مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    گمنام گفته:
    مدت عضویت: 1799 روز

    خدای مهربانم از تپاسگزارم که مرا به سوی این فایل هدایتم کردی ..چیزی ک در خودم احساس کردم این بود ک باید عزت نفس خودم را پرورش بدهم…چقدر من ارزش خودم را ب عوامل بیرونی گره میزدم اینکه باید برای این ک ارزشمند ب نظر برسی باید فلان لباس رو بپوشید..فلان ماشین سوار شی…فلان خونه رو داشته باشی..فلان رشته تاپ درس بخونی

    و فلان درآمد رو داشته باشی من چقدر جاهل بودم ک ارزش خودم رو ب اینها گره میزدم…من آدم ارزشمندی هستم…بخاطر اینکه من تکه ای از وجود خداوند هستم خداوند مرا دوست دارد

    و من ارزشمند هستم…من لیاقت زندگی در بهترین مکان ها رو دارم…من لیاقت تحصیل در بهترین رشته هارو دارم…من آدم لایقی هستم…آنچه ک درون خودم یافتم این بود ک من..1)احساس قربانی بودن میکردم و میخواستم ک همه ب من ترحم کنند…ک ب لطف خداوند بزرگ این احساس داره خیلی کم میشه2)احساس گناه بخاطر اشتباهاتی…بخاطر اینکه برنامم رو خوب انجام نمی‌دادم یا اشتباهاتی احساس گناه میکردم

    و این باعث میشد کار های مثبتی ک انجام دادم رو هم اصلا نبینم….

    3)همیشه تلاش میکردم تایید دیگران رو بدست بیاورم ک این هم یک باور اشتباهی بود

    آنقدر این باور در بچگی در من نهادینه شده بود ک من خودم رو ب در و دیوار میکوبیدم تا بقیه من رو ببینند و من توی هر جمعی بهترین باشم و اگر اینگونه نبود من احساس خوبی نسبت ب خودم نداشتم …اینقدر این باور قوی شده بود در من ک با وجود کار کردن روی خودم هنوز هم اثرات اون هست….4)احساس لیاقت

    من خیلی جاها احساس لیاقت رو از دست دادم و این خیلی بد هست

    5)کمالگرایی منفی داشتم وقتی ی کاری اینطور ک میخواستم پیش نمی‌رفت دچار حس عذاب وجدان میشدم

    وب خودم برچسب تنبل بودن میزدم

    من عزیزم ازتو میخواهم ک مرا ببخشی بخاطر همه روزهایی کتلاش کردی و من از تو تشکر نکردم

    مهربانم ازتو میخواهم مراببخشی بخاطر همه برچسب های ک ب تو زدم

    بخاطر همه جاهایی ک اجازه دادم دیگران بهت بی احترامی کنند

    بخاطر همه جا هوایی ک تو رو پیش دیگران کوچیک کردم

    مهربونم عشق خوشگلم دختر خوبم

    از تو میخام ببخشی ک جاهایی رفتار سبکی کردم ک تو کوچیک بشی یا حرفی زدم ک تو کوچیک بشی

    عشق خوشگلم از تو معذرت میخام چون جاهای با آدمهایی رفیق شدم ک سطح تو رو پایین آوردند

    مهربان جانم ببخشید ک حرفهای بدی ب زبان آوردم ک تو کوچیک شدی

    خوشگلم ببخش جاهایی ک بخاطر اینکه خودمو خوب نشون بدم مجبور شدم کارهایی بکنم ک تو اذیت بشی

    مهربانم ببخش اگه جاهایی نتونستم ن بگم و تو اذیت شدی

    خوشگلم ببخش اگه جاهایی چیزی ک میخواستی رو برات نگرفتم خوشگلم

    دوستت دارم و برات ارزش زیادی قائلم

    همین قدر ک تلاشت رو کردی برام یه دنیا می ارزه مهربونم

    ممنونم ک اون همه روز صبح زود پا شدی رفتی…شب برگشتی مهربونم مرسی ک اون همهروز تو اتاق نشستی

    مرسی ک اون همه روز میرفتی شب برمیگشتی تنهایی رفتی و جاهایی رفتی ک هیچکس کنارت نبود و از جاهایی عبور کردی ک هیچ کس کنارت نبود واقعا دمت گرم دخترم

    نفس مهربانم ببخش اگه تصاویر بدی رو توی ذهنت آوردم ببخش اگه فیلم های بدی نگاه کردم ببخش اگه آهنگ های بدی نگاه کردم

    ببخش ک همه اینها باعث شد تو ب چیزهایی فک کنی ک همگام با مسیرت نبود ببخش عشق خوشگلم

    ببخش ک قدر دانی نبودم و هر کس هرچی راجبت میگفت سریع باور میکردم

    ببخش ک از بدبختی حرف زدم ببخش ک اجازه دادم آدمها بهت ترحم کنند و سطح تو رو پایین بیارن

    ببخش ک پیش هر کس و تاکسی اشک ریختم

    ببخش ک التماس کردم

    ببخش ک پیش هر کسی حرف های تو رو زدم خیلی دوستت دارم

    خیلی دوستت دارم دختر مهربونم

    اصلا تو هیچ کاری هم نکنی برای من ارزشمند هستی

    دوستت دارم

    ممنونم ک همه راه ها رو برای موفق شدن امتحان میکنی

    ممنونم ک ب فکر هستی

    ممنونم کتلاش میکنی

    ممنونم گرفتی وارد ناشناخته ها شدی و برای اولین بار توی عمرت کار کردی

    خوشگلم من نمیخام تو سری خور باشی

    عشق مهربانم خیلی دوستت دارم

    ببخش ک توی ذهنم به یه سری ها قدرت دادم و اونها رو برتر از تو دونستم

    ببخش ک تو رو کوچیک کردم

    ببخش توجهم رو گذاشتم رو نازیبایی ها

    عشق مهربانم ببخش ک تو رو هر جایی بردم

    دوستت دارو دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1544 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    استاد تاکید داشتند که دوره های عزت نفس و راهنمای عملی دستیابی به رویاها دوره های پایه و اساسی هستند که باید از ابتدا شنیده شوند زیرا عزت نفس به معنای باور داشتن به خداوند و توانایی های خودمان ارزش قائل شدن برای خود و دیگران و داشتن احساس لیاقت در این دوره بیان شده و اگر دلایل موفق شدن را در یک کفه و عزت نفس را در کفه دیگر بگذاریم عزت نفس بسیار موثرتر است. پس از ان دوره های ثروت که باید به ترتیب گوش داده شود و دوره عشق و مودت که حتما دوره عزت نفس باید پیش از ان شنیده شده باشد. دوره جهان بینی توحیدی نیز تمام مطالب استاد را با وضوح بیشتری بیان می کند.

    کسانی که دوره روان شناسی ثروت را گوش می دهند علاوه بر موفقیتهای مالی و کسب ثروت از ضررهای مالی نیز جلوگیری خواهند کرد. هر گونه شرکتی که به ما وعده ثروت بیشتر را می دهد کلاه برداری بوده و جزء ترفند پونزی محسوب می شود که این ترفند در سراسر دنیا رواج داشته زیرا افراد عجول و طمع کار هستند و قوانین را به درستی درک نکرده اند اگر قانون تکامل را به درستی درک کنیم هیچگاه به سراغ چنین افراد و شرکتهایی نخواهیم رفت و بیشتر افراد فقیر و کشورهای جهان سوم جذب چنین شرکتهایی می شوند.

    ایده هایی که به ذهن ما می رسد باید متناسب با شرایط و امکانات ما بوده و نیاز به هیچ گونه پول اضافه نداشته باشد و اگر چنین بود باید ان را کنار گذاشته و به ایده هایی عمل کنیم که متناسب با شرایط و امکانات کنونی ما است.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مهدی اکبر گفته:
    مدت عضویت: 1674 روز

    به نام خداوند مهربان

    خدایی که هر لحظه حواسش بهمون هست، ما و میبینه، صدای مارو میشنوه و مارو هدایت میکنه.

    سلام به دوستان و استاد عزیزم.

    امشب که این فایلو گوش دادم، توی شرایطی بودم که احساس گناه داشتم، ذهنم پر از نجوا بود، و با خودم میگفتم که نکنه نشه. نکنه من نتونم شرایطم رو بهبود بدم.

    داشتم کامنت یکی از دوستان زیر همین فایل رو میخوندم که در مورد ایمان و تسلیم بودن نوشته بودن.

    همون لحظه ندایی توی دلم گفت، مهدی! ایمان چیه؟

    تسلیم بودن، توکل، صبر.

    اینکه حتی اگر در شرایطی بودیم که خیلی جالب به نظر نمیاد، ذهنمون نجوا میکنه، و میخوایم ناامید بشیم؛‌ صبر کنیم، ایمانمون رو حفظ کنیم، و بدونیم که خدا هدایتمون میکنه و ما فقط باید به هدایت ها گوش بدیم.

    خب شاید بگید اینو که همه میدونیم و استاد هم هزاران بار گفتن، ولی نکته اینجاس که ما خیلی وقت ها میشنویم ولی درک نمیکنیم، عمل نمیکنیم.

    من وقتی خودمو بررسی میکنم میبینم که نمودار زندگیم همیشه سینوسی بوده. یه مدت روی خودم کار کردم و مسیر رو به جلو بوده ولی بعد مدتی به خاطر عاداتی بد که خیلی نشتی انرژی داشتن برای من استپ کردم و مسیر رو به عقب رفتم واین بالا و پایین شدنا همیشه باعث شده سرعت پیشرفتم خیییلی کم بشه. و جالب اینجاست که وقتی روی خودم مار میکنم همیشه میگم خدایا من به تو ایمان دارم، ولی به محضی که نجوا ها سراغم میومدن سریعا جا میزدم و میرفتم سراغ مسیر غلط.

    و همیشه به خدا میگفتم پس من که ایمان آوردم، پس چرا همیشه مسیرو گم میکنم، پس چرا این ایمان عمل نمیکنه. ولی نگو که این ایمان تو خالی بوده، ایمان عملی نبوده.

    خلاصه که امروز ایمان رو بهتر درک کردم. مطمئنم این خودش یه پیشرفته و دلیلش هم اینه که دارم بیشتر تسلیم میشم و از خدا میخوام هدایتم کنه.

    خدایا ممنونم ازت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1544 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    شما چه ترس هایی داشتید که بر آنها غلبه کرده اید؟

    همه ی ما:

    -ترس هایی در وجود خود داریم

    -ترس ها همواره همراه ما هستند

    -هیچ زمانی ترس ها از بین نخواهند رفت

    -با وجود ترسها باید اقدام کنیم

    پیامبران:

    -با وجود ترس با توکل به خداوند حرکت می کردند

    زمانی که خواسته ای داریم و تحقق آن برایمان حائز اهمیت است:

    *باید بهای آن را بپردازیم

    *باید ایمان خود را نشان دهیم

    *باید مسائل رخ داده شده را حل کنیم

    عزت نفس ایمان به خداوند و توکل به ما کمک می کند:

    با جسارت و شجاعت از محدوده امن خود خارج شده و پا در دل موقعیت های جدید بگذاریم

    اجازه ندهیم:

    -ترس ها و محدودیت ها بر ما غلبه کنند

    -به محض اینکه احساس کردیم باید تغییری به هر شکلی ایجاد شود اقدام به انجام آن کنیم

    از تغییر : ترس خاصی ندارم

    چرا؟

    چون:

    -ترس ها توهم هستند

    -ترس ها تنها باعث می شوند جلوی حرکت کردن و قدم برداشتن گرفته شود

    زمانی که از مسئله ای می ترسیم:

    سعی کنیم با آن درگیر شویم

    ترس نگرانی تردید و دودلی:

    -ابزار شیطان هستند

    -کسب و کار شیطان است

    ما:

    -باید بر ترس های خود غلبه کنیم

    -ایمان خود را تقویت کنیم

    -عزت نفس خود را افزایش دهیم

    با ایجاد باورهای درست:

    -هیچ ترسی وجود ندارد

    -تمام ترس ها توهم هستند

    به تدریج با کار کردن بر روی باورهای خود:

    به نقطه ای دست میابیم که هیچ ترسی از هیچ چیز نداریم

    یکی از ترس های همه ی ما:

    -ترس از حرف مردم است که تبدیل به:

    -پاشنه ی آشیل برای همه ی ما شده است

    -باید تا پایان عمر بر روی آن کار کنیم

    پاشنه ی آشیل هیچ گاه به صورت کامل از بین نمی رود:

    -تنها بهبود میابند

    اگر گمان کنیم پاشنه های آشیل برطرف شده است:

    -برای برطرف کردن آن اقدامی انجام نمی دهیم

    یکی دیگر از ترس هایی که همه ی ما درگیر آن هستیم:

    -ترس از تغییر است

    استاد همواره: از تمام تغییرات به خوبی استقبال می کنند

    به شرایط و موقعیت خود: به صورت ایستا نگاه نکنیم شرایط و موقعیت در هر لحظه در حال تغییر و دگرگونی است

    خداوند همواره وجود دارد:

    به محض تغییر شرایط می توانیم حتی شرایط را از قبل نیز بهتر کنیم

    پس ترسی در این زمینه وجود ندارد

    ترس های متافیزیکی مثل ترس از جن چشم زخم:

    برای استاد به هیچ وجه وجود ندارد

    ترس از دوران پیری بیماری تنهایی ترک اشخاص:

    برای استاد به هیچ وجه وجود ندارد

    به محض تغییر ترس هایمان:

    *نتایج در زندگیمان پدیدار می شود

    هیچ یک از ما ضد ضربه نیستیم به محض کار نکردن بر ترس هایمان کار نکردن بر روی ایمانمان عدم کنترل ورودی ها:

    -ترس ها دوباره در درونمان پدیدار می شوند

    -ترس ها قدرت حرکت را از ما می گیرد

    در مورد شرکت هایی که وعده ی سریع ثروتمند شدن را به ما می دهند توضیح دهید؟

    افرادی که از دوره های روان شناسی ثروت استفاده می کنند:

    -علاوه بر اینکه به کسب درآمد دست میابند

    -بسیاری از ضررهای مالی را متحمل نمی شوند

    هر بار به عناوین مختلف:

    شرکت هایی تحت این شرط پدیدار می شوند که: وعده ی ساختن پول بالاتر از عرف بازار با پول افراد را به انها باز می گردانند

    ترفند پونزی:

    -شرکت هایی هستند که تحت این شرط کار می کنند

    این ترفند:

    در گذشته جوابگو بوده اکنون و در آینده هم جوابگو خواهد بود

    افراد با داشتن ذهن فقیر:

    -در دام این اشخاص یا شرکت ها گرفتار می شوند

    کشورهای جهان سوم:

    -در دام چنین اشخاص یا شرکت هایی گرفتار می شوند

    افراد در مدار فقر و کمبود:

    -به سمت چنین اشخاص و سازمان هایی هدایت می شوند

    افراد با داشتن ذهن ثروتمند:

    -هرگز در دام چنین اشخاص و شرکت هایی گرفتار نمی شوند

    -همواره در مدار ثروت قرار دارند

    حرص طمع عجله انتظار یک شبه ثروتمند شدن یک دفعه طی کردن مدارها عدم درک قوانین الهی عدم رعایت قانون تکامل:

    -باعث گرفتار شدن افراد در دام این دسته از اشخاص یا سازمان ها خواهد شد

    همواره سعی کنیم:

    -به قوانین الهی عمل کنیم

    کلیت ترفند پونزی:

    -ادعا دارند به دلایلی خاص می توانند سود بیشتری از سود معمول بازار به افراد پرداخت کنند

    این دلایل می تواند:

    متعدد و بی انتها باشند:

    -ایده ی جدید

    -اختراع جدید

    -سرمایه گذاری جدید

    به هر ترتیبی گفته هایی این چنین از هر شخص یا سازمانی شنیده ایم:

    -آن ها را نادیده بگیریم

    -اجازه ندهیم آنها با سخنانشان ما را وسوسه کنند

    ترفند پونزی:

    به اشکال مختلف وجود دارد هر وعده ی مالی که از عرف بازار به هر شکلی بیشتر باشد ترفند پونزی محسوب می شود

    با درک قانون تکامل:

    می توانیم از 99 درصد از خطاها و اشتباهات جلوگیری کنیم

    استمراردر مسیر درست ایجاد باورهای مناسب پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب مقاومت و ترمز ذهنی نداشتن کنترل ورودی های ذهن به حرف های عموم جامعه توجه نشان ندادن :

    کلید خوشبختی کلید سعادت کلید ثروتمند شدن است

    خداوند می فرمایید:

    -حرف های لهو را نشنوید

    -در جمع های لهو شرکت نکنید

    پیامبر اسلام:

    تکامل خود را به درستی طی کرده تا ظرف درونی او برای دریافت الهامات الهی رشد کرده است

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مرضیه رحیم زاده گفته:
    مدت عضویت: 710 روز

    سلام استاد عزیز

    من درباره ترس بگم من کلا در خانواده ای بزرگ شدم که خیلی ترس بر من عالی بود تا جایی که در کودکی از ترس شب تشنج کردم چندبار وقتی بزرگتر شدم با آگاهی و شناختی که پیدا کردم و تغییر کردن محیط زندگیم ترس هام خیلی کمتر شده ولی بقول شما این پاشنه آشیل من هست وقتی بهش آگاه شدم که ترس من چیه و چطور باید باهاش رفتار کنم و چطور داره به زندگی من و خانواده ام لطمه میزنه همیشه دنبال راه حل بودم و به نسبت راه حل ها پیشرفت من بیشتر شده و تری هام کمتر

    بیشترین رشد من در دوره عزت نفس بود که خداوند هدایتم کرد و اون دوره رو خریدم و از اون ببعد راحتر بر ترس هام غلبه میکنم البته ترس های کوچک و کم کم ترس های بزرگتر

    خیلی راحت الان تا ی موضوعی پیش میاد و متوجه میشم این ترسه و الکیه میگم انجامش بده و الان خیلی راحتر شده و بخش زیادی از ترس هام نیست و این شجاعت بیشتر از همه برای خودم لذت بخش و ل امش آفرین بود و اینکه گفتین ترس مثل توهمه واقعا من اینو فهمیدم و این حرف تون خیلی قشنگ بود واقعا ترس ها توهم هستن توخالی هستن هیچی توشون نیست کافی بری توش می بینی هیچی نیست محو میشن دوره عزت نفس واقعا عالیه

    ببخشید شاید برخی کلمات بد تایپ کردم خوندم دوباره پیامم سخته برام بازم عذر میخوام اگر جایی بد تا شده

    یپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نفیسه حسینی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3650 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام سلام سلام به بهشت روی زمین

    شکرگزار خداوندم از حضورم اینجا ، بودن این بهشت و هدایتم ، و حضور دست بی نظیر الهی و بیان آگاهی های الهی به بهترین شکل .

    استاد واقعا در این فایل به جایگاه فعلی تون ، میزان تغییرات تون از قبل تا الان و قوی و ریشه ای بودن نگاه و باور توحیدی شما رو از قبل بیشتر حس میکنم چرا که انقدر تغییرات رو پذیرفتید پیش رفتید و خلق کردید هر آنچه دوست داشتید و لذت میبرید

    و بسیار اتفاق زیبایی هست که چنین الگوی بی نظیری رو میبینم ، یاد میگیرم ‌الهی شکر

    و چ باور زیبا و قوی هست اینکه اگر اعتبار ، ثروت ، شهرت و .‌.. نباشد تغییر کند ، خلق میکنم ، راه پیدا میکنم و خداوند هدایت میکند باور ب توانمندی خودمان ، عزت نفس داشتن ، نگاه توحیدی ریشه دار

    چقدر تسلیم بودن ، رهایی ، توکل در این حس و باور هست .

    و چقدر این نگاه دنیا رو زیباتر میکند چقدر آدم های این مدار رو قوی تر میکند

    و آدمی با این باور واقعا در یک نوع جنس مدار و فرکانس هست ک واقعا درصد کمی از افراد درک کردن

    یک مثال از صحبتهای استاد ک همیشه گوشه ذهنم هست برای زمانی هست که بخاطر برخی اتفاقات در ایران و تغییرات و … به استاد میگفتن اگر به هر دلیلی شرایط تغییر کرد و شما به ایران برگشتید (سالهای قبل این صحبت شده بود) راهکار شما چیه ، چ خواهید کرد ؟ و پاسخ استاد این بود ک بنا ب شرایط چنین اتفاقی پیش بیاد میپذیرن و فارغ از صحبت های کلی باز هم مسیر وراه خودشون رو میرن و برایشان این تفاوت فضا ک آمریکا و ایران تفاوت ندارد و با توجه باورهای الهی و نگاه توحیدی شرایط دلخواه رو خلق می‌کنند ، ک البته استاد این موضوع را در عمل نشان دادن ولی همیشه این موضوع در ذهنم هست و در دوره روانشناسی ثروت 1هم خیلی قوی در موردش صحبت شده ، اما این نگاه توحیدی اصل همیشه گوشه ذهنم هست ک در هر جا ، هر شرایط ، فقط از خداوند هدایت بگیرم و شرایط دلخواهم را خلق کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2062 روز

    الف) تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید. منظور از ترفند پونزی، هر ترفندی است که:

    اگر شما هم چنین تجربیاتی دارید، در بخش نظرات بنویسید چه درسهایی از این تجربیات تلخ گرفتید و چگونه از این درسها برای رسیدن به نتایج پایدار استفاده کرده اید؟

    سلام به همه ی دوستان عزیزم ، من یک بار درگیر این ترفند شدم و کلن باعث اشنایی من با قانون و حذف کلی آدم از اطرافم ک بعد آشنا شدنم با سایت شد ، ضرری برام به هیچ عنوان نداشت و یک محصول زیبا رو خرید کردم که هنوزم دارم ، ولی دفعه بعدی اتفاقا با قانون آشنا بودم و دوباره گول این ترفند رو خوردم

    این دفعه دقیقا به یک شیوه دیگه ، دفعه اول میگفتن ما صنایع دستی میخوایم ببروشیم و شما کمک میکنین به هنرمندها ، و دفعه ی دوم میگفتن ما کار تو فارکس رو بلدیم و خونه و ساختمان و این چیزا میسازیم با این پولا و سودشونو به شما میدیم

    خداروشکر خداروشکر من تو هر کدوم از این شرکت ها رفتم پولی که دادم زیاد نبود و به کسی هم بدهکار نشدم کلن ولی هر دو شرکت بعد از مدتی از هم پاشیدین و تموم شدن رفتن

    ولی بهونه‌ی من برای پیوستن به شرکت دوم جذاب بود میگفتم خوب این فرصتو خدا هدایت کرده سمتم و حتما باید برم دیگه ، من ازش درآمد بالاتر خواستم اینم درآمدش دلاریه خب این هدایت خداست دیگه ولی خب بعدها فهمیدم هدایت خدا برای ذهنیت فقیر من دقیقا همون فرصت بوده تا به فقر بیشتر هدایت بشم

    از اونجایی که دوبار من این تجربه رو داشتم و از اونجایی که حتی بهونه ی ذهنم برای دفعه ی دوم رو یادمه ، فکر میکنم بهتر طمع نمیکنم تو این موقعیت ها و البته من کلن علاقه دارم تمرکزم رو علاقم باشه و جایی دیگه ای پخش نشه پس قطعا دفعه های بعدی به یاد میارم ترفند پونزی رو و دیگه ملحق نمیشم بهشون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    نوشین پورشفقی گفته:
    مدت عضویت: 1965 روز

    سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته نازنین

    چه خرسندم که در این مسیر توحیدی قرار دارم

    چه خرسندتر از این که الگو من شما بزرگواران هستید.

    چه احساس خوبی دارم از اینکه در اولین درجه پذیرش اینکه خالق زندگی خودم هستم.‌

    جا داره تو همین جا اعتراف کنم روانشناسی ثروت یه پکیچی هست از همه دوره ها …

    یا شایدم برای من این طور بوده و هست.

    من برای اینکه این دوره پیش ببرم سه سال داره ذره ذره باور هام شکل میدم و کار میکنم و هنوز اون نتیجه مطلوب و نگرفتم و البته جا نمونه که هنوز در وسط های راهم…

    این هم زمان شدن باعث شده پاشنه های آشیلم پیدا کنم غلبه کنم بر ترس هایی که از حرف مردم داشتم و جرأت و جسارت نه گفتن نداشتم و حرص خوردن و حرف برداشتن از اطرافیان که در نتیجه باعث شد دوره عزت نفس کار کردم

    طمع کردن و دست و پا زدن از این که نصف درکی که من از زندگی دارم بقیه ندارن چرا به جایی نمی رسم دوره کشف قوانین کار کردم تا به صلح با خودم برسم.

    بهای همه استرس ها و ناکامی هام با بیماری سختی گذروندم که نتیجه اش شد دوره طلایی قانون سلامتی

    این که، اگه به نتیجه مطلوب نرسیدم ولی خوشحالم چون میدونم تو راه دریافت به نعمت های بیشتری هستم .چون قانون هیچ وقت تغییر نمیکنه ومن در هر لحظه می تونم با آگاهی ها کسبش کنم،تو این خانواده بزرگ عباس منش تو این جمع دوست داشتنی با الگویی مثل استاد و بانو شایسته حتماً دریافت میکنم فقط کافیه حالم خوب نگهدارم و ورودی هام کنترل کنم

    تصمیم داشتم مصاحبه های استاد گوش بدم که با نو شایسته نازنین این لطف در حق من چندین هزار نفر از عزیزان انجام داد تا به لطف و یاری خداوند تو روز چهارم از مهاجرت به مدار بالاتر شدم و این همزمانی که دارم کار میکنم رو خودم چرا استوپ زدم نتیجه اش شد این دوره گام به گام ،از این بابت میگم دوره چون پر از قوانین که تو دوره ها داریم جز به جز کار میکنیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2030 روز

    بنام خدای مهربان

    کامنت دوم

    تمرین؛تمرین؛تمرین

    تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید.

    تقریبا یک ماه پیش من با یه شرکتی آشنا شدم ک کارش بازاریابی شبکه ای بود فروش آنلاین محصولات پوست و مو و بدن

    کلاسها آنلاین برگزار می‌شد و روزی می‌شد چن جلسه هم برگزار می کردن

    من 3 تا پشتیبان داشتم و ک هرکدوم ب نحوی سعی می‌کرد منو تحت تاثیر قرار بده

    ک چقد عالیه

    چقد زود میتونی رشد کنی

    پول بسازی

    حامی بشی

    گروه بزنی

    و…

    و محصولات و معرفی میکردن و هرکدوم هم کلی از مزایاش میگفتن ک عالیه

    و آموزش ترفند فروش و تکنیک فروش و ..

    رو آموزش میگفتن ک تو باید زرنگ باشی با طرز حرف زدنت مشتری رو جذب کنی

    وگرنه مشتری تو میبرن و..

    خلاصه من هی داشتم از مسیر خودم دورتر میشدم و درونم میگفت ک ی چیزی ایراد داره

    چرا باید خودت با اکانت فیک پیام بدی ب خودت و از محصولات قدردانی کنی..

    و پست رضایت مشتری درست کنی و‌.

    خلاصه و چون من هنوز تازه آشنا شده بودم میگفتن خودت خرید بزن از محصولات استفاده کن بعد بده ب بقیه ب عنوان تستر

    آقا من کل پولی ک داشتم 1 ونیم بود ک همه شو خرید زدم

    و سفارشم بعد 10 روز ب دستم رسید ک تقریبا میشد یک ماه ک من با این گروه آشنا شده بودم

    وقتی از محصولات استفاده کردم دیدم اصن کیفیت ندارن اون چیزی ک میگفتن نبود

    همه ش قومپوز الکی بود

    چقد لایو الکی برگزار میکردن ک یکی شو 10 دقیقه نتونستم تحمل کنم

    چون قشنگ داشت بهت توهین می‌کرد

    قبلش چقد تعریف کرده بودم از محصولات پیش خواهرهام و آشناها

    حتی برای جذب مشتری ب کسایی زنگ زدم ک آگاهانه ارتباطم و باهاشون قط کرده بودم

    چون درمدار مناسبی نبودن

    واین درس بزرگی برای من داشت

    اولا ،تا از چیزی مطمئن نشدی دست ب اقدام نزن

    دوما، هرجا حس کردی ک مسیرت اشتباهه همونجا دست نگهدار و از اون مسیر خارج جو

    و قلبت بهت میگه چی درسته و جی غلط

    و ی چیزی ک امروز متوجه شدم این بود ک:

    من خییییلی عجله دارم ک از لحاظ مالی نتیجه بگیرم و خییلی هم زود میخوام این روند طی بشه و یهویی ب خواسته ام برسم

    چرا؟؟؟

    چون ب بقیه ثابت کنم ک مسیر من درست بود و شما اشتباه فکر می‌کردید

    چون بقیه تایید م کنن

    و ازم تعریف کنن

    نیاز ب تحسین و توجه

    و برای همین چند کارو عوض کردم

    چرااا چون فکر میکردم ی کار خاص میتونه منو ب ثروت برسونه

    از کار تو مرکز مو

    از کار تو مرکز پوست

    کارآموزی تو عکاسی اونم یک هفته خخخخخ

    بهم گفتن باید2 سال کارآموز باشی تا یاد بگیری و مسلط بشی

    خوب ک فکر کردم دیدم ارزش نداره این همه وقت بزارم اونم بدون دستمزد

    چون علاقه نداشتم دیگه نرفتم

    کار تو کارگاه خیاطی چون ساعت کاریش زیاد بود نرفتم

    و آخری هم همین شرکت بازاریابی

    امروز آجیم زنگ زد گفت زکیه ی دوره آموزش دوخت لباس زیر گرفتم خییلی راحته

    راحت میتونی بدوزی و بفروشی

    بعد ذهنم شروع کرد ب حرف زدن

    اررره راست میگه از این دوره ی مجلسی ک راحتتره و ساده اس

    و راحت هم میتونی بفروشی

    ی کم ذهنم درگیر شد ک ایده ی بدی نیست

    بعد ک رفتم تو غار حرای خودم اتاق مخصوصم

    ب خودم گفتم زکییییییی

    تو مگه نگفتی دیگه این شاخه اون شاخه نمیکنی

    مگه هرکاری تکامل خودشو نمیخواد

    مگه هرشغلی پتانسیل ثروت ساختن و نداره

    مگه تعهد ندادی ک قدم ب قدم پیش بری و دیگه تمرکزت رو یکجا بزاری لیزری

    حالا هم قبل هرکاری باید باورت و درست کنی

    و بعد خداوند بهت الهام میکنه تو مسیر ک چ قدمی برداری

    و چ ایده ای و عملی کنی

    در زمان مناسب ب خواسته ات میرسی

    درمورد قسمت دوم تمرین،

    موقعی ک دانشجو بودم سال 93

    یکی از استادهامون گفت ک تو ی موسسه سرمایگذاری کرده ، ک 100 میلیون ازش پول بردن

    گفت اول خوب سود پولها رو میدادن و برای همین اعتماد کردم و پول قرض کردم و بیشتر دادم بهشون ک یکباره نیست شدن

    سالن 97 هم صاحب سالنی ک توش کار می‌کردم 50 میلیون داد ب یکی از مشتری های ثابتش ک سرمایه گذاری کنه براش.

    خود ایشونم بنده خدا طعمه بود

    و سرکار گذاشته بودنش

    همسرش و دوست همسرس

    یادمه ب منشی سالن هم گفتن ک اونم ب شوهرش زنگ زد و 10 تومن ک کل دارایش بود و فرستاد براش

    ولی بعد یک ساعت شوهرمنشی زنگ زد پشیمون شد و گفت پولو پس بده نمیخوام

    و خداروشکر اون پولشو پس گرفت

    و حتی پسر دایی خودم دوسال پیش 50 تومن داده بود ب یکی از آشناهامون ک براش سرمایه گذاری کنه ک پولش رفت

    چرا تمام کسایی ک دچار ترفند پونزی میشن فقرا هستند

    و چرا همه جز جهان سوم هستن

    بخاطر مداری ک درش قرار دارن

    بخاطر باور کمبودی ک دارن

    چون میگن همین یک فرصته دیگه تکرار نمیشه

    بخاطر حرص و طمع و آز

    واقعا مثال های استاد وسوسه انگیز بود.

    اگه منم بودم گرفتار میشدم

    چرا تروتمندا اغوا نمیشن

    چون اینقدددد باور ب فراوانی دارن

    اینقد موقعیت های عالی و شرایط خوب دارن ک اینا اغوا شون نمیکنه

    و درمدارشون نیستن

    چون در مدار خداوند آن

    و خداوند منشا تمام ثروتها و نعمتها و خوشبختی و سعادت و امیده

    و ثروت چقددد معنویه

    چقد زیباست

    چقد الهیه

    جقددد آرامش بخشه

    خدایا هدایتم کن ب راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2030 روز

    بنام فرمانروای کیهان قادر مطلق

    سلام ب همگی

    کامنت سوم من

    این گام خییلی برای من آگاهی های ارزشمندی داشت و همه ش خدا خدا میکردم

    ک امروز وقت بیشتری داشته باشم

    تا بیشتر کامنتهاشو بخونم

    مخصوصا کامنت بعضی از دوستان و ک میخوندم در مورد ترس هاشون ب راحتی نوشته بودن

    و با صداقت تمام

    و پیش خودم میگفتم چطور اینقد راحت میتونن بگن ترسها شون رو

    یا بهتر بگم چطور اینقدر خوب خودشون و ترسهاشون و میشناسن

    من خیلی فکر کردم امروز ک چ ترس هایی دارم

    حتی امروز ک مادرم تماس گرفت با پدر ک قرار خانواده ی داییم بیان خونه مون

    ذهنم شر‌وع کرد ب مرور خاطرات و قدرت دادن ب آدم ها و ضعیف و قربانی جلوه دادن خودم و ی دادگاهی تشکیل داده بود

    و همه رو مقصر می‌کرد الا خود لامصبش و

    اینقد ک دیگه کلافه شدم

    گفتم خدایا من خودمو ب تو میسپارم

    تو عالمی

    تو آگاهی

    تو ب اسرار همه ی قلبها آگاهی

    تو میدونی چی تو دلم داره میگذره

    و من جی میخوام

    خودت هدایتم کن

    و در زمان مناسب منو همدار کن با خواسته ام

    اعتراف میکنم ک من میترسم از تکرار تجربه ی شکستم تو بحث ازدواج

    بهم خوردن نامزدیم

    البته اون اتفاق بخاطر فرکانس داغون خودم و باورهای عدم ارزشمندی م تو گذشته بود.

    ک هنوز با قانون آشنا نشده بودم

    ولی الان ک میدونم خودم اون شرایط و خلق کردم ب واسطه افکارم

    والان با تغییر افکار ،مدار و فرکانسم هرگز اون اتفاق تکرار نمیشه تا زمانی ک دارم روی خودم کار میکنم ولی این ترسه هست

    ک خودش شرک محسوب میشه

    من ترس دارم از حرف مردم

    اینکه قضاوتم کنن

    من ترس دارم از بی پولی

    از نرسیدن ب خواسته هام

    ترس دارم از اینکه طرد بشم و دوستم نداشته باشن

    از مرگ میترسم هر چند ی کم بهتر شدم.

    از مار ب شدت میترسیدم ک خداروشکر ی ذره بهتر شدم

    از شب تنها بیرون رفتن میترسم

    از محیط های جدید

    از حرف زدن تو جمع

    ابراز وجود

    از مسخره شدن

    البته ی کوچولو بهتر شدم

    پلی خعععععلی جای کار دارم

    ولی دلم روشنه ب این مسیر

    چون همین ک اینجام و خداوند هدایتم کرده

    خودش 50٪قضیه اس

    بقیه اش سمت منه ک باید انجامش برم

    کلید خوشبختی،ثروت : استمرار استمرار،استمرار ساخت باورهای قدرتمند کننده، نداشتن مقاومت ،پذیرفتن بی قید وشرط باورهای مناسب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: