سمت انسانهای عالی و ایده های عالی هدایت فرما

    در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    Hootan گفته:
    مدت عضویت: 2858 روز

    سلام

    مفهوم فروتنی در برابر خداوند و ارتباط آن با ” احساس خود ارزشمندی درونی “؛

    فروتنی در برابر خداوند به معنای پذیرش این است که انسان در برابر عظمت بی‌پایان و قدرت مطلق خداوند چیزی نیست جز یک موجود نیازمند. این فروتنی نه تنها انسان را به تسلیم و سرسپردگی می‌رساند، بلکه او را به درک عمیق‌تری از جایگاه واقعی‌اش در جهان هدایت می‌کند. در واقع، این نوع فروتنی انسان را از غرور و تکبر دور می‌کند و به او این آگاهی را می‌دهد که همه چیز از اوست و تنها از طریق ارتباط با خداوند است که به حقیقت و رشد دست می‌یابد.

    در این مسیر، انسان نه تنها احساس بی‌ارزشی نمی‌کند، بلکه درک می‌کند که ارزش حقیقی او در نزد خداوند نهفته است. فروتنی در برابر خداوند به انسان این قدرت را می‌دهد که به خود ارزش بدهد، زیرا درک می‌کند که

    خداوند او را آفریده و در این جهان برای هدفی والا قرار داده است.

    یک مثال حقیقی از فروتنی در برابر خداوند را می‌توان در زندگی شخصیت‌هایی مانند حضرت محمد (ص) باشد. با وجود اینکه پیامبر اسلام بزرگترین انسان تاریخ از نظر معنوی و اخلاقی بودند، همواره خود را در برابر خداوند به عنوان بنده‌ای نیازمند می‌دانستند.

    یکی از معروف‌ترین نمونه‌ها، رفتار پیامبر (ص) در هنگام نماز است. ایشان در حال سجده، زمانی که تمام بدنشان بر زمین بود، به طور عمیق و با دل شکسته از خداوند طلب آمرزش و کمک می‌کردند. در یکی از نقل‌های معتبر آمده است که پیامبر (ص) در سجده می‌فرمودند: “اللهم اجعلنی من المتواضعین” (خدایا مرا از فروتنان قرار بده). این جمله، نمونه‌ای از فروتنی پیامبر (ص) است که در اوج مقام نبوت و هدایت بشریت، خود را در برابر خداوند کوچک و نیازمند می‌دانست.

    این نوع فروتنی به پیامبر اسلام کمک کرد تا در شرایط سخت و چالش‌برانگیز نیز به خداوند اعتماد کند و همواره به یاد داشته باشد که هرگونه موفقیت و توانایی، از خداوند است. این الگوی فروتنی، درس بزرگی برای مسلمانان و همه انسان‌ها است که هیچ‌گاه نباید از خودشان غافل شوند و همواره در برابر خداوند احساس نیاز و تواضع داشته باشند.

    ارتباط فروتنی با احساس خود ارزشمندی:

    1. پذیرش ارزش الهی خود

    دقیقاً، وقتی انسان فروتنانه به این حقیقت می‌رسد که خداوند او را آفریده و برایش جایگاهی ویژه در نظام هستی در نظر گرفته، شروع به درک ارزش واقعی خود می‌کند. این ارزش از جایی نشأت می‌گیرد که انسان می‌فهمد خداوند او را به‌طور خاص و با هدفی ویژه در این دنیا قرار داده است، نه صرفاً به دلیل دستاوردهای دنیوی یا ظاهر مادی.

    این آگاهی از اینکه انسان در چشم خداوند با ارزش است، حتی در مواقعی که به موفقیت‌های مادی یا اجتماعی دست نمی‌یابد، او را به آرامش و رضایت درونی می‌رساند. به عبارت دیگر، انسان دیگر به دنبال تایید از دیگران یا تلاش برای رسیدن به موقعیت‌های اجتماعی نمی‌دود، بلکه از درون احساس ارزشمندی می‌کند. این درک باعث می‌شود که او بیشتر به رشد درونی خود و درک بهتر از هدف زندگی بپردازد.

    حضرت مولانا در این باره می‌فرمایند:

    “شکوه هرکسی در نگاه خود است، در درونِ خود که در دل خداوند نهاده شده است.”

    این بیان نشان می‌دهد که هر انسان در درون خود یک ارزش بی‌پایان دارد که تنها با فروتنی و شناخت خویش می‌تواند آن را کشف کند.

    مثال 1

    فردی که با پذیرش فروتنی و درک جایگاه ویژه‌ای که خداوند برای او در نظام هستی در نظر گرفته، به ارزش واقعی خود پی برده است، پروفسور استیون ویلیام هاوکینگ است. هاوکینگ، فیزیکدان نظری برجسته، علی‌رغم داشتن بیماری سخت “اسکلروز جانبی آمیوتروفیک” (ALS) که او را تا حدود زیادی ناتوان کرده بود، همواره بر اهمیت پرسش‌های بزرگ علمی و معنوی تأکید می‌کرد.

    هاوکینگ در کتاب‌های خود و مصاحبه‌ها از قدرت ذهن انسان و نقش کیهان در شکل‌دهی به واقعیت‌های زندگی سخن می‌گفت، اما همواره به نوعی درک فروتنانه از جایگاه خود در مقابل عظمت جهان هستی داشت. او به رغم دستاوردهای علمی بزرگ و شهرت جهانی، همیشه به این نکته اشاره می‌کرد که انسان در برابر قدرت و عظمت خداوند، حتی با تمامی کشفیات و پیشرفت‌های علمی، تنها یک ذره کوچک است. او همواره به این موضوع باور داشت که ارزش واقعی انسان در توانایی‌های درونی‌اش و نه در موقعیت‌های اجتماعی یا موفقیت‌های مادی نهفته است.

    در پیوند با این موضوع، می‌توان به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره کرد که انسان را به درک جایگاه واقعی‌اش در برابر عظمت خداوند دعوت می‌کند:

    “وَفِی أَنفُسِکُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ”

    سوره الذاریات، آیه 21

    “و در خودتان (نشانه‌ها و آیات) هست، پس چرا نمی‌بینید؟”

    این آیه انسان‌ها را به تفکر در درون خود دعوت می‌کند. به این معنا که ارزش واقعی انسان در درون اوست و او باید به خود و آنچه که خداوند در وجودش نهاده توجه کند. خداوند انسان را با ویژگی‌های خاصی آفریده که او را قادر به درک حقایق هستی می‌سازد، اما باید به درون خود نگاه کند تا این ظرفیت‌ها و استعدادها را شناسایی کند.

    پروفسور هاوکینگ، با اینکه از نظر علمی به بسیاری از مسائل کیهانی پاسخ‌های عمیقی داده بود، اما به‌طور غیرمستقیم درک می‌کرد که در مقایسه با عظمت جهان و خداوند، انسان هیچ است. او در برابر پیچیدگی‌های هستی و درک محدود خود از آن، همیشه تواضع داشت. این فروتنی به او کمک کرد تا به جای غرور از کشفیات علمی خود، همچنان در مسیر جستجو و یادگیری باقی بماند و از علم و حقیقت، نه به‌عنوان وسیله‌ای برای خودستایی، بلکه برای نزدیک‌تر شدن به درک بهتر و عظمت خداوند استفاده کند.

    این آیه به ما یادآوری می‌کند که انسان باید در درون خود جستجو کند تا ارزش‌های واقعی‌اش را بشناسد و درک کند که همه این ویژگی‌ها از جانب خداوند است و نه از دستاوردهای مادی یا اجتماعی.

    مثال 2

    یکی از نمونه‌های برجسته انسان‌های موفق که با فروتنی و پذیرش این حقیقت که خداوند او را آفریده و برایش جایگاه ویژه‌ای در نظام هستی در نظر گرفته، می‌توان به اوباما اشاره کرد. باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود همواره بر اهمیت ایمان، تواضع و اعتماد به خداوند تأکید کرده است. او نه تنها به‌عنوان یک سیاستمدار موفق شناخته می‌شود، بلکه در مسیر پیشرفت خود، به این درک عمیق رسیده که ارزش انسان در ذات و هویت درونی‌اش است، نه در موقعیت‌های اجتماعی یا موفقیت‌های مادی.

    او در سخنانش بارها به این نکته اشاره کرده است که “باور به یک قدرت بالاتر” به او کمک کرده تا در مواقع سختی‌ها آرامش خود را حفظ کند و در مسیرهای چالش‌برانگیز از تواضع و دستگیری خداوند بهره‌مند شود. او می‌داند که موفقیت‌هایش نتیجه تلاش‌های خودش است، اما این تلاش‌ها تحت هدایت و قدرت الهی بوده است.

    در پیوند با این موضوع، می‌توان آیه‌ای از قرآن کریم را بیان کرد که مفهوم ارزش انسانی را از منظر الهی توضیح می‌دهد:

    “إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ”

    سوره تین، آیه 4

    “ما انسان را در بهترین صورت و شکل آفریدیم.”

    این آیه نشان می‌دهد که خداوند انسان را با ویژگی‌های منحصر به فرد و در بهترین حالت ممکن آفریده است. این حقیقت به انسان‌ها یادآوری می‌کند که ارزش واقعی آنها نه در ظاهر یا موفقیت‌های مادی، بلکه در خلقت الهی و ویژگی‌های درونی‌شان نهفته است. خداوند انسان را با توانایی‌ها و استعدادهای خاصی آفریده که در مسیر زندگی و تکامل معنوی به کار می‌آید.

    باراک اوباما، با درک این حقیقت که خداوند او را در بهترین صورت آفریده و جایگاهی خاص در نظام هستی برای او در نظر گرفته است، توانست همواره در مواجهه با چالش‌های بزرگ، فروتن باشد و از خود غرور نداشته باشد. او به‌عنوان یک انسان موفق، متوجه این نکته است که ارزش واقعی او در درون و از آنچه خداوند در او قرار داده است، می‌باشد و نه در مقام یا ثروت مادی.

    این آیه و تفسیر آن به اوباما و دیگران کمک می‌کند تا در مسیر موفقیت، همواره به یاد داشته باشند که ارزش حقیقی انسان در ذات و هدایت الهی نهفته است.

    2. آرامش از رهایی از قضاوت دیگران

    فروتنی به انسان این آگاهی را می‌دهد که تنها خداوند است که در نهایت او را قضاوت می‌کند، نه دیگران. وقتی فرد به این درک عمیق می‌رسد که ارزش و شخصیت واقعی‌اش از آنچه خداوند در درون او نهاده نشأت می‌گیرد، دیگر نیازی به تأیید یا ترس از انتقادهای دیگران ندارد. این احساس آزادی، آرامش و خودباوری را به همراه دارد که فرد را از وابستگی به نظرات دیگران رها می‌سازد و او می‌تواند بر اساس اصول خود و هدایت الهی زندگی کند.

    مثال 1

    ، ماری کوری ، فیزیکدان و شیمیدان برجسته که دو بار برنده جایزه نوبل شد، هیچ‌گاه به تأیید یا انتقادهای جامعه از خود توجه نکرد. او تنها بر اساس اصول علمی و هدف خود، که خدمت به علم و بشریت بود، عمل می‌کرد. در دوران زندگی او، بسیاری از اظهارنظرها و حتی انتقادات به خاطر جایگاه اجتماعی او به عنوان یک زن در دنیای علمی، بارها او را هدف قرار داد. اما ماری کوری هیچ‌گاه تحت تأثیر این نظرات قرار نگرفت و همواره بر اصول خود پافشاری کرد. او به خوبی می‌دانست که تنها خداوند است که او را قضاوت می‌کند و در نهایت این تلاش‌ها برای خدمت به بشریت است که اهمیت دارد.

    در پیوند با این مفهوم، می‌توان به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره کرد:

    “یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَن أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ”

    سوره الشعراء، آیه 88-89

    “روزی که نه مال و نه فرزند، هیچ‌کدام سود نخواهند داد، مگر کسی که با قلبی سالم به سوی خداوند آید.”

    این آیه تأکید می‌کند که در روز قیامت تنها آنچه که ارزش دارد، قلبی سالم و نیکو است که از صفا، صداقت و تواضع برخوردار باشد. مال، مقام و تأییدات اجتماعی هیچ ارزشی نخواهند داشت و تنها عمل نیکو و ارتباط درست با خداوند است که انسان را در نظر او مقبول می‌سازد.

    ماری کوری، با وجود تمامی چالش‌ها و انتقادهایی که از سوی جامعه به او وارد شد، هیچ‌گاه به دنبال تأیید دیگران نبود. او بر اساس اصول علمی خود و هدفی که از خدمت به بشریت داشت، عمل کرد و این نشان‌دهنده درک عمیق او از ارزش واقعی خود بود که تنها در نظر خداوند اهمیت داشت. این آیه یادآوری می‌کند که در نهایت، آنچه در نظر خداوند ارزش دارد، نه تأییدات دیگران، بلکه صداقت، تواضع و نیت خیر است.

    مثال 2

    مثال دیگری از فردی که به دلیل درک جایگاه واقعی‌اش از خداوند و ارزش درونی‌اش، از تأثیرگذاری نظرات دیگران رها شده است، نانسی ریتنر، یکی از زنان موفق و فعال در عرصه حقوق بشر است. نانسی ریتنر که بیشتر به عنوان بنیان‌گذار سازمان «آیندگان» برای حمایت از کودکان و زنان در معرض خشونت شناخته می‌شود، زندگی‌اش را وقف خدمت به انسان‌های آسیب‌دیده کرده است. او در بسیاری از مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های عمومی خود تأکید می‌کند که هیچ‌گاه به نظرات منفی یا نقدهای اجتماعی اهمیت نداده است.

    ریتنر در دوران سخت فعالیت‌هایش در زمینه حقوق بشر با انتقادات زیادی روبه‌رو شد، به ویژه از طرف کسانی که ایده‌هایش را قبول نداشتند. اما او هیچ‌گاه اجازه نداد که این انتقادات او را از مسیر اصلی‌اش منحرف کند. برای او، هدف اصلی، کمک به دیگران و خدمت به خداوند بود، نه جلب تأیید مردم. او در یکی از مصاحبه‌هایش گفته بود:

    “من تنها برای رضایت خداوند این کار را می‌کنم و تنها خداوند است که باید من را قضاوت کند.”

    در پیوند با این موضوع، می‌توان به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره کرد که تأکید دارد ارزش انسان تنها در نزد خداوند است و اوست که به بهترین نحو انسان‌ها را می‌داند:

    “إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاکُمْ”

    سوره الحجرات، آیه 13

    “بی‌گمان، ارجمندترین شما نزد خداوند، پرهیزگارترین شماست.”

    این آیه به وضوح بیان می‌کند که معیار ارجمندی و بزرگی انسان‌ها نه در مال، شهرت یا تأییدات دنیوی، بلکه در تقوا و پرهیزگاری است. نانسی ریتنر با پذیرفتن این که رضایت خداوند مهم‌ترین هدف است و نه نظرات مردم، از تأثیر نظرات دیگران رها شد و توانست در مسیری که به‌خاطر آن به دنیا آمده بود، موفقیت‌های بزرگی به دست آورد.

    این آیه و داستان زندگی ریتنر به ما یادآوری می‌کند که ارزش واقعی انسان‌ها در نزد خداوند است و اگر بر اساس تقوا و نیت خیر عمل کنیم، تأثیر نظرات بیرونی و دنیوی نمی‌تواند ما را از مسیر درست منحرف کند.

    3 . قدرت از اتصال به خداوند

    دقیقا، فروتنی به معنای پذیرش محدودیت‌ها و در عین حال اعتماد به قدرت الهی است. وقتی انسان می‌پذیرد که خودش تنها محدود به توانایی‌ها و امکانات انسانی است و هیچ چیزی جز خداوند نمی‌تواند به طور کامل او را هدایت و حمایت کند، این احساس تکیه به منبع بی‌پایان قدرت به او اطمینان و آرامش می‌دهد. این اتصال به خداوند نه تنها باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود، بلکه فرد را از اضطراب‌ها و نگرانی‌ها رها می‌کند، زیرا او می‌داند که هرگاه در مسیر درست حرکت کند، خداوند همیشه در کنار اوست.

    مثال 1

    یک مثال از این نوع فروتنی و اعتماد به خداوند، “توماس آلوا ادیسون است. او به رغم تمام چالش‌هایی که در مسیر اختراعاتش با آن روبه‌رو شد، هیچ‌گاه از تلاش دست نکشید. او به محدودیت‌های انسانی خود آگاه بود و می‌دانست که تنها با تلاش مداوم و اعتماد به نیرویی بالاتر می‌تواند به هدف‌هایش دست یابد. در نهایت، با تلاش‌های مستمر و توکل به خداوند، او به اختراعاتی دست یافت که بشریت را دگرگون کرد.

    این نوع پذیرش محدودیت‌ها و تکیه بر قدرت الهی به زیبایی در قرآن کریم آمده است:

    “وَقَالَ رَبُّکُمْ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ”

    سوره غافر، آیه 60

    “و پروردگار شما فرموده است: مرا بخوانید تا دعای شما را پاسخ دهم.”

    این آیه بیانگر این است که خداوند در دسترس است و ما می‌توانیم به او اعتماد کنیم و از او درخواست کمک کنیم. در این آیه، خداوند به ما می‌آموزد که هیچ‌گاه نباید از تکیه به او و درخواست از او دست برداریم. وقتی انسان در عین پذیرش محدودیت‌های خود، به خداوند پناه می‌برد و از او کمک می‌خواهد، این اتصال باعث قوت قلب، اطمینان و موفقیت در زندگی او می‌شود.

    در نهایت، کسانی مانند توماس ادیسون، که به خداوند توکل کرده و از ظرفیت‌های درونی خود به بهترین نحو استفاده کرده‌اند، می‌توانند نمونه‌هایی از فروتنی در عین اعتماد به قدرت الهی باشند.

    مثال 2

    مثال دیگر از فردی که فروتنی را با پذیرش محدودیت‌های خود و تکیه به خداوند ترکیب کرده و به اعتماد به نفس و اطمینان دست یافته، مالکوم ایکس است. مالکوم ایکس، که در ابتدا زندگی‌اش با دشواری‌های زیادی روبه‌رو بود و در دنیای جرم و فساد دست و پنجه نرم می‌کرد، پس از ایمان آوردن به خداوند و تغییرات روحی، توانست زندگی‌اش را تغییر دهد. او در سفر معنوی خود به اسلام و ایمان به خداوند دست یافت و پذیرفت که از مشکلاتش باید درس بگیرد و محدودیت‌های انسانی‌اش را به خداوند واگذار کند.

    مالکوم ایکس در دوران تغییرات زندگی‌اش، به رغم تمام دشواری‌ها، هرگز از توکل به خداوند دست برنداشت. او در سخنرانی‌هایش تأکید می‌کرد که قدرت واقعی در زندگی‌اش از ایمان به خداوند و اعتقاد به خود آمده است. او پذیرفت که انسان محدود است، اما در عین حال به نیروی بی‌پایان خداوند اعتماد داشت که او را در مسیر درست هدایت کند.

    این نوع تکیه به خداوند و قبول محدودیت‌ها در قرآن کریم نیز آمده است:

    “فَفِرُّوا إِلَى اللَّـهِ إِنِّی لَکُمْ مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ”

    سوره الذاریات، آیه 50

    “پس به سوی خدا فرار کنید. من برای شما از جانب او هشداردهنده‌ای آشکار هستم.”

    این آیه به ما می‌آموزد که در مواجهه با سختی‌ها و چالش‌های زندگی، بهترین راه فرار و پناه بردن به خداوند است. مالکوم ایکس از این آموزه‌ها پیروی کرد و با توکل به خداوند توانست مسیر خود را تغییر دهد و به یک رهبر بزرگ اجتماعی تبدیل شود. او پذیرفت که انسان ممکن است در برخی مواقع ضعف و محدودیت‌های خود را احساس کند، اما با تکیه بر خداوند و ایمان به توانایی‌های خود، می‌توان به بزرگ‌ترین دستاوردها رسید.

    در زندگی مالکوم ایکس، فروتنی در کنار ایمان به خداوند، او را به فردی تبدیل کرد که نه تنها از محدودیت‌های خود عبور کرد، بلکه تأثیر عمیقی در تغییرات اجتماعی گذاشت. این داستان به ما یادآوری می‌کند که هرگز نباید به محدودیت‌های خود تسلیم شویم، بلکه باید با اعتماد به خداوند و استفاده از قدرت درونی خود، به سوی موفقیت حرکت کنیم.

    مثال 3

    یکی از فردی که فروتنی را با پذیرش محدودیت‌های خود و تکیه به خداوند ترکیب کرده و به اعتماد به نفس و اطمینان دست یافته، جی. کی. رولینگ، نویسنده معروف کتاب‌های هری پاتر است. پیش از اینکه او به موفقیت‌های بزرگ دست یابد، زندگی‌اش مملو از چالش‌ها و شکست‌های متعددی بود. رولینگ در ابتدا با مشکلات مالی، افسردگی و شرایط دشوار زندگی روبه‌رو شد و در مدت زمان طولانی تلاش می‌کرد تا جایگاه خود را در دنیای نویسندگی پیدا کند.

    او بارها از شکست‌هایش و مشکلات درونی‌اش صحبت کرده و گفته است که در آن دوران سخت، تنها چیزی که او را از رها کردن مسیرش باز می‌داشت، ایمان به خود و توکل به خداوند بود. رولینگ می‌گوید که در لحظات سخت زندگی‌اش، به خداوند پناه برده و تلاش کرده تا از قدرت معنوی‌اش برای عبور از مشکلات استفاده کند.

    در پیوند با این موضوع، می‌توان به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره کرد که در آن تأکید می‌شود که انسان باید در لحظات دشوار به خداوند پناه ببرد و ایمان داشته باشد که خداوند او را یاری خواهد کرد:

    “إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا”

    سوره الشرح، آیه 6

    “بی‌گمان، همراه با هر سختی آسانی است.”

    این آیه به ما یادآوری می‌کند که در کنار هر دشواری، خداوند برای ما راه‌حل و آسانی فراهم خواهد کرد. جی. کی. رولینگ نیز به رغم تمام سختی‌هایی که در زندگی شخصی‌اش تجربه کرد، به این ایمان داشت که هرچند مسیر سخت است، در نهایت توکل به خداوند و پشتکار می‌تواند او را به موفقیت برساند. او این اصول را در زندگی‌اش به کار گرفت و در نهایت توانست یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان دنیا شود.

    در نهایت، داستان زندگی جی. کی. رولینگ به ما می‌آموزد که هر فرد باید در پذیرش محدودیت‌های خود فروتن باشد، اما در عین حال باید به خداوند توکل کرده و از قدرت درونی‌اش استفاده کند تا در مسیر موفقیت قرار گیرد.

    3 . قدرت از اتصال به خداوند

    دقیقا، فروتنی به معنای پذیرش محدودیت‌ها و در عین حال اعتماد به قدرت الهی است. وقتی انسان می‌پذیرد که خودش تنها محدود به توانایی‌ها و امکانات انسانی است و هیچ چیزی جز خداوند نمی‌تواند به طور کامل او را هدایت و حمایت کند، این احساس تکیه به منبع بی‌پایان قدرت به او اطمینان و آرامش می‌دهد. این اتصال به خداوند نه تنها باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود، بلکه فرد را از اضطراب‌ها و نگرانی‌ها رها می‌کند، زیرا او می‌داند که هرگاه در مسیر درست حرکت کند، خداوند همیشه در کنار اوست.

    مثال 1

    یک مثال از این نوع فروتنی و اعتماد به خداوند، “توماس آلوا ادیسون است. او به رغم تمام چالش‌هایی که در مسیر اختراعاتش با آن روبه‌رو شد، هیچ‌گاه از تلاش دست نکشید. او به محدودیت‌های انسانی خود آگاه بود و می‌دانست که تنها با تلاش مداوم و اعتماد به نیرویی بالاتر می‌تواند به هدف‌هایش دست یابد. در نهایت، با تلاش‌های مستمر و توکل به خداوند، او به اختراعاتی دست یافت که بشریت را دگرگون کرد.

    این نوع پذیرش محدودیت‌ها و تکیه بر قدرت الهی به زیبایی در قرآن کریم آمده است:

    “وَقَالَ رَبُّکُمْ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ”

    سوره غافر، آیه 60

    “و پروردگار شما فرموده است: مرا بخوانید تا دعای شما را پاسخ دهم.”

    این آیه بیانگر این است که خداوند در دسترس است و ما می‌توانیم به او اعتماد کنیم و از او درخواست کمک کنیم. در این آیه، خداوند به ما می‌آموزد که هیچ‌گاه نباید از تکیه به او و درخواست از او دست برداریم. وقتی انسان در عین پذیرش محدودیت‌های خود، به خداوند پناه می‌برد و از او کمک می‌خواهد، این اتصال باعث قوت قلب، اطمینان و موفقیت در زندگی او می‌شود.

    در نهایت، کسانی مانند توماس ادیسون، که به خداوند توکل کرده و از ظرفیت‌های درونی خود به بهترین نحو استفاده کرده‌اند، می‌توانند نمونه‌هایی از فروتنی در عین اعتماد به قدرت الهی باشند.

    مثال 2

    مثال دیگر از فردی که فروتنی را با پذیرش محدودیت‌های خود و تکیه به خداوند ترکیب کرده و به اعتماد به نفس و اطمینان دست یافته، مالکوم ایکس است. مالکوم ایکس، که در ابتدا زندگی‌اش با دشواری‌های زیادی روبه‌رو بود و در دنیای جرم و فساد دست و پنجه نرم می‌کرد، پس از ایمان آوردن به خداوند و تغییرات روحی، توانست زندگی‌اش را تغییر دهد. او در سفر معنوی خود به اسلام و ایمان به خداوند دست یافت و پذیرفت که از مشکلاتش باید درس بگیرد و محدودیت‌های انسانی‌اش را به خداوند واگذار کند.

    مالکوم ایکس در دوران تغییرات زندگی‌اش، به رغم تمام دشواری‌ها، هرگز از توکل به خداوند دست برنداشت. او در سخنرانی‌هایش تأکید می‌کرد که قدرت واقعی در زندگی‌اش از ایمان به خداوند و اعتقاد به خود آمده است. او پذیرفت که انسان محدود است، اما در عین حال به نیروی بی‌پایان خداوند اعتماد داشت که او را در مسیر درست هدایت کند.

    این نوع تکیه به خداوند و قبول محدودیت‌ها در قرآن کریم نیز آمده است:

    “فَفِرُّوا إِلَى اللَّـهِ إِنِّی لَکُمْ مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ”

    سوره الذاریات، آیه 50

    “پس به سوی خدا فرار کنید. من برای شما از جانب او هشداردهنده‌ای آشکار هستم.”

    این آیه به ما می‌آموزد که در مواجهه با سختی‌ها و چالش‌های زندگی، بهترین راه فرار و پناه بردن به خداوند است. مالکوم ایکس از این آموزه‌ها پیروی کرد و با توکل به خداوند توانست مسیر خود را تغییر دهد و به یک رهبر بزرگ اجتماعی تبدیل شود. او پذیرفت که انسان ممکن است در برخی مواقع ضعف و محدودیت‌های خود را احساس کند، اما با تکیه بر خداوند و ایمان به توانایی‌های خود، می‌توان به بزرگ‌ترین دستاوردها رسید.

    در زندگی مالکوم ایکس، فروتنی در کنار ایمان به خداوند، او را به فردی تبدیل کرد که نه تنها از محدودیت‌های خود عبور کرد، بلکه تأثیر عمیقی در تغییرات اجتماعی گذاشت. این داستان به ما یادآوری می‌کند که هرگز نباید به محدودیت‌های خود تسلیم شویم، بلکه باید با اعتماد به خداوند و استفاده از قدرت درونی خود، به سوی موفقیت حرکت کنیم.

    مثال 3

    یکی از فردی که فروتنی را با پذیرش محدودیت‌های خود و تکیه به خداوند ترکیب کرده و به اعتماد به نفس و اطمینان دست یافته، جی. کی. رولینگ، نویسنده معروف کتاب‌های هری پاتر است. پیش از اینکه او به موفقیت‌های بزرگ دست یابد، زندگی‌اش مملو از چالش‌ها و شکست‌های متعددی بود. رولینگ در ابتدا با مشکلات مالی، افسردگی و شرایط دشوار زندگی روبه‌رو شد و در مدت زمان طولانی تلاش می‌کرد تا جایگاه خود را در دنیای نویسندگی پیدا کند.

    او بارها از شکست‌هایش و مشکلات درونی‌اش صحبت کرده و گفته است که در آن دوران سخت، تنها چیزی که او را از رها کردن مسیرش باز می‌داشت، ایمان به خود و توکل به خداوند بود. رولینگ می‌گوید که در لحظات سخت زندگی‌اش، به خداوند پناه برده و تلاش کرده تا از قدرت معنوی‌اش برای عبور از مشکلات استفاده کند.

    در پیوند با این موضوع، می‌توان به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره کرد که در آن تأکید می‌شود که انسان باید در لحظات دشوار به خداوند پناه ببرد و ایمان داشته باشد که خداوند او را یاری خواهد کرد:

    “إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا”

    سوره الشرح، آیه 6

    “بی‌گمان، همراه با هر سختی آسانی است.”

    این آیه به ما یادآوری می‌کند که در کنار هر دشواری، خداوند برای ما راه‌حل و آسانی فراهم خواهد کرد. جی. کی. رولینگ نیز به رغم تمام سختی‌هایی که در زندگی شخصی‌اش تجربه کرد، به این ایمان داشت که هرچند مسیر سخت است، در نهایت توکل به خداوند و پشتکار می‌تواند او را به موفقیت برساند. او این اصول را در زندگی‌اش به کار گرفت و در نهایت توانست یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان دنیا شود.

    در نهایت، داستان زندگی جی. کی. رولینگ به ما می‌آموزد که هر فرد باید در پذیرش محدودیت‌های خود فروتن باشد، اما در عین حال باید به خداوند توکل کرده و از قدرت درونی‌اش استفاده کند تا در مسیر موفقیت قرار گیرد.

    4. پذیرش نقص‌ها به عنوان فرصتی برای رشد

    فروتنی یکی از ارزشمندترین فضیلت‌ها در مسیر رشد شخصی و معنوی است. وقتی فروتنانه نقص‌ها و شکست‌هایمان را می‌پذیریم، در واقع آینه‌ای در برابر خود می‌گذاریم که به ما امکان می‌دهد از تجربه‌هایمان درس بگیریم. این نگرش نه تنها ذهن را از بار سنگین قضاوت و شرمندگی آزاد می‌کند، بلکه قلب را برای پذیرش تغییرات و فرصت‌های جدید باز می‌کند.

    فروتنی، نیرویی است که ما را به یاد می‌آورد انسان بودن به معنای کامل نبودن است؛ بلکه به معنای داشتن شجاعت برای پذیرفتن این نقص‌ها و تلاش برای بهتر شدن است. این فضیلت به ما کمک می‌کند تا درک کنیم شکست‌هایمان پایان راه نیستند، بلکه نقطه آغاز یک سفر تازه به سوی خودشناسی و تکامل‌اند.

    فروتن بودن یعنی با خود صادق بودن، دیگران را بهتر درک کردن، و در مسیر رشد به جای رقابت، به همکاری و همدلی روی آوردن. این همان قدرتی است که در پس پذیرش و تواضع پنهان شده است و ما را به نسخه‌ای بالغ‌تر و مهربان‌تر از خودمان تبدیل می‌کند.

    مثال 1

    ونسان ون گوگ، نقاش برجسته هلندی، یکی از بهترین نمونه‌ها از فروتنی و پذیرش نقص‌ها در هنر است. او در طول زندگی‌اش با چالش‌های فراوانی، از جمله مشکلات روانی و عدم پذیرش آثارش در زمان حیات، مواجه بود. ون گوگ هرگز خود را کامل نمی‌دانست و بارها در نامه‌هایش به برادرش تئو اعتراف می‌کرد که کارهایش نقص دارند. با این حال، او به طور فروتنانه این نقص‌ها را به‌عنوان بخشی از مسیر یادگیری و رشدش پذیرفت و بی‌وقفه به نقاشی ادامه داد.

    ون گوگ گفته بود:

    “چه کسی اهمیت می‌دهد اگر در مسیر، اشتباه کنیم؟ مهم این است که خلق کنیم، یاد بگیریم و جلو برویم.”

    او باوجود شکست‌های زندگی‌اش، آثاری خلق کرد که امروز جزو شاهکارهای تاریخ هنر هستند.

    این نوع پذیرش نقص‌ها به عنوان فرصتی برای رشد در قرآن کریم نیز آمده است:

    وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ

    (سوره آل عمران، آیه 139)

    «و سست نشوید و غمگین نباشید که شما برترید، اگر ایمان داشته باشید.»

    این آیه الهام‌بخش هنرمندانی مانند ون گوگ است که با وجود شکست‌های شخصی و اجتماعی، ایمان به هدف خود را حفظ کردند. ون گوگ، با فروتنی و پذیرش اشتباهاتش، نشان داد که هنر واقعی از دل تلاش و صبر متولد می‌شود.

    این آیه به ما می‌آموزد که در مسیر رشد و خلق ارزش، نباید از سختی‌ها و چالش‌ها مأیوس شویم. ون گوگ با ایمان به هنر و چشم‌اندازش، از فروتنی برای پذیرش نقص‌ها و عبور از آن‌ها استفاده کرد. او به ما یاد می‌دهد که شکست یا عدم پذیرش، بهانه‌ای برای توقف نیست، بلکه فرصتی برای ساختن و دستیابی به تعالی است.

    مثال 2

    دکتر مریم میرزاخانی، ریاضیدان برجسته ایرانی و اولین زن مسلمان که برنده مدال فیلدز شد، نمونه‌ای عالی از فردی است که از اشتباهات و چالش‌ها برای رشد و موفقیت استفاده کرده است. در اوایل تحصیلاتش، او با مشکلات و شکست‌های علمی مواجه شد، اما همیشه بر این باور بود که هر اشتباه فرصتی برای یادگیری و بهبود است. مریم میرزاخانی در یکی از مصاحبه‌هایش گفته بود:

    “من به این اعتقاد دارم که هیچ چیزی در زندگی اشتباه نیست، بلکه همه چیز بخشی از فرآیند یادگیری و رشد است. اگر شما از اشتباهات خود درس نگیرید، به جایی نخواهید رسید.”

    او با همین نگرش، به یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان ریاضی در دنیا تبدیل شد و دستاوردهای بی‌نظیری در زمینه هندسه و توپولوژی به ثبت رساند.

    در پیوند با این موضوع، می‌توان به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره کرد که تأکید دارد قبول نقص‌ها به عنوان فرصتی برای تحول درونی:

    وَقَالَ رَبُّکُمُ ٱدْعُونِىٓ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ ٱلَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

    (سوره غافر، آیه 60)

    «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسخ دهم به شما، بی‌گمان کسانی که از عبادت من تکبر می‌ورزند، به ذلت به جهنم خواهند رفت.»

    این آیه به ما یادآوری می‌کند که در مسیر رشد و پیشرفت، باید از خود فراتر برویم و به تلاش مستمر و پذیرش اشتباهات توجه کنیم. مریم میرزاخانی با قبول اشتباهات و چالش‌ها، توانست در حوزه‌ای که بسیاری از افراد تصور می‌کردند برای زنان دشوار است، به موفقیت‌های بزرگی دست یابد.

    این آیه و داستان مریم میرزاخانی به ما می‌آموزند که تواضع در برابر اشتباهات و پذیرش محدودیت‌ها، کلید اصلی رشد و موفقیت است. هیچ‌کس از خطاها مصون نیست، اما توانایی یادگیری از آن‌ها و حرکت به جلو، انسان را به موفقیت‌های بزرگ می‌رساند.

    5. امنیت درونی و پایدار

    بله، دقیقاً. فردی که در برابر خداوند فروتن است و باور دارد که همه چیز در دست خداوند است، به نوعی از رهایی درونی دست می‌یابد. این فروتنی به او این امکان را می‌دهد که فشارهای ناشی از تلاش برای کنترل تمام جنبه‌های زندگی را کنار بگذارد و به خداوند به عنوان راهنمای مطمئن و حکیم تکیه کند. این احساس رهایی و اعتماد به خداوند، باعث می‌شود فرد در زندگی احساس امنیت و آرامش کند. وقتی فرد دیگر نگران کنترل هر جنبه‌ای از زندگی نیست و می‌داند که خداوند در نهایت همه چیز را هدایت می‌کند، این اعتماد و تسلیم در برابر اراده الهی، پایه‌ای محکم برای احساس ارزشمندی درونی و آرامش فراهم می‌آورد.

    یکی از مثال‌های جالب از فیلسوفانی که در برابر خداوند فروتن بودند و باور داشتند که همه چیز در دست خداوند است، می‌تواند به سقراط (فیلسوف یونانی) اشاره کند. سقراط معتقد بود که انسان‌ها باید در جستجوی حقیقت و دانش باشند، اما در عین حال، باید اعتراف کنند که هیچ‌چیز را به طور کامل نمی‌دانند و تمام آنچه که از حقیقت می‌دانند، توسط الهام و اراده‌ی نیرویی برتر است. او به شدت به اصل تواضع در برابر حقیقت و دانایی متعالی اعتقاد داشت.

    سقراط در دیالوگ‌های خود در مورد روح انسان، جستجوی حکمت و دانش از طریق سوالات و پاسخ‌های فلسفی صحبت می‌کرد. او خود را در برابر قدرت برتر و نیروی خداوندی فروتن می‌دانست و تمام تلاش خود را در جستجوی حقیقت و عدالت می‌کرد.

    آیه‌ای که مرتبط با این موضوع است:

    “قُلْ إِنَّ صَلاَتِى وَنُسُکِى وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِى لِلَّهِ رَبِّ الْعَٰلَمِینَ”

    (سوره الأنعام، آیه 162)

    «بگو: نماز من و عبادتم و زندگی‌ام و مرگم برای خداوند، پروردگار جهانیان است.»

    این آیه تأکید می‌کند که زندگی انسان باید در مسیر رضایت و اراده الهی قرار گیرد. هر جنبه‌ای از زندگی انسان، از جمله عبادت، زندگی روزمره، و حتی مرگ، باید تحت هدایت و اختیار خداوند قرار داشته باشد. انسان باید در تمام امور خود، از جزئیات کوچک گرفته تا بزرگ‌ترین مسائل، تسلیم اراده خداوند باشد. این آیه همانطور که سقراط در فلسفه‌اش اشاره می‌کرد، به انسان می‌آموزد که در برابر حکمت و قدرت الهی تواضع کند و از تلاش برای فهم و درک حقیقت به بهترین شکل ممکن دست نکشد.

    سقراط نیز همچون افرادی که در برابر خداوند فروتن هستند، در جستجوی حقیقت و دانش، خود را تسلیم اراده الهی می‌دانست و نمی‌خواست که کنترل مطلق بر تمام امور زندگی‌اش داشته باشد. او به این باور داشت که دانایی و حکمت از یک منبع بالاتر به انسان الهام می‌شود، و این دیدگاه به او کمک می‌کرد تا در برابر چالش‌ها و سوالات بزرگ زندگی احساس امنیت و آرامش کند. این فروتنی و تسلیم در برابر حقیقت الهی به انسان پایه‌ای محکم برای احساس ارزشمندی درونی فراهم می‌آورد، زیرا انسان می‌داند که هر چیزی در زندگی‌اش، حتی تلاش برای فهم حقیقت، در نهایت در دست خداوند است.

    یک مثال از فردی که در برابر خداوند فروتن است، می‌تواند به داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) و تسلیم کامل او در برابر اراده خداوند اشاره کند. حضرت ابراهیم در موقعیت‌های بسیار سخت و چالش‌برانگیز، مانند زمانی که خداوند از او خواست تا فرزندش اسماعیل را قربانی کند، به رغم تمام احساسات انسانی و دلبستگی به فرزند، کاملاً تسلیم اراده خداوند شد. این فروتنی و اعتماد کامل به خداوند باعث شد که در نهایت خداوند از او رضایت کامل داشته باشد و او را به عنوان “خلیل الله” (دوست خدا) برگزیند.

    آیه‌ای که مرتبط با این موضوع است:

    “وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُیُونًۭا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍۢ قَدَرٍۢ”

    (سوره القمر، آیه 12)

    «و زمین را چشمه‌هایی فرو ریختیم، تا آب‌ها بر طبق حکمی از پیش تعیین شده با یکدیگر برخورد کنند.»

    این آیه در مورد جریان سیلاب نوح (علیه‌السلام) است که خداوند به دستور او زمین را از چشمه‌هایی پر کرد تا آب‌ها به طور معجزه‌آسا به هم برسند و کشتی نوح را حامل مؤمنان از طوفان عظیم نجات دهد. این نشان‌دهنده این است که خداوند در همه امور، حتی در پیچیده‌ترین و ناممکن‌ترین شرایط، اختیار تام دارد و هیچ چیزی خارج از اراده او نیست. حضرت نوح و پیروانش از آنچه که خداوند خواسته بود، اطاعت کردند و به قدرت و حکمت خداوند در این روند اعتماد کردند، حتی اگر عقل انسانی آن را نمی‌فهمید.

    فروتنی در برابر خداوند و اعتقاد به اینکه همه چیز در دست اوست، همانطور که در این آیه و در داستان حضرت ابراهیم و حضرت نوح مشاهده می‌شود، به فرد این امکان را می‌دهد که از نیاز به کنترل مطلق بر زندگی رهایی یابد. چنین فردی، با اعتماد به اراده خداوند و تسلیم در برابر آن، احساس امنیت و آرامش پیدا می‌کند، چون می‌داند که در نهایت، خداوند همواره بهترین نتیجه را برای او رقم خواهد زد، حتی اگر شرایط به ظاهر دشوار باشد. این احساس تسلیم و اعتماد به خداوند، پایه‌ای محکم برای ارزشمندی درونی و آرامش واقعی در زندگی فراهم می‌کند.

    نتیجه‌گیری منطقی:

    از این موضوع این است که فروتنی در برابر خداوند، به فرد این آگاهی را می‌دهد که ارزش واقعی او از سوی خداوند در درون او نهاده شده و به همین دلیل نیاز به تأیید یا نگرانی درباره قضاوت دیگران ندارد. این فهم باعث آرامش و آزادی درونی می‌شود و انسان را قادر می‌سازد تا زندگی خود را بر اساس اصول الهی و رشد معنوی هدایت کند، بدون اینکه تحت تأثیر انتقادات یا موفقیت‌های مادی قرار گیرد. این درک از جایگاه واقعی خود به انسان کمک می‌کند تا از نگرانی‌های دنیوی رها شده و تنها در پی رضایت خداوند باشد.

    1. “فروتن شو که در گرداب دنیا کسی

    به غیر از خداوندت نخواهد تو را.”

    در این بیت، شاعر تأکید دارد که انسان باید در برابر خداوند فروتن باشد و به این باور برسد که هیچ چیزی در این دنیا نمی‌تواند ارزش واقعی او را تعیین کند جز خداوند. در این حالت، فرد به آرامش درونی و رضایت از خود دست می‌یابد.

    2. “هر که در طلب دلِ بی‌غبار است

    سایه‌ی خورشید در دلِ انوار است.”

    در این بیت، شاعر اشاره دارد به این که کسی که به دنبال دل پاک و بی‌غل و غش است، در حقیقت به نور الهی دست یافته است. فروتنی در برابر خداوند انسان را به سویی هدایت می‌کند که درک عمیق‌تری از ارزش خود پیدا کرده و از تعلقات دنیوی رهایی یابد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    moein khalili گفته:
    مدت عضویت: 2466 روز

    و بازهم یک پیام شگفت انگیز دیگر از پیامبر بزرگ ما به راستی که استاد عزیزما هم در کلامش و در زندگیش و حیاتی که بواسطه قوانین ارائه میدهد اعجاز موج میزند اگر پیامبربودن غیر از این است پس ما راه را اشتباه رفته ایم اینکه یاد گرفتیم خدا را سیستم ببینیم و فرکانس را درک کنیم و به خاطر ثبات این قوانین به خیال راحت عمیق و سرمستی برسیم که شادی اصیل است و طبق آیه 57-58 سوره یونس از هر ثروتی بالاتر است. خدایا شکر خدایا شکر خدایا شکر یه خاطر ثبات قوانینت و اینکه استادی فرستادی تا آن را به ما مداوماً یادآوری کند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1326 روز

    به نام خدای مهربون

    سلام به استاد عزیزم واستاد شایسته خوش صدا

    خداروشکر میکنم که این سایت وکامنت های دوستان باعث میشه حالم خوب باشه

    واقعا خدارو به خاطراینکه به این مسیر هدایت کرد

    استاد عزیزم میدونم خیلی جاها اشتباه میکنم و از کوره درمیرم

    ولی به خاطر همون یه درصدی که به خدانزدیک شدم شکرش میکنم

    همین که سعی میکنم خودموکنترل کنم سعی میکنم آرومتر باشم شکرش میکنن

    خدایادوست دارم

    منوو به مسیردرست هدایت کن

    به مسیر آسان وزیبا

    به مسیری که فقط توباشی

    کمکم کن وابسته نباشم چون هرچی دارم لز توهست

    خدایا خیلی دوست دارم

    استادم دوستون دارم

    به خدامیسپارم همگیمون رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 1989 روز

    به نام خدا

    سلام عرض میکنم خدمت استاد و اعضای سایت

    ما در هر لحظه در هر ثانیه در حال انتخاب هستیم بین خوبی و بدی انتخاب بین هدایت خداوند یا نجواهای شیطان ، انتخاب بین امید داشتن یا ناامید بودن انتخاب بین مقایسه کردن یا مقایسه نکردن انتخاب بین تسلیم خدا شدن یا برده شیطان شدن انتخاب بین رفتن به راه راست راه کسانی که خدا بهشون نعمت و برکت و ثروت و آرامش و خوشبختی داده یا رفتن به راه گمراهان کسانی که با فرکانس های بدشون راه دستیابی به خواسته هاشون رو محدود و مسدود کردن راه کسانی که با پیروی کردن از شیطان جهنم رو قبل از رفتن به دنیای دیگه تو همین دنیا بوجود میارن و خداوند با دادن حق انتخاب و تصمیم گیری به انسان در کل اونو مسئول تمام اتفاقات زندگیش کرده و حتی تو دین هم خداوند کسی رو اجبار نکرده و چقدر زیبا در آیه زیر این آزادی عمل رو به انسان داده

    لااکراه فى الدین قد تبیّن الرشدُ مِن الغَىّ فَمَن یکفر بالطاغُوتِ وَ یُومِن بالله فقد استمسک بالعروه الوُثقى لاانفصامِ لها و اللهسمیعٌ علیم (بقره/ 256)

    در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفرورزد، و به خدا ایمان آوَرَد، به یقین، به دستاویزى استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنواىِ داناست.

    بارها تو قرآن خداوند میگه که اگه به شما شری میرسه از طرف خودتونه و منظورش همون فرکانس های نامناسب و مخرب هستش که نتیجش هم میشه شر و این بدی ها مسئولش خود ماییم نه کسی دیگه و نه خداوند چون خدا همیشه برای ما خیر و خوبی میخاد و اینجاست که خداوند در آیه 79 سوره نساء به پیامبر میگه ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللهِ‌ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ کَفى بِاللهِ‌ شَهیداً

    [آرى]، آنچه از نیکى به تو مى‌رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدى به تو مى‌رسد، از سوى خود توست. و ما تو را رسول براى مردم فرستادیم؛ و کافى است که خدا گواه [بر این امر] باشد.

    کسی که از گام های شیطان پیروی میکنه در اصل باز اینجا خودشو مقصر اتفاقات زندگیش نمیدونه و شیطان رو عامل بدبختیش میدونه در حالی که در سوره ابراهیم آیه 22 می‌خونیم

    وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی فَلا تَلُومُونی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِما أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمینَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ [22]

    و هنگامیکه کار تمام مى‌شود، شیطان مى‌گوید: «خداوند به شما وعده‌ی حق داد و من به شما وعده‌ی [باطل] دادم و تخلّف کردم. من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید؛ بنابراین، مرا سرزنش نکنید و خود را سرزنش کنید. نه من فریادرس شما هستم و نه شما فریادرس من. من نسبت به شرک شما درباره‌ی خود، که از قبل داشتید، [و اطاعت مرا هم‌ردیف اطاعت خدا قرار دادید] بیزار و کافرم»! به یقین ستمکاران عذاب دردناکى دارند.

    طبق این آیه شیطان کارش دعوت به گمراهی هستش و این ماییم که انتخاب میکنیم که دعوتش رو بپذیریم و گمراه بشیم یا اینکه هدایت های خداوند رو دریافت کنیم و به راه راست بریم در هر صورت ما باید در هر لحظه خودمون رو بسنجیم ببینیم داریم تو چه مسیری حرکت می‌کنیم تو مسیر هدایتیم یا مسیر گمراهی

    و هرچقدر ما با خودمون در صلح باشیم همون اندازه ما به خداوند و هدایت های خداوند دسترسی داریم و هر چقدر فاصله بین ذهن و روحمون بیشتر باشد به همون اندازه ما از خداوند دور شدیم

    خدایا ما رو به اندازه یه پلک زدن به حال خودمون رها نکن که اگه به حال خودمون رها بشیم با فرکانس های مخرب به خودمون ظلم میکنیم

    خدایا ما هر لحظه به هدایت ها از جانب خودت نیازمندیم مارو به راه راست راهی که به خودت ختم بشه هدایت کن الهی آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1442 روز

    سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند

    همیشه تو ذهنم این بوده ک منی ک مثلا نماز میخونم و بنده خوب خدا هستم خدا منو بیشتر دوست داره و باید ب خاطر این مثلا عبادت از دیگران برتر باشم

    کدوم عبادت؟عبادتی ک باعث بشه متکبر بشی هر روز بندگی نیس ک دقیقا همون عبادتی ک میتونسته بهشت رو در زمین و آخرت رقم‌بزنه باعث گمراهی و در نهایت غضب خدا شده دقیقا همون عبادتی ک ابلیس انجام داد 6000 سال بندگی نکرد بلکه دقیقا راه رو اشتباه رفت خیلی جالبه من خودم(اولش میخاستم ما آدم ها بعد گفتم ک دیگران حتما بنده خوب خدا هستند و جسارت نکردم) همیشه وقتی ی راهو اشتباه رفتم تقصیر رو می انداختم و می اندازم گردن ابلیس

    اما یکی نبود بهم بگه ک اگر همش تقصیر ابلیسه پس خود ابلیس گمراهی خودش رو گردن کی بندازه؟پس ابلیس مقصر نیس من خودم مسئولشم

    بپذیرم در مقابل خدا مسئولیت زندگیم و قدرت رو حتی ب ابلیس ندم چون هیچ قدرتی نداره و خودم تمام قد مسئولشم

    شاید این هم یکی از حقه های ابلیسه ک میخاد خودش رو این قدر قدرتمند نشون بده ک من همیشه خطا کنم و تقصیر رو گردن اون بندازم

    در حالی ک وجودم میگه این حقیقت نیس و خودمو باید درست کنم

    مثل سلامتی میمونه انسانی ک سلامته و رعایت کرده ورودی های بدنش رو هر جیزی رو نخورده و تقوا داشته هیچ وقت از عوامل بیرونی نمیترسه مثل سردی آب و هوا

    مثاله استاده ک در فصل سرد سال در یکی سفرنامه ها لخت شد و زد ب دل آب خیلی سرد بدون ترس چرا؟چون قدرت رو ب عوامل بیرونی نمیده و با توجه ب قانونی ک رعایت کرده میدونه ک اگر مریض بشه خودش مسئولشه و ربطی ب سردی هوا نداره

    خدایا تو این قدر لطف داری ک میدونم قبل از درخواست من منو بخشیدی ولی خدایا خسته شدم دیگه تو ب این آگاهی ک چقدر من ضعیفم و ممکنه باز هم خطا برم خدایا من دیگه طاقت راه اشتباه رو ندارم از خودت میخام ک همیشه اول راه اشتباه پس گردنی بهم بزنی و نگذاری ک برم برای خودم

    خودم با دست خودم با تکبر بی جا خودمو محروم کردم از زندگی و نعمت هایی ک برای من آفریده خدا تا لذت ببرم

    من حتی این جملات توحیدی ک استاد میگه مثل خدایا هر آنچه دارم از توست رو ب خدا میگفتم تا بهم نعمت بده ی جوری میگفتم ک انگار خدا ب جمله من نیاز داره و دارم نیازش رو برطرف میکنم و اونم بهم نعمت میده

    در صورتی ک برعکسه من همیشه باید این جملات رو مثل استاد بگم ب خودم تا حواسم باشه و مسیر اشتباه رو نرم این منم ک نیاز دارم بدونم ک هیچی نیستم نیاز دارم یادم بمونه هر چی دارم از آن خداست نیاز دارم یادم بمونه ک چقدر فقیرم ب خیری از جانب خدا

    من نیاز دارم ک همیشه یادم باشه ک از کسی برتر و پایین تر نیستم تا با همه در صلح باشم خدا نیاز نداره

    اون میخاد ک نعمت هارو وارد زندگیم کنه و میخاد ک من در مسیر درست و طبیعی باشم تا ببینه لذت بردنم و شکرگزاریم رو

    ن این ک ب شکرگزاری من نیاز داشته باشه اون میخاد ک من از اون راضی باشم و این قدر غرق در نعمت و شادی باشم ک واقعا شاکر باشم ازش بابت خلقتم و با تمان وجود مثل استاد بگم ک خدا راضیم ازت

    واقعا دیگه نمیخام تکبر رو خاشع بودن رو میخام لذ بردن از لحظه وآدم های اطرافم رو میخام

    یادم باشه ک هر گمانی ک ب خدا داشته باشم همون رو میبینم از این دنیا

    اگر با کوچکترین سختی فک کنم خدا میخاد عذابم کنه و کارم تمومه و سقوط کردم همین هم اتفاق میفته

    اما اگر ب خدا اعتماد داشته باشم و گمان خوب با خودم میگم ک ن خدا میخاد راه درست رو بهم نشون بده میخاد نعمت هامو بیشتر کنه باید اعتماد کنم بهش

    حواسم باشه ک خدا رو چ جوری میبینم خدایی ک عاشق عذاب دادنه و خیلی سختگیره یا خدایی ک همواره خیر منو میخاد و میخاد من ب راحتی بیشتر و نعمت های بیشتر برسم

    مثل استاد ک بارها در مسیر جاهایی راهشون بسته شده اما کنترل ذهن کردن و اجازه ندادن جهنم براش درست کنه و فک کنه ک خدا داره عذابش میده ب جاش خیر دیده اون اتفاق رو و باور داشته ک خدا میخاد ک پیشرفت کنه

    اکثر اوقاتی ک آدم ها می‌نالند از عذابی ک گرفتارش شدن ی جورایی دوست داشتن ک عذاب بکشن و خوششون میومده ک برن پیش خدا ناله کنن و احساس گناه رو تجربه کنن

    ب لطف خدا از طریق آموزش های شما استاد عزیز فهمیدم ک چقدر شناخت من نسبت ب خدا اشتباه بوده و هست

    خداوند هیچ موقع نمیخاد ک من سقوط کنم و خدا چ نیازی داره ب عذاب من

    بابا اون میخاد جهان رشد کنه و جای بهتری باشه برای زندگی پس اونایی ک در مسیر درست هستن رو داره راهنمایی میکنه فقط اکثر اوقات شاید یک اتقاق صرفا ظاهرش بد باشه

    خودش هم در قران گفته تسلیم من ک سراسر خیر هستم باشین شما اکثر اوقات فک میکنین یک اتفاق خوبه امت ب ضرر شماست و برعکس ی جورایی میگه شما هیچی نمیدونین صبر کنین و گمان خوب ب من داشته باشین

    خدایا خودت میدونی این چیزهایی ک ب لطف خودت دارم مینویسم خیلی حالت ایده آل رو داره و کسی ک بتونه اینطوری باشه مثل استاد راضیش میکنی اما خودت ب ضعف من آگاهی میدونی ک باید خیلی هوامو داشته باشی

    شیطان یک عامل بیرونی ک اگر من افکارم و ورودی هام درست باشه زندگیم در عالی ترین شکل ممکن پیش میره و هیچ ترسی از ابلیس نخواهم داشت مثل هوای سرد برای استاد

    ورودی هامو درست کنم و کنترل کنم در واقع مرکز توجهم رو بزارم روی چیزهایی ک خوبه و خواسته هامه

    وای ک چقدر از ابلیس میترسیدم در واقع داشتم قصور خودمو مثل یک انسان ضعیف مینداختم گردن ابلیس تا خودم هیچ مسئولیتی رو نپذیزم و واقعا بار ورودی اشتباه دادن ب مغز سنگینه

    خدا زیر منت هیچ کس نمیمونه و این قدر رحمتش بر عذابش پیشی میگیره ک انگار ب نزدیک ب صفره عذابش در مقابل رحمتش

    نمونش ابلیس ک خدا حتی ب خاطر اون 6000 سال عبادت ظاهری هم کلی دعاهاشو مستجاب کرد

    اگر ابلیس طلب مغفرت می‌کرد یقینا خدا میبخشیدش اما اون دنیای بدون خدا و قدرت در اونو انتخاب کرد ی جورایی سر آخرت رو برید

    خدا ب ما انسان ها هم میگه و گفته در قران هم ک اگر برای هرکدوم از دنیا و آخرت تلاش کنین نتیجش رو بهتون میدم ی جورایی می‌گه میخای خیلی راحت تمام نعمات دنیارو بهت بدم و من ب بندگی تو نیازی ندارم

    و از طرفی هم میگه اگر میخاهی هم دنیا و هم آخرت رو داشته باشی باید قانون رو رعایت کنی

    خدایا من تو انتخاب می‌کنم میخام در راه تو سعی و تلاش کنم ب لطف خودت گول نمی‌خورم این دنیا ب قول استاد ب اندازه چشم بر هم زدنی نیس در مقابل آخرت و گول زرق و برقش رو نمی‌خورم

    خدایا این هم لطف توست خدا جونم ب هیچ عنوان اعتبارش ب خودم نمیرسه ب هیچ عنوان شکرت خدایا

    تلاش می‌کنم در راه تو برای گسترش این جهان زیبا در راه زیباترین راه دنیا همون جاده ای ک استاد ازش میگه همون جاده سرسبزه همراه کلی لذت

    خودت زیبایی و رده رسیدن بهت هم زیباست

    تو میخای اون جیزی رو ک من میخام این یعنی آزادی کامل کافیه ک من بفهمم چی میخام و تجسم خلاق کنم و چگونگیش رو بسپارم ب تو

    مغز من خیلی خیلی محدوده

    در واقع در مقابل آگاهی تو نزدیک صفره خیلی نزدیک

    من واقعا چرا رو عقل خودم و راه هایی ک با اون میچینم حساب میکنم و این باعث میشه حالم بد بشه چون هیچ راهی رو نمیتونم پیدا کنم و این باعث ناامیدی و افسردگی و اتفاقات بد میشه چون خودم فرکانسش رو فرستادم

    اگر بندگی خدا رو کنم و همیشه یادم باشه نادانیم رو و همه کاره بودن اون رو این باعث میشه ب چگونگی فکر نکنم و ب حاش تمرکز بزارم روی لذت بردن از لحظه و اون خواستم توی ذهنم

    این باعث کم شدن مقاومت هم میشه و نتیجش ورود نعمت ها ب زندگیمه؟چرا ؟چون خدا همواره میخاد و خواسته و آفریده برای من بهترین نعمت هارو

    جریان طبیعی زندگی اینه ک خواسته ها وارد زندگیم بشن ب آسان ترین شکل ممکن همراه کلی لذت

    اینه ک استاد میگه اکثر نعمت ها رو من اصن تمرکزی نداشتم روشون و خود ب خود وارد زندگیم میشن چرا؟چون طبیعی اینه

    خدایا اعتبار کامنت و تک تک کلماتش ب تو میرسه

    اینو نمیگم ک بخام نظر تو رو جلب کنم ک فک کنم اره الان تو میگی این چ بنده خوبیه

    بلکه ب خاطر خودم فقط خودم میگم چون منم ک ب خشوع نیاز دارم باید از کوچکترین نعمت ها شکرگزار باشم تت‌ از مسیر منحرف نشم الکی تکبر نگیرتم چون اول و آخر تویی

    تویی ک این مغز رو ب من دادی این انگشتان و این گوشی و سواد و اینترنت و اکسیژن و ….

    هر آنچه دارم از ان توست خدایا بابت همشون شکرت

    این کامنت نوشتن هم باعث میشه ک ی جورایی خودمونو و اون حسی ک دوس داریم بقیه رو هم ب مسیر درست بیاریم ارضا کنیم و ب کسانی بگیم ک در مدارش هستن و الکی اتلاف انرژی نشه و نخایم ک در کار خدا دخالت کنیم و فک کنیم میتونیم کسی رو هدایت کنیم

    استاد هم هر چیزی ک میگه دلایلی پشنشه ک ب نفع خودمه مثل همین دعوت ب کامنت نوشتن خودش و خدای خودش میدونه ک چ فوایدی داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1641 روز

    بنام الله یکتا

    سلام بر استاد نازنینم

    داد از قضاوت های بیجا که باعث سیلی از مشکلات میشه

    یادمه تو فایل دیگه ای گفتید،حتی اگه خواستی صدام رو قضاوت کنی،اول خودتو جای اون بذار

    چه بسا تو در جایگاه اون کاری زشتتر میکردی

    تفکیک اینکه در هر زمان چه کاری انجام بدیم،برای منی که سه ساله تو این مسیر هستم،هنوز سخته

    نمیدونم کی باید سخت بگیرم و زیر پا بذارم روابط رو

    کی باید ببخشم و کوتاه بیام

    سالها تو رابطه ام،میخواستم حرف بزنم،اما حرف زدن بی فایده بود

    همیشه به تنش ختم میشد

    روزی تصمیم گرفتم سکوت کنم

    وقتی همسرم خط قرمز روابطمون رو زیر پا گذاشت

    در سکوت رها کردم و رفتم

    اما این شد جرقه ای در رابطه

    رها کردن و گذشتن و رفتن تو دل ترسم

    باعث شد رابطه ام زنده بشه و جون بگیره

    از اون روز هر دفعه موقع دلخوری،همسرم تلاش میکنه برای صحبت کردن

    فهمیدیم که صحبت تو زمانی که ذهن آرومه باعث میشه برسی به یه رابطه ی دلخواه

    گاهی وقتها ندانسته خودم رو برتر دیدم

    واقعا خدا منو ببخشه.

    همیشه و همیشه خودم رو برتر دیدم،اگرچه احترام بقیه رو نگه داشتم

    ولی با این وجود خلأهای درونم باعث میشه اجازه ندم بقیه خودشون رو هم مرتبه با من ببینند

    گاهی حسادت و غرورم ضربه زده و متوجه نشدم

    خدایا ممنون برای دریافت این آگاهی

    خدایا منو ببخش برای غرور و تکبرم

    من چندباری سقوط کردم،اما متوجه نشده بودم

    اما صحبت های شما باعث شد تلنگری بخورم

    نگران شدم که چطور میتونم مرز غرور و آرزو و درخواست رو جدا کنم

    اطمینان دارم حتماخداوند منو هدایت میکنه به جوابی واضح تر برای تفکیک این حد و مرز ها

    در پناه الله یکتا ،شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مجتبی محجوب گفته:
    مدت عضویت: 2242 روز

    به نام خدای مهربان سلام

    خداروشکر میکنم که من تکه ای از خداوند هستم و خداوند به همین اندازه قدرت خلق زندگیم رو به من داده

    قدرت خلق زندگیم

    گفته برو زندگیت رو هر جور که میخوای خلق کنم

    از اون طرف هم شیطان گفته که من سر راهش میشینم و حمله میکنم و تو اونها رو سپاسگزار نمی بینی

    و به قول استاد که قشنگ این موضوع رو توضیح داد اینکه این نشون میده فرکانسی که به فرکانس خداوند نزدیکه فرکانس سپاسگزاری هست

    چون دقیقا مکالمه شیطان با خداوند و وسیله ای که شیطان ازش استفاده میکنه همین بحث سپاسگزاریه

    راست میگه

    خداوند در این آیه نگفته که اگر بری تو شغل املاک ، یا فلان شغل که میگن پول توشه ، یا بهمان شغل ثروتمند میشی و عامل اصلی ثروتمند شدن نوع شغله ، یا حتما باید بری در فلان مکان تا ثروتمند بشی،

    به شما در زمین مکانت دادم و تمام امکانات معاش شما رو فراهم کردم باشد که سپاسگزار باشید

    این بالاترین منطقی هست که نشون میده مکان خاص عامل اصلی ثروتمند شدن یا فقیر بودن نیست و هر مکانی در این کره خاکی پتانسیل بی نهایت ثروتمند شدن رو داره ، چون خداوند گفته که در زمین به شما مکانت دادیم و تمام امکانات معاش شما رو فراهمی کردیم

    پس خود این منطق به تنهایی کافیه برای اینکه مکان عامل نیست ،پس نتیجه میگیرم اگر من میخوام مکان رو بخاطر اینکه ثروتمند بشم تغییر بدم و عامل رو مکان بدونم و بگم اینجا بدرد نمیخوره و تهران خوبه برای ثروتمند شدن یا ایران خوب نیست و آمریکا خوبه برای ثروتمند شدن یعنی دقیقا خلاف حرف خداوند که رب آسمانها وزمین است و کلید گنج آسمانها و زمین در دست اوست حرف زدم و اینطور بوده که شاه بخشده و شاقلی نبخشیده

    الکی اومدم کارو برای خودم سخت کردم با این فکرم

    پس همین جایی که همین الان نشستم پتانسیل بی نهایت ثروتمند شدن رو داره

    دقیقا در همین جا روی همین صندلی پشت همین لپ تاپ ، یعنی حتی نیاز نیست که من از این اتاق برم اون اتاق که بگم اون اتاق عامل اصلی ثروتمند شدن منه

    پس اون باورهای من اشتباه بود که میگفتم حتما باید برم تهران که ثروتمند بشم ، الان نتیجه گرفتم و درک کردم و متوجه شدم که همین جایی که نشستم پتانسیل بی نهایت ثروتمند شدن رو داره ، آره دقیقا همین جا

    من سر راه آنها می نشینم و از هر طرف حمله میکنم به اونها و تو اونها رو سپاسگزار نخواهی یافت

    خدایی که به من یاد داده که تنها یه راه برای رسیدن به خدا وجود داره و اونم مسیر راست است ، مسیر کسانی که به اونها نعمت داده نه مسیری که به اونها غضب کرده و نه گمراهان

    و شیطان میاد میگه که من سر مسیر اونها میشینم و حمله میکنم و تو سپاسگزار نخواهی یافت اونها رو

    و وقتی که من سپاسگزار نباشم چی میشه ؟ از مسیر راست ، از مسیری که نعمت ها در اون هست و هدایت خداوند هست ، آرامش هست ، ثروت هست، الهامات هست ، خارج میشم

    همین منطق به تنهایی نشون میده که نه شغل عامل اصلی ثروتمند شدنه ، نه مکان ، نه سن و سال ، نه جنسیت ، بلکه فقط باورها هست

    چرا باورها هست ؟ چون که آیا فقط توسط شغل خاص میشه سپاسگزاری کرد؟ یا توسط مکان خاص ؟ یا اینکه جنسیت خاص؟ اصلا هیچ ربطی نداره

    سپاسگزاری عملی ذهنی هست

    و چه باوری باعث میشه که سپاسگزار باشی؟

    ایمان به خدا؟ و اینکه او رب است؟ و اینکه او قدرت خلق زندگی رو به من داده و من هر چی رو دلم بخواد خلق میکنم و او برام فراهم میکنه و فقط احساس همین باور آدم رو پر میکنه از سپاسگزاری

    پس نتیجه میگیرم که بجای اینکه به این فک کنم که چه شغلی توش پول هست که برم سمتش به این فک کنم که چطور باورهای سپاسگزای بسازم و تمرکز کنم روی خودم تا الهامات رو در حالت آرامش سپاسگزاری دریافت کنم و به اون عمل کنم اگر واقعا مرد عمل هستم

    و مطمئن باشم که عمل به اون الهام زندگی من رو جهت میده و متحول میکنه

    نه شغل خاص نه موقعیت خاص نه جنسیت خاص

    پس یادم باشه که اگر این دفعه اومدم بگم که جنسیت و شغل خاص و سن و سال و موقعیت خاص عامل اصلی ثروتمند شدنه جلوی خودم رو بگیرم و بگم که به یاد بیار که شیطان چی گفت به خداوند که من حمله میکنم از هر طرف و تو اونها رو سپاسگزار نخواهی یافت و من با این حرف و فکر که عوامل بیرونی عامل اصلی ثروتمند شدنه دارم با دست خودم ، خودم رو از مسیر راست دور میکنم

    و بگم که عامل اصلی ثروتمند شدن من باورهای من هست

    باورها هم

    نوع نگاه من به خداوند

    نوع نگاه من به موضوعات و اتفاقات

    نوع نگاه من به شغلی که درحال حاضر دارم

    نوع نگاه من به مسائل زندگی و واکنش های من

    نوع نگاه من به خداوند یعنی چی؟ یعنی آیا باور دارم و آیا یادم هست که خداوند از روح خودش در من دمید و این یعنی من قدرت خلق کنندگی پیدا کردم و من ارزشمند شدم

    یعنی به واسطه اینکه از روح خود در من دمین نقش عوامل بیرونی در موفقیت و ثروتمند شدن من صفر شد

    یعنی وقتی که خداوند از روح خود در من دمید یعنی من هرچی بخوام رو میتونم خلق کنم و دیگه دیگران نقشی ندارن در زندگی من و وقتی که من دستم رو جلوی دیگران به صورت مجازی و ذهنی دراز میکنم یعنی شرک ،یعنی باور ندارم که خداوند قدرت خلق رو به من داده و کی متوجه میشم زمانی که دیگه دیر شده و پرده از چشمم برداشته شده و فرشتگان از من میپرسند که در زمین چگونه بودی و من میگم که من مستضعف بودم

    و دیگه اونجا تا ابد در حسرت زندگی میکنم

    یعنی وقتی که خداوند از روح خود در من دمید یعنی اینکه وقتی که به دلیل رفتارها و کارهام و حتی نوع شغلی که برای امرار معاشم انتخاب کردم نگاه میکنم میبینم که همش از باورهای بنیادی درونم هست که به واسطه اهرم رنج و لذت دارن کار میکنن و چون من ازشون خبر نداشتم و راهی هم نداشتم و نمیدیدم و خبر نداشتم و اصلا بلد نبودم که به درونم رجوع کنم تا اینکه به لطف خدا هدایت شدم به سمت سایت و استاد تازه فهمیدم که باورها چی هست اونم بعد ازچند سال

    و فهمیدم که دلیل تمام کارهام افکار خودم هست و الان متوجه میشم ک چرا در روز آخر شیطان میگه که خداوند دعوت کرد و من هم دعوت کردم و خلاف کردم و از اینکه شما من رو به شریک خداوند قرار دادید بیزارم و ول میکنه و میره و ما رو میزاره در حسرت دائمی و بعد من متوجه میشم که ای دل غافل همش توهم بود و همش افکار خودم بود که جلوی من رو گرفته بود

    دو حالت داره

    یا الان باید بفهمم و در این مسیر استوار باشم و بمونم و تمام انرژیم رو بزارم که حرفهای استاد و تمرین جلسات رو انجام بدم و قطعا نتیجه بگیرم

    یا اینکه نه سرسری بگیرم و فقط راه بیفتم و حرف مفت به این و اون بزنم و یکم از این و یکم از اون کنم و بعدشم کار تمام شود در اخر با حسرت برم اون دنیا که از اینجا بدتر میشه

    نه

    من راه اول رو آگاهانه و با تعهد قبول میکنم و تسلیم میشم و بر میدارم

    خداروشکر امروز تونستم که سر مزار وقتی که دایی حسین برگشت کلی در مورد این آدمها گفت که اینها معلوم نیست چکار میکنن و فلان و بهمان و بعدش برگشت به من گفت تو هنوز خداقبولی ؟ و من هیچی نگفتم و جلوی خودم رو گرفتم و سکوت کردم ، و یاد حرف استاد افتادم که گفت کوچکترین بحث با هر کسی یعنی خروج از قانون و بعد از چند لحظه انگار همه چیز تموم شد و اصلا انگار ندیدمش

    و گفتم خدایا شکرت که تونستم ذهنم رو کنترل کنم ، دقیقا من با همین شخص حدود یک سال پیش سر خدا و این مسائل کلی بحث کردیم و چقد من به خودم فشار آوردم ولی این بار نه

    و به خودم احسنت گفتم که تونستم به اگاهی ها عمل کنم و یاد حرف استاد افتادم که گفت که دلیل موفقیت آدمها توانایی کنترل ذهنشون هست

    درس دیگه ای که گرفتم این بود که :

    امروز فهمیدم و جواب سوالم رو گرفتم ، منم خیلی شنیده بودم که شیطان از هر طرف حمله میکنه یعنی چی ولی وقتی که استاد توضیح داد گفتم ای دل غافل انقد ساده بوده و من نفهمیده بودم

    و چقد برام سپاسگزاری بهتر جا افتاد

    آخه همش قبلش این سوالم بود که سپاسگزاری چه فایده ای داره و هر چی هم که سپاسگزاری میکردم حالت الکی و حالت حرفی داشت و اصلا پی به اصل موضوع اینکه اصلا قدرت من در این دنیای خاکی همین توانایی سپاسگزاری کردن هست

    و اصلا همین که تو باور به این داشته باشی که سپاسگزاری کنی خودش کل مسیره

    تا الان درکم سطحی بود ولی الان عمقی شد

    و فهمیدم که حربه شیطان چیه

    خدایاشکرت

    استاد عزیزم بی نهایت ازشما سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1442 روز

    سلام خدمت استاد و هم فرکانسی های عزیزی که کامنت رو میخونند

    دقت‌ کردم دیدم اونایی ک در خانواده های معمولی نه مذهبی ب دنیا اومدن و اساسن قید و بندی ب نام مذهب نداشتن زندگی های بهتری دارن از نظر مالی دست باز تر از نظر رابطه قشنگ تر و در کل لذت بیشتری میبرن

    این نشون میده ک خدا همه رو لایق آفریده و برای همه میخاد و باور ها هستن ک اجازه دریافت نعمت هارو میدن یا نمیدن

    یکی باور داره هر چی سختی بکشه نزد خدا محبوب تره یکی باورش اینه زندگیش باید در آسان ترین حالت ممکن باشه

    همیشه پیش خدا شکایت میکردم خدایا من ک این همه نماز میخونم روزه میگیرم چرا ب اونی ک در ظاهر هیچ گاری نمی کنه بیشتر دادی بعد شیطون میومد این عمل بد منو تزئین می‌کرد و می گفت بزار توواین دنیا آسایش داشته باشن اون دنیا خدا لهشون میکنه

    الحق ک باید گریه کنم از این ظلم بزرگی ک ب خودم کردم الان وقتی رابطه های زیبا و ماشین ها و خانه های خوب رو میبینم واقعا حس میکنم منم الان باید اینطوری میبودم

    وای خدای من

    این وای ب خاطر حسادت نیس ب خاطر درد راه اشتباهه

    از خدا میخام همونطور ک منو داره هدایت میکنه بقیه ب ظاهر مذهبی هارو هم نجات بده واقعا سخت و ترسناکه

    مذهبی هایی ک فک میکنن مشرک نیستن و بقیه جامعه انگ کافر بودن و مشرک بودن میزنن

    خواسته هاشون رو از همه میخان جز از خود خدا

    در صورتی ک تو قرآن اومده اونایی ک شما می‌میخانید جای خدا صرفا بندگان گرامی بودن ک ما رو بندگی کردند و ما اونارو الگو قرار دادیم ک شبیه اونا عمل کنین ن این ک اونارو بپرستین

    اون افرادی ک در خانواده های غیر مذهبی بزرگ شدن یا فقط خدا رو می‌شناسن و یا اصن گلا نمیشناسن

    جفتشون خیلی راحت تر از مذهبی ها ب خاسته هاشون میرسن چون شریکی برای خدا قرار نمیدن و اون دنیا هم ک بهتر خواهد بود براشون

    این روزا میترسم از این ک کنار ب ظاهر مذهبی ها باشم از عذاب خدا میترسم

    وایه من

    تو سوره انبیا میخوندم ک خدا میگف نوح و سلیمان و بقیه پیامبر هارو ب خاطر عملکردشون برگزیدیم و هدایتشان کردیم و در رحمت خودمان قرار دادیم

    همه ماهایی ک اینجا هستیم صددرصد تو زندگیمون ی جوری رفتار کردیم ک برگزیده شدیم ک پاک بشیم از شرک تا در رحمت قرار بگیریم

    ک البته همش از لطف خودش بوده

    همیشه ب لطف خودش فقط ،تو هر شرایطی با این ک پول نداشتم اما هر کسی ازم میمرسید حالمو هیچ موقع نگفتم حالم بده با این ک از درون نابود بودن و همیشه میگفتم خداروشکر عالیم

    خدایاشکرت ک اجازه ندادی ناشکری تو رو بکنم درسته در درونم همش تقصیرهارو مینداختم گردن تو اونم ب خاطر جهنم بود ولی هیچ موقع ناله و شکایت نکردم و نخواستم حال کسی رو خراب کنم

    اگر هم گریه میکردم میرفتم ی حا هیچ کس نبینه منو ک از خدا ناراضیم طوری ک یکی از همکارام بهم تو روزهای آخر کارمون بهم گف تو هیچ وقت ناشکری نکردی و منم میخام از این ب بعد ناشکری نکنم پیش مردم

    خدایا اعتبارش ب تو میرسه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    جواد فروغی گفته:
    مدت عضویت: 1751 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر

    استاد من بالاری ده بار این فایل رو گوش کردم خصوصا او.ن تیکه که در مکورد مقایسه کردن و چشم داشت حرف زدین و آیه های قرآن رو آوردین براش که پاشنه آشیل من بوده و من خبر نداشتم تا قبل از این فایل در حالی 3 ساله که با سایت شما اشنا شدم و دارم کار می کنم و سال قبل اولین محصول رو خریداری کردم و امسال هم دوره دوازده قدم رو شروع کردم ولی به دلیل فرکانس و مدارم متوجه این پاشنه اشیل نشده بودم.

    استاد من 24 سالمه و از کودکی تا به الان همیشه در حال مقایسه خودم با بقیه بودم و همیشه حالم واحساسم بد بود و نا امید می شدم طوری که چند روز این احساس بد با من بود و حتی چند بار اقدام به خودکشی و خود زنی کردم که به لطف خدا هر بار به طور معجزه اسا نجات پیدا کردم و به معنی واقعی خدا نذاشته من از بین برم وقتی یادم میاد گریم میگیره که چقدر من هر روز و هر لحظه خودم را را از هر نظر با بقیه مقایسه میکردم و خود خوری میکردم و احساسم تا چند روز بد بوده خدا میدونه من چقدر به نعمت های بقیه که حتی ارزوی من هست نگاه کردم و حسادت کردم و احساسم رو بد کردم و همیشه چشم داشتم به نعمت هایی که خدا به بقیه داده از خونه و ماشین و دوس دختر و ظاهر و لباس و همه چی و هیچوقت سپاس گذار نبودم به خاطر چیزایی که خودم دارم و حتی نتوسته بودم ببینم چه چیزی دارم که بخاطرش سپاسگذار باشم.

    استاد من این سال ها با مقایسه و چشم داشتن به نعمت های بقیه فقط روح خودم رو خوردم و اسیب به خودم زدم و نعمت ها رو از خودم دور کردم و دارم تلاش هر روزه میکنم که این عادت رو که بالای 17 18 ساله با من هست و حتی هر شب هم خانوادم تکرار میکنن و در موردش حرف میزنن رو رها کنم و درست کنم و سپاس گذار باشم برای نعمت های بقیه و دیگه چشم نداشته باشم و حسادت نکنم. و به قول استاد به احساس بی نیازی قبل از بی نیازی برسم و با چیزایی که دارم حال خوب باشد طوری که به احساس سپاسگذاری برسم. واقعا دیگه نگران نیستم در مورد آیندم شاید به ظاهر چیزی نداشته باشم ولی تونستم از نگرانی و حال خراب و ناامیدی به امید واری و حال و احساس خوب برسم و نگران چیزی نیستم. و این احساس حسادت و مقایسه هم درست میکنم با کمک خدا.

    خدارا هزااران بار شکر بابت این همه نعمت و فراوانی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: