این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/abasmaneshsastori.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2025-10-14 04:56:532025-10-15 22:07:26دستورالعمل پروژه « تغییر را در آغوش بگیر »
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
🟣 « وقتی زندگی گفت: یا تغییر کن، یااا له شو! » | داستان کنترل ذهن من
به نام خدایِ مهربــــــــــون ِ مهربون . سلام
سابقا ، من همیشه از تغییر میترسیدم. نه اینکه بترسمِ بترسم، ولی یجور مقاومت خاموش درونم بود. مثل وقتی ک ِ میخوای بری زیر دوش آب سرد، بدنت سفت میشه، ولی میدونی اگه فقط چند ثانیه تحمل کنی، اون حس عالیِ بعدش میاد. تغییرهم برا من همین بود… یه آب سرد که ازش فرار میکردم، تا وقتی که زندگی دیگه بامن تعارف نداشت.
یادم نمیره اون روزی رو که تصمیم گرفتم ذهنم رو به معنای واقعی کلمه کنترل کنم، نه اینکه فقط “مثبت فکرکنم”، بلکه واقعاً “هدایتش کنم”.
چون تا قبلش، ذهن من بود که منومیکشوند، هرجا دلش میخواست. یه روز با هیجان شروع میکردم، وسط کار ناامید میشدم، آخرش هم خودم رو قانع میکردم که «ولش کن، هنوزوقتش نرسیده».
اما واقعیت این بودکه من از تغییر فرار میکردم.
تضاد اول؛ همونجایی که زندگی منو مجبور به تغییر کرد
چند سال پیش، یه پروژه ای داشتم که با تمام وجود براش برنامه ریزی کرده بودم. از اون پروژه هایی که حس میکنی قراره زندگیتو عوض کنه. ولی همه چی برعکس شد!
یه نفرکه خیلی بهش اعتماد داشتم، وسط کار، کنار کشید. یه سری اتفاق پشت سرهم افتاد و من موندم وکلی هزینه و خستگی و دلخوری.
اونموقع بهجای اینکه بگم: «خب محسن، شاید این مسیر درست نبود»، شروع کردم با لجاجت ادامه دادن همون راه. چون توی ذهنم یه باور قدیمی بود که میگفت:
«اگه وسط کار مسیرتو عوض کنی، یعنی شکست خوردی.»
پس ادامه دادم… => ادامه دادم تا وقتی که زندگی رسماًگفت: «بسه دیگه!» و جوری منو نگه داشت وسط دیوار، که هیـــــچ راهـــــی جز برگشت و بازنگری نداشتم. اونروز برا اولین بار نشستم و به خودم گفتم:
🟣 «محسن! تو اینجانیومدی که ثابت کنی همیشه حق با توئه، اومدی تارشد کنی… و رشد، یعنی تغییر.»
○
نشونه های تغییر؟ آره، بودن… ولی من نادیده شون گرفتم
حقیقتش خیلی وقتا زندگی نشونه میداد ==> یه دل نگرانی عجیب، یه حس درونی که میگفت “این مسیر نیست”، یا حتی خواب هایی که واضح میگفتن “باید رها کنی”.
ولی من چی کار میکردم؟ ؟ ؟
میگفتم: «نععع! اینا همش تصادفه. من قوی ام، من باید بجنگم.»
یه سال تمام فرسایش ذهنی ومالی. یه سال تمام فکرهای درجا، استرس، بیخوابی، و یه عالمه حس “درماندگی” که فقط با یک تصمیم درست میتونست تموم بشه.
ولی اونموقع بلد نبودم ذهنمو کنترل کنم. ذهن من، منوکنترل میکرد.
○
اگه به اون موقع برگردم…
اگه برگردم به همون نقطه، اولین کاری که میکنم اینه که قبل از هر تصمیم، با خودم “سکوت” میکنم. نـــــه دعا، نـــــه تحلیل، فقــــــــــط ســــــــــکوت. اون سکوتی که ازدلش صدا میاد. ■ الان دیگه :
▪︎ گرفتم وقتی حس مقاومت دارم، یعنی قراره یه رشد بزرگ اتفاق بیفته.
▪︎ یاد گرفتم بجا اینکه بگم “چرا اینجوری شد؟” بپرسم “قراره از این چی یاد بگیرم؟”
🟢 و جالبه، همون موقع که ذهنم ساکت میشه، الهام ها میان…
یه حس سبک، یه مسیر تازه، یه آدم جدید که از جایی غیرمنتظره سرراهت سبز میشه ===> اونموقع میفهمی کنترل ذهن یعنی چی.
○
باور محدودکننده من چی بود؟
باورم این بود که “تغییر یعنی اشتباه” !!! از بچگی یاد گرفته بودم اگه چیزی روعوض کنی، یعنی قبلاً انتخابت غلط بوده. ولی حالامیفهمم، تغییر یعنی رشد. ==> مثل درختی که شاخه های خشک شده ش رو میریزه تا جا برای برگای تازه باز بشه.
■ من اون درخت خشکیده بودم که نمیخواست چیزی رو از دست بده. ولی وقتی اجازه دادم شاخه های قدیمی بریزه، چیزای تازه ازراه رسید ===> آرامش، الهام، حتی روابط تازه ای که با ارتعاش من هماهنگتر بودن.
○
چطور اون باور رو اصلاح کردم؟
° با اقدام و تجربه کردن… بافرو ریختن دیوارای ذهنیم یکی یکی.
° با دیدن اینکه هربار تغییر کردم، یه درِ جدید باز شد.
° با نوشتن تجربههام، باگوش دادن به سکـــــوت درونـــــم، و با اعتماد به هدایت الهی.
دقیق یادم نیست کجا ، اما یه جمله ای توی فایلهای استاد عباسمنش بود که مسیر منوعوض کرد ، مضمونش این بود : «زندگی هیچوقت علیه تو نیست، فقط داره جهت روعوض میکنه تا باقوانین خداوند و روح خدایی هماهنگتر شی.» از اونروز به بعد، هروقت تضادی پیش میاد، لبخند میزنم => چون میدونم یه تغییر بزرگ در راهه.
□
حالا من کی ام؟
من هنوز هم در حال یادگیری هستم.
🟡 ولی فرقش اینه که حالا “میخوام” یاد بگیرم، نه اینکه “مجبور” شم یاد بگیرم. کنترل ذهن برای من یعنی انتخاب آگاهانه ی افکار => یعنی بجای جنگیدن با اونها، هدایت شون کنم سمت آرامش.
یعنی وقتی ذهنم میگه «میترسم»، بهش بگم : «باشه، بترس، ولی حرکت کن.»
مثل مادر موسی (ع)، میترسید اماگهواره رو… . مثل ابراهیم نبی ، میترسید ، اما رفت و بت ها رو شکوند . مثل موسی نبی ، میترسید ، اما سمت نیل میدوید. مثل یوسف (ع) ، میترسید ، اما دوید سمت درب خروجی قصر ؛ چون فهمیده بود اگه اون لحظه رو تغییر بده وحرکت کنه تبدیل میشه به سنبل پاکدامنی . مثل حسین بن علی .
● و تغییــــــــــر؟ تغییر دیگه برام دشمن نیست.
یه دوست قدیمیه که هر بار با یه لباس جدید میاد سراغم تامنو ببره یه پله بالاتر.
○
جمع بندی خودمونی
گاهی زندگی صبرنمیکنه تا آماده شی، خودش دستتو میکشه بیرون از منطقهی امن ت. اون تضادها، اون شکست ها، اون جدایی ها، همش پیام یه چیزن:
«وقتشه! تو باید عوض شی.»
و اونوقت اگه ذهنتو کنترل کرده باشی، اگه بلد باشی بجای فرار، درآغوش بگیری تغییر رو،
اون چیزی که ازش میترسیدی، تبدیل میشه به زیباتریـــــن تجربهی زندگیت. میشه سکوی پرتابـــــــــــــــ
سلام به آقا محسن توحیدی چه تعبیر زیبایی از تغییر رو گفتین واقعا همین همه فکر می کنیم اگر چیزی رو تغییر بدیم یعنی اشتباه کردیم یعنی شکست خوردیم و این باور باعث شده سر سختانه مسیر رو ادامه بدیم و ضرب المثلی که به غلط همه جا میگیم کار را که کرد آنکه تمام کرد امیدوارم هر روز در لحظه های زندگی بدنبال تغییر باشیم
سلام به همه دوستان عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش
سلام به استاد عزیزم و مریم جان.
امیدوارم حالتون عالی باشه.
سپاسگزارم از بهبودهای هرروزهای که در سایت عباسمنش ایجاد میکنید و باعث رشد مداوم ما میشید.
وقتی که امروز وارد سایت شدم و بنر سایت رو دیدم یاد یک موضوعی افتادم که میخوام براتون تعریفش کنم.
حدود یک سال و نیم پیش به مدت سه سال، ما در خونهای زندگی میکردیم که وسط یه باغ بزرگ بود؛ جایی که همیشه آرزوش رو داشتم. مسیر پیادهروی فوقالعادهای داشت و فضای سبزش واقعاً چشمنواز بود. اونجا محوطهای سازمانی بود و هر روز باغبون میاومد برای آبیاری. درختهای سنجد و میوههای مختلف داشت، و همسایهها و دوستای خیلی خوبی اطرافمون بودن؛ آدمهایی که حضورشون حس آرامش و صفا میداد.
اما یه مسئله وجود داشت. وقتی از محوطه سازمانی بیرون میاومدیم و وارد شهر میشدیم، به خاطر اینکه اون منطقه از نظر اجتماعی در سطح پایینتری بود، مسیرهای پیادهروی و ظاهر شهر کیفیت خوبی نداشت.
هر وقت میرفتم پیادهروی، نمیتونستم چیز خاصی برای تحسین پیدا کنم. پیادهروها پر از چاله بودن، ساختمونها قدیمی و بیکیفیت، و آدمهایی که اونجا زندگی میکردن، از نظر مالی در سطح پایینی بودن.
یه روز به خودم اومدم و دیدم دیگه نمیتونم زیباییها رو ببینم؛ انگار توانایی توجه به نکات مثبت رو از دست داده بودم.
تصمیم گرفتم هر طور شده، حتی در حد چند مورد کوچک، زیباییها رو ببینم و بابتشون سپاسگزاری کنم.
از اون روز، هر صبح که از اون “بهشت کوچک” بیرون میاومدم و وارد شهر میشدم، شروع کردم به تحسین و شکرگزاری برای چیزهای ساده:
نور آفتابی که روی پنجرهها میتابید، نیمکتهای مسیر پیادهروی، مغازههایی که صبح زود باز میکردن، بازارچهی شلوغ، آدمهایی که برای پیادهروی میاومدن، درختهای کاج و سنجد و حتی پرندههایی که روی چراغ برق مینشستن.
در کنار این، هر روز دربارهی خواستههام هم حرف میزدم:
دوست دارم در منطقهای زندگی کنم که آدمهای ثروتمند و موفق حضور دارن،
دوست دارم خونهمون نزدیک مرکز شهر باشه،
محلهمون تمیز و پر از درخت باشه،
و مسیرهای پیادهروی باکیفیتی داشته باشیم.
یه روز، اتفاقاتی افتاد که همهچیز رو تغییر داد. تضادها پشت سر هم اومدن و ما مجبور شدیم خیلی سریع از اون محوطه سازمانی اسبابکشی کنیم.
اولش اصلاً خوشایند نبود؛ حس میکردم دارم بهشت کوچکم رو از دست میدم.
اما ته دلم یه صدا میگفت:
«تو اینهمه روی خودت کار کردی و اینهمه زیبایی دیدی… قطعاً قراره اتفاقهای قشنگتری بیفته. فقط صبور باش.»
تصمیم گرفتم مستقل عمل کنم، به کسی نگفتم، و با همسرم وسایلمون رو جمع کردیم.
در عرض پنج دقیقه یه خونه پیدا شد و ظرف یه هفته اسبابکشی کردیم.
خونه کوچیکی بود و اول اصلاً ازش خوشم نمیاومد؛ چون احساس میکردم مجبور به این انتخاب شدم.
اما کمکم با خونه جدید به صلح رسیدم.
دیدم با وجود اینکه خونه باب میلم نیست، اما خیلی از ویژگیهایی که همیشه آرزو داشتم رو داره:
آشپزخونهای بزرگ با کلی کابینت، نور زیاد، پنجره، انباری، زیرزمین، تراس، و نقشهای دنج و آرام.
خیابون پر از درختهای ارغوان، مسیرهای پیادهروی باکیفیت، درختهای توت که تابستونا پرثمر میشن…
نزدیکی به مرکز شهر و دسترسی راحت به همهچیز، بدون نیاز به مترو یا تاکسی.
آدمهای متفاوت و ثروتمند و ساختمانهای خیلی قشنگ و ماشینهای لوکس
انقدر ساختمان سازی زیاده که همسرم میگه اگر 6 ماه کسی توی این شهر نباشه وقتی برگرده دیگه خونش رو پیدا نمیکنه:)
انقدر همه چیز با کیفیت و بهتره که دیگه دوست ندارم به محله قبلی برگردم. محلهای که وقتی داشتیم ازش میومدیم فکر میکردم که این یک تضاده برامون اتفاق افتاده،
از همه چی قشنگتر این مورد که توی محله قبلی وقتی که به همسرم میگفتم بیا با همدیگه بریم پیادهروی، خیلی مایل نبود،اما توی محله جدید تقریباً 5 روز هفته با همدیگه پیادهروی میریم و از فضای شهر ساختمونها،فروشگاهها و درختای زیادی که در طول مسیر میبینیم لذت میبریم.
این قسمت از شهر انقدر لوکس و خوشگله که آدم به وجد میاد.
از این تجربه یاد گرفتم که خداوند همیشه خیر ما رو میخواد،
اما نعمتها رو مرحله به مرحله به ما میده.
اول چیزهای کوچیک رو میفرسته، تا یاد بگیریم قدردانش باشیم.
یاد یه داستان افتادم از پدری که زمینی بیحاصل به پسرهاش داد و گفت:
براتون تو این زمین گنجی پنهان کردم.
پسرها برای پیدا کردن گنج، زمین رو شخم زدن، ولی چیزی پیدا نکردن.
بعد تصمیم گرفتن در اون زمین بذر بکارن…
و کمکم، زمین بیثمرشون تبدیل شد به باغی پرمحصول.
اون گنج، در واقع خودِ «تلاش و استمرار» بود.
منم فهمیدم اگر قدر نعمتهای کوچیک زندگیمو بدونم و اونها رو با عشق پرورش بدم و به صورت مستمر رو خودم کار کنم تا مقاومتهای ذهنم کمتر بشن،
خداوند نعمتهای بزرگتر و زیباتری رو سر راهم قرار میده .
یاد گرفتم که زندگی یک بازی بلند مدته.
برای لذت بردن از این بازی باید صبور باشی و بازی رو به صورت مستمر ادامه بدی.
توی مسیر قراره که چیزهای زیاد یاد بگیریم ولی باید ازشون حتماً استفاده کنیم و همه قوانین رو برای لذت بردن از این بازی باید به کار بگیریم.
تا کی قراره این اتفاق بیفته؟
تا ابد!
هیچ جا نمیتونیم از بازی بیرون بیایم، بازی همچنان ادامه داره،حتی اگه ما انجامش ندیم در اون هستیم. اون کسی بیشترین برد رو داره که بیشتر بازی کرده. طبیعیه که گاهی اوقات ناامید بشیم سطح انرژیمون پایین باشه و احساس کنیم که خراب کردیم،اما بعد از مدتی دوباره باید بلند شیم و ادامه بدیم
حالا هر وقت که ناامید میشم و احساس میکنم که خیلی عقبم یادم میارم که بازی هنوز ادامه داره … و تو باید استمرار داشته باشی. هر لحظه امکان داره که ورق برگرده و اتفاقهای خوب قدرت بیشتری پیدا کنن.
به غزل خانم گل انشالله تو اون مسیر پیاده روی که هرروز میری دستان همسر جانت با عشق تو دستانت باشه که واقعا پیاده روی زن و شوهری خیلیییی لذت بخش خصوصا با علاقه و عشق همراه باشه خیلی لذیذ و زیباست
تحسینت میکنم که چقد زیبا تونستی خواسته هاتو زندگی کنی و چقد خوب از دل به ظاهر تاریکی نور را پیدا کنی و با توجه عاشقانه هر روزه اون نور اونو تو زندکیت بیشتر سازی که الان داری خواسته تو زندگی میکنی در یک مکان بهتر بزرگتر با مدار مالی بالا خداروشکرررررر خیلی لذت بردم از داستان زندگیت از جای زیبایی روستایی که عاشقشم چون خودم روستا زاده هستم و خانه های کاهگلی و دیوارهای گلی بهم کیف میده تماشاشون و شکرررر که اونو دوست دارم ولی میخوام جای مدرن تری زندگی کنم با بهترین امکانات با فضای درختکاری و گل و سبزه ای که یاد روستا میندازه مارو تحسینت میکنم خیلیییی و آرزوی موفقیت بیشتری را براتون دارم که اینطور معلومه شایستگی شو عالی نشون دادی و بهم یاد دادی که اگه جای بهتری رو میخوام باشم باید اینجایی که هستم شکرگزار باشم و هرزوز چیزایی پیدا کنم برای شکرگزاری بیشتر تا این کار برکت و فراوانی بیشتری را برایم به ارمغان بیاورد خیلی مجلسی و شیک خدا مارو میبره جای بهتر از اینجا و همینجوری زندکی تا ما شکرگزاریم و توجه به زیبایی های بیشتری داریم ادامه دارد زمانی از برکت می افتیم که توجه ما به زیبایی کمتر و کمرنگ تر بشه شکررررر خدایاشکررررررر
غرل خانم گل ممنونم از درسی که بهمون دادی متشکررررررم
چقدر من از کامنت شما لذت بردم و جالبه اولین کامنت هم بود و چقدر من باور دارم که چینش کامنت ها توسط خود خداوند انجام میگیره
من از صفحه آخر شروع کردم به خوندن کامنتها و خواستم از خوندن خارج بشم و برم کامنت خودم رو بنویسم یه حسی بهم گفت برو اولین کامنت رو هم بخون خدایا شکرت که منو به این کامنت زیبا هدایت کردی
کامنت شما یع مقدمه خوبی برای همه ی کامنتها میتونه باشه و چقدر با حرف دل من هماهنگ بود
چند بار دیگه باید کامنت تون رو بخونم
جالبه اهداف من نیز با اهدافی که نوشتید هماهنگه خدایا شکرت
خداروشکر میکنم واقعا استاد ، در حالیکه بالای ۲ هفته ست شرایط متفاوتی ایجاد شده توی ایران و من سر قولم بخودم برای کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت زندگیم هستم و به کل از فضای مجازی دورم ، کارای مطالعاتیم رو تموم کردم و واسه خودم دمنوش نعنا درست کردم جای شما و مریم جان کلی خالی 😍 راستی دیدم رفتید نشویل تنسی دیروز کلی کیف کردم با اون فایل جدید 💙💙
گفتم ببینم نشونه ی امروزم چیه که این فایل اومد و به دلم افتاد بنویسم برای شما و رفقای تازه وارد به سایت امید که آگاهی بخش باشه :
.
برای قدم های اول باید دقیقا چیکار کنیم ؟
۱- شروع با فایل های دانلودی رایگان :
۱۰۰٪ پیشنهاد میکنم که با فایل های رایگان در سایت استاد شروع کنید رفقا ، فضای اینجا به کل با هرجای دیگه ای که تابحال دیدید متفاوته و اونقدر درس و آگاهی و نکته داره هر فایل دانلودی و اونقدر جامع و کامله و به کمک مریم جون خوب و دقیق دسته بندی شده که میتونه مقدمه ای باشه برای شما برای ورودتون به جهانِ دلخواهتون 😎 پس فایل های دانلودی و جدی بگیرید 👊🏻.
.
۲- صبور باشید :
چقدر این کلمه درسته و به حق . چرا ؟ چون این آگاهی ها و آموزش های استاد اصلا و ابدا جوری نیست که شما با خرید محصولات و تند تند گوش کردن بتونید مسیر و تند تر طی کنید . باید بخودتون زمان بدید تا این اگاهی ها براتون جا بیفته و تکاملتون رو طی کنید چون حتی بقول استاد : “ حتی طی کردن تکاملتون هم خودش تکامل میخواد.”
پس با صبر و حوصله به فایل ها گوش بدید .
.
۳- نکته برداری کنید :
نوشتن نکات فایل ها خیلی بهتون کمک میکنه .
یه دفتر بردارید و هر موضوع و هر فایل رو نکات مهمش رو بنویسید و مرور کنید این به رشد اگاهی و درکشون خیلی کمک میکنه . واقعا تاثیر داره .
.
۴- تمرین و تکرار روزانه :
رفقا یه زمانی و هروز به آموزش های استاد اختصاص بدید . ازتون خواهش میکنم اینجوری نباشه که رانندگی میکنید با دوستاتون حرف میزنید کار میکنید ظرف میشورید و .. فایل هارو گوش کنید . شک نکنید تاثیرش خیلی کم میشه . شما هروز شده حداقل ۱ ساعت مث دوش و کار و غذا زمان بذارید یجای خلوت تک و تنها با تمرکز با گوشی و نت خاموش به فایل ها گوش کنید و بهشون فکر کنید . قیاس کنید حرفای استاد و با زندگیتون . ازفکرتون استفاده کنید ببینید باگ هاتون کجاست . عجیب غریب راهنماییتون میکنه 😎
.
۵- اولین خرید :
پیشنهاد میکنم با عزت نفس استاد یا ثروت ۱ شروع کنید . من با عزت نفس شروع کردم پایه و اساس همه چیه عالیه و میتونه شروع خوبی باشه . ثروت هم که زندگیمو عوض کرد و واقعا همه چی متفاوت شد . اگه میخواید قانون و یاد بگیرید قانون آفرینش بی نظیره ، اگه میخواید یه راهنمای جامع برای شروع داشته باشید راهنمای عملی دستیابی به رویاها عالیه ، ۱۲ قدم که فوق العادست اما پیشنهاد میکنم اول با اون محصولات شروع کنید . استاد نیاز به تعریف ندارن خودتون اگه عمل کنید انقدر کیف میکنید و نتیجه میگیرید که بقیه محصولات رو هم میخرید 🥳.
.
۶- تنها شو :
شاید حرفم عجیب باشه اما من واقعا میگم برام مهم نباشه اروپایی ایرانی دوبی یا امریکا خب ؟ لطفا اگه واقعا میخوای زندگیتو عوض کنی تنها شو . ببینید رفقا کنترل ذهنتون هرچقدرم که بالا باشه باید ورودی هاتون رو کنترل کنید ، مث چی ؟ اطرافیان ، دوستان ، چی میگن ؟ باوراشون چیه ؟ اگه منفیه ازشون فاصله بگیر ، چی گوش میدی اهنگ ؟ اگه منفی و غمگینه گوش نده ، چی میبینی فیلم و برنامه و سریال ؟ اگه منفیه واقعا نبین ! مستند افراد موفق و ببین اخبار و اینارو هم که کلا ببوس بذار کنار. اگه واقعا خواهان تغییر زندگیت هستی 😎
.
۷- سبک زندگی متفاوت :
ببین تو قراره یه زندگی جدید داشته باشه یه شخصیت جدید یه لایف استایل جدید یه کاراکتر جدید با افکار و باور های جدید ، پس سبک زندگیتو عوض کن ! مث ثروتمندا زندگی کن ! کتاب بخون ، زود پاشو از خواب ، انرژی صبح زود عالیه ( کتاب باشگاه ۵ صبحی ها واقعا میتونه بهت خیلی کمک کنه حتما بخونش ) ، ورزش کن ، غذای سالم بخور ، بخودت برس ، بابت تلاشت هرماه بخودت هدیه بده خلاصه خیلی خودتو تحویل بگیر و دوس داشته باش ❤️.
.
۸- شکرگزاری روزانه :
آخ نگم از تاثیرش رفقا اصلا به کل ازروز ۷،۸ ببعد کلا حالت انرژیت یه مدل دیگس 😎 حالا استاد توی ۱۲ قدم تمرین ستاره قطبی رو هم داده محصول و اگه خریدید اونجا هم این تمرین و انجام بدید که دیگه عالیه 💜 کتاب شکر گزاری راندا برن و تهیه کنید ، برنامه عملی ۲۸ روزه داره هنوزم ۷ ساله که هروزم هر صبحم با این کتاب شروع میشه و مینویسم برای خدا برای هروزم برای هر ۸۶۴۰۰ ثانیه ای که بهم هدیه داده و بهش قول میدم نهایت استفاده رو ببرم و عشق دنیارو میکنم .
هروز صبح پاشدی قشنگ واسه خودت یه قهوه یا چای بریز بیا بشین یه برنامه این کتاب و بخون و بنویس و انجام بده زندگیت عوض میشه 😎
استاد راستی همیشه یکی از ۱۰ مورد شکرگزاری روزانم وجود شماس تو زندگیم دعاتون میکنم😍
.
۹- تمرکز بر نکات مثبت :
ببین رفق عزیزم قرارر نیست توی این مسیر همه چی راحت و اسون پیش بره همیشه ، شاید یوقتایی انرژیت پایین بیاد خسته شی یا کلافه خیلی مهمه که بتونی تو اون لحظه ها ذهنتو کنترل کنی و زیبایی هارو ببینی و کیف کنی . این یه تمرینه یه مهارته که باید تکرار شه تا بشه عادت بشه بخشی از وجودت که اگه اوضاع سخت شد بتونی تو دل سختی خوبی و قشنگی ببینی . این مورد و نوشتم چون همین لحظه هاس که خیلیا جا میزنن اما تو نزن . سریال تمرکز بر نکات مثبت ، سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت دقیقا بهت یاد میده چجوری مث استاد و مریم جون یاد بگیری هر لحظه حالتو خوب کنی ، چالشارو حل کنی و زیبایی هارو ببینی 😎.
.
۱۰- پرو باش :
😄 شاید مورد اخر هم واست عجیب باشه اما واقعا باید پرو باشی تو ساخت زندگی دلخواهت ❤️ خدا موجود احساساتی ای نیست :)))) مث آدما که با مثلا خدایا توروخدا اینو بهم بده و خدایا پس کی میرسم ؟ و خدایا پس چرا نمیشه ؟ و خدایا تو اصلا منو دوس نداری جوابی بهت بده 😄 تو طبق قوانین جهان فرکانس درست و میفرستی خدا و جهان هم پاسخ میده تمام ❤️
واسه درک بهتر این بخش حرفم فایل بییییییی نظییییر استاد به اسم “اصل بقای اصلح” رو حتما چند بار ببین . یجا استاد میگه : خانم هستی ؟ خانمِ قوی ای باش بقیه مجبور بشن بهت احترام بذارن 😎 خلاصه که
.
این ۱۰ تا مورد و اگه هنوز اول راهید انجام بدید ، خیلی دلی خدا گفت و منم نوشتم امید که اگاهی بخش باشه براتون 🥳
راستی اوایل که یکم آگاهی ها بیشتر میشه ما خیلیامون تحت تاثیر قرار میگیرم که هی بشینیم بقیرو نصیحت کنیم که اره این فایل و گوش کن این کارو بکن این جوری فکر نکن و .. تجربه ثابت کرده رفیق جانم : سکوت کنید! نگید مشاوره ندید نظر ندید حرفی نزنید اینو حتی استادم میگن .
چون قرارر نیست ما دیگران و هم تغییر بدیم ، قراره خودمون تغییر کنیم تا طبق قوانین جهانمون و ادم های اطرافمون عوض شه . پس تا جاییکه میتونید سکوت کنید و نظر ندید😎
.
استاد جانم که تازه داره صبح میشه امریکا الان میبینید پیام من رو 😄صبحتون بخیر و شادی استاد جان مریم جان 😍
وااااااای چقدر عااااالی بود امشب اولین شبی است که من وارد سایت استاد گلم شدم با وجود اینکه چندین ساله استاد عباسمنش و میشناسم اما امشب فقط به خاطر اینکه پسر 6 سالم ازم پرسید مامان؟ عباسمنش کیه؟ منم با خوشحالی تمام و با ذوق بسیار قربون صدقش شدم و گفتم تو از کجا میشناسی عباسمنش و؟ گفت قبلا با دوستت با تلفن در موردش حرف میزدی. دوست دارم ببینم کیه؟ منم نگین مه چقدر قربون صدقه پسرم شدم که منو دوباره یاد استاد گلم انداختن و فقط به عشق پسرم که میخوام یه آینده عاااالی رو براش و برای خودم بسازم اومدم تمام تلاشم و کردم تا عضو سایت استاد گلم و ارزشمندم بشم و از همین امشب که شب اول آبان 1401 هستش که منم 8 آبان تولدمه تعهد بدم که با اومدنم تو سایت استاد گلم حتما مسیر زندگیم تغییر میکنه و با شما دوستان بزرگوار هم فرکانسی میشم و آشنا میشم و دور و برم پر از انسانهای آگاه و بیدار میشه. خدایا هزاران بار شکر بابت تکنولوژی و اینترنت و….. که باعث میشه روند رشدمون با سرعت باشه. و خدارو هزاران بار شکر از آشنایی با سما عزیزان دلم ❤️. و خدارو شکر بابت وجود استاد گلم و همسر مهربونشون.
فقط اومدم از ردپایی که گذاشتی تشکر کنم. واقعا چقدر این کار عالیه. نوشتن کامنت و ردپا گذاشتن غیر از اینکه خیرش به خودمون میرسه باعث یک جریان الهام بخش در این سایت میشیم.دیگه شما که واقعا الگو و نمونه ایی عزیزم واقعا تحسین ات میکنم دوست ارزشمندم. یکی از خواسته هام شده تا ببینمت تا شخصا باهات مصاحبه کنم.به عنوان کسی که در مسیر علاقه اش با تمام بالا و پایین ها پیش رفت و الان شده اولین دختر میلیاردر فامیل، شده یک طراح بین المللی و موفق…یک دختر خودساخته و با عزت نفس. واقعا تحسین ات میکنم عزیزم بازم سپاسگزارم از اینکه نوشتی.
چقدر قشنگ گفتی و امشب بیشتر این جمله رو لازم داشتم:
“اول و اخر داستان خودتی که مهمی و زمانیکه خودت به خودت ارزش بدی تمام جهان بقول استاد مجبور میشه بهت احترام بذاره”
راستی تولدت هم پیشاپیش مبارکت باشه مانیا جان…
برات بهترین سال زندگیت رو آرزو میکنم و سال های دیگه بهتر از امسالت باشه وهمیشه به سمت کمال و بهبود در حرکت باشی اونم با عشق و لذت و ثروت و سلامتی…
درود و خداقوت به استاد عزیز و همه همراهان خوب سایت
خداروشکر میکنم در جمعی هستم که همواره بهدنبال پیشرفت و بهبود هستند، اون هم به پیشوایی استادی که توقفناپذیر در مسیر رشد و تعالی حرکت میکنه.
همین دیشب که داشتم بازی پرتغال و علیالخصوص رونالدو رو نگاه میکردم حقیقتاً خیلی لذت بردم که دارم الگوهایی رو میبینم که همیشه بهدنبال پیشرفت هستند و هرگز متوقف نمیشوند چون به نظرم تنها در این حالته که انسان اون احساس زنده بودن و شادی حقیقی رو تجربه میکنه و ادامه دادن به این شکل و بودن در یک همچین مسیر همیشه در حال پیشرفت و حرکت تنها از مسیر داشتن باورهای صحیح و ارزشهای بنیادین امکانپذیره.
وقتی به پرسشهای مطرح شده این فایل فکر میکردم متوجه شدم بهاندازهای که من باورهام تغییر کرد اشتباهاتم کمتر شده و هوشیارتر عمل کردم یعنی از زمانی که با استاد و قوانین جهان آشنا شدم صادقانه در هیچ موردی کارم بهجایی نرسیده که بخوام جز دسته اول یا حتی دوم باشم هیچوقت و خوشبختانه یا جز گروه سوم بودم یا چهارم، البته که در مورد موضوعات مختلف این دستهبندی متفاوته.
اما در مورد سوال اول باید به اتفاقی که همین چند روز پیش و تصمیم شجاعانهای که گرفتم رجوع کنم. یه فعالیتی رو من مدتی بود تو بحث کاری خودم انجام میدادم که بهشکل دائمی نبود اما با وجود تلاش فراوانی که برای کنترل ذهن و احساساتم انجام میدادم متوجه میشدم که انگار جریان قرار نیست بهبود پیدا کنه و هرچقدر که میگذشت رفته رفته داشت اوضاع بدتر میشد و به همین منوال تمرکز من رو هم به خودش درگیرتر میکرد تا اینکه من تصمیم گرفتم و خداوند هم خیلی زیبا هدایت کرد که کلاً اون فعالیت رو کنار بگذارم و خیلی متمرکزتر روی سایر فعالیتهای اصلی خودم تمرکز کنم. بهمحض اینکه من این تصمیم رو گرفتم چنان انرژی در من ایجاد شد که تنها تو مدت یک هفته کلی اتفاق مثبت کاری و مالی برام رخ داد و قشنگ حس میکردم که انگار من این انرژی را حبس کرده بودم.
وقتی فکر کردم به اینکه من چرا شجاعانه این کارو انجام دادم متوجه شدم که باورهای من خیلی قدرتمندتر از قبل شده بهویژه در مورد خداوند، احساس لیاقت و بحث فراوانی و با اون فعالیتی که من انجام میدادم انگار داشتم یک تضاد فرکانسی با دستای خودم ایجاد میکردم، یعنی از یک طرف من کلی زمان و انرژی میذاشتم برای کار کردن روی خودم از طرف دیگه اون فعالیت جلوی ایجاد نتایج مدنظرم رو میگرفت.
البته که نباید از نقش تکامل در این باورها هم چشمپوشی کرد و اینطوری نبود که من شب روی خودم کار کنم انتظار داشته باشم فردا همه چیز عوض بشه.
درخصوص پرسش دوم شاید بهترین مثالی که به خاطرم رسید که فکر میکنم مشکل افراد دیگهای هم باشه در بحث مدیریت مالی بود.
من آدمی هستم که همیشه خوب پول میسازم و خوب هم هزینه میکنم اما انگار تغییری در وضعیت مالی بهشکلی که من رو به احساس آزادی برسونه ایجاد نمیشد(فارغ از اینکه من چقدر پول دارم یا ساختم) و همیشه یه احساس نگرانی در مورد مسائل مالی وجود داشت. این هم در شرایطی بود که من واقعاً زمان و انرژی خوبی میذاشتم برای کارکردن روی مباحث مالی و بهویژه دورههای روانشناسی ثروت و انصافاً پولهای خوبی هم ساختم تا به حال اما خوب اون احساس آرامش بهشکل مستمر که من به دنبال تجربش بودم هیچوقت ایجاد نمیشد.
البته شکرخدا هیچوقتم شرایط بهشکلی پیش نرفت که من بخوام به دردسر عجیب و غریبی بیفتم اما خب گاهاً به جایی میرسید که من احساس میکردم اصلاً عرضه ندارم پول بسازم و احساس کنم اصلاً به من نیمده ثروتمند بودن. غافل از اینکه این احساس نتیجه یک اشتباه رفتاری در مورد هزینه کردن من و مدیریت پولم بود، با اینکه بارها و بارها تصمیم میگرفتم که درستش کنم اما فایده نداشت و خیلی زود وسوسه میشدم که پولم رو هزینه کنم.
بعد متوجه شدم که دلیل اینکه من خیلی راحت وسوسه میشم اینکه کاملاً به فراوانی باور ندارم.
یه نکتهای را قبل از اینکه صحبت رو ادامه بدم خوبه که مرور کنیم اینکه در مورد باورها باید قضاوت رو به نتیجه سپرد و کمی صبور بود، یعنی نه کمالگرایانه فکر کنیم که تصور داشته باشیم ما میتونیم بهترین باور رو از فراوانی در وجودمون بسازیم نه عجول باشیم برای زود نتیجه گرفتن و نه اینکه خودمون رو گول بزنیم زمانی که نتیجه خاصی نیمده باشه. باید یه تعادلی باشه و قلب ما خیلی راحت میتونه به ما بگه وضعیت ما دقیقاً در کدام مرحلست.
من انقدری به فراوانی باور پیدا کرده بودم که تونستم به لطف خدا پولهای خوب بسازم اما این وسوسه پنهان که باعث میشد من تمام پولم رو برای یک چیز خاص هزینه کنم ناشی از این ترس بود که معلوم نیست فرصت بعدی پولسازی چه زمانی باشه و تا وقته از پولت استفاده کن و بمیری دیگه این پول به درد نمیخوره و این باور باعث شده بود که من از یه طرف خوب پول بسازم و از طرف دیگه تمام پولم رو خرج کنم، یه مدت بهم خوش بگذره اما بعدش دوباره برم تو حالت نگرانی درباره پول.
درصورتی که ما اگر درست روی باور فراوانی کار کرده باشیم باید به این نتیجه برسیم که همیشه فرصت برای پولسازی هست و از اون زمان من تصمیم گرفتم هر چیزی که میخوام بخرم (تاکید میکنم هر چیزی) حتماً باید چند برابرش تو حسابم پول باشه و بعد من اون چیز رو بخرم.
به قول استاد کسانی که میگن خرج کن خدا میده، اون چه خدایی که اول نمیده تا بعد تو خرج کنی؟
البته که واقعاً باورهای محدود کننده خیلی بهم وصل هستند چون بسیاری از هزینههایی که من میکردم گاهاً به این خاطر بود که بخوام خودم رو قوی نشان بدم از نظر مالی و اعتبارم رو حفظ کنم. هرچقدر که روی احساس ارزشمندی خودم کار کردم این رفتارهای اشتباه هم شکرخدا کمتر شد.
در پاسخ به پرسش سوم و چهارم یه نکته جالب به نظرم رسید اون هم اینکه ذهن ما درباره به تعویق انداختن کارهای درست ماشالا خوب به فراوانی باور داره یعنی همیشه میگه حالا بعداً وقت هست اشکال نداره اگر هم به این مسیر اشتباه ادامه بدی اما در مورد چیزهای درست یکم مقاومت و وسوسه میکنه که تو مثال مدیریت مالی برای من که میگفت حالا الان اگر هزینه نکنی دیگه دیر میشه و اجازه نمیداد من طبق باور درستم رفتار کنم.
شاید اگر به عقب برگردم با تعهد بسیار بالاتری روی باورهام و مهمتر از اون عمل به شیوه باورهای صحیحم بهویژه ارتباطم با خداوند، احساس لیاقت و فراوانی کار کنم. کمتر خودم رو مقایسه کنم، کمتر عجله کنم، کمتر دنبال تایید طلبی و جلب رضایت همه باشم یعنی کار درست رو فارغ از اینکه دیگران چی میگن انجام بدم و به سبک شخصی خودم که باعث رضایت من میشه زندگی کنم، دیگران و هیچ پدیدهای رو تو ذهنم بزرگ نکنم، بیشتر سپاسگزار باشم چه نعمتهایی که تو زندگیم هست چه وجود خودم و رفتارها و اقدامات مثبتی که انجام میدم، از زمان استفاده مفیدتری داشته باشم و برای انرژی خودم ارزش قائل باشم که داره در چه مسیری استفاده میشه و در نهایت زندگی رو هم آسون بگیرم.
نوشتن و مدیتیشن هم 2 ابزاریه که واقعاً خیلی خیلی خیلی زیاد به من کمک میکنه که باورهای خودم رو بشناسم چون خیلی از ماها فکر میکنیم که داریم روی باورهامون کار میکنیم و منتظر نتایج هستیم، بعد از یه مدتی که نتایج دلخواهمون نمیاد بهجای اینکه به عملکرد خودمون شک کنیم به قانون شک میکنیم و دیگه به حرکت در مسیر درست ادامه نمیدیم اما اگر توجه داشته باشیم که باور درست حتماً باید احساس درست اون هم به شکل پایدار حتی در برخورد با موانع ایجاد کنه، در خیلی اوقات ما متوجه میشیم جاهایی که ما نتیجه نگرفتیم برخلاف تصورمون حسمون خوب نیست، مثلاً میگیم به فراوانی باور داریم اما به شدت حس کمبود هم داریم، بهویژه وقتی یه مسئله مالی برامون بهوجود میاد.
من بهشخصه به کمک نوشتن و مدیتیشن کردن خیلی خیلی خوب میتونم احساس واقعی خودم رو مشاهده کنم و به سمت دلخواهم تغییرش بدم. حتی به طور قاطع میتونم بگم من با اینکه در دورههای ثروت در مورد باور فراوانی کار کرده بودم اما تا قبل از فایل مراقبه فراوانی دوره همجهت با جریان خداوند درک کامل و کابردی درخصوص این موضوع نداشتم و جای تعجبی نبود که اوضاع تغییر خاصی نکنه چون احساسه که مهمه و احساس از باور میاد.
فارغ از اینکه ما در چه شرایطی هستیم وقتی قلبمون آرومه یعنی داریم باورهای خوبی رو ایجاد میکنیم و نوشتن و مدیتیشن به من خیلی کمک میکنه که قلبم آروم بشه.
بازهم سپاسگزار خداوند هستم که من رو به سمت استادی هدایت کرد که به این دقت روی بهبود خودش و شاگردانش کار میکنه و از شخص استاد و تمامی عزیزان گروه تحیقیقاتی عباسمنش هم نهایت تشکر و قدردانی رو دارم.
پیش به سوی پروژه جدید
برای خودم و همه عزیزانم در سایت بهترین لحظات و نابترین تجربیات رو آرزومندم
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان عزیزم در سایت استاد استاد عباسمنش
و چقدر خوشحال و سپاسگذار خداوندم که اینجام، تو این مسیرم و هر روز و هر روز دارم رو خودم کار میکنم و خودم رو بهبود میدم
و از استاد عزیزم صمیمانه قدر دانم بابت استارت یک پروژه دیگر که سبب رشد و بهبود شخصیت من میشه
من خودم اگه بخام از زندگیم؛ تمام زندگیم و شرایطی که الان که دارم، حاصل تغییر افکار و رفتارم نسبت به گذشته هست؛ درسته من الان اهداف و رویاهای خیلی بزرگی دارم؛ اما میتونم قسم بخورم که من الان تو رویای چند سال قبلم زندگیم میکنم وکیفیت زندگیمحتی بالاتر از حد رویاهام هست؛ و همه اینا از تغییراتی شروع شد که من در خودم ایجاد کردم
اولین تغییر ؛ تغییر از آدم همیشه شاکی و گله مند از خدا و تبدیل شدن به یه آدم سپاسگذار، تبدیل شدن به فردی که زیبایی های اطرافش رو میبینه و نعمت های خدا رو تو همه جنبه های زندگیش میبینه و سعی میکنه سپاسگذار باشه، تبدیل شدم به فردی که نعمت هایی که الان دارم و قبلا رویام بوده رو بابتش سپاسگذار باشم.
تغییر بعدی من تو بحث توحید بوده؛ تبدیل شدم به یک فردی که فقط از خدا میخاد، تبدیل شدم به فردی که حرف مردم برام اهمیت نداره ولی سعی میکنم نهایت احترام رو به دیگران بذارم
تغییر شخصیتم از یه فردی که متکی بوده تا فردی که متکی به خدا شده و فقط از خدا میخاد؛ اتفاقات عجیبی تو زندگیم ایجاد کرده
تو حوزه کاریم؛ همیشه سعی کردم؛ چیز های جدید یاد بگیرم، همیشه سعی کردم خودم رو بهبود بدم، همیشه سعی کردم روش های کسب درآمد بیشتر رو امتحان کنم، همیشه سعی کردم بیشتر سرک بشم تو حوزه کاریم و چقدر بهم کمک کرده برای کسب درآمد بیشتر و راحت تر پیش رفتن امور تو کسب وکارم
من تموم زندگیم رو مدیون تغییراتی هستم که تو شخصیتم و تو رفتارم ایجاد کردم و چقدر تو حوزه عزت نفس: شخصیتم تغییرکردم و بهبود دادم و خودم تبدیل کردم به یک ادم قوی و محکم و با عزت نفس
اره این تغییرات، این خواسته ها تموم نشده و من خواسته هام خیلی بیشتر از قبله و دوست دارم به رویای الانم برسم مثل قبل که بهشون رسیدم؛ و دوست دارم با این پروژه همراه باشم
خدایا شکرت؛ خیلی حالم خوبه، خیلی احساس فوق العاده ایی دارم و آرامش عجیبی بعد گوش دادن به این بهم دست داد؛ خیلی خوشحالم
مدتیه گزینه کامنت گذاشتنتون روی سایت و ارسال ایمیل برای من رو فعال کردم و هردفعه کامنت میذارید با ذوق میام میخونم.
از دستاوردها و تغییراتی که داشتید خوندم و لذت بردم و از دیدن عکس پروفایلتون برای اولین بار اشک تو چشمام جمع شد و از شادی بغض کردم و باز بیشتر تحسینتون کردم.
وقتی دیدم روی این فایل کامنت گذاشتید خیلی خوشحال شدم و انگیزه بیشتری گرفتم چون من هم دارم روی این پروژه کار میکنم و از الان به بعد از خوندن کامنت های شما قراره این مسیر بیشتر برام لذت بخش باشه.
میدونم شمال زندگی میکنید و من چقدر عاشق سرسبزی و زیبایی شمال کشور هستم با مردم بسیار مهربون و خونگرم و مهمان نواز.امیدوارم رویاهای الانتون هم با این پروژه به حقیقت بپیونده.
سلام میکنم خدمت شما دوست عزیزم زینب خانم؛ صمیمانه ازتون تشکر میکنم بابت کامنت فوق العاده ایی که برام نوشتین و سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر هدایت کرده و من اینجام با انسان های فوق العاده و درجه یکی همچون شما هم مسیرم
بهترین هارو از خداوند متعال براتون آرزو میکنم و انشالله به تک تک آرزوها و رویاهاتون برسین و اینجا و این مسیر؛ بهترین و سر راست ترین مسیره؛ تحسینتون میکنم که اینجا حضور دارین و آگاهانه رو خودتون کار میکنین؛ خیلی خوشحال شدم؛ موفق باشید
سوال 1: آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد، مسیرت را اصلاح کردی و از تغییر استقبال کردی چه بود؟ چه نتیجهٔ ملموسی داشت؟
خوب تقریبا آخرین تجربه ای که داشتم و خیلی خوب بود مربوط به شروع قانون سلامتی بود
خوب من یه سری چالش ها رو در رابطه با سلامتی داشتم ، مثلا جوش میزدم ، ریزش مو داشتم ، شکم داشتم یکم و …. اذیت میشدم ، ضمن اینکه هزینه های سنگین هم میکردم ولی همش مثل مسکن بود
تا اینکه به لطف الله یکتا به قانون سلامتی آشنا شدم و الان ٨ ماهه که دارم معنی واقعی سلامتی کامل ، فول اترژی بودن در طول روز و بدن فیت و رویایی و عضلانی رو تجربه میکنم
أصلا به لطف الله آنقدر اوضاع خوبه که من فقط از خدا میخوام کمکم کنه در این مسیر تا آخر عمرم استقامت کنم
سوال 2: در چه مواردی نشانههای تغییر را دیدی اما جدی نگرفتی؟ بعدا دقیقاً چه هزینهای برای فرار از تغییر، پرداخت کردی؟
خوب در این مورد زیاد مثال دارم
در دو تا حوزه ش رو مثال میزنم
١- تجربه رابطه عاطفی
٢- شرایط مالی و شغل و بیزینسم
در مورد رابطه عاطفی باید بگم که من به رابطه عاطفی ٢ ساله رو اسفند ١۴٠٣ تموم کردم
ولی چند تا نکته داشت ، خوب رابطه ما عالی داشت پیش میرفت و همه چیز عالی بود و اوضاع داشت عالی پیش میرفت ولی یه سری تضادها پیش اومد و ما به مای اینکه حلشون کنیم آشغال ها رو دادیم زیر مبل
خوب دیدار ها کم شده بود
صحبت ها کوناه و سر سری بود
قهر ها زیاد
ولی کاری نکردیم و نهایتا من اسفند ١۴٠٣ پیغام دازم که از نظر من رابطه تموم شده است و تمام
و میدونید چیه؟
بارها قبلش بهم الهام شده بود و کلی نشونه اومده بود که باید تموم کنم ولی یه عالمه ترس داشتم
اگر آگاهی الانم رو داشتم چند ماه الکی صرف نمیکردم ه ۶ ماه قبلش وقتی نشانه ها رو دیدم ولی نخواستم باور کنم تموم میکردم و عمر و پول و زمان و انرژی الکی هدر نمیدادم
٢- شغل و بیزینس
من کار کردنم رو با تدریس زبان شروع کردم و سال ٩٣ اولین کلاسم رو گرفتم و تا ٢-٣ سالی همه چی. عالی بود
از به جایی دستمزدها خیلی کم بود و نمیصرفید در واقع ، شاگردها کم شده بودن و بعضی ها شروع به کار آنلاین خصوصا در اینستا کرده بودن
ولی من در مقابل تغییر مقاومت کردم به خاطر باورهای محدود کننده مً
و نتیجه؟ کم کم از فضای تدریس خارج شدم
در حالی که اگر با تغییر همراه میشدم شاید الان به بیزینس آتلاین خیلی موفق داشتم
سوال 3: اگر به آن موقعیت برگردی، چه اقدام جایگزینی انجام می دهی؟ چه رفتار یا واکنشی را تغییر می دهی؟
OMG
یه احساس دوگانه ای دارم یه بغضی از اینکه قبلا این آگاهی ها رو مداستم و یه خوشحالی از اینکه از الان به بعد دیگه حداقل متفاوت عمل میکنم
اقداماتم رو در دو حوزه با هم میگم
حقیقت اینه که اگر به گذشته برمیگشتم جسارت تغییر رو در خودم ایجاد میکردم ، از نقطه امنم بیرون میومدم .، به خدا توکل میکردم و با اومدن اولین نشانه ها به جد به تغییر فکر میکردم
حالا هر چقدر هم دردناک میبود ولی ارزشش رو داشت
قطعا وارد ترس هام و ناشناخته ها میشدم
چون الان دیگه به این نتیجه رسیدم که :
تمام فرصت ها و نعمت ها در گذر از دل ترس ها و ناشناخته هاست و خارج از اون خبری نیست و عملا فقط یه زندگی نباتی!! منتظرته
سوال 4: به آن موقعیت فکر کن و بنویس: چه باور محدود کننده ای باعث می شد که ایجاد تغییر را به تعویق بیاندازی؟ چطور این باور را اصلاح کرده ای؟
شاید اولین باور محدود کننده م در مورد اون شرایط باور کمبود است که حالا من مثلا است رابطه عاطفی رو از دست بدم چی میشه!!!! یا اگه الان بیزینس حضوریم رو قطع کنم چی میش!!!
باور کمبود و البته مهم تر از اون بی ایمانی به الله یکتا به عنوان تنها نیروبی جهان
فایل فقط روی هدا حساب کن واسع من یه نقطه عطف سنگینه به لطف الله یکتا
دومین باور محدود کننده این بود که الگوی موفق تو اون حوزه جدید ندیده بودم و نمیتونستم برای ذهنم منطفی کنم ولی بعدا که دیدم کلی حسرت فرصت ها رو خوردم
ولی به جد برام ثابت شده که اون گروه چهارم که پیشرو هستندد، اتفاقا همون هایی هستند که اولین نفر الگو میشن واسع خلق الله
سومین باور محدود کننده این بود که بابا تغییر سخته و فلان و اینا در واقع اهرم رنج و لذتش تو ذهنم درست نبود و جایی که جای این اهرم درست شد ، تغییرات من ( البته با چک و لگد های جهان ) آرام آرام شروع شد
شاید دیدن الگوهای موفق و البته یه ریزه ایمان و توکل به سرچشمه رحمت و برکت و عزت و ثروت بزرگترین کانالیزور تغییرات من بود
من عاشقتونم
پ.ن : استاد جانم میخهاستم ازتون خواهش کنم اگر امکانش هست فایل ها رو همون به روز در میون یا حتی با فاصله بیشتر بذارین که ما حسابی عمیق بشیم و جامپ مداوی کنیم به لطف الله و آموزش های ناب و جادویی و الهی شما
قطعاً کسانی که همواره کتاب خدا را می خوانند و نماز را برپا می دارند و از آنچه روزی آنان کرده ایم در نهان و آشکار انفاق می کنند، تجارتی را امید دارند که هرگز کساد و نابود نمی شود.
و آنچه از کتاب به تو وحی کرده ایم، همان حق است، [و] تصدیق کننده [کتاب هایی که] پیش از آن بوده است؛ یقیناً خدا به بندگانش آگاه و بیناست.
=====================================
قشنگ نیست که تولدت چسبیده به تولد منه،مثل قلب هامون که با نور بهم وصل شده…؟!
قشنگ نیست که من همیشه آرزو داشتم یک خواهر و برادر بزرگتر از خودم داشته باشم؟!
قشنگ نیست که تو انقدر شبیه منی؟!
قشنگ نیست که انقدر قلبت روشنه؟!
قشنگ نیست که در تموم روز های سخت زندگیم مثل کوه کنارم موندی و تنهام نزاشتی؟!
قشنگ نیست که هرجا خدارو با سوره ی دل صدا زدم،خدا از قلب تو باهام حرف زده؟!
قشنگ نیست وقتی بهت فکر میکنم یاد خدا میفتم؟!
قشنگ نیست که تموم خوبی های دنیارو باهم داری؟!
قشنگ نیست که یک تیکه از روح منی تو یک جسم دیگه؟!
قشنگ نیست که قبل از اینکه منتظر تبریک تولدت از طرف من بمونی،خودت برای من ویدئو میفرستی و ازم تشکر میکنی؟!
قشنگ نیست که ویدئوت زمانی به دستم میرسه که خدا با فال حافظ از جاهای عجیب و غریب،مهر تایید پای نورِ وجودت میزنه و میگه:
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی
از سر خواجگی کون ومکان برخیزم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم
قشنگ نیست که وقتی قلبم میگه همین الان برای فاطمه جان کامنت بنویس و هدایت میشم به اینکه این آیه های نورانی رو برات پیشکش بیارم و در لحظه ای که شروع میکنم به نوشتن ،نوتیفیکیشن یوتیوب میاد که شعر جدیدت از تنور گرم دلت بیرون اومده؟!
با قانون شجاعت
دور میکنم سایه های تردید را
تا گل های بنفشه قد بکشند
بر لب پنجره ای که …
عشق در در قاب آن جوانه زد….
قشنگ نیست که زندگیمون پر از همزمانی شده؟!همزمانی هایی که شنیدن صدای خدا از ورای حجابه…؟!
قشنگ نیست که همین الان که دارم برات مینویسم نیلا نیکا دارند برای خودشون شعر میگن و میخونند:
دوستت دارم خدا جون،دوستت دارم خدا
همیشه میخوام با تووو باشم همیشه و همیشه…
قشنگ نیست که تو برای من فضل خداوندی؟!قشنگ نیست که استاد بهمون یاد داده،فضل یعنی برکت بی نهایت….؟!
چرا….قشنگه…خیلی قشنگه…خیلی خیلی قشنگیه…
فاطمه ی عزیزم…
به پاس اون شبی که صد کیلومتر راه رو تا گرگان اومدیدو برگشتید…
به پاس اون لحظه ای که وارد اتاقک نگهبانی شدی و بهم زنگ زدی…
به پاس تموم روزهایی که با نجواهای ذهنت جنگیدی و به خدا اعتماد کردی حتی وقتی پیچ جاده ی هدایت معلوم نبود…
به پاس شبی که با ضربه ی دست از خواب پریدی و هدایت رو با چندتا sms از هزاران کیلومتر دورتر بهم رسوندی…
به پاس تموم روزهایی که تو کیش کنار تنهایی هام موندی و باهام وقت گذروندی…
به پاس روزهای سخت کنترل ذهنی که با شرایط بد از کیش برگشتم و تو مثل یک نور خدا،از کنارم تکون نخوردی…
به پاس تموم پرواز های عاشقانه ت در عالم معنا…
به پاس تموم خوبی هات…
دوستت دارم از تمام قلبم،با تموم عشقم،با تموم وجودم…تولدت مبارک رفیق بهشتی من.
ازت ممنونم که به این دنیا اومدی…
ازت ممنونم که خدا رو انتخاب کردی و پای انتخابت موندی…
ازت ممنونم که این جهان رو جای بهتری برای زندگی کردی…
با قلبم نوشتم و چشم های خیس…الهی که به قلبت بشینه و نور خدا رو با خودش بیاره…
تولدت مبارک عزیزم انشاالله هر لحظه شاهد رشد وپیشرفتت باشم
بی نهایت ازت سپاسگزارم بخاطر قلب پاک ومهربونت
سپاسگزارم بخاطر دل نوشته هات که چقدر ازت درس گرفتم
سپاسگزارم که مینویسی ومسیر حرکت وقدمهایی که در این مسیر الهی برمیداری رو با ما به اشتراک میگذاری چقدر ازت یادگرفتم سپاسگزارم آبجی فاطمه جانم انشاالله که خداوند خانواده چهار نفریتون رو در پناه خودش حفظ کنه.
سلام به فاطمه جان و سعیده جان دوستای توحیدی و دانشجو های زرنگ سایت بهشتی مون .
چقدر خوب شد که به دنیا اومدید
چقدر خوب شد که با اومدنتون به دنیا رنگ و بوی عشق و محبت دادید .
تولد هر دوتون رو هم به خودتون تبریک میگم هم به خودم و هم به سایت عباسمنشی مون آخه نمی دونید با کامنت هاتون چقدر به خود من درس یاد دادین چقدر نورِ امید رو در دلم زنده کردید
انقدر تو شرایطی که نزدیک بوده از دره ی افکار بیفتم پایین خدا با کلمه به کلمه حرف هاتون نجاتم داده انقدر با حرف های توحیدی تون خدا ریشه ی امید رو تو دلم جوانه زده که نگو نپرس…
منم به لطف الله کنارتون کلی رشد کردم کلی چیز یاد گرفتم و ازتون سپاسگزارم
مرسی که هستید
تولد تون مبارک مون باشه .
چه حس خوووووبییییه استاد عباسمنش و استاد شایسته بهتون پیام تبریک دادند من که خیلی خوشحال شدم خیلی ذوق کردم .
فاطمه و سعیده عزیز زیبا و بهشتی رفیق های غار حرا دوستون دارم از روشنی قلبم و روی ماهتون رو می بوسم امیدوارم این لبخند روی لبم این احساس عالیم از سر داشتن چنین هم کلاسی هایی در بهترین زمان ممکن به دست تون برسه .
آرزو میکنم امسال از همه ی سال های زندگی تون بهتر و عالی تر از همه نظر باشه الهی آمین .
خدایا شکرت برای دوستای خوبم
خدایا شکرت برای سعیده عزیزم که دیشب از سر ذوق حرفاش از سر ذوق برای مداری که توش قرار داره تو دفترم سپاسگزاری کردم .
خدایا شکرت که با هر بار خوندن کامنت های فاطمه جان نور به قلبم میاد و وصلت میشم .
امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشین و نور خداوند همواره جاری باشه تو ثانیه ثانیه زندگیتون
تولدتون مبارک باشه براتون بهترین ها رو آرزو میکنم چون شما لیاقت رسیدن به بهترین ها رو دارین
امیدوارم در کنار خانواده ی 4 نفره ی توحیدی تون همیشه سلامت باشین و هر ثانیه از زندگیتون پُر بشه از معجزات خداوند که همیشه غرق شادی و اشک شوق و سپاسگزاری باشین
سلام به سعیده جان و فاطمه جان دوستای توحیدی و دانشجو های زرنگ سایت بهشتی مون .
چقدر خوب شد که به دنیا اومدید
چقدر خوب شد که با اومدنتون به دنیا رنگ و بوی عشق و محبت دادید .
تولد هر دوتون رو هم به خودتون تبریک میگم هم به خودم و هم به سایت عباسمنشی مون آخه نمی دونید با کامنت هاتون چقدر به خود من درس یاد دادین چقدر نورِ امید رو در دلم زنده کردید
انقدر تو شرایطی که نزدیک بوده از دره ی افکار بیفتم پایین خدا با کلمه به کلمه حرف هاتون نجاتم داده انقدر با حرف های توحیدی تون خدا ریشه ی امید رو تو دلم جوانه زده که نگو نپرس…
منم به لطف الله کنارتون کلی رشد کردم کلی چیز یاد گرفتم و ازتون سپاسگزارم
مرسی که هستید
تولد تون مبارک مون باشه .
چه حس خوووووبییییه استاد عباسمنش و استاد شایسته بهتون پیام تبریک دادند من که خیلی خوشحال شدم خیلی ذوق کردم .
فاطمه و سعیده عزیز زیبا و بهشتی رفیق های غار حرا دوستون دارم از روشنی قلبم و روی ماهتون رو می بوسم امیدوارم این لبخند روی لبم این احساس عالیم از سر داشتن چنین هم کلاسی هایی در بهترین زمان ممکن به دست تون برسه .
آرزو میکنم امسال از همه ی سال های زندگی تون بهتر و عالی تر از همه نظر باشه الهی آمین .
خدایا شکرت برای دوستای خوبم
خدایا شکرت برای سعیده عزیزم که دیشب از سر ذوق حرفاش از سر ذوق برای مداری که توش قرار داره تو دفترم سپاسگزاری کردم اونم با عشق با حال عالی .
خدایا شکرت که با هر بار خوندن کامنت های فاطمه جان نور به قلبم میاد و وصلت میشم .
وااااای ببخشید من دیروز به شما تبریک نگفتم فکر میکردم که امروز روز تولدتونه
سعیده خوش قلب ما هزاران بار بهت تبریک میگم تو خیلی عظیمی خیلی عزیزی ایشالا که هر لحظه دستت توی دستای خدای مهربون باشه و قدم به قدم به تموم آرزوهات برسی امیدوارم یه لحظه خنده از صورت نازنینت دور نشه
بهترینها و زیباترین ها نصیب قلب مهربونت….همیشه برقرار باشی.
هزاران بار میبوسمت و یه سبد گل زیبا و خوش عطر خدمتت نازنینم.
سلام و عرض ادب خدمت دو دوست بهشتی فاطمه و سعیده عزیز کامنتاتون واقعا خیلی زیبا بود و بوی بهشت در اون جاری بود خیلی لذت بردم و از خداوند متعال براتون پایداری این دوستی زیبا و موفقیت در تمام مراحل زندگی و حال خوب آرزومندم
به نام خدایی که رحمتش بی اندازست و مهربونیش همیشگی
سلام و سلامتی و نور به شما سعیده نازنین و شاگرد زرنگ استاد
تولدت رو تبریک میگم عزیز دلم
انشالله که همیشه در پناه خداوند وهاب و بخشنده پر از روزی های بی حسابش باشی و موفقیت هات روز افزون باشن
الهی که تمام رویاهات واست خاطره بشن و زندگیشون کنی
خدا رو شکر برای تولد زیباتون
برای تمام همزمانی هایی که با فاطمه عزیز دارین
تبریک اساتید عزیزمون گوارای وجود نازنیتون باشه عزیزای دل
خدا رو شکر بابت وجود پر از خیر و برکتتون تو این سایت بهشتی که با کامنت هاتون به همه ما درس نور و امید و استمرار و تلاش و احساس ارزشمندی و کلی حسای خوب دیگه میدید
انشالله امسال برات پر از خیر و خوبی و موفقیت و سلامتی و اتفاق های نورانی و بهشتی باشه
روی دوش خدا بشینی و از این مسیر سبز و هموار لذت ببری
عزیزم تولدت مبارک باشه چه قدر این روزهای پاییزی زیبا با شنیدن تولد تو وسعیده نازنین زیباتر و متبرکتر میشه…فاطمه قشنگم امیدوارم که نور خدا هر لحظه و هر ثانیه بر زندگیت بتابه
هرروز قشنگتر از دیروزت باشه و به تمام خواسته ها و زیبایی های زندگیت برسی…مرسی از بابت تمام مهربونیها و تمام کامنتهایی که مثل خودت زیبا هستن…همیشه سبز باشی مهربونم.
سلام فاطمه جان عزیزدلم خوش قلبم تولدت مبارک ولی با تاخیر:))) خیلی خوشحالم امروز کامنت شما و پیام استاد گلم بابت تولد شما و سعیده جان به اشتراک گذاشتی و من از خوندنش لذت بردم بازم تولدت هزاران بار مبارک باشه دختران خوب خدا موفق باشید در سایه پروردگار مهربان
من بیش از 6 ماه پیش از طریق یکی از مشتریانم ابتدا با کانال تلگرامی شما اشنا شدم و جالبه که بدونید بدون اینکه تا سه ماه وارد سایت شما بشم فقط از فایل های مختلف شما در کانال تلگرام استفاده کردم و بعد از امادگی ذهنی کامل دوره روانشناسی ثروت 1 را اواخر پاییز خریداری کردم و تا به حال سه بار کامل این دوره را گوش کرده ام و هشتاد درصد از تمرین های عملی ان را کامل انجام داده ام و جملات تاکیدی ان را بارها تکرار کرده ام .
لازم به توضیح است که بیش از 10سال است که در زمینه موفقیت انواع کتاب را مطالعه کرده ام و این دوره و اصولا باورهای اقای عباس منش مانند یک حلقه مفقوده برای من بود.
متوسط درامد من در 2 سال گذشته بیش از 20 میلیون تومان در ماه بود اما بازهم همه چیز رو متوقف کردم و انگار چیزی رو نمی دانم و این دوره را اغاز کردم و ایمان دارم با این باورهای جدید من فرصت های فوق العاده ای خواهم داشت.
در هفته های گذشته اتفاقات فوق العاده ای برای من افتاده است که این هم با باورهای جدیدی که به کار می برم اصلا برای غیر منتظره نیست اما برای دیگران باور باورنکردنی است.
جالبه بدونید که من مدیر فروش یکی از بهترین شرکت های ایران در صنایع چوب هستم و الان دارم با باورهای جدیدم بیزینس جدیدی رو استارت می زنم و منتظر خبر های خوشی باشید.
در آخر به خاطر این خود اگاهی ها ابتدا از اقای عباس منش و از همه بالاتر از خدای یگانه سپاس گزارم.
سلام بهتون تبریک میگم امیدوارم روزی برسه که کامنت دیگه ای از شما بخونم که نوشته باشید متوسط درآمدتون 200 میلیون تومن در ماه بوده است چون وقتی تمام تمرکزمان را روی خواسته ها بذاریم و نشانه ها را تایید و سپاسگزاری بکنیم ما هم در آن مدار قرار می گیریم و براحتی خلق می کنیم
سلام دوست عزیز ان شاءالله هر جا که هستی سلامت و پایدار باشی برات آرزوی موفقیت میکنم چون دوست دارم همیشه انرژی مثبت بدم به همه به این اعتقاد دارم که هر انرژی مثبتی تأثیر به سزایی در زندگی انسان نقش میبنده.
خوبیتون بی کران،زندگیتون پر از لحظات خود و خدا خواسته.
🟣 « وقتی زندگی گفت: یا تغییر کن، یااا له شو! » | داستان کنترل ذهن من
به نام خدایِ مهربــــــــــون ِ مهربون . سلام
سابقا ، من همیشه از تغییر میترسیدم. نه اینکه بترسمِ بترسم، ولی یجور مقاومت خاموش درونم بود. مثل وقتی ک ِ میخوای بری زیر دوش آب سرد، بدنت سفت میشه، ولی میدونی اگه فقط چند ثانیه تحمل کنی، اون حس عالیِ بعدش میاد. تغییرهم برا من همین بود… یه آب سرد که ازش فرار میکردم، تا وقتی که زندگی دیگه بامن تعارف نداشت.
یادم نمیره اون روزی رو که تصمیم گرفتم ذهنم رو به معنای واقعی کلمه کنترل کنم، نه اینکه فقط “مثبت فکرکنم”، بلکه واقعاً “هدایتش کنم”.
چون تا قبلش، ذهن من بود که منومیکشوند، هرجا دلش میخواست. یه روز با هیجان شروع میکردم، وسط کار ناامید میشدم، آخرش هم خودم رو قانع میکردم که «ولش کن، هنوزوقتش نرسیده».
اما واقعیت این بودکه من از تغییر فرار میکردم.
تضاد اول؛ همونجایی که زندگی منو مجبور به تغییر کرد
چند سال پیش، یه پروژه ای داشتم که با تمام وجود براش برنامه ریزی کرده بودم. از اون پروژه هایی که حس میکنی قراره زندگیتو عوض کنه. ولی همه چی برعکس شد!
یه نفرکه خیلی بهش اعتماد داشتم، وسط کار، کنار کشید. یه سری اتفاق پشت سرهم افتاد و من موندم وکلی هزینه و خستگی و دلخوری.
اونموقع بهجای اینکه بگم: «خب محسن، شاید این مسیر درست نبود»، شروع کردم با لجاجت ادامه دادن همون راه. چون توی ذهنم یه باور قدیمی بود که میگفت:
«اگه وسط کار مسیرتو عوض کنی، یعنی شکست خوردی.»
پس ادامه دادم… => ادامه دادم تا وقتی که زندگی رسماًگفت: «بسه دیگه!» و جوری منو نگه داشت وسط دیوار، که هیـــــچ راهـــــی جز برگشت و بازنگری نداشتم. اونروز برا اولین بار نشستم و به خودم گفتم:
🟣 «محسن! تو اینجانیومدی که ثابت کنی همیشه حق با توئه، اومدی تارشد کنی… و رشد، یعنی تغییر.»
○
نشونه های تغییر؟ آره، بودن… ولی من نادیده شون گرفتم
حقیقتش خیلی وقتا زندگی نشونه میداد ==> یه دل نگرانی عجیب، یه حس درونی که میگفت “این مسیر نیست”، یا حتی خواب هایی که واضح میگفتن “باید رها کنی”.
ولی من چی کار میکردم؟ ؟ ؟
میگفتم: «نععع! اینا همش تصادفه. من قوی ام، من باید بجنگم.»
⭕️ الان که نگاه میکنم، میفهمم اون جنگیدن نبود، اون ترس بود!
• ترس از دست دادن چیزی که دیگه مال من نبود.
• ترس ازقضاوت بقیه.
• ترس از خالی شدن دستهام.
و هزینه ش ‼️
یه سال تمام فرسایش ذهنی ومالی. یه سال تمام فکرهای درجا، استرس، بیخوابی، و یه عالمه حس “درماندگی” که فقط با یک تصمیم درست میتونست تموم بشه.
ولی اونموقع بلد نبودم ذهنمو کنترل کنم. ذهن من، منوکنترل میکرد.
○
اگه به اون موقع برگردم…
اگه برگردم به همون نقطه، اولین کاری که میکنم اینه که قبل از هر تصمیم، با خودم “سکوت” میکنم. نـــــه دعا، نـــــه تحلیل، فقــــــــــط ســــــــــکوت. اون سکوتی که ازدلش صدا میاد. ■ الان دیگه :
▪︎ گرفتم وقتی حس مقاومت دارم، یعنی قراره یه رشد بزرگ اتفاق بیفته.
▪︎ یاد گرفتم بجا اینکه بگم “چرا اینجوری شد؟” بپرسم “قراره از این چی یاد بگیرم؟”
▪︎ یاد گرفتم به ذهنم بگم: «ســـــاکـــــت شو، الان نوبـــــت دله!»
🟢 و جالبه، همون موقع که ذهنم ساکت میشه، الهام ها میان…
یه حس سبک، یه مسیر تازه، یه آدم جدید که از جایی غیرمنتظره سرراهت سبز میشه ===> اونموقع میفهمی کنترل ذهن یعنی چی.
○
باور محدودکننده من چی بود؟
باورم این بود که “تغییر یعنی اشتباه” !!! از بچگی یاد گرفته بودم اگه چیزی روعوض کنی، یعنی قبلاً انتخابت غلط بوده. ولی حالامیفهمم، تغییر یعنی رشد. ==> مثل درختی که شاخه های خشک شده ش رو میریزه تا جا برای برگای تازه باز بشه.
■ من اون درخت خشکیده بودم که نمیخواست چیزی رو از دست بده. ولی وقتی اجازه دادم شاخه های قدیمی بریزه، چیزای تازه ازراه رسید ===> آرامش، الهام، حتی روابط تازه ای که با ارتعاش من هماهنگتر بودن.
○
چطور اون باور رو اصلاح کردم؟
° با اقدام و تجربه کردن… بافرو ریختن دیوارای ذهنیم یکی یکی.
° با دیدن اینکه هربار تغییر کردم، یه درِ جدید باز شد.
° با نوشتن تجربههام، باگوش دادن به سکـــــوت درونـــــم، و با اعتماد به هدایت الهی.
دقیق یادم نیست کجا ، اما یه جمله ای توی فایلهای استاد عباسمنش بود که مسیر منوعوض کرد ، مضمونش این بود : «زندگی هیچوقت علیه تو نیست، فقط داره جهت روعوض میکنه تا باقوانین خداوند و روح خدایی هماهنگتر شی.» از اونروز به بعد، هروقت تضادی پیش میاد، لبخند میزنم => چون میدونم یه تغییر بزرگ در راهه.
□
حالا من کی ام؟
من هنوز هم در حال یادگیری هستم.
🟡 ولی فرقش اینه که حالا “میخوام” یاد بگیرم، نه اینکه “مجبور” شم یاد بگیرم. کنترل ذهن برای من یعنی انتخاب آگاهانه ی افکار => یعنی بجای جنگیدن با اونها، هدایت شون کنم سمت آرامش.
یعنی وقتی ذهنم میگه «میترسم»، بهش بگم : «باشه، بترس، ولی حرکت کن.»
مثل مادر موسی (ع)، میترسید اماگهواره رو… . مثل ابراهیم نبی ، میترسید ، اما رفت و بت ها رو شکوند . مثل موسی نبی ، میترسید ، اما سمت نیل میدوید. مثل یوسف (ع) ، میترسید ، اما دوید سمت درب خروجی قصر ؛ چون فهمیده بود اگه اون لحظه رو تغییر بده وحرکت کنه تبدیل میشه به سنبل پاکدامنی . مثل حسین بن علی .
● و تغییــــــــــر؟ تغییر دیگه برام دشمن نیست.
یه دوست قدیمیه که هر بار با یه لباس جدید میاد سراغم تامنو ببره یه پله بالاتر.
○
جمع بندی خودمونی
گاهی زندگی صبرنمیکنه تا آماده شی، خودش دستتو میکشه بیرون از منطقهی امن ت. اون تضادها، اون شکست ها، اون جدایی ها، همش پیام یه چیزن:
«وقتشه! تو باید عوض شی.»
و اونوقت اگه ذهنتو کنترل کرده باشی، اگه بلد باشی بجای فرار، درآغوش بگیری تغییر رو،
اون چیزی که ازش میترسیدی، تبدیل میشه به زیباتریـــــن تجربهی زندگیت. میشه سکوی پرتابـــــــــــــــ
~~~~~
محسن ؛؛؛ مهندس بینالمللیِ تغییر، شاگرد زندگی .
سلام به آقا محسن توحیدی چه تعبیر زیبایی از تغییر رو گفتین واقعا همین همه فکر می کنیم اگر چیزی رو تغییر بدیم یعنی اشتباه کردیم یعنی شکست خوردیم و این باور باعث شده سر سختانه مسیر رو ادامه بدیم و ضرب المثلی که به غلط همه جا میگیم کار را که کرد آنکه تمام کرد امیدوارم هر روز در لحظه های زندگی بدنبال تغییر باشیم
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به همه دوستان عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش
سلام به استاد عزیزم و مریم جان.
امیدوارم حالتون عالی باشه.
سپاسگزارم از بهبودهای هرروزهای که در سایت عباسمنش ایجاد میکنید و باعث رشد مداوم ما میشید.
وقتی که امروز وارد سایت شدم و بنر سایت رو دیدم یاد یک موضوعی افتادم که میخوام براتون تعریفش کنم.
حدود یک سال و نیم پیش به مدت سه سال، ما در خونهای زندگی میکردیم که وسط یه باغ بزرگ بود؛ جایی که همیشه آرزوش رو داشتم. مسیر پیادهروی فوقالعادهای داشت و فضای سبزش واقعاً چشمنواز بود. اونجا محوطهای سازمانی بود و هر روز باغبون میاومد برای آبیاری. درختهای سنجد و میوههای مختلف داشت، و همسایهها و دوستای خیلی خوبی اطرافمون بودن؛ آدمهایی که حضورشون حس آرامش و صفا میداد.
اما یه مسئله وجود داشت. وقتی از محوطه سازمانی بیرون میاومدیم و وارد شهر میشدیم، به خاطر اینکه اون منطقه از نظر اجتماعی در سطح پایینتری بود، مسیرهای پیادهروی و ظاهر شهر کیفیت خوبی نداشت.
هر وقت میرفتم پیادهروی، نمیتونستم چیز خاصی برای تحسین پیدا کنم. پیادهروها پر از چاله بودن، ساختمونها قدیمی و بیکیفیت، و آدمهایی که اونجا زندگی میکردن، از نظر مالی در سطح پایینی بودن.
یه روز به خودم اومدم و دیدم دیگه نمیتونم زیباییها رو ببینم؛ انگار توانایی توجه به نکات مثبت رو از دست داده بودم.
تصمیم گرفتم هر طور شده، حتی در حد چند مورد کوچک، زیباییها رو ببینم و بابتشون سپاسگزاری کنم.
از اون روز، هر صبح که از اون “بهشت کوچک” بیرون میاومدم و وارد شهر میشدم، شروع کردم به تحسین و شکرگزاری برای چیزهای ساده:
نور آفتابی که روی پنجرهها میتابید، نیمکتهای مسیر پیادهروی، مغازههایی که صبح زود باز میکردن، بازارچهی شلوغ، آدمهایی که برای پیادهروی میاومدن، درختهای کاج و سنجد و حتی پرندههایی که روی چراغ برق مینشستن.
در کنار این، هر روز دربارهی خواستههام هم حرف میزدم:
دوست دارم در منطقهای زندگی کنم که آدمهای ثروتمند و موفق حضور دارن،
دوست دارم خونهمون نزدیک مرکز شهر باشه،
محلهمون تمیز و پر از درخت باشه،
و مسیرهای پیادهروی باکیفیتی داشته باشیم.
یه روز، اتفاقاتی افتاد که همهچیز رو تغییر داد. تضادها پشت سر هم اومدن و ما مجبور شدیم خیلی سریع از اون محوطه سازمانی اسبابکشی کنیم.
اولش اصلاً خوشایند نبود؛ حس میکردم دارم بهشت کوچکم رو از دست میدم.
اما ته دلم یه صدا میگفت:
«تو اینهمه روی خودت کار کردی و اینهمه زیبایی دیدی… قطعاً قراره اتفاقهای قشنگتری بیفته. فقط صبور باش.»
تصمیم گرفتم مستقل عمل کنم، به کسی نگفتم، و با همسرم وسایلمون رو جمع کردیم.
در عرض پنج دقیقه یه خونه پیدا شد و ظرف یه هفته اسبابکشی کردیم.
خونه کوچیکی بود و اول اصلاً ازش خوشم نمیاومد؛ چون احساس میکردم مجبور به این انتخاب شدم.
اما کمکم با خونه جدید به صلح رسیدم.
دیدم با وجود اینکه خونه باب میلم نیست، اما خیلی از ویژگیهایی که همیشه آرزو داشتم رو داره:
آشپزخونهای بزرگ با کلی کابینت، نور زیاد، پنجره، انباری، زیرزمین، تراس، و نقشهای دنج و آرام.
خیابون پر از درختهای ارغوان، مسیرهای پیادهروی باکیفیت، درختهای توت که تابستونا پرثمر میشن…
نزدیکی به مرکز شهر و دسترسی راحت به همهچیز، بدون نیاز به مترو یا تاکسی.
آدمهای متفاوت و ثروتمند و ساختمانهای خیلی قشنگ و ماشینهای لوکس
انقدر ساختمان سازی زیاده که همسرم میگه اگر 6 ماه کسی توی این شهر نباشه وقتی برگرده دیگه خونش رو پیدا نمیکنه:)
انقدر همه چیز با کیفیت و بهتره که دیگه دوست ندارم به محله قبلی برگردم. محلهای که وقتی داشتیم ازش میومدیم فکر میکردم که این یک تضاده برامون اتفاق افتاده،
از همه چی قشنگتر این مورد که توی محله قبلی وقتی که به همسرم میگفتم بیا با همدیگه بریم پیادهروی، خیلی مایل نبود،اما توی محله جدید تقریباً 5 روز هفته با همدیگه پیادهروی میریم و از فضای شهر ساختمونها،فروشگاهها و درختای زیادی که در طول مسیر میبینیم لذت میبریم.
این قسمت از شهر انقدر لوکس و خوشگله که آدم به وجد میاد.
از این تجربه یاد گرفتم که خداوند همیشه خیر ما رو میخواد،
اما نعمتها رو مرحله به مرحله به ما میده.
اول چیزهای کوچیک رو میفرسته، تا یاد بگیریم قدردانش باشیم.
یاد یه داستان افتادم از پدری که زمینی بیحاصل به پسرهاش داد و گفت:
براتون تو این زمین گنجی پنهان کردم.
پسرها برای پیدا کردن گنج، زمین رو شخم زدن، ولی چیزی پیدا نکردن.
بعد تصمیم گرفتن در اون زمین بذر بکارن…
و کمکم، زمین بیثمرشون تبدیل شد به باغی پرمحصول.
اون گنج، در واقع خودِ «تلاش و استمرار» بود.
منم فهمیدم اگر قدر نعمتهای کوچیک زندگیمو بدونم و اونها رو با عشق پرورش بدم و به صورت مستمر رو خودم کار کنم تا مقاومتهای ذهنم کمتر بشن،
خداوند نعمتهای بزرگتر و زیباتری رو سر راهم قرار میده .
یاد گرفتم که زندگی یک بازی بلند مدته.
برای لذت بردن از این بازی باید صبور باشی و بازی رو به صورت مستمر ادامه بدی.
توی مسیر قراره که چیزهای زیاد یاد بگیریم ولی باید ازشون حتماً استفاده کنیم و همه قوانین رو برای لذت بردن از این بازی باید به کار بگیریم.
تا کی قراره این اتفاق بیفته؟
تا ابد!
هیچ جا نمیتونیم از بازی بیرون بیایم، بازی همچنان ادامه داره،حتی اگه ما انجامش ندیم در اون هستیم. اون کسی بیشترین برد رو داره که بیشتر بازی کرده. طبیعیه که گاهی اوقات ناامید بشیم سطح انرژیمون پایین باشه و احساس کنیم که خراب کردیم،اما بعد از مدتی دوباره باید بلند شیم و ادامه بدیم
حالا هر وقت که ناامید میشم و احساس میکنم که خیلی عقبم یادم میارم که بازی هنوز ادامه داره … و تو باید استمرار داشته باشی. هر لحظه امکان داره که ورق برگرده و اتفاقهای خوب قدرت بیشتری پیدا کنن.
سلاااام و درووود
به غزل خانم گل انشالله تو اون مسیر پیاده روی که هرروز میری دستان همسر جانت با عشق تو دستانت باشه که واقعا پیاده روی زن و شوهری خیلیییی لذت بخش خصوصا با علاقه و عشق همراه باشه خیلی لذیذ و زیباست
تحسینت میکنم که چقد زیبا تونستی خواسته هاتو زندگی کنی و چقد خوب از دل به ظاهر تاریکی نور را پیدا کنی و با توجه عاشقانه هر روزه اون نور اونو تو زندکیت بیشتر سازی که الان داری خواسته تو زندگی میکنی در یک مکان بهتر بزرگتر با مدار مالی بالا خداروشکرررررر خیلی لذت بردم از داستان زندگیت از جای زیبایی روستایی که عاشقشم چون خودم روستا زاده هستم و خانه های کاهگلی و دیوارهای گلی بهم کیف میده تماشاشون و شکرررر که اونو دوست دارم ولی میخوام جای مدرن تری زندگی کنم با بهترین امکانات با فضای درختکاری و گل و سبزه ای که یاد روستا میندازه مارو تحسینت میکنم خیلیییی و آرزوی موفقیت بیشتری را براتون دارم که اینطور معلومه شایستگی شو عالی نشون دادی و بهم یاد دادی که اگه جای بهتری رو میخوام باشم باید اینجایی که هستم شکرگزار باشم و هرزوز چیزایی پیدا کنم برای شکرگزاری بیشتر تا این کار برکت و فراوانی بیشتری را برایم به ارمغان بیاورد خیلی مجلسی و شیک خدا مارو میبره جای بهتر از اینجا و همینجوری زندکی تا ما شکرگزاریم و توجه به زیبایی های بیشتری داریم ادامه دارد زمانی از برکت می افتیم که توجه ما به زیبایی کمتر و کمرنگ تر بشه شکررررر خدایاشکررررررر
غرل خانم گل ممنونم از درسی که بهمون دادی متشکررررررم
شاد و پیروز باشی و پایدار در زیبایی
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
خدا حال هیچ قومی را دگرگون نمیسازد تا زمانیکه خودشان را تغییر دهند. (رعد، 11)
«قُلْ لَنْ یُصِیبَنا إِلَّا ما کَتَبَ اللَّهُ لَنا»
بگو جز آنچه خدا برای ما مقرر کرده، هرگز بر ما نخواهد رفت. (توبه، 51)
سلام به استاد عزیز و همراهان آگاه این مسیر نورانی
امروز حس کردم خدا با نرمیِ خاصی داره ازم میخواد دست از کنترل بردارم و تغییر را بغل کنم.
انگار صداش توی دلم زمزمه میکرد:
«عزیزم، نترس از ورق خوردن فصلها… من خودِ نویسندهی این کتابم.»
سالها از تغییر میترسیدم. هر بار که چیزی در زندگیام عوض میشد، دلم میلرزید.
چون من همیشه در تلاش بودم که احساس امنیت و ثبات خودم رو توی زندگی حفظ کنم
اصلا فکر می کنم واسه همین به این دنیا اومدم که این درس بزرگ رو از زندگی بگیرم
اینکه دست از کنترل کردن و تلاش برای موندن در شرایط امن و ثابت خودم بردارم
خیلی جالبه مه چند وقتی هست که به این موضوع پی بردم ولی هنوز دو تا موضوع اساسی رو نتونستم
تو زندگیم تغییر بدم یکیش در مورد زندگی شخصی ام هست و یکیش هم در مورد کسب و کار 16 ساله ام
و چندین روزه که از خدا می خوام که کمکم کنه
بهش میگم خدایا من توانایی اش رو ندارم که اون اقدام خاص رو انجام بدم
اصلا خیلی وقت ها میاد به ذهنم که نکنه نباید این اقدام رو انجام بدم
نکنه دارم اشتباه می کنم . یعنی هر چقدر که زمان می گذره اون حس ترس درون من بیشتر میشه
ترس از تغییر به این بزرگی
ترس از جهادی اکبر
ترس از اینکه این تغییر بسیار بسیار سخته آخه من چه جوری انجامش بدم
دقیقا دیشب در حالی که داشتم با خدا حرلف میزدم خوابم برد
داشتم میگفتخم خدایا خودت کمکم کن . من خیلی ضعیفم تو این مورد
خودت یه کاری بکن و صبح که چشمام رو باز کردم
برخلاف همیشه که اولین کار سوره یاسین رو گوش می کنم و همزمان تمرین ستاره قطبی ام رو انجام میدم
سایت رو باز کردم و وقتی عنوام این پروژه رو دیدم درجا خشکم زد
واااای خدای من یعنی واقعا خدا این پروژه رو واسه من رو سایت قرار داده
یعنی همون لحظه دانلودس کردم و قبل از اینکه پلی کنم
یه دفتر جدید آوردم اول دفتر بزرگ با رنگ قرمز اسم پروژه رو نوشتم
و بعد تاریخ امروز رو یادداشت کردم و نوشتم که من چه درخواستی از خدا داشتم
و خدا چه جوری پاسخ داد و بعد هم یه تعهد نامه نوشتم که با قدرت این پروژه رو جلو ببرم
و خواسته ها خودم رو هم نوشتم که که در پایان این پروژه استارت خوردنشون رو ببینم
و چقدر جالب که من دوره احساس لیاقت رو خودم شروع کرده بودم تازه یعنی فقط یک جلسه اش رو دیده بودم
چون خودم فهمیده بودم که تمام مسائل ام ریشه در احساس لیاقت دارند
و هم این پروژه و هم احساس لیاقت هر دو 18 جلسه هستند
که البته اگه بخوایم به صورت مکمل هم استفاده کنیم
نیازه که استاد هر روز یا یک روز در میان یک جلسه از پروژه رو بارگزاری نکنند
چون نیازه که ما توی مسائل عمیق بشیم
پس در واقع میشه گفت که این پروژه، یه چیزی رو درونم جابهجا کرد.
فهمیدم تغییر دشمن من نیست دعوت خداست برایِ رشدِ بیشتر، برایِ تولد دوباره
واااای تولد دوباره . واقعا دو کلمه ای که من عاشقشونم
«وَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ»
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، در حالی که خیرِ شما در آن است. (بقره، 216)
«وقتی تغییر میکنی، در حقیقت داری به خدا میگی بهت اعتماد دارم.»
ایمان واقعی، یعنی در تاریکی هم قدم برداری چون مطمئنی دستی هست که راهت را مشخص می کند
این پروژهی جدید واقعاً مثل یه شروع تازهست برام.
اسمش خودش کلی حرف داره… «تغییر را در آغوش بگیر».
انگار خدا خودش داشت از طریق این فایل باهام حرف میزد و میگفت:
«دیگه وقتشه، از مقاومت دست برداری و به من اعتماد کنی.»
از امروز به بعد میخوام هر تغییری رو با آغوش باز بپذیرم.
حتی اگر اولش درد داشته باشه.
حتی اگر نفهمم چرا الان.
چون ایمان دارم خدا هیچ فصلی رو بیدلیل شروع نمیکنه.
برای خودم نوشتم و بلند گفتم:
من با عشق وارد فصل جدید زندگیم میشم.
آموزشهام رو ادامه میدم، با نیتِ روشنی که از خودِ خدا گرفتم.
کسب و کار جدیدم رو با ایمان راه میندازم و میذارم جریان زندگی خودش راه رو نشونم بده.
و هر روز بیشتر و بیشتر، به صدای درونم گوش میدم.
«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»
همانا با هر سختی، آسانی است. (شرح، 6)
خدایا شکرت برای این شروع تازه.
برای اینکه یادم آوردی تغییر، تنبیه نیست، ترفیع روحه
خدایا شکرت که همیشه با نشونههات منو یاد خودت میندازی.
شکرت که هر بار که ترسیدم، بهم گفتی: «من با توأم، فقط برو…»
شکرت برای پروژهای که درست زمانی رسید که دلم نیاز داشت دوباره از نو شروع کنه.
شکرت که هر بار که ایستادم، منو هل دادی به سمت پرواز.
شکرت که از دلِ نااطمینانی، یقین زاییدی… و از دلِ ترس، عشق.
من با تو میرم، با تو میمونم، و با تو تغییر میکنم
چون فقط تویی که همیشه در هر تغییری، ثابت میمونی…..
عاشقتممممم خدااااا جونمممممممممم
سلام به دوست عزیزم شکوه خانم گل
امیدوارم حال دلت عالی باشه
چقدر من از کامنت شما لذت بردم و جالبه اولین کامنت هم بود و چقدر من باور دارم که چینش کامنت ها توسط خود خداوند انجام میگیره
من از صفحه آخر شروع کردم به خوندن کامنتها و خواستم از خوندن خارج بشم و برم کامنت خودم رو بنویسم یه حسی بهم گفت برو اولین کامنت رو هم بخون خدایا شکرت که منو به این کامنت زیبا هدایت کردی
کامنت شما یع مقدمه خوبی برای همه ی کامنتها میتونه باشه و چقدر با حرف دل من هماهنگ بود
چند بار دیگه باید کامنت تون رو بخونم
جالبه اهداف من نیز با اهدافی که نوشتید هماهنگه خدایا شکرت
خدایا شکرت برای دوستان خوب و الهی ام
عکس پروفایلت رو نگاه کردم چقدر زیبایی دختر
شبیه کیت میدلتون همسر شاهزاده ویلیام میمونی واقعا زیباییتون رو تحسین کردم
از دور می بوسمت و آرزوی موفقیت برات دارم
سلام مینویِ نازنین
پیامت برام مثل نسیمی لطیف بود که عطرِ مهربانی و ایمان میآورد.
خوندن نوشتهات یه یادآوریِ قشنگ بود از اینکه خدا چطور دلها رو به هم وصل میکنه، بیبرنامه، بیقرار، درست همون لحظهای که باید.
وقتی نوشتی که «خدا منو به این کامنت هدایت کرد»، یاد این آیه افتادم:
«وَاللَّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»
خدا هر که را بخواهد به راهی راست هدایت میکند.
چه زیبا که این هدایتها در ظاهر سادهترین اتفاقها پنهان میشن، مثل همین خوندن یک دیدگاه.
ازت ممنونم برای انرژی قشنگت، برای حرفهات، و حتی برای نگاه لطیفی که به عکس من انداختی مهربونیِ قلبت توی تکتک جملههات پیداست.
دعا میکنم مسیر رشد و تحولِ تو همیشه سبز باشه،
و هر روز، با نوری تازه از سوی خدا بیدار بشی
خوشحالم که هممسیر همیم
دوستت دارم مینو قشنگ و مهربونم
سلام شکوه عزیزم
چقدر تو باشکوهی
چقدر اسمتان برازنده شماست
چقدر چشمانتان برق زیبایی دارد
من همیشه از کامنت هات خصوصا درکت از قرآن رو بسیار بسیار در قلبم تحسین میکنم
به خودم میگویم به آدم مگه چقدر می تونه از قرآن درک عالی داشته باشه
شکوه عزیز
از آنجا که شما درک بسیار عالی دارید شک نکنید و کارتان را شروع کنید
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
سلام سجادِ عزیز
از عمقِ قلبم ممنونم برای کلامِ پُرانرژیت و نگاهِ مؤمنانهات.
هر بار کسی از قرآن مینویسه، من حس میکنم داریم از یک منبعِ نور حرف میزنیم و خدا وسط گفتوگو نشسته.
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»
اگر خدا را یاری کنید، او شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میگرداند.
این آیه برام همیشه مثل قولِ شخصی خداست…
و با خوندن حرفهات حس کردم داری از همان ایمانِ آرامِ درون مینویسی که میگوید: تو فقط برو، خدا خودش نگهت میداره و حفظت می کنه
سجاد عزیز
خدا قدمهات را در مسیر رسالتت ثابت نگه داره و قلمت را منبع الهامِ الهی کنه
باشد که در هر قدم، نورِ بیشتری از قرآن در قلبت جاری شود.
سلام استاد عزیزم امیدوارم عالی باشید مث همیشه 🦋
.
خداروشکر میکنم واقعا استاد ، در حالیکه بالای ۲ هفته ست شرایط متفاوتی ایجاد شده توی ایران و من سر قولم بخودم برای کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت زندگیم هستم و به کل از فضای مجازی دورم ، کارای مطالعاتیم رو تموم کردم و واسه خودم دمنوش نعنا درست کردم جای شما و مریم جان کلی خالی 😍 راستی دیدم رفتید نشویل تنسی دیروز کلی کیف کردم با اون فایل جدید 💙💙
گفتم ببینم نشونه ی امروزم چیه که این فایل اومد و به دلم افتاد بنویسم برای شما و رفقای تازه وارد به سایت امید که آگاهی بخش باشه :
.
برای قدم های اول باید دقیقا چیکار کنیم ؟
۱- شروع با فایل های دانلودی رایگان :
۱۰۰٪ پیشنهاد میکنم که با فایل های رایگان در سایت استاد شروع کنید رفقا ، فضای اینجا به کل با هرجای دیگه ای که تابحال دیدید متفاوته و اونقدر درس و آگاهی و نکته داره هر فایل دانلودی و اونقدر جامع و کامله و به کمک مریم جون خوب و دقیق دسته بندی شده که میتونه مقدمه ای باشه برای شما برای ورودتون به جهانِ دلخواهتون 😎 پس فایل های دانلودی و جدی بگیرید 👊🏻.
.
۲- صبور باشید :
چقدر این کلمه درسته و به حق . چرا ؟ چون این آگاهی ها و آموزش های استاد اصلا و ابدا جوری نیست که شما با خرید محصولات و تند تند گوش کردن بتونید مسیر و تند تر طی کنید . باید بخودتون زمان بدید تا این اگاهی ها براتون جا بیفته و تکاملتون رو طی کنید چون حتی بقول استاد : “ حتی طی کردن تکاملتون هم خودش تکامل میخواد.”
پس با صبر و حوصله به فایل ها گوش بدید .
.
۳- نکته برداری کنید :
نوشتن نکات فایل ها خیلی بهتون کمک میکنه .
یه دفتر بردارید و هر موضوع و هر فایل رو نکات مهمش رو بنویسید و مرور کنید این به رشد اگاهی و درکشون خیلی کمک میکنه . واقعا تاثیر داره .
.
۴- تمرین و تکرار روزانه :
رفقا یه زمانی و هروز به آموزش های استاد اختصاص بدید . ازتون خواهش میکنم اینجوری نباشه که رانندگی میکنید با دوستاتون حرف میزنید کار میکنید ظرف میشورید و .. فایل هارو گوش کنید . شک نکنید تاثیرش خیلی کم میشه . شما هروز شده حداقل ۱ ساعت مث دوش و کار و غذا زمان بذارید یجای خلوت تک و تنها با تمرکز با گوشی و نت خاموش به فایل ها گوش کنید و بهشون فکر کنید . قیاس کنید حرفای استاد و با زندگیتون . ازفکرتون استفاده کنید ببینید باگ هاتون کجاست . عجیب غریب راهنماییتون میکنه 😎
.
۵- اولین خرید :
پیشنهاد میکنم با عزت نفس استاد یا ثروت ۱ شروع کنید . من با عزت نفس شروع کردم پایه و اساس همه چیه عالیه و میتونه شروع خوبی باشه . ثروت هم که زندگیمو عوض کرد و واقعا همه چی متفاوت شد . اگه میخواید قانون و یاد بگیرید قانون آفرینش بی نظیره ، اگه میخواید یه راهنمای جامع برای شروع داشته باشید راهنمای عملی دستیابی به رویاها عالیه ، ۱۲ قدم که فوق العادست اما پیشنهاد میکنم اول با اون محصولات شروع کنید . استاد نیاز به تعریف ندارن خودتون اگه عمل کنید انقدر کیف میکنید و نتیجه میگیرید که بقیه محصولات رو هم میخرید 🥳.
.
۶- تنها شو :
شاید حرفم عجیب باشه اما من واقعا میگم برام مهم نباشه اروپایی ایرانی دوبی یا امریکا خب ؟ لطفا اگه واقعا میخوای زندگیتو عوض کنی تنها شو . ببینید رفقا کنترل ذهنتون هرچقدرم که بالا باشه باید ورودی هاتون رو کنترل کنید ، مث چی ؟ اطرافیان ، دوستان ، چی میگن ؟ باوراشون چیه ؟ اگه منفیه ازشون فاصله بگیر ، چی گوش میدی اهنگ ؟ اگه منفی و غمگینه گوش نده ، چی میبینی فیلم و برنامه و سریال ؟ اگه منفیه واقعا نبین ! مستند افراد موفق و ببین اخبار و اینارو هم که کلا ببوس بذار کنار. اگه واقعا خواهان تغییر زندگیت هستی 😎
.
۷- سبک زندگی متفاوت :
ببین تو قراره یه زندگی جدید داشته باشه یه شخصیت جدید یه لایف استایل جدید یه کاراکتر جدید با افکار و باور های جدید ، پس سبک زندگیتو عوض کن ! مث ثروتمندا زندگی کن ! کتاب بخون ، زود پاشو از خواب ، انرژی صبح زود عالیه ( کتاب باشگاه ۵ صبحی ها واقعا میتونه بهت خیلی کمک کنه حتما بخونش ) ، ورزش کن ، غذای سالم بخور ، بخودت برس ، بابت تلاشت هرماه بخودت هدیه بده خلاصه خیلی خودتو تحویل بگیر و دوس داشته باش ❤️.
.
۸- شکرگزاری روزانه :
آخ نگم از تاثیرش رفقا اصلا به کل ازروز ۷،۸ ببعد کلا حالت انرژیت یه مدل دیگس 😎 حالا استاد توی ۱۲ قدم تمرین ستاره قطبی رو هم داده محصول و اگه خریدید اونجا هم این تمرین و انجام بدید که دیگه عالیه 💜 کتاب شکر گزاری راندا برن و تهیه کنید ، برنامه عملی ۲۸ روزه داره هنوزم ۷ ساله که هروزم هر صبحم با این کتاب شروع میشه و مینویسم برای خدا برای هروزم برای هر ۸۶۴۰۰ ثانیه ای که بهم هدیه داده و بهش قول میدم نهایت استفاده رو ببرم و عشق دنیارو میکنم .
هروز صبح پاشدی قشنگ واسه خودت یه قهوه یا چای بریز بیا بشین یه برنامه این کتاب و بخون و بنویس و انجام بده زندگیت عوض میشه 😎
استاد راستی همیشه یکی از ۱۰ مورد شکرگزاری روزانم وجود شماس تو زندگیم دعاتون میکنم😍
.
۹- تمرکز بر نکات مثبت :
ببین رفق عزیزم قرارر نیست توی این مسیر همه چی راحت و اسون پیش بره همیشه ، شاید یوقتایی انرژیت پایین بیاد خسته شی یا کلافه خیلی مهمه که بتونی تو اون لحظه ها ذهنتو کنترل کنی و زیبایی هارو ببینی و کیف کنی . این یه تمرینه یه مهارته که باید تکرار شه تا بشه عادت بشه بخشی از وجودت که اگه اوضاع سخت شد بتونی تو دل سختی خوبی و قشنگی ببینی . این مورد و نوشتم چون همین لحظه هاس که خیلیا جا میزنن اما تو نزن . سریال تمرکز بر نکات مثبت ، سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت دقیقا بهت یاد میده چجوری مث استاد و مریم جون یاد بگیری هر لحظه حالتو خوب کنی ، چالشارو حل کنی و زیبایی هارو ببینی 😎.
.
۱۰- پرو باش :
😄 شاید مورد اخر هم واست عجیب باشه اما واقعا باید پرو باشی تو ساخت زندگی دلخواهت ❤️ خدا موجود احساساتی ای نیست :)))) مث آدما که با مثلا خدایا توروخدا اینو بهم بده و خدایا پس کی میرسم ؟ و خدایا پس چرا نمیشه ؟ و خدایا تو اصلا منو دوس نداری جوابی بهت بده 😄 تو طبق قوانین جهان فرکانس درست و میفرستی خدا و جهان هم پاسخ میده تمام ❤️
واسه درک بهتر این بخش حرفم فایل بییییییی نظییییر استاد به اسم “اصل بقای اصلح” رو حتما چند بار ببین . یجا استاد میگه : خانم هستی ؟ خانمِ قوی ای باش بقیه مجبور بشن بهت احترام بذارن 😎 خلاصه که
.
این ۱۰ تا مورد و اگه هنوز اول راهید انجام بدید ، خیلی دلی خدا گفت و منم نوشتم امید که اگاهی بخش باشه براتون 🥳
راستی اوایل که یکم آگاهی ها بیشتر میشه ما خیلیامون تحت تاثیر قرار میگیرم که هی بشینیم بقیرو نصیحت کنیم که اره این فایل و گوش کن این کارو بکن این جوری فکر نکن و .. تجربه ثابت کرده رفیق جانم : سکوت کنید! نگید مشاوره ندید نظر ندید حرفی نزنید اینو حتی استادم میگن .
چون قرارر نیست ما دیگران و هم تغییر بدیم ، قراره خودمون تغییر کنیم تا طبق قوانین جهانمون و ادم های اطرافمون عوض شه . پس تا جاییکه میتونید سکوت کنید و نظر ندید😎
.
استاد جانم که تازه داره صبح میشه امریکا الان میبینید پیام من رو 😄صبحتون بخیر و شادی استاد جان مریم جان 😍
منتظر قسمت های بعدی سفر به دور آمریکا هستم
بقول ایتالیایی ها : Ciaaoooo
فعلا 😎👊🏻👊🏻
وااااااای چقدر عااااالی بود امشب اولین شبی است که من وارد سایت استاد گلم شدم با وجود اینکه چندین ساله استاد عباسمنش و میشناسم اما امشب فقط به خاطر اینکه پسر 6 سالم ازم پرسید مامان؟ عباسمنش کیه؟ منم با خوشحالی تمام و با ذوق بسیار قربون صدقش شدم و گفتم تو از کجا میشناسی عباسمنش و؟ گفت قبلا با دوستت با تلفن در موردش حرف میزدی. دوست دارم ببینم کیه؟ منم نگین مه چقدر قربون صدقه پسرم شدم که منو دوباره یاد استاد گلم انداختن و فقط به عشق پسرم که میخوام یه آینده عاااالی رو براش و برای خودم بسازم اومدم تمام تلاشم و کردم تا عضو سایت استاد گلم و ارزشمندم بشم و از همین امشب که شب اول آبان 1401 هستش که منم 8 آبان تولدمه تعهد بدم که با اومدنم تو سایت استاد گلم حتما مسیر زندگیم تغییر میکنه و با شما دوستان بزرگوار هم فرکانسی میشم و آشنا میشم و دور و برم پر از انسانهای آگاه و بیدار میشه. خدایا هزاران بار شکر بابت تکنولوژی و اینترنت و….. که باعث میشه روند رشدمون با سرعت باشه. و خدارو هزاران بار شکر از آشنایی با سما عزیزان دلم ❤️. و خدارو شکر بابت وجود استاد گلم و همسر مهربونشون.
ملیحه نصرتی هستم از مشهد ❤️
سلام به شما دوست ارزشمندم
سلام به شما مانیا تدین عزیزم
چقدر خوشحالم هدایت شدم و کامنت تون که جز کامنت های منتخب آخرین فایل بود، رو خوندم. فایل “نحوه برخورد با الگوهای تکرارشونده دیگران”
اینم لینک کامنت پر از نتیجه و خبر خوبت که باعث شد من بیشتر با شما آشنا بشم و ازت درس ها بگیرم.
https://abasmanesh.com/fa/how-to-manage-repeating-patterns-of-others/comment-page-9/#comment-1165079
واقعا نمیدونم چی بنویسم.
فقط اومدم از ردپایی که گذاشتی تشکر کنم. واقعا چقدر این کار عالیه. نوشتن کامنت و ردپا گذاشتن غیر از اینکه خیرش به خودمون میرسه باعث یک جریان الهام بخش در این سایت میشیم.دیگه شما که واقعا الگو و نمونه ایی عزیزم واقعا تحسین ات میکنم دوست ارزشمندم. یکی از خواسته هام شده تا ببینمت تا شخصا باهات مصاحبه کنم.به عنوان کسی که در مسیر علاقه اش با تمام بالا و پایین ها پیش رفت و الان شده اولین دختر میلیاردر فامیل، شده یک طراح بین المللی و موفق…یک دختر خودساخته و با عزت نفس. واقعا تحسین ات میکنم عزیزم بازم سپاسگزارم از اینکه نوشتی.
چقدر قشنگ گفتی و امشب بیشتر این جمله رو لازم داشتم:
“اول و اخر داستان خودتی که مهمی و زمانیکه خودت به خودت ارزش بدی تمام جهان بقول استاد مجبور میشه بهت احترام بذاره”
راستی تولدت هم پیشاپیش مبارکت باشه مانیا جان…
برات بهترین سال زندگیت رو آرزو میکنم و سال های دیگه بهتر از امسالت باشه وهمیشه به سمت کمال و بهبود در حرکت باشی اونم با عشق و لذت و ثروت و سلامتی…
ارادتمند شما فهیمه پژوهنده
به نام خالق عشق و شادی و زیبایی
درود و خداقوت به استاد عزیز و همه همراهان خوب سایت
خداروشکر میکنم در جمعی هستم که همواره بهدنبال پیشرفت و بهبود هستند، اون هم به پیشوایی استادی که توقفناپذیر در مسیر رشد و تعالی حرکت میکنه.
همین دیشب که داشتم بازی پرتغال و علیالخصوص رونالدو رو نگاه میکردم حقیقتاً خیلی لذت بردم که دارم الگوهایی رو میبینم که همیشه بهدنبال پیشرفت هستند و هرگز متوقف نمیشوند چون به نظرم تنها در این حالته که انسان اون احساس زنده بودن و شادی حقیقی رو تجربه میکنه و ادامه دادن به این شکل و بودن در یک همچین مسیر همیشه در حال پیشرفت و حرکت تنها از مسیر داشتن باورهای صحیح و ارزشهای بنیادین امکانپذیره.
وقتی به پرسشهای مطرح شده این فایل فکر میکردم متوجه شدم بهاندازهای که من باورهام تغییر کرد اشتباهاتم کمتر شده و هوشیارتر عمل کردم یعنی از زمانی که با استاد و قوانین جهان آشنا شدم صادقانه در هیچ موردی کارم بهجایی نرسیده که بخوام جز دسته اول یا حتی دوم باشم هیچوقت و خوشبختانه یا جز گروه سوم بودم یا چهارم، البته که در مورد موضوعات مختلف این دستهبندی متفاوته.
اما در مورد سوال اول باید به اتفاقی که همین چند روز پیش و تصمیم شجاعانهای که گرفتم رجوع کنم. یه فعالیتی رو من مدتی بود تو بحث کاری خودم انجام میدادم که بهشکل دائمی نبود اما با وجود تلاش فراوانی که برای کنترل ذهن و احساساتم انجام میدادم متوجه میشدم که انگار جریان قرار نیست بهبود پیدا کنه و هرچقدر که میگذشت رفته رفته داشت اوضاع بدتر میشد و به همین منوال تمرکز من رو هم به خودش درگیرتر میکرد تا اینکه من تصمیم گرفتم و خداوند هم خیلی زیبا هدایت کرد که کلاً اون فعالیت رو کنار بگذارم و خیلی متمرکزتر روی سایر فعالیتهای اصلی خودم تمرکز کنم. بهمحض اینکه من این تصمیم رو گرفتم چنان انرژی در من ایجاد شد که تنها تو مدت یک هفته کلی اتفاق مثبت کاری و مالی برام رخ داد و قشنگ حس میکردم که انگار من این انرژی را حبس کرده بودم.
وقتی فکر کردم به اینکه من چرا شجاعانه این کارو انجام دادم متوجه شدم که باورهای من خیلی قدرتمندتر از قبل شده بهویژه در مورد خداوند، احساس لیاقت و بحث فراوانی و با اون فعالیتی که من انجام میدادم انگار داشتم یک تضاد فرکانسی با دستای خودم ایجاد میکردم، یعنی از یک طرف من کلی زمان و انرژی میذاشتم برای کار کردن روی خودم از طرف دیگه اون فعالیت جلوی ایجاد نتایج مدنظرم رو میگرفت.
البته که نباید از نقش تکامل در این باورها هم چشمپوشی کرد و اینطوری نبود که من شب روی خودم کار کنم انتظار داشته باشم فردا همه چیز عوض بشه.
درخصوص پرسش دوم شاید بهترین مثالی که به خاطرم رسید که فکر میکنم مشکل افراد دیگهای هم باشه در بحث مدیریت مالی بود.
من آدمی هستم که همیشه خوب پول میسازم و خوب هم هزینه میکنم اما انگار تغییری در وضعیت مالی بهشکلی که من رو به احساس آزادی برسونه ایجاد نمیشد(فارغ از اینکه من چقدر پول دارم یا ساختم) و همیشه یه احساس نگرانی در مورد مسائل مالی وجود داشت. این هم در شرایطی بود که من واقعاً زمان و انرژی خوبی میذاشتم برای کارکردن روی مباحث مالی و بهویژه دورههای روانشناسی ثروت و انصافاً پولهای خوبی هم ساختم تا به حال اما خوب اون احساس آرامش بهشکل مستمر که من به دنبال تجربش بودم هیچوقت ایجاد نمیشد.
البته شکرخدا هیچوقتم شرایط بهشکلی پیش نرفت که من بخوام به دردسر عجیب و غریبی بیفتم اما خب گاهاً به جایی میرسید که من احساس میکردم اصلاً عرضه ندارم پول بسازم و احساس کنم اصلاً به من نیمده ثروتمند بودن. غافل از اینکه این احساس نتیجه یک اشتباه رفتاری در مورد هزینه کردن من و مدیریت پولم بود، با اینکه بارها و بارها تصمیم میگرفتم که درستش کنم اما فایده نداشت و خیلی زود وسوسه میشدم که پولم رو هزینه کنم.
بعد متوجه شدم که دلیل اینکه من خیلی راحت وسوسه میشم اینکه کاملاً به فراوانی باور ندارم.
یه نکتهای را قبل از اینکه صحبت رو ادامه بدم خوبه که مرور کنیم اینکه در مورد باورها باید قضاوت رو به نتیجه سپرد و کمی صبور بود، یعنی نه کمالگرایانه فکر کنیم که تصور داشته باشیم ما میتونیم بهترین باور رو از فراوانی در وجودمون بسازیم نه عجول باشیم برای زود نتیجه گرفتن و نه اینکه خودمون رو گول بزنیم زمانی که نتیجه خاصی نیمده باشه. باید یه تعادلی باشه و قلب ما خیلی راحت میتونه به ما بگه وضعیت ما دقیقاً در کدام مرحلست.
من انقدری به فراوانی باور پیدا کرده بودم که تونستم به لطف خدا پولهای خوب بسازم اما این وسوسه پنهان که باعث میشد من تمام پولم رو برای یک چیز خاص هزینه کنم ناشی از این ترس بود که معلوم نیست فرصت بعدی پولسازی چه زمانی باشه و تا وقته از پولت استفاده کن و بمیری دیگه این پول به درد نمیخوره و این باور باعث شده بود که من از یه طرف خوب پول بسازم و از طرف دیگه تمام پولم رو خرج کنم، یه مدت بهم خوش بگذره اما بعدش دوباره برم تو حالت نگرانی درباره پول.
درصورتی که ما اگر درست روی باور فراوانی کار کرده باشیم باید به این نتیجه برسیم که همیشه فرصت برای پولسازی هست و از اون زمان من تصمیم گرفتم هر چیزی که میخوام بخرم (تاکید میکنم هر چیزی) حتماً باید چند برابرش تو حسابم پول باشه و بعد من اون چیز رو بخرم.
به قول استاد کسانی که میگن خرج کن خدا میده، اون چه خدایی که اول نمیده تا بعد تو خرج کنی؟
البته که واقعاً باورهای محدود کننده خیلی بهم وصل هستند چون بسیاری از هزینههایی که من میکردم گاهاً به این خاطر بود که بخوام خودم رو قوی نشان بدم از نظر مالی و اعتبارم رو حفظ کنم. هرچقدر که روی احساس ارزشمندی خودم کار کردم این رفتارهای اشتباه هم شکرخدا کمتر شد.
در پاسخ به پرسش سوم و چهارم یه نکته جالب به نظرم رسید اون هم اینکه ذهن ما درباره به تعویق انداختن کارهای درست ماشالا خوب به فراوانی باور داره یعنی همیشه میگه حالا بعداً وقت هست اشکال نداره اگر هم به این مسیر اشتباه ادامه بدی اما در مورد چیزهای درست یکم مقاومت و وسوسه میکنه که تو مثال مدیریت مالی برای من که میگفت حالا الان اگر هزینه نکنی دیگه دیر میشه و اجازه نمیداد من طبق باور درستم رفتار کنم.
شاید اگر به عقب برگردم با تعهد بسیار بالاتری روی باورهام و مهمتر از اون عمل به شیوه باورهای صحیحم بهویژه ارتباطم با خداوند، احساس لیاقت و فراوانی کار کنم. کمتر خودم رو مقایسه کنم، کمتر عجله کنم، کمتر دنبال تایید طلبی و جلب رضایت همه باشم یعنی کار درست رو فارغ از اینکه دیگران چی میگن انجام بدم و به سبک شخصی خودم که باعث رضایت من میشه زندگی کنم، دیگران و هیچ پدیدهای رو تو ذهنم بزرگ نکنم، بیشتر سپاسگزار باشم چه نعمتهایی که تو زندگیم هست چه وجود خودم و رفتارها و اقدامات مثبتی که انجام میدم، از زمان استفاده مفیدتری داشته باشم و برای انرژی خودم ارزش قائل باشم که داره در چه مسیری استفاده میشه و در نهایت زندگی رو هم آسون بگیرم.
نوشتن و مدیتیشن هم 2 ابزاریه که واقعاً خیلی خیلی خیلی زیاد به من کمک میکنه که باورهای خودم رو بشناسم چون خیلی از ماها فکر میکنیم که داریم روی باورهامون کار میکنیم و منتظر نتایج هستیم، بعد از یه مدتی که نتایج دلخواهمون نمیاد بهجای اینکه به عملکرد خودمون شک کنیم به قانون شک میکنیم و دیگه به حرکت در مسیر درست ادامه نمیدیم اما اگر توجه داشته باشیم که باور درست حتماً باید احساس درست اون هم به شکل پایدار حتی در برخورد با موانع ایجاد کنه، در خیلی اوقات ما متوجه میشیم جاهایی که ما نتیجه نگرفتیم برخلاف تصورمون حسمون خوب نیست، مثلاً میگیم به فراوانی باور داریم اما به شدت حس کمبود هم داریم، بهویژه وقتی یه مسئله مالی برامون بهوجود میاد.
من بهشخصه به کمک نوشتن و مدیتیشن کردن خیلی خیلی خوب میتونم احساس واقعی خودم رو مشاهده کنم و به سمت دلخواهم تغییرش بدم. حتی به طور قاطع میتونم بگم من با اینکه در دورههای ثروت در مورد باور فراوانی کار کرده بودم اما تا قبل از فایل مراقبه فراوانی دوره همجهت با جریان خداوند درک کامل و کابردی درخصوص این موضوع نداشتم و جای تعجبی نبود که اوضاع تغییر خاصی نکنه چون احساسه که مهمه و احساس از باور میاد.
فارغ از اینکه ما در چه شرایطی هستیم وقتی قلبمون آرومه یعنی داریم باورهای خوبی رو ایجاد میکنیم و نوشتن و مدیتیشن به من خیلی کمک میکنه که قلبم آروم بشه.
بازهم سپاسگزار خداوند هستم که من رو به سمت استادی هدایت کرد که به این دقت روی بهبود خودش و شاگردانش کار میکنه و از شخص استاد و تمامی عزیزان گروه تحیقیقاتی عباسمنش هم نهایت تشکر و قدردانی رو دارم.
پیش به سوی پروژه جدید
برای خودم و همه عزیزانم در سایت بهترین لحظات و نابترین تجربیات رو آرزومندم
به نام خداوند بخشنده ومهربان
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان عزیزم در سایت استاد استاد عباسمنش
و چقدر خوشحال و سپاسگذار خداوندم که اینجام، تو این مسیرم و هر روز و هر روز دارم رو خودم کار میکنم و خودم رو بهبود میدم
و از استاد عزیزم صمیمانه قدر دانم بابت استارت یک پروژه دیگر که سبب رشد و بهبود شخصیت من میشه
من خودم اگه بخام از زندگیم؛ تمام زندگیم و شرایطی که الان که دارم، حاصل تغییر افکار و رفتارم نسبت به گذشته هست؛ درسته من الان اهداف و رویاهای خیلی بزرگی دارم؛ اما میتونم قسم بخورم که من الان تو رویای چند سال قبلم زندگیم میکنم وکیفیت زندگیمحتی بالاتر از حد رویاهام هست؛ و همه اینا از تغییراتی شروع شد که من در خودم ایجاد کردم
اولین تغییر ؛ تغییر از آدم همیشه شاکی و گله مند از خدا و تبدیل شدن به یه آدم سپاسگذار، تبدیل شدن به فردی که زیبایی های اطرافش رو میبینه و نعمت های خدا رو تو همه جنبه های زندگیش میبینه و سعی میکنه سپاسگذار باشه، تبدیل شدم به فردی که نعمت هایی که الان دارم و قبلا رویام بوده رو بابتش سپاسگذار باشم.
تغییر بعدی من تو بحث توحید بوده؛ تبدیل شدم به یک فردی که فقط از خدا میخاد، تبدیل شدم به فردی که حرف مردم برام اهمیت نداره ولی سعی میکنم نهایت احترام رو به دیگران بذارم
تغییر شخصیتم از یه فردی که متکی بوده تا فردی که متکی به خدا شده و فقط از خدا میخاد؛ اتفاقات عجیبی تو زندگیم ایجاد کرده
تو حوزه کاریم؛ همیشه سعی کردم؛ چیز های جدید یاد بگیرم، همیشه سعی کردم خودم رو بهبود بدم، همیشه سعی کردم روش های کسب درآمد بیشتر رو امتحان کنم، همیشه سعی کردم بیشتر سرک بشم تو حوزه کاریم و چقدر بهم کمک کرده برای کسب درآمد بیشتر و راحت تر پیش رفتن امور تو کسب وکارم
من تموم زندگیم رو مدیون تغییراتی هستم که تو شخصیتم و تو رفتارم ایجاد کردم و چقدر تو حوزه عزت نفس: شخصیتم تغییرکردم و بهبود دادم و خودم تبدیل کردم به یک ادم قوی و محکم و با عزت نفس
اره این تغییرات، این خواسته ها تموم نشده و من خواسته هام خیلی بیشتر از قبله و دوست دارم به رویای الانم برسم مثل قبل که بهشون رسیدم؛ و دوست دارم با این پروژه همراه باشم
خدایا شکرت؛ خیلی حالم خوبه، خیلی احساس فوق العاده ایی دارم و آرامش عجیبی بعد گوش دادن به این بهم دست داد؛ خیلی خوشحالم
سلام به آقا افلاطون عزیز
مدتیه گزینه کامنت گذاشتنتون روی سایت و ارسال ایمیل برای من رو فعال کردم و هردفعه کامنت میذارید با ذوق میام میخونم.
از دستاوردها و تغییراتی که داشتید خوندم و لذت بردم و از دیدن عکس پروفایلتون برای اولین بار اشک تو چشمام جمع شد و از شادی بغض کردم و باز بیشتر تحسینتون کردم.
وقتی دیدم روی این فایل کامنت گذاشتید خیلی خوشحال شدم و انگیزه بیشتری گرفتم چون من هم دارم روی این پروژه کار میکنم و از الان به بعد از خوندن کامنت های شما قراره این مسیر بیشتر برام لذت بخش باشه.
میدونم شمال زندگی میکنید و من چقدر عاشق سرسبزی و زیبایی شمال کشور هستم با مردم بسیار مهربون و خونگرم و مهمان نواز.امیدوارم رویاهای الانتون هم با این پروژه به حقیقت بپیونده.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام میکنم خدمت شما دوست عزیزم زینب خانم؛ صمیمانه ازتون تشکر میکنم بابت کامنت فوق العاده ایی که برام نوشتین و سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر هدایت کرده و من اینجام با انسان های فوق العاده و درجه یکی همچون شما هم مسیرم
بهترین هارو از خداوند متعال براتون آرزو میکنم و انشالله به تک تک آرزوها و رویاهاتون برسین و اینجا و این مسیر؛ بهترین و سر راست ترین مسیره؛ تحسینتون میکنم که اینجا حضور دارین و آگاهانه رو خودتون کار میکنین؛ خیلی خوشحال شدم؛ موفق باشید
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
بریم سراغ پاسخ به ۴ تا سوال اول :
سوال 1: آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد، مسیرت را اصلاح کردی و از تغییر استقبال کردی چه بود؟ چه نتیجهٔ ملموسی داشت؟
خوب تقریبا آخرین تجربه ای که داشتم و خیلی خوب بود مربوط به شروع قانون سلامتی بود
خوب من یه سری چالش ها رو در رابطه با سلامتی داشتم ، مثلا جوش میزدم ، ریزش مو داشتم ، شکم داشتم یکم و …. اذیت میشدم ، ضمن اینکه هزینه های سنگین هم میکردم ولی همش مثل مسکن بود
تا اینکه به لطف الله یکتا به قانون سلامتی آشنا شدم و الان ٨ ماهه که دارم معنی واقعی سلامتی کامل ، فول اترژی بودن در طول روز و بدن فیت و رویایی و عضلانی رو تجربه میکنم
أصلا به لطف الله آنقدر اوضاع خوبه که من فقط از خدا میخوام کمکم کنه در این مسیر تا آخر عمرم استقامت کنم
سوال 2: در چه مواردی نشانههای تغییر را دیدی اما جدی نگرفتی؟ بعدا دقیقاً چه هزینهای برای فرار از تغییر، پرداخت کردی؟
خوب در این مورد زیاد مثال دارم
در دو تا حوزه ش رو مثال میزنم
١- تجربه رابطه عاطفی
٢- شرایط مالی و شغل و بیزینسم
در مورد رابطه عاطفی باید بگم که من به رابطه عاطفی ٢ ساله رو اسفند ١۴٠٣ تموم کردم
ولی چند تا نکته داشت ، خوب رابطه ما عالی داشت پیش میرفت و همه چیز عالی بود و اوضاع داشت عالی پیش میرفت ولی یه سری تضادها پیش اومد و ما به مای اینکه حلشون کنیم آشغال ها رو دادیم زیر مبل
خوب دیدار ها کم شده بود
صحبت ها کوناه و سر سری بود
قهر ها زیاد
ولی کاری نکردیم و نهایتا من اسفند ١۴٠٣ پیغام دازم که از نظر من رابطه تموم شده است و تمام
و میدونید چیه؟
بارها قبلش بهم الهام شده بود و کلی نشونه اومده بود که باید تموم کنم ولی یه عالمه ترس داشتم
اگر آگاهی الانم رو داشتم چند ماه الکی صرف نمیکردم ه ۶ ماه قبلش وقتی نشانه ها رو دیدم ولی نخواستم باور کنم تموم میکردم و عمر و پول و زمان و انرژی الکی هدر نمیدادم
٢- شغل و بیزینس
من کار کردنم رو با تدریس زبان شروع کردم و سال ٩٣ اولین کلاسم رو گرفتم و تا ٢-٣ سالی همه چی. عالی بود
از به جایی دستمزدها خیلی کم بود و نمیصرفید در واقع ، شاگردها کم شده بودن و بعضی ها شروع به کار آنلاین خصوصا در اینستا کرده بودن
ولی من در مقابل تغییر مقاومت کردم به خاطر باورهای محدود کننده مً
و نتیجه؟ کم کم از فضای تدریس خارج شدم
در حالی که اگر با تغییر همراه میشدم شاید الان به بیزینس آتلاین خیلی موفق داشتم
سوال 3: اگر به آن موقعیت برگردی، چه اقدام جایگزینی انجام می دهی؟ چه رفتار یا واکنشی را تغییر می دهی؟
OMG
یه احساس دوگانه ای دارم یه بغضی از اینکه قبلا این آگاهی ها رو مداستم و یه خوشحالی از اینکه از الان به بعد دیگه حداقل متفاوت عمل میکنم
اقداماتم رو در دو حوزه با هم میگم
حقیقت اینه که اگر به گذشته برمیگشتم جسارت تغییر رو در خودم ایجاد میکردم ، از نقطه امنم بیرون میومدم .، به خدا توکل میکردم و با اومدن اولین نشانه ها به جد به تغییر فکر میکردم
حالا هر چقدر هم دردناک میبود ولی ارزشش رو داشت
قطعا وارد ترس هام و ناشناخته ها میشدم
چون الان دیگه به این نتیجه رسیدم که :
تمام فرصت ها و نعمت ها در گذر از دل ترس ها و ناشناخته هاست و خارج از اون خبری نیست و عملا فقط یه زندگی نباتی!! منتظرته
سوال 4: به آن موقعیت فکر کن و بنویس: چه باور محدود کننده ای باعث می شد که ایجاد تغییر را به تعویق بیاندازی؟ چطور این باور را اصلاح کرده ای؟
شاید اولین باور محدود کننده م در مورد اون شرایط باور کمبود است که حالا من مثلا است رابطه عاطفی رو از دست بدم چی میشه!!!! یا اگه الان بیزینس حضوریم رو قطع کنم چی میش!!!
باور کمبود و البته مهم تر از اون بی ایمانی به الله یکتا به عنوان تنها نیروبی جهان
فایل فقط روی هدا حساب کن واسع من یه نقطه عطف سنگینه به لطف الله یکتا
دومین باور محدود کننده این بود که الگوی موفق تو اون حوزه جدید ندیده بودم و نمیتونستم برای ذهنم منطفی کنم ولی بعدا که دیدم کلی حسرت فرصت ها رو خوردم
ولی به جد برام ثابت شده که اون گروه چهارم که پیشرو هستندد، اتفاقا همون هایی هستند که اولین نفر الگو میشن واسع خلق الله
سومین باور محدود کننده این بود که بابا تغییر سخته و فلان و اینا در واقع اهرم رنج و لذتش تو ذهنم درست نبود و جایی که جای این اهرم درست شد ، تغییرات من ( البته با چک و لگد های جهان ) آرام آرام شروع شد
شاید دیدن الگوهای موفق و البته یه ریزه ایمان و توکل به سرچشمه رحمت و برکت و عزت و ثروت بزرگترین کانالیزور تغییرات من بود
من عاشقتونم
پ.ن : استاد جانم میخهاستم ازتون خواهش کنم اگر امکانش هست فایل ها رو همون به روز در میون یا حتی با فاصله بیشتر بذارین که ما حسابی عمیق بشیم و جامپ مداوی کنیم به لطف الله و آموزش های ناب و جادویی و الهی شما
ماچ بهتون
با عشق ، ادامه دارد ….
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
وهمه ی دوستای بهشتیم
خدای من شکررررت بی نهایت شکرت
آخ جوووون پروژه ی جادویی جدید
ترکیب گفتگو با دوستان و دوره احساس لیاقت (خودشناسی محض)
معجون بهشتی و فوق العاده …
خبراین پروژه رو سعیده جان شهریاری بهم داد
اونم از تو باشگاه همراه با رقص وشادی
خداوکیلی ،چه خبره اینجاااا
بهشت ودیگر هیچ …
خدایا شکرت بی نهایت شکر برای این موهبت
من اومدم خیلی زود اعلام حضور کنم
و بعد برم با جزییات سراغ سوالهای
بی نظیری که استاد شایسته مهربونم
نوشتن برای کشف افکار و باورهامون
در زمینه های مختلف …
وااااااییی خدایا شکرت
من پراز ذوق
من پراز هیجان
من همون ایموجی چشمای قلبی واشکی
دارم دوباره با دوستهای بهشتیم میشینم پای
دوره ی احساس لیاقت (خودشناسی محض )
اونم دقیقا تو مهرماه دلبر جاااانم …
خدا میدونه فقط قراره چه معجزاتی
وارد زندگیمون بشه خدایا شکررررت
تغییر را در آغوش بگیر
چقدر نیاز دارم برای رسیدن به فهم ودرک
همین جمله ی مقدس ..
هرجا که تغییر کردم حتی کوچیک
نتایج هم از راه رسیدن حتی فندقی
چه برسه به بهبود شخصیت که هدف همیشگی
من بوده و خواهد بود ..
این هدف از اولین دوره ای که تهیه کردم و
پای کلاس درس دوره مقدس 12قدم
نشستم تو تموم دفترها نوشتم که
هدف اصلی بهبود شخصیت دائمی م هست…
اما برای رسیدن به این بهبود ها
باید یه سری چیزهارو حذف کرد ..
یه سری چیزهارو قطع کرد ..
یه سری چیزهارو قربانی کرد ..
باید بها پرداخت کرد
و تمرکز بیشتری و تعهد بیشتری گذاشت
برای شناخت افکار وباورهای ذهن ..
دوره ی احساس لیاقت برای من ، (خودشناسی محض)هست ..
دوره ای که ریز به ریز ذهنمو وافکارمو رصد میکنم و میشناسم وتا اابد بهش نیازدارم
اما از اون باحال تر روراست بودن باخودمونه
جمله ی تاکیدی شما استاد جااانم
بچه ها باخودتون روراست باشین و
خودتون گول نزنید ..
این جمله یعنی منه فاطمه در عمل و تو بطن زندگیم ببینم کجاها باورهام تغییرکرده وپایدارتر داره میشه
و کجاها هنوز می لنگم
و باید روی خودم کار کنم…
خودم میتونم خودمو تغییربدم به شرطی که اول از همه افکارمو بشناسم وبپذیرم…
من کاملا یادمه که چقدر درطول روز
اشتباهاتم مرور میکردم
چقدر خودمو مقایسه میکردم
چقدر احساس ارزشمندی من به عوامل بیرونی گره میزدم …
مثل خوره می افتادم به جون خودم …
اما تعهد وتمرکز روی افکار غوغا میکنه
از یه جایی به بعد اشتباهام تا تو سرم
می اومد مچ ذهنمو میگرفتم و میزدم بغل ،
با احترام پیاده ش میکردم …
بابا بسه دیگه بی خیال ..
میلیاردها بار به ذهنم میگفتم
اشتباه جزیی از روند رشد هست
بلند شدن بعداز هر شکست ،
خودش پیروزی حساب میشه
مهم اینه درس شو بگیرم و تکرارش نکنم
کم کم ذهنم آروم میشد …
کم کم قلبم ساکت میشد …
این روند یکسال ونیم ادامه داشت (ادامه هم داره)
تا من اشتباهاتمو فقط مثل یک ناظر ببینم
و بهشون به چشم تجربه نگاه کنم
چقدر قشنگ مسئولیت پذیری به دادم میرسید
ذهن تا میخواست بازی دربیاره که فلانی
این رفتار کرد این حرف زد که باعث اشتباه من شد
مچ ذهنمو میگرفتم که صبر کن , صبر کن
پیاده شو باهم بریم
منِ فاطمه باید باورهام تغییر بدم !
اون آدمها اومدن تا منو رشد بدن
خدا میدونه که چه قدر جهان من تغییر کرد
چه انسان های ارزشمندی وارد زندگیم شدن
با تغییر افکارم ،با تغییر رفتارم ..
و باید هم ادامه بدم
و بهترش کنم
من باید هربار ورژن بهتری به خودم ارائه بدم
تا در مسیر رشد قرار بگیرم ..
تغییرات کوچیک ولی مستمر
جمله ای که این روزها با پوست و استخونم
دارم روند نتایجش رو تو سریال بهشتی
زندگی در بهشت به چشم میبینم …
پرادایس رو هربار دارید پرادایس تر میکنین
وچقدر میشه الگوی درست دریافت کرد ..
چقدر میشه بهبود ایجاد کرد تو زندگی مون :
چندتا کاری که بلافاصله تو ذهنم اومد و نوشتم
شرکت کردن در پروژه جادویی تغییر را در آغوش بگیر
همزمان جلسات دوره احساس لیاقت را گوش دادن
و نکته برداری کردن
تماشای روزانه سفر به دورامریکا و زندگی در بهشت
وکامنت نوشتن برای هرقسمت
هایکو وشعرکوتاه روزانه گذاشتن توکانال یوتیوب
ورزش های هوازی انجام دادن
تحسین کردن خودم با عشق
لبخند بیشتر زدن با عشق به خودم وزندگی
سوالهای خوب پرسیدن از خودم ..
داشته هامو بهتر وعمیق تر وجزیی تر تماشا کردن
میزان تایید دیگران وکمال گرایی هامون رو کم کردن
اینهارو با جزییات بیشتر باید براساس سوالها بنویسم
اهرم رنج ولذت براشون درست کنم
و نسبت به انجام شون اقدام عملی کنم …
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَهً یَرْجُونَ تِجَارَهً لَنْ تَبُورَ ﴿٢٩فاطر﴾
قطعاً کسانی که همواره کتاب خدا را می خوانند و نماز را برپا می دارند و از آنچه روزی آنان کرده ایم در نهان و آشکار انفاق می کنند، تجارتی را امید دارند که هرگز کساد و نابود نمی شود.
لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ ۚ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ ﴿٣٠فاطر﴾
تا [خدا] پاداششان را کامل عطا کند و از فضلش بر آنان بیفزاید؛ یقیناً او بسیار آمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.
وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِیرٌ بَصِیرٌ ﴿٣١فاطر﴾
و آنچه از کتاب به تو وحی کرده ایم، همان حق است، [و] تصدیق کننده [کتاب هایی که] پیش از آن بوده است؛ یقیناً خدا به بندگانش آگاه و بیناست.
=====================================
قشنگ نیست که تولدت چسبیده به تولد منه،مثل قلب هامون که با نور بهم وصل شده…؟!
قشنگ نیست که من همیشه آرزو داشتم یک خواهر و برادر بزرگتر از خودم داشته باشم؟!
قشنگ نیست که تو انقدر شبیه منی؟!
قشنگ نیست که انقدر قلبت روشنه؟!
قشنگ نیست که در تموم روز های سخت زندگیم مثل کوه کنارم موندی و تنهام نزاشتی؟!
قشنگ نیست که هرجا خدارو با سوره ی دل صدا زدم،خدا از قلب تو باهام حرف زده؟!
قشنگ نیست وقتی بهت فکر میکنم یاد خدا میفتم؟!
قشنگ نیست که تموم خوبی های دنیارو باهم داری؟!
قشنگ نیست که یک تیکه از روح منی تو یک جسم دیگه؟!
قشنگ نیست که قبل از اینکه منتظر تبریک تولدت از طرف من بمونی،خودت برای من ویدئو میفرستی و ازم تشکر میکنی؟!
قشنگ نیست که ویدئوت زمانی به دستم میرسه که خدا با فال حافظ از جاهای عجیب و غریب،مهر تایید پای نورِ وجودت میزنه و میگه:
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی
از سر خواجگی کون ومکان برخیزم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم
قشنگ نیست که وقتی قلبم میگه همین الان برای فاطمه جان کامنت بنویس و هدایت میشم به اینکه این آیه های نورانی رو برات پیشکش بیارم و در لحظه ای که شروع میکنم به نوشتن ،نوتیفیکیشن یوتیوب میاد که شعر جدیدت از تنور گرم دلت بیرون اومده؟!
با قانون شجاعت
دور میکنم سایه های تردید را
تا گل های بنفشه قد بکشند
بر لب پنجره ای که …
عشق در در قاب آن جوانه زد….
قشنگ نیست که زندگیمون پر از همزمانی شده؟!همزمانی هایی که شنیدن صدای خدا از ورای حجابه…؟!
قشنگ نیست که همین الان که دارم برات مینویسم نیلا نیکا دارند برای خودشون شعر میگن و میخونند:
دوستت دارم خدا جون،دوستت دارم خدا
همیشه میخوام با تووو باشم همیشه و همیشه…
قشنگ نیست که تو برای من فضل خداوندی؟!قشنگ نیست که استاد بهمون یاد داده،فضل یعنی برکت بی نهایت….؟!
چرا….قشنگه…خیلی قشنگه…خیلی خیلی قشنگیه…
فاطمه ی عزیزم…
به پاس اون شبی که صد کیلومتر راه رو تا گرگان اومدیدو برگشتید…
به پاس اون لحظه ای که وارد اتاقک نگهبانی شدی و بهم زنگ زدی…
به پاس تموم روزهایی که با نجواهای ذهنت جنگیدی و به خدا اعتماد کردی حتی وقتی پیچ جاده ی هدایت معلوم نبود…
به پاس شبی که با ضربه ی دست از خواب پریدی و هدایت رو با چندتا sms از هزاران کیلومتر دورتر بهم رسوندی…
به پاس تموم روزهایی که تو کیش کنار تنهایی هام موندی و باهام وقت گذروندی…
به پاس روزهای سخت کنترل ذهنی که با شرایط بد از کیش برگشتم و تو مثل یک نور خدا،از کنارم تکون نخوردی…
به پاس تموم پرواز های عاشقانه ت در عالم معنا…
به پاس تموم خوبی هات…
دوستت دارم از تمام قلبم،با تموم عشقم،با تموم وجودم…تولدت مبارک رفیق بهشتی من.
ازت ممنونم که به این دنیا اومدی…
ازت ممنونم که خدا رو انتخاب کردی و پای انتخابت موندی…
ازت ممنونم که این جهان رو جای بهتری برای زندگی کردی…
با قلبم نوشتم و چشم های خیس…الهی که به قلبت بشینه و نور خدا رو با خودش بیاره…
به امید دیدارت در توحیدی ترین زمان و مکان…
قلبِ فراوانِ فراوان ِ فراوان ….
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
وسیقضی الله أمراً کنت تحسبه مستحیلا
و خدا چیزی رو ممکن میکنه که شما اونو
غیرممکن میدونستین
سلام سعیده جااااااانم
عااااااااشقتم امن ترین رفیق بهشتیم
بی نهایت سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم …
معلومه که قشنگههه رفیق جان
معلومه که من قند تو دلم آب میشه
از حضور پربرکتت ..
آخه چی از این قشنگ تر که
تبریک تولد از استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم دریافت کردیم همزمان باهم ،
سعیده من درجهان دیگری ام
تو هم این نوشته هارو مثل من بوسیدی
تو هم با خط به خط این نوشته ها ذوق کردی
تو هم احساس پروانه شدن بهت دست داد
تو هم سجده شکر کردی درستههه
تو هم تو گلدون سپاسگزاری
این رزق پربرکت خدارو نوشتی
من چهل صدبار خوندمش با قلبم با اشک تو چشمم
فاطمه عزیز و سعیده عزیز
تولدتان مبارک
انشاالله امسال پربرکت ترین ساعتها و روزهای زندگی خود را تجربه کنید و خداوند از
فضل خودش باز هم به این برکت بیافزاید
به گونه ای که بتوانید بگویید
تجربه های زندگی ام در امسال ،
از مجموع تمام سالهای زندگی ام
پر برکت تر و راضی تر کننده تر بوده
آرزو میکنم که هرسال برای شما
دو دانشجوی بی نظیر , بهتر از امسال باشد …
استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
شما تو زندگی ما فضل خداوند هستید
شما روی خوش خدا هستید
خبردارین چه کردین با قلب ما …
خبردارین معجزه خداوند تو زندگی ماهستین..
این رزق الهی چند می ارزه رفیق ؟؟!
قیمت میشه گذاشت روش ؟!
میبینی خدا چه جوری درلحظه حساب مبکنه …
به الله قسم که اومدن اون مسبر گرگان
کارهمون خدا بود که منو تسلیم تر کنه
بهم یاد بده وعده هاش درسته
من باید پای این خدا وایسم …
قبول داری برای از تو نوشتن واژه کم میارم !!!!
میدونی اصلا ،
تشبیه واستعاره نمیخواد که ..
نماز واستخاره نمیخواد که ..
وقتی از وجودت نور میباره
وقتی خدا هم دوستت داره …
آخه چی از این قشنگتر
چی از این بهتر که در مسیر
هم جهت با جریان خداوند
داریم قدم برمیداریم ..
خدا میدونست من توزندگیم به چه آدمهایی نیاز دارم
آوردم گذاشت جلوچشام گفت یادبگیر
بببین میشه ، ببین انجامش بده
ببین ممکنه …
فرشته ها روی زمین همیشه پیدا نمیشن
فرشته ها تو خونه ی زمینیا جا نمیشن
تو ماه زیبای منی از آسمونا اومدی
تمام دنیا رو دارم تو که بدنیا اومدی
عاشقتم فرشته ی ناز منی
خودتو با دلبریات دلیل عاشق شدنی
دوست دارم به خدا بیشتر از خودم
تو اوج آرامشمی با تو یکی دیگه شدم
عاشقتم فرشته ی ناز منی
خودتو با دلبریات دلیل عاشق شدنی
تو قلب من قد میکشی
قراره بیشتر از اینا دیوونه تر کنی منو
یه عالمههههههه دوستت دارررم…
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشی
وزندگی خوشگلت در بهترین مدارها قراربگیره….
به نام خداوند بخشنده مهربانم
سلام آبجی فاطمه جانم خوبی
تولدت مبارک عزیزم انشاالله هر لحظه شاهد رشد وپیشرفتت باشم
بی نهایت ازت سپاسگزارم بخاطر قلب پاک ومهربونت
سپاسگزارم بخاطر دل نوشته هات که چقدر ازت درس گرفتم
سپاسگزارم که مینویسی ومسیر حرکت وقدمهایی که در این مسیر الهی برمیداری رو با ما به اشتراک میگذاری چقدر ازت یادگرفتم سپاسگزارم آبجی فاطمه جانم انشاالله که خداوند خانواده چهار نفریتون رو در پناه خودش حفظ کنه.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام فاطمه جان عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهر ولطفت قشنگم
بوس به قلب مهربونت نازنینم
الهی من دور سرتون بگردددم قشنگااا
ایییی خداا نیگاشون کن چه نازن
خداروشکر برای این اصل تمرکز بر زیبایی های
زندگیت رفیق بهشتیم
خدا حفظ تون کنه
میدونی چقدر دووووست دارم
میدونی چقدر از دل کامنتهای پربرکتت عشق ومهربونی و آگاهی به جانم رسیده
خبرداری چقدر خوبی بانو جان …
قربونت برم من آخههههه
خداروشکربرای نعمت حضور پربرکتت تو زندگیم
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداباشین
وزندگی خوشگلتون دربهترین مدارها قراربگیره
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
دوش وقتِ سَحَر از غُصّه نجاتم دادند
واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند
بیخود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند
باده از جامِ تَجَلّیِّ صفاتم دادند
چه مبارکسَحَری بود و چه فرخندهشبی
آن شبِ قدر که این تازهبراتم دادند
بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال
که در آنجا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شِکر کز سخنم میریزد
اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند
سلام به فاطمه جان و سعیده جان دوستای توحیدی و دانشجو های زرنگ سایت بهشتی مون .
چقدر خوب شد که به دنیا اومدید
چقدر خوب شد که با اومدنتون به دنیا رنگ و بوی عشق و محبت دادید .
تولد هر دوتون رو هم به خودتون تبریک میگم هم به خودم و هم به سایت عباسمنشی مون آخه نمی دونید با کامنت هاتون چقدر به خود من درس یاد دادین چقدر نورِ امید رو در دلم زنده کردید
انقدر تو شرایطی که نزدیک بوده از دره ی افکار بیفتم پایین خدا با کلمه به کلمه حرف هاتون نجاتم داده انقدر با حرف های توحیدی تون خدا ریشه ی امید رو تو دلم جوانه زده که نگو نپرس…
منم به لطف الله کنارتون کلی رشد کردم کلی چیز یاد گرفتم و ازتون سپاسگزارم
مرسی که هستید
تولد تون مبارک مون باشه .
چه حس خوووووبییییه استاد عباسمنش و استاد شایسته بهتون پیام تبریک دادند من که خیلی خوشحال شدم خیلی ذوق کردم .
فاطمه و سعیده عزیز زیبا و بهشتی رفیق های غار حرا دوستون دارم از روشنی قلبم و روی ماهتون رو می بوسم امیدوارم این لبخند روی لبم این احساس عالیم از سر داشتن چنین هم کلاسی هایی در بهترین زمان ممکن به دست تون برسه .
آرزو میکنم امسال از همه ی سال های زندگی تون بهتر و عالی تر از همه نظر باشه الهی آمین .
خدایا شکرت برای دوستای خوبم
خدایا شکرت برای سعیده عزیزم که دیشب از سر ذوق حرفاش از سر ذوق برای مداری که توش قرار داره تو دفترم سپاسگزاری کردم .
خدایا شکرت که با هر بار خوندن کامنت های فاطمه جان نور به قلبم میاد و وصلت میشم .
خدایا شکرت بابت بنده های نابی که آفریدی.
شکرت برای این مسیر سبز و آدمای بهشتی .
شکرت
شکرت
شکرت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلاااااام عششششق جااان
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهر ولطفت رفیق نازنینم
بوس به قلب مهربونت
الهی من دورسرت بگرددم
خدای من شکررررت
چه شعر پراز نشونه ای
برای من وسعیده جااانم نوشتی
و کلییی چشام قلبی قلبی شد و کِف کردم ..
خداروشکر برای نعمت حضور ارزشمندت
تو زندگیم رفیق جانم
منه فاطمه کلی از کامنتهای شما تعهد وعملگرایی وعشق و آگاهی و زیبایی دریافت میکنم
من کجا میتونستم همچین دوستهای بهشتی توزندگیم داشته باشم؟!
خداست که همه کارمیکنه
این حجم از دوست داشتن فقط وفقط کار خداست
خداست که داره دلهارو نرم میکنه
خداست که داره هرلحظه معجزه وارد زندگی هامون میکنه
خداست که حواسش بیشتر و بهتر به ما هست
خداست که شاهکار میکنه ..
خداروشکر بی نهایت شکر برای عاطفه بودنت
خداروشکر بی نهایت شکر برای حال واحساس قشنگت
خدارو شکر بی نهایت شکر برای همه چیز
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
نام حق
سلام فاطمه ی عزیزم
تولدت هزاران بار مبارک باشه جان دل
الهی که برسی به همه ارزوهای قشنگت
الهی که پربشی از نعمت و ثروت و عشق و فراوانی
الهی که بشینی روی دوش خدا وفقط تااخرعمرت اون بالا سوت بزنی و لذت ببری
الهی که قلبت هر روزبازترباشه برای دریافت نشونه ها
الهی که بچه های نازتو خوشبخت و سعادتمند ببینی
الهی که مستدام باشه برسرت سایه پدرو مادر و همسرنازنینت
الهی که هر روزبیشتر از شراب توحیدی بنوشی
وای چقدر عااااااالی
این بهترین هدیه تولده
تبرک تبریک تبریک میگم عزیزم که پیام تبریک از استادعباسمنش عزیز واستاد شایسته نازنین دریافت کردید
به نظرم که این بهترین هدیه است برای هر فردی که توسایته و داره روی خودش کارمیکنه
الهی شکرت خدا که اینجوری پاسخ میدی
چقدر شیرین و دلچسبه
مبارکه جفتتون باشه این شراب توحیدی که روز تولدتون نوشیدید
الهی خدا شمادوتافرشته رو برای هم حفظ کنه
دوستت دارم دخترتوحیدی
و به خداوند وهاب می سپارمت
سلام خانم محرمی گرامی
امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشین و نور خداوند همواره جاری باشه تو ثانیه ثانیه زندگیتون
تولدتون مبارک باشه براتون بهترین ها رو آرزو میکنم چون شما لیاقت رسیدن به بهترین ها رو دارین
امیدوارم در کنار خانواده ی 4 نفره ی توحیدی تون همیشه سلامت باشین و هر ثانیه از زندگیتون پُر بشه از معجزات خداوند که همیشه غرق شادی و اشک شوق و سپاسگزاری باشین
ازتون بخاطر کامنت های ارزشمندتون توی سایت بهشتی استاد عباس منش عزیزم بینهایت سپاسگزارم
در پناه خدا شاد و سلامت و ثروتمند باشین
بسم رب العرش العظیم
سلام به روی ماه فاطمه جان مهربون وخوش قلب خوش اومدی به جهان زیبای خداوند
تولدت مبارک عزیزم الهی که هرروز زندگیت سرشار از آرامش وسلامتی وشادی باشه وخداروشکر نولدت روشنی بخش خانواده عزیزت ودوستان سایت شده وانوار الهی از خورشید قلبت همواره تابنده باد .خیلی دوستت دارم وروی ماهت رو میبوسم
درپناه رب مهربان شادی وسلامتیت فزون باد .
به نام خدایی که رحمتش بز اندازست مهربونیش همیشگی
فاطمه عزیز و مهربونو آرام و دوست داشتنی
تولدتون رو تبریک میگم عزبز دلم
خدا رو شکر برای تولد زیباتون
برای وجود پر از خیر و برکتتون تو سایت
خدا رو شکر برای تمام مهربونیاتون که از قلب نورانیتون نشات میگیره
خدا رو شکر برای تمام کامنت های ارزشمندی که برامون میزارید
خدا رو شکر که خانواده خوشبخت و بی نظیر و توحیدی چهار نفرتون الگوی روشن و شفاف زندگی منه
خدا رو شکر برای اینکه با سعیده جان دانشجوهای زرنگ و فعال و توحیدی و بی نظیر استاد هستین
و ما هم در کنار شما رشد میکنیم و بهره مند میشیم
نوش جونتون باشه تبریک اساتید عزیز و همواره سرشار باشید از فضل خداوند مهربان
خدا رو شکر برای لطافت اشعار زیباتون
من از تمام کامنت هات فاطمه جان عشق و آرامش کلامت رو با تمام وجودم دریافت میکنم
تحسین میکنم تمام توانمندیهات رو تمام مهربونی هات رو تمام احساس ارزشمندی رو که در خودت به وجود اوردی
تحسینت میکنم که مادر نمونه ای هستی برای محمد حسن جان و هانیسا جان
تبریک میگم که با همسرت دوشادوش و بسیار زیبا این مسیر سبز و توحیدی رو با عشق دارین طی میکنین
نوش جونتون گوارای وجود پر مهرتون تمام نتایج زیبایی که به دست آوردین
انشالله همواره در پناه رب العالمین از رزق بی حسابش بهره مند باشید و شاد و سلامت و ثروتمند باشین
خیلی دوستون دارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام الهام جان عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم
خداروشکر که هرروز دارم با دوستان جدیدتری آشنا میشم و رزق های پربرکت تری دریافت میکنم دراین سایت بهشتی و مقدس .
چشام قلبی قلبی شد رفیق جااانم
خط به خط کامنت پربرکتت رو با قلبم خوندم
و غرق سپاسگزاری از خداوند شدم عزیزدلم
خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم که در این بهشت زیبا سرشار از عشق و آگاهی..
من خیلییییی بیشتر تر دوستت دارم رفیق بهشتیم و به وجودت افتخار میکنم
که داری روی خودت کار میکنی و با تعهد وعملگرایی قدم برمیداری ..
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم .
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
به نام خدای رحمان و رحیم
سلام به روی ماه و مهربونت عزیز دلم
ممنونم برای پیامی که برام نوشتید و خدا رو شکر که پیام پر مهر شما امروز اولین رزق بی حساب من شد و چی از این بهتر
ممنونم بابت همه دعاهای قشنگت عزیز دلم
الهی که عشقی که با کامنت هات به قلبمون میرسونی صدها بار بیشتر برکتش به زندگی قشنگت سرازیر بشه و هر روز بهتر و زیباتر از روز قبل باشه
انشالله که متنعم باشی از رزق بی حساب خداوند و زندگیت پر از عشق و نور بی پایانش باشه
عاااااشقتم من
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
دوش وقتِ سَحَر از غُصّه نجاتم دادند
واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند
بیخود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند
باده از جامِ تَجَلّیِّ صفاتم دادند
چه مبارکسَحَری بود و چه فرخندهشبی
آن شبِ قدر که این تازهبراتم دادند
بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال
که در آنجا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شِکر کز سخنم میریزد
اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند
سلام به سعیده جان و فاطمه جان دوستای توحیدی و دانشجو های زرنگ سایت بهشتی مون .
چقدر خوب شد که به دنیا اومدید
چقدر خوب شد که با اومدنتون به دنیا رنگ و بوی عشق و محبت دادید .
تولد هر دوتون رو هم به خودتون تبریک میگم هم به خودم و هم به سایت عباسمنشی مون آخه نمی دونید با کامنت هاتون چقدر به خود من درس یاد دادین چقدر نورِ امید رو در دلم زنده کردید
انقدر تو شرایطی که نزدیک بوده از دره ی افکار بیفتم پایین خدا با کلمه به کلمه حرف هاتون نجاتم داده انقدر با حرف های توحیدی تون خدا ریشه ی امید رو تو دلم جوانه زده که نگو نپرس…
منم به لطف الله کنارتون کلی رشد کردم کلی چیز یاد گرفتم و ازتون سپاسگزارم
مرسی که هستید
تولد تون مبارک مون باشه .
چه حس خوووووبییییه استاد عباسمنش و استاد شایسته بهتون پیام تبریک دادند من که خیلی خوشحال شدم خیلی ذوق کردم .
فاطمه و سعیده عزیز زیبا و بهشتی رفیق های غار حرا دوستون دارم از روشنی قلبم و روی ماهتون رو می بوسم امیدوارم این لبخند روی لبم این احساس عالیم از سر داشتن چنین هم کلاسی هایی در بهترین زمان ممکن به دست تون برسه .
آرزو میکنم امسال از همه ی سال های زندگی تون بهتر و عالی تر از همه نظر باشه الهی آمین .
خدایا شکرت برای دوستای خوبم
خدایا شکرت برای سعیده عزیزم که دیشب از سر ذوق حرفاش از سر ذوق برای مداری که توش قرار داره تو دفترم سپاسگزاری کردم اونم با عشق با حال عالی .
خدایا شکرت که با هر بار خوندن کامنت های فاطمه جان نور به قلبم میاد و وصلت میشم .
خدایا شکرت بابت بنده های نابی که آفریدی.
شکرت برای این مسیر سبز و آدمای بهشتی .
شکرت
شکرت
شکرت
سلام سعیده جونم سعیده همیشه مهربونم
وااااای ببخشید من دیروز به شما تبریک نگفتم فکر میکردم که امروز روز تولدتونه
سعیده خوش قلب ما هزاران بار بهت تبریک میگم تو خیلی عظیمی خیلی عزیزی ایشالا که هر لحظه دستت توی دستای خدای مهربون باشه و قدم به قدم به تموم آرزوهات برسی امیدوارم یه لحظه خنده از صورت نازنینت دور نشه
بهترینها و زیباترین ها نصیب قلب مهربونت….همیشه برقرار باشی.
هزاران بار میبوسمت و یه سبد گل زیبا و خوش عطر خدمتت نازنینم.
سلام و عرض ادب خدمت دو دوست بهشتی فاطمه و سعیده عزیز کامنتاتون واقعا خیلی زیبا بود و بوی بهشت در اون جاری بود خیلی لذت بردم و از خداوند متعال براتون پایداری این دوستی زیبا و موفقیت در تمام مراحل زندگی و حال خوب آرزومندم
به نام خدایی که رحمتش بی اندازست و مهربونیش همیشگی
سلام و سلامتی و نور به شما سعیده نازنین و شاگرد زرنگ استاد
تولدت رو تبریک میگم عزیز دلم
انشالله که همیشه در پناه خداوند وهاب و بخشنده پر از روزی های بی حسابش باشی و موفقیت هات روز افزون باشن
الهی که تمام رویاهات واست خاطره بشن و زندگیشون کنی
خدا رو شکر برای تولد زیباتون
برای تمام همزمانی هایی که با فاطمه عزیز دارین
تبریک اساتید عزیزمون گوارای وجود نازنیتون باشه عزیزای دل
خدا رو شکر بابت وجود پر از خیر و برکتتون تو این سایت بهشتی که با کامنت هاتون به همه ما درس نور و امید و استمرار و تلاش و احساس ارزشمندی و کلی حسای خوب دیگه میدید
انشالله امسال برات پر از خیر و خوبی و موفقیت و سلامتی و اتفاق های نورانی و بهشتی باشه
روی دوش خدا بشینی و از این مسیر سبز و هموار لذت ببری
در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت باشی
بنام خدای مهربانیها
سلام فاطمه جانم دوست عزیزم
وسعیده جان دوست هم نامم
خداروشکر برا وجود شما دوعزیز و
خداروشکر که خداوند شما دو نفر رو بیشتر وبهتر بهم نزدیک کرده و هردوتون شدید بال پرواز هم
خداروشکر برا این دوستی و عشقی که بینتون جاریه
وهربار که برای هم مینویسید انرژی مثبتشو مام دریافت میکنیم
تبریک میگم فاطمه جان تولد زمینیت رو
من از کامنتهات خیلی چیزا یاد گرفتم به خصوص در زمینه ی تربیت فرزند
الهی که همیشه در مسیر خداوندشاد وسلامت و درارامش کامل باشی کنار همسر بزرگوارت ودوفرزند دلبندت
سعیده جان از کامنتت معلومه که تولد تو هم نزدیکه
تبریک منو از غربی ترین قسمت مازندران بپذیر
امیدوارم همیشه در آغوش خداوند باشی
رو به کمال و حال بهتر
ودرکنار دودختر گلت که همسن شیرین منن روزها ولحظاتی زیباتر همیشه برات در جریان باشه .
برای هردوتون بهترینها رو آرزو میکنم
حیف که نمیشه ایموجی کادو و گل وبوس بفرستم
ولی حس عالی قلبم رو براتون کادو میکنم و با این کامنت براتون میفرستم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلاااام سعیده جانم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم
خیلی دوستت دارم عزیزدلم
بوس به قلب مهربونت
خداروشکر بی نهایت شکر
که دراین سایت بهشتی هستیم
خداروشکر که در کنار شما دوستهای بی نظیرم دارم عشق و آگاهی یادمیگیرم
خداروشکر که زندگیم پرشده از انسانهای ارزشمند وتوحیدی درست مثل خودت عزیزم …
آخه چی از این قشنگتر …
و جدیدترین شعر کوتاهم تقدیم نگاه زیبات :
قدم میزنم در گندم زارها
دست در دست باد
بوسه هایت پیداست
روی تموم خوشه ها
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت
برای خط به خط کامنتهایی که می نویسی و با تعهد داری ادامه میدی وبهت افتخار میکنم .
سپاسگزارم از حس خوبی که برام با نقطه آبی خوشرنگ هدیه دادی و رزق پربرکت خدا میدونم و
با تموم قلبم دریافت کردم دلبر جان
الهی که نور بشه و برگرده به زندگی خوشگلت نازنینم
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام و هزار تا بوسه و بغل به فاطمه نازنینم
عزیزم تولدت مبارک باشه چه قدر این روزهای پاییزی زیبا با شنیدن تولد تو وسعیده نازنین زیباتر و متبرکتر میشه…فاطمه قشنگم امیدوارم که نور خدا هر لحظه و هر ثانیه بر زندگیت بتابه
هرروز قشنگتر از دیروزت باشه و به تمام خواسته ها و زیبایی های زندگیت برسی…مرسی از بابت تمام مهربونیها و تمام کامنتهایی که مثل خودت زیبا هستن…همیشه سبز باشی مهربونم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلاااااام شیدا جان عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم
قلب مهربونت می بوسم
سپاسگزارم ازتبریک زیبایی که برام نوشتی
و باقلبم خوندمش عزیزدلم
خداروشکر میکنم که تو زندگیم هستی عزیزدلم
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیات مخصوصا اسم زیبایی که داری حس خوبی به آدم میده
خداروشکر برای وجود ارزشمندت در این جهان زیبا و سایت بهشتی مون رفیق جااانم
خداروشکر برای تعهد وعملگرایی هات
خداروشکر برای تموم مهربونی هات
خداروشکر برای سخاوتمندی های نازت
شماها برای من نعمت ورحمت خداوند هستین
وتاهمیشه قدردان این نعمت الهی خواهم بود
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام فاطمه جان عزیزدلم خوش قلبم تولدت مبارک ولی با تاخیر:))) خیلی خوشحالم امروز کامنت شما و پیام استاد گلم بابت تولد شما و سعیده جان به اشتراک گذاشتی و من از خوندنش لذت بردم بازم تولدت هزاران بار مبارک باشه دختران خوب خدا موفق باشید در سایه پروردگار مهربان
سلام و عرض ادب،
من بیش از 6 ماه پیش از طریق یکی از مشتریانم ابتدا با کانال تلگرامی شما اشنا شدم و جالبه که بدونید بدون اینکه تا سه ماه وارد سایت شما بشم فقط از فایل های مختلف شما در کانال تلگرام استفاده کردم و بعد از امادگی ذهنی کامل دوره روانشناسی ثروت 1 را اواخر پاییز خریداری کردم و تا به حال سه بار کامل این دوره را گوش کرده ام و هشتاد درصد از تمرین های عملی ان را کامل انجام داده ام و جملات تاکیدی ان را بارها تکرار کرده ام .
لازم به توضیح است که بیش از 10سال است که در زمینه موفقیت انواع کتاب را مطالعه کرده ام و این دوره و اصولا باورهای اقای عباس منش مانند یک حلقه مفقوده برای من بود.
متوسط درامد من در 2 سال گذشته بیش از 20 میلیون تومان در ماه بود اما بازهم همه چیز رو متوقف کردم و انگار چیزی رو نمی دانم و این دوره را اغاز کردم و ایمان دارم با این باورهای جدید من فرصت های فوق العاده ای خواهم داشت.
در هفته های گذشته اتفاقات فوق العاده ای برای من افتاده است که این هم با باورهای جدیدی که به کار می برم اصلا برای غیر منتظره نیست اما برای دیگران باور باورنکردنی است.
جالبه بدونید که من مدیر فروش یکی از بهترین شرکت های ایران در صنایع چوب هستم و الان دارم با باورهای جدیدم بیزینس جدیدی رو استارت می زنم و منتظر خبر های خوشی باشید.
در آخر به خاطر این خود اگاهی ها ابتدا از اقای عباس منش و از همه بالاتر از خدای یگانه سپاس گزارم.
سلام بهتون تبریک میگم امیدوارم روزی برسه که کامنت دیگه ای از شما بخونم که نوشته باشید متوسط درآمدتون 200 میلیون تومن در ماه بوده است چون وقتی تمام تمرکزمان را روی خواسته ها بذاریم و نشانه ها را تایید و سپاسگزاری بکنیم ما هم در آن مدار قرار می گیریم و براحتی خلق می کنیم
سلام دوست عزیز ان شاءالله هر جا که هستی سلامت و پایدار باشی برات آرزوی موفقیت میکنم چون دوست دارم همیشه انرژی مثبت بدم به همه به این اعتقاد دارم که هر انرژی مثبتی تأثیر به سزایی در زندگی انسان نقش میبنده.
خوبیتون بی کران،زندگیتون پر از لحظات خود و خدا خواسته.
سلام.
بسیار ممنونم از استاد جان و مریم جانم،
برای آپدیت فایلهای گفتگو با دوستان، و تبدیلش به پروژه تغییر رو در آغوش بگیر.
بسیار خوشحال شدم که امروز بارگزاری شد فایل دستور العمل و قسمت اول.
از خدا کمک و حمایت میخوام که پا به پای این پروژه ی جدید جلو بیام، گوش بدم، درک کنم، کامنت بنویسم، کامنت بخونم.
و در انتهای پروژه حس کنم بهبود پیدا کردم.
الهی به امید خودت.
در ابتدا، چندین بار فایل دستور العمل رو گوش دادم تا گاردم با تغییر و صحبت های فایل، شکسته بشه.
من وقتی چالش یا تغییر میاد تو زندگیم، گاهی میترسم، واکنش گرا عمل میکنم.
گاهی دنبال راه حل میگردم و بهبود ایجاد میکنم.
یادم نمیاد واسه تغییرات پیش قدم باشم.
اصولا اومدن تو زندگیم، بعد من فکر راه حل افتادم.
گاهی با ارامش دنبال راه حل بودم،
و گاهی با ترس و اضطراب و عجله دنبال راه حل بودم.
سمانه به دو قسمت تبدیل میشه.
سمانه قبل از سال 99 و آغاز کار کردن روی خودم با فایلهای استاد.
و سمانه بعدش تا الان.
هر چی جلوتر اومدم، بهبودهام بیشتر شده، در شخصیتم بهبود ایجاد شده ریز ریز.
و الان
هنوزم میترسم اولش وقتی یه تضاد و چالش میاد سر راهم، ولی بعد قسمت گفتگوی ذهنیم وارد عمل میشه که خب بیا بشینیم پای میز مذاکره:
چی شده؟
چرا؟
حالا چی؟
چکار کنم؟
چطوری حلش کنم؟
من چند وجه دارم.
همونطور که بعضی مسایل رو حل میکنم،
بعضی مسایل رو حل نمیکنم، پشت گوش میندازم.
ولی فعلا حضور ذهن ندارم چیزی رو که باعث اسیب جدی بهم شده باشه بی توجهی به تغییر.
بین 4 گروه، من به گروه دو و سه نزدیکترم.
هدایت شدم به احساس لیاقت.
امروزم دوباره از زبون استاد، مستقیم دعوت شدم به مرور دوره احساس لیاقت.
این دیگه خیلی شفاف و مستقیمه و دوست دارم همزمان این دو تا پروژه رو جلو ببرم.
همونطور که استاد گفتن یه قسمت پروژه تغییر یه قسمت احساس لیاقت…
الهی به امید خودت.
دوست دارم کامنت بچه ها رو بخونم تا ذهنم بازتر شه نسبت به این فایل و در ادامه ی مسیر.
تو همین پله ی اول،
از خدا میخوام بهم نظم، استمرار، تلاش، پشتکار بده برای مسیر این پروژه و بهتر شدن خودم نسبت به قبلم.
خدایا کمکم کن و هدایتم کن، بهم ایده بده، که درون خودم رو بهتر ببینم و کشف کنم، مثال بزنم و باعث بهبود خودم بشم.
همینطور برای همه ی دوستانم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت