اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یکی از ترمز هایی که ذهنم برداشت کرد از این جمله این بود که ما از همون اول باور کبمود رو داریم که خدایا من هیچی ندارم اول تو فلان قدر بهم ثروت برسون بعد من شروع کنم به بخشش،که به نظر من کاملا اشتباه است
اما اگر ما ایمان داشته باشیم به خداوند و باور فروانی باید در مسیری که قدم برمیداریم بدانیم که خداوند یاور من است و من هرکاری که شروع کنم خداوند در ان مسیر من را هدایت خواهد کرد به ثروت های بی نهایت.
پس این باور که خداوند اول باید فلان ثروت رو به من بدهد بعد من بخشش رو انجام بدم اشتباه است
باید از همان ثروتی که داری بخشش رو شروع کنی حتی هرچقدر هم کم باشه
این ینی باور فراوانی
به قول استاد عزیزم که میفرماید تا نفس رو بیرون ندی نمیتونی نفس بکشی
کسی میتونه ببخشه که باور داره که ثروت هرلحضه درحال وارد شدن به زندگی است
چون مدتها فایلهای استاد واسه این فایل رو بارها شنیده ام دیدم واقعا دیگه پاسخهایی قدیمی اصلا به ذهنم نمیاد وفقط وفقط به اندازه ای که قانون بخشش هست در جهت عمل به قانون وکمک به خودم از پول وامو الم خواهم بخشید میبینم دیگه نگاه دلسوزان ی چندانی نسبت به فقرا ندارم واین خیلی خوبه یعنی من رشد کردم ذهنم ذهن قبلی نیست یعنی باورهای درست پر رنگ شدن
اما یه چیز دیگه
قبل از این فایل یکی دوساعت قبل یاد یه بنده خدایی افتادم که ملکش رو پارسال فروخت بین فرزندان تقسیم کرد که سهم هر کدوم یک ملیارد ودوملیاردی میشد وخواهرشوهر من میگفت این باید اولحداقل ۲۰۰ ملیون میداد فلانی که پیر زنی فقیر با دو پیر دختر هست واز اقوامشان هست بعد تقسیم مال میکرد
واما من هم فکر میکنم موافقم با همچین فکری چون انگار وظیفه هر کسی هست که مبلغی از درآمد رو برای رعایت قانون بخشش وگسترش به فقرا وذی القربی کمک کرد واین کار لازم هست چون خداوند تاکید به زکات و انفاق به خویشان کرده واین که با کمک به نیازمند انسان حال خوبی پیدا میکنه وهمجهت با قانون حرکت میکنه
وحالا وقتشه برم پاسخ استاد رو پیدا کنم وبا دیدگاهم بسنجم و ترمزها رو شناسایی کنم البته یادم نیست پاسخ داخل کدوم فایل هست😊😀
ممنون از این سری فایلهای دوره سوم خدا قوت دوستتون دارم زیاد
خداروشکر میکنم که میتوانم در مسیر رشد و شناخت بیشتر خودم هستم و میتوانم تلاش کنم برای تغییر شخصیتم
۱_خداوند مانند من احساسات انسانی ندارد که به خاطر من و اینکه در آینده میخواهم فلان کار خیر و نیک را انجام بدهم من را ثروتمند کند.خداوند یک سیستم است که بر اساس قانون کار می کند و به فرکانس های من پاسخ می دهد بدون هیچ چشمداشتی و هیچ کم وکاستی. سیستم خداوند وجهان آفرینش قانونمند هست و بر اساس قانون به درخواستهای من جواب می دهد.
۲_ من به ادعونی استجب لکم و به اینکه خداوند به غیر حساب می دهد شک دارم و ایمانم به او کامل نیست ایمانم به وهاب بودنش و به رحمان بودنش کامل نیست و هنوز باید روی ایمانم کارکنم.
۳_باور فراوانی را باید در ذهنم ایجاد کنم به جای کمبود. اگر دریا جوهر شود ودرختان قلم شوند نمیتوانیم نعمت های او را به شمار آوریم.
خیلی جالبه که قبلا این قرار داد رو با خدا میبستم اما الان خیلی وقته باهاش اینجور صحبت نمیکنم،علتش هم فکر کنم فهمیدم من به خودی خودم لیاقت دارم که حدا بهم بده نه برای خیریه دادن برای اینکه من شایسته بهترین ها هستم،و این آزادی مالی حق من هست بدون هیچ دلیلی،اصلا من بدنیا امدم که خوب زندگی کنم پس حقمه،
پیش از پاسخ به این سوال میخوام چیزی که در مورد بخشش متوجه شدم رو ببینم و میدونم که قطعا خداوند منو به بهترین مسیرها هدایت کرده و میکنه.
من حس میکنم اینکه خداوند در کتاب اسمانی به بخشش اشاره کرده بخاطر انرژی فوق مثبت بخشیدن هست و نه صرفا چیزی که بخشیده میشه.
ما خودمون با فرکانسهامون تمام اتفاقات زندگیمون رو رقم میزنیم و زمانی که چیزی رو میبخشیم حس فوق العاده خوبی در وجودمون ظاهر میشه و خب این میشه فرکانس دیگه!!! همین حس خوب میشه اتفاقات خوب!! اصلا اینطور نیست که خدا بایسته یک قسمت و ببینه کی میبخشه و چند برابر اون چیز رو وارد زندگی اون فرد کنه. بله حس خوب و فرکانس بالای اون فرد هست که چندین برابر چیزی که بخشیده رو جذب میکنه و دد واقع میسازه برای خودش.
ما باید همیشه سعی کنیم که حتی در شرایط نادلخواه حسمون رو خوب نگه داریم حالا این حس خوب میتونه به هر دلیلی ایجاد بشه.
ی نفر با موسیقی حالش رو خوب میکنه
ی نفر با قدم زدن
ی نفر با شکرگزاری
ی نفر با رقصیدن
ی نفر با کتاب خوندن
و ی نفرم با بخشیدن و حتی هدیه دادن
تا اینجای کار من فکر نمیکنم که این بخشیدن به معنیِ عدم لیاقت اون فرد باشه. فقط اون شخص داره با این کار به خودش لطف میکنه، داره به خودش کمک میکنه، ب زندگیش
پس این فرد شایستهی بهترین هاست و خودش رو لایق اون حس خوب دونسته.
امااا موضوع بخشش با موضوع معامله با خدا فرق داره.
موردی ک من گفتم اون فرد خودش رو لایق دونسته و خداهم بهترین ها رو بهش داده و اون فرد بخاطر خودش بخشی از اون بهترین رو با ی نفر دیگ به اشتراک گذاشته اما با خدا معامله نکرده.
من واقعا فکر نمیکردم که چنین موضوعی ی باور مخرب باشه و حتی تا قبل از خوندن متن سوال هم هیچ چیز منفی و مخربی در این رابطه نمیدیدم اما تا سوالو خوندم گفتم وااااای خدااای منننن!!!!
این باور که خیلیییی داغونهههه
این داره قشنگ میگه که خودم رو لایق ندونستم.
خدایا من از تو خواستم بیشتر بهم بدی تا بیشتر ببخشم!!!! من ناآگاهانه با تو معامله کردم.
من نااگاهانه داشتم باور عدم لیاقت، شرطی بودن تو، انسان گونه دیدن تو و باور کمبود رو داد میزدم.
دقیقا دیروز داشتم فکر میکردم که چرا دارم درجا میزنم باز، چرا پول بیشتری جذب نمیکنم در حالی که همین چند روز به خداا گفتم خدایا به من بیشترر بده، خدایا بیشتر بدی بیشتر میبخشم:)))))))))))))))))))))
دیروز به فایل روز ۱۰۲ از روز شمار تحول زندگی من هدایت شدم اما متاسفانه دیدن اون رو به تاخیر انداختم اما امروز همینکه ۱۰ دیقه اولین این فایل رو دیدم ی حسی بهم گفت برو و سوال رو ببین، برووو کامنتا رو بخون.
ویدیو رو متوقف کردم و وارد صفحه سوال شدم و بلافاصله بعد از خوندن سوال گفتم وای!! این موضوع که پر از باور مخربههههه من چطور متوجه نشده بودم.
خدایاااا من عاااشقتم که انقدر خفن هدایت میکنی و من بعد از دریافت پیام ها و الهاماتت تا ساعت ها مات و مبهوت تو میشم.
خدایا من دارم هر روز بیشتر عااشقت میشممم.
خدایااا از این به بعد قراره اینطوری ازت بخوام: خدایا به من بهترینها رو بده چون من لایق و شایستهی بهترین هام.
به من بخارین ها رو بده چون من دردونهی توام.
بهترین ها برای منه چون من فوق ارزشمندم.
خداایاااا عاشقتم عااااشقتم عااااشقتم
ی نکته دیگ اینکه من دنبال ی کتاب خوب میگشتم اما امروز خدا از زبان استاد من رو هدایت کرد که لجای خوندن کتاب کامنتای دوستان رو بخونم و با خودم عهد بستم هر روز تعدادی از کامنت ها رو بخونم و خودم رو در اگاهی های نااب غوطه ور کنم.
ی چیز ناااب دیگ که همیشه دوست داشتم تجربه اش کنم این بود که نویسنده خدا باشم و برای نوشتن قسمت اول این کامنت این اتفاق واسم پیش اومد. بدون هیچچچ فکری کلمات به من گفته شد و من فقط نویسنده بودم.
همه کامنتها رو تا کامنت شما خوندم و همه اونها ارزشمند و ناب بودند و قابل تحسین،
ولی وقتی به کامنت شما رسیدم احساس کردم خودم اینارو نوشتم،
خیلی به باورهای من نزدیک بود، بخصوص قسمت اول که گفته بودید، بخشیدن فقط برای حال خوب خودمون و نه معامله کردن،
وقتی به اینجا برسی که وقتی میبخشی، تو حالت خوب میشه و احساس آرامش، احساس لیاقت، احساس عشق میکنی و به نظر من باید ازکسی که بوده و یاهست که کمکش کنی باید تشکر و سپاسگزاری کرد بابت احساس خوبی که برای کمک به اون به دست آوردی،
و اینکه کامنت شما منو استپ کرد که بنویسم و از شما بابت فرکانس و انرژی خوبی که دارید و حس خوبی که به من دادید سپاسگزاری کنم واز خدا براتون بهترین هدایت ها رو بخوام
هر فیلمی این وضعیت تجربه می کنه که آدم های خوب داستان موفق می شون بعد در حال موفقیت های بیشتر یکی از بهتراشون قربانی می شه
این می تونه با مرگ از دست دادن ثروت یا ……
مثل فیلم های : جو مونگ ، جواهری در قصر ، شیر شاه ، کشتی گیر آمریکایی ، مبارز آمریکایی و …
در این فیلم شخصیت اول داستان یا نفر دوم
قربانی
مثل فیلم کشتی گیر که مربی اون جوان ایرانی می ممیره شب قبل مسابقه
بعد جالب اینجاست که اون مرد خوبی نبود اما اما موقعی که این اتفاق براش افتاد همه ی تیم مدال هاشون بهش تقدیم کردن و نفر اول داستان هم وقتی داشت می با خت با یاد مربی اش افتاد
که( دایی اش هم بود ) انگیزه گرفت برد مسابقه ر و آخر فیلم هم با صحنه تابوت مربی تمام شد و ضمیر ناخودگاه ما و قتی می بینه این و در فیلم ها تکرار می شه بخاطر احساس قهرمان بودن تاثیر گذار بودن روی آدم های دیگه که هر کسی این ر دوست داره ( کاملا طبیعی هم هست ) در زندگی ما اجرا می کنه که به اشکال مختلف هست که یک نمونه اش ثروت
راهکار ها
۱ پس این قهرمان ها را از ذهنت بیرون کن و با دلایل مختلف قهرمان هایی درست بر خلاف جهت اون ها تنظیم کن تا از اون ها بدت بیاد
۲ من فقط با ثروتمند شدن می تونم به اون ها کمک کنم ان هم فقط به این صورت که من الگو بشوم و تمام (اگر کسی بهت کمک کرده اون دست خدا بدون )
۳ قربانی شدن در خودت از بین ببر
۴ خداوند تنها وظیفه من را ثروتمند شدن روابط عالی و سلامتی قرار داده و اگر من هر کاری کنم که در این راستا نباشم به خودم ظلم کردم و کیفرش هم به سختی می بینم
۵ من لایق ثروت بی نهایتم چون خداوند همه چیز مسخر من کرده اصولا چون ما از خداییم دلیل دیگه نیار که لایق بودن ما به اون مرتبط بشه
۶ اعتماد بنفس داشته باش چون می تونی باهاش جلوی احساس بگیری تا یه آدم ضعیف دیدی دلت نسوز
من نظرم اینکه اگه از خدا ثروت وپول فراوان بخوام و بااین نیت که خدا به من بده من بخشی از ثروتم را خیرات میکنم مسجد، مدرسه ، کمک به فقرا میکنم ،، ۲تا ترمز خطای ذهنی است ، اول اینکه: نبودن عزت نفس را نشان میدهد یعنی من لیاقت ثروت فراوان راندارم اگه به من بده من هم در قبال این بخشش سهمی بعنوان خیرات در نظر میگیرم.
دوم اینکه: ما خداوند را مثل یک انسان فرض کردهایم که به نوعی باید اورا راضی کنیم، درحالی که این طور نیست ، کار خدا سیستمی است وقانون او درجهان ثابت عمل میکنه واحساس نیست ، بلکه مطابق فرکانس ما که ارسال میکنم ، شرایط دریافت ثروت وهر چیز دیگر برایمان آماده میشه،
فردی که درخواست می کنه خودش رو لایق نمی دونه و فکر می کنه خدا نمی خواد بهش ثروت ببخشه. شاید دید درستی از خدا نداره و ناخودآگاه فکر می کنه که ثروت ازش دور هست، هرچند نیتش خوبه و عالیه که می خواد به نیازمندها کمک کنه و این شخصیت قویش رو نشون میده. بنظر من می تونه دیدگاهش این باشه و در عین حال بخواد به خواسته های دیگش هم برسه. شاید از این طریق بتونه خودش هم بیشتر بشناسه و قویتر هم بشه چون حس کمک کردن به بقیه بهش حس خوبی میده. چرا باید یه مشکل باشه لزوما؟ بنظرم اتفاقا یه بخشی از گسترش ما هست. مثلا کسی که سرطان داره و نیاز به پولش داره، خب توی اون مدت زمان این پول می تونه براش از سمت خدا باشه. چه بسا بزرگتر بشه و تاثیر عمیقی روی جهان بذاره و این پول رو بسیار بیشتر جبران کنه. من باورم اینه که اگه دارم و تواناییش رو دارم، برم کمک کنم. شاید یه باوری بهم بده که عمیقتر از این ثروتی که الان دارم بشه.
اگر هم توی قدم اول هستم، باور داشته باشم که این ثروت رو با زحمت کشیدن دارم بدست میارم و هیچ ایرادی نداره که چیزایی که می خوام رو داشته باشم و از محصولات باکیفیت استفاده کنم. ولی این باور رو داشته باشم که بیشتر بهم داده میشه. یعنی اینجوری نیست که تموم شه و من نگرانش باشم. کلا نگران بودن احساس خوبی در بلندمدت نداره. شاید به قول خودتون دستی از دستان خدا باشم برای اینکه یه فرد دیگه هدایت بشه.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد عزیز
یکی از ترمز هایی که ذهنم برداشت کرد از این جمله این بود که ما از همون اول باور کبمود رو داریم که خدایا من هیچی ندارم اول تو فلان قدر بهم ثروت برسون بعد من شروع کنم به بخشش،که به نظر من کاملا اشتباه است
اما اگر ما ایمان داشته باشیم به خداوند و باور فروانی باید در مسیری که قدم برمیداریم بدانیم که خداوند یاور من است و من هرکاری که شروع کنم خداوند در ان مسیر من را هدایت خواهد کرد به ثروت های بی نهایت.
پس این باور که خداوند اول باید فلان ثروت رو به من بدهد بعد من بخشش رو انجام بدم اشتباه است
باید از همان ثروتی که داری بخشش رو شروع کنی حتی هرچقدر هم کم باشه
این ینی باور فراوانی
به قول استاد عزیزم که میفرماید تا نفس رو بیرون ندی نمیتونی نفس بکشی
کسی میتونه ببخشه که باور داره که ثروت هرلحضه درحال وارد شدن به زندگی است
سلام به استاد عزیزم ومریم جان عزیزم ودوستان گلم
چون مدتها فایلهای استاد واسه این فایل رو بارها شنیده ام دیدم واقعا دیگه پاسخهایی قدیمی اصلا به ذهنم نمیاد وفقط وفقط به اندازه ای که قانون بخشش هست در جهت عمل به قانون وکمک به خودم از پول وامو الم خواهم بخشید میبینم دیگه نگاه دلسوزان ی چندانی نسبت به فقرا ندارم واین خیلی خوبه یعنی من رشد کردم ذهنم ذهن قبلی نیست یعنی باورهای درست پر رنگ شدن
اما یه چیز دیگه
قبل از این فایل یکی دوساعت قبل یاد یه بنده خدایی افتادم که ملکش رو پارسال فروخت بین فرزندان تقسیم کرد که سهم هر کدوم یک ملیارد ودوملیاردی میشد وخواهرشوهر من میگفت این باید اولحداقل ۲۰۰ ملیون میداد فلانی که پیر زنی فقیر با دو پیر دختر هست واز اقوامشان هست بعد تقسیم مال میکرد
واما من هم فکر میکنم موافقم با همچین فکری چون انگار وظیفه هر کسی هست که مبلغی از درآمد رو برای رعایت قانون بخشش وگسترش به فقرا وذی القربی کمک کرد واین کار لازم هست چون خداوند تاکید به زکات و انفاق به خویشان کرده واین که با کمک به نیازمند انسان حال خوبی پیدا میکنه وهمجهت با قانون حرکت میکنه
وحالا وقتشه برم پاسخ استاد رو پیدا کنم وبا دیدگاهم بسنجم و ترمزها رو شناسایی کنم البته یادم نیست پاسخ داخل کدوم فایل هست😊😀
ممنون از این سری فایلهای دوره سوم خدا قوت دوستتون دارم زیاد
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار
روز صدم روز شمار تحول زندگی من
خداروشکر میکنم که میتوانم در مسیر رشد و شناخت بیشتر خودم هستم و میتوانم تلاش کنم برای تغییر شخصیتم
۱_خداوند مانند من احساسات انسانی ندارد که به خاطر من و اینکه در آینده میخواهم فلان کار خیر و نیک را انجام بدهم من را ثروتمند کند.خداوند یک سیستم است که بر اساس قانون کار می کند و به فرکانس های من پاسخ می دهد بدون هیچ چشمداشتی و هیچ کم وکاستی. سیستم خداوند وجهان آفرینش قانونمند هست و بر اساس قانون به درخواستهای من جواب می دهد.
۲_ من به ادعونی استجب لکم و به اینکه خداوند به غیر حساب می دهد شک دارم و ایمانم به او کامل نیست ایمانم به وهاب بودنش و به رحمان بودنش کامل نیست و هنوز باید روی ایمانم کارکنم.
۳_باور فراوانی را باید در ذهنم ایجاد کنم به جای کمبود. اگر دریا جوهر شود ودرختان قلم شوند نمیتوانیم نعمت های او را به شمار آوریم.
شاد باشید و تندرست ثروتمند در دنیا وآخرت
سلام
خیلی جالبه که قبلا این قرار داد رو با خدا میبستم اما الان خیلی وقته باهاش اینجور صحبت نمیکنم،علتش هم فکر کنم فهمیدم من به خودی خودم لیاقت دارم که حدا بهم بده نه برای خیریه دادن برای اینکه من شایسته بهترین ها هستم،و این آزادی مالی حق من هست بدون هیچ دلیلی،اصلا من بدنیا امدم که خوب زندگی کنم پس حقمه،
به نام خداوند هدایتگر و مهربان
سلااام و درود به شما دوستان عزیز
پیش از پاسخ به این سوال میخوام چیزی که در مورد بخشش متوجه شدم رو ببینم و میدونم که قطعا خداوند منو به بهترین مسیرها هدایت کرده و میکنه.
من حس میکنم اینکه خداوند در کتاب اسمانی به بخشش اشاره کرده بخاطر انرژی فوق مثبت بخشیدن هست و نه صرفا چیزی که بخشیده میشه.
ما خودمون با فرکانسهامون تمام اتفاقات زندگیمون رو رقم میزنیم و زمانی که چیزی رو میبخشیم حس فوق العاده خوبی در وجودمون ظاهر میشه و خب این میشه فرکانس دیگه!!! همین حس خوب میشه اتفاقات خوب!! اصلا اینطور نیست که خدا بایسته یک قسمت و ببینه کی میبخشه و چند برابر اون چیز رو وارد زندگی اون فرد کنه. بله حس خوب و فرکانس بالای اون فرد هست که چندین برابر چیزی که بخشیده رو جذب میکنه و دد واقع میسازه برای خودش.
ما باید همیشه سعی کنیم که حتی در شرایط نادلخواه حسمون رو خوب نگه داریم حالا این حس خوب میتونه به هر دلیلی ایجاد بشه.
ی نفر با موسیقی حالش رو خوب میکنه
ی نفر با قدم زدن
ی نفر با شکرگزاری
ی نفر با رقصیدن
ی نفر با کتاب خوندن
و ی نفرم با بخشیدن و حتی هدیه دادن
تا اینجای کار من فکر نمیکنم که این بخشیدن به معنیِ عدم لیاقت اون فرد باشه. فقط اون شخص داره با این کار به خودش لطف میکنه، داره به خودش کمک میکنه، ب زندگیش
پس این فرد شایستهی بهترین هاست و خودش رو لایق اون حس خوب دونسته.
امااا موضوع بخشش با موضوع معامله با خدا فرق داره.
موردی ک من گفتم اون فرد خودش رو لایق دونسته و خداهم بهترین ها رو بهش داده و اون فرد بخاطر خودش بخشی از اون بهترین رو با ی نفر دیگ به اشتراک گذاشته اما با خدا معامله نکرده.
من واقعا فکر نمیکردم که چنین موضوعی ی باور مخرب باشه و حتی تا قبل از خوندن متن سوال هم هیچ چیز منفی و مخربی در این رابطه نمیدیدم اما تا سوالو خوندم گفتم وااااای خدااای منننن!!!!
این باور که خیلیییی داغونهههه
این داره قشنگ میگه که خودم رو لایق ندونستم.
خدایا من از تو خواستم بیشتر بهم بدی تا بیشتر ببخشم!!!! من ناآگاهانه با تو معامله کردم.
من نااگاهانه داشتم باور عدم لیاقت، شرطی بودن تو، انسان گونه دیدن تو و باور کمبود رو داد میزدم.
دقیقا دیروز داشتم فکر میکردم که چرا دارم درجا میزنم باز، چرا پول بیشتری جذب نمیکنم در حالی که همین چند روز به خداا گفتم خدایا به من بیشترر بده، خدایا بیشتر بدی بیشتر میبخشم:)))))))))))))))))))))
دیروز به فایل روز ۱۰۲ از روز شمار تحول زندگی من هدایت شدم اما متاسفانه دیدن اون رو به تاخیر انداختم اما امروز همینکه ۱۰ دیقه اولین این فایل رو دیدم ی حسی بهم گفت برو و سوال رو ببین، برووو کامنتا رو بخون.
ویدیو رو متوقف کردم و وارد صفحه سوال شدم و بلافاصله بعد از خوندن سوال گفتم وای!! این موضوع که پر از باور مخربههههه من چطور متوجه نشده بودم.
خدایاااا من عاااشقتم که انقدر خفن هدایت میکنی و من بعد از دریافت پیام ها و الهاماتت تا ساعت ها مات و مبهوت تو میشم.
خدایا من دارم هر روز بیشتر عااشقت میشممم.
خدایااا از این به بعد قراره اینطوری ازت بخوام: خدایا به من بهترینها رو بده چون من لایق و شایستهی بهترین هام.
به من بخارین ها رو بده چون من دردونهی توام.
بهترین ها برای منه چون من فوق ارزشمندم.
خداایاااا عاشقتم عااااشقتم عااااشقتم
ی نکته دیگ اینکه من دنبال ی کتاب خوب میگشتم اما امروز خدا از زبان استاد من رو هدایت کرد که لجای خوندن کتاب کامنتای دوستان رو بخونم و با خودم عهد بستم هر روز تعدادی از کامنت ها رو بخونم و خودم رو در اگاهی های نااب غوطه ور کنم.
ی چیز ناااب دیگ که همیشه دوست داشتم تجربه اش کنم این بود که نویسنده خدا باشم و برای نوشتن قسمت اول این کامنت این اتفاق واسم پیش اومد. بدون هیچچچ فکری کلمات به من گفته شد و من فقط نویسنده بودم.
واسههه همین چیزاااست که میگم عااااشقتم منننن😍💃🏻💛🌱
سلام و روز بخیر خانم صالحی عزیز
همه کامنتها رو تا کامنت شما خوندم و همه اونها ارزشمند و ناب بودند و قابل تحسین،
ولی وقتی به کامنت شما رسیدم احساس کردم خودم اینارو نوشتم،
خیلی به باورهای من نزدیک بود، بخصوص قسمت اول که گفته بودید، بخشیدن فقط برای حال خوب خودمون و نه معامله کردن،
وقتی به اینجا برسی که وقتی میبخشی، تو حالت خوب میشه و احساس آرامش، احساس لیاقت، احساس عشق میکنی و به نظر من باید ازکسی که بوده و یاهست که کمکش کنی باید تشکر و سپاسگزاری کرد بابت احساس خوبی که برای کمک به اون به دست آوردی،
و اینکه کامنت شما منو استپ کرد که بنویسم و از شما بابت فرکانس و انرژی خوبی که دارید و حس خوبی که به من دادید سپاسگزاری کنم واز خدا براتون بهترین هدایت ها رو بخوام
همیشه و همه جا موفق باشید 🙏🙏
سلام دوستان
این ترمز از فیلم ها می آد
هر فیلمی این وضعیت تجربه می کنه که آدم های خوب داستان موفق می شون بعد در حال موفقیت های بیشتر یکی از بهتراشون قربانی می شه
این می تونه با مرگ از دست دادن ثروت یا ……
مثل فیلم های : جو مونگ ، جواهری در قصر ، شیر شاه ، کشتی گیر آمریکایی ، مبارز آمریکایی و …
در این فیلم شخصیت اول داستان یا نفر دوم
قربانی
مثل فیلم کشتی گیر که مربی اون جوان ایرانی می ممیره شب قبل مسابقه
بعد جالب اینجاست که اون مرد خوبی نبود اما اما موقعی که این اتفاق براش افتاد همه ی تیم مدال هاشون بهش تقدیم کردن و نفر اول داستان هم وقتی داشت می با خت با یاد مربی اش افتاد
که( دایی اش هم بود ) انگیزه گرفت برد مسابقه ر و آخر فیلم هم با صحنه تابوت مربی تمام شد و ضمیر ناخودگاه ما و قتی می بینه این و در فیلم ها تکرار می شه بخاطر احساس قهرمان بودن تاثیر گذار بودن روی آدم های دیگه که هر کسی این ر دوست داره ( کاملا طبیعی هم هست ) در زندگی ما اجرا می کنه که به اشکال مختلف هست که یک نمونه اش ثروت
راهکار ها
۱ پس این قهرمان ها را از ذهنت بیرون کن و با دلایل مختلف قهرمان هایی درست بر خلاف جهت اون ها تنظیم کن تا از اون ها بدت بیاد
۲ من فقط با ثروتمند شدن می تونم به اون ها کمک کنم ان هم فقط به این صورت که من الگو بشوم و تمام (اگر کسی بهت کمک کرده اون دست خدا بدون )
۳ قربانی شدن در خودت از بین ببر
۴ خداوند تنها وظیفه من را ثروتمند شدن روابط عالی و سلامتی قرار داده و اگر من هر کاری کنم که در این راستا نباشم به خودم ظلم کردم و کیفرش هم به سختی می بینم
۵ من لایق ثروت بی نهایتم چون خداوند همه چیز مسخر من کرده اصولا چون ما از خداییم دلیل دیگه نیار که لایق بودن ما به اون مرتبط بشه
۶ اعتماد بنفس داشته باش چون می تونی باهاش جلوی احساس بگیری تا یه آدم ضعیف دیدی دلت نسوز
باسلام
من نظرم اینکه اگه از خدا ثروت وپول فراوان بخوام و بااین نیت که خدا به من بده من بخشی از ثروتم را خیرات میکنم مسجد، مدرسه ، کمک به فقرا میکنم ،، ۲تا ترمز خطای ذهنی است ، اول اینکه: نبودن عزت نفس را نشان میدهد یعنی من لیاقت ثروت فراوان راندارم اگه به من بده من هم در قبال این بخشش سهمی بعنوان خیرات در نظر میگیرم.
دوم اینکه: ما خداوند را مثل یک انسان فرض کردهایم که به نوعی باید اورا راضی کنیم، درحالی که این طور نیست ، کار خدا سیستمی است وقانون او درجهان ثابت عمل میکنه واحساس نیست ، بلکه مطابق فرکانس ما که ارسال میکنم ، شرایط دریافت ثروت وهر چیز دیگر برایمان آماده میشه،
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🥬🥬🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥬🥬🥬🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥦🥬🥬🥬🥬🥬🥬
سلام
فردی که درخواست می کنه خودش رو لایق نمی دونه و فکر می کنه خدا نمی خواد بهش ثروت ببخشه. شاید دید درستی از خدا نداره و ناخودآگاه فکر می کنه که ثروت ازش دور هست، هرچند نیتش خوبه و عالیه که می خواد به نیازمندها کمک کنه و این شخصیت قویش رو نشون میده. بنظر من می تونه دیدگاهش این باشه و در عین حال بخواد به خواسته های دیگش هم برسه. شاید از این طریق بتونه خودش هم بیشتر بشناسه و قویتر هم بشه چون حس کمک کردن به بقیه بهش حس خوبی میده. چرا باید یه مشکل باشه لزوما؟ بنظرم اتفاقا یه بخشی از گسترش ما هست. مثلا کسی که سرطان داره و نیاز به پولش داره، خب توی اون مدت زمان این پول می تونه براش از سمت خدا باشه. چه بسا بزرگتر بشه و تاثیر عمیقی روی جهان بذاره و این پول رو بسیار بیشتر جبران کنه. من باورم اینه که اگه دارم و تواناییش رو دارم، برم کمک کنم. شاید یه باوری بهم بده که عمیقتر از این ثروتی که الان دارم بشه.
اگر هم توی قدم اول هستم، باور داشته باشم که این ثروت رو با زحمت کشیدن دارم بدست میارم و هیچ ایرادی نداره که چیزایی که می خوام رو داشته باشم و از محصولات باکیفیت استفاده کنم. ولی این باور رو داشته باشم که بیشتر بهم داده میشه. یعنی اینجوری نیست که تموم شه و من نگرانش باشم. کلا نگران بودن احساس خوبی در بلندمدت نداره. شاید به قول خودتون دستی از دستان خدا باشم برای اینکه یه فرد دیگه هدایت بشه.
سلام
روز 100
ترمزای من برای ثروت
اول اینکه فکر میکنم چون بچه هام کوچیک هستن . نمیتونم وقت بزارم برای آموزش و انجام کارهایی که با لبتاب میتونم انجام بدم
دوم منطراحی برنامه اندروید دوست دارم ولی سیستمم کشش نصب بهترین برنامه ش رو از نظر خودم هست،رو نداره و به برنامه کمتر از اون هم راضی نمیشم
سوم دست زیاده تو طراحی سایت و وردپرس هم خیلی آنچنانی نیست
چهارم فقط فکرم هست که ار رشته دانشگاهیم ثروت سازی کنم
پنجم وقتم کمه
ششم باید زودتر بیدار شم که به کارام برسم
خدایا شکرت
استاد ممنونم
سلام به استاد و دوستان عزیزم
اتفاقا از دیروز داشتم با خودم میگفتم خدایا اگر این برنامه که تو ذهنم هست اجرایی بشه به دیگران همچنان کمک میکنم…
تا امروز که این فایل رو دیدم، خدایاشکرت خدایاشکرت چقدر همه چیز رو به موقع بمن میگی
یاد گرفتم وه به لطف خدا عمل به دانسته هام میکنم
ممنونم استاد ممنونم خدایاشکرت برای آگاهی امروزم