اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چند روزی بود سکوت اختیار کرده بودم و فقط تماشاگر بودم.. هر چه میدیدم بی آنکه حتی حرفی بزنم از کنارش رد میشدم و شکر گذاری میکردم… اطرافیان همدیگر و دیگران را مورد قضاوت و شماتت و مواخذه قرار میدادن و من فقط نگاه میکردم و رد میشدم.. امروز هدایت شدم تا به نشانه امروزم بروم و با کمال ناباوری.. به این ویس استاد هدایت شدم… قضاوت نکن و …
بنام خداوندی که درخشندگی نورش حواس پنج گانه رو در بر گرفته بنام خداوندی که وقتی به این شناخت از خداوندرسیدم اینقدر اوج عشقش،در وجودم جاری شده که حاظر نیستم لحظه ای از جدا شم خدای اینقدر با محبت اینقدر عشق اینقدر مرا به احساحس خوب می رسونه چقدر از سیتمتی،بودن خداوند وعدل خداوند خوشحال می شوم بر عکس مدتی که همش از فرکانسی بودن خداوند می نالیدم حا لا که شناختی که از خداوند پیدا کروم حاضر نیستم لحظه ای از او جدا شم خدای که به من نگاه ت
انسانی وچقدر راحت گفته اشتباه وخطا باعث رشد وپیشرفت انسان میشه ودر توبه باز هست وقتی حد از شناخت از خداوند می رسی متوجه می شوی که خدایا به خاطر چی این مدت به خودم ظلم کردم واین همه ترس،رو چرا باخودم حمل کردم وقتی خدای دارم به مهربونی با انسان آزاد گذاشته،هر مسیری رو می خواهد برود متوجه می شوی که حاضر نیستی لحظه ای از خدای که اینقدر مهربون هست جدا بشی ومی خواهی از طریق او لهدخواسته آیت برسی واو را عامل خوشبختی سلامتی،وثرومند شدن خودت وآرامش،خودت می دانی وبرای آرامشت حاضر نیستی لحظه ای از او جدا بشی،اون وقت هست متوجه می شدی به خاطر باورهای گذشتگان خدای سال بهمون معرفی کردند عوض شده به خدای که باعث رشد وپیشرفت وموقعیت وسلامتی وثروتمند شدن شده اون وقت هست انچان ایمان به اون خداوند قوی،می شود که که لحظه ای او جدا از خودت نمبینی،
فقط باش و تماشا کن یعنی چی در عمل باید در مقابل این آگاهی چه کار کرد؟
طی روز و این دورانی که داریم طی میکنیم
بارها ممکنه کسی حرفی بزنه و یا غیبتی بشه
راه حل همینه
تماشا کن
خدارو شکر هم زمان با این موضوع که درحال کار بر روی دوره روابط هستم این پاشنه آشیل خودشو بمن نشون داد…عیب های بزرگی دارم اما عاشق پیدا کردن اونهاو برطرف کردن و مراقبت کردن از اونهام تا نکنه دوباره سر زخم باز بشه
مدت ها بود که دست و دلم برای کامنت گذاشتن نمیرفت…نمیدونم چرا!
موفقیت هامون و پیشرفت هامون در سایه آگاهی هایی که از دوره ها به دست میآوریم وصف نشدنی است.
ولی امشب یک حال عجیبی داشتم، مدت بود که غم برای من معنی نداشت، از خدا خواستم که به من آرامش بده، گفتم خدایا دلم رو آروم کن.
اومدم تو سایت جایی که پناهگاه ما شده، و نشانه ای خواستم برای رسیدن به آرامش درونی، و این فایل زیبا اومد. چندین بار گوش کردم….اصلا تیتر فایل حالمو خوب کرد.
ممنونم استاد که چنین فضایی ایجاد کردی .
خدایا شکرت که در سایه این آگاهی ها هر آنچه میخواهیم به دست می آوریم، چون ما خالق زندگی خودمون هستیم.
با آرامش می توانیم تصمیمات خوبی بگیریم و درست عمل کنیم
خیلی زیاد دارم روی قضاوت نکردن کار می کنم خیلی بهتر شده ام ولی این عادت از گذشته در من خیلی مانده است و مرا محدود کرده است ومرا در گذشته نگاه داشته است که باعث میشود نامحدود فکر نکنم البته که بسیار روی خودم کار میکنم خدایا شکرت
وقتی که قضاوت نمی کنیم آرامش کسب میکنیم و به حس آرامش تمایل داریم
قضاوت ما را از خودمان دور میکند از حقیقت وجودی خودمان
کافیست که صدای آرامش بخش خدا را بشنویم و به درونمان توجه کنیم
به امید اینکه بتوانیم بیشتر برای خود باشیم و اینکه هر روز صبح در ستاره قطبی می نویسم که امروز فقط سرم تو لاک خودم است خدایا شکرت
قضاوت کردن،چقدر راحت ما قضاوت میکنیم و چه راحتر مورد قضاوت قرار میگیریم
چه راحت انسان ها را قضاوت میکنیم در صورتی که نه در شرایط اونها بوده ایم و نه از فکر و درون اونها خبر داشتیم
میرسیم به همون ضرب المثل معروف خودمون
تا با کفش های کسی راه نرفتی، راه رفتنش رو قضاوتش نکن
و یا جمله معروف
only god can judge me
ترجمه: تنها خداوند میتواند مرا قضاوت کند.
پس ما هیچ وقت و در هیچ مکانی حق نداریم با یک دیدن،با یک شنیدن،با یک رفتار شخصی را مورد قضاوت قرار بدیم و به قولی اونا بزاریم تو دایره و بکوبیم
البته که قضاوت نکردن اصلا کار آسونی نیست
در جمعی که نشستی و همه دارن صحبت میکنن و تو هم داری له له میزنی که یه چیزی بگی،صد البته سخته و باید جلوی نجواهای ذهنیت را بگیری و صحبت نکنی و اگه خواستی حرفی بزنی فقط از خوبی ها و زیبایی های اون شخص صحبت کنی
البته که ما برای جلب توجه دیگران و اینکه به دیگران ثابت کنیم بله ما هم یه چیزی حالیمون هس میخوام حرفی سخنی بزنیم و به قولی عرض اندام کنیم
ولی یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست، به ظاهر خیر یا به ظاهر شر، در مسیر تکامل خویش است. در مسیر دارمای خویش.
سلام به استاد عزیزم ،و هرکس ک هدایت شده ب این نوشته …
استاد فایلهای مربوط ب ارامش در پرتو اگاهی کوتاهن،ولی احساس میکنم نکات راه گشایی تو تموم این فایلها هس،چیزایی ک ما ب راحتی از کنارشون رد شدیم ،استاد الان ک این متن رو مینویسم،دارم رو خودم و باورهام کار میکنم،و این مدت ب تضادهایی خوردم ک میدونم من خلقشون کردم ،استاد فایل قبلی راجع ب این بود ک بدن ما بزرگترین داروخانه است ،و این فایل راجع ب قضاوت نکردن ،من 2 روزه مریض شدم ن بخاطر اینکه این مریضی ویروسیه! بخاطر اینکه با افکارم با نگرانی و ترسهام ،و توجهم ب چیزایی ک حتی وجود ندارن نگرانی و ناراحتی بیشتری رو ب خودم جذب کردم و بدنم با وجود این بیماری داره بهم هشدار میده ک این دردا ریشه در چ افکار و نگاه من داشته ! استاد تو یکی از فایلا یادمه گفتین ب جایی میرسین ک دیگه از اتفاقی تو زندگیتون تعجب نمیکنین ،و منم تعجب نکردم ک مریض شدم،و تعجب نمیکنم ک دارم زود خوب میشم چون ریشه اون بیماری تو افکار من بود ! دنبال توجه بودم !
و این یه جمله :قضاوتهای تو چیزی نیست جز بازتاب نیاز شدیدت به تأیید شدن.
استاد دلم میخواد از شدت خوشحالی گریه کنم،تازه دارم میفهمم همه چیزو من خلق کردم ! قبلا فقط میگفتمش،الان دارم درکش میکنم … و ناراحت نیستم ک چقدر خودمو اذیت کردم،چقدر درد کشیدم،چون دیگه الان دارم یادمیگیرم همه چیز منم .همه چیز رو من تعیین میکنم ،فقط مننننن.
میخوام سلامتیم و قضاوت ها و نیاز ب تایید شدن رو ب هم ربط بدم ک چطور باعث شد من مریض شم :
استاد واقعیتش اینه ک من چند ماهه شاید 8 ماه،دارم سعی میکنم کسی رو قضاوت نکنم،و هنوز اونقدر موفق نبودم ،نسبت ب قبل خیلی بهتر شدم ولی هنوز جای کار داره و دارم روش کار میکنم
یکی از استادام هس ک خیلی تحسینش میکنم چون تو کارشون موفقن،اگ دوستام راجع بهش بد میگفتن ،میگفتم ادم خوبیه،اخلاقشون خاصه،هرکس یه قلق داره،و … طوری ک جلسه اول کلاس خیلی بداخلاق بودن ،ولی من انقد خوبشونو گفتم ک جلسه دوم خوش اخلاق شدن ،و حداقل من اونقدر توجهم ب خوبیاس ک این ادم ب من احترام میذاره بین بچه ها
“و واقعیتِ اون ادم هرچی ک بود ،واقعیت دنیای من نشد”
اما دیروز چیزی شنیدم و ذهنم شروع کرد ب قضاوت،ک خداروشکر امروز این فایلو دیدم و اینطور شنیدم ک خدا بهترینا رو برا من میخواد و کاملا حواسش هس و نمیخواد من جز انرژی مثبت و حال خوب چیزی داشته باشم،و این جمله رو مدام یاد خودم میندازم ک :
یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست، به ظاهر خیر یا به ظاهر شر، در مسیر تکامل خویش است. در مسیر دارمای خویش.
این از این ک درس شد .
اما چرا من با قضاوت ،مریضی رو ب خودم جذب کردم؟
استاد شما گفتین قضاوتهای تو چیزی نیست جز بازتاب نیاز شدیدت به تأیید شدن !
استاد من تو کارم خیلی حرفه ایم،خیلی خودمو قبول دارم،خیلی زیاااد عشق میکنم،فعلا تو مرحله اموزشم و چند ماه دیگه حتما مینویسم ک چیکارا کردم ،ولی نکته اینجاس ک خوشم میومد از اینکه توجه بشه بهم!
استعدامو ب رخ بکشم،بگم من خیلی خفنم و متفاوت از بقیه هسم! ( نیاز شدید ب تایید شدن )من ک میدونم کی هسم و چقدر فوق العاده ام،چ لزومی داره ب بقیه اثباتش کنم؟این رفتارام اذیتم میکرد ،تا اینکه الان علتشو ن اینکه نفهمیده بودم،الان قبول کردم ک من دوس داشتم بهم توجه شه ،و این نیاز ب توجه شاید چیزیه ک من باید خیلی روش کار کنم
اما چ ربطی ب مریضیه من داره؟
چ نیاز ب توجه باشه،چ نیاز ب تایید شدن،چ وابستگی ب ادما و …. هرچیزی ک منو از اصلم دور کنه ،تو دنیای بیرونی نمود پیدا میکنه،میشه مریضی،میشه روابط ناسالم ،درد و رنج و …
استاد باورش منطقیه ک با نوشتن این حرفا حالم داره بهتر میشه؟
هر تضادی تا وقتی هس ک تو درسشو بگیری،و وقتی درس اون قضیه رو بگیری ،درد و رنج خودب خود از بین میره ،خود ب خود همه چی درست میشه،خود ب خود ،چون یادگرفتیم دنیا دنیای فرکانسه ،با تغییر فرکانس همه چیز تغییر میکنه ،و بنظر من هیچ چیز ب اندازه اگاهی و عمل ب اون اگاهی ها نمیتونه فرکانس ادمو تغییر بده
استاد بگم الان وصل کسی نیستم دروغ نگفتم
همیشه مخاطب کامنتام رو بچه ها یا خودم میذاشتم،ولی الان عجیب انگار فقط دوس دارم ب شما بگم ،ک چقدر ممنونم بابت نگاهتون ک دنیای خیلی ها رو عوض کرده ،”موفقیت در تمام جنبه های زندگی”
و کسی میرسه ب این مقام ،ک دست از قضاوت برداشته ،دست از تایید بقیه برداشته ،استاد حالم خیلی عالیه ،با تمام وجودم احساس میکنم میلیونر شدنمو ،احساس میکنم خدا چقدر دوستم داشت ک از تضادهایی ک من تو زندگی بهش برخوردم و مخلوق دست خودم بود،حتی اونا رو پله کرد تا من با همون تضادهایی ک خودمم خلقشون کردم تو مسیر خواسته هام ازشون استفاده کنم !!!! من چی بگم الان؟
ازش خواسته بودم ریشه ای کمکم کنه حل کنم همه چیزو،ولی قبل از این دعام،چند سال قبل از دعاهام،اون منو مستجاب کرده بود ،
استاد نمیدونم تا چ حد میتونم برسونم حرفامو ،فقط میدونم طوفانی ک چندماه ادامه داشت تو وجودم الان اروم شده،الان درک کرده ،الان فقط خودشو تعیین کننده همه چییییز میدونه ،الان دیگه قضاوت نمیکنه چون حتی وقتشو نداره،چون زندگیش ارزشمنده و کسی جز “خودش” تو این زندگی نقش نداره،الان ب ادما دیگه فکر نمیکنه،چون میدونه اون بیرون چیزی نیس ک خوشحالش کنه،میدونه جهان درونی ک چند سال پیش راجع بهش حرف میزد یعنی چی،درک کرده ک وقتی میگفت اون بیرون دنبال خوشبختی نگرد یعنی چی،هنوز خیلی چیزا هس ک باید یادبگیرم و تازه اول راهه ،ولی من همینجا ب جهان و کائنات هستی اعلام میکنم اماده دریافت هر الهام و هدایتی هستم تا در جهت هرانچه ک برای من خیر و منفعت مطلق هس قدم بردارم
خدایا شکرت ک میتونیم تغییر کنیم و جهان خودمونو تغییر بدیم ،شکرت برای ثروت هایی ک از بی نهایت مسیر ب زندگیم وارد کردی ،شکرت برای عشق ها و دوستی هایی ک از سر لطف و محبتت بهم ارزانی داشتی ،شکرت ک از هرچیزی جز تو بی نیازم کردی
شکرت برای وجود استاد عباسمنش،برای دیدگاهش ،برای ثباتش در باورهاش،و استقامتش در مسیرش،شکرت برای موفقیت و حال خوبیای همه،شکرت ک همه چیز رو با قانون خلق کردی،شکرت ک فرصت استفاده از زندگی رو با این مسیر بهم دادی ،شکرت ک عزیز دردونه توعم،شکرت ک با تنهاییم عشق میکنم ،کنار بنده هات هم عشق میکنم،شکرت ک انقدر تغییر کردم ،شکرت بخاطر عدلت،بخاطر اروم بودنم،بخاطر سلامتی ای ک سریع بهم بخشیدی،شکرت ک هستم ،شکرت ک اجازه دادی شکرت کنم :)
پس لازم است به جای قضاوتِ تجربه دیگری، به جای تماشا کردن، به جای یافتنِ دلایل حرکت نکردن، به جای همهی بهانه هایت، همهی ولی، اما و اگر هایت، برای تجربهی شخصیات از موفقیت.. از ثروت و از رحمت… و لذت به راه بیفتی و قدمی برداری
قضاوت نکردن را تمرین کن. حادثهها را، آدمها را، موجودات را و هیچ چیز را قضاوت نکن.
یاد بگیر که گاهی فقط باشی و تنها تماشا کنی موجوداتی را که برای هدفی خلق شدهاند.
یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست، به ظاهر خیر یا به ظاهر شر، در مسیر تکامل خویش است. در مسیر دارمای خویش.
یا ربّ العالمین تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
کمکم دارم میفهمم که وقتی استاد بزرگوارمان، دنیا، دنیای مدار است و بس!
وقتی من در مورد چیزی قضاوت میکنم، یعنی از نظر من چیزی نادرست است. یعنی چیزی سر جای خودش نیست. در صورتیکه هست، همه چیز سر جای خودشه! این منم که برای تغییر موقعیتم و تغییر پیرامونم، باید تغییر کنم و بس!
آره، اگر جایی که هستم، موقعیتی که در آن هستم، کار و شغلی که دارم، همسری که دارم، نامی که دارم، فرزندانی که دارم، کسب و کار و درآمدی که دارم، خویشاوندانی که دارم، همکارانی که دارم، مشتریانی که دارم و غیره، همه و همه نشان از تراز خودم دارد! نشان از وضعیت فکری و اندیشههایی است که دارم، نشان از کارهایی است که از پیش انجام دادهام و چیزهایی است که از پیش فرستادهاند. بنابراین، برای تغییر همهی اینها، باید خودم را تغییر دهم و بس!
همهاش خودم هستم و اگر جهان آینهی تمام نمای من است، حرفی دیگر نمیماند، انتقادی نمیماند، قضاوتی نمیماند! کافی است نیم نگاهی به درون خودم بیاندازم تا متوجه ریشهی همهی این ناخواستهها بشوم!
خدایا ، اکنون که ما را به این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت آوردهای، خودت هم کمکمان کن تا با پیوستگی، این مسیر زیبا را به کمک دستانت بپیماییم و سرانجام رستگار و سربلند از این دنیا به سوی شما بازگردیم.
ممنونم از نگاهتون و کامنتی ک گذاشتید چون باعث شد مجدد کامنت خودمو بخونم
ممنونم از آگاهی ای ک ب جریان انداختید
وقتی من در مورد چیزی قضاوت میکنم، یعنی از نظر من چیزی نادرست است. یعنی چیزی سر جای خودش نیست. در صورتیکه هست، همه چیز سر جای خودشه! این منم که برای تغییر موقعیتم و تغییر پیرامونم، باید تغییر کنم و بس!
دقیقا دوست خوبم ،همه چی سرجای خودشه :) و اونی ک باید تغییر کنه منم
درود بر استاد عزیز
چند روزی بود سکوت اختیار کرده بودم و فقط تماشاگر بودم.. هر چه میدیدم بی آنکه حتی حرفی بزنم از کنارش رد میشدم و شکر گذاری میکردم… اطرافیان همدیگر و دیگران را مورد قضاوت و شماتت و مواخذه قرار میدادن و من فقط نگاه میکردم و رد میشدم.. امروز هدایت شدم تا به نشانه امروزم بروم و با کمال ناباوری.. به این ویس استاد هدایت شدم… قضاوت نکن و …
ممنونم استاد برای همه چی
بنام خداوندی که درخشندگی نورش حواس پنج گانه رو در بر گرفته بنام خداوندی که وقتی به این شناخت از خداوندرسیدم اینقدر اوج عشقش،در وجودم جاری شده که حاظر نیستم لحظه ای از جدا شم خدای اینقدر با محبت اینقدر عشق اینقدر مرا به احساحس خوب می رسونه چقدر از سیتمتی،بودن خداوند وعدل خداوند خوشحال می شوم بر عکس مدتی که همش از فرکانسی بودن خداوند می نالیدم حا لا که شناختی که از خداوند پیدا کروم حاضر نیستم لحظه ای از او جدا شم خدای که به من نگاه ت
انسانی وچقدر راحت گفته اشتباه وخطا باعث رشد وپیشرفت انسان میشه ودر توبه باز هست وقتی حد از شناخت از خداوند می رسی متوجه می شوی که خدایا به خاطر چی این مدت به خودم ظلم کردم واین همه ترس،رو چرا باخودم حمل کردم وقتی خدای دارم به مهربونی با انسان آزاد گذاشته،هر مسیری رو می خواهد برود متوجه می شوی که حاضر نیستی لحظه ای از خدای که اینقدر مهربون هست جدا بشی ومی خواهی از طریق او لهدخواسته آیت برسی واو را عامل خوشبختی سلامتی،وثرومند شدن خودت وآرامش،خودت می دانی وبرای آرامشت حاضر نیستی لحظه ای از او جدا بشی،اون وقت هست متوجه می شدی به خاطر باورهای گذشتگان خدای سال بهمون معرفی کردند عوض شده به خدای که باعث رشد وپیشرفت وموقعیت وسلامتی وثروتمند شدن شده اون وقت هست انچان ایمان به اون خداوند قوی،می شود که که لحظه ای او جدا از خودت نمبینی،
امروز هدایت شدم به این فایل
بارها گوشش داده بودم
اما امروز متوجه شدم چی میگه
فقط باش و تماشا کن
من بودم اما فقط تماشا نمیکردم
بارها این فایل رو گوش داده بودم
به نظرم هم بسیار زیبا بود
اما اون قدر متوجهش نشده بودم که
فقط باش و تماشا کن یعنی چی در عمل باید در مقابل این آگاهی چه کار کرد؟
طی روز و این دورانی که داریم طی میکنیم
بارها ممکنه کسی حرفی بزنه و یا غیبتی بشه
راه حل همینه
تماشا کن
خدارو شکر هم زمان با این موضوع که درحال کار بر روی دوره روابط هستم این پاشنه آشیل خودشو بمن نشون داد…عیب های بزرگی دارم اما عاشق پیدا کردن اونهاو برطرف کردن و مراقبت کردن از اونهام تا نکنه دوباره سر زخم باز بشه
خدایا شکرت
امیدوارم این آگاهی نهادینه بشه
فقط باش و تماشا کن
درود بر استاد عزیز
درود بر مریم عزیزم
و درود بر خانواده صمیمی عباسمنش
مدت ها بود که دست و دلم برای کامنت گذاشتن نمیرفت…نمیدونم چرا!
موفقیت هامون و پیشرفت هامون در سایه آگاهی هایی که از دوره ها به دست میآوریم وصف نشدنی است.
ولی امشب یک حال عجیبی داشتم، مدت بود که غم برای من معنی نداشت، از خدا خواستم که به من آرامش بده، گفتم خدایا دلم رو آروم کن.
اومدم تو سایت جایی که پناهگاه ما شده، و نشانه ای خواستم برای رسیدن به آرامش درونی، و این فایل زیبا اومد. چندین بار گوش کردم….اصلا تیتر فایل حالمو خوب کرد.
ممنونم استاد که چنین فضایی ایجاد کردی .
خدایا شکرت که در سایه این آگاهی ها هر آنچه میخواهیم به دست می آوریم، چون ما خالق زندگی خودمون هستیم.
در پناه خداوند شاد، سلامت و ثروتمند باشید.
به نام خالق هستی و هستی بخش
خدای که ما تکه ای از او هستیم و تمام قوانین جهان با روح و روان ما در ارتباط است
سلام استاد و مریم جان
قضاوت نکنیم
یا به عبارت دیگر غیبت نکنیم
بی دلیل نیست که میگن غیبت گوشت برادر مرده خود است
بی دلیل نیست که میگن
تا با کفش کسی راه نرفتی در موردش حرف نزن
آنکه حرف دگران پیشتو آورد و شمرد
بیگمان حرف تو را پیش دگران خواهد برد
بی دلیل نیست که میگن
کار بدی هست قضاوت کردن
چندین نکته منفی دارد
1.به نکات منفی توجه کردی پس جذب ش میکنی
2..توجه به ناخواسته
3.عادلانه نبودن جهان
4.اعتماد مون به اطرافیان از بین میره
و…..
اینگونه هست که از مسیر خواسته ها دور میشیم
و چه خوب است بتونیم این نکته را با دقت اجراکنیم و موفق شویم
شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت
سلام
با آرامش می توانیم تصمیمات خوبی بگیریم و درست عمل کنیم
خیلی زیاد دارم روی قضاوت نکردن کار می کنم خیلی بهتر شده ام ولی این عادت از گذشته در من خیلی مانده است و مرا محدود کرده است ومرا در گذشته نگاه داشته است که باعث میشود نامحدود فکر نکنم البته که بسیار روی خودم کار میکنم خدایا شکرت
وقتی که قضاوت نمی کنیم آرامش کسب میکنیم و به حس آرامش تمایل داریم
قضاوت ما را از خودمان دور میکند از حقیقت وجودی خودمان
کافیست که صدای آرامش بخش خدا را بشنویم و به درونمان توجه کنیم
به امید اینکه بتوانیم بیشتر برای خود باشیم و اینکه هر روز صبح در ستاره قطبی می نویسم که امروز فقط سرم تو لاک خودم است خدایا شکرت
just do it now
ستایش خداوند بخشنده را
که موجود کرد، از عدم ،بنده را
قضاوت
واژه بسیار آشنا و داستانش پر تکرار و نقل مجالس
قضاوت کردن،چقدر راحت ما قضاوت میکنیم و چه راحتر مورد قضاوت قرار میگیریم
چه راحت انسان ها را قضاوت میکنیم در صورتی که نه در شرایط اونها بوده ایم و نه از فکر و درون اونها خبر داشتیم
میرسیم به همون ضرب المثل معروف خودمون
تا با کفش های کسی راه نرفتی، راه رفتنش رو قضاوتش نکن
و یا جمله معروف
only god can judge me
ترجمه: تنها خداوند میتواند مرا قضاوت کند.
پس ما هیچ وقت و در هیچ مکانی حق نداریم با یک دیدن،با یک شنیدن،با یک رفتار شخصی را مورد قضاوت قرار بدیم و به قولی اونا بزاریم تو دایره و بکوبیم
البته که قضاوت نکردن اصلا کار آسونی نیست
در جمعی که نشستی و همه دارن صحبت میکنن و تو هم داری له له میزنی که یه چیزی بگی،صد البته سخته و باید جلوی نجواهای ذهنیت را بگیری و صحبت نکنی و اگه خواستی حرفی بزنی فقط از خوبی ها و زیبایی های اون شخص صحبت کنی
البته که ما برای جلب توجه دیگران و اینکه به دیگران ثابت کنیم بله ما هم یه چیزی حالیمون هس میخوام حرفی سخنی بزنیم و به قولی عرض اندام کنیم
ولی یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست، به ظاهر خیر یا به ظاهر شر، در مسیر تکامل خویش است. در مسیر دارمای خویش.
سلام به استاد عزیزم ،و هرکس ک هدایت شده ب این نوشته …
استاد فایلهای مربوط ب ارامش در پرتو اگاهی کوتاهن،ولی احساس میکنم نکات راه گشایی تو تموم این فایلها هس،چیزایی ک ما ب راحتی از کنارشون رد شدیم ،استاد الان ک این متن رو مینویسم،دارم رو خودم و باورهام کار میکنم،و این مدت ب تضادهایی خوردم ک میدونم من خلقشون کردم ،استاد فایل قبلی راجع ب این بود ک بدن ما بزرگترین داروخانه است ،و این فایل راجع ب قضاوت نکردن ،من 2 روزه مریض شدم ن بخاطر اینکه این مریضی ویروسیه! بخاطر اینکه با افکارم با نگرانی و ترسهام ،و توجهم ب چیزایی ک حتی وجود ندارن نگرانی و ناراحتی بیشتری رو ب خودم جذب کردم و بدنم با وجود این بیماری داره بهم هشدار میده ک این دردا ریشه در چ افکار و نگاه من داشته ! استاد تو یکی از فایلا یادمه گفتین ب جایی میرسین ک دیگه از اتفاقی تو زندگیتون تعجب نمیکنین ،و منم تعجب نکردم ک مریض شدم،و تعجب نمیکنم ک دارم زود خوب میشم چون ریشه اون بیماری تو افکار من بود ! دنبال توجه بودم !
و این یه جمله :قضاوتهای تو چیزی نیست جز بازتاب نیاز شدیدت به تأیید شدن.
استاد دلم میخواد از شدت خوشحالی گریه کنم،تازه دارم میفهمم همه چیزو من خلق کردم ! قبلا فقط میگفتمش،الان دارم درکش میکنم … و ناراحت نیستم ک چقدر خودمو اذیت کردم،چقدر درد کشیدم،چون دیگه الان دارم یادمیگیرم همه چیز منم .همه چیز رو من تعیین میکنم ،فقط مننننن.
میخوام سلامتیم و قضاوت ها و نیاز ب تایید شدن رو ب هم ربط بدم ک چطور باعث شد من مریض شم :
استاد واقعیتش اینه ک من چند ماهه شاید 8 ماه،دارم سعی میکنم کسی رو قضاوت نکنم،و هنوز اونقدر موفق نبودم ،نسبت ب قبل خیلی بهتر شدم ولی هنوز جای کار داره و دارم روش کار میکنم
یکی از استادام هس ک خیلی تحسینش میکنم چون تو کارشون موفقن،اگ دوستام راجع بهش بد میگفتن ،میگفتم ادم خوبیه،اخلاقشون خاصه،هرکس یه قلق داره،و … طوری ک جلسه اول کلاس خیلی بداخلاق بودن ،ولی من انقد خوبشونو گفتم ک جلسه دوم خوش اخلاق شدن ،و حداقل من اونقدر توجهم ب خوبیاس ک این ادم ب من احترام میذاره بین بچه ها
“و واقعیتِ اون ادم هرچی ک بود ،واقعیت دنیای من نشد”
اما دیروز چیزی شنیدم و ذهنم شروع کرد ب قضاوت،ک خداروشکر امروز این فایلو دیدم و اینطور شنیدم ک خدا بهترینا رو برا من میخواد و کاملا حواسش هس و نمیخواد من جز انرژی مثبت و حال خوب چیزی داشته باشم،و این جمله رو مدام یاد خودم میندازم ک :
یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست، به ظاهر خیر یا به ظاهر شر، در مسیر تکامل خویش است. در مسیر دارمای خویش.
این از این ک درس شد .
اما چرا من با قضاوت ،مریضی رو ب خودم جذب کردم؟
استاد شما گفتین قضاوتهای تو چیزی نیست جز بازتاب نیاز شدیدت به تأیید شدن !
استاد من تو کارم خیلی حرفه ایم،خیلی خودمو قبول دارم،خیلی زیاااد عشق میکنم،فعلا تو مرحله اموزشم و چند ماه دیگه حتما مینویسم ک چیکارا کردم ،ولی نکته اینجاس ک خوشم میومد از اینکه توجه بشه بهم!
استعدامو ب رخ بکشم،بگم من خیلی خفنم و متفاوت از بقیه هسم! ( نیاز شدید ب تایید شدن )من ک میدونم کی هسم و چقدر فوق العاده ام،چ لزومی داره ب بقیه اثباتش کنم؟این رفتارام اذیتم میکرد ،تا اینکه الان علتشو ن اینکه نفهمیده بودم،الان قبول کردم ک من دوس داشتم بهم توجه شه ،و این نیاز ب توجه شاید چیزیه ک من باید خیلی روش کار کنم
اما چ ربطی ب مریضیه من داره؟
چ نیاز ب توجه باشه،چ نیاز ب تایید شدن،چ وابستگی ب ادما و …. هرچیزی ک منو از اصلم دور کنه ،تو دنیای بیرونی نمود پیدا میکنه،میشه مریضی،میشه روابط ناسالم ،درد و رنج و …
استاد باورش منطقیه ک با نوشتن این حرفا حالم داره بهتر میشه؟
هر تضادی تا وقتی هس ک تو درسشو بگیری،و وقتی درس اون قضیه رو بگیری ،درد و رنج خودب خود از بین میره ،خود ب خود همه چی درست میشه،خود ب خود ،چون یادگرفتیم دنیا دنیای فرکانسه ،با تغییر فرکانس همه چیز تغییر میکنه ،و بنظر من هیچ چیز ب اندازه اگاهی و عمل ب اون اگاهی ها نمیتونه فرکانس ادمو تغییر بده
استاد بگم الان وصل کسی نیستم دروغ نگفتم
همیشه مخاطب کامنتام رو بچه ها یا خودم میذاشتم،ولی الان عجیب انگار فقط دوس دارم ب شما بگم ،ک چقدر ممنونم بابت نگاهتون ک دنیای خیلی ها رو عوض کرده ،”موفقیت در تمام جنبه های زندگی”
و کسی میرسه ب این مقام ،ک دست از قضاوت برداشته ،دست از تایید بقیه برداشته ،استاد حالم خیلی عالیه ،با تمام وجودم احساس میکنم میلیونر شدنمو ،احساس میکنم خدا چقدر دوستم داشت ک از تضادهایی ک من تو زندگی بهش برخوردم و مخلوق دست خودم بود،حتی اونا رو پله کرد تا من با همون تضادهایی ک خودمم خلقشون کردم تو مسیر خواسته هام ازشون استفاده کنم !!!! من چی بگم الان؟
ازش خواسته بودم ریشه ای کمکم کنه حل کنم همه چیزو،ولی قبل از این دعام،چند سال قبل از دعاهام،اون منو مستجاب کرده بود ،
استاد نمیدونم تا چ حد میتونم برسونم حرفامو ،فقط میدونم طوفانی ک چندماه ادامه داشت تو وجودم الان اروم شده،الان درک کرده ،الان فقط خودشو تعیین کننده همه چییییز میدونه ،الان دیگه قضاوت نمیکنه چون حتی وقتشو نداره،چون زندگیش ارزشمنده و کسی جز “خودش” تو این زندگی نقش نداره،الان ب ادما دیگه فکر نمیکنه،چون میدونه اون بیرون چیزی نیس ک خوشحالش کنه،میدونه جهان درونی ک چند سال پیش راجع بهش حرف میزد یعنی چی،درک کرده ک وقتی میگفت اون بیرون دنبال خوشبختی نگرد یعنی چی،هنوز خیلی چیزا هس ک باید یادبگیرم و تازه اول راهه ،ولی من همینجا ب جهان و کائنات هستی اعلام میکنم اماده دریافت هر الهام و هدایتی هستم تا در جهت هرانچه ک برای من خیر و منفعت مطلق هس قدم بردارم
خدایا شکرت ک میتونیم تغییر کنیم و جهان خودمونو تغییر بدیم ،شکرت برای ثروت هایی ک از بی نهایت مسیر ب زندگیم وارد کردی ،شکرت برای عشق ها و دوستی هایی ک از سر لطف و محبتت بهم ارزانی داشتی ،شکرت ک از هرچیزی جز تو بی نیازم کردی
شکرت برای وجود استاد عباسمنش،برای دیدگاهش ،برای ثباتش در باورهاش،و استقامتش در مسیرش،شکرت برای موفقیت و حال خوبیای همه،شکرت ک همه چیز رو با قانون خلق کردی،شکرت ک فرصت استفاده از زندگی رو با این مسیر بهم دادی ،شکرت ک عزیز دردونه توعم،شکرت ک با تنهاییم عشق میکنم ،کنار بنده هات هم عشق میکنم،شکرت ک انقدر تغییر کردم ،شکرت بخاطر عدلت،بخاطر اروم بودنم،بخاطر سلامتی ای ک سریع بهم بخشیدی،شکرت ک هستم ،شکرت ک اجازه دادی شکرت کنم :)
پس لازم است به جای قضاوتِ تجربه دیگری، به جای تماشا کردن، به جای یافتنِ دلایل حرکت نکردن، به جای همهی بهانه هایت، همهی ولی، اما و اگر هایت، برای تجربهی شخصیات از موفقیت.. از ثروت و از رحمت… و لذت به راه بیفتی و قدمی برداری
قضاوت نکردن را تمرین کن. حادثهها را، آدمها را، موجودات را و هیچ چیز را قضاوت نکن.
یاد بگیر که گاهی فقط باشی و تنها تماشا کنی موجوداتی را که برای هدفی خلق شدهاند.
یاد بگیر که جهان از خلقت هر موجودی هدفی داشته است و هر موجودی در هر جایگاهی که هست، به ظاهر خیر یا به ظاهر شر، در مسیر تکامل خویش است. در مسیر دارمای خویش.
یا ربّ العالمین تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
هرچه آگاه تر،آزادتر ….
درود بر شما بانو فاطمه گرامی
کمکم دارم میفهمم که وقتی استاد بزرگوارمان، دنیا، دنیای مدار است و بس!
وقتی من در مورد چیزی قضاوت میکنم، یعنی از نظر من چیزی نادرست است. یعنی چیزی سر جای خودش نیست. در صورتیکه هست، همه چیز سر جای خودشه! این منم که برای تغییر موقعیتم و تغییر پیرامونم، باید تغییر کنم و بس!
آره، اگر جایی که هستم، موقعیتی که در آن هستم، کار و شغلی که دارم، همسری که دارم، نامی که دارم، فرزندانی که دارم، کسب و کار و درآمدی که دارم، خویشاوندانی که دارم، همکارانی که دارم، مشتریانی که دارم و غیره، همه و همه نشان از تراز خودم دارد! نشان از وضعیت فکری و اندیشههایی است که دارم، نشان از کارهایی است که از پیش انجام دادهام و چیزهایی است که از پیش فرستادهاند. بنابراین، برای تغییر همهی اینها، باید خودم را تغییر دهم و بس!
همهاش خودم هستم و اگر جهان آینهی تمام نمای من است، حرفی دیگر نمیماند، انتقادی نمیماند، قضاوتی نمیماند! کافی است نیم نگاهی به درون خودم بیاندازم تا متوجه ریشهی همهی این ناخواستهها بشوم!
خدایا ، اکنون که ما را به این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت آوردهای، خودت هم کمکمان کن تا با پیوستگی، این مسیر زیبا را به کمک دستانت بپیماییم و سرانجام رستگار و سربلند از این دنیا به سوی شما بازگردیم.
خدایا شکرت
پروردگارا سپاس
الهی شکرت
ارادتمند شما
سلام دوست خوبم فریبرز جان
ممنونم از نگاهتون و کامنتی ک گذاشتید چون باعث شد مجدد کامنت خودمو بخونم
ممنونم از آگاهی ای ک ب جریان انداختید
وقتی من در مورد چیزی قضاوت میکنم، یعنی از نظر من چیزی نادرست است. یعنی چیزی سر جای خودش نیست. در صورتیکه هست، همه چیز سر جای خودشه! این منم که برای تغییر موقعیتم و تغییر پیرامونم، باید تغییر کنم و بس!
دقیقا دوست خوبم ،همه چی سرجای خودشه :) و اونی ک باید تغییر کنه منم
چقدر حرفتون درسته
یاد حرف استاد افتادم ک میگن :
تو جایی هستی ک با اتفاقات اون مکان ،هم مدار هستی
تا تو تغییر نکنی،اتفاقات بیرونی هم تغییر نمیکنه
عاشقتونم
مسیرتون پر نور
به نام خداوند جان آفرین
حکیم به سخن زبان آفرین
سلام استاد گرامی
سلام خانم شایسته مهربان
سلام دوستان همفرکانسی
این نشانه سایت من بود که از خدای خودم خواستم که من را به مسیر درست و کاری که باید انجام دهم هدایت کند
این کار این بود که قضاوت نکنم کسی را
استاد عزیر به لطف بودن در این جمع الهی و خدایی من خیلی تلاش می کنم که دیگران را قضاوت نکنم
خیلی تلاش می کنم که به عنوان دیگران رفتار هیچ کسی را قضاوت نکنم
البته که اذعان می کنم در ا ین مسیر اصلا 100 درصد خوب نشده ام
اما و اما و اما خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر از گذشته خودم شده ام
الان که در این موضوع یک دقیقه خودم را با گذشته خودم مقایسه کردم دیدم که خیلی خیلی بهتر از قبلم شده ام.
استاد جان در این فایل گفتند که برای سه روز آینده سعی کن هیچ کس را قضاوت نکنم
چشم استاد جان
من از تمرین ستاره قطبی خودم به خودم یادآوری می ک نم که که تمرین کنم که از فردا و فقط از فردا به مدت سه روز و سه روز هیچ کس را قضاوت نکنم.
اگر هم ذهن حراف من خواست که این کار را انجام دهم به خودم یادآوری کنم که این تمرین من است.
تمرینی که باید برای کنترل ذهن خودم انجام دهم
و شاید و قطعا شاید هدایت الله مهربان من برای یادآوری به من این فایل را به من نشان داد
فایلی که خیلی کوتاه است اما پیامی عظیم دارد
که دیگران را دیگران تحت هیچ شرایطی قضاوت نکنم.
خدایا شکرت که سریع پاسخ می دهی
خدایا شکرت.
این نیاز من بود
این باوری بود که الان باید روش کار می کردم .
سپاسگزارم ای رب من
سپاسگزارم استاد عزیزم
من از روزی که تلاش می کنم که دیگران را قضاوت نکنم به خداوندی خدا خیلی راحت تر شده ام .
الهی شکرت
و الهی شکرت بابت یادآوری این موضوع.
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
آرامش
باید یاد بگیریم که قضاوت نکنیم .
جمله طلایی هست .
چرا؟
چون با قضاوت کردن داریم از تجربیات گذشته خود برای ساختن آینده استفاده میکنیم و در این صورت زندگی ما تکراری میشه و در واقع خودمان را محدود می کنیم.
پس بلید یاد بگیریم قضاوت نکنیم، حتی یک گل ساده را ،
چرا ؟
چون تمام مخلوقات خداوند در مسیر تکامل خودشان آست و هدفی دارن که خدا خلق کرده .
قضاوت نمی کنم چون دوست دارم آرامش داشته باشم چون دوست دارم شرایط را برای گفتگو با خدا فراهم کنم