اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امشب درصورتی ک در رابطه ای ک هستم دودل بودم ک چ تصمیم بگیرم و یک الگو تکرار شونده ک در همسرم هست پنهان کاری مالی و بی احترامی ک بی احترامی منو ب شدت بهم میریزد مخصوصا جلو جمع و باتوجه ب اینکه من این مدت خیلی دارم روی خودم و کانون توجهم کار میکنم ک شرایط رو تغییر بدم اما بازم این بی احترامی اتفاق می افته و منو ب شدت بهم میریزد جوری ک درد قلب میشم
پس ب سایت اومدم و سراغ مرا ب سوی نشانه ام هدایت کن کلیک کردم و این فایل باارزش رو دیدم و چقدر متعجب و احساساتی شدم ک چقدر درست برای من بود این فایل و گریه کردم از این هدایت درست…
دریافتم ک این الگو تکرار شونده هست بارها من سرایت مسئله قهرکردم بینمون جدایی بوده و باز بخاطر قول میدم دیگ تکرار نشه برگشتم
دریافتم منم ک باید تصمیم بگیرم ک میخام با این ویژگی فرد کنار بیام بمونم یا برم.
خداوند را بی نهایت سپاسگزارم بابت این آگاهی
ممنون و سپاسگزارم از استاد عزیزم
صحبتاتون حق و ب دل و جان مینشینه ممنونم ازتون ک این فایل های باارزش رو ب صورت رایگان در سایت قرار دادین
استاد خدابراتون بسازه من دیشب بابت همین مسئله خیلی ناراحت بودم ازخدا کمک خواستم بااحساس شدید خواهش ازخدا وامروز صبح بیدار شدم ازطریق پیام یکی ازبچهای دوره عشق ومودت هدایت شدم به الگوهای تکرار شونده الان براتون توضیح میدم که بیشتر متوجه صحبت من بشین.
استاد خواهر من 2سال تمام قرض یه بنده خدایی پیشش بود وباخونسردی هرچه تمام تر پول اونو تیکه تیکه بهش پس میداد طوری که من بهش گفتم من بهد قرض میدم پولشو بده بخدا پولش اصلا بی ارزش شد این مدلی که توبهش پس دادی وخوشحال شد گفت باشه وخودم روی سرش وایسادم تاانتقالش داد وبه اون پیام داد.
بماند که من خیالم راحت شد وخواهرم گفت یکماهه پول تورو پس میدم منم باور کردم وامروز که به شما پیام میدم 3ماهه گذشته وچند روز پیش چون خودم اون پول رو لازم داشتم ومیدونستم داره وکشش میده باهاش بحثم شد الان چندروزه ناراحت بودم که قرض دادم،کلی هم حرف ازخواهرم شنیدم .البته اینم بگم این مشکل چند سال پیش مجدد واسه ماشین خریدن خواهرم ومن که بهشون پول قرض دادم وتا پول منوپس داد منو به چه حالی انداخت یادم افتاد.
امروزه هدایت شدم به این فایل یه علم پیدا کردم درمورد پترن والگوهای تکرارشونده افرادوفهمیدم الگو خواهرم اینه که توی پول پس دادن برعکس من که پول کسی پیشم باشه وقول یه تاریخ بهش بدم اززیر سنگم باشه اون تاریخ اون پول روبه اون فرد میرسونم خیلی خونسرد توی پول پس دادن بعضا پول هم توحساب داره ولی یانمیده یا تیکه تیکه میده که واست ارزش نداره.
استاد من امروز به خودم گفتم برای همیشه وقتی این علم راپیدا کردم یا دیگه هیچ وقت بهش پول قرض نمیدی یا اگه دادی وقتی میگه یکماه توبدون قرار یکسال طول بکشه پس بده ومن به این نتیجه رسیدم که دفعه بعد بگم پول ندارم قرض بدم که دیگه این احساسات بد روتجربه نکنم.
استاد من وقتی میگم علم پیدا کردم درموردالگوهای تکرارشونده بخاطر اینه که پی به الگو تکرارشونده برادرم هم بردم برادر بزرگم یه نقطه ضعف داره که هرکسی بهش پول قرض میده میگه قول میدم سریع پس بدم ولی دیگه هیچ وقت چشمت به اون پول نمیفته ومن وخواهر وبرادرهای دیگه ام همیشه بابت این رفتار ایشون کینه به دل داشتیم .من کار به بقیه ندارم ولی مشکل من باایشون ازلحاظ احساس درونی برای خودم برای همیشه حل شد وفهمیدم برادر بزرگم این الگو رفتاریشه ودست خودش نیست واگه یه موقع ازمن پول خواست یابهش باید بگم نه تواون شرایط که توش قرار میگیرم یا اگه دادم روی یخ بنویسم ودیگه به برگشتش فکر نکنم واون پول رو فراموش کنم.
استاد من چند وقته فایلهای دانلودی سایت رودارم شخم میزنم نکته برادری میکنم خیلی ازشما یاد گرفتم مخصوصا درمورد پول قرض دادن که فرمودید اگه پولی خودت بهش نیاز داری هیچ وقت به کسی قرض نده وقتی میتونی قرض بدی که لبریز ثروتد باشه وروی برگشت اون پول حساب باز نکنی.
میدونم این موضوع پول قرض دادن تاحدودی ربط به مسائل عزت نفس داره ومن دوره روخریدم به امید خدا باآرامشی که باهدایت اول صبحم پیدا کردم میخوام دوره روشروع کنم ومطمئنم یه دنیا معجزه ازش میبینم چون ردپای خدا توی فایلهای شما احساس میکنم باحس آرامشی که دارم.
آدم هرچی تو قوانین جلوتر میره و هرچقدر که یاد میگیره میبینه بازم موارد و نکته ها و قوانینی هست که یادش نگرفتیم. این فایل به موقع ترین فایلی بودش که الان می تونستم گوشش بدم و این فایل از طریق نشانه های امروز من بهش رسیدم.
استاد یه جمله ای گفتش سر رو توی برف فرو کردن که به بهترین شکل حق مطلب رو ادا کردش.
وقتی ادم الگوهارو میبینه به بار دو بار دیگه سر خودمون نمی تونیم کلاه بزاریم و خودمونو توجیه کنیم، این بابا واقعا مشکل داره، داره داد می زنه و با رها کردنش ذهنمون باز میشه، موقعیت های جدیدی برامون باز میشه.
خدایا شکرت. سپاس از استاد عزیز بابت این فایل ارزشمند
خداوندیکه هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است برای یه زندگی “با تفکر عالی….
این فایل …فایل نشانه های روزم می باشد…
و منو داره همجوره بسمت نورهای الهی بیشتر “هدایت میکند…
راجع به الگوهای تکراری..که هر بار من دارم نقطعه ضعفهام با اون گفتگوها و انتقاداتی که میشه…
برانگیخته میشم..
و اون نشون دهنده ..اینه که من..خیلی برای تایید دیگران و این شخص نزدیکم…که گعتگوهاش؟و انتقاداتش درونمو بهم ریخته میکنه..
خیلی دارم سعی میکنم…
و مدام اونجاهایی که دارم تلاش خودمو میکنم که نسبت به گفتهاش جبهه نگیرم..و احساسم فوران نکنه….مقاومت میکنم…
میگم!نرگس….خودتم همین فضا بودی.و خیلی پاشنها داشتی…
این شخص توی یه فضای خیلی بدتر از تو رشد کرده..و یسری باورها به خردش دادن…اون بخاطر فلانها نتونسته…اصلا نسبت به این موارد آشنایی نداره.چون سواد خاصی نداره..
تو هم با وجود اینکه توی این فضا هستی و داری روی خودت کار میکنی.بازم پاشنه داری…
بازم مشکل داری…
پس اول خودتو دریاب…که ما ادمها هیچ وقت کامل نیستیم..
اون شخص انتقادگر نزدیکتم… با اون فضا و اون موارد گذشتگانش نسبت به این موضاعت بزرگ شده…
پس نباید رفتارش…و صحبتهایی که میکنه …درونت بهم ریخته بشه…
تو بگذر…و دوری کن و ارام باش…
خیلی بهتر از قبل شدم…خیلی..ولی میبینم هنوز ذراتش هست..و میدونم..این برانگیختگی من خیلی التیام بخشیده….و میدونم باید هنوز خیلی روی این مورد کار کنم..
خداوند بهم گفت…توی یکی از ایات..به محض اینکه احساس میکنم بازم اون پاشنه سراغم میاد…
بخودم میگم…
گفته های کافران تو را غمگین نکند..
یا اون افراد یحرفی یه قضاوتی راجع به یه شخص دیگه دارند..بازم من درونم فوران میکنه..
میگم چکار فلان داریید..
و میشنیم قضاوتهاشونو گوش میدم.و خودمو میخورم…
دقیقا میبینم…
چون این پاشنها دقیقا مثل یجای زیبا هست….که همجاش تمییز و پر از درختها و گلهای زیباست..و یه قسمت خیلی کوچیکش دو تا دونه آشغال پیدا میکنی…
واقعا!!!پاشنه…چیزیه که من مدام دارم توی خودم رصد میکنم.اونم بصورت تمرکزی..و میبینم چقدر برای خودم سخته..
حالا من هر روز توی این مسیرم..و هر لحظه دارم کامنت میخونم جواب میدم…و این فضا نون و خوراک ذهنمه..ولی بازم از اونطرف یسری آشغالها رو توی درونم میبینم..
استادم من خیلی دارم سعی میکنم.هر روز نرگس “یه ورژن متولد بشه..توی تمامی موارد..
خیلی سعی میکنم.و هر روز میگم خدایا بازم یه روز دیگه…
خدایا کمکم کن.تا بتونم این سعی رو اجرا کنم و واقعا این سعی من باعث شده من به ارامش برسم..
و بازم بعد این نوشته ام سعی میکنم.بخودم میگم!نرگس بازم روابطم با این شخص میخاد امروز ساخته بشه… میخام بیشتر بی اهمیت بشه…اون قضاوتها رو….
و بقول خودمونی..بیخیالتر….
چون یه پاشنه دارم…خیلی دارم روش کار میکنم..مدت زمانش دیرتر شده..ولی بازم هنوز هستش…
و این از بچگی با من بوده…و من بهش عادت کردم..ولی دارم میبینم یسری اعمالم تعقییر کرده..
استاد عزیزم..از صمیم قلبم سپاسگزارتونم.که هر چقدر شیرینی بهشتی رو از این سایت برداشت میکنم.هنوز عطشم قوی تر میشه…
یچیز جالبی که هفته های گذشته طبق الهامات که درسها برام داشت وارد همین روند دستکشهام شد..
اومدن فرد نزدیکم برای کار فلان…
بهش گفتم…چون من..طبق آموزه های شما..روی همین مسئله قول دادن هر بار یسری تمرینات بخودم بستم..جون هر بار یه مشکل و دردسری برام پیش میومد…
مخصوصا توی روند بیزنسم…که دارم بصورت تمرکزی روشون کار میکنم.
مشتری میومد التماس این فلان بدوز..و باعث میشد کل ساعتم توی اون مسیر میرفت..من این پترن بدقولی رو توی این شخص دیده بودم..
بدقولی توی پرداخت…
ولی من بازم انجامش میدادم.و توی پرداخت یا زیرش میزد.یا مثل گداها بهم پول میداد..
هفته گذشته..اومد..مادرم گفت براش انجام بده..بدون اینکه احساسم بخاطر فلان موقعیت برانگیخته بشه..
گفتم میخام برم جایی کار دارم..اصلا دیگه بهش توجه نکردم..چون اون تاییم تاییم پیاده رویمه..و دارم تو مسیر قانون سلامتی انشالله خودمو آماده میکنم..
حتی بخودممم سر یه مسئله ایی که چتد روز پیش اتفاق افتاد..دقیقا پاشنه اشیل منه..و بازم اون گدایی منه نسبت به یسری کارها…
بخودم قول دادم از خداوند هدایت خاستم..که من سعی میکنم اینکار رو انجام ندم و حتی وسوسه هم نشم…دقیقا اون وسوسه داشت کارای خودشو انجام میداد.بعد معده درد شدید میگرفتم..
بحث قول ..حتی این پترنم میشه توی خودمون پیدا کنیم..
روز جمعه من توی اون موقعیت قرار گرفتم….جهان..بازم خداوند تو رو توی اون مسیر قرار میده..
شخص نزدیکم یه شکلات درآورد.و من بسکویتم دیدم…با وجود اینکه همراه چاییم هیچی نبود..گفتم همین چایی آتیشی رو میخورم..
چون بخودم قول دادم….و توی مسیر سلامتی هستم…
سعی میکنم نخورم..حتی دچار وسوسه هم شدم..و از اونبر ناسلامتی ام اینروزا برام عذاب اور شده..
گفتم ترگس به تاهدت عمل کن..
بعد تو مسیر خرید قانون سلامتی قرار میگیری
استادم لطف خدا..من اون خوردنو نپذیرفتم..
واقعا تاهد …
مخصوصا قول دادن…
من توی پیاده روی یسری یجاهایی از خونه آشناهامون میرم و اونا چقدر خوشحال میشن..
اوشب یکی از افراد دیگه..بهم گفت خونه ما هم بیا..
ولی من گفتم باشه حتما!!!بخودم گفتم نرگس….
بازم نسبت به قولت باید وفادار بشی…
اونا الهامات هست که تورو هماهنگ میکنه به خونه اون اشخاص…
من بعد از یک ماه قطعی اینترنت و دسترسی نداشتن به سایت امروز وارد شدم
در یک ماه گذشته مرتب به خودم میگفتم اگر دوباره دسترسی به سایت پیدا کنم تا خود عید نوروز هرروز یک فایل رایگان رو گوش خواهم کرد و برای پایبندی بیشتر و البته تعویق و تثبیت آموزه های استاد حتما کامنت خواهم گذاشت
بی نهایت سپاسگزارم از خداوند مهربان که امروز این تعهد و این مسیر زیبا را به رویم گشود
امروز1404/11/7 سه شنبه آغاز میکنم:
فکر میکنم قبلا یک فایل از این دست فایل های الگوهای تکرار شونده رو شنیده بودم
میخواهم خیلی کوتاه در مورد چکیده ی این فایل ارزشمند بنویسم تا زمانی که رجوع میکنم به کامنت ها بتوانم دسترسی راحتتری به اصل مطلب گفته شده از طرف استاد داشته باشم.
هیچ کدام از ما کامل نیستیم هر کدام از ما یک سری دارن و الگو داریم اما بهتر هست در یک فرجه کوتاه زمانی به صورت آگاهانه الگوهای طرف مقابلمان را شناسایی کنیم و اگر قرار بر این هست با آوردن عذر و بهانه از طرف فردی که الگوهای تکرار شونده داره وارد یک سیکل تکراری بشیم یا اجازه ندیم و فورا ادامه این سیکل رو متوقف کنیم یا اگر ادامه میدیم این پیش فرض رو داشته باشیم که طرف مقابل من دچار به چنین الگوهایی هست و من آگاهم به این وضعیت بنابراین یک پلن بی برای خودم داشته باشم
البته طبق آموزه های قبلی شما استاد ارجمند میدانم که باید به این موضوع مهم هم توجه کنم که چرا در شرایطی قرار میگیرم که افرادی با الگوهای تکرار شونده ی یکسان سر راه من قرار میگیرند؟!!!
یاد گرفتم که زبان کاینات را بیشتر و بهتر درک کنم و واکاوی کنم که این فرد مقابل من یا این شرایطی که در اون قرار دارم چه چیزی رو داره به من یاد میده ؟
آورده ی چنین شرایطی با این مشخصات برای من چیست؟
دنیا و کاینات در تلاش است که چه درسی را به من بدهد ؟
چه چیزی را به من بگوید؟!
و هر بار که چنین پرسش هایی رو در شرایط مختلف از خودم میپرسم میبینم که پاسخ ها چگونه سرازیر میشوند!
من یک الگوی تکرار شونده دارم که موجب آزرده شدن خاطرم میشود البته اکنون کمتر و در گذشته این رنجش بسیار بیشتر بود:
اینکه در ابتدا در روابطم همه با من خوبند اما در ادامه با من سرد میشوند
برایم چالش درست میکنند
و بی اعتنایی میکنند
و اخیرا هم در محل کارم ابن الگو مجدد تکرار شد!!!
البته و البته که من میدانم تمام ماجرا از نشتی بزرگ
عزت نفس و احساس لیاقت من آب میخورد
اما همچنان نتوانسته ام از طریق فایل های رایگانی که گوش میکنم این نشتی را بگیرم و در این زمینه ارتقا پیدا کنم
چقدر جالب همین لحظه ندایی گفت میتوانی در عقل کل این مورد را مورد پرسش قرار دهی و پاسخ دوستان الهی ات را دریافت کنی که هر کدام از زبان خداوند سخن میگویند!!!
همین الان میروم سراغ گنجینه ی بی بدیل عقل کل
اما قبل عز آن خداوند را بسیار سپاسگزارم برای تمام سخنان ارزشمندی که روزی من قرار میدهد
سپاسگزارم برای وجود این فضای پاکیزه با آموزه های پاک و بی مانند
سپاسگزارم برای تمامی هدایت های گاه و بی گاه خداوند
سپاسگزارم برای حضور سبز و پر برکت استاد عباسمنش عزیز
به خاطر تمام فایل های آگاهی بخش و صادقانه و دلی، سپاسگزارم .
فایل توجه به الگوهای تکراری مثل همه ی فایلها عالی هست. (دقت به رمز( قول میدم) ها
میخواهی تغییر کنی ولی نمیتوانی تغییر کنی
و اگر هم تغییر کنی آهسته آهسته هست نه ناگهانی و یک شبه)
مثالهای بسیار شفافی میزنید.
متوجه بعضی الگوهای تکراری خودم شدم،تقریبا هر کار میکنم نمیشه سر تایم برسم به اولین کلاس دانشگاه ،مگر اینکه خود استاد دیر کنه که من زود تر برسم
و چقدر عذاب کشیدم برای به موقع رسیدن در دوره ی دبیرستان، سر موقع بیدار میشدم دیر میرسیدم یک ساعت زودتر هم بیدار میشدم بازم دیر میرسیدم و چون اهل دروغ نبودم، فقط شرمندگی و خجالت و قول به خودم نصیبم میشد.
همیشه برام شگفت انگیزه چجوری عده ای همیشه سر موقع میرسند اونم با همون خیابونا و ترافیک و کارها
الانم نهایت تلاشم همزمان رسیدن با استاد و البته گاهی به موقع رسیدن
یکی دیگه از الگوهام، بهم ریختن از انتقاد دیگران بود که متوجه شدم به خاطر مسایل درونی خودم هست و اگر من از درون با خودم در صلح باشم و حالم خوب باشه (فایل های رایگان عزت نفس خیلی خوب هستن)،حرف دیگران بهم گیر نمیکنه و از من رد میشه و رو خودم دارم کار میکنم و به تدریج دارم بهتر و بهتر میشم.
الان روی الگوی مالی گیر کردم و امیدوارم اون رو هم بتونم به اگاهی برسم و به تدریج حلش کنم
متوجه الگوهایی که در گذشته در روابطم اتفاق می افتاد شدم که هر بار هر روز میگفتم تغییر میکنه ، آدم باید امیدوار باشه، فردا یه روز جدیده … حالا متوجه شدم قسمتهایی از عمرم، وقتم و زندگیم و بیهوده روی امید به تغییر کردن دیگران در روابطم گذاشتم و فکر میکردم چقدر آدم امیدوار و خوش بینی بودم ولی چیزی جز نادانی و حماقت نبوده!
یاد حدیث مومن باهوشه، از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشه افتادم
واقعا توجه به الگوها تکلیف برنامه ی زندگی و انتخاب آدما رو مشخص میکنه
سلام وقت بخیر استاد عباسمنش خداوند رو شاکرم بابت اینکه با شما و سایتتون آشنا شدم اگر چه ذهنم در مورد پذیرش بعضی فایلا مقاومت نشون میداد ولی این دو فایلی ک گذاشتید واقعا ارزشمند هستن بی نهایت از شما سپاسگزارم برای تهیه و ارسال این فایلها .چقد من اتفاقات تکراری توی زندگیم زیاد هستن خدارو شکر با گوش دادن به این فایلا شناخت بیشتری رو ترمزهای زندگیم پیدا کردم باز هم سپاسگزارم .
سلام به استاد عزیز و مریم جان بابت آگاهی هایی که به ما میدین
چندین ماه هست که عضو سایت شدم و خیلی چیزها از سایت یادگرفتم و آگاه شدم
دوستان عزیزی که بسیار آگاه تر هستن و از دوره ها استفاده کردن ممنون میشم کمک کنید و به سوالم جواب دهید.
الگوهای تکرارشونده در دیگران که منو به شدت اذیت میکنه، خانوادم هستن. پدر و برادرم و گاهی اوقات برادرم.
از اینکه پدرم همیشه قول داده اعتیاد رو ترک کنه اما نکرده
برداردم گفته میخوام بازی قمار و پوکر رو بذارم کنار برای همیشه و الان 10 ساله که نذاشته و کلی بدهی بالا اورده و کل زندگی من و خانوادم رو بهم ریخته
مادرم که همیشه کنجکاو بوده و سرش توی زندگی دیگران و زبان تند و تیزی داشته و داره و رفتارش رو ترک نکرده
بعضی از الگو ها هم تکرار میشن در روابط
دوستی
مالی و …..
من واقعا میخوام کمکم کنید که چطور میتونم خودم رو قوی نگهدارم؟من با خانوادم زندگی میکنم و با این حجم از مسایل رو به رو میشم از بدهی،فقر،خیانت،اعتیاد و قمار….خودم رو بالا نگه دارم، چون دارم با اونا زندگی میکنم. توانایی جداشدن از انها ندارم..مستقل هستم.27 سالمه. شاغلم. حس میکنم تباه شدم-ایندم خراب شده-ارزشم با خانوادم دیده میشه….
و توی الگوهای روابط ادم هایی جذب من میشن که بهم احترام نمیذارن-خرج نمیکنن-موندگار نیستن-ازدواجی نیستن-
وضعیت مالی من همیشه تا یه سقف جلوتر نمیره….
و اینکه خیلی کتاب ها خوندم که الگو و باور تو این هست که این ادم ها رو جذب میکنی اما برا خانوادم چطور؟ من باید چکار کنم؟
وقتی یک سری اتفاقات در زندگی ما مرتب تکرار میشود جهان هم اتفاقات مشابه برای ما رقم میزند تا به ما ثابت کند یک سری الگوهای ذهنی در ذهن شما مرتبا دارد تکرار میشود.
در زندگی من بیماری و دعوا با دوستم بخاطر جواب ندادن به تلفن های من مرتبا تکرار میشود.
برای اینکه نسبت به عملکرد خودم درک بهتری داشته باشم باید بررسی کنم در چه موقعیت های احساسی وقتی من قرار میگیرم
واکنش های خیلی شدیدی از خودم نشان می دهم. من هستم که دارم این اتفاقات خلق میکنم. یک سری باورها در ذهنم هست که داره این اتفاقات خلق میکنه. اونحاهایی که ما احساس شدید نشون میدیم و به شدت از کوره در میریم، پاشنه اشیل ماست.
باید لیزر فوکس روش بگذاریم تا باورهامونو اصلاح میکنیم. خیلی از اون مسایل برمیگرده به احساس ارزشمندی و لیاقت یا اینکه حرف مردم برای ما مهم بوده است. خانواده ما رضایت و حرف مردم براش مهم ترین مسئله بود. باید ذهنمون بریزیم بیرون و روشون کار کنیم نشونه خوب شدن ما اینه که فاصله بین اتفاقات زیاد میشود. وقتی که فاصله اون اتفاقات داره کمتر و کمتر میشه یعنی یه کدی در ذهن ما داره تغییر میکنه، که این باعث میشه اتفاقات متفاوت دیگری بیفته. اینطوری نیست که همه چیز بخواد یکدفعه خوب بشه بلکه همه چیز آروم آروم تغییر میکنه.
وقتی احساس شدید منفی ما یک سری اتفاقات بوجود میاره باید بدونیم یک چیز ریشه ای تری هست که داره این اتفاقات رقم میزند و ما باید اون ریشه پیدا کنیم و روش حسابی کار کنیم.
چه اتفاقاتی تکرار میشود که شما رو به لحاظ احساسی درگیر میکند؟
موضوع دوم این فایل که بسیار مهمه. بشنویم و درک کنیم و عمل کنیم.
من وقتی دوستم هشت نه ساعت تلفن جواب نمیده یا پیاممو جواب نمیده میخوام اروم باشم هر دفعه عذرخواهی میکنم یا به خودم قول میدهم که باربعد ارومتر باشم یا ناراحت نشم اما نمیتونم. چون اون برنامه داره کار میکنه و اون باور هست.
این تیکه اصلیه ما در مسایلی که پاشنه اشیل ماست میخواهیم که بهتر بشیم اما در اغلب موارد نمیتوانیم بهتر بشیم.
در مورد دیگران هم همینطور است اگر دوست من هم هر از چند روزی تلفن و پیامای منو جواب نمیده من باید بدونم که این الگو اونه و هر بارم برای این رفتارش یه دلیل متفاوتی دارد. این ادم نمیتونه همیشه جواب تلفن و پیامای منو بده. این الگوش اینه اکر من دوباره ازش انتظار داشته باشم بازم ناامید میشم. قول میدم که این اتفاق دیگه تکرار نمیشه.
داستان اعتیاد، قول برای ترکش و باز تکرار شدنشون. پاشنه اشیل مرد اعتیاد و پاشنه اشیل زن احساسی بودنش هست.
وقتی ما یک الگو در دیگران میبینیم حتی اگر اون فرد بیاد بگه من غلط کردم اما باز هم اون کار تکرار میکنه پس ما هم کلمون زیر برف نمیکنیم. این فرد میخواد ولی نمیتونه تکرارش نکنه. پس این باعث میشه که روی حرف اون ادم حساب باز نمیکنید. دفعا بعدی که بهتون اون قول داد دیگه بهش اعتماد نمیکنیم مثلا پول قرض نمیدیم. با فرض اینکه اون داستان ادامه پیدا میکنه تصمیم بگیر.
اگر ما بتونیم الگو خودمون درک کنیم الگو بقیه درک کنیم. اگر الگو بقیه درک کردیم اون ادم با اون الگو میپذیریم.
به خودت بگو من دیگه روی حرف این آدم حساب نمیکنم.
اون به این راحتی و به این زودی نمیتونه خودشون اصلاح کنند تو از اون آسیب نبین.
اون میخواهد تغییر کند اما نمیتواند.
در مورد روابط پیدا کردن الگوها بسیار مهم هستند هیج کس کامل نیست همه ادمها یه نقص هایی دارند
اگر طرف بیاد از ما پول قرض بگیره و ما بگیم بهش قرض بدیم که بعدا هم ما خواستیم به ما قرض بدهد این از شرک است
من زمانی که فردی به من بی توجهی میکنه و منو نمیبینه پاشنه اشیل منه. همینطور مقایسه میزان توجهی که خودم در روابطم میگیرم با میزان توحهی که خواهرم میگیرد یا کادوهایی که اون دریافت میکنه با کادوهایی که من دریافت میکنم. یا هماهنگی که اون با دوستش دارد و میزان هماهنگی که من دارم پاشنه اشیل منه. اینکه یک نفر دیگه با من مقایسه کنند و به من در مقابل اون بی توجهی کنند پاشنه اشیل دیگر منه. یعنی مقایسه و نیاز به توجه دیگران پاشنه اشیل منه. مشکل دیگر من بیماریه که هر از چند گاهی داره مرتب تکرار میشه.
چه اتفاقاتی تکرار میشود که شما رو به لحاظ احساسی درگیر میکند؟
اون هفته خواهرم دوستش اورد خانه.
من از اینکه روتین روزانه ام بهم خورده بود ناراحت بودم. اینکه دوستش مرتب به خواهرم زنگ میزد و خواهرم عکس همه چیز براش فرستاد و اون میرفت میدید اما دوست من حتی عکسی که براش میفرستادم با اینکه میگفتم عکس فرستادم نمیرفت ببینه نشون این میدم که اون من و قضیه من براش جدی نیست. میگم اون با سن کمش رابطشو ساخته اما من هنوز بخاطر ضعف هام رابطمو نساختم. خب مقایسه بخاطر ضعف در احساس ارزشمندی هست. «مقایسه»، جزو یکی از ویژگیهای طبیعی انسان است و به خودی خود بد نیست در صورتی که انگیزه برای بهبود ما شود و ما بگیم وقتی اون تونسته پس ماهم میتونیم. ولی اگر مقایسه تبدیل به عادتی همیشگی شود و بدتر از آن تبدیل به معیاری شود برای سنجش میزان خود ارزشمندی، آن وقت این ویژگی میتواند ویرانگر و فاجعهآور باشد. من وقتی هفته قبل خودم رو با خواهرم مقایسه کردم باعث شد
احساس کنم من در پیدا کردن و نگه داشتن فرد مورد علاقه ام ضعف دارم اون همیشه توجه میگیره اما من توجه که میخوام به سختی میگیرم یعنی کل نعمت ها، توجهات و برنامه هایی با دوست نازنینم برای یک رابطه پایدار در ذهنم بسته بودم ندیدم و وارد مدار ناسپاسی، احساس بی ارزشی و مقایسه شدم.
مقایسه» نه تنها من را به احساس نارضایتی میرساند بلکه باعث میشود نگاهی تخریبگر نسبت به خودم داشته باشم. این نگاه، من را به احساس حقارت و بیارزشی میرساند. من را ناسپاس میکند و این احساس ناسپاسی و نارضایتی نه تنها درهای نعمت را به زندگی من میبندد بلکه آرام آرام تغییر شکل میدهد به مسائل و مشکلات غیر قابل انکاری مثل:
درگیر بیماری شدن؛(معده، کیست تخمدان، ریزش مو) درگیر هزینه غیر مترقبه شدن(خرید وسایل اضافی یا پولی که از من گرفتند)؛ درگیر مسائل عجیب و غریب شدن و …
و به این شکل، این احساس ویرانگر شروع میکند به خارج کردن نعمتهایی که اکنون در زندگیات داری اما به خاطر این مقایسه، نمیتوانی ببینی و سپاسگزار آنها باشی
مقایسه تاثیر بد دیگری که در من دارد به من احساس عجله، و عقب ماندن از بقیه و خارج شدن از صلح درونی و تلاش برای کنترل شرایط و خارح شدن از مدار توکل میدهد.
عادت مقایسه من را وارد جنگی تمام عیار با خودم میکند؛ به من احساس کمبود، احساس عجله و احساس عقب افتادن از قافلهی دیگران میدهد؛ خواستههای واقعی ام را در نظرت بیارزش جلوه میدهد و من را مجبور به دنبال کردن خواستههایی میکند که از نظر دیگران با ارزش است، نه اینکه خواستههای واقعی خودم باشد. این آگاهی و شناخت، کلید اقدام برای تغییر این عادت است.
زیرا شما فقط وقتی در صدد تغییر یک عادت مخرب بر میآیی که از صدمات آن عادت آگاه شوی و ببینی این صدمات به چه شکل به تمام جنبههای زندگیات نفوذ میکند.
وقتی دست از مقایسه بر می داری، انرژی عظیم را که صرف تخریب احساس لیاقت شما شده بود، آزاد می شود برای سازندگی و تمرکز بر خودت؛
برای شناسایی خواسته های واقعی ات؛
برای امتحان کردن ایده هایت؛
برای دیدن ارزشهایت؛
برای رسیدن به باور فراوانی درباره نعمت ها و فرصت ها؛
این تمرکز، شما را به احساس رضایت می رساند و این تمرکز شما را هدایت می کند به سبک شخصی خودت. سبکی که بر پایه علائق خودت است. آنوقت است که ایده های خودت را امتحان و تجربه می کنی. به توانایی های یکتای وجودت، فرصت بروز می دهی. همان توانایی هایی که برای تجربه شان به این جهان آمدی تا دنیای خوت را خلق و تجربه کنی. آنوقت است که با خودت به صلح می رسی و این صلح درونی، جهان اطراف شما را با شما به صلح می رساند و شما را با تجربه خواسته هایت هم مدار می کند
مهمتر از همه، وقتی دست از مقایسه خودت با دیگران بر می داری، صدای الهامات خداوند را می شنوی و به این الهامات و ایده ها اعتماد می کنی. همان ایده هایی که بارها به خاطر مقایسه خودت با دیگران، نادیده گرفتی و فرصتی که خداوند از طریق این ایده ها برای تجربه خواسته هایت به شما داده بود را رد می کردی.
زیرا ماهیت الهامات خداوند این است که: الهامات با توجه به شرایط و امکانات هر فرد، به او الهام می شود تا فرد بتواند از همان جایی که هست و با همان شرایطی که دارد، آنها را اجرا و به سمت شرایط دلخواه خود حرکت کند.
اما وقتی مرتبا در حال مقایسه توانایی ها یا امکانات خودت با دیگران هستی، قطعا حتی اگر صدای این الهامات را بشنوی، در مقایسه با ایده های دیگران، آنها را رزشمند نمی دانی و به قول قرآن، در برابر تشخیص قدرت سازندگی این الهامات، کر و کور می شوی و با نادیده گرفتن های پی در پی، راه این اتصال را می بندی.
هدف ها و خواسته های خودت را بی ارزش می دانی و فارغ از اینکه خودت چه می خواهی و چه مسیری را دوست داری، می خواهی هدف های دیگران را دنبال کنی چون می خواهی مثل آنها مورد توجه قرار بگیری. به دنبال کپی کردن ایده ها و شیوه های دیگران، مرتب از این شاخه به آن شاخه می پری و در این هیاهو گم می شوی.
وقتی شما در حال مقایسه خودت با دیگران هستی یعنی در حال تمرکز بر دیگران هستی و وقتی در حال تمرکز بر دیگران هستی یعنی تمرکزی بر خودت نداری. وقتی هم بر خودت تمرکزی نداری، مسیر یکتای خوشبختی را که خداوند برایت الهام می کند، نمی بینی و اتصال با منبع را می بندی.
دست از مقایسه خود با دیگران برداری و مسیر یکتای خودت را میروی که قلبت میخواهد؛
استانداردها و اصول خودت را داشته باشی و فارغ از نظر دیگران، از اصول خود پیروی کنی؛
سعی کنی به جای مقایسه خود با دیگران، نکات مثبت و تواناییهایی که داری را ببینی؛
ارزشهای درونی خود را بشناسی و قدردان آنها باشی؛
عملکرد خود را با دیروز خودت بسنجی؛
ویژِگیهای یکتا و منحصر به فرد خود را ببینی و با معطوف کردن تمام تمرکز روی خودت، از آنها در جهت پیشرفت، بهره برداری کنی؛
جذابیتهای هر برههای از زندگیات را بشناسی و قدر بدانی؛
و مهمتر از همه خود ارزشمندیات را به عوامل ناپایدار بیرونی که برای هیچ انسانی مانا نیست، گره نزنی.
و همواره به یاد داشته باشی: به اندازهای که خود را ارزشمندی میدانی، جهان شما را ارزشمند میداند و نعمتهایش را روانه زندگیات میکند.
مسیله دیگر من جلب توجه و تایید بقیه است که این مسئله از عزت نفس میاد.
که این مسئله انرژی و تمرکز ما در جایی خلاف خواسته هامون میبرد و باعث نشستی انرژی ما میشود که اینم با یاداوری نکات مثبت و نکات مثبت شخصیتمان حل میشود.
به نام خداوند مهربان و هدایتگر
امشب درصورتی ک در رابطه ای ک هستم دودل بودم ک چ تصمیم بگیرم و یک الگو تکرار شونده ک در همسرم هست پنهان کاری مالی و بی احترامی ک بی احترامی منو ب شدت بهم میریزد مخصوصا جلو جمع و باتوجه ب اینکه من این مدت خیلی دارم روی خودم و کانون توجهم کار میکنم ک شرایط رو تغییر بدم اما بازم این بی احترامی اتفاق می افته و منو ب شدت بهم میریزد جوری ک درد قلب میشم
پس ب سایت اومدم و سراغ مرا ب سوی نشانه ام هدایت کن کلیک کردم و این فایل باارزش رو دیدم و چقدر متعجب و احساساتی شدم ک چقدر درست برای من بود این فایل و گریه کردم از این هدایت درست…
دریافتم ک این الگو تکرار شونده هست بارها من سرایت مسئله قهرکردم بینمون جدایی بوده و باز بخاطر قول میدم دیگ تکرار نشه برگشتم
دریافتم منم ک باید تصمیم بگیرم ک میخام با این ویژگی فرد کنار بیام بمونم یا برم.
خداوند را بی نهایت سپاسگزارم بابت این آگاهی
ممنون و سپاسگزارم از استاد عزیزم
صحبتاتون حق و ب دل و جان مینشینه ممنونم ازتون ک این فایل های باارزش رو ب صورت رایگان در سایت قرار دادین
پایدار و مانا باشید
سلام عرض ادب خدمت استاد عزیز وخانم شایسته متعهد ودوستان گرامی
استاد خدابراتون بسازه من دیشب بابت همین مسئله خیلی ناراحت بودم ازخدا کمک خواستم بااحساس شدید خواهش ازخدا وامروز صبح بیدار شدم ازطریق پیام یکی ازبچهای دوره عشق ومودت هدایت شدم به الگوهای تکرار شونده الان براتون توضیح میدم که بیشتر متوجه صحبت من بشین.
استاد خواهر من 2سال تمام قرض یه بنده خدایی پیشش بود وباخونسردی هرچه تمام تر پول اونو تیکه تیکه بهش پس میداد طوری که من بهش گفتم من بهد قرض میدم پولشو بده بخدا پولش اصلا بی ارزش شد این مدلی که توبهش پس دادی وخوشحال شد گفت باشه وخودم روی سرش وایسادم تاانتقالش داد وبه اون پیام داد.
بماند که من خیالم راحت شد وخواهرم گفت یکماهه پول تورو پس میدم منم باور کردم وامروز که به شما پیام میدم 3ماهه گذشته وچند روز پیش چون خودم اون پول رو لازم داشتم ومیدونستم داره وکشش میده باهاش بحثم شد الان چندروزه ناراحت بودم که قرض دادم،کلی هم حرف ازخواهرم شنیدم .البته اینم بگم این مشکل چند سال پیش مجدد واسه ماشین خریدن خواهرم ومن که بهشون پول قرض دادم وتا پول منوپس داد منو به چه حالی انداخت یادم افتاد.
امروزه هدایت شدم به این فایل یه علم پیدا کردم درمورد پترن والگوهای تکرارشونده افرادوفهمیدم الگو خواهرم اینه که توی پول پس دادن برعکس من که پول کسی پیشم باشه وقول یه تاریخ بهش بدم اززیر سنگم باشه اون تاریخ اون پول روبه اون فرد میرسونم خیلی خونسرد توی پول پس دادن بعضا پول هم توحساب داره ولی یانمیده یا تیکه تیکه میده که واست ارزش نداره.
استاد من امروز به خودم گفتم برای همیشه وقتی این علم راپیدا کردم یا دیگه هیچ وقت بهش پول قرض نمیدی یا اگه دادی وقتی میگه یکماه توبدون قرار یکسال طول بکشه پس بده ومن به این نتیجه رسیدم که دفعه بعد بگم پول ندارم قرض بدم که دیگه این احساسات بد روتجربه نکنم.
استاد من وقتی میگم علم پیدا کردم درموردالگوهای تکرارشونده بخاطر اینه که پی به الگو تکرارشونده برادرم هم بردم برادر بزرگم یه نقطه ضعف داره که هرکسی بهش پول قرض میده میگه قول میدم سریع پس بدم ولی دیگه هیچ وقت چشمت به اون پول نمیفته ومن وخواهر وبرادرهای دیگه ام همیشه بابت این رفتار ایشون کینه به دل داشتیم .من کار به بقیه ندارم ولی مشکل من باایشون ازلحاظ احساس درونی برای خودم برای همیشه حل شد وفهمیدم برادر بزرگم این الگو رفتاریشه ودست خودش نیست واگه یه موقع ازمن پول خواست یابهش باید بگم نه تواون شرایط که توش قرار میگیرم یا اگه دادم روی یخ بنویسم ودیگه به برگشتش فکر نکنم واون پول رو فراموش کنم.
استاد من چند وقته فایلهای دانلودی سایت رودارم شخم میزنم نکته برادری میکنم خیلی ازشما یاد گرفتم مخصوصا درمورد پول قرض دادن که فرمودید اگه پولی خودت بهش نیاز داری هیچ وقت به کسی قرض نده وقتی میتونی قرض بدی که لبریز ثروتد باشه وروی برگشت اون پول حساب باز نکنی.
میدونم این موضوع پول قرض دادن تاحدودی ربط به مسائل عزت نفس داره ومن دوره روخریدم به امید خدا باآرامشی که باهدایت اول صبحم پیدا کردم میخوام دوره روشروع کنم ومطمئنم یه دنیا معجزه ازش میبینم چون ردپای خدا توی فایلهای شما احساس میکنم باحس آرامشی که دارم.
بی نهایت سپاسگذارم
آدم هرچی تو قوانین جلوتر میره و هرچقدر که یاد میگیره میبینه بازم موارد و نکته ها و قوانینی هست که یادش نگرفتیم. این فایل به موقع ترین فایلی بودش که الان می تونستم گوشش بدم و این فایل از طریق نشانه های امروز من بهش رسیدم.
استاد یه جمله ای گفتش سر رو توی برف فرو کردن که به بهترین شکل حق مطلب رو ادا کردش.
وقتی ادم الگوهارو میبینه به بار دو بار دیگه سر خودمون نمی تونیم کلاه بزاریم و خودمونو توجیه کنیم، این بابا واقعا مشکل داره، داره داد می زنه و با رها کردنش ذهنمون باز میشه، موقعیت های جدیدی برامون باز میشه.
خدایا شکرت. سپاس از استاد عزیز بابت این فایل ارزشمند
بنام خداوند بخشنده مهربان و حکیم…
خداوندیکه هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است برای یه زندگی “با تفکر عالی….
این فایل …فایل نشانه های روزم می باشد…
و منو داره همجوره بسمت نورهای الهی بیشتر “هدایت میکند…
راجع به الگوهای تکراری..که هر بار من دارم نقطعه ضعفهام با اون گفتگوها و انتقاداتی که میشه…
برانگیخته میشم..
و اون نشون دهنده ..اینه که من..خیلی برای تایید دیگران و این شخص نزدیکم…که گعتگوهاش؟و انتقاداتش درونمو بهم ریخته میکنه..
خیلی دارم سعی میکنم…
و مدام اونجاهایی که دارم تلاش خودمو میکنم که نسبت به گفتهاش جبهه نگیرم..و احساسم فوران نکنه….مقاومت میکنم…
میگم!نرگس….خودتم همین فضا بودی.و خیلی پاشنها داشتی…
این شخص توی یه فضای خیلی بدتر از تو رشد کرده..و یسری باورها به خردش دادن…اون بخاطر فلانها نتونسته…اصلا نسبت به این موارد آشنایی نداره.چون سواد خاصی نداره..
تو هم با وجود اینکه توی این فضا هستی و داری روی خودت کار میکنی.بازم پاشنه داری…
بازم مشکل داری…
پس اول خودتو دریاب…که ما ادمها هیچ وقت کامل نیستیم..
اون شخص انتقادگر نزدیکتم… با اون فضا و اون موارد گذشتگانش نسبت به این موضاعت بزرگ شده…
پس نباید رفتارش…و صحبتهایی که میکنه …درونت بهم ریخته بشه…
تو بگذر…و دوری کن و ارام باش…
خیلی بهتر از قبل شدم…خیلی..ولی میبینم هنوز ذراتش هست..و میدونم..این برانگیختگی من خیلی التیام بخشیده….و میدونم باید هنوز خیلی روی این مورد کار کنم..
خداوند بهم گفت…توی یکی از ایات..به محض اینکه احساس میکنم بازم اون پاشنه سراغم میاد…
بخودم میگم…
گفته های کافران تو را غمگین نکند..
یا اون افراد یحرفی یه قضاوتی راجع به یه شخص دیگه دارند..بازم من درونم فوران میکنه..
میگم چکار فلان داریید..
و میشنیم قضاوتهاشونو گوش میدم.و خودمو میخورم…
دقیقا میبینم…
چون این پاشنها دقیقا مثل یجای زیبا هست….که همجاش تمییز و پر از درختها و گلهای زیباست..و یه قسمت خیلی کوچیکش دو تا دونه آشغال پیدا میکنی…
واقعا!!!پاشنه…چیزیه که من مدام دارم توی خودم رصد میکنم.اونم بصورت تمرکزی..و میبینم چقدر برای خودم سخته..
حالا من هر روز توی این مسیرم..و هر لحظه دارم کامنت میخونم جواب میدم…و این فضا نون و خوراک ذهنمه..ولی بازم از اونطرف یسری آشغالها رو توی درونم میبینم..
استادم من خیلی دارم سعی میکنم.هر روز نرگس “یه ورژن متولد بشه..توی تمامی موارد..
خیلی سعی میکنم.و هر روز میگم خدایا بازم یه روز دیگه…
خدایا کمکم کن.تا بتونم این سعی رو اجرا کنم و واقعا این سعی من باعث شده من به ارامش برسم..
و بازم بعد این نوشته ام سعی میکنم.بخودم میگم!نرگس بازم روابطم با این شخص میخاد امروز ساخته بشه… میخام بیشتر بی اهمیت بشه…اون قضاوتها رو….
و بقول خودمونی..بیخیالتر….
چون یه پاشنه دارم…خیلی دارم روش کار میکنم..مدت زمانش دیرتر شده..ولی بازم هنوز هستش…
و این از بچگی با من بوده…و من بهش عادت کردم..ولی دارم میبینم یسری اعمالم تعقییر کرده..
استاد عزیزم..از صمیم قلبم سپاسگزارتونم.که هر چقدر شیرینی بهشتی رو از این سایت برداشت میکنم.هنوز عطشم قوی تر میشه…
یچیز جالبی که هفته های گذشته طبق الهامات که درسها برام داشت وارد همین روند دستکشهام شد..
اومدن فرد نزدیکم برای کار فلان…
بهش گفتم…چون من..طبق آموزه های شما..روی همین مسئله قول دادن هر بار یسری تمرینات بخودم بستم..جون هر بار یه مشکل و دردسری برام پیش میومد…
مخصوصا توی روند بیزنسم…که دارم بصورت تمرکزی روشون کار میکنم.
مشتری میومد التماس این فلان بدوز..و باعث میشد کل ساعتم توی اون مسیر میرفت..من این پترن بدقولی رو توی این شخص دیده بودم..
بدقولی توی پرداخت…
ولی من بازم انجامش میدادم.و توی پرداخت یا زیرش میزد.یا مثل گداها بهم پول میداد..
هفته گذشته..اومد..مادرم گفت براش انجام بده..بدون اینکه احساسم بخاطر فلان موقعیت برانگیخته بشه..
گفتم میخام برم جایی کار دارم..اصلا دیگه بهش توجه نکردم..چون اون تاییم تاییم پیاده رویمه..و دارم تو مسیر قانون سلامتی انشالله خودمو آماده میکنم..
حتی بخودممم سر یه مسئله ایی که چتد روز پیش اتفاق افتاد..دقیقا پاشنه اشیل منه..و بازم اون گدایی منه نسبت به یسری کارها…
بخودم قول دادم از خداوند هدایت خاستم..که من سعی میکنم اینکار رو انجام ندم و حتی وسوسه هم نشم…دقیقا اون وسوسه داشت کارای خودشو انجام میداد.بعد معده درد شدید میگرفتم..
بحث قول ..حتی این پترنم میشه توی خودمون پیدا کنیم..
روز جمعه من توی اون موقعیت قرار گرفتم….جهان..بازم خداوند تو رو توی اون مسیر قرار میده..
شخص نزدیکم یه شکلات درآورد.و من بسکویتم دیدم…با وجود اینکه همراه چاییم هیچی نبود..گفتم همین چایی آتیشی رو میخورم..
چون بخودم قول دادم….و توی مسیر سلامتی هستم…
سعی میکنم نخورم..حتی دچار وسوسه هم شدم..و از اونبر ناسلامتی ام اینروزا برام عذاب اور شده..
گفتم ترگس به تاهدت عمل کن..
بعد تو مسیر خرید قانون سلامتی قرار میگیری
استادم لطف خدا..من اون خوردنو نپذیرفتم..
واقعا تاهد …
مخصوصا قول دادن…
من توی پیاده روی یسری یجاهایی از خونه آشناهامون میرم و اونا چقدر خوشحال میشن..
اوشب یکی از افراد دیگه..بهم گفت خونه ما هم بیا..
ولی من گفتم باشه حتما!!!بخودم گفتم نرگس….
بازم نسبت به قولت باید وفادار بشی…
اونا الهامات هست که تورو هماهنگ میکنه به خونه اون اشخاص…
و بازم این سعی من موضوع قول دادن..
میگم…قولت نمیدونم سعی میکنم..اگه تونستم میام..اگه هم نه..که هیچی..چون هدفم پیاده رویه..
و میخام خیلی روی این نوضوع قول مخصوصا چه برای خودم..چه برای دیگران کار کنم…
استاد عزیزم میبینم…من هنوز خیلی توی این موضوع کار دارم..هر موقع اون قولی که دادم نتونستم…چقدر بعداش برام عذاب آوره..
خوب برییم سراغ مرحله دوم..
هفته گذشته که در صحبتهام گفتم.طبق اون الهامات.
یه شخص نزدیکم اومد برای انجام یکاری…که بهم کمک کنه…
روز قبلش…یه اتفاق افتاد…چون بهش قول داده بودم.قبل از اینکه بیاد..گفتم من یجایی دعوت شدم.میخام برم..بزار انشالله برای فردا..ایشونم گفت باشه چشم..
چون خیلی برام مهمه….مخصوصا قولهایی که راجع بهش مسئولیت دارم..
توی این مورد خیلی خوب عمل میکنم.برای مسئولیت یکار مهم…
و بعد قرار بود این شخص فردا عصر توی فلان ساعت بیاد..هر چی پیام دادم..کی میای..دیدم به شب خورد..و من پیاده روی روزانم نرفتم..
فقط بهش پیام دادم من میرم پیاده روی شب بیا منتظرتم..
و تماسم گرفتم ایشون برنداشت..
و رفت برای شب..ایشون تماس گرفته بود دیگه اونشب اومد..
ولی من از قبلش که هدایت الله بود..اون موقعیت کاری رو بجای خیلی خوبی کشوندم..
اونم لطف خدا بود…
و بعد ایشون اومد و دید من بیشتر کارا رو انجام دادم.اونم توی بهترین شرایط…
با وجود اینکه میخاستم روی ایشون حساب کنم.
و شب چند تا کار که نیاز بود برام انجام داد..
و بازم یه روز دیگه..برای یسری کارها….دیدم اونکاری که بهش سپردم..بازم عقب نشینی میکنه..
و اصلا حوصله انجام کارها رو نداره..و مسئولیت در برابر کار نداره..
بدون اینکه چیزی بگم….
اومدم پیام براش فرستادم.بعداش گفتم نرگس ولش کن..تو درستو یاد گرفتی..حتی بهشم نگفتم چیشد.. و اون هنوز پای قولش .یه پیام فرستاد برای یسری کارها..و رفت و رفت و رفت..
ولی من کلی کارا رو خودم به لطف خداوند انجام دادم…و چقدر کارام بهتر شدند…
و این پترن رو دیدم.از ایشون..که پترن صادقانه نداره..مسئولیت رو نمیتونه نسبت بحرفش داشته باشه..
ولی من بهش اطلاع میدادم..دیدم حتی نمیتونه یه پیام بده..که نمیتونم…و دیدم مسخره میکنه..
و میخاد یجوری خودشو باهوش بدونه…
من کاملا گذاشتمش کنار..
و بازم در گذشته..یه شخص نزدیکم..یه وام گرفتم..به ایشون دادم.و بازم یسری پول.دیگه..که ایشون بهم سود بده..
و هر بار یسری تضادها میدیدم از ایشون..
و ایشون رفت یسری چیزا خرید که من براش کار کنم.
استاد چقدر ..من خودمو مورد آزار قرار دادم..
و چیشد!؟
باعث شد……بازم به این شخص اعتماد کنم.
چند مدت پیش بازم هر سری میگفت فلان کار..
با عزت نفس بالا بهش گفتم من اصلا فرصت همچنین کارایی ندارم..
من خیلی چوب همچنین مواردی رو خوردم…
که …..این پترنها رو بازم رعایت کنم…ولی بخاطر نداشتن عزت نفس و شرک..باعث میشد…
یسری موقعیتها تکرار بشه…
و من برام آزار دهنده بود…
مخصوصا توی روابط..الله اکبر…من اسیبها دیدم..
الان..
قبل هر موقعیتی..
بر فرض اونروز یه شخصی از فامیلهای نزدیکم یچیزشو استوری کرده بودم.
و تحسینش کردم.
و اومدم بنویسم بازم میام. از شما خرید میکنم.
گفتم نرگس!نباید بنویسی اینو…
بازم اون قول دادن!!!!
که میدونم من یه آدمی هستم…
چون نقد خرید میکنم هر جا دوستداشتم وسایل خرید میکنم.
فورا دست برداشتم..
ولی قبلنا تو هوا حرف میزدم…
اصلا تاهد نداشتم…
و اونم از بیفکر بودن میاد…ما قدرت زبان رو ندارییم…تو هوایی یه تیری رو میندازیم.بدون اینکه تمرکزی روی زبانمون داشته باشیم..
استادم..من خیلی جاها کار دارم..ولی میدونم….همه چیز به من بستگی داره..
من باید خیلی با دقت و ریز بینی کاملی نسبت به رفتارام مخصوصا توی بحث روابط داشته باشم..
و هر جا داره بهم بی عدالتی میشه..اولین نشانه دستم بسمت خودمه…
میگم من بخاطر اعمالم و عزت نفس و اعتماد بنفسم دارم اینکار رو انجام میدم…
و میخام خیلی بازم متاهد بقولهام باشم..و سعی کنم……با دقت و ریز؟بینی عمیقتری از این موضوع صحبت کنم..
دیگه ما ادمیم….همه ماها در مسیر یسری اشتباهات هستیم..
ولی باید اینقدر روی خودمون کار کنیم..جاهایی که داره بهمون آسیب میزنه دوری کنیم…
بحث …
همون کنترل احساساته..که بتونیم توی مسیر درست نگهش دارییم…
که شما توی دوره اول عزت نفس داریید راجع بهش صحبت میکنید..من بسیار هنوز روش دارم سعی میکنم خودمو کنترل کنم..
در نهایت…سپاسگزار خداوندم می باشم..که هر روز یه ورژن جدیدی رو توی نرگس بیرون میاره…
نرگسی که هیچ عزت نفسی نداشت و پر از شرک و بدقولیها بود هم نسبت بخودش ظلم کرد .. که نقطعه بزرگ زندگیش بود..
و هم بدقول نسبت به دیگران..که مورد ازارش بود…
و میدونم این سعی ها باید همیشه تدام داشته باشه..چون نقطعه خوشبختی یه انسان ماندن توی این فضا..و هر بار بهتر شدنه…
به امید بهترینها و رفتن به مدارهای بالا و حال و احساس بهتر….اونم تربیت ذهن و کار کردن روی پاشنها…
و خداوند به اعمال و تلاشهایی که میکنید پاسخ میدهد…
وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ
و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهره ای] نیست،
وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَىٰ
و اینکه تلاش او به زودی دیده خواهد شد؛
مَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ
سپس به تلاشش پاداش کامل خواهند داد؛
وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّکَ الْمُنْتَهَىٰ
و اینکه پایان به سوی پروردگارتوست؛
همه چیز خودشه..و اون تو رو تو این مسیر هدایت میکنه..
منم بخودم قول دادم یسری تمرینهای خوراکی برای خاسته ام که خرید قانون سلامتی هست..پایبند باشم.و دچار هوسها نشم..مخصوصا خوردن یسری شیرینی جات..
که میبینم خیلیا !توی این مسیر کم آوردن.و نتایجشون برگشته…
چون توی خوردن خیلی سخته..مخصوصا خوردنیهایی که اینروزا مردم با چشمانشون به خودشون ظلم میکنن..
و بهمین دلیل هر روز اتفاقات ناگوار براشون پیش میاد..
منم بخودم قول دادم….تو این مسیر با هدایت الله.به خودم خوشبختی و سلامتی هدیه بدم..
و الان دوماه فیکس هر روز عصر پیاده روی میکنم تا بدنم سالمتر بشه..و همین اتفاق افتاده..
به امید قدمهای خوش قولی بخودم…..و اوندن بهترینها به زندگیم….
من بعد از یک ماه قطعی اینترنت و دسترسی نداشتن به سایت امروز وارد شدم
در یک ماه گذشته مرتب به خودم میگفتم اگر دوباره دسترسی به سایت پیدا کنم تا خود عید نوروز هرروز یک فایل رایگان رو گوش خواهم کرد و برای پایبندی بیشتر و البته تعویق و تثبیت آموزه های استاد حتما کامنت خواهم گذاشت
بی نهایت سپاسگزارم از خداوند مهربان که امروز این تعهد و این مسیر زیبا را به رویم گشود
امروز1404/11/7 سه شنبه آغاز میکنم:
فکر میکنم قبلا یک فایل از این دست فایل های الگوهای تکرار شونده رو شنیده بودم
میخواهم خیلی کوتاه در مورد چکیده ی این فایل ارزشمند بنویسم تا زمانی که رجوع میکنم به کامنت ها بتوانم دسترسی راحتتری به اصل مطلب گفته شده از طرف استاد داشته باشم.
هیچ کدام از ما کامل نیستیم هر کدام از ما یک سری دارن و الگو داریم اما بهتر هست در یک فرجه کوتاه زمانی به صورت آگاهانه الگوهای طرف مقابلمان را شناسایی کنیم و اگر قرار بر این هست با آوردن عذر و بهانه از طرف فردی که الگوهای تکرار شونده داره وارد یک سیکل تکراری بشیم یا اجازه ندیم و فورا ادامه این سیکل رو متوقف کنیم یا اگر ادامه میدیم این پیش فرض رو داشته باشیم که طرف مقابل من دچار به چنین الگوهایی هست و من آگاهم به این وضعیت بنابراین یک پلن بی برای خودم داشته باشم
البته طبق آموزه های قبلی شما استاد ارجمند میدانم که باید به این موضوع مهم هم توجه کنم که چرا در شرایطی قرار میگیرم که افرادی با الگوهای تکرار شونده ی یکسان سر راه من قرار میگیرند؟!!!
یاد گرفتم که زبان کاینات را بیشتر و بهتر درک کنم و واکاوی کنم که این فرد مقابل من یا این شرایطی که در اون قرار دارم چه چیزی رو داره به من یاد میده ؟
آورده ی چنین شرایطی با این مشخصات برای من چیست؟
دنیا و کاینات در تلاش است که چه درسی را به من بدهد ؟
چه چیزی را به من بگوید؟!
و هر بار که چنین پرسش هایی رو در شرایط مختلف از خودم میپرسم میبینم که پاسخ ها چگونه سرازیر میشوند!
من یک الگوی تکرار شونده دارم که موجب آزرده شدن خاطرم میشود البته اکنون کمتر و در گذشته این رنجش بسیار بیشتر بود:
اینکه در ابتدا در روابطم همه با من خوبند اما در ادامه با من سرد میشوند
برایم چالش درست میکنند
و بی اعتنایی میکنند
و اخیرا هم در محل کارم ابن الگو مجدد تکرار شد!!!
البته و البته که من میدانم تمام ماجرا از نشتی بزرگ
عزت نفس و احساس لیاقت من آب میخورد
اما همچنان نتوانسته ام از طریق فایل های رایگانی که گوش میکنم این نشتی را بگیرم و در این زمینه ارتقا پیدا کنم
چقدر جالب همین لحظه ندایی گفت میتوانی در عقل کل این مورد را مورد پرسش قرار دهی و پاسخ دوستان الهی ات را دریافت کنی که هر کدام از زبان خداوند سخن میگویند!!!
همین الان میروم سراغ گنجینه ی بی بدیل عقل کل
اما قبل عز آن خداوند را بسیار سپاسگزارم برای تمام سخنان ارزشمندی که روزی من قرار میدهد
سپاسگزارم برای وجود این فضای پاکیزه با آموزه های پاک و بی مانند
سپاسگزارم برای تمامی هدایت های گاه و بی گاه خداوند
سپاسگزارم برای حضور سبز و پر برکت استاد عباسمنش عزیز
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز
به خاطر تمام فایل های آگاهی بخش و صادقانه و دلی، سپاسگزارم .
فایل توجه به الگوهای تکراری مثل همه ی فایلها عالی هست. (دقت به رمز( قول میدم) ها
میخواهی تغییر کنی ولی نمیتوانی تغییر کنی
و اگر هم تغییر کنی آهسته آهسته هست نه ناگهانی و یک شبه)
مثالهای بسیار شفافی میزنید.
متوجه بعضی الگوهای تکراری خودم شدم،تقریبا هر کار میکنم نمیشه سر تایم برسم به اولین کلاس دانشگاه ،مگر اینکه خود استاد دیر کنه که من زود تر برسم
و چقدر عذاب کشیدم برای به موقع رسیدن در دوره ی دبیرستان، سر موقع بیدار میشدم دیر میرسیدم یک ساعت زودتر هم بیدار میشدم بازم دیر میرسیدم و چون اهل دروغ نبودم، فقط شرمندگی و خجالت و قول به خودم نصیبم میشد.
همیشه برام شگفت انگیزه چجوری عده ای همیشه سر موقع میرسند اونم با همون خیابونا و ترافیک و کارها
الانم نهایت تلاشم همزمان رسیدن با استاد و البته گاهی به موقع رسیدن
یکی دیگه از الگوهام، بهم ریختن از انتقاد دیگران بود که متوجه شدم به خاطر مسایل درونی خودم هست و اگر من از درون با خودم در صلح باشم و حالم خوب باشه (فایل های رایگان عزت نفس خیلی خوب هستن)،حرف دیگران بهم گیر نمیکنه و از من رد میشه و رو خودم دارم کار میکنم و به تدریج دارم بهتر و بهتر میشم.
الان روی الگوی مالی گیر کردم و امیدوارم اون رو هم بتونم به اگاهی برسم و به تدریج حلش کنم
متوجه الگوهایی که در گذشته در روابطم اتفاق می افتاد شدم که هر بار هر روز میگفتم تغییر میکنه ، آدم باید امیدوار باشه، فردا یه روز جدیده … حالا متوجه شدم قسمتهایی از عمرم، وقتم و زندگیم و بیهوده روی امید به تغییر کردن دیگران در روابطم گذاشتم و فکر میکردم چقدر آدم امیدوار و خوش بینی بودم ولی چیزی جز نادانی و حماقت نبوده!
یاد حدیث مومن باهوشه، از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشه افتادم
واقعا توجه به الگوها تکلیف برنامه ی زندگی و انتخاب آدما رو مشخص میکنه
سپاسگزارم از آموزش های عالی تون
خدا قوت مریم عزیز
سعادت و شادی تون برقرار
سلام وقت بخیر استاد عباسمنش خداوند رو شاکرم بابت اینکه با شما و سایتتون آشنا شدم اگر چه ذهنم در مورد پذیرش بعضی فایلا مقاومت نشون میداد ولی این دو فایلی ک گذاشتید واقعا ارزشمند هستن بی نهایت از شما سپاسگزارم برای تهیه و ارسال این فایلها .چقد من اتفاقات تکراری توی زندگیم زیاد هستن خدارو شکر با گوش دادن به این فایلا شناخت بیشتری رو ترمزهای زندگیم پیدا کردم باز هم سپاسگزارم .
سلام استاد بزرگوار
ممنونم بابت این فایل بسیار باارزش
من از کودکی در رابطه با برقراری رابطه با عزیزانم دچار مشکل هستم .
و این مشکلات مدام تکرار می شدند .
اخیرا مساله خیلی باعث ازردگی من شده و منو به فکر انداخته که دیگه نمی تونم اشغالها رو بزارم زیر مبل
و باید یه فکر اساسی داشته باشم
و دیشب مجددا این فایل با ارزش رو گوش کردم
من مدام با دختر نوجوانم مشکل دارم
می دونم مشکل از منه
اما نمی دونم کدوم باورم باعث این مشکل میشه
کاش در رابطه با نوجوانها و باورهای ناکارامد والدین در رابطه با تربیت هم مطلب و فایل داشتید
اما
این فایل باعث شد
پیگیر بشم و بتونم باورهای اشتباه خودمو پیدا کنم که اینطور باعث بروز مشکلات جدی در رابطه من و فرزندم شده
من گاهی چنان خشمگین می شم که فکر می کنم اخر دنیا است و بعد از چند ساعت یا چند روز خسته و پشیمان و سزگردان از تکرار این الگوی اشتباه .
سلام به استاد عزیز و مریم جان بابت آگاهی هایی که به ما میدین
چندین ماه هست که عضو سایت شدم و خیلی چیزها از سایت یادگرفتم و آگاه شدم
دوستان عزیزی که بسیار آگاه تر هستن و از دوره ها استفاده کردن ممنون میشم کمک کنید و به سوالم جواب دهید.
الگوهای تکرارشونده در دیگران که منو به شدت اذیت میکنه، خانوادم هستن. پدر و برادرم و گاهی اوقات برادرم.
از اینکه پدرم همیشه قول داده اعتیاد رو ترک کنه اما نکرده
برداردم گفته میخوام بازی قمار و پوکر رو بذارم کنار برای همیشه و الان 10 ساله که نذاشته و کلی بدهی بالا اورده و کل زندگی من و خانوادم رو بهم ریخته
مادرم که همیشه کنجکاو بوده و سرش توی زندگی دیگران و زبان تند و تیزی داشته و داره و رفتارش رو ترک نکرده
بعضی از الگو ها هم تکرار میشن در روابط
دوستی
مالی و …..
من واقعا میخوام کمکم کنید که چطور میتونم خودم رو قوی نگهدارم؟من با خانوادم زندگی میکنم و با این حجم از مسایل رو به رو میشم از بدهی،فقر،خیانت،اعتیاد و قمار….خودم رو بالا نگه دارم، چون دارم با اونا زندگی میکنم. توانایی جداشدن از انها ندارم..مستقل هستم.27 سالمه. شاغلم. حس میکنم تباه شدم-ایندم خراب شده-ارزشم با خانوادم دیده میشه….
و توی الگوهای روابط ادم هایی جذب من میشن که بهم احترام نمیذارن-خرج نمیکنن-موندگار نیستن-ازدواجی نیستن-
وضعیت مالی من همیشه تا یه سقف جلوتر نمیره….
و اینکه خیلی کتاب ها خوندم که الگو و باور تو این هست که این ادم ها رو جذب میکنی اما برا خانوادم چطور؟ من باید چکار کنم؟
ممنون از تمام دوستان عزیزی که به سوالم جواب میدن
سلام به همه دوستان
وقتی یک سری اتفاقات در زندگی ما مرتب تکرار میشود جهان هم اتفاقات مشابه برای ما رقم میزند تا به ما ثابت کند یک سری الگوهای ذهنی در ذهن شما مرتبا دارد تکرار میشود.
در زندگی من بیماری و دعوا با دوستم بخاطر جواب ندادن به تلفن های من مرتبا تکرار میشود.
برای اینکه نسبت به عملکرد خودم درک بهتری داشته باشم باید بررسی کنم در چه موقعیت های احساسی وقتی من قرار میگیرم
واکنش های خیلی شدیدی از خودم نشان می دهم. من هستم که دارم این اتفاقات خلق میکنم. یک سری باورها در ذهنم هست که داره این اتفاقات خلق میکنه. اونحاهایی که ما احساس شدید نشون میدیم و به شدت از کوره در میریم، پاشنه اشیل ماست.
باید لیزر فوکس روش بگذاریم تا باورهامونو اصلاح میکنیم. خیلی از اون مسایل برمیگرده به احساس ارزشمندی و لیاقت یا اینکه حرف مردم برای ما مهم بوده است. خانواده ما رضایت و حرف مردم براش مهم ترین مسئله بود. باید ذهنمون بریزیم بیرون و روشون کار کنیم نشونه خوب شدن ما اینه که فاصله بین اتفاقات زیاد میشود. وقتی که فاصله اون اتفاقات داره کمتر و کمتر میشه یعنی یه کدی در ذهن ما داره تغییر میکنه، که این باعث میشه اتفاقات متفاوت دیگری بیفته. اینطوری نیست که همه چیز بخواد یکدفعه خوب بشه بلکه همه چیز آروم آروم تغییر میکنه.
وقتی احساس شدید منفی ما یک سری اتفاقات بوجود میاره باید بدونیم یک چیز ریشه ای تری هست که داره این اتفاقات رقم میزند و ما باید اون ریشه پیدا کنیم و روش حسابی کار کنیم.
چه اتفاقاتی تکرار میشود که شما رو به لحاظ احساسی درگیر میکند؟
موضوع دوم این فایل که بسیار مهمه. بشنویم و درک کنیم و عمل کنیم.
من وقتی دوستم هشت نه ساعت تلفن جواب نمیده یا پیاممو جواب نمیده میخوام اروم باشم هر دفعه عذرخواهی میکنم یا به خودم قول میدهم که باربعد ارومتر باشم یا ناراحت نشم اما نمیتونم. چون اون برنامه داره کار میکنه و اون باور هست.
این تیکه اصلیه ما در مسایلی که پاشنه اشیل ماست میخواهیم که بهتر بشیم اما در اغلب موارد نمیتوانیم بهتر بشیم.
در مورد دیگران هم همینطور است اگر دوست من هم هر از چند روزی تلفن و پیامای منو جواب نمیده من باید بدونم که این الگو اونه و هر بارم برای این رفتارش یه دلیل متفاوتی دارد. این ادم نمیتونه همیشه جواب تلفن و پیامای منو بده. این الگوش اینه اکر من دوباره ازش انتظار داشته باشم بازم ناامید میشم. قول میدم که این اتفاق دیگه تکرار نمیشه.
داستان اعتیاد، قول برای ترکش و باز تکرار شدنشون. پاشنه اشیل مرد اعتیاد و پاشنه اشیل زن احساسی بودنش هست.
وقتی ما یک الگو در دیگران میبینیم حتی اگر اون فرد بیاد بگه من غلط کردم اما باز هم اون کار تکرار میکنه پس ما هم کلمون زیر برف نمیکنیم. این فرد میخواد ولی نمیتونه تکرارش نکنه. پس این باعث میشه که روی حرف اون ادم حساب باز نمیکنید. دفعا بعدی که بهتون اون قول داد دیگه بهش اعتماد نمیکنیم مثلا پول قرض نمیدیم. با فرض اینکه اون داستان ادامه پیدا میکنه تصمیم بگیر.
اگر ما بتونیم الگو خودمون درک کنیم الگو بقیه درک کنیم. اگر الگو بقیه درک کردیم اون ادم با اون الگو میپذیریم.
به خودت بگو من دیگه روی حرف این آدم حساب نمیکنم.
اون به این راحتی و به این زودی نمیتونه خودشون اصلاح کنند تو از اون آسیب نبین.
اون میخواهد تغییر کند اما نمیتواند.
در مورد روابط پیدا کردن الگوها بسیار مهم هستند هیج کس کامل نیست همه ادمها یه نقص هایی دارند
اگر طرف بیاد از ما پول قرض بگیره و ما بگیم بهش قرض بدیم که بعدا هم ما خواستیم به ما قرض بدهد این از شرک است
من زمانی که فردی به من بی توجهی میکنه و منو نمیبینه پاشنه اشیل منه. همینطور مقایسه میزان توجهی که خودم در روابطم میگیرم با میزان توحهی که خواهرم میگیرد یا کادوهایی که اون دریافت میکنه با کادوهایی که من دریافت میکنم. یا هماهنگی که اون با دوستش دارد و میزان هماهنگی که من دارم پاشنه اشیل منه. اینکه یک نفر دیگه با من مقایسه کنند و به من در مقابل اون بی توجهی کنند پاشنه اشیل دیگر منه. یعنی مقایسه و نیاز به توجه دیگران پاشنه اشیل منه. مشکل دیگر من بیماریه که هر از چند گاهی داره مرتب تکرار میشه.
چه اتفاقاتی تکرار میشود که شما رو به لحاظ احساسی درگیر میکند؟
اون هفته خواهرم دوستش اورد خانه.
من از اینکه روتین روزانه ام بهم خورده بود ناراحت بودم. اینکه دوستش مرتب به خواهرم زنگ میزد و خواهرم عکس همه چیز براش فرستاد و اون میرفت میدید اما دوست من حتی عکسی که براش میفرستادم با اینکه میگفتم عکس فرستادم نمیرفت ببینه نشون این میدم که اون من و قضیه من براش جدی نیست. میگم اون با سن کمش رابطشو ساخته اما من هنوز بخاطر ضعف هام رابطمو نساختم. خب مقایسه بخاطر ضعف در احساس ارزشمندی هست. «مقایسه»، جزو یکی از ویژگیهای طبیعی انسان است و به خودی خود بد نیست در صورتی که انگیزه برای بهبود ما شود و ما بگیم وقتی اون تونسته پس ماهم میتونیم. ولی اگر مقایسه تبدیل به عادتی همیشگی شود و بدتر از آن تبدیل به معیاری شود برای سنجش میزان خود ارزشمندی، آن وقت این ویژگی میتواند ویرانگر و فاجعهآور باشد. من وقتی هفته قبل خودم رو با خواهرم مقایسه کردم باعث شد
احساس کنم من در پیدا کردن و نگه داشتن فرد مورد علاقه ام ضعف دارم اون همیشه توجه میگیره اما من توجه که میخوام به سختی میگیرم یعنی کل نعمت ها، توجهات و برنامه هایی با دوست نازنینم برای یک رابطه پایدار در ذهنم بسته بودم ندیدم و وارد مدار ناسپاسی، احساس بی ارزشی و مقایسه شدم.
مقایسه» نه تنها من را به احساس نارضایتی میرساند بلکه باعث میشود نگاهی تخریبگر نسبت به خودم داشته باشم. این نگاه، من را به احساس حقارت و بیارزشی میرساند. من را ناسپاس میکند و این احساس ناسپاسی و نارضایتی نه تنها درهای نعمت را به زندگی من میبندد بلکه آرام آرام تغییر شکل میدهد به مسائل و مشکلات غیر قابل انکاری مثل:
درگیر بیماری شدن؛(معده، کیست تخمدان، ریزش مو) درگیر هزینه غیر مترقبه شدن(خرید وسایل اضافی یا پولی که از من گرفتند)؛ درگیر مسائل عجیب و غریب شدن و …
و به این شکل، این احساس ویرانگر شروع میکند به خارج کردن نعمتهایی که اکنون در زندگیات داری اما به خاطر این مقایسه، نمیتوانی ببینی و سپاسگزار آنها باشی
مقایسه تاثیر بد دیگری که در من دارد به من احساس عجله، و عقب ماندن از بقیه و خارج شدن از صلح درونی و تلاش برای کنترل شرایط و خارح شدن از مدار توکل میدهد.
عادت مقایسه من را وارد جنگی تمام عیار با خودم میکند؛ به من احساس کمبود، احساس عجله و احساس عقب افتادن از قافلهی دیگران میدهد؛ خواستههای واقعی ام را در نظرت بیارزش جلوه میدهد و من را مجبور به دنبال کردن خواستههایی میکند که از نظر دیگران با ارزش است، نه اینکه خواستههای واقعی خودم باشد. این آگاهی و شناخت، کلید اقدام برای تغییر این عادت است.
زیرا شما فقط وقتی در صدد تغییر یک عادت مخرب بر میآیی که از صدمات آن عادت آگاه شوی و ببینی این صدمات به چه شکل به تمام جنبههای زندگیات نفوذ میکند.
وقتی دست از مقایسه بر می داری، انرژی عظیم را که صرف تخریب احساس لیاقت شما شده بود، آزاد می شود برای سازندگی و تمرکز بر خودت؛
برای شناسایی خواسته های واقعی ات؛
برای امتحان کردن ایده هایت؛
برای دیدن ارزشهایت؛
برای رسیدن به باور فراوانی درباره نعمت ها و فرصت ها؛
این تمرکز، شما را به احساس رضایت می رساند و این تمرکز شما را هدایت می کند به سبک شخصی خودت. سبکی که بر پایه علائق خودت است. آنوقت است که ایده های خودت را امتحان و تجربه می کنی. به توانایی های یکتای وجودت، فرصت بروز می دهی. همان توانایی هایی که برای تجربه شان به این جهان آمدی تا دنیای خوت را خلق و تجربه کنی. آنوقت است که با خودت به صلح می رسی و این صلح درونی، جهان اطراف شما را با شما به صلح می رساند و شما را با تجربه خواسته هایت هم مدار می کند
مهمتر از همه، وقتی دست از مقایسه خودت با دیگران بر می داری، صدای الهامات خداوند را می شنوی و به این الهامات و ایده ها اعتماد می کنی. همان ایده هایی که بارها به خاطر مقایسه خودت با دیگران، نادیده گرفتی و فرصتی که خداوند از طریق این ایده ها برای تجربه خواسته هایت به شما داده بود را رد می کردی.
زیرا ماهیت الهامات خداوند این است که: الهامات با توجه به شرایط و امکانات هر فرد، به او الهام می شود تا فرد بتواند از همان جایی که هست و با همان شرایطی که دارد، آنها را اجرا و به سمت شرایط دلخواه خود حرکت کند.
اما وقتی مرتبا در حال مقایسه توانایی ها یا امکانات خودت با دیگران هستی، قطعا حتی اگر صدای این الهامات را بشنوی، در مقایسه با ایده های دیگران، آنها را رزشمند نمی دانی و به قول قرآن، در برابر تشخیص قدرت سازندگی این الهامات، کر و کور می شوی و با نادیده گرفتن های پی در پی، راه این اتصال را می بندی.
هدف ها و خواسته های خودت را بی ارزش می دانی و فارغ از اینکه خودت چه می خواهی و چه مسیری را دوست داری، می خواهی هدف های دیگران را دنبال کنی چون می خواهی مثل آنها مورد توجه قرار بگیری. به دنبال کپی کردن ایده ها و شیوه های دیگران، مرتب از این شاخه به آن شاخه می پری و در این هیاهو گم می شوی.
وقتی شما در حال مقایسه خودت با دیگران هستی یعنی در حال تمرکز بر دیگران هستی و وقتی در حال تمرکز بر دیگران هستی یعنی تمرکزی بر خودت نداری. وقتی هم بر خودت تمرکزی نداری، مسیر یکتای خوشبختی را که خداوند برایت الهام می کند، نمی بینی و اتصال با منبع را می بندی.
دست از مقایسه خود با دیگران برداری و مسیر یکتای خودت را میروی که قلبت میخواهد؛
استانداردها و اصول خودت را داشته باشی و فارغ از نظر دیگران، از اصول خود پیروی کنی؛
سعی کنی به جای مقایسه خود با دیگران، نکات مثبت و تواناییهایی که داری را ببینی؛
ارزشهای درونی خود را بشناسی و قدردان آنها باشی؛
عملکرد خود را با دیروز خودت بسنجی؛
ویژِگیهای یکتا و منحصر به فرد خود را ببینی و با معطوف کردن تمام تمرکز روی خودت، از آنها در جهت پیشرفت، بهره برداری کنی؛
جذابیتهای هر برههای از زندگیات را بشناسی و قدر بدانی؛
و مهمتر از همه خود ارزشمندیات را به عوامل ناپایدار بیرونی که برای هیچ انسانی مانا نیست، گره نزنی.
و همواره به یاد داشته باشی: به اندازهای که خود را ارزشمندی میدانی، جهان شما را ارزشمند میداند و نعمتهایش را روانه زندگیات میکند.
مسیله دیگر من جلب توجه و تایید بقیه است که این مسئله از عزت نفس میاد.
که این مسئله انرژی و تمرکز ما در جایی خلاف خواسته هامون میبرد و باعث نشستی انرژی ما میشود که اینم با یاداوری نکات مثبت و نکات مثبت شخصیتمان حل میشود.