اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سوال این است که کد های مخرب موجود در این درخواست را شناسایی کنیم.
درخواست:خدایا به من پول و ثروت بده تا در راه کمک به دیگران آن را بکار بگیرم.
من در این درخواست چند باور و دیدگاه اشتباه شناسایی کردم که عرض خواهم کرد.
1.فرد درخواست کننده سعی دارد با بیان کردن این که خدایا به من پول بده تا در راه تو خرج کنم باعث شود که خداوند احساساتی شود و درخواست اون را اجابت کند و به اون پول بدهد . درحالی که خداوند خالق احساس است و به هیچ عنوان احساساتی عمل نمیکند.
فرد درخواست کننده گمان میکند خداوند هم مثل انسان ها عمل میکند بگذارید مثالی بزنم فرض کنید یک بچه از پدرش درخواست میکند که به او پولی بدهد و در توجیه درخواست خودش به پدرش میگوید که من این پول را در یک کلاس آموزشی هزینه خواهم کرد و از پدرش پول میگیرد
چند امکان وجود دارد این فرد ممکن است فقط مقداری از پول را هزینه کلاس آموزشی کند و بقیه اش را برای خودش و لذت هایش هزینه کند ممکن است تمامی پولی را که گرفته را هزینه کار های خودش بکند و اینکه به پدرش میگوید در کلاس آموزشی میخواهم هزینه کنم فقط بهانه ای برای دریافت پول بوده
در واقع این بچه با روش درخواست و توجیه خودش احساسات پدرش نصبت به خودش را برانگیخته میکند و پول را دریافت میکند
فرد درخواست کننده گمان میکند از یک انسان درخواست میکند و میتواند خداوند را احساساتی کند در حالی که عظمت خدواند در قالب احساساتی عمل کردن نمیگنجد و خداوند هیچگاه از روی دلسوزی و احساس عمل نمیکند و قوانین را هیچگاه زیر پا نمیگذارد و به صورت یک سیستم عمل میکند
ما یک انسان هستم و نباید فکر کنیم که خداوند هم رفتار های انسانی انجام میدهد او خالق انسان است پس نمیتواند مثل یک انسان عمل کند فرض کنید ما یک ربات درست میکنیم و ربات از ما یک درخواست میکند ربات باتوجه به اینکه از روی کد های مخصوص به خود عمل میکند گمان میکند انسان هم مثل او کد نویسی شده و با فکر ربات گونه خودش از ما درخواست میکند در حالی که ما خالق ربات هستیم و سیستمی فراتر از ربات داریم و یک ربات نباید گمان کند که خالق او هم سیستمی مثل او دارد
پس ما باید بدانیم خداوند خالق احساس است و هرگز احساسی عمل نمیکند و باتوجه به قوانین ثابت و بدون تغییر خود عمل میکند و هرگز خارج از چهار چوب قوانین عمل نمیکند.
2.فرد درخواست کننده بیان میکند که خدایا به من پول بده تا آن را ببخشم و در راه کمک خرج کنم این موضوع نیز بیان که فرد خودش را لایق ثروتمند شدن و آن پول نمیبیند
فرد میگوید خدایا من این پول را برای خودم نمیخواهم برای هزینه در راه کمک میخواهم در واقع این فرد باور دارد که لایق این پول نیست این فرد در اعماق وجود خودش احساس میکند لیاقت داشتن مقدار پولی که درخواست کرده را ندارد و باید با کمک کردن این پول را ببخشد
این فرد باور عدم لیاقت ثروتمند شدن را دارد
برای مثال یک مدیر در یک مدرسه از اولیا درخواست میکند که به مدیر پول بدهند و بیان میکند شما باید به من این مقدار پول را بدهید که من برای پیشرفت کودکانتان هزینه کنم اون توضیح میدهد که من این پول را برای خودم نمیخواهم من برای پیشرفت فرزندان شما میخواهم در حالی که میتوانست اینگونه درخواست کند که اولیای محترم من از شما این مقدار پول رو درخواست دارم تا کمک کنم که فرزندان شما رشد کنند و من کاری میکنم که اون ها به عالی ترین شکل ممکن آموزش ببینند در هر دور درخواست پول صورت گرفته ولی در یکی از ریشه قدرت و لیاقت و در دیگری از ریشه ضعف و عدم لیاقت
در واقع فرد درخواست کننده با بیان اینکه میخواهد به بقیه کمک کند این را میرساند که باور دارد که به هیچ عنوان لیاقت داشتن این پول را ندارد و این باور همان ترمزی است که نمیگذارد فرد به ثروت برسد
3.اگر کمی در قسمت کمک کردن هم دقت کنیم میبینیم که این فرد این ترمز (باور اشتباه) را هم دارد که باید من به دیگران کمک کنم تا مشکلاتشان حل شود
این فرد باور دارد که به یک سری از افراد ظلم و ناعدالتی شده و میخواهد با کمک کردن خود عدالت را برقرار کند . در واقع فکر میکند یک عاملی خارج از افراد باعث شده که آنها در این شرایط قرار بگیرند .
فرد درخواست کننده باور ندارد که هر کسی در هر جایگاهی که هست خودش این شرایط رو با توجه به فرکانس ها،توجهات و باورهای خودش رقم زده و یک عامل خارجی را در نظر میگیرد
این فرد میخواهد با پولی که دریافت میکند عدالت را برقرار کند و میخواهد یک شخص فقیر (ممکن است پدرش باشد) را با کمک های خودش ثروتمند کند درحالی که نمیداند حتی اگر کمک مالی هم به شخصی که فقیر است بکنیم بعد از مدتی شخص این پول رو از دست خواهد داد چون باورهای فقیر کننده دارد و نمیتوان اون فرد رو با یک عامل خارجی ثروتمند کرد
فرد درخواست کننده برای برداشتن این مانع(اصلاح باور) باید بداند که اگر ما صورتمان کثیف باشد و آینه ما را کثیف نشان دهد ما نمیتوانیم با پاک کردن آینه مشکل را حل کنیم ما باید صورتمان را پاک کنیم و این یعنی این که ما نمیتوانیم اینگونه فکر کنیم که اگر یک فقیر را که ذهنش کثیف است و جهان(مثل آینه) به صورت شرایط این آلودگی را نشان میدهد این آلودگی بیرونی را پاک کنیم مشکل حل میشود برای درست شدن زندگی یک شخص باید از درون ذهنیتش درست شود و نه شرایط بیرونی
بنابر این شخصی که گمان میکند عوامل خارجی هستند که زندگی دیگران را رقم میزنند حتما این باور را دارد که زندگی خودش را هم عواملی خارج از باور های خودش ساخته پس این شخص هرگز نمیتواند زندگی خودش را بسازد و باور ندارد که ثروت را خودش میسازد پس ثروتمند نمیشود.
4.مورد بعدی این که این فرد میخواهد پولی را دریافت کند و به دیگران کمک کند سوال اینجاست مگر میشود ما گرسنه باشیم و غذای خودمان را به دیگران بدهیم؟
بله این شخص باور بسیار اشتباهی دارد او نمیداند که وقتی ما خودمان نیازمند هستیم وقتی ما خودمان به پول نیاز داریم و به اصطلاح به نان شبمان محتاج هستیم نمیتوانیم به دیگران کمک کنیم
ما اول باید خودمان بی نیاز شویم باید اول خودمان سیر شویم و بعد میتوانیم به بقیه کمک کنیم
برای اینکه ما بتوانیم به دیگران کمک کنیم باید از پول و ثروتی که داریم نهایت استفاده را ببریم که دیگر دنبال یک قرون دو هزار نباشیم و بعد میتوانیم به دیگران کمک کنیم ما زمانی میتوانیم ببخشیم که خودمان محتاج بخشش نباشیم تمامی ثروتمندان دنیا زمانی میلیاردی میبخشند که خودشان بی نیاز هستند پس هرگز نمیشود فقیر بود و بخشید
پس این درخواست از پایه اشتباه است چرا که فردی که خودش محتاج است چگونه میخواهد به دیگران کمک کند
باسلام.وتقدیم عشق قلبی به استاد عزیز وهمه دوستان.به نظر من همین ذهنیت که اگر خدا به من بدهد من میبخشم خودش مانع وشرک هست چون خداوند نیازی به بخشش ما ندارد.خداوند از فضل و رحمت بی کرانش به همه میدهد ما هرچه داریم،وهستیم ازاوست.و بخشش ما در هر شرایطی با باور درست (باعث رها شدنمان میشود )که ثروت ونعمت چون سیلی وارد زندگیمان میشود.درحالی که بخشش اگر ازته قلب باشد باعث شادی وحس عالی میشود که نشانه فرکانس خوب ودریافت نعمت وثروتیم.خداوند احتیاج به بخشیدن ما ندارد ما بااین کار به احساس خوب ودرنهایت اتفاقات خوب میرسیم وترس از کمبود در ذهنمان نیز مانعی قوی میباشد.اما همگی ما مسافران توحیدی با امید وایمان محکم به (رب)وبه کمک دستی از دستان خداوند استاد عباسمنش با جدیت وتمرکز بر تغییر باورها وقدرتمند ساختن آنها به همه خواسته ها وارزوهایمان میرسیم.خدارو شکر میکنم به خاطر این حس قشنگ خدایا س پاسگذارم عاشقتم.ممنون
و سلام بر دوستان و استاد بزرگوار مان، که هر لحظه ثبات در ایمان و احساس خوب را آرزو مندم
ترمزهای ذهنی:
۱.?عدم اعتماد به عدل خداوند ?(یا خود را به جای خداوند مسئول دادن ثروت یا شادی و سلامتی و…..به دیگرانی که میتوانند پدر و مادر خواهر یا برادر و عمو، خاله و مدرسه و مسجد و….باشد.)
۲.اولویت اول دیگران بعد خودم ??(عدم لیاقت خود)
۳.باور کمبود و زمزمه های پی درپی ذهنی? (عممممممل نکردن وتوجه نکردن به این باور که جهان سرشار از ثروت و فراوانی است)
۴.شکر گزاری های با احساس خوب کممممم??(توجه خیلی کم به داشته هاونعمت ها وموهبت های هر روز)
۵.قضاوت در مورد فقر یا ثروت دیگران و درگیری های ناخودآگاه و عدم کنترل ورودی هایی که توسط افراد دور یا نزدیک به ما داده میشود.????
۶.ترس از قبول مسولیت هایی مانند کارهای حسابداری یا پیداکردن افراد یا کارمندان خوب و….??
۷.باور های کمبود مانند حرص و طمع و حسادت و…??
۸.عجله کردن (عجولی ما در اکثر کارها و مخصوصا رسیدن به عالیترین روابط و ثروت نمی گذارد که ما قانون تکامل را درک نماییم.و به مدار های دلخواهشان برسیم )??
۹.عدم یقین به وهابیت و بخشندگی رب، در عممممممل???
۱۰.بازهم بمباران اطلاعات بدون عمل کردن به دانسته هایمان (قانون تمرکز)????
۱۱.و توجه وتمرکز بر زیبایی ها وخصوصیات خوب ثروت و پول و افراد بدون قضاوت کردن آنها.و ایجاد احساس خوب بسیار بالا ???
۱۲.باور کم به الهامات و نشانه هایی که هر روز آماده خدمت و هدایت از طریق رب به کسانی که قانون درخواست را
$???????هر روز???????? $
انجام می دهند.
۱۲.باور محدویت سن (از من که گذشته ، خدا شانس رو به فلانی میده نه من و باور هایی از این موارد)
۱۳.عدم کنترل ورودی های ذهنی مانند شنیده ها و دیده ها
۱۴.غیبت ودرد و دل کردن های بی مورد چه در مورد رابطه های خصوصی و چه در مورد فقر و ثروت جامعه یا خانواده و افراد و…
در پناه رب قادر در ایمان و احساس خوب ثابت بمانید.??????????????????
۱. اینکه وقتی برای خداوند شرط میزاریم یعنی اینکه داریم معامله میکنیم .
۲.اگر قصدمان کمک کردن باشد همین الان در هر شرایطی که هستیم میتونیم کمک کنیم.
۳.وقتی خداوند را انرژی در نظر بگیریم متوجه میشیم که انرژی احساس نداره فقط به فرکانسهای ما جواب میدهد.
۴.وقتی ما برای دیگران(پدر.مادر.دوست… از خداوند طلب ثروت یا هر چیز دیگری میکنیم یعنی اینکه قبول کردیم که پیشه خداوند ارزش دیگران بالاتر از ماست و ما میخوایم از طریق آنها خواستمون رو برآورده کنیم .نشون میده که ما اعتماد به نفس هم نداریم.
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمام دوستان عزیز و استاد عزیزم آقای عباس منش و خداوند را سپاس می گویم که چنین دوستان و همراهنی دارم …
من هم مثل اکثریت گروه همچین درخواستی را همیشه از خدا داشتم و همیشه توی ذهنم میگفتم اگر خداوند این ثروت را بدهد من هم فلان می کنم و بهمان می کنم
و حال که این موضوع را استاد عزیز گفتند من یکدفعه مثل اینکه جرقه در ذهنم زده شود و همه چیز عیان شود فهمیدم که چقدر فکر من در مورد ثروت خراب بود و چقدر در مورد درک من از خداوند اشتباه بوده است …
ولی حالا این سوال را دارم راستی بچه ها چرا ما همگی با هم از خداوند این درخواست را داشتیم چرا همگی ره در خرابات برده ایم وچرا ۹۰ الی ۹۵ درصد جامعه ما اینگونه فکر می کنند دلیل کجاست …
و یه موضوع دیگه که از استاد می خواهم اینه که را ه اصلاح این فکر را که در وجود ما ریشه دونده چیه چطور می توانیم این باور شرک الود را از خود دور کنیم
من همیشه همینجوری درخواست میکردم و فکر میکردم که چقدر درسته ومن چه ادم خوبی ام..چقدر خدایی هستم و مانند خدا عمل میکنم ..واااای بر من
اگر به من پول بدی به دیگران کمک میکنم….
الان که دقت میکنم چهار تا باور مخرب یا همون ترمز در این جمله پنهانه..با وجودیکه قوانین کیهانی رو میدونم و بارها و بارها خوندم ..نوشتم ..تمرین هم کردم..اما ظاهرا عمل نکردم…فقط خودمو خسته کردم و انرژی زیادی هدر دادم ..تازه ناسپاسی هم کردم که خودش یه انرژی منفی داره و منو از خواستم دورتر کرده..
۱_من این پول رو برای خودم نمیخام این خودخواهیه برای دیگران میخام(باور مخرب)اینکه خودمو لایق این نعمت نمیدونم(وااای)
۲_میخام ببخشم یعنی تو نمیتونی ببخشی حالا بده من بدم به بنده هات واااااای یعنی قدرت خداوند که تنها قدرت جهانه نادیده گرفتم و قدرت رو به خودم دادم(واای بر من)
۳_اگه بهم پول بدی ……یعنی با خدا شرط گذاشتم و معامله کردم نه در خواست..خداوند که بی نیازه..نگرشم به خدا مثله یه شخصیه که میبینه و میشنوه ودلش به رحم میاد و قبول میکنه کارمو راه بندازه(واااااای)
۴_میخام به دیگران کمک کنم…..یعنی کمبود رو باور دارم وبه نکات منفی توجه کردم بازم وااااای بر من
نمیشه سر قانون کلاه گذاشت و دورش زد
در واقع ما با کمک به دیگران مانع شکوفایی استعدادهای درونی شان میشویم و مانع استفاده از هدایتگر درونی شان چون طبق قوانین الهی همه ما به یک اندازه به منبع جهان هستی که فراوانی و ثروت و عشق و سلامتیه متصل هستیم واین عین عدالت خداوند است..و همه ما پتانسیل رشد رو داریم..
اگر افراد خودشان بخواهند جهان انها را در مدار رشد قرار میدهد و الهامات الهی را در یافت میکنند ونیازی به کمک من ندارن
من با این چهار باور مخرب از خواسته ام دور میشوم چون برخلاف مسیر قوانین کیهانی است..و ناسپاسی میکنم به خدا که چرا اجابت نکردی مرا من که اینقدر بال بال زدم در صورتیکه خداوند طبق قوانین بدون تغییر الهی به اساس باورها و فرکانسهای غالب من پاسخ میدهدنه زبان کلمات..چون من موجودی فرکانسی هستم این یک قانون است ودر جهانی زندگی میکنم که کارش پاسخ دادن به فرکانس و تبدیل انها به ماده..جسم..اتفاق و شرایط است..
جهان مانند اینه عمل میکند اگر از روی خیر به دیگران کمک میکنیم احساس شادی ار اون کار انعکاسش به خودمان بر میگردد
خدارو شکر که استاد عزیز این سوال رو مطرح کردن ..نظرات دوستان بسیار ارزشمنده
به نام آن که هستی نام از او یافت / فلک جنبش، زمین آرام از او یافت
استاد عزیزم و دوستان گرامی سلام
خیلی وقت بود کامنت نذاشته بودم روی سایت و خوشحالم که باز هم میتونم مطالب رو با دوستان عزیزم به اشتراک بذارم.
چقدر این دیدگاه و این نوع درخواست برای من آشناست. اون موقع که وارد مسیر موفقیت شده بودم و با دوستان زیادی توی این مسیر در ارتباط بودم ، تمام اونها و حتی خودم چنین خواسته ای داشتیم. که خدا به من ثروت بده پدر و مادرمو میفرستم کربلا یا مکه. یا بذار ثروتمند بشم یک ماشین خفن میندازم زیر پای بابام. یا برای فلانی خونه میخرم. یا کمک میکنم جوون ها ازدواج کنن و از این نوع درخواست ها. انگار همه چیزای خوب برای بقیه بود. بقیه آدم بودن و ما نبودیم و الآن که چند سال از اون موقع میگذره میبینم که هیچ کدوم، تاکید میکنم که هیچکدوم از اون دوستان به این خواستشون نرسیدن که هیچ زندگی بعضی هاشون بد تر هم شده. و البته خودم هم جزوشون بودم که خداروشکر چند وقتیه روی خودم خوب کار میکنم افتادم روی ریل.
ترمزهایی که وجود داره از نظر من یکیش این میتونه باشه که ما ته ذهنمون رسیدن به ثروت رو خیلی سخت و دشوار میدونیم و با این نوع درخواست کردن به خدا میخوایم احساساتش رو جریحه دار کنیم و بهش بگیم ببین خدا من با پولی که میخوای بهم بدی میخوام اینکارای خوبو انجام بدم. یجورایی میخوایم خدارو احساساتی کنیم تا اون پوله رو زودتر به دست بیاریم. خدا بگه ببین چه بنده خوبی دارم پولو میخواد به بقیه بده و بهشون کمک کنه پس من بیام زودتر این پولو بهش بدم تا بتونه زودتر به افراد دیگه کمک کنه. در صورتی که خیلی این دیدگاه مسخره و خنده داره. چون خدا انسان نیست مثل ما که بخواد احساساتی بشه. و با این نوع درخواست ما بخواد به ما زودتر اون ثروت رو بده.
دومین ترمز از نظر من اینه که ما ته ذهنمون رسیدن به ثروت رو هم از نظر خودمون و هم از نظر خدا بد میدونیم. ته ذهنمون این باور هست که خدا ثروتمندارو دوست نداره اما با این نوع درخواست میخوایم اونو خوب جلوه بدیم و بگیم خدا ببین من میخوام خوب باشم تا بتونیم به دستش بیاریم. در واقع یک باوری توی ذهن طرف هست که خدا با این که ثروتمند بشم مشکل داره و ثروتو نمیده بهم. بذار اینجوری بگم بهش تا بهم ثروت بده.
سومین ترمز از نظر من اینه که عزت نفس فرد توی این درخواست پایینه. درواقع برای خودش ارزش قائل نیست و چیزای خوب رو برای دیگران میخواد. خودشو لایق نمیدونه که بخواد از اون پول استفاده کنه و بهترین زندگی و امکانات رو برای خودش فراهم کنه.
چهارمین ترمز از نظر من احساس گناه از این که بخواد اون ثروت رو برای خودش خرج کنه. که من دارم و اونا ندارن. و با این نوع درخواست میخواد این احساس گناه رو پوشش بده.
پنجمین ترمز از نظر من اینه که این باور در فرد وجود داره که حتما باید یک پول گنده ای بیاد دستم تا بتونم کمکی کنم به بقیه. با پول کم که نمیشه کاری کرد. و یا این که فقط اون کار های بزرگ رو کار خوب و نیک میدونه و کارهای کوچیک اصلا به چشمش نمیاد و اونارو خوب نمیبینه و یا فکر میکنه به چشم خدا نمیاد و خدا اونارو نمیبینه. در صورتی که خدا توی قرآن گفته که خیلی ریزبینه. مثل حرف استاد که میگه با رسیدن به خواسته ها به احساس خوب نمیرسید بلکه با داشتن احساس خوب به خواسته ها می رسید. دقیقا اینجا هم همینه. تو با بخشش از همین چیزی که الان داری میتونی به خواسته های بزرگتر و بخشش های بزرگتر برسی. نه این که پول قلمبه دستت بیاد بعد بتونی ببخشی.
اولین باور منفی که در ذهن ایجاد میشود این است نگاه سیستمی به خداوند به عنوان یک انرژی را از ذهن دور میکند و دیدگاه احساسی را به خداوند جایگزین خواهد کرد….
اولین گام جهت درک قوانین و در نهایت جذب ثروت اینست که بپذیریم مکانیزم جهان هستی یک سیستم فوق العاده دقیق است که هیچ احساسی نداشته گریه و زاری هیچ تاثیری ندارد شرط و شروط بی فایده است فقط و فقط با هماهنگی با فرکانس منبع که داشتن احساس خوب و لذت بردن از داشته هاست میتوان خواسته ها را به سمت خود جذب کرد…
خداوند خیلی بیشتر از ما دوست دارد ثروتمند شویم چون با رسیدن به خواسته ها به رشد جهان کمک کرده ایم لازم نیست به نتیجه بچسبیم یکی از قوانینی که در مرحله دریافت حکم فرمست قانون رهایی است یعنی اینکه خواسته هات زمانی اتفاق میفته که احساس میکنی داریش از لحاظ فرکانسی بودنش ر تجربه میکنی چون بودنش ر تجربه میکنی رها میشی و وقتی رها میشی بدستش میاری هر وقت به چیزی محتاج یا نیازمند نباشی بدستش میاری به همین دلیله افراد خونسرد خیلی خوش شانس هستند…
باور مخرب بعدی این است که از لحاظ نگرشی خداوند را روبه روی ما قرار میدهد که باهاش وارد معمله و قرارداد شدیم در صورتی که خداوند کنار ماست
طبق ایه 186 بقره که خداوند میفرماید:
و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب و دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیومنوا بی لعلهم یرشدون.
آن گاه که بندگانم درباره من از تو بپرسند : من نزدیکم و هر که مرا بخواند دعایش را اجابت میکنم . انها باید دعوت مرت بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راهشان را بیابند.
در این ایه خداوند به وضوح میفرماید که بگو من نزدیکم یعنی قبل از هر باوری نسبت به خداوند انسان باید درک کنه که من کنارشم همراهشم تنها نیست …
اجیب : فعل مضارع همیشگی همواره اجبت میکنیم کسانی که مرا بخواند
این تنها ایه ایست که بدون اینکه از پیامبر سوال بشه خداوند جواب میده پس بسیار نکته مهمی است
ادامه ایه و به من ایمان بیاره منو باور کنه اگه این اتفاق بیفته راهشو پیدا میکنه رشد میکنه
به اندازه ای که ما خواسته داریم جهان داره بزرگ میشه ما دستان خداوند بر روی زمین هستیم ما با خواسته ها مون داریم جهان ر وسیع تر و وسیع تر میکنیم
با رسیدن به خواسته های ما مثال با راه اندازی یک کارگاه تولیدی با مسافرت رفتن ما با ازدواج کردن با خرید لوازم و جهان هستس را وسعت میدهیم …
باور مخرب بعدی ترس و نگرانی است کسی که چنین قراردادی را متعهد میشه ترس از نرسیدن داره و نگرانه که ممکنه نشه پس بزا محکم کنم بزا خیال خودمو راحت کنم طبق قانون احساس نگرانی باعث میشه تو فرکانسی بری که بیشتر نگران بشی تو فرکانسی بری که بیشتر نگرانت کنه و در واقع از خواسته هات داری دور میشی …
باور مخرب بعدی باور محدودیت نسبت به خداوند است کسی که چنین نگرشی داره با این باور که خداوند که معلوم نیس به من ثروت بده یا نده بزا با این روش یه فرقی بین من و بقیه باشه در صورتی هرکس در مشیت الهی در مدار ثروت باشه ثروتمند میشه هر کس به اندازه ظرفش به قول حضرت علی خطاب به امام حسن به اندازه ای که خداوند را باور داری خداوند بهت نعمت میده
طبق ایه 35 تا 39سوره ص
قال رب اغفر لی وهب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب {35}
فسخرنا له الریح تجری بامره رخاه حیث اصاب {36}
والشیاطین کل بناِ و غواص {37}
و آخرین مقرنین فی الاصفاد {38}
هاذا عطاونا فامنن او امسک بغیر حساب {39}
او گفت { حضرت سلیمان } : پروردگارا مرا ببخش و سلطنتی به من عطا فرما که پس از من کسی را سزاوار نباشد که تو بخشاینده ای.
ما باد را رام او کردیم تا هر کجا خواست به نرمی با فرمان او برود .
و نیز دیوان بنا و غواص را.
و گروه دیگری که همه در غل و زنجیر بودند .
این عطای ماست بدون حساب میخواهی ان را ببخش میخواهی ان را نگهدار.
در قران تمام درخواستها از رب است یعنی کسی که قدرت دست اونه کسی که فرمانروای کل جهان هستی است کسی که چنین قدرتی داره باهاش معامله نمیکنند به بهترین شکل ممکن ازش در خواست میکنند.
وهاب به معنی بخشندگی بیش از حد است یعنی کسی که بخشندگیش حساب و کتاب نداره به اندازه باورهات از خداوند دریافت میکنی خداوند هر جور که تو باورش کنی به هون شکل در میاد .
این عطایی است بدون حساب برای کسی که باور داره
افرادی بودند که شجاعت درخواست های بزرگ را داشتند و دریافت کردند.
با اجازه دوستان در پیرو جواب قبلیم به سوال ی موضوعی تاره به ذهنم رسید
و اون اینه که…
این سوال و قراردادی که خیلی از انسانها میکنند شاید ریشه در تاریخ داره و اون هم(( نذر کردن))
این باور که خیلیا دارن که از خدا و خیلی سال که به واسطه ی ائمه مردم می خوان که اگه فلان کارشون انجام شد فلان کار رو بکنن،مثلا: اگه بچه دار بشن هر سال تاسوعا ی دیگ حلیم نذری بدن یا خدایا مریضم شفا پیدا کنه من این مبلغ پول رو خیرات می کنم.
این باور که خدا و ائمه و اساسا سایر سمبل ها(بتها یا..)در ازای نذر و قربانی خواسته ی ما را براورده می کنند!
من به شخصه باورم در مورد نذر چیزی نیست که الان هست و اساسا قبول ندارمکاش استاد ی روز در باب نذر صحبت کنن.
طبق سخن خداوند بهترین انفاق کنندگان انهایی هستند که در همه حال ثروت یا تنگدستی انفاق می کنند.
اینها همان هایی هستند که نعمت رو از حانب خدا می دانند نه فقط حاصل دسترنج خودشان پس می دانند چیزی که از جانب خداست برای معامله با خدا در برخورد با سختی ها نیست.
سلام به دوستان و استاد عزیزم
سوال این است که کد های مخرب موجود در این درخواست را شناسایی کنیم.
درخواست:خدایا به من پول و ثروت بده تا در راه کمک به دیگران آن را بکار بگیرم.
من در این درخواست چند باور و دیدگاه اشتباه شناسایی کردم که عرض خواهم کرد.
1.فرد درخواست کننده سعی دارد با بیان کردن این که خدایا به من پول بده تا در راه تو خرج کنم باعث شود که خداوند احساساتی شود و درخواست اون را اجابت کند و به اون پول بدهد . درحالی که خداوند خالق احساس است و به هیچ عنوان احساساتی عمل نمیکند.
فرد درخواست کننده گمان میکند خداوند هم مثل انسان ها عمل میکند بگذارید مثالی بزنم فرض کنید یک بچه از پدرش درخواست میکند که به او پولی بدهد و در توجیه درخواست خودش به پدرش میگوید که من این پول را در یک کلاس آموزشی هزینه خواهم کرد و از پدرش پول میگیرد
چند امکان وجود دارد این فرد ممکن است فقط مقداری از پول را هزینه کلاس آموزشی کند و بقیه اش را برای خودش و لذت هایش هزینه کند ممکن است تمامی پولی را که گرفته را هزینه کار های خودش بکند و اینکه به پدرش میگوید در کلاس آموزشی میخواهم هزینه کنم فقط بهانه ای برای دریافت پول بوده
در واقع این بچه با روش درخواست و توجیه خودش احساسات پدرش نصبت به خودش را برانگیخته میکند و پول را دریافت میکند
فرد درخواست کننده گمان میکند از یک انسان درخواست میکند و میتواند خداوند را احساساتی کند در حالی که عظمت خدواند در قالب احساساتی عمل کردن نمیگنجد و خداوند هیچگاه از روی دلسوزی و احساس عمل نمیکند و قوانین را هیچگاه زیر پا نمیگذارد و به صورت یک سیستم عمل میکند
ما یک انسان هستم و نباید فکر کنیم که خداوند هم رفتار های انسانی انجام میدهد او خالق انسان است پس نمیتواند مثل یک انسان عمل کند فرض کنید ما یک ربات درست میکنیم و ربات از ما یک درخواست میکند ربات باتوجه به اینکه از روی کد های مخصوص به خود عمل میکند گمان میکند انسان هم مثل او کد نویسی شده و با فکر ربات گونه خودش از ما درخواست میکند در حالی که ما خالق ربات هستیم و سیستمی فراتر از ربات داریم و یک ربات نباید گمان کند که خالق او هم سیستمی مثل او دارد
پس ما باید بدانیم خداوند خالق احساس است و هرگز احساسی عمل نمیکند و باتوجه به قوانین ثابت و بدون تغییر خود عمل میکند و هرگز خارج از چهار چوب قوانین عمل نمیکند.
2.فرد درخواست کننده بیان میکند که خدایا به من پول بده تا آن را ببخشم و در راه کمک خرج کنم این موضوع نیز بیان که فرد خودش را لایق ثروتمند شدن و آن پول نمیبیند
فرد میگوید خدایا من این پول را برای خودم نمیخواهم برای هزینه در راه کمک میخواهم در واقع این فرد باور دارد که لایق این پول نیست این فرد در اعماق وجود خودش احساس میکند لیاقت داشتن مقدار پولی که درخواست کرده را ندارد و باید با کمک کردن این پول را ببخشد
این فرد باور عدم لیاقت ثروتمند شدن را دارد
برای مثال یک مدیر در یک مدرسه از اولیا درخواست میکند که به مدیر پول بدهند و بیان میکند شما باید به من این مقدار پول را بدهید که من برای پیشرفت کودکانتان هزینه کنم اون توضیح میدهد که من این پول را برای خودم نمیخواهم من برای پیشرفت فرزندان شما میخواهم در حالی که میتوانست اینگونه درخواست کند که اولیای محترم من از شما این مقدار پول رو درخواست دارم تا کمک کنم که فرزندان شما رشد کنند و من کاری میکنم که اون ها به عالی ترین شکل ممکن آموزش ببینند در هر دور درخواست پول صورت گرفته ولی در یکی از ریشه قدرت و لیاقت و در دیگری از ریشه ضعف و عدم لیاقت
در واقع فرد درخواست کننده با بیان اینکه میخواهد به بقیه کمک کند این را میرساند که باور دارد که به هیچ عنوان لیاقت داشتن این پول را ندارد و این باور همان ترمزی است که نمیگذارد فرد به ثروت برسد
3.اگر کمی در قسمت کمک کردن هم دقت کنیم میبینیم که این فرد این ترمز (باور اشتباه) را هم دارد که باید من به دیگران کمک کنم تا مشکلاتشان حل شود
این فرد باور دارد که به یک سری از افراد ظلم و ناعدالتی شده و میخواهد با کمک کردن خود عدالت را برقرار کند . در واقع فکر میکند یک عاملی خارج از افراد باعث شده که آنها در این شرایط قرار بگیرند .
فرد درخواست کننده باور ندارد که هر کسی در هر جایگاهی که هست خودش این شرایط رو با توجه به فرکانس ها،توجهات و باورهای خودش رقم زده و یک عامل خارجی را در نظر میگیرد
این فرد میخواهد با پولی که دریافت میکند عدالت را برقرار کند و میخواهد یک شخص فقیر (ممکن است پدرش باشد) را با کمک های خودش ثروتمند کند درحالی که نمیداند حتی اگر کمک مالی هم به شخصی که فقیر است بکنیم بعد از مدتی شخص این پول رو از دست خواهد داد چون باورهای فقیر کننده دارد و نمیتوان اون فرد رو با یک عامل خارجی ثروتمند کرد
فرد درخواست کننده برای برداشتن این مانع(اصلاح باور) باید بداند که اگر ما صورتمان کثیف باشد و آینه ما را کثیف نشان دهد ما نمیتوانیم با پاک کردن آینه مشکل را حل کنیم ما باید صورتمان را پاک کنیم و این یعنی این که ما نمیتوانیم اینگونه فکر کنیم که اگر یک فقیر را که ذهنش کثیف است و جهان(مثل آینه) به صورت شرایط این آلودگی را نشان میدهد این آلودگی بیرونی را پاک کنیم مشکل حل میشود برای درست شدن زندگی یک شخص باید از درون ذهنیتش درست شود و نه شرایط بیرونی
بنابر این شخصی که گمان میکند عوامل خارجی هستند که زندگی دیگران را رقم میزنند حتما این باور را دارد که زندگی خودش را هم عواملی خارج از باور های خودش ساخته پس این شخص هرگز نمیتواند زندگی خودش را بسازد و باور ندارد که ثروت را خودش میسازد پس ثروتمند نمیشود.
4.مورد بعدی این که این فرد میخواهد پولی را دریافت کند و به دیگران کمک کند سوال اینجاست مگر میشود ما گرسنه باشیم و غذای خودمان را به دیگران بدهیم؟
بله این شخص باور بسیار اشتباهی دارد او نمیداند که وقتی ما خودمان نیازمند هستیم وقتی ما خودمان به پول نیاز داریم و به اصطلاح به نان شبمان محتاج هستیم نمیتوانیم به دیگران کمک کنیم
ما اول باید خودمان بی نیاز شویم باید اول خودمان سیر شویم و بعد میتوانیم به بقیه کمک کنیم
برای اینکه ما بتوانیم به دیگران کمک کنیم باید از پول و ثروتی که داریم نهایت استفاده را ببریم که دیگر دنبال یک قرون دو هزار نباشیم و بعد میتوانیم به دیگران کمک کنیم ما زمانی میتوانیم ببخشیم که خودمان محتاج بخشش نباشیم تمامی ثروتمندان دنیا زمانی میلیاردی میبخشند که خودشان بی نیاز هستند پس هرگز نمیشود فقیر بود و بخشید
پس این درخواست از پایه اشتباه است چرا که فردی که خودش محتاج است چگونه میخواهد به دیگران کمک کند
باسلام.وتقدیم عشق قلبی به استاد عزیز وهمه دوستان.به نظر من همین ذهنیت که اگر خدا به من بدهد من میبخشم خودش مانع وشرک هست چون خداوند نیازی به بخشش ما ندارد.خداوند از فضل و رحمت بی کرانش به همه میدهد ما هرچه داریم،وهستیم ازاوست.و بخشش ما در هر شرایطی با باور درست (باعث رها شدنمان میشود )که ثروت ونعمت چون سیلی وارد زندگیمان میشود.درحالی که بخشش اگر ازته قلب باشد باعث شادی وحس عالی میشود که نشانه فرکانس خوب ودریافت نعمت وثروتیم.خداوند احتیاج به بخشیدن ما ندارد ما بااین کار به احساس خوب ودرنهایت اتفاقات خوب میرسیم وترس از کمبود در ذهنمان نیز مانعی قوی میباشد.اما همگی ما مسافران توحیدی با امید وایمان محکم به (رب)وبه کمک دستی از دستان خداوند استاد عباسمنش با جدیت وتمرکز بر تغییر باورها وقدرتمند ساختن آنها به همه خواسته ها وارزوهایمان میرسیم.خدارو شکر میکنم به خاطر این حس قشنگ خدایا س پاسگذارم عاشقتم.ممنون
با نام رب وهاب
و سلام بر دوستان و استاد بزرگوار مان، که هر لحظه ثبات در ایمان و احساس خوب را آرزو مندم
ترمزهای ذهنی:
۱.?عدم اعتماد به عدل خداوند ?(یا خود را به جای خداوند مسئول دادن ثروت یا شادی و سلامتی و…..به دیگرانی که میتوانند پدر و مادر خواهر یا برادر و عمو، خاله و مدرسه و مسجد و….باشد.)
۲.اولویت اول دیگران بعد خودم ??(عدم لیاقت خود)
۳.باور کمبود و زمزمه های پی درپی ذهنی? (عممممممل نکردن وتوجه نکردن به این باور که جهان سرشار از ثروت و فراوانی است)
۴.شکر گزاری های با احساس خوب کممممم??(توجه خیلی کم به داشته هاونعمت ها وموهبت های هر روز)
۵.قضاوت در مورد فقر یا ثروت دیگران و درگیری های ناخودآگاه و عدم کنترل ورودی هایی که توسط افراد دور یا نزدیک به ما داده میشود.????
۶.ترس از قبول مسولیت هایی مانند کارهای حسابداری یا پیداکردن افراد یا کارمندان خوب و….??
۷.باور های کمبود مانند حرص و طمع و حسادت و…??
۸.عجله کردن (عجولی ما در اکثر کارها و مخصوصا رسیدن به عالیترین روابط و ثروت نمی گذارد که ما قانون تکامل را درک نماییم.و به مدار های دلخواهشان برسیم )??
۹.عدم یقین به وهابیت و بخشندگی رب، در عممممممل???
۱۰.بازهم بمباران اطلاعات بدون عمل کردن به دانسته هایمان (قانون تمرکز)????
۱۱.و توجه وتمرکز بر زیبایی ها وخصوصیات خوب ثروت و پول و افراد بدون قضاوت کردن آنها.و ایجاد احساس خوب بسیار بالا ???
۱۲.باور کم به الهامات و نشانه هایی که هر روز آماده خدمت و هدایت از طریق رب به کسانی که قانون درخواست را
$???????هر روز???????? $
انجام می دهند.
۱۲.باور محدویت سن (از من که گذشته ، خدا شانس رو به فلانی میده نه من و باور هایی از این موارد)
۱۳.عدم کنترل ورودی های ذهنی مانند شنیده ها و دیده ها
۱۴.غیبت ودرد و دل کردن های بی مورد چه در مورد رابطه های خصوصی و چه در مورد فقر و ثروت جامعه یا خانواده و افراد و…
در پناه رب قادر در ایمان و احساس خوب ثابت بمانید.??????????????????
۱۳.
با سلام خدمت استاد عزیز و عباسمنشی های گل گلاب
به نظرم من ۴ ترمز وجود داره.
۱. اینکه وقتی برای خداوند شرط میزاریم یعنی اینکه داریم معامله میکنیم .
۲.اگر قصدمان کمک کردن باشد همین الان در هر شرایطی که هستیم میتونیم کمک کنیم.
۳.وقتی خداوند را انرژی در نظر بگیریم متوجه میشیم که انرژی احساس نداره فقط به فرکانسهای ما جواب میدهد.
۴.وقتی ما برای دیگران(پدر.مادر.دوست… از خداوند طلب ثروت یا هر چیز دیگری میکنیم یعنی اینکه قبول کردیم که پیشه خداوند ارزش دیگران بالاتر از ماست و ما میخوایم از طریق آنها خواستمون رو برآورده کنیم .نشون میده که ما اعتماد به نفس هم نداریم.
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمام دوستان عزیز و استاد عزیزم آقای عباس منش و خداوند را سپاس می گویم که چنین دوستان و همراهنی دارم …
من هم مثل اکثریت گروه همچین درخواستی را همیشه از خدا داشتم و همیشه توی ذهنم میگفتم اگر خداوند این ثروت را بدهد من هم فلان می کنم و بهمان می کنم
و حال که این موضوع را استاد عزیز گفتند من یکدفعه مثل اینکه جرقه در ذهنم زده شود و همه چیز عیان شود فهمیدم که چقدر فکر من در مورد ثروت خراب بود و چقدر در مورد درک من از خداوند اشتباه بوده است …
ولی حالا این سوال را دارم راستی بچه ها چرا ما همگی با هم از خداوند این درخواست را داشتیم چرا همگی ره در خرابات برده ایم وچرا ۹۰ الی ۹۵ درصد جامعه ما اینگونه فکر می کنند دلیل کجاست …
و یه موضوع دیگه که از استاد می خواهم اینه که را ه اصلاح این فکر را که در وجود ما ریشه دونده چیه چطور می توانیم این باور شرک الود را از خود دور کنیم
در پناه الله شاد و خرم باشید
باسلام
من همیشه همینجوری درخواست میکردم و فکر میکردم که چقدر درسته ومن چه ادم خوبی ام..چقدر خدایی هستم و مانند خدا عمل میکنم ..واااای بر من
اگر به من پول بدی به دیگران کمک میکنم….
الان که دقت میکنم چهار تا باور مخرب یا همون ترمز در این جمله پنهانه..با وجودیکه قوانین کیهانی رو میدونم و بارها و بارها خوندم ..نوشتم ..تمرین هم کردم..اما ظاهرا عمل نکردم…فقط خودمو خسته کردم و انرژی زیادی هدر دادم ..تازه ناسپاسی هم کردم که خودش یه انرژی منفی داره و منو از خواستم دورتر کرده..
۱_من این پول رو برای خودم نمیخام این خودخواهیه برای دیگران میخام(باور مخرب)اینکه خودمو لایق این نعمت نمیدونم(وااای)
۲_میخام ببخشم یعنی تو نمیتونی ببخشی حالا بده من بدم به بنده هات واااااای یعنی قدرت خداوند که تنها قدرت جهانه نادیده گرفتم و قدرت رو به خودم دادم(واای بر من)
۳_اگه بهم پول بدی ……یعنی با خدا شرط گذاشتم و معامله کردم نه در خواست..خداوند که بی نیازه..نگرشم به خدا مثله یه شخصیه که میبینه و میشنوه ودلش به رحم میاد و قبول میکنه کارمو راه بندازه(واااااای)
۴_میخام به دیگران کمک کنم…..یعنی کمبود رو باور دارم وبه نکات منفی توجه کردم بازم وااااای بر من
نمیشه سر قانون کلاه گذاشت و دورش زد
در واقع ما با کمک به دیگران مانع شکوفایی استعدادهای درونی شان میشویم و مانع استفاده از هدایتگر درونی شان چون طبق قوانین الهی همه ما به یک اندازه به منبع جهان هستی که فراوانی و ثروت و عشق و سلامتیه متصل هستیم واین عین عدالت خداوند است..و همه ما پتانسیل رشد رو داریم..
اگر افراد خودشان بخواهند جهان انها را در مدار رشد قرار میدهد و الهامات الهی را در یافت میکنند ونیازی به کمک من ندارن
من با این چهار باور مخرب از خواسته ام دور میشوم چون برخلاف مسیر قوانین کیهانی است..و ناسپاسی میکنم به خدا که چرا اجابت نکردی مرا من که اینقدر بال بال زدم در صورتیکه خداوند طبق قوانین بدون تغییر الهی به اساس باورها و فرکانسهای غالب من پاسخ میدهدنه زبان کلمات..چون من موجودی فرکانسی هستم این یک قانون است ودر جهانی زندگی میکنم که کارش پاسخ دادن به فرکانس و تبدیل انها به ماده..جسم..اتفاق و شرایط است..
جهان مانند اینه عمل میکند اگر از روی خیر به دیگران کمک میکنیم احساس شادی ار اون کار انعکاسش به خودمان بر میگردد
خدارو شکر که استاد عزیز این سوال رو مطرح کردن ..نظرات دوستان بسیار ارزشمنده
من باید بیشتر رو خودم و شناخت خداوند کار کنم
به نام آن که هستی نام از او یافت / فلک جنبش، زمین آرام از او یافت
استاد عزیزم و دوستان گرامی سلام
خیلی وقت بود کامنت نذاشته بودم روی سایت و خوشحالم که باز هم میتونم مطالب رو با دوستان عزیزم به اشتراک بذارم.
چقدر این دیدگاه و این نوع درخواست برای من آشناست. اون موقع که وارد مسیر موفقیت شده بودم و با دوستان زیادی توی این مسیر در ارتباط بودم ، تمام اونها و حتی خودم چنین خواسته ای داشتیم. که خدا به من ثروت بده پدر و مادرمو میفرستم کربلا یا مکه. یا بذار ثروتمند بشم یک ماشین خفن میندازم زیر پای بابام. یا برای فلانی خونه میخرم. یا کمک میکنم جوون ها ازدواج کنن و از این نوع درخواست ها. انگار همه چیزای خوب برای بقیه بود. بقیه آدم بودن و ما نبودیم و الآن که چند سال از اون موقع میگذره میبینم که هیچ کدوم، تاکید میکنم که هیچکدوم از اون دوستان به این خواستشون نرسیدن که هیچ زندگی بعضی هاشون بد تر هم شده. و البته خودم هم جزوشون بودم که خداروشکر چند وقتیه روی خودم خوب کار میکنم افتادم روی ریل.
ترمزهایی که وجود داره از نظر من یکیش این میتونه باشه که ما ته ذهنمون رسیدن به ثروت رو خیلی سخت و دشوار میدونیم و با این نوع درخواست کردن به خدا میخوایم احساساتش رو جریحه دار کنیم و بهش بگیم ببین خدا من با پولی که میخوای بهم بدی میخوام اینکارای خوبو انجام بدم. یجورایی میخوایم خدارو احساساتی کنیم تا اون پوله رو زودتر به دست بیاریم. خدا بگه ببین چه بنده خوبی دارم پولو میخواد به بقیه بده و بهشون کمک کنه پس من بیام زودتر این پولو بهش بدم تا بتونه زودتر به افراد دیگه کمک کنه. در صورتی که خیلی این دیدگاه مسخره و خنده داره. چون خدا انسان نیست مثل ما که بخواد احساساتی بشه. و با این نوع درخواست ما بخواد به ما زودتر اون ثروت رو بده.
دومین ترمز از نظر من اینه که ما ته ذهنمون رسیدن به ثروت رو هم از نظر خودمون و هم از نظر خدا بد میدونیم. ته ذهنمون این باور هست که خدا ثروتمندارو دوست نداره اما با این نوع درخواست میخوایم اونو خوب جلوه بدیم و بگیم خدا ببین من میخوام خوب باشم تا بتونیم به دستش بیاریم. در واقع یک باوری توی ذهن طرف هست که خدا با این که ثروتمند بشم مشکل داره و ثروتو نمیده بهم. بذار اینجوری بگم بهش تا بهم ثروت بده.
سومین ترمز از نظر من اینه که عزت نفس فرد توی این درخواست پایینه. درواقع برای خودش ارزش قائل نیست و چیزای خوب رو برای دیگران میخواد. خودشو لایق نمیدونه که بخواد از اون پول استفاده کنه و بهترین زندگی و امکانات رو برای خودش فراهم کنه.
چهارمین ترمز از نظر من احساس گناه از این که بخواد اون ثروت رو برای خودش خرج کنه. که من دارم و اونا ندارن. و با این نوع درخواست میخواد این احساس گناه رو پوشش بده.
پنجمین ترمز از نظر من اینه که این باور در فرد وجود داره که حتما باید یک پول گنده ای بیاد دستم تا بتونم کمکی کنم به بقیه. با پول کم که نمیشه کاری کرد. و یا این که فقط اون کار های بزرگ رو کار خوب و نیک میدونه و کارهای کوچیک اصلا به چشمش نمیاد و اونارو خوب نمیبینه و یا فکر میکنه به چشم خدا نمیاد و خدا اونارو نمیبینه. در صورتی که خدا توی قرآن گفته که خیلی ریزبینه. مثل حرف استاد که میگه با رسیدن به خواسته ها به احساس خوب نمیرسید بلکه با داشتن احساس خوب به خواسته ها می رسید. دقیقا اینجا هم همینه. تو با بخشش از همین چیزی که الان داری میتونی به خواسته های بزرگتر و بخشش های بزرگتر برسی. نه این که پول قلمبه دستت بیاد بعد بتونی ببخشی.
استاد ازت ممنونم که مارو به فکر فرو بردی.
شاد و پیروز باشید
با سلام
اولین باور منفی که در ذهن ایجاد میشود این است نگاه سیستمی به خداوند به عنوان یک انرژی را از ذهن دور میکند و دیدگاه احساسی را به خداوند جایگزین خواهد کرد….
اولین گام جهت درک قوانین و در نهایت جذب ثروت اینست که بپذیریم مکانیزم جهان هستی یک سیستم فوق العاده دقیق است که هیچ احساسی نداشته گریه و زاری هیچ تاثیری ندارد شرط و شروط بی فایده است فقط و فقط با هماهنگی با فرکانس منبع که داشتن احساس خوب و لذت بردن از داشته هاست میتوان خواسته ها را به سمت خود جذب کرد…
خداوند خیلی بیشتر از ما دوست دارد ثروتمند شویم چون با رسیدن به خواسته ها به رشد جهان کمک کرده ایم لازم نیست به نتیجه بچسبیم یکی از قوانینی که در مرحله دریافت حکم فرمست قانون رهایی است یعنی اینکه خواسته هات زمانی اتفاق میفته که احساس میکنی داریش از لحاظ فرکانسی بودنش ر تجربه میکنی چون بودنش ر تجربه میکنی رها میشی و وقتی رها میشی بدستش میاری هر وقت به چیزی محتاج یا نیازمند نباشی بدستش میاری به همین دلیله افراد خونسرد خیلی خوش شانس هستند…
باور مخرب بعدی این است که از لحاظ نگرشی خداوند را روبه روی ما قرار میدهد که باهاش وارد معمله و قرارداد شدیم در صورتی که خداوند کنار ماست
طبق ایه 186 بقره که خداوند میفرماید:
و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب و دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیومنوا بی لعلهم یرشدون.
آن گاه که بندگانم درباره من از تو بپرسند : من نزدیکم و هر که مرا بخواند دعایش را اجابت میکنم . انها باید دعوت مرت بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راهشان را بیابند.
در این ایه خداوند به وضوح میفرماید که بگو من نزدیکم یعنی قبل از هر باوری نسبت به خداوند انسان باید درک کنه که من کنارشم همراهشم تنها نیست …
اجیب : فعل مضارع همیشگی همواره اجبت میکنیم کسانی که مرا بخواند
این تنها ایه ایست که بدون اینکه از پیامبر سوال بشه خداوند جواب میده پس بسیار نکته مهمی است
ادامه ایه و به من ایمان بیاره منو باور کنه اگه این اتفاق بیفته راهشو پیدا میکنه رشد میکنه
به اندازه ای که ما خواسته داریم جهان داره بزرگ میشه ما دستان خداوند بر روی زمین هستیم ما با خواسته ها مون داریم جهان ر وسیع تر و وسیع تر میکنیم
با رسیدن به خواسته های ما مثال با راه اندازی یک کارگاه تولیدی با مسافرت رفتن ما با ازدواج کردن با خرید لوازم و جهان هستس را وسعت میدهیم …
باور مخرب بعدی ترس و نگرانی است کسی که چنین قراردادی را متعهد میشه ترس از نرسیدن داره و نگرانه که ممکنه نشه پس بزا محکم کنم بزا خیال خودمو راحت کنم طبق قانون احساس نگرانی باعث میشه تو فرکانسی بری که بیشتر نگران بشی تو فرکانسی بری که بیشتر نگرانت کنه و در واقع از خواسته هات داری دور میشی …
باور مخرب بعدی باور محدودیت نسبت به خداوند است کسی که چنین نگرشی داره با این باور که خداوند که معلوم نیس به من ثروت بده یا نده بزا با این روش یه فرقی بین من و بقیه باشه در صورتی هرکس در مشیت الهی در مدار ثروت باشه ثروتمند میشه هر کس به اندازه ظرفش به قول حضرت علی خطاب به امام حسن به اندازه ای که خداوند را باور داری خداوند بهت نعمت میده
طبق ایه 35 تا 39سوره ص
قال رب اغفر لی وهب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب {35}
فسخرنا له الریح تجری بامره رخاه حیث اصاب {36}
والشیاطین کل بناِ و غواص {37}
و آخرین مقرنین فی الاصفاد {38}
هاذا عطاونا فامنن او امسک بغیر حساب {39}
او گفت { حضرت سلیمان } : پروردگارا مرا ببخش و سلطنتی به من عطا فرما که پس از من کسی را سزاوار نباشد که تو بخشاینده ای.
ما باد را رام او کردیم تا هر کجا خواست به نرمی با فرمان او برود .
و نیز دیوان بنا و غواص را.
و گروه دیگری که همه در غل و زنجیر بودند .
این عطای ماست بدون حساب میخواهی ان را ببخش میخواهی ان را نگهدار.
در قران تمام درخواستها از رب است یعنی کسی که قدرت دست اونه کسی که فرمانروای کل جهان هستی است کسی که چنین قدرتی داره باهاش معامله نمیکنند به بهترین شکل ممکن ازش در خواست میکنند.
وهاب به معنی بخشندگی بیش از حد است یعنی کسی که بخشندگیش حساب و کتاب نداره به اندازه باورهات از خداوند دریافت میکنی خداوند هر جور که تو باورش کنی به هون شکل در میاد .
این عطایی است بدون حساب برای کسی که باور داره
افرادی بودند که شجاعت درخواست های بزرگ را داشتند و دریافت کردند.
سلام به استاد نازنین و همه دوستان
نظر من اینه که
– قدرت خدا را زیر سوال میبریم (یعنی خدا نمیتونه ما میتونیم کمک کنیم)
– کمبود فراوانی در جهان هستی. (اینقدر نعمت و ثروت در جهان کم هست ما از داشتهایمان ببخشیم)
– شک داشتن به قوانینی که خدا تعریف کرده (هر کس جواب فرکانسهای ارسالی خودش رو میگیره ما مسئولش نیستیم)
– ما لیاقت نداریم که خدا مستقیم ثروت به ما بده حتما باید ی معامله با خدا بکنیم تا بگیریم (شرک)
با آرزوی موفقیت برای همه دوستان و استاد عزیز
سلامی دوباره
با اجازه دوستان در پیرو جواب قبلیم به سوال ی موضوعی تاره به ذهنم رسید
و اون اینه که…
این سوال و قراردادی که خیلی از انسانها میکنند شاید ریشه در تاریخ داره و اون هم(( نذر کردن))
این باور که خیلیا دارن که از خدا و خیلی سال که به واسطه ی ائمه مردم می خوان که اگه فلان کارشون انجام شد فلان کار رو بکنن،مثلا: اگه بچه دار بشن هر سال تاسوعا ی دیگ حلیم نذری بدن یا خدایا مریضم شفا پیدا کنه من این مبلغ پول رو خیرات می کنم.
این باور که خدا و ائمه و اساسا سایر سمبل ها(بتها یا..)در ازای نذر و قربانی خواسته ی ما را براورده می کنند!
من به شخصه باورم در مورد نذر چیزی نیست که الان هست و اساسا قبول ندارمکاش استاد ی روز در باب نذر صحبت کنن.
طبق سخن خداوند بهترین انفاق کنندگان انهایی هستند که در همه حال ثروت یا تنگدستی انفاق می کنند.
اینها همان هایی هستند که نعمت رو از حانب خدا می دانند نه فقط حاصل دسترنج خودشان پس می دانند چیزی که از جانب خداست برای معامله با خدا در برخورد با سختی ها نیست.