اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
1- ما وقتی برای کسی غیر از خودمون چیزی رو میخوایم ، فرکانسی به جهان ارسال میکنیم. اما اون شخص مورد نظر با باورهایی که داره فرکانس خلاف جهت ما رو ارسال میکنه ( وگرنه تابحال به اون خواسته ها رسیده بود ). در نتیجه این موضوع به عنوان ترمز عمل میکنه و امکان روی دادن اون اتفاق بشدت کم میشه و حتی امکان تضعیف روحیه و باورهای ما وجود داره.
2- چون اون اتفاقی که ما بدنبالش هستیم خواسته خود ما نیست و برای کس دیگری میخوایم که رخ بده ، تجسم کردن شخص مورد نظر در اون فضا (تاحدی) ، استفاده از احساسات و خواسته قلبی شدید ما برای بوجود آوردنش کمرنگ تر هست.
3- ما موهبتی رو برای کس دیگه ای میخوایم که در نهایت امکان داره آماده پذیرشش نباشه و براحتی از دستش بده یا حتی نتونه ازش لذت ببره.
با سلام خدمت گروه عباس منش، استاد عزیز و همه دوستان.
شرایط سوال این مسابقه همین چند روز پیش دقیقا برای من اتفاق افتاد. یعنی وقتی که یکی از افراد نزدیک فامیل که شرایط مالی خوبی نداره و به پول هم نیاز داشت و من هم شرایط کمک بهش رو نداشتم. یک جورایی احساس مسئولیت و وظیفه شدید داشتم و حتی می تونم بگم احساس گناه از اینکه چرا من این پول رو ندارم که بهش کمک کنم و وظیفه منه که بهش کمک کنم. احساسم خیلی بد شده بود و در گفتگو های ذهنی خودم با خدا می گفتم که خدایا تو فلان پول رو به من بده تا من هم به اون فرد کمک کنم. من غافل بودم از اینکه همه چیز این جهان به اذن خدا اتفاق میفته و ما تنها می تونیم وسیله رسوندن خیر به دیگران باشیم و اگر اون فرد در این فرکانس نباشه هزاران اتفاق می تونه بیفته تا اون پول بهش نرسه و خداوند با قوانین ثابتش تعیین می کنه که ثروت ما در چه مسیری هدایت بشه و به دست چه کسی برسه و ما فقط می تونیم وسیله رسوندن خیر به دیگران باشیم. این وسط من دایه دلسوز تر از مادر شدم چون هیچ کس به اندازه خداوند بندگانش رو دوست نداره و حتی می تونم بگم این رفتار و فکر من نوعی شرک به خداوند محسوب میشد و بابتش از خدای خودم طلب بخشش می کنم.
نکته دیگه ای که در مورد این سوال می تونم بگم بحث عزت نفس و احساس ارزشمندی هست که پاشنه آشیل خیلی از ما از جمله خودم محسوب میشه. به نظرم اگر ما این تفکر مطرح شده در سوال رو داریم، خودمون رو با همین چیزی که الان هستیم لایق ثروت و به عنوان یک انسان خیر نمی دونیم که اونوقت می خوایم با این افکار اون لیاقت رو به عاریه بگیریم و این یکی از خطاهای شناختی ذهن هست.
مورد سوم باور کمبود پول هست که با این فکر در واقع ما داریم به نداشتن اون پول فکر و توجه می کنیم و فرکانس نبودن پول رو ارسال می کنیم.
سلام به همه دوستان خوبم ، و همچنین اقای عباسمنش که واقعا از ته دل (موخامش) ?
هر کدوم از فایلهایی که میزارین یک در جدید به روی من باز میشه و یکسری باورهای جدید و فوق العاده پیدا میکنم
وقتی ما به خدا میگیم اگه به من ثروت بدی من این کارها رو انجام میدم اولا که شرط گذاشتیم برای ثروتمند شدنمون ، توی دنیایی که همه چیز قانون منده نمیشه شرط گذاشت ، یعنی من ایمان ندارم که ثروتمند هستم ،
باور کمبود ثروت ، باور ناعادلانه تقسیم شدن ثروت ، باور اینکه من به جای خدا میخوام خدایی کنم ، که اگر ایمان داشتم میفهمیدم هر چیز دقیقا سر جای خودش قرار گرفته و من نمیتونم دست ببرم توی قوانین که بخوام فقر رو از بین ببرم که اگر اینطور بود بسیار دولتها و انسانهای ثروتمند و قدرتمند بودند که میخواستن دنیا رو یک جای خوب و پر از آرامش کنند و نتوانستند،
پس من ثروت رو میخوام که :
خودم به آرامش برسم ، خونه های خوب و مجلل داشته باشم ، اتومبیل های اخر مدل و شیک داشته باشم ، به استقلال مالی برسم تا به خدا نزدیک و نزدیک تر بشم
ما با این فکر که خدا تو بده تا من ببخشم بیشتر به کمبود ثروت فکر میکنیم تا فراوانی ، مگر خود خدا نمیتواند ببخشد که نمیداند به کی ببخشد که به ما بدهد تا ما ببخشیم
هر کس در حد باورش و ایمانش دریافت میکنه ، مطمئن باشید اگه باورمون قوی تر کنیم ثروت بسیار بیشتری در همه جنبه ها دریافت میکنیم
با آرزوی موفقیت برای همه دوستان گلم توی سایت عباس منش ?
سلام و سپاس. من درسالیان گذشته خودم چنین طرز فکری را داشتم وهمچنین این طرز فکر را بین بیشتر دوستانم میدیدم و میدیدم که نه من ونه دوستانم هیچ یک با اینکه اینگونه صادقانه از خدا میخواستیم که تو به ما ثروت بده ما ثروتت را در راه خیر خرج خواهیم کرد هیچ کدام ثروتمند نمیشدیم و من از همان موقع پی بردم که یک جای این طرز فکر اشکال داره.یک طرز فکر اشتباه دیگر که من داشتم که شاید خیلی شبیه به این طرز فکر اشتباه باشد این بود که من خیلی از مواقع که نیت خرید کردن داشتم با خود میگفتم بروم از فلان جوان که تازه مغازه باز کرده یا فلان شخص که مستحقتر است خرید کنم که یک کمکی برای او باشه و پس از چندین بار که با چنین نیتی از این افراد خرید کردم و جنس بد و یا میوه بد نسیبم شد فهمیدم که در این طرز فکر نیز یک ایرادی وجود دارد که خدا میخواهد به من بفهماند.حالا که تقریبا به یقین رسیده ام که این طرز فکرها یا باورها اشتباه است دیگر با چنین نیت هایی از هیچ کس خرید نمیکنم و همیشه میگویم از کسی خرید میکنم که بهترین جنس را با قیمت مناسب ارایه میدهد میخواهد مستحق باشد میخواهد ثروتمند.و همچنین اسامی ده ها شخص مستحق و مسجدهایی که روزی نیت داشتم که اگر روزی ثروتمند شدم به آنها کمک خواهم کرد را از ذهنم پاک کردم تا جایی که دیگر هیچ نیت فضل و بخشش ودستگیری از شخصی را پس از ثروتمند شدنم را ندارم و با خودم میگویم موقعی که ثروت به دستم رسید همان موقع در مورد ذکات و فضل و بخشش تصمیم خواهم گرفت.
جالبه که وقتی می خوای متمرکز بشی ازنظر اینکه بیدنیشی و موانع را ببنی خود این ذهن می بردت که اصلا فکر نکنی وپیداش نکنی
برام جالب بود که خود ذهن چقدر خودش را می شناسه قشنگ و کامل می شناسه خودشو وهمینطور به من تسلط داره و می شناسه منو یعنی اینطوری بگم چنان مارمولک مالنند و ریز ریز
چنان فرمان منو دستش می گیره و من فکر می کنم که بیدارم و درصورتی غافل شدم
اینکه اومدم فکر کنم درمورد این سیوال چنان کاری کرد که نتوستم نوشته دوستان را بخونم یعنی 5 صفجه تونستم بخونم یا اینکه می خواستم بنویسم نزاشت
چیزی که دیدمش حالا بزار بعدا نمی خواد ولش کن
این ها ظریف بود که من صداهاشو نشنیدم اکنون که نزدیک صبح هست بیدار شدم و گفتم برو تو دلش و بنویس برای اینکه وقتی می نویسی می تونی لو بدی و خیلی موارد تغییر میکنه
اره دیدم که خود ذهن طوری پرورش شده که بره سمت موراد دیگر دور از خواست
یعنی ماهره درکارش
مثلا من می خوام زبان بخونم تا اعلام می کنم اون شروع می کنه نقش خودش را اجرا کنه
نمی شه یک موردی پیش میاد همون دست میگره از زاویه های مختلف مثل ابکش این سوراخ می گیری از او سوراخ می زنه بیرون
حالا درکل این دیدم که چایی که میخ وای رشد کنی و می دونی که باید اینکار را کنی ذهن من نزاشته
همین خود زبان حالا بعدا حوصله داری
حالا غذا درست کن بعد حالا فایل عباس منش گوش بده بعد حالا بنویس بعد حلا این کارکن
جالبه که دیدم همه کارها هم انجام مید هم بعد به خود اصلی که زبان خوندنم هست وقت نمی زارم
و پرتم کرده اون ذهن شب خوشحاله که کارشو انجام داده و من …..
اینکه وقتی ذهن می بنی و می شنوی تغییر پرورش و جهت دادنش مهم هست
این اکنون برام اومد که نوشتم
و دراین موانع ثروت اولین موردی که برایم امد این بود که یک موردی که نمی زاره و مانع هست
کلمه ای به نام دلسوزی هست
ما دلمون می سوزه اول فضا غیرقانونی بعد از روی دلسوزی خودمان توجه و اینکونه فضاها را بیشترش کردیم دوم می خواهیم حرکت بعدی رابرداریم خوب طبیعتا نمی شه
اینکه همه چیز از آن خداست بعد ما می خوایم ببخشیم اصلا جوردرنمیاد مگه ما کی هستیم که بخوایم ببخشیم هیچ چیز برای ما نیست همه چیز از آن خداست
موردی بعدی خودخواهی ام را دیدم که از خودخواهی که من من من …. و بعد با کمک کردن ادعا کنم و کمبود خودم را سیر کنم برای توجه که من انسان خوبی هستم خیر هستم من من من
مانع بعدی خود را نشانختن
مانع بعدی دخالت کردن
مانع بعدی خودرا نشان دادن
مانع بعدی حول و طمع کردن
مانع بعدی خود افشایی
مانع بعدی بی ایمانی
مانع بعدی باور نداشتن
مانع بعدی عدم لیاقت
برای اینکه واقعا ثروت هست پول هست همه جا هست ریخته بعد ما از راه و وسیله ها و بازی ها مثل خیریه ، کمک ، می خوایم برسیم معلومه که نمی شه .یک جور زور زدن و حول زدن هست
یعنی خیلی خوشگل و شیک از کلمه خیریه می خوام استفاده کنم و خودم بکشم جلو
ومتوجه نیستم کلمه اش می شود قربانی.
بهترین راه راه مستقیم هست اهدنا صراط المستقیم
برای شخص خودم نجواهایی که دیدم تو کی هستی
تو نمی تونی
ولش کن
می خوای چه کار
و حالبه که سه ماه مونده به پایان قرارداد خانه ام و دیدم که دوروزه نجوای ذهن حالا می خوای چه کارکنی پول برق واب گاز اجاره و دیدم که کارخودش را کرد و نگرانم کرد و دیدم بی ایمانی ام
چنان هم حلقه زنان افکار را می گیره که متوجه نشدم دیدم یک ساعت زمانم دراین غفلت رفت
واقعا ثروت و پول بی نظیره و واقعا ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
رهایی و آزاد
ما تنها می توانیم به خودمان کمک کنیم کسی نیازی به کمک ما ندارد ما هیچ کاری نمی توانیم برای دیگران انجام دهم جزاینکه روی خودمان کارکنیم و تغییر را درون خودمان بسازیم و هرکسی که خودش را شناخت خدایش را شناخت
ومن دیدم درخودم اغراق
حرف بی عمل که هروقت حرف می زنم کلن اون کار صورت نمی گیره
دیدم درخودم غرور و خودخواهی
و کمبود فقر را باز دیدم.
خیریه که ریشه اش فقر باشد خیریه نیست
جهان خداوند خودش خیریه کامل و همه چیز هست نیازی به خیریه ماندارد.
خدایا شکرت از عظمت تو از شکوه تو و از بزرگی تو که ما ها را خلق کردی ما نیز جز افرینش تو هستیم
سلام اعظم جان از کامنت زیبات بینهایت سپاس گزارم داشتم کامنت های شما رو دنبال میکردم به موردی در روان شناسی ثروت سه بر خوردم میخواستم بپرسم عمل صورتت با موفقیت انجام شد برات آرزوی بهترین ها رو شادیو ثروت وسلامتی از الله یکتا دارم??
من اول می خواستم بیشتر در موردش فکر کنم و یک جواب طبقه بندی شده و کامل بنویسم ولی این اخرین فایل استاد که اشاره به این موضوع نمودند که همه حتما بنویسند تا گره های ذهنیشان باز شود تصمیم به نوشتن گرفتم.
پیام اولش ، اینه که من که خودم نه لایق ثروتمند شدنم و نه می توانم ثروتمند شوم . تو (خدا) بیا به من بده تا من دست تو در زمین باشم وببخشم
پیام دومش اینه که ما هنوز قانون آفرینش را نفهمیدیم و مکانیسم حاکم بر جهان را نمیدونیم . چون مکانیسم جهان معامله نیست بلکه بواسطه فرکانس و امواج و توجه هی که می فرستی ، دریافت می کنی . به عبارت دیگر اگر این فرکانس را بفرستی که خدا بیا معامله کنیم (چون سیستم از فرکانس ذهنی شما این رو دریافت می کند) که تو دوست داری کس دیگری به تو بدهد و تو ببخشی ، دنیا هم می گوید خوب تو بده من میبخشم . همونطور که در مباحث استاد گفتند تا نبخشی بهت ثروت نخواهد رسید یعنی همیشه اول باید ما شروع کنیم نمیشه بگیم تو ببخش تو به من ایمان داشته باش . همونطور که اول ما باید فریاد بزنیم تا پژواک صدامون به ما برگردد. هیچ وقت نمی تونیم بریم جلوی کوه و بگیم خوب چرا صدایی نمی یاد من که می دونم کوه پژواک داره پس کوش صداش ، باید اول من کلمه ای را فریاد بکشم تا اون هم به من برگردونه .
همونطور که وقتی شما در حالت فقر و نداری هستید فقط و فقط موقعی پولدار می شید که بتونید در اون حالت خودتون را در حس ثروتمندی و بخشش ببینی و حس کنی تا ثروتمند شوی.
اگر حست ، نداری و فقر باشد و نتونی حست رو عوض کنی نمی تونی ثروتمند شوی . در واقع باید لیاقت بخشش رو در خودت ایجاد کرده باشی و لیاقت با معامله و دادوستد ایجاد نمیشود . حس بخشش اینه که وقتی کسی ازت چیزی می خواهد بدون فکر بدی این یعنی ایمان . ایمان به فراوانی و اینکه کائنات همیشه میبخشد و لزومی ندارد فکر کنم که اگر اینو دادم بعدش چی میشود .
این که بگم تو بده تا من ببخشم یعنی عدم فراوانی . یعنی بی ایمانی به همه چیز . نمونه بارزش شغل کارمندی است تا حالا کی دیده تو اداره کارمندی به رئیسش بگه تو اول ماه حقوق بده تا من برات تو این ماه کار کنم چرا ما همه قبول کردیم که اول یکماه کار کنیم و بعدش آخر ماه حقوق بگیریم تازه خیلی اداره جات چند ماه معوقه دارند ولی بازم ما کار می کنیم . واقعا فکر کردین چرا . چون ایمان داریم که بالاخره حقوقمون را میگیریم . دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره . اگر کسی هم یک همچین حرفی رو بزنه همه مسخرش می کنند و میگند تا حالا ندیده بودیم اول حقوق بدند و بعد کار بخواهند.ولی در رابطه با خدا این بینش رو نداریم که بیاییم اول ببخشیم حتی برای چند ماه و بعدا باز تابش رو ببینیم . میگیم تو بده تا من ببخشم این یعنی بی ایمانی و نا باوری به قانون آفرینش .بخدا ما ایمانمون به اداره و کارفرما خیلی خیلی خیلی بیشتر از خداست . این یعنی شرک ، شرک چیه دیگه ، همینه دیگه .
راستش از هرجهت به این سوال استاد فکر میکنم آخرش به یک باور ریشه ای و مخرب میرسم که اینقدر از کودکی و همه جا کردن تو سرمون که الان فکر کنم جزئی از دی ان ای ما شده!!! و اون دیدگاه مذمت گونه نسبت به مال و دنیا و حتی نعمت های دنیا هست طوری که اینقدر مال دنیا رو در ذهن ما از بچگی بد و مذموم جلوه دادن که تقریبا برای اکثر ما مال دنیا = عذاب آخرت هست!
دوست دارم اینطور شروع کنم که اگر کسی ازتون بپرسه که این آیه را تکمیل کنید ” کلوا وشربوا و….” شما چه جوابی بهش میدید؟؟ حاضر شرط ببندم که 100 درصد افراد میگن ولاتسرفوا !!! خب چرا؟ در حالی که در حدود 20 آیه قرآن کلمه کلوا و شربوا… (با معنی بهره بردن از نعمت های خداوند) اومده که در حدود 15 آیه خداوند بعدش میگه خداروشکر کنید، به خدا ایمان بیارید، از این نعمت ها و رزق و روزی ها لذت و بهره ببرید و این به واسطه اعمال شماست و برای شما خلق شده. خب چرا از بین این همه آیه امید بخش و تشویق کننده به بهره بردن حداکثری از نعمت های خداوند فقط دوسه تا آیه که بعدش یه اخطار و تذکر ضمنی اومده رو برجسته کردن برامون. تازه توی اون آیه ها هم اولش خدا میگه “کلوا وشربوا…” یعنی امر میکنه که بخورید، بیاشامید، لذت ببرید از رزق وروزی های خدا در این دنیا فقط حواستون به اسراف و وسوسه شیطان هم باشه! در حالی که توی جامعه دینی و فرهنگی وقتی به چنین آیه هایی میرسن میگن بخورید و بیاشامید ولییییییییی اسراف نکنید آخ آخ آخ اسراف! و بعد ساعت ها در مورد اسراف و وسوسه شیطان و وابستگی به مال دنیا وانحراف از مسیر حق و سخت جون دادن هنگام مرگ و عذاب آخرت حرف میزنن و میگن اصلا موضوع اصلی این آیه اسراف نکردن هست و برای جلوگیری از بهره گیری زیادی از مال دنیا نازل شده و اینقدر روی ولاتسرفوا تاکید شده که اصلا توی ذهن ما و از ترس اسراف اون دوتا عبارتی امری اول هم به لاتاکلو و لا تشربوا تبدیل شده!!! حداقل برای من که خیلی این باور محدود کننده و ریشه ای وجود داره طوری که هروقت میخوام چیزی بخرم لباس باشه خوراکی باشه میوه باشه یه غذای خوب باشه و هر چیز دیگه ای، هنوز به اون چیزی که میخوامش دست نزدم یه باوری میاد میگه اسراف نکنیا، این خیلی گرونه ها، محرومین چی پس، فقرا چی پس، شیطون یادت نره ها، تجملاتی نشی یه وقت!!!! بابا لامصب بذار یه لقمه کلوا وشربوا کنیم بعد بیا هی ولاتسرفوا رو بزن توی سر ما (خنده)!!!! آقا اصلا توی قرآن که میگردی فقط دو سه جا گفته که به مال نزدیک نشید و اون هم مال یتیم هست ولی من نمیدونم این همه روایت و سخنرانی و داستان و مکاشفه و رویا و زندگی علما و هزار چیز دیگه و این همه باور مذمت گونه نسبت به مال دنیا از کجا اومده در حالی که من یدونه آیه هم براش پیدا نکردم؟؟!! خب اگه اینقد بده خدا میومد خودش مستقیم میگفت دیگه یا اصلا خلقش نمیکرد! مگه خدا بیهوده کار هست یا میخواد ما رو اذیت کنه توی این دنیا؟!
به نظرم به خاطر همین حرف های بی پایه و اساس هست که یه تصویر غضبناک از خداوند در مورد مال و نعمت های دنیا توی ذهن ما هست. درواقع تصویری که از خداوند در ذهن ما ساختن مثل اینه که مثلا فرض کنید توی حیاط مدرسه یه ظرف بزرگ از خوراکی ها و میوه های خوشمزه گذاشتن و خدا هم مثل یک مدیر خط کش به دست بالای سر این ظرفه وایساده! حالا خیلی از بچه ها که دلشون آب شده برای اون خوراکیا اصلا جرات نمیکنن برن از آقا مدیر (خداوند) بخوان که از اون خوراکیا بهشون بده و یا گشنگی رو ترجیح میدن به درخواست کردن و تلاش کردن برای به دست آوردنش و یا همش چشمشون دنبال خورکیای بقیه میره که از اونا کش برن بهتره! حالا بعضیا هم که دلو به دریا میزنن که برن از مدیر درخواست کنند اینطوری میگن که: آقا اجازه! میشه چنتا از اون میوه ها به ما بدید؟ اجازه اصلا فکر نکنید که اینا رو برای خودم تنها میخواما نهههه فلانی و فلانی هم دلشون خیلی خواسته ولی جرات ندارن از شما بخوان! آقا اجازه اصلا اول میدم به اونهایی که گشنه تر هستن بخورن و من قول میدم که اگه بهم بدید بریم با هم بخوریم. آقا اجازه قول میدم که من همشو تقسیم کنم و به همه بچه ها بدم اگه یه کمیش هم بهم برسه کافیه!!!!!
این شده وضعیت درخواست کردن ما از خداوند کریم و نعیم و وهاب و رحیم و بی نیاز و رازق به خاطر فقط ترس ها و تصورات و باورهای غلطی که از بچگی توی کله ما کردن. ما موجوداتی بی نهایت طلب هستیم و اینطور آفریده شدیم و خدا هم یک جهان بی نهایت رو برای ما خلق کرده که از طریق ارضای خواسته های بی نهایتمون به بزرگی و یکتایی خداوند پی ببریم ولی متاسفانه اینقدر تصور غلط به ذهن ما القا شده که ما رو مجبور کرده در مقابل خداوند به ریاکاری رو بیاریم و درخواست معامله ای رو با خدا بکنیم که شاید بیشتر ما اصلا از صمیم قلب راضی نباشیم به انجامش. هرچی دارم فکر میکنم این باور تا دی ان ای ما هم رسوخ کرده و خیلی کار داره تا رفع بشه ولی خدارو شکر میکنم که من رو به وسیله استاد عالم و عزیزمون و شما دوستان با معرفت به این راه هدایت کرد تا شروع کنم به شناخت و اصلاح باورهای غلطم و شناخت درست تر خودم و خدای خودم و لذت بردن هرچه بیشتر از این جهان و حیات طیب و طاهر و زیبا و بی نهایت. خدایا شکرت.
انوقوت چکار کنم . پولی را که پس مدتها کارکردن روی باور هایم بدست اوردم یکشبه به باد رفت
۲ خدا خودش گنجینه های اسمان و زمین است . او تمام ثروت جهان را دارد . وقتی خداوند این همه ثروت دارد و تکامل جهان را به این خوبی پیش میبرد دیگر نیازی به بخشیدن من نیست
۳ . من لیاقت این بخشش را ندارم . چون من گناهان بسیاری دارم . از طرفی خداوند این بخشش را از متقین میپذرد
(با استناد بر آیه انما یتقبل الله من المتقین ) . من انسان پوچ و بی ارزشی و مشرکی هستم و خداوند اینها را قبول نمیکند
۴ . من کارهای نیک زیادی به غیر از بخشیدن پول میتوانم انجام دهم و با پول خود سرمایه گزاری کنم و یا از آن لذت ببرم.
۵ . من انسان ریا کاری هستم و مطمئنم این کار من برای جلب توجه دیگران است . پس بهتر است این کار را نکنم
۶ . من به پولم دلبستگی دارم و انسان مشرکی ام . باید ابتدا آنقدر ثروتمند شوم تا از ثروت سیر شوم و سپس ببخشم .
دوستان , همانطور که در جریان هستید ذهن محدود ما که باور های غلطی دارد همواره در حال اثبات باور های قبلی است و این روند ادامه دارد مگر زمانی که ما آگاهانه این روند را عوض کنیم و سعی کنیم که نجواهای ذهنی خود را کنترل کنیم و برای باور های جدید زیبای خود استدلال های قوی بیاوریم و این استدلال ها را هر روز مرور کنیم تا باور های ما قوی تر شود آرزوهای خود را تکرار و تجسم کنیم و این کار را هرروز انجام دهیم تا آن ها در ما به باور تبدیل شوند .
اما مهمترین باور توحید است
یعنی اینکه ما باور کنیم که خداوند توانا ترین در عالم است
و ما را به راحتی به آرزویمان می رساند کافی است این موضوع را باور کنیم
??? تجربه ی شخصی من ????
“من انسانی فوق العاده ضعیف و گوشه گیر بودم . سرشار از افکار منفی و احساسات بد .
پارسال با اینکه در شبانه روز ۱۲ ساعت درس میخواندم باز هم به نتایج باب میلم نرسیدم .
اضافه وزن داشتم و انقدر در زندگی ام تنش بود که اصلا به ورزش فکر نمیکردم
اصلا جایی برای خدا در دل من نبود .
یعنی تلاش فوق العاده و نتیجه ی ناچیز .
اما من که الان با شما صحبت میکنم :
انسانی با اعتماد به نفس فوق العاده بالایی ام
حدود ۲۰ کیلو گرم وزن کم کرده ام
در فوتبال نسبت به قبل جهشی کوانتومی داشته ام
با گذاشتن روزانه ۳ ساعت وقت درسم را میخوانم و احساس فوق العاده ای دارم
همه ی اینها نتیجه تغییر نگرش من نسبت به خداوند و خواسته هایم
است
امیدوارم.که شما نیز خود و خدای خود و خواسته های خود را از ته قلب باور داشته باشید
بارها و بارها از استاد شنیده بودم که ما اساس فرکانس ارسالی را دریافت می کنیم اما درک واضح و شفافی برایم ایجاد نمی شد تا این که مسابقه باور مخرب این جمله که خدا پول بدهد تا من کار خیر انجام دهم، روی سایت قرار گرفت.
در ظاهر فرکانس خوبی است کار خیر انجام دادن و کمک کردن به دیگران اما وقتی به اساس فرکانس توجه کنیم، درمی یابیم چقدر باورهای مخرب در درونش هست که با دیدگاهی که از دوره ها آموختیم در تضاد است.
الف: هر فردی هر کجا هست جای درستش همانجاست و عدالت حاکم است
این که هر فردی آگاهانه یا ناآگاهانه خالق صد درصد زندگیش است و با باورها و فرکانسهای ارسالیش در موقعیت فعلیش قرار دارد نه به جبر و تقدیر و با تغییر فرکانسش می تواند تغییر ایجاد کند. به عبارتی هر فردی هر کجا هست، جای درستش همان جاست، چیزی اشتباه نشده است، حق کسی ضایع نشده است، بی عدالتی رخ نداده است و من فقط می توانم فرکانس و باورهای خودم را تغییر دهم و اتفاقات و شرایط جدیدی را برای خودم رقم بزنم و هیچ تاثیر و قدرتی برای تغییر فرکانس دیگران را ندارم. به عبارتی اگر فرد خاصی شرایط مناسبی ندارد، کسی مقصر نیست، ظلمی صورت نگرفته است بلکه باورها و فرکانس همان فرد خاص مناسب نبوده که چنین شرایطی را تجربه میکند و ما نیز خبر نداریم که او چه فرکانسی را ارسال کرده است. بنابراین همچنان اعتماد خودم را به قانون و فرکانس و خدا حفظ میکنم.
ب: چه نگاه و باوری به خدا در این جمله پنهان است که خدا به من پول بدهد تا من ببخشم
نوع نگاه غالب انسانها به خدا اینگونه است که خدا انسانی است قدرتمند که اگر دلش بسوزد یا اگر پیگیر باشیم و خواهش و تمنا کنیم، می توانیم دریافت کنیم در حالی که خدا انرژی است و احساسات انسانی ندارد. جهان براساس قوانین ثابت عمل می کند نه خواهش و تمنا
ساز و کار جهان اینگونه است که هر کس اساس فرکانس ارسالیش را دریافت می کند جهان مثل آیینه رفتار می کند و در هر لحظه با فرکانس جدید تغییراتی را تجربه می کنیم تا به فرکانس با ثبات برسیم مثال چوب در آب که با هر موجی و نسیمی به سمتی می رود و از همان اول کسی نمی داند حتی خدا هم نمی داند که به چه سمتی میرود. هر فرد با هر فرکانس و باوری، نتیجهای را دریافت می کند و با تغییر باورها نتیجهای متفاوت را. چیزی برای کسی تقدیر نشده است.
ج: چرا توجه نمی کنیم همون خدایی که من دارم و از آن درخواست می کنم خدای او نیز هست. همه ما به یک اندازه به خداوند، به عنوان منبع رحمت، ثروت و برکت نزدیکیم و به یک اندازه، امکان دریافت حمایت و هدایت او را داریم. و اصلا چرا خداوند را ناتوان فرض کرده ایم یعنی خودش نمیتواند بدون واسطه و دلالی من به آن فرد کمک برساند
د: اصلا چرا تکیه کلام ما شده است کمک به دیگران و آیا حل مسایل مردم وظیفه دیگران است؟ وظیفه دولت است؟ چرا توجه نداریم مشکلات و مسایلی که افراد دیگر با آن برخورد کردهاند بخشی از مسیر رشد و شناسایی خواسته است. قانون تضاد قانون جهان است که در آن افراد به وضوح
خواسته هایشان می رسند لذا بهتر است تنها به خودمان اجازه دهیم که شادتر زندگی کنیم، و این فرصت را به دیگران بدهیم تا با برخورد با تضادها، خیلی سریع تر، راهشان را پیدا و به سمت خواسته های شان هدایت بشوند. این قانون جهان است و باید این مسئله را به عنوان بخشی از مسیر هدایت آن افراد به سمت خواسته های شان، بپذیریم. دیگران هم باید تکاملشان را طی کنند.
ذ: چرا باور نداریم پول و ثروت بی نهایت مثل اکسیژن همه جا و به وفور وجود دارد و این ارتعاش و باورهای نادرست افراد است که مانع دستیابی شان به ثروت شده است نه محدودیت منابع
ر: چرا خدا بدهد که من ببخشم و خودم را لایق و شایسته آن ندانم چرا با خواهش و تمنا عزت نفس خودم را کاهش دهم چرا پول را صرف خودم و نیازهایم نکنم؟ چقدر تاثیر فیلم بینوایان روی مردم ایران عمیق است
ط: اصلا ثروت چیز جدای از همان انرژی نیست، ثروت، سلامتی، خوشی و همه چیز خودش هست آن انرژی همه چیز است قدرت همه چیز در اختیار خودش هست. بنابر باید باورهای درستی داشته باشیم تا جریان ثروت وارد زندگیمان شود نه این که خدایا به من ثروت بده
ظ: چرا باور نداریم که در هر کاری باید تکامل خودمان را طی کنیم حتی در بخشش و لذا بهتر است ده درصد ورودی فعلی مان را ببخشیم آن هم نه به نیت کمک به دیگران بلکه برای رشد و جریان ثروت بیشتر به زندگی خودمان
سلام.به نظر من مشکل اینجاس که ما به جنبه ی پنهان درونمون توجه نمی کنیم.تمامی عقاید و باورهای ما درون ضمیر ناخودآگاه ما شکل گرفته و عمده ی اونها در دوران کودکی و بدون فیلترشدن از سوی ذهن ثبت شده است.پس ممکنه حتی ما یه باوری رو داشته باشیم ولی ازش خبردار نباشیم.از طرفی ما با ضمیرخودآگاهمون دعا میکنیم و فرکانس می فرستیم و نقش ضمیرناخودآگاهمون این وسط فیلترکردن فرکانساست.حالا اگه فرکانسی که می فرستیم در تضاد با ضمیر ناخودآگاهمون باشه عملا اثرش خنثی می شه و اگه مطابق با اون باشه میتونیم بگیم فرکانس به طور صحیح ارسال شده
پس ما ممکنه دعا کنیم که خدایا بهم ثروت بده که به فقرا کمک کنم درحالی که درونم نسبت به ثروت حس بدی داریم و شاید حتی خودمون هم در تشکیل این باور نقشی نداشتیم اما وجود داره و از نتیجه گیری ما جلوگیری می کنه.
پس به نظرم بهتره اول دیدمون و عقیدمون رو نسبت به ثروت عوض کنیم تا همسو با فرکانس هامون باشیم
با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
فکر میکنم کدهای مخرب موارد زیر باشه :
1- ما وقتی برای کسی غیر از خودمون چیزی رو میخوایم ، فرکانسی به جهان ارسال میکنیم. اما اون شخص مورد نظر با باورهایی که داره فرکانس خلاف جهت ما رو ارسال میکنه ( وگرنه تابحال به اون خواسته ها رسیده بود ). در نتیجه این موضوع به عنوان ترمز عمل میکنه و امکان روی دادن اون اتفاق بشدت کم میشه و حتی امکان تضعیف روحیه و باورهای ما وجود داره.
2- چون اون اتفاقی که ما بدنبالش هستیم خواسته خود ما نیست و برای کس دیگری میخوایم که رخ بده ، تجسم کردن شخص مورد نظر در اون فضا (تاحدی) ، استفاده از احساسات و خواسته قلبی شدید ما برای بوجود آوردنش کمرنگ تر هست.
3- ما موهبتی رو برای کس دیگه ای میخوایم که در نهایت امکان داره آماده پذیرشش نباشه و براحتی از دستش بده یا حتی نتونه ازش لذت ببره.
امیدوارم همگی به خواسته های قلبمون برسیم.
پاسخ مسابقه سایت عباس منش:
با سلام خدمت گروه عباس منش، استاد عزیز و همه دوستان.
شرایط سوال این مسابقه همین چند روز پیش دقیقا برای من اتفاق افتاد. یعنی وقتی که یکی از افراد نزدیک فامیل که شرایط مالی خوبی نداره و به پول هم نیاز داشت و من هم شرایط کمک بهش رو نداشتم. یک جورایی احساس مسئولیت و وظیفه شدید داشتم و حتی می تونم بگم احساس گناه از اینکه چرا من این پول رو ندارم که بهش کمک کنم و وظیفه منه که بهش کمک کنم. احساسم خیلی بد شده بود و در گفتگو های ذهنی خودم با خدا می گفتم که خدایا تو فلان پول رو به من بده تا من هم به اون فرد کمک کنم. من غافل بودم از اینکه همه چیز این جهان به اذن خدا اتفاق میفته و ما تنها می تونیم وسیله رسوندن خیر به دیگران باشیم و اگر اون فرد در این فرکانس نباشه هزاران اتفاق می تونه بیفته تا اون پول بهش نرسه و خداوند با قوانین ثابتش تعیین می کنه که ثروت ما در چه مسیری هدایت بشه و به دست چه کسی برسه و ما فقط می تونیم وسیله رسوندن خیر به دیگران باشیم. این وسط من دایه دلسوز تر از مادر شدم چون هیچ کس به اندازه خداوند بندگانش رو دوست نداره و حتی می تونم بگم این رفتار و فکر من نوعی شرک به خداوند محسوب میشد و بابتش از خدای خودم طلب بخشش می کنم.
نکته دیگه ای که در مورد این سوال می تونم بگم بحث عزت نفس و احساس ارزشمندی هست که پاشنه آشیل خیلی از ما از جمله خودم محسوب میشه. به نظرم اگر ما این تفکر مطرح شده در سوال رو داریم، خودمون رو با همین چیزی که الان هستیم لایق ثروت و به عنوان یک انسان خیر نمی دونیم که اونوقت می خوایم با این افکار اون لیاقت رو به عاریه بگیریم و این یکی از خطاهای شناختی ذهن هست.
مورد سوم باور کمبود پول هست که با این فکر در واقع ما داریم به نداشتن اون پول فکر و توجه می کنیم و فرکانس نبودن پول رو ارسال می کنیم.
با تشکر از همه دوستان
سلام به همه دوستان خوبم ، و همچنین اقای عباسمنش که واقعا از ته دل (موخامش) ?
هر کدوم از فایلهایی که میزارین یک در جدید به روی من باز میشه و یکسری باورهای جدید و فوق العاده پیدا میکنم
وقتی ما به خدا میگیم اگه به من ثروت بدی من این کارها رو انجام میدم اولا که شرط گذاشتیم برای ثروتمند شدنمون ، توی دنیایی که همه چیز قانون منده نمیشه شرط گذاشت ، یعنی من ایمان ندارم که ثروتمند هستم ،
باور کمبود ثروت ، باور ناعادلانه تقسیم شدن ثروت ، باور اینکه من به جای خدا میخوام خدایی کنم ، که اگر ایمان داشتم میفهمیدم هر چیز دقیقا سر جای خودش قرار گرفته و من نمیتونم دست ببرم توی قوانین که بخوام فقر رو از بین ببرم که اگر اینطور بود بسیار دولتها و انسانهای ثروتمند و قدرتمند بودند که میخواستن دنیا رو یک جای خوب و پر از آرامش کنند و نتوانستند،
پس من ثروت رو میخوام که :
خودم به آرامش برسم ، خونه های خوب و مجلل داشته باشم ، اتومبیل های اخر مدل و شیک داشته باشم ، به استقلال مالی برسم تا به خدا نزدیک و نزدیک تر بشم
ما با این فکر که خدا تو بده تا من ببخشم بیشتر به کمبود ثروت فکر میکنیم تا فراوانی ، مگر خود خدا نمیتواند ببخشد که نمیداند به کی ببخشد که به ما بدهد تا ما ببخشیم
هر کس در حد باورش و ایمانش دریافت میکنه ، مطمئن باشید اگه باورمون قوی تر کنیم ثروت بسیار بیشتری در همه جنبه ها دریافت میکنیم
با آرزوی موفقیت برای همه دوستان گلم توی سایت عباس منش ?
سلام و سپاس. من درسالیان گذشته خودم چنین طرز فکری را داشتم وهمچنین این طرز فکر را بین بیشتر دوستانم میدیدم و میدیدم که نه من ونه دوستانم هیچ یک با اینکه اینگونه صادقانه از خدا میخواستیم که تو به ما ثروت بده ما ثروتت را در راه خیر خرج خواهیم کرد هیچ کدام ثروتمند نمیشدیم و من از همان موقع پی بردم که یک جای این طرز فکر اشکال داره.یک طرز فکر اشتباه دیگر که من داشتم که شاید خیلی شبیه به این طرز فکر اشتباه باشد این بود که من خیلی از مواقع که نیت خرید کردن داشتم با خود میگفتم بروم از فلان جوان که تازه مغازه باز کرده یا فلان شخص که مستحقتر است خرید کنم که یک کمکی برای او باشه و پس از چندین بار که با چنین نیتی از این افراد خرید کردم و جنس بد و یا میوه بد نسیبم شد فهمیدم که در این طرز فکر نیز یک ایرادی وجود دارد که خدا میخواهد به من بفهماند.حالا که تقریبا به یقین رسیده ام که این طرز فکرها یا باورها اشتباه است دیگر با چنین نیت هایی از هیچ کس خرید نمیکنم و همیشه میگویم از کسی خرید میکنم که بهترین جنس را با قیمت مناسب ارایه میدهد میخواهد مستحق باشد میخواهد ثروتمند.و همچنین اسامی ده ها شخص مستحق و مسجدهایی که روزی نیت داشتم که اگر روزی ثروتمند شدم به آنها کمک خواهم کرد را از ذهنم پاک کردم تا جایی که دیگر هیچ نیت فضل و بخشش ودستگیری از شخصی را پس از ثروتمند شدنم را ندارم و با خودم میگویم موقعی که ثروت به دستم رسید همان موقع در مورد ذکات و فضل و بخشش تصمیم خواهم گرفت.
ادامه متن در چند صفحه جلوتر است حتما بخونید
صفحه ۱۳۶
سلام
موانع ذهنی در برابر خواسته ثرومند شدن
جالبه که وقتی می خوای متمرکز بشی ازنظر اینکه بیدنیشی و موانع را ببنی خود این ذهن می بردت که اصلا فکر نکنی وپیداش نکنی
برام جالب بود که خود ذهن چقدر خودش را می شناسه قشنگ و کامل می شناسه خودشو وهمینطور به من تسلط داره و می شناسه منو یعنی اینطوری بگم چنان مارمولک مالنند و ریز ریز
چنان فرمان منو دستش می گیره و من فکر می کنم که بیدارم و درصورتی غافل شدم
اینکه اومدم فکر کنم درمورد این سیوال چنان کاری کرد که نتوستم نوشته دوستان را بخونم یعنی 5 صفجه تونستم بخونم یا اینکه می خواستم بنویسم نزاشت
چیزی که دیدمش حالا بزار بعدا نمی خواد ولش کن
این ها ظریف بود که من صداهاشو نشنیدم اکنون که نزدیک صبح هست بیدار شدم و گفتم برو تو دلش و بنویس برای اینکه وقتی می نویسی می تونی لو بدی و خیلی موارد تغییر میکنه
اره دیدم که خود ذهن طوری پرورش شده که بره سمت موراد دیگر دور از خواست
یعنی ماهره درکارش
مثلا من می خوام زبان بخونم تا اعلام می کنم اون شروع می کنه نقش خودش را اجرا کنه
نمی شه یک موردی پیش میاد همون دست میگره از زاویه های مختلف مثل ابکش این سوراخ می گیری از او سوراخ می زنه بیرون
حالا درکل این دیدم که چایی که میخ وای رشد کنی و می دونی که باید اینکار را کنی ذهن من نزاشته
همین خود زبان حالا بعدا حوصله داری
حالا غذا درست کن بعد حالا فایل عباس منش گوش بده بعد حالا بنویس بعد حلا این کارکن
جالبه که دیدم همه کارها هم انجام مید هم بعد به خود اصلی که زبان خوندنم هست وقت نمی زارم
و پرتم کرده اون ذهن شب خوشحاله که کارشو انجام داده و من …..
اینکه وقتی ذهن می بنی و می شنوی تغییر پرورش و جهت دادنش مهم هست
این اکنون برام اومد که نوشتم
و دراین موانع ثروت اولین موردی که برایم امد این بود که یک موردی که نمی زاره و مانع هست
کلمه ای به نام دلسوزی هست
ما دلمون می سوزه اول فضا غیرقانونی بعد از روی دلسوزی خودمان توجه و اینکونه فضاها را بیشترش کردیم دوم می خواهیم حرکت بعدی رابرداریم خوب طبیعتا نمی شه
اینکه همه چیز از آن خداست بعد ما می خوایم ببخشیم اصلا جوردرنمیاد مگه ما کی هستیم که بخوایم ببخشیم هیچ چیز برای ما نیست همه چیز از آن خداست
موردی بعدی خودخواهی ام را دیدم که از خودخواهی که من من من …. و بعد با کمک کردن ادعا کنم و کمبود خودم را سیر کنم برای توجه که من انسان خوبی هستم خیر هستم من من من
مانع بعدی خود را نشانختن
مانع بعدی دخالت کردن
مانع بعدی خودرا نشان دادن
مانع بعدی حول و طمع کردن
مانع بعدی خود افشایی
مانع بعدی بی ایمانی
مانع بعدی باور نداشتن
مانع بعدی عدم لیاقت
برای اینکه واقعا ثروت هست پول هست همه جا هست ریخته بعد ما از راه و وسیله ها و بازی ها مثل خیریه ، کمک ، می خوایم برسیم معلومه که نمی شه .یک جور زور زدن و حول زدن هست
یعنی خیلی خوشگل و شیک از کلمه خیریه می خوام استفاده کنم و خودم بکشم جلو
ومتوجه نیستم کلمه اش می شود قربانی.
بهترین راه راه مستقیم هست اهدنا صراط المستقیم
برای شخص خودم نجواهایی که دیدم تو کی هستی
تو نمی تونی
ولش کن
می خوای چه کار
و حالبه که سه ماه مونده به پایان قرارداد خانه ام و دیدم که دوروزه نجوای ذهن حالا می خوای چه کارکنی پول برق واب گاز اجاره و دیدم که کارخودش را کرد و نگرانم کرد و دیدم بی ایمانی ام
چنان هم حلقه زنان افکار را می گیره که متوجه نشدم دیدم یک ساعت زمانم دراین غفلت رفت
واقعا ثروت و پول بی نظیره و واقعا ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
رهایی و آزاد
ما تنها می توانیم به خودمان کمک کنیم کسی نیازی به کمک ما ندارد ما هیچ کاری نمی توانیم برای دیگران انجام دهم جزاینکه روی خودمان کارکنیم و تغییر را درون خودمان بسازیم و هرکسی که خودش را شناخت خدایش را شناخت
ومن دیدم درخودم اغراق
حرف بی عمل که هروقت حرف می زنم کلن اون کار صورت نمی گیره
دیدم درخودم غرور و خودخواهی
و کمبود فقر را باز دیدم.
خیریه که ریشه اش فقر باشد خیریه نیست
جهان خداوند خودش خیریه کامل و همه چیز هست نیازی به خیریه ماندارد.
خدایا شکرت از عظمت تو از شکوه تو و از بزرگی تو که ما ها را خلق کردی ما نیز جز افرینش تو هستیم
سپاس سپاس سپاس
سلام اعظم جان از کامنت زیبات بینهایت سپاس گزارم داشتم کامنت های شما رو دنبال میکردم به موردی در روان شناسی ثروت سه بر خوردم میخواستم بپرسم عمل صورتت با موفقیت انجام شد برات آرزوی بهترین ها رو شادیو ثروت وسلامتی از الله یکتا دارم??
عزیزم
بله من جراحی ام با موفقیت انجام سد بعد از 16 سال می تونم نفس بکشم و این یعنی عشق یعنی ثروت یعنی زندکی
الان سر کار می رم
دانشگاه می رم
خونه خریدم
و کلی بودن و عشق و صفا
قدردانم ارزیات و پیگیریت
و قدردانم وقت گزاشتی و خواندی کامنتم را .
با سلام به همه دوستان
من اول می خواستم بیشتر در موردش فکر کنم و یک جواب طبقه بندی شده و کامل بنویسم ولی این اخرین فایل استاد که اشاره به این موضوع نمودند که همه حتما بنویسند تا گره های ذهنیشان باز شود تصمیم به نوشتن گرفتم.
پیام اولش ، اینه که من که خودم نه لایق ثروتمند شدنم و نه می توانم ثروتمند شوم . تو (خدا) بیا به من بده تا من دست تو در زمین باشم وببخشم
پیام دومش اینه که ما هنوز قانون آفرینش را نفهمیدیم و مکانیسم حاکم بر جهان را نمیدونیم . چون مکانیسم جهان معامله نیست بلکه بواسطه فرکانس و امواج و توجه هی که می فرستی ، دریافت می کنی . به عبارت دیگر اگر این فرکانس را بفرستی که خدا بیا معامله کنیم (چون سیستم از فرکانس ذهنی شما این رو دریافت می کند) که تو دوست داری کس دیگری به تو بدهد و تو ببخشی ، دنیا هم می گوید خوب تو بده من میبخشم . همونطور که در مباحث استاد گفتند تا نبخشی بهت ثروت نخواهد رسید یعنی همیشه اول باید ما شروع کنیم نمیشه بگیم تو ببخش تو به من ایمان داشته باش . همونطور که اول ما باید فریاد بزنیم تا پژواک صدامون به ما برگردد. هیچ وقت نمی تونیم بریم جلوی کوه و بگیم خوب چرا صدایی نمی یاد من که می دونم کوه پژواک داره پس کوش صداش ، باید اول من کلمه ای را فریاد بکشم تا اون هم به من برگردونه .
همونطور که وقتی شما در حالت فقر و نداری هستید فقط و فقط موقعی پولدار می شید که بتونید در اون حالت خودتون را در حس ثروتمندی و بخشش ببینی و حس کنی تا ثروتمند شوی.
اگر حست ، نداری و فقر باشد و نتونی حست رو عوض کنی نمی تونی ثروتمند شوی . در واقع باید لیاقت بخشش رو در خودت ایجاد کرده باشی و لیاقت با معامله و دادوستد ایجاد نمیشود . حس بخشش اینه که وقتی کسی ازت چیزی می خواهد بدون فکر بدی این یعنی ایمان . ایمان به فراوانی و اینکه کائنات همیشه میبخشد و لزومی ندارد فکر کنم که اگر اینو دادم بعدش چی میشود .
این که بگم تو بده تا من ببخشم یعنی عدم فراوانی . یعنی بی ایمانی به همه چیز . نمونه بارزش شغل کارمندی است تا حالا کی دیده تو اداره کارمندی به رئیسش بگه تو اول ماه حقوق بده تا من برات تو این ماه کار کنم چرا ما همه قبول کردیم که اول یکماه کار کنیم و بعدش آخر ماه حقوق بگیریم تازه خیلی اداره جات چند ماه معوقه دارند ولی بازم ما کار می کنیم . واقعا فکر کردین چرا . چون ایمان داریم که بالاخره حقوقمون را میگیریم . دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره . اگر کسی هم یک همچین حرفی رو بزنه همه مسخرش می کنند و میگند تا حالا ندیده بودیم اول حقوق بدند و بعد کار بخواهند.ولی در رابطه با خدا این بینش رو نداریم که بیاییم اول ببخشیم حتی برای چند ماه و بعدا باز تابش رو ببینیم . میگیم تو بده تا من ببخشم این یعنی بی ایمانی و نا باوری به قانون آفرینش .بخدا ما ایمانمون به اداره و کارفرما خیلی خیلی خیلی بیشتر از خداست . این یعنی شرک ، شرک چیه دیگه ، همینه دیگه .
فعلا .بقیش باشه برای بعد
سلام به همه دوستان سعادت مند خودم و استاد بزرگوار
راستش از هرجهت به این سوال استاد فکر میکنم آخرش به یک باور ریشه ای و مخرب میرسم که اینقدر از کودکی و همه جا کردن تو سرمون که الان فکر کنم جزئی از دی ان ای ما شده!!! و اون دیدگاه مذمت گونه نسبت به مال و دنیا و حتی نعمت های دنیا هست طوری که اینقدر مال دنیا رو در ذهن ما از بچگی بد و مذموم جلوه دادن که تقریبا برای اکثر ما مال دنیا = عذاب آخرت هست!
دوست دارم اینطور شروع کنم که اگر کسی ازتون بپرسه که این آیه را تکمیل کنید ” کلوا وشربوا و….” شما چه جوابی بهش میدید؟؟ حاضر شرط ببندم که 100 درصد افراد میگن ولاتسرفوا !!! خب چرا؟ در حالی که در حدود 20 آیه قرآن کلمه کلوا و شربوا… (با معنی بهره بردن از نعمت های خداوند) اومده که در حدود 15 آیه خداوند بعدش میگه خداروشکر کنید، به خدا ایمان بیارید، از این نعمت ها و رزق و روزی ها لذت و بهره ببرید و این به واسطه اعمال شماست و برای شما خلق شده. خب چرا از بین این همه آیه امید بخش و تشویق کننده به بهره بردن حداکثری از نعمت های خداوند فقط دوسه تا آیه که بعدش یه اخطار و تذکر ضمنی اومده رو برجسته کردن برامون. تازه توی اون آیه ها هم اولش خدا میگه “کلوا وشربوا…” یعنی امر میکنه که بخورید، بیاشامید، لذت ببرید از رزق وروزی های خدا در این دنیا فقط حواستون به اسراف و وسوسه شیطان هم باشه! در حالی که توی جامعه دینی و فرهنگی وقتی به چنین آیه هایی میرسن میگن بخورید و بیاشامید ولییییییییی اسراف نکنید آخ آخ آخ اسراف! و بعد ساعت ها در مورد اسراف و وسوسه شیطان و وابستگی به مال دنیا وانحراف از مسیر حق و سخت جون دادن هنگام مرگ و عذاب آخرت حرف میزنن و میگن اصلا موضوع اصلی این آیه اسراف نکردن هست و برای جلوگیری از بهره گیری زیادی از مال دنیا نازل شده و اینقدر روی ولاتسرفوا تاکید شده که اصلا توی ذهن ما و از ترس اسراف اون دوتا عبارتی امری اول هم به لاتاکلو و لا تشربوا تبدیل شده!!! حداقل برای من که خیلی این باور محدود کننده و ریشه ای وجود داره طوری که هروقت میخوام چیزی بخرم لباس باشه خوراکی باشه میوه باشه یه غذای خوب باشه و هر چیز دیگه ای، هنوز به اون چیزی که میخوامش دست نزدم یه باوری میاد میگه اسراف نکنیا، این خیلی گرونه ها، محرومین چی پس، فقرا چی پس، شیطون یادت نره ها، تجملاتی نشی یه وقت!!!! بابا لامصب بذار یه لقمه کلوا وشربوا کنیم بعد بیا هی ولاتسرفوا رو بزن توی سر ما (خنده)!!!! آقا اصلا توی قرآن که میگردی فقط دو سه جا گفته که به مال نزدیک نشید و اون هم مال یتیم هست ولی من نمیدونم این همه روایت و سخنرانی و داستان و مکاشفه و رویا و زندگی علما و هزار چیز دیگه و این همه باور مذمت گونه نسبت به مال دنیا از کجا اومده در حالی که من یدونه آیه هم براش پیدا نکردم؟؟!! خب اگه اینقد بده خدا میومد خودش مستقیم میگفت دیگه یا اصلا خلقش نمیکرد! مگه خدا بیهوده کار هست یا میخواد ما رو اذیت کنه توی این دنیا؟!
به نظرم به خاطر همین حرف های بی پایه و اساس هست که یه تصویر غضبناک از خداوند در مورد مال و نعمت های دنیا توی ذهن ما هست. درواقع تصویری که از خداوند در ذهن ما ساختن مثل اینه که مثلا فرض کنید توی حیاط مدرسه یه ظرف بزرگ از خوراکی ها و میوه های خوشمزه گذاشتن و خدا هم مثل یک مدیر خط کش به دست بالای سر این ظرفه وایساده! حالا خیلی از بچه ها که دلشون آب شده برای اون خوراکیا اصلا جرات نمیکنن برن از آقا مدیر (خداوند) بخوان که از اون خوراکیا بهشون بده و یا گشنگی رو ترجیح میدن به درخواست کردن و تلاش کردن برای به دست آوردنش و یا همش چشمشون دنبال خورکیای بقیه میره که از اونا کش برن بهتره! حالا بعضیا هم که دلو به دریا میزنن که برن از مدیر درخواست کنند اینطوری میگن که: آقا اجازه! میشه چنتا از اون میوه ها به ما بدید؟ اجازه اصلا فکر نکنید که اینا رو برای خودم تنها میخواما نهههه فلانی و فلانی هم دلشون خیلی خواسته ولی جرات ندارن از شما بخوان! آقا اجازه اصلا اول میدم به اونهایی که گشنه تر هستن بخورن و من قول میدم که اگه بهم بدید بریم با هم بخوریم. آقا اجازه قول میدم که من همشو تقسیم کنم و به همه بچه ها بدم اگه یه کمیش هم بهم برسه کافیه!!!!!
این شده وضعیت درخواست کردن ما از خداوند کریم و نعیم و وهاب و رحیم و بی نیاز و رازق به خاطر فقط ترس ها و تصورات و باورهای غلطی که از بچگی توی کله ما کردن. ما موجوداتی بی نهایت طلب هستیم و اینطور آفریده شدیم و خدا هم یک جهان بی نهایت رو برای ما خلق کرده که از طریق ارضای خواسته های بی نهایتمون به بزرگی و یکتایی خداوند پی ببریم ولی متاسفانه اینقدر تصور غلط به ذهن ما القا شده که ما رو مجبور کرده در مقابل خداوند به ریاکاری رو بیاریم و درخواست معامله ای رو با خدا بکنیم که شاید بیشتر ما اصلا از صمیم قلب راضی نباشیم به انجامش. هرچی دارم فکر میکنم این باور تا دی ان ای ما هم رسوخ کرده و خیلی کار داره تا رفع بشه ولی خدارو شکر میکنم که من رو به وسیله استاد عالم و عزیزمون و شما دوستان با معرفت به این راه هدایت کرد تا شروع کنم به شناخت و اصلاح باورهای غلطم و شناخت درست تر خودم و خدای خودم و لذت بردن هرچه بیشتر از این جهان و حیات طیب و طاهر و زیبا و بی نهایت. خدایا شکرت.
به نام خدواند مهربان
به نظر من چند باور قوی وجود دارد
۱ . با بخشیدن پول و ثروت ما تمام میشود
انوقوت چکار کنم . پولی را که پس مدتها کارکردن روی باور هایم بدست اوردم یکشبه به باد رفت
۲ خدا خودش گنجینه های اسمان و زمین است . او تمام ثروت جهان را دارد . وقتی خداوند این همه ثروت دارد و تکامل جهان را به این خوبی پیش میبرد دیگر نیازی به بخشیدن من نیست
۳ . من لیاقت این بخشش را ندارم . چون من گناهان بسیاری دارم . از طرفی خداوند این بخشش را از متقین میپذرد
(با استناد بر آیه انما یتقبل الله من المتقین ) . من انسان پوچ و بی ارزشی و مشرکی هستم و خداوند اینها را قبول نمیکند
۴ . من کارهای نیک زیادی به غیر از بخشیدن پول میتوانم انجام دهم و با پول خود سرمایه گزاری کنم و یا از آن لذت ببرم.
۵ . من انسان ریا کاری هستم و مطمئنم این کار من برای جلب توجه دیگران است . پس بهتر است این کار را نکنم
۶ . من به پولم دلبستگی دارم و انسان مشرکی ام . باید ابتدا آنقدر ثروتمند شوم تا از ثروت سیر شوم و سپس ببخشم .
دوستان , همانطور که در جریان هستید ذهن محدود ما که باور های غلطی دارد همواره در حال اثبات باور های قبلی است و این روند ادامه دارد مگر زمانی که ما آگاهانه این روند را عوض کنیم و سعی کنیم که نجواهای ذهنی خود را کنترل کنیم و برای باور های جدید زیبای خود استدلال های قوی بیاوریم و این استدلال ها را هر روز مرور کنیم تا باور های ما قوی تر شود آرزوهای خود را تکرار و تجسم کنیم و این کار را هرروز انجام دهیم تا آن ها در ما به باور تبدیل شوند .
اما مهمترین باور توحید است
یعنی اینکه ما باور کنیم که خداوند توانا ترین در عالم است
و ما را به راحتی به آرزویمان می رساند کافی است این موضوع را باور کنیم
??? تجربه ی شخصی من ????
“من انسانی فوق العاده ضعیف و گوشه گیر بودم . سرشار از افکار منفی و احساسات بد .
پارسال با اینکه در شبانه روز ۱۲ ساعت درس میخواندم باز هم به نتایج باب میلم نرسیدم .
اضافه وزن داشتم و انقدر در زندگی ام تنش بود که اصلا به ورزش فکر نمیکردم
اصلا جایی برای خدا در دل من نبود .
یعنی تلاش فوق العاده و نتیجه ی ناچیز .
اما من که الان با شما صحبت میکنم :
انسانی با اعتماد به نفس فوق العاده بالایی ام
حدود ۲۰ کیلو گرم وزن کم کرده ام
در فوتبال نسبت به قبل جهشی کوانتومی داشته ام
با گذاشتن روزانه ۳ ساعت وقت درسم را میخوانم و احساس فوق العاده ای دارم
همه ی اینها نتیجه تغییر نگرش من نسبت به خداوند و خواسته هایم
است
امیدوارم.که شما نیز خود و خدای خود و خواسته های خود را از ته قلب باور داشته باشید
سلام
بارها و بارها از استاد شنیده بودم که ما اساس فرکانس ارسالی را دریافت می کنیم اما درک واضح و شفافی برایم ایجاد نمی شد تا این که مسابقه باور مخرب این جمله که خدا پول بدهد تا من کار خیر انجام دهم، روی سایت قرار گرفت.
در ظاهر فرکانس خوبی است کار خیر انجام دادن و کمک کردن به دیگران اما وقتی به اساس فرکانس توجه کنیم، درمی یابیم چقدر باورهای مخرب در درونش هست که با دیدگاهی که از دوره ها آموختیم در تضاد است.
الف: هر فردی هر کجا هست جای درستش همانجاست و عدالت حاکم است
این که هر فردی آگاهانه یا ناآگاهانه خالق صد درصد زندگیش است و با باورها و فرکانسهای ارسالیش در موقعیت فعلیش قرار دارد نه به جبر و تقدیر و با تغییر فرکانسش می تواند تغییر ایجاد کند. به عبارتی هر فردی هر کجا هست، جای درستش همان جاست، چیزی اشتباه نشده است، حق کسی ضایع نشده است، بی عدالتی رخ نداده است و من فقط می توانم فرکانس و باورهای خودم را تغییر دهم و اتفاقات و شرایط جدیدی را برای خودم رقم بزنم و هیچ تاثیر و قدرتی برای تغییر فرکانس دیگران را ندارم. به عبارتی اگر فرد خاصی شرایط مناسبی ندارد، کسی مقصر نیست، ظلمی صورت نگرفته است بلکه باورها و فرکانس همان فرد خاص مناسب نبوده که چنین شرایطی را تجربه میکند و ما نیز خبر نداریم که او چه فرکانسی را ارسال کرده است. بنابراین همچنان اعتماد خودم را به قانون و فرکانس و خدا حفظ میکنم.
ب: چه نگاه و باوری به خدا در این جمله پنهان است که خدا به من پول بدهد تا من ببخشم
نوع نگاه غالب انسانها به خدا اینگونه است که خدا انسانی است قدرتمند که اگر دلش بسوزد یا اگر پیگیر باشیم و خواهش و تمنا کنیم، می توانیم دریافت کنیم در حالی که خدا انرژی است و احساسات انسانی ندارد. جهان براساس قوانین ثابت عمل می کند نه خواهش و تمنا
ساز و کار جهان اینگونه است که هر کس اساس فرکانس ارسالیش را دریافت می کند جهان مثل آیینه رفتار می کند و در هر لحظه با فرکانس جدید تغییراتی را تجربه می کنیم تا به فرکانس با ثبات برسیم مثال چوب در آب که با هر موجی و نسیمی به سمتی می رود و از همان اول کسی نمی داند حتی خدا هم نمی داند که به چه سمتی میرود. هر فرد با هر فرکانس و باوری، نتیجهای را دریافت می کند و با تغییر باورها نتیجهای متفاوت را. چیزی برای کسی تقدیر نشده است.
ج: چرا توجه نمی کنیم همون خدایی که من دارم و از آن درخواست می کنم خدای او نیز هست. همه ما به یک اندازه به خداوند، به عنوان منبع رحمت، ثروت و برکت نزدیکیم و به یک اندازه، امکان دریافت حمایت و هدایت او را داریم. و اصلا چرا خداوند را ناتوان فرض کرده ایم یعنی خودش نمیتواند بدون واسطه و دلالی من به آن فرد کمک برساند
د: اصلا چرا تکیه کلام ما شده است کمک به دیگران و آیا حل مسایل مردم وظیفه دیگران است؟ وظیفه دولت است؟ چرا توجه نداریم مشکلات و مسایلی که افراد دیگر با آن برخورد کردهاند بخشی از مسیر رشد و شناسایی خواسته است. قانون تضاد قانون جهان است که در آن افراد به وضوح
خواسته هایشان می رسند لذا بهتر است تنها به خودمان اجازه دهیم که شادتر زندگی کنیم، و این فرصت را به دیگران بدهیم تا با برخورد با تضادها، خیلی سریع تر، راهشان را پیدا و به سمت خواسته های شان هدایت بشوند. این قانون جهان است و باید این مسئله را به عنوان بخشی از مسیر هدایت آن افراد به سمت خواسته های شان، بپذیریم. دیگران هم باید تکاملشان را طی کنند.
ذ: چرا باور نداریم پول و ثروت بی نهایت مثل اکسیژن همه جا و به وفور وجود دارد و این ارتعاش و باورهای نادرست افراد است که مانع دستیابی شان به ثروت شده است نه محدودیت منابع
ر: چرا خدا بدهد که من ببخشم و خودم را لایق و شایسته آن ندانم چرا با خواهش و تمنا عزت نفس خودم را کاهش دهم چرا پول را صرف خودم و نیازهایم نکنم؟ چقدر تاثیر فیلم بینوایان روی مردم ایران عمیق است
ط: اصلا ثروت چیز جدای از همان انرژی نیست، ثروت، سلامتی، خوشی و همه چیز خودش هست آن انرژی همه چیز است قدرت همه چیز در اختیار خودش هست. بنابر باید باورهای درستی داشته باشیم تا جریان ثروت وارد زندگیمان شود نه این که خدایا به من ثروت بده
ظ: چرا باور نداریم که در هر کاری باید تکامل خودمان را طی کنیم حتی در بخشش و لذا بهتر است ده درصد ورودی فعلی مان را ببخشیم آن هم نه به نیت کمک به دیگران بلکه برای رشد و جریان ثروت بیشتر به زندگی خودمان
سلام.به نظر من مشکل اینجاس که ما به جنبه ی پنهان درونمون توجه نمی کنیم.تمامی عقاید و باورهای ما درون ضمیر ناخودآگاه ما شکل گرفته و عمده ی اونها در دوران کودکی و بدون فیلترشدن از سوی ذهن ثبت شده است.پس ممکنه حتی ما یه باوری رو داشته باشیم ولی ازش خبردار نباشیم.از طرفی ما با ضمیرخودآگاهمون دعا میکنیم و فرکانس می فرستیم و نقش ضمیرناخودآگاهمون این وسط فیلترکردن فرکانساست.حالا اگه فرکانسی که می فرستیم در تضاد با ضمیر ناخودآگاهمون باشه عملا اثرش خنثی می شه و اگه مطابق با اون باشه میتونیم بگیم فرکانس به طور صحیح ارسال شده
پس ما ممکنه دعا کنیم که خدایا بهم ثروت بده که به فقرا کمک کنم درحالی که درونم نسبت به ثروت حس بدی داریم و شاید حتی خودمون هم در تشکیل این باور نقشی نداشتیم اما وجود داره و از نتیجه گیری ما جلوگیری می کنه.
پس به نظرم بهتره اول دیدمون و عقیدمون رو نسبت به ثروت عوض کنیم تا همسو با فرکانس هامون باشیم
سلام بر دوست عزیز 🌷
خیلی عالی و زیبا گفتی ❤️
احسنت برتو… با آرزوی بهترینا و بیشترینا برای تو 🙏