این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/01/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-23 06:31:202025-01-23 06:32:25مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
الله رحمت خود را به هر کس بخواهد(درخواست کننده) اختصاص می دهد، و الله دارای فضل بزرگ است
هر آنچه شکر گزار بیشتری باشیم درخواستهایمان هم گسترش و بزرگتر میشود و هر چه خدا را بخوانیم اجابت درخواستهایمان محقق .
خدایا درخواست احساس لیاقت بیشتر؛ثروت بیشتر؛سلامتی و آرامش بیشتری را میخواهم با خودت تجربه کنم .
آرامش با الله را تجربه میکنم و چه لذتی دارد زندگی کردن با این حس درون با حسی که همیشه در وجودم برای احساس زندگی کردن کم بود و خدا را شکر که از خود به خدا رسیدم و این فزونی احساس در من بیدار شد و بیداری وجود را خواستارم با افزایش احساس خوب در هر لحظه و میخواهم زندگی کنم با نعمت های فراوان الهی و درخواست فزونی نعمت دارم و چه زیبا برایم اجابت میکنی رب العالمین و شکر وشکر وشکر که آرامش ؛سلامتی ؛و جریان ثروت در زندگیم جاری شده و مت در جای مناسب با افراد مناسب و مکان مناسب قرار دارم
شکر خدایم را که شکرگزاری هستم و درخواست شکرگزاری بیشتر و بیشتر از نعمات رب العالمین تنها قدرت جهان هستی را دارم که این قدرت را در وجود خود حمل میکنم
شکر و سپاس برای قلبم که جایگاهی آرام برای دنیا و آخرت من هست چون خدا را در جسم خود حس میکنم ؛شکر برای روح ام که بخشی از خدایم هست و شکر وسپاس که مرا یاری میدهد و بخشش و فضل الهی برایم هرروز افزایش می دهد
خدا راسپاسگزارم برای صدای زیبایم
خدا رایپاسگزارم برای مغزم
خدا راسپاسگزارم که برای M6
خدا راسپاسگزارم برای سپاسگزاری هایم
خدا را سپاسگزارم برای دوستانی هم مسیر با هدایت رب العالمین از بروبچ کارخانه گرفته اپراتورهای تزریق ؛سی ان سی؛تکمیل قالب ؛فنی؛طراحی؛همزن مواد ؛مدیریت و همه همه که دستانی از طرف خداوند هستن برای ما ارسال شده تا به گسترش جهان و محصولات ما کیفیت و شادابی را هدیه داده است خداوند رب العالمین و شکر گزار این نعمت و موهبت الهی هستم
خدا راشکر برای تخته شاسی مقوایی و پلاستیکی که چه کیفیت و طرح زیبایی داره خدا را شکر خداراشکر و شکر وشکر
خدا راشکر پالت تخت چه کیفیت و رنگ زیبایی داره
خدا راشکر برای پالت گواش که با یاری دهنده جهان هستی رب العالمین در سراسر ایران توزیع و پخش شد
خدا راشکر و سپاس که برای خرید محصولات ما صف میبندد و کار با کیفیت را خواستار هستن و شکر آله را که مشتریان نقد و ثروتمند به سمت ما هدایت میکند و ما را یاری میدهد
خدا راشکر برای حضور دستی دیگر از دستان خدا آقا ابوالفضل که خدا فرستاده که در کنار کار مطلوب و کیفیت بالا در تولید محصولات ما را هم به سایت الهی و مسیر سبز رهنمود کند و وقت بگذارد برای هدایت بیشتر و گسترش ایمان به خدا خدا راشکر که صبوری ؛خدا راشکر که مهربانی؛خدا راشکر که آگاهی داری و این این آگاهی را بی هیچ درخواستی از ما در اختیار ما میگذاری؛خدا راشکر که احساس خوب بیشتری در روز داری ؛خدا راشکر که متعهد و قانون الهی را عملی میکنی؛خدا راشکر که همگی الان به داشتم دستگاه تزریق فکر میکنیم و درخواست برن درخواست قشنگ رو برای دستگاه تزریق
خدا راشکر برای دستی دیگر از طرف خداوند عزوجل پژمان که با درک از بازار و روابط عمومی و خوش صحبتی در فروش محصولات با قدرت خداوند پیش میرود و شکر از پرودگار که روزی دهنده بی منت است خدا راشکر برای صداقت اش ؛خدا راشکر که برادر من هست ؛خدا راشکر که متعهد و مهربان هست ؛خدا راشکر که ایمان قوی و امید وار هست ؛خدا راشکر که با بالاترین قیمت و نقد محصولات را بفروش میرساند و ایم لطف پروردگار عالمیان است و شکر وشکر وشکر که متعهد به خدا و خود هست
شکر الله یکتا که آقا صابر بشاش و شاد با روحیه ای از دیار عشق از دستان دیگر خداوند هست برای رشد به آسانی ها خدا راشکر برای صابر جان که متعهد هست ؛با ایمان ؛دیدگاه الهی؛شکرگزار؛باورهای خوب وسازنده؛آرامش دارد؛خدا راشکر برای منظم بودن؛تمیز بودن؛شکر شکر شکر
خداوندا شکر و سپاس که دستان ثروتمندی به سمت من هدایت کردی و برای تمام دستانت شکر و سپاس و درخواست دارم که همیشه در هر لحظه در احساس خوب در جای مناسب ودر زمان مناسب با دستانی که ارسال میکنی به تکاملبیشتری برسم و ایده ای برایم ارسال کن که به گسترش جهان هستی کمک کنم و این درخواست را اجابت کن .
خدایا شکر و سپاس برای استاد عزیزم و دوستان داخل سایت که دستانی از سمت عشق جاودانی الله یکتا هستن
سلام به خانوم شایسته دوست داشتنی که نوشته هاشون و مقاله هاشون ابتدای هر فایل خودش کم از صحبت های استاد نداره ، سپاسگزارم ازتون خانم شایسته
و سلام و ارزوی موفقیت به تمام همراهان در این پروژه
روز جمعه ای که صبحش با این فایل شروع بشه دیگه نور علی نوره
اول چقدر منم حس خوبی گرفتم که مادرتون به واسطه اینکه شما به خواسته هاتون رسیدین ، ایشون هم به ارزوشون رسیدن و شما با رسیدن به خواسته هاتون جهان خودتون و مادرتون و خیلی ها و در یک کلام جهاااااان رو بزرگتر کردید ، شما برای ما جهان رو جای بهتری برای زندگی کردید
بریم سراغ تمرینی که خانم شایسته برامون در نظر گرفتند، چه راهکارهای شخصی داریم برای صعود به مدار بالاتر
اخه خانم شایسته ما هر راهکاری داریم از استاد یاد گرفتیم ، نمیتونبم بگیم از خودمون درآوردیم و شخصیه، فقط میتونیم شخصی سازی کنیم
ینی من بیام هر روز صبح عکس مناظر و خونه و مزرعیه ای که دوس دارم رو ببینم
من میام رو دریم بردم عکس چیزهایی که دوست دارم رو میذارم
وگرنه تمام کارهایی از جمله نگاه نکردن به نازیبایی ها ، به دعواها ، به تصادف ها ، به جنگ ، به رادیو به تلویزیون ، به روزنامه ، رو از استاد یاد گرفتیم .
گوش نکردن به درد دل ادم ها ، به مشکلاتشون ، به چالش هاشون ، به غم و غصه هاشون رو از اموزش های استاد یاد گرفتیم
نرفتن به فضای مجازی رو مدیون استاد هستیم ، وای که چقدرررررر فضای بیخود و نابهنجاری هست ، همش شوآف و هایلات و برش از زندگی فیک ادم ها
و خیلی خیلی خیلی کارهای دیگه مث حسارت داشتن ، مثله قربانی کردن برای هدف ، تو دل ترس ها رفتن ، قدم برداشتن و تمام کارهایی که خود من انحام میدم ( البته کارهایی که اگاهانه در جهت بهبود انجام میدم ) مدیون استاد و شما هستم ، با اموزش هاتون ، با سبک زندگیتون ، با مقاله هاتون
استاد من زندگی شاد خودم رو مدیون شما هستم و از شما دارم
سلام به پروردگارم که هر چه دارم از اوست و او در همین نزدیکی در کنارم است
سلام به استاد بی نظیرم
استاد قربونت برم کاملا معلومه میخواید با تمام وجودت به دانشجوهای بفهمونی که میشه جا نزنن که کم نیارن استاد با داشتن استادی مثل شما مگه میشه جا زد با این سایت ملکوتی مگه میشه کم آورد شبانه روز اینجاییم ورودیهامون شده سایت تمرکزمون شده سایت داریم باور میسازیم و با دیدن شما ایمان داریم که میشه و ادامه میدیم استاد جان الان دیگه تو قرنطینه قرار دادم خودمو
کنترل ورودی ها و کنترل تمرکزم یعنی فقط روی سایت دارم روی دوره ها رو دادم میجوم اینم نشانه ی امروز من بود من یک کاری کردم و بین یک تا صد عدد گذاشتم و هر روز که احساس خوب کامل و شکر گزاری دارم و کنترل ورودی دارم و خلاصه تمام تمرکزم روی خودمه یک عدد به خودم اضافه میکنم و میگم امروز یک مدار بالاتر رفتم و به خودم جایزه میدم
اینجوری خیلی دوست دارم زودتر به عدد صد برسم ببینم مدارم به چه سطحی رسیده
الان که تقریبا 80 درصد از روز حواسم حسابی جمع است به احساسم و کلا همه چیز رو دارم کنترل میکنم از امروز تصمیم گرفتم شکرگزاری کنم روی چیزهای خیلی ریز کسب و کارم و شاکر باشم براش
اینم فک کنم یک مدار منو بالاتر ببره البته باید اول شکرگزاری کنم اگه احساس قوی در اون شکرگزاری بود به خودم امتیاز میدم شکرگزاری زبانی برام زیاد مهم نیست
خدایا صد هزار مرتبه شکر برای این سایت که ما رو هدایت کردی به این سایت تا آگاهی کسب کنیم
خدایا ممنونم برای بودن استادی چنین شفاف که با تمام وجود داره راه رو به ما نشون میده
خدایا ممنونم که اجازه دادی در مسیر آگاهی های تو قدم برداریم
خدایا ، سپاس بیکران بابت بندگان خوبت در زمین که راهگشای ما در زندگی هستند .
من و خانواده ام، در یک خونه کوچک بودیم .بعلت تنگی جا ، تصمیم گرفتم اینجارو اجاره بدم و جای بزرگتری خونه اجاره کنم .
هر خونه ای که اجاره کردیم و نشستیم ، صاحبخانه گفت ، قصد فروش دارم و بلند بشین .
4 بار با مکافات و دردسر ، اسباب کشی کردیم تا اینکه منزل برادرم را اجاره کردیم و ایشون خارج از کشور زندگی میکنن .بعد از یکسال ، برادرم گفت ، قصد فروش دارم و به ما خیلی فشار آورد (چقدر این حرکتش برای ما خیر بود ) خونه قبلی که 70 متر بود و 2 پسرم ، یه سالی بود اونجا زندگی میکردن .
ما دچار یه وضعیت بحرانی در کشور شدیم .هرروز فراخوان میدادن و تظاهرات و اعتراض ها اوج گرفت.
جوونا به خیابون ها میریختن و تظاهرات سرتاسر ایران رو گرفته بود .
استاد عزیز ،من یکسالی بودکه ویس های رایگان شما
رو گوش میکردم اونقدری که ویس های شما روی من تاثیر گذاشته بود ، نمازهای پنجگانه روی من اثر نزاشته بود .بخصوص مناجات شما و یادی که از ملاصدرا میکنید .
اخبار ایران روز به روز بدتر میشد و قلبم به لرزه در میومد ولی با شنیدن مکرر ویس های شما دلم بشدت قرص میشد .تصمیم خودم را گرفتم . فروش خانه 70 متری که 2 پسرم اونجا مینشستند .و فروش یه خونه 50 متری در جنوبی ترین جای تهران که از آموزش و پرورش خریده بودم .
در شرایط بسیار بحرانی که املاکی ها ، مغازه ها رو بسته بودن و یا بیرونش فقط سیگار میکشیدن و بیکار و عصبی بودن .
به روز بعد از اینکه از مدرسه اومدم ، رفتم سراغ بنگاهی ها ، نزدیک به 15 تا بنگاهی رفتم .همشون گفتن ، بازار کساده و مشتری نیست ، مملکت رو هواست و همه منتظرند ببینن چی میشه .بخاطر اعتراض ها ی مردم و فراخوان که میدن ، کسی نمیاد به ما سلام بده و ما علیک بگیم …
حال و هوای عجیبی پیدا کردم و بعد از چند ساعت راهی خونه ای شدم که در آن مستاجر بودم .به خودم گفتم تو میتونی و مشتری هست .من بالاخره خونه رو میفروشم حتی تو این وضعیت بحرانی …
پیاده بودم. به شدت خسته و درمانده ، از جلوی یه بنگاهی رد شدم و با بی تفاوتی از جلوش رد شدم .
خدا شاهده استاد عزیز ، با صداقت میگم ، انگار یه نفر شانه های منو گرفت و به عقب کشید و برد داخل بنگاه ، باهاشون صحبت کردم .گفتن :0 یه نفر هست پولش نقده و ارثیه بهش رسیده .دنبال یه همچین خونه ای میگرده .
من تمام مدت روی ارتعاشاتم کار میکردم ، اصلا یه آدم دیگه ای شده بودم و همون شب خواب عجیبی دیدم .
خواب دیدم : حیاط خونه ای رو که میخواستم بفروشم سیاهه ، یه دفعه از داخل سیاهی ، یه نور سفید و درخشانی پیدا شد و به طرف پله ها رفت .
فردای اونروز از بنگاه تماس گرفتن و گفتن برای بستن قرارداد بیا .
خریدار بدون اینکه خونه رو درست ببینه .قرارداد بستیم و میپرسید خونه چند تا اتاق داره و چه شکلیه ؟!
قبلا از خدا خواسته بودم بعد از فروش خونه ،بچه هام اونجا بشینن .
اونجا بود که من خدارو دیدم و با تمام وجودم احساسش کردم .
و اما خونه 50 متری :من باید این 2 تا خونه رو و طلاهامو میفروختم تا خونه برادرم را بخرم .
مسیول ساختمان گفت طبقه بالای شما یکساله گذاشته برای فروش ، ولی مشتری نیست .
من تو دلم گفتم این خونه باید فروش بره .دوباره ویسها رو گوش میدادم و از انرژی من کم نمیشد .
یه شب خواب دیدم با خدای خودم در اقیانوس آبی رنگ با آرامش شنا میکنم .خواب عجیبی بود و متوجه شدم خونه فروش میره .
از بنگاه زنگ زدن مدارک بیارین برای قرارداد بستن .این خریدار هم خونه رو ندیده بود و برای سرمایه گذاری خرید .
یکی از بزرگترین مشکلات من این بود که اگر 2 خونه با هم فروش نره ، چیکار کنم ؟!
هر 2 خونه همزمان فروش رفت ، بدون اینکه خریداران ،خونه رو ببینن .
استاد عزیز من از کارهای تکراری و حرفهای تکراری بدم میاد همیشه دنبال موضوعات جدید و تازه میگردم .شما چه انرژی خوبی دارین .من بارها و بارها و بارها ویس هارو گوش میوم ، اصلا خسته نمیشم و هر بار یه چیز جدید یاد میگیرم و از تکرارش لذت میبرم و استفاده میکنم .
من همیشه میگفتم اگه وضعم خوب بشه درو میکنم محصولات رو و تند تند گوش میدم و به اهدافم میرسم.
اما الان میفهمم که باید در قلبم رسوخ کنه یک فایل تا بتونم برم فایل بعدی .الان توی محصول احساس لیاقت هستم .چقدر حالم خوبه و عجله ندارم .استاد وقتی من یه دختری رو ببینم که ماشین داره بهش حسودی میکنم .با اینکه فک میکردم هرگز اهل حسودی کردن نیستم .الان بیشتر خودم رو میشناسم.به خودم میگم ریحانه خودت رو تصور کن مثل این دختر یه 207 نو داری .و داری باهاش میری سر کار یا خرید و عشق میکنی .همچنین به خودم میگم که این دختر تکاملش رو طی کرده و فک میکنم و لذت میبرم از اینکه پشت فرومونم .
من این قانون رو یادم رفته بود .با اینکه به همه ی خواسته هام، خواسته و ناخواسته از طریق تصور بدست آوردم.
یکی از بچه های دوره ی لیاقت بهم یادآوری کرد .
…..
و اما در مورد فایل :
آرامش فوق العاده ای توشه .خیلی خوشحال برا مامان جون و چون مامان من همین الان هم وقتی سفر حج رو یادش میاد قند تو دلش آب میشه ،با اینکه پانزده سال گذشت .میفهمم مادر شما چه حسی داره .دوست دارم یه بار خودم ببرم مادر و پدر رو آن شالله اگه وضعم بهتر و بهتر بشه و اونا در قید حیاط باشن میبرمشون.
نکته:*
قبلا فک میکردم هر خواسته ای داشته باشم خود خواهیه .اما کم کم که به خواسته هام رسیدم فهمیدم که واقعا همانطور که استاد مدام میگه جهان به تکاپو میافته و افراد زیادی در راستای خواسته ی ما نون میخورن .و برای همین حس من خوب میشه وقتی به خواستم میرسم.
نکته:*
چطور از یه فرکانس به فرکانس بالاتر بریم ؟
با توجه کردن به چیزهایی که احساس لذت به ما میدهد.با تشکر بابت نعمتهایی که داریم .با داشتن احساس خوب.با دیدن مسایل جوری که ایمانمون بیشتر بشه و صبرمون زیاد بشه .سپس فرکانس ها رو ارسال میکنیم جهان دریافت میکنه و به ما پاسخ میده .
نکته *
رسیدن به خواسته ها یک امر مقدس است .وقتی به خواسته ی خود میرسیدم یه عالمه چیز جدید نوی جهان کشف میشه اختراع میشه و اطرافیان شما به اهدافشان میرسن.
استاد این فایل چههههه هم زمانی داشت با حال وهوای الان من
استاد من الان درحالی هستم که در تدارک مراسم ولیمه حج پدر ومادرم هستیم و این یکی از بزرگ ترین آرزوی های من بود.
خوب یادمه که از همون دوران راهنمایی و دبیرستان وقتی برای خرید تو بازار میچرخیدیم یه مغازه فروش لوازم حج بود که من همیشه میخکوبش میشدم و میگفتم خدایا میشه یه روزی من با پول خودم برای مادر و پدرم لباس حج بخرم میتونم براشون قربانی بگیرم و خوشحالشون کنم و
خدایا ازت ممنونم که این رویا داره برای من عملی میشه.
من که بعد از دوران ازدواجم به اصرار همسرم و البته خستگی خودم از کار دیگه شاغل نبودم و درامدی نداشتم همیشه این رویا برام بود که بتونم پدرومادرمو بفرستم حج و چون درامدی نداشتم همیشه میگفتم اخه چه جوری میشه.
تا اینکه به لطف خداوند مهربانم و همسر عزیزم الان درحال تدارک مراسم ولیمه مامان و باباییم و من الان خوشحال ترینم .با وجود اینکه خودم هم خیلی دوست داشتم سفر حج رو تجربه کنم اما رفتن پدر و. مادرم برام زیباتر بود و انشاالله چند روز بعد اونها هم عازم این سفر رویایی میشن.
استاد من اینبار یه شکل متفاوت آرزومو خواستم
اینبار از خود خدا خواستم که منو به دست های مهربان و موقعیت های عالی هدایت کنه و چه هدایتی بزرگتر از این
امروز به قول شما به راحتترین شیوه به این آرزو رسیدم و چه لذتی داره این رسیدن
خدایا ممنونم که دست منو گرفتی و باقلبم باهام حرف زدی و راه رو نشونم دادی.
استاد جانم مرسی از شما که این مسیر زیبا رو نشونمون دادین
یادمون دادین چه جوری باخدای وجودمون دوست باشیم چه جوری ازش راهنمایی بخوایم و مهم تر از همه بدونیم که رب مون چقدر بهمون نزدیکه
فقط میتونم بگم که رب یکتام جوری که لیاقتشو دارین بهتون پاداش این کار زیبا و بی نظیر رو بده.
در پناه رب یکتا شاد و پیروز سلامت و ثروتنمند باشید
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام
گام 17
منم مثل دوستانم چقدر با ذوق و شوق استاد عزیزمون ذوق کردم و لذت بردم
استاد عزیزم از خداوند می خوام خود بزرگوارتون و تمام عزیزانتون و مادر ارجمندتون رو در سایه رحمت خودش سلامتی و عمر طولانی عطا کنه
این تجربه رو دارم که دست خداوند شدم برای خلق آرزوی عزیزانم و واقعا لذت بخش بوده برام
مکه رفتن مادر مرحومم یادم اومد که یه شب خواب میبینه که رفته خرید تو بازار صداش میکنن که بیا سوار این اتوبوس شو می خوایم ببریمت مکه ، مامانم هم میگه خانواده خبر ندارن نمیشه بی خبر بیام ولی اونا قانعش میکنن و میبرن سمت اتوبوس و تو اتوبوس که زنداداشم روی صندلی نشسته بود اونو بلند میکنن و میگن تو برو تا ایشون بشینه و مامانم رو اون صندلی میشینه و میبرنش مکه حالا این خواب میمونه تو دلش و منتظر میمونه ببینه تعبیرش چی میشه
از طرفی خواهرم همون سال رفته بود مکه حج عمره و مدت کوتاهی بعد از خواب دیدن مامانم مدیر کاروان برای کاری بهش زنگ میزنه و میگه خانم مهندس می خوای دوباره بری مکه خواهرم هم ذوق زده میشه میگه واقعا اونم میگه آره دو تا فیش بیا بهت بدم و خواهرم همون روز میره حج و اوقاف و اسم مامانم و خواهر دیگرم رو مینوبسه و کمتر از یک ماه مامانم همراه خواهر دیگرم مشرف میشن مکه البته حج عمره منظورمه و زنداداشم اون سال که می خواسته بره مکه بنا به دلایلی نرفت و سال بعدش مشرف شد
مامانم دو ماهه به رحمت خدا رفته و اگر آموزه های استاد عزیزم نبود نمیدونستم چجور این مصیبت رو تحمل می کردم در برابر کارهایی که براش نکردم و کوتاهی هایی که کردم عذاب وجدان مدتی درگیرم کرده بود ولی خدا رو شکر که تونستم ذهنم رو کنترل کنم و در این پروژه شرکت کنم
خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم
استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام سپاسگزارتون هستم خداوند حافظتون باشه
برای رسیدن به رویاها یک سری کارها را باید انجام بدیم یک سری کارها را نباید انجام بدیم یک سری قدمها رو باید برداریم یک سری شغالها تمرکز گیرها قدمهایی که قبلاً برمیداشتیم رو باید بگذاریم کنار . به همان اندازه که خوراک خوب به ذهنمون میدهیم به همان اندازه که باورهای درست برای خودمون ایجاد میکنیم به همون اندازه هم مهمه که یک سری چیزها رو توجه نکنیم یک سری چیزها رو دور بریزیم. ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم اهدافمونو مشخص کنیم و در جهتشان حرکت کنیم. ذهن ما دستگاه فرستنده است و این جهان کانورتور است فرکانس را تبدیل میکند به اتفاقات و وارد زندگیمان میکند و ما وارد مدار دیگری میشویم. این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید صداها را ندا.
چه کارهایی باید انجام بدم از این مداری که هستم وارد مدار بهتری شوم؟
با کنترل ورودیها چیزهای نامناسب را نشنوم در مورد صحبت نکنم تمرکزمو کنترل کنم باورهایی که به من احساس خوبی میده ایجاد کنم احساس قدرت احساس ایمان احساس توکل میدهد.بیام با افکارم با باورهام با توجه کردن به چیزهایی که به من احساس بهتری میده با نگاه کردن به نعمتهام با سپاسگزار خدا بودن خودم رو به مدار بالاتری برسونم با هر مسئله و مشکلی که برخوردم جوری نگاه کنم که ازش انرژی بگیرم. به جای اینکه منو مایوس بکند من رو ناراحت بکند من به غلبه این مشکل میتونم به مدار بالاتر بروم.
در شروع ذهن مقاومت میکند ادامه بدیم تمرین کنیم کار کنیم روی خودمون یک شبه مدارمون جابجا نمیشه یک ذره یک ذره بهتر میشه بحث تکامل و کامل درک کنیم بعد چند سال میبینیم کلی تغییر کردیم. نگذارم اون چیزهایی که الان هست منو تسلیم کنه، نگذارم که نگاه کردن به موقعیت فعلیم منو از اهدافم دور کنه، باید بتونم رویاهام رو زنده توی ذهنم نگه دارم، بهشون بال و پر بدم تغذیشون کنم .باید بتونم خدایی رو باور کنم که قدرت مطلق عالمه روی دستش هیچ قدرتی نیست. و بتونم از تواناییهام استفاده کنم فقط باید حرکت کنم در مسیر درست.
مسیر خودش لذته خودش نتیجه است
خدایا کمکم کن بتونم تسلیم تو باشم و کارهام رو به تو بسپارم
استاد، دیروز صبح سوالاتی برام پیش اومده بود و نجوای ذهنم حرفایی را بهم میزد که باعث شک و سردرگمی درونم شده بود و منم طبق روال همیشگی که وقتی سروکله نجوا پیدا میشه، آنی رو میکنم بخدا و ازش هدایت میخوام، شروع کردم باخداوند حرف زدن و ازش هدایت خواستن، و خداوند خیلی پررنگ و پشت سر هم هدایتم میکرد به گوش دادن فایل جلسه دوم، بخش سه دوره قانون آفرینش.
و بمحض گوش دادن فایل، اون قسمتی که درباره مدارها، توضیح دادین، دقیقا هدایت خداوند بود برای من و جواب نجوای ذهنم.
بخصوص اون قسمتی که گفتین بمونید توی مدار، ناامید نشین، بمونید و ادامه بدین، خواسته شما داره توی مدار دور میزنه، بمونید تا بهتون برسه و باهاش برخورد کنید، یعنی دیگه تیر خلاص بود برام.
اینقدر حالم خوب شد و انگیزه و قدرت گرفتم که حد نداشت که تا شب، من بارها اشک شادی ریختم.
و با وجود اینکه بارها درین چندسال، درباره تئوری مدارها، از شما شنیده بودم ولی دیروز بکل، شنیدن اون آگاهی ها، یه جنس دیگه داشت برام.
و چقدر جالب که به دنباله فایل دیروز که خداوند هدایتم کرد بگوش دادنش، الان باز فایلی باید روی سایت بیاد که همون آگاهی ها را باز، برام تکرار کنه. و این موضوع چیزی نمیتونه باشه جز هدایت و نشانه خداوند برای من، که روی آگاهی هایی که درباره مدارها، بهت دادم بیشتر تمرکز کن و قوی بشو.
چون دقیقا نجوای دیروز ذهنم و چیزاییکه بهم میگفت، درباره همین مدارها بود.
استاد هر بار که باچنین مسائل و اتفاقاتی روبرو میشم و نحوه هدایت خداوند را میبینم و دقیق میشم بهش، باعث میشه باورم در مورد اینکه، خداوند بیشتر از من میخواد که به خواسته هام برسم، قوی تر میشه.
و هربار که نجوا میخواد ناامیدم کنه بارها، همین اتفاقات و هدایتهای خداوند را بهش گوشزد کردم، که ببین اگر خدا نمیخواست که من به هدفم برسم، هدایتم نمیکرد و جواب درست و راه درست را بهم نشون نمیداد.
استاد خدا شاهده بارها شده، وقتی نجوا حمله ور میشه بهم، حتی خداوند صبرنمیکنه ازش هدایت بخوام و بگم خدایا کمکم کن، درلحظه خودش جاری میشه.
یعنی همزمان که نجوا شروع میکنه به گفتن، درکنارش میبینم هدایتهای خداوندم هست که داره میادو جاری میشه به وجودم.
خب دلیلش چی میتونه باشه؟! جز اینکه من لایق دریافت خواسته هام هستم، جز اینکه خدا منو لایق دریافت اهدافم میدونه، جز اینکه خدا مشتاق تر از منه برای اینکه به شکل خواسته ها و آرزوهای من، وارد زندگیم بشه و بهم نزدیکتر بشیم؟!!!
من نمیدونم چجوری باید شکرگزار این همه عشق و همراهی خدا باشم.
استاد عزیزم از شما و خانم شایسته عزیز هم، بینهایت سپاسگزارم بابت این همه عشق و سخاوت.
خدا سپاسگزارم برای خواندن و نوشتن
خدا جونم سلام ؛سلامی به گرمی خورشیدت و به نورانی بودن ماه ات شکر وسپاس که نعمت ام افزون میکنی
دستان خدا سلام
﴿وَاللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ﴾
[البقره/١٠۵]
الله رحمت خود را به هر کس بخواهد(درخواست کننده) اختصاص می دهد، و الله دارای فضل بزرگ است
هر آنچه شکر گزار بیشتری باشیم درخواستهایمان هم گسترش و بزرگتر میشود و هر چه خدا را بخوانیم اجابت درخواستهایمان محقق .
خدایا درخواست احساس لیاقت بیشتر؛ثروت بیشتر؛سلامتی و آرامش بیشتری را میخواهم با خودت تجربه کنم .
آرامش با الله را تجربه میکنم و چه لذتی دارد زندگی کردن با این حس درون با حسی که همیشه در وجودم برای احساس زندگی کردن کم بود و خدا را شکر که از خود به خدا رسیدم و این فزونی احساس در من بیدار شد و بیداری وجود را خواستارم با افزایش احساس خوب در هر لحظه و میخواهم زندگی کنم با نعمت های فراوان الهی و درخواست فزونی نعمت دارم و چه زیبا برایم اجابت میکنی رب العالمین و شکر وشکر وشکر که آرامش ؛سلامتی ؛و جریان ثروت در زندگیم جاری شده و مت در جای مناسب با افراد مناسب و مکان مناسب قرار دارم
شکر خدایم را که شکرگزاری هستم و درخواست شکرگزاری بیشتر و بیشتر از نعمات رب العالمین تنها قدرت جهان هستی را دارم که این قدرت را در وجود خود حمل میکنم
شکر و سپاس برای قلبم که جایگاهی آرام برای دنیا و آخرت من هست چون خدا را در جسم خود حس میکنم ؛شکر برای روح ام که بخشی از خدایم هست و شکر وسپاس که مرا یاری میدهد و بخشش و فضل الهی برایم هرروز افزایش می دهد
خدا راسپاسگزارم برای صدای زیبایم
خدا رایپاسگزارم برای مغزم
خدا راسپاسگزارم که برای M6
خدا راسپاسگزارم برای سپاسگزاری هایم
خدا را سپاسگزارم برای دوستانی هم مسیر با هدایت رب العالمین از بروبچ کارخانه گرفته اپراتورهای تزریق ؛سی ان سی؛تکمیل قالب ؛فنی؛طراحی؛همزن مواد ؛مدیریت و همه همه که دستانی از طرف خداوند هستن برای ما ارسال شده تا به گسترش جهان و محصولات ما کیفیت و شادابی را هدیه داده است خداوند رب العالمین و شکر گزار این نعمت و موهبت الهی هستم
خدا راشکر برای تخته شاسی مقوایی و پلاستیکی که چه کیفیت و طرح زیبایی داره خدا را شکر خداراشکر و شکر وشکر
خدا راشکر پالت تخت چه کیفیت و رنگ زیبایی داره
خدا راشکر برای پالت گواش که با یاری دهنده جهان هستی رب العالمین در سراسر ایران توزیع و پخش شد
خدا راشکر و سپاس که برای خرید محصولات ما صف میبندد و کار با کیفیت را خواستار هستن و شکر آله را که مشتریان نقد و ثروتمند به سمت ما هدایت میکند و ما را یاری میدهد
خدا راشکر برای حضور دستی دیگر از دستان خدا آقا ابوالفضل که خدا فرستاده که در کنار کار مطلوب و کیفیت بالا در تولید محصولات ما را هم به سایت الهی و مسیر سبز رهنمود کند و وقت بگذارد برای هدایت بیشتر و گسترش ایمان به خدا خدا راشکر که صبوری ؛خدا راشکر که مهربانی؛خدا راشکر که آگاهی داری و این این آگاهی را بی هیچ درخواستی از ما در اختیار ما میگذاری؛خدا راشکر که احساس خوب بیشتری در روز داری ؛خدا راشکر که متعهد و قانون الهی را عملی میکنی؛خدا راشکر که همگی الان به داشتم دستگاه تزریق فکر میکنیم و درخواست برن درخواست قشنگ رو برای دستگاه تزریق
خدا راشکر برای دستی دیگر از طرف خداوند عزوجل پژمان که با درک از بازار و روابط عمومی و خوش صحبتی در فروش محصولات با قدرت خداوند پیش میرود و شکر از پرودگار که روزی دهنده بی منت است خدا راشکر برای صداقت اش ؛خدا راشکر که برادر من هست ؛خدا راشکر که متعهد و مهربان هست ؛خدا راشکر که ایمان قوی و امید وار هست ؛خدا راشکر که با بالاترین قیمت و نقد محصولات را بفروش میرساند و ایم لطف پروردگار عالمیان است و شکر وشکر وشکر که متعهد به خدا و خود هست
شکر الله یکتا که آقا صابر بشاش و شاد با روحیه ای از دیار عشق از دستان دیگر خداوند هست برای رشد به آسانی ها خدا راشکر برای صابر جان که متعهد هست ؛با ایمان ؛دیدگاه الهی؛شکرگزار؛باورهای خوب وسازنده؛آرامش دارد؛خدا راشکر برای منظم بودن؛تمیز بودن؛شکر شکر شکر
خداوندا شکر و سپاس که دستان ثروتمندی به سمت من هدایت کردی و برای تمام دستانت شکر و سپاس و درخواست دارم که همیشه در هر لحظه در احساس خوب در جای مناسب ودر زمان مناسب با دستانی که ارسال میکنی به تکاملبیشتری برسم و ایده ای برایم ارسال کن که به گسترش جهان هستی کمک کنم و این درخواست را اجابت کن .
خدایا شکر و سپاس برای استاد عزیزم و دوستان داخل سایت که دستانی از سمت عشق جاودانی الله یکتا هستن
شکر برای خوشبختی در دنیا وآخرت
شکر برای نعمت سلامتی
شکر برای حال خوبم
خدایا بابت همه چیز و همه دستانت سپاسگزارم .
سلام به استاد عزیزتر از جانم
سلام به خانوم شایسته دوست داشتنی که نوشته هاشون و مقاله هاشون ابتدای هر فایل خودش کم از صحبت های استاد نداره ، سپاسگزارم ازتون خانم شایسته
و سلام و ارزوی موفقیت به تمام همراهان در این پروژه
روز جمعه ای که صبحش با این فایل شروع بشه دیگه نور علی نوره
اول چقدر منم حس خوبی گرفتم که مادرتون به واسطه اینکه شما به خواسته هاتون رسیدین ، ایشون هم به ارزوشون رسیدن و شما با رسیدن به خواسته هاتون جهان خودتون و مادرتون و خیلی ها و در یک کلام جهاااااان رو بزرگتر کردید ، شما برای ما جهان رو جای بهتری برای زندگی کردید
بریم سراغ تمرینی که خانم شایسته برامون در نظر گرفتند، چه راهکارهای شخصی داریم برای صعود به مدار بالاتر
اخه خانم شایسته ما هر راهکاری داریم از استاد یاد گرفتیم ، نمیتونبم بگیم از خودمون درآوردیم و شخصیه، فقط میتونیم شخصی سازی کنیم
ینی من بیام هر روز صبح عکس مناظر و خونه و مزرعیه ای که دوس دارم رو ببینم
من میام رو دریم بردم عکس چیزهایی که دوست دارم رو میذارم
وگرنه تمام کارهایی از جمله نگاه نکردن به نازیبایی ها ، به دعواها ، به تصادف ها ، به جنگ ، به رادیو به تلویزیون ، به روزنامه ، رو از استاد یاد گرفتیم .
گوش نکردن به درد دل ادم ها ، به مشکلاتشون ، به چالش هاشون ، به غم و غصه هاشون رو از اموزش های استاد یاد گرفتیم
نرفتن به فضای مجازی رو مدیون استاد هستیم ، وای که چقدرررررر فضای بیخود و نابهنجاری هست ، همش شوآف و هایلات و برش از زندگی فیک ادم ها
و خیلی خیلی خیلی کارهای دیگه مث حسارت داشتن ، مثله قربانی کردن برای هدف ، تو دل ترس ها رفتن ، قدم برداشتن و تمام کارهایی که خود من انحام میدم ( البته کارهایی که اگاهانه در جهت بهبود انجام میدم ) مدیون استاد و شما هستم ، با اموزش هاتون ، با سبک زندگیتون ، با مقاله هاتون
استاد من زندگی شاد خودم رو مدیون شما هستم و از شما دارم
الهی بمونید برام استاد جان جانانم
در پناه پروردگار همیشه مهربان باشید
سلام به پروردگارم که هر چه دارم از اوست و او در همین نزدیکی در کنارم است
سلام به استاد بی نظیرم
استاد قربونت برم کاملا معلومه میخواید با تمام وجودت به دانشجوهای بفهمونی که میشه جا نزنن که کم نیارن استاد با داشتن استادی مثل شما مگه میشه جا زد با این سایت ملکوتی مگه میشه کم آورد شبانه روز اینجاییم ورودیهامون شده سایت تمرکزمون شده سایت داریم باور میسازیم و با دیدن شما ایمان داریم که میشه و ادامه میدیم استاد جان الان دیگه تو قرنطینه قرار دادم خودمو
کنترل ورودی ها و کنترل تمرکزم یعنی فقط روی سایت دارم روی دوره ها رو دادم میجوم اینم نشانه ی امروز من بود من یک کاری کردم و بین یک تا صد عدد گذاشتم و هر روز که احساس خوب کامل و شکر گزاری دارم و کنترل ورودی دارم و خلاصه تمام تمرکزم روی خودمه یک عدد به خودم اضافه میکنم و میگم امروز یک مدار بالاتر رفتم و به خودم جایزه میدم
اینجوری خیلی دوست دارم زودتر به عدد صد برسم ببینم مدارم به چه سطحی رسیده
الان که تقریبا 80 درصد از روز حواسم حسابی جمع است به احساسم و کلا همه چیز رو دارم کنترل میکنم از امروز تصمیم گرفتم شکرگزاری کنم روی چیزهای خیلی ریز کسب و کارم و شاکر باشم براش
اینم فک کنم یک مدار منو بالاتر ببره البته باید اول شکرگزاری کنم اگه احساس قوی در اون شکرگزاری بود به خودم امتیاز میدم شکرگزاری زبانی برام زیاد مهم نیست
خدایا صد هزار مرتبه شکر برای این سایت که ما رو هدایت کردی به این سایت تا آگاهی کسب کنیم
خدایا ممنونم برای بودن استادی چنین شفاف که با تمام وجود داره راه رو به ما نشون میده
خدایا ممنونم که اجازه دادی در مسیر آگاهی های تو قدم برداریم
سپاسگزار
با عرض سلام و ادب
خدایا ، سپاس بیکران بابت بندگان خوبت در زمین که راهگشای ما در زندگی هستند .
من و خانواده ام، در یک خونه کوچک بودیم .بعلت تنگی جا ، تصمیم گرفتم اینجارو اجاره بدم و جای بزرگتری خونه اجاره کنم .
هر خونه ای که اجاره کردیم و نشستیم ، صاحبخانه گفت ، قصد فروش دارم و بلند بشین .
4 بار با مکافات و دردسر ، اسباب کشی کردیم تا اینکه منزل برادرم را اجاره کردیم و ایشون خارج از کشور زندگی میکنن .بعد از یکسال ، برادرم گفت ، قصد فروش دارم و به ما خیلی فشار آورد (چقدر این حرکتش برای ما خیر بود ) خونه قبلی که 70 متر بود و 2 پسرم ، یه سالی بود اونجا زندگی میکردن .
ما دچار یه وضعیت بحرانی در کشور شدیم .هرروز فراخوان میدادن و تظاهرات و اعتراض ها اوج گرفت.
جوونا به خیابون ها میریختن و تظاهرات سرتاسر ایران رو گرفته بود .
استاد عزیز ،من یکسالی بودکه ویس های رایگان شما
رو گوش میکردم اونقدری که ویس های شما روی من تاثیر گذاشته بود ، نمازهای پنجگانه روی من اثر نزاشته بود .بخصوص مناجات شما و یادی که از ملاصدرا میکنید .
اخبار ایران روز به روز بدتر میشد و قلبم به لرزه در میومد ولی با شنیدن مکرر ویس های شما دلم بشدت قرص میشد .تصمیم خودم را گرفتم . فروش خانه 70 متری که 2 پسرم اونجا مینشستند .و فروش یه خونه 50 متری در جنوبی ترین جای تهران که از آموزش و پرورش خریده بودم .
در شرایط بسیار بحرانی که املاکی ها ، مغازه ها رو بسته بودن و یا بیرونش فقط سیگار میکشیدن و بیکار و عصبی بودن .
به روز بعد از اینکه از مدرسه اومدم ، رفتم سراغ بنگاهی ها ، نزدیک به 15 تا بنگاهی رفتم .همشون گفتن ، بازار کساده و مشتری نیست ، مملکت رو هواست و همه منتظرند ببینن چی میشه .بخاطر اعتراض ها ی مردم و فراخوان که میدن ، کسی نمیاد به ما سلام بده و ما علیک بگیم …
با امید ،به 14 تا بنگاه رفتم .و ویس های شمارو گوش کردم بخصوص مناجات هارو ،با اشک های فراوان .
حال و هوای عجیبی پیدا کردم و بعد از چند ساعت راهی خونه ای شدم که در آن مستاجر بودم .به خودم گفتم تو میتونی و مشتری هست .من بالاخره خونه رو میفروشم حتی تو این وضعیت بحرانی …
پیاده بودم. به شدت خسته و درمانده ، از جلوی یه بنگاهی رد شدم و با بی تفاوتی از جلوش رد شدم .
خدا شاهده استاد عزیز ، با صداقت میگم ، انگار یه نفر شانه های منو گرفت و به عقب کشید و برد داخل بنگاه ، باهاشون صحبت کردم .گفتن :0 یه نفر هست پولش نقده و ارثیه بهش رسیده .دنبال یه همچین خونه ای میگرده .
من تمام مدت روی ارتعاشاتم کار میکردم ، اصلا یه آدم دیگه ای شده بودم و همون شب خواب عجیبی دیدم .
خواب دیدم : حیاط خونه ای رو که میخواستم بفروشم سیاهه ، یه دفعه از داخل سیاهی ، یه نور سفید و درخشانی پیدا شد و به طرف پله ها رفت .
فردای اونروز از بنگاه تماس گرفتن و گفتن برای بستن قرارداد بیا .
خریدار بدون اینکه خونه رو درست ببینه .قرارداد بستیم و میپرسید خونه چند تا اتاق داره و چه شکلیه ؟!
قبلا از خدا خواسته بودم بعد از فروش خونه ،بچه هام اونجا بشینن .
خریدار در بنگاه گفت :من پولم کمه اگه میشه پسرات اونجا رهن بشینن
اونجا بود که من خدارو دیدم و با تمام وجودم احساسش کردم .
و اما خونه 50 متری :من باید این 2 تا خونه رو و طلاهامو میفروختم تا خونه برادرم را بخرم .
مسیول ساختمان گفت طبقه بالای شما یکساله گذاشته برای فروش ، ولی مشتری نیست .
من تو دلم گفتم این خونه باید فروش بره .دوباره ویسها رو گوش میدادم و از انرژی من کم نمیشد .
یه شب خواب دیدم با خدای خودم در اقیانوس آبی رنگ با آرامش شنا میکنم .خواب عجیبی بود و متوجه شدم خونه فروش میره .
از بنگاه زنگ زدن مدارک بیارین برای قرارداد بستن .این خریدار هم خونه رو ندیده بود و برای سرمایه گذاری خرید .
یکی از بزرگترین مشکلات من این بود که اگر 2 خونه با هم فروش نره ، چیکار کنم ؟!
هر 2 خونه همزمان فروش رفت ، بدون اینکه خریداران ،خونه رو ببینن .
استاد عزیز من از کارهای تکراری و حرفهای تکراری بدم میاد همیشه دنبال موضوعات جدید و تازه میگردم .شما چه انرژی خوبی دارین .من بارها و بارها و بارها ویس هارو گوش میوم ، اصلا خسته نمیشم و هر بار یه چیز جدید یاد میگیرم و از تکرارش لذت میبرم و استفاده میکنم .
خدایا سپاسگزارم ، خدایا متشکرم
استاد سلام خیلی این فایل فوق العاده اس خیلی .
من همیشه میگفتم اگه وضعم خوب بشه درو میکنم محصولات رو و تند تند گوش میدم و به اهدافم میرسم.
اما الان میفهمم که باید در قلبم رسوخ کنه یک فایل تا بتونم برم فایل بعدی .الان توی محصول احساس لیاقت هستم .چقدر حالم خوبه و عجله ندارم .استاد وقتی من یه دختری رو ببینم که ماشین داره بهش حسودی میکنم .با اینکه فک میکردم هرگز اهل حسودی کردن نیستم .الان بیشتر خودم رو میشناسم.به خودم میگم ریحانه خودت رو تصور کن مثل این دختر یه 207 نو داری .و داری باهاش میری سر کار یا خرید و عشق میکنی .همچنین به خودم میگم که این دختر تکاملش رو طی کرده و فک میکنم و لذت میبرم از اینکه پشت فرومونم .
من این قانون رو یادم رفته بود .با اینکه به همه ی خواسته هام، خواسته و ناخواسته از طریق تصور بدست آوردم.
یکی از بچه های دوره ی لیاقت بهم یادآوری کرد .
…..
و اما در مورد فایل :
آرامش فوق العاده ای توشه .خیلی خوشحال برا مامان جون و چون مامان من همین الان هم وقتی سفر حج رو یادش میاد قند تو دلش آب میشه ،با اینکه پانزده سال گذشت .میفهمم مادر شما چه حسی داره .دوست دارم یه بار خودم ببرم مادر و پدر رو آن شالله اگه وضعم بهتر و بهتر بشه و اونا در قید حیاط باشن میبرمشون.
نکته:*
قبلا فک میکردم هر خواسته ای داشته باشم خود خواهیه .اما کم کم که به خواسته هام رسیدم فهمیدم که واقعا همانطور که استاد مدام میگه جهان به تکاپو میافته و افراد زیادی در راستای خواسته ی ما نون میخورن .و برای همین حس من خوب میشه وقتی به خواستم میرسم.
نکته:*
چطور از یه فرکانس به فرکانس بالاتر بریم ؟
با توجه کردن به چیزهایی که احساس لذت به ما میدهد.با تشکر بابت نعمتهایی که داریم .با داشتن احساس خوب.با دیدن مسایل جوری که ایمانمون بیشتر بشه و صبرمون زیاد بشه .سپس فرکانس ها رو ارسال میکنیم جهان دریافت میکنه و به ما پاسخ میده .
نکته *
رسیدن به خواسته ها یک امر مقدس است .وقتی به خواسته ی خود میرسیدم یه عالمه چیز جدید نوی جهان کشف میشه اختراع میشه و اطرافیان شما به اهدافشان میرسن.
سلام به استاد نازنینم و مریم بانوی عزیز
استاد این فایل چههههه هم زمانی داشت با حال وهوای الان من
استاد من الان درحالی هستم که در تدارک مراسم ولیمه حج پدر ومادرم هستیم و این یکی از بزرگ ترین آرزوی های من بود.
خوب یادمه که از همون دوران راهنمایی و دبیرستان وقتی برای خرید تو بازار میچرخیدیم یه مغازه فروش لوازم حج بود که من همیشه میخکوبش میشدم و میگفتم خدایا میشه یه روزی من با پول خودم برای مادر و پدرم لباس حج بخرم میتونم براشون قربانی بگیرم و خوشحالشون کنم و
خدایا ازت ممنونم که این رویا داره برای من عملی میشه.
من که بعد از دوران ازدواجم به اصرار همسرم و البته خستگی خودم از کار دیگه شاغل نبودم و درامدی نداشتم همیشه این رویا برام بود که بتونم پدرومادرمو بفرستم حج و چون درامدی نداشتم همیشه میگفتم اخه چه جوری میشه.
تا اینکه به لطف خداوند مهربانم و همسر عزیزم الان درحال تدارک مراسم ولیمه مامان و باباییم و من الان خوشحال ترینم .با وجود اینکه خودم هم خیلی دوست داشتم سفر حج رو تجربه کنم اما رفتن پدر و. مادرم برام زیباتر بود و انشاالله چند روز بعد اونها هم عازم این سفر رویایی میشن.
استاد من اینبار یه شکل متفاوت آرزومو خواستم
اینبار از خود خدا خواستم که منو به دست های مهربان و موقعیت های عالی هدایت کنه و چه هدایتی بزرگتر از این
امروز به قول شما به راحتترین شیوه به این آرزو رسیدم و چه لذتی داره این رسیدن
خدایا ممنونم که دست منو گرفتی و باقلبم باهام حرف زدی و راه رو نشونم دادی.
استاد جانم مرسی از شما که این مسیر زیبا رو نشونمون دادین
یادمون دادین چه جوری باخدای وجودمون دوست باشیم چه جوری ازش راهنمایی بخوایم و مهم تر از همه بدونیم که رب مون چقدر بهمون نزدیکه
فقط میتونم بگم که رب یکتام جوری که لیاقتشو دارین بهتون پاداش این کار زیبا و بی نظیر رو بده.
در پناه رب یکتا شاد و پیروز سلامت و ثروتنمند باشید
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام
گام 17
منم مثل دوستانم چقدر با ذوق و شوق استاد عزیزمون ذوق کردم و لذت بردم
استاد عزیزم از خداوند می خوام خود بزرگوارتون و تمام عزیزانتون و مادر ارجمندتون رو در سایه رحمت خودش سلامتی و عمر طولانی عطا کنه
این تجربه رو دارم که دست خداوند شدم برای خلق آرزوی عزیزانم و واقعا لذت بخش بوده برام
مکه رفتن مادر مرحومم یادم اومد که یه شب خواب میبینه که رفته خرید تو بازار صداش میکنن که بیا سوار این اتوبوس شو می خوایم ببریمت مکه ، مامانم هم میگه خانواده خبر ندارن نمیشه بی خبر بیام ولی اونا قانعش میکنن و میبرن سمت اتوبوس و تو اتوبوس که زنداداشم روی صندلی نشسته بود اونو بلند میکنن و میگن تو برو تا ایشون بشینه و مامانم رو اون صندلی میشینه و میبرنش مکه حالا این خواب میمونه تو دلش و منتظر میمونه ببینه تعبیرش چی میشه
از طرفی خواهرم همون سال رفته بود مکه حج عمره و مدت کوتاهی بعد از خواب دیدن مامانم مدیر کاروان برای کاری بهش زنگ میزنه و میگه خانم مهندس می خوای دوباره بری مکه خواهرم هم ذوق زده میشه میگه واقعا اونم میگه آره دو تا فیش بیا بهت بدم و خواهرم همون روز میره حج و اوقاف و اسم مامانم و خواهر دیگرم رو مینوبسه و کمتر از یک ماه مامانم همراه خواهر دیگرم مشرف میشن مکه البته حج عمره منظورمه و زنداداشم اون سال که می خواسته بره مکه بنا به دلایلی نرفت و سال بعدش مشرف شد
مامانم دو ماهه به رحمت خدا رفته و اگر آموزه های استاد عزیزم نبود نمیدونستم چجور این مصیبت رو تحمل می کردم در برابر کارهایی که براش نکردم و کوتاهی هایی که کردم عذاب وجدان مدتی درگیرم کرده بود ولی خدا رو شکر که تونستم ذهنم رو کنترل کنم و در این پروژه شرکت کنم
خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم
استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام سپاسگزارتون هستم خداوند حافظتون باشه
بنام الله رحمان و رحیم ،تنها فرمانروای قدرتمند جهانیان
سلاااام ب استاد قشنگم و عزیزدل استاد و دوستان نازنینم
من عاشقتووونم خیییلی دوستون دارم خییلی خداروشکر میکنم بخاطر حضورتون توی زندگیم
خانواده ی صمیمی قشنگم:))
الهی صدهزار مرتبه شکرت
ردپای 5 بهمن 1403
امشب حس خییلی قشنگی دارم و امروز روز عالی و با نقطه ی پرانرژی یکی از دوستان شروع کردم کلی انرژی داشتم صبح و سرحال بودم
داشتم بیلرسوتی ک برای خواهر زاده ی قشنگم برش زده بودم و باعشق میدوختم
ک ی لحظه صدای خیلی آروم آجیم و شنیدم
ک داشت درمورد تضادی ک تو رابطه با پدر داشتم و میگفت
و برای من دلسوزی میکرد اول خندیدم بهش تو دلم و گفتم ببین زکی آجی ت چقدر مهربونه
و ذهنم شروع کرد ب مرور اون لحظات
و آروم آروم داشت حالم و بد میکرد
وقتی ب خودم اومدم دیدم ک خییلی عصبانی ام از دست پدر و احساس قربانی بودن داشتم
کارم ک تموم شد رفتم تو حیاط ی کم قدم زدم اون فکره هی داشت خودشو قوی تر میکرد
ک دیدم دارم میسوزم تو آتیش حس بد
گفتم ببین زکیه ارزشمندی تو مگه ربط داره ب نظر بقیه
مگه نظر بقیه چیزی از تو کم میکنه یا اضاف میکنه
بقیه هیچ قدرتی ندارن تو زندگی من
من دارم نتیجه ی فرکانسم نتیجه ی باورهام و میگیرم
من مسئول هر اتفاقی ام ک میفته تقصیر منه
و شروع کردم ی شکر گزاری برای هوای عالی
ابرهای زیبا
آسمون درختا ک راه تنفسم باز شد و تونستم چنتا نفس عمیق بکشم و خدارو شکر کنم
گفتم ببین زکیه این فکره چطور حال تو رو گرفت فقط ی حرف بود ها ببین چطور تو رو بهم ریخت
و یادم اومد ک من همیشه از چشم بقیه خودم و نگاه میکردم و هرکسی هردیدی داشت بهم رو قبول میکردم و همون جور خودم و میدیدم
و از خودم بدم میومد
مثلا مامانم بهم میگفت تو ب اندازه ی دوستت زهرا زنگ نیستی
یا ب اندازه دختر عمه ات پرانرژی نیستی
و..
منم این برچسب هارو ب خودم میزدم و میگفتم آره باید خودم و جوری عوض کنم ک اونا ازم راضی باشن
ک مورد تایید بقیه باشم
خدای من چقد ب خودم ضربه زدم منو ببخش زکیه قشنگم
خلاصه حالم بهتر شد و باران رحمت الهی شروع ب باریدن کرد و نرم وآرام داشت میبارید تا من عشق کنم قدم بزنم
و عطر بارون و نفس بکشم
الهی صدهزار بارشکرت ک همیشه هوام رو داری عاشقم و هرگز تنهام نمیزاری
همین تضاد تو روابط هر چند وقت یکبار برای من تکرار میشه و کلی انرژی ازم میگیره
ی نشتی فرکانس هست برام
امشب رفتم تو قسمت ویدئو ها تو گوشیم و ی ویدئو رو پلی کردم ک حسم گفت
فایل گفتگوی استاد با ابراهیم عزیز بااسکایپ
بود ک هروز بهتر از دیروز همچین عنوانی
این فایل نشانه ی چند روز پیشم بود
کلی منو تحت تاثیر قرار داد برای همین گفتم باید تو گوشیم داشته باشم تو زمان مناسب بهش هدایت میشم
ک امشب انگار وقتش بود
اصل حرف استاد این بود ک انرژی ذهنی تون رو نریزید تو جوب
هواستون باشه تمرکزتان کجاست و چندتا مثال عالی زدن
درمورد ی دوستی ک 7،8تا ایمیل داشت و هر روز بارها اینارو چک میکرد چون یادش میرفت ک کدوم ایمیلو برای چ شرکتی داده
و اینجوری کلی انرژی میزاشت وکارشم ب کندی پیش میرفت وچند مثال دیگه
منم تو رفتارم تو کارهام دقیق شدم ک چه کاریه ک کلی انرژی ازم میگیره
ی مثال دیگه ک گفتن درمورد روابط بود ک خییلی ها سالها درگیر ی رابطه ی بیمارن ک پراز اعصاب خوردیه پراز ناراحتی و جر و بحث و..
نمیان ک بهبودش بدن یا ازش خلاص بشن
اونو هی ادامه میدن و ،،
منم یاد جریان امروز و دیروز و چن وقت قبل افتادم ک چرااا هی تکرار میشه و من هیچ کاری برای بهبودش نمیکنم
و همون جا استپ رو زدم پ فکر کردم ک چطور روابطم و بهبود بدم با نزدیکانم
و یاد تمرینی افتادم ک اخیرا بارها از دوستان و استاد شنیدم
ک بیاید ب زیبایی های آدم ها توجه کنید
و توی فایل قبلی استاد گفتن وقتی درمورد کسی غیبت میکنیم
تمرکز میکنیم رو نازیبایی شخصیت اون فرد
و اون ویژگی نادلخواه رو برانگیخته میکنیم
خدای من.
کاری ک من همه ی عمرم کردم و وجه نازیبای آدم ها رو بالا آوردم و برانگیخته میکردم
پس من خودم با همین کارهام دارم خلق میکنم زندگیم رو.
و اومدم دفتره پروژه رو از آخر باز کردم و شروع کردم ب نوشتن ویژگی های مثبت پدر
خدای من 2 صفحه شد
چشم وابروی درشت و زیبای پدر
ک من ازش اونا رو ب ارث بردم الهی شکرت
موهای پرپشت و قشنگش لبخند زیباش قلب مهربونش باحوصله بودنش ک این ویژگی من هم شبیه پدر هست
اینکه هرکاری و باعشق انجام میده و…
چقد حس قشنگی و تجربه کردم چقد خداروشکر کردم
بعد رفتم سراغ مادرم و نوشتم چقددد مامانم فوق العاده اس و دوسداشتنی و مهربان و نترس کلی تحسینش کردم
چشمای عسلی خوشگلش ابروهای رو ب بالا بینی بسیار خوش فرم و قشنگش
لبخند گرمش قلب بزرگ و مهربونش
یادم اومد با اینکه سوادش در حد 5 ابتدایی قدیم بود تو ابتدایی با همه مون ریاضی و املا کار میکرد
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر مادر قشنگم
بعد رفتم سراغ خواهر بزرگم ک از مادر مهربون تر بوده برام
همه چی رو یادم داده از صاف وایسادن حین راه رفتن
اینکه ماکارانی خمیر نشه
چطور لباس بدوزم
چطور برقصم و…
چشام پراز اشک شد و کلی ازش معذرت خواهی کردم بخاطر اینکه از بالا بهش نگاه میکردم این اواخر
چقد خداروشکر کردم بخاطر وجود نازنینش تو زندگیم الهی صدهزار مرتبه شکرت
و داداش بزرگم از چهره ی زیباش ک چشم و آبروی قشنگش شبیه پدر هست خییلی مهربونه و با احترام باهمه حرف میزنه و خیلی ها عاشقشن
اینکه دست خداست تو زندگی کن و من تاحالا قدردانش نبودم و خوب ازش تشکر نکردم با فرکانسم و تمام قلبم
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر قانون ثابت
بعد از نوشتن این ویژگی ها
گفتم من این فرکانس و الان فرستادم باید نتیحه اش و ببینم و ایمانم قوی تر بشه..
ساعت یک ربع مونده بود ب 11 و مادر هنوز زنگ نزده بود ب گوشیم و جای تعجب داشت
تا 11 و 27 موندم تو اتاق
دیدم خبری ازش نیست چرااا
چون همیشه پیگیر من بود ک منو از اتاق بکشه بیرون تا کمتر روی خودم کار کنم تا دست از سراین مسیر بردارم
ک در کمال تعجب دیدم امشب کاری بهم نداره و زنگ نزد ک احضار م کنه.
وقتی اومدم بالا دیدم تو آشپزخونه اس
با روی گشاده گفت سارا (خواهر زاده ام)خوابید
امشب کلیی باهاش بازی کردیم و خندیدیم
و من دیدم نشونه این تمرین فوق العاده رو
چون مادر اولین شبی بود ک هیچ حرفی نزد بهم هیچ غری نزد ک چرا همش میری توی اون اتاق
داره جواب میده
قانون ثابت خداوند ک صدق بالحسنی تورو آسان میکنه برای آسانی ها
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک نشونه رو بلا فاصله بهم نشون دادی ک زکیه مسیرت درسته ادامه بده
من هستم و دارم هدایتت میکنم
اکه برای بقیه شده برای توهم میشه
.قانون ثابته و برای همه یکی هست
الهی صدهزار مرتبه شکرت امروز هرچی میخواستم برام تهیه کردی حتی چیزی ک فراموش هم کرده بود
عاشقتممممم
بسم الله الرحمن الرحیم
برای رسیدن به رویاها یک سری کارها را باید انجام بدیم یک سری کارها را نباید انجام بدیم یک سری قدمها رو باید برداریم یک سری شغالها تمرکز گیرها قدمهایی که قبلاً برمیداشتیم رو باید بگذاریم کنار . به همان اندازه که خوراک خوب به ذهنمون میدهیم به همان اندازه که باورهای درست برای خودمون ایجاد میکنیم به همون اندازه هم مهمه که یک سری چیزها رو توجه نکنیم یک سری چیزها رو دور بریزیم. ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم اهدافمونو مشخص کنیم و در جهتشان حرکت کنیم. ذهن ما دستگاه فرستنده است و این جهان کانورتور است فرکانس را تبدیل میکند به اتفاقات و وارد زندگیمان میکند و ما وارد مدار دیگری میشویم. این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید صداها را ندا.
چه کارهایی باید انجام بدم از این مداری که هستم وارد مدار بهتری شوم؟
با کنترل ورودیها چیزهای نامناسب را نشنوم در مورد صحبت نکنم تمرکزمو کنترل کنم باورهایی که به من احساس خوبی میده ایجاد کنم احساس قدرت احساس ایمان احساس توکل میدهد.بیام با افکارم با باورهام با توجه کردن به چیزهایی که به من احساس بهتری میده با نگاه کردن به نعمتهام با سپاسگزار خدا بودن خودم رو به مدار بالاتری برسونم با هر مسئله و مشکلی که برخوردم جوری نگاه کنم که ازش انرژی بگیرم. به جای اینکه منو مایوس بکند من رو ناراحت بکند من به غلبه این مشکل میتونم به مدار بالاتر بروم.
در شروع ذهن مقاومت میکند ادامه بدیم تمرین کنیم کار کنیم روی خودمون یک شبه مدارمون جابجا نمیشه یک ذره یک ذره بهتر میشه بحث تکامل و کامل درک کنیم بعد چند سال میبینیم کلی تغییر کردیم. نگذارم اون چیزهایی که الان هست منو تسلیم کنه، نگذارم که نگاه کردن به موقعیت فعلیم منو از اهدافم دور کنه، باید بتونم رویاهام رو زنده توی ذهنم نگه دارم، بهشون بال و پر بدم تغذیشون کنم .باید بتونم خدایی رو باور کنم که قدرت مطلق عالمه روی دستش هیچ قدرتی نیست. و بتونم از تواناییهام استفاده کنم فقط باید حرکت کنم در مسیر درست.
مسیر خودش لذته خودش نتیجه است
خدایا کمکم کن بتونم تسلیم تو باشم و کارهام رو به تو بسپارم
سلام خدمت شما استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان.
استاد، دیروز صبح سوالاتی برام پیش اومده بود و نجوای ذهنم حرفایی را بهم میزد که باعث شک و سردرگمی درونم شده بود و منم طبق روال همیشگی که وقتی سروکله نجوا پیدا میشه، آنی رو میکنم بخدا و ازش هدایت میخوام، شروع کردم باخداوند حرف زدن و ازش هدایت خواستن، و خداوند خیلی پررنگ و پشت سر هم هدایتم میکرد به گوش دادن فایل جلسه دوم، بخش سه دوره قانون آفرینش.
و بمحض گوش دادن فایل، اون قسمتی که درباره مدارها، توضیح دادین، دقیقا هدایت خداوند بود برای من و جواب نجوای ذهنم.
بخصوص اون قسمتی که گفتین بمونید توی مدار، ناامید نشین، بمونید و ادامه بدین، خواسته شما داره توی مدار دور میزنه، بمونید تا بهتون برسه و باهاش برخورد کنید، یعنی دیگه تیر خلاص بود برام.
اینقدر حالم خوب شد و انگیزه و قدرت گرفتم که حد نداشت که تا شب، من بارها اشک شادی ریختم.
و با وجود اینکه بارها درین چندسال، درباره تئوری مدارها، از شما شنیده بودم ولی دیروز بکل، شنیدن اون آگاهی ها، یه جنس دیگه داشت برام.
و چقدر جالب که به دنباله فایل دیروز که خداوند هدایتم کرد بگوش دادنش، الان باز فایلی باید روی سایت بیاد که همون آگاهی ها را باز، برام تکرار کنه. و این موضوع چیزی نمیتونه باشه جز هدایت و نشانه خداوند برای من، که روی آگاهی هایی که درباره مدارها، بهت دادم بیشتر تمرکز کن و قوی بشو.
چون دقیقا نجوای دیروز ذهنم و چیزاییکه بهم میگفت، درباره همین مدارها بود.
استاد هر بار که باچنین مسائل و اتفاقاتی روبرو میشم و نحوه هدایت خداوند را میبینم و دقیق میشم بهش، باعث میشه باورم در مورد اینکه، خداوند بیشتر از من میخواد که به خواسته هام برسم، قوی تر میشه.
و هربار که نجوا میخواد ناامیدم کنه بارها، همین اتفاقات و هدایتهای خداوند را بهش گوشزد کردم، که ببین اگر خدا نمیخواست که من به هدفم برسم، هدایتم نمیکرد و جواب درست و راه درست را بهم نشون نمیداد.
استاد خدا شاهده بارها شده، وقتی نجوا حمله ور میشه بهم، حتی خداوند صبرنمیکنه ازش هدایت بخوام و بگم خدایا کمکم کن، درلحظه خودش جاری میشه.
یعنی همزمان که نجوا شروع میکنه به گفتن، درکنارش میبینم هدایتهای خداوندم هست که داره میادو جاری میشه به وجودم.
خب دلیلش چی میتونه باشه؟! جز اینکه من لایق دریافت خواسته هام هستم، جز اینکه خدا منو لایق دریافت اهدافم میدونه، جز اینکه خدا مشتاق تر از منه برای اینکه به شکل خواسته ها و آرزوهای من، وارد زندگیم بشه و بهم نزدیکتر بشیم؟!!!
من نمیدونم چجوری باید شکرگزار این همه عشق و همراهی خدا باشم.
استاد عزیزم از شما و خانم شایسته عزیز هم، بینهایت سپاسگزارم بابت این همه عشق و سخاوت.
دوستتون دارم.
درپناه خداوند باشین.