اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی ما می گوییم خدایا من اگر ثروتمند شوم فلان بخشش را می کنم
1.نشاندهنده این باور است که من در حال حاضر ثروتمند نیستم و نشاندهنده توجه به کمبود است
2.دوم اینکه به نظر من این یجور معامله با خداونده و نشاندهنده این است که خدا حتما در قبال چیزی که می بخشیم یه چیزی به ما می دهد و یک جور عدم اعتماد به خداونده
3.سوم اینکه خودم را لایق ثروت نمیدانم و دیگران را واسطه رسیدن خیر میدانم.
بخاطر این پرانرژی ام که احساس میکنم دوباره قدرت خدا رو تو وجودم بیش از پیش احساس می کنم و این حس خوب رو دارم که به یک ثبات فرکانسی مناسب رسیدم ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت .
امروز تو مسیر که از سر کارم برمی گشتم به این فکر می کردم که اگر تو این هدف جدیدی که انتخاب کردم و اولین قدمش رو هم برداشتم مبلغ مورد نظرم وارد زندگی ام بشه ، من مبلغ معینی را به یکی از دوستانم کمک کنم !!!!
بعد ناخودآگاه به خودم گفتم : من فقط می تونم 10 درصد این مبلغ را و نه بیشتر کمک کنم و بقیه اش مال خودمه ، چون من لیاقت و شایستگی این ثروت و نعمت و برکات را در وجود خودم ، با باور به خدای رحمن و رزاق و وهابم زنده و شعله ور کردم و هر کس به اندازه ای که خدارو قبول داره پول و نعمت و ثروت وارد زندگی اش میشه و خدارو بابت این اندیشه شکر کردم .
چقدر خوبه ، چقدر دوست داشتنی ایه که خدا این حس خوبو در وجودم قرار داد که بیام و بنویسم :
حس خوب ، حس خوب به باور فراوانی ، بی نهایت نعمت و ثروت در جهان وجود داره و خدا از بی نهایت راه نعمت هاشو با صفت رزاق و وهاب بودنش وارد زندگی تک تک بنده هاش می کنه ، ومن هم دستی ازدستان خدا هستم و این باعث افتخار منه که بخشی از پولم را به اذن و اراده خداوند ( که بی اذن و اراده خداوند برگی از درختی نمی افته ) بتونم به دیگران کمک کنم ، بطوریکه حس خوب ، حس خوب ، حس خوب خدایی داشته باشم .
حس خوب، خیلی خوبه ، خیلی حس خوب رو دوست دارم .
خدایا تو بزرگی و چقدر خوبه که تو بزرگی ، بزرگتر از من ، بزرگتر از ذهن من ، بزرگتر از … ، چه حس خوبی دارم که خودت و فقط خودت حواست به تک تک بنده هات هست ، همه بنده هاتو دوست داری و خودت میدونی ، کی ، چه موقع و به چه میزان و از چه راهی از بی نهایت نعمت و ثروتت را وارد زندگی بنده هات بکنی ، خدایا من به هر خیر ی که از تو برسه محتاجم ، من فقیر درگاه تو هستم .
دلسوزی چه برای خودت و چه برای دیگران باعث ایجاد یه حس بد میشه که تو این باور می تونه اتفاق بیفته ، شاید مساله اینه که دلت واسه خودت می سوزه و تو دلت خودتو موجود بدبختی می دونی که ثروت نداری و می خوای از طریق این خواسته که به دیگران کمک می کنم ، نیازمند این هستی که کس دیگه ای به تو کمک کنه و اینجاست که خدا رو باور نداری و در ناخودآگاهت خودت را لایق و شایسته نمی دانی !!!!
از نظر من تقوا ، یعنی درست معامله کردن !!!
تقوا یعنی اینکه بدونی با کی معامله کنی
تقوا یعنی اینکه بدونی کی و چه موقع وارد معامله ای بشی
تقوا یعنی اینکه بدونی کی و چه موقع از معامله ای خارج بشی
تقوا یعنی اینکه بدونی از هر معامله ای چه میزان سودی را بدست بیاری
تقوا یعنی اینکه بدونی چه میزان از پولتو تو چه زمینه ای سرمایه گذاری کنی
تقوا یعنی اینکه بدونی معامله گر خوبی هستی
اینها همه اش به معنی تقواست ،
کسی که میدونه چه مقدار از پولشو با کی ، چه موقع ، تو چه زمینه ای ، با چه سودی معامله بکنه با تقواترین انسان هاست .
اگر بدونی که تنها شریکت تو معاملاتت فقط خداست ، اون وقت تو هر لحظه ، تو هر زمینه ای که خدا بگه ، با همه دارایی ات ، با همه پولی که داری فقط و فقط با خدا معامله می کنی ، به نظر من معامله با خدا همیشه پر از سود ه ، مخصوصا که شریکتم فقط و فقط خدا باشه ، بنابراین به نظر من اگر کمک کردن به دیگران را معامله با خدا بدونی و خدا رو هم شریک خودت تو این معامله بدونی ، مثلا 10 درصد حجم معامله ، تو کمک به دیگران را ، تو از میزان سرمایه ای که خدا بهت داده سرمایه گذاری کنی و 90 درصد بقیه رو به خدا واگذار کنی و از خدا به هر میزان که باورش داری سود بخوای ، مثلا بگی خدایا من به ازای هر مبلغی که تو از نعمت و برکاتت در اختیار من قرار میدی در راه خودت انفاق می کنم خودت هم 10 برابرش و یا 100 برابرش و یا … را وارد زندگی من می کنی ، اونوقت می بینی که با دست خالی معامله پرسودی را انجام دادی و با تقواترین انسان ها هستی ، خدایا شکرت بخاطر این همه مهربانی و وهابیت ات ، خدایا شکرت .
حس خوب خیلی خوبه ومن حس خوب رو خیلی دوست دارم .
اینکه اگر با بخشش این حس خوب تو وجودت شکل بگیره که یه نفر دیگه با کمک تو ( تویی که یکی از بی نهایت دستان خوب خدا هستی ) به یکی از خواسته هاش می رسه و ایمانش به خدا بیشتر میشه با تمام وجودت ، با شادی ، با اعتماد به خدا ، به دیگران کمک می کنی ، چون با حس خوبت باور فراوانی رو بیشتر تو وجودت احساس می کنی وانرژی و فرکانس مثبتی رو از خودت ساطع می کنی .
یا حی و یا قیوم ؛
تو این لحظه می خوام در مورد یه باور خوشکل بنویسم ، در باره خدای زنده و به پای دارنده ، خدایی که همیشه هست و همیشه به پای دارنده است ، یعنی بلندت می کنه ، خدایی که همیشه ، تو هر لحظه و تو هر موقعیتی که باشی ، در صورتی که با این صفتش بخوانی اش تو رو بلند می کنه ، اگر دراز کشیدی و به خاک افتادی ، دستتو می گیره و بلندت می کنه ، اگر نشستی و نمی تونی حرکتی بکنی ، بلندت می کنه و … و اگر سرافکنده ای ، سرتو بالا می کنه و بلندت می کنه ، اینقدر بلندت می کنه که سرت از ابرها هم بگذر ه ، بلندت می کنه ، طوریکه ستاره ها برای دیدنت سرشونو بالا می گیرن ، یا حی و یا قیوم .
اگر دستی رو می گیری و کمکی می کنی یادت باشه این خداست که داره این کارو انجام میده و خدا بی نهایت است و لامکان و لا زمان .
1-شرطی کردن ذهن اگه به ثروت برسم می توانم ببخشم اگر نرسم نمی توانم ببخشم که این اشتباه است هر انسانی فارغ از ثروتمند و فقیر دارایی هایی دارد که می تواند ببخشد ولی به چشم خودش شاید نمی آید برای همین فکر می کند چیزی در زندگی برای بخشش ندارد و شرطی بودن ذهن در برابر خوشحالی یعنی من وقتی به خواستم برسم میتونم خوشحال باشم و از زندگیم لذت ببرم و تا قبل رسیدن به خواستم نمیتونم احساس خوبی داشته باشم و بخشش ثروت در زمان ثروتمندی و خوشحال بودنمان در زمان ثروت تنها به دلیل حرف مردم که ناشی از کمبود عزت نفس و بعد رسیدن خواسته میتونی شاد باشی برمیگرده و اگه بخشش در زمان ثروتمندی نکنیم حتما آدم بدی هستیم چون باید اوضاع زندگی مردم پیرامونمونو درست کنیم تا دیگران دربارمون حرف نزنن یا تا وقتیکه خودمون فقیریم از ثروتمندان به دلیل ثرووتشون انتقاد میکنیم چون ثروت دارن و بهمون اهمیت نمیدن و به ثروتمندان برچسب قاچاقچی یا دزد یا کلاهبردار میدیم
2-اینکه نمی داند این جهان دوقطبی هست یعنی ثروت و فقر ، سلامتی و بیماری ، عشق و نفرت ، و …. باید وجود داشته باشد چون نظام این جهان هستی در این دنیا بر همین پایه است و هیچ کس نمی تواند کسی را از فقر نجات دهد حتی اگر به او پول بدهد چون باید ذهن شخص مقابل ثروت ساز باشد حتی اگر کسی که ناگهانی و از طریق ارث به ثروت برسد ولی ذهن فقرساز داشته باشد و همه چیز را برای چشم و هم چشمی ( به علت فقدان عزت نفس و عدم لیاقت و عدم شایستگی ) می خواهد به راحتی ثروتی که از ارث بهش رسیده را از دست می دهد
3-اینکه خودمونو بخاطر فقیر بودن آدمها سرزنش کنیم و براشون دلسوزی بیجا کنیم و به خودمان احساس گناه بدیم که تا احساس گناه بابت فقیر بودن دیگران داشته باشیم خودمان فقیر میمونیم چون قادر به ثروتمند کردن همه آدمهای جهان نداریم و این احساس بد و احساس گناه بیشتر و بیشتر می شود چون کنترلی بر زندگی اطرافیانمان نداریم و احساس گناه هم از کمبود عزت نفس می آید که باید بر روی عرت نفسمان کار کنیم تا دیگر احساس گناه نداشته باشیم و با توجه و تمرکز به فقر دیگران خودمان فقر بیشتری به زندگیمان وارد می کنیم و باید همواره به خودمان یادآوری کنیم که هر شخصی مسیوول زندگی خودش است و خودش با ارسال فرکانسهایش زندگی حال حاضرش را رقم زده است و هر انسانی در هر موقعیتی در زمان کنونی در بهترین حالت است و باید هر انسانی باید تکامل خودش را طی کند تا به یک درجه بالاتر یا یک درجه پایین تر برود
پس باورهای مخرب این سوال به موارد زیر خلاصه می شود
1-عدم لیاقت برای دریافت ثروت
2-داشتن احساس گناه و داشتن دلسوزی بیجا
3-نداشتن عزت نفس
4-انتقادکردن از ثروتمندان
با تشکر از شما استاد گرامی که با طرح این سوال باعث شدید باور مخرب خودمو برای نرسیدن به ثروت هم شناسایی کنم
در پناه خداوندی که هممونو خالق بی چون و چرای زندگیمون آفریده باشید و همیشه ثروتمند و خوشحال و سلامت و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
به امید دیدار هر چه زودتر شما ای معلم و روشنگر و هدایتگر زندگیم به سوی خوشبختی
در پاسخ سؤال جالبی که مطرح شده باید بگم که همانطور که بقیه دوستان اشاره کرده اند، در لایه های زیرین این درخواست به ظاهر ساده باورهای زیادی نهفته است که باید کالبد شکافی شوند اما از آن میان به نظر من یکی از آنها بیش از همه نقش ترمز را ایفا می کند و آن اینکه:
از آنجایی که جهان به فرکانس های ما که به صورت احساس های مختلف درک می شوند، پاسخ می دهد پس این ترمز نیز از جنس احساسی است که در لایه های زیرین بخش خودآگاه فرد پنهان شده است و آن احساس شرم و گناه است. فردی که چنین درخواستی دارد در اصل از اینکه درخواست پول و ثروت داشته باشد احساس شرم و گناه دارد چرا که هنوز بر این باور است که پول و تمنای آن با خوب بودن وانسان بودن و معنوی بودن مغایرت دارد، او در اصل عزت نفس ندارد و جایگاه خود را به عنوان انسان در جهان درک نکرده است. پس از یک طرف تمنای شدید پول و ثروت را دارد و از طرف دیگر این احساسات متناقض را تجربه می کند به همین خاطر است که شرطی برای خداوند می گذارد که من بخشی از پول را صرف کمک به دیگران و امور خیریه می کنم. او می خواهد با اینکار از شدت این احساس منفی کم کند و درخواستش را مقبول جلوه دهد، در حالیکه جهان به احساسات و فرکانس های ما پاسخ می دهد و این احساس شرم و گناه آنفدر قوی هستند که ترمزی بر سر راه متجلی شدن این خواسته باشند.
همانطور که گفتم این شرط و شروط گذاشتن با خداوند ریشه در باورهای مختلفی دارد مثل:
توجه به کمبود و فقر درنتیجه توجه به ناخواسته، عدم احساس لیاقت، نبود ایمان کامل به خداوند و زیر سؤال بردن عدل خداوند، شرک و ….. اما به نظر من ترمز اصلی آن است که در بالا گفته شد و اگر این احساسات کالبد شکافی نشده و رفع نشوند فرد به نتیجه دلخواهش نمی رسد.
سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیز و همکارانشون و همچنین دوستان گلم در سایت
این چند روز دارم کامنت دوستان رو میخونم چقدر زیبا دوستان نظرات خود را گذاشتندکه هر کدام جواب این سوال هست از کدهای مخربی که دوستان اشاره فرمودند 2کد مخربم من اضافه کنم
1_احساس ماست وقتی داری تجسم می کنی که فلان کارخیری یا کمک به پدرو مادر یا دیگران یا ساختن مدرسه وبیمارستان انجام دهیم در همان لحظه چه احساسی بهمون دست میده ایا به خودمان افرین می گوییم ایا شوق وذوق میکنیم با اینکه هنوز این کارو نتونستیم انجام بدیم اگه حالت خوب میشه پس با این کار قدم به قدم به جلو حرکت کنیم
2_تکامل ماست دوستان ما باید به ثروت برسیم ما باید از ثروت بی نیاز شویمتا بتوانیم فلان کار خیر بزرگ مدرسه ساختن درمانگاه و ….. را بزنیم نمیگم بخشش نباشه خداوندم می فرماید که انسانها در زمان تنگدستی هم انفاق میکنند ولی برای چنین کارها باید تکامل و بی نیاری از ثروت را مد نظر قرار داد
سلام استاد عزیز و دوستداشتنیم ،سلام مریم جون چقدر خوبه با شما آشنا شدم و در این جمع بزرگ خانواده عباس منشی حضور دارم خداااایا شکررررت
خداااایا بزرگی و عظمتت شکر چقدر تو مهربان و آگاهی به دل بنده هایت ،دیشب طبق عادت همیشگیم با تو صحبت میکردم و ازت کمک خواستم که هدایت و حمایتم کنی و صبح که از خواب بیدار شدم منو به سایت هدایت کردی و این کلیپ زیبا استاد رو ببینم و دیدگاههای سایر دوستان رو بخوانم ،خدای من چقدر این سیستم درست کار میکند یک لحظه وقفه و بینظمی وجود ندارد ،از زمانیکه با شما استاد عزیزم و مریم جون و ابن کانون گرم آشنا شدم هر روز خدا رو شاکرم که در مسیر درست گام برمیدارم و آگاهانه ذهنمو کنترل میکنم و با تغییر افکارم تونستم باورهایم رو تغییر دهم و درسی که در این مکتب عشق عباس منش گرفتم در زمان تحصیلم نگرفتم و مهمتر از همه استاد یکی از دستهای خداوند بودید که منو هر روز بیشتر از روز قبل به خداوند بزرگ نزدیکتر کردید و تغییرات خودمو بوضوح دیدم و میببنم ولی باید اقرار کنم از لحاظ ثروت اتفاق بزرگی برایم نیفتاد تا اینکه امروز این کلیپ شما رو چند بار نگاه کردم استاد خدااای من چه ترمز بزرگی داشتم بله منم همیشه از خدا میخواستم و میگفتم خدایا به من پول و برکت و ثروت زیادی بده تا بتونم آینده و زندگی فرزندم رو تغییر دهم و اون در رفاه باشه یا برای مادرم فلان چیزو بخرم یا به دیگران کمک کنم ….یعنی این خودش شرک بزرگی بود و با خدا داشتم معامله میکردم و شرطی بود انگار شاگرد از معملش نمره ۲۰ بخواد و در مقابلش به معملش بگه تو نمره ۲۰ بده منم به بقیه شاگردها تو درس کمک میکنم …این بزرگترین ترمزم بوده که منو از خواسته ام دور میکرده و در حالیکه این سیستم خیلی دقیق کار میکنه و نیازی به دخالت منو امثال من نیست و هر کسی جایگاه خودشو داره بسته به فرکانس مداری که هست میتونه از نعمتهای خداوند بزرگ بهره مند بشه و در آخر باید بگم که ثروتمند شدن حس خیلی خوبیه و همیشه آرزو داشتم زن ثروتمندی بشم چون در این مکتب برخلاف مدرسه ….یادگرفتم که خدا ثروتمندان را دوست دارد …و زمانیکه که خودم ثروتمند شدم و طعمشو چشیدم و ظرف وجودم بزرگو بزرگتر شد اونوقت میتونم ۱۰ درصد از درامدم رو ببخشم بخاطر اینکه پول و ثروت بیشتری وارد زندگیم شود چون حتی اگه به یک معتماد هم کمک کنم و برای خودش مواد بخرد این پولی هست که من بخشیدم …سپاس استاد عزیزم سپاس مریم جون که دیدگاهم نسبت به همه چیز تغییر کرد خیلی دوستتون دارم ،خداااایا شکررررت بابت همه چی و بابت روزیه امروزم هزاران بار تو را شکر 🙏🙏🙏💙💙
با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد عزیزم که بزرگترین معجزه ی زندگی من هستن
من در آمد خوبی دارم ولی به قول استاد سطلم سوراخه با این در آمد خوبم هیچوقت پول تو حسابم نمیمونه
امروز به دیدن این فایل هدایت شدم
وقتی خوب فک کردم دیدم یه ترمز تو ذهنم دارم
همیشه فکر میکنم اگر پولهایی که در میارم تو حسابم بمونه بچه ها یا خودم مریض میشیم باید خرج دکتر کنم یا اینکه هر وقت به ثروت فک میکنم یه ترس عجیبی وجودمو میگیره ترس از این که بچه هامو از دست بدم یا اینکه خودم بمیرم……..خخخخخخ
امروز نشستم تمام باورهای اشتباه رو نوشتم و تا حدودی ترمزهامو پیدا کردم.
وسعی میکنم تمام ترمزهای مخفی ذهنم رو از بین ببرم
ونتایج عالی رو که بدست میارم رو بهتون بگم….
از خدا میخوام کمکم کنه تا باورهای مخرب ذهنم رو پیدا کنم
و هدایتم کنه فقط باورهای مثبت بسازم
و خدارو شکر میکنم منو هدایت کرد عضو ی از خانواده ی بزرگ استاد عباس منش و خانم شایسته ی عزیز باشم
شما یه سری خواسته داری کلی هم براش کار کردی تجسم کردی نوشتی در موردش عبارت تاکیدی کار کردی هر ایده ای هم به ذهنت رسیده انجامش دادی اما هیچ اتفاقی نیفتاده هیچ موفقیتی کسب نشده دلیل این داستان اینه که چندتا کد مخرب توی ذهنت هست که بهش میگن ترمز یعنی پاتو روی گاز گذاشتی ولی ازینور پات رو ترمزه مسلمه که حرکت نمیکنی
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ای مهربان ترین مهربانان
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست از خود بطلب هرانچه خواهی تویی
خدا بی نیاز است و برای رساندن خیر به مخلوقاتش و انجام آنچه می خواهد به کمک هیچ کس و هیچ چیز نیاز ندارد . وقتی ما برای خدا جایزه در نظر می گیریم ( در ست مثل مادری که به فرزندش می گوید: اگر به حرف من گوش بدهی برای تو این کار را انجام می دهم )، به این معنی است که خدا به ما نیاز دارد و ما در ناخودآگاهمان خدایی را تصور کرده ایم که محتاج کمک ماست ، نه خدای قادری که خالق ، مسبب الاسباب و بی نیاز است .
پس باید ما را به خواسته مان برساند تا به او کمک کنیم و کارهایی که مدنظرش است انجام شود.در صورتی که چنین نیست و او قدرت مطلق است و پس در مقابل خواستش تسلیم و فرمانبردار باشیم ، که او بهترین ها را برای بندگانش رقم می زند .
ممنون از آقای عباسمنش منرو به فکر فرو برد همینطور دارم باورهای غلطمو پیدا میکنم
به نظر من باورهای غلط زیادی در این جمله تو دل هم هستن که من سه تاشو پیدا کردم
1)ایراد اول در اینه که وقتی یک نفر میاد میگه ثروت زیاد و مقدار دقیقش رو درخواست نمیکنه در اصل روی مدار مورد دلخواهش تمرکز نمیکنه و فرکانسهایی به جهان ارسال میکنه که به هدفی منجر نمیشه مثل این میمونه از خدا بخواهیم خدایا بمن همسری بده که عشق زیادی بینمون باشه و نیایم برای خودمون عشق رو تعریف کنیم و باعث میشه فکر به سمتی بره که نتونیم الگوبرداری بکنیم و ایده ها و الهامت به ذهنمون نمیرسه و دعا به عینیت در نمیاد چون هدف مشخصی نداریم.
2)وقتی توی دعامون میگیم«تا با مقداری از آن ثروت در جهت انجام کارهای خیر استفاده کنم» داریم به این سیستم بطور غیر مستقیم میگیم که ما درمانده ایم و دنبال جلب نظر خداوند هستیم و سیستم احساس بد رو به ما منتقل میکنه که همه اینا از اینجا میاد که خدارو موجودی احساسی میبینیم که به قوانین وسنت های خودش بی توجه هست و بدون توجه به سیستم عمل میکند پس درستش اینه که هم فرکانس با خواسته هامون بشیم یکی از بهترین کارها برای رسیدن به اهدافمون ازجمله کسب ثروت زیاد آمادگی برای ورود به مدار جدید هستش این آمادگی توی مبحث کسب درآمد میتونه عشریه یا بخشیدن مال باشه با این باور که میبخشم چون ایمان دارم خدا یا سیستم خلا رو پر میکنه و من با ایمانم یا خدای درونم که ثروت هستش به مدار بالاتر و ثروت بیشتر هدایت میشم . بطور کلی نباید فرکانس هدفمون رو بیاریم پایین بلکه باید فرکانس خودمون رو به اون برسونیم.
3)یک ایراد دیگه ای که داره ما داریم ناخودآگاه سیستم رو محدود میکنیم به این صورت که جهان نمیتونه خودش را گسترش بده و در فقره و تنها راه گسترشش ما هستیم که به خواسته مون برسیم و وقتی وارد قرارداد با خداوند(مثل این کار در عوض اون کار)میشیم توجه ما بر خلاف سنتهای خداوند یا این سیستم هستش پس در همون مدار میمونیم یا حتی تنزل هم پیدا میکنیم
بطور کلی بی توجهی به گسترش جهان در تمام زمینه ها باعث فقر میشه من جمله از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن برای کسب درآمد(مثلا من در کار عمرانی فعالیت دارم با این فکر که داخل نتورکینگ پول هست ولی اینجا نیست) مسیرمو عوض میکنم و دارم به طور ناخودآگاه به جهان میگم که گسترش تورو در زمینه افزایش روزی قبول ندارم و جهان هم سنگ با اون فرکانس رو بمن بازتاب میکنه.
ضمن عرض سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی
وقتی ما می گوییم خدایا من اگر ثروتمند شوم فلان بخشش را می کنم
1.نشاندهنده این باور است که من در حال حاضر ثروتمند نیستم و نشاندهنده توجه به کمبود است
2.دوم اینکه به نظر من این یجور معامله با خداونده و نشاندهنده این است که خدا حتما در قبال چیزی که می بخشیم یه چیزی به ما می دهد و یک جور عدم اعتماد به خداونده
3.سوم اینکه خودم را لایق ثروت نمیدانم و دیگران را واسطه رسیدن خیر میدانم.
سلام
سلام ، سلام ، سلام
به به من چقدر امشب پرانرژی هستم ، آفرین به من
بخاطر این پرانرژی ام که احساس میکنم دوباره قدرت خدا رو تو وجودم بیش از پیش احساس می کنم و این حس خوب رو دارم که به یک ثبات فرکانسی مناسب رسیدم ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت .
امروز تو مسیر که از سر کارم برمی گشتم به این فکر می کردم که اگر تو این هدف جدیدی که انتخاب کردم و اولین قدمش رو هم برداشتم مبلغ مورد نظرم وارد زندگی ام بشه ، من مبلغ معینی را به یکی از دوستانم کمک کنم !!!!
بعد ناخودآگاه به خودم گفتم : من فقط می تونم 10 درصد این مبلغ را و نه بیشتر کمک کنم و بقیه اش مال خودمه ، چون من لیاقت و شایستگی این ثروت و نعمت و برکات را در وجود خودم ، با باور به خدای رحمن و رزاق و وهابم زنده و شعله ور کردم و هر کس به اندازه ای که خدارو قبول داره پول و نعمت و ثروت وارد زندگی اش میشه و خدارو بابت این اندیشه شکر کردم .
چقدر خوبه ، چقدر دوست داشتنی ایه که خدا این حس خوبو در وجودم قرار داد که بیام و بنویسم :
حس خوب ، حس خوب به باور فراوانی ، بی نهایت نعمت و ثروت در جهان وجود داره و خدا از بی نهایت راه نعمت هاشو با صفت رزاق و وهاب بودنش وارد زندگی تک تک بنده هاش می کنه ، ومن هم دستی ازدستان خدا هستم و این باعث افتخار منه که بخشی از پولم را به اذن و اراده خداوند ( که بی اذن و اراده خداوند برگی از درختی نمی افته ) بتونم به دیگران کمک کنم ، بطوریکه حس خوب ، حس خوب ، حس خوب خدایی داشته باشم .
حس خوب، خیلی خوبه ، خیلی حس خوب رو دوست دارم .
خدایا تو بزرگی و چقدر خوبه که تو بزرگی ، بزرگتر از من ، بزرگتر از ذهن من ، بزرگتر از … ، چه حس خوبی دارم که خودت و فقط خودت حواست به تک تک بنده هات هست ، همه بنده هاتو دوست داری و خودت میدونی ، کی ، چه موقع و به چه میزان و از چه راهی از بی نهایت نعمت و ثروتت را وارد زندگی بنده هات بکنی ، خدایا من به هر خیر ی که از تو برسه محتاجم ، من فقیر درگاه تو هستم .
دلسوزی چه برای خودت و چه برای دیگران باعث ایجاد یه حس بد میشه که تو این باور می تونه اتفاق بیفته ، شاید مساله اینه که دلت واسه خودت می سوزه و تو دلت خودتو موجود بدبختی می دونی که ثروت نداری و می خوای از طریق این خواسته که به دیگران کمک می کنم ، نیازمند این هستی که کس دیگه ای به تو کمک کنه و اینجاست که خدا رو باور نداری و در ناخودآگاهت خودت را لایق و شایسته نمی دانی !!!!
از نظر من تقوا ، یعنی درست معامله کردن !!!
تقوا یعنی اینکه بدونی با کی معامله کنی
تقوا یعنی اینکه بدونی کی و چه موقع وارد معامله ای بشی
تقوا یعنی اینکه بدونی کی و چه موقع از معامله ای خارج بشی
تقوا یعنی اینکه بدونی از هر معامله ای چه میزان سودی را بدست بیاری
تقوا یعنی اینکه بدونی چه میزان از پولتو تو چه زمینه ای سرمایه گذاری کنی
تقوا یعنی اینکه بدونی معامله گر خوبی هستی
اینها همه اش به معنی تقواست ،
کسی که میدونه چه مقدار از پولشو با کی ، چه موقع ، تو چه زمینه ای ، با چه سودی معامله بکنه با تقواترین انسان هاست .
اگر بدونی که تنها شریکت تو معاملاتت فقط خداست ، اون وقت تو هر لحظه ، تو هر زمینه ای که خدا بگه ، با همه دارایی ات ، با همه پولی که داری فقط و فقط با خدا معامله می کنی ، به نظر من معامله با خدا همیشه پر از سود ه ، مخصوصا که شریکتم فقط و فقط خدا باشه ، بنابراین به نظر من اگر کمک کردن به دیگران را معامله با خدا بدونی و خدا رو هم شریک خودت تو این معامله بدونی ، مثلا 10 درصد حجم معامله ، تو کمک به دیگران را ، تو از میزان سرمایه ای که خدا بهت داده سرمایه گذاری کنی و 90 درصد بقیه رو به خدا واگذار کنی و از خدا به هر میزان که باورش داری سود بخوای ، مثلا بگی خدایا من به ازای هر مبلغی که تو از نعمت و برکاتت در اختیار من قرار میدی در راه خودت انفاق می کنم خودت هم 10 برابرش و یا 100 برابرش و یا … را وارد زندگی من می کنی ، اونوقت می بینی که با دست خالی معامله پرسودی را انجام دادی و با تقواترین انسان ها هستی ، خدایا شکرت بخاطر این همه مهربانی و وهابیت ات ، خدایا شکرت .
حس خوب خیلی خوبه ومن حس خوب رو خیلی دوست دارم .
اینکه اگر با بخشش این حس خوب تو وجودت شکل بگیره که یه نفر دیگه با کمک تو ( تویی که یکی از بی نهایت دستان خوب خدا هستی ) به یکی از خواسته هاش می رسه و ایمانش به خدا بیشتر میشه با تمام وجودت ، با شادی ، با اعتماد به خدا ، به دیگران کمک می کنی ، چون با حس خوبت باور فراوانی رو بیشتر تو وجودت احساس می کنی وانرژی و فرکانس مثبتی رو از خودت ساطع می کنی .
یا حی و یا قیوم ؛
تو این لحظه می خوام در مورد یه باور خوشکل بنویسم ، در باره خدای زنده و به پای دارنده ، خدایی که همیشه هست و همیشه به پای دارنده است ، یعنی بلندت می کنه ، خدایی که همیشه ، تو هر لحظه و تو هر موقعیتی که باشی ، در صورتی که با این صفتش بخوانی اش تو رو بلند می کنه ، اگر دراز کشیدی و به خاک افتادی ، دستتو می گیره و بلندت می کنه ، اگر نشستی و نمی تونی حرکتی بکنی ، بلندت می کنه و … و اگر سرافکنده ای ، سرتو بالا می کنه و بلندت می کنه ، اینقدر بلندت می کنه که سرت از ابرها هم بگذر ه ، بلندت می کنه ، طوریکه ستاره ها برای دیدنت سرشونو بالا می گیرن ، یا حی و یا قیوم .
اگر دستی رو می گیری و کمکی می کنی یادت باشه این خداست که داره این کارو انجام میده و خدا بی نهایت است و لامکان و لا زمان .
1-شرطی کردن ذهن اگه به ثروت برسم می توانم ببخشم اگر نرسم نمی توانم ببخشم که این اشتباه است هر انسانی فارغ از ثروتمند و فقیر دارایی هایی دارد که می تواند ببخشد ولی به چشم خودش شاید نمی آید برای همین فکر می کند چیزی در زندگی برای بخشش ندارد و شرطی بودن ذهن در برابر خوشحالی یعنی من وقتی به خواستم برسم میتونم خوشحال باشم و از زندگیم لذت ببرم و تا قبل رسیدن به خواستم نمیتونم احساس خوبی داشته باشم و بخشش ثروت در زمان ثروتمندی و خوشحال بودنمان در زمان ثروت تنها به دلیل حرف مردم که ناشی از کمبود عزت نفس و بعد رسیدن خواسته میتونی شاد باشی برمیگرده و اگه بخشش در زمان ثروتمندی نکنیم حتما آدم بدی هستیم چون باید اوضاع زندگی مردم پیرامونمونو درست کنیم تا دیگران دربارمون حرف نزنن یا تا وقتیکه خودمون فقیریم از ثروتمندان به دلیل ثرووتشون انتقاد میکنیم چون ثروت دارن و بهمون اهمیت نمیدن و به ثروتمندان برچسب قاچاقچی یا دزد یا کلاهبردار میدیم
2-اینکه نمی داند این جهان دوقطبی هست یعنی ثروت و فقر ، سلامتی و بیماری ، عشق و نفرت ، و …. باید وجود داشته باشد چون نظام این جهان هستی در این دنیا بر همین پایه است و هیچ کس نمی تواند کسی را از فقر نجات دهد حتی اگر به او پول بدهد چون باید ذهن شخص مقابل ثروت ساز باشد حتی اگر کسی که ناگهانی و از طریق ارث به ثروت برسد ولی ذهن فقرساز داشته باشد و همه چیز را برای چشم و هم چشمی ( به علت فقدان عزت نفس و عدم لیاقت و عدم شایستگی ) می خواهد به راحتی ثروتی که از ارث بهش رسیده را از دست می دهد
3-اینکه خودمونو بخاطر فقیر بودن آدمها سرزنش کنیم و براشون دلسوزی بیجا کنیم و به خودمان احساس گناه بدیم که تا احساس گناه بابت فقیر بودن دیگران داشته باشیم خودمان فقیر میمونیم چون قادر به ثروتمند کردن همه آدمهای جهان نداریم و این احساس بد و احساس گناه بیشتر و بیشتر می شود چون کنترلی بر زندگی اطرافیانمان نداریم و احساس گناه هم از کمبود عزت نفس می آید که باید بر روی عرت نفسمان کار کنیم تا دیگر احساس گناه نداشته باشیم و با توجه و تمرکز به فقر دیگران خودمان فقر بیشتری به زندگیمان وارد می کنیم و باید همواره به خودمان یادآوری کنیم که هر شخصی مسیوول زندگی خودش است و خودش با ارسال فرکانسهایش زندگی حال حاضرش را رقم زده است و هر انسانی در هر موقعیتی در زمان کنونی در بهترین حالت است و باید هر انسانی باید تکامل خودش را طی کند تا به یک درجه بالاتر یا یک درجه پایین تر برود
پس باورهای مخرب این سوال به موارد زیر خلاصه می شود
1-عدم لیاقت برای دریافت ثروت
2-داشتن احساس گناه و داشتن دلسوزی بیجا
3-نداشتن عزت نفس
4-انتقادکردن از ثروتمندان
با تشکر از شما استاد گرامی که با طرح این سوال باعث شدید باور مخرب خودمو برای نرسیدن به ثروت هم شناسایی کنم
در پناه خداوندی که هممونو خالق بی چون و چرای زندگیمون آفریده باشید و همیشه ثروتمند و خوشحال و سلامت و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
به امید دیدار هر چه زودتر شما ای معلم و روشنگر و هدایتگر زندگیم به سوی خوشبختی
دوستتون دارم و عاشقتونم
یا حق
سلام به استاد عباسمنش و دوستان عزیز
در پاسخ سؤال جالبی که مطرح شده باید بگم که همانطور که بقیه دوستان اشاره کرده اند، در لایه های زیرین این درخواست به ظاهر ساده باورهای زیادی نهفته است که باید کالبد شکافی شوند اما از آن میان به نظر من یکی از آنها بیش از همه نقش ترمز را ایفا می کند و آن اینکه:
از آنجایی که جهان به فرکانس های ما که به صورت احساس های مختلف درک می شوند، پاسخ می دهد پس این ترمز نیز از جنس احساسی است که در لایه های زیرین بخش خودآگاه فرد پنهان شده است و آن احساس شرم و گناه است. فردی که چنین درخواستی دارد در اصل از اینکه درخواست پول و ثروت داشته باشد احساس شرم و گناه دارد چرا که هنوز بر این باور است که پول و تمنای آن با خوب بودن وانسان بودن و معنوی بودن مغایرت دارد، او در اصل عزت نفس ندارد و جایگاه خود را به عنوان انسان در جهان درک نکرده است. پس از یک طرف تمنای شدید پول و ثروت را دارد و از طرف دیگر این احساسات متناقض را تجربه می کند به همین خاطر است که شرطی برای خداوند می گذارد که من بخشی از پول را صرف کمک به دیگران و امور خیریه می کنم. او می خواهد با اینکار از شدت این احساس منفی کم کند و درخواستش را مقبول جلوه دهد، در حالیکه جهان به احساسات و فرکانس های ما پاسخ می دهد و این احساس شرم و گناه آنفدر قوی هستند که ترمزی بر سر راه متجلی شدن این خواسته باشند.
همانطور که گفتم این شرط و شروط گذاشتن با خداوند ریشه در باورهای مختلفی دارد مثل:
توجه به کمبود و فقر درنتیجه توجه به ناخواسته، عدم احساس لیاقت، نبود ایمان کامل به خداوند و زیر سؤال بردن عدل خداوند، شرک و ….. اما به نظر من ترمز اصلی آن است که در بالا گفته شد و اگر این احساسات کالبد شکافی نشده و رفع نشوند فرد به نتیجه دلخواهش نمی رسد.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیز و همکارانشون و همچنین دوستان گلم در سایت
این چند روز دارم کامنت دوستان رو میخونم چقدر زیبا دوستان نظرات خود را گذاشتندکه هر کدام جواب این سوال هست از کدهای مخربی که دوستان اشاره فرمودند 2کد مخربم من اضافه کنم
1_احساس ماست وقتی داری تجسم می کنی که فلان کارخیری یا کمک به پدرو مادر یا دیگران یا ساختن مدرسه وبیمارستان انجام دهیم در همان لحظه چه احساسی بهمون دست میده ایا به خودمان افرین می گوییم ایا شوق وذوق میکنیم با اینکه هنوز این کارو نتونستیم انجام بدیم اگه حالت خوب میشه پس با این کار قدم به قدم به جلو حرکت کنیم
2_تکامل ماست دوستان ما باید به ثروت برسیم ما باید از ثروت بی نیاز شویمتا بتوانیم فلان کار خیر بزرگ مدرسه ساختن درمانگاه و ….. را بزنیم نمیگم بخشش نباشه خداوندم می فرماید که انسانها در زمان تنگدستی هم انفاق میکنند ولی برای چنین کارها باید تکامل و بی نیاری از ثروت را مد نظر قرار داد
با کمال تشکر از استاد عباس منش و دوستان گلم
به نام خالق زیباییها
سلام استاد عزیز و دوستداشتنیم ،سلام مریم جون چقدر خوبه با شما آشنا شدم و در این جمع بزرگ خانواده عباس منشی حضور دارم خداااایا شکررررت
خداااایا بزرگی و عظمتت شکر چقدر تو مهربان و آگاهی به دل بنده هایت ،دیشب طبق عادت همیشگیم با تو صحبت میکردم و ازت کمک خواستم که هدایت و حمایتم کنی و صبح که از خواب بیدار شدم منو به سایت هدایت کردی و این کلیپ زیبا استاد رو ببینم و دیدگاههای سایر دوستان رو بخوانم ،خدای من چقدر این سیستم درست کار میکند یک لحظه وقفه و بینظمی وجود ندارد ،از زمانیکه با شما استاد عزیزم و مریم جون و ابن کانون گرم آشنا شدم هر روز خدا رو شاکرم که در مسیر درست گام برمیدارم و آگاهانه ذهنمو کنترل میکنم و با تغییر افکارم تونستم باورهایم رو تغییر دهم و درسی که در این مکتب عشق عباس منش گرفتم در زمان تحصیلم نگرفتم و مهمتر از همه استاد یکی از دستهای خداوند بودید که منو هر روز بیشتر از روز قبل به خداوند بزرگ نزدیکتر کردید و تغییرات خودمو بوضوح دیدم و میببنم ولی باید اقرار کنم از لحاظ ثروت اتفاق بزرگی برایم نیفتاد تا اینکه امروز این کلیپ شما رو چند بار نگاه کردم استاد خدااای من چه ترمز بزرگی داشتم بله منم همیشه از خدا میخواستم و میگفتم خدایا به من پول و برکت و ثروت زیادی بده تا بتونم آینده و زندگی فرزندم رو تغییر دهم و اون در رفاه باشه یا برای مادرم فلان چیزو بخرم یا به دیگران کمک کنم ….یعنی این خودش شرک بزرگی بود و با خدا داشتم معامله میکردم و شرطی بود انگار شاگرد از معملش نمره ۲۰ بخواد و در مقابلش به معملش بگه تو نمره ۲۰ بده منم به بقیه شاگردها تو درس کمک میکنم …این بزرگترین ترمزم بوده که منو از خواسته ام دور میکرده و در حالیکه این سیستم خیلی دقیق کار میکنه و نیازی به دخالت منو امثال من نیست و هر کسی جایگاه خودشو داره بسته به فرکانس مداری که هست میتونه از نعمتهای خداوند بزرگ بهره مند بشه و در آخر باید بگم که ثروتمند شدن حس خیلی خوبیه و همیشه آرزو داشتم زن ثروتمندی بشم چون در این مکتب برخلاف مدرسه ….یادگرفتم که خدا ثروتمندان را دوست دارد …و زمانیکه که خودم ثروتمند شدم و طعمشو چشیدم و ظرف وجودم بزرگو بزرگتر شد اونوقت میتونم ۱۰ درصد از درامدم رو ببخشم بخاطر اینکه پول و ثروت بیشتری وارد زندگیم شود چون حتی اگه به یک معتماد هم کمک کنم و برای خودش مواد بخرد این پولی هست که من بخشیدم …سپاس استاد عزیزم سپاس مریم جون که دیدگاهم نسبت به همه چیز تغییر کرد خیلی دوستتون دارم ،خداااایا شکررررت بابت همه چی و بابت روزیه امروزم هزاران بار تو را شکر 🙏🙏🙏💙💙
با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد عزیزم که بزرگترین معجزه ی زندگی من هستن
من در آمد خوبی دارم ولی به قول استاد سطلم سوراخه با این در آمد خوبم هیچوقت پول تو حسابم نمیمونه
امروز به دیدن این فایل هدایت شدم
وقتی خوب فک کردم دیدم یه ترمز تو ذهنم دارم
همیشه فکر میکنم اگر پولهایی که در میارم تو حسابم بمونه بچه ها یا خودم مریض میشیم باید خرج دکتر کنم یا اینکه هر وقت به ثروت فک میکنم یه ترس عجیبی وجودمو میگیره ترس از این که بچه هامو از دست بدم یا اینکه خودم بمیرم……..خخخخخخ
امروز نشستم تمام باورهای اشتباه رو نوشتم و تا حدودی ترمزهامو پیدا کردم.
وسعی میکنم تمام ترمزهای مخفی ذهنم رو از بین ببرم
ونتایج عالی رو که بدست میارم رو بهتون بگم….
از خدا میخوام کمکم کنه تا باورهای مخرب ذهنم رو پیدا کنم
و هدایتم کنه فقط باورهای مثبت بسازم
و خدارو شکر میکنم منو هدایت کرد عضو ی از خانواده ی بزرگ استاد عباس منش و خانم شایسته ی عزیز باشم
عاشقتونم در پناه حق باشید
به نام خدای مهربان
صدونودوپنجمین تعهد
شما یه سری خواسته داری کلی هم براش کار کردی تجسم کردی نوشتی در موردش عبارت تاکیدی کار کردی هر ایده ای هم به ذهنت رسیده انجامش دادی اما هیچ اتفاقی نیفتاده هیچ موفقیتی کسب نشده دلیل این داستان اینه که چندتا کد مخرب توی ذهنت هست که بهش میگن ترمز یعنی پاتو روی گاز گذاشتی ولی ازینور پات رو ترمزه مسلمه که حرکت نمیکنی
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ای مهربان ترین مهربانان
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست از خود بطلب هرانچه خواهی تویی
الله الصمد
خدا بی نیاز است و برای رساندن خیر به مخلوقاتش و انجام آنچه می خواهد به کمک هیچ کس و هیچ چیز نیاز ندارد . وقتی ما برای خدا جایزه در نظر می گیریم ( در ست مثل مادری که به فرزندش می گوید: اگر به حرف من گوش بدهی برای تو این کار را انجام می دهم )، به این معنی است که خدا به ما نیاز دارد و ما در ناخودآگاهمان خدایی را تصور کرده ایم که محتاج کمک ماست ، نه خدای قادری که خالق ، مسبب الاسباب و بی نیاز است .
پس باید ما را به خواسته مان برساند تا به او کمک کنیم و کارهایی که مدنظرش است انجام شود.در صورتی که چنین نیست و او قدرت مطلق است و پس در مقابل خواستش تسلیم و فرمانبردار باشیم ، که او بهترین ها را برای بندگانش رقم می زند .
باسلام خدمت دوستان و گروه تحقیقاتی عباسمنش
ممنون از آقای عباسمنش منرو به فکر فرو برد همینطور دارم باورهای غلطمو پیدا میکنم
به نظر من باورهای غلط زیادی در این جمله تو دل هم هستن که من سه تاشو پیدا کردم
1)ایراد اول در اینه که وقتی یک نفر میاد میگه ثروت زیاد و مقدار دقیقش رو درخواست نمیکنه در اصل روی مدار مورد دلخواهش تمرکز نمیکنه و فرکانسهایی به جهان ارسال میکنه که به هدفی منجر نمیشه مثل این میمونه از خدا بخواهیم خدایا بمن همسری بده که عشق زیادی بینمون باشه و نیایم برای خودمون عشق رو تعریف کنیم و باعث میشه فکر به سمتی بره که نتونیم الگوبرداری بکنیم و ایده ها و الهامت به ذهنمون نمیرسه و دعا به عینیت در نمیاد چون هدف مشخصی نداریم.
2)وقتی توی دعامون میگیم«تا با مقداری از آن ثروت در جهت انجام کارهای خیر استفاده کنم» داریم به این سیستم بطور غیر مستقیم میگیم که ما درمانده ایم و دنبال جلب نظر خداوند هستیم و سیستم احساس بد رو به ما منتقل میکنه که همه اینا از اینجا میاد که خدارو موجودی احساسی میبینیم که به قوانین وسنت های خودش بی توجه هست و بدون توجه به سیستم عمل میکند پس درستش اینه که هم فرکانس با خواسته هامون بشیم یکی از بهترین کارها برای رسیدن به اهدافمون ازجمله کسب ثروت زیاد آمادگی برای ورود به مدار جدید هستش این آمادگی توی مبحث کسب درآمد میتونه عشریه یا بخشیدن مال باشه با این باور که میبخشم چون ایمان دارم خدا یا سیستم خلا رو پر میکنه و من با ایمانم یا خدای درونم که ثروت هستش به مدار بالاتر و ثروت بیشتر هدایت میشم . بطور کلی نباید فرکانس هدفمون رو بیاریم پایین بلکه باید فرکانس خودمون رو به اون برسونیم.
3)یک ایراد دیگه ای که داره ما داریم ناخودآگاه سیستم رو محدود میکنیم به این صورت که جهان نمیتونه خودش را گسترش بده و در فقره و تنها راه گسترشش ما هستیم که به خواسته مون برسیم و وقتی وارد قرارداد با خداوند(مثل این کار در عوض اون کار)میشیم توجه ما بر خلاف سنتهای خداوند یا این سیستم هستش پس در همون مدار میمونیم یا حتی تنزل هم پیدا میکنیم
بطور کلی بی توجهی به گسترش جهان در تمام زمینه ها باعث فقر میشه من جمله از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن برای کسب درآمد(مثلا من در کار عمرانی فعالیت دارم با این فکر که داخل نتورکینگ پول هست ولی اینجا نیست) مسیرمو عوض میکنم و دارم به طور ناخودآگاه به جهان میگم که گسترش تورو در زمینه افزایش روزی قبول ندارم و جهان هم سنگ با اون فرکانس رو بمن بازتاب میکنه.