مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













سلام بر استاد گرامی و بانو شایسته
سلام بر دوستان هم سایتی و هم فرکانسی و همدوره ای
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
مدیریت 2خرابکار ذهنی بنام ترس و طمع
همیشه ترس ها با ما هستند در حالی که ترس داری باید حرکت کنی و عمل کنی
بر ترس ها باید غلبه کرد باید به دل ترس ها رفت
شجاعت و ایمان برای حرکت
برای رسیدن به خواسته ها باید بهاش رو پرداخت کرد
عزت نفس، ایمان، توکل به خدا باعث شجاعت می شود
ترس ها و نگرانی ها ابزار شیطان هستند
به استقبال تغییرات باید رفت
به اندازه ای که ایمان قوی تر می شود ترسها کمتر میشود
اگر روی باورها کار نکنی ممکن است نجواها دوباره قدرت بگیرند و ترس ها هم قدرت بگیرند
کسانی دچار ترفندهای پونزی میشوند که در مدار فقر باشند، کسانی که قانون کیهان را نمیدانند گرفتارش میشوند، ثروتمندان کسانی که از راه درست و طی کردن قانون تکامل به ثروت رسیدند به هیچ عنوان گرفتار این نوع ترفندها نمیشوند، تمام کسانی که گرفتار ترفند پونزی میشوند فقرا هستند
من هم یکی از اون افرادی بودم که دچار این نوع ترفندها شدم، چون در مدار قانون نبودم، چون عجله داشتم، چون طمع داشتم، چون ترس از آینده و فقر در آینده داشتم، به خاطر همین خیلی راحت و آسون و ساده گرفتار این نوع ایده ها شدم و خیلی سرمایه و پول رو از دست دادم، برای اولین بار در همون سالهای 83و84 که شرکت گلدکوئست در ایران فعالیت خودش رو شروع منم توسط معرفی از طرف یکی از دوستان صمیمی وارد این شرکت شدم و هم خودم و هم خانواده و هم تعدادی زیادی از دوستان رو به این شرکت وارد کردم و کلی پول و سرمایه وارد شدیم و کلی پول و سرمایه از دست دادیم، و بعد از این همه ضرر گفتم دیگه دچار این نوع ترفندها نمیشوم ولی در سال 1400 مجدد وارد این نوع ایده ها شدم و با یک ترفند دیگر و به شکل دیگر وارد شدم و باز کلی پول از دست دادم چون به قول استاد در مدار فقر بودم، چون میخواستم ره چندساله رو یک شبه طی کنم، چون واقعا طمع و عجله و ترس داشتم، ولی خداوند منو خیلی دوست داره … به خاطر همین به این سایت بینظیر و این استاد بینظیر و این دانشجویان بینظیر هدایت شدم که این نوع طرز فکرم عوض شود، تا با یادگیری قوانین کیهان و ایجاد باورهای مناسب و کارکردن روی باورها و تمرین و استمرار، استمرار و استمرار بتونم قدمهای بعدی رو درست طی کنم و ایده های مناسب رو دریافت کنم، الهامات خدا رو درک کنم با کار کردن روی باروهای توحیدی، به هدایت خداوند دل بسپارم تا خدای عزیزم با هدایت هر ثانیه فکر و ذهن و قلب و روح و گفتار و رفتارم به خوشبختی و سعادت برسم
گام چهارم
2025/01/03
سلام و درود به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و تمامی دوستان گرامی.
واقعا ترس و طمع افکار غلط و خرابی هستن که اگه ذهنمونو اشغال کنن خیلی راحت میتونن بهمون آسیبهای زیادی برسونن.
فکر میکنم همگی هر دو رو ، تجربه کردیم . خوب میدونیم با چ معضلهایی روبرو هستیم.
ما هم تو طول زندگیمون تو دام ترفند پونزی افتادیم و از طریق برنامه گلد کوئست فریبشونو خوردیم البته این جریان مال خیلی سال پیشه ولی خب دقیقاً یادمه همون سالها تمام داراییمون یه ماشین بود که 7 میلیون میارزید و ما دقیقاً تمام و کمال این پول رو تو گل کوئست وارد کردیم . که چیزی جز چن سکه ی بی ارزش دستمونو نگرفت.
خوب یادمه به خاطر وضعیت مالی بدی که داشتیم این طمع رو کردیم که چوبشم خوردیم .
چن سال پیشم به اصرار دوستانمون وارد بورس شدیم البته تو بورس مبلغ زیادی وارد نکردیم ولی بازم به همون مقداری که هزینه کردیم با شکست مواجه شدیم نه تنها سودی نکردیم بلکه مبلغی که گذاشته بودیم از دست رفت.
تو اون دوران با استاد آشنا نبودم اگرم اوایل آشنایی من با استاد عزیز بود شناخت کافی در مورد قوانین برای دست اووردن ثروت نداشتم به همین جهت دوباره این اشتباه را مرتکب شدیم . اما خب این دو اشتباهمون آویزه ی گوشمون شد حتی الان اگر 99 درصد مردم هم بیان باز درخواست وارد شدن به این برنامه ها رو از ما داشته باشن به هیچ وجه تکرارش نمیکنم و فریب کسیو نمیخوریم.
واقعاً کسانی که در مدار فقر هستن و با باورهای کمبود دست و پنجه نرم میکنن و به خاطر عجلهای که دارن حرص و طمع میکنن و وارد این بازی و برنامهها میشن و به خیال خودشون میتونن ره صد ساله رو یه شبه طی کنن و به خواستههاشون برسن .
خیلیا از این راهها ، ظاهراً پول و ثروت خوبی بدست میارن ولی از اونجایی که باز با طمع ادامه میدن ، چیزایی که بدست اووردن رو از دست میدن و به سر جای اولشون بر میگردن .
هرجایی که ترس هست ایمان نیست و همونطوری که استاد عزیز گفتن ترس بزرگترین ابزار شیطان برای گمراه کردن ماست کسانی که میترسن و کاریو از روی ترسشون انجام میدن صددرصد باخت میدن.
اسم این غلبه به ترس نیست غلبه به ترس موقعه ای انجام میشه که تو با وجود اینکه میدونی مسیر سختی رو باید طی کنی ولی با شهامت میپذیری که وارد اون چالش بشی
اما آدمهای ترسو یا فرار میکنن یا از دور و کنار مدیریت میکنن و یا اینکه خیلی زود تسلیم نجواهای شیطانی میشن.
بنابراین داشتن ایمان به خداوند بزرگ و قدرتمند و قبول و پذیرش فزونی و فراوانی نعمت و داشتن عزت نفس عوامل مهمی در غلبه به ترسها هستن .
کسانی که عجله میکنن و اینکه حال و حوصله ی آروم پیش رفتن رو ندارن و بیشتر رو کله ی خودشون حساب وا میکنن این افراد بیشتر به خودشون صدمه وارد میکنن. اینها کسانی هستن که خیلی جاها طبق افکار و باورهای مردم پیش میرن و همه چیو با عقل خودشون میسنجن و به فراتر از اون فکر نمیکنن .
طبیعتاً خیلی از ما این مراحل رو گذروندیم و از این تجربههای تلخ داشتیم
داشتن عزت نفس هم، عامل قدرتمند کننده ای برای غلبه به ترسهامون میتونه باشه .
چرا که وقتی تو وجود خودمون شهامت و قدرت رو حس کنیم بدون اینکه از چیزی بترسیم وارد چالشهایی میشیم که یا منجر به پیروزی میشه و اگر هم منجر به شکست بشه از اون به عنوان درس یا تجربه استفاده میکنیم.
نگاهت که کوچیک باشه بدست اووردن هر چیزی رو سخت میبینی و در نهایت برای اینکه داشته باشیش وارد راههای اشتباهی میشی .
که ترس یه بخشی از این مسیر اشتباهه و طمع هم بخش دیگه ای از این اشتباه !
اکثراً تو تمام معاملاتی که در کسب و کار انجام میدیم یه بخش از اون به ترسهامون برمیگرده و یه بخشش به طمع کردنمون . حال اگه این دو موضوع رو متوجه بشیم و خوب درکشون کرده باشیم میتونیم به جای اینکه بترسیم آگاهانه ذهنمون رو باز بزاریم برای دریافت الهامات و در همون لحظه از خداوند درخواست هدایت کنیم و ازش بخواهیم که اون معامله و اون اتفاق رو به بهترین شکل ممکن حل و فصل کنه البته که همه ی جوانب رو خودمون میسنجیم و طبق معیارهایی که داریم سعی میکنیم تصمیم بگیریم ولی در نهایت تصمیم آخر رو به عهده ی خداوند میزاریم و سعی میکنیم هر آنچه که همون لحظه بهمون الهام شد رو انجام بدیم .
جایی که بترسیم با احساس خوبی مواجه نیستیم پس نشون دهنده ی اینکه الان میتونم عملکرد درستی داشته باشم یا نه احساسم هستش. جایی که آرامش دارم و با خیال راحتتری دارم کاریو پیش میبرم حتماً با اتفاقات بهتری مواجه میشم.
خود ترس باعث میشه افکارهای ناجالب دیگهای به ذهنم خطور کنه و منو کاملاً از مسیر خارج کنه.
بعد از گذشت چندین سالی که با استاد عزیز همراه و همگام هستم ، یاد گرفتم هرجایی به هر دلیلی این حس بد یعنی ترس سراغم میاد تا جایی که میتونم غلبه بهش داشته باشم و سعی کنم ذهنم رو کنترل کنم و آگاهانه ورودیهای مناسب به خورد ذهنم بدم.
خیلی وقتا اشتباهات گذشتمو جلوی چشمم میارم و میگم که دوباره اشتباه نکنی ! یه وقت دوباره تکرارشون نکنی! به همین جهت تا حدودی عقلانیتر و منطقیتر تصمیم میگیرم.
طمع که از باور کمبود میاد باید کنار بره و به هیچ وجه تو زندگیامون نباشه . هیچ جا به هیچ دلیلی طمع نکنیم این به این منظور نیست که قانع باشیم بلکه به این منظوره که یاد بگیریم با توجه به شرایط و موقعیتمون به اندازه و در تعادل ، اون موضوع رو پیش ببریم نه این باشه که کوته فکرانه قید چیزیو بزنیم و نه این باشه که بیش از نیاز یا خواستمون برای بدست اووردن چیزی ، حرص و تقلا بزنیم.
استاد عزیز همیشه بهمون گفتن که حرص زدن و تقلا کردن که همون تلاش زیادی میتونه باشه و یا جاهایی که داریم بیش از حد توانمون زور میزنیم یعنی تو مسیر کاملاً اشتباهی هستیم و این مسیر نه تنها ما را به جایی نمیرسونه بلکه ممکنه آسیبهای روحی و روانی و حتی جسمی فراوانی وارد کنه.
به میزانی که ایمانمون نسبت به خداوند بیشتر میشه ، باور میکنیم که خدای ما این دنیا رو پر از نعمت و فراوانی خلق کرده و در نهایت از ترسها و کمبودها فاصله میگیریم .
و این بدست نمیاد مگر اینکه هر روز و هر روز تمرینش کنیم و تو زندگی روزمره و در عملکردهامون تکرارش کنیم.
بقدری تمرین و تکرارش کنیم که تا حدودی ملکه ی ذهنمون بشه. از اونجایی که میتونه پاشنه آشیلمون باشه ، همیشه باید آگاهانه تمرکز روی این موضوع داشته باشیم و اجازه ندیم مقاومتها و ترمزهایی که تو ذهنمون هستن مانع انجام کار درست بشن. اگر مقاومت و یا ترمزی هست سعی کنیم حلش کنیم تا بتونیم پامونو روی گاز بذاریم که به سوی مسیر درست پیش بریم .
سعی کنیم از افکار و باورهای عموم جامعه دور باشیم. زیاد به خبرهای منفی از طریق رسانهها و فضای مجازی منتشر میشه اعتنایی نکنیم.
خودمونو درگیر اینجور حواشیها نکنیم و همیشه خدا و فزونی نعمتهاشو به یاد بیاریم و با سپاسگزاری از هر آنچه که داریم سعی کنیم از داشتهها و از لحظاتمون لذت ببریم.
دقیقاً اون هفته خونه یکی از اقواممون بودیم خیلی بیمقدمه برگشت به ما گفت تا جایی که میتونید سعی کنید تا شب عید هر آذوقه و مواد غذایی که نیاز دارید تهیه کنید. چون میگن بعد از عید به شدت گرونی میشه و ممکنه بین ما و کشورهای دیگه جنگ ایجاد بشه که به خاطر جنگ آذوقه و مواد غذایی کمیاب و گرون میشه. خیلی جدی و با تعصب داشت این حرفو میزد . منو و همسرم یه نگاهی به هم کردیم و لبخندی زدیم برگشت گفت میخندید؟!! همسرم گفت نه و برای اینکه به صحبتش ادامه نده گفت چشم انجام میدیم.
وقتی اومدیم خونه داشتم به این فکر میکردم که اگه بخواهیم هر بار سر هر موضوعی خودمونو بازیچه ی دست این و اون بکنیم و خودمونو درگیر موضوعات و مسائل اقتصادی و سیاسی بکنیم حتی برای یک لحظه هم نمیتونیم با آرامش زندگی کنیم واقعا خدا رو شکر کردم که همسرمم مثل خودمه و اصلاً به این موضوعات توجهی نمیکنه و هیچ خبری رو دنبال نمیکنیم.
که اگر دنباله رو این خبرها بودیم هم از خودمون و هم از دیگران آرامش رو میگرفتیم .
ما بیاعتنا از حرفش گذشتیم اما خیلیا هستن که خیلی راحت و آسون فریب این حرفا رو میخورن و به خاطر ترسهایی که سراغشون میاد اتفاقات خیلی بدی رو تو زندگیهاشون رقم میزنن.
حتی اگر یک درصدم چنین خبرهایی صحت داشته باشه بازم به نظرم لزومی نداره که ذهنمونو از قبل ، درگیرش کنیم .
هر وقت هر اتفاقی افتاد همون موقع تصمیم میگیریم که چطور عمل کنیم .
با توجه به شناختی که از خدای خودمون داریم مطمئن هستیم که همیشه و در همه ی لحظات حتی در لحظات سخت و ناگوار کنارمونه و اگر ما ازش درخواست کمک و یاری کنیم به میزان باورمون میتونیم آرامش داشته باشیم و دوران سخت را پشت سر بگذاریم.
تا حالا خیلی وقتا از این موضوعات پیش اومده که با اتفاقات و حوادثهایی روبرو بودیم که به ظاهر تلخ بودن اما خب از اونجایی که سعی کردیم هر روزمون رو با ایمان و توکل به خدا سر کنیم تونستیم اون روزها رو پیش ببریم و به قول معروف نجات پیدا کنیم .خدا رو شکر میکنم که یاد گرفتیم در لحظه ی حال زندگی کنیم و زیاد ذهنمونو درگیر آینده نکنیم .چون آینده همیشه نامعلومه و درگیر کردن ذهن بخاطرش از نظر من ، کاری بیهوده ست .
تجربه نشون داده که بهتره ، فقط و فقط بچسبی به لحظه حال . اگر زنده باشی و سالهای زیادی رو تجربه کنی که پیش خودت خوشحال و سرافراز هستی به خاطر اینکه تونستی روزهای خوبی برای خودت بسازی و گذشته ی قشنگی داشته باشی. اگرم عمری کوتاه داشته باشی باز چیزیو از دست ندادی ، تونستی همون دوران رو به خوبی بگذرونی .بنابراین در هر دو حالت برد میکنیم و باختی ندادیم.
دیدم کسانی رو که خیلی حرص آینده رو میزدن و خیلی برنامهها برای آینده میچیدن اما الان در بین ما نیستن . چنین اتفاقاتی باید درس عبرتی باشه برای ما .
کل مطلب همینه ، اکثراً کسانی که میترسن و کسانی که طمع میکنن ، فقط نگران آینده هستن.
امیدوارم که بتونیم بدون اینکه نگران آینده باشیم روزهای خوبی رو سپری کنیم . آینده رو بسپاریم به خدای بزرگ و قدرتمندمون. خدایی که بهتر از ما میتونه برامون برنامه بچینه . امروز اعتماد میکنم به خدا و قوانینش و از خداوند عمری طولانی و پرعزت هم برای خودم هم برای تمام عزیزانم و هم برای تمامی دوستان عزیزم و استاد ومریم عزیز و بزرگوارم درخواست میکنم.
استاد جونم مرسی ازتون که با این فایل قشنگتون این درسها رو برامون یادآوری کردید. امیدواریم که بتونیم در تمام لحظات خوب و درست عمل کنیم.
استاد جونم مرسی که هستی.
الهی که باشه همیشه.
سلام به رفقای عزیزم
تحسین نثار استاد عباسمنش!
تحسین از ته قلبم!
یه چیزی توی این فایل، بعد از چند بار گوش کردن، پوز منو زد!!
استاد عباسمنش به این خاطر قابل تحسین هست که منطقه امن گولش نمیزند و ترس از دست رفتن نقطه امن ندارد.
من، ترسم از این جنس است.
ترس از دست دادن نقطه امن.
ترس از دست دادن شغل
ترس از دست دادن بیمه
ترس از دادن حقوق ماهیانه
ترس از مواجهه با تغییر
ترس از بیماری
ترس از محتاج دیگران شدن و علیل شدن
ترس از بی پولی
ترس از تغییر
وای... چقدر ترس دارم!
من قبول کرده م که راه دیگری برای مقابله با ترسها نیست…همین ، باید بی کله رفت تو دلش و ایمان داشت که خدا، یه جوری درستش میکنه. این ایمان، بالاترین ثروت است.
تو کامنت قبلیم همینجا، بخاطر نداشتن ترس از حرف مردم شاکی شدم…کائنات گفت: ترس میخوای؟ خب، بیا تحویل بگیر خودتو!
بخاطر این زندگی فوق العاده ممنونم.
الان نمیدونم دونه دونه ترسها چطور از بین میرود، ولی این جمله طلایی بود که: برای از بین رفتن ترس باید رفت تو دلش و اقدام کرد.
ممنونم
بنام پرودگار یکتا
سلام
استاد من از اون افرادیم که یکی از افتخاراتم این بود که خیلی راحت اینجور ترفندها رو شناسایی میکردم و جلو ضرر خودم و اطرافیانم رو بارها در این مورد گرفته ام
اما چه کنم از دست این ذهن فقیر
وقتی گفتین فقط افرادی که ذهن فقیر دارن به چنین دامهایی میافتن خیلی بهم برخورد.
چون بعد از 50 سال زندگی و به حسابم خودم هواس جمع جدیدا به یک نوع جدید این نوع ترفند 520 میلیون تومان رو از دست دادم
من از زمانیکه یادم میاد هر گونه از این نوع پیشنهاد های عوام فریبانه که وعده های سود بالایی رو میدادن ذهنم آلارم میداد که حتما کاسه ای زیر نیم کاسه هست و اینجور سودها با عقل جور در نمیاد
اما چطور شد که بعد از این همه تجربه این چنین کلاهی سرم رفت (البته طرف هنوز هست و داره به همون شکل میفروشه و خیلی با پررویی به طلبکارها میگه کم آوردم و باید صبر کنید)
معمولا وقتی یه بازاریاب با من تماس میگیره بعد از اینکه تماس قطع میشه بلافاصله بلاکش میکنم که دیگه نتونه تماس بگیره،
چون اکثر وقتها بیموقع تماس میگیرن و بارها که برای خرید رفتم دیدم اون چیزی که موقع بازاریابی میگن با موقع خرید کالا فرق داره
و اینبار هم یه بازار یاب ماهها پیش تماس گرفت و گفت ما آهن فروشی داریم و چون خرید کلی میکنیم با قیمتهای پایین تری نسبت به رقبا میتونیم آهن رو بفروش برسونیم و طبق معمول من همون اول جواب رد دادم و ایشون گفتن من لینک گروه رو براتون میفرستم اگه دوست داشتین عضو بشین و اگه یه زمانی خرید داشتین یه استعلام قیمت هم از ما بگیرین و ایکاش اینبار هم بعد از قطع تماس بلاکشون میکردم که نکردم، بعد از اینکه لینک گروه رو فرستادم چون چند وقت بعد خرید آهن داشتم گفتم خوبه عضو بشم لااقل قیمت آهن رو داشته باشم و عضو شدن همانا و کلاه سرم رفتن همانا
بعد از اینکه دیدم یه مقدار جزئی از جایی که من آهن میخرم قیمتاشون پایین تره
از اون جایی که راحت اعتماد نمیکنم موقعی که خرید آهن داشتم تماس گرفتم و پیش فاکتور خواستم و ازشون آدرس رو گرفتم که حضوری مراجعه کنم
وقتی خیلی سریع برام پیش فاکتور رو فرستاد و آدرس دفترشون رو برام فرستاد یه مقدار اعتمادم جلب شد و چون اونروز وقت نداشتم و جوشکار هم عجله داشت برای خرید آهن گفتم یه فاکتور کم خرید میکنم و اگه به موقع فرستادن خریدهای بعدی رو هم از ایشون انجام میدم
و دقیقا همینی شد که شما گفتین سری اول خیلی به موقع و بدون کم کسر آهن رو برام آوردن
من که اعتمادم جلب شده بود ده روز بعد خرید دومم رو تقریبا دو برابر سری قبل سفارش دادم که همین 520 میلیون بود و قرار شد که سه روز بعد آهن رو برام ارسال کنن
بعد از گذشت 50 روز
اگه شما آهن جدیدی براتون اومده برای من هم اومده
با مراجعه چندین بار به دفترشون متوجه شدم نفرات دیگری هم مثل من گرفتار این آقا شدن و ایشون کارش همینه البته تابحال فرار نکرده اما تا جائیکه میتونه جوابگو نیست و امروز فردا میکنه و وقتی که خیلی زور بالاش میاد کم کم یا آهن رو میده یا پول رو برمیگردونه
و اینطور که من متوجه شدم با پولی که چند وقت دست خودش نگه میداره به حساب خودش تو ارز دیجیتال سرمایه گذاری میکنه که اونجا هم 95 درصد افراد کل پولشون رو از دست میدن
خلاصه اینکه من با اینکه روانشناسی ثروت یک رو دارم و تجارب زیادی از این قبیل ترفندها دارم به نوع جدید این کلاهبرداری گرفتار شدم
که این هم به قول شما از ذهن فقیر میاد که همیشه طمع میکنیم که یه مقدار ارزونتر بخریم و یا گرونتر بفروشیم
حال اینکه پولم رو که از دست دادم هیچ مجبور شدم بعد از 40 روز با قیمتهای حدودا ده درصد بالاتر از قبل خرید کنم یعنی اگه اون آهن رو همون موقع میفرستاد حدود 5میلیون تومان نسبت به دیگران ارزونتر خرید کرده بودم اما الان بعد از گذشت 40 روز 50 میلیون تومان گرونتر خریدم رو انجام دادم
و عجله که کار شیطانه
اگه من اون روز عجله نمیکردم و میرفتم دفتر کارشون رو میدیدم به احتمال بسیار زیاد این خرید رو انجام نمیدادم و یک روز دیرتر آهنم میومد سر کار اما الان 40 روز طول کشید که دیدم طرف فقط امروز و فردا میکنه رفتم از جای دیگه خرید کردم و از اون شخص شکایت کردم و این هم از نتیجه عجله کردن هم کارم 40 روز دیرتر انجام شد هم جنسی که خریدم گرانتر برایم در اومد هم کلی پولم رو فعلا از دست رفته میبینم
با تشکر خدانگهدار
سلام دوست عزیز
ازت ممنونم بابت اینکه تجربه تو دراختیار ما قراردادی ازت ممنونم که اومدی وکاملا توضیح دادی این برای من هم درس داشت تو هر کاری که میخوام انجام بدم عجله نکنم و کسی هم بخواد عجله رو به من القا کنه ازش دوری کنم چون بهرحال ممکنه حس بدی رو درمن بوجود بیاره
بهرجال این تجربه رو شماهم بدست اوردید و انشالله که پولتون برمیگرده ولی این مهمه که ضرربیشتری ندادید .
درضمن سری به پروفایلتون زدم وخیلی خوشحال شدم که کلی نتیجه ی عالی گرفتید درکسب وکارتون واینکه آرامشتون روبدست اوردید واقعا تحسینتون میکنم که به این حد از پیشرفت رسیدید وخیلی خدشحالم که من هم درمشهد هستم وبا شما همشهری
خیلی دوست دارم که خونه یی تازه ساز بخرم و انشالله که بتونم از راهنماییهای شما استفاده کنم و خرید خوبی داشته باشم ویا اینکه هدایت بشم به سمت انسان هایی مثل شما
ازتون بسیار متشکرم
هرلحظه اززندگیتون پراز نور وعشق خدا باشد
سلام خانم علیپور
ممنونم که برام نوشتین
انشالله که بزودی به خواسته تون میرسین و یه خونه تازه ساز عالی میخرین
خداروشکر مشتریهایی که از من خرید میکنن مثل شما انسانهایی عالی هستن و با خودشون در صلحن و شما هم هر وقت خرید داشته باشین حتما به بهترین سازنده ها هدایت میشین،
انشاالله که اون سازنده من باشم
سه تا هفتی که نشانه روزهای عضویتتون در سایت هست حس خیلی خوبی بهم میده
بازم ممنونم که به کامنت من پاسخ دادین
و خوشحالم از اینکه دوستان خوبی مثل شما در سایت استاد حضور دارن
بهترینها رو براتون آرزومندم شما لایق بهترینها هستین
سلام آقای نیکوی عزیز
من هم به خاطر هدایت شدن به کامنت شما این رو یک نشانه ی قوی میدانم که بزودی خونه ی دلخواهم رو میخرم و هم زمان خونه ی که شهرستان داریم رو براش مشتری اومده این همزمانی رو ثابت میکنه واین نشانه ها حتما من رو به خواستم میرسونه حتما اگر فروش خونمون قطعی شد میام ومیگم بهتون
امیدوارم همیشه دربهترین حال واحوال باشید
همیشه درزمان ومکان مناسب باشید
و به امید دیدارتون در بهترین زمان
درپناه الله یکتا باشید
سلام
ایه ۸۲ سوره الانعام – الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿۸۲﴾
آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنى تنها از آن آنهاست; و آنها هدایتیافتگانند
استاد عزیز ، من می گویم که شما برای چیزی که می خواهید تمام تمرکز خود را روی آن قرار می دهید واین عادت خوب شما بوده وهست و فقط و فقط چیزی را می بیند که میخواهید تمام تمرکز خود را به آن می اندازیدبه خدا توکل می کنید به طور واقعی نه زبانی، و قدم پیش می گذارید-
من هم یکسره روی این مورد که درباره حرف مردم هست خیلی روی خودم کار کردم و قبل از این سایت هم بوده است که البته خیلی بهتر شده ام ، و همیشه باید روی آن کار کنم ، ولی می دانید که این مورد چقددددددددددددددر از طرف مادرم به من القا شده است خیلی خیلی خیلی زیاد، یعنی مادرم حتی قشنگ به زبان آمده که حاضرم بمیرم ولی این طوری نشه، واقعا برایم عجیبه ، حتی ما را گرسنه نگاه می داشتن که بده و فلانی چی می گه …… وای که چی بگم که این حرف مردم زندگی همه بچه هایش را در بر گرفته است.
برای تغییرات من شجاع نبودم سالها قبل از آشناییم با این سایت خیلی روی خودم کار کردمو تغییرات خوبی هم ایجادکردم و موفق هم شدم، مقدار کمی از ان مانده بود که در این ماهها خیلی روی خودم کار کردم و نتایج خوبی هم گرفتم واقعا این شجاعت محشره . و قابل تحسین.
این فایلهای مصاحبه ای اندازه کل دوره ها اهمیت دارد و عالی هستند.
خدا قوت
سوره بقره ایه ۳۸ – قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ﴿۳۸﴾
فرمودیم جملگى از آن فرود آیید پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد
خدایا برای تمامی نعمتهایت شکرت شکرت شکرت
به نام خداوند بخشنده هدایتگرم
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
روز شمار زندگی من روز 178
امروز به گذشتم نگاه میکردم و میدیدم که چقدر زندگی من رو به روال بوده و خداوند همه چیز و به صورت کاملا راحت و طبیعی وارد زندگیم کرده اگه من به همون روال رها میکردم به جرعت میتونم بگم جایگاهی که داشتم خیلی خیلی بالاتر از آلانی که هستم بود چون من یه انسان فعال، پر انرژی ، با عزت نفس بالایی بودم و هستم و زمانی که ترس در وجودم رسوخ کرد سد راهی شد برای ورود نعمت بیشتر و خارج شدن نعمتهایی که دریافت کرده بودم از زندگیم به راحتی راحت حلقوم چقدر جالبه امروز من با خودم میگفتم اگه ترس نداشتم تضادهایی که وارد زندگیم شدن بوجود نمیومدندو امروز استاد در رابطه با ترس حرف میزنند به خودم گفتم منی که دوره عزت نفس و خریدم آیا مثل وحی منزل که استاد گفتن تمرینها رو انجام دادم منی که یه گنج دستمه و ازش استفاده نمیکنم به خاطر همون ترسامه و اگه کل دوره های استاد و بگیرم هییییییچ تغییری تو روند زندگی من رخ نمیده تا زمانی که به ترسام غلبه کنم من همون هاشم قبلی هستم پر انرژی فعال با انگیزه فقط باید پا روی ترسام بزارم تا بتونم از این پتانسیلی که در وجودم دارم استفاده کنم و اگه ترسی داشته باشم ببببازم بر میگردم به خونه اولم پس همه چیز به عزت نفس ام بستگی داره که به ترسام غلبه کنم و تا وقتی که ترسی دارم یعنی ایمان به خداوند ندارم هرچقدر هم با لب و دهن روزی هزاران بار خدا خدا بگم هیچ اتفاقی نمیفته هیچ نتیجهای حاصل نمیشه اگه میخوام نتایج خوب بگیرم باید عالی عمل کنم عمل کردن من فقط بر میگرده به غلبه بر ترسام من نشانه های خداوند و تو زندگیم روزی چند بار میبینم و میدونم که خوشبختی و نعمتی که خداوند و جهان وارد زندگی من میکنه پشت همین سد غلبه بر ترسامه ولا غیر باید ایمانم و قوی کنم مثل استاد که الگوی موفقیت در تمام جوانب برای منه( من باید یه شخصیتی از خودم بسازم تا انگیزه ای بشم برای خیلی ها) این کلامی بود که من از کائنات دریافت کردم من یاد گرفتم تا سمت خودم و خوب انجام بدم و تلاش میکنم که بهترین خودم باشم مابقی رو سپردم به خداوند و اون خییییلی بهتر از من کارشو بلده خداوندا هزاران میلیارد بار شکر میکنم بابت زمان حالی که دارم و روز شمار زندگی بینظیرم رد پای امروز من
یا حق
روز سی و یکم
سلام به استاد عزیزم، عزیز دل منید شما استااااد چقدر من دوستون دارم اخه ،چقدر ذوق میکنم از زندگی بینظیرتون ،استاااااد ،چقدر ذوق میکنم برای عشقی ک تو زندگیتون با مریم عزیزم ک واقعا هم شایسته هستن ،دارین
استاد چقدر تحسینتون میکنم برای ثباتتون و استمرارتون در مسیر
من همون اوایل ک با سایت اشنا شدم،دوره عزت نفس رو گرفتم و دوبار همه فایلها رو گوش کردم
نتایج هم ب همون اندازه بود ک من کار کردم
و واقعا استاد ب این حرفتون ک میگید باید تو مدار باشی تا اون ایده،اون درک،اون اگاهی،ثروت،عشق و … رو جذب کنی،ایمان دارم ،برای همین فایلهای دانلودی رو جدی تر گرفتم،و به ارزشش پی بردم،و قدم ب قدم به لطف الله دارم پیش میرم :)
این حرف ک باید تکاملت رو طی کنی ،حقیقت محضه
کسی ک یه شبه و با ترفند میخواد پولدار شه،حتی اگ برسه از دستش میده چون تو مدارش نیست،چون ظرفشو نداره!
بازی همینقدر ساده است
امروز دوتا اتفاق افتاد ک هردوتاش باعث شد بااز اولویت یک من کار کردن روی باورهام باشه …
1_ ذهنم تقلا میکرد اینستا نصب کنم و با ادمای جدید اشنا شم،ولی قلبم اصلا اینو نمیخواست،حتی پیج زدم ،ولی اونقدر احساسم قوی بود ک فقط باید روی باورهات کار کنی ک پاک کردم سریع
هیچ عامل بیرونی نمیتونه زندگی تو رو بهتر یا بدتر کنه،پس فقط روی باورهات کار کن
اینو با صدای بلند شنیدم :)
و اتفاق دوم امروز با پسری ک دوسم داشت و رابطه سرشار از عشق و احترام داشتیم ،یجوری شد ک باز صحبت کردیم با هم
من یکم حالم خوب نبود،دراز کشیدم ک بخوابم، تو خواب و بیداری بودم استاد،فقط یک کلمه رو پررنگ دیدم :
باور
تصویرای زیادی بود،نور بود،تصاویری از اینده بود ولی این کلمه پررنگ تر از همه چیز بود،استاد به دوستم همون لحظه پیام دادم
و دیوانه وار داشتم مینوشتم ک چ اتفاقی تو وجودم افتاده،خدای من…..الله من…تو فقط میدونی ک تو وجودم چ خبره …. استاد عصر ک دوستم بهم زنگ زد یه حرف بهم زد ( راجع ب رفتارم)،استاد من همون لحظه تو شوک رفتم از این حرف،عین فیلما ک استپ میخوره :) همه چی استپ شد،فقط من بودم،و این جمله زمزمه میشد ک فاطمه تو خلق کردی همه چیزو بعد تو خواب و بیداریم اون کلمه ی باور رو همینجوری پررنگ دیدم
همین نقطه از زندگی من،جایی بود ک با تمام وجودم حس کردم چقدر قدرت دارم ،چقدر ب لطف پروردگارم قدرت دارم،قدرتی که میتونم تمام زندگیم رو تمام و کمال خلق کنم دقیقا همونجوری ک میخوام
وقتی بهش پیام دادم گفتم حق باتوئه،من خلق کردم همه چیزو،حتی رفتار نادرست تو رو من خلق کردم،
فاطمه قبلا خود آرامش بود،خود شادی و حال خوب بود،من خودم عشق بودم و اون عشق رو من خلق کردم اما یکم ک گذشت،ذهن منطقیش شروع کرد به صحبت کردن،نجواها اومدن،ک ترکت میکنه،تنها میمونی،و ….من بودم ک رفتارهای اشتباه داشتم بخاطر باورهای اشتباهم، من تمام و کمال زندگیم رو خلق کردم ،حتی از دوستم تشکر کردم ک تضادی بود و باعث شد بفهمم اشتباه کجاست،حقیقت چیه و چطور حلش کنم
درسته اشتباه داشتم،اما من به درکی رسیدم تو این سن ک شاید خیلی ها با عمر زیاد ب این درک نرسیدن
اینکه من مسئول زندگیمم
من نااگاهانه از قوانین استفاده میکردم و اون عشق خلق شد،و نااگاهانه از قوانین دور شدم و اون عشق کم شد
اما الان سپاسگزار تر از همیشه ام،چون به قدرت وجودم پی بردم،به اینکه زندگیم تمام و کمال در اختیار منه،من قدرت خلق هرانچه ک بخوام رو دارم. من حتی این اگاهی رو شانسی درک نکردم،من واقعا از خدا خواستم ک هدایتم کنه،هی پرسیدم هی هدایت خواستم
هیچ چیز اینجا شانسی نیست!
یا تو مدار عشق هستی یا ترس
یا ثروت یا فقر
یا حال خوب یا حال بد
یا رقص و شادی یا غم و اندوه
یا سلامتی و زیبایی یا بیماری و درد
یا تو مدار خدا هستی،یا نیستی
کجایی فاطمه ؟چیو باور کردی؟
فاطمه تو باید خودتو ببری بالا
چطوری؟ با قدرت بی نظیر فکر و ذهنت
با کار کردن روی باورهات
با بالا بردن مدارت
فاطمه تو خالق زندگیتی
استاد عزیزم من هر روز متعهد تر از قبل
اینجام تا رشد کنم،و بگم من خالق زندگیم بودم
ای کائنات،تو شاهد باش،من خالق زندگیمم
من مسئولیت زندگیم رو تمام و کمال قبول کردم
من خالق 100٪ زندگیم هستم
نه هیچ عامل بیرونی بلکه باورهای من
نه هیچ انسانی بلکه فرکانس من
نه هیچ شرایط و امکاناتی بلکه ایمان من
الله من تو آگاهی به قلبم ک من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم …
و اما نشانه امروز من
خدایا ممنونم
چقدر دقیق و زیبا به بهترین شکل ممکن راهنمایی و هدایتم می کنی. به این زیبایی هم، کمکم کن تا این آگاهی هایی که دریافت کردم رو پیاده سازی و عملی بکنم.
ترس
ترس
ترس
واژه ی غریبی است که منو فلج می کنه.
ترس های زیادی هست که باید روش کار کنم.
به قول استاد باید هر روز و هر روز روی خودمون کار کنیم تا نتایج به وجود بیاد و پایدار بشه. پس من هم باید مثل غذا خوردن هر روز روی ورودی های ذهنم کار کنم.
ترس از فقر/ دوستان شاید باورتون نشه من انقدر از فقر می ترسم که نمی تونم به راحتی حتی ی دونه پفک برای خودم بخرم. همیشه حساب کتاب می کنم و تا جایی که بشه خرج نمی کنم. همش می ترسم که نکنه ی وقت نتونم از پس مخارجم بربیام.
ترس از تغییر شرایط. ده ساله ازدواج کردم و بخاطر ترس هام صاحب فرزند نشدم. و الان روزهای آخر بارداری رو سپری می کنم و منتظر آمدن دخترم هستم. ترس هام انقدر زیاده که نمی ذاره با دخترم ارتباط برقرار کنم و دوستش داشته باشم. همش احساس می کنم که کار اشتباهی کردم. همش ترس ها میاد سراغم.
اما به قول استاد این ی چالشه که اومده منو بزرگ کنه. تا کی؟ دیگه تا کی باید از این موضوع فرار کنم!
ترس اسلحه شیطانه.
تا وقتی که روی این موضوع کار کنم. نتایج بزرگ اتفاق می افته.
خدا میدونه که چقدر نگرانی ها و شک و تردیدها و دل مشغولی هایی توی ذهنم هست که همشون هم بیهوده اند.
همین دیشب ی سری ترس های مسخره به سراغم اومده بود و خواب رو از چشم هام گرفته بود. یکم باهاش مقابله کردم ولی نه باقدرت.
من زمانی رشد می کنم که با ترس هام روبرو بشم. به استقبال تغییر برم.
چقدر قشنگه اگه من هم به این باور برسم و مثل استاد فکر کنم که گفت: من پیش خودم میگم میرم جلو حالا ی چیزی میشه. هر مسئله ای پیش بیاد حلش می کنم. خدا کمکم میکنه. { منم باید مدام این جمله ها رو به خودم بگم و با ترس هام روبرو بشم.}
ترس فقط نشانه بی ایمانی
باید روی ایمانم کار کنم . باید خدا رو و قدرت هاش رو باور کنم. باید با ترس هام روبرو بشم. بایدحمله کنم. باید شجاع تر باشم.
دوستتون دارم.
سلام به دوست خوب و هم فرکانسی عزیزم سر کار خانم سعیده⚘⚘⚘
تحسین میکنم این کامنت زیباه و صادقانه ای که با ما در میان گذاشتین..
درود بر شما ….افرین به این شهامت و جسارتی که دارین و احساسات واقعی تون رو بیان کردین..
مادر شدنتون رو بهتون تبریک میگم حتمآ تا حالا بزرگ شده…🌹
در مورد ترس عالی گفتین و من لذت بردم از کامنتتون هر چند مال خیلی وقت پیشه…
موفق و پایدار باشید
شهاب جان سلام
خدا روشکر که کامنتم تاثیر گذار بوده
خدا رو شکر
خدا رو شکر که دوران بارداریم به موفقیت تمام شد. دورانی که با قرنطینه همراه شد و من از این فرصت استفاده کردم و تا می تونستم روی خودم کار کردم.
بعضی وقت ها دلم برای اون دوران تنگ میشه.
هیچ لذتی بالاتر از کار کردن روی خودت و دیدن پیشرفت هات نیست
یکی از بزرگترین ترس هام مادر شدن بود که مقابله کردم باهاش و الان احساس می کنم که خیلی بزرگ شدم
دخترم بزرگ شده و الان 8 ماهشه و بزرگترین سپاسگزاری من از خدا وجود دخترم شده. بزرگترین نکته مثبت زندگیم. خدایا ازت ممنونم
شهاب جان موفق باشی
بنام خدای هدایتگرم ک بی اذن اون برگی از درخت نمی افتد❤
سلام و درود خدا بر قلم ها و زبانی ک توحید را گسترش میدهد❤
ایستگاه ۳۱ ام از خدایی شدن…
معبودم تو را هزاران سپاس برای وجود نازنینانی چون استاد عباسمنش بزرگوار و مریم مهربان …ک همت این دو بزرگوار در راه رسیدن ب تو و شناخت قوانین محکمت ، حرکتی ب راه انداخته در هزاران هزاران قلب و روح و ذهن و انقلابی در وجود امثال منی بپا کرده ک نگاه نو و تازه ای ب وجوووود ارزشمند تو پیدا کرده ایم و با شناخت دوباره ی تو توانایی ک در وجود تکتک ما نهفته بود را بیدار کرده و سیلی از عاشقان الله ب سمت خدا گونه تر شدن را ب جریان انداخته…سلام و درود خدا بر باعثین این حرکت الهی…
و اما عزت نفس…اگاهی ناب این فایل…الحق و الانصاف ک عزت نفس پایه ترین و اساسی ترین عنصر لازم برای خوشبخت شدن است
الان ک دست ب تایپ شدم تا طبق عهد عاشقانه ام ب خودم و الله رد پایی از خود درین راه و درین ایستگاه ب جا بگذارم حدود ۱۰ ساعت از وقتی فایل رو گوش دادم و متن های مریم جان رو خوندم و نوشته های استاد رو میگذره…تو این ۱۰ ساعت بارها و بارها مفهوم نو و تازه ای ک از عزت نفس فهمیده ام ک فقط و فقط مختص این سایته و جایی با این گویش و این بیان و این همه خدا گونه نشنیده و نخوانده بودم را مرور کردم و مرور کردم و مرور کردم…هر بار خواندمش با صدایی کب گوش میرسید هر بار تاکیدی ب خودم گفتم مفاهیم الهی راه…و الحق ک هر بار اثرش در جانم محکم تر میشد و از شنیدنش و خواندنش خسته نمیشدم… این همان ریسمانیست ک با چنگ زدن ب ان براحتی میتوان راه های نرفته را رفت بدون ترس و غمی…
نتایج کسب نشده را دریافت کرد با ارامش و یقین…
خدای من تو را سپاس ک ب من تاکید میکنی دنبال کردن اونچه ک برای بهتر شدنم لازمه…
چ زیبا گره زدید عزت نفس را ب توحید….و این اتصال چ زیبا و حتمی بود و پیوست عمیقش چقدررر برای ذهنم قابل قبول بود..
خدای من اعتراف میکنم هیج کجا ب این زیبایی مفاهیم اولیه برای رسیدن ب تو و رسیدن ب دنیا را ب این زیبایی پیوندش با معنویت و توحید را ب این نابی نخوانده بودم و نشنیده بودم
اولین جایی ک ثروت را الهی میداند و چ این پبوند ثروت با الله و معنویت اتصال زیبا و حتمی و محکم و قابل قبولی است..
این جا جایی است ک ب من فهماند تمام ابعاد زندگی تماااااام تمامش پیوند نا گسستنی با الله دارد…
و میشود ب ارزوها رسید و با رسیدن ب ارزوها ب وصالی زیباتر رسید یعنی وصال ب حضرت حق❤
اینجا عزت نفس رنگ خدایی میگیرد
اینجا روابط رنگخدایی میگیرد
اینجا سلامتی عطر خدا میدهد
اینجا ثروت جلوه ی الله یکتاست…
خدا ما را ب عجب جایی هدایت کرده …این خود نشانه ی واضحی است ک خدا میخواهد دنیایم و اخرتم را بهشتی کند…
خدایا هزاران بار شکر
عزت نفس یعنی خود را باور داشتن…یعنی خدا رو باور داشتن…یعنی توانایی هایی ک خدا ب تو داده را باور داشتن..یعنی بدانی خدا هر چ لازم داشتی برای خوشبختی و سعادت در وجودت کاشته…یعنی خدا تو را مجهز ب الله اکبر کرده و تو قدرتی داری ک یکتنه زندگیت را چنان زیبا خلق کنی ک تو ام مانند پروردگار یکتا ب خودت افرین بگویی بعد خلقت…
عزت نفس یعنی ارزشمند بودنت ب میزان کارهایی ککردی یا نکردی یا دانشی ک داری و …هییییچ ارتباطی ندارد و هیچ کدام ملاکی برا لایق بودنت نیست…
عزت نفس یعنی همینک تو پاره ای از خدایی و افریده ی دست خداوندی ک فقط و فقط ارزش میآفریند و همین ما را بس ک احساس ارزشمندی کنیم…
الحق ک عزت نفس نمود کامل توحید است…تو دیگر نگران دنیای بیرون از خودت نیستی …ب همان اندازه ک عزت نفست رشد میکند ب همان نسبت توحیدی میشوی…ب هماننسبت نگرانی هایت و ترس های کممیشود و ب همان میزان آرامشت بیشتر میشود…و این ارامش برایت همه چییییزززززز میشود…
عزت نفس تو را خدا گونه میکند…
خدایا هزاران بار شکر ک امروز اینگونه عمیق مرا هدایت کردی تا مفاهیم این فایل ارزشمند را ب رووووحم و جانم هدیه دهم….
راستی دلم میخواد این تجربه ی خوبمم اینجا بگم…ک قطعا و حتما نتیجه و برکات سفرنامه ی متبرک ب اگاهی های نابه..
راستش من خیلی رو حس خوب داشتن کلیدم…چون فهمیدم اساس قانون میگه
حس خوب=اتفاقات خوب
وقتایی ک ب هر دلیلی حسم بهممیریزه میدونم کنباید تو حس بد بمونم اما زمان میبرد تا بتونم با اگاهی هایی ک دارمپلی بسازم ب سمت احساس خوب…
ولی اخیرا متوجه شدم این زمان کمتر و این استفاده از اگاهی ها حرفه ای تر شده…
حالا چطوررر؟؟
ب این صورت ک وقتی اتفاقی احساسمو بد می کنه در زمات کوتاهی ب خودم میگم فرکانس های تو جهانت رو خلق میکنه و هیج عاملی خارج از تو دنیات رو کنترل نمیکنه و کنترل صد در صدی جهانت رو خداوند ب تو سپرده…و میگم استاد عباسمنش تو فایل های زندگی در بهشت و فایل هدایت شدن ب امریکا وقتی حسش بد میشد میگفت داستان رو رها کنیم و بریمتفریح کنیم و ب این وسیله ذهنشون رو از اتفاق بد دور میکردند و توجهشون رو میبردن جای دیگه ….پس کار تو ام اینه….و ب خودم میگم تو این حوزه ب خاص کپیش اومده چیا دوست داری؟؟؟ و ذهنمو هدایت میکنم ب افکار زیبا و خواسته هام….و چقد عالی جواب میده …من از شما سپاسگذارم برای انرژی و وقتی ک خالصانه برای تربیت و اموزش ما می زارید …انشالله خداوند بهتون عزت بده و سلامتی…در پناه خداوند ب بهترین ها برسید…
این فایل برامبی نهایت با ارزش بود…و بی نهایت درس داشت برام…
ممنون و پایان
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم خانم نازنین
داستان پا گذاشتن روی ترسها و غلبه بر افکار و قدم برداشتن و توکل کردن من هم به صورت تکاملی ایجاد شد و آرام آرام شکل گرفت و خیلی راضی ام از قدم گذاشتن در این مسیر و توکل به خدا
امسال وقتی هدفگذاری کردم قبل سال بود روی ثروت هدفگذاری کردم و خیلی جالب بود در کمال ناباوری برنامه مسافرت که از قبل ریخته بودیم در لحظات آخر پول مناسبی به دستم رسید و رفتیم مسافرت و جای شما خالی خیلی هم لذت بردیم در راه برگشت به اتفاقات زیبایی که افتاده بود فکر میکردم که چقدر زیبا با توکل بخدا همه چیز عالی بود و لذت بخش که یهویی ی ندایی آمد
(الرزق زرقان)
من همیشه دوست داشتم مثل استاد زندگی کنم و پول به سمت من بیاد تا من دنبالش برم و از ذهنم کمک بگیرم و کنترل ذهنی رو برای ورود نعمت ها داشته باشم ،داشتم رانندگی میکردم و به این جمله فکر میکردم که احساس کردم بهم گفته شد هدف سال جدیدت باید روی خودت و توکل به خدا باشه تو باید به خدا توکل کنی و بندگی اون رو بکنی اون خودش میدونه چکار کنه و اینقدر اتفاقات خوب و هدایتی در طول مسافرت افتاده بود که بی برو برگرد قبول کردم و گفتم روی خودم و توکل بخدا کار میکنم و فقط بندگی اونو میکنم تا اون منو هدایت کنه و درست چند روز بعدش از طریق دوتا از دوستان که تو سایت هستند و باهم دوست هستیم به فایل هدفگذاری متفاوت برای 1403 هدایت شدم اینقدر از خدا تشکر کردم که چقدر زیبا منو هدایت کردی و با دیدن و شنیدن این فایل استاد مصممتر از قبل شدم که هدایت و الهام خداوند رو گوش بدم و الان با این فایل استاد تاییدی بر تصمیم من شد و از اون روز به بعد با اینکه تازه تصمیم گیری کرده بودم و خیلی شیطان با من بازی میکرد هر جا و هر لحظه متوجه نجوای شیطان میشدم فقط میگفتم (اعوذ بالله من شیطان رجیم)و جالب بود که چنان قدرتی در من ایجاد میشد به لطف الله که اون نجوا ها فراموش میشد و من این قدرت رو به خدا میدادم و همین کار باعث میشد راحتتر بهش اعتماد کنم و خیلی جالبه ندای خداوند بعضی وقتها اینقدر واضحه که انگار داره بامن حرف میزنه و الان هر کاری که میخوام انجام بدم از اون کمک میخوام و میگم نشونه هدایت خدا ارامشه ،اگر کارها در آرامش انجام بشه یعنی مسیر رو درست رفتم و اگر استرس و آشفتگی باشه میگم داستان شیطانه و انجامش نمیدم تا به آرامش دعوت بشم بعد میرم سراغ هدایت الله
خرید خونه ،ماشین سواری، یخچال، دوباره ارتقاء ماشین از پارس1390 به دنا پلاس توربو 1402 و…. اینکه چطور خود آدمها و ایده های ناب به سمت من هدایت میشن و چطور خداوند دل آدم ها رو برام نرم میکنه و کارها رو به بهترین شکل ممکن و نهایت ظرافت و دقت انجام میده
و چقدر سپاسگزارخداوند و تمام انسانها هستم من فقط درخواست میکنم و اینقدر جالب از اون جایی که فکر نمیکنم خدا سورپرایزم میکنه خدا وکیلی منکه هنوز تازه دارم عمل میکنم البته هزاران هزار داستان تو این مدت سال جدید رقم خورده که خیلی بهم کمک کرده تا خودم رو بسپارم به خدا تا اون منو هدایت کنه
و همیشه یاد صحبت استاد میافتم که میگه هر روز بصورت روتین باید این مسیر رو ادامه بدین و هر روز بهتر از قبل باید بشید و سعی کنید هر روز بیاد بیارید که چه عواملی باعث موفقیت دیروزتون بود همون ها رو باایمان قویتر و اعتماد به رب بیشتر انجام بدید باور کنید اصلا امسال از خودم و خدا خیلی راضی ام و اصلا به حرفهای بقیه و باورهای غلط شون کاری ندارم و بازم به قول استاد که میگه هرکس در جای مناسب خودشه سعی نکنید جابجاشون کنید این عین عدالت خداست فقط به اون چیزی که باور دارید و نتیجه گرفتید عمل کنید
و جمله آخر
با احترام به همه خداوند رو تنها قدرت مطلق میدونم فقط بندگی اونو میکنم و فقط از اون کمک میگیرم و ازش خواستم منو به راه راست که وفور نعمت هاست هدایت کنه راه آسانی ها (آسان کردیم برای آسانی ها)بهترین ها ساده ترین مسیر ها و بهترین و عالی ترین ها. اون قول داده که بی نهایت نعمت و ثروت بده و من در مسیرم تا هدایت بشم به اون راه
و این داستان ادامه دارد تا لحظه آخر عمرم