اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نظر من ترمز اصلی در این جمله، احساس کمبود است. یعنی من الان ندارم که ببخشم و وقتی به من داده شود می بخشم. یعنی تمرکز بر روی فقر و جذب فقر بیشتر.
اما در مورد شرطی که برای خدا گذاشته می شود، می تواند معانی متفاوتی با توجه به حس و حال گوینده و ایمان و باور او داشته باشد. چرا که ممکن است فرد گوینده به ربانیت و بی نیازی خداوند واقف باشد و این جمله بیشتر معنای عمل به وظیفه الهی را داشته باشد. که دراین صورت به نظر من، بهتر است اینگونه بگوید که خدایا به من فلان مقدار ثروت را ببخش تا زندگی بهتری برای خود فراهم کنم و از داشته هایم لذت ببرم و به من قدرت پیروی از دستورات خود و انفاق در راه رضای خود را نیز عطا فرما و مرا از شر شیطان رانده شده و وسوسه ها و وعده فقر و فحشای او در امان بدار.
اما اگر به معنای این باشد که اگر دادی که می بخشم و اگر ندادی نمی بخشم ، باورهای اصلی در مورد ربانیت خدا (صاحب اختیار کل جهان و هر آنچه در آن است) ایراد دارد و بسیار جای کار دارد.
ذکر چند نکته با توجه به برخی نظرات:
1- خداوند قوانینی رو وضع فرموده که با به کار گیری اونها میشه به همه چیز رسید. اما نباید فراموش کنیم که همه چیز در این دنیا نیست و با استفاده از این قوانین میشه فقط دنیا را طلب کرد و می شه فقط آخرت و می شه هر دو.
2- باید مواظب غرور هم باشیم که خود غرور و حس خدایی داشتن می تونه خدای ناکرده ما رو به شرک برسونه یعنی خودمون رو شریک خدا کنیم. ما فقط استفاده کننده از قوانین الهی هستیم و باید بابت این قوانین ثابت شکرگزار باشیم.
خداوند از فضل خود به ما می بخشد (هر چند که ما از قوانین او استفاده کنیم) و اگر ما شکر نعمت به جای نیاوریم و مانند لقمان به سرکشی در برابر خداوند برسیم، خداوند قادر است همانند لقمان به کن فیکونی همه آنچه را بدست آورده ایم از ما بگیرد و این نتیجه ای است که دقیقا به خاطر قوانین ثابت هستی بدست می آید و ستمی است که با ناشکری و کفر و شرک، خودمان به خود می کنیم. وگرنه خداوند برای بندگانش جز خیر و خوبی نمی خواهد و انسان را با فرستادن پیامبران و کتب الهی هدایت فرموده است.
3- انفاق در راه خدا و برای رضای خدا هم وظیفه و هم شکر نعمت است که سودش هم فقط به خود ما میرسد (خداوند بی نیاز از آن است) و نتیجه اش احساس خوب و حس دارا بودن و درنتیجه جذب فراوانی ها و ثروت بیشتر است.
از درگاه خداوند برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و فراوانی در تمامی زمینه ها را دارم.
سلام خدمت استاد عزیز و خانواده صمیمی گروه عباس منش.
حقیقتش من هم این باور رو داشتم.ولی بعد از خواندن سوال مسابقه حالا که به این موضوع خوب فکر کردم متوجه شدم که در واقع ما با داشتن این باور داریم به خدا این مفهوم رو میرسونیم که ما لیاقت اون همه ثروت رو برای خودمون نداریم.و داریم به خدا میگیم که فقط بک وسیله هستیم برای رساندن کمک به دیگران.در صورتی که خدا به هرکسی که در مشیت خدا قرار بگیره کمک میکنه و اصلا نیازی به ما نداره تا به بنده هاش رزق برسونه.
در مورد این سوال چیزهاییکه به ذهن من رسید و در واقع به عنوان ترمز های این باور حساب میشه شامل موارد زیر است :
۱- من فکر میکنم کسی که با این باور از خدا ثروت می خواد احساس لیاقت داشتن ثروت زیاد رو نداره و باور کرده خودش به خودی خود برا خدا ارزشمند نیست و نمیتونه ثروت بسازه و یه جورایی داره میگه اگر خدا به من فلان قدر ثروت بدی منم به فلان بندت کمک میکنم ، می بخشم و این از کمبود عزت نفس و نداشتن احساس عدم لیاقت هستش.
۲- این ادم دلِ بخشیدن نداره و فکر میکنه با بخشیدن از داراییش کم میشه و شاید هم این فکر رو کنه کن خودم محتاجم وقتی خدا بهم پول بده ، ثروت بده اون موقع می بخشم و این یعنی بخشش رو فقط زمانی انجام میده که پول و ثروت داشته باشه و یه جور گرو کشی میکنه .
۳- این باور رو داره که با بخشیدن یه سری ادمهای دارا به یه سری دیگه که ندارن میتونه اونارو ثروتمند کنه و نجات دهنده فقرا باشه و هنوز باور نکرده که هر آدمی مسئولیت زندگی خودش رو داره و خودش زندگیشو خلق میکنه که می خواد با این کار و خواستن ثروت از خدا هم خودش رو تو خلق ثروت عاجز نشون بده که اگر خدا نخواد و نده
نمیتونم ثروتمند بشم و هم بقیه نمیتونن بدون کمک ثروتمندان ثروتی بسازن و باید بهشون کمک بشه
۴- خدارو مثل یه ادم دلسوز و دلرحم فرض میکنه و چون به نظرش پول ساختن خیلی سخته با این دستاویز که من به بنده هاش قراره کمک کنم می خواد خدارو احساساتی کنه( حالت سیستمی بودن جهان رو قبول نداره) تا بهش ثروت ببخشه که بتونه از این طریق مسولیت ساختن ثروت زیاد رو هم از دوشش برداره
اینا چیزایی بود که من با توجه به باورای خودم شناسایی کردم چون در گذشته خود منم همچین باوری داشتم
به نظر من اگرماواقعا خداوند را باور داشته باشیم همه چیزرابی نهایت ازاومی طلبیم بدون اینکه خواسته مان رامحدودکنیم.ودلیل دیگرش می تواند این باشد که ماخودرالایق ثروت زیادنمیدانیم تنهادرصورتی که با آن ثروت کارخیرانجام بدهیم خداوند هم آن ثروت رابه نامیده.
باتشکروآرزوی سعادت برای خودم واستادعزیزو همه دوستان.
سلام ودرود خدمت اعضای صمیمی کانال الهام بخش وزیبای عباس منش.وسلامی دیگر خدمت استادمتین ومهربانم.به نظر من,یکی از مهم ترین مانعی که مانع کسب ثروت میشودوبه نظر من درون ذهن اکثریت جاخوش کرده ترس است.ترس باعث بوجود آمدن دودلی وشک وتردید میشود..وخصوصا ثروت اندوزی را کاری ریسک پذیر والبته سخت نشان میدهد..وبه کمک ذهن نجواهایی به گوش ما میرساند که الکی تلاش نکن پول زیاد دراوردن کار سختیه وهر کی پول وثروت زیادی داره مشکلات وسختی های زیادی کشیده وحتما باعث به وجود آمدن مشکلاتی میشه که تو نمیتونی از پس این مشکلات سنگین بر بیای واین ترس است که باعث ایجاد دودلی در کسب ثروت میش.ولی اگر هیچ ترس ودودلی به دلت راه ندی وایمانتو زیاد کنی وبه قدرت حق ایمان کامل بیاری در هر کاری موفق میشی..خداحافظ ونگهدار یکایک شما دوستان,روزتان خوش وسرشار از سلامتی.
سلام به همه کسایی که نظر میذارن و واقعا با نظراتشون میتونی دنیاتو بهتر کنی.
خیلی سوال خوبی رو پرسیدین استاد.
من یاد یه داستانی افتادم که آقای قمشه ای تعریف کردن.
یه پیر مردی تو یه روستا گاوش مریض میشه و بعد به خدا میگه خدایا اگه گاومو خوب کنی من 3 روز روزه میگیرم ولی فرداش گاوش میمیره بعد پیرمرده با عصبانیت میگه حالا دیگه گاو منو میکشی؟؟؟!!!
بذار ماه رمضون بشه هر 30 روز رو روزه میخورم.???
ایا خدا به روزه گرفتن ما نیازی داره که منت سرش بذاریم یا اینکه این یه لطف و یا بهتره بگم فرصت ازطرف خداوند هست که خودمون رو بتونیم تزکیه کنیم و به خدا نزدیکتر بشیم؟؟؟
واقعا این حال خیلی از ادمهایی هست که دستی به جیبشون میبرن و فکر میکنن خییییلی کارشون درسته و دارن به خدا و خلقش حال میدن.
یه گفته ای از پیغمبر هست که میگه کسی 100 دینار داشته باشه و 20 دینار رو بخشش کنه با کسی که 10 دینار داشته باشه و 2 دینار رو ببخشه مساوی هستن!
در حقیقت این داره به ما این مطلب رو میگه که اقا اصلا اون پول مهم نیست
مهم اینه که تو چقدر روح سخاوت رو در وجود خودت تقویت کردی و این صفت چقدر در وجودت جریان داره؟؟؟!!! و به قول قران اون کسی که ما از خوی لئامت و بخل دورش نگه داریم لطف عظیمی در حقش کردیم!!!
بازم یه جریانی یادم امد از یکی از دوستام.
یه دوستی داشتم که یه حقوق ثابت میگرفت و ماهیانه 80 هزار تومان رو از طریق بانک میزد برای کمک به خیریه.
چند بار که با هم معاشرت کردیم دیدم خیلی ادم خسیسی هست و هر جایی که میره دست خالی میره و پول دادن براش سخته.
همون موقع به این نتیجه رسیدم که اون فقط برای اینکه خودش رو قانع کنه اون کار رو میکنه و در حقیقت این یک نوع رفع مسئولیت بود که انجام میداد و این در حالی بود که اگر میخواست اون 80 تومان رو در طی ماه به افرادی که میبینه نیاز به کمک دارن و یا به طریقی ازش درخواست کمک میکنن خرج کنه اینکار براش یا سخت بود یا انجام نمیداد.
و واقعا این که ما به کسانی که به هر دلیلی در شرایطی قرار گرفتن که به پست ما خوردن با کمال لذت و تواضع کمک کنیم یه راه بسیار خوب برای تقویت صفت سخاوت و همینطور تقویت باور فراوانی که پول در دنیا فراوونه و باز هم بیشتر به دست من خواهد رسید هست.
(البته کسی که واقعا در شرایطی باشه که احساس کنیم باید یه گرهی از کارش باز کنیم و در این زمان و مکان حضورش اتفاقی نبوده!!!!!)
واقعا این اتفاق برای من افتاد.
بعد از اینکه با دوره استاد اشنا شدم و روی باور فراوانی کار میکردم یه روز تو خیابون یه کسی بهم گفت که یه کمکی بهم بکن و من وقتی نگاهم اتفاقی به چهره اش افتاد دیدم دهنش کف کرده و رنگ و روش بدجور زرد هست و واقعا احساس کردم که خیلی نیاز به کمک داره و لهجه اش هم معلوم بود که غریب هست.بعد من بهش 10 تومان دادم.در حالی که تعجب کرده بود گفت باور کن چیزی نخوردم و این پول کرایه ماشینم میشه اگه میتونی 10 تومان دیگه بهم بده که بتونم یه چیزی هم بخورم.بعد من 10 تومان دیگه بهش دادم و اون رفت بعد یه نفر اونجا ایستاده بود و اومد بهم گفت چرا اینکارو کردی؟از حلق زن و بچه ات میزنی به اینا کمک میکنی؟
اینا معتادن و نباید بهشون کمک کرد و یه لحظه احساس کردم شاید کارم اشتباه بود ولی باز به خودم گفتم من به ندای قلبم گوش کردم و دنیا پر از ثروت و نعمت هست و بیشتر به من داده میشه.
دقیقا چند روز بعد در حالی که نیاز به پول داشتم 11 میلیون پول از یه طریقی به دستم رسید که خیلی از مشکلاتم حل شد و دوره جهانبینی توحیدی رو هم باهاش خریدم.?
در کل اینو میخوام بگم اون کسانی که میگن خدایا به ما بده تا ما کمک کنیم در حقیقت خدا هرگز به اونها نمیده چون اونها ظرفیتش رو ندارن و همون ثروت اونهارو نابود میکنه دقیقا همون حرفی که استاد در دوره جهانبینی توحیدی گفتن! و اونها اولا سیر تکاملی اشون رو نمیخوان طی کنن که با روش های درست و تغییر باور باید به ثروت برسن و دوما اینکه باید در مسیر کمک به دیگران هم نمیخوان سیر تکاملی اشون رو طی کنن که اگه واقعا ما میخوایم به کسی کمک کنیم و خدا رو از خودمون راضی نگه داریم باید از همین جایی که هستیم شروع کنیم!!!با همین قدرت مالی و پولی که داریم.به قول معروف با همین بضاعت!!!
کمک به کسانی که ندای درونمون بهمون میگه این کسی که ازت کمک میخواد و به سمتت اومده و تو احساس میکنی که گرهش به دست تو باز میشه و تو دست خدا شدی برای اینکه کارش رو راه بندازی!!!
روح سخاوت باید در ما بیدار بشه و همینطور باور به اینکه خداوند میتونه به ما ببخشه و ما فقیر که نمیشیم بلکه ثروت بیشتری هم به ما داده میشه.
همون تکامل که استاد همیشه میگن!
روح و باورمون که بزرگ بشه بعد اتفاقات بزرگتر و جریان نعمت و ثروت هم بیشتر میشه.
باز هم میخواستم بنویسم ولی زیاد طولانی شد.
استاد امیدوارم که قدر شمارو بدونیم!
قدر این همه اگاهی ارزشمند که واقعا خالصانه و رایگان در اختیارمون قرار داده شده.
این قسمت از نظرتون عالی و روون بود درود برشما خیلی نکته و توضیح خوبی دادید.
در کل اینو میخوام بگم اون کسانی که میگن خدایا به ما بده تا ما کمک کنیم در حقیقت خدا هرگز به اونها نمیده چون اونها ظرفیتش رو ندارن و همون ثروت اونهارو نابود میکنه دقیقا همون حرفی که استاد در دوره جهانبینی توحیدی گفتن! و اونها اولا سیر تکاملی اشون رو نمیخوان طی کنن که با روش های درست و تغییر باور باید به ثروت برسن و دوما اینکه باید در مسیر کمک به دیگران هم نمیخوان سیر تکاملی اشون رو طی کنن که اگه واقعا ما میخوایم به کسی کمک کنیم و خدا رو از خودمون راضی نگه داریم باید از همین جایی که هستیم شروع کنیم!!!با همین قدرت مالی و پولی که داریم.به قول معروف با همین بضاعت!!!
با نام و یاد خداوند مهربان
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
با سلام خدمت همه دوستان
به نظر من ترمز اصلی در این جمله، احساس کمبود است. یعنی من الان ندارم که ببخشم و وقتی به من داده شود می بخشم. یعنی تمرکز بر روی فقر و جذب فقر بیشتر.
اما در مورد شرطی که برای خدا گذاشته می شود، می تواند معانی متفاوتی با توجه به حس و حال گوینده و ایمان و باور او داشته باشد. چرا که ممکن است فرد گوینده به ربانیت و بی نیازی خداوند واقف باشد و این جمله بیشتر معنای عمل به وظیفه الهی را داشته باشد. که دراین صورت به نظر من، بهتر است اینگونه بگوید که خدایا به من فلان مقدار ثروت را ببخش تا زندگی بهتری برای خود فراهم کنم و از داشته هایم لذت ببرم و به من قدرت پیروی از دستورات خود و انفاق در راه رضای خود را نیز عطا فرما و مرا از شر شیطان رانده شده و وسوسه ها و وعده فقر و فحشای او در امان بدار.
اما اگر به معنای این باشد که اگر دادی که می بخشم و اگر ندادی نمی بخشم ، باورهای اصلی در مورد ربانیت خدا (صاحب اختیار کل جهان و هر آنچه در آن است) ایراد دارد و بسیار جای کار دارد.
ذکر چند نکته با توجه به برخی نظرات:
1- خداوند قوانینی رو وضع فرموده که با به کار گیری اونها میشه به همه چیز رسید. اما نباید فراموش کنیم که همه چیز در این دنیا نیست و با استفاده از این قوانین میشه فقط دنیا را طلب کرد و می شه فقط آخرت و می شه هر دو.
2- باید مواظب غرور هم باشیم که خود غرور و حس خدایی داشتن می تونه خدای ناکرده ما رو به شرک برسونه یعنی خودمون رو شریک خدا کنیم. ما فقط استفاده کننده از قوانین الهی هستیم و باید بابت این قوانین ثابت شکرگزار باشیم.
خداوند از فضل خود به ما می بخشد (هر چند که ما از قوانین او استفاده کنیم) و اگر ما شکر نعمت به جای نیاوریم و مانند لقمان به سرکشی در برابر خداوند برسیم، خداوند قادر است همانند لقمان به کن فیکونی همه آنچه را بدست آورده ایم از ما بگیرد و این نتیجه ای است که دقیقا به خاطر قوانین ثابت هستی بدست می آید و ستمی است که با ناشکری و کفر و شرک، خودمان به خود می کنیم. وگرنه خداوند برای بندگانش جز خیر و خوبی نمی خواهد و انسان را با فرستادن پیامبران و کتب الهی هدایت فرموده است.
3- انفاق در راه خدا و برای رضای خدا هم وظیفه و هم شکر نعمت است که سودش هم فقط به خود ما میرسد (خداوند بی نیاز از آن است) و نتیجه اش احساس خوب و حس دارا بودن و درنتیجه جذب فراوانی ها و ثروت بیشتر است.
از درگاه خداوند برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و فراوانی در تمامی زمینه ها را دارم.
سلام خدمت استاد و دوستان عزیز
من همیشه دوس داشتم به ثروت که رسیدم یک موسسه خیریه تاسیس کنم
ولی با این سوال استاد تازه فهمیدم شوق این کارو ندارم مثل اینه که دارم ب خدا وعده میدم?
باز هم خداروشکر ک خدا در اینصورت هم هممون رو هدایت کرد و بهمون فهموند که حتی این باور هم اشتباه
تشکر میکنم اول از خدا و از استاد عباس منش عزیز که از طریق شما آگاه شدیم
سلام خدمت استاد عزیز و خانواده صمیمی گروه عباس منش.
حقیقتش من هم این باور رو داشتم.ولی بعد از خواندن سوال مسابقه حالا که به این موضوع خوب فکر کردم متوجه شدم که در واقع ما با داشتن این باور داریم به خدا این مفهوم رو میرسونیم که ما لیاقت اون همه ثروت رو برای خودمون نداریم.و داریم به خدا میگیم که فقط بک وسیله هستیم برای رساندن کمک به دیگران.در صورتی که خدا به هرکسی که در مشیت خدا قرار بگیره کمک میکنه و اصلا نیازی به ما نداره تا به بنده هاش رزق برسونه.
در پناه الله پیروز باشید.
سلامی گرم خدمت دوستان عزیز و استاد عزیزم
در مورد این سوال چیزهاییکه به ذهن من رسید و در واقع به عنوان ترمز های این باور حساب میشه شامل موارد زیر است :
۱- من فکر میکنم کسی که با این باور از خدا ثروت می خواد احساس لیاقت داشتن ثروت زیاد رو نداره و باور کرده خودش به خودی خود برا خدا ارزشمند نیست و نمیتونه ثروت بسازه و یه جورایی داره میگه اگر خدا به من فلان قدر ثروت بدی منم به فلان بندت کمک میکنم ، می بخشم و این از کمبود عزت نفس و نداشتن احساس عدم لیاقت هستش.
۲- این ادم دلِ بخشیدن نداره و فکر میکنه با بخشیدن از داراییش کم میشه و شاید هم این فکر رو کنه کن خودم محتاجم وقتی خدا بهم پول بده ، ثروت بده اون موقع می بخشم و این یعنی بخشش رو فقط زمانی انجام میده که پول و ثروت داشته باشه و یه جور گرو کشی میکنه .
۳- این باور رو داره که با بخشیدن یه سری ادمهای دارا به یه سری دیگه که ندارن میتونه اونارو ثروتمند کنه و نجات دهنده فقرا باشه و هنوز باور نکرده که هر آدمی مسئولیت زندگی خودش رو داره و خودش زندگیشو خلق میکنه که می خواد با این کار و خواستن ثروت از خدا هم خودش رو تو خلق ثروت عاجز نشون بده که اگر خدا نخواد و نده
نمیتونم ثروتمند بشم و هم بقیه نمیتونن بدون کمک ثروتمندان ثروتی بسازن و باید بهشون کمک بشه
۴- خدارو مثل یه ادم دلسوز و دلرحم فرض میکنه و چون به نظرش پول ساختن خیلی سخته با این دستاویز که من به بنده هاش قراره کمک کنم می خواد خدارو احساساتی کنه( حالت سیستمی بودن جهان رو قبول نداره) تا بهش ثروت ببخشه که بتونه از این طریق مسولیت ساختن ثروت زیاد رو هم از دوشش برداره
اینا چیزایی بود که من با توجه به باورای خودم شناسایی کردم چون در گذشته خود منم همچین باوری داشتم
با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.
به نظر من اگرماواقعا خداوند را باور داشته باشیم همه چیزرابی نهایت ازاومی طلبیم بدون اینکه خواسته مان رامحدودکنیم.ودلیل دیگرش می تواند این باشد که ماخودرالایق ثروت زیادنمیدانیم تنهادرصورتی که با آن ثروت کارخیرانجام بدهیم خداوند هم آن ثروت رابه نامیده.
باتشکروآرزوی سعادت برای خودم واستادعزیزو همه دوستان.
سلام
طبق چیزهایی که از فایل های رایگان آقای عباس منش یاد گرفتم
باور کمبود و عدم لیاقت و معنوی ندانستن ثروت مخرب ترین باورهای مخرب در بحث ثروت هست. امیدورام درست گفته باشم
سلام ودرود خدمت اعضای صمیمی کانال الهام بخش وزیبای عباس منش.وسلامی دیگر خدمت استادمتین ومهربانم.به نظر من,یکی از مهم ترین مانعی که مانع کسب ثروت میشودوبه نظر من درون ذهن اکثریت جاخوش کرده ترس است.ترس باعث بوجود آمدن دودلی وشک وتردید میشود..وخصوصا ثروت اندوزی را کاری ریسک پذیر والبته سخت نشان میدهد..وبه کمک ذهن نجواهایی به گوش ما میرساند که الکی تلاش نکن پول زیاد دراوردن کار سختیه وهر کی پول وثروت زیادی داره مشکلات وسختی های زیادی کشیده وحتما باعث به وجود آمدن مشکلاتی میشه که تو نمیتونی از پس این مشکلات سنگین بر بیای واین ترس است که باعث ایجاد دودلی در کسب ثروت میش.ولی اگر هیچ ترس ودودلی به دلت راه ندی وایمانتو زیاد کنی وبه قدرت حق ایمان کامل بیاری در هر کاری موفق میشی..خداحافظ ونگهدار یکایک شما دوستان,روزتان خوش وسرشار از سلامتی.
سلام
من داشتم کامنتارو میخوندم ناخوداگاه رفتم اینستاگرام استوری یکی از دوستان و دیدم خیلی برام جالب بود امیدوارم شماهم لذت ببرید. (از حسین پناهی )
به خدا گفتم بیا دنیارو قسمت کنیم!
آسمون واسه من ابراش مال تو.
دریا مال من موج هاش مال تو.
ماه برای من خورشید برای تو.
خدا خندید و گفت
تو بندگی کن، همه دنیا مال تو … من هم مال تو !
سلام به استادی که خود خود عشقه.
سلام به همه کسایی که نظر میذارن و واقعا با نظراتشون میتونی دنیاتو بهتر کنی.
خیلی سوال خوبی رو پرسیدین استاد.
من یاد یه داستانی افتادم که آقای قمشه ای تعریف کردن.
یه پیر مردی تو یه روستا گاوش مریض میشه و بعد به خدا میگه خدایا اگه گاومو خوب کنی من 3 روز روزه میگیرم ولی فرداش گاوش میمیره بعد پیرمرده با عصبانیت میگه حالا دیگه گاو منو میکشی؟؟؟!!!
بذار ماه رمضون بشه هر 30 روز رو روزه میخورم.???
ایا خدا به روزه گرفتن ما نیازی داره که منت سرش بذاریم یا اینکه این یه لطف و یا بهتره بگم فرصت ازطرف خداوند هست که خودمون رو بتونیم تزکیه کنیم و به خدا نزدیکتر بشیم؟؟؟
واقعا این حال خیلی از ادمهایی هست که دستی به جیبشون میبرن و فکر میکنن خییییلی کارشون درسته و دارن به خدا و خلقش حال میدن.
یه گفته ای از پیغمبر هست که میگه کسی 100 دینار داشته باشه و 20 دینار رو بخشش کنه با کسی که 10 دینار داشته باشه و 2 دینار رو ببخشه مساوی هستن!
در حقیقت این داره به ما این مطلب رو میگه که اقا اصلا اون پول مهم نیست
مهم اینه که تو چقدر روح سخاوت رو در وجود خودت تقویت کردی و این صفت چقدر در وجودت جریان داره؟؟؟!!! و به قول قران اون کسی که ما از خوی لئامت و بخل دورش نگه داریم لطف عظیمی در حقش کردیم!!!
بازم یه جریانی یادم امد از یکی از دوستام.
یه دوستی داشتم که یه حقوق ثابت میگرفت و ماهیانه 80 هزار تومان رو از طریق بانک میزد برای کمک به خیریه.
چند بار که با هم معاشرت کردیم دیدم خیلی ادم خسیسی هست و هر جایی که میره دست خالی میره و پول دادن براش سخته.
همون موقع به این نتیجه رسیدم که اون فقط برای اینکه خودش رو قانع کنه اون کار رو میکنه و در حقیقت این یک نوع رفع مسئولیت بود که انجام میداد و این در حالی بود که اگر میخواست اون 80 تومان رو در طی ماه به افرادی که میبینه نیاز به کمک دارن و یا به طریقی ازش درخواست کمک میکنن خرج کنه اینکار براش یا سخت بود یا انجام نمیداد.
و واقعا این که ما به کسانی که به هر دلیلی در شرایطی قرار گرفتن که به پست ما خوردن با کمال لذت و تواضع کمک کنیم یه راه بسیار خوب برای تقویت صفت سخاوت و همینطور تقویت باور فراوانی که پول در دنیا فراوونه و باز هم بیشتر به دست من خواهد رسید هست.
(البته کسی که واقعا در شرایطی باشه که احساس کنیم باید یه گرهی از کارش باز کنیم و در این زمان و مکان حضورش اتفاقی نبوده!!!!!)
واقعا این اتفاق برای من افتاد.
بعد از اینکه با دوره استاد اشنا شدم و روی باور فراوانی کار میکردم یه روز تو خیابون یه کسی بهم گفت که یه کمکی بهم بکن و من وقتی نگاهم اتفاقی به چهره اش افتاد دیدم دهنش کف کرده و رنگ و روش بدجور زرد هست و واقعا احساس کردم که خیلی نیاز به کمک داره و لهجه اش هم معلوم بود که غریب هست.بعد من بهش 10 تومان دادم.در حالی که تعجب کرده بود گفت باور کن چیزی نخوردم و این پول کرایه ماشینم میشه اگه میتونی 10 تومان دیگه بهم بده که بتونم یه چیزی هم بخورم.بعد من 10 تومان دیگه بهش دادم و اون رفت بعد یه نفر اونجا ایستاده بود و اومد بهم گفت چرا اینکارو کردی؟از حلق زن و بچه ات میزنی به اینا کمک میکنی؟
اینا معتادن و نباید بهشون کمک کرد و یه لحظه احساس کردم شاید کارم اشتباه بود ولی باز به خودم گفتم من به ندای قلبم گوش کردم و دنیا پر از ثروت و نعمت هست و بیشتر به من داده میشه.
دقیقا چند روز بعد در حالی که نیاز به پول داشتم 11 میلیون پول از یه طریقی به دستم رسید که خیلی از مشکلاتم حل شد و دوره جهانبینی توحیدی رو هم باهاش خریدم.?
در کل اینو میخوام بگم اون کسانی که میگن خدایا به ما بده تا ما کمک کنیم در حقیقت خدا هرگز به اونها نمیده چون اونها ظرفیتش رو ندارن و همون ثروت اونهارو نابود میکنه دقیقا همون حرفی که استاد در دوره جهانبینی توحیدی گفتن! و اونها اولا سیر تکاملی اشون رو نمیخوان طی کنن که با روش های درست و تغییر باور باید به ثروت برسن و دوما اینکه باید در مسیر کمک به دیگران هم نمیخوان سیر تکاملی اشون رو طی کنن که اگه واقعا ما میخوایم به کسی کمک کنیم و خدا رو از خودمون راضی نگه داریم باید از همین جایی که هستیم شروع کنیم!!!با همین قدرت مالی و پولی که داریم.به قول معروف با همین بضاعت!!!
کمک به کسانی که ندای درونمون بهمون میگه این کسی که ازت کمک میخواد و به سمتت اومده و تو احساس میکنی که گرهش به دست تو باز میشه و تو دست خدا شدی برای اینکه کارش رو راه بندازی!!!
روح سخاوت باید در ما بیدار بشه و همینطور باور به اینکه خداوند میتونه به ما ببخشه و ما فقیر که نمیشیم بلکه ثروت بیشتری هم به ما داده میشه.
همون تکامل که استاد همیشه میگن!
روح و باورمون که بزرگ بشه بعد اتفاقات بزرگتر و جریان نعمت و ثروت هم بیشتر میشه.
باز هم میخواستم بنویسم ولی زیاد طولانی شد.
استاد امیدوارم که قدر شمارو بدونیم!
قدر این همه اگاهی ارزشمند که واقعا خالصانه و رایگان در اختیارمون قرار داده شده.
ممنونم از مهربونیتون????
دوووووست دارم زیاد
نگو بهت نمیاد
اخه خدارو خوش نمیاد.
کمال احترام رو براتون قائلم استاد عزیزم.
به امید دیدارتون????
سلام دوست عزیز
این قسمت از نظرتون عالی و روون بود درود برشما خیلی نکته و توضیح خوبی دادید.
در کل اینو میخوام بگم اون کسانی که میگن خدایا به ما بده تا ما کمک کنیم در حقیقت خدا هرگز به اونها نمیده چون اونها ظرفیتش رو ندارن و همون ثروت اونهارو نابود میکنه دقیقا همون حرفی که استاد در دوره جهانبینی توحیدی گفتن! و اونها اولا سیر تکاملی اشون رو نمیخوان طی کنن که با روش های درست و تغییر باور باید به ثروت برسن و دوما اینکه باید در مسیر کمک به دیگران هم نمیخوان سیر تکاملی اشون رو طی کنن که اگه واقعا ما میخوایم به کسی کمک کنیم و خدا رو از خودمون راضی نگه داریم باید از همین جایی که هستیم شروع کنیم!!!با همین قدرت مالی و پولی که داریم.به قول معروف با همین بضاعت!!!