شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 197 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمود گفته:
    مدت عضویت: 3068 روز

    به نام ربی که فرمانروای کل جهان است

    سلام به استاد عزیزم وسلام به تمام دوستان هم فرکانسی ام

    من کامنت بعضی از دوستان را خوندم و در کامنت هایی که نوشته بودند چیزهایی فهمیدم

    من همیشه وقتی از خدا چیزی میخواستم درمقابل خواستنم قول میدادم فلان کار را میکنم برات . مثلا کارهای خیریه ای انجام میدم که با احساسش بازی کنم

    با خدا مثل یک ادم برخورد میکردم اما الان فهمیدم که خدا ادم نیست که احساس داشته باشه خدا انرژی به قول استاد نمیشه سر فرکانس کلاه گذاشت

    خدایا شکرت که بوسیله استاد و دوستان دارم باوری های مخفی ام را پیدا میکنم واز خدا میخوام کمکم کنه که بیشتر روی خودم کار کنم وبیشتر انها را جستجو کنم

    من همیشه به فکر کمک کردن خانواده خودم بودم وبعد بیمارستان ها. مساجد .مدارس .سالمندان. یتیمان و…..اما چه موقع بود موقعی که تجسم میکردم

    وقتی ثروتمند شدم این کار هارو میکنم این یه ترمزی بود مخفی که من نمیدانستم باور مخفیست اما امروزه از حرف های استاد و کامنت بچه ها فهمیدم

    این ریشه در باورهای من است که جلوی پیشرفتم را گرفته حالا این یکیشون است تا کم کم بقیه رو هم پیداکنم امیدوارم استاد با فایل جواب برنده مسابقه

    کامل وجامع توضیح دهد که بتوانیم باورهای مخفی رو زود تر پیداکنیم خدایا شکرت که در این مسیر قدم برداشتم وخیلی راضیم که در این مسیر هستم

    در پناه الله یکتا شاد سربلند ثروتمند باشید خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    سیدامیر عقیلی گفته:
    مدت عضویت: 3125 روز

    سلام به همه

    استاد جان من فکر میکنم که این جمله یک سری ترمز ها دارد از جمله:

    اینکه اولا ما ثروت را برای خودمان نمی‌خواهیم برای اینکه به دیگران ببخشیم میخواهیم .

    دوم اینکه یه جورایی میخوایم انگار خداوند رو گول بزنیم که بهم بده تا ببخشم .

    من این دوتا ترمز را پیدا کردم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    انرژی مثبت گفته:
    مدت عضویت: 3649 روز

    با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز

    این خواسته که خداوند به ما ثروت بدهد و ما به دیگران کمک کنیم به دلایل ذیل داخلش باور اشتباه هست

    وقتی ما میگیم‌خداوند به ما ثروت بدهید که به بنده هات کمک کنیم یعنی اینکه ما به عدالت خداوند شک‌ داریم و خداوند نخواسته به ان‌بنده بده ولی ما از خداوند ثروت بخواهیم و به بنده هاش کمک کنیم در واقع هر کسی در هر جایگاهی هست در دیرترین جایگاهش هست و نتیجه باورهایش هست پس آن فرد که ما میخواهیم‌بهش کمک کنیم خودش باورهاشو عوض کنه خداوند هم نعمت و ثروت براش میفرسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 3418 روز

    به نظر من از شرک میاد.حس میکنیم اگر این کارارو کنیم اون نور خدا رو میتونیم دریافت کنیم(نعمت ها)،و همش باج میدیم ک این نعمتا بلکه داده بشن( مث همون اقای بازیگر ک فالوراشو بانی نعمتاش میبینه).

    دوم اینکه خودش رو لایق نمیدونه (احساس عدم لیاقت).

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    رضا کابلی گفته:
    مدت عضویت: 4367 روز

    سلام به هم فرکانسی های عزیز

    بطور خلاصه کدهای مخرب شناسایی شده:

    1- ترمز (احساس) عدم لیاقت: اینکه شخص درخواست کننده در ناخوداگاهش احساس میکنه خودم که شایستگی دریافت نعمت رو ندارم، پس بیام با این شرط که نعمت ها رو صرف کار خیر کنم، از خدا درخواست نعمت کنم و با این شرط خداهم اجابت میکنه!!

    2- اینکه شخص بخاطر عدم درک درست از قوانین هستی، قصد درخواست احساسی و توقع دریافت پاسخ احساسی رو از خداوند و کائنات داره! درواقع فکر میکنه که اگه نیت رو برانجام امور به اصطلاح خیر قرار بده، زودتر به خواسته اش میرسه…

    3- شخص باور داره که کسب ثروت و صرف اون برای امور شخصی، در تضاد هست با امور خیر و معنویات؛ درواقع در ناخودآگاهش برنامه ریزی شده که استفاده از ثروت برای زندگی شخصی کاری خودخواهانه و نادرست است، در نتیجه زمانی که درخواست ثروت و نعمت (ماشین، خونه، سفر، امکانات و…) رو برای شخص خودش داشته، بخاطر این ترمز، هیچ وقت اونها رو دریافت نکرده و از دریافت اونها ناامید شده؛ در نتیجه این بار با نیتی جدید که درخواست نعمت برای امور خیر هست (نه برای زندگی خودش) با امید بیشتر از خدا و کائنات درخواست میکنه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ثنا حسين زاده خنكدار گفته:
    مدت عضویت: 3942 روز

    با سلام خدمت دوستان و استاد خوبم.?.. واسه بار اول امروز با این سوال به چالش کشیده شدم،چیزایی که از خودم فهمیدم و اینجا براتون مینویسم…. 1-اولین ترمز که اصلا چرا با خدا معامله میکنیم؟خدا که همش از خواسته های ما حمایت میکنه و بهشون شکل میده پس چرا از خدا میخوایم،نقش خدا تو این قرارداد چیه وقتی الله اصلا کاری نداره به پولداری و فقر ما؟مشکل ماییم و کافیه رو خودمون کار کنیم و آروم باشیم خود به خود تو مداری قرار میگیریم که همه چیز (آرزوهامون) توش هست،چرا این موضوع فقرمونو به خدا ربط میدیم و فک میکنیم که اون جلوشو گرفته و با یه قراردادی میخوایم راضیش کنیم 2- به شرط پولدارشدن ببخش میکنیم؟اگه واقعا الان با هرچقد ثروتی که داری بتونیم ببخشیم پول بیشتری میادسمتمون،پول نداریم لبخند که داریم،پس ببخشش تو شرایط عالی کار هنگفتی نیست 3-ثروت جایی بیرون از ما نیست پس چرا با دادن وعده و شرط اونو ازخدا میخوایم؟ ‌ 4_اولین انگیزه برای پولدارشدنمون کی میتونه باشه غیر خودمون؟اول

    خودمون بعد دیگران،ما که هنوز طعم پولداری و نچشیدیم چطور میتونیم به خاطر رسوندن دیگران به آرزوهاشون از خدا بخوایم که پولدارمون کنه؟باید ازش بخوایم کمک کنه رو خودمون کار کنیم تا ثروت درونیمونو متجلی کنیم تا به آرزوهامون برسیم بعد دیگران و به آرزوهاشون برسونیم. ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    علی جوانمرد گفته:
    مدت عضویت: 3404 روز

    به نام الله بی نیاز (غنی) و بی نیاز کننده (مغنی)

    من می خواهم در پاسخ به این سوال متفاوت باشم و با یک داستان واقعی مشهور و البته بی نهایت جذاب در کشور خودمون شروع کنم. قبلش یک سوال می پرسم؛ لطفا تا سوال را خودتان پاسخ فکر نکرده اید ادامه مطلب را نخوانید:)

    «چگونه در مورد فقرا و بدبختان جامعه (مثل معتادان طرد شده حاشیه نشین، زندانی های فقیر، مجرمین محکوم) کاری کنم که هم مشکلات اجتماعی و اقتصادی آنها برطرف شود و هم من همراه رشد آن ها در نهایت راحتی و لذت، بینهایت ثروتمند شوم؟»

    ——

    اگر این سوال را از خودتان پرسیدید و ذهنتان مقاومتهایی داشت بدانید کلّی مانع ذهنی جدید شناسایی کرده اید. مقاومت هایی مثل این که:

    1.مگر می شود از آدم بدبخت هم پول درآورد. مگر می شود از محدودیت هم پول درآورد؟

    2. مگر می شود از زندانی و مجرم سرکشی که جرم بزرگ مثل قتل انجام داده و مجبور شده اند زندانی اش کنند براحتی و بدون درد سر و با لذت پول درآورد؟

    3.مگر می شود بدون این که هزینه ریالی کنم مشکلات اجتماعی و رفاهی فقرا و قشر آسیب دیده و ضعیف جامعه برطرف شود، یعنی هم خدا را داشته باشم و هم خرما را و کاری که یک دولت با آن همه امکانات نتوانسته انجام دهم و تازه از حل مشکل اجتماعی و رفاهی اون ها خودم به راحتی، لذت، ثروت برسیم؟

    «مهم»4. مگر می شود بدون آن که به خدا وعده ای بدهیم و اول کاری برایش انجام دهیم، او برای ما ثروت بسازد؟

    5. مگر می شود … (دیگر موانع ذهنی خودتان را شناسایی کنید)

    ——

    علیرضا نبی، کارآفرین برتر کشور، مالک سه کارخانه بسیار بزرگ، و از اولین و برترین تولید کننده ها و صادرکننده های زیتون در کشور، مثال شناخته شده اطراف خودمون در پاسخ مثبت به مگر می شودهای بالاست (یک الگو جهت شکستن موانع ذهنی و باورهای غلط قبلی). شرط استخدام در مجموعه های علیرضا نبی «داشتن سابقه جرم است». من شخصا یاد گرفته ام نیت افراد را قضاوت نکنم و صرفا دستاوردهای ایشان را می بینم و وقتی این فرد نظر مرا جلب کرد که دیدم وضع مالی خودش، زندگی اش و ماشین و حس و حالش الحمدلله خیلی خوبه و این درحالیه که با مأیوس ترین و فقیرترین و ضعیف ترین افراد جامعه ارتباط داره و از اونها داره ثروت می سازه. همچنین داره با بکارگیری داوطلبانه مجرمین، معتادان، از جامعه طردشده ها، حاشیه نشین ها برای ایشان امید و ثروت و احساس عزت نفس می سازه. نتیجه ش این شده که قشر طرد شده جامعه که حالا از طرف او جذب شده اند با جان و دل براش کار می کنن و ایده می دن و چقدر عاشقانه دوستش دارن!! کارهای ابتکاری مثل: صادرات فرآورده‌های زیتون برای نخستین مرتبه در کشور، استفاده از نیروهای آسیب دیده در کنار نیروهای تحصیلکرده، ‌متخصص و آرمانگرا و همچنین همه جایگزینی آب دریا با آب شرب در جهت جبران بحران کم آبی در کشور، به منظور از بین بردن تلخی زیتون در کارخانه مینو دشت که برای نخستین مرتبه در دنیا انجام می‌شود همه و همه نتیجه همدلی نیروهای این کارخانه‌ها است؛ همان‌هایی که هم اکنون از دریافت یارانه هم انصراف داده اند!!!!

    ——-

    من با الگوی بالا فکر می کنم پاسخ مسابقه استاد عباسمنش رو داده ام و پیشنهاد می کنم سوال استاد و پاسخ من رو با هم مطالعه کنید. همچنین با توجه به مثال بالا به نظرم می تونم بگم که خواهران و برادان خودم در این سایت خیلی خوب پاسخ داده اند. ولی فکر میکنم برای پاسخ به سوال استاد بهتر بود به این نکات هم توجه بیشتری شود:

    1. خدا نیازی نداره که ما باید برطرفش کنیم تا اون هم در یک معامله عادی انسانی به ما ثروت بدهد. اون همین طوری بدون هیچ قید و شرطی کریم، جواد، غنی، مغنی، مجیب و مستجیبه. همچنین توجه کنیم که هیچ کار دارای اولویت و هیچ ترجیحی (حتی کمک به فقرا) برای خدا وجود نداره که طبق اون خدا مثلا خوشحال شه و به ذوق بیاد و به ما کمک کنه. پس یک طرف معامله که خدا هست نیازی به معامله نداره:))

    و

    2. اما طرف دیگه معامله که خودمون باشیم هم نیازی به معامله نداریم:)) اگر نگاه ما به خدا، انرژی قدرتمند شکل گیرنده بر اساس فرکانس خودمون باشه چنین ایده ای به ذهنمان نمی رسه. چون اصلا لازم نیست برای این که توانایی ثروت ساختن رو داشته باشیم کاری کنیم، چون همین الان قدرت در دست ماست و خدا بدون شرط همراه ماست. این باور ماست که جهانو شکل می ده قراره با چه شرط و شروطی به ما ثروت داده بشه. اما اگر وارد معامله ای که استاد مثال زده بشیم در حقیقت نشانگر اینه که خدا رو و جهانمون رو مشروط کرده ایم و جهان رو به صورت مشروط ثروت ساز می دونیم و چنین باوری داریم. اثر بد این باور هم اینه که خودمون با باورمون جهانی مشروط و محدود برای ثروتمند شدنمون خلق کرده ایم.

    => در نتیجه این که وقتی در یک معامله دو طرف معامله نیازی به حضور در پای معامله نداشته باشن، شکل دادن به چنین معامله ای صرفا بخاطر محدودیت های باوری ماست که داره جهان ما رو از لحاظ ظرف ثروت کوچیکتر می کنه.

    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو واضح، توحیدی، طبق آموزه های استاد، شفاف و جذاب توضیح بدم

    از همه تون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    عباس شکیبا گفته:
    مدت عضویت: 2860 روز

    ترمز خیلی مهم و سفت و سخت: غیر الهی دونستن ثروت

    تضادی که در این دعا هست خیلی برام عجیبه و تازه دارم این تضاد ها رو می بینم. از طرفی ثروت رو از مالک واقعی اش یعنی خدا می خوایم و از اون طرف ثروت رو غیر الهی می دونیم و اعتقاد داریم که مومن نباید ثروت مند باشه!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    الهام ياراحمدي گفته:
    مدت عضویت: 2857 روز

    با سلام و احترام

    بنده تازه وارد این سایت شدم و بار اول هست که پاسخ می دهم و امیدوارم که درست متوجه موضوع شده باشم.

    راجع به سوال استاد و موانع و ترمز های احتمالی نکات ذیل به نظر من می رسد:

    1. شرط گذاشتن برای بدست آوردن خواسته نشان دهنده این است که قادر مطلق تنها در صورتی ما را به خواسته هایمان می رساند که در ازای آن چیزی از ما بستاند و این با اصل وجود خدا که بدون قید می بخشد منافات دارد.

    2. اینگونه قرارها که با خودمان می گذاریم نوعی توجه به کمبود و نقصان در دیگران است که باید توسط ما برآورده شود و این در ذهن ما ایجاد می کند بی عدالتی خداوند را …

    3. همیشه یک تعهد با ما هست که اگر به اون ثروت رسیدم باید به کسی ببخشم و این باز باور فقر را بیدار می کند.

    4.بخشش باید در جهت به جریان انداختن ثروت باشه و نه بخاطر نوعی تعهد…

    در پناه خداوند شاد و پایدار باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مهناز محقق گفته:
    مدت عضویت: 2976 روز

    و اگر میگی خدایا اگر فلان مبلغ و ثروت رو بهم بدی ب فقرا کمک میکنم ! باید بدونی ک خودت جز فقرا هستی و بزرگترین کمک تو اینه ک اول ب خودت کمک کنی فعلا تمرکز باید رو خودت باشه از فقر خودت رو با تمرکز روی ثروت نجات بده تا بتونی بعدش ب فقرا خیری برسونی تا وقتی ک خودتم کنار اونها هستی نباید دلت باسه اونا بسوزه ! در کل بزرگترین کمک ب دنیای فقر ثروتمند شدن تک تک ماست.اول خودمون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: